﻿WEBVTT

00:00:01.480 --> 00:00:04.100
‫در قسمت قبلی «اوزاکی-چان می‌خواد وقت بگذرونه!»،

00:00:04.100 --> 00:00:05.770
‫ساکورای رفت خونه.

00:00:05.770 --> 00:00:09.820
‫اگه تو کارا رو درست انجام ندی مردم برای اون دختر
‫حرف در میارن!

00:00:09.820 --> 00:00:14.990
‫با در نظر گرفتن نصیحت پدرش، ساکورای
‫در مورد رابطه‌‌ش با هانا تجدید نظر کرد.

00:00:14.990 --> 00:00:18.990
‫شب قبل از کریسمس به سرعت داره نزدیک می‌شه،
‫و اون به جواب حتی نزدیک هم نشده.

00:00:18.990 --> 00:00:23.120
‫هانا مثل همیشه داشت رو مخ ساکورای راه می‌رفت
‫تا اینکه...

00:00:23.120 --> 00:00:26.000
‫ها؟ نه: این واقعاً می‌ره تو مخم.

00:00:26.000 --> 00:00:27.460
‫سنپای!

00:00:27.460 --> 00:00:28.880
‫...اون اخراج شد.

00:00:28.880 --> 00:00:33.300
‫--لطفاً بذار بیام تو!
‫--شب قبل از کریسمس این دو چجوری می‌شه؟

00:00:41.350 --> 00:00:44.770
‫«اوزاکی-چان می‌خواد وقت بگذرونه!»

00:02:09.190 --> 00:02:11.650
‫بلأخره یچی فهمیدم:

00:02:11.650 --> 00:02:15.530
‫وقتی یکی از شما علاقه‌مند می‌شه اون یکی
‫گند می‌زنه بهش.

00:02:16.740 --> 00:02:19.150
‫مثل شیر آب حموم و یه سر دوش.

00:02:21.570 --> 00:02:24.950
‫همش با این مزخرفات ما رو امیدوار می‌کنی!

00:02:24.950 --> 00:02:27.790
‫این یکی واقعاً در روابط رومانتیک بی‌چاره‌ست!

00:02:27.790 --> 00:02:30.170
‫این چیه، یه محاکمه؟

00:02:30.170 --> 00:02:31.960
‫اینو بیخیال،

00:02:31.960 --> 00:02:36.420
‫تو چطوری می‌تونی راجع به روابط رومانتیک حرف بزنی دخترم؟

00:02:36.420 --> 00:02:38.470
‫چـ- چیش اشتباهه؟

00:02:38.470 --> 00:02:42.260
‫سنپای یه منزویه--این حقیقته.
‫مشکلی نداره!

00:02:42.260 --> 00:02:44.560
‫ما فقط نگاه می‌کنیم و منتظر می‌مونیم تا
‫این وضعیت بگذره!

00:02:44.560 --> 00:02:47.730
‫صبر می‌کنیم و نگاه می‌کنیم، با اینکه شب قبل از
‫کریسمس انقد نزدیکه؟

00:02:47.730 --> 00:02:50.390
‫هممم منتظر بمونیم و ببینیم.

00:02:50.390 --> 00:02:54.480
‫خب پس یه سری از دخترای کلاس‌مون من و ساکو
‫رو برای پارتی کریسمس دعوت کردن--

00:02:54.480 --> 00:02:57.150
‫می‌تونیم بریم دیگه؟

00:02:57.150 --> 00:02:59.070
‫اولش نمی‌خواستم برم،

00:02:59.070 --> 00:03:02.570
‫ولی اقدامات افراطیُ رد نمی‌کنم.

00:03:02.570 --> 00:03:05.410
‫نظرت چیه بذاریم ساکو رو ببرن، جدی؟

00:03:05.410 --> 00:03:08.540
‫بذار خودش بگذره؟ نه:
‫روی آتیش بنزین می‌ریزیم.

00:03:08.540 --> 00:03:11.120
‫ساکاکی-کون آروم باش.

00:03:11.120 --> 00:03:16.750
‫اگه هانا-چان صادقانه معذرت‌خواهی کنه ساکورای-کون
‫می‌بخشتش.

00:03:16.750 --> 00:03:18.260
‫درسته...

00:03:19.210 --> 00:03:21.800
‫ها؟! جدی می‌گی هانا-چان؟

00:03:21.800 --> 00:03:24.850
‫سنپایت رو عصبانی کردی و اونم اخراجت کرد--

00:03:24.850 --> 00:03:26.970
‫کریسمس چی؟

00:03:26.970 --> 00:03:32.230
‫اگه یسری ماست‌مالی انجام ندی یه کریسمس
‫تنها قراره داشته باشی.

00:03:32.230 --> 00:03:33.770
‫مثل کیری-کون.

00:03:35.150 --> 00:03:37.820
‫مـ- مـ- من که برنامه دارم!

00:03:37.820 --> 00:03:41.860
‫آره، دوباره با دوستای پسر کلاب-شناتون دیگه.

00:03:43.160 --> 00:03:46.830
‫لعنت بهش زد به خال...

00:03:46.830 --> 00:03:51.410
‫ای بابا ساکت شو دیگه.
‫همین الانشم از سنپای معذرت‌خواهی کردم.

00:03:51.410 --> 00:03:53.870
‫بعدش یاناگی به تو ربطی نداره.

00:03:53.870 --> 00:03:54.830
‫به راستی.

00:03:54.830 --> 00:03:56.670
‫«به راستی»؟

00:03:56.670 --> 00:04:00.960
‫ولی چیزایی هم هستن که فقط می‌تونم
‫از بیرون ببینم.

00:04:00.960 --> 00:04:05.470
‫هرچقدرم خواستم می‌تونم دردسر درست کنم
‫چون به من ربطی نداره.

00:04:05.470 --> 00:04:08.100
‫یا خدا چقد بد ذات.

00:04:08.100 --> 00:04:10.890
‫سرت تو کار خودت باشه دیگه.

00:04:10.890 --> 00:04:14.230
‫ای بابا یاناگی، انقدر اذیتش نکن.

00:04:14.230 --> 00:04:16.650
‫هانا راجع بهش جدیه.

00:04:16.650 --> 00:04:20.440
‫ولی صبرم تموم شد-- خیلی دیر به نتیجه می‌رسه.

00:04:20.440 --> 00:04:25.200
‫تازه سنپایش هم احمقه.
‫اصلاً‌ آسونش نمی‌کنه.

00:04:25.200 --> 00:04:27.870
‫هرچند دیدنش جالبه.

00:04:28.910 --> 00:04:34.620
‫اگه از دختری خوشم اومد، باید مطمئن
‫بشم یاناگی نفهمه.

00:04:34.620 --> 00:04:40.550
‫هرچند، تقریباً کریسمس شده.
‫نباید الان تسلیم بشه.

00:04:40.550 --> 00:04:42.130
‫که یعنی...

00:04:42.130 --> 00:04:45.510
‫... الان نوبت منه.

00:04:45.510 --> 00:04:48.010
‫سلام!

00:04:48.010 --> 00:04:50.100
‫اوه سلام یاناگی-چان.

00:04:54.520 --> 00:04:56.690
‫می‌خوای یکاری کنی نه؟

00:04:56.690 --> 00:04:58.690
‫درسته.

00:04:58.690 --> 00:05:02.530
‫با توجه به چیزی که شنیدم هانا-چان ما
‫تو دردسره.

00:05:02.530 --> 00:05:05.400
‫از وقتی ساکورای-کون اون سری سرزنشش کرد،

00:05:05.400 --> 00:05:09.070
‫اوضاع یکم بد شده.

00:05:09.070 --> 00:05:10.910
‫به بن بست رسیدن.

00:05:10.910 --> 00:05:16.000
‫هانا-چان هم ذهنی قوی نیست که خودش
‫موضوع رو پیش بکشه.

00:05:18.380 --> 00:05:22.000
‫می‌گی تو یه کاری می‌تونی بکنی؟

00:05:25.630 --> 00:05:27.510
‫سنپای-سان.

00:05:28.930 --> 00:05:31.430
‫اتفاقی اینو شنیدم...

00:05:31.430 --> 00:05:35.020
‫با هانا-چان دعوات شد و الان نمی‌تونه بیاد
‫خونه‌ت؟

00:05:35.020 --> 00:05:37.560
‫ها؟ آخه، اون...

00:05:39.230 --> 00:05:44.440
‫ولی این به این معنی نیست کریسمس تنها می‌شی؟

00:05:44.990 --> 00:05:45.990
‫پس،

00:05:45.990 --> 00:05:49.320
‫چطوره کریسمس رو با من بگذرونی؟

00:05:49.320 --> 00:05:50.570
‫هـ- هـ- ها؟!

00:05:50.570 --> 00:05:54.240
‫دوتامون از بازی خوشمون میاد--فکر می‌کنم
‫خوش‌بگذره!

00:05:54.240 --> 00:05:57.790
‫اووه: مشخصه می‌خواد دست رو چی بذاره!

00:05:57.790 --> 00:06:01.340
‫معلومه! دلیل اینکه هانا-چان هیچوقت جدی نمی‌شه--

00:06:01.340 --> 00:06:04.170
‫اینه که رقیبی نداره که دنبال همون طعمه باشه!

00:06:04.170 --> 00:06:06.510
‫این حرکتیه که برای اعضای خانواده رزرو شده

00:06:06.510 --> 00:06:10.390
‫که زیر و بم شخصیتش رو می‌دونه و می‌تونه در
‫مقابلش ازش استفاده کنه!

00:06:10.390 --> 00:06:13.430
‫برای یه بچه ۱۴ ساله حقه خوبیه...

00:06:13.430 --> 00:06:15.770
‫عجب خواهر کوچیک بدی!

00:06:16.770 --> 00:06:21.190
‫ولی، تو هم می‌تونستی حسودیشُ در بیاری، نه آمی؟

00:06:21.190 --> 00:06:23.230
‫هِم؟ چرا؟

00:06:23.230 --> 00:06:24.780
‫خب--

00:06:24.780 --> 00:06:26.320
‫هیچی بیخیال.

00:06:26.320 --> 00:06:30.990
‫--اوه. ها، آره، نمی‌دونم...
‫--و اینم از ساکورای کون با ملایم ترین جواب‌ها!

00:06:30.990 --> 00:06:34.660
‫ به طور شگفت انگیزی عجب موجود امنیه!

00:06:34.660 --> 00:06:36.910
‫می‌شه تو خونه تو وقت بگذرونیم؟

00:06:36.910 --> 00:06:40.580
‫می‌دونم هانا-چان نمی‌تونه بیاد ولی من که می‌تونم نه؟

00:06:40.580 --> 00:06:43.790
‫خب، صبر کن...

00:06:43.790 --> 00:06:46.920
‫سنپای نمی‌شه!

00:06:46.920 --> 00:06:49.590
‫ها؟ مشکلی داره؟

00:06:49.590 --> 00:06:54.350
‫آخه اگه تو دعوت نشدی چرا که نه؟

00:06:54.350 --> 00:06:56.180
‫یا شایدم...

00:06:56.180 --> 00:06:58.810
‫نکنه تو...؟

00:06:58.810 --> 00:07:02.150
‫سنپای یه ایده بهتر دارم!

00:07:02.150 --> 00:07:06.030
‫شب قبل از کریسمس بیا خونه ما!

00:07:06.030 --> 00:07:08.530
‫بازی هم داریم! مامانم هم غذا درست می‌کنه!

00:07:08.530 --> 00:07:10.360
‫تازه گربه‌ها رو هم می‌تونی ناز کنی!

00:07:10.360 --> 00:07:12.240
‫نه، صبرکن هانا-چان!

00:07:12.240 --> 00:07:13.570
‫چی می‌گی سنپای؟

00:07:13.570 --> 00:07:16.580
‫اخراج شدن رو خونه من که تأثیر نمی‌ذاره دیگه؟

00:07:16.580 --> 00:07:18.830
‫آره! موفق شدم!

00:07:18.830 --> 00:07:21.370
‫خب، چیزه...

00:07:21.370 --> 00:07:26.050
‫اصلاً‌ دیگه ازش ناراحت نیستم،
‫می‌خواستم اخراج شدنشم کنسل کنم...

00:07:28.380 --> 00:07:32.680
‫باشه، بیا انجامش بدیم.
‫اگه تو مشکلی نداری.

00:07:32.680 --> 00:07:34.680
‫سنپای...

00:07:34.680 --> 00:07:38.180
‫هانا-چان مطمئنی؟

00:07:38.180 --> 00:07:41.100
‫بابا چی؟

00:07:42.730 --> 00:07:46.230
‫چرا همین الان به خونه سنپایت عوضش نکنی؟

00:07:46.230 --> 00:07:49.150
‫و- ولی اگه این کارو کنم،

00:07:49.150 --> 00:07:53.240
‫انگار من می‌خوام کریسمس رو تو خونه
‫سنپای باشم.

00:07:53.240 --> 00:07:54.200
‫نمی‌خوای؟

00:07:54.200 --> 00:07:55.910
‫نه!

00:07:55.910 --> 00:07:59.620
‫بعدشم تویی که داری به عجیب ترین شکل
‫اذیت می‌کنی!

00:07:59.620 --> 00:08:01.540
‫آخه تو یه بزدلی.

00:08:01.540 --> 00:08:03.750
‫چرا دخالت می‌کنی؟!

00:08:03.750 --> 00:08:06.750
‫مشکلی نیست باشه؟ با بابا حرف می‌زنم!

00:08:06.750 --> 00:08:09.460
‫ای بابا. به من ربطی نداره.

00:08:12.300 --> 00:08:17.810
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که دعا کنم
‫همه‌چی به طور عادی تموم بشه.

00:08:17.810 --> 00:08:22.690
‫هانا با روز بزرگ بدون داشتن هیچ رویکرد خاصی
‫تو ذهنش روبه‌رو شد.

00:08:22.690 --> 00:08:27.820
‫می‌دونی، یه شانس خیلی کم هست که بابا
‫ازش خوشش بیاد.

00:08:29.480 --> 00:08:31.860
‫هی، این ممکنه کار کنه!

00:08:31.860 --> 00:08:34.530
‫سنپای به شدت جدیه...

00:08:34.530 --> 00:08:36.910
‫آره! مطمئنم از هم به شدت خوششون میاد!

00:08:36.910 --> 00:08:39.580
‫یه حس خوبی راجع بهش دارم!

00:08:39.580 --> 00:08:42.960
‫امروز به شکل ترسناکی آرومی.

00:08:42.960 --> 00:08:45.250
‫سرمایی چیزی خوردی؟

00:08:45.250 --> 00:08:48.540
‫نه نه، من خوبم--خوبم!

00:08:48.540 --> 00:08:51.090
‫فقط چیزه... ام...

00:08:51.090 --> 00:08:54.720
‫من و تو خیلی وقته با هم وقت می‌گذرونیم،

00:08:54.720 --> 00:08:58.890
‫ولی اولین کریسمسیه که با همیم.

00:08:58.890 --> 00:09:01.430
‫کار می‌کنه. مشکلی نیست--می‌دونم.

00:09:01.430 --> 00:09:04.600
‫به قضاوت درست شخصیت بابا
‫اعتماد دارم!

00:09:04.600 --> 00:09:06.100
‫من برگشتم!

00:09:06.100 --> 00:09:07.980
‫شما حتماً دوست هانا هستید!

00:09:07.980 --> 00:09:12.070
‫بیرون سرده نه؟
‫بیاید تو! کریسمس مبارک!

00:09:20.280 --> 00:09:21.410
‫پس...

00:09:21.410 --> 00:09:23.790
‫تو بودی!

00:09:24.460 --> 00:09:25.960
‫خوب پیش نرفت!

00:09:26.620 --> 00:09:30.630
‫*هربار هربار هربار انجامش می‌دیم*

00:09:30.630 --> 00:09:35.260
‫*هیچ‌کس نمی‌دونه احساساتمون به کجا می‌ره*

00:09:37.970 --> 00:09:40.260
‫دوست‌دختر می‌خوام...

00:09:43.930 --> 00:09:47.940
‫سنپای نوشیدنی چی می‌خوای؟ ساکه هم داریم.

00:09:47.940 --> 00:09:50.230
‫مـ- من مشکلی ندارم.

00:09:50.230 --> 00:09:52.690
‫شمعا رو روشن کردم.

00:09:52.690 --> 00:09:54.990
‫پس چراغا رو خواموش می‌کنم.

00:10:00.160 --> 00:10:02.700
‫عجب جو سنگینی...

00:10:03.580 --> 00:10:05.200
‫خب، چیزه...

00:10:05.200 --> 00:10:09.580
‫چیزه، بابام... یکم...

00:10:09.580 --> 00:10:14.630
‫نه، مشکلی نیست. جدی--نیست.

00:10:14.630 --> 00:10:17.630
‫خب... چراغا رو روشن می‌کنم.

00:10:19.090 --> 00:10:24.890
‫هعی، فکر می‌کردم فوجی-سان فامیلیتون بود.

00:10:24.890 --> 00:10:27.390
‫فکر نمی‌کردم پدر اوزاکی اینا با--

00:10:27.390 --> 00:10:30.440
‫به کی می‌گی پدر؟

00:10:30.440 --> 00:10:32.980
‫م--چیز-- ببخشید.

00:10:32.980 --> 00:10:36.940
‫باشه، «پدر» نه... اوزاکی-سان، پس--

00:10:36.940 --> 00:10:39.910
‫به کی می‌گی «اوزاکی-سان»؟!

00:10:39.910 --> 00:10:42.410
‫چیه نمی‌تونه فامیلیت رو صدا کنه؟

00:10:42.410 --> 00:10:45.620
‫می‌گم، خب...

00:10:45.620 --> 00:10:50.710
‫ای بابا، فوجیو-سان انقدر این جوون
‫رو اذیت نکن.

00:10:50.710 --> 00:10:53.500
‫جدی. خیلی بچه‌گونه‌ست.

00:10:53.500 --> 00:10:55.710
‫سنپای-سان آدم خوبیه--

00:10:55.710 --> 00:10:57.720
‫نه هانا-چان؟

00:10:57.720 --> 00:11:02.260
‫بابا...

00:11:02.260 --> 00:11:06.100
‫راجع به اون نگران نباش.
‫راحت باش!

00:11:06.100 --> 00:11:10.730
‫من و هانا یه عالمه غذا درست کردیم،
‫پس لطفاً--بخور.

00:11:10.730 --> 00:11:12.650
‫ازتون خیلی ممنونم.

00:11:13.560 --> 00:11:16.780
‫چی، پس اینجا من آدم بدم؟

00:11:16.780 --> 00:11:20.780
‫از این خوشم نمیاد. دفعه بعد تو باشگاه
‫کلی ازش کار--

00:11:20.780 --> 00:11:22.410
‫باشگاه؟

00:11:24.530 --> 00:11:26.450
‫این بده!

00:11:30.250 --> 00:11:33.380
‫ساکورای-کون...

00:11:33.380 --> 00:11:36.920
‫خب، عه... بیا با نوشیدن شروع کنیم.

00:11:36.920 --> 00:11:39.590
‫این قیافه چیه؟!

00:11:39.590 --> 00:11:42.050
‫این خیلی خیلی خیلی بده!

00:11:42.050 --> 00:11:44.680
‫فرد خاص هانا ساکورای-کونه؟

00:11:44.680 --> 00:11:47.640
‫من که همه‌چی رو احتمالاً بهش گفتم!

00:11:47.640 --> 00:11:50.560
‫نه! اگه کسی فهمه...

00:11:50.560 --> 00:11:54.400
‫باور نمی‌شه راجع به زندگی عاشقانه دختر اینور اونور
‫حرف می‌زنه.

00:11:54.400 --> 00:11:56.360
‫افتضاحی!

00:11:56.360 --> 00:12:00.650
‫ازت نااُمید شدم.
‫دیگه به لهجه کانسای حرف نمی‌زنم.

00:12:00.650 --> 00:12:03.740
‫...دخترای عزیزم بدون شک ازم
‫متنفر می‌شن!

00:12:03.740 --> 00:12:07.790
‫و نمی‌تونم بذارم این اتفاق بی‌افته!

00:12:07.790 --> 00:12:09.950
‫چطوره یه لحظه دوتایی حرف بزنیم؟

00:12:09.950 --> 00:12:11.080
‫بابا!

00:12:11.080 --> 00:12:13.080
‫مشکلی نیست. باهاش کاری نمی‌‌کنم.

00:12:13.080 --> 00:12:19.340
‫آتش‌بس اعلام می‌کنیم.

00:12:19.340 --> 00:12:20.420
‫پس الان...

00:12:20.420 --> 00:12:24.430
‫حالتون خوبه، فوجی، فوجیو-سان؟

00:12:24.430 --> 00:12:27.100
‫صورتت حسابی خیس عرقه.

00:12:27.100 --> 00:12:29.970
‫فقط می‌خوام درباره یه چیز مطمئن شم...

00:12:29.970 --> 00:12:33.600
‫اگه یادت نیست اشکالی نداره.

00:12:33.600 --> 00:12:35.100
‫چیه؟

00:12:35.100 --> 00:12:39.320
‫اون... صحبتی که داشتیم، توی باشگاه.

00:12:39.320 --> 00:12:42.820
‫صحبت؟ باشگاه؟

00:12:42.820 --> 00:12:44.990
‫دختر بزرگترم...

00:12:44.990 --> 00:12:48.120
‫انگاری یه پسرُ دوست داره.

00:12:48.120 --> 00:12:49.830
‫سنپای مدرسه‌شه--

00:12:49.830 --> 00:12:53.870
‫انگاری مرتب تو خونه‌ش وقت می‌گذرونه.

00:12:59.290 --> 00:13:01.210
‫هوی! وایسا وایسا وایسا وایسا وایسا!

00:13:01.210 --> 00:13:02.550
‫چرا داری یواشکی فرار می‌کنی؟

00:13:02.550 --> 00:13:05.180
‫شـ- شرمنده! دیگه نمی‌شد خودمُ نگه دارم!

00:13:05.180 --> 00:13:07.470
‫من در جایگاهی نیستم که اینُ بگم ولی آروم باش!

00:13:07.470 --> 00:13:10.140
‫می‌خوام یه لطفی بهم بکنی!

00:13:11.680 --> 00:13:16.100
‫درباره اون چیز چون فکر می‌کردم غریبه‌ایم باهات حرف زدم.

00:13:16.100 --> 00:13:18.560
‫پسر، نادیده گرفته شدن خیلی ترسناکه، خیلی.

00:13:18.560 --> 00:13:19.980
‫اوه.

00:13:19.980 --> 00:13:23.490
‫--همینطوره.
‫--اساساً یه حادثه بود. اتفاقی بود.

00:13:23.490 --> 00:13:27.240
‫--ببخشید؟
‫--ببین، می‌خوام بگم که...

00:13:27.240 --> 00:13:29.330
‫بله؟

00:13:29.330 --> 00:13:33.700
‫راهی هست همه اون چیزا رو فراموش کنی؟

00:13:33.700 --> 00:13:38.630
‫لطفاً! اگه هانا بفهمه سر کار دهن لقی کردم ازم متنفر می‌شه!

00:13:38.630 --> 00:13:40.710
‫می‌فهمم، آره...

00:13:40.710 --> 00:13:42.550
‫فقط برای امروز! لطفاً؟

00:13:42.550 --> 00:13:45.630
‫هانا خیلی مشتاق این بوده!

00:13:45.630 --> 00:13:49.090
‫دیشب شروع به آماده کردن شام کرد...

00:13:50.260 --> 00:13:54.480
‫جفتشون انقدر دستپاچه شده بودن که هیچ کدومشون متوجه نمی شدن

00:13:54.480 --> 00:13:57.560
‫فوجیو داره راز‌های بیشتری از دخترشُ لو میده.

00:13:57.560 --> 00:14:02.610
‫ببین، درباره باشگاه حرفی نزن، منم امروز چیزی نمی‌گم.

00:14:02.610 --> 00:14:05.820
‫فقط بذار دخترم لذت ببره!

00:14:07.110 --> 00:14:08.610
‫فهمیدم.

00:14:08.610 --> 00:14:12.790
‫بعلاوه، هیچ جوره می‌خواستمم نمی‌تونستم درباره‌اش حرفی بزنم.

00:14:12.790 --> 00:14:16.750
‫که اوزاکی... و من...

00:14:16.750 --> 00:14:18.460
‫خداروشکر.

00:14:18.460 --> 00:14:21.040
‫خب، پس می‌تونیم برگردیم؟

00:14:21.040 --> 00:14:22.340
‫منظورم اینه...

00:14:22.340 --> 00:14:26.880
‫فرصت‌های دیگه‌ای برای صحبت درباره هانا داریم.

00:14:31.760 --> 00:14:33.680
‫خوب پیش رفت سنپای؟

00:14:33.680 --> 00:14:36.930
‫آره. اصلاً ازم عصبانی یا چیزی نبود.

00:14:36.930 --> 00:14:41.360
‫جفتمون حسابی سوپرایز شده بودیم،
‫همدیگه رو از قبل می‌شناختیم.

00:14:41.360 --> 00:14:44.150
‫اوه، باشه. خوبه!

00:14:44.150 --> 00:14:48.700
‫گفت «فراموشش کن» ولی چطور تو همچین شرایطی می‌تونم؟

00:14:52.240 --> 00:14:55.080
‫بجنب سنپای-- تو هم یه چیز بزن تو رگ.

00:14:55.080 --> 00:14:56.870
‫خیلی رو این کار کردیم!

00:14:56.870 --> 00:14:59.460
‫ممنون. بعدا می خورم.

00:14:59.460 --> 00:15:03.630
‫--وای وای.
‫--تا وقتی داغه بخور! واقعا خیلی خوش مزه‌ست.

00:15:03.630 --> 00:15:04.460
‫بـــ- باشه.

00:15:04.460 --> 00:15:08.220
‫اوه، نمی‌تونی غذای داغ بخوری؟ بفرما، فوتش می‌کنم خنک شه.

00:15:08.220 --> 00:15:10.930
‫نه، خوبه!

00:15:10.930 --> 00:15:12.970
‫گفتم که، خوبه!

00:15:12.970 --> 00:15:14.720
‫فقط دهنتو باز کن، باشه؟

00:15:14.720 --> 00:15:17.350
‫--بگو «آآآآآآآآ»!
‫--خــ- خــ خودم می‌تونم به خودم غذا بدم!

00:15:17.350 --> 00:15:20.230
‫هیچوقت نگفتم می‌تونین لاس بزنین!

00:15:20.230 --> 00:15:23.060
‫--لاس؟
‫--مــ- مــ- ما چنین کاری نمی‌کنیم! همیشه همینطوری‌ایم!

00:15:23.060 --> 00:15:24.650
‫دیگه بدتر!

00:15:24.650 --> 00:15:26.360
‫فوجیو-سان!

00:15:27.940 --> 00:15:30.990
‫این چیزِ «فقط پسر» فلاکت بار دیگه چیه؟

00:15:30.990 --> 00:15:35.490
‫سال بعد! حتما سال بعد!

00:15:35.490 --> 00:15:38.660
‫یه دوست دختر، ها؟

00:15:38.660 --> 00:15:42.790
‫هی، خواهر بزرگت نازه، درسته؟

00:15:42.790 --> 00:15:44.670
‫دوباره بگو خواهر بزرگترت چند سالشه؟

00:15:44.670 --> 00:15:45.960
‫کیری، درباره مامانت...

00:15:45.960 --> 00:15:48.510
‫بچه ها اصلا باحال نیست!

00:15:48.510 --> 00:15:51.090
‫تو از همه‌شون نازتری کیری.

00:15:53.590 --> 00:15:57.850
‫دوست دارم بدونم درباره هانا چه حسی داری...

00:15:57.850 --> 00:15:59.980
‫ولی فعلاً بهش اهمیت نده.

00:16:02.900 --> 00:16:06.860
‫می‌تونی فقط برای این عصر باهام همکاری کنی؟

00:16:06.860 --> 00:16:09.360
‫فهمیدم.

00:16:09.360 --> 00:16:15.530
‫ماموریت ما: بذار هانا زمان فوق‌العاده‌ای داشته باشه.
‫ناراحتش نکن یا بندُ آب نده.

00:16:15.530 --> 00:16:17.910
‫مطمئن می‌شه به دخترش خوش بگذره:

00:16:17.910 --> 00:16:20.290
‫آره، این کار لو دادن رازشُ جبران می‌کنه،

00:16:20.290 --> 00:16:22.960
‫ولی این یه خواسته واقعی پدرانه‌ست.

00:16:22.960 --> 00:16:26.290
‫اشتراک گذاشتن رازش با ساکورای آرامششو بهش برگردوند

00:16:26.290 --> 00:16:28.800
‫و رفت که مهمونیُ گرم کنه.

00:16:28.800 --> 00:16:29.920
‫بفرما سنپای!

00:16:29.920 --> 00:16:31.670
‫غذای خونگی خورد...

00:16:31.670 --> 00:16:32.590
‫یکمی بخور سنپای.

00:16:32.590 --> 00:16:34.050
‫...از ساکه لذت برد...

00:16:34.050 --> 00:16:35.680
‫بجنب سنپای!

00:16:35.680 --> 00:16:37.220
‫...و بازی کرد.

00:16:37.220 --> 00:16:38.430
‫به هر حال...

00:16:38.430 --> 00:16:41.140
‫فوجیو-سان...

00:16:41.140 --> 00:16:44.400
‫به محض اینکه شروع به لذت بردن کردن...

00:16:44.400 --> 00:16:46.690
‫و- وقت استراحت!

00:16:46.690 --> 00:16:49.020
‫زود تسلیم می‌شی!

00:16:49.020 --> 00:16:51.530
‫...یکیشون تسلیم شد.

00:16:52.150 --> 00:16:57.240
‫شرمنده. این راز برای اینکه خفه شم و لذت ببرم زیادی بزرگه.

00:16:57.240 --> 00:17:01.290
‫فکر کردم بهتره قبل از اینکه ندونسته از دهنت در بره بهت بگم،

00:17:01.290 --> 00:17:03.620
‫ولی گمونم فشار زیادی بهت میاره.

00:17:03.620 --> 00:17:08.460
‫منظورم اینه، من اولش که دیدمت خیلی سوپرایز شدم.

00:17:08.460 --> 00:17:11.630
‫خودمم وقتی آروم می‌شدم اون صحبتُ یادم می‌اومد.

00:17:11.630 --> 00:17:13.470
‫که اینطور.

00:17:13.470 --> 00:17:16.590
‫با این حال، مطمئناً‌ ایکاش می‌تونستم فراموشش کنم.

00:17:16.590 --> 00:17:18.390
‫آره...

00:17:18.390 --> 00:17:20.600
‫چقدر یه ضربه محکم باشه

00:17:20.600 --> 00:17:23.680
‫فکر می‌کنی بتونه حافظه‌ات رو پاک کنه؟

00:17:23.680 --> 00:17:27.270
‫می‌خوام خشونت آخرین راه حل باشه.

00:17:28.270 --> 00:17:29.730
‫وایسا-- همینه!

00:17:29.730 --> 00:17:31.480
‫چی، خشونت؟!

00:17:31.480 --> 00:17:32.650
‫اون نه!

00:17:32.650 --> 00:17:35.490
‫به اندازه کافی شرم‌آوره، من خاطرات اینجا و اونجا رو فراموش کردم

00:17:35.490 --> 00:17:38.370
‫وقتی که کاملا مست کرده بودم.

00:17:38.370 --> 00:17:40.910
</i>‫نمی‌دونم چقدر خوب روش کار کنه،

00:17:40.910 --> 00:17:46.750
‫ولی اگه مست باشم، می‌تونه دلیلی برای رفتن به خونه باشه--
‫و دهنمم بسته خواهد موند!

00:17:46.750 --> 00:17:48.040
‫که اینطور...

00:17:48.040 --> 00:17:53.630
‫درحالی که هانا رو سرگرم می‌کنیم و عصر به طور معمول تموم می‌شه
‫جای راز هم امنه.

00:17:53.630 --> 00:17:57.470
‫و اگه همه چیز خوب پیش بره، امشب هم فراموش می‌کنی.

00:17:57.470 --> 00:18:01.310
‫اون که با یه تیر سه نشونه-- اونم حداقل.

00:18:03.100 --> 00:18:06.390
‫ادامه بده، همه الکل‌های خونه رو بخور!

00:18:06.390 --> 00:18:08.310
‫اگه کافی نیست، گوله می‌رم بیرون بیشتر می‌خرم!

00:18:08.310 --> 00:18:10.310
‫بیا همه‌شونو بزن به رگ رفیق!

00:18:10.310 --> 00:18:12.230
‫چشم!

00:18:12.230 --> 00:18:16.610
‫وایسا-- این واقعاً ارزششُ داره انقدر ناامیدانه تلاش کنی
‫تا فراموشش کنی؟

00:18:16.610 --> 00:18:21.830
‫ساکورای واقعا هانا رو فقط به چشم یه دوست می‌بینه؟

00:18:21.830 --> 00:18:25.160
‫سنپای! برگرد با من وقت بگذرون!

00:18:25.160 --> 00:18:28.580
‫آره، اون باعث عصبانیت منم می‌شه.

00:18:29.630 --> 00:18:32.170
‫پس، یه ساعت بعد...

00:18:34.090 --> 00:18:37.720
</i>‫وای، ساکورای-کون، چشمم روشن! پاچیدی!

00:18:37.720 --> 00:18:40.680
‫می‌دونم زوده، ولی بیا اسمشو بذاریم شب.

00:18:40.680 --> 00:18:42.050
‫باشه؟

00:18:42.050 --> 00:18:46.350
‫خیلی اصرار داره. حتما نقشه‌ای داره.

00:18:46.350 --> 00:18:48.140
‫وایسا بابا.

00:18:49.140 --> 00:18:54.020
‫وقتی سنپای مسته کاملاً آسیب‌پذیر می‌شه.

00:18:54.020 --> 00:18:58.200
‫معمولاً از این متنفره و سریع فرار می‌کنه ولی الان...

00:18:58.200 --> 00:19:00.070
‫--نکن...
‫--چطوره سنپای؟

00:19:00.070 --> 00:19:01.370
‫اوی اوی اوی!

00:19:01.370 --> 00:19:05.700
‫خودتم باید خیلی مست باشی که انقدر دست به کار شی!

00:19:05.700 --> 00:19:08.210
‫وقتی مست نبودی هم یه بار دیگه بهت میگم هانا:

00:19:08.210 --> 00:19:11.420
‫از اون مهمونی‌های دانشگاهی عرق‌خوری دور باش!

00:19:11.420 --> 00:19:13.380
‫لطفاً اون قیافه رو به خودت نگیر.

00:19:13.630 --> 00:19:16.050
‫امروز شام چطور بود؟

00:19:16.050 --> 00:19:19.680
‫خوب. واقعا خوب دوباره امروز.

00:19:19.680 --> 00:19:21.640
‫معرکه‌ست.

00:19:21.640 --> 00:19:24.180
‫خدای من، چه دوست داشتنی.

00:19:24.180 --> 00:19:27.270
‫هانا هم مسته.

00:19:27.270 --> 00:19:31.560
‫واقعا وقتی مستی باحالی سنپای-سان.

00:19:31.560 --> 00:19:36.650
‫نه، خوبه... واقعا... خوبم.

00:19:36.650 --> 00:19:39.110
‫این اصلاً خوب نیست.

00:19:39.110 --> 00:19:42.070
‫ساکورای خودشُ کاملا بلااستفاده کرده.

00:19:42.070 --> 00:19:44.530
‫عالیه-- دقیقاً طبق نقشه!

00:19:44.530 --> 00:19:48.950
‫ببین، سنپای رفته رو حالت پاسخگوی خودکار.

00:19:48.950 --> 00:19:51.500
‫می‌خوای تستی یه چیزی بهش بگی مامان؟

00:19:51.500 --> 00:19:55.040
</i>‫البته، آره. پس... ساکورای-کون؟

00:19:56.130 --> 00:19:59.510
‫ممنون بابت اینکه هیمشه با هانا وقت می‌گذرونی.

00:19:59.510 --> 00:20:02.130
‫مراقبش باش، باشه؟

00:20:02.130 --> 00:20:04.220
‫منم همینطور...

00:20:04.220 --> 00:20:08.140
‫با نخود هر آش شدنش رو مخه.

00:20:08.140 --> 00:20:10.560
‫ولی هانا واقعا آدم خوبیه.

00:20:10.560 --> 00:20:12.600
‫آشپزیش هم خوشمزه‌ست.

00:20:12.600 --> 00:20:15.110
‫ولی اینکه خودشُ نخود هر آش می‌کنه رو مخه...

00:20:15.110 --> 00:20:16.650
‫دوبار گفتش.

00:20:16.650 --> 00:20:19.230
‫چطور می‌تونم اینو بگم...

00:20:19.230 --> 00:20:22.030
‫بابت همه چیز ممنونم.

00:20:23.240 --> 00:20:25.160
‫خیلی خوشحال به نظر میاد!

00:20:25.160 --> 00:20:28.160
‫فقط می‌خواست خودش بشنوه.

00:20:28.160 --> 00:20:30.700
‫وای، فقط وقتی مستی اونو می‌گی!

00:20:30.700 --> 00:20:34.790
‫چطوری می‌تونیم مجبورت کنیم همیشه انقدر رُک باشی؟

00:20:34.790 --> 00:20:40.670
</i><i></i>‫این خاطراتُ فراموش می‌کنه نه؟
‫اینُ فراموش می‌کنه، درسته؟!

00:20:40.670 --> 00:20:44.390
‫فقط چون خجالت می‌کشم این حرفُ نمی‌زنم.

00:20:44.390 --> 00:20:47.140
‫بلکه سپاسگزارم.

00:20:47.140 --> 00:20:48.890
‫واقعاً.

00:20:53.060 --> 00:20:55.980
‫این داره به جاهای خارق‌العاده‌ای می‌رسه!

00:20:55.980 --> 00:21:00.190
‫آمم، والدینم...

00:21:00.190 --> 00:21:02.240
‫مخصوصاً بابام...

00:21:02.240 --> 00:21:06.370
‫جلوی من تمومِ وقت تو همن.

00:21:06.370 --> 00:21:10.040
‫همیشه از اونطور چیزا متنفر بودم...

00:21:11.620 --> 00:21:18.290
‫انقدر بابام منُ دورم کرد که... با زن‌ها بد شدم...

00:21:18.290 --> 00:21:23.090
‫گمونم منطقیه که فقط منُ مسخره کنی.

00:21:23.090 --> 00:21:30.140
‫اخیرا، یه جورایی از اینکه درگیر زندگی شخصیم می‌شی خوشحالم.

00:21:30.140 --> 00:21:32.140
‫سنپای...

00:21:32.140 --> 00:21:37.940
‫ولی بابای نفرت‌انگیزم اخیراً یه چیزی بهم گفته...

00:21:37.940 --> 00:21:43.530
‫که اگه کارها رو درست انجام ندم، ممکنه تو رو تو دردسر بندازه.

00:21:43.530 --> 00:21:46.320
‫برای همین اخیرا درباره‌اش فکر می‌کنم.

00:21:46.320 --> 00:21:51.240
‫باید بهت توجه واقعی و درستی داشته باشم...

00:21:51.240 --> 00:21:53.000
‫سنپای...

00:21:56.620 --> 00:21:59.040
‫پسره عاشقشه!

00:21:59.040 --> 00:22:03.420
‫فوجیو اوزاکی تموم تلاششُ کرد تا دندون‌‌هاشُ
‫به هم فشار بده و اینو فریاد نزنه.

00:22:03.420 --> 00:22:04.970
‫پسره عاشقشه!

00:22:05.090 --> 00:22:35.090
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:35.114 --> 00:23:35.114
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:35.180 --> 00:23:40.020
قسمت بعد:
قسمت ۱۳: می‌خوام سال دیگه هم وقت بگذرونم!

00:00:34.050 --> 00:02:04.050
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:04.180 --> 00:02:08.940
‫بازی کنم!

00:02:04.180 --> 00:02:08.940
‫می‌خوام تو شب کریسمس هم

00:02:04.180 --> 00:02:08.940
‫قسمت ۱۲

00:04:41.840 --> 00:04:45.180
کافه آسیا

00:15:47.420 --> 00:15:50.880
مراپ و معرفت