﻿WEBVTT

00:00:23.260 --> 00:00:24.340
‫هان؟

00:00:25.130 --> 00:00:26.550
‫می‌دونستی سال‌ها پیش،

00:00:26.640 --> 00:00:31.190
‫«پادشاه شیاطین حقیقیِ» وحشتناک به اینجا اومد؟

00:00:31.270 --> 00:00:32.570
‫آره.

00:00:32.650 --> 00:00:36.950
‫اون زمان، همه‌ی اهالی «ایتارکی» مردن.

00:00:37.030 --> 00:00:39.580
‫ولی ما جون سالم به در بردیم.

00:00:40.210 --> 00:00:43.250
‫«طوفانِ ذره‌ای بزرگ» ازمون محافظت کرد.

00:00:52.060 --> 00:00:55.530
اون نور مال ایتارکی‌ـه؟

00:00:57.030 --> 00:00:59.120
‫پس طوفان ذره‌ای بزرگ یه خداست،

00:00:59.200 --> 00:01:00.330
‫نه آب‌وهوا؟

00:01:00.410 --> 00:01:01.790
‫هردوشون خدان.

00:01:02.580 --> 00:01:06.470
‫قدرتِ یه خدا به‌صورت آب‌وهوا توی این دنیا ظاهر شد،

00:01:06.550 --> 00:01:08.970
‫که همون طوفان ذره‌ای بزرگ ـه.

00:01:09.720 --> 00:01:14.610
‫خدایی که فقط مختص ما صحرانشین‌ها در صحرای بزرگ یاماگاست.

00:01:15.280 --> 00:01:20.240
‫طوفان ذره‌ای بزرگ واقعاً ازمون محافظت می‌کنه؟

00:01:21.160 --> 00:01:25.760
‫حتی از کسی مثل من با یه پای مجروح که دیگه قادر نیست کار کنه؟

00:01:26.670 --> 00:01:28.340
‫گویا خارج از دهکده،

00:01:28.430 --> 00:01:32.100
‫مردم به خدای دیگه‌ای به اسم «خالق سخن» ایمان دارن،

00:01:32.640 --> 00:01:36.860
‫ولی اون خدا از مردم در برابر پادشاه شیاطین حقیقی محافظت نکرد.

00:01:36.940 --> 00:01:41.240
‫لابد نسبت به طوفان ذره‌ای بزرگ خدای ضعیف‌تری‌ـه.

00:01:41.910 --> 00:01:43.120
‫مامان،

00:01:43.210 --> 00:01:46.630
‫از اینکه طوفان ذره‌ای بزرگ‌ به پیشوازت بیاد، نمی‌ترسی؟

00:01:46.710 --> 00:01:48.550
‫ترسی ندارم.

00:01:49.140 --> 00:01:52.680
‫برادر و خواهر بزرگم و بقیه‌ی مردم،

00:01:52.770 --> 00:01:54.940
‫به سرزمین ماوراء طوفان رفتن.

00:01:55.570 --> 00:01:56.780
‫سرزمین ماوراء طوفان؟

00:01:57.480 --> 00:02:00.120
‫از اونجایی که یاماگا خشک و نامساعده،

00:02:00.200 --> 00:02:03.870
‫سرزمینی از سر لطف برای نجات جون ما خلق شده.

00:02:05.380 --> 00:02:08.880
‫همه اونجا در صلح و صفا کنار هم زندگی می‌کنن.

00:02:08.900 --> 00:02:18.900
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:20.450 --> 00:02:24.500
‫یه تپه‌ی تدفین که به طوفان ذره‌ای بزرگ تقدیم شده...

00:02:56.480 --> 00:02:57.730
‫این امکان نداره...

00:03:00.360 --> 00:03:02.990
‫نه...

00:03:07.460 --> 00:03:09.340
‫نه، خواهش می‌کنم...

00:03:09.960 --> 00:03:11.680
‫ترسی ندارم.

00:03:12.300 --> 00:03:15.930
‫برادر و خواهر بزرگم و بقیه‌ی مردم،

00:03:16.020 --> 00:03:18.230
‫به سرزمین ماوراء طوفان رفتن.

00:03:18.310 --> 00:03:20.480
‫کمک...

00:03:25.790 --> 00:03:28.370
‫متأ... متأسفم.

00:03:34.890 --> 00:03:36.770
‫متأسفم.

00:03:43.110 --> 00:03:47.540
‫متأ... سفم...

00:03:55.260 --> 00:03:58.730
‫«پادشاه شیاطین حقیقی»، دشمن دنیا،

00:03:59.310 --> 00:04:02.280
‫که افق را لبریز از وحشت کرده بود، توسط شخصی شکست خورد.

00:04:03.610 --> 00:04:08.620
‫اما کماکان موجودات سرکشی در دنیا وجود دارند
‫که قادر هستند عصر حاضر را دگرگون سازند،

00:04:09.120 --> 00:04:12.340
‫و همین‌طور صد شیطان شبهِ شورا که به خود می‌پیچند.

00:04:12.880 --> 00:04:18.350
‫چیزی که مردم در پی آن هستند،
‫قهرمان حقیقی‌ست که صلح و صفا را در دنیا برقرار می‌کند.

00:04:19.480 --> 00:04:23.860
‫آن شخص اکنون باید برگزیده شود.

00:04:41.770 --> 00:04:44.610
‫پاشو دیگه! لنگه‌ی ظهره!

00:04:45.990 --> 00:04:48.160
‫خفه می‌شی یا خفه‌ات کنم؟

00:04:48.240 --> 00:04:50.790
‫بازم که تویی، جغله.

00:04:50.870 --> 00:04:54.340
‫تن لش تویی که کل روز رو چرت می‌زنی!

00:04:54.420 --> 00:04:55.800
‫چه خبرته بابا؟

00:04:55.880 --> 00:04:59.060
‫نکنه بازم با بابات دعوا کردی.

00:04:59.140 --> 00:05:01.100
‫نه‌خیر! کمان!

00:05:01.190 --> 00:05:01.910
‫هان؟

00:05:01.910 --> 00:05:02.980
‫تو یه کمان داری، مگه نه؟

00:05:03.060 --> 00:05:05.490
‫بچه‌های دهکده همه‌ش سر به سرم میذارن،

00:05:05.570 --> 00:05:08.200
‫می‌گن عمراً بتونم زه این کمان رو بکشم.

00:05:08.280 --> 00:05:09.740
‫می‌خوام یه‌بار برای همیشه مطمئن شم!

00:05:14.090 --> 00:05:16.220
‫لعنتی!

00:05:19.930 --> 00:05:21.140
‫ولش کن دیگه.

00:05:21.810 --> 00:05:24.060
‫تو بچه‌تر از اون هستی که مشکل کمردرد پیدا کنی.

00:05:24.150 --> 00:05:26.530
‫اصلاً کسی می‌تونه این زه رو بکشه؟

00:05:26.610 --> 00:05:28.620
‫البته. من می‌تونم.

00:05:28.700 --> 00:05:31.830
‫مِله، تو گنده‌ای ولی هیچ‌وقت نمی‌جنگی.

00:05:31.910 --> 00:05:33.920
‫تاحالا اصلاً ازش استفاده نکردی، مگه نه؟

00:05:34.000 --> 00:05:37.420
‫واقعاً که بچه‌ی زبون‌درازی هستی.

00:05:37.510 --> 00:05:39.640
‫من فقط دلم برات شور می‌زنه.

00:05:40.430 --> 00:05:44.150
‫مله، می‌خوای توی مسابقات سلطنتی توی آورتیا شرکت کنی، مگه نه؟

00:05:44.860 --> 00:05:46.650
‫آره، همین‌طوره.

00:05:47.150 --> 00:05:50.030
‫اون یارو «رزکلی» توی آورتیاست.

00:05:50.620 --> 00:05:52.410
‫و همین‌طور «توروآی مخوف»،

00:05:52.500 --> 00:05:54.830
‫طرف انگار صاف از توی یه داستان ترسناک دراومده!

00:05:55.420 --> 00:05:58.010
‫عمراً برنده شی، مله!

00:05:58.090 --> 00:06:00.050
‫چرا پرت‌وپلا می‌گی؟!

00:05:58.380 --> 00:05:59.010
‫اوه...

00:06:00.640 --> 00:06:02.810
‫من قوی‌ترین آدم روی زمینم!

00:06:02.890 --> 00:06:05.560
‫تو کل روز رو علاف می‌گردی.

00:06:05.650 --> 00:06:08.280
‫رزکلی قطعاً قوی‌تر از توـه!

00:06:08.360 --> 00:06:11.330
‫تو باید بهم بگی برنده می‌شم، حتی اگه حرفت از ته دل نباشه.

00:06:12.230 --> 00:06:14.580
‫اگه برنده شم، پول و پله‌ی حسابی به هم می‌زنم.

00:06:14.670 --> 00:06:17.840
‫می‌تونیم خونه‌های توی دهکده رو که
‫در برخورد صاعقه سوختن، بازسازی کنیم،

00:06:17.920 --> 00:06:19.680
‫و حتی یه آسیاب آبی جدید توی غرب بزنیم!

00:06:23.680 --> 00:06:26.690
‫کسی که همچین حرف‌هایی می‌زنه، عمراً برنده شه.

00:06:27.530 --> 00:06:30.700
‫هوی! لاأقل نذار کسی این کمان رو بشکنه!

00:06:31.280 --> 00:06:32.740
‫چه زبون‌درازی‌ها!

00:06:34.160 --> 00:06:37.040
‫ولی می‌دونی چیه، دیگه باید بری خونه‌تون.

00:06:37.960 --> 00:06:39.170
‫قراره بارون بباره.

00:06:39.260 --> 00:06:41.850
‫هان؟ آسمون که هنوز صافه.

00:06:42.430 --> 00:06:44.390
‫با نگاه کردن به ابرها می‌فهمم.

00:06:45.980 --> 00:06:48.820
‫امسال هم طوفان میاد.

00:07:05.810 --> 00:07:06.820
‫هوم؟

00:07:33.490 --> 00:07:34.500
‫اونجاست.

00:07:53.580 --> 00:07:54.830
‫خیلی‌خب.

00:07:59.880 --> 00:08:01.090
‫وقت خوابه!

00:08:09.970 --> 00:08:10.780
‫هان؟

00:08:12.150 --> 00:08:14.070
‫به «جنگل سوزنی» آوردیمت!

00:08:18.120 --> 00:08:19.630
‫خوابت نبره ها!

00:08:19.710 --> 00:08:21.050
‫ما همین‌جا کنارتیم!

00:08:21.130 --> 00:08:22.420
‫درد که نداری، نه؟

00:08:26.350 --> 00:08:27.350
‫مله!

00:08:29.230 --> 00:08:32.490
‫ایلیه اومده! ایلیه می‌خواد ببینتت!

00:08:32.570 --> 00:08:34.160
‫یعنی یه لحظه آرامش برام حرومه؟

00:08:34.240 --> 00:08:37.160
‫تازه‌شم، من نمی‌تونم شما جغله‌ها رو از هم سوا کنم.

00:08:37.250 --> 00:08:38.830
‫عوضی!

00:08:38.920 --> 00:08:42.090
‫اون جداً داره نفس‌های آخرشو می‌کشه.
‫برای همین اومده اینجا که ببینتت!

00:08:42.630 --> 00:08:44.800
‫تو دوستش نیستی؟

00:08:45.680 --> 00:08:47.640
‫یعنی این واقعاً ته خطه؟

00:08:52.070 --> 00:08:53.570
‫مینیان‌های لعنتی.

00:08:54.410 --> 00:08:56.830
‫همه‌تون به‌طرز باورنکردنی ضعیفین.

00:08:57.450 --> 00:08:58.710
‫مله...

00:08:59.580 --> 00:09:01.170
‫خوش‌حالم که می‌بینم بیداری.

00:09:01.250 --> 00:09:02.880
‫کاملاً اتفاقی بیدار بودم.

00:09:03.630 --> 00:09:07.100
‫انقدر حوصله‌م سر رفته بود که داشتم تعداد موهای ریشم رو می‌شمردم.

00:09:08.930 --> 00:09:10.690
‫مله...

00:09:11.650 --> 00:09:15.780
‫ازت ممنونم. خیلی بهم خوش گذشت.

00:09:16.740 --> 00:09:17.790
‫عجب؟

00:09:19.160 --> 00:09:20.790
‫خب خوش به حالت.

00:09:22.550 --> 00:09:23.550
‫خیلی‌خب!

00:09:24.090 --> 00:09:28.430
‫از اونجایی که امروز می‌میری، هر خواسته‌ای داری برات برآورده می‌کنم.

00:09:29.220 --> 00:09:30.600
دلت چی می‌خواد؟

00:09:30.690 --> 00:09:35.150
‫پس... می‌خوام مثل اون‌دفعه، ستاره‌ها رو ببینم...

00:09:35.700 --> 00:09:38.740
‫آهان. رفته بودی روی شونه‌ام تا ببینیشون، نه؟

00:09:38.830 --> 00:09:42.420
‫من عاشق این دهکده‌ام.

00:09:43.090 --> 00:09:45.510
‫ستاره‌ها... خیلی قشنگن.

00:09:48.220 --> 00:09:50.640
‫چی؟ این ستاره‌ها؟

00:09:50.730 --> 00:09:53.060
‫مزارت رو با هرچندتا ستاره که بخوای، تزئین می‌کنم.

00:09:54.690 --> 00:09:58.070
‫کس دیگه‌ای هم می‌خواد با ایلیه ستاره‌ها رو ببینه؟

00:09:58.160 --> 00:09:59.200
‫من!

00:09:59.280 --> 00:10:00.540
‫منم همین‌طور!

00:10:00.620 --> 00:10:01.620
‫منم می‌خوام!

00:10:01.710 --> 00:10:03.710
‫همه‌تون رو می‌برم بالا!

00:10:03.790 --> 00:10:08.430
‫سعی نکنید ستاره‌ها رو چون خیلی نزدیکن، بگیرین!

00:10:17.030 --> 00:10:18.030
‫هان؟

00:10:23.040 --> 00:10:24.540
‫خیلی‌خب.

00:10:24.590 --> 00:10:26.670
‫می‌گم، بابا.

00:10:26.760 --> 00:10:29.680
‫به‌نظرت مله برای چی می‌خواد به مسابقات سلطنتی بره؟

00:10:30.430 --> 00:10:31.770
‫والا...

00:10:32.770 --> 00:10:35.770
‫راستش رو بخوای، اهالی دهکده...

00:10:35.860 --> 00:10:39.240
‫این تصمیم رو یه‌جورایی به‌خاطر مله گرفتن.

00:10:39.320 --> 00:10:40.660
به‌خاطر مله؟

00:10:41.200 --> 00:10:45.170
‫مله هیچ‌وقت «تخت رود ساین» رو ترک نکرده.

00:10:45.250 --> 00:10:47.420
‫عـــه؟ شوخی می‌کنی.

00:10:47.510 --> 00:10:49.510
‫اون تابه‌حال کاری جز خوابیدن روی اون تپه،

00:10:49.590 --> 00:10:51.390
‫و شکار وایورن برای خوردن، انجام نداده.

00:10:52.180 --> 00:10:54.190
‫غول‌هایی مثل مله،

00:10:54.270 --> 00:10:56.610
‫معمولاً کل عمرشون رو توی سفر می‌گذرونن.

00:10:58.490 --> 00:11:00.620
‫اون دلش نمی‌خواد جای دیگه‌ای بره؟

00:11:00.700 --> 00:11:02.700
‫احتمالاً می‌خواد.

00:11:02.790 --> 00:11:06.500
‫به‌خاطر همینه که می‌خوایم حتی برای مدت کوتاهی هم شده، به سفر بره.

00:11:06.590 --> 00:11:09.720
‫آخه حتی رزکلی هم توی مسابقات سلطنتی شرکت می‌کنه.

00:11:09.800 --> 00:11:12.100
‫هیچ‌کسی نمی‌تونه شکستش بده.

00:11:12.180 --> 00:11:13.310
‫خب...

00:11:13.850 --> 00:11:17.320
‫شاید هنوز برات زوده که از این مسائل سر دربیاری، میرویا،

00:11:17.400 --> 00:11:18.940
‫ولی مله قوی‌ـه، می‌دونی؟

00:11:19.030 --> 00:11:20.200
‫واقعاً؟

00:11:20.280 --> 00:11:21.990
‫به گمونم هشت سال پیش بود...

00:11:23.410 --> 00:11:27.340
‫یادته ارتش پادشاه شیاطین کم مونده بود وارد دهکده شن؟

00:11:27.420 --> 00:11:29.340
‫بگی نگی، ولی...

00:11:30.010 --> 00:11:32.430
‫تو اون‌موقع هنوز بچه بودی و تمام مدت گریه می‌کردی.

00:11:32.510 --> 00:11:34.520
‫منم خیلی ترسیده بودم.

00:11:35.230 --> 00:11:36.230
‫ولی،

00:11:36.310 --> 00:11:39.070
‫این «تخت رود ساین» امن و امان باقی موند.

00:11:39.780 --> 00:11:44.490
‫مله هر روز بالای تپه می‌ایستاد و ارتش پادشاه شیاطین رو با چشمش دنبال می‌کرد.

00:11:45.120 --> 00:11:47.130
‫ولی هیچ‌وقت حتی یه تیر هم پرتاب نکرد.

00:11:48.170 --> 00:11:50.340
‫نگاه توی چشم‌هاش بی‌نهایت ترسناک بودن.

00:11:51.010 --> 00:11:54.390
‫پس به لطف مله، هیچ‌وقت سروکله‌ی ارتش پادشاه شیاطین پیدا نشد؟

00:11:54.890 --> 00:11:56.020
‫عالیه، نه؟

00:11:56.100 --> 00:11:58.770
‫مله دراصل یه جنگجوـه.

00:11:59.360 --> 00:12:01.360
‫اون حتی پادشاه شیاطین حقیقی رو هم شکست داده.

00:12:01.950 --> 00:12:05.660
‫با این‌حال همیشه وقت میذاره تا با شما بچه‌ها بازی کنه.

00:12:05.750 --> 00:12:10.050
‫برگزار کردن جشنواره‌ها...
‫بازی کردن با بچه‌ها...

00:12:10.840 --> 00:12:14.260
‫تنها کمکی که اهالی دهکده می‌تونن به مله
‫توی جنگی که در پیش داره بکنن،

00:12:14.350 --> 00:12:17.940
‫اینه که هرساله دوتا از اون تیرهای آهنی رو بهش تقدیم کنن.

00:12:19.190 --> 00:12:23.200
‫بابا... به‌نظرت مله می‌تونه رزکلی رو شکست بده؟

00:12:23.280 --> 00:12:24.390
‫البته که می‌تونه.

00:12:26.290 --> 00:12:30.800
‫ولی آخه... تاحالا ندیدم مله یه تیر هم پرتاب کنه.

00:12:30.880 --> 00:12:32.190
‫معلومه که دیدی.

00:12:32.190 --> 00:12:33.180
‫هان؟

00:12:35.320 --> 00:12:36.060
‫بیا.

00:12:37.020 --> 00:12:39.270
‫امشب به‌وضوح می‌تونی ببینی.

00:12:39.350 --> 00:12:40.360
‫اوه؟

00:12:41.740 --> 00:12:43.990
‫ستاره‌ی دنباله‌دار‌ـــ

00:12:44.740 --> 00:12:46.490
‫نه...

00:12:48.460 --> 00:12:49.000
‫آره.

00:12:49.790 --> 00:12:53.630
‫اون نور که می‌بینی به‌خاطر سوختنِ
‫تیرهای سفالی‌ـه که با فنون دست‌ورزی ساخته شدن.

00:12:53.720 --> 00:12:57.600
‫اون این تیرها روی توی دل آسمون رها می‌کنه،
‫با سرعتی که سفال رو تبدیل به آتش می‌کنه.

00:12:58.230 --> 00:12:59.390
‫بابا!

00:13:00.060 --> 00:13:02.780
‫شاید مله بتونه رزکلی رو شکست بده!

00:13:05.990 --> 00:13:07.750
‫آه، تف توش!

00:13:07.830 --> 00:13:09.960
‫یه‌ذره مونده بود...

00:13:10.500 --> 00:13:14.550
‫درست هدف نمی‌گیرم یا بردش کمه؟

00:13:17.470 --> 00:13:20.310
‫هــه، خب به کتفم.

00:13:22.690 --> 00:13:24.240
‫ببین کی بهت گفتم.

00:13:25.110 --> 00:13:27.280
‫قراره مزارش رو تزئین کنی.

00:13:28.450 --> 00:13:30.290
‫او کسی‌ست که جثه‌ی غول‌آسایش،

00:13:30.370 --> 00:13:33.420
‫بی‌حدوحصر است، ‫و دید بی‌نهایت قوی‌ای دارد،

00:13:33.510 --> 00:13:35.760
‫که لبه‌ی افق را می‌شکافد.

00:13:36.850 --> 00:13:40.730
‫کسی که از دقت الهی‌ای برخوردار است که با یک تیر،

00:13:40.810 --> 00:13:42.980
‫می‌تواند حتی امواج خروشان را دگرگون سازد.

00:13:43.940 --> 00:13:46.530
‫کسی که قدرت مخربی آزاد می‌سازد،

00:13:47.070 --> 00:13:50.830
‫که سراسر منطقه را از بین می‌برد و
‫گریختن یا دفاع از خود در مقابل آن ناممکن است.

00:13:51.420 --> 00:13:55.840
‫از فواصلی ورای درک انسان،

00:13:56.680 --> 00:13:58.760
‫این تیر ستاره‌ای پدیدار می‌شود.

00:13:59.850 --> 00:14:05.070
‫او یک تیرانداز است. یک غول.
‫او ملۀ غرش افق است.

00:14:19.770 --> 00:14:22.940
‫کسایی که در تعقیب‌مونن، حامیان پادشاهی کهن‌ان.

00:14:23.640 --> 00:14:25.110
‫نقشه‌مون لو رفته؟

00:14:26.160 --> 00:14:28.990
‫همون‌طور که حدس می‌زدم، مینیان‌های زیادی
‫توی این منطقه وجود دارن.

00:14:29.080 --> 00:14:30.410
‫زیادی توی چشم‌ایم.

00:14:32.330 --> 00:14:35.930
‫13 نفری که چند لحظه پیش از پل گذشتن، دارن میان.

00:14:36.010 --> 00:14:37.180
‫نه.

00:14:37.890 --> 00:14:39.310
‫14 نفرن.

00:14:40.230 --> 00:14:41.690
‫اون‌هایی که از پل گذشتن، برای فریب دادن ما اَن.

00:14:42.350 --> 00:14:45.070
‫پنج‌تای دیگه هستن که خودشون رو قاطی جمعیت کردن،

00:14:45.150 --> 00:14:47.200
‫و سعی می‌کنن آروم قدم بردارن تا صدای پاشون شنیده نشه.

00:14:47.280 --> 00:14:50.620
‫سوراخ کردن گلو.
‫ششمین مهره‌ی گردنی.

00:14:52.370 --> 00:14:54.710
‫یکیشون همین الان سرش رو به سمتت برگردوند.

00:14:54.800 --> 00:14:56.550
‫سمت شمال غربی‌ـه، نه؟

00:14:56.630 --> 00:14:58.510
‫تنفسش سریع شده.

00:14:59.260 --> 00:15:00.810
‫من رو دیده.

00:15:09.280 --> 00:15:10.290
‫کورو،

00:15:10.370 --> 00:15:12.580
‫به‌نظر میاد سربازهای روی پل متوجه‌مون شدن.

00:15:12.670 --> 00:15:13.920
‫باید عجله کنیم.

00:15:14.500 --> 00:15:17.930
‫پس هیچ حرکت مشکوکی نکن، کونه.

00:15:18.840 --> 00:15:21.560
‫اگه حامیان پادشاهی کهن از وجود تو باخبر شن،

00:15:21.640 --> 00:15:22.810
‫توی دردسر می‌افتیم.

00:15:24.310 --> 00:15:26.570
‫کورو. هی، کورو!

00:15:27.400 --> 00:15:28.950
‫نگران منی؟

00:15:30.030 --> 00:15:32.040
‫نگران همه‌چی‌ام.

00:15:32.750 --> 00:15:34.600
‫هرچیزی که مربوط به زندگی‌ام می‌شه.

00:15:43.890 --> 00:15:45.110
‫گم‌شون کردیم؟

00:15:45.690 --> 00:15:46.780
‫شاید؟

00:15:47.610 --> 00:15:50.490
‫می‌دونن اون کسی که دارن تعقیبش می‌کنن، منم.

00:15:50.570 --> 00:15:54.370
‫«بصیرت» تو خیلی بیشتر از اون‌چه که من می‌تونم، می‌بینه.

00:15:55.290 --> 00:15:58.170
‫فکر نمی‌کنی کسی قوی‌تر از من رو بفرستن؟

00:15:58.720 --> 00:16:01.100
‫کسی قوی‌تر از تو نیست، کورو.

00:16:01.180 --> 00:16:02.600
‫هرجایی باشن، می‌تونی پیداشون کنی.

00:16:03.430 --> 00:16:06.520
‫ظاهراً همه قصد دارن من رو بکشن.

00:16:09.280 --> 00:16:13.240
‫قبلاً به اون نیاز نداشتم که مراقبم باشه.

00:16:13.950 --> 00:16:18.880
‫بصیرتی که هرچیزی رو می‌بینه؟
‫الان دیگه مال گذشته‌هاست.

00:16:20.510 --> 00:16:22.600
‫دیگه دارم توانایی دیدنم رو از دست می‌دم.

00:16:23.350 --> 00:16:26.650
‫یه روز، منم می‌شم یکی مثل بقیه.

00:16:41.800 --> 00:16:43.220
‫کوروی محتاط.

00:16:44.100 --> 00:16:45.390
‫حتماً از آورتیا اومدی.

00:16:46.270 --> 00:16:49.020
‫بله. من هفدهمین وزیر آورتیام.

00:16:49.900 --> 00:16:51.610
‫الیای نشان سرخ.

00:16:52.570 --> 00:16:55.910
‫ممنون که به درخواستم پاسخ دادی.

00:17:02.970 --> 00:17:05.680
‫این دیگه چه حسی‌ـه؟

00:17:06.390 --> 00:17:07.390
‫فکر نمی‌کردم،

00:17:07.480 --> 00:17:09.730
‫یکی از بیست‌ونه مقام عالی‌رتبه‌ی آورتیا شخصاً بیاد سراغم.

00:17:10.440 --> 00:17:13.280
‫این‌جوری رخنه کردن به محدوده‌ی دشمن،

00:17:13.360 --> 00:17:16.040
‫جزئی از کار من توی جوخه‌ی عملیاتی‌ـه.

00:17:16.790 --> 00:17:19.000
‫درضمن، آورتیا باور داره،

00:17:19.080 --> 00:17:22.220
‫تو ارزش این رو داری که یکی از بیست‌ونه مقام عالی‌رتبه‌اش رو...

00:17:22.300 --> 00:17:24.340
‫به پیشوازت بفرسته.

00:17:25.560 --> 00:17:30.320
‫تیزبین‌ترین چشم توی انجمن جاسوسان، «چشمان اُبسیدین»...

00:17:30.980 --> 00:17:32.490
‫کوروی محتاط.

00:17:33.200 --> 00:17:34.950
‫من الان دیگه فقط یه کارآگاهم.

00:17:35.530 --> 00:17:37.960
‫به بهترین نحوی که می‌تونستم، از دست تعقیب‌کننده‌هام در رفتم.

00:17:38.540 --> 00:17:41.170
‫ولی می‌خوام فوراً از این شهر خارج شم. آماده‌ای؟

00:17:41.250 --> 00:17:42.340
‫همه‌چی آماده‌ست.

00:17:43.340 --> 00:17:46.390
‫از اونجایی که احتمالاً نمی‌تونیم محل‌های بازرسی بزرگراه‌ها رو بپیچونیم،

00:17:46.470 --> 00:17:48.600
‫انگار مجبوریم از زمین‌های باتلاقی عبور کنیم.

00:17:49.310 --> 00:17:51.610
‫همین دو روز پیش بارون بارید.

00:17:52.190 --> 00:17:54.610
‫چرخ‌هامون ممکنه توی گل گیر کنه.

00:17:54.700 --> 00:17:57.370
‫کالسکه‌ای که سوارش شدیم، برای زمین‌های ناهموار مناسبه.

00:17:57.450 --> 00:18:00.630
‫می‌تونه از باتلاق‌های کم‌عمق عبور کنه.

00:18:01.500 --> 00:18:04.630
‫پس از همون نوعیه که چشمان اُبسیدین استفاده می‌کنه؟

00:18:05.180 --> 00:18:08.470
‫می‌تونیم دختر بندانگشتی رو همین‌جا توی شهر ول کنیم؟

00:18:09.060 --> 00:18:12.230
‫شنیدم همیشه همراهته.

00:18:12.320 --> 00:18:13.990
‫پس راجع‌بهش می‌دونی؟

00:18:14.650 --> 00:18:16.740
‫می‌تونی بیای بیرون، کونه.

00:18:20.540 --> 00:18:21.880
‫کونۀ آواره.

00:18:22.960 --> 00:18:26.680
‫درسته که آورتیا منطقه‌ی مینیان‌هاست،
‫ولی می‌خوام درصورت امکان با خودم بیارمش.

00:18:27.300 --> 00:18:29.310
‫سـ ـ سلام.

00:18:29.390 --> 00:18:31.060
‫چه عجیب.

00:18:31.150 --> 00:18:34.030
‫یه بندانگشتی که بال داره!

00:18:34.110 --> 00:18:36.780
‫برای چی دست‌کاری شده؟

00:18:36.870 --> 00:18:38.030
‫چه می‌دونم.

00:18:38.660 --> 00:18:40.160
‫خطری نداره.

00:18:40.750 --> 00:18:42.920
‫البته اینکه حرفم رو باور می‌کنی یا نه، یه بحث جداست.

00:18:43.420 --> 00:18:44.510
‫ایرادی نداره.

00:18:45.090 --> 00:18:48.430
‫موضوع مهمی نیست. اجازه می‌دم با خودت بیاریش.

00:18:48.510 --> 00:18:49.560
‫واقعاً؟

00:18:49.640 --> 00:18:50.640
‫شرمنده.

00:18:50.730 --> 00:18:52.690
‫شاید تو فکرشو نکرده باشی،

00:18:52.770 --> 00:18:54.070
‫اما من بهش نیاز دارم تا کارم رو انجام بده.

00:18:54.150 --> 00:18:55.150
‫آخ جون!

00:18:56.200 --> 00:18:57.740
‫این عالی نیست، کورو؟

00:18:57.820 --> 00:19:00.160
‫بازم پیش هم می‌مونیم، نه؟

00:19:01.160 --> 00:19:03.210
‫احیاناً‌ اون‌ها تعقیب‌کننده‌هات نیستن؟

00:19:03.790 --> 00:19:05.050
‫چرا.

00:19:05.130 --> 00:19:08.340
‫تقریباً از یه سال پیش، مردم پادشاهی کهن،

00:19:08.430 --> 00:19:10.470
‫شروع کردن به نفوذ توی درجات عالیِ شهر توگی.

00:19:11.350 --> 00:19:13.310
‫با توجه به افزایش سریع تعدادشون،

00:19:13.400 --> 00:19:15.570
‫احتمالاً قصد دارن حرکتی علیه آورتیا بکنن.

00:19:16.070 --> 00:19:17.740
‫درموردش می‌دونیم.

00:19:17.820 --> 00:19:19.070
‫وجود اون‌ها،

00:19:19.160 --> 00:19:21.290
‫از لیثیا هم مشکل ریشه‌دارتری‌ـه...

00:19:21.370 --> 00:19:22.370
‫وایسا.

00:19:25.420 --> 00:19:26.630
‫مال کجایید؟

00:19:26.710 --> 00:19:28.840
‫فکر می‌کردم قضیه رو حلش کردیم؟

00:19:30.350 --> 00:19:31.350
‫می‌تونین برین.

00:19:36.530 --> 00:19:38.070
‫جای نگرانی نیست.

00:19:38.950 --> 00:19:41.410
‫فقط کسی مثل تو که قدرت «بصیرت»‌ داره،

00:19:41.490 --> 00:19:44.120
‫می‌تونه صحبت آدم‌ها رو از پشت دیوار بشنوه.

00:19:44.210 --> 00:19:47.550
‫شرمنده. از بچگی حواس‌جمع‌ اَم.

00:19:48.090 --> 00:19:50.300
‫با توجه به میزان قدرت فعلی پادشاهی کهن،

00:19:50.390 --> 00:19:52.640
‫غیرممکنه بتونن معابر رو مسدود کنن.

00:19:53.480 --> 00:19:54.900
‫احتمالاً هنوز کنترل کافی‌ای...

00:19:54.980 --> 00:19:56.650
‫روی شورای شهر و شهروندان ندارن.

00:19:59.150 --> 00:20:02.910
‫هنوز خیلی مونده تا به سطح لیثیا شاهزاده‌نشین جدید...

00:20:03.000 --> 00:20:04.920
‫که تحت حاکمیت تارنِ‌ محفوظ بود، برسه.

00:20:19.030 --> 00:20:20.280
‫هفدهمین وزیر...

00:20:21.070 --> 00:20:25.120
‫گیریم دستگیرمون می‌کردن، اون‌وقت چیکار می‌کردی؟

00:20:25.790 --> 00:20:29.630
‫توانایی‌های من اون‌جوری نیستن
‫که بتونم 100 یا 200 دشمن رو شکست بدم.

00:20:30.550 --> 00:20:33.010
‫اقدامات لازم برای پرهیز از چنین موقعیتی رو انجام دادم.

00:20:33.560 --> 00:20:35.020
‫می‌دونی،

00:20:35.100 --> 00:20:37.650
‫چرا توی این زمین‌های باتلاقی هیچ بزرگراه یا محل بازرسی نیست، مگه نه؟

00:20:38.650 --> 00:20:40.400
‫اینجا منطقه‌ی وارم ـه.

00:20:40.490 --> 00:20:41.860
‫اگه شانس باهامون یار نباشه،

00:20:41.950 --> 00:20:43.660
‫ممکنه به‌کل همراه کالسکه فرو بریم.

00:20:46.460 --> 00:20:49.510
‫اون شخص بالای کالسکه به‌خاطر همینه؟

00:20:50.170 --> 00:20:52.470
‫احسنت به بصیرت افسانه‌ای.

00:20:55.930 --> 00:20:59.270
‫تنفس منظم... خوابیده؟

00:21:07.620 --> 00:21:09.420
‫حرکت کن!

00:21:11.760 --> 00:21:12.960
‫کورو!

00:21:12.960 --> 00:21:13.850
‫می‌دونم.

00:21:14.430 --> 00:21:17.440
‫ترس‌هام به واقعیت تبدیل شدن، وزیر هفدهم.

00:21:18.020 --> 00:21:19.520
‫یه وارم داره میاد.

00:21:24.200 --> 00:21:27.160
‫می‌تونی از پشت کالسکه حرکتش رو دنبال کنی، کونه؟

00:21:28.960 --> 00:21:30.090
‫می‌خوای چیکار کنی؟

00:21:30.170 --> 00:21:31.960
‫وقتی دهنش رو باز ‌کنه،

00:21:32.050 --> 00:21:34.220
‫به خوشه‌ی عصبی پشت گلوش شلیک می‌کنم.

00:21:34.930 --> 00:21:37.020
‫این حرکتش رو کند می‌کنه.

00:21:37.640 --> 00:21:40.060
‫نه، کوروی محتاط...

00:21:43.780 --> 00:21:45.950
‫نیازی به این کار نیست.

00:21:52.630 --> 00:21:54.220
‫توی مشتمی!

00:21:54.240 --> 00:22:04.240
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:04.270 --> 00:22:14.270
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:18.640 --> 00:22:19.980
‫قلب...

00:22:20.560 --> 00:22:22.940
‫درست لحظه‌ای که بدن‌هاشون به هم برخورد کرد،

00:22:23.030 --> 00:22:25.320
‫دهلیز راست نسبتاً‌ نازک قلبش رو سوراخ کرد.

00:22:34.840 --> 00:22:36.590
‫حوصله‌سربره.

00:22:36.680 --> 00:22:39.980
‫فقط گنده‌ای، همین و بس.

00:22:45.280 --> 00:22:46.950
‫از ثانیه‌ی اول،

00:22:47.030 --> 00:22:49.330
‫محل قرارگیری قلبش رو می‌دید.

00:22:49.910 --> 00:22:54.090
‫سوجیروی شمشیر بید. اسمش اینه.

00:22:54.170 --> 00:22:57.010
‫آورتیا به قدرت نظامی نیاز داره.

00:22:57.090 --> 00:22:59.560
‫به کسایی مثل تو و اون.

00:23:03.020 --> 00:23:08.450
‫با این اوصاف، قصد دارن همه‌ی
‫نیروهای مخالف رو نابود کنن؟

00:23:09.160 --> 00:23:12.960
‫تا بتونن، به نام ملکه، و بدون هیچ مزاحمتی،

00:23:13.040 --> 00:23:17.840
‫مسابقات سلطنتی رو که تنها قهرمان رو تعیین می‌کنه، برگزار کنن.

00:23:19.100 --> 00:23:20.350
‫هی، کورو.

00:23:21.020 --> 00:23:24.860
‫از الان داری می‌ری سراغ کاری
‫که خانم الیا گفت؟ بهتر نیست...

00:23:25.820 --> 00:23:28.360
‫اول یه‌خرده توی آورتیا استراحت کنیم؟

00:23:28.990 --> 00:23:30.370
‫آره.

00:00:10.490 --> 00:00:15.500
صحرای بزرگ یاماگا

00:04:23.950 --> 00:04:26.950
ایشورا

00:04:26.950 --> 00:04:30.960
قسمت سیزدهم

00:04:26.950 --> 00:04:30.960
افق غرش ملۀ

00:04:30.960 --> 00:04:33.920
تخت رود ساین

00:14:05.950 --> 00:14:09.920
ایشورا

00:14:05.950 --> 00:14:09.920
‫غول‌ها

00:14:05.950 --> 00:14:09.920
‫عمر درازشان را صرف سفر به نقاط مختلف دنیا می‌کنند.

00:14:09.920 --> 00:14:13.000
شهر توگی

00:23:32.200 --> 00:23:35.190
‫سی‌وهشت روز دیگر تا وقوع مصیبت

00:23:38.940 --> 00:23:40.900
بعدی

00:23:38.940 --> 00:23:40.900
قسمت چهاردهم

00:23:38.940 --> 00:23:40.900
اُبسیدین لیناریسِ