﻿WEBVTT

00:00:02.810 --> 00:00:06.480
‫برای کریسمس امسال چیکار کنیم؟

00:00:06.480 --> 00:00:09.730
‫همین الانم حس می‌کنم تو کریسمسیم.

00:00:09.730 --> 00:00:11.900
‫همه خیلی شنگولن!

00:00:11.900 --> 00:00:16.120
‫حتی یکی اینجا هم یه قرار کریسمسی داره.

00:00:16.120 --> 00:00:17.530
‫مگه نه ایتو-چان؟

00:00:17.530 --> 00:00:20.040
‫مـ- من بهش نمی‌گم قرار کریسمسی...

00:00:20.040 --> 00:00:26.040
‫دوست‌پسرم توی رستوران یه میز رزرو کرده و
‫دعوتم کرده، همش همین.

00:00:26.040 --> 00:00:28.090
‫آخی، شما دوتا پرنده عاشق.

00:00:28.090 --> 00:00:30.500
‫تو هم برای کریسمس برنامه نداری، هانا-چان؟

00:00:30.500 --> 00:00:32.210
‫می‌دونی با اون سنپایت؟

00:00:32.210 --> 00:00:35.050
‫آخه شماها خیلی باهم فوقِ سازگارید.

00:00:35.050 --> 00:00:36.680
‫خـ- خب، می‌دونی...

00:00:36.680 --> 00:00:40.310
‫هنوز حتی کوچیک‌ترین نشونه‌ای از هیچ
‫برنامه‌ ریزی‌ای نیست.

00:00:40.310 --> 00:00:44.690
‫ولی مطمئن سنپای منو به یه چی دعوت می‌کنه!

00:00:44.690 --> 00:00:48.310
‫آخه، من خاصم!

00:00:56.360 --> 00:00:59.780
‫اوزاکی-چان می‌خواد وقت بگذرونه!

00:02:25.080 --> 00:02:30.210
‫من دارم آماده سازی رو انجام می‌دم؛
‫می‌شه میز رو بچینی؟

00:02:30.210 --> 00:02:31.380
‫باشه.

00:02:39.380 --> 00:02:41.050
‫نمی‌تونه چشماش رو ازم برداره!

00:02:41.050 --> 00:02:44.560
‫پسر، مثل یه کتاب‌ می‌شه خوندش.

00:02:44.560 --> 00:02:48.770
‫پس واقعاً می‌خواد کریسمس رو با من بگذرونه!

00:02:48.770 --> 00:02:52.060
‫یه فصل ویژه! به یه فرد ویژه!

00:02:52.060 --> 00:02:55.070
‫این چیزیه که اون نگاه آتشین می‌گه، من می‌دونم!

00:02:55.070 --> 00:03:00.650
‫باشه، سنپای! فکر کنم باید کاری کنم
‫این کریسمس برات جالب بشه!

00:03:00.650 --> 00:03:06.080
‫اگه بتونم کاری کنم تا بخش سوسول تو
‫بهم نشون بده جدی‌ای...

00:03:06.080 --> 00:03:08.700
‫سنپای... جدی باشه؟

00:03:09.410 --> 00:03:14.540
‫اوه، چـ- چیکار کنم... الان یهویی خیلی دستپاچه‌ام کرد.

00:03:14.540 --> 00:03:17.210
‫اگه واقعاً جدی بشه...

00:03:17.210 --> 00:03:19.550
‫اگه تبدیل به یه هیولا بشه چی؟!

00:03:19.550 --> 00:03:24.470
‫نه-- با توجه به چیزی که تا الان از سنپای دیدم
‫فکر نکنم.

00:03:24.470 --> 00:03:27.140
‫می‌تونه خیلی راجع بهش جنتلمن باشه...

00:03:27.140 --> 00:03:29.310
‫بیا اینجا... اورزاکی.

00:03:29.310 --> 00:03:31.480
‫آره. اینجوری...

00:03:31.480 --> 00:03:33.850
‫صبرکن، یه جنتلمن اینجوریه؟

00:03:33.850 --> 00:03:37.150
‫اوزاکی-ساما آماده سازی کریسمس تموم شده.

00:03:37.150 --> 00:03:39.320
‫این جنتلمن نیست، خدمتکاره.

00:03:39.320 --> 00:03:43.610
‫ایول! کریسمس! بیا جشن بگیریم اوزاکی-چان!

00:03:43.610 --> 00:03:45.910
‫نه، نه! اصلاً--امکان نداره!

00:03:45.910 --> 00:03:49.870
‫باشه، هانا، یه لحظه آروم شو.

00:03:49.870 --> 00:03:53.870
‫با شناختی که ازش دارم،
‫یهویی نمیاد سراغم.

00:03:53.870 --> 00:03:57.130
‫هرچند خیلی وقته همو می‌شناسیم...

00:03:57.130 --> 00:03:59.960
‫ولی، آخه، هنوزم...

00:03:59.960 --> 00:04:02.590
‫جان؟ صبرکن...

00:04:02.590 --> 00:04:08.060
‫من نبودم که می‌گفتم سنپای امن‌ترین موجود تو کل دنیاست؟

00:04:08.060 --> 00:04:11.480
‫پس برای چی انقدر نگرانم؟

00:04:11.480 --> 00:04:13.890
‫صبرکن... ها؟

00:04:18.480 --> 00:04:23.030
‫نه، هانا-چان! سنپای امن‌ترین فرد تو کل دنیاست!

00:04:23.030 --> 00:04:26.410
‫درسته! طاقت بیار، منِ فرشته!

00:04:26.410 --> 00:04:29.410
‫برو بابا «امن‌ترین تو دنیا،» چیه دیگه!

00:04:29.410 --> 00:04:33.040
‫یه عالمه شیطان هست!
‫توی ضمیر من چه خبره؟!

00:04:33.040 --> 00:04:35.370
‫با خودت روراست باش دیگه!

00:04:35.370 --> 00:04:40.920
‫نـ- نخیر! هانا-چان اصلاً به سنپای اونطوری فکر نمی‌کنه!

00:04:40.920 --> 00:04:42.300
‫«اونجوری»؟

00:04:42.300 --> 00:04:43.510
‫و «اونجوری» یعنی...

00:04:43.510 --> 00:04:45.630
‫«چه جوری» ها؟

00:04:45.630 --> 00:04:47.640
‫خـ- خب، چیزه...

00:04:47.640 --> 00:04:49.350
‫بی‌دقتی کردی!

00:04:52.810 --> 00:04:54.940
‫فـ- فکر می‌کنی شاید...

00:04:54.940 --> 00:04:58.610
‫... ممکنه یه وقتی من برم دنبالش؟

00:04:58.610 --> 00:05:00.940
‫--اوزاکی؟
‫--بله!

00:05:00.940 --> 00:05:04.610
‫چیـ- چیـ- چیه سنپای؟
‫هنوز آماده سازی تموم نشده.

00:05:04.610 --> 00:05:07.910
‫اوه، نه، دنبال این نبودم که غذا سریع‌تر‌ آماده شه.

00:05:07.910 --> 00:05:11.490
‫یه چی هست می‌خوام ازش مطمئن بشم، همین.

00:05:11.490 --> 00:05:15.210
‫می‌شه... لباس بالاتنه‌ات رو در بیاری؟

00:05:18.830 --> 00:05:24.050
‫نگو... نگو که.
‫حتی برای کریسمس هم صبر نکرده؟!

00:05:24.050 --> 00:05:28.720
‫نه... اون هیچ‌وقت...

00:05:28.720 --> 00:05:32.430
‫نمی‌تونم... اینو...

00:05:32.430 --> 00:05:33.970
‫آخه...

00:05:35.560 --> 00:05:37.850
‫ما تاحالا...

00:05:37.850 --> 00:05:39.860
‫... هیچ کاری...

00:05:49.370 --> 00:05:51.200
‫نمی‌تونم...

00:05:51.200 --> 00:05:53.490
‫ولی هنوزم...

00:05:53.490 --> 00:05:54.830
‫اوزاکی.

00:06:01.790 --> 00:06:03.800
‫عالیه.

00:06:09.680 --> 00:06:11.390
‫سنپای؟

00:06:14.470 --> 00:06:17.390
‫پس واقعاً این تی‌شرت منه.

00:06:20.270 --> 00:06:26.400
‫اوه. آره، الان که بهش فکر می‌کنم این تی‌شرت توئه.
‫یادم رفت قرضش کردم.

00:06:26.400 --> 00:06:30.530
‫مشکلی نیست.
‫ولی حتماً پسش بده.

00:06:32.780 --> 00:06:35.200
‫ها؟ چیه؟ چرا عصبانی شدی؟

00:06:35.200 --> 00:06:38.370
‫من کسی‌ام که تی‌شرتش دزدیده شده!

00:06:38.370 --> 00:06:40.830
‫ندزدیدمش--فقط قرضش کردم!

00:06:40.830 --> 00:06:42.840
‫بهت پسش می‌دم، باشه؟ خوبه؟

00:06:42.840 --> 00:06:45.500
‫همه‌چی رو می‌شورم فردا میارم!

00:06:45.500 --> 00:06:47.050
‫بـ- باشه...

00:06:47.050 --> 00:06:52.010
‫این تی‌شرتای گشاد خیلی راحتن،
‫ولی باشه! می‌تونی پس‌شون بگیری!

00:06:52.010 --> 00:06:56.470
‫دیگه بوی تو رو نمی‌دن،
‫مشکلی نیست ول‌شون کنم!

00:06:56.470 --> 00:06:58.930
‫بو شون می‌کردی؟

00:06:58.930 --> 00:07:01.230
‫بس کن. خجالت‌آوره.

00:07:03.940 --> 00:07:06.150
‫ببخشید! دیگه نمی‌گم!

00:07:06.150 --> 00:07:08.150
‫فراموش می‌کنم--همین الانم کردم!

00:07:08.150 --> 00:07:11.820
‫این نقطه ضعفت بود؟

00:07:11.820 --> 00:07:14.910
‫منو بگو که فکر می‌کردم پیشنهادی برای تعطیلات می‌گیرم...

00:07:14.910 --> 00:07:20.620
‫ولی تموم نشده.
‫فردا یکی دوتا چیز نشونش می‌دم!

00:07:20.620 --> 00:07:22.540
‫و روز بعد...

00:07:27.210 --> 00:07:29.800
‫آماده‌ای سنپای؟

00:07:29.800 --> 00:07:34.180
‫اوزاکی! نه! لطفاً--اون نه!

00:07:36.310 --> 00:07:38.350
‫آره... اون قیافه.

00:07:38.350 --> 00:07:41.640
‫چیزیه که واقعاً روز منو می‌سازه.

00:07:41.640 --> 00:07:45.520
‫ولی دیگه نمی‌شه جلوش رو گرفت.
‫همش تقصیر توئه.

00:07:45.520 --> 00:07:47.730
‫نه، نه، نه--صبرکن! نمی‌فهمم!

00:07:47.730 --> 00:07:50.650
‫اصلاً نمی‌دونم چیکار کردم انقدر عصبانی‌ای!

00:07:50.650 --> 00:07:54.070
‫حداقل بگو چیکار کردم!

00:07:54.070 --> 00:07:55.740
‫انگار می‌تونم، منحرف!

00:07:55.740 --> 00:07:59.200
‫اینبار دیگه چیکار کردم؟

00:07:59.200 --> 00:08:02.080
‫مجازاتت رو قبول کن!

00:08:02.080 --> 00:08:04.290
‫فیلم ترسناکِ وحشی‌گری!

00:08:06.340 --> 00:08:07.880
‫بزن بریم!

00:08:11.550 --> 00:08:14.130
‫دیروز به دلیل رفتار و گفتار وسوسه آمیز ساکورای

00:08:14.130 --> 00:08:17.180
‫اوزاکی بی‌دلیل عصبی شده بود.

00:08:17.180 --> 00:08:19.220
‫هرچند این سوتفاهم بهش آسیب زد،

00:08:19.220 --> 00:08:22.600
‫اوزاکی برای آرام کردن خشمش به دلیل
‫بازی شدن با احساسات دخترونه‌ش،

00:08:22.600 --> 00:08:26.310
‫تصمیم گرفت با یه فیلم ترسناک انتقام بگیره!

00:08:26.310 --> 00:08:29.690
‫عجب کینه بزرگی!

00:08:29.190 --> 00:08:33.450
‫گربه نکبت نابغه

00:08:29.190 --> 00:08:33.450


00:08:29.690 --> 00:08:33.570
‫انسان‌ها واقعاً موجودات احمقی‌ان.

00:08:33.570 --> 00:08:36.120
‫و... شروع!

00:09:01.720 --> 00:09:04.560
‫چرا انقدر ترسیدی؟

00:09:07.400 --> 00:09:10.770
‫تـ- تـ- تاحالا فـ- فـ- فیلم ترسناک ندیدم...

00:09:10.770 --> 00:09:12.360
‫نمی‌دونستم انقد ترسناکن...

00:09:12.360 --> 00:09:16.530
‫فـ- فـ- فقط می‌خواستم عذابت بدم...

00:09:16.530 --> 00:09:20.160
‫تو نمونه بارز
‫«چاه مکن بهر کسی، اول خودت دومی کسی»ـای.

00:09:20.160 --> 00:09:23.540
‫چـ- چـ- چرا تو مشکلی نداری؟

00:09:23.540 --> 00:09:26.120
‫فکر می‌کردم با فیلم ترسناک مشکل داری!

00:09:26.120 --> 00:09:29.420
‫آخه، ترسناک که هست...

00:09:29.420 --> 00:09:32.090
‫ولی داستانش خیلی جالبه.

00:09:32.090 --> 00:09:35.590
‫بعدش، دیدن توئی که ترسیدی باعث می‌شه
‫آروم بشم.

00:09:35.590 --> 00:09:38.840
‫چیـ--عادلانه نیست! فقط منم که...

00:09:38.840 --> 00:09:40.600
‫خیانت‌کار!

00:09:40.600 --> 00:09:46.560
‫منم عصبانی می‌شدم اگه ورق بر می‌گشت
‫و این از فیلم ترسناک متنفر می‌شد.

00:09:46.560 --> 00:09:49.690
‫اگه انقدر ترسیدی، بیا بیخیال شیم.

00:09:49.690 --> 00:09:52.860
‫ولی هنوز ندیدم بترسی...

00:09:52.860 --> 00:09:56.280
‫و وقتی داری خوش می‌گذرونی نمی‌خوام بیخیال شیم.

00:09:56.280 --> 00:09:59.320
‫راجع به چیزای عجیبی صداقت نشون می‌ده.

00:10:01.990 --> 00:10:04.830
‫هوی! وـ ولم کن!

00:10:04.830 --> 00:10:08.120
‫ببخشید... خیلی ترسیدم...

00:10:10.790 --> 00:10:15.300
‫بیا بیرون! این روش ترسیدن عجیبه!

00:10:18.010 --> 00:10:20.140
‫خیلی خسته شدم.

00:10:20.140 --> 00:10:22.760
‫از ترس خسته شدن...

00:10:22.760 --> 00:10:25.310
‫فک کنم منم نمی‌تونم فیلم ترسناک رو تحمل کنم.

00:10:25.310 --> 00:10:29.310
‫نمی‌دونستم.
‫دیگه هرگز نگاه نمی‌کنم.

00:10:31.060 --> 00:10:34.780
‫بیا، فیلم تموم شد. بیا بریم.

00:10:34.780 --> 00:10:36.940
‫وقتشه بری خونه.

00:10:36.940 --> 00:10:39.490
‫دیر شده، تا ایستگاه همراهت میام.

00:10:41.200 --> 00:10:42.410
‫نمی‌خوام.

00:10:43.830 --> 00:10:45.580
‫--ترسیدم.
‫--ها؟!

00:10:45.580 --> 00:10:47.910
‫نمی‌خوام شب راه برم، چون ترسیدم.

00:10:47.910 --> 00:10:49.250
‫مگه بچه‌ای؟

00:10:49.250 --> 00:10:51.960
‫تا الان مشکلی نبود!

00:10:51.960 --> 00:10:54.920
‫ولی الان فکر می‌کنم یچی توی هر گوشه کناری کمین کرده!

00:10:54.920 --> 00:10:57.260
‫خب، می‌فهمم...

00:10:57.260 --> 00:10:59.170
‫زنگ بزنم تاکسی؟

00:10:59.170 --> 00:11:00.590
‫نه! امکان نداره!

00:11:00.590 --> 00:11:02.970
‫اگه راننده روح باشه چی؟

00:11:02.970 --> 00:11:05.350
‫نداریم!

00:11:05.350 --> 00:11:08.020
‫بگم یکی از خونه بیاد دنبالت؟

00:11:09.480 --> 00:11:12.060
‫ممکنه هرکدوم از اونا یه روح تو لباس مبدل باشه!

00:11:12.060 --> 00:11:14.820
‫این تمومی نداره!

00:11:14.820 --> 00:11:17.740
‫لطفاً سنپای، بذار بمونم.

00:11:17.740 --> 00:11:19.530
‫صبح می‌رم خونه.

00:11:19.530 --> 00:11:23.030
‫و دیگه هرگز فیلم ترسناک نمی‌بینم!

00:11:23.030 --> 00:11:24.910
‫باشه، ولی...

00:11:24.910 --> 00:11:28.500
‫صبحونه و برای ناهار فردا بنتو درست می‌کنم!

00:11:29.750 --> 00:11:32.880
‫خب، اگه اصرار می‌کنی...

00:11:32.880 --> 00:11:36.960
‫ایول! مرسی! مرسی!

00:11:36.960 --> 00:11:39.010
‫نه مشکلی نیست.

00:11:39.010 --> 00:11:41.430
‫باید به خانواده‌م بگم.

00:11:41.430 --> 00:11:47.310
‫ساکورای نفهمیده بود براش طعمه پهن شده بود.

00:11:47.310 --> 00:11:48.970
‫آخی.

00:11:48.970 --> 00:11:50.980
‫اوه، یه تشک خریدی.

00:11:50.980 --> 00:11:52.600
‫برای مهمون.

00:11:53.690 --> 00:11:57.270
‫می‌دونی فقط من قراره ازش استفاده کنم؟

00:11:57.270 --> 00:11:59.110
‫هیچ کدوم از دوستات شب نمی‌مونن؛

00:11:59.110 --> 00:12:01.950
‫سرنوشتش اینه تشک شخصی من بشه.

00:12:01.950 --> 00:12:03.530
‫خفه!

00:12:03.530 --> 00:12:07.410
‫هر چقدرم از این ایده بدت بیاد،
‫برای من یکی آماده داری.

00:12:07.410 --> 00:12:09.120
‫برای من، درسته؟

00:12:10.660 --> 00:12:12.210
‫خیلی مهربونی سنپای.

00:12:12.210 --> 00:12:14.830
</i>‫خفه! برو دوشتُ بگیر!

00:12:14.830 --> 00:12:17.090
‫باشه!

00:12:17.090 --> 00:12:23.010
‫انگار جدی جدی اوزاکی شبُ اینجا می‌گذرونه...
‫و این خوب نیست.

00:12:23.010 --> 00:12:27.600
‫هنوز وقت نکردم رو احساسات خودم کار کنم.

00:12:27.600 --> 00:12:31.770
‫شاید به خاطر اینه که خاصی.

00:12:31.770 --> 00:12:33.390
‫سنپای!

00:12:33.390 --> 00:12:36.520
‫یهویی لامپُ خاموش نکنیا!

00:12:36.520 --> 00:12:38.190
‫شوخی نداریم باشه؟

00:12:38.190 --> 00:12:40.320
‫انگار تا حالا کردم.

00:12:40.320 --> 00:12:43.490
‫اوه، هیز بازی هم نداریم!

00:12:43.490 --> 00:12:48.830
‫هرچقدر ناز باشم هیزبازی جرمه، فهمیدی سنپای؟

00:12:51.000 --> 00:12:54.500
‫خیلی تاریکه! خیلی می‌ترسم سنپای!

00:12:56.460 --> 00:12:58.420
‫کیف اوزاکی...

00:12:59.920 --> 00:13:03.470
‫غذا؟ لعنتی، اینا رو یادش رفت؟

00:13:03.470 --> 00:13:06.300
‫شاید باید بذارمشون تو یخچال.

00:13:17.560 --> 00:13:21.360
‫ببخشید رفتم تو وسایلت سرک کشیدم.

00:13:21.360 --> 00:13:23.400
‫بزرگ بود... اون سوتین بزرگ بود...

00:13:23.400 --> 00:13:26.530
‫گمونم اینجور اتفاق‌ها می‌افته.

00:13:26.530 --> 00:13:29.240
‫اشکال نداره. منُ اذیت نمی‌کنه.

00:13:29.240 --> 00:13:33.000
‫دفه بعد جایی قایمش می‌کنم که نتونی پیداش کنی.

00:13:33.000 --> 00:13:35.500
‫«دفه بعد»؟ «قایمش می‌کنم»؟

00:13:35.500 --> 00:13:40.130
‫راستش یه سری لباس زیر آوردم گفتم شاید
‫یه روز دوباره اینجا موندم.

00:13:40.130 --> 00:13:44.420
‫البته که فکرشم نمی‌کردم همین الان ازشون استفاده کنم!

00:13:44.420 --> 00:13:49.600
‫عوضی! بعد از تمیز‌کاری بزرگم، وقتی بهت گفتم
‫وسیله‌هاتُ ببری خونه‌تون!

00:13:49.600 --> 00:13:53.060
‫ها؟ اونُ پوشیدی؟

00:13:53.060 --> 00:13:57.060
‫این؟ امروز فقط لباس‌زیر با خودم داشتم،

00:13:57.060 --> 00:14:01.820
‫برای همین با سر رفتم تو کمدت و این لباس و شلوارکُ قرض گرفتم.

00:14:01.820 --> 00:14:05.320
‫اوه، اون شلوارک نیست...

00:14:05.320 --> 00:14:08.320
‫اونا... لباس‌زیر‌هامن.

00:14:12.240 --> 00:14:14.910
‫دفه بعد پیژامه هم میارم...

00:14:14.910 --> 00:14:16.790
‫لطفاً این کارُ بکن.

00:14:16.790 --> 00:14:21.380
‫اوه! برای جبران گناهم حداقل می‌رم بشورمشون!

00:14:21.380 --> 00:14:23.000
‫فرار کرد...

00:14:23.000 --> 00:14:28.510
‫شاید اگه کمتر بهش سخت بگیرم بهتر باشه.

00:14:28.510 --> 00:14:32.970
‫تماس؟ این وقت شب؟

00:14:32.970 --> 00:14:36.270
‫سنپای! این حوله‌های حموم هم می‌شورم!

00:14:36.270 --> 00:14:37.730
‫باشه.

00:14:37.730 --> 00:14:40.150
‫الو؟

00:14:40.150 --> 00:14:43.440
‫پس حالا با خودت دختر هم میاری؟

00:14:43.440 --> 00:14:47.190
‫اینجا همیشه نگران سفت و سخت بودنت بودم.

00:14:50.780 --> 00:14:53.160
‫منظورم اینه، به نظرم عالیه.

00:14:53.160 --> 00:14:55.450
‫برای یه دانشجو خیلی مناسبه.

00:14:55.450 --> 00:14:57.500
‫پسر من اینه!

00:14:57.500 --> 00:15:02.330
‫به مامان چیزی نمی‌گم؛
‫فقط زیاده‌روی نکن باشه؟

00:15:02.330 --> 00:15:05.590
‫اونجوری نیست.

00:15:05.590 --> 00:15:08.170
‫چی می‌خوای، بابای عوضی؟

00:15:12.550 --> 00:15:17.430
‫الکلی! الکلی! زدن بیرون برای نوشیدنی!

00:15:17.430 --> 00:15:19.850
‫موفقیت آمیز!

00:15:19.850 --> 00:15:22.150
‫هنوز منتظر ساکو و اوزاکی‌ام.

00:15:22.150 --> 00:15:26.690
‫اه، الکل، بهمون شجاعت اینُ میده که ببینیم
‫دیگران کجای کار ایستادن

00:15:26.690 --> 00:15:28.490
‫دقیقاً قبل از کریسمس...

00:15:28.490 --> 00:15:32.410
‫کسی می‌تونه جشن استثنایی‌تری بخواد؟

00:15:35.990 --> 00:15:38.660
‫شرمنده دیر کردم!

00:15:38.660 --> 00:15:41.330
‫ها؟ ساکو همراهت نیست؟

00:15:41.330 --> 00:15:42.880
‫درباره اون...

00:15:42.880 --> 00:15:46.420
‫ها! ساکورای-کون برگشت خونه؟

00:15:46.420 --> 00:15:48.130
‫درسته.

00:15:48.130 --> 00:15:50.880
‫گمونم دو سالی بود خونه نرفته بود،

00:15:50.880 --> 00:15:54.010
‫و اون یه تماس داشت و بهش گفتن باید همین الان بیخیال شه.

00:15:54.010 --> 00:15:57.220
‫دو سال؟! خیلیه...

00:15:57.220 --> 00:16:00.480
‫گمونم یه تنها هم حد و حدودی داره.

00:16:12.700 --> 00:16:14.070
‫خونه‌ام.

00:16:16.160 --> 00:16:18.490
‫چند وقتی شده.

00:16:18.490 --> 00:16:23.370
‫به خونه خوش اومدی شینیچی.
‫واقعاً مدت زیادی گذشته نه؟

00:16:23.370 --> 00:16:27.340
‫اگه زنگ نمی‌زدیم می‌خواستی یه سال دیگه هم دور بمونی؟

00:16:27.340 --> 00:16:29.760
‫از زندگی تنهاییت تا این حد لذت می‌بری؟

00:16:29.760 --> 00:16:33.300
‫آره، شرمنده زودتر برنگشتم.

00:16:33.300 --> 00:16:36.140
‫خیلی بی‌خیالیه، تنها زندگی می‌کنی...

00:16:36.140 --> 00:16:41.180
‫ولی-- شرمنده، می‌تونم اول یه چیزی بپرسم؟

00:16:41.180 --> 00:16:44.190
‫اون کیه؟ پرستار بچه نیمه‌وقت شدی؟

00:16:44.190 --> 00:16:48.110
‫البته که خواهر کوچک‌ترته.

00:16:48.110 --> 00:16:48.940
‫ها؟

00:16:48.940 --> 00:16:54.740
‫منظورت از «ها» چیه؟
‫نمی‌دونستی خواهربچه داری؟!
‫

00:16:54.740 --> 00:16:58.490
‫یه خواهر بچه دارم؟!

00:16:58.490 --> 00:17:01.200
‫وا- ها؟ ها؟

00:17:01.200 --> 00:17:06.920
‫اون دیالوگ منه! بابات چیزی بهت نگفت؟

00:17:06.920 --> 00:17:10.590
‫همش می‌گفت بچه‌های دانشگاه سرشون شلوغه،

00:17:10.590 --> 00:17:13.800
‫برای همین نباید به آب و آتیش بزنم تا برگردم خونه.

00:17:13.800 --> 00:17:19.140
‫ها؟ ولی به من گفت:
‫«خودم به شینیچی زنگ می‌زنم در جریان می‌ذارمش.»

00:17:19.140 --> 00:17:20.810
</i>‫پس اونطوری شد.

00:17:20.810 --> 00:17:24.060
‫گمونم اصل مطلب رو فهمیدم.

00:17:24.060 --> 00:17:28.860
‫اوه، بالاخره اومدی خونه، تازه می‌خوای
‫دم در وایسی حرف بزنی؟

00:17:30.020 --> 00:17:32.280
‫هی، به خونه خوش اومدی.

00:17:34.280 --> 00:17:35.650
‫بابا.

00:17:37.950 --> 00:17:42.290
‫می‌دونی، درباره سنپای یه چیزی کنجکاوم کرده.

00:17:42.290 --> 00:17:43.870
‫چی؟ چی؟

00:17:43.870 --> 00:17:46.330
‫ساکو اصلاً اینجا نیست و همش درباره اون حرف می‌زنه.

00:17:46.330 --> 00:17:48.790
‫باید مهمونی نوشیدنی خوری بیشتر برگزار کنیم.

00:17:48.790 --> 00:17:52.170
‫چرا سنپای تنها زندگی می‌کنه؟

00:17:52.170 --> 00:17:57.180
‫فکر نکنم محل زندگی خانواده‌اش خیلی از محوطه دانشگاه
‫دور باشه.

00:17:57.180 --> 00:18:00.930
‫درسته، مخصوصاً از اونجایی که جفتتون یه دبیرستان می‌رفتین.

00:18:00.930 --> 00:18:05.270
‫تو دانشگاه تنها زندگی کردن با اون بودجه باید سخت باشه...

00:18:05.270 --> 00:18:08.690
‫و می‌تونست از خونه ننه باباش رفت‌و‌آمد کنه.

00:18:08.690 --> 00:18:12.520
‫موندم به خاطر چیه؟

00:18:12.520 --> 00:18:14.530
‫که اینطور.

00:18:14.530 --> 00:18:18.280
‫دلیل اینکه تقریبا مجبورم کردی تنها زندگی کنم،

00:18:18.280 --> 00:18:21.780
‫می‌گفتی یه جور درسه، مثل دانشگاه.

00:18:21.780 --> 00:18:22.950
‫دقیقا درسته.

00:18:22.950 --> 00:18:27.160
‫من و مامانت می‌خواستیم به دوران خوش و خرمی برگردیم.

00:18:27.160 --> 00:18:29.460
‫درست مثل روز‌های اوایل ازدواجمون...

00:18:29.460 --> 00:18:32.040
‫چه دلیل احمقانه‌ای.

00:18:33.090 --> 00:18:35.010
‫ریدی.

00:18:35.010 --> 00:18:39.680
‫با شینیچی تماس گرفتم. اونم میگه خیلی سرش شلوغه.

00:18:39.680 --> 00:18:43.180
‫برای سال نو نمیاد خونه.

00:18:43.180 --> 00:18:46.890
‫جدی جدی داره تو دانشگاه زندگی می‌کنه!

00:18:46.890 --> 00:18:52.310
‫جلوی پیام دادن مادرتُ گرفتم تا نیای خونه.

00:18:52.310 --> 00:18:56.240
‫می‌خواستم رو بزرگ‌ کردن نودوکا و من تمرکز کنه.

00:18:56.240 --> 00:18:59.950
‫ایکاش می‌شد یکم بیشتر ادامه داد!

00:18:59.950 --> 00:19:01.820
‫بدترینی.

00:19:01.820 --> 00:19:06.830
‫منظورم اینه، خوبه یه زوج به دوران خوش و خرمی... ایی، صمیمیت
‫و اینجور چیزا برگردن.

00:19:06.830 --> 00:19:08.790
‫مامان، الان چند سالته؟

00:19:08.790 --> 00:19:11.580
‫سال دیگه می شم پنجاه.

00:19:11.580 --> 00:19:16.880
‫از محدوده امکان خارج نیست...

00:19:16.880 --> 00:19:20.220
‫یکمی هیجان زده شده بودیم.

00:19:20.220 --> 00:19:22.550
‫واقعاً فوق‌العاده‌ای مامان.

00:19:22.550 --> 00:19:23.800
‫ای!

00:19:23.800 --> 00:19:26.810
‫با این حال،
‫خیلی احساس تحسین برای تو ندارم، بابا.

00:19:26.810 --> 00:19:30.140
‫مامانت همش ناراحت بود:

00:19:30.140 --> 00:19:34.320
‫«چرا شینیچی نمیاد خونه تا بچه رو ببینه؟»

00:19:34.320 --> 00:19:37.030
‫آخرشم مجبور شدم تن لشتُ بیارم اینجا.

00:19:38.440 --> 00:19:42.200
‫از اولشم نباید همچین خبر بزرگی رو مخفی می‌کردی!

00:19:42.200 --> 00:19:44.580
‫چی تو کلت می‌گذشت عوضی؟!

00:19:44.580 --> 00:19:46.830
‫دقیقاً همین.

00:19:46.830 --> 00:19:50.160
‫مثل مامانت دنبال بحث منطقی میری.

00:19:50.160 --> 00:19:52.960
‫شرط می‌بندم تو مدرسه هم همیشه جواب
‫دندون‌شکنت تو آستینته.

00:19:54.210 --> 00:19:56.130
‫اصلاً... اصلاً هم اینطوری نیستم!

00:19:56.130 --> 00:20:01.050
‫ولی شینیچی نیاز‌های خودشُ در برابر
‫نیاز‌های دیگران اولویت قرار می‌ده.

00:20:01.050 --> 00:20:02.890
</i>‫اینش به تو رفته.

00:20:04.640 --> 00:20:07.180
‫دوستش نداری، نه؟

00:20:07.180 --> 00:20:10.980
‫ببین، نیومدم زیاد بمونم. برمی‌گردم خونه خودم.

00:20:10.980 --> 00:20:17.230
‫اوه، بیخیال.
‫بالاخره اومدی خونه! یکمی بمون!

00:20:17.230 --> 00:20:20.490
‫خودت منُ دور نگه می‌داشتی.

00:20:20.490 --> 00:20:25.200
‫ببین، دارم شام درست می‌کنم.
‫حداقل یه شب بمون، باشه؟

00:20:25.200 --> 00:20:27.120
‫درسته درسته!

00:20:27.120 --> 00:20:28.790
‫گوش کن...

00:20:30.450 --> 00:20:34.790
‫از اونجایی که بالاخره اینجایی یکم وقت با خواهرت بگذرون.

00:20:34.790 --> 00:20:36.000
‫دیگه باید چی‌کار کنی؟

00:20:36.000 --> 00:20:36.840
‫ولی...

00:20:36.840 --> 00:20:39.880
‫نودوکا! داداش بزرگترته!

00:20:39.880 --> 00:20:42.970
‫یــ- یه لحظه! این خیلی یهوییه!

00:20:42.970 --> 00:20:44.840
‫نمی‌دونم چطوری بچه رو بغل کنم!

00:20:44.840 --> 00:20:47.550
‫از گردنش محافظت کن و ساعدتُ زیرش بگیر.

00:20:47.550 --> 00:20:52.770
‫خوبه. مثل تو اونقدر خجالتی نیست.

00:20:52.770 --> 00:20:56.150
‫میرم یه دوشی بگیرم. اگه چیزی نیاز داشتی داد بزن.

00:20:56.150 --> 00:20:57.690
‫هوی!

00:21:06.820 --> 00:21:09.830
‫خواهرم که ۲۱ سال کوچک‌تره...

00:21:12.960 --> 00:21:16.250
‫اه، سنپای همیشه همینطوریه!

00:21:16.250 --> 00:21:19.040
‫هیچوقت چیز‌های مهمُ بهم نمی‌گه!

00:21:19.040 --> 00:21:21.960
‫تو کله خودش به نتیجه خودش می‌رسه!

00:21:21.960 --> 00:21:25.050
‫پس بودن با همچین آدمی به چه دردی می‌خوره؟

00:21:25.050 --> 00:21:30.600
‫همیشه برام جای سواله درباره آدم‌های نزدیکش چه
‫فکری می‌کنه.

00:21:36.400 --> 00:21:40.070
‫کریسمس همین نزدیکی‌هاست.

00:21:40.070 --> 00:21:44.150
‫همین الانشم کلی نوشیدنی خوردیم... و هنوز...

00:21:44.150 --> 00:21:48.620
‫به نظر از اینکه اوضاع چقدر آروم پیش می‌ره خسته شده.

00:21:48.620 --> 00:21:53.660
‫حالا حالا. وقتی خودش برگشت این ناراحتی‌هاتو بهش بگو.

00:21:56.830 --> 00:22:03.800
‫می‌دونی، خیلی دوست دارم درباره شما دوتا
‫تو دوره دبیرستان بیشتر بدونم.

00:22:03.800 --> 00:22:05.800
‫

00:22:05.800 --> 00:22:07.800
‫

00:23:35.180 --> 00:23:40.020
‫قسمت بعد:
‫قسمت ۱۱: یجورایی می‌خوام کارها رو درست انجام بدم!

00:22:05.130 --> 00:22:35.130
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:35.131 --> 00:23:35.131
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:49.070 --> 00:02:19.070
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:19.200 --> 00:02:23.960
‫قبل از کریسمس

00:02:19.200 --> 00:02:23.960
‫هیجان می‌خوایم!

00:02:19.200 --> 00:02:23.960
‫قسمت 10

00:09:05.640 --> 00:09:06.730
انتقام شکست خورد

00:16:17.620 --> 00:16:20.620
‫هاروکو ساکورای
‫۴۹ ساله

00:16:17.620 --> 00:16:20.620


00:16:57.700 --> 00:17:01.160
نودوکا ساکورای
۸ ماهه

00:16:57.700 --> 00:17:01.160


00:17:28.900 --> 00:17:32.360
‫شیرو ساکورای
‫۴۶ ساله

00:17:28.900 --> 00:17:32.360