﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:28.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:30.070 --> 00:00:31.950
جونی"،پس این پسرا کجان؟"

00:00:33.610 --> 00:00:34.910
.نمیدونم

00:00:41.540 --> 00:00:43.750
.همیشه معلوم بود کجا هستن

00:00:43.750 --> 00:00:46.670
.خب شاید  خودشون رو از ما قایم کردن

00:00:46.670 --> 00:00:49.210
. یه جایی همین اطراف ـن

00:00:49.210 --> 00:00:51.250
.بیخیال دیگه.بیا برگردیم

00:00:51.260 --> 00:00:52.800
اگه گرفتار بشیم چی؟

00:00:52.800 --> 00:00:54.270
!بیخیال.بچه بازی درنیار

00:00:56.390 --> 00:00:58.060
.همینجا منتظرت می مونم

00:02:03.450 --> 00:02:06.410
!"عالیجناب "فیتزویلیام

00:02:06.410 --> 00:02:08.250
!برگردید اینجا

00:02:08.250 --> 00:02:10.430
...عالیجناب فیتزویلیام!شما

00:02:12.210 --> 00:02:14.930
.عالیجناب فیتزویلیام

00:02:16.720 --> 00:02:19.420
.مثل این که قراره خیلی بدتر از اینا سرم بیاد

00:02:22.430 --> 00:02:23.520
!مامان

00:02:25.520 --> 00:02:28.850
.عذر میخوام خانوم
،عالیجناب...از دستم فرار کردن

00:02:28.850 --> 00:02:30.890
...و میدونم که سرتون خیلی شلوغه

00:02:30.900 --> 00:02:32.520
.اصلا عیب نداره

00:02:32.520 --> 00:02:34.520
.سریعا برید اتاقِ ناهار خوری ـه اصلی

00:02:34.530 --> 00:02:36.190
.چشم،قربان

00:02:36.190 --> 00:02:39.240
بیدول"،واسه زرق و برق انداختن وقت داری؟"

00:02:39.240 --> 00:02:44.030
 خانوم،تا آخرین چنگال به صورت تمام و کمال
.جلا داده خواهد شد

00:02:44.030 --> 00:02:46.660
خانم "رینولدز"،روشنایی های اتاق خواب ها چی شد؟

00:02:46.660 --> 00:02:48.290
.همونطور که گفتم آماده میشه

00:02:48.290 --> 00:02:50.160
چند تا از مهمونا موندن؟

00:02:50.170 --> 00:02:52.800
.خب،به همه اتاقامون نیاز داریم

00:02:55.880 --> 00:02:58.210
.خانم،شمع ها 6 ساعت روشن میمونن

00:02:58.220 --> 00:03:00.130
.همشون از بهترین موم تهیه شدن

00:03:00.130 --> 00:03:03.720
.اوه،صندلی های ملازمین
.آره،پارسال هم یه چنین نمایشی داشتیم

00:03:03.720 --> 00:03:06.300
.تازه بیشتر هم سفارش دادم

00:03:06.310 --> 00:03:08.270
نوشیدنی های "استوتون"ـی رو
،کم کم سرو کنید
[استتون:شهرکی در ایالت ماساچوست]

00:03:08.270 --> 00:03:11.140
 ما که نمیخوایم کاری کنیم
 که خانوم های خوبمون

00:03:11.140 --> 00:03:12.810
عصری که میرن خونه نتونن سوار کالاسکه
.بشن

00:03:12.810 --> 00:03:14.520
.همه اتاقامون واسه اوناییه که میخوان با هم رابطه داشته باشن

00:03:39.010 --> 00:03:43.440
.خانوم،اینا غذاهای فردا شب هستن

00:03:47.010 --> 00:03:48.400
.سوپ شیر داریم

00:03:50.480 --> 00:03:52.230
.عالیه

00:03:52.230 --> 00:03:53.600
.غاز وحشی

00:03:53.600 --> 00:03:57.560
.یه خرده سسِ پرتقال هم واسش آماده میکنیم

00:03:57.570 --> 00:03:59.440
.پیراشکی های گوشتی

00:03:59.440 --> 00:04:03.200
.شیرینیِ مغز بادومی
.شرینی خامه ای
،بیسکوییت های ادویه ای

00:04:03.200 --> 00:04:05.200
،"بیسکوییت های شاهزادگانِ "ولز

00:04:05.200 --> 00:04:07.790
"بیسکویت های مخصوص دوکِ "کلارنس
.و بیسکوییت های "یورک"ـی
[یورک:شهری در انگستان]

00:04:10.540 --> 00:04:13.080
!روح خانوم "رایلی"، داخل جنگل بود

00:04:13.080 --> 00:04:16.250
چی شد...؟
.خانوم خودم دیدم
!روحِ خانوم رایلی بود

00:04:16.250 --> 00:04:18.040
.شبیه تبهکارا بود

00:04:18.050 --> 00:04:19.670
!راست میگم،واقعا همینجوری اونجا وایساده بود

00:04:19.670 --> 00:04:22.510
!عجب حرف مزحزفی میزنید ها

00:04:22.510 --> 00:04:25.220
خانوم "دارسی" چه فکری درباره شما خواهد کرد؟

00:04:25.220 --> 00:04:28.350
ادیث"میشه اینا رو ببری مشروب خونه؟"

00:04:28.350 --> 00:04:31.010
.به هر کدومشون یه خرده شرابِ "برندی" بده

00:04:31.020 --> 00:04:32.890
.خودم یه دقیقه ای باهاتون کنار میام

00:04:37.190 --> 00:04:41.360
.باید ازتون عذر بخوام،خانوم
.اونا دخترای بسیار نادونی هستن

00:04:41.360 --> 00:04:42.750
خانوم ریـلی دیگه کیه؟

00:04:44.780 --> 00:04:49.280
.از این داستاهای مادر بزرگ هاست

00:04:49.280 --> 00:04:53.700
 خب،مطمئنم که یه ذره از اون احساسات خوبتون
فریب دهنده‏ست،خانوم رینولدز

00:04:53.710 --> 00:04:55.540
.کارتون خوب بود

00:04:55.540 --> 00:04:57.510
از همتون ممنونم

00:05:01.340 --> 00:05:03.390
.معلومه که میشه
.ممنون-

00:05:11.520 --> 00:05:13.280
."جُرجیانا"

00:05:15.020 --> 00:05:17.770
منتظر کسی هستی؟
.نه خانوم،ببخشید-

00:05:17.770 --> 00:05:19.100
.نه خیلی

00:05:20.940 --> 00:05:25.820
!خدای من
چجوری میشه یه مرد چنین سر و صدایی راه بندازه؟

00:05:25.820 --> 00:05:29.110
میشه ازشون بخوای که تمومش کنن؟

00:05:29.120 --> 00:05:31.450
، اینجوری فایده نداره
...فیتزویلیام ـه عزیزم

00:05:31.450 --> 00:05:35.790
این یه سنت خوبِ پمبرلی ـه که اربابِ خونه
.شب مراسم تند مزاج باشه

00:05:35.790 --> 00:05:39.750
.و یه خانوم باید هرکاری بکنه که اونو آروم کنه

00:05:39.750 --> 00:05:43.140
.کاملا درسته
.شاید بعضی از سنت ها باید بروز بشن

00:05:44.630 --> 00:05:47.420
.اونا کارشون رو خیلی خوب انجام میدن

00:05:47.430 --> 00:05:52.570
چه قدر بده که هر چیزِ خوبی باید یه پایان داشته باشه

00:05:53.560 --> 00:05:54.900
واقعا؟

00:06:09.280 --> 00:06:12.500
میشه از جلو چشات دور شم؟
.واسه چند ساعت خوبه که دور بشی-

00:06:14.330 --> 00:06:15.540
خواهر؟

00:06:15.540 --> 00:06:16.750
آقای دارسی؟

00:06:16.750 --> 00:06:18.830
بله؟

00:06:18.830 --> 00:06:20.640
.یه لحظه بیشتر طول نمیکشه

00:06:21.670 --> 00:06:22.760
.نمیتونم تحملش کنم

00:06:24.880 --> 00:06:26.710
.فقط توئی که بهترین انسانی

00:06:26.720 --> 00:06:28.010
!عالیجناب فیتزویلیام

00:06:29.720 --> 00:06:31.470
.من باید یه مرد جوون رو با خودم ببرم

00:06:41.480 --> 00:06:45.650
.قربان،حداقل اجازه بدید اسب ها رو زین کنم

00:06:45.650 --> 00:06:47.320
.مطمئنم که "ویکینسون" میتونه درستش کنه

00:06:47.320 --> 00:06:48.570
.قربان

00:06:48.570 --> 00:06:52.240
 .خبر دارم که هفته پیش از اسب افتادین،قربان

00:06:52.240 --> 00:06:54.990
.بله،ولی این چیزی از ارزش هاش کم نمیکنه

00:06:54.990 --> 00:06:58.540
،ببین بیدول،میدونم که تو اونو به خوبی آموزش دادی

00:06:58.540 --> 00:07:03.040
ولی وقتشه که...به حال خودش رهاش کنی

00:07:03.040 --> 00:07:06.460
.خودم که ترجیح میدم پسرم این کار رو بکنه

00:07:06.460 --> 00:07:08.340
.بله بله،میدونم

00:07:08.340 --> 00:07:11.760
همیشه یه بیدول دُرشکه چی ـه
 .پمبرلی بوده

00:07:11.760 --> 00:07:13.680
.ولی اینا هیچ وقت به چشم اربابم نیومده

00:07:13.680 --> 00:07:15.640
حال "ویل" چطوره؟

00:07:17.680 --> 00:07:21.060
 خانوم دارسی داره برنامه ریزی میکنه
.که بعداً تویِ کلبه ببینتش

00:07:21.060 --> 00:07:24.480
.در ضمن اون امروز خیلی به کمکت نیاز داره

00:07:24.480 --> 00:07:25.700
.حتما قربان

00:07:28.360 --> 00:07:30.040
.تو مرد خوبی هستی،بیدول

00:07:33.910 --> 00:07:35.370
پس حالا

00:07:35.370 --> 00:07:38.790
"روباه های دراز و بزرگِ "دربیشیر

00:07:38.790 --> 00:07:42.720
،وقتی خودشون رو در تیر رس تو ببینن
.حتما تنشون از داخل لونه به لرزه درمیاد

00:08:14.530 --> 00:08:18.120
هیچ کس به اندازه تو با برادرم راحت حرف
.نمیزنه

00:08:18.120 --> 00:08:21.080
.الیزابت،تو خنده رو به پمبرلی آوردی

00:08:21.080 --> 00:08:23.670
 همیشه این جور راحتی رو واسه خودم
.میخواستم

00:08:25.880 --> 00:08:28.080
کسی رو واسه خودت مد نظر داری؟

00:08:28.090 --> 00:08:31.090
خب،راستش من هیچوقت بدون اجازه ی برادرم
،ازدواج نمیکنم

00:08:31.090 --> 00:08:32.920
...مخصوصا بعد از این که

00:08:32.930 --> 00:08:37.010
.دارسی خوبیه تو رو میخواد جورجیانا
.هردومون اینو میخواییم

00:08:37.010 --> 00:08:39.770
 حتی اگه انتخاب من باعث سوپرایز کردن
یکیتون باشه؟

00:08:43.600 --> 00:08:46.440
.سرهنگ فیتزویلیام داره میاد

00:08:46.440 --> 00:08:48.160
.زود اومده

00:08:51.110 --> 00:08:53.110
منتظر کسه دیگه ای بودی؟

00:08:53.110 --> 00:08:54.540
.نه،نبودم

00:08:57.370 --> 00:08:59.250
.من باید برم به پسر عموم خوش آمد بگم

00:09:14.300 --> 00:09:16.310
...مطمئنم که

00:09:17.970 --> 00:09:20.360
.شما واسه مراسم نقشه ای دارید

00:09:21.810 --> 00:09:23.730
.بله بله،همون یه برنامه داریم

00:09:25.640 --> 00:09:29.560
 من  خیلی واسه رقصیدم شخص مرد مناسبی
.نیستم

00:09:40.280 --> 00:09:43.840
.اینا قشنگن
.امسال خیلی قشنگ شدن

00:09:45.410 --> 00:09:48.330
و...فکر کنم گُلِ شیپوری مناسب باشه؟

00:09:48.330 --> 00:09:49.500
.دو بغل از این گل کافیه

00:09:49.500 --> 00:09:51.010
.چشم خانوم

00:09:56.720 --> 00:09:58.090
.ببخشید
.منو ترسوندی-

00:09:58.090 --> 00:10:00.520
.معذرت میخوام
.میخواستم تنهایی گیرت بیارم

00:10:01.930 --> 00:10:03.260
میشه یه لحظه وقتتون رو به من بدین؟

00:10:03.270 --> 00:10:06.100
.چرا که نه
سرهنگ،از داخل جنگل اومدید؟

00:10:06.100 --> 00:10:09.600
.نه
.از راه همیشگی اومدم

00:10:09.610 --> 00:10:12.330
.میخواستم درباره جرجیانا حرف بزنیم

00:10:13.440 --> 00:10:17.280
...شما با هوشِ زیادتون حتما تا حالا متوجه  شدید

00:10:17.280 --> 00:10:19.460
.که من چه بهائی به اون میدم

00:10:20.490 --> 00:10:22.950
 بعد از مرگ برادر بزرگم،و وظایف

00:10:22.950 --> 00:10:25.910
...و مسئولیت هایی که بزودی بهم محول میشه

00:10:25.910 --> 00:10:27.040
.و آزادی

00:10:27.040 --> 00:10:28.330
.البته

00:10:28.330 --> 00:10:33.750
،طبیعتاً نظرم عوض شده که ازدواج کنم
...و

00:10:33.750 --> 00:10:36.520
...و همچنین خیلی زود باید به ارتش برگردم

00:10:38.050 --> 00:10:42.800
خب،اون درباره من با شما صحبتی نکرده؟

00:10:42.800 --> 00:10:46.890
اون همیشه با الفاظِ عاطفی
.از شما یاد میکنه

00:10:46.890 --> 00:10:50.270
.البته،ولی من...فکر کنم شما رازدار اون شدید

00:10:50.270 --> 00:10:53.150
.من فقط وقتی رازدارشم که اون نیاز به اعتماد داره

00:10:53.150 --> 00:10:56.150
قبول دارم که اون زمینه ای واسه امید به من
،نداره

00:10:56.150 --> 00:10:58.900
...ولی من اونو از بدو تولد میشناسم،و

00:10:58.900 --> 00:11:02.450
 خب من میگم شایسته ی اینه که
 عشقش بعد از

00:11:02.450 --> 00:11:06.050
ازدواج بوجود بیاد.همونطور که قبلا از این
.اتفاقا زیاد افتاده
.من که شک دارم-

00:11:08.210 --> 00:11:11.370
"من متوجه شدم که "جرج ویکهام

00:11:11.380 --> 00:11:13.380
.هرگز به پمبرلی نرسیده

00:11:13.380 --> 00:11:14.930
.به هیچ وجه اینطور نیست

00:11:16.800 --> 00:11:19.130
.خوبه،چون تعجب میکنم شما چنین چیزی بخوایید

00:11:19.130 --> 00:11:22.470
خب،اون میخواد واسه رازِ باقی مونده از
جرجیانا فتنه انگیزی کنه؟

00:11:22.470 --> 00:11:25.510
،ما بسختی میتونیم دربارش فکر کنیم
.چه برسه که بخواییم بهش اشاره ای کنیم

00:11:25.510 --> 00:11:28.850
.درسته.منو ببخش الیزابت
.من نباید یادآوریش میکردم

00:11:31.480 --> 00:11:34.600
تا حالا درباره ی احساساتت با جرجیانا حرفی
زدی؟
.نه،ولی دوست دارم بزنم-

00:11:34.610 --> 00:11:37.480
،اول با شما حرف میزنم
.و البته بعدش اجازه ی دارسی رو میگیرم

00:11:37.480 --> 00:11:41.500
سرهنگ،جرجیانا اونقدری سن داره که
.خودش تصمیم بگیره

00:11:44.070 --> 00:11:47.740
،اگه جرجیانا قبول کنه که با شما ازدواج کنه
...پس

00:11:47.740 --> 00:11:52.750
طبیعتاً،منم در یه زمان مناسب خبرها رو
.به همسرم میرسونم

00:11:52.750 --> 00:11:56.670
 ولی شاید بهتر باشه که تا بعد از مراسم
.منتظر بمونید

00:11:56.670 --> 00:11:57.760
.درسته

00:12:17.070 --> 00:12:18.270
.ممنونم

00:12:18.280 --> 00:12:20.580
.منتظر من نمونید
.من پیاده بر میگردم

00:12:32.290 --> 00:12:34.210
.صبح بخیر خانوم بیدول

00:12:34.210 --> 00:12:37.830
 لوییزیا" از بیرمنگهام اومده اینجا تا به من کمک"
.کنه

00:12:37.840 --> 00:12:38.920
.خانوم

00:12:38.920 --> 00:12:42.260
.بشینید
اون یه بچه جدید اورده
،یه مدت اینجا میمونه

00:12:42.260 --> 00:12:43.800
.تا به سارا یه استراحتی بده

00:12:43.800 --> 00:12:46.380
اسمش چیه؟
"جرجی"

00:12:46.390 --> 00:12:51.560
،مطمئنم که واسه این کمک ممنون میشه
.ولی حتما تا حالا باید خیلی دلتنگ شده باشه

00:12:51.560 --> 00:12:54.020
.نمیتونیم خیلی نگهش داریم

00:12:54.020 --> 00:12:56.730
.خیلی با اون گریه هاش کج خلقی میکنه

00:12:56.730 --> 00:13:00.330
ویل" حالش چطوره؟"
.اون روزای بد و خوب زیادی داشته

00:13:02.860 --> 00:13:04.460
ویل؟

00:13:07.280 --> 00:13:09.530
.سلام
.بلند نشو

00:13:09.540 --> 00:13:13.660
.فقط میخواستم ببینم با این کتابها در چه حالی

00:13:13.660 --> 00:13:17.580
"داستان "رابینسون کروز
.داستان مورد علاقه منه
.آره،فکر کنم  همینطور باشه-

00:13:17.580 --> 00:13:21.090
خانوم شما نباید خودتون رو تو دردسر بندازین
.اونم نه شبی که مراسم دارین

00:13:21.090 --> 00:13:23.710
نگران نباش، خانومِ رینولدز همه چی رو تحت
 .کنترل داره

00:13:23.720 --> 00:13:26.890
پس بهش بگید یخ ها رو زود نیاره
.سرمیز

00:13:28.640 --> 00:13:33.100
.یه سال زود اورد بعدش آب همه جا رو گرفت

00:13:33.100 --> 00:13:34.940
.سالی دیگه خودت میتونی اینو بهش بگی

00:13:37.480 --> 00:13:39.440
.بحرحال شما که مطمئن نیستید

00:13:39.440 --> 00:13:40.530
.ویلیام

00:13:47.240 --> 00:13:48.330
...ویل

00:13:49.950 --> 00:13:52.300
...با وجود جایگاههای خوبی که دارم،ولی

00:13:59.080 --> 00:14:02.050
ولی با این وجود نمیتونم کاری واسه وضع الآنت
.بکنم

00:14:05.300 --> 00:14:08.060
...ولی بهت میگم که میتونم

00:14:09.510 --> 00:14:11.020
.بگم که کی دوست منه

00:15:15.490 --> 00:15:16.630
!وایسا

00:16:22.310 --> 00:16:23.980
مطمئنید که حالتون خوبه؟

00:16:23.980 --> 00:16:26.310
.خوبم
.اون زنیکه ی دیوونه میتونست بهتون حمله کنه

00:16:26.320 --> 00:16:30.240
،نه نه.مطمئنم که وحشت زده شده بود
.درباره این باره مطمئنم.من حالم خوبه

00:16:49.710 --> 00:16:52.090
،آقای آلویستون
.چه قدر خوشحالم که می بینمتون

00:16:52.090 --> 00:16:54.730
.خب،ممنون واسه دعوتتون

00:17:00.270 --> 00:17:02.020
.امیدوارم که زود نیومده باشم

00:17:02.020 --> 00:17:04.020
 فکر کردم بهتر باشه که
.آقا و  خانوم "بنت"رو همراهی کنم

00:17:04.020 --> 00:17:06.770
چه خبر از "هایمارتین"؟
حالِ "جین" و "بینگلی" چطوره؟

00:17:06.770 --> 00:17:09.360
.خوبن،و سلام رسوندن

00:17:09.360 --> 00:17:10.440
.خانوم جرجیانا

00:17:10.440 --> 00:17:11.790
."هنـری"

00:17:13.070 --> 00:17:14.160
.آقای آلوستون

00:17:18.240 --> 00:17:19.840
.ممنون واسه نامه ـتون

00:17:21.200 --> 00:17:22.290
.و ممنون از احترامتون

00:17:22.290 --> 00:17:24.450
...میشه متکای مخصوصوم رو بیاری

00:17:24.460 --> 00:17:28.880
،لیزی"،عجب جاده های وحشتناکی دارین"
.پر از دست اندازه

00:17:28.880 --> 00:17:30.540
.مادر جان،من که نظری در اینباره ندارم

00:17:30.550 --> 00:17:33.760
.داغون شدم تا اینجا
،اذیت نکن لیـزی
.پدر

00:17:33.760 --> 00:17:36.680
 به طرز معجزه آسایی میتونی جاده هموار رو
 پیدا کنی

00:17:36.680 --> 00:17:38.130
.همونطوریکه کالاسکه ما خودش راه رو پیدا کرد

00:17:38.140 --> 00:17:40.140
.آقای بنت،داری میری رو اعصابم

00:17:40.140 --> 00:17:41.720
.زیاد بزرگ نیست.
همیشه اینو یادم میره

00:17:41.720 --> 00:17:45.020
.به پمبرلی خوش اومدید،خانوم
زودتر از اینا میخواستم بیام،ولی

00:17:45.020 --> 00:17:48.100
مشغولیاتی داشتم که می بایست بهشون توجه
.می کردم

00:17:48.110 --> 00:17:51.530
.میدونی که "گانگبرن" همیشه مثل یه گردباد بوده
[منطقه ای که خانواده بنت در آن زندگی میکنند]

00:17:56.070 --> 00:17:57.610
،میخواستم اینو بهت بدم

00:17:57.610 --> 00:18:00.530
،ولی این آخرین لطفی ـه که در حقت میکنم
.ویکهام

00:18:00.530 --> 00:18:01.870
.دوست ندارم بخشی از این قضیه باشم

00:18:01.870 --> 00:18:05.330
.دنی"،خواهش میکنم"
.این آخرین چیزیه که میخوام و قول میدم با همین تمومش کنم

00:18:05.330 --> 00:18:07.750
.من این بازی رو انجام نمیدم

00:18:07.750 --> 00:18:10.000
.بودن با تو از اول تا آخرش ضرره

00:18:10.000 --> 00:18:13.090
!تو یه آدم خودخواهی،کاملا خودخواه
،تو هیچی نمیدونی،اصلا

00:18:13.090 --> 00:18:15.930
!میدونی زنها واقعا چه حسی دربارت دارن
.صدات رو بیار پایین

00:18:17.180 --> 00:18:18.270
"لیدیا"

00:18:32.900 --> 00:18:36.480
دیدید که دارو ساز هم با من موافق بود
مگه نه،لیزی؟

00:18:36.490 --> 00:18:38.650
.اونم موافق بود که انجیر بهترین داروئه

00:18:40.240 --> 00:18:41.950
.شگفت آوره
اجازه هست؟

00:18:41.950 --> 00:18:45.950
پس این آقای بنت،حالا که نیازش دارم، کجاست؟
.یه دقیقه پیش همینجا بودا

00:18:45.950 --> 00:18:47.050
آقای بنت؟

00:18:48.460 --> 00:18:49.550
آقای بنت؟

00:18:51.170 --> 00:18:53.290
میشه خصوصی باهاتون صحبت کنم؟

00:18:53.300 --> 00:18:54.710
آقای بنت؟

00:18:54.710 --> 00:18:58.220
مگر اینکه کسی باشه که کارش از من مهمتر باشه
.نه

00:18:58.220 --> 00:19:00.630
.نه،خیلی دوست دارم بشنوم

00:19:00.640 --> 00:19:02.400
.ولی شاید بعداً بهتر باشه

00:19:03.890 --> 00:19:04.970
.هر طور مایلید

00:19:04.970 --> 00:19:07.810
آقای بنت؟آقای بنت؟

00:19:07.810 --> 00:19:09.150
آقای بنت؟

00:20:18.130 --> 00:20:19.380
چی پیدا کردی؟

00:20:19.380 --> 00:20:24.680
.من یه عکسِ نسبتاً تیره از این قلعه پیدا کردم

00:20:24.680 --> 00:20:28.110
به طور اتفاقی متوجه شدم که مطعلق
.به سرهنگ فیتزویلیام ـه

00:20:29.140 --> 00:20:30.720
میشه ازش بپرسم؟

00:20:30.730 --> 00:20:31.820
خب،چرا که نه؟

00:20:32.850 --> 00:20:34.160
سرهنگ؟

00:20:35.520 --> 00:20:37.360
این قلعه ی شما نیست؟

00:20:37.360 --> 00:20:38.660
.بله مال منه

00:20:40.110 --> 00:20:41.400
اونم دریای شماله؟

00:20:41.400 --> 00:20:44.860
،راستش در یه آب وهوای ناجور
موج ها میدونستن که باید

00:20:44.870 --> 00:20:46.420
.دیوارهای قلعه رو لمس کنن

00:20:47.910 --> 00:20:49.620
.حتما زمستان های سردی داره

00:20:49.620 --> 00:20:51.450
.ما که شکایتی نداریم

00:20:51.460 --> 00:20:54.580
،یا اینکه یکی از لندنی های مهربون

00:20:54.580 --> 00:20:57.920
.بخواد دزدکی بره داخلِ راهرو یا دفترش

00:20:57.920 --> 00:21:02.670
ولی شهرقدیمی ما(بیلی)اینقدر گرمه که فقط بعضی
وقتا اتمسفر میتونه خنکش کنه

00:21:02.670 --> 00:21:05.510
 شنیدم که شما یکی از مهمترین آدمای اونجا
.هستید

00:21:05.510 --> 00:21:07.970
اگه بگیم که اونجا فرصتیه واسه پیشرفت
.راحترم

00:21:07.970 --> 00:21:09.550
 ما فهمیدیم که چه اتفاقاتِ تکان دهنده ای

00:21:09.560 --> 00:21:11.640
،میتونن ما رو به داخل آب سوق بدن
مگه نه،دارسی؟

00:21:11.640 --> 00:21:12.970
...بله،شغل وحشتناکیه

00:21:12.980 --> 00:21:16.140
.کمتر از وحشیگری نیست
.حالا "بناپارت"داره سواحلمون رو تهدید می کنه

00:21:16.150 --> 00:21:19.980
قربان،من به هیچ شکل یا حالتی از هیچ حکومت ستمگری حمایت
نمیکنم

00:21:22.610 --> 00:21:25.360
 آقای دارسی،مشکلی نیست که من برم واسه
اسب سواری ـه عصرانه؟

00:21:25.360 --> 00:21:27.530
تو این ساعت میخواید برید،سرهنگ؟

00:21:27.530 --> 00:21:29.340
.من تا هوای تازه استشمام نکنم نمیخوابم

00:21:30.370 --> 00:21:32.670
.شب بخیر

00:21:34.370 --> 00:21:37.960
.سوار کاری ـه خوبی داشته باشید،سرهنگ
اگر چه که هوا به زودی تاریک میشه

00:21:37.960 --> 00:21:41.000
من که حسودیم نمیشه که شما از سواری برگردید

00:21:41.000 --> 00:21:43.680
 عجب شانسی ،پس،نیازی نمیبینم که شما هم
.بیایید

00:21:49.810 --> 00:21:51.770
اجازه هست؟
.بله.بفرمایید

00:22:05.530 --> 00:22:06.990
.نگه دار درشکه چی

00:22:06.990 --> 00:22:10.030
.کالاسکه رو نگه دار

00:22:10.030 --> 00:22:13.670
ديگه به خودت مربوطه "ويکهام"، من که ديگه نميام

00:22:15.620 --> 00:22:17.120
!احمق نشو

00:22:17.120 --> 00:22:21.550
.ویکهام؟ویکهام،فوراً برگرد اینجا

00:22:23.300 --> 00:22:25.550
!ویکهام،منو اینجا به حال خودم رها نکن

00:22:25.550 --> 00:22:27.760
.لیزی؟یه عکس از ویکهام پیدا کردم

00:22:30.010 --> 00:22:34.060
.داخل یه گنجه تویِ اتاقمون بود

00:22:34.060 --> 00:22:36.680
.میدونی که قفلش پوسیده بود
.یکم تقلی کنی میشه بازش کرد

00:22:36.690 --> 00:22:40.600
.ولی تو یه آدم بیچاره ای ،دارسی
چرا یه عکس از اون باید وجود داشته باشه؟

00:22:40.610 --> 00:22:44.190
.پدرِ اون،مشاور پدرم بود

00:22:44.190 --> 00:22:46.570
.ما با هم بزرگ شدیم
.این عکس رو پدرم ازش کشید

00:22:46.570 --> 00:22:49.820
.حتی یادم نبود که عکسش رو دارم

00:22:49.820 --> 00:22:51.070
خیلی خوشتیپه،مگه نه؟

00:22:51.070 --> 00:22:54.200
.اون با کوچکترین دخترم یعنی "لیدیا"ازدواج کرد

00:22:54.200 --> 00:22:56.040
شاید اسمش رو شنیده باشی نه؟

00:22:56.040 --> 00:22:58.210
.نه متاسفانه نشنیدم

00:22:58.210 --> 00:23:00.330
بعد از اینکه از جنگ فرانسه در ایرلند
.اومد کاملا به یه قهرمان تبدیل شد

00:23:00.330 --> 00:23:04.290
.موزیک!باید یه موزیک پخش کنیم

00:23:04.300 --> 00:23:06.380
جرجیانا،ما رو با آهنگ های عاشقانت خوشحال
.کن

00:23:06.380 --> 00:23:09.130
اگه آقای آلوستون همراهیم کنن چرا که نه؟

00:23:09.130 --> 00:23:11.760
.نه،منو تبدیل به آوازه خوان نکنید

00:23:11.760 --> 00:23:15.560
چرا نمیای کمکم کنی یه نوع رقص انتخاب کنم؟

00:23:15.560 --> 00:23:17.650
 منم یه زمان یه جایی،عاشقِ یه سرباز انگلیسی
.بودم

00:23:25.480 --> 00:23:29.360
 خیلی شرم آوره که اونا رو به مراسم دعوت
.نکردی،لیزی

00:23:31.200 --> 00:23:34.030
،من که مشکلی نمی بینم
.لیدیا هم که عاشق رقصیدنِ

00:23:35.120 --> 00:23:38.460
.خواهش میکنم منو از دست مهمونا نجات بده

00:23:39.870 --> 00:23:41.760
.نمی تونم

00:23:47.010 --> 00:23:48.350
.تو که میدونی من بهترین رقاص شهر بودم

00:23:49.930 --> 00:23:52.800
 این کارا باعث نمیشه که جووانا از
.من پیشی بگیرن

00:23:52.800 --> 00:23:55.520
 جرجیانا دوتا خواستگار داره که
واسه رسیدن بهش رقابت می کنن

00:23:58.430 --> 00:24:01.890
.سرهنگ مایله که باهات حرف بزنه

00:24:01.900 --> 00:24:03.940
.زوج خوبی میشن

00:24:03.940 --> 00:24:06.310
،اون باید با عشق و علاقه ازداج کنه
.فیتزویلیام

00:24:06.320 --> 00:24:08.780
...من کمتر از این واسش

00:24:08.780 --> 00:24:10.780
.نمیخوام

00:24:13.200 --> 00:24:15.660
.خدای من
اون مرد چه فکری پیش خودش کرده؟
.خیلی تند میره

00:24:23.460 --> 00:24:26.420
ما امشب منتظر شخص دیگه ای هستیم؟
.نه
!"استوتن"

00:24:39.140 --> 00:24:40.890
!خدایا،کمک کنید

00:24:40.890 --> 00:24:43.350
!لیدیا؟ خدای من ،وای خدا

00:24:43.350 --> 00:24:46.770
لیدیا چی شده؟
چیه؟

00:24:46.770 --> 00:24:48.520
!مُرد
مُرد؟-

00:24:48.530 --> 00:24:51.320
وای قلبم.کی مُرده؟
کی...؟
!بنشونش

00:24:51.320 --> 00:24:53.450
.دارم سعی میکنم
!یکی بره شراب بیاره

00:24:54.870 --> 00:24:58.090
لیدیا!جون کسی در خطره؟

00:24:59.490 --> 00:25:00.580
.لیدیا

00:25:05.250 --> 00:25:08.250
.فقط میدونم که،ویکهام به یکی شلیک کرد،بابایی

00:25:08.250 --> 00:25:11.170
.اون داره تو جنگل جون میده
!خواهش میکنم یکی بره کمکش کنه

00:25:11.170 --> 00:25:12.710
این چیزیه که دیدی؟

00:25:12.720 --> 00:25:15.510
صداش رو شنیدم!خب همینجوری اونجا واینستید
!یه کاری بکنید

00:25:15.510 --> 00:25:18.850
.لیدیا؟تو باید هر چی میدونی به ما بگی

00:25:18.850 --> 00:25:20.390
!لیدیا

00:25:20.390 --> 00:25:21.810
خانوم،حالتون خوبه؟

00:25:21.810 --> 00:25:24.980
.کمرم گرفته
.عجب دردی داره

00:25:24.980 --> 00:25:26.690
.نگران من نباشید

00:25:26.690 --> 00:25:28.270
لیدیا،چه اتفاقی افتاد؟

00:25:28.270 --> 00:25:31.070
 ما داشتیم با کالاسکه به سمت
پمبرلی میومدیم

00:25:31.070 --> 00:25:32.820
.من بودم و ویکهام و سروان دنی

00:25:32.820 --> 00:25:35.610
.اونا از دست هم عصبانی بودن

00:25:35.610 --> 00:25:39.370
،بعد سروان دنی داد زد که درشکه چی وایسه
.و بعدش وایساد

00:25:39.370 --> 00:25:42.490
بعد بیکهام هم فریاد کشید
.و اونم از کالاسکه پرید بیرون

00:25:42.500 --> 00:25:44.750
چطور تونست چنین کاری بکنه؟
...بعدش

00:25:44.750 --> 00:25:45.830
.شلیک کردن

00:25:48.040 --> 00:25:50.100
!برید!برید!عجله کنید

00:26:00.600 --> 00:26:02.930
مگه من اون مرد رو از زندگیم ننداختم بیرون؟
...عزیزم

00:26:02.930 --> 00:26:06.180
.متاسفم.برگرد داخل و مراقب خواهرت باش
.همه چیز درست میشه

00:26:13.240 --> 00:26:15.150
من شما رو میشناسم؟

00:26:15.150 --> 00:26:17.280
جُرج پرات" هستم،آقا"
.درشکه چی ـه ارتشِ پادشاهی

00:26:17.280 --> 00:26:19.660
.بله درسته
شما هم صدای شلیک رو از داخل جنگل شنیدید؟

00:26:19.660 --> 00:26:20.960
.بله آقا.دوبار شنیدم

00:26:22.160 --> 00:26:24.160
شما اونجا چی کار میکردید؟

00:26:24.160 --> 00:26:26.870
اون طور که من متوجه شدم،خانوم داشتن
واسه مراسم میومدن

00:26:26.870 --> 00:26:29.010
.اون میگفت که خیلی خوشحاله

00:26:31.040 --> 00:26:33.460
.باید ما رو ببری اونجا

00:26:33.460 --> 00:26:36.920
نمیتونم قربان
.اسب ها نمیرن اونجا.اونا هنوز وحشت زده اند

00:26:36.930 --> 00:26:39.380
وظیفه تو اینه که اونا رو تحت کنترل داشته
.باشی،هرکاری که میگم انجام بده

00:26:39.390 --> 00:26:41.340
مفهوم شد؟
.بله قربان-

00:26:41.350 --> 00:26:42.520
موضوع چیه؟

00:26:43.720 --> 00:26:44.940
.بهتره که پیاده شی

00:26:47.810 --> 00:26:50.570
.بذار انجامش بدم.این کمکت میکنه

00:26:52.980 --> 00:26:55.650
.خودم آرومش میکنم

00:26:55.650 --> 00:26:59.200
.بیدول،آلوستون
بله قربان؟-
...ما باید

00:26:59.200 --> 00:27:02.910
،لیدیا،عزیزم،ما باید به چیزای مثبت فکر کنیم

00:27:02.910 --> 00:27:05.160
و حداقل امیدوار باشیم که اونا در یه جنگِ
.تن به تن مرده باشن

00:27:07.660 --> 00:27:09.590
!این باشکوهترین راهِ مُردنه

00:27:10.880 --> 00:27:13.290
.پسر بچه ها باید اینجا بمونن

00:27:13.300 --> 00:27:15.670
.باید بریم دنبالشون
.پس منم باهاتون میام-

00:27:15.670 --> 00:27:18.340
هوا سرد و تاریک میشه،قربان
.شاید هوا نامساعد هم بشه

00:27:18.340 --> 00:27:20.090
آقای بنت،بیایید اینجا
!به کمکتون احتیاج ـه

00:27:22.010 --> 00:27:23.970
.خواهش می کنم

00:27:23.970 --> 00:27:26.970
..."ما به طناب،فانوس،پتو و یه قمقمه "برندی
[نوعی الکل]

00:27:26.980 --> 00:27:28.060
.استوتون"کمکمون میکنه"

00:27:28.060 --> 00:27:30.980
 مطمئن بشید که اسب های آقای دارسی
.آماده و زین شدن باشند.چندتا مرد هم جمع کنید

00:27:30.980 --> 00:27:33.400
.قربان،به منم اجازه بدید همراهتون بیام

00:27:33.400 --> 00:27:34.940
،شما مهمونه مایید

00:27:34.940 --> 00:27:39.070
 و میخوام قول بدید که اینجا پیش خانوم هامون
.بمونید
.چشم،حتما-

00:27:40.530 --> 00:27:41.820
!چمدونم

00:27:41.820 --> 00:27:43.200
باز چی شده؟

00:27:43.200 --> 00:27:45.160
.از داخل کالاسکه درش بیارید

00:27:45.160 --> 00:27:47.370
.لباس مراسم روحیه منو زیاد میکنه

00:27:47.370 --> 00:27:51.750
امیدوار که ساتنِ کرم زنگ باشه
.چون به زنگِ پریدت خیلی میاد

00:27:51.750 --> 00:27:55.170
!وای،تپش قلب گرفتم
.مجبورم نکنید حرف بزنم

00:27:55.170 --> 00:27:58.380
خانوم رینولدز،"ویلکینسون" رو بیارید و
.با دکتر "مک فـی"تماس بگیرید

00:27:58.380 --> 00:27:59.970
.چشم،آقای دارسی

00:27:59.970 --> 00:28:04.850
 قربان،با اجازه شما،فکر کنم دکتر
.باید باید یه نسخه ی آرام بخش واسه لیدیا بپیچه

00:28:04.850 --> 00:28:07.600
.بله،فکر خوبیه دارسی

00:28:07.600 --> 00:28:10.930
ولی شاید بهتر باشه اول یه نسخه واسه
.خانوم بنت بنویسه

00:28:10.940 --> 00:28:12.450
.فکر خوبیه

00:28:14.310 --> 00:28:18.480
!طناب یادت رفته بیاری
.یه موقع میبینی داخل چاهی چیزی افتادن

00:28:18.490 --> 00:28:20.780
بیدول،همه چیز آماده‏ست؟
 .تقریبا آماده‏ست قربان

00:28:20.780 --> 00:28:24.500
،این یه جستجوی کامله دارسی
 تو داری این کار رو به خاطر گفته های یه
.زن انجام میدی

00:28:26.450 --> 00:28:27.950
 به وقتش...

00:28:27.950 --> 00:28:30.410
بهتره اميدوار باشيم که براي هر پيشامدي آماده ايم

00:28:33.790 --> 00:28:34.890
حرکت ميکنيم

00:28:53.730 --> 00:28:55.660
آروم، دخترا، آروم آروم

00:29:01.070 --> 00:29:03.110
همينجاست؟

00:29:03.110 --> 00:29:05.280
سمت چپ که همون درخت بلوطه

00:29:05.280 --> 00:29:07.160
اونا از اينجا عبور کردند

00:29:09.620 --> 00:29:11.790
کاپيتان "دني" ازکدوم طرف رفت؟

00:29:11.790 --> 00:29:13.660
از اونجا قربان

00:29:13.670 --> 00:29:16.960
ديگه به خودت مربوطه "ويکهام"، من که ديگه نميام

00:29:16.960 --> 00:29:19.750
چند ثانيه بعد آقاي "ويکهام" رفت دنبالش

00:29:19.760 --> 00:29:22.210
"دني"

00:29:22.220 --> 00:29:24.170
اينقدر احمق نباش

00:29:24.180 --> 00:29:28.680
ما منتظر مونديم، ده دقیقه اي شد

00:29:28.680 --> 00:29:31.220
بعد صداي شليک دو گلوله رو شنيديم

00:29:32.430 --> 00:29:34.780
آروم آروم

00:29:39.440 --> 00:29:40.520
"اونوقت خانوم جيغ کنان فرياد ميزد "قتل

00:29:43.650 --> 00:29:46.570
و اون تمام مسير تا خونه رو بدون توقف طی کرد

00:29:46.570 --> 00:29:48.740
شما اون مسير رو مي بينيد؟ يه نگاهي بندازيد، اطاعت قربان

00:29:48.740 --> 00:29:52.620
مسير رو دنبال کنيد، از هم جدا نشيد

00:29:52.620 --> 00:29:55.410
"ويکهام"

00:29:55.420 --> 00:29:58.750
"ويکهام"

00:29:58.750 --> 00:30:01.470
آروم آروم آروم

00:30:07.220 --> 00:30:10.860
...داروي خواب آوري که بهش دادم ميتونست يه اسب رو بيهوش کنه

00:30:11.890 --> 00:30:14.100
....اما نه

00:30:14.100 --> 00:30:15.890
بايد مراقبش باشيم

00:30:15.890 --> 00:30:17.730
ممنون ،دکتر

00:30:17.730 --> 00:30:20.520
 حالا بريم پيش مادرتون

00:30:20.520 --> 00:30:21.830
راه رو نشونتون ميدم

00:30:26.360 --> 00:30:28.860
به يکي از پيشخدمت ها میگم که تو اتاق آقاي "ويکهام" بخوابه

00:30:28.870 --> 00:30:30.200
براي امشب، خانوم

00:30:30.200 --> 00:30:33.290
صندلي به اندازه کافي راحته،اون نبايد تنها بمونه

00:30:33.290 --> 00:30:36.710
من از ايشون مراقبت ميکنم تا زماني که اونا پيدا بشن
.."جستجو که براي آقاي "ويکهام" و کاپيتان "دني

00:30:36.710 --> 00:30:38.120
 که متوقف نميشه؟

00:30:38.130 --> 00:30:40.750
 بعد از پیدا کردنشون اونا رو راهی میکنیم

00:30:40.750 --> 00:30:43.420
اونوقت همه چيز به روال عادي برميگرده

00:30:47.720 --> 00:30:49.020
"ويکهام"

00:30:51.140 --> 00:30:54.930
يک باره ديگه، آقاي "ويکهام" مارو توي دردسر انداخته

00:30:54.930 --> 00:30:57.890
...ازتون عذر خواهي ميکنم که علاقه ي شديد دخترم "ليديا" به

00:30:57.900 --> 00:31:02.240
اون تو رو مثل ،برادرش، درقبالش مسوليت پذير کرده

00:31:05.940 --> 00:31:07.620
"ويکهام"

00:31:20.290 --> 00:31:22.260
بنظرم مدت زيادي نيست که رفتن

00:31:35.270 --> 00:31:37.180
اونجاست

00:31:37.180 --> 00:31:40.730
ويکهام؟ ويکهام؟

00:31:40.730 --> 00:31:42.900
ويکهام؟

00:31:42.900 --> 00:31:45.480
اون مرده، اوه خدا

00:31:45.480 --> 00:31:47.750
من کشتمش

00:31:49.360 --> 00:31:53.820
تنها دوستم رو کشتم، تقصير منـ ــه

00:31:53.830 --> 00:31:55.580
ويکهام"، چه اتفاقي افتاده؟"

00:31:55.580 --> 00:31:57.450
دنـي"، اون مستـ ـــه"

00:31:57.450 --> 00:31:58.950
تقصير من بود

00:31:58.960 --> 00:32:01.670
بياين اينجا

00:32:01.670 --> 00:32:03.210
اين يک تپانچه س

00:32:03.210 --> 00:32:04.970
باهاش شليک شده

00:32:07.130 --> 00:32:09.980
"دني"

00:32:49.050 --> 00:32:52.060
مراقب ورودي باش، اجازه ورود به کسي نده. چشم قربان

00:32:53.510 --> 00:32:55.840
آماده بشين کاپيتان رو ببريم داخل، اطاعت

00:32:55.850 --> 00:32:57.850
ميتوني بري به "ليديا" بگي که همسرش زنده‏ست

00:32:57.850 --> 00:33:01.100
اما تو شرايطي نيست که بتونه ملاقاتش کنه، کاپيتان "دني" هم مرده

00:33:01.100 --> 00:33:03.020
با گلوله؟ هنوز نميدونيم

00:33:03.020 --> 00:33:05.850
جسد رو کجا ببريم؟ اسلحه خونه. "استاتن" به کلنل کمک کن

00:33:05.860 --> 00:33:08.160
اطاعت قربان، کنار بايستید

00:33:11.860 --> 00:33:14.200
خداي من، آماده اين؟ دنبالم بيايد

00:33:14.200 --> 00:33:15.780
الوستن" کمکم کن "ويکهام" رو ببريم"

00:33:15.780 --> 00:33:17.210
حتما

00:33:22.620 --> 00:33:24.750
بلند شو

00:33:24.750 --> 00:33:26.500
ولم کنيد

00:33:26.500 --> 00:33:29.420
!من افسر ارتش اعليحضرتم

00:33:29.420 --> 00:33:31.170
دارسي"، اينجا چيکار ميکنيم؟"

00:33:31.170 --> 00:33:33.980
ميبريمت داخل. نه ما بايد برگرديم

00:33:35.390 --> 00:33:38.550
دارسي" گوش کن، متوجه نيستي"

00:33:38.560 --> 00:33:41.390
يه قاتل اون بيرونه

00:33:41.390 --> 00:33:45.190
عقب بايست، نگهش دار. لعنت به تو، داره دير ميشه

00:33:45.190 --> 00:33:49.190
دکتر"مکفي" رو خبر کنيد. چرا گوش نميدي، ولم کنيد

00:33:49.190 --> 00:33:50.620
لعنت به تو

00:34:10.420 --> 00:34:12.720
حالت خوبه؟

00:34:16.510 --> 00:34:18.350
"شب بخير "هنري

00:34:20.310 --> 00:34:21.400
شب بخير

00:34:58.640 --> 00:35:00.350
ميتوني بري استراحت کني

00:35:09.020 --> 00:35:11.810
به "ويکهام" آرام بخش تزريق شده، و الان خوابه

00:35:11.820 --> 00:35:14.150
اما اگه مشکلي پيش اومد به دکتر "مکفي" خبر بده

00:35:14.150 --> 00:35:15.750
اون تويِ کتابخونه‏ست

00:35:18.240 --> 00:35:20.790
با اين حال بايد به "هاردکسل" خبر بدم

00:35:22.910 --> 00:35:24.410
هاردکسل" چرا؟"

00:35:24.410 --> 00:35:28.630
اون نزديک ترين قاضــی اونجاست، اجازه ندارم خودم رسيدگي کنم

00:35:31.420 --> 00:35:33.880
تا صبح نميتوني صبر کني؟ تو خسته اي

00:35:33.880 --> 00:35:36.970
نه بايد براي رفع اتهامات از هر راهي که ميشه اقدام کنم

00:35:38.720 --> 00:35:41.810
جورج ويکهام" برادر منه ، قانونا اينطور درنظر ميگيرن"

00:35:49.940 --> 00:35:51.820
حداقل بارون بند اومد

00:35:53.230 --> 00:35:55.200
بله

00:35:57.650 --> 00:35:59.540
بذار کمي قهوه برات بيارم قبل از اينکه بري

00:36:04.660 --> 00:36:06.000
ممنون

00:36:12.040 --> 00:36:13.930
ميشه فقط يه اتفاق بوده باشه؟

00:36:17.050 --> 00:36:18.520
اونجا خون زيادي ريخته بود

00:36:21.840 --> 00:36:24.260
"فکر ميکني؟...."ويکهام

00:36:24.260 --> 00:36:27.010
تنها نگراني من مراقبت از خانوادم و "پمبرلي"ــــه

00:36:27.020 --> 00:36:31.780
درمورد چيزاي ديگه، بايد بذاريم قانون تصميم بگيره

00:37:03.390 --> 00:37:06.110
آقاي "دارسي" از "پمبرلي" اومدن. قربان

00:37:08.930 --> 00:37:10.320
"آقاي "سلوين

00:37:12.440 --> 00:37:16.620
آقاي "دارسي"، از نيمه شب گذشته

00:37:19.280 --> 00:37:21.370
چه سعادت نایابی

00:37:50.390 --> 00:37:52.600
آقاي "دارسي" رو خوب ميشناسي؟

00:37:52.600 --> 00:37:58.060
نه نه ، با اولين ملاقات که کسي رو نميشه شناخت

00:37:58.070 --> 00:38:00.860
من هم ميترسم شايد اون آدمي نباشم که بتونم  نظرتون رو عوض کنم

00:38:00.860 --> 00:38:02.820
من از دست آقاي "دارسي" زياد رنج کشيدم

00:38:02.820 --> 00:38:04.150
واسه چي؟

00:38:04.150 --> 00:38:06.370
ما توي يک خونه بزرگ شديم

00:38:08.120 --> 00:38:12.370
پدرش به من علاقه خاصي داشت، مثل يکي از پسراش با من رفتار ميکرد

00:38:12.370 --> 00:38:16.930
...وقتي که مُرد، وصیت کرد که براي من يه زندگي تشکيل بدن

00:38:18.630 --> 00:38:23.300
اما آقاي "دارسي" تقاضاش رو ناديده گرفت و چنين کاري رو نکرد

00:38:23.300 --> 00:38:26.170
چطور ميشه اينقدر بي عاطفه باشه؟

00:38:26.180 --> 00:38:27.930
فکر کنم فقط بخاطر حسادت بود

00:38:27.930 --> 00:38:30.220
بخاطره دلربايي و محبوبيت شما بوده، مطمئنم

00:38:30.220 --> 00:38:34.560
بخاطره علاقه پدرش به من بوده، شايد

00:38:34.560 --> 00:38:38.450
تمام اهالي "هردفورشر" بخاطر تکبر و غرورش ازش متنفرن

00:38:55.330 --> 00:38:57.160
من ترتيب اينکارو ميدم، خانوم

00:38:57.170 --> 00:38:59.090
برين کمي استراحت کنيد

00:39:00.500 --> 00:39:02.170
همه چيز درست ميشه

00:39:02.170 --> 00:39:06.140
مطمئني؟ مردها با کارهاشون فقط شرارت و مصيبت به بار ميارن

00:39:13.640 --> 00:39:18.020
ناراحتي غير قابل انکاری براي کاري که "ويکهام" کرده وجود داره

00:39:18.020 --> 00:39:19.440
منظورتون رو نفهميدم

00:39:19.440 --> 00:39:22.440
..ميدوني که پدرت يک نقطه ضعف عجيبي

00:39:22.440 --> 00:39:26.580
 بخاطر رفتارش باپسر يک مباشر، داشت

00:39:27.700 --> 00:39:29.530
نیاز نیست رفتار پدرم رو توجیه کنم

00:39:29.530 --> 00:39:32.070
اون آدم خوبي بود، و به اون پسر اميد داشت

00:39:32.080 --> 00:39:36.410
اميد واهي، "دارسي"، اميد واهي، ما مردم رو از موقعيتي که دارن  بزرگتر ميکنيم،حتي به قيمت به خطر افتادن موقعيت خودمون

00:39:36.410 --> 00:39:39.160
اتفاقي که براي "جورج ويکهام" افتاد غیر قابل اجتنابه

00:39:39.170 --> 00:39:42.210
به اون فرصت داده شده بود اما اونا رو از بين برد
 واقعا؟

00:39:42.210 --> 00:39:45.710
... اون با خواهر زنت ازدواج کرد و خودش رو بطور قطع و

00:39:45.710 --> 00:39:49.380
هميشگي در زندگيت ماندگار کرد،اين يعني زرنگي کردن

00:39:49.380 --> 00:39:50.630
من هيچ ارتباطي بين اين ها نميبينم

00:39:50.640 --> 00:39:53.260
اوه، اما موقعيتت گواه اين مطلبه

00:39:53.260 --> 00:39:56.310
قتل، اگه واقعا يک قتل بوده باشه، توي ملک تو اتفاق افتاده

00:39:56.310 --> 00:40:00.860
و شخص مسئول هم کسي نخواهد بود جز يکي از برادرات

00:40:04.570 --> 00:40:08.110
من به يک پزشک نياز دارم تا جسد رو بررسي کنم

00:40:08.110 --> 00:40:10.700
بله، دکتر "مکفي" از قبل اومدن

00:40:10.700 --> 00:40:16.450
باکــــل به "هدبرو برونينگ" برو چندتا مامور با خودت بيار،همين الان بجنب، اطاعت قربان

00:40:16.450 --> 00:40:18.460
بريم به کارمون برسيم، حتما

00:40:30.300 --> 00:40:34.850
خانوم "دارسي" عذر من رو بابت بد موقع اومدن بپذيريد

00:40:34.850 --> 00:40:36.220
ممنون که اومدين

00:40:36.220 --> 00:40:38.810
مهمان ها دارن کمي استراحت ميکنن

00:40:38.810 --> 00:40:41.390
کاپيتان "دني" تو همين ساختمونه؟

00:40:41.400 --> 00:40:44.650
بله، ما اون رو تو اسلحه خونه گذاشتيم، بنظر بهترين مکان اونجا بود

00:40:44.650 --> 00:40:47.400
و "ويکهام" هم خوابه، درسته؟ بله

00:40:47.400 --> 00:40:50.440
اون تنها مظنونه؟ کسي ديگه هم از اين موضوع مطلع شده؟

00:40:50.450 --> 00:40:53.110
نه، صداي شليک هم شنيده شده

00:40:53.120 --> 00:40:56.910
احتمال داره "دني" ، به کسي برخورده مثل يه فراري يا يه شکارچي فاسد

00:40:56.910 --> 00:41:00.790
شکارچي ها!، اونجا خيلي کوچيکه

00:41:00.790 --> 00:41:04.250
خب، بهتره کمي آب گرم و تعدادي حوله آماده کنيم

00:41:04.250 --> 00:41:07.180
و تعداد بيشتري شمع، به موقع نياز ميشه

00:41:11.260 --> 00:41:12.350
خانوم؟

00:41:13.640 --> 00:41:15.150
بله، حتما

00:41:18.930 --> 00:41:20.600
ببخشيد، هنوز بهت زده ام

00:41:20.600 --> 00:41:23.850
..از اين طرف لطفا، از "هدبرو برونينگ" اومدين

00:41:23.850 --> 00:41:25.520
مامور "ميسون" هستم، آقا و خانوم

00:41:25.520 --> 00:41:28.520
..اگر اجاز ميديد آقاي "دارسي" نيازه که بررسي اي

00:41:28.530 --> 00:41:31.400
...از اين اطراف صورت بگيره. اما اول، اگه اجازه هست

00:41:31.400 --> 00:41:32.790
مظنون رو ببينيم

00:41:35.200 --> 00:41:38.170
بله ، حتما. آقايون

00:41:41.250 --> 00:41:42.670
خانوم "رينولدز"؟

00:41:43.790 --> 00:41:48.420
..معذرت ميخوام نميخواستم بي ادبي کنم ، فقط

00:41:48.420 --> 00:41:52.350
 طرز رفتار "هاردکسل" با اهالي "پمبرلي" فرق داره

00:41:55.800 --> 00:41:57.860
بهتره چيزاهايي رو که خواست فراهم کني

00:42:05.520 --> 00:42:10.690
يک نفر صورت اون رو شسته، اين در تحقيقات اختلال ايجاد ميکنه

00:42:10.690 --> 00:42:14.110
من مسئوليت تمام و کمال هر اتفاقي رو که تو اين خونه افتاده مي پذيرم

00:42:14.110 --> 00:42:16.150
و من هم مسئوليت اتفاقات اين اتاق رو

00:42:16.160 --> 00:42:21.160
اين شجاعت شما رو نشون ميده، اما من جاي دست يک زن رو ميتونم تشخيص بدم

00:42:21.160 --> 00:42:26.500
...خراش هاي جزئي روي دست و صورت، شايد

00:42:26.500 --> 00:42:28.670
بخاطر شاخه هاس

00:42:28.670 --> 00:42:31.630
بيشتر خوني که روي صورتش بوده متعلق به "دني"ــه

00:42:31.630 --> 00:42:35.840
دکتر "مکفي"، دستيارهاي باهوش شما راهي رو براي تشخيص خون يک فرد از ديگري ابداع نکردن؟

00:42:35.840 --> 00:42:38.520
"ما که قرار نيست معجزه کنيم، آقاي "سلوين

00:42:40.470 --> 00:42:41.770
...البته

00:42:44.480 --> 00:42:46.950
حالا اگه ممکنه، جسد رو ببينيم

00:42:49.400 --> 00:42:51.150
ميسون"، تو اينجا بمون"

00:42:51.150 --> 00:42:53.160
اطاعت

00:43:03.580 --> 00:43:07.210
اين جاي گلوله نميتونه باشه

00:43:07.210 --> 00:43:09.430
زخم خيلي سطحيه

00:43:10.590 --> 00:43:14.090
با يک چيز سخت به اون ضربه زدن

00:43:14.090 --> 00:43:16.670
احتمالا يک چيز گِرد

00:43:16.680 --> 00:43:18.010
مثل باتون

00:43:18.010 --> 00:43:20.840
شدت خون ريزي احتمالا  براي مدت کوتاهي اون رو کور کرده

00:43:20.850 --> 00:43:23.070
اما نميتونه علت مرگ باشه

00:43:24.310 --> 00:43:25.650
برش گردونيد

00:43:31.110 --> 00:43:33.570
واي خدا! همينجاست، آقايون

00:43:33.570 --> 00:43:35.690
علت مرگ

00:43:35.690 --> 00:43:37.400
متوجه اين شديد؟

00:43:37.400 --> 00:43:40.700
بله، اما اولين باره که دارم میبینمش

00:43:41.990 --> 00:43:47.160
..يه چيز بزرگ و سنگين، احتمالا يه شيء گرد

00:43:47.160 --> 00:43:49.040
دسته ي تفنگ بوده؟

00:43:49.040 --> 00:43:52.040
نه به اندازه کافي بزرگ نيست

00:43:52.040 --> 00:43:54.750
براي اين کار شدت زياد و

00:43:54.760 --> 00:43:57.630
و نيروي زيادي بايد اعمال بشه

00:43:57.630 --> 00:44:02.090
پس ظاهرا مهاجم اول به پيشاني ضربه زده

00:44:02.100 --> 00:44:06.680
و بعدش با يه سلاح سنگين تر اون رو به قتل رسونده

00:44:06.680 --> 00:44:09.350
اگر با شليک گلوله کشته نشده، پس کي شليک ميکرده؟

00:44:09.350 --> 00:44:12.740
خودِ "دني" ، ميخواسته به مهاجم شليک کنه

00:44:57.730 --> 00:45:01.240
..از اختلافاتي که بين خانواده هامون بوده مطلعم، اما ميخوام

00:45:01.240 --> 00:45:06.700
براي اين شومي اي که امشب آرامش پمبرلي رو بهم زده ابراز تاسف کنم

00:45:06.700 --> 00:45:09.540
ممنون. امنيت انگلستان متکی به مردان نجيبيه

00:45:09.540 --> 00:45:12.790
که با آرامش و صلح مشغول زندگي کردن هستن

00:45:12.790 --> 00:45:15.170
مثل مالکان و ارباباني نجيب

00:45:15.170 --> 00:45:17.710
اگر اشراف فرانسه ما رو الگوي خودشون قرار ميدادن

00:45:17.710 --> 00:45:21.050
اونوقت اينقدر جاه و مقام خودشون رو متزلزل نميديدن، درسته

00:45:21.050 --> 00:45:23.720
چی شد؟

00:45:23.720 --> 00:45:25.900
بهتره که زن ها رو وارد اين ماجرا نکنيم

00:45:27.680 --> 00:45:29.060
دني" به قتل رسيده"

00:45:29.060 --> 00:45:32.240
معذرت ميخوام، آقاي سلوين، من و همسرم هيچ رازي رو بين خودمون نگه نميداريم

00:45:33.810 --> 00:45:37.980
چقدر بد...به محض اينکه ويکهام از خواب بيدار بشه بايد باهاش صحبت کنم

00:45:37.980 --> 00:45:41.230
اگه اجازه دارم تا اونموقع اينجا بمونم؟
البته

00:45:41.240 --> 00:45:43.500
يه صندلي کنار يه آتش کفايت ميکنه

00:45:44.660 --> 00:45:47.210
از اين طرف، قربان

00:46:17.060 --> 00:46:22.250
منظور "هاردکسل" چي بود...وقتي که  به کلمه "شکارچي" اشاره کرد؟

00:46:28.830 --> 00:46:34.660
 وقتي که بچه بودم، يک پسر بچه از اهالي "پمبرلي" بنام پاتريک رايلي

00:46:34.670 --> 00:46:37.340
يک گوزن رو دزدکي از مناطق هاردکسل ،سرزمين پدريش، شکار کرد

00:46:38.630 --> 00:46:42.220
شکار يه جرم بزرگ محسوب میشد، اما "رايلي" فقط يه بچه بود

00:47:07.490 --> 00:47:11.530
همه تصور ميکردن که با يه جريمه سبک و يه تنبيه ساده آزاد بشه

00:47:11.540 --> 00:47:15.300
اما مقام اعظمِ "هاردکسل" ، خواستار شديدترين مجازات شد

00:47:16.830 --> 00:47:19.680
اون روزي که اون رو اعدام کردن نميتونم فراموش کنم

00:47:21.800 --> 00:47:23.340
...به من و "ويکهام" دستور

00:47:23.340 --> 00:47:25.420
داده شده بود که از خونه بيرون نريم

00:47:25.420 --> 00:47:27.880
اما ما فرار کرديم و به اونجا رفتيم

00:47:27.890 --> 00:47:29.720
گم شيد

00:47:29.720 --> 00:47:32.230
دارسي" يه راه ديگه بلدم"

00:47:52.410 --> 00:47:55.420
مادرش، قاعدتا، از غم بزرگي رنج ميبرد

00:48:08.470 --> 00:48:13.930
چند هفته بعد به جنگل هاي "پمبرلي" رفت

00:48:13.930 --> 00:48:16.400
و خودش رو کُشت

00:48:19.600 --> 00:48:21.780
دارسي"، واقعا متاسفم"

00:48:23.400 --> 00:48:27.730
و يه خرافات احمقانه وجود داره که روح اون

00:48:27.740 --> 00:48:31.460
وقتي اتفاق بدي  قراره بيفته در جنگل ظاهر ميشه

00:48:35.330 --> 00:48:38.040
روح خانوم "رايلي"! آره

00:48:38.040 --> 00:48:42.870
"نه..نه...،دوتا خدمتکاره دختر، به اسم "بتي" و "جونی

00:48:42.880 --> 00:48:46.960
ديروز اومدن به آشپزخونه و که گفتن اون رو توي جنگل ديدن

00:48:46.960 --> 00:48:49.480
همش خرافاته....نه نه مطمئنم

00:48:51.220 --> 00:48:55.510
اما اگه اون همون زني ايه که من ديدم ، با آدماي عادي ديگه فرقی نمیکرد

00:48:55.510 --> 00:48:57.890
حتما اون با اين قضايا ارتباط داره

00:48:59.690 --> 00:49:05.120
آقا، خانوم، بهتره بيان داخل خونه

00:49:06.610 --> 00:49:09.480
چرا پيداش نميکنم؟شماها چه مرگتون شده؟

00:49:09.490 --> 00:49:12.490
قاضي قرار بود وقتي بيدار شه باهاش صحبت کنه

00:49:12.490 --> 00:49:15.120
قاضي؟منظورت چيه؟

00:49:15.120 --> 00:49:16.950
اون کاري نکرده

00:49:16.950 --> 00:49:20.830
هميشه شما عليه اون بوديد، عادلانه نيست

00:49:20.830 --> 00:49:25.210
 تقصير توئه،اگه مثل همه ي خواهراي نجيب دیگه ما رو به مهموني دعوت ميکردي و

00:49:25.210 --> 00:49:28.340
مجبور نميشديم  يواشکي از جنگل عبور کنيم اين اتفاقات نميفتاد

00:49:28.340 --> 00:49:30.770
اون موقع دني هم زنده بود

00:49:44.480 --> 00:49:47.940
اون صداي چي بود؟

00:49:47.940 --> 00:49:51.190
صداي چي بود؟ خب صداي عمه "ليديا" بود

00:49:51.200 --> 00:49:53.780
مگه نه مگه نه؟

00:49:53.780 --> 00:49:55.740
قربان، آقاي "ويکهام" بيدار شدن؟

00:49:55.740 --> 00:49:58.960
برو کمی استراحت کن، پسر خوب

00:50:02.870 --> 00:50:06.430
ميخوان اعدامش کنن؟ اوه، خدايا

00:50:07.500 --> 00:50:10.250
فقط ميخوان چندتا سوال بپرسن،همش همين

00:50:10.260 --> 00:50:13.090
 اون احتمالا تنها شاهده

00:50:13.090 --> 00:50:16.680
من کاري نکردم، پس اونا فکر نميکنن که اون مقصره؟

00:50:16.680 --> 00:50:19.800
فقط بايد آرامش خودمون رو حفظ کنيم "ليديا"، تا بتونن به کارشون برسن

00:50:19.810 --> 00:50:21.890
شايد بهتر باشه يه چيزي بخوري

00:50:21.890 --> 00:50:24.780
اينقدر مسخره نباش،آخه چطور ميتونم

00:50:26.310 --> 00:50:29.860
و همينطور بايد اون پير خرفت رو تحمل کنیم

00:50:29.860 --> 00:50:33.190
ميدونم چرا اينقدر زخم زبون ميزني "ليز"، تو حسادت ميکني

00:50:33.200 --> 00:50:36.370
!هميشه هم که ما خوش ميگذرونديم، تو از توي اين عمارت قديمي خارج نميشدي

00:50:37.660 --> 00:50:39.030
"اوه "ويکهام

00:50:39.030 --> 00:50:41.580
اوضاع که بهتر شد دربارش حرف ميزنيم

00:50:51.670 --> 00:50:53.380
..شايد يه کم بتونم

00:50:53.380 --> 00:50:57.020
دکتر "مکفي" توصيه کرده که بايد به خودت برسي تا سرحال بشي

00:51:00.350 --> 00:51:04.100
اصلا اشتها ندارم

00:51:16.360 --> 00:51:17.860
احساس سردرگمي ميکردم

00:51:17.870 --> 00:51:22.170
.اما بيشتر از ده دقيقه طول نکشيد

00:51:25.040 --> 00:51:26.420
وقتي که پيداش کردم

00:51:29.130 --> 00:51:32.470
ديدم يکي به سرعت از لا به لاي  درخت ها مي دويد

00:51:34.090 --> 00:51:36.480
تفنگ "دني" رو گرفتم و شليک کردم

00:51:39.050 --> 00:51:40.890
اما اون غيبش زده بود

00:51:40.890 --> 00:51:43.100
و بعدش؟

00:51:43.100 --> 00:51:46.490
متوجه شدم که حال اون خيلي بده

00:51:47.900 --> 00:51:51.740
پس دوباره تفنگ رو پر کردم و شليک کردم تا تقاضاي کمک کنم

00:51:53.730 --> 00:51:55.160
ولي چند لحظه بعد

00:51:58.110 --> 00:52:00.120
اون مرده بود

00:52:04.660 --> 00:52:06.460
مهاجم رو پيدا کرديد؟

00:52:07.620 --> 00:52:11.590
درحال حاضر تنها مظنون ما شما هستید

00:52:12.710 --> 00:52:14.260
چرا بايد اون رو بکشم؟

00:52:15.710 --> 00:52:18.940
!اون تنها دوستي بود که داشتم،خدا

00:52:20.430 --> 00:52:23.090
داشتم زنم رو به مراسم رقص مياوردم

00:52:23.100 --> 00:52:24.800
بيشتر توضيح بده

00:52:24.810 --> 00:52:28.480
اون از اينکه دعوت نشده بود عصباني بود،من ميدونستم

00:52:28.480 --> 00:52:32.730
که اگه دير به جشن بيايم دارسي اجازه ورود اون به جشن رو ميده

00:52:32.730 --> 00:52:35.830
اما "دني" به برنامه ي من پي برد و اون وقت شروع کرد

00:52:37.860 --> 00:52:39.530
به مخالفت کردن

00:52:39.530 --> 00:52:42.030
از اول هم به من دروغ گفتی تا باهات بيام

00:52:42.030 --> 00:52:43.820
تو خودخواهي، خيلي خودخواهي

00:52:43.830 --> 00:52:46.910
..تو هيچي نميدوني، حتي از زن ها واينکه چه احساساتي دارن

00:52:46.910 --> 00:52:48.040
ما بحث کرديم

00:52:48.040 --> 00:52:50.170
هردوتامون مست بوديم

00:52:54.590 --> 00:52:56.970
و من از هميشه عصباني تر بودم

00:53:00.260 --> 00:53:02.560
بعد يک دفعه از کوره در رفت

00:53:03.600 --> 00:53:06.020
همش همين، اين چيزي بود که اتفاق افتاد

00:53:09.520 --> 00:53:12.280
اون حتما با يکي در جنگل مواجهه شده

00:53:13.980 --> 00:53:17.410
...يک قاتل يه جايي اون بيرونه، اونوقت شما

00:53:19.650 --> 00:53:21.830
دارين وقت رو تلف ميکنيد

00:53:32.080 --> 00:53:36.880
جورجيانا"، حتما خوب نخوابيدي"

00:53:36.880 --> 00:53:39.420
متاسفم از اينکه با "ويکهام" رو در رو شدي

00:53:39.420 --> 00:53:41.840
حتما خاطرات بدي رو برات تداعي کرده

00:53:41.840 --> 00:53:44.930
من هيچ وقت عاشق اون نبودم...فقط

00:53:44.930 --> 00:53:49.030
يک حس بچه گانه بود

00:53:50.980 --> 00:53:53.770
و شايدم بخاطر تنهايي

00:53:53.770 --> 00:53:55.980
مسلماً اون هم من رو دوست نداشته

00:53:55.980 --> 00:53:59.360
تنها چيزي که بهش علاقه داره، پوله

00:53:59.360 --> 00:54:03.450
هرگز نخواستم که با اون فرار کنم، باور ميکني؟ البته

00:54:03.450 --> 00:54:05.360
..فقط

00:54:05.370 --> 00:54:08.530
مطمئن نيستم که برادرم هم باور داشته باشه

00:54:08.540 --> 00:54:10.370
هربار سعي کردم باهاش حرف بزنم

00:54:10.370 --> 00:54:13.590
ميتونستم ببينم که چقدر ناراحت ميشه

00:54:16.630 --> 00:54:18.790
این يه مسئله ی مبهمیـ ــه، همين

00:54:18.800 --> 00:54:22.710
اون بايد از اينکه اينقدر بهش نزديک شدم ، ترسيده باشه. نه

00:54:22.720 --> 00:54:24.170
من ترسيدم

00:54:24.180 --> 00:54:27.970
عصبانيت اون بخاطر "ويکهام"ـــه، تو فقط 15 سالت بود جورجيانا

00:54:27.970 --> 00:54:31.820
..من خودم ميدونم

00:54:36.270 --> 00:54:38.740
که اون چقدر تو دل بروئه

00:54:40.860 --> 00:54:44.460
بيا اميداوار باشيم که به زودي از زندگيمون بيرون ميره

00:55:27.570 --> 00:55:30.410
هاردکسل" از همه توضيح ميخواد"

00:55:30.410 --> 00:55:33.490
ما همه ديشب باهم بوديم مطمئنن، بجز شما کلنل

00:55:33.500 --> 00:55:35.550
و تيم گشت شبانتون

00:55:36.580 --> 00:55:40.470
امیدوارم که يک توضيح قانع کننده براي اينکه کجا بودين داشته باشيد. بله حتما

00:55:41.960 --> 00:55:44.840
شکي ندارم که شما به بهترين وکيل ها دسترسي داريد، قربان

00:55:44.840 --> 00:55:47.020
اما شايد بتونم کمکي بکنم

00:55:48.340 --> 00:55:50.560
خب چه پيشنهادي داري؟

00:55:52.260 --> 00:55:53.680
از اونجايي که شما اون رو خوب ميشناسيد

00:55:53.680 --> 00:55:56.600
به راحتي ميتونيد درباره ي "ويکهام" قضاوت کنيد

00:55:56.600 --> 00:55:58.740
بنظرتون اون ميتونه چنين جرمي رو مرتکب بشه؟

00:56:00.650 --> 00:56:05.370
در گذشته، خيلي متکبر و حقه باز و ناسپاس بود

00:56:06.450 --> 00:56:08.000
اما خشن؟ نه نبود

00:56:09.870 --> 00:56:12.950
متوجه شدم که اون همراه شما در اردوگاه ايرلندي ها جنگيده؟

00:56:12.950 --> 00:56:18.210
البته، وخيلي هم شجاعانه، مسئول خط مقدم در مرز فرانسه بود

00:56:18.210 --> 00:56:20.220
کار مشمئز کننده اي بود

00:56:22.000 --> 00:56:25.250
..باور دارم که چنين جنگ هايي ميتونه حتي بهترين

00:56:25.260 --> 00:56:27.090
مردان صلح طلب رو به بيراهه بکشونه

00:56:27.090 --> 00:56:31.840
چيزي نميتونه تو رو از خدمت به شاه و کشورت به بيراهه بکشونه

00:56:31.850 --> 00:56:33.270
!احمق

00:56:37.940 --> 00:56:40.110
اگه دفاع از خود بوده باشه چي؟

00:56:42.440 --> 00:56:44.530
هنوز هيچ سوءقصدي وجود نداره

00:56:46.240 --> 00:56:49.860
"يک چيز که نميتونم درک کنم اينه که چرا "دني

00:56:49.860 --> 00:56:51.120
به داخل جنگل رفته

00:56:53.080 --> 00:56:55.420
چرا از مسيري که اومده برنگشته؟

00:56:57.250 --> 00:56:59.090
خيلي عجيبه

00:57:04.210 --> 00:57:09.880
"اون مرده. "دني" مرده. من کشتمش، تقصير من بود"

00:57:09.880 --> 00:57:11.420
ميخواي بدوني اون چي گفت؟

00:57:11.430 --> 00:57:16.600
"گفت:"اون مرده. بهترين دوستم مرده، تقصير من بود

00:57:16.600 --> 00:57:19.350
"من کشتمش"

00:57:19.350 --> 00:57:20.650
يه چيزايي مثل اين

00:57:21.690 --> 00:57:23.310
"من کشتمش"

00:57:23.310 --> 00:57:26.770
تنها دوستم رو کشتم و تقصير من بود"

00:57:26.780 --> 00:57:28.280
مطمئني؟

00:57:28.280 --> 00:57:31.110
بله، اما مطمئنم از اينکه احساس گناه ميکرده اين ها رو گفته

00:57:31.110 --> 00:57:33.570
اون خودش رو مسئول ميدونه بخاطر بحثي که بين اونا شکل گرفته بود

00:57:33.570 --> 00:57:37.030
ممنون، مطمئنم که مظنون اصلي خودشه

00:57:37.040 --> 00:57:40.120
سلاح رو که منجر به قتل شده پيدا کريد؟

00:57:40.120 --> 00:57:41.250
خب، پس براساس چه مدرکي؟

00:57:41.250 --> 00:57:43.500
اولاً، خودش اعتراف کرده

00:57:43.500 --> 00:57:47.630
من مرد ساده ايم"دارسي"، دنبال هيچ ابهامي نميرم وقتي که وجود نداره

00:57:47.630 --> 00:57:50.210
بعد از اينکه به صحنه ي جرم رسيديد، اون خودش اعتراف کرده

00:57:50.220 --> 00:57:52.880
ما 3 شاهد بر اين قضيه داريم

00:57:52.890 --> 00:57:56.760
تمام تکذيب کردن هاي اون تماماً قابل پيش بيني بود

00:57:56.760 --> 00:57:59.310
دوما، اين

00:57:59.310 --> 00:58:02.890
 سی پوند توي لبه ي کلاهش پيدا شده

00:58:02.900 --> 00:58:05.600
که در گوشه ي کالسکه پنهان شده بود

00:58:05.610 --> 00:58:09.610
اگه ثابت بشه که اين متعلق به دني ـه،اونوقت ما يه سوءنيت داريم

00:58:09.610 --> 00:58:12.280
ويکهام ممکنه خيلي کارها بکنه، اما  دزد نيست

00:58:12.280 --> 00:58:15.700
من اون رو بازداشت ميکنم و متهم به این جرم میکنم

00:58:15.700 --> 00:58:20.510
از اون بازجويي ميکنيم و بعدش هم به دادگاه احضارش ميکنيم

00:58:22.830 --> 00:58:25.010
"خودت رو آماده کن "دارسي

00:58:26.290 --> 00:58:29.640
اگه اون مجرم شناخته بشه، خودت نتيجش رو ميدوني

00:59:01.580 --> 00:59:03.760
منظورت چيه که اونا دارن ميبرنش؟

00:59:07.630 --> 00:59:11.550
ويکهام"، اينجا چه خبره؟"

00:59:11.550 --> 00:59:16.300
"اون رو کجا دارن ميبرن؟"ويکهام"، "ويکهام

00:59:16.300 --> 00:59:20.800
"خواهش ميکنم ولش کنيد، خواهش ميکنم، "ليديا

00:59:20.810 --> 00:59:23.640
خواهش ميکنم بذاريد بره

00:59:23.640 --> 00:59:25.930
تو گفتي فقط ميخوان ازش باز جويي کنن

00:59:25.940 --> 00:59:28.850
خواهش ميکنم...خواهش ميکنم ولش کنيد

00:59:28.860 --> 00:59:30.480
بذاريد بره

00:59:30.480 --> 00:59:31.690
"ويکهام"

00:59:31.690 --> 00:59:33.280
بشين

00:59:33.280 --> 00:59:34.360
دستتو بکش

00:59:34.360 --> 00:59:36.330
ويکهام"، خواهش ميکنم، ولش کنيد"

00:59:37.360 --> 00:59:38.780
ويکهام"، خواهش ميکنم"

00:59:38.780 --> 00:59:41.070
تو بايد بياي اينطرف

00:59:41.080 --> 00:59:42.800
حرکت کن

01:00:15.070 --> 01:00:17.040
"دارسي"

01:00:26.710 --> 01:00:46.710
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:00:46.734 --> 01:01:10.734
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.