﻿WEBVTT

00:00:05.690 --> 00:00:10.663
‫[این قسمت حاوی موضوع خودکشی می‌باشد]
‫[احتیاط بیننده توصیه می‌شود]

00:00:11.663 --> 00:00:14.667
‫[یک سال قبل]

00:00:14.691 --> 00:00:22.691
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:24.691 --> 00:00:32.691
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:44.420 --> 00:00:47.964
‫اومدی، عزیزم.

00:00:47.965 --> 00:00:51.802
‫ممنونم، ممنونم.

00:00:56.682 --> 00:00:58.809
‫استراحت کن.

00:01:12.490 --> 00:01:16.075
‫این به‌خاطر هر بلاییه که سر من آوردی.

00:01:16.076 --> 00:01:20.247
‫امیدوارم توی جهنم بپوسی.

00:02:00.313 --> 00:02:03.150
‫[برف و بوران - قسمت دوم]

00:02:11.340 --> 00:02:16.094
‫دو روز پیش، تک‌تک شما شاهد یک قتل بودین.

00:02:16.095 --> 00:02:17.346
‫می‌خوام وقتی سوت زدم...

00:02:18.180 --> 00:02:22.934
‫برین به جایگاهی که روز
‫مسابقه‌ی کرلینگ کریسمس بودین...

00:02:22.935 --> 00:02:26.104
‫در همون لحظه‌ای که امتیاز گرفته شد.

00:02:26.105 --> 00:02:28.816
‫این کار واقعا لازمه؟

00:02:35.990 --> 00:02:39.216
‫چطور نگاه کردن به آدمایی
‫که ایستادن به ما کمک می‌کنه؟

00:02:39.240 --> 00:02:40.411
‫فقط همین نیست.

00:02:43.706 --> 00:02:46.708
‫کمکش نکن. رئیس فکر می‌کنه
‫ارزشش رو داره که نگه‌اش داریم.

00:02:46.709 --> 00:02:49.086
‫نگرانی که اون شغل تو رو بگیره؟

00:02:49.670 --> 00:02:53.214
‫- تو یه مرد سفیدپوست میانسالی.
‫- آره.

00:02:53.215 --> 00:02:55.175
‫دیگه داری می‌رسی به آخر خط.

00:02:59.513 --> 00:03:01.139
‫تو نباید این‌جا باشی.

00:03:01.140 --> 00:03:04.768
‫بهش گفتم، اما کری اصرار کرد.

00:03:05.311 --> 00:03:08.480
‫- من باید بدونم کی مادرم رو کشته.
‫- باشه.

00:03:10.900 --> 00:03:13.318
‫تو اون‌جا نبودی. پایین‌تر بودی.

00:03:13.319 --> 00:03:15.738
‫حق با اونه. تو اون‌جا نبودی.

00:03:19.450 --> 00:03:22.077
‫تو هم این‌جا نبودی.
‫چه کار می‌کنی؟

00:03:22.786 --> 00:03:23.913
‫سر جایگاهتون قرار بگیرین.

00:03:31.545 --> 00:03:34.589
‫- خانم‌ها، دقیقا این‌جا بودین؟
‫- بله.

00:03:34.590 --> 00:03:37.675
‫- و شما اصلا چیزی ندیدین؟
‫- ما داشتیم بی رو تماشا می‌کردیم.

00:03:37.676 --> 00:03:41.889
‫صدای نزدیک‌شدن کسی رو
‫قبل از قتل نشنیدین؟

00:03:42.473 --> 00:03:45.601
‫بذار بی کارش رو بکنه
‫خودت می‌بینی چی میشه.

00:03:48.270 --> 00:03:50.564
‫- آفرین بی.
‫- آره. زودباش.

00:03:54.318 --> 00:03:55.694
‫آفرین، بی.

00:04:06.288 --> 00:04:10.668
‫یه نفر کابل ژنراتور رو به صندلی سی‌سی
‫متصل کرده.

00:04:11.377 --> 00:04:14.421
‫- بدون این‌که دیده بشه یا کسی صداشو بشنوه؟
‫- تو دیدی که من این کارو کردم؟

00:04:14.964 --> 00:04:16.547
‫وقتی همه مطلع شدن...

00:04:16.548 --> 00:04:20.009
‫اون ممکنه کابل رو برداشته باشه
‫و توی برف دفن کرده باشه.

00:04:20.010 --> 00:04:22.804
‫فکر می‌کردم بدون دیده شدن
‫چنین چیزی غیرممکنه.

00:04:22.805 --> 00:04:26.224
‫و می‌تونیم احتمال این‌که قاتل یه نفر بوده
‫رو منتفی کنیم، اما نمی‌تونیم.

00:04:26.225 --> 00:04:29.186
‫کاملا ممکنه که یه نفر
‫تنها اقدام کرده باشه.

00:04:30.020 --> 00:04:34.650
‫قاتل یا چند قاتل دقیق لحظه‌ی عمل
‫رو انتخاب کردن،

00:04:35.234 --> 00:04:38.237
‫وقتی که توجه همه به مسابقه‌ی کرلینگ بوده.

00:04:38.612 --> 00:04:40.739
‫اونا می‌دونستن بی امتیاز می‌گیره.

00:04:41.865 --> 00:04:45.452
‫و میدونستن این همون حواس‌پرتی
‫هست که بهش نیاز دارن.

00:04:46.203 --> 00:04:48.831
‫اونا تماشا کردن. صبر کردن.

00:04:49.832 --> 00:04:53.793
‫و وقتی که سی‌سی دستکش‌هاشو
‫درآورد کابل برق رو متصل کردن.

00:04:53.794 --> 00:04:56.337
‫اما از کجا می‌دونستن که اون
‫دستکشش رو در میاره؟

00:04:56.338 --> 00:04:58.340
‫نذارید از جلوی چشمتون دور بشه.

00:05:03.137 --> 00:05:06.140
‫شوهر سی‌سی، ریچاد لایون،
‫توی خانواده‌ی ثروتمندی به دنیا اومده...

00:05:06.265 --> 00:05:11.103
‫نیازی به شغل نداشته اما چندین حق اختراع
‫برای لوازم برقی ثبت کرده.

00:05:11.520 --> 00:05:13.939
‫پس میدونه چطور مدارهای برقی کار می‌کنن؟

00:05:14.773 --> 00:05:19.027
‫آره، پس شاید صندلی برقی
‫ایده‌ی لایون بوده.

00:05:19.028 --> 00:05:22.613
‫مامور نیکول، سابقه‌ی مالی
‫ریچارد رو چک کن.

00:05:22.614 --> 00:05:25.450
‫اون ثروتمند به دنیا اومده،
‫اما ببین چه‌قدر پول براش مونده.

00:05:25.451 --> 00:05:27.161
‫همین الان میرم سراغش، قربان.

00:05:39.882 --> 00:05:42.133
‫سابقه‌ی دیگه‌ای از سی‌سی د پوتیه
‫پیدا نکردیم؟

00:05:42.134 --> 00:05:46.095
‫من سعی می‌کنم بفهمم والدینش کی بودن.
‫اما هیچی پیدا نمی‌کنم.

00:05:46.096 --> 00:05:47.847
‫یه نفر باید بدونه.

00:05:47.848 --> 00:05:49.975
‫اون اسم کتابش رو "آروم باش" گذاشته.

00:05:50.601 --> 00:05:52.894
‫شاید یه ارتباطی با اون
‫مرکز فرهنگی داشته باشه.

00:05:52.895 --> 00:05:54.229
‫یا با بی‌ میر.

00:06:13.874 --> 00:06:16.293
‫- صبح بخیر، بی.
‫- سلام،‌ رئیس.

00:06:17.711 --> 00:06:20.214
‫- چای میل داری؟
‫- عالیه.

00:06:30.516 --> 00:06:32.975
‫سی‌سی یه سیستم اعتقادی کامل رو...

00:06:32.976 --> 00:06:36.437
‫بر اساس تزئینات کریسمسی که
‫مادرش انجام میداده ساخته؟

00:06:36.438 --> 00:06:39.982
‫پس کتابش رو خوندی؟
‫یه مشت چرت و پرت.

00:06:39.983 --> 00:06:43.569
‫اگه طبق اعتقادات اون زندگی کنی
‫و احساساتت رو درونت حبس کنی...

00:06:43.570 --> 00:06:46.697
‫باعث میشه آسیب روانی جدی بهت وارد شه.

00:06:46.698 --> 00:06:49.033
‫معلومه که مادرش خیلی براش مهم بوده.

00:06:49.034 --> 00:06:50.409
‫یا نبوده.

00:06:50.410 --> 00:06:52.037
‫تو میدونی اون کیه؟

00:06:52.621 --> 00:06:56.958
‫به نظر من سی‌سی کسی نبود که
‫به کسی جز خودش اهمیت بده.

00:06:56.959 --> 00:06:59.877
‫- پس از اون خوشت نمیومد؟
‫- من خیلی کم می‌شناختمش.

00:06:59.878 --> 00:07:03.756
‫آدمای زیادی به دلایل مختلفی
‫به تری‌پاینز میان.

00:07:03.757 --> 00:07:08.637
‫سه درخت کاج که نزدیک هم
‫کاشته شدن نشونه‌ی یه پناهگاهه.
‫[تری پاینز = سه درخت کاج]

00:07:10.055 --> 00:07:12.891
‫شاید این چیزیه که سی‌سی دنبالش بوده.

00:07:14.226 --> 00:07:16.311
‫ولی چیز دیگه‌ای پیدا کرده.

00:07:19.967 --> 00:07:22.093
‫[آروم باش و بدون که من این‌جا هستم]

00:07:22.901 --> 00:07:24.319
‫اون اینو ازت دزدیده؟

00:07:25.362 --> 00:07:27.239
‫این از انجیله، مگه نه؟

00:07:31.201 --> 00:07:33.912
‫- تو مسیحی هستی؟
‫- نه.

00:07:34.454 --> 00:07:38.082
‫مدرسه‌ی شبانه‌روزی باعث شد
‫از این زده بشم.

00:07:38.083 --> 00:07:40.460
‫این فقط یه هدیه از طرف یه دوسته.

00:07:40.586 --> 00:07:42.545
‫پس اصلا بهش باور نداری؟

00:07:42.546 --> 00:07:47.634
‫چرا، من به روح اعتقاد دارم.
‫من به طبیعت اعتقاد دارم.

00:07:48.760 --> 00:07:51.638
‫و من باور دارم همه‌ی ما
‫به هم مرتبط هستیم، اما...

00:07:52.431 --> 00:07:57.603
‫دین سازمان‌یافته باعث کشته و معلول شدن
‫خیلی از مردمم شده.

00:07:59.188 --> 00:08:01.689
‫- تو چی؟
‫- وقتی من توی کمبریج انگلیس بودم،

00:08:01.690 --> 00:08:04.275
‫هر یکشنبه به کلیسا می‌رفتم.

00:08:04.276 --> 00:08:07.778
‫آواز خوندن باعث میشد احساس
‫آرامش عمیقی بکنم.

00:08:07.779 --> 00:08:12.576
‫اما از اون موقع، به یه کلیسا یا یه کشیش
‫نیازی ندارم که به خدا احساس نزدیکی بکنم.

00:08:15.621 --> 00:08:18.080
‫تو این پر رو انداختی؟

00:08:18.081 --> 00:08:19.875
‫بله، ممنون.

00:08:21.293 --> 00:08:24.171
‫میدونی، پرنده‌ی جیجاق آبی
‫نماد شفافیته.

00:08:26.757 --> 00:08:28.258
‫من اینو با خودم حمل می‌کنم.

00:08:29.218 --> 00:08:30.636
‫منو یاد یه نفر میندازه.

00:08:31.386 --> 00:08:34.139
‫همه‌ی ما یه چیزی رو با خودمون حمل می‌کنیم،
‫مگه نه؟

00:08:39.519 --> 00:08:41.938
‫"آروم باش و بدون که من این‌جا هستم."

00:08:41.939 --> 00:08:45.900
‫نه اشتباهه. درستش اینه.
‫"ثابت باش و بدون که من خدا هستم."

00:08:45.901 --> 00:08:47.360
‫کتاب مزامیر بخش ۴۶ آیه‌ی ۱۰.

00:08:47.361 --> 00:08:51.822
‫می‌فهمم که چرا کلمه‌ی خدا جایگزین شده،
‫اما چرا "ثابت" با "آروم" جایگزین شده؟

00:08:51.823 --> 00:08:54.201
‫به نظر میاد عمدی باشه.

00:08:54.326 --> 00:08:56.286
‫کاش این‌جا بودی.

00:08:58.789 --> 00:09:01.291
‫- پیر زنگ زده، باید جواب بدم.
‫- آرماند؟

00:09:02.376 --> 00:09:05.253
‫- امشب میای خونه؟
‫- کاش می‌تونستم بیام.

00:09:05.254 --> 00:09:07.505
‫- کاش می‌تونستی.
‫- عاشقتم، عزیزم.

00:09:07.506 --> 00:09:08.548
‫باشه.

00:09:09.258 --> 00:09:10.968
‫خداحافظ.

00:09:11.885 --> 00:09:14.929
‫- پیر؟
‫- سلام، آرماند. فکر کردم اینو بخوای بدونی.

00:09:14.930 --> 00:09:19.351
‫مامان بلو تو ریورز به مونترال برگشته
‫و بیرون مرکز پلیس کبک هست.

00:09:23.438 --> 00:09:25.190
‫الان عکسش رو برات فرستادم.

00:09:32.155 --> 00:09:33.865
‫یه چیزی جور در نمیاد.

00:09:35.200 --> 00:09:39.287
‫اون خانواده باور نمی‌کنه که بلو
‫برای پرسیدن حال بچه‌اش زنگ نزنه.

00:09:39.288 --> 00:09:41.247
‫میشه دوباره اطلاعات رو چک کنی؟

00:09:41.248 --> 00:09:44.792
‫یه چیز قطعی پیدا کنی که بتونم
‫خیال مادرش رو راحت کنم؟

00:09:44.793 --> 00:09:49.047
‫- البته. هر چیزی که بخوای حله.
‫- ممنون، پیر.

00:09:53.302 --> 00:09:56.138
‫میسی دوباره توی این سرما
‫بیرون نشسته.

00:09:56.972 --> 00:09:59.433
‫اون نمی‌تونه قبول کنه که
‫بلو فرار کرده.

00:10:00.100 --> 00:10:01.601
‫می‌تونی سرزنشش کنی؟

00:10:02.978 --> 00:10:04.937
‫من همه‌اش در مورد اون کت فکر می‌کنم.

00:10:04.938 --> 00:10:07.399
‫برای بلو و تامی حکم بازداشت صادر شده.

00:10:07.524 --> 00:10:10.818
‫اگه بتونیم پیداشون کنیم،
‫خانواده‌اش راحت میشن.

00:10:10.819 --> 00:10:13.946
‫- اگه حق با کارا باشه چی؟
‫- تو عکس رو دیدی.

00:10:13.947 --> 00:10:15.449
‫هیچ راهی برای مطمئن شدن نیست.

00:10:16.199 --> 00:10:17.367
‫میدونم، اما...

00:10:18.535 --> 00:10:19.953
‫اون یه کت جین بود.

00:10:20.579 --> 00:10:23.873
‫من کت جین خودمو از
‫بهار تا تابستون می‌پوشم،

00:10:23.874 --> 00:10:27.001
‫شاید پاییز بپوشمش،
‫میدونی کی هیچ‌وقت نمی‌پوشمش؟

00:10:27.002 --> 00:10:29.171
‫ماه دسامبر توی نیویورک.

00:10:30.756 --> 00:10:32.257
‫گزارش پزشکی قانونی سی‌سی.

00:10:34.926 --> 00:10:36.427
‫ژان‌گی هنوز برنگشته؟

00:10:36.428 --> 00:10:39.473
‫نه، فکر می‌کنم هنوز
‫خونه‌ی سال پتروف رو زیر نظر داره.

00:11:41.701 --> 00:11:42.869
‫این چیه؟

00:11:48.166 --> 00:11:50.292
‫طبق گزارش پزشکی قانونی،

00:11:50.293 --> 00:11:54.714
‫سی‌سی د پوتیه ۲۰ برابر حد معمول
‫توی خونش نیاسین بوده.

00:11:55.298 --> 00:11:59.886
‫- نیاسین؟ منظورت ویتامین ب۳ هست؟
‫- ظاهرا برای سم‌زدایی ازش استفاده میشه.

00:12:00.011 --> 00:12:02.888
‫یه دوز بالا از این باعث میشه
‫که حسابی داغ کنی.

00:12:02.889 --> 00:12:04.765
‫به قدری داغ کنی که دستکشت رو در بیاری؟

00:12:04.766 --> 00:12:09.062
‫یه نفر حدود نیم ساعت قبل مرگش
‫نیاسین رو توی نوشیدنیش ریخته.

00:12:12.607 --> 00:12:14.317
‫این یه قتل بی‌نقصه.

00:12:15.735 --> 00:12:19.029
‫وقتی اون صندلی متصل به برق بشه
‫طولی نمی‌کشه که اون میمیره.

00:12:19.030 --> 00:12:22.533
‫این‌که سی‌سی دستکشش رو در بیاره
‫آخرین قسمت نقشه بود.

00:12:22.534 --> 00:12:25.619
‫در مورد والدین سی‌سی به جایی رسیدی؟

00:12:25.620 --> 00:12:29.540
‫هیچ گواهی تولدی به اسم
‫سیسیلیا د پوتیه نیست.

00:12:29.541 --> 00:12:31.834
‫انگار اون اصلا وجود نداره.

00:12:31.835 --> 00:12:36.839
‫توی کتابش میگه که والدینش فرانسوی هستن،
‫النور و آنری د پوتیه.

00:12:36.840 --> 00:12:40.301
‫من با دفتر پلیس پاریس تماس گرفتم...

00:12:40.302 --> 00:12:45.223
‫و اونا گفتن که "لطفا با مزاحمت‌های مسخره
‫وقت ما رو نگیرین."

00:12:48.101 --> 00:12:51.937
‫النور د پوتیه اسم واقعی النور آکیتن بود.

00:12:51.938 --> 00:12:55.566
‫اون یکی از ثروتمندترین و
‫قدرتمندترین زنان اروپا بود.

00:12:55.567 --> 00:12:57.443
‫با آنری ازدواج کرد.

00:12:57.444 --> 00:13:01.490
‫اونا در طی جنگ‌های صلیبی
‫پادشاه و ملکه‌ی فرانسه بودن.

00:13:03.033 --> 00:13:04.879
‫پس اون در مورد
‫والدینش دروغ گفته؟

00:13:04.903 --> 00:13:07.620
‫مگر این‌که ۸۰۰ سال
‫پیش به دنیا اومده باشه.

00:13:07.621 --> 00:13:10.248
‫خب، انگار خوب همه رو سر کار گذاشته.

00:13:12.626 --> 00:13:15.754
‫برای همین پاریس فکر می‌کرد
‫من یه احمق به تمام معنا هستم.

00:13:19.299 --> 00:13:24.970
‫چرا باید در مورد والدینش دروغ بگه؟
‫چرا باید والدین خیالی اختراع کنه...

00:13:24.971 --> 00:13:25.984
‫که از تاریخ دزدیده شده.

00:13:26.008 --> 00:13:28.225
‫شاید والدین واقعیش به
‫اندازه‌ی کافی خوب نبودن.

00:13:33.980 --> 00:13:34.981
‫سلام.

00:13:40.487 --> 00:13:43.155
‫چرا سعی کردی این عکس‌ها رو نابود کنی؟

00:13:43.156 --> 00:13:45.866
‫فکر می‌کنم این عکس‌ها
‫برای کتاب گرفته نشده.

00:13:45.867 --> 00:13:48.577
‫تو می‌خواستی با اونا
‫از سی‌سی اخاذی کنی؟

00:13:48.578 --> 00:13:51.789
‫نه. من هیچ‌وقت چنین کاری با سی‌سی نمی‌کنم.

00:13:51.790 --> 00:13:56.544
‫اونا عکسای شخصی بودن. برای خودمون دو تا.
‫و حالا تنها چیزایی هستن که برام مونده.

00:13:56.545 --> 00:13:59.588
‫می‌دونستم اگه توی فایل‌هام بگردین
‫اونا رو پیدا می‌کنین.

00:13:59.589 --> 00:14:01.674
‫من نمی‌خواستم همسرم بفهمه.

00:14:01.675 --> 00:14:04.385
‫شاید دیگه عاشقش نباشم
‫اما بهش احترام میذارم.

00:14:04.386 --> 00:14:07.179
‫مردایی که با زنای دیگه می‌خوابن
‫به همسرانشون احترام نمیذارن.

00:14:07.180 --> 00:14:08.765
‫اونا وقت زن‌هاشون رو میدزدن.

00:14:11.101 --> 00:14:13.727
‫این‌ها عکس‌هایی هست که در طی
‫مسابقه‌ی کرلینگ گرفتی.

00:14:13.728 --> 00:14:15.145
‫خیلی عکس گرفتی.

00:14:15.146 --> 00:14:17.816
‫چرا اینا توی فلشی نبودن
‫که به ما دادی؟

00:14:18.400 --> 00:14:19.650
‫چون خوب نشده بودن.

00:14:19.651 --> 00:14:22.571
‫ما نمی‌خواستیم با اونا
‫نمایشگاه بزنیم.

00:14:26.074 --> 00:14:29.618
‫- این چیه؟
‫- این ریچارده که داره به سی‌سی قهوه میده.

00:14:29.619 --> 00:14:31.996
‫- ریچارد به سی‌سی اون قهوه رو داده؟
‫- آره.

00:14:31.997 --> 00:14:33.831
‫این آخرین عکس بود؟

00:14:33.832 --> 00:14:37.293
‫- گفتم که دارین وقتتون رو تلف می‌کنین.
‫- تو از سی‌سی...

00:14:37.294 --> 00:14:39.336
‫- در طی مسابقه‌ی کرلینگ عکس نگرفتی؟
‫- نه.

00:14:39.337 --> 00:14:41.798
‫- اون مشغول یه کار دیگه بود.
‫- آره.

00:14:42.966 --> 00:14:47.012
‫سعی می‌کردم یه فکری به حال
‫دل شکسته‌ام بکنم. اون گفت رابطه‌مون تمومه.

00:14:48.013 --> 00:14:50.223
‫می‌دونی والدین سی‌سی کی هستن؟

00:14:50.849 --> 00:14:55.270
‫آره، سی‌سی خیلی درگیر مادرش بود.
‫در حدی که میشد بگم از اون متنفر بود.

00:14:56.021 --> 00:14:59.565
‫- میدونی چرا؟
‫- به من گفت که اون زن یه هیولا بود.

00:14:59.566 --> 00:15:01.192
‫گفت که اونو شکنجه می‌کرده.

00:15:02.152 --> 00:15:05.071
‫تک تک لحظات کودکیش رو جهنم می‌کرده.

00:15:08.992 --> 00:15:12.829
‫اما من اون دختر کوچیکی رو دیدم
‫که گیر افتاده...

00:15:15.081 --> 00:15:17.292
‫و باعث شد بیشتر عاشقش بشم.

00:15:19.502 --> 00:15:23.840
‫فکر نمی‌کنم سال پتروف قاتل ما باشه.
‫اون زیادی عاشق سی‌سی بوده.

00:15:24.883 --> 00:15:27.009
‫خب، ریچارد به سی‌سی قهوه داده.

00:15:27.010 --> 00:15:30.054
‫اگه در مورد خیانتش میدونسته،
‫این انگیزه‌ی واضحیه.

00:15:30.055 --> 00:15:32.514
‫مثل یه بسته‌ی شکر معمولیه.

00:15:32.515 --> 00:15:35.225
‫آره، اما معلوم نیست شکر باشه.

00:15:35.226 --> 00:15:37.394
‫نیاسین حالت پودری داره.

00:15:37.395 --> 00:15:40.065
‫به علاوه، سی‌سی توی قهوه‌اش
‫شکر ریخت،

00:15:40.190 --> 00:15:43.317
‫اون نیاسین ممکنه قبل یا بعدش
‫اضافه شده باشه.

00:15:43.318 --> 00:15:47.655
‫فکر می‌کنی مادر سی‌سی ممکنه
‫این‌جا توی تری‌پاینز باشه؟

00:15:47.656 --> 00:15:50.282
‫چند نفرشون سنشون به مادرش میخوره؟

00:15:50.283 --> 00:15:54.286
‫روث زاردو،‌ بی میر،
‫کی تامپسون، امیلی لانگ‌پری.

00:15:54.287 --> 00:15:56.924
‫اگه اون زن اردک دار خل و چل مادرش باشه،

00:15:56.948 --> 00:15:59.584
‫به‌خاطر این‌که چنین چیزی رو
‫مخفی کرده سرزنشش نمی‌کنم.

00:15:59.793 --> 00:16:02.337
‫بیاید اسم واقعی سی‌سی رو بفهمیم.

00:16:02.796 --> 00:16:04.911
‫این یا توی گواهی ازدواجه...

00:16:04.935 --> 00:16:07.049
‫یا قبل گواهی ازدواج اونو تغییر داده.

00:16:07.050 --> 00:16:11.095
‫اگه ما گواهی تولدش رو پیدا کنیم،
‫می‌فهمیم که مادرش کیه.

00:16:11.096 --> 00:16:12.055
‫اوه.

00:16:17.852 --> 00:16:18.727
‫پیر؟

00:16:18.728 --> 00:16:22.523
‫من با رفیقم توی پلیس نیویورک
‫در مورد بلو و تامی حرف زدم.

00:16:22.524 --> 00:16:23.440
‫خب،

00:16:23.441 --> 00:16:26.193
‫یه اظهاریه از یه ساقی مواد،

00:16:26.194 --> 00:16:28.612
‫اون گفت که دو روز پیش
‫به تامی شیشه فروخته.

00:16:28.613 --> 00:16:30.489
‫بلو همون‌جا پیشش بوده.

00:16:30.490 --> 00:16:33.701
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- الان برات اظهاریه رو می‌فرستم.

00:16:33.702 --> 00:16:37.538
‫مطمئنم میسی تو ریورز دلش نمیخواد
‫بشنوه بچه‌اش شیشه مصرف میکنه.

00:16:37.539 --> 00:16:39.624
‫حداقل زنده‌ست. ممنون، پیر.

00:17:09.904 --> 00:17:11.531
‫اینم از گزارش.

00:17:15.285 --> 00:17:16.494
‫سلام، عزیزم.

00:17:27.922 --> 00:17:30.267
‫یه ساقی مواد توی نیویورک گفته
‫که تامی و بلو همین دو روز پیش...

00:17:30.291 --> 00:17:32.635
‫توی محله‌ی کوئینز رفتن پیشش.

00:17:32.761 --> 00:17:34.303
‫که مواد بخرن؟

00:17:34.304 --> 00:17:36.221
‫حداقل این نشون میده که اون زنده‌ست.

00:17:36.222 --> 00:17:38.682
‫اگه زنده بود زنگ میزد.

00:17:38.683 --> 00:17:41.936
‫اعتیاد باعث شرمندگی زیادی میشه.

00:17:42.896 --> 00:17:46.399
‫- اگه حس کنه شما رو سرافکنده کرده...
‫- بلو مواد مصرف نمیکنه.

00:17:46.858 --> 00:17:48.817
‫اگه اون همون کسیه که تو میگی،

00:17:48.818 --> 00:17:52.739
‫چرا به دوستاتون نمیگین که
‫سوارش کنن و بیارنش خونه؟

00:17:53.490 --> 00:17:56.408
‫توی نیویورک ۱۸ سالگی سن قانونی حساب میشه.

00:17:56.409 --> 00:17:58.911
‫ما نمی‌تونیم بلو رو
‫مجبور به انجام کاری کنیم.

00:17:58.912 --> 00:18:03.208
‫بلو هیچ وقت ما رو توی چنین
‫وضعیتی نمیذاره. چنین آدمی نیست.

00:18:03.666 --> 00:18:07.337
‫چرت میگین. این از همون دروغ‌هایی هست
‫که به هر خانواده‌ای گفته میشه.

00:18:09.214 --> 00:18:12.926
‫ما می‌دونیم زن‌های بومی زیادی گم شدن...

00:18:13.051 --> 00:18:16.386
‫و ما می‌دونیم که همیشه برای
‫پیدا کردنشون خیلی خوب عمل نکردیم.

00:18:16.387 --> 00:18:19.098
‫اما تمامی شواهد اینو نشون میده
‫که بلو فرار کرده.

00:18:21.726 --> 00:18:23.144
‫متاسفم میسی.

00:18:25.146 --> 00:18:27.190
‫اما این حتی پرونده‌ی ما نیست.

00:18:27.524 --> 00:18:31.985
‫و بدون مدرکی که با شواهد موجود
‫مغایرت داشته باشه ما نمی‌تونیم کاری کنیم.

00:18:31.986 --> 00:18:33.196
‫نه.

00:18:33.947 --> 00:18:34.948
‫نه.

00:18:35.824 --> 00:18:38.243
‫نه. نه. نه!

00:18:43.706 --> 00:18:45.542
‫این اعتراضی که دارین...

00:18:48.127 --> 00:18:51.255
‫نگرانم یه افسر پلیس جوگیر...

00:18:51.256 --> 00:18:53.632
‫اگه کارتون رو متوقف نکنید
‫شما رو بندازه بازداشتگاه.

00:18:53.633 --> 00:18:56.803
‫- میدونم حس می‌کنی که...
‫- به من نگو که چه حسی دارم.

00:18:57.679 --> 00:18:58.805
‫چطور ممکنه بدونی؟

00:18:59.681 --> 00:19:03.309
‫چطور می‌تونی درک کنی
‫چه حسی داره اون‌جا بشینی...

00:19:03.977 --> 00:19:06.813
‫هر روز،‌ بدون این‌که کسی تو رو ببینه.

00:19:07.438 --> 00:19:10.358
‫آدمایی مثل تو رد میشن
‫و چیزی نمیگن.

00:19:10.900 --> 00:19:13.443
‫- کاری نمی‌کنن.
‫- ما هیچ وقت بی‌تفاوت رد نمیشیم.

00:19:13.444 --> 00:19:16.573
‫الان داری همین کارو می‌کنی.
‫داری میگی بلو زنده‌ست...

00:19:17.699 --> 00:19:19.742
‫و تحقیقات شما متوقف میشه.

00:19:20.702 --> 00:19:21.870
‫اما من میدونم...

00:19:23.580 --> 00:19:25.665
‫من توی قلبم میدونم که اشتباه می‌کنین.

00:19:28.877 --> 00:19:30.003
‫بلو مرده.

00:19:33.006 --> 00:19:35.258
‫بچه‌ام مرده.

00:20:19.010 --> 00:20:21.554
‫چرا دیگه دنبالم نمیگردی؟

00:20:21.930 --> 00:20:23.973
‫جای اشتباهی رو میگردی.

00:20:25.224 --> 00:20:28.144
‫- برای تو؟
‫- برای قاتلت.

00:20:29.854 --> 00:20:32.482
‫حقیقت در چیزهایی نهفته که ما
‫نمی‌تونیم اونا رو ببینیم.

00:20:32.899 --> 00:20:36.069
‫تو باید به سکوت گوش کنی.

00:20:37.195 --> 00:20:39.489
‫اون‌جا هیولا رو پیدا می‌کنی.

00:21:03.554 --> 00:21:05.847
‫قربان؟ قربان.

00:21:05.848 --> 00:21:07.183
‫هوم؟

00:21:08.309 --> 00:21:13.106
‫از شیمی‌دان‌ها چیزی عایدم نشد،
‫اما من سوابق مالی ریچارد رو بررسی کردم.

00:21:13.731 --> 00:21:16.900
‫دو بار شهریه‌ی مدرسه عقب افتاده،
‫قبوضشون رو ندادن،

00:21:16.901 --> 00:21:19.528
‫خیلی خیلی اشرافی‌تر از
‫درآمدشون دارن زندگی می‌کنن.

00:21:19.529 --> 00:21:22.781
‫اون چندین سرمایه‌گذاری بد انجام داد
‫و ثروتش رو از دست داد.

00:21:22.782 --> 00:21:24.939
‫البته جوری که سی‌سی
‫از کارت اعتباریش استفاده می‌کرده...

00:21:24.963 --> 00:21:27.119
‫مطمئن نیستم که در این مورد
‫مطلع بوده باشه.

00:21:27.120 --> 00:21:32.457
‫اما حالا وضع ریچارد توپ شده. سی‌سی
‫به مبلغ یه میلیون دلار بیمه شده بوده.

00:21:32.458 --> 00:21:36.294
‫من به این میگم یک میلیون انگیزه.

00:21:36.295 --> 00:21:39.632
‫کارت عالی بود، مامور نیکول.
‫بیاید بهش سر بزنیم.

00:21:40.758 --> 00:21:41.759
‫خیلی خب.

00:21:49.350 --> 00:21:51.644
‫ما در مورد بیمه می‌دونیم.

00:21:52.562 --> 00:21:56.481
‫- من اونو نکشتم.
‫- اسم تو توی مدارک بیمه بود.

00:21:56.482 --> 00:21:59.652
‫امضات. چرا این خونه‌ی بزرگ رو خریدی؟

00:21:59.861 --> 00:22:03.781
‫من حقوق بازنشستگیم رو گرو گذاشتم
‫تا سی‌سی رو خوشحال کنم.

00:22:04.073 --> 00:22:05.700
‫اسم واقعی سی‌سی چیه؟

00:22:06.075 --> 00:22:08.326
‫- سیسیلیا د پوتیه.
‫- این‌طور نیست.

00:22:08.327 --> 00:22:11.539
‫- این تنها اسمیه که میدونم.
‫- اسم مادرش چیه؟

00:22:11.706 --> 00:22:13.332
‫النور د پوتیه.

00:22:14.042 --> 00:22:16.365
‫این چه ربطی به قتلش داره؟

00:22:16.389 --> 00:22:18.712
‫شاید هیچی. شایدم خیلی.

00:22:18.713 --> 00:22:22.258
‫تو یه میلیون دلار گیرت میومد.
‫عصبانی بودی.

00:22:22.800 --> 00:22:26.303
‫تو در مورد خیانتش با سال پتروف
‫می‌دونستی، مگه نه؟

00:22:26.304 --> 00:22:27.763
‫تو حس کردی تحقیر شدی.

00:22:27.764 --> 00:22:31.476
‫و تو یه فرصت عالی داشتی
‫که قهوه‌اش رو مسموم کنی.

00:22:32.393 --> 00:22:35.937
‫- این فقط شکره.
‫- تو مهارت و دانش...

00:22:35.938 --> 00:22:39.816
‫ساخت یه صندلی برقی رو داشتی. تو
‫می‌دونستی چطور باعث برق‌گرفتگی یه نفر بشی.

00:22:39.817 --> 00:22:41.151
‫من این کارو نکردم.

00:22:41.152 --> 00:22:43.488
‫- من اونو نکشتم.
‫- راستش...

00:22:44.697 --> 00:22:46.949
‫تو خیلی در مورد مرگش ناراحت به نظر نمیای.

00:22:50.119 --> 00:22:55.499
‫حق با توئه، کاراگاه.
‫من ناراحت نیستم. خیالم راحت شده.

00:22:55.500 --> 00:22:57.376
‫برای اولین بار بعد چند سال...

00:22:58.336 --> 00:23:00.438
‫می‌تونم بیدار شم و
‫بدونم هیچ کسی...

00:23:00.462 --> 00:23:02.965
‫به من جوری نگاه نمی‌کنه که
‫انگار حالشو بهم میزنم.

00:23:04.842 --> 00:23:06.760
‫و هیچ کس به کری آسیب نمیزنه.

00:23:06.761 --> 00:23:10.305
‫زندگی با کسی که این‌قدر ازش
‫متنفری آسون نیست.

00:23:10.306 --> 00:23:15.811
‫من ازش متنفر نبودم. من عاشقش بودم.
‫اما از چیزی که بهش تبدیل شد متنفر بودم.

00:23:15.812 --> 00:23:18.647
‫یه قلدر که فقط آسیب‌زدن بلد بود.

00:23:18.648 --> 00:23:19.857
‫برای همین کشتیش؟

00:23:22.902 --> 00:23:28.866
‫به این باور داری که ما می‌تونیم واقعیت
‫خودمون رو ایجاد کنیم، سرکاراگاه؟

00:23:29.617 --> 00:23:31.920
‫من باید دستام رو دور گردن...

00:23:31.944 --> 00:23:34.246
‫اون خائن مینداختم و خفه‌اش می‌کردم.

00:23:34.247 --> 00:23:37.708
‫اما به جاش وقتی مرد در مورد این
‫خیالبافی می‌کردم.

00:23:38.000 --> 00:23:43.589
‫اگر چنین چیزی رو به واقعیت
‫تبدیل نکرده باشم، اونو نکشتم.

00:23:45.299 --> 00:23:47.843
‫بیمه در بهترین حالت یه مدرک ضمنی
‫به حساب میاد.

00:23:47.844 --> 00:23:51.847
‫ما مدرک واقعی نداریم که قاتل ریچارده
‫و الان به مدرک نیاز داریم.

00:23:51.848 --> 00:23:54.724
‫نیکول، به سینت آنتونی برو
‫و دوباره بگرد.

00:23:54.725 --> 00:23:57.103
‫- ایزابل، تو با من بیا.
‫- باشه.

00:24:05.528 --> 00:24:07.654
‫- این‌جا خیلی ساکته.
‫- از این خوشم میاد.

00:24:07.655 --> 00:24:09.999
‫توی مونترال بعضی وقت‌ها از شدت
‫سر و صدا نمی‌تونم فکر کنم.

00:24:10.023 --> 00:24:12.367
‫اما این‌جا هر فکری تقویت میشه.

00:24:12.368 --> 00:24:13.994
‫اوه.

00:24:13.995 --> 00:24:15.662
‫می‌خوام به میسی سر بزنی.

00:24:15.663 --> 00:24:18.707
‫آرنوت به من گفت که اون
‫دوباره برگشته دم مرکز پلیس.

00:24:18.708 --> 00:24:21.209
‫- اون از سرما یخ میزنه.
‫- میری سوارش کنی؟

00:24:21.210 --> 00:24:23.588
‫برسونیش خونه؟ بهش بگو
‫که من به زودی می‌بینمش.

00:24:23.713 --> 00:24:25.840
‫- باشه، حتما.
‫- ممنون.

00:24:28.718 --> 00:24:33.181
‫- حالت خوبه؟
‫- به‌خاطر هوای سرده.

00:24:34.182 --> 00:24:37.268
‫مستقیم وارد ریه‌ها میشه.

00:24:39.520 --> 00:24:41.397
‫اینا گل‌های قشنگی هستن.

00:24:42.398 --> 00:24:47.028
‫- این یه هدیه از یه شخص خاصه؟
‫- نه. یه هدیه برای یه نفر خاصه.

00:24:47.778 --> 00:24:51.240
‫دخترم. اگه زنده بود امروز تولدش بود.

00:24:51.782 --> 00:24:53.284
‫اوه، متاسفم.

00:24:54.076 --> 00:24:55.369
‫اخیرا فوت شده؟

00:24:57.622 --> 00:25:00.750
‫تا حالا شده یه اتاق قفل شده داشته باشی
‫و نخوای بری داخلش...

00:25:00.875 --> 00:25:04.879
‫چون هر باری میری داخلش
‫قلبت تیکه تیکه میشه؟

00:25:06.005 --> 00:25:07.173
‫بله.

00:25:08.257 --> 00:25:09.800
‫و گاهی اوقات من...

00:25:10.551 --> 00:25:14.013
‫درو باز می‌کنم و درونش رو نگاه می‌کنم
‫تا ببینم هنوز دردناکه یا نه.

00:25:15.014 --> 00:25:17.400
‫وقتی دخترم کولت ۱۷ سالش بود...

00:25:17.424 --> 00:25:19.810
‫تونست توی اوپرای مونترال آواز بخونه.

00:25:20.269 --> 00:25:24.607
‫من مریض بودم، برای همین شوهرم اونو برد.
‫تو راه برگشت به خونه بودن.

00:25:24.732 --> 00:25:27.984
‫اونا توی جاده‌ی خارج از دهکده بودن،

00:25:27.985 --> 00:25:29.779
‫که توی برف و بوران شدیدی گیر افتادن.

00:25:31.197 --> 00:25:33.115
‫کامیونی که بهشون برخورد کرد رو ندیدن.

00:25:33.574 --> 00:25:36.826
‫تنها کار یه مادر محافظت
‫از فرزندشه.

00:25:36.827 --> 00:25:40.581
‫اما اون لحظه‌ای که بچه‌ام به من نیاز داشت
‫اون‌جا نبودم.

00:25:42.875 --> 00:25:45.335
‫دخترم بیش از ۳۰ سال پیش مرد.

00:25:45.336 --> 00:25:47.964
‫اما برای من انگار همین دیروز بود.

00:25:50.800 --> 00:25:53.344
‫هر روز براش یه شمع روشن می‌کنم.

00:25:54.971 --> 00:25:56.847
‫من خیلی متاسفم.

00:25:58.766 --> 00:26:02.102
‫تو نمیدونی چه حسی داره که
‫دو نفری که...

00:26:02.103 --> 00:26:04.480
‫بیشتر از همه توی دنیا دوستشون داری
‫دفن کنی.

00:27:00.703 --> 00:27:02.955
‫قربان؟ قربان.

00:27:04.332 --> 00:27:09.210
‫به نظرم رسید که برای خانم د پوتیه
‫کتابش مهم‌ترین چیزش هست.

00:27:09.211 --> 00:27:12.798
‫برای همین از خودم پرسیدم کدوم نسخه
‫براش اهمیت بیشتری داره.

00:27:13.424 --> 00:27:16.092
‫من اینو توی اولین نسخه‌ی کتابش پیدا کردم.

00:27:16.093 --> 00:27:18.553
‫بین فصل ۱۰ "برف و بوران برای روح"

00:27:18.554 --> 00:27:21.724
‫و فصل ۱۱ "در انتها همه چیز سفید خواهد بود"

00:27:22.683 --> 00:27:24.976
‫اسم واقعیش سیسیلیا لونگ‌پری بود.

00:27:24.977 --> 00:27:30.106
‫این فقط یه کپیه و کلماتش محو شده اما
‫مادرش یه اسم داشته که با "ای" شروع میشده.

00:27:30.107 --> 00:27:32.443
‫امیلی لونگ‌پری. می‌دونستم.

00:27:33.736 --> 00:27:35.195
‫برات یه درسی دارم، نیکول.

00:27:35.196 --> 00:27:39.241
‫هیچ وقت اجازه نده احساساتت تو رو
‫از حس درونیت دور کنه.

00:27:39.867 --> 00:27:40.910
‫باشه.

00:27:41.994 --> 00:27:42.912
‫کارت عالی بود.

00:27:45.664 --> 00:27:46.499
‫هی.

00:27:53.381 --> 00:27:54.382
‫امیلی؟

00:27:54.673 --> 00:27:56.133
‫هوم؟

00:27:58.928 --> 00:27:59.970
‫امیلی،

00:28:00.721 --> 00:28:04.850
‫تو به ما گفتی که سی‌سی رو کم می‌شناختی
‫و فقط یه دختر داشتی.

00:28:05.393 --> 00:28:06.477
‫درسته.

00:28:12.942 --> 00:28:14.985
‫تو مادر سی‌سی هستی، مگه نه؟

00:28:20.157 --> 00:28:21.741
‫من بهت دروغ نگفتم.

00:28:21.742 --> 00:28:25.037
‫من خیلی کم سی‌سی رو میشناختم
‫و مادرش نیستم.

00:28:27.331 --> 00:28:28.416
‫من خاله‌اش هستم.

00:28:43.305 --> 00:28:46.142
‫مادر سی‌سی خواهر من النور بود.

00:28:47.768 --> 00:28:51.814
‫"ال". دخترامون توی یه ماه به دنیا اومدن.

00:28:54.150 --> 00:28:56.861
‫- قرار بود همه چی عالی پیش بره.
‫- اما نرفت؟

00:28:57.236 --> 00:28:58.237
‫نه.

00:28:59.238 --> 00:29:01.198
‫ال همیشه دچار مشکل بود.

00:29:01.949 --> 00:29:05.118
‫امیدوار بودم مادر شدن باعث ثباتش بشه،

00:29:05.119 --> 00:29:07.538
‫اما به نظر میومد که افسردگیش رو
‫شدیدتر کرده.

00:29:08.289 --> 00:29:11.041
‫وقتی سی‌سی ۱۰ سالش بود،

00:29:11.792 --> 00:29:13.377
‫ال دچار فروپاشی روانی شد.

00:29:14.336 --> 00:29:15.754
‫خونه‌اش رو داغون کرد.

00:29:16.672 --> 00:29:19.967
‫وقتی هیچ چیزی نمونده بود که
‫به‌خاطرش عصبانی بشه،‌ اون...

00:29:21.051 --> 00:29:23.846
‫- اون به بچه‌ی خودش حمله کرد.
‫- اون به سی‌سی حمله کرد؟

00:29:24.430 --> 00:29:27.849
‫آره. ال رو بردن آسایشگاه روانی.

00:29:27.850 --> 00:29:31.854
‫مسئولیت سی‌سی رو باباش به عهده گرفت.
‫اون مرد مهربونی نبود.

00:29:32.354 --> 00:29:35.732
‫چند سال بعد وقتی ال اومد بیرون
‫سعی کرد حضانت سی‌سی رو به عهده بگیره.

00:29:35.733 --> 00:29:38.694
‫و وقتی نتونست، به الکل رو آورد.

00:29:40.237 --> 00:29:41.238
‫الان ال کجاست؟

00:29:42.406 --> 00:29:47.328
‫ال حدود یه سال پیش توی یه پناهگاه
‫داخل مونترال مرد.

00:29:48.370 --> 00:29:51.665
‫حالش خوب بود و یهویی دیگه نفس نمی‌کشید.

00:29:52.500 --> 00:29:54.960
‫اونا نتونستن دلیل مرگ رو پیدا کنن،
‫برای همین...

00:29:55.586 --> 00:29:57.796
‫پزشکی قانونی علت مرگ رو نامعلوم اعلام کرد.

00:29:58.631 --> 00:29:59.714
‫تو به سی‌سی اینو گفتی؟

00:29:59.715 --> 00:30:03.093
‫بله. اون کمی بعدتر اومد این‌جا.

00:30:04.929 --> 00:30:07.097
‫برای یه لحظه، وقتی دیدمش...

00:30:08.182 --> 00:30:11.143
‫فکر کردم شاید اون شانس دوباره‌ی منه.

00:30:14.313 --> 00:30:16.440
‫سی‌سی دنبال خانواده نبود.

00:30:17.650 --> 00:30:20.693
‫اون فقط می‌خواست مطمئن شه که
‫من به کسی نگم مادرش کیه.

00:30:20.694 --> 00:30:26.074
‫اون واقعا باور داشت که کتابش
‫و عقیده‌اش اونو مشهور میکنه.

00:30:26.075 --> 00:30:29.702
‫و کل دنیا داستان خیالی اونو باور می‌کنن.

00:30:29.703 --> 00:30:32.831
‫شاید اون این داستان رو ساخته چون فقط...

00:30:33.582 --> 00:30:36.961
‫یه بچه‌ی ترسیده و آزار دیده‌ی تنها
‫توی این دنیا بوده.

00:30:37.920 --> 00:30:43.676
‫تو... تو توی بدترین‌ چیزهای بشریت
‫دنبال خوبی می‌گردی، مگه نه؟

00:30:45.803 --> 00:30:47.513
‫و بعضی وقت‌ها پیداش هم می‌کنم.

00:30:49.974 --> 00:30:52.141
‫چرا به ما نگفتی که با هم فامیل هستین؟

00:30:52.142 --> 00:30:56.229
‫- ریچارد و کری هیچ وقت به این اشاره نکردن.
‫- اونا اینو نمی‌دونن.

00:30:56.230 --> 00:30:59.983
‫من به سی‌سی التماس کردم که بذاره
‫بخشی از زندگی کری باشم.

00:30:59.984 --> 00:31:03.361
‫اون گفت من می‌تونم بزرگ شدن
‫کری رو از دور تماشا کنم.

00:31:03.362 --> 00:31:06.698
‫اما اگه به اون یا ریچارد بگم که
‫من واقعا کیم،

00:31:06.699 --> 00:31:09.660
‫اون از این‌جا میره و من دیگه هیچ‌وقت
‫کری رو نمی‌بینم.

00:31:11.870 --> 00:31:13.539
‫شاید با هم هم‌خون باشیم،

00:31:14.832 --> 00:31:19.211
‫اما هیچ چیزی از من یا خانواده‌ام
‫توی اون زن ظالم نیست.

00:31:19.795 --> 00:31:23.632
‫من دیدم که اون بچه‌ی بیچاره رو
‫فقط با حرف‌هاش کشت.

00:31:38.314 --> 00:31:39.481
‫امیلی.

00:31:42.693 --> 00:31:45.392
‫سرکاراگاه، من حالم خیلی خوب نیست.

00:31:45.416 --> 00:31:48.114
‫عیبی نداره که فردا
‫صحبت‌هامون رو تموم کنیم؟

00:31:48.115 --> 00:31:50.481
‫خانم، باید در مورد
‫چیزهای زیادی حرف بزنیم.

00:31:50.505 --> 00:31:51.285
‫می‌دونم.

00:31:52.286 --> 00:31:56.206
‫- فقط امشب رو به من وقت بده لطفا.
‫- ما فردا صبح زود ادامه میدیم.

00:32:00.753 --> 00:32:01.837
‫خودتو گرم نگه دار.

00:32:02.838 --> 00:32:04.632
‫میگن یه کولاک در راهه.

00:32:29.615 --> 00:32:33.827
‫مامور نیکول، یه مظنونی هست
‫که می‌خوام حواست بهش باشه.

00:32:49.176 --> 00:32:50.052
‫میسی.

00:32:51.136 --> 00:32:52.930
‫میشه یه لحظه پیشت بشینم؟

00:32:53.806 --> 00:32:54.640
‫برای چی؟

00:32:55.683 --> 00:32:58.184
‫تا ادعا کنی دخترم داره شیشه میکشه...

00:32:58.185 --> 00:33:00.396
‫در حالی که بچه‌اش گریه می‌کنه
‫و مامانش رو میخواد؟

00:33:06.068 --> 00:33:08.529
‫ببین، ما قول دادیم
‫بلو رو پیدا می‌کنیم و...

00:33:09.154 --> 00:33:10.114
‫و ما پیداش کردیم.

00:33:11.031 --> 00:33:14.827
‫چطور می‌تونین پیداش کنین وقتی
‫که دارین توی دنیای اشتباهی میگردین.

00:33:18.580 --> 00:33:21.458
‫میدونم قبول این سخته.

00:33:22.584 --> 00:33:25.002
‫این‌که خانواده‌اش رو ترک کرده،

00:33:25.003 --> 00:33:26.963
‫- بچه‌اش رو ترک کرده.
‫- مامانم وقتی...

00:33:26.964 --> 00:33:30.175
‫۱۵ سالش بود از مدرسه‌ی شبانه‌روزی
‫فرار کرد.

00:33:31.093 --> 00:33:34.429
‫و قسم خورد که هر وقت بچه دار بشه...

00:33:34.430 --> 00:33:37.599
‫هر کاری که لازمه برای
‫محافظت از اونا انجام بده.

00:33:38.225 --> 00:33:39.309
‫و همین کارم کرد.

00:33:41.812 --> 00:33:44.022
‫خودش هیچ عشق و مراقبتی رو دریافت نکرد.

00:33:45.065 --> 00:33:50.904
‫اما هر جوری شد امنیت منو حفظ کرد
‫و توی کل عمرم دوستم داشت.

00:33:52.364 --> 00:33:54.491
‫اما من نتونستم از بلو محافظت کنم، مگه نه؟

00:33:56.285 --> 00:34:00.037
‫هر چه‌قدر هم که دوستش داشتم مهم نبود،
‫چون نمی‌تونستم این واقعیت رو تغییر بدم...

00:34:00.038 --> 00:34:03.459
‫که هر باری که اون اجتماع رو ترک می‌کرد
‫در خطر بود.

00:34:05.794 --> 00:34:09.840
‫پس هر چیزی که عکس‌ها و شاهداتون میگن
‫اشتباهه.

00:34:10.340 --> 00:34:13.635
‫بلو فرار نکرد. یه نفر اونو گرفته.

00:34:15.053 --> 00:34:16.513
‫یه نفر بهش آسیب رسونده.

00:34:18.182 --> 00:34:21.018
‫اون مرده. من اینو میدونم.

00:34:23.562 --> 00:34:26.815
‫و حالا هیچ کسی حتی دنبالش نیست.

00:34:27.149 --> 00:34:29.026
‫ما اعتماد کردیم که شما
‫به ما کمک می‌کنید.

00:34:29.777 --> 00:34:31.236
‫شما فقط از ما رو برگردوندین.

00:35:28.001 --> 00:35:29.127
‫ایزابل.

00:35:29.711 --> 00:35:33.048
‫میسی نمیذاره ببرمش خونه
‫دمای هوا منفی ۲۰ درجه‌ست.

00:35:33.590 --> 00:35:34.966
‫اون حس می‌کنه بهش خیانت شده.

00:35:34.967 --> 00:35:37.678
‫- ما هر کاری از دستمون بر اومد کردیم.
‫- واقعا؟

00:35:39.054 --> 00:35:41.973
‫گوش کن، این‌جا برای یه طوفان شدید
‫هشدار دادن.

00:35:41.974 --> 00:35:44.226
‫برنگرد. توی شهر بمون.

00:35:45.978 --> 00:35:47.980
‫باشه، شب بخیر.

00:36:20.929 --> 00:36:25.267
‫- تو خواهر امیلی، ال رو می‌شناختی، آره؟
‫- ما به یه دانشگاه رفتیم.

00:36:25.851 --> 00:36:28.270
‫"آروم باش" این یه رمزه.

00:36:29.605 --> 00:36:31.564
‫همه‌ی اسم‌هاتون توشه، مگه نه؟

00:36:31.565 --> 00:36:34.150
‫بی‌ کی ال ام.
‫[بی کالم = آروم باش]

00:36:34.151 --> 00:36:37.069
‫شما یه آیه رو برداشتین و شخصی‌سازیش کردین.

00:36:37.070 --> 00:36:41.366
‫حتما خیلی نزدیک بودین
‫که یه اسم مخفی برای همه‌تون داشتین.

00:36:42.534 --> 00:36:44.244
‫یه زندگی رو بر اساسش ساختین.

00:36:44.828 --> 00:36:46.288
‫فکر کنم همین‌طور بودیم.

00:36:47.122 --> 00:36:49.917
‫تو و کی و ام هنوز دوستین؟

00:36:51.335 --> 00:36:54.338
‫دهکده رو ترک نکن، باشه، بی؟

00:37:26.244 --> 00:37:27.579
‫شوخیت گرفته؟

00:37:30.749 --> 00:37:31.833
‫وای پسر.

00:37:35.837 --> 00:37:39.257
‫- امیلی؟ طبقه‌ی بالا رو چک کن.
‫- باشه.

00:37:53.605 --> 00:37:54.731
‫رئیس.

00:38:11.665 --> 00:38:15.544
‫فکر کنم تو تا الان حقیقت رو
‫فهمیده باشی، سرکاراگاه...

00:38:16.378 --> 00:38:20.549
‫ممنون که دیروز گذاشتی برم،
‫گذاشتی به روش خودم کارمو بکنم.

00:38:23.427 --> 00:38:24.594
‫من سی‌سی رو کشتم.

00:38:26.221 --> 00:38:27.931
‫من مایع شستشوی‌ شیشه رو ریختم.

00:38:28.557 --> 00:38:30.766
‫من نیاسین توی قهوه‌اش ریختم.

00:38:30.767 --> 00:38:32.894
‫من کابل برق رو متصل کردم.

00:38:34.187 --> 00:38:36.231
‫پیری این خاصیت رو داره.

00:38:37.065 --> 00:38:38.900
‫دیگه کسی تو رو نمیبینه.

00:38:39.735 --> 00:38:42.446
‫تو می‌تونی هر کاری بکنی،
‫چون نامرئی هستی.

00:38:46.366 --> 00:38:48.660
‫من متاسفم که جون یه نفر
‫رو گرفتم، اما...

00:38:49.786 --> 00:38:53.080
‫باید کری رو از دست اون هیولا نجات میدادم.

00:38:53.081 --> 00:38:56.752
‫اون دختر زیبا لیاقت خوشحال بودن رو داره.

00:38:59.129 --> 00:39:02.674
‫به ایستگاه خبر بده و اینو
‫توی مدارک قرار بده.

00:39:12.460 --> 00:39:15.463
‫[آروم باش و بدون که من این‌جا هستم]

00:39:19.399 --> 00:39:20.692
‫امیلی کجاست؟

00:39:21.651 --> 00:39:22.944
‫اون کجاست؟

00:39:24.446 --> 00:39:26.281
‫تو می‌دونی اون چه کار کرده، مگه نه؟

00:39:27.032 --> 00:39:29.284
‫بی بذار کمکش کنم. اون کجاست؟

00:39:30.786 --> 00:39:31.745
‫جاده‌ی شرقی.

00:39:32.871 --> 00:39:35.873
‫بیرون دهکده،
‫جایی که خانواده‌اش مردن.

00:39:35.874 --> 00:39:39.669
‫بعضی وقتا که می‌خواد احساس کنه
‫بهشون نزدیکه میره اون‌جا.

00:40:30.428 --> 00:40:31.513
‫امیلی!

00:40:36.351 --> 00:40:37.561
‫امیلی!

00:41:07.507 --> 00:41:08.508
‫امیلی.

00:41:10.635 --> 00:41:11.595
‫امیلی!

00:41:18.643 --> 00:41:19.644
‫امیلی.

00:41:23.273 --> 00:41:25.066
‫امیلی.

00:41:27.819 --> 00:41:28.904
‫امیلی.

00:41:30.363 --> 00:41:31.531
‫چیزی نیست.

00:41:32.032 --> 00:41:33.490
‫چیزی نیست.

00:41:33.491 --> 00:41:35.785
‫حالت خوب میشه. چیزی نیست.

00:41:38.356 --> 00:41:41.026
‫من پیشتم.

00:41:49.382 --> 00:41:51.091
‫از بیمارستان تماس گرفتن.

00:41:51.092 --> 00:41:53.094
‫فکر می‌کنن امیلی زنده میمونه.

00:41:53.470 --> 00:41:58.432
‫تصور کن عشقی اون‌قدر قوی باشه
‫که به‌خاطرش جونتو از دست بدی.

00:41:58.433 --> 00:42:00.726
‫تو برای نوه‌ی دختریت این کارو نمی‌کنی؟

00:42:00.727 --> 00:42:03.188
‫- برای رین‌مری؟
‫- چرا.

00:42:29.965 --> 00:42:32.216
‫قربان، بابت زیر نظر داشتن
‫اون‌جا خیلی متاسفم.

00:42:32.217 --> 00:42:34.969
‫من تا دیر وقت بیدار موندم
‫و سعی کردم پرونده رو حل کنم.

00:42:34.970 --> 00:42:36.930
‫همه‌ی ما اشتباه کردیم، مامور نیکول.

00:42:37.514 --> 00:42:39.349
‫نذار دوباره تکرار شه.

00:42:39.766 --> 00:42:41.017
‫باشه.

00:42:42.686 --> 00:42:44.312
‫کسی مشکلی نداره اینو نگه دارم؟

00:42:46.064 --> 00:42:47.274
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

00:42:47.607 --> 00:42:49.317
‫چیه؟ اینا خیلی نرمن.

00:42:50.402 --> 00:42:52.279
‫حقیقت درون چیزیه که ما نمی‌بینیم.

00:42:52.821 --> 00:42:54.154
‫تو حالت خوبه، آقا؟

00:42:54.155 --> 00:42:57.866
‫تو نمی‌تونی خارهای فلزی رو ببینی،
‫مگه این‌که چکمه رو برگردونی.

00:42:57.867 --> 00:43:01.203
‫امیلی نمی‌تونسته اونو دیده باشه
‫برای همین امکان نداشته کار اون باشه.

00:43:01.204 --> 00:43:02.497
‫چی داری میگی؟

00:43:03.707 --> 00:43:04.708
‫کار اون نبوده.

00:43:06.584 --> 00:43:10.587
‫من فکر می‌کنم قاتل پیشش اعتراف کرده.
‫بهش تقریبا همه چیو گفته.

00:43:10.588 --> 00:43:14.258
‫امیلی در مورد نیاسین می‌دونست،
‫در مورد مایع شستشوی شیشه می‌دونست،

00:43:14.259 --> 00:43:17.387
‫و در مورد کابل‌ها می‌دونست،
‫اما در مورد چکمه‌ها نمی‌دونست.

00:43:17.887 --> 00:43:20.014
‫فقط قاتل در مورد چکمه می‌دونست.

00:43:20.015 --> 00:43:23.268
‫"اگه نتونم عشق رو منتقل کنم،
‫باعث وحشت میشم."

00:43:23.977 --> 00:43:25.477
‫امیلی عشق رو منتقل می‌کرد.

00:43:25.478 --> 00:43:28.189
‫دوستاش براش هر کاری می‌کنن.

00:43:28.898 --> 00:43:31.860
‫- حتی دروغ میگن.
‫- اما قربان، اون اعتراف کرده.

00:43:31.985 --> 00:43:33.945
‫مامور نیکول، خیلی از
‫بی‌گناه‌ها اعتراف می‌کنن.

00:43:34.070 --> 00:43:37.573
‫بهت گفتم گوش کنی.
‫ولی خودم کر بودم.

00:43:37.574 --> 00:43:40.617
‫امیلی گفت هیچ کسی متوجه‌اش نشد
‫و نامرئی بوده.

00:43:40.618 --> 00:43:42.912
‫اون تنها شخص نامرئی نبوده.

00:43:55.008 --> 00:43:56.009
‫خواهش می‌کنم.

00:43:58.428 --> 00:44:01.848
‫- خواهش می‌کنم این کارو نکن.
‫- آقای لایون، باید بیام داخل.

00:44:05.977 --> 00:44:09.272
‫شب ساکت...

00:44:10.106 --> 00:44:13.401
‫شب مقدس.

00:44:14.194 --> 00:44:17.447
‫همه چیز آرومه

00:44:18.156 --> 00:44:21.409
‫همه چیز روشنه

00:44:22.327 --> 00:44:26.330
‫در اطراف باکره‌ی جوان...

00:44:26.331 --> 00:44:28.375
‫مادر...

00:44:28.875 --> 00:44:31.378
‫و فرزند.

00:44:32.670 --> 00:44:35.506
‫نوزاد مقدس.

00:44:35.507 --> 00:44:40.178
‫مهربون و لطیف.

00:44:50.814 --> 00:44:53.159
‫من فکر کردم تو رو درک می‌کردم چون...

00:44:53.183 --> 00:44:55.527
‫ما یه چیز رو پشت سر گذاشتیم، اما...

00:44:57.570 --> 00:44:59.364
‫این‌طور نبود، مگه نه؟

00:45:01.241 --> 00:45:03.326
‫اما ما توی یه چیز مشترکیم.

00:45:04.702 --> 00:45:06.579
‫هر دوی ما دردمون رو مخفی کردیم.

00:45:09.082 --> 00:45:11.876
‫یه جای عمیق که نمی‌تونه ما رو پیدا کنه.

00:45:12.377 --> 00:45:13.460
‫اما بدن می‌دونه.

00:45:13.461 --> 00:45:15.797
‫درد همیشه خودشو نشون میده...

00:45:17.966 --> 00:45:18.883
‫از هر...

00:45:20.510 --> 00:45:21.719
‫راهی که می‌تونه.

00:45:25.390 --> 00:45:27.934
‫اونا از اون صندلی‌ها برای مجازات بچه‌ها
‫استفاده می‌کردن.

00:45:29.686 --> 00:45:30.895
‫به اونا شوک وارد می‌کردن.

00:45:31.479 --> 00:45:32.856
‫به اندازه‌ای نبود که اونا رو بکشه.

00:45:34.065 --> 00:45:35.400
‫به قدری بود که بهشون آسیب بزنه.

00:45:37.652 --> 00:45:40.779
‫از این‌جا این ایده به ذهنت رسید، مگه نه؟
‫تو باهوشی.

00:45:40.780 --> 00:45:43.365
‫مطمئنم بابات به تو چیزایی رو در مورد
‫مدارهای الکتریکی یاد داد...

00:45:43.366 --> 00:45:45.618
‫که توی مدرسه یاد نمی‌دادن.

00:45:46.995 --> 00:45:49.914
‫اما مادرت برای مجازات تو به صندلی برقی
‫احتیاجی نداشت.

00:45:51.291 --> 00:45:54.377
‫ناامیدیش از تو کافی بود.

00:45:58.173 --> 00:46:00.216
‫اما تو مورد دوست داشتن
‫واقع شده بودی، کری.

00:46:01.885 --> 00:46:02.927
‫توسط بابات،

00:46:04.387 --> 00:46:07.056
‫و یه نفر که جونش رو می‌خواست فدات کنه.

00:46:07.390 --> 00:46:08.808
‫منظورت خالمه؟

00:46:10.643 --> 00:46:15.397
‫اون فردای مرگ مامانم گفت که
‫ما با هم فامیل هستیم.

00:46:15.398 --> 00:46:16.648
‫اما خیلی دیر شده بود.

00:46:16.649 --> 00:46:19.943
‫مامان همیشه می‌گفت
‫اگه مشکلی داری خودت درستش کن.

00:46:19.944 --> 00:46:21.613
‫هر چه‌قدر هم که سخت باشه.

00:46:22.197 --> 00:46:23.114
‫برای همین من درستش کردم.

00:46:24.699 --> 00:46:26.159
‫من فقط کاری که خودش کرد
‫رو انجام دادم.

00:46:38.087 --> 00:46:40.089
‫و امیدوارم توی جهنم بپوسی.

00:47:01.236 --> 00:47:02.737
‫ما هیچ‌وقت این‌جا نبودیم.

00:47:09.994 --> 00:47:11.329
‫هیچ بچه‌ای نباید...

00:47:12.872 --> 00:47:14.499
‫چیزی رو که تو دیدی میدید.

00:47:16.334 --> 00:47:17.669
‫من میرم زندان؟

00:47:19.087 --> 00:47:20.255
‫امیدوارم نری.

00:47:44.153 --> 00:47:45.487
‫روانی لعنتی.

00:47:45.488 --> 00:47:47.657
‫اون یه بچه‌ست، مامور نیکول.

00:47:48.741 --> 00:47:52.078
‫هر بچه‌ای لیاقت نجات داده شدن داره.
‫مهربانی هزینه‌ای نداره.

00:47:52.704 --> 00:47:55.706
‫کل دهکده وقتی سی‌سی باهاش بدرفتاری می‌کرد
‫سکوت کردن...

00:47:55.707 --> 00:47:58.042
‫و وقتی اون مرد جشن گرفتن.

00:47:58.835 --> 00:48:00.544
‫اون کانون نهایی...

00:48:00.545 --> 00:48:04.340
‫همه‌ی خیالات و ترس‌های
‫مادر و مادربزرگش بود.

00:48:05.508 --> 00:48:07.343
‫مثل هیولای فرانکنشتاین.

00:48:08.344 --> 00:48:10.888
‫یه موجود چند تکه از تمامی ترس‌هاشون.

00:50:52.133 --> 00:50:53.342
‫میسی!

00:51:00.641 --> 00:51:02.477
‫نه! میسی!

00:51:02.501 --> 00:51:07.501
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:51:07.501 --> 00:51:12.501
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.