﻿WEBVTT

00:00:05.690 --> 00:00:10.190
‫پس اینطوریاست... من و سنپای، سازگار...

00:00:10.190 --> 00:00:12.190
‫به طرز بهت‌آوری خوبه!

00:00:12.190 --> 00:00:14.490
‫چرا با هم قرار نمی‌ذارید؟

00:00:24.330 --> 00:00:26.960
‫مامان! هانا داره غرق می‌شه!

00:00:26.960 --> 00:00:30.210
‫چی؟! هانا! با من بمون، حالا!

00:00:38.350 --> 00:00:41.770
‫اوزاکی‌چان می‌خواد وقت بگذرونه!

00:00:41.794 --> 00:02:00.994
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:06.480 --> 00:02:12.480
‫پس اساساً، به نظر سنپای منو دوست داره.

00:02:12.480 --> 00:02:16.490
‫دارم می‌گم، من یه زن افسونگرم، یه زن افسونگر!

00:02:18.240 --> 00:02:19.820
‫اوه... البته.

00:02:19.820 --> 00:02:21.740
‫اون اتفاقی بود که بعد جشنواره مدرسه‌ای افتاد؟

00:02:21.740 --> 00:02:27.500
‫درسته، مدتی هست که می‌دونی، متعجب بودم.

00:02:27.500 --> 00:02:29.370
‫ولی با یه واکنش اونطوری؟

00:02:29.370 --> 00:02:31.380
‫درست به هدف!

00:02:31.380 --> 00:02:33.790
‫چی؟ انقدر دیر فهمیدی؟

00:02:33.790 --> 00:02:35.500
‫هنوز تو همون مرحله‌ای؟

00:02:35.500 --> 00:02:38.630
‫پس برای همینه امروز همش لبخند می‌زنه.

00:02:38.630 --> 00:02:41.390
‫نگاهش کن، با لذت می‌درخشه.

00:02:41.390 --> 00:02:44.430
‫میگم، اوزاکی، اخیراً خودتُ تو آینه دیدی؟

00:02:44.430 --> 00:02:49.350
‫ها؟ منظورم اینه صورتم رو می‌شورم و مسواک می‌زنم،
‫برای همین آره.

00:02:49.350 --> 00:02:51.850
‫تو شرایطی نیست که کنایه بشنوه.

00:02:51.850 --> 00:02:54.020
‫هنوز با این حال...

00:02:54.020 --> 00:02:56.070
‫از منطق اوزاکی که بگذریم،

00:02:56.070 --> 00:02:58.860
‫این تقریباً آخرین چیزی بود که توقع داشتیم اتفاق بیفته!

00:02:58.860 --> 00:02:59.860
‫ولی...

00:03:00.950 --> 00:03:04.280
‫نمی‌تونم باور کنم اون دوتا اُسگلِ بی‌مصرف انقدر پیش رفتن!

00:03:04.280 --> 00:03:05.120
‫ولی...

00:03:05.120 --> 00:03:08.250
‫خیلی نزدیکیم... تقریباً رسیدیم...

00:03:08.250 --> 00:03:11.540
‫و هنوز... با این حال، جلوی چشممونه...

00:03:15.500 --> 00:03:18.550
‫امکان نداره به خط پایان برسن.

00:03:19.800 --> 00:03:21.510
‫حالا چی‌کار کنیم؟

00:03:21.510 --> 00:03:24.890
‫به اون دوتا بستگی داره، قبول نداری؟

00:03:24.890 --> 00:03:27.510
‫کار زیادی از پشت پرده از دستمون بر نمیاد.

00:03:27.510 --> 00:03:32.190
</i>‫اخیراً به اینکه بذاریم با سرعت خودشون پیشرفت کنن فکر کردم...

00:03:35.360 --> 00:03:37.270
‫دخترت خیلی خوب به نظر نمیاد.

00:03:37.270 --> 00:03:39.440
‫شاید به خاطر اینه که هدف ناتموم در معرض دیده؟

00:03:41.110 --> 00:03:45.620
‫وقتی که کشتار تموم شد می‌تونه به شکنجه جدیدی تبدیل شه.

00:03:45.620 --> 00:03:47.580
‫برای همین این دفه...

00:03:47.580 --> 00:03:50.000
‫باید به کمکشون بیایم.

00:03:50.830 --> 00:03:53.500
‫راستی، ساکو کجاست؟

00:03:53.500 --> 00:03:56.340
‫هممم؟ اوه، ساکورای-کون امروز مرخصیه.

00:03:56.340 --> 00:04:01.170
‫سنپای؟ یه بازی جدید خرید و سریع برگشت خونه!

00:04:01.170 --> 00:04:04.340
‫و کلی بازی تلنبار شده هم داره.

00:04:04.340 --> 00:04:06.800
‫ای ناقلا!

00:04:06.800 --> 00:04:09.680
</i>‫وای، سریع حمله کرد.

00:04:09.680 --> 00:04:11.890
‫باهاش بازی نمی‌کنی؟

00:04:11.890 --> 00:04:14.850
‫گمونم خودش می‌خواد از اولین تجربه بازی لذت ببره.

00:04:14.850 --> 00:04:17.820
‫از اینکه مانع خوش‌گذرونیش شم متنفرم.

00:04:17.820 --> 00:04:20.780
‫به طرز شگفت‌انگیزی باملاحظه‌ست.

00:04:20.780 --> 00:04:23.900
‫معمولاً بی دعوت سرزده می‌رفت اونجا.

00:04:26.030 --> 00:04:31.870
‫منظورم اینه... منو دوست داره، درسته؟

00:04:31.870 --> 00:04:33.410
‫با اطمینان کامل گفت!

00:04:33.410 --> 00:04:37.290
‫برای همین... اگه تنها برم خونه‌شون...

00:04:37.290 --> 00:04:39.960
‫خب... می‌دونی.

00:04:39.960 --> 00:04:41.460
‫چی؟!

00:04:41.460 --> 00:04:44.170
‫پس باملاحظه نیست... اوه نه.

00:04:44.170 --> 00:04:46.390
‫اوزاکی فقط ترسیده!

00:04:46.390 --> 00:04:49.010
‫چه عذابی...

00:04:49.010 --> 00:04:51.640
‫این مراحل رو یه جورایی رد نکردی؟

00:04:52.270 --> 00:04:55.020
‫همین الانشم چند باری خونه‌ی ساکو رفتی.

00:04:55.020 --> 00:04:58.230
‫حتی شب رو اونجا گذروندی.

00:04:58.230 --> 00:05:03.440
‫خودت نگفتی اون ایمن‌ترین موجود کل جهانه؟

00:05:03.440 --> 00:05:05.950
‫خـ- خب، آره، ولی...

00:05:05.950 --> 00:05:08.070
‫بعد از اون طالع-بینی...

00:05:08.070 --> 00:05:12.040
‫فکر کردم شاید نظرش عوض شده.

00:05:12.040 --> 00:05:13.410
‫شوخیت گـــــــــ

00:05:14.910 --> 00:05:16.830
‫آمی رد داده!

00:05:16.830 --> 00:05:21.300
‫نمی‌دونم... آدم به اون خشکی به راحتی عوض نمی‌شه.

00:05:21.300 --> 00:05:26.800
‫ولی نمی‌تونیم مطمئن باشیم-- اون یه مرد بالغه.

00:05:26.800 --> 00:05:29.640
‫چطور جرئت می‌کنی چنین حرفی بزنی؟

00:05:31.260 --> 00:05:33.890
‫از کوره در رفتن نتیجه‌ای نداره.

00:05:33.890 --> 00:05:35.350
‫شرمنده...

00:05:35.350 --> 00:05:38.020
‫ولی با همه اتفاقاتی که تا الان افتاده،

00:05:38.020 --> 00:05:40.310
‫فقط... اذیت شدم.

00:05:42.150 --> 00:05:43.820
‫پیش میاد.

00:05:43.820 --> 00:05:49.240
‫اولش مشکلی نداشتن، ولی با گذشت زمان همه‌چیز بحرانی می‌شه.

00:05:49.240 --> 00:05:51.870
‫فکر کردم اوزاکی تخت گاز جلو میره--

00:05:51.870 --> 00:05:55.910
‫کی فکرشو می‌کرد وقتی تو مخمصه بیفته
‫انقدر منفعل میشه؟

00:05:55.910 --> 00:05:57.920
‫که یعنی--

00:05:57.920 --> 00:05:59.880
‫اون ساکو و این اوزاکی...

00:05:59.880 --> 00:06:03.500
</i>‫می‌تونم اینکه تا ابد جلوی خط پایان ول می‌چرخن رو تصور کنم.

00:06:03.500 --> 00:06:04.760
‫فایده نداره.

00:06:04.760 --> 00:06:07.720
‫نمی‌تونم بعد از اینکه این جرقه تو ذهنشون
‫زده شده نگاهشون کنم!

00:06:07.720 --> 00:06:09.890
‫دارم می‌میرم که بدونم چطور تموم می‌شه!

00:06:09.890 --> 00:06:11.260
‫ولی...

00:06:12.600 --> 00:06:15.890
‫ولی اینطور که هستن قطعاً نمی‌تونیم ادامه بدیم.

00:06:15.890 --> 00:06:18.350
‫چه تصور بی‌ادبانه‌ای.

00:06:22.770 --> 00:06:24.480
‫چه خبر سنپای؟

00:06:24.480 --> 00:06:28.320
‫تنهایی می‌برم، ولی یجورایی دارم علاقه‌ام رو از دست میدم.

00:06:28.320 --> 00:06:31.490
‫اگه تو هم یه کپی بخری، باهات دوتایی بازی می‌کنم.

00:06:31.490 --> 00:06:35.700
‫جداً؟! می‌خوام بدونی اینجا خیلی سرم شلوغه!

00:06:35.700 --> 00:06:38.710
‫--که اینطور. باشه برای بعدا...
‫--نه، اشکال نداره!

00:06:38.710 --> 00:06:41.380
‫حالا که اصرار می‌کنی کمکت می‌کنم.

00:06:41.380 --> 00:06:44.460
‫منظورم اینه، فکر کنم-- اگه لازمه!

00:06:45.750 --> 00:06:49.380
‫پسر، درخواستش رو رد کردم و اینجور حرفا،

00:06:49.380 --> 00:06:52.470
‫ولی فقط خیلی اصرار کرد!

00:06:56.220 --> 00:06:58.930
‫خب، من رفتم!

00:06:58.930 --> 00:07:01.190
‫پس وقتی که دعوت شدی می‌ری؟!

00:07:01.650 --> 00:07:03.230
‫نظرت چیه؟

00:07:03.230 --> 00:07:06.860
‫خب، با این اتفاق‌ها فقط عصبانیتم بیشتر و بیشتر می‌شه!

00:07:06.860 --> 00:07:11.200
‫درکت می‌کنم. یه استراتژی جدید مطرح می‌کنم.

00:07:11.200 --> 00:07:14.030
‫وقتش رسیده جون تازه‌ای بهشون بدیم.

00:07:14.030 --> 00:07:15.780
‫باید همین‌کارُ بکنیم.

00:07:16.950 --> 00:07:20.080
‫و اینطوری همکاری‌شون شروع شد.

00:07:20.080 --> 00:07:22.750
‫درباره این نمی‌دونم...

00:07:22.750 --> 00:07:26.590
‫اوزاکی مخصوصاً دنبال یه نقطه بحرانیه.

00:07:26.590 --> 00:07:28.880
‫باید اونقدر بهش بگیم.

00:07:28.880 --> 00:07:30.920
‫اگه اینطوری باشه...

00:07:30.920 --> 00:07:35.260
‫می‌تونیم چند روزی بندازیمشون تو یه اتاق در بسته؟
‫یا یه جزیره‌ی متروکه؟

00:07:35.260 --> 00:07:37.810
‫نه-- یه کوه برفی. تقریباً زمستونه.

00:07:37.810 --> 00:07:41.140
‫اگه بتونیم تو یه شرایط غیرمعمول با هم گیرشون بندازیم...

00:07:41.140 --> 00:07:44.190
‫شاید یه چیزی که کمتر... غیرمعمول باشه.

00:07:49.610 --> 00:07:50.990
‫خوش اومدی!

00:07:51.900 --> 00:07:53.160
‫سلام بروبچ.

00:07:53.160 --> 00:07:56.410
‫ساکاکی-سان! اخیراً زیاد میای اینجا.

00:07:56.410 --> 00:07:58.120
‫سنپای امروز مرخصیه.

00:07:58.120 --> 00:08:00.250
‫به نظر اینطور میاد.

00:08:00.250 --> 00:08:01.660
‫اوه، می‌دونم.

00:08:01.660 --> 00:08:03.040
‫اینطور برنامه ریزی کردیم.

00:08:03.040 --> 00:08:04.880
‫برق.

00:08:04.880 --> 00:08:08.630
‫شیفت ساکورای و اوزاکی رو طوری تنظیم کردن که جدا از هم بیان

00:08:08.630 --> 00:08:10.130
‫و یکی یکی بهشون حمله کنن:

00:08:10.130 --> 00:08:14.680
‫به اصطلاح «محاصره اوزاکی».

00:08:14.680 --> 00:08:17.390
‫بعد، منم اینو بهش گفتم!

00:08:17.390 --> 00:08:19.970
‫و بعدش سنپای، می‌دونی چی‌کار کرد؟

00:08:19.970 --> 00:08:24.520
‫تا موقع بسته شدن یه کله حرف زد. مثل همیشه بی‌ملاحظه.

00:08:24.520 --> 00:08:30.690
‫یه هفته از جشواره گذشته و هنوز هیچ حرکتی نمی‌کنه، فقط خوشحالی.

00:08:30.690 --> 00:08:34.820
‫چیزی تا خط پایان نمونده و تو همین مرحله متوقف شدیم.

00:08:34.820 --> 00:08:37.370
‫نه آمی، آروم باش.

00:08:37.370 --> 00:08:40.830
‫امروز روزیه که یه تلنگری به اوزاکی می‌زنیم!

00:08:40.830 --> 00:08:46.830
‫ولی چطوری، وقتی که اینطوری تخت گاز شاده؟

00:08:46.830 --> 00:08:48.460
‫آره، ولی اوزاکی...

00:08:48.460 --> 00:08:52.340
‫اینکه خوشحال باشی و غیره خوبه، ولی مطمئنی می‌تونی بی‌خیال باشی؟

00:08:53.510 --> 00:08:54.760
‫بیخیال؟

00:08:54.760 --> 00:08:58.680
‫داشتم فکر می‌کردم. این «ساکو اوزاکی رو دوست داره»...

00:08:58.680 --> 00:09:00.810
</i>‫فقط داری این حرفو می‌زنی، درسته؟

00:09:00.810 --> 00:09:02.430
‫ایـ- این یارو...!

00:09:02.430 --> 00:09:04.810
‫یا خدا. واقعاً رفت تو کارش.

00:09:04.810 --> 00:09:05.940
‫اون...

00:09:05.940 --> 00:09:09.770
‫اون... یه جورایی... درست نیست.

00:09:09.770 --> 00:09:12.610
‫دیدی ساکو چه حسی داره؟

00:09:12.610 --> 00:09:14.450
‫به نظرم باید مطمئن شی.

00:09:14.450 --> 00:09:17.240
‫مطـ- مطمئن شم؟

00:09:17.240 --> 00:09:22.160
‫شاید اینو ندونی ولی ساکو پیش همکلاسی‌هاش خیلی محبوبه.

00:09:22.160 --> 00:09:24.080
</i>‫چیه؟!

00:09:24.080 --> 00:09:27.750
‫کلی از طرفدار‌های ساکورای رو تو مشتری‌هامون هم داشتیم.

00:09:27.750 --> 00:09:29.380
‫پسر خوبیه.

00:09:29.380 --> 00:09:31.130
‫می‌دونی، درسته؟

00:09:31.130 --> 00:09:33.260
</i>‫چـ- چی؟

00:09:33.260 --> 00:09:34.880
‫ساکورای؟

00:09:34.880 --> 00:09:40.100
‫اولین برداشتت ازش ترسناکه و به نظر نزدیک شدن بهش سخته.

00:09:40.100 --> 00:09:44.180
</i>‫ولی وقتی بهش نزدیک شدی، جدی و مهربونه!

00:09:44.180 --> 00:09:45.310
‫آره؟

00:09:45.310 --> 00:09:49.310
‫ممکنه دختر‌هایی از کلاس‌های کوچک‌تر از ما باشن که
‫چشمشون دنبال ساکورای‌ـه.

00:09:49.310 --> 00:09:50.610
‫یا خدا، گفتم!

00:09:50.610 --> 00:09:54.820
‫کار خودشو به درستی و همه چیز تموم انجام میده.
‫واقعاً پسر خوبیه!

00:09:54.820 --> 00:09:58.360
‫اگه یکم کوچک‌تر بودم خودمم می رفتم دنبالش!

00:10:01.950 --> 00:10:06.250
‫یهویی چرا... کمرم شروع به... عرق کردن کرد...

00:10:06.250 --> 00:10:12.170
‫با اینکه همیشه با اوزاکی می‌چرخه، می‌دونن با هم نیستن.

00:10:12.170 --> 00:10:13.210
‫خلاصه،

00:10:13.210 --> 00:10:15.670
‫ساکو وقتی پسر خوبیه که به دیدنش عادت کنی.

00:10:15.670 --> 00:10:17.630
‫یه مرد هیکلی معمولی با شرایط!

00:10:17.630 --> 00:10:19.840
‫یه هیکلی-- با شرایط؟!

00:10:21.100 --> 00:10:24.010
‫بیشترین تصدیق با سری که پدر و دختر تو سال انجام دادن.

00:10:24.010 --> 00:10:27.730
‫وقتی درباره‌ی بیخیال شدن گفتم منظورم این بود.

00:10:27.730 --> 00:10:31.480
‫اون یه ظرف سیب‌زمینی سرخ کرده بین گله
‫مرغ‌دریایی های گرسنه‌ست.

00:10:31.480 --> 00:10:35.280
‫دیر یا زود باید نشون بدی که صاحبش خودتی.

00:10:36.900 --> 00:10:40.570
</i>‫حتی آسای-سان هم به ساکو نگاه‌های منحرفانه می‌کرده.

00:10:44.120 --> 00:10:47.410
‫--درسته آمی-سان؟
‫--نـ- نـ- نه اصلا!

00:10:47.410 --> 00:10:50.080
‫چی؟ تموم مدت بهش نگاه می‌کنی.

00:10:50.080 --> 00:10:52.330
‫لطفاً دروغ نگو.

00:10:52.330 --> 00:10:55.300
‫خیلی کم میام اینجا با این حال متوجه شدم.

00:10:55.300 --> 00:10:56.960
‫خـ- خفه شو!

00:10:56.960 --> 00:10:59.720
</i>‫منظورم اینه، بدنش خیلی خوبه.

00:11:01.640 --> 00:11:03.220
</i>‫پس بهش زُل می‌زنی!

00:11:03.220 --> 00:11:05.640
‫اونطوری نه، نمی‌زنم! بی‌ادبیه!

00:11:05.640 --> 00:11:07.810
‫آره، می‌زنی.

00:11:07.810 --> 00:11:09.270
‫بابا!

00:11:09.270 --> 00:11:11.400
‫جلوی مشتری‌ها کمترش می‌کنی.

00:11:11.400 --> 00:11:15.070
‫با-با! من بهش نگاه‌های منحرفانه نمی‌کنم!

00:11:15.070 --> 00:11:16.690
‫کاکاکی-سان، امکانش هست؟

00:11:22.410 --> 00:11:24.410
‫دیدی؟ اینم یکیش.

00:11:24.410 --> 00:11:26.450
‫قبلاً این نگاه رو دیدم!

00:11:26.450 --> 00:11:27.700
‫نـ- نه!

00:11:27.700 --> 00:11:31.330
‫دست خودم نیست هانا-چان! فقط چشمم افتاد!

00:11:31.330 --> 00:11:32.960
‫پس یواش تاییدش هم می‌کنه.

00:11:32.960 --> 00:11:36.090
‫اینطوری نیست که ساکورای رو دوست داشته باشم یا چیزی!

00:11:36.090 --> 00:11:39.010
‫اوه، ولی ازش متنفر هم نیستم...

00:11:39.010 --> 00:11:41.840
‫فکر کردم دوست داشتنیه، ولی چطور بگم...

00:11:41.840 --> 00:11:43.890
‫اون... درخششِ...؟ نه، اون نه...

00:11:43.890 --> 00:11:45.600
‫امم، بذار ببینم...

00:11:45.600 --> 00:11:46.430
‫می‌دونم:

00:11:46.430 --> 00:11:48.770
‫من فقط دنبال بدنشم!

00:11:51.440 --> 00:11:54.060
‫اونطوری نیست!

00:11:54.060 --> 00:11:56.020
‫حالا فهمیدی، درسته اوزاکی؟

00:11:56.020 --> 00:12:00.280
‫حتی شاید دور ساکو حیوون‌های جنسی بیشتری هم باشن.

00:12:00.280 --> 00:12:02.780
‫اونطوری صدام نکن!

00:12:02.780 --> 00:12:07.870
‫خوبه گیج باشی، ولی اگه فکر می‌کنی می‌خوای
‫اونطوری با ساکو باشی...

00:12:07.870 --> 00:12:10.500
‫...شاید باید یکم بجنبی.

00:12:10.500 --> 00:12:12.710
‫آره، ولی...

00:12:12.710 --> 00:12:15.580
‫...بازم...

00:12:15.580 --> 00:12:17.540
‫سلام به همگی.

00:12:17.540 --> 00:12:20.210
‫اوه، ساکورای-کون.

00:12:20.210 --> 00:12:22.630
‫امروز مرخصی نبودی ساکو؟

00:12:22.630 --> 00:12:26.510
‫اوزاکی گفت وقتی کارش تموم شد خونه‌ی ما شام بخوریم،

00:12:26.510 --> 00:12:29.180
‫ولی این روزا خیلی زود هوا تاریک میشه

00:12:29.180 --> 00:12:31.480
‫برای همین فکر کردم بیام دنبالش.

00:12:32.770 --> 00:12:35.690
‫دقیقاً همچین چیزی.

00:12:35.690 --> 00:12:38.150
‫بـ- بذار لباسم رو عوض کنم.

00:12:38.150 --> 00:12:39.440
‫حتماً.

00:12:39.440 --> 00:12:40.940
‫می‌خوای باهامون بیای ایتسوهیتو؟

00:12:40.940 --> 00:12:44.990
</i>‫اوه ببخشید. کار‌های خیلی مهمی برای انجام دارم.

00:12:44.990 --> 00:12:46.490
‫که اینطور.

00:12:46.490 --> 00:12:47.870
‫بگو آمی-سان.

00:12:47.870 --> 00:12:51.160
‫خوبی؟ تموم این مدت به سقف خیره بودی.

00:12:51.160 --> 00:12:55.120
‫ببخشید ساکورای-کون. برای امروز باید اینو انجام بدم.

00:12:55.120 --> 00:12:58.710
‫منظورشون از اینکه «نمی‌تونم باهاش رو به رو بشم.» همچین چیزی بود...

00:12:58.710 --> 00:12:59.800
‫چی؟

00:13:01.300 --> 00:13:05.050
‫خب، اون آتیش رو روشن کردیم. کنجکاوم بدونم آخرش چی میشه.

00:13:05.050 --> 00:13:07.220
‫خیلی احساس بهتری دارم!

00:13:07.220 --> 00:13:13.060
‫به قیمتِ گرونِ آبروی تو، ولی بازم!

00:13:13.060 --> 00:13:14.560
‫ازت متنفرم!

00:13:14.560 --> 00:13:15.810
‫می‌دونم.

00:13:24.700 --> 00:13:27.160
‫امروز خیلی ساکتی اوزاکی.

00:13:27.160 --> 00:13:30.030
‫مـ- من که اینو نمی‌گم.

00:13:30.030 --> 00:13:33.080
‫حالا، باید برای شام امشب چی درست کنم؟

00:13:33.080 --> 00:13:35.080
‫برای شروعش دل تو دلم نیست!

00:13:48.140 --> 00:13:49.350
‫خوب.

00:13:49.350 --> 00:13:51.350
‫بعد، آرد سوخاری.

00:13:51.350 --> 00:13:55.270
‫نباید انقدر با دقت اندازه‌شون بگیری ساکورای-کون.

00:13:55.270 --> 00:13:57.020
‫رو مُخمی!

00:13:57.020 --> 00:13:59.690
‫برای همچین چیز‌هایی تخمین‌های تخریبی هم خوبه!

00:13:59.690 --> 00:14:03.280
‫ولی کراکت اولین غذای سرخ‌شده‌ منه.

00:14:03.280 --> 00:14:06.240
‫اگه یه جوری خرابشون بکنم...

00:14:06.240 --> 00:14:10.990
‫ولی اینکه هر دفه انقدر دقیق اندازه‌گیری کنی خیلی خسته‌کننده‌ست...

00:14:10.990 --> 00:14:12.660
‫پس باید چیکار کنم؟

00:14:12.660 --> 00:14:14.830
‫خب...

00:14:14.830 --> 00:14:17.710
‫بذار نشونت بدم چطور چشمی اندازه بگیری.

00:14:17.710 --> 00:14:18.920
‫چشمی؟!

00:14:18.920 --> 00:14:23.050
‫مطمئنی یه تازه‌کار می‌تونه از چنین مهارت سطح‌بالایی استفاده کنه؟

00:14:23.050 --> 00:14:26.220
‫انقدر هم سطح بالا نیست...

00:14:26.220 --> 00:14:28.470
‫همونطور که از اسمش مشخصه،

00:14:28.470 --> 00:14:31.350
‫از چشمت برای به خاطر سپردن مقدار درست استفاده کن.

00:14:33.010 --> 00:14:36.770
‫این ده گرمه که قبلاً اندازه گرفتیش.

00:14:36.770 --> 00:14:38.190
‫گرفتی؟

00:14:38.190 --> 00:14:40.440
‫فکر کنم.

00:14:40.440 --> 00:14:42.730
‫حالا تقریباً همین مقدار نمک رو بریز.

00:14:42.730 --> 00:14:43.860
‫چشم.

00:14:49.410 --> 00:14:50.740
‫خوبه!

00:14:50.740 --> 00:14:51.950
‫واقعاً؟

00:14:51.950 --> 00:14:55.330
‫البته. نیازی نیست که حتماً همونقدر باشه.

00:14:58.460 --> 00:15:01.170
‫ساکورای-کون واقعاً خیلی جدیه، نه؟

00:15:01.170 --> 00:15:03.750
‫سنپای همینجوریه دیگه.

00:15:07.170 --> 00:15:09.930
‫دیر یا زود باید نشون بدی که صاحبش خودتی.

00:15:12.010 --> 00:15:12.890
‫هانا؟!

00:15:12.890 --> 00:15:16.970
‫ها؟ اوه! چیزی نیست. اصلاً چیزی نیست.

00:15:20.730 --> 00:15:22.860
‫وقت استراحته.

00:15:26.280 --> 00:15:27.690
‫ممنون.

00:15:27.690 --> 00:15:30.200
‫سنپای می‌تونه وسواسی باشه،

00:15:30.200 --> 00:15:32.660
‫برای همین تا وقتی که تسلط پیدا کنه ادامه می‌ده.

00:15:32.660 --> 00:15:34.580
‫اشکالی نداره مامان؟

00:15:34.580 --> 00:15:37.120
‫اوه، از نظر من که مشکلی نیست.

00:15:37.120 --> 00:15:40.710
</i>‫منظورم اینه، کمک می‌کنه شاممون آماده شه.

00:15:40.710 --> 00:15:42.830
‫خب، خوشحالم که باهاش مشکلی نداری.

00:15:44.000 --> 00:15:48.710
‫با این حال، این تنها دلیلش برای اومدن به اینجا نیست.

00:15:52.180 --> 00:15:56.930
‫مامان، نظرت درباره ساکورای چیه؟

00:15:56.930 --> 00:16:00.810
‫این همونه؟ بالاخره اتفاق می‌افته؟

00:16:00.810 --> 00:16:02.440
‫نمی‌افته.

00:16:02.440 --> 00:16:04.650
‫چـ- چرا می‌پرسی؟

00:16:04.650 --> 00:16:08.690
‫خب، ام... بعضیا می‌گن

00:16:08.690 --> 00:16:11.860
‫که بین دختر‌ها خیلی محبوبه.

00:16:11.860 --> 00:16:12.990
‫ها؟

00:16:12.990 --> 00:16:17.240
‫برای همین گفتم... نظرت رو بپرسم.

00:16:17.240 --> 00:16:19.700
‫اوه؟ اون یعنی...؟

00:16:23.210 --> 00:16:24.960
‫بذار برم بهشون غذا بدم.

00:16:24.960 --> 00:16:26.090
‫بیا ببینم.

00:16:26.090 --> 00:16:28.130
‫هانا؟

00:16:31.380 --> 00:16:36.050
‫شاید اینُ ندونی، ولی ساکو پیش همکلاسی‌هاش خیلی محبوبه.

00:16:36.050 --> 00:16:39.350
‫نه، امکان نداره! اصلاً نیست!

00:16:39.350 --> 00:16:41.980
‫ولی... اگه...

00:16:48.730 --> 00:16:49.940
‫بفرما.

00:16:50.780 --> 00:16:52.360
‫ساکورای-کون...

00:16:52.360 --> 00:16:53.700
‫خوبی؟

00:16:53.700 --> 00:16:58.120
‫یه مهمونیِ مشروب‌خوریِ کلاسی دلیل نمی‌شه زیاده‌روی کنی.

00:16:58.120 --> 00:17:00.740
‫خیلی مهربونی ساکورای-کون.

00:17:00.740 --> 00:17:04.250
‫البته. همکلاسی‌ هستیما.

00:17:04.250 --> 00:17:06.920
‫همکلاسی، ها؟

00:17:11.380 --> 00:17:13.800
‫هـ- هی، خودتو کنترل کن...

00:17:19.220 --> 00:17:23.520
‫مـ- من دوستت دارم ساکورای-کون.

00:17:26.270 --> 00:17:27.400
‫منم!

00:17:27.400 --> 00:17:29.610
‫--و من!
‫--منم همینطور!
‫--منم!
‫--و من!

00:17:29.610 --> 00:17:32.320
‫--ساکورای-کون!
‫--ساکورای-کون!

00:17:35.400 --> 00:17:37.360
‫نه نه نه نه نه!

00:17:37.360 --> 00:17:40.780
</i>‫من کسی هستم که سنپای رو دوست داره!

00:17:44.160 --> 00:17:48.330
‫موندم هانا چی می‌خواست ازم بپرسه.

00:17:48.330 --> 00:17:50.630
‫نگرانم...

00:17:50.630 --> 00:17:52.800
‫اِم --

00:17:52.800 --> 00:17:55.760
‫خیلی متاسفم! نمی‌خواستم بترسونمت.

00:17:55.760 --> 00:18:00.260
</i>‫نه نه، من متاسفم! چی شده؟

00:18:00.260 --> 00:18:03.430
‫تموم کراکت‌ها رو به شکل گرد در آوردم.

00:18:03.430 --> 00:18:06.730
‫حالا با پودر سوخاری می‌پوشونیمشون.

00:18:06.730 --> 00:18:08.480
‫خوب.

00:18:12.020 --> 00:18:14.030
‫رفتم ترسوندمش.

00:18:14.030 --> 00:18:17.320
‫باید از آشپزخونه صداش می‌کردم.

00:18:17.320 --> 00:18:20.120
‫ولی چی باید صداش کنم؟

00:18:20.120 --> 00:18:26.580
‫سرکار خانم؟ خانم؟ اوزاکی-سان؟

00:18:26.580 --> 00:18:27.710
‫میگم...

00:18:28.250 --> 00:18:29.750
‫چی شده؟

00:18:29.750 --> 00:18:33.170
‫میشه... اسمتون رو بهم بگید لطفاً؟

00:18:37.930 --> 00:18:39.590
‫چرا؟ برای چی؟

00:18:39.590 --> 00:18:42.510
‫این به طرز چشمگیری فاصله‌ی بینمون رو کم می‌کنه...

00:18:42.510 --> 00:18:44.720
‫نگو که این پسر...؟

00:18:48.890 --> 00:18:50.850
‫یه لطفی ازتون می‌خوام.

00:18:50.850 --> 00:18:55.280
‫اجازه نمی‌دید که با اسم کوچک صداتون کنم؟

00:18:55.280 --> 00:18:57.820
‫ولی... اونطوری...

00:18:57.820 --> 00:19:00.320
‫ا- اسمت؟ نه... نمی‌تونی!

00:19:00.320 --> 00:19:04.700
</i>‫شوهر و بچه داری! نمی‌تونی دل به این بچه بدی!

00:19:04.700 --> 00:19:05.910
‫خوبه.

00:19:06.910 --> 00:19:09.290
‫اگه اجازه ندی با اسم صدات کنم،

00:19:09.290 --> 00:19:12.170
‫نشون میده که چقدر تو ذهنت پُررنگم.

00:19:16.010 --> 00:19:17.340
‫اینطوریه؟

00:19:19.930 --> 00:19:25.140
‫تسوکی هستم. اوزاکی تسوکی.

00:19:25.140 --> 00:19:26.600
‫هنوز در امانم.

00:19:26.600 --> 00:19:29.810
‫فقط اسمم رو بهش گفتم... هنوز در امانم.

00:19:29.810 --> 00:19:32.810
‫و اینطوری بازی عجیب غریبِ مرغش شروع شده بود.

00:19:32.810 --> 00:19:35.690
‫پس می‌تونم تسوکی-سان صداتون کنم؟

00:19:35.690 --> 00:19:38.650
‫بـ- بله لطفاً... اگه برات راحت تره...

00:19:38.650 --> 00:19:40.820
‫رُخصت می‌دهم.

00:19:40.820 --> 00:19:42.200
‫فیلم تاریخیه؟

00:19:45.080 --> 00:19:48.790
‫وقتی بیرونش قهوه‌ای-طلاییِ اشتها‌آور شد آماده‌ان.

00:19:48.790 --> 00:19:50.710
‫گـ- گرفتم.

00:19:50.710 --> 00:19:54.630
‫هو- سنپای! تقریباً آماده‌ان؟

00:19:54.630 --> 00:19:57.840
‫هنوز نه اوزاکی. نمی‌تونم حواسم رو پرت کنم.

00:19:57.840 --> 00:20:00.470
‫اگه این بترکه، کل خونه می‌ره رو هوا!

00:20:00.470 --> 00:20:01.930
‫انگار که!

00:20:01.930 --> 00:20:05.930
‫تو دیگه خیلی از سرخ‌کردن می‌ترسی، حتی
‫به عنوان یه مبتدی!

00:20:05.930 --> 00:20:08.720
‫راستشو بخوای...

00:20:08.720 --> 00:20:13.440
‫نمی‌تونم از این دوتا سر در بیارم.

00:20:13.440 --> 00:20:14.730
‫ولی...

00:20:14.730 --> 00:20:19.230
‫یه چیزی هست که باید به عنوان یه مادر بگم، به عنوان یه آدم بالغ.

00:20:19.230 --> 00:20:22.570
‫هانا؟ یه لحظه؟

00:20:22.570 --> 00:20:27.030
‫وقتی پرسیدی درباره‌ ساکورای نظرم چیه...

00:20:27.030 --> 00:20:32.000
‫حتماً یه جورایی درباره‌ش مطمئن نیستی.

00:20:32.000 --> 00:20:36.880
‫الان درباره‌اش ازت نمی‌پرسم.
‫فقط خواستم یه چیزی بهت بگم:

00:20:36.880 --> 00:20:39.710
‫درباره پسر‌ها، اولین و مهم‌ترین چیز،

00:20:39.710 --> 00:20:42.130
‫اینه که صادق باشن.

00:20:42.130 --> 00:20:44.430
‫صادق...

00:20:44.430 --> 00:20:45.430
‫تموم شد!

00:20:48.720 --> 00:20:51.680
‫فقط ببین چه خوب سُرخشون کردی!

00:20:51.680 --> 00:20:53.020
‫اینطوری فکر می‌کنی؟

00:20:54.650 --> 00:20:57.440
‫می‌خوای اولین کراکت‌هام رو امتحان کنی؟

00:20:58.770 --> 00:21:02.950
‫اگه مجبور باشم. تست می‌کنم ببینم سمی‌ان یا نه.

00:21:07.660 --> 00:21:09.660
‫چطوره اوزاکی؟

00:21:12.450 --> 00:21:17.750
‫با دیدن اینکه از مامانم یاد گرفتی... خوشمزه‌ست!

00:21:17.750 --> 00:21:21.590
‫از صادق بودن سنپای که برای الان بگذریم،

00:21:21.590 --> 00:21:23.720
‫چیزی که الان بیشتر نگرانم می‌کنه...

00:21:30.810 --> 00:21:33.350
‫بهتره بجنبی، اوزاکی.

00:21:35.100 --> 00:21:36.770
‫...هر آدم دیگه‌ای.

00:21:36.770 --> 00:21:39.150
‫این همه‌ش به لطف شماست تسوکی-سان!

00:21:40.900 --> 00:21:45.570
‫این یه غذای دیگه تو کارنامه منه. خیلی ازتون ممنونم!

00:21:45.570 --> 00:21:47.200
‫اصلاً!

00:21:47.200 --> 00:21:51.790
‫سریع یاد می‌گیری. یه دانش‌آموزِ نمونه!

00:21:51.790 --> 00:21:53.000
‫اوه، خدا!

00:21:53.000 --> 00:21:56.500
‫بی‌صبرانه منتظر درس بعدیم هستم، تسوکی‌-سان!

00:21:58.330 --> 00:22:01.420
‫هر کسی...

00:22:01.420 --> 00:22:03.510
‫هر... کسی...

00:22:04.970 --> 00:22:34.970
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:34.994 --> 00:23:34.994
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:35.140 --> 00:23:39.980
‫قسمت بعد
‫کُل خانواده اوزاکی می‌خوان دور هم جمع شن!

00:02:00.970 --> 00:02:05.810
کافه آسیا

00:02:01.180 --> 00:02:06.730
قسمت 4

00:02:01.180 --> 00:02:05.810
اوزاکی‌-چان می‌خواد

00:02:01.180 --> 00:02:05.810
‫نفر اول باشه!

00:06:19.020 --> 00:06:20.520
‫سنپای
‫(درونگرا)

00:06:19.020 --> 00:06:20.520


00:06:19.020 --> 00:06:20.520


00:07:44.610 --> 00:07:47.070
کافه آسیا

00:07:44.610 --> 00:07:47.070
‫چند روز بعد...

00:08:15.050 --> 00:08:16.930
بسته

00:11:58.110 --> 00:12:02.110
جنسی

00:11:58.980 --> 00:12:02.110
حیوان

00:13:49.010 --> 00:13:56.600
پودر سوخاری

00:16:44.560 --> 00:16:46.810
توهمِ اوزاکی

00:21:26.680 --> 00:21:32.640
حیوان

00:21:26.680 --> 00:21:32.640
جنسی