﻿WEBVTT

00:00:04.620 --> 00:00:06.500
‫منم. منم. منم

00:00:06.500 --> 00:00:08.780
‫این‌طرف

00:00:08.780 --> 00:00:09.940
‫سریع

00:00:11.300 --> 00:00:13.180
‫به فرماندهی کشتی بگو

00:00:13.180 --> 00:00:15.820
‫زیردریایی رو به حالت اضطراری
‫برای خطرات هوایی دربیارن

00:00:15.820 --> 00:00:17.220
‫برو، ایمی، سریع

00:00:17.220 --> 00:00:19.260
‫نذار کسی از این در رد بشه

00:00:25.980 --> 00:00:28.300
‫- فرماندهی کشتی
‫- سربازرس سیلوا هستم

00:00:28.300 --> 00:00:30.500
‫مباشر می‌گه زیردریایی رو به حالت اضطراری

00:00:30.500 --> 00:00:32.020
‫برای خطرات هوایی دربیارید

00:00:32.020 --> 00:00:33.660
‫- مفهومه. کجا؟
‫- عرشۀ موشک

00:00:33.660 --> 00:00:36.100
‫مفهومه، محفظه‌های موشک

00:00:36.100 --> 00:00:38.700
‫محفظۀ موشک را در تمام سطوح تخلیه کنید

00:00:40.100 --> 00:00:43.820
‫سیستم پخش اضطراری در محفظۀ موشک
‫را بپوشانید. درهای فرازبند بسته شوند

00:00:43.820 --> 00:00:46.660
‫محفظۀ موشک را در تمام سطوح تخلیه کنید

00:00:49.620 --> 00:00:51.300
‫عرشه رو خالی کنین! عرشه رو خالی کنین!

00:00:51.300 --> 00:00:53.940
‫وضعیت اضطراری.
‫خطرات هوایی...

00:00:53.940 --> 00:00:57.780
‫همه برید بیرون! عرشه رو خالی کنید!

00:00:57.780 --> 00:00:59.900
‫برو بالای پله‌ها، عرشه رو خالی کنین!
‫عرشه رو خالی کنین!

00:00:59.900 --> 00:01:02.260
‫خطرات هوایی در محفظۀ موشک

00:01:02.260 --> 00:01:03.700
‫درهای فرازبند را ببندید

00:01:07.780 --> 00:01:10.140
‫خب، این سطح مشکلی نداره.
‫اون درو ببند

00:01:10.140 --> 00:01:12.420
‫- قربان، چی شده؟
‫- فقط درو ببند!

00:01:13.900 --> 00:01:15.700
‫اونو برمی‌داری؟

00:01:17.740 --> 00:01:19.500
‫فرماندهی کشتی، مباشر هستم

00:01:19.500 --> 00:01:21.140
‫یه مشکلی توی انبارهای آشپزخونه هست

00:01:21.140 --> 00:01:23.500
‫به‌نظرم گازـه.
‫جکی همیلتون مُرده

00:01:23.500 --> 00:01:26.020
‫- دریافت شد. به اتاق فرماندهی برید
‫- باشه. دریافت شد

00:01:26.020 --> 00:01:27.340
‫خب چی دیدی؟

00:01:27.340 --> 00:01:30.540
‫- یه چیزی بهش اسپری شد و بعد استفراغ کرد و...
‫- لعنتی

00:01:30.540 --> 00:01:32.780
‫- باید فوراً خودتو بشوری
‫- باید اینا رو گزارش کنم

00:01:32.780 --> 00:01:35.820
‫اگه روی لباست باشه، ممکنه
‫یکی رو مسموم کنی

00:01:37.180 --> 00:01:40.860
‫- داوارد، برو آَشپزخونه و یه کیسه برام بیار لطفا
‫- قربان

00:01:48.580 --> 00:01:51.340
‫- محفظۀ موشک رو ایزوله کن
‫- بله، قربان

00:01:51.340 --> 00:01:53.100
‫هادلو، تأییدِ بصری بهم نشون بده

00:01:53.100 --> 00:01:55.500
‫که تهویۀ توی محفظۀ موشک خاموش شده

00:01:55.500 --> 00:01:56.780
‫بله، قربان

00:01:56.780 --> 00:01:59.580
‫بگو مباشر خیلی سریع به اتاق فرماندهی بیاد

00:02:11.620 --> 00:02:14.060
‫وایستا و از دور مراقب باش.
‫نذار کسی نزدیکش بشه

00:02:14.060 --> 00:02:16.900
‫به پزشک خبر بده و بهش بگو
‫توی بخش حموم‌ها بیاد پیش‌مون

00:02:20.420 --> 00:02:22.860
‫کسی دیدت که بری اونجا؟

00:02:22.860 --> 00:02:25.820
‫ایمی، می‌دونم با بقیه چطوری حرف می‌زنی.
‫لطفا با من این‌طوری صحبت نکن

00:02:25.820 --> 00:02:28.180
‫- الان نه. من کاری نکردم
‫- باید چندتا سؤال ازت بپرسم

00:02:28.180 --> 00:02:30.700
‫اگه می‌خواستم بمیری، می‌ذاشتم
‫همون‌طوری اونجا بمونی

00:02:30.700 --> 00:02:32.940
‫به محض اینکه خودتو شستی،
‫باید صحبت کنیم

00:02:34.420 --> 00:02:35.980
‫بهتره فاصله بگیری

00:02:35.980 --> 00:02:38.180
‫باشه. تو هم باید ضدعفونی بشی

00:02:38.180 --> 00:02:40.740
‫دو دقیقه با لباس‌هات دوش بگیر،
‫بعد بذارشون توی دوتا کیسه

00:02:40.740 --> 00:02:43.460
‫ده دقیقه دیگه با کلی صابون خودتو بشور.
‫و بعد بیا پیش من

00:02:43.460 --> 00:02:45.100
‫باشه

00:02:45.100 --> 00:02:47.860
‫فکر می‌کنی گاز اعصاب باشه؟
‫مثل سارین؟

00:02:47.860 --> 00:02:49.420
‫نمی‌دونم

00:02:49.420 --> 00:02:52.220
‫خیلی سریع اتفاق افتاد، اما...
‫باید همین باشه

00:03:41.000 --> 00:03:43.000
<font color="#ff0000">ویجیل</font>

00:03:52.024 --> 00:04:02.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:39.300 --> 00:04:42.340
‫می‌تونم درست بالای سرت رو ببینم

00:04:42.340 --> 00:04:43.860
‫مثل کوه یخ شدی

00:04:43.860 --> 00:04:45.500
‫90% ـت مخفیـه

00:04:47.380 --> 00:04:49.460
‫و تو تایتانیکـم هستی؟

00:04:49.460 --> 00:04:51.500
‫گاهی یه‌کم این‌طور به‌نظر میاد

00:04:53.460 --> 00:04:56.620
‫می‌خوای این تابستون از اینجا بریم؟
‫یعنی درست و حسابی؟

00:05:00.460 --> 00:05:02.700
‫آره، باشه

00:05:02.700 --> 00:05:04.260
‫اصلاً دلت می‌خواد؟

00:05:04.260 --> 00:05:06.420
‫گفتم باشه

00:05:06.420 --> 00:05:08.020
‫- آخ!
‫- چیه؟

00:05:08.020 --> 00:05:09.700
‫هیچی! تسلیم شدم

00:05:09.700 --> 00:05:10.860
‫چی؟ چی گفتم؟

00:05:10.860 --> 00:05:12.260
‫نه، چیزی نگفتی

00:05:12.260 --> 00:05:14.140
‫چیزی نگفتی

00:05:52.500 --> 00:05:54.100
‫بهتره زیر ناخن‌هات رو تمیز کنی

00:05:54.100 --> 00:05:55.740
‫داخل و اطراف گوش‌هات

00:05:55.740 --> 00:05:57.460
‫سوراخ‌های بینی‌ت رو بشور

00:05:59.900 --> 00:06:02.140
‫اگه مریض بشم چی می‌شه؟

00:06:04.140 --> 00:06:07.620
‫برای یه گاز اعصاب، آتروپین
‫و پرالیدوکسیم لازم می‌شه

00:06:07.620 --> 00:06:09.580
‫ما هیچ‌کدومـشون رو نداریم

00:06:20.500 --> 00:06:22.860
‫می‌شه فقط بگم متأسفم که
‫همچین آدم عوضی‌ای بودم؟

00:06:25.420 --> 00:06:27.060
‫خب، ده دقیقه شد

00:06:29.940 --> 00:06:31.700
‫باید مردمک‌هات رو چک کنم

00:06:34.060 --> 00:06:36.100
‫چشم‌ها باز. مستقیم رو نگاه کن

00:06:41.660 --> 00:06:43.220
‫از چشم‌ها می‌شه روحِ آدم رو دید، آره؟

00:06:43.220 --> 00:06:45.780
‫آره، می‌دونیم توی وضعیت خوبی نیست

00:07:04.260 --> 00:07:05.940
‫این آخرین باره

00:07:23.580 --> 00:07:24.940
‫صبح بخیر

00:07:24.940 --> 00:07:26.580
‫داشتم به نیروی دریایی فکر می‌کردم

00:07:26.580 --> 00:07:28.180
‫شرمنده، بیدارت کردم؟

00:07:28.180 --> 00:07:30.460
‫مهم نیست. بگو

00:07:30.460 --> 00:07:33.300
‫نیروی دریایی چیز خاصی
‫از خائن پیدا نکرده

00:07:33.300 --> 00:07:34.620
‫به‌عهدۀ ماست

00:07:34.620 --> 00:07:37.340
‫آره، ولی انگلز چیزی برای تحقیق
‫برامون نذاشت!

00:07:37.340 --> 00:07:38.780
‫نه حتی یه شماره تلفن

00:07:38.780 --> 00:07:42.220
‫درسته، ولی یه نفر هنوز باید توی
‫اسکاتلند باشه که بدونه

00:07:42.220 --> 00:07:43.820
‫مأمورهای انگلز کی بودن

00:07:43.820 --> 00:07:45.220
‫مدت زیادی اینجا بوده

00:07:45.220 --> 00:07:46.860
‫باید شبکه ساخته باشه

00:07:46.860 --> 00:07:48.860
‫بعضی‌هاشون شاید هنوز فعال باشن

00:07:48.860 --> 00:07:51.420
‫بعضی‌هاشون شاید حتی
‫آدم استخدام کرده باشن

00:07:51.420 --> 00:07:53.140
‫باید همین‌طور تلاش کنیم، پورتر

00:07:53.140 --> 00:07:54.740
‫با همسایه‌هاش صحبت کن

00:07:54.740 --> 00:07:58.100
‫دوربین‌های مداربستۀ اطرافِ آپارتمانش
‫رو نگاه کن، باشه؟

00:07:58.100 --> 00:08:01.460
‫ایمی اونجا تک‌وتنهاست
‫و از هیچی خبر نداره

00:08:01.684 --> 00:08:02.936
[ تولد پاپی ]

00:08:03.460 --> 00:08:05.780
‫هر تعدادی که می‌تونی برای این کار
‫جمع کن

00:08:05.780 --> 00:08:08.020
‫اول باید یه کاری بکنم بعدش میام

00:08:08.020 --> 00:08:09.700
‫می‌شه صبحونه بخورم؟

00:08:09.700 --> 00:08:11.180
‫نه، نمی‌شه

00:08:17.460 --> 00:08:21.580
‫بعد از اینکه صدای اطلاع‌رسانی رو شنیدم،
‫رفتم جای خدمۀ آشپزخونه. اونا گفتن

00:08:21.580 --> 00:08:24.300
‫که جکی تازه رفته جایی، پس بعدش
‫رفتم توی انبار آشپزخونه

00:08:24.300 --> 00:08:26.260
‫پس خدمه‌ش بهت گفتن که رفته انبار؟

00:08:26.260 --> 00:08:29.700
‫نه، ولی سر کارش بود و از توالت
‫استفاده نمی‌کرد، برای همین گفتم باید اونجا باشه

00:08:29.700 --> 00:08:31.900
‫- چی؟
‫- توالت

00:08:31.900 --> 00:08:34.900
‫- تمامِ بخش میانی بسته شده
‫- جلو رو نگاه کن

00:08:34.900 --> 00:08:37.500
‫این وضع پایدار نیست، پس فقط
‫حقایق اساسی رو نیاز دارم

00:08:37.500 --> 00:08:39.780
‫وقتی اونجا رسیدی چی دیدی؟

00:08:39.780 --> 00:08:43.180
‫جکی درِ یه حلبیِ بزرگ رو باز کرده بود

00:08:43.180 --> 00:08:44.860
‫و ازش داشت گاز خارج می‌شد

00:08:44.860 --> 00:08:47.460
‫احتمالش هست اونو تصادفی باز کرده باشه؟

00:08:47.460 --> 00:08:49.980
‫نمی‌دونم. گفتنش سخته

00:08:49.980 --> 00:08:51.180
‫نمی‌دونم

00:08:51.180 --> 00:08:54.380
‫و بعد اینکه جکی بهت گفت فرار کنی،
‫چی‌کار کردی؟

00:08:54.380 --> 00:08:56.220
‫ترسیده بود

00:08:56.220 --> 00:08:59.620
‫و بعد فکر کنم گفت:
‫«به شان بگو نتونستم»

00:08:59.620 --> 00:09:01.820
‫- دست، لطفا
‫- شان پسر جکی‌ـه

00:09:01.820 --> 00:09:03.980
‫و بعد شروع به استفراغ کرد

00:09:03.980 --> 00:09:06.820
‫و اون‌موقع بود که رفتم
‫و ماسک ضدگاز رو زدم

00:09:08.580 --> 00:09:11.300
‫بعد وقتی برگشتم، سربازرس سیلوا
‫قبلش اونجا ایستاده بود

00:09:11.300 --> 00:09:13.020
‫پس بردمش جای امن

00:09:13.020 --> 00:09:15.940
‫و جکی قبلاً مُرده بود

00:09:15.940 --> 00:09:18.580
‫- این‌قدر سریع کشتش؟
‫- بله، قربان

00:09:18.580 --> 00:09:21.980
‫ببینید، من دیدم از هوش رفت.
‫خودشو خیس کرد، استفراغ کرد

00:09:21.980 --> 00:09:23.540
‫اطراف دهنش کف کرده بود

00:09:23.540 --> 00:09:26.140
‫مثل نشونه‌های کریگ برک‌ـه

00:09:26.140 --> 00:09:29.100
‫فکر می‌کنیم یه گاز اعصاب مثل سارین‌ـه

00:09:29.100 --> 00:09:31.620
‫باید دنبال علائم تأخیریِ
‫در معرض قرار گرفتن باشی

00:09:31.620 --> 00:09:34.020
‫انقباض ناگهانی ماهیچه‌ها، آبریزش بینی،
‫باید سریعاً بیای پیش من

00:09:34.020 --> 00:09:35.140
‫بله، خانم

00:09:35.140 --> 00:09:37.780
‫جکی تونست مهارش کنه؟

00:09:37.780 --> 00:09:40.100
‫یه چیزی مثل جعبه افتاده بود

00:09:40.100 --> 00:09:43.860
‫پس گاز اعصاب در سراسر محفظۀ موشک
‫در حال نشت کردنه

00:09:43.860 --> 00:09:46.980
‫کنترل موشک و سیم ارتباطات رو
‫از دسترس خارج کرده

00:09:46.980 --> 00:09:48.620
‫و نمی‌تونیم خدمه رو تغذیه کنیم

00:09:48.620 --> 00:09:51.900
‫انبار محل منطقی‌ای برای
‫شروع همچین حمله‌ایه؟

00:09:51.900 --> 00:09:54.420
‫گمونم هیچ‌وقت کسی
‫به انبار آشپزخونه کاری نداره

00:09:54.420 --> 00:09:56.060
‫قرار بود دوباره پسرش رو ببینه

00:09:56.060 --> 00:09:57.940
‫چرا باید چنین کاری کنه؟

00:09:57.940 --> 00:10:01.700
‫خب پس جکی اون‌قدر می‌دونسته
‫که بهت بگه بری بیرون

00:10:01.700 --> 00:10:03.500
‫دقیقاً. بهش گفته فرار کنه

00:10:03.500 --> 00:10:05.620
‫اینو کسی می‌گه که بخواد
‫طرف رو نجات بده، نه بکشه

00:10:05.620 --> 00:10:06.900
‫ممنون همگی

00:10:06.900 --> 00:10:09.700
‫ناوبان یکم و مباشر، توی اتاق افسران
کارِتون دارم

00:10:09.700 --> 00:10:11.180
‫می‌خوام منصبِ پرنتیس رو
‫دوباره بهش برگردونم

00:10:11.180 --> 00:10:12.780
‫فکر کنم بهش نیاز پیدا می‌کنم

00:10:12.780 --> 00:10:15.100
‫اگه مخالفتی داری، باید همین حالا بهم بگی

00:10:15.100 --> 00:10:17.460
‫مشکلی ندارم، ولی به‌نظرم به منم نیاز دارین

00:10:18.780 --> 00:10:20.500
‫به اندازه کافی حالت خوبه؟

00:10:20.500 --> 00:10:23.100
‫ناوبان یکم داکرتی یه‌مقدار دارو بهم داد

00:10:23.100 --> 00:10:25.900
‫جایگزین نیست، ولی اثرِ ترک کردن رو
‫کم می‌کنه

00:10:25.900 --> 00:10:27.060
‫بله، حالم خوبه

00:11:12.820 --> 00:11:15.580
‫- سلام، تو پاپی هستی؟
‫- بله

00:11:15.580 --> 00:11:17.940
‫- امروز تولدته؟
‫- بله

00:11:17.940 --> 00:11:19.980
‫- این واسه منه؟
‫- آره، مال توئه

00:11:19.980 --> 00:11:22.300
‫تولدت مبارک. از طرف ایمی‌ـه

00:11:22.300 --> 00:11:23.740
‫اون اینجاست؟

00:11:23.740 --> 00:11:26.020
‫واقعاً دلش می‌خواست باشه

00:11:26.020 --> 00:11:27.780
‫سوار زیردریاییه

00:11:27.780 --> 00:11:30.420
‫برای کار رفته و هنوز
‫اجازۀ برگشت رو بهش ندادن

00:11:30.420 --> 00:11:33.460
‫پاپی، کی گفت تنهایی درو باز کنی!

00:11:33.460 --> 00:11:34.580
‫خانم تورنز، سلام

00:11:34.580 --> 00:11:37.300
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم.
‫فقط یه هدیه آورده بودم

00:11:37.300 --> 00:11:39.300
‫- چی شده؟
‫- ایمی سوار زیردریاییه

00:11:39.300 --> 00:11:40.620
‫جدی؟

00:11:43.380 --> 00:11:46.300
‫بیا یه چای بخور، اون پشت نشستیم

00:11:46.300 --> 00:11:47.700
‫ممنون، ولی نمی‌تونم بمونم

00:11:47.700 --> 00:11:49.180
‫برای تو راهت بردار

00:11:52.380 --> 00:11:53.860
‫- بیا
‫- باشه

00:12:00.100 --> 00:12:02.340
‫ایمی اگه بود کادوی خیلی بهتری
‫برات می‌گرفت

00:12:02.340 --> 00:12:03.700
‫این خیلی باحاله

00:12:03.700 --> 00:12:06.220
‫وقتی برگرده میاد به دیدنم؟

00:12:06.220 --> 00:12:07.940
‫خب، مطمئنم خیلی دوست داره

00:12:09.780 --> 00:12:11.940
‫اوه، بذارین کمک کنم

00:12:11.940 --> 00:12:13.820
‫- اوه، خیلی ممنون!
‫- خواهش می‌کنم

00:12:13.820 --> 00:12:15.820
‫ازش یاد بگیر، پاپی

00:12:15.820 --> 00:12:17.180
‫من می‌دونستم تو کی‌ای

00:12:17.180 --> 00:12:18.780
‫می‌خوای بدونی از کجا؟

00:12:18.780 --> 00:12:20.580
‫از کجا؟

00:12:20.580 --> 00:12:22.700
‫عکس‌های توی گوشی ایمی

00:12:22.700 --> 00:12:24.220
‫رمزش رو بلدم

00:12:24.220 --> 00:12:27.900
‫ما گهگاهی با ایمی صحبت می‌کنیم

00:12:27.900 --> 00:12:29.180
‫من ایمی رو خیلی دوست دارم

00:12:30.500 --> 00:12:31.900
‫اونم تو رو دوست داره

00:12:33.260 --> 00:12:35.300
‫بیشتر باید بیاد اینجا

00:12:35.300 --> 00:12:37.500
‫چرا نمی‌ری توی اتاقت بازی کنی، پاپی؟

00:12:37.500 --> 00:12:38.900
‫دوست ندارم

00:12:38.900 --> 00:12:40.860
‫شاید بهتره برم

00:12:40.860 --> 00:12:42.140
‫برو دیگه پاپ

00:12:42.140 --> 00:12:44.540
‫باید با کریستن حرف بزرگانه بزنم

00:12:44.540 --> 00:12:46.020
‫خب. برو

00:12:51.300 --> 00:12:55.460
‫اگه موضوع حضانت مشترکه،
‫دوست دارم بدونم کی هستی،

00:12:55.460 --> 00:12:59.180
‫و متأسفم که رُک می‌گم،
‫ولی اون تنها نوۀ منه

00:12:59.180 --> 00:13:00.620
‫حس می‌کنم حق دارم که بپرسم

00:13:00.620 --> 00:13:01.820
‫چی؟ ببخشید؟

00:13:01.820 --> 00:13:03.180
‫موراگ...

00:13:03.180 --> 00:13:06.340
‫نه، من چیزی از حضانت مشترک نمی‌دونم

00:13:07.460 --> 00:13:09.460
‫چهار ماه ازش حرف می‌زد

00:13:09.460 --> 00:13:11.820
‫و اصلاً حتی با پارتنرش
‫این قضیه رو درمیون نذاشته!

00:13:11.820 --> 00:13:14.740
‫پارتـ...؟ من و ایمی با هم نیستیم

00:13:14.740 --> 00:13:16.460
‫جدا شدیم

00:13:18.020 --> 00:13:19.860
‫خب، هیچ‌وقت اینو نگفت

00:13:24.100 --> 00:13:26.220
‫می‌دونم ایمی خیلی دلش برای پاپی تنگ شده

00:13:26.220 --> 00:13:27.820
‫یعنی، وقتی با هم بودیم

00:13:27.820 --> 00:13:29.820
‫اون پدرش رو از دست داد

00:13:29.820 --> 00:13:32.300
‫هیچ‌وقت نامهربونی نکردیم،
‫فقط نمی‌خواستیم بین ما و ایمی

00:13:32.300 --> 00:13:34.500
‫دچار شک و تردید بشه

00:13:34.500 --> 00:13:36.540
‫به ثبات نیاز داشت

00:13:36.540 --> 00:13:39.340
‫ولی بعدش پاپی خیلی افسرده شد

00:13:39.340 --> 00:13:42.740
‫به معلمش گفت که اونو از مادرش گرفتن

00:13:42.740 --> 00:13:45.540
‫اونا که با هم نیستن.
‫لازم نیست اینو بدونه

00:13:48.220 --> 00:13:50.420
‫- من واقعاً باید برم. ممنون
‫- نه، نه...

00:13:50.420 --> 00:13:54.740
‫لطفا... قبل اینکه بری خداحافظی کن

00:13:54.740 --> 00:13:57.340
‫اگه این‌کارو نکنی ما رو نمی‌بخشه

00:13:57.340 --> 00:13:58.900
‫البته

00:14:07.140 --> 00:14:08.940
‫مامان‌بزرگم خیلی رومُخه

00:14:10.260 --> 00:14:13.860
‫خب، آدما کلاً یه‌کم رومخـن

00:14:18.220 --> 00:14:20.980
‫ببخشید که من امروز اومدم اینجا به‌جای ایمی

00:14:22.220 --> 00:14:24.180
‫عیب نداره

00:14:24.180 --> 00:14:26.940
‫همین‌که برگرده به دیدنت میاد

00:14:48.380 --> 00:14:50.140
‫فقط حس می‌کنم داری بهم فشار میاری

00:14:50.140 --> 00:14:52.700
‫نمی‌خوام بهت فشار بیارم،
‫فقط چون خودت گفتی که

00:14:52.700 --> 00:14:55.220
‫- منو معرفی می‌کنی و حالا چند ماه شده. زمان؟!
‫- گفتم به زمان نیاز دارم

00:14:55.220 --> 00:14:57.220
‫- چقدر زمان می‌خوای مگه، ایمی؟
‫- کریستن، بس کن

00:14:57.220 --> 00:14:59.420
‫- از من عارت میاد؟
‫- چی؟

00:14:59.420 --> 00:15:00.940
‫از این رابطه عارت میاد؟

00:15:00.940 --> 00:15:03.260
‫چرا نمی‌تونی باهام روراست باشی؟

00:15:03.260 --> 00:15:04.860
‫این‌قدر بهم نگو چی‌کار نمی‌تونم بکنم

00:15:04.860 --> 00:15:07.140
‫فقط همه‌چی رو خیلی به خودت می‌گیری

00:15:13.900 --> 00:15:15.860
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر، قربان

00:15:15.860 --> 00:15:18.500
‫ما شواهدی داریم که روسیه داره
‫علیه ویجیل عملیاتی ترتیب می‌ده

00:15:18.500 --> 00:15:20.940
‫نقشه‌ای برای خراب‌کاری
‫در سیستم‌های تهویه‌ش،

00:15:20.940 --> 00:15:23.220
‫مجبورش کنن که به سطح آب بیاد،
‫تا یه هدف آسیب‌پذیر بشه،

00:15:23.220 --> 00:15:24.580
‫و اگه لازم بشه بتونن نابودش کنن

00:15:24.580 --> 00:15:25.900
‫فرمانده نیوسام از این موضوع خبر داره؟

00:15:25.900 --> 00:15:28.620
‫نمی‌دونم. به ویجیل دستور دادیم جواب بده،
‫اما جوابی دریافت نکردیم

00:15:28.620 --> 00:15:30.660
‫حالا 12 ساعت شده،
‫پس دیگه باید پیداش کنیم

00:15:30.660 --> 00:15:33.300
‫هارنی، تو «اودیشز» رو
به شمالِ منطقۀ گشت ببر

00:15:33.300 --> 00:15:35.260
‫فلمینگ، تو «آرچر» رو به جنوب ببر

00:15:35.260 --> 00:15:37.820
‫اگه ویجیل رو در سطح آب پیدا کردیم،
‫باید آمادۀ دفاع کردن ازش باشیم

00:15:37.820 --> 00:15:40.540
‫میلر، باید کشتی‌ت رو به دریا ببریم
‫و باید همین امروز باشه

00:15:40.540 --> 00:15:42.380
‫قربان، نصفِ تسویه‌کننده‌ها در حال تعمیرن

00:15:42.380 --> 00:15:43.820
‫با اسکورت ببرش

00:15:43.820 --> 00:15:46.180
‫می‌دونیم زیر نظرمون دارن،
‫اتفاق خوبیه

00:15:46.180 --> 00:15:48.620
‫باید بفهمن هر اتفاقی که
‫برای ویجیل بیفته،

00:15:48.620 --> 00:15:50.100
‫بازدارنده همچنان فعال می‌مونه

00:15:50.100 --> 00:15:51.500
‫فعلاً، مسئله این نیست

00:15:51.500 --> 00:15:53.020
‫ممنون. خدمه‌هاتون رو آماده کنید

00:15:53.020 --> 00:15:55.100
‫بله، قربان. بهشون چی بگیم؟

00:15:55.100 --> 00:15:57.500
‫مانوره، مگه نه؟
‫همیشه یه مانوره

00:16:03.060 --> 00:16:07.100
‫ما فکر می‌کنیم کریگ برک
‫با استفاده از یه گاز اعصاب کشته شده

00:16:07.100 --> 00:16:10.420
‫این‌طور به‌نظر میاد که جکی همیلتون
‫مسئول قتلش‌ـه،

00:16:10.420 --> 00:16:12.500
‫همین‌طور حملۀ امروز

00:16:12.500 --> 00:16:13.780
‫جکی مُرده

00:16:13.780 --> 00:16:16.540
‫وقتی سعی داشت این عامل رو فعال کنه
‫در معرضش قرار گرفت

00:16:16.540 --> 00:16:18.980
‫محفظه‌های موشک بسته شده،

00:16:18.980 --> 00:16:21.780
‫اما باید فرض کنیم که
‫دارن با گاز اعصاب پر می‌شن

00:16:21.780 --> 00:16:24.420
‫چطور جکی باید همچین کاری کرده باشه؟

00:16:24.420 --> 00:16:26.860
‫پسر جکی به جرم مواد مخدر
‫توی اندونزی زندان بود،

00:16:26.860 --> 00:16:28.300
‫اما به‌تازگی آزاد شده بود،

00:16:28.300 --> 00:16:31.340
‫پس ممکنه یه‌جور معامله کرده باشه

00:16:31.340 --> 00:16:34.340
‫- معامله با کی؟
‫- کسی که توی اندونزی نفوذ داشته باشه

00:16:34.340 --> 00:16:36.100
‫و به گازهای اعصاب دسترسی داشته باشه

00:16:36.100 --> 00:16:38.740
‫پس یعنی روسیه؟
‫چین، شاید؟

00:16:38.740 --> 00:16:41.740
‫چرا برک باید توش دخیل باشه؟
‫مطمئنید جکی اونو کشته؟

00:16:41.740 --> 00:16:43.500
‫توی تخت جکی آلودگی رو پیدا کردم،

00:16:43.500 --> 00:16:45.820
‫که اونو به گاز اعصاب مرتبط می‌کنه
‫که برک رو کشته،

00:16:45.820 --> 00:16:48.340
‫و می‌دونیم درست قبل از مرگش
‫به غذاخوری رفته

00:16:48.340 --> 00:16:49.900
‫پس فکر می‌کنی اون‌موقع مسمومش کرده؟

00:16:49.900 --> 00:16:51.180
‫اون‌موقع در حال غذاخوردن دیده نشده،

00:16:51.180 --> 00:16:54.460
‫ولی ممکنه بدون اینکه کسی متوجه بشه
‫یه چیزی به خوردش داده باشه

00:16:55.740 --> 00:17:00.220
‫چیزی که الان باید روش تمرکز کنیم اینه که
‫چرا گاز اعصاب اینجاست

00:17:00.220 --> 00:17:03.220
‫باید فرض کنیم که این حملۀ یک دولته

00:17:03.220 --> 00:17:06.140
‫می‌خوام خدمه متمرکز باشن، پس
‫تا جای ممکن بهشون کم اطلاعات می‌دیم

00:17:06.140 --> 00:17:08.380
‫که جکی مُرده. نه بیشتر

00:17:08.380 --> 00:17:12.540
‫در حال حاضر، قادر به دریافت دستور
‫و همین‌طور شلیک نیستیم

00:17:14.900 --> 00:17:17.820
‫دشمن ما موفق شده بازدارندۀ هسته‌ای بریتانیا رو
‫نابود کنه

00:17:18.980 --> 00:17:22.260
‫وظیفۀ ما اینه که جواب حمله‌شون رو بدیم...

00:17:24.500 --> 00:17:26.460
‫...و بازیابی‌ش کنیم

00:17:26.460 --> 00:17:27.700
‫نظرات شما رو می‌خوام

00:17:34.900 --> 00:17:38.940
‫سفیدکننده برای ضدعفونی اولیۀ
‫گازهای اعصاب استفاده می‌شه

00:17:38.940 --> 00:17:42.860
‫از شیمی یه چیزایی بلدم، ولی مطمئنم
‫که هیپوکلریت

00:17:42.860 --> 00:17:44.420
‫تجزیه‌ و خنثی‌ش می‌کنه

00:17:44.420 --> 00:17:45.860
‫به‌عنوان گاز داره خارج می‌شه

00:17:45.860 --> 00:17:49.380
‫اگه آب‌پاش‌های اطفاء حریق
‫توی عرشه‌های موشک رو جدا کنیم،

00:17:49.380 --> 00:17:52.860
‫پمپ‌ها رو با سفیدکننده پر کنیم
‫و فشار آب رو زیاد کنیم،

00:17:52.860 --> 00:17:55.660
‫احتمالاً بتونیم یه‌جور بخار سفیدکننده رو
‫پخش کنیم

00:17:55.660 --> 00:17:57.580
‫خدمه هم نمی‌تونن توش نفس بکشن

00:17:57.580 --> 00:17:58.980
‫بعدش خالی می‌کنیمش

00:17:58.980 --> 00:18:01.500
‫اشتباهه، ولی شاید برای یه نفر کافی باشه

00:18:01.500 --> 00:18:04.140
‫- که با حفاظت اولیه اونجا کار کنه
‫- باشه، خوبه

00:18:04.140 --> 00:18:06.780
‫این هنوزم خود عامل رو
متوقف نمی‌کنه، مگه نه؟

00:18:06.780 --> 00:18:09.220
‫هنوز باید ببینیم چطور بهش نزدیک بشیم
‫و از شرش خلاص شیم

00:18:09.220 --> 00:18:10.300
‫لباس‌های «هزمت» چی؟
‫(لباس‌های محافظ در برابر مواد شیمیایی خطرناک)

00:18:10.300 --> 00:18:12.420
‫نه، اونا توی انبارهای میانی نگهداری می‌شن

00:18:12.420 --> 00:18:14.700
‫کنار انبارهای آشپزخونه توی منطقۀ آلوده

00:18:14.700 --> 00:18:17.660
‫خب، لباس‌های غواصی با عمق زیاد چی؟
‫اونا حداقل توی این بخش هستن

00:18:17.660 --> 00:18:20.300
‫عامل رو مهار کنین، تمیزش کنین،
‫از لوله‌های اژدر بریزیدش بیرون

00:18:20.300 --> 00:18:22.500
‫می‌فهمم این لباس‌ها برای این کار طراحی نشدن،

00:18:22.500 --> 00:18:25.220
‫- اما شاید سرعت زیاد کارساز باشه، نه؟
‫- باید خیلی سریع باشین

00:18:25.220 --> 00:18:27.900
‫بدون غوطه‌ور شدن توی آب دریا،
‫هیچی نمی‌تونه خنک‌تون کنه

00:18:27.900 --> 00:18:29.500
‫چقدر زمان داری؟

00:18:29.500 --> 00:18:31.660
‫حدود 15 دقیقه فرصت داری
‫قبل اینکه در خطر گرمازدگی قرار بگیری

00:18:31.660 --> 00:18:34.500
‫و همچنین باید نوعی منطقۀ ضدعفونی‌کننده

00:18:34.500 --> 00:18:36.740
‫برای وقتی که از درهای فرازبند
برمی‌گردن، بسازیم

00:18:36.740 --> 00:18:38.300
‫می‌تونیم ترتیبش رو بدیم، قربان

00:18:38.300 --> 00:18:40.460
‫انجامش بده.
‫ممنون از همگی

00:18:40.460 --> 00:18:41.740
‫به کارِتون برسید

00:18:43.540 --> 00:18:44.940
‫خوشحالم که با مایی، مدیر اجرایی

00:18:46.060 --> 00:18:47.620
‫ممنون، قربان

00:18:49.460 --> 00:18:52.820
‫- خب چی لازم داری؟ باشه. بذار ببرمت
‫- می‌رم خدمۀ جکی رو ببینم

00:18:52.820 --> 00:18:54.860
‫- نه. خودم تنها می‌رم
‫- باشه، ببین، دربارۀ تیفانی دروغ گفتم

00:18:54.860 --> 00:18:57.820
‫درست رفتار نکردم، ولی اگه فکر می‌کنی
‫من به این ماجرا ربط دارم...

00:18:57.820 --> 00:19:01.260
‫به کاپیتان گفتی که از نظر ذهنی
‫آمادگی ندارم. و حالا می‌گی چی فکر می‌کنم

00:19:01.260 --> 00:19:05.340
‫- ایمی، شرمنده. لطفا
‫- می‌شه؟ نمی‌خوام بهونه‌هاتو بشنوم. فقط می‌خوام کارمو بکنم

00:19:05.340 --> 00:19:07.780
‫ببین، ایمی، متأسفم و سعی دارم کمکت کنم

00:19:07.780 --> 00:19:09.140
‫کاپیتان سرش شلوغه

00:19:09.140 --> 00:19:10.900
‫ببین، فکر می‌کنی کس دیگه‌ای کمکت می‌کنه؟

00:19:10.900 --> 00:19:12.500
‫باور کن، خودم می‌دونم

00:19:14.140 --> 00:19:15.740
‫کسی درباره سیستم مدیریت میله کنترل
‫چیزی بهت گفته؟

00:19:15.740 --> 00:19:17.100
‫چی هست؟

00:19:20.580 --> 00:19:23.140
‫صفحه مدرجیه که در مواقع اضطراری

00:19:23.140 --> 00:19:24.700
‫به‌طور دستی راکتور رو متوقف می‌کنه

00:19:24.700 --> 00:19:27.500
‫معمولاً قفل هستش و
‫فقط سه نفر کلیدش رو دارن

00:19:27.500 --> 00:19:28.860
‫مهندس‌ها

00:19:28.860 --> 00:19:32.060
‫اما اونا همه اونجا بودن، پس می‌دونن
‫هیچ‌کس کلید رو برنداشته

00:19:32.060 --> 00:19:34.540
‫بگذریم، بعد از خاموشی، رفتن بررسی کردن

00:19:34.540 --> 00:19:36.980
‫اما هیچ رخنه و خطایی وجود نداشت

00:19:36.980 --> 00:19:39.340
‫اما بعدش وقتی والش به قفل نگاه می‌ندازه،

00:19:39.340 --> 00:19:41.660
‫می‌بینه که روش خط و خش افتاده

00:19:41.660 --> 00:19:45.500
‫فکر می‌کنن یه نفر قفل رو با اهرم باز کرده،
‫که یعنی خراب‌کاری و کارشکنی

00:19:47.540 --> 00:19:50.300
‫یادته تقریباً مجبورمون کرد
‫به سطح آب بیایم

00:19:51.220 --> 00:19:53.820
‫حالا موقع حمله با نشت گاز،
‫وقتی افراد مریض می‌شن

00:19:53.820 --> 00:19:56.460
‫- مجبوریم چی‌کار کنیم؟
‫- تخلیه کنیم

00:19:56.460 --> 00:19:58.020
‫خب، به سطح آب بیایم و تخلیه کنیم

00:19:58.020 --> 00:19:59.660
‫پس یه الگویی شکل گرفته

00:19:59.660 --> 00:20:01.220
‫به کاپیتان اینا رو گفتی؟

00:20:01.220 --> 00:20:03.500
‫آره، معلومه، ولی اون می‌خواد
‫به کارِ گشت ادامه بده

00:20:03.500 --> 00:20:05.780
‫اما دلیل این‌ها، تویی

00:20:05.780 --> 00:20:07.580
‫و همه ازت می‌خوایم انجامش بدی

00:20:07.580 --> 00:20:09.420
‫پس لطفا، فقط بذار کمکت کنم

00:20:12.580 --> 00:20:14.060
‫بیا

00:20:38.460 --> 00:20:40.020
‫تمام رزروها ثبت می‌شن

00:20:40.020 --> 00:20:42.540
‫نمی‌دونید طرف بلیط تمام‌فصل گرفته یا نه؟

00:20:42.540 --> 00:20:44.100
‫فقط یه اسم دارم

00:20:44.100 --> 00:20:45.700
‫پیتر انگلز

00:20:45.700 --> 00:20:47.620
‫ا-ن-گ-ل-ز

00:20:47.620 --> 00:20:48.860
‫خیلی خب

00:20:48.860 --> 00:20:50.780
‫خب...

00:20:50.780 --> 00:20:53.740
‫حداقل اسمش اسمیت یا براون نیست!

00:20:53.740 --> 00:20:57.540
‫ا-ن-گ-ل-ز

00:20:57.540 --> 00:20:59.460
‫آره، خوش‌شانسی

00:20:59.460 --> 00:21:03.500
‫پیتر انگلز هم تو لیست بلیط
‫و هم لیست بازاریابی‌مونـه

00:21:03.500 --> 00:21:05.140
‫دارندۀ بلیط تمام‌فصل

00:21:05.140 --> 00:21:07.460
‫انگار در این سال‌ها توی چندتا بازی بوده

00:21:07.460 --> 00:21:09.700
‫- چند سال؟
‫- پنج

00:21:10.900 --> 00:21:12.500
‫اونجا شماره تلفنـشه؟

00:21:12.500 --> 00:21:14.020
‫- آره
‫- اوه، عالیه

00:21:16.580 --> 00:21:19.100
‫پس آقای انگلز تو دردسر افتاده؟

00:21:19.100 --> 00:21:21.100
‫نه

00:21:21.100 --> 00:21:22.820
‫قرار نیست اتفاقی براش بیفته

00:21:25.660 --> 00:21:28.540
‫این، معنیش چیه؟

00:21:28.540 --> 00:21:31.820
‫با بلیط تمام‌فصل، هر سال دوتا بلیط رایگان
‫برای مهمان دریافت می‌کنی

00:21:31.820 --> 00:21:33.740
‫این می‌گه که این فصل یکی‌شو استفاده کرده

00:21:33.740 --> 00:21:35.980
‫اطلاعات افرادی که به‌عنوان مهمان
‫میان رو نگه می‌دارین؟

00:21:35.980 --> 00:21:37.540
‫نه، خیلی ابتداییه

00:21:38.580 --> 00:21:41.140
‫می‌شه تاریخ بازی‌هایی که با خودش
‫مهمون برده رو پرینت بگیری؟

00:21:41.140 --> 00:21:43.780
‫- آره، مشکلی نیست
‫- مرسی

00:21:47.580 --> 00:21:50.100
‫توی ورودی‌ها دوربین مداربسته دارین؟

00:21:50.100 --> 00:21:51.900
‫فقط برای یه هفته

00:21:51.900 --> 00:21:53.380
‫این بازی‌ها اصلاً ضبط می‌شن؟

00:21:53.380 --> 00:21:56.060
‫آره، همگی به‌صورت زنده پخش می‌شن،

00:21:56.060 --> 00:22:00.980
‫اما مشکل شما صندلی‌شه اگه
‫می‌خواید توی جایگاه پیداش کنید

00:22:00.980 --> 00:22:03.820
‫پس توی هر مسابقه‌ای که تا حالا حضور داشته
‫یک صندلی یکسان رو داشته؟

00:22:03.820 --> 00:22:05.020
‫درسته

00:22:07.140 --> 00:22:08.380
‫ممنون

00:22:08.380 --> 00:22:10.060
‫تاریخ‌هایی که فرستادم به دستت رسید؟

00:22:10.060 --> 00:22:11.460
‫آره، تازه رسید

00:22:11.460 --> 00:22:13.380
‫و نقشۀ جایگاه ساختمون

00:22:13.380 --> 00:22:14.740
‫قضیه‌ش چیه؟

00:22:14.740 --> 00:22:17.660
‫ما الان نُه‌تا بازی‌ای که انگلز
‫با خودش مهمون برده رو می‌دونیم،

00:22:17.660 --> 00:22:20.180
‫و دقیقاً می‌دونیم کجای جایگاه می‌نشسته

00:22:20.180 --> 00:22:22.220
‫و می‌دونیم چه شکلیه

00:22:22.220 --> 00:22:25.060
‫دوربین‌های رسمی رو فراموش کن،
‫مردم توی بازی‌ها عکس خودشونو می‌گیرن

00:22:25.060 --> 00:22:27.420
‫مگه نه؟
‫سلفی، ویدئو، این چیزا

00:22:27.420 --> 00:22:28.980
‫حله

00:22:28.980 --> 00:22:30.820
‫- شماره تلفنش رو هم چک کن
‫- باشه

00:22:30.820 --> 00:22:32.460
‫خب، عالیه. دارم میام

00:22:36.980 --> 00:22:39.180
‫موقع خاموشی راکتور تو اینجا کار می‌کردی؟

00:22:39.180 --> 00:22:41.540
‫آره. برق رفت

00:22:41.540 --> 00:22:43.460
‫مجبور شدم کل مِنو رو تغییر بدم

00:22:43.460 --> 00:22:46.300
‫فِرها با برق اضطراری کار نمی‌کنن

00:22:46.300 --> 00:22:47.820
‫وقتی این اتفاق افتاد جکی هم اینجا بود؟

00:22:47.820 --> 00:22:49.020
‫نه تو اون لحظه

00:22:49.020 --> 00:22:50.700
‫ولی شاید یه دقیقه دیرتر

00:22:50.700 --> 00:22:52.500
‫مطمئنی؟

00:22:52.500 --> 00:22:54.860
‫ممکنه بیشتر از یه دقیقه بوده باشه؟

00:22:54.860 --> 00:22:56.060
‫شاید

00:22:56.060 --> 00:23:00.580
‫سرمون شلوغه، می‌دونی؟
‫ولی نه بیشتر از پنج دقیقه

00:23:00.580 --> 00:23:02.700
‫- می‌دونی کجا رفت؟
‫- اون رئیسه

00:23:02.700 --> 00:23:04.180
‫نیازی نیست بگه

00:23:07.500 --> 00:23:10.940
‫وقت داشته که از سیستم مدیریت میله کنترل
‫برگرده اینجا؟

00:23:10.940 --> 00:23:13.220
‫بیشتر از یک دقیقه‌ست.
‫پنج، شاید

00:23:13.220 --> 00:23:15.700
‫ولی باید کل مسیر رو بدوئی

00:23:15.700 --> 00:23:19.140
‫وقتی صبح آشپزخونه رو ترک کرد،
‫چطور به‌نظر می‌رسید،

00:23:19.140 --> 00:23:21.860
‫متوجه چیز متفاوتی ازش نشدی؟

00:23:21.860 --> 00:23:26.460
‫خب به‌خاطر آزاد شدنِ بچه‌ش
‫متفاوت بود

00:23:26.460 --> 00:23:30.500
‫از این اتفاق خوشحال بود، بعد سردرگم بود

00:23:30.500 --> 00:23:33.780
‫و بعد مُرد و دیگه پسرش رو نمی‌بینه

00:23:38.020 --> 00:23:41.540
‫این ناعادلانه‌ترین چیزیه که تا حالا شنیدم

00:23:41.540 --> 00:23:42.980
‫- چیز دیگه‌ای هست؟
‫- نه

00:23:45.140 --> 00:23:49.580
‫داشتم فکر می‌کردم که با هم
‫یه پولی جمع کنیم برای خونواده‌ش؟

00:23:49.580 --> 00:23:51.460
‫فکر قشنگیه

00:23:51.460 --> 00:23:55.860
‫فردا بیا درباره‌ش حرف بزنیم

00:23:55.860 --> 00:23:57.620
‫با عقل جور درنمیاد

00:23:59.140 --> 00:24:00.940
‫باید صحنه رو نگاه کنم

00:24:07.060 --> 00:24:09.620
‫می‌تونیم تجهیزات رو به بدنه منتقل کنیم؟

00:24:09.620 --> 00:24:11.180
‫نمی‌تونیم ریسک کنیم به سطح آب بیایم

00:24:11.180 --> 00:24:13.620
‫احتمالش زیاده که در تمام مدت
‫این استراتژی‌شون بوده باشه

00:24:13.620 --> 00:24:15.060
‫مجبورمون کنن بریم بالا

00:24:15.060 --> 00:24:17.660
‫داوارد، اون بالا چقدر شلوغه؟

00:24:17.660 --> 00:24:20.100
‫نسبتاً خلوته، قربان.
‫تا حدود 40 مایلی چیزی نیست

00:24:23.300 --> 00:24:24.860
‫چی شده؟

00:24:24.860 --> 00:24:27.780
‫قربان، سربازرس سیلوا می‌خواد از
‫یکی از لباس‌های غواصی برای بررسیِ صحنه

00:24:27.780 --> 00:24:29.620
‫استفاده کنه

00:24:29.620 --> 00:24:32.340
‫می‌فهمم چقدر اینو می‌خوای،
‫اما ما فقط دوتا لباس خشک داریم

00:24:32.340 --> 00:24:34.980
‫- و تو در اولویت نیستی
‫- منم می‌خوام داوطلب بشم، قربان

00:24:34.980 --> 00:24:36.700
‫موقعی که اتفاق افتاد من اون پایین بودم

00:24:36.700 --> 00:24:38.100
‫پس می‌دونم دنبال چی هستم

00:24:38.100 --> 00:24:40.420
‫جمع‌آوریِ لباس‌های هزمت
‫کارِ یه نفرمونه

00:24:40.420 --> 00:24:43.180
‫من می‌تونم انجامش بدم
‫سربازرس سیلوا هم کار خودشو می‌کنه

00:24:43.180 --> 00:24:46.940
‫بعد هر دو می‌تونیم ترتیبِ عامل رو بدیم

00:24:46.940 --> 00:24:48.460
‫اتاق افسران

00:24:48.460 --> 00:24:50.420
‫سه دقیقه بهتون وقت می‌دم

00:24:56.300 --> 00:24:58.420
‫چیزای زیادی جور درنمیاد

00:24:58.420 --> 00:25:01.420
‫چرا جکی گاز اعصاب رو اونجا فعال کرد.
‫خودشو در اون حین به کشتن داد

00:25:01.420 --> 00:25:03.980
‫و یه‌سری سؤال دربارۀ خراب‌کاریِ
‫پنل‌های سیستم مدیریت میله کنترل داریم

00:25:03.980 --> 00:25:07.260
‫با خدمۀ آشپزخونه صحبت کردیم،
‫فکر نمی‌کنیم وقت داشته که راکتور رو خاموش کنه

00:25:07.260 --> 00:25:09.860
‫باید صحنه رو بررسی کنم
‫قبل اینکه از سفیدکننده پر بشه

00:25:09.860 --> 00:25:13.260
‫من افراد مجرب رو با اون لباس‌ها
‫لازم دارم که عامل رو خنثی کنن

00:25:13.260 --> 00:25:15.220
‫آره، می‌تونم کمک کنم

00:25:16.620 --> 00:25:19.420
‫- و محیط بسیار دشواری خواهد بود
‫- مطلعم

00:25:19.420 --> 00:25:21.380
‫قربان، می‌تونم ضمانتِ سربازرس سیلوا رو بکنم

00:25:21.380 --> 00:25:22.460
‫تواناییش رو داره

00:25:25.020 --> 00:25:27.940
‫توی چند روز گذشته براش
‫مشکلات زیادی درست کردم

00:25:27.940 --> 00:25:30.140
‫و خب اگه بد بهش واکنش نشون داده،

00:25:30.140 --> 00:25:32.060
‫پس من مسئولیت کاملش رو به‌عهده می‌گیرم

00:25:32.060 --> 00:25:35.580
‫من فقط سعی داشتم خودمو نجات بدم، چون...

00:25:35.580 --> 00:25:38.660
‫...با یکی از اعضای خدمه رابطه داشتم

00:25:42.220 --> 00:25:43.740
‫که این‌طور

00:25:46.020 --> 00:25:47.900
‫خب، مباشر

00:25:47.900 --> 00:25:49.380
‫به باشگاه به‌گارفته‌ها خوش اومدی

00:25:49.380 --> 00:25:51.900
‫- وقتی به خشکی برگشتیم بهش رسیدگی می‌کنیم
‫- قربان

00:25:51.900 --> 00:25:53.460
‫سربازرس سیلوا، ادامه بدید

00:25:53.460 --> 00:25:55.500
‫خب اینجا یه الگویی وجود داره

00:25:55.500 --> 00:25:56.940
‫برک کشته می‌شه

00:25:56.940 --> 00:25:58.380
‫راکتور خاموش می‌شه

00:25:58.380 --> 00:25:59.740
‫و بعد این عامل فعال می‌شه

00:25:59.740 --> 00:26:02.100
‫سه‌تا تلاش برای اینکه زیردریایی رو
‫مجبور کنن به سطح آب بیاد

00:26:02.100 --> 00:26:03.700
‫اولی جواب داد

00:26:03.700 --> 00:26:05.940
‫چون مجبور شدین منو همراه با جایگزینِ برک
‫سوار کنین

00:26:05.940 --> 00:26:07.540
‫تلاش چهارم چطوری قراره باشه؟

00:26:07.540 --> 00:26:08.900
‫خب، جکی مُرده، پس...

00:26:08.900 --> 00:26:10.500
‫اما نمی‌تونیم مطمئن باشیم که دیگه تمومه

00:26:10.500 --> 00:26:12.700
‫نه تا وقتی که بفهمیم چطور و چرا
‫این اتفاق افتاده

00:26:12.700 --> 00:26:15.460
‫فقط با بررسی کردنِ صحنه جرم
‫می‌تونم این‌کارو بکنم

00:26:15.460 --> 00:26:19.260
‫و اگه الان دسترسی پیدا نکنم،
‫ممکنه مدارک حیاتی از بین بره

00:26:20.740 --> 00:26:23.380
‫خدایا، جونِ خدمه‌تون می‌تونه
‫به این بستگی داشته باشه

00:26:26.940 --> 00:26:29.820
‫آماده باشید که وقتی هادلو
چادرِ ضدعفونی‌کننده رو درست کرد برید

00:26:29.820 --> 00:26:31.140
‫ممنون

00:26:31.140 --> 00:26:33.860
‫یادتون باشه، ناوبان یکم داکرتی گفت
‫حداکثر 15 دقیقه فرصت دارید

00:26:33.860 --> 00:26:35.980
‫قبل اینکه با عرق خودتون بی‌هوش بشید

00:26:35.980 --> 00:26:38.660
‫کسی نمیاد داخل تا شما رو بیاره بیرون

00:26:38.660 --> 00:26:41.100
‫می‌خوام اون عامل خنثی و از کشتی خارج بشه

00:26:41.100 --> 00:26:42.940
‫و اون لباس‌های هزمت رو لازم دارم

00:26:42.940 --> 00:26:44.820
‫هرچیزِ دیگه‌ای در اولویت بعدیه

00:26:44.820 --> 00:26:46.220
‫این‌ها دستورات من بودن

00:26:59.100 --> 00:27:00.540
‫- سلام
‫- سلام

00:27:00.540 --> 00:27:02.060
‫جرم‌یابی دیجیتال دارن روش کار می‌کنن

00:27:02.060 --> 00:27:04.340
‫پست‌های دارای اطلاعات جغرافیایی،
‫جست‌وجوهای تصویری منطبق،

00:27:04.340 --> 00:27:05.980
‫همۀ شبکه‌های رسانه‌ای اجتماعی
‫در حال بررسیـه

00:27:05.980 --> 00:27:08.180
‫ام‌آی5 امکاناتش رو تو این‌کار گذاشته

00:27:08.180 --> 00:27:10.940
‫«دِرِور» به هرکس که از اون قسمت جایگاه
‫عکس پست کرده، پیام داده

00:27:10.940 --> 00:27:13.980
‫- خواستیم هرچیز دیگه‌ای که دارن برامون بفرستن
‫- خوبه

00:27:13.980 --> 00:27:15.540
‫- مردم جواب می‌دن؟
‫- آره

00:27:15.540 --> 00:27:17.580
‫و رابرتسون هم داره با باشگاه صحبت می‌کنه

00:27:17.580 --> 00:27:20.100
‫سعی داره اطلاعات کسایی که
‫صندلی با نمای اِف دارن

00:27:20.100 --> 00:27:22.460
‫رو بدست بیاره.
‫و قبلاً یه‌بار انگلز رو پیدا کردیم

00:27:22.460 --> 00:27:25.140
‫معلومه کنار کی نشسته؟

00:27:25.140 --> 00:27:26.260
‫هنوز نه

00:27:26.260 --> 00:27:28.540
‫متخصص‌ها فکر می‌کنن بتونن بفهمن

00:27:28.540 --> 00:27:30.220
‫انگلز رو دوباره توی فیسبوک پیدا کردیم

00:27:30.220 --> 00:27:31.940
‫از یه بازی توی ماه مارس

00:27:42.100 --> 00:27:44.300
‫مردی که باهاشه رو می‌شناسید؟

00:27:44.300 --> 00:27:45.820
‫اون بن اوکلی‌ـه

00:27:48.980 --> 00:27:50.580
‫توی کمپ صلح زندگی می‌کنه

00:27:50.580 --> 00:27:52.020
‫یکی از دوستای جید بود

00:28:09.180 --> 00:28:10.540
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:28:24.100 --> 00:28:25.500
[ پلیس اومده سراغت ]

00:28:38.460 --> 00:28:42.740
‫- چی‌کار می‌کنین؟ نه.
‫- بن اوکلی رو ندیدی؟ می‌دونی کجاست؟

00:28:42.740 --> 00:28:44.900
‫این ملک شخصیه!
‫نمی‌تونین همین‌طوری واردش بشین!

00:28:44.900 --> 00:28:48.660
‫مجوز داریم.
‫الان داشتی به کی پیام می‌دادی؟

00:28:48.660 --> 00:28:51.140
‫اگه می‌دونی کجاست، خیلی مهمه
‫که بهمون بگی

00:29:24.740 --> 00:29:27.340
‫تمام وسایل نقلیه در جاده کنار دریاچه،
‫شمال و جنوب رو چک کنین

00:29:27.340 --> 00:29:30.300
‫می‌خوام تمام ون‌ها و
‫عقب ماشین‌ها تفتیش بشه،

00:29:30.300 --> 00:29:33.420
‫و هرکدوم از مخاطب‌های
‫شناخته‌شدۀ اوکلی پیگیری بشن

00:29:33.420 --> 00:29:35.220
‫- یه چیزی پیدا کردیم
‫- خب

00:29:35.220 --> 00:29:36.660
‫بهت زنگ می‌زنم

00:29:36.660 --> 00:29:38.540
‫توی لوازم خونه مخفی شده بود

00:29:38.540 --> 00:29:42.900
‫کت! این لپ‌تاپ رو می‌دونی مال کیه؟

00:29:45.100 --> 00:29:46.860
‫آره، مال جیدـه

00:29:46.860 --> 00:29:48.820
‫نمی‌دونی چرا باید توی واگنِ بن باشه؟

00:29:48.820 --> 00:29:50.420
‫این معنایی نداره

00:29:50.420 --> 00:29:52.220
‫منم ازش قرض می‌گرفتمش

00:29:52.220 --> 00:29:53.900
‫پس اطلاعات ورود به سیستم رو بلدی

00:29:53.900 --> 00:29:56.700
‫باید در ارتباط با قتل جید
‫یه نگاهی بهش بندازم

00:30:08.820 --> 00:30:11.220
‫دوتا ناوچۀ روسی دارن
‫وارد منطقه گشت می‌شن

00:30:11.220 --> 00:30:12.540
‫اینجا و اینجا

00:30:12.540 --> 00:30:15.980
‫و این دوتا کشتی‌های تحقیقاتی روسی هستن

00:30:15.980 --> 00:30:18.060
‫«کشتی‌های تحقیقاتی» معروف

00:30:18.060 --> 00:30:21.020
‫آمریکایی‌ها دوتا زیردریایی روسی رو
‫شناسایی کردن،

00:30:21.020 --> 00:30:24.180
‫که اونا هم از جنوب به سمت منطقه گشت
‫حرکت می‌کردن

00:30:24.180 --> 00:30:27.340
‫نظرتون چیه؟

00:30:29.340 --> 00:30:31.460
‫موندم جای ویجیل رو می‌دونن یا نه

00:30:39.100 --> 00:30:40.260
‫ممنون از حمایتت

00:30:42.100 --> 00:30:44.140
‫حرفشم نزن

00:30:44.140 --> 00:30:46.340
‫خب چه اتفاقی برات می‌افته؟

00:30:46.340 --> 00:30:47.900
‫هنوز دقیق نمی‌دونم

00:30:50.260 --> 00:30:52.860
‫شاید بیشتر خونواده رو ببینم

00:30:53.900 --> 00:30:55.180
‫قبل‌تر باید این اتفاق می‌افتاد

00:30:58.700 --> 00:31:00.980
‫وقتی وسایل رو ببرم داخل،
‫می‌تونم برشون گردونم؟

00:31:00.980 --> 00:31:03.220
‫فقط چیزهایی که بسته‌بندی،
‫و بعد شسته بشن

00:31:03.220 --> 00:31:04.380
‫صحیح

00:31:05.740 --> 00:31:08.180
‫ناوبان یکم هادلو تا پنج دقیقه دیگه
‫آماده‌ست

00:31:08.180 --> 00:31:09.580
‫باید الان لباس‌ها رو بپوشین

00:31:09.580 --> 00:31:11.540
‫بعد وقتی که نیستین، باید کابین رو
‫با نوارچسب ببندم

00:31:11.540 --> 00:31:12.780
‫فقط...

00:31:12.780 --> 00:31:14.100
‫یه دقیقه احتیاج دارم

00:31:18.060 --> 00:31:19.540
‫ایمی، وقت نیست

00:31:19.540 --> 00:31:20.860
‫آره

00:31:21.084 --> 00:31:22.584
[ برای پاپی: تولدت مبارک. دوستت دارم ]

00:31:34.500 --> 00:31:36.820
‫بیا اینجا

00:31:38.820 --> 00:31:40.620
‫- خوشمزه‌ست؟
‫- خیلی

00:31:41.660 --> 00:31:43.940
‫می‌تونی هفته دیگه
‫برای اجرای گروه سرودمون بیای؟

00:31:43.940 --> 00:31:47.540
‫آره، حتما

00:31:47.540 --> 00:31:49.860
‫اوه، اوه.
‫باید برت گردونم

00:31:49.860 --> 00:31:51.220
‫ولی گفتی می‌ریم به...

00:31:51.220 --> 00:31:52.660
‫می‌دونم، می‌دونم، دفعه بعدی می‌ریم

00:31:52.660 --> 00:31:54.860
‫ولی فقط الان وقت نداریم

00:31:54.860 --> 00:31:56.340
‫قول می‌دم

00:31:56.340 --> 00:31:58.220
‫چرا از تو خوشش نمیاد؟

00:31:58.220 --> 00:32:00.620
‫- چی؟ کی؟
‫- مامان‌بزرگ

00:32:02.500 --> 00:32:04.460
‫مشکلی نداریم.
‫اون...

00:32:05.740 --> 00:32:07.820
‫فقط آدما پیچیده‌ان

00:32:07.820 --> 00:32:09.660
‫و اونم دلش برای بابات تنگ شده

00:32:11.020 --> 00:32:12.820
‫ولی من از دستـت عصبانی نیستم

00:32:14.900 --> 00:32:18.980
‫خب، هرکسی یه‌جوری اندوهش رو نشون می‌ده

00:32:18.980 --> 00:32:21.860
‫پس... فقط باید یه‌کم بهش زمان بدیم

00:32:23.540 --> 00:32:25.020
‫بابابزرگ می‌گه تو تنهایی

00:32:31.820 --> 00:32:36.020
‫خب، دوست دارم هر روز ببینمت،
‫اگه منظورت اینه

00:32:38.860 --> 00:32:41.300
‫هی، نیازی نیست نگرانم باشی، خب؟

00:32:44.140 --> 00:32:45.540
‫بیا

00:32:51.420 --> 00:32:52.820
‫پرنده دوست داره، پس...

00:32:54.660 --> 00:32:56.100
‫اگه اتفاقی افتاد،

00:32:56.100 --> 00:32:58.420
‫می‌شه مطمئن بشی که این به دستِ
‫همکارم کارآگاه لانگکر می‌رسه؟

00:32:58.420 --> 00:33:00.380
‫بله، خانم. حتماً

00:33:13.260 --> 00:33:15.860
‫دریاسالار ازم خواستن شخصاً
‫ازتون خبرهای جدید رو بگیرم

00:33:15.860 --> 00:33:18.700
‫به محض اینکه چیز موثقی پیدا کنیم
‫بهتون می‌گیم

00:33:18.700 --> 00:33:20.420
‫چیزی شده؟

00:33:20.420 --> 00:33:23.060
‫نیروی دریایی روسیه چندین کشتی رو

00:33:23.060 --> 00:33:25.140
‫درست در منطقه گشت قرار داده

00:33:25.140 --> 00:33:26.500
‫معنیش چیه؟

00:33:26.500 --> 00:33:28.380
‫به‌نظر می‌خوان ویجیل رو شکار کنن

00:33:35.380 --> 00:33:38.900
‫- بن؟
‫- یه چیزی گیر آوردم. خیلی مهمه

00:33:38.900 --> 00:33:40.740
‫همون چیزیه که براش کار کردیم، پاتریک

00:33:40.740 --> 00:33:42.300
‫آروم باش. بیا داخل

00:33:44.180 --> 00:33:46.380
‫می‌خوان دستگیرم کنن تا به بیرون درز نکنه

00:33:46.380 --> 00:33:48.380
‫ببین، بن، جداً، آروم باش

00:33:48.380 --> 00:33:50.100
‫و بگو ببینم چی شده

00:33:52.180 --> 00:33:55.580
‫- روس‌ها یه جاسوس افسر نیروی دریایی توی دانلاک دارن
‫- چی؟

00:33:55.580 --> 00:33:58.900
‫می‌تونی تصور کنی که بازدارنده
‫از همچین رسوایی‌ای جون سالم به‌در ببره؟

00:33:58.900 --> 00:34:01.140
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونن ادعا کنن که ایمنه

00:34:01.140 --> 00:34:02.780
‫و از این مدرک هم داری؟

00:34:02.780 --> 00:34:05.060
‫مدارک عکسی

00:34:05.060 --> 00:34:07.980
‫ولی باید جایی باشم
‫که دست‌شون بهم نرسه

00:34:10.180 --> 00:34:13.700
‫عکسی توی ایستگاه گرفته نشده؟

00:34:13.700 --> 00:34:16.420
‫اینجا جید از ملاقات انگلز با یه نفر
‫عکس گرفت

00:34:16.420 --> 00:34:17.940
‫توی این نیست

00:34:17.940 --> 00:34:19.940
‫خب، بذار گزارش‌های سیستم رو چک کنم

00:34:19.940 --> 00:34:21.860
‫پورتر. چی پیدا کردی؟

00:34:21.860 --> 00:34:23.660
‫خب...

00:34:23.660 --> 00:34:28.220
‫آخرین بار سیستم حدود دو ساعت
‫بعد از اینکه جید کشته شد روشن شده و...

00:34:28.220 --> 00:34:30.940
‫بفرما. به نشان زمانی نگاه کن

00:34:30.940 --> 00:34:33.140
‫یه دستگاه بلوتوث متصل شده،

00:34:33.140 --> 00:34:36.500
‫احتمالاً این آقای اوکلی‌ـه
‫که فایل‌ها رو به موبایلش انتقال داده

00:34:36.500 --> 00:34:40.660
‫اگه اون عکسی که دنبالشی پاک شده،
‫گمون می‌کنم یه کپی نگه داشته باشه

00:34:40.660 --> 00:34:41.980
‫انگلز مصونیت داشت

00:34:41.980 --> 00:34:45.060
‫به‌خاطر یه عکس از خودش که جید رو نمی‌کشه

00:34:45.060 --> 00:34:48.580
‫اما حتماً از کسی که باهاش ملاقات داشته،
‫محافظت می‌کرده

00:34:48.580 --> 00:34:51.540
‫- کسی که توی ویجیل خدمت می‌کنه
‫- دقیقاً

00:34:51.540 --> 00:34:54.020
‫اونا حاضرن برای محافظت از
‫همچین مأموری هرکاری بکنن

00:34:54.020 --> 00:34:56.940
‫احتمالاً یه چیزی درباره یکی از
‫مخاطب‌های اوکلی پیدا کردیم

00:34:56.940 --> 00:34:58.300
‫پاتریک کرودن

00:34:58.300 --> 00:35:02.620
‫اوکلی توی دو ساعت گذشته
‫پنج تماس با دفتر کرودن داشته

00:35:02.620 --> 00:35:06.340
‫- باید بریم
‫- فقط بذار ببینم دیگه با کی می‌تونیم حرف بزنیم

00:35:06.340 --> 00:35:08.060
‫بن، می‌شه عکس رو ببینم؟

00:35:12.140 --> 00:35:15.620
‫اونی که لباس هاکی روی یخ داره،
‫یه افسر اطلاعاتی روس‌ـه

00:35:15.620 --> 00:35:19.020
‫- اونی که باهاشه کیه؟
‫- توی نیروی دریایی سلطنتیه. فقط همینو می‌دونم

00:35:19.020 --> 00:35:20.700
‫خدای من

00:35:20.700 --> 00:35:22.060
‫خیلی مهمه

00:35:22.060 --> 00:35:23.420
‫اینو از کجا آوردی؟

00:35:24.700 --> 00:35:26.660
‫بن، آبرو و اعتبارم در خطره

00:35:26.660 --> 00:35:29.300
‫باید باهام روراست باشی

00:35:29.300 --> 00:35:32.180
‫اون مرد روسِ توی عکس پیشم اومد

00:35:32.180 --> 00:35:35.380
‫همیشه کمپین خلع سلاح هسته‌ای رو
‫هدف قرار می‌دادن

00:35:35.380 --> 00:35:38.300
‫و بعدش اونو زیر نظر گرفتم
‫فقط برای اینکه بفهمم داره چی‌کار می‌کنه

00:35:38.300 --> 00:35:40.900
‫- فکر کنم الان اینجا یه شبکه دارن
‫- به پلیس گفتی؟

00:35:40.900 --> 00:35:43.100
‫نه. اونا فقط با قانون اسرار رسمی
‫دفنـش می‌کردن

00:35:43.100 --> 00:35:45.700
‫- بازم باید بهشون بگیم
‫- موافقم

00:35:45.700 --> 00:35:48.660
‫ولی بن اشتباه نمی‌گه.
‫ماجرای بندر هیورز رو ببین

00:35:50.180 --> 00:35:53.180
‫به محض اینکه عکس رو منتشر کردیم
‫پلیس رو باخبر می‌کنیم

00:35:53.180 --> 00:35:55.860
‫- خب، الان منتشرش کنیم پس؟
‫- بله، اما نه اینجا

00:35:57.260 --> 00:35:59.780
‫روس‌ها هرکی رو که مجبور بشن می‌کشن،

00:35:59.780 --> 00:36:01.340
‫که جلوی درز پیدا کردنش رو بگیرن

00:36:01.340 --> 00:36:04.380
‫من به پناهندگی سیاسی توی
‫یه کنسولگری خارجی نیاز دارم

00:36:04.380 --> 00:36:06.060
‫راه دیگه‌ای نمی‌بینم

00:36:06.060 --> 00:36:07.860
‫پس می‌شه لطفاً فقط بریم؟!

00:36:10.700 --> 00:36:12.700
‫رئیس، از اوکلی سرنخ پیدا کردیم

00:36:12.700 --> 00:36:15.420
‫پاتریک کرودن قرار بوده
‫یه مصاحبه رادیویی زنده داشته باشه

00:36:15.420 --> 00:36:17.140
‫و هیچ‌وقت پیداش نشده

00:36:17.140 --> 00:36:20.220
‫موبایلش خاموشه و دستیارش هم
‫تلفن رو برنمی‌داره

00:36:20.220 --> 00:36:22.900
‫دفترش گفته هیچ‌کدوم از اینا عادی نیست،

00:36:22.900 --> 00:36:25.540
‫پس الان توی راه خونه‌ش هستیم

00:36:25.540 --> 00:36:28.860
‫باشه، ما به اطلاعات زنده گوشی
‫همۀ تلفن‌هاشون نیاز داریم

00:36:28.860 --> 00:36:31.020
‫اوکلی، کرودن و دستیارش

00:36:31.020 --> 00:36:33.620
‫الان شماره‌هاشون رو برای تیم می‌فرستیم

00:36:42.020 --> 00:36:46.300
‫می‌خوام توی ویدئویی که باهاش پخش می‌شه
‫از جید تشکر کنم

00:36:46.300 --> 00:36:47.700
‫اون یه دوست بود

00:36:49.340 --> 00:36:51.180
‫جونش رو برای این هدف داد

00:36:51.180 --> 00:36:53.060
‫اگه بود امروز براش روز بزرگی می‌بود

00:36:53.060 --> 00:36:55.100
‫می‌تونیم انجامش بدیم

00:36:55.100 --> 00:36:57.740
‫ببین، اتفاقات خوبی با این‌کار حاصل می‌شه

00:36:59.580 --> 00:37:01.660
‫اگه زنده بود بهت افتخار می‌کرد، پاتریک

00:37:04.140 --> 00:37:06.700
‫به‌نظرم به همه‌مون افتخار می‌کرد

00:37:12.755 --> 00:37:14.155
[ می‌تونیم آقای اوکلی رو قبول کنیم. بیارینش به کنسولگری ]

00:37:14.180 --> 00:37:16.140
‫بن، قبولت کردن، رفیق

00:37:17.380 --> 00:37:18.860
‫اوه، خداروشکر

00:37:18.860 --> 00:37:20.380
‫خب. بیا فیلم رو بگیریم

00:37:20.380 --> 00:37:22.660
‫بعداً باید عکس رو بهش اضافه کنم

00:37:22.660 --> 00:37:25.540
‫بعد وقتی به کنسولگری برسم
‫می‌تونم آنلاین پخشش کنم

00:37:27.700 --> 00:37:29.300
‫شما قراره یک عکس رو ببینید

00:37:29.300 --> 00:37:31.460
‫در اون دو مرد رو مشاهده می‌کنید

00:37:31.460 --> 00:37:34.180
‫یکی از اونا افسر اطلاعاتی روس هست

00:37:34.180 --> 00:37:37.340
‫مردی که در کنارشه، عضوی از
‫نیروی دریایی بریتانیاست

00:37:38.460 --> 00:37:40.380
‫خوب بهش فکر کنید

00:37:40.380 --> 00:37:42.220
‫ما هیچ عامل بازدارندۀ کارآمدی نداریم

00:37:42.220 --> 00:37:45.540
‫اگه توسط یک قدرت خارجی
‫بشه بهش نفوذ پیدا کرد

00:37:45.540 --> 00:37:48.220
‫به‌هیچ‌وجه دولت ما نمی‌تونه ادعا کنه که

00:37:48.220 --> 00:37:49.820
‫این سلاح‌ها ایمن و در امانه

00:37:51.460 --> 00:37:54.260
‫وقت اون رسیده که سلاح‌های هسته‌ای
‫از اسکاتلند،

00:37:54.260 --> 00:37:57.820
‫و بریتانیا خارج بشن،
‫قبل اینکه منجر به فاجعه بشه

00:38:05.780 --> 00:38:09.180
‫وقتی از اینجا برمی‌گردید
‫باید خیلی مراقب باشید

00:38:09.180 --> 00:38:10.740
‫این یه لولۀ آب‌پاشه

00:38:10.740 --> 00:38:13.460
‫سعی می‌کنم تا جایی که می‌شه
‫ردیفش کنم

00:38:13.460 --> 00:38:16.340
‫تا وقتی برمی‌گردید بتونیم روشنش کنیم.
‫سعی کنید تا جای ممکن

00:38:16.340 --> 00:38:20.340
‫- خوب خودتونو بشورید. بی‌نقص نیست
‫- کِی آماده می‌شه؟

00:38:20.340 --> 00:38:23.900
‫نمی‌دونم کار می‌کنه یا نه. اگه نکرد،
‫مجبوریم اینجا براتون سطل بذاریم

00:38:23.900 --> 00:38:25.220
‫این محلول سفیدکننده‌ست

00:38:25.220 --> 00:38:28.580
‫ترجیحاً قبل اینکه برگردید داخل
‫خودتونو باهاش تمیز کنید

00:38:28.580 --> 00:38:31.020
‫به شکاف‌های لباس‌تون نزنید.
‫از هم می‌پاشن

00:38:31.020 --> 00:38:32.220
‫خیلی خب

00:38:32.220 --> 00:38:36.260
‫فرض کنین عامل یه تله انفجاریه،
‫پس با احتیاط زیاد، خب

00:38:36.260 --> 00:38:40.180
‫از اینجا تا دکۀ بمب مسیر رو خلوت می‌کنیم که
‫بتونید از طریقِ یکی از لوله‌های اژدر تخلیه‌ش کنید

00:38:40.180 --> 00:38:42.500
‫یک نفر که با هزمت کار کرده باشه رو
‫اونجا برای کمک قرار می‌دیم

00:38:42.500 --> 00:38:45.260
‫با امید اینکه آب دریا، گاز اعصاب رو پراکنده کنه.
‫سربازرس سیلوا،

00:38:45.260 --> 00:38:47.940
‫بخش فنی رو به مباشر بسپارید
‫چون کشتی رو می‌شناسه

00:38:47.940 --> 00:38:49.660
‫فکر کنم دیگه حرفی نیست.
‫همه‌چی آماده‌ست؟

00:38:49.660 --> 00:38:51.940
‫- آره
‫- موفق باشید

00:38:59.820 --> 00:39:02.220
‫باور کنین، دعام می‌کنین

00:39:04.340 --> 00:39:05.500
‫- کلاه‌ها
‫- باشه

00:39:08.220 --> 00:39:11.380
‫لباس‌های رادیو دارن
‫پس می‌تونین با هم حرف بزنین

00:39:11.380 --> 00:39:13.540
‫برای کمک اینجا نمیایم ولی،

00:39:13.540 --> 00:39:15.540
‫پس وقتی نیاز بود بیاین بیرون
‫به در ضربه بزنین

00:39:15.540 --> 00:39:17.620
‫- کسی از اعضای خدمه «کد مورس» رو بلده؟
‫- بله، بلدم

00:39:17.620 --> 00:39:19.300
‫باشه، دوتا صدا رو درمیارم

00:39:19.300 --> 00:39:21.340
‫صدای بلند برای نقطه، کوتاه برای خط

00:39:21.340 --> 00:39:23.820
‫- اگه خواستیم پیغام بدیم
‫- باشه. عالیه

00:39:23.820 --> 00:39:25.820
‫خب، دیگه باید بریم

00:39:36.740 --> 00:39:37.860
‫برای کد مورس

00:39:39.140 --> 00:39:41.060
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

00:39:57.620 --> 00:39:59.060
‫محل عبور رو خلوت کنید

00:39:59.060 --> 00:40:01.100
‫دستگاه‌های تهویه رو روی سرعت بالا بذارید

00:40:01.100 --> 00:40:02.180
‫بله، قربان

00:40:31.740 --> 00:40:33.300
‫اوه، لعنتی

00:40:36.220 --> 00:40:37.700
‫کسی نبود

00:40:37.700 --> 00:40:39.700
‫پس چرا ماشینش هنوز اینجاست؟

00:40:39.700 --> 00:40:42.380
‫رئیس

00:40:42.380 --> 00:40:44.220
‫ما خونۀ کرودن هستیم،
‫اینجا نیست

00:40:44.220 --> 00:40:46.500
‫نه. فکر کنم بدونم کجا دارن می‌رن

00:40:46.500 --> 00:40:49.100
‫از پاتریک کرودن یا بن اوکلی
‫چیزی وجود نداره،

00:40:49.100 --> 00:40:51.420
‫ولی بی‌وقفه با مارک هیل هست

00:40:51.420 --> 00:40:53.940
‫به 12 کنسولگری مختلف زنگ زده،
‫همه‌شونم توی «ادینبرو»

00:40:53.940 --> 00:40:55.340
‫کنسولگری

00:40:55.340 --> 00:40:58.860
‫- من می‌گم آقای اوکلی می‌خواد پناهندگی بگیره
‫- صحیح

00:40:58.860 --> 00:41:00.980
‫باید افراد رو اطراف کنسولگری روسیه بذاریم

00:41:00.980 --> 00:41:03.220
‫به همین کنسولگری باید بره

00:41:44.500 --> 00:41:47.300
‫شروع کنیم؟ من می‌رم جای لباس‌های هزمت

00:41:47.300 --> 00:41:48.660
‫حتماً

00:42:14.380 --> 00:42:16.180
‫چطوری، ایمی؟

00:42:16.180 --> 00:42:19.020
‫- فقط دارم جسد رو بررسی می‌کنم
‫- باشه

00:42:42.540 --> 00:42:45.780
‫بذار فقط اینا رو ببرم، بعد برمی‌گردم پیشت

00:42:45.780 --> 00:42:46.980
‫باشه

00:43:06.140 --> 00:43:07.900
‫لباس‌های هزمت رو گذاشتم

00:43:20.500 --> 00:43:22.100
‫خب، الان دارم برمی‌گردم جای تو

00:43:42.700 --> 00:43:44.220
‫باید باهاتون صحبت کنیم، قربان

00:43:44.220 --> 00:43:46.660
‫دنبال بن اوکلی می‌گردیم

00:43:46.660 --> 00:43:48.020
‫کمکی ازم ساخته نیست

00:43:48.020 --> 00:43:51.700
‫اونو جای کنسولگری روسیه پیاده کردید؟

00:43:51.700 --> 00:43:54.260
‫متأسفم، باید به این موضوع رسیدگی کنم

00:43:54.260 --> 00:43:55.660
‫فقط چند لحظه

00:44:02.180 --> 00:44:04.460
‫بن اوکلی کسی خواهد بود که
‫سلاح‌های هسته‌ای رو

00:44:04.460 --> 00:44:06.980
‫از اسکاتلند خارج می‌کنه،
‫و باعث افتخارمه که حمایتش کنم

00:44:06.980 --> 00:44:09.860
‫- گمونم یک عکس داره
‫- بله، دیدمش

00:44:09.860 --> 00:44:11.940
‫اون عکس مال اوکلی نیست

00:44:11.940 --> 00:44:13.140
‫جید اون عکسو گرفته

00:44:15.020 --> 00:44:17.100
‫ببخشید، چی گفتین؟

00:44:17.100 --> 00:44:20.660
‫ما لپ‌تاپ جید که توی واگن بن اوکلی
‫مخفی شده بود رو پیدا کردیم

00:44:20.660 --> 00:44:24.020
‫شواهدی داریم که اون عکس رو
‫از لپ‌تاپش دزدیده،

00:44:24.020 --> 00:44:26.900
‫و معتقدیم که اونو به یک افسر اطلاعاتی روس

00:44:26.900 --> 00:44:29.460
‫معروف به پیتر انگلز، تحویل داده

00:44:29.460 --> 00:44:33.700
‫حالا، اون عکس دلیلِ کشته شدنِ جیدـه

00:44:33.700 --> 00:44:34.740
‫نه

00:44:35.780 --> 00:44:39.260
‫نگاه، این بن اوکلی‌ـه که
کنار پیتر انگلز نشسته

00:44:39.260 --> 00:44:41.460
‫همون مردی که جید ازش عکس گرفت

00:44:41.460 --> 00:44:44.620
‫از عکسی که اوکلی نشون‌تون داد
‫کپی دارید؟

00:44:44.620 --> 00:44:47.340
‫توی عکسی که دیدید
‫انگلز با کس دیگه‌ای نبود؟

00:44:48.820 --> 00:44:52.660
‫- مرد دیگه‌ای رو دیدید؟
‫- بله، ولی فقط چند ثانیه دیدمش

00:44:52.660 --> 00:44:55.100
‫ما معتقدیم که اون مردِ دیگه
‫الان توی ویجیل‌ـه

00:44:55.100 --> 00:44:57.980
‫و در نقشۀ خراب‌کاری و اخلال در زیردریایی
‫شرکت داره

00:44:57.980 --> 00:44:59.460
‫بن اوکلی کجاست؟

00:45:00.460 --> 00:45:03.140
‫کنسولگری چین.
‫مارک الان داره می‌رسوندش اونجا

00:45:03.140 --> 00:45:04.580
‫چینی

00:45:04.580 --> 00:45:06.900
‫روسیه نیست، چین‌ـه

00:45:06.900 --> 00:45:09.380
‫سریع برید، ما توی راهیم

00:45:09.380 --> 00:45:12.100
‫کاری که با جید کرد بی‌رحمانه بود

00:45:12.100 --> 00:45:13.500
‫واقعاً متأسفم

00:45:40.460 --> 00:45:41.700
‫توی کیسه می‌کنمش

00:46:24.820 --> 00:46:27.100
‫- یه یادداشت پیدا کردم
‫- یادداشت؟

00:46:27.100 --> 00:46:28.860
‫سعی دارم بخونمش

00:46:28.860 --> 00:46:31.140
‫«کت کوچولو، بالی تموم‌شده نیست

00:46:32.740 --> 00:46:34.540
‫«آخرین فرصت

00:46:35.700 --> 00:46:38.020
‫«بذارش اونجا که دستور داده شده...

00:46:39.620 --> 00:46:41.340
‫«...وگرنه به برک ملحق می‌شی»

00:46:44.300 --> 00:46:46.420
‫یه نفر دیگه توی کشتی‌ـه

00:46:50.780 --> 00:46:52.340
‫اینو گذاشتن، دستوره

00:46:53.860 --> 00:46:57.100
‫«آخرین فرصت».
‫فکر کنم داشتن تهدیدش می‌کردن

00:46:57.100 --> 00:46:59.180
‫فکر کنم دیگه نمی‌خواسته به کارش ادامه بده

00:47:03.700 --> 00:47:07.020
‫اگه یکی دیگه توی کشتیه،
‫پس چه نیازی به جکی داشتن؟

00:47:14.140 --> 00:47:16.700
‫اگه در همون وهله اول
‫سوار کشتی نبوده باشن چی؟

00:47:18.380 --> 00:47:19.420
‫مثلا...

00:47:20.660 --> 00:47:23.820
‫...اگه وظیفۀ جکی کشتنِ برک بوده باشه چی

00:47:23.820 --> 00:47:26.100
‫تا بتونن جایگزینش رو
‫با پرواز به زیردریایی بیارن؟

00:47:27.700 --> 00:47:30.500
‫- منظورت داواردـه؟
‫- آره

00:47:30.500 --> 00:47:33.620
‫آره، داوارد این یادداشت رو نوشته.
‫تهدیدش کرده

00:47:33.620 --> 00:47:35.100
‫فکر کنم همه‌ش کارِ اون بوده

00:47:43.660 --> 00:47:45.460
‫- چی شده؟
‫- گرما رو حس می‌کنم

00:47:48.700 --> 00:47:51.860
‫- گرمه
‫- بذار ببینم

00:47:51.860 --> 00:47:54.340
‫منو نگاه کن. نگاه کن

00:47:55.980 --> 00:47:58.940
‫- اوه، نه
‫- منو ببین. باید بریم بیرون

00:47:58.940 --> 00:48:00.820
‫متوجه‌ش نشدم

00:48:01.820 --> 00:48:03.140
‫خب، بیا بریم

00:48:11.420 --> 00:48:13.620
‫هی، هی، هی، الیوت!

00:48:13.620 --> 00:48:14.660
‫خیلی خب

00:48:16.740 --> 00:48:19.020
‫این باید از طریق لوله اژدر تخلیه بشه

00:48:19.020 --> 00:48:21.820
‫- آره، می‌دونم. نه. یالا
‫- برو!

00:48:27.420 --> 00:48:30.660
‫به من تکیه بده

00:48:30.660 --> 00:48:33.060
‫خب، باهام بمون

00:48:33.060 --> 00:48:35.100
‫لعنتی

00:48:35.100 --> 00:48:38.180
‫الیوت، باهام بمون. الیوت، منو ببین

00:48:38.180 --> 00:48:39.940
‫الیوت. نگاه کن

00:48:39.940 --> 00:48:41.820
‫باید همین‌طور بریم

00:48:55.540 --> 00:48:57.980
‫- دارن میان بیرون!
‫- لعنتی

00:48:57.980 --> 00:49:01.100
‫آب‌پاش‌ها رو راه بندازید!
‫محل عبور رو خلوت کنید!

00:49:01.100 --> 00:49:02.620
‫برای تهویه آماده باشید

00:51:28.260 --> 00:51:30.020
‫نه، اون نه

00:51:30.020 --> 00:51:31.700
‫اونا مدارکه

00:51:48.980 --> 00:51:50.220
‫در معرض گاز قرار گرفته

00:51:51.700 --> 00:51:53.380
‫اوه، لعنتی

00:52:05.180 --> 00:52:06.860
‫وای خدای من!

00:52:06.860 --> 00:52:08.260
‫خدایا!

00:52:26.600 --> 00:52:28.100
[ فشار آب خارجی ]

00:52:34.700 --> 00:52:35.860
‫نه!

00:52:35.860 --> 00:52:38.060
‫کمک! کمک

00:52:38.684 --> 00:52:50.684
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
