﻿WEBVTT

00:00:08.880 --> 00:00:11.260
‫پادشاه شیاطین حقیقی از بین رفته است.

00:00:12.010 --> 00:00:15.890
‫دشمنِ دنیا که افق را لبریز از وحشت کرد،

00:00:15.890 --> 00:00:17.810
‫توسط شخصی شکست خورد.

00:00:18.480 --> 00:00:20.770
‫تا به امروز،

00:00:20.770 --> 00:00:23.820
‫نام و وجود آن یگانه قهرمان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.

00:00:24.440 --> 00:00:27.190
‫اکنون که روزگار وحشت به پایان رسیده است،

00:00:27.570 --> 00:00:30.780
‫آن شخص بایستی انتخاب شود.

00:02:05.920 --> 00:02:10.670
‫شهر میج، شهر مستمره‌ای در نزدیکی لیثیا شاهزاده‌نشین جدید است،

00:02:10.670 --> 00:02:12.920
‫که مقر آورتیا،

00:02:12.920 --> 00:02:16.890
‫برای نظارت بر اقدامات لیثیا است.

00:02:16.910 --> 00:02:28.910
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:35.820 --> 00:02:37.490
‫مهمون‌هامون از راه رسیدن؟

00:02:37.490 --> 00:02:40.160
‫بله، گویا امروز صبح اومدن.

00:02:40.740 --> 00:02:42.410
‫پس من دیر کردم.

00:02:42.410 --> 00:02:46.830
‫خب، ادب و نزاکت برای بیشتر بازدید‌کننده‌ها فاقد اهمیته.

00:02:59.720 --> 00:03:00.850
‫شرمنده.

00:03:00.850 --> 00:03:03.430
‫من دعوتتون کردم ولی خودم دیر کردم.

00:03:03.430 --> 00:03:05.190
‫من وزیر بیستم،

00:03:05.190 --> 00:03:06.940
‫هیدوی بندم.

00:03:09.020 --> 00:03:11.770
‫مـ ـ من یونوی چنگال دورم.

00:03:11.770 --> 00:03:12.900
‫توی ناگان،

00:03:12.900 --> 00:03:15.450
‫ناگانی که نابود شد،

00:03:15.450 --> 00:03:17.200
‫من شاگرد یه محقق بودم.

00:03:17.780 --> 00:03:20.120
‫می‌خواستم بابت اینکه قبول کردید به حرفامون گوش بدید ازتون تشکر-

00:03:20.120 --> 00:03:21.780
‫بیخیال معرفی.

00:03:22.330 --> 00:03:24.620
‫اگه سروکله‌ی یه بازدیدکننده جدید پیدا شده،

00:03:24.620 --> 00:03:27.170
‫آورتیا حتماً باید بهش رسیدگی کنه.

00:03:27.170 --> 00:03:29.080
‫تصمیم درستی گرفتی که بهمون خبر دادی.

00:03:29.080 --> 00:03:30.500
‫خیر...

00:03:30.500 --> 00:03:32.590
‫کار خاصی نکردم.

00:03:32.590 --> 00:03:34.340
‫خب پس،

00:03:35.170 --> 00:03:37.550
‫تو باید شمشیر بید باشی.

00:03:37.550 --> 00:03:40.890
‫آه، نمی‌شه اون رو به اسمم اضافه نکنم؟

00:03:40.890 --> 00:03:42.430
‫من سوجیرو اَم.

00:03:42.430 --> 00:03:45.100
‫شمشیر بید لقب خیلی‌خوبی‌ـه.

00:03:45.640 --> 00:03:47.690
‫بگذریم، بهتره برم سر اصل مطلب.

00:03:50.770 --> 00:03:53.440
‫دشمن، ژنرال بیست‌وسوم پیشین آورتیا،

00:03:53.440 --> 00:03:55.320
‫تارنِ محفوظ ـه.

00:03:55.990 --> 00:03:57.860
‫اون یه ارتش وایورن داره،

00:03:57.860 --> 00:04:00.570
‫و داره اشیاء جادویی و مزدور جمع می‌کنه.

00:04:01.160 --> 00:04:03.700
‫می‌خوام قبل از درگرفتن جنگی بین آورتیا و لیثیا شاهزاده‌نشین جدید،

00:04:03.700 --> 00:04:05.790
‫تمام این جریانات رو خاتمه بدم.

00:04:05.790 --> 00:04:08.160
‫و از شما دو نفر می‌خوام بهم کمک کنید.

00:04:08.540 --> 00:04:11.290
‫اون رقابتی که برای برگزیدن قهرمان برگزار می‌شه، چی؟

00:04:11.290 --> 00:04:12.960
‫به موقعش به اون هم می‌رسیم.

00:04:12.960 --> 00:04:16.050
‫به‌هرحال، بزرگ‌ترین رویداد توی کل دنیاست.

00:04:16.050 --> 00:04:18.970
‫و پرواضحه، فقط کسایی که اسم‌ورسم‌دارن می‌تونن شرکت کنن.

00:04:20.680 --> 00:04:22.430
‫این رو یه آزمون صلاحیت برای،

00:04:22.430 --> 00:04:24.560
‫نامزد قهرمانی در نظر بگیر.

00:04:24.560 --> 00:04:28.100
‫اگه بتونی ضربه‌ی جدی به لیثیا شاهزاده‌نشین جدید وارد کنی،

00:04:28.100 --> 00:04:32.110
‫ یکی از بیست‌ونه مقام عالی‌رتبه، محتملاً از نامزدیِ تو حمایت می‌کنه.

00:04:32.110 --> 00:04:34.940
‫همه‌چی قبوله، به شرطی که یه جنگ جانانه گیرم بیاد.

00:04:36.110 --> 00:04:37.820
‫سو ـ سوجیرو،

00:04:37.820 --> 00:04:40.200
‫هیدو-ساما شخص خیلی بانفوذی‌ان.

00:04:40.200 --> 00:04:41.740
‫سعی کن مؤدب‌تر باشی.

00:04:41.740 --> 00:04:42.820
‫آه...

00:04:42.820 --> 00:04:44.180
‫می‌خوای چطوری حرف بزنم؟

00:04:44.180 --> 00:04:44.490
‫اوه.

00:04:45.080 --> 00:04:46.200
‫خب...

00:04:46.200 --> 00:04:50.620
‫از صمیم قلب بابت رعایت حال ما، بازدیدکننده‌های حقیر،

00:04:50.620 --> 00:04:52.540
‫ازتون سپاسگزاریم.

00:04:52.540 --> 00:04:53.630
‫چطوره؟

00:04:53.630 --> 00:04:54.710
‫عا.

00:04:54.710 --> 00:04:58.010
‫بیا وانمود کنیم که این‌طوری باهات چاق سلامتی کردم.

00:04:58.630 --> 00:04:59.720
‫شماها.

00:04:59.720 --> 00:05:01.930
‫شانس آوردین که من مرد باگذشتی‌ام.

00:05:02.510 --> 00:05:05.310
‫یونو، این جنگ با لیثیا،

00:05:05.310 --> 00:05:08.020
‫اهمیت خاصی برات داره،‌ مگه نه؟

00:05:08.020 --> 00:05:09.930
‫بـ ـ بله.

00:05:10.520 --> 00:05:11.520
‫هیدو-ساما...

00:05:12.150 --> 00:05:14.900
‫مطمئنید که یکی از پیروان تارن، پادشاه شیاطین خودخوانده،

00:05:14.900 --> 00:05:19.150
‫اون روز توی هزارتوی عظیم ناگان بوده؟

00:05:19.150 --> 00:05:20.650
‫مطمئنم.

00:05:20.650 --> 00:05:23.320
‫اسمش داکایِ زاغی‌ـه.

00:05:23.320 --> 00:05:25.410
‫شمشیرزنی که یه شمشیر طلسم‌شده‌ی آبی داره.

00:05:30.870 --> 00:05:35.750
‫پس، گولم دانجن چون این مرده داکای زاغی به اعماق هزارتو پا گذاشت،

00:05:35.750 --> 00:05:37.710
‫به حرکت دراومد؟

00:05:37.710 --> 00:05:40.840
‫این صرفاً حدس‌وگمان توـه.

00:05:43.300 --> 00:05:47.720
‫نمی‌خوام باور کنم که اون فاجعه صرفاً یه حادثه بود،

00:05:47.720 --> 00:05:49.850
‫به این فکر کنم که درهرصورت اجتناب‌ناپذیر بود،

00:05:49.850 --> 00:05:52.730
‫و عجز و ناتوانی خودم رو بابتش سرزنش کنم.

00:05:53.310 --> 00:05:54.560
‫هیدو-ساما،

00:05:54.560 --> 00:05:56.400
‫می‌خوام ازتون اجازه بگیرم.

00:05:56.400 --> 00:05:57.480
‫اجازه؟

00:05:58.070 --> 00:06:00.150
‫می‌خوام سوجیرو رو همراهی کنم.

00:06:02.280 --> 00:06:03.910
‫خیلی‌خب.

00:06:03.910 --> 00:06:04.990
‫ببینم چیکار می‌کنی.

00:06:22.920 --> 00:06:24.510
‫اگه درست خاطرم باشه،

00:06:24.510 --> 00:06:26.640
‫امشب با تارن شام می‌خوره.

00:06:38.020 --> 00:06:39.190
‫تکون نخور.

00:06:39.820 --> 00:06:41.190
‫تکون بخوری می‌کشمت.

00:06:42.320 --> 00:06:43.690
‫منم.

00:06:48.070 --> 00:06:50.030
‫نمی‌خواد گارد بگیری.

00:06:50.030 --> 00:06:51.950
‫دارم اینجا رو هم وارسی می‌کنم.

00:06:51.950 --> 00:06:54.040
‫اجازه‌ش رو از تارن-چان گرفتم.

00:06:54.040 --> 00:06:56.420
‫یادم نمیاد من بهت اجازه داده باشم.

00:06:57.080 --> 00:07:00.090
‫و تصمیم ندارم با یه شمشیرزن ابله کنار بیام.

00:07:00.090 --> 00:07:01.710
‫شمشیرزن، ها.

00:07:02.050 --> 00:07:04.260
‫چه تصادفی.

00:07:04.260 --> 00:07:07.430
‫بعید می‌دونم منم بتونم با وایورن جماعت کنار بیام.

00:07:09.260 --> 00:07:13.020
‫همچین مردی در هر حالتی می‌تونه،

00:07:13.020 --> 00:07:15.060
‫سریع‌تر از فنون کلام من دست به حمله بزنه.

00:07:15.640 --> 00:07:16.890
‫می‌دونی دفتر خاطرات چیه؟

00:07:16.890 --> 00:07:18.650
‫دفتر خاطرات؟

00:07:18.650 --> 00:07:20.900
‫توی این دنیا محبوب نیست؟

00:07:21.320 --> 00:07:24.070
‫وقایع روزانه رو توی یه دفتر یادداشت می‌کنی.

00:07:24.070 --> 00:07:27.820
‫می‌دونستی کارته-چان هم یه دفتر خاطرات داره؟

00:07:29.530 --> 00:07:31.620
‫نمی‌دونستم.

00:07:31.620 --> 00:07:34.620
‫شما مینیان‌های کودن از همچین سرگرمی‌هایی لذت می‌برین؟

00:07:34.620 --> 00:07:35.710
‫چی بگم والا.

00:07:35.710 --> 00:07:39.420
‫به‌هرحال، کارته-چان که لذت می‌بره.

00:07:39.420 --> 00:07:41.170
‫خب که چی؟

00:07:41.170 --> 00:07:43.550
‫هیچ کلمه‌ای توی این نوشته نشده.

00:07:43.550 --> 00:07:46.010
‫سوراخ‌هایی توی فواصل معین ایجاد شده.

00:07:46.010 --> 00:07:48.340
‫با لمس کردن می‌شه خوندش.

00:07:51.760 --> 00:07:56.060
‫اگه اون بانوی جوان تمام این مدت داشته
‫چیزهایی مثل وضع هوا یا مواقعی که باهات حرف می‌زده رو،

00:07:56.850 --> 00:08:00.560
‫یادداشت می‌کرده، چیکار می‌کنی؟

00:08:04.110 --> 00:08:05.820
‫امروز هم اعزام شدید؟

00:08:05.820 --> 00:08:08.950
‫تازه از تعقیب چندتا راهزن آشغال برگشتم.

00:08:08.950 --> 00:08:12.070
‫وقت ندارم مثل تو هر روزمو به یللی تللی بگذرونم.

00:08:12.070 --> 00:08:15.950
‫بعید می‌دونم اونقدری بی‌فکر باشی که اطلاعات نظامی رو باهاش درمیون بذاری،

00:08:16.580 --> 00:08:19.330
‫ولی از قرار معلوم اطلاعات دارن به آورتیا درز می‌کنن.

00:08:19.330 --> 00:08:21.170
‫می‌خوای به چی برسی؟

00:08:21.170 --> 00:08:23.670
‫اگه نوک انگشتت به کارته بخوره،

00:08:23.670 --> 00:08:27.170
‫تیکه تیکه‌ات می‌کنم و می‌کشمت.

00:08:27.170 --> 00:08:30.890
‫ای بابا، خیال کردی می‌تونی شکستم بدی؟

00:08:31.470 --> 00:08:32.890
‫نادون!

00:08:44.270 --> 00:08:46.480
‫بگو ببینم، رگنجی.

00:08:47.070 --> 00:08:48.240
‫درمورد گله‌ت.

00:08:48.240 --> 00:08:49.740
‫قضیه‌ش چیه؟

00:08:49.740 --> 00:08:50.910
‫گله‌م؟

00:08:51.410 --> 00:08:52.950
‫چیکار به گله‌م داری؟

00:08:53.320 --> 00:08:57.790
‫پادشاه شیاطین حقیقی قبلاً یه‌بار گله‌ت رو نابود نکرد؟

00:09:06.590 --> 00:09:09.550
‫همین چهار سال پیش،

00:09:09.550 --> 00:09:12.010
‫حول‌وحوش اون‌موقع که کارته-چان بینایی‌شو از دست داد.

00:09:12.680 --> 00:09:15.640
‫همچین گله‌ی بزرگی رو چطوری درعرض چهار سال تشکیل دادی؟

00:09:16.220 --> 00:09:18.520
‫اگه گفتم می‌خوای چیکار کنی؟

00:09:18.520 --> 00:09:19.890
‫یه مینیا مثل تو.

00:09:19.890 --> 00:09:21.440
‫آروم باش.

00:09:21.810 --> 00:09:23.980
‫فعلاً قصد انجام کاری رو ندارم.

00:09:27.400 --> 00:09:29.860
‫نه درخصوص کارته-چان، یا تو.

00:09:29.860 --> 00:09:32.860
‫اگه قراره از کارته حرف بکشی، می‌خوام کنار من باشه.

00:09:34.410 --> 00:09:36.410
‫حرف کشیدن ازش هیچ فایده‌ای نداره.

00:09:36.410 --> 00:09:38.910
‫به‌هرحال بعید می‌دونم چیزی برای گفتن داشته باشه.

00:09:39.500 --> 00:09:42.040
‫بر فرض یه‌نفر داشته کله‌ی کارته رو با اطلاعات پر می‌کرده،

00:09:42.040 --> 00:09:45.380
‫کارته-چان که ندیده کی بوده.

00:09:50.050 --> 00:09:52.930
‫من باید از گله‌م محافظت کنم.

00:09:52.930 --> 00:09:56.140
‫حتی اگه کارته یه خائن از آب دربیاد.

00:10:02.440 --> 00:10:04.850
‫تصمیم درست رو می‌گیرم،

00:10:05.610 --> 00:10:06.690
‫مثل همیشه.

00:10:15.570 --> 00:10:17.830
‫مثل اینکه رگنجی موقعِ رفتن،

00:10:17.830 --> 00:10:20.450
‫اتفاقی دستمال‌گردنم رو پاره کرده.

00:10:20.450 --> 00:10:24.000
‫نمی‌تونم پیداش کنم.

00:10:24.460 --> 00:10:26.630
‫کل اتاقم رو گشتم.

00:10:26.630 --> 00:10:28.880
‫چه اتفاق ناگواری.

00:10:29.460 --> 00:10:33.510
‫مطمئنم با بی‌شرمی خودش رو به اون راه می‌زنه، ولی باید ببخشیش.

00:10:33.510 --> 00:10:36.430
‫می‌دونم.

00:10:44.100 --> 00:10:45.190
‫خوشمزه‌ست.

00:10:45.190 --> 00:10:46.310
‫که اینطور؟

00:10:46.980 --> 00:10:48.480
‫می‌گم، مامان.

00:10:49.440 --> 00:10:53.110
‫مگه چندبار بهت نگفتم من رو به این اسم صدا نزنی؟

00:10:53.440 --> 00:10:55.200
‫دلم برای مادر واقعیت می‌سوزه.

00:10:56.820 --> 00:10:57.820
‫راستش،

00:10:57.820 --> 00:11:02.370
‫می‌خواستم ازتون خواهش کنم که رگنجی رو
‫از انجام هرگونه کار خطرناکی منع کنید.

00:11:03.000 --> 00:11:06.460
‫وظیفه‌ی رگنجی اون رو مدام در معرض خطر قرار می‌ده.

00:11:07.040 --> 00:11:09.670
‫بازم قراره جنگ بشه؟

00:11:11.300 --> 00:11:12.420
‫اینطور که پیداست، آره.

00:11:13.010 --> 00:11:15.170
‫من پادشاه شیاطین خودخوانده‌م.

00:11:15.170 --> 00:11:18.340
‫آورتیا به کسی که خودش رو پادشاه شیاطین معرفی کنه، رحم نمی‌کنه.

00:11:18.760 --> 00:11:20.350
‫ارتش‌شون رو اعزام می‌کنن.

00:11:22.310 --> 00:11:26.230
‫وقتی این اتفاق افتاد، من باید از لیثیا محافظت کنم.

00:11:26.890 --> 00:11:28.850
‫هوم، می‌دونم.

00:11:33.730 --> 00:11:36.360
‫از وقتی که پیداش کردم،

00:11:36.360 --> 00:11:39.160
‫همیشه با رگنجی بوده.

00:11:39.870 --> 00:11:41.030
‫کارته،

00:11:41.030 --> 00:11:44.950
‫می‌خواد به این باور داشته باشه که رگنجی
‫یه فرشته‌ست که جون مردم رو نجات می‌ده.

00:11:46.370 --> 00:11:47.710
‫برای همین،

00:11:47.710 --> 00:11:51.840
‫نمی‌تونم حقیقت رو درمورد رگنجی بهش بگم.

00:11:54.800 --> 00:11:57.760
‫رگنجی بدون من کار نمی‌کنه.

00:11:57.760 --> 00:12:00.260
‫برای همین بهم جا و پناه دادید؟

00:12:00.260 --> 00:12:01.350
‫درسته.

00:12:01.350 --> 00:12:04.720
‫تو نقش حیاتی توی این جنگ داری.

00:12:04.720 --> 00:12:07.690
‫به‌نظرتون یه‌روز بالأخره می‌تونیم خوشبختی رو پیدا کنیم؟

00:12:08.810 --> 00:12:10.600
‫خودت و رگنجی رو می‌گی؟

00:12:10.600 --> 00:12:11.690
‫و ماما-

00:12:12.190 --> 00:12:13.400
‫تارن-ساما.

00:12:13.400 --> 00:12:15.940
‫اگه لیثیا توی جنگ پیروز شه و اقتصادش رونق پیدا کنه،

00:12:16.570 --> 00:12:18.070
‫و دیگه هیچ خطری تهدیدش نکنه.

00:12:18.070 --> 00:12:20.610
‫دراین‌صورت، به‌نظرتون می‌تونیم همگی در صلح و صفا زندگی کنیم؟

00:12:21.870 --> 00:12:23.030
‫نگران نباش.

00:12:23.030 --> 00:12:25.120
‫من تابه‌حال توی هیچ جنگی شکست نخوردم.

00:12:25.120 --> 00:12:26.830
‫من تارن محفوظم.

00:12:26.830 --> 00:12:30.420
‫این درگیری جزئی با آورتیا رو توی یه چشم به‌هم زدن خاتمه می‌دم.

00:12:30.420 --> 00:12:31.540
‫هوم.

00:12:33.420 --> 00:12:35.420
‫وقت خوابه.

00:12:35.420 --> 00:12:36.510
‫بله.

00:12:38.510 --> 00:12:40.800
‫شبتون بخیر، مامان.

00:12:42.260 --> 00:12:44.810
‫مگه بهت نگفتم من رو به این اسم صدا نزنی، کارته.

00:12:52.270 --> 00:12:54.940
‫اینجا تعریف چندانی نداره.

00:12:54.940 --> 00:12:56.730
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

00:12:56.730 --> 00:12:59.650
‫توی اتا درخت‌های بلندتری بود.

00:12:59.650 --> 00:13:04.530
‫خب، فکر نمی‌کردم انقدر میوه‌های جورواجور بفروشن.

00:13:05.120 --> 00:13:07.540
‫شهر آورتیا از این هم شگفت‌انگیزتره.

00:13:07.540 --> 00:13:09.620
‫بازم دارین چاخان می‌کنین.

00:13:13.630 --> 00:13:15.710
‫من برای گشت‌وگذار،

00:13:15.710 --> 00:13:19.050
‫یا برای آموزش کیا به لیثیا نیومدم.

00:13:19.920 --> 00:13:24.430
‫کلام هستی برگ برنده‌ی مختص خودمه که آورتیا ازش بی‌خبره.

00:13:24.430 --> 00:13:28.180
‫باید قبل از شروع رقابت، هر کسی رو که ممکنه به ارتباطم با کیا پی ببره،

00:13:28.180 --> 00:13:31.060
‫از سر راهم بردارم.

00:13:31.640 --> 00:13:36.070
‫حتی اگه لازمه‌ش اقدامی اساسی باشه،
‫باید تا دیر نشده کارشو بسازم.

00:13:39.740 --> 00:13:41.610
‫با کی قراره ملاقات کنیم؟

00:13:41.610 --> 00:13:43.910
‫با یکی از آشناهای قدیمیم.

00:13:43.910 --> 00:13:45.740
‫صحبت‌مون شاید یکم طول بکشه.

00:13:45.740 --> 00:13:49.660
‫ولی بازم، تنهایی توی مهمان‌سرا حوصله‌م سر می‌ره.

00:13:50.290 --> 00:13:51.480
‫کیا-سان، اونجا رو.

00:13:51.480 --> 00:13:52.370
‫هوم؟

00:13:53.250 --> 00:13:55.000
‫هـــه، کشتی؟

00:13:55.000 --> 00:13:58.090
‫چطوره بری یه نگاه بهش بندازی؟

00:13:58.090 --> 00:13:59.670
‫و ـ‌ ولی...

00:13:59.670 --> 00:14:02.800
‫شاید اگه درست رفتار کنی، بذارن سوار شی.

00:14:02.800 --> 00:14:05.180
‫واقعاً؟ پس من رفتم!

00:14:06.220 --> 00:14:08.350
‫توی فضای سبز منتظرت می‌مونم!

00:14:08.350 --> 00:14:09.560
‫باشه!

00:14:21.900 --> 00:14:23.780
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

00:14:24.360 --> 00:14:27.280
‫نه، درست به‌موقع اومدی، الیا.

00:14:28.580 --> 00:14:30.080
‫لانا آشوب ماه.

00:14:31.790 --> 00:14:35.120
‫لانا بعد از من تنها کسی‌ـه که درمورد کلام هستی می‌دونه.

00:14:35.620 --> 00:14:38.790
‫به‌عنوان جاسوس آورتیا به لیثیا نفوذ می‌کنه،

00:14:38.790 --> 00:14:42.010
‫و اخبار درمورد کلام هستی رو اون بهم داد.

00:14:45.430 --> 00:14:47.300
‫قضیه‌ی کلام هستی واقعاً جای تأسف داره.

00:14:47.300 --> 00:14:48.390
‫بله.

00:14:48.390 --> 00:14:51.060
‫مثل اینکه درکل چیزی جز یه شایعه نبوده.

00:14:52.310 --> 00:14:54.480
‫شنیدم اتفاقات زیادی توی آورتیا افتاده.

00:14:56.150 --> 00:14:57.650
‫ترور تارن،

00:14:57.650 --> 00:14:58.730
‫کی قراره صورت بگیره؟

00:14:58.730 --> 00:15:00.020
‫هــــــه؟

00:15:00.020 --> 00:15:01.650
‫پس تو هم درموردش می‌دونی؟

00:15:01.650 --> 00:15:03.740
‫گوش‌هات مثل همیشه تیزن.

00:15:04.360 --> 00:15:07.740
‫من بی‌هدف درحال تماشای ابرها به لیثیا نیومدم.

00:15:11.660 --> 00:15:13.950
‫هدف، ستاره رو به‌دست‌ آورده.

00:15:14.830 --> 00:15:17.710
‫منم به‌زودی می‌تونم گزارشات آرایش نظامی وایورن‌ها رو بدم.

00:15:18.290 --> 00:15:22.550
‫وقتی برای لیثیا کار می‌کردم،
‫دو موجود فوق‌العاده قدرتمند رو مجاب به همکاری کردم.

00:15:23.050 --> 00:15:25.800
‫هیگوآرۀ دریایی و شالک بُرندۀ صدا.

00:15:26.130 --> 00:15:28.510
‫مزدورهای کارآزموده می‌تونن آتیش به باروت جنگ داخلی بزنن.

00:15:29.050 --> 00:15:30.930
‫احسنت دارین.

00:15:30.930 --> 00:15:34.560
‫صدالبته، هیچکس به هویت واقعیم شک نکرده.

00:15:35.270 --> 00:15:37.650
‫ناسلامتی، یه جاسوس کارکشته‌م.

00:15:37.650 --> 00:15:38.810
‫بله.

00:15:38.810 --> 00:15:41.650
‫من بهتر از هرکسی می‌دونم که شما چقدر متبحرید.

00:15:44.570 --> 00:15:45.780
‫سنسه!

00:15:47.860 --> 00:15:50.490
‫نذاشتن سوار کشتی شم!

00:15:50.490 --> 00:15:52.280
‫گفتن نمی‌تونن یه بچه‌ی تنها رو راه بدن.

00:15:52.280 --> 00:15:54.080
‫سنسه‌ی دروغگو!

00:15:54.080 --> 00:15:56.160
‫کـ ـ که اینطور؟

00:15:56.160 --> 00:15:57.410
‫«سنسه»؟

00:15:57.410 --> 00:15:58.750
‫آه...

00:15:58.750 --> 00:16:00.670
‫پس این هویتی‌ـه که اختیار کردی؟

00:16:01.130 --> 00:16:03.800
‫و گمونم اون یکی از شاگردهات باشه.

00:16:06.050 --> 00:16:07.550
‫این همون آشنایی‌ـه که می‌گفتین؟

00:16:07.550 --> 00:16:09.090
‫بـ ـ بله.

00:16:09.720 --> 00:16:11.640
‫من لانا آشوب ماهم.

00:16:11.640 --> 00:16:13.850
‫از شاگردهای قبلی الیا سنسه.

00:16:13.850 --> 00:16:15.060
‫از آشناییت خوش‌وقتم.

00:16:18.310 --> 00:16:20.060
‫من کیام.

00:16:20.060 --> 00:16:23.480
‫کیا، می‌خوای بریم یکم این اطراف بگردیم؟

00:16:24.110 --> 00:16:26.190
‫سنسه اهل عشق و حال نیست، مگه نه؟

00:16:26.190 --> 00:16:30.700
‫خب، اینجا توی این شهر چیز زیادی برای دیدن نیست.

00:16:31.200 --> 00:16:32.910
‫یه غذاخوری معرکه می‌شناسم.

00:16:33.530 --> 00:16:35.370
‫غذاهایی که داره با برنج خورده می‌شن.

00:16:36.000 --> 00:16:38.660
‫با نون فرق داره. خوشت میاد.

00:16:39.120 --> 00:16:40.580
‫ر ـ‌ راست می‌گی؟

00:16:40.580 --> 00:16:41.750
‫پس...

00:16:52.760 --> 00:16:55.060
‫کیا، هنوز بیداری؟

00:16:55.060 --> 00:16:57.020
‫هوم، بیدارم.

00:16:58.680 --> 00:17:00.310
‫چقدر دیگه‌ می‌خوای مقاومت کنی.

00:17:00.310 --> 00:17:02.020
‫هوی هوی، هنوز می‌تونی بالا بری.

00:17:02.020 --> 00:17:05.230
‫دست از سرم بردار، فردا کار دارم.

00:17:05.230 --> 00:17:07.110
‫کارت زیاد مهم نیست.

00:17:07.110 --> 00:17:08.240
‫ای بابا، ممنون.

00:17:08.940 --> 00:17:11.320
‫تارن-سان حتماً فرمانروای خوبی هستن.

00:17:11.820 --> 00:17:12.910
‫آره گمونم.

00:17:13.370 --> 00:17:14.530
‫دقیقاً برای همینه که،

00:17:14.530 --> 00:17:17.700
‫حس می‌کنه موظفه همه‌ی این‌کارها رو بکنه.

00:17:18.290 --> 00:17:20.750
‫اگه انقدر محبوب نبود،

00:17:21.250 --> 00:17:23.080
‫کار به اینجا نمی‌کشید.

00:17:23.880 --> 00:17:25.710
‫دلیل استقلال‌طلبیِ لیثیا...

00:17:26.670 --> 00:17:28.760
‫و اعلام فرمانروایی از سوی تارن،

00:17:28.760 --> 00:17:31.130
‫خواسته‌ی مردم بود.

00:17:31.880 --> 00:17:33.970
‫به‌نظرشون اون شایسته‌ترین فرد برای جایگاه فرمانروایی بود،

00:17:33.970 --> 00:17:35.800
‫و کشور خودشون رو می‌خواستن.

00:17:36.220 --> 00:17:38.100
‫تارن رو تحت فشار قرار دادن.

00:17:38.100 --> 00:17:40.270
‫علی‌رغم جنگ قریب‌الوقوع با آورتیا،

00:17:40.270 --> 00:17:44.060
‫مردم توی میخانه طوری شادی می‌کردن که انگار جشنه.

00:17:44.060 --> 00:17:45.190
‫آره.

00:17:45.610 --> 00:17:48.400
‫خیال می‌کنن مادامی که ارتش مقاوم وایورن
‫و تارن شکست‌ناپذیر رو داشته باشن،

00:17:48.400 --> 00:17:49.940
‫می‌تونن پیروز بشن.

00:17:50.400 --> 00:17:53.860
‫فکرِ اینکه ممکنه همین‌جا مورد حمله قرار بگیرن، به ذهن‌شونم خطور نکرده.

00:17:54.360 --> 00:17:57.330
‫من توی موارد بی‌شماری از تارن-سان درس گرفتم.

00:17:57.330 --> 00:18:00.870
‫ولی درنهایت، هیچ‌وقت فرصت نشد ازشون تشکر کنم.

00:18:00.870 --> 00:18:04.290
‫الان دیگه به‌خاطرش احساس تأسف نکن.

00:18:04.880 --> 00:18:07.800
‫اگه نکشیمش، دوباره یه جنگ تمام‌عیار درمی‌گیره.

00:18:07.800 --> 00:18:10.420
‫پادشاه شیاطین حقیقی مرده،

00:18:10.420 --> 00:18:12.550
‫درنتیجه شروع یه جنگ دیگه برای هیچ‌کس فایده‌ای نداره.

00:18:15.720 --> 00:18:18.180
‫لانا در جریان جنگ، عضو یه سازمان جاسوسی بود.

00:18:18.180 --> 00:18:20.470
‫به‌عنوان عضوی از «چشم‌های ابسیدین»،

00:18:20.470 --> 00:18:23.060
‫کارهای کثیف زیادی انجام داد.

00:18:23.730 --> 00:18:25.440
‫حتی بعد از اومدن به آورتیا،

00:18:25.440 --> 00:18:27.690
‫چاره‌ای جز ادامه دادن توی اون مسیر نداشت.

00:18:28.650 --> 00:18:32.280
‫خب، من تقریباً دیگه آخرای این کار لعنتی‌ام.

00:18:32.280 --> 00:18:34.860
‫توی آورتیا در آرامش زندگی می‌کنم.

00:18:40.410 --> 00:18:41.790
‫برگشتیم مهمان‌سرا؟

00:18:41.790 --> 00:18:43.210
‫نزدیکیم.

00:18:43.580 --> 00:18:47.540
‫منم یکم خسته‌م، پس بازم بخواب.

00:18:52.630 --> 00:18:54.170
‫به‌زودی به آورتیا برمی‌گردی.

00:18:54.840 --> 00:18:57.300
‫می‌رم به‌عنوان سوغاتی از لیثیا، یه اسباب‌بازی برای کیا بخرم.

00:19:23.250 --> 00:19:24.580
‫الان فرصت دارم...

00:19:28.040 --> 00:19:30.630
‫خب، بنا به گفته‌ی تارن-چان،

00:19:30.630 --> 00:19:32.460
‫بین مقامات‌مون یه خبرچین هست.

00:19:32.460 --> 00:19:33.760
‫خبرچین؟

00:19:33.760 --> 00:19:36.300
‫اگه بگم کارته-چانه چی؟

00:19:36.300 --> 00:19:37.840
‫یعنی چی که چی؟

00:19:37.840 --> 00:19:39.340
‫اتفاق بزرگی می‌شه.

00:19:40.010 --> 00:19:42.510
‫منظورت اینه که فرزندخوانده‌ی تارن خبرچینی کرده؟

00:19:42.510 --> 00:19:44.770
‫اون دختر یه دفتر خاطرات داشته.

00:19:44.770 --> 00:19:46.390
‫باورت می‌شه؟

00:19:46.390 --> 00:19:50.110
‫از خط بریل استفاده کرده.
‫حتی افراد نابینا هم می‌تونن با اون می‌خونن و می‌نویسن.

00:19:50.480 --> 00:19:52.400
‫این رو توی جهان دوردستی که من ازش اومدم، داریم.

00:19:52.400 --> 00:19:53.780
‫هـــــه؟

00:19:53.780 --> 00:19:57.860
‫منطقیه که فکر کنی کارته-چان خبرچینه، مگه نه؟

00:19:57.860 --> 00:20:00.280
‫اما اون دختر به تارن-چان باور داره.

00:20:00.280 --> 00:20:02.740
‫به‌هیچ‌وجه بهش خیانت نمی‌کنه.

00:20:02.740 --> 00:20:03.830
‫دراین‌صورت-

00:20:03.830 --> 00:20:06.910
‫این یعنی یه‌نفر کارته-چان رو گول زده.

00:20:07.830 --> 00:20:09.790
‫چه فکر بکری.

00:20:09.790 --> 00:20:13.750
‫برای استفاده از یه دختر نابینا بهش یاد بدی که اطلاعات رو یادداشت کنه.

00:20:15.590 --> 00:20:18.050
‫و با موفقیت، جور کردن بهترین بهانه.

00:20:18.050 --> 00:20:20.140
‫خبرچین تمام این مدت خارج شهر بود،

00:20:20.140 --> 00:20:23.510
‫دنبال مزدورهایی مثل شالک و هیگوآره می‌گشت.

00:20:23.510 --> 00:20:25.020
‫می‌خوای به چی برسی؟

00:20:25.020 --> 00:20:27.270
‫کسی که اون رو گول زده، توئی.

00:20:27.270 --> 00:20:30.310
‫قبلاً عضو یه سازمان جاسوسی بودی.

00:20:30.310 --> 00:20:33.230
‫ایجاد یه رمز با استفاده از خط بریل حتماً برات مثل آب خوردن بوده.

00:20:33.860 --> 00:20:34.900
‫خب،

00:20:34.900 --> 00:20:36.400
‫چه مدرکی داری؟

00:20:36.400 --> 00:20:37.820
‫رونوشت‌ها.

00:20:39.570 --> 00:20:41.820
‫از وقتی که به شهر برگشتی،

00:20:41.820 --> 00:20:45.290
‫دفتر خاطرات رو رونوشت می‌کردی و
‫اون رونوشت‌ها رو در اختیار آورتیا می‌ذاشتی.

00:20:45.290 --> 00:20:49.670
‫من اون رونوشت‌ها رو قبل از رسیدن رفقات، قاپیدم.

00:20:49.670 --> 00:20:51.750
‫و البته بررسی کردم تا مطمئن بشم که،

00:20:51.750 --> 00:20:55.670
‫همون اطلاعات به جاسوس‌های آورتیا رسیده بوده.

00:20:56.260 --> 00:20:58.670
‫خب، ناسلامتی من یه سارقم.

00:20:58.670 --> 00:21:02.930
‫هر محل جاسازی رو پیدا می‌کنم و هر قفلی رو می‌تونم باز کنم.

00:21:02.930 --> 00:21:06.060
‫همیشه این حرف رو به تارن-چان می‌زنم.

00:21:06.470 --> 00:21:08.180
‫خب، نظرت چیه؟

00:21:08.770 --> 00:21:09.770
‫تحت تأثیر قرار گرفتی؟

00:21:12.150 --> 00:21:13.480
‫شرایط عوض شده.

00:21:13.480 --> 00:21:15.940
‫صرفاً مخفی کردنِ کلام هستی کفایت نمی‌کنه.

00:21:19.110 --> 00:21:21.200
‫سوار شو. تارن-چان منتظرته.

00:21:29.040 --> 00:21:32.710
‫اگه لانا زبون باز کنه، منم بازجویی می‌کنن.

00:21:33.130 --> 00:21:35.090
‫کیا هرچقدرم شکست‌ناپذیر باشه،

00:21:35.090 --> 00:21:36.380
‫من...

00:21:36.380 --> 00:21:38.550
‫سنسه؟

00:21:38.550 --> 00:21:41.340
‫چیکار دارین می‌کنین؟ داشتم دنبال‌تون می‌گشتم.

00:21:42.470 --> 00:21:44.260
‫لانا رو یه سابق ربوده.

00:21:44.260 --> 00:21:45.390
‫هـــه؟

00:21:45.390 --> 00:21:47.810
‫بـ‌ ـ باید نجاتش بدیم.

00:21:47.830 --> 00:21:51.830
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:52.690 --> 00:21:54.310
‫صـ‌ ـ‌ صبر کنین، سنسه!

00:21:54.310 --> 00:21:55.730
‫امکانش هست؟

00:21:55.730 --> 00:22:00.570
‫که با قدرت نامحدودِ فنون کلام کیا، لانا رو بکشیم...

00:22:01.400 --> 00:22:03.610
‫و بدون برجا گذاشتن هیچ اثری،

00:22:03.610 --> 00:22:04.950
‫از لیثیا فرار کنیم؟

00:02:03.040 --> 00:02:05.980
شهر میج

00:02:17.760 --> 00:02:21.750
‫قسمت ششم

00:02:17.760 --> 00:02:21.750
‫فرقه‌ها گردهمایی

00:06:06.100 --> 00:06:10.600
‫لیثیا شاهزاده‌نشین جدید

00:10:11.030 --> 00:10:14.950
ایشورا
موجود حکمفرما

00:23:39.020 --> 00:23:41.070
‫بعدی

00:23:39.020 --> 00:23:41.070
‫قسمت هفتم

00:23:39.020 --> 00:23:41.070
‫آغاز می‌شود  جنگ