﻿WEBVTT

00:00:17.800 --> 00:00:24.200
<c.cyan><i>♪ قلعه ای از جنس قصه میسازم ♪</i></c>

00:00:24.230 --> 00:00:29.400
<c.cyan><i>♪ خاطراتمو درونش جا میدم،کسی اجازه نداره بهش دست بزنه ♪</i></c>

00:00:29.400 --> 00:00:37.400
<c.cyan><i>♪ این دنیا خیلی عظیــمه و من خیلی کوچیـک ♪</i></c>

00:00:37.400 --> 00:00:43.400
<c.cyan><i>♪ همچنان با نا امیدی دارم میگردم ♪</i></c>

00:00:43.400 --> 00:00:46.600
<c.cyan><i>♪ اون کسی که داره به سمتم میدوه کیه؟ ♪</i></c>

00:00:46.600 --> 00:00:49.800
<c.cyan><i>♪ اون میتونه این نشونه ها رو حس کنه؟ ♪</i></c>

00:00:49.800 --> 00:00:56.200
<c.cyan><i>♪ ایستگاه بعدی آخرخط دنیاست ♪</i></c>

00:00:56.200 --> 00:00:59.400
<c.cyan><i>♪ دیگه تا چه حد تو این دنیا ♪</i></c>

00:00:59.400 --> 00:01:02.670
<c.cyan><i>♪ باید متحمل دردسر بشم؟ ♪</i></c>

00:01:02.700 --> 00:01:07.400
<c.cyan><i>♪ تا بفهمم چقدر بودنت کنار من چه نعمتــیه ؟ ♪</i></c>

00:01:07.400 --> 00:01:11.800
<c.cyan><i>♪ داشتنت برام کافــیه ♪</i></c>

00:01:28.200 --> 00:01:31.400
<c.cyan><i>♪ میخوام به سمتت بدوم ♪</i></c>

00:01:32.040 --> 00:01:36.170
<c.colorff8080>[❤عشق حقیقی❤]</c>

00:01:45.700 --> 00:01:48.200
<c.yellow><b>خیله خب رسیدیم،میتونی پیاده شی</b></c>

00:01:51.590 --> 00:01:53.190
<c.yellow><b>روز خوش</b></c>

00:01:53.214 --> 00:02:13.214
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:18.840 --> 00:02:25.440
<c.yellow><b>سلام،آن چینگهوان هستم از شرکت ژن،منشیم باهاتون تماس گرفت و یه قرار با خانم لیو هماهنگ کرده</b></c>

00:02:25.510 --> 00:02:30.370
<c.yellow><b>سلام خانم آن،واقعیت اینه خانم لیو یه اتاق برای ملاقات با شما رزرو کرده بودن</b></c>

00:02:30.370 --> 00:02:34.780
<c.yellow><b>اما یه تغییر تو برنامه به وجود اومد،یه خانم دیگه از شرکت ژن تماس گرفتن و با ایشون رفتن بیرون</b></c>

00:02:34.780 --> 00:02:37.910
<c.yellow><b>...بهرحال ایشون دیر یا زود میرسن،پس</b></c>

00:02:37.910 --> 00:02:40.160
<c.yellow><b>یه نفر دیگه؟ میشه بپرسم کی؟</b></c>

00:02:40.160 --> 00:02:41.840
<c.yellow><b>...من</b></c>

00:02:42.990 --> 00:02:46.340
<c.yellow><b>معذرت میخوام مدیـر آن، نمیدونستم دنبال دوستم میگردی</b></c>

00:02:46.340 --> 00:02:52.500
<c.yellow><b>وقتی تو کالج فرانسه درس میخوندیم باهم دوست بودیم
برای همین به محض رسیدنش به چین باهام تماس گرفت</b></c>

00:02:52.630 --> 00:02:56.410
<c.yellow><b>دست بر قضا رستوران جدیدمون نیاز به طراحی منـــو داره
برای همین خیلی وقته باهاش قرار گذاشتم</b></c>

00:02:56.410 --> 00:02:58.680
<c.yellow><b>چی شده؟ نکنه شما دو نفر هم باهم قرار داشتین؟</b></c>

00:02:58.680 --> 00:03:00.880
<c.yellow><b>این اولین ملاقات من و خانوم آن هست، واقعا شرمنده ام</b></c>

00:03:00.880 --> 00:03:08.400
<c.yellow><b>به هرحال من و جیاشین مدت زمان زیادیـه که باهم دوستیم و
به تازگی متوجه شدم میخواد منوی جدیدی برای رستوران طراحی کنه</b></c>

00:03:08.900 --> 00:03:12.120
<c.yellow><b>خانم آن،بهتره ملاقاتمون رو به زمان دیگه ای موکول کنیم</b></c>

00:03:12.120 --> 00:03:18.410
<c.yellow><b>مدیر آن،شاید خبر نداشته باشی اما امروز صبح رئیس ژای خودش شخصا بهم گفت که</b></c>

00:03:18.510 --> 00:03:23.040
<c.yellow><b>این دفعه،هم تو طراحی منو و دادن یه منصب تو پروژه ی جدید میتونم شرکت داشته باشم</b></c>

00:03:23.040 --> 00:03:26.810
<c.yellow><b>فکر میکنم حالا دیگه کاملا متوجه منظورم شده باشی،درسته؟</b></c>

00:03:26.810 --> 00:03:28.470
<c.yellow><b>متوجهم،در هر صورت</b></c>

00:03:28.470 --> 00:03:34.290
<c.yellow><b>هممون متعلق به کمپانی ژن هستیم،هرکدوم از ما تو انجام این کار موفق شه سودش به شرکت برمیگرده</b></c>

00:03:34.320 --> 00:03:38.030
<c.yellow><b>از حضورتون مرخص میشم،خدانگهدار خانم لیو -
به سلامت، خانم آن -</b></c>

00:03:38.030 --> 00:03:42.190
<c.yellow><b>کجا با این عجله؟مگه گرسنه ات نیست؟</b></c>

00:03:42.190 --> 00:03:47.780
<c.yellow><b>حالا که تو رستورانیـم، چطوره قبل رفتن یه چیزی بخوریم؟
در خدمتم،مهمون من</b></c>

00:03:51.970 --> 00:03:54.960
<c.yellow><b>چه نقشه ای تو سـرته؟ مگه نگفتم تو کارام دخالت نکن؟</b></c>

00:03:54.960 --> 00:03:58.680
<c.yellow><b>ازونجایی که یه بار بخاطر تو شام دعوتش کردم،مهم نیست بخوام برای بار دوم هم اینکارو انجام بدم</b></c>

00:03:58.680 --> 00:04:01.720
<c.yellow><b>اما اگه میخوای ایندفعه پیروز شی باید یه خودی نشون بدی</b></c>

00:04:09.490 --> 00:04:13.180
<c.yellow><b>داداش ژیوی -
با من در مورد تجارت صحبت نکن -</b></c>

00:04:13.180 --> 00:04:17.420
<c.yellow><b>خصوصا در مورد شرکت ژن،حالا که همتون مهمون من هستین
بهتره باب میل من رفتار کنین</b></c>

00:04:29.200 --> 00:04:34.420
<c.yellow><b>خانم لـیو، فکر نمیکنم نیاز باشه تظاهر کنی که متوجه حرفام نشدی</b></c>

00:04:34.420 --> 00:04:37.770
<c.yellow><b>دو تا خانم جوان و زیبا ازت میخوان که منوی جدیدی برای شرکت ژن طراحی کنی</b></c>

00:04:37.770 --> 00:04:40.950
<c.yellow><b>هرکسی بتونه نظر شما رو جلب کنه حق ریاست رستوران جدید بهش داده میشه</b></c>

00:04:40.950 --> 00:04:44.150
<c.yellow><b>اگه من جای شما بودم، روابط دوستی رو وارد مساله ی به این مهمی نمیکردم</b></c>

00:04:44.150 --> 00:04:48.670
<c.yellow><b>تا اونجایی که میدونم خانم دونگ یه آدم ناشـیه که فرق فلفل و خردل رو نمیفهمه</b></c>

00:04:48.670 --> 00:04:54.480
<c.yellow><b>ژای ژیوی، یه بار سرم شیره مالیدی،میخوای دوباره کارتو تکرار کنی؟ -
نه ایندفعه دیگه نه -</b></c>

00:04:54.480 --> 00:04:58.440
<c.yellow><b>این بار قصد ندارم به کسی کمک کنم،فقط دارم به هردوتون پیشنهاد میدم،یه رقابت عادلانه</b></c>

00:05:01.520 --> 00:05:07.580
<c.yellow><b>مردا برای حل و فصل اختلافات دوئل میکنن،ساده اما بی رحمانه
چرا خانـوما اینکارو نکنن؟</b></c>

00:05:26.820 --> 00:05:30.930
<c.yellow><b>اگه فقط ما دو تا باشیم که حال نمیده</b></c>

00:05:30.930 --> 00:05:33.680
<c.yellow><b>داداش ژیوی، چطوره یه طرفو انتخاب کنی؟</b></c>

00:05:33.680 --> 00:05:38.740
<c.yellow><b>اونوقت دو به یک میشه،چطوره زنگ بزنم یکی بیاد؟</b></c>

00:05:38.740 --> 00:05:42.360
<c.yellow><b>اونوقت دو به دو میشه،کاملا عادلانه</b></c>

00:05:44.370 --> 00:05:46.640
<c.yellow><b>رئیس، تابحال این بازی رو انجام ندادم</b></c>

00:05:46.640 --> 00:05:48.600
<c.yellow><b>مگه قبلا آنلاین بازی نکردی؟ -
چرا -</b></c>

00:05:48.600 --> 00:05:50.550
<c.yellow><b>خب اینم فرقی نداره</b></c>

00:05:50.550 --> 00:05:54.560
<c.yellow><b>خیله خب بیاین قبل از بازی هم تیمیمون رو انتخاب کنیم</b></c>

00:05:54.560 --> 00:05:58.340
<c.yellow><b>من میخوام با داداش ژیوی باشم -
مگه به حرف توئه؟ من میخوام اینور باشم -</b></c>

00:05:58.340 --> 00:06:01.280
<c.yellow><b>اونوقت چرا؟ من مخالفم،اینطوری نمیشه</b></c>

00:06:02.270 --> 00:06:06.970
<c.yellow><b>شنیدی که بگم میخوام باهات تو یه تیم باشم؟ -
غیر من میخوای با کی باشی؟ نکنه اون؟ -</b></c>

00:06:09.410 --> 00:06:13.770
<c.yellow><b>درسته،میخوام با اون باشم،اونوقت کسی نمیتونه به ناعادلانه بودن بازی شکایت کنه</b></c>

00:06:13.770 --> 00:06:15.930
<c.yellow><b>خودتو نخارون، صاف واستا</b></c>

00:06:19.080 --> 00:06:21.430
<c.yellow><b>حرفـیه که خودت زدی،بهتره بعدا پشیمون نشی</b></c>

00:06:21.430 --> 00:06:25.120
<c.yellow><b>خانم آن من واقعا بلد نیستم چطور بازی کنم،بهتره تجدید نظر کنی</b></c>

00:06:25.120 --> 00:06:28.820
<c.yellow><b>دهنتو ببند،فقط فرار کن و نذار کسی بهت شلیک کنه</b></c>

00:06:28.820 --> 00:06:36.960
<c.yellow><b>داداش ژیوی،من و تو هردومون بازیکن های قوی هستم
دیگه حرفی باقی نمیمونه،برنده از همین حالا مشخصه</b></c>

00:06:36.960 --> 00:06:39.400
<c.yellow><b>نگران نیستی عمدا بهش ببازم؟ -
البته که نه -</b></c>

00:06:39.400 --> 00:06:45.340
<c.yellow><b>اینکارو نمیکنی، فکر کردی نمیشناسمت؟بحث بازی بیاد وسط
کسی که قوانیـنو تعیین میکنه خودتـی</b></c>

00:06:48.510 --> 00:06:52.800
<c.yellow><b>خوب گوش کنین،هرکس این ناحیه اش تیر بخوره مرده محسوب میشه</b></c>

00:06:52.800 --> 00:06:56.210
<c.yellow><b>کسی هم که بمیره اجازه ی حرکت نداره،اوکی؟</b></c>

00:06:56.210 --> 00:06:59.040
<c.yellow><b>بهتره وقتو تلف نکنیم،بریم سراغ بازی</b></c>

00:06:59.040 --> 00:07:02.610
<c.yellow><b>شرمنده،قراره ببازی
بعدا ازینکه بهت رحم نکردم سرزنشم نکن</b></c>

00:07:02.610 --> 00:07:05.130
<c.yellow><b>ای وای به خودم لرزیدم</b></c>

00:07:15.620 --> 00:07:20.740
<c.yellow><b>اونا هردوشون جوونن و سریع حرکت میکنن
مثل اینکه یه تیم شدیم تا ازشون ببازیم</b></c>

00:07:27.460 --> 00:07:29.660
<c.yellow><b>....ای خدا</b></c>

00:07:38.310 --> 00:07:40.670
<c.yellow><b>عقب نشینی -
کجا داری میری؟ -</b></c>

00:07:40.670 --> 00:07:44.020
<c.yellow><b>یه نفر اومده منو ببینه -
چی؟ کی اومده؟ -</b></c>

00:07:44.810 --> 00:07:47.140
<c.yellow><b>آخه الان چه وقت ملاقاته؟</b></c>

00:07:57.740 --> 00:08:00.980
<c.yellow><b>تو یه همچین موقعیت و مکانی چطور یه نفر اومده ملاقاتت؟</b></c>

00:08:01.930 --> 00:08:08.400
<c.yellow><b>زبـونت هم درازه،تو جاسوس ژای ژیـوی هستی مگه نه؟
دیدم که از قصد اسلحـتو انداختی،فکر کردی نفهمیدم؟</b></c>

00:08:08.400 --> 00:08:11.750
<c.yellow><b>دیدی؟ چهار بار بهش شلیک کردم،تا اون باشه زیادی خودشو دست بالا نگیره،احمق</b></c>

00:08:11.750 --> 00:08:16.480
<c.yellow><b>میشه کمتر قمپز در کنی؟درسته چهار بار هدف گرفتیش اما اول بازی خودت سه بار خوردی</b></c>

00:08:16.480 --> 00:08:19.820
<c.yellow><b>شلیک کن -
نیاز نیست منو پوشش بدی، خودم از عهده اش برمیام -</b></c>

00:08:19.820 --> 00:08:22.260
<c.yellow><b>باشه، میسپارم به خودت</b></c>

00:08:22.260 --> 00:08:27.030
<c.yellow><b>هی یه ایده دارم،اما اول باید باهات در میون بذارم،بهم اعتماد داری؟</b></c>

00:08:28.140 --> 00:08:30.230
<c.yellow><b>ندارم</b></c>

00:08:30.230 --> 00:08:33.610
<c.yellow><b>چرا همش فرار میکنی؟</b></c>

00:08:37.270 --> 00:08:43.640
<c.yellow><b>بذار بهت بگم،ما از نظر سرعت و قدرت باهاشون یکی نیستیم
پس برای پیروزی باید به استراتژی تکیه کنیم</b></c>

00:08:43.640 --> 00:08:47.300
<c.yellow><b>مثلا؟ -
فدا کردن من -</b></c>

00:08:47.300 --> 00:08:51.360
<c.yellow><b>چی؟ -
نگاه کن،همین الان از هم جدا شدن -</b></c>

00:08:52.950 --> 00:08:54.940
<c.yellow><b>من نمیتونم به پای سرعت اون دختر برسم،چیکار کنم؟
</b></c>

00:08:54.964 --> 00:08:58.164
<c.yellow><b>من فرار میکنم و رئیسو دنبال خودم میکشونم و تو یه بن بست گیر میندازم و تو با یه شلیک کارشو تموم میکنی</b></c>

00:08:59.040 --> 00:09:01.450
<c.yellow><b>چطور میتونیم اینکارو انجام بدیم؟ حتی اگه بخوایم یه نفرو طعمه کنیم باید من باشم</b></c>

00:09:01.474 --> 00:09:03.374
<c.yellow><b>انقدر حرف نزن، هرچی میگم بگو چشم</b></c>

00:09:08.000 --> 00:09:11.000
<c.yellow><b>باشه قبول، ازت اطاعت میکنم، لازمه انقدر عصبی باشی؟</b></c>

00:09:11.000 --> 00:09:14.080
<c.yellow><b>اون دختر هم با شنیدن صدای شلیک و حذف شدن رئیس خودشو میرسونه و تو از گیرش میندازی</b></c>

00:09:14.080 --> 00:09:18.130
<c.yellow><b>باید ازین فرصت برای حذف کردنش استفاده کنی،اگه یواش هم پیش بریم تو سه دقیقه بازی رو میبریم  </b></c>

00:09:18.130 --> 00:09:21.270
<c.yellow><b>باشه -
بزن قدش -</b></c>

00:09:26.740 --> 00:09:30.720
<c.yellow><b>رئیس دنبالم نیا، بهم رحم کن، دیگه نمیتونم بدوئم</b></c>

00:09:32.590 --> 00:09:34.580
<c.yellow><b>چرا فرار میکنی؟</b></c>

00:09:37.070 --> 00:09:40.130
<c.yellow><b>دیگه گلوله ای برام باقی نمونده، تسلیم تسلیم</b></c>

00:09:40.130 --> 00:09:45.160
<c.yellow><b>تسلیم؟ -
هرکاری بخوای میتونی باهام بکنی،نکن نکن نزن تو سرم -</b></c>

00:09:53.780 --> 00:09:57.760
<c.yellow><b>هی تو دیگه مردی،داری چیکار میکنی؟این چه کاریه؟ -
دارم تا آخرین نفس مبارزه میکنم -</b></c>

00:10:17.150 --> 00:10:20.640
<c.yellow><b>هـی،مرده ها نمیتونن واستن</b></c>

00:10:33.200 --> 00:10:38.900
<c.yellow><b>داداش ژیوی، داداش ژیوی حالت خوبه؟</b></c>

00:10:38.900 --> 00:10:41.250
<c.yellow><b>اون کمین کرده</b></c>

00:10:41.250 --> 00:10:44.190
<c.yellow><b>اون کمین کرده</b></c>

00:10:52.290 --> 00:10:56.730
<c.yellow><b>سلام -
حمله ی دزدکی؟ بیا پایین ببینم -</b></c>

00:10:56.730 --> 00:11:01.840
<c.yellow><b>بسه بسه بسه، باختیم،دیگه بهتره بریم</b></c>

00:11:06.340 --> 00:11:10.550
<c.yellow><b>آهسته بروید،شرمنده که بدرقــتون نمیکنم</b></c>

00:11:21.885 --> 00:11:23.485
<c.yellow><b>دینگ رنجیان</b></c>

00:11:24.510 --> 00:11:27.780
<c.yellow><b>دینگ رنجیان،جان به جان آفرین تسلیم گفتی؟ نمردی؟</b></c>

00:11:27.780 --> 00:11:32.570
<c.yellow><b>آخ درد میکنه -
درد؟ -</b></c>

00:11:32.570 --> 00:11:36.300
<c.yellow><b>کجات درد میکنه؟ مصدوم شدی؟</b></c>

00:11:40.750 --> 00:11:42.410
<c.yellow><b>داری کجا سیر و سفر میکنی؟</b></c>

00:11:42.410 --> 00:11:45.940
<c.yellow><b>همه جام درد میکنه، آخ دارم میمیرم</b></c>

00:11:45.940 --> 00:11:52.080
<c.yellow><b>این دردی که داری الکی نیست،فدا کردنت بی فایده نبود
ما پیروز شدیـــــــم</b></c>

00:11:52.080 --> 00:11:57.160
<c.yellow><b>آررره -
یالا پاشو -</b></c>

00:12:15.570 --> 00:12:18.280
<c.yellow><b>بیا بریم لباسمونو عوض کنیم</b></c>

00:12:18.280 --> 00:12:20.250
<c.yellow><b>الان معنی این حرکت چی بود؟</b></c>

00:12:20.250 --> 00:12:22.530
<c.yellow><b>تصمیم گرفته نگهش داره؟</b></c>

00:12:22.530 --> 00:12:25.020
<c.yellow><b>جیاشـین شکست رو بپذیر</b></c>

00:12:25.020 --> 00:12:29.180
<c.yellow><b>میفهمم،باختم پس این پروژه مال خودت</b></c>

00:12:29.180 --> 00:12:32.240
<c.yellow><b>دیگه بهش احتیاجی ندارم -
چی گفتی؟ یه بار دیگه تکرار کن -</b></c>

00:12:32.240 --> 00:12:34.810
<c.yellow><b>گفتم که دیگه بهش احتیاجی ندارم</b></c>

00:12:34.810 --> 00:12:38.390
<c.yellow><b>خانم لیـو دوست توئه،براش راحت تره که بخواد با تو کار کنه</b></c>

00:12:38.390 --> 00:12:43.700
<c.yellow><b>راستش قبل از شروع رقابت بدجوری دلم میخواست ازت ببرم</b></c>

00:12:43.700 --> 00:12:49.090
<c.yellow><b>اما بعد از این دوئل چهار ساعته یه چیزی رو خوب فهمیدم</b></c>

00:12:51.270 --> 00:12:55.540
<c.yellow><b>واقعیت این بود که من و دینگ رنجیان هیچ شانسی برای پیروزی مقابل شما نداشتیم</b></c>

00:12:55.540 --> 00:12:59.270
<c.yellow><b>اما ما بردیم</b></c>

00:13:01.170 --> 00:13:06.350
<c.yellow><b>پس به این نتیجه رسیدم که قادرم یه راه برای شکست دادنت کنم</b></c>

00:13:06.350 --> 00:13:09.130
<c.yellow><b>خود دانـی</b></c>

00:13:14.460 --> 00:13:17.680
<c.yellow><b>بازی تموم شده،بیاین بریم، میرسونمتون</b></c>

00:13:21.220 --> 00:13:23.290
<c.yellow><b>سوئیچ ماشینم کجاست؟</b></c>

00:13:24.480 --> 00:13:27.770
<c.yellow><b>چرا به من نگاه میکنی؟ مگه دادیش به من</b></c>

00:13:27.770 --> 00:13:31.060
<c.yellow><b>چرا به من نگاه میکنی؟ مگه دادیش به من</b></c>

00:13:56.500 --> 00:13:59.160
<c.yellow><b>نگه دار...نگه دار</b></c>

00:14:03.530 --> 00:14:06.220
<c.yellow><b>میشه لطفا ما رو تا پایین تپه برسونین؟ -
آره،یالا بپرین بالا -</b></c>

00:14:06.220 --> 00:14:08.810
<c.yellow><b>فقط دو نفرتون میتونین سوار شین</b></c>

00:14:08.810 --> 00:14:12.500
<c.yellow><b>چی گفت؟چی گفت؟ -
قبول کرده اما فقط دو نفر،برای همین باید یک کدومتونو انتخاب کنم -</b></c>

00:14:12.500 --> 00:14:13.990
<c.yellow><b>خب عالیه، بریم</b></c>

00:14:13.990 --> 00:14:16.860
<c.yellow><b>کی گفته قراره تو رو ببرم؟ کسی که پا به پای من جنگید اون بود</b></c>

00:14:16.860 --> 00:14:18.790
<c.yellow><b>پس اونو انتخاب میکنم</b></c>

00:14:18.790 --> 00:14:21.390
<c.yellow><b>دینگ رنجیان،بیا بریم</b></c>

00:14:22.680 --> 00:14:25.070
<c.yellow><b>پس من چی؟</b></c>

00:14:28.450 --> 00:14:29.920
<c.yellow><b>ممنونم آقا</b></c>

00:14:29.920 --> 00:14:31.450
<c.yellow><b>خواهش میکنم</b></c>

00:14:58.280 --> 00:15:00.400
<c.yellow><b>به نظرت کار درستی بود؟</b></c>

00:15:00.400 --> 00:15:02.090
<c.yellow><b>به نظرم که خیلی جالب بود</b></c>

00:15:02.090 --> 00:15:03.940
<c.yellow><b>مگه غیر اینه که عاشق بازی کردنه؟</b></c>

00:15:03.940 --> 00:15:07.620
<c.yellow><b>پس باید عواقب بازی رو بپذیره</b></c>

00:15:10.410 --> 00:15:12.810
<c.yellow><b>...باخته دیگه</b></c>

00:15:14.680 --> 00:15:18.100
<c.yellow><b>بی خیال بابا،قرار نیست بمیره</b></c>

00:15:38.950 --> 00:15:42.560
<c.yellow><b>آقا آقا...ماشینو نگه دار...نگه دار</b></c>

00:15:42.560 --> 00:15:45.520
<c.yellow><b>آقا، لطفا نگه دار</b></c>

00:15:50.120 --> 00:15:52.210
<c.yellow><b>...نرو بابا</b></c>

00:16:33.690 --> 00:16:37.140
<c.yellow><b>هی...نگه دار...بهت پول میدم</b></c>

00:16:42.250 --> 00:16:47.640
<c.yellow><b>دینگ رنجیان، اگه تا سر حد مرگ شکنجه ات نکردم
اسمم ژای ژیوی نیست</b></c>

00:16:50.120 --> 00:16:52.930
<c.yellow><b>بسیار سپاسگزارم جناب -
ممنونم آقا -</b></c>

00:16:52.930 --> 00:16:54.970
<c.yellow><b>خواهش میکنم</b></c>

00:16:54.970 --> 00:16:57.990
<c.yellow><b>یواش...مراقب باش</b></c>

00:16:59.820 --> 00:17:02.280
<c.yellow><b>خیلی ممنونم -
خواهش میکنم -</b></c>

00:17:02.280 --> 00:17:04.330
<c.yellow><b>ممنون جناب</b></c>

00:17:06.060 --> 00:17:07.090
<c.yellow><b>چیکار میکنی؟</b></c>

00:17:07.090 --> 00:17:10.930
<c.yellow><b>دارم به رئیسم زنگ میزنم ببینم تونسته ماشین گیر بیاره یا نه</b></c>

00:17:10.930 --> 00:17:14.210
<c.yellow><b>دینگ رنجیان تو کارمندشی نه نوکـرش</b></c>

00:17:14.210 --> 00:17:16.250
<c.yellow><b>لطفا یکم شخصیت خودتو حفظ کن</b></c>

00:17:16.250 --> 00:17:18.460
<c.yellow><b>جرات داری بهش زنگ بزن، اونوقت از چشمم میوفتی</b></c>

00:17:18.460 --> 00:17:20.600
<c.yellow><b>هوا داره تاریک میشه، دیگه نمیتونه ماشین گیر بیاره</b></c>

00:17:20.600 --> 00:17:25.000
<c.yellow><b>حتی اگه رئیسم هم نباشه نمیتونم اجازه بدم اون
پسر بی عقل تو کوهستان خوراک پشه ها بشه</b></c>

00:17:25.760 --> 00:17:27.120
<c.yellow><b>هرکاری دلت میخواد بکن</b></c>

00:17:27.120 --> 00:17:29.840
<c.yellow><b>مثل اینکه هرکاری کنم نمیتونم جلوتو بگیرم که نوکرش نباشی</b></c>

00:17:29.840 --> 00:17:32.840
<c.yellow><b>به کی میگی نوکر؟ بیخیال بهش زنگ نمیزنم</b></c>

00:17:32.840 --> 00:17:34.480
<c.yellow><b>زنگ نمیزنی دیگه؟ -
نه -</b></c>

00:17:34.480 --> 00:17:36.570
<c.yellow><b>بخاطر شخصیت معرکـه ات، غذا مهمون من</b></c>

00:17:36.570 --> 00:17:37.480
<c.yellow><b>چی میخوری؟</b></c>

00:17:37.480 --> 00:17:38.660
<c.yellow><b>هرچی،خودت چی میخوای؟</b></c>

00:17:38.660 --> 00:17:41.610
<c.yellow><b>بذار بهت بگم،امروز حسابی گل کاشتم</b></c>

00:17:41.610 --> 00:17:43.640
<c.yellow><b>....اگه بخاطر من نبود</b></c>

00:17:43.640 --> 00:17:46.670
<c.yellow><b>اگه خودمو برای محافظت از تو فدا نمیکردم،اونوقت پیروز نمیشدیم</b></c>

00:17:46.670 --> 00:17:50.280
<c.yellow><b>پنج سیخ کباب بره
پنج سیخ کباب بال مرغ</b></c>

00:17:50.280 --> 00:17:53.620
<c.yellow><b>پنج سیخ قلوه
پنج سیخ هم سوسیس</b></c>

00:17:53.620 --> 00:17:55.930
<c.yellow><b>پنج تا سیب زمینی کبابی
پنج تا پیازچه ی کوهی</b></c>

00:17:55.930 --> 00:17:58.530
<c.yellow><b>و دو کاسه ذرت</b></c>

00:17:58.530 --> 00:18:01.040
<c.yellow><b>ممنون</b></c>

00:18:02.000 --> 00:18:03.660
<c.yellow><b>از گوشت خوشت نمیاد؟</b></c>

00:18:03.660 --> 00:18:05.200
<c.yellow><b>غذای بدون گوشت صفا نداره</b></c>

00:18:05.200 --> 00:18:07.410
<c.yellow><b>پس چرا تمام سفارشت سبزیجات بود؟</b></c>

00:18:07.410 --> 00:18:10.010
<c.yellow><b>باید یه سال گیاهخوار باشم</b></c>

00:18:10.010 --> 00:18:14.850
<c.yellow><b>تو که آدم مذهبی نیستی،پس گیاهخوار بودنت خیلی مسخره است</b></c>

00:18:14.850 --> 00:18:16.740
<c.yellow><b>...بخاطر همسرم</b></c>

00:18:16.740 --> 00:18:20.620
<c.yellow><b>اخیرا همسرم مبتلا به سرطان شده،خداروشکر که بدخیم نیست</b></c>

00:18:20.620 --> 00:18:25.580
<c.yellow><b>برای همین نذر کردم بخاطر درمان شدنش،به مدت یک سال گوشت نخورم</b></c>

00:18:27.350 --> 00:18:30.490
<c.yellow><b>اون نگاه ستایش گرانـه اتو ازم بردار</b></c>

00:18:30.490 --> 00:18:32.780
<c.yellow><b>کی گفته دارم ستایشت میکنم؟</b></c>

00:18:33.970 --> 00:18:36.790
<c.yellow><b>در مقایسه با مردی که عاشق همسـرشه</b></c>

00:18:36.790 --> 00:18:41.530
<c.yellow><b>یه مرد موفق و حرفـه ای رو ترجیح میدم</b></c>

00:18:41.530 --> 00:18:43.760
<c.yellow><b>شما دخترای جوون واقعا کوته نگـرین</b></c>

00:18:43.760 --> 00:18:48.260
<c.yellow><b>منظورت از موفق چیه؟
اینکه سر تا پاتو طلا بگیره و تو اجناس بـِرند غرقت کنه؟</b></c>

00:18:49.100 --> 00:18:51.940
<c.yellow><b>مردی که بتونـه رومانتیک باشه</b></c>

00:18:51.940 --> 00:18:54.870
<c.yellow><b>رومانتیک بودم ساده است،حتی من هم میتونم رومانتیک باشم</b></c>

00:18:54.870 --> 00:19:00.560
<c.yellow><b>بی خیال بابا، رومانتیک بودن ارتباط مستقیم با ثروت و قدرت داره</b></c>

00:19:00.560 --> 00:19:02.900
<c.yellow><b>این اسمش تجمل گرایـیه نه رومانتیک بودن</b></c>

00:19:02.900 --> 00:19:05.890
<c.yellow><b>بعد از غذا خوردن بهت نشون میدم رومانتیک بودن یعنی چی</b></c>

00:19:05.890 --> 00:19:09.330
<c.yellow><b>باید نگاه اشتباهـتو تغییر بدم</b></c>

00:19:13.340 --> 00:19:15.870
<c.yellow><b>بابا،بفرما شام</b></c>

00:19:20.520 --> 00:19:22.210
<c.yellow><b>رنجیان کجاست؟</b></c>

00:19:23.960 --> 00:19:28.770
<c.yellow><b>رنجیان زنگ زد و گفت سرش شلوغه و به شام نمیرسه،گفت ما شام بخوریم</b></c>

00:19:28.770 --> 00:19:31.850
<c.yellow><b>مان یـی فعلا تکالیفتـو بذار کنار،زودباش بیا</b></c>

00:19:31.850 --> 00:19:34.770
<c.yellow><b>بیا شام -
چه کار؟ چرا انقدر سرش شلوغه؟</b></c>

00:19:38.290 --> 00:19:40.790
<c.yellow><b>کاسه ی مخصوص من کجاست؟</b></c>

00:19:40.790 --> 00:19:43.760
<c.yellow><b>آها اینجاست، بفرمائید</b></c>

00:19:44.670 --> 00:19:49.520
<c.yellow><b>این نیست، این سس سویایی که میخواستم نیست</b></c>

00:19:49.520 --> 00:19:53.550
<c.yellow><b>بابا، دکتر گفته دیگه سنی از شما گذشته</b></c>

00:19:53.550 --> 00:19:55.440
<c.yellow><b>دیگه نباید غذای شور بخوری</b></c>

00:19:55.440 --> 00:19:59.560
<c.yellow><b>حتی اگه عاشق سس سویای مخلوط با برنج باشی باید یکم جلوی خودتو نگه داری</b></c>

00:19:59.560 --> 00:20:02.890
<c.yellow><b>اینو مخصوصا برای شما خریدم،سـدیمش کمه،امتحانش کنید</b></c>

00:20:02.890 --> 00:20:06.990
<c.yellow><b>مان یـی میدونی زندگی زیر سقف یک نفر دیگه یعنی چی؟</b></c>

00:20:08.350 --> 00:20:12.920
<c.yellow><b>یعنی اگه بخوام غذای مورد علاقه ی همیشگی رو بخورم اجازشو ندارم</b></c>

00:20:16.780 --> 00:20:18.240
<c.yellow><b>داری منو کجا میبری؟</b></c>

00:20:18.240 --> 00:20:22.570
<c.yellow><b>میخوام بهت نشون بدم بدون ولخرجی هم میشه رومانتیک بود</b></c>

00:20:27.100 --> 00:20:28.510
<c.yellow><b>تا کجا باید بریم؟</b></c>

00:20:28.510 --> 00:20:30.620
<c.yellow><b>دیگه رسیدیم</b></c>

00:20:37.530 --> 00:20:40.600
<c.yellow><b>این همون چیزیه که اسمشو گذاشتی رومانتیک؟</b></c>

00:20:40.600 --> 00:20:45.100
<c.yellow><b>پشت بوم؟ تلسکوپ؟</b></c>

00:20:45.100 --> 00:20:47.490
<c.yellow><b>نکنه الان میخوای به ستاره ها نگاه کنیم؟</b></c>

00:20:47.490 --> 00:20:49.520
<c.yellow><b>اصلا ستاره ای میبینی؟</b></c>

00:20:50.890 --> 00:20:54.840
<c.yellow><b>نکنه منو با اون دخترای جوون و احمق تو سریالا اشتباه گرفتی؟</b></c>

00:20:54.840 --> 00:20:57.290
<c.yellow><b>همونایی که تا یه ستاره ی دنباله دار میبینن،آرزو میکنن؟</b></c>

00:20:57.290 --> 00:21:00.900
<c.yellow><b>وای اونجا رو نگاه کن، یه ستاره ی دنباله دار</b></c>

00:21:07.380 --> 00:21:09.540
<c.yellow><b>این اولین باریـه که منو ملاقات کردی؟</b></c>

00:21:09.540 --> 00:21:12.490
<c.yellow><b>من آن چینگهوان هستم، سی سالمه</b></c>

00:21:12.490 --> 00:21:15.930
<c.yellow><b>منم دینگ رنجیان هستم، سی و هشت سالمه</b></c>

00:21:15.930 --> 00:21:19.150
<c.yellow><b>فقط یه مرد دیوونه تو همچین شب مه آلودی برای دیدن ستاره ها میاردت این بالا</b></c>

00:21:24.570 --> 00:21:29.760
<c.yellow><b>بابابزرگ، مامان امروز خونه ی جدیدمون رو بهم نشون داد</b></c>

00:21:30.960 --> 00:21:33.180
<c.yellow><b>خونه ی جدیدمون؟</b></c>

00:21:41.480 --> 00:21:45.890
<c.yellow><b>بابابزرگ، خونه ی جدیدمون بزرگ و قشنگه</b></c>

00:21:45.890 --> 00:21:50.170
<c.yellow><b>این خونه ی پدر و مادرته، نه من</b></c>

00:21:52.990 --> 00:21:57.340
<c.yellow><b>بابا این چه حرفیه، هرچی که ما ماست مال شما هم هست</b></c>

00:21:57.340 --> 00:22:01.410
<c.yellow><b>هروقت وقتتون آزاد بود بهم بگید شما رو ببرم اونجا</b></c>

00:22:01.410 --> 00:22:04.820
<c.yellow><b>تور یک روزه به خونه ی جدید تو پکن؟ ممنون نمیخوام</b></c>

00:22:04.820 --> 00:22:08.670
<c.yellow><b>این چه حرفیه؟ نکنه تصمیم گرفتی دیگه باهامون زندگی نکنی؟</b></c>

00:22:08.670 --> 00:22:11.600
<c.yellow><b>دلت نمیخواد اتاق جدیدتـو ببینی؟</b></c>

00:22:11.600 --> 00:22:14.040
<c.yellow><b>اتاق جدیدم؟</b></c>

00:22:15.490 --> 00:22:16.960
<c.yellow><b>بیا</b></c>

00:22:17.640 --> 00:22:19.040
<c.yellow><b>نگاه کن</b></c>

00:22:20.660 --> 00:22:22.510
<c.yellow><b>دید بزنم؟ -
دید بزن -</b></c>

00:22:22.510 --> 00:22:24.920
<c.yellow><b>چه هیجان انگیز</b></c>

00:22:24.920 --> 00:22:28.460
<c.yellow><b>شوخی کردم، قبلا باهاشون هماهنگ کردم،نگاه کن</b></c>

00:22:33.460 --> 00:22:36.110
<c.yellow><b>یه عالمه بچه اونجاست</b></c>

00:22:36.110 --> 00:22:37.980
<c.yellow><b>سلام</b></c>

00:22:39.190 --> 00:22:41.420
<c.yellow><b>الو، صحبت کن</b></c>

00:22:41.420 --> 00:22:43.620
<c.yellow><b><i>خاله آن چینگهوان</i></b></c>

00:22:43.620 --> 00:22:45.370
<c.yellow><b>بهش بگو آبجی</b></c>

00:22:45.370 --> 00:22:48.480
<c.yellow><b><i>خواهر آن چینگهوان، سلام</i></b></c>

00:22:48.480 --> 00:22:52.990
<c.yellow><b>سلام همگی، من آن چینگهوان هستم،شما همتون بچه های دوست داشتنی هستین</b></c>

00:22:52.990 --> 00:22:54.600
<c.yellow><b>خودتونو معرفی کنین</b></c>

00:22:54.600 --> 00:22:57.310
<c.yellow><b><i>ما بچه های همسایه ی عمو دینگ رنجیان هستیم</i></b></c>

00:22:57.310 --> 00:23:01.370
<c.yellow><b><i>ما هممون عاشق عمو دینگ رنجیان هستیم، اون مدیر مهربون آپارتمانمـونه</i></b></c>

00:23:01.370 --> 00:23:05.410
<c.yellow><b><i>امروز میخوایم براتون یه چیزی اجرا کنیم،امیدواریم خوشتون بیاد</i></b></c>

00:23:05.410 --> 00:23:06.570
<c.yellow><b><i>بچه ها آماده این؟</i></b></c>

00:23:06.570 --> 00:23:09.030
<c.yellow><b><i>آماده ایم</i></b></c>

00:23:09.030 --> 00:23:11.870
<c.yellow><b><i>...سه، دو ، یک</i></b></c>

00:23:11.870 --> 00:23:16.630
<c.cyan>♪ چشمک بزن ,چشمک بزن ستاره کوچولو ♪</c>

00:23:16.630 --> 00:23:21.210
<c.cyan>♪ متعجبم که تو چی هستی ♪</c>

00:23:21.210 --> 00:23:25.800
<c.cyan>♪ در بلندترین نقطه جهان ♪</c>

00:23:25.800 --> 00:23:31.120
<c.cyan>♪ مثل الماسی درخشان تو آسمون ♪</c>

00:23:34.210 --> 00:23:37.550
<c.yellow><b>سونگ سونگ، از همتون ممنونم</b></c>

00:23:42.080 --> 00:23:46.990
<c.yellow><b>برای اینکه از جون و دل مایه گذاشتم،حالا تونستی شاهد همچین صحنه ای باشی</b></c>

00:23:48.420 --> 00:23:50.060
<c.yellow><b>زیبا بود</b></c>

00:23:50.720 --> 00:23:55.900
<c.yellow><b>برای همین برای رومانتیک بودم لازم نیست حتما از جیبت مایه بذاری</b></c>

00:23:55.900 --> 00:23:59.510
<c.yellow><b>اونچه که اهمیت داره اینه که از قلبت مایه بذاری</b></c>

00:24:12.490 --> 00:24:17.230
<c.yellow><b>خب دیگه، باید برگردم خونه، همسرم منتظرمـه،بـریم</b></c>

00:24:17.230 --> 00:24:19.660
<c.yellow><b>خب با اجازه ات این دوربینـو برمیدارم</b></c>

00:24:22.440 --> 00:24:26.460
<c.yellow><b>دینگ رنجیان واقعا که نابغه ای،خوب شد برای دیدن ستاره ها نیاوردیش</b></c>

00:24:43.030 --> 00:24:47.610
<c.yellow><b>اگه من باهاتون به خونه ی جدید بیام،اونوقت این خونه چی میشه</b></c>

00:24:47.610 --> 00:24:51.530
<c.yellow><b>این خونه...به خودتون بستگی داره</b></c>

00:24:51.530 --> 00:24:54.100
<c.yellow><b>اگه قیمتش خوبـه که بفروشیدش</b></c>

00:24:54.100 --> 00:24:57.040
<c.yellow><b>اگه دل فروختنشو ندارین،پس اجاره اش بدید</b></c>

00:24:57.040 --> 00:25:00.530
<c.yellow><b>قبلا در موردش پرس و جو کردم،این خونه تو منطقه ای قرار داره که به مدرسه نزدیکه</b></c>

00:25:00.530 --> 00:25:05.130
<c.yellow><b>هزینه ی اجاره ی ماهیانه اش بدک نیست،هروقت به خونه ی جدید نقل مکان کردیم</b></c>

00:25:05.130 --> 00:25:08.160
<c.yellow><b>برنامه دارم تا اینجا رو نوسازی کنیم</b></c>

00:25:08.160 --> 00:25:11.700
<c.yellow><b>اینطوری میتونی حداقل 5 هزار یوان در ماه پس انداز کنی</b></c>

00:25:12.310 --> 00:25:14.470
<c.yellow><b>قبلا در این مورد بخاطر من پرس و جو کردی؟</b></c>

00:25:14.470 --> 00:25:18.790
<c.yellow><b>حتی قصد داری برای بازسازی اینجا هزینه کنی؟</b></c>

00:25:18.790 --> 00:25:24.090
<c.yellow><b>این ایده ی تو بود یا رنجیان؟</b></c>

00:25:24.090 --> 00:25:29.040
<c.yellow><b>ما مفصل در مورد این موضوع صحبت کردیم
نظر هردومون موافق بود</b></c>

00:25:29.040 --> 00:25:31.940
<c.yellow><b>به هرحال،همه چی به تصمیم شما بستگی داره</b></c>

00:25:31.940 --> 00:25:34.440
<c.yellow><b>تصمیم من؟</b></c>

00:25:35.310 --> 00:25:40.560
<c.yellow><b>به نظر من که خیلی خوبه، گوش کن اگه اینجا رو اجاره بدم
ماهی 5 هزار یوان به دستم میرسه</b></c>

00:25:40.560 --> 00:25:43.940
<c.yellow><b>خب من اگه با شما به خونه ی جدید بیام، این 5 هزار یوان رو میدم به شما</b></c>

00:25:43.940 --> 00:25:47.130
<c.yellow><b>اینطوری یه کمکی که به قسط ماهیانه اتون میشه</b></c>

00:25:47.130 --> 00:25:51.510
<c.yellow><b>شما ها نباید یه اتاق خیلی بزرگ برام در نظر بگیرین</b></c>

00:25:51.510 --> 00:25:56.470
<c.yellow><b>فقط یه سقف بالای سرم برای زندگی میخوام
اگه یه تخت روی بالکن هم برام بذارین راضی ام</b></c>

00:25:56.470 --> 00:26:00.680
<c.yellow><b>اینطوری به نفع منم هست،چون همیشه از هوای تازه و آزاد استفاده میکنم</b></c>

00:26:00.680 --> 00:26:05.540
<c.yellow><b>بابا، نگاه کن چه حرفایی میزنی؟
چطور ممکنه بهتون اجازه بدم رو بالکن بخوابی؟</b></c>

00:26:05.540 --> 00:26:10.050
<c.yellow><b>به علاوه قصد دارم رو بالکن تاتامی بذارم</b></c>

00:26:10.050 --> 00:26:13.670
<c.yellow><b>اونوقت اگه مهمون بیاد خونمون میتونه برای چای خوردن اونجا بشینه</b></c>

00:26:13.670 --> 00:26:16.910
<c.yellow><b>بابا، از همین الان همه چیو براتون برنامه ریزی کردم</b></c>

00:26:16.910 --> 00:26:19.190
<c.yellow><b>بیاین نشونتون بدم</b></c>

00:26:19.190 --> 00:26:21.110
<c.yellow><b>احتیاط کن، روش خط نیوفته</b></c>

00:26:21.110 --> 00:26:22.820
<c.yellow><b>مامان</b></c>

00:26:22.820 --> 00:26:26.620
<c.yellow><b>مامان، تازه از بیمارستان مرخص شدی،برگرد تو خونه و استراحت کن</b></c>

00:26:26.620 --> 00:26:29.400
<c.yellow><b>پسرم خوبه که برگشتی، هنوز دو تا جعبه داخل خونه مونده</b></c>

00:26:29.400 --> 00:26:32.010
<c.yellow><b>شما سریع برید داخل و اونا رو بیارید</b></c>

00:26:32.010 --> 00:26:35.470
<c.yellow><b>نه، مامان داری کوچ میکنی؟</b></c>

00:26:35.470 --> 00:26:38.390
<c.yellow><b>این خونه رو فروختم</b></c>

00:26:38.390 --> 00:26:40.960
<c.yellow><b>خونه رو فروختی؟</b></c>

00:26:42.250 --> 00:26:47.070
<c.yellow><b>بعد از اتفاقی که افتاد و تقریبا مرگ رو تجربه کردم فهمیدم تا زمانی که قرض پدرتو صاف نکنم</b></c>

00:26:47.070 --> 00:26:51.660
<c.yellow><b>به آرامش نمیرسم،برای همین خونه رو فروختم</b></c>

00:26:51.660 --> 00:26:54.520
<c.yellow><b>مامان چطور تونستی این خونه رو بفروشی؟</b></c>

00:26:54.520 --> 00:26:57.440
<c.yellow><b>این خونه تنها دارایی توئه،حالا که فروختیش قراره کجا زندگی کنیم؟</b></c>

00:26:57.440 --> 00:27:00.390
<c.yellow><b>قبلا بهش فکر کردم</b></c>

00:27:00.390 --> 00:27:02.800
<c.yellow><b>تو یه مرد بالغی،میدونی چطوری با اوضاع کنار بیایی</b></c>

00:27:02.800 --> 00:27:06.790
<c.yellow><b>منم یه جای جدید برای زندگی پیدا کردم</b></c>

00:27:06.790 --> 00:27:08.430
<c.yellow><b>کجا؟</b></c>

00:27:08.430 --> 00:27:12.540
<c.yellow><b>یه شغل جدید،مسئول آرایش و مراقبت از پوست شخصی یه نفر شدم</b></c>

00:27:12.540 --> 00:27:16.640
<c.yellow><b>رئیس جدیدم آدم مهربون و منطقـیه
بهم اجازه داده تو خونه اش زندگی کنم</b></c>

00:27:16.640 --> 00:27:18.970
<c.yellow><b>اینطوری بالای سرم یه سقف دارم</b></c>

00:27:18.970 --> 00:27:22.750
<c.yellow><b>کافیه دیگه،بعدا در مورد جزئیاتش بیشتر باهم صحبت میکنیم
رئیسم به زودی میاد دنبالم</b></c>

00:27:22.750 --> 00:27:26.910
<c.yellow><b>فعلا امشب یه جایی رو برای خوابیدن پیدا کن</b></c>

00:27:26.910 --> 00:27:28.980
<c.yellow><b>مامان، رئیست کیه؟</b></c>

00:27:40.150 --> 00:27:44.750
<c.yellow><b>پسرم، ایشون ازین به بعد رئیس منه</b></c>

00:27:58.970 --> 00:28:01.620
<c.yellow><b>اینجا خونه ی کیه؟ چه اتفاقی افتاده؟</b></c>

00:28:02.850 --> 00:28:04.710
<c.yellow><b>دینگ رنجیان، یه اتفاق بدی افتاده</b></c>

00:28:04.710 --> 00:28:06.460
<c.yellow><b>خونه ی من؟ همسرم چی شده؟</b></c>

00:28:06.460 --> 00:28:08.360
<c.yellow><b>...پدرت</b></c>

00:28:08.360 --> 00:28:10.710
<c.yellow><b>چه اتفاقی برای پدرم افتاده؟</b></c>

00:28:10.710 --> 00:28:14.350
<c.yellow><b>برو کنار بذار کمکت کنم،بابا چه اتفاقی افتاد؟ -
دارم میرم پیش مادرت -</b></c>

00:28:14.350 --> 00:28:19.490
<c.yellow><b>چی داری میگی بابا؟ -
دارم میرم پیش مادرت -</b></c>

00:28:19.490 --> 00:28:23.590
<c.yellow><b>دارم میرم پیش مادرت </b></c>

00:28:24.700 --> 00:28:28.480
<c.yellow>دارم میرم پیش مادرت -
کافیه دیگه این حرفو نزن -</c>

00:28:32.250 --> 00:28:35.500
<c.yellow><b>...دارم میرم مادرتو ببینم</b></c>

00:28:35.500 --> 00:28:36.740
<c.yellow><b>چه اتفاقی افتاد؟</b></c>

00:28:36.740 --> 00:28:41.790
<c.yellow><b>نمیدونم، داشتیم باهم صحبت میکردیم، از حال رفت</b></c>

00:28:43.814 --> 00:28:58.814
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:29:11.720 --> 00:29:14.240
<c.yellow><b>چی شده پســر؟</b></c>

00:30:16.120 --> 00:30:20.920
<c.yellow><b><i>کی گفته قراره تو رو ببرم؟ کسی که پا به پای من جنگید اون بود،پس اونو با خودم میبرم</i></b></c>

00:30:20.920 --> 00:30:23.440
<c.yellow><b><i>دینگ رنجیان بیا بریم</i></b></c>

00:30:28.530 --> 00:30:32.040
<c.yellow><b>تـب که نداره، چه اتفاقی افتاده؟</b></c>

00:30:32.040 --> 00:30:35.040
<c.yellow><b>چرا هنوز جواب آزمایش مشخص نشده؟</b></c>

00:30:37.170 --> 00:30:38.970
<c.yellow><b>دکتر؟ -
خانواده ی بیمار؟ -</b></c>

00:30:38.970 --> 00:30:41.810
<c.yellow><b>بیاید،بیاید بیرون میخوام باهاتون صحبت کنم</b></c>

00:30:45.660 --> 00:30:49.160
<c.yellow><b>چی؟ جواب تمام آزمایشا نرماله؟</b></c>

00:30:49.160 --> 00:30:52.650
<c.yellow><b>نه تنها نرمال، بلکه با توجه به سن و سال ایشون</b></c>

00:30:52.650 --> 00:30:54.870
<c.yellow><b>تو بهترین وضع سلامتی هستن</b></c>

00:30:54.870 --> 00:30:59.430
<c.yellow><b>شاید یه اشتباهی شده؟ همسرم گفت چند دقیقه پیش روی زمین افتاده بود و نمیتونست نفس بکشه</b></c>

00:30:59.430 --> 00:31:02.350
<c.yellow><b>برای همین ازتون خواستم بیاید بیرون تا صحبت کنیم</b></c>

00:31:02.350 --> 00:31:05.690
<c.yellow><b>در واقع این اولین بار نیست که با همچین بیماری مواجه میشیم</b></c>

00:31:05.690 --> 00:31:11.240
<c.yellow><b>بیماران سالخورده ای که وضعیت جسمی سالمی دارن اما با علائم تهدید کننده ی حیات مراجعه میکنن   </b></c>

00:31:11.240 --> 00:31:15.080
<c.yellow><b>از نظر پزشکی ما توجیه منطقی برای این دسته از بیماران داریم</b></c>

00:31:15.080 --> 00:31:17.810
<c.yellow><b>هرچند این علائم رو جز بیماری های روانی دسته بندی میکنم</b></c>

00:31:17.810 --> 00:31:19.770
<c.yellow><b>یه لحظه صبر کنید</b></c>

00:31:19.770 --> 00:31:23.010
<c.yellow><b>منظورتون اینه پدرم داره تظاهر به بیماری میکنه؟</b></c>

00:31:23.010 --> 00:31:24.960
<c.yellow><b>نظر خودتون چیه؟</b></c>

00:31:43.460 --> 00:31:46.440
<c.yellow><b>واقعا خوب به نظر نمیرسه</b></c>

00:31:46.440 --> 00:31:49.630
<c.yellow><b>قبل از غش کردنش،چه اتفاقی افتاد؟</b></c>

00:31:49.630 --> 00:31:51.790
<c.yellow><b>چیزی نشد</b></c>

00:31:52.870 --> 00:31:54.460
<c.yellow><b><i>نگاه کن</i></b></c>

00:31:55.060 --> 00:31:59.680
<c.yellow><b><i>این نقشه ی خونه ی جدید ماست</i></b></c>

00:31:59.680 --> 00:32:02.340
<c.yellow><b><i>ببین، میتونی متوجه بشی؟</i></b></c>

00:32:02.340 --> 00:32:06.660
<c.yellow><b><i>بله متوجه میشم، انگار با یه دوربین که تو سقف تعبیه شده از خونه عکس انداخته</i></b></c>

00:32:06.660 --> 00:32:09.390
<c.yellow><b><i>دو تا اتاق خواب و دو تا سرویس بهداشتی</i></b></c>

00:32:09.390 --> 00:32:13.280
<c.yellow><b><i>ببین، اینجا هال و این هم آشپزخـونه است</i></b></c>

00:32:13.280 --> 00:32:17.930
<c.yellow><b><i>این اتاق خواب بزرگـتره، ببین حتی یه حمام هم داخلش هست</i></b></c>

00:32:17.930 --> 00:32:22.920
<c.yellow><b><i>این اتاق خیلی بزرگه و همینطور نورگیر،احتمالا تو وضعیت شمال به جنوب قرار داره</i></b></c>

00:32:22.920 --> 00:32:27.260
<c.yellow><b><i>این اتاق به درد من نمیخوره، برای تو و رنجیان مناسبه</i></b></c>

00:32:27.260 --> 00:32:29.810
<c.yellow><b><i>منم عاشق این خونه ام</i></b></c>

00:32:29.810 --> 00:32:32.910
<c.yellow><b><i>بخاطر داشتن دو تا سرویس بهداشتی</i></b></c>

00:32:32.910 --> 00:32:37.190
<c.yellow><b><i>اینطوری ما میتونیم از سرویس بهداشتی اتاق خودمون استفاده کنیم</i></b></c>

00:32:37.190 --> 00:32:41.450
<c.yellow><b><i>و هر روز صبح پشت در دستشویی صف نکشیم</i></b></c>

00:32:41.450 --> 00:32:46.470
<c.yellow><b><i>ببین،این دومین اتاق خوابه،کمی کوچیک تـره</i></b></c>

00:32:46.470 --> 00:32:49.820
<c.yellow><b><i>تصمیم گرفتم این اتاق رو به مان یـی بدم</i></b></c>

00:32:49.820 --> 00:32:55.290
<c.yellow><b><i>اما این اتاق دستشویی نداره و برای استفاده از سرویس بهداشتی باید از اتاق بیاد بیرون</i></b></c>

00:32:56.580 --> 00:33:00.610
<c.yellow><b><i>مان یـی،حالا دیگه اتاق خواب مخصوص خودتو داری</i></b></c>

00:33:00.610 --> 00:33:02.740
<c.yellow><b><i>اوضاع و احوالت از پدر بزرگت بهتره</i></b></c>

00:33:02.740 --> 00:33:06.680
<c.yellow><b><i>مامان بهم گفت وقتی رفتیم خونه ی جدید برام کامپیوتر میخره</i></b></c>

00:33:06.680 --> 00:33:08.850
<c.yellow><b><i>مادرت واقعا نابغه است</i></b></c>

00:33:08.850 --> 00:33:11.280
<c.yellow><b><i>عروس قشنگم،حالا که اینطوره</i></b></c>

00:33:11.280 --> 00:33:15.360
<c.yellow><b><i>این خونه دو تا اتاق خواب و دو تا سرویس بهداشتی داره</i></b></c>

00:33:15.360 --> 00:33:20.330
<c.yellow><b><i>پس...دیگه اتاقی باقی نمونده،قراره من کجا زندگی کنم؟</i></b></c>

00:33:20.330 --> 00:33:24.570
<c.yellow><b><i>البته که هست، مگه میشه نباشه</i></b></c>

00:33:24.570 --> 00:33:27.260
<c.yellow><b><i>درسته اینجا یه اتاق دیگه است</i></b></c>

00:33:31.180 --> 00:33:35.510
<c.yellow><b><i>صبر کن ببینم،این که محل اقامت خدمتکاره</i></b></c>

00:33:35.510 --> 00:33:40.560
<c.yellow><b><i>بابا،یه لحظه آرامش خودتو حفظ کن،درسته اتاق خدمتکاره</i></b></c>

00:33:40.560 --> 00:33:44.210
<c.yellow><b><i>اما از نظر مساحت دست کمی از اتاق خواب مان یـی نداره</i></b></c>

00:33:44.210 --> 00:33:47.730
<c.yellow><b><i>اینجا رو ببین،میشه اینجا یه تخت گذاشت</i></b></c>

00:33:47.730 --> 00:33:52.330
<c.yellow><b><i>اینجا هم یه میز کوچیک و یه قفسه،به علاوه
کلی فضای خالی هم باقی میمونه</i></b></c>

00:33:52.330 --> 00:33:56.970
<c.yellow><b><i>خودت ببین، تو این نقشه کاملا مشخصه که مساحت مشابهی با اتاق خواب مان یی داره، مگه نه؟</i></b></c>

00:33:56.970 --> 00:33:58.510
<c.yellow><b><i>آره آره</i></b></c>

00:33:58.510 --> 00:34:01.920
<c.yellow><b><i>پس شما تصمیم گرفتین اتاق خواب خدمتکارو بدید به من؟</i></b></c>

00:34:01.920 --> 00:34:05.690
<c.yellow><b><i>باشه باشه،بذار روشنت کنم،قبل از بازنشسته شدنم</i></b></c>

00:34:05.690 --> 00:34:09.760
<c.yellow><b><i>زمانی که شاغل بودم همراه رئیسم از خونه های زیادی بازدید انجام میدادیم</i></b></c>

00:34:09.760 --> 00:34:12.980
<c.yellow><b><i>حتی خونه ی متخصص هایی که کم از عمارت نداشتن هم میرفتیم</i></b></c>

00:34:12.980 --> 00:34:15.800
<c.yellow><b><i>اون خونه ها نه تنها اتاق خدمتکار بلکه اتاقی به نام "گو شـا" هم داشتن</i></b></c>

00:34:15.800 --> 00:34:18.550
<c.yellow>میدونی "گو شــا"چیه؟ -
نه نمیدونم -</c>

00:34:18.550 --> 00:34:22.710
<c.yellow><b><i>اتاقی که برای اقامت سگِ صاحبخونه در نظر می گرفتن</i></b></c>

00:34:22.710 --> 00:34:26.760
<c.yellow><b><i>الان خونه ی شما فقط یه سگدونی کم داره،هزینه ی ساختش چند میشه؟ بگو تا پرداخت کنم</i></b></c>

00:34:26.760 --> 00:34:30.610
<c.yellow><b><i>لابد میپرسی چرا؟ چون تو گذشته من تو خوابگاه</i></b></c>

00:34:30.610 --> 00:34:33.880
<c.yellow><b><i>آپارتمان همگانی و حتی تو کوچه هم زندگی کردم اما هیچوقت تجربه ی زندگی تو سگدونی رو نداشتم</i></b></c>

00:34:33.880 --> 00:34:37.720
<c.yellow><b><i>شما دو نفر امروز چشمامو به روی حقیقت باز کردین و باعث شدین به خودم بیام</i></b></c>

00:34:37.720 --> 00:34:42.050
<c.yellow><b><i>بابا این چه حرفیه میزنی؟چطور ممکنه بهت اجازه بدیم همچین کاری کنی؟</i></b></c>

00:34:42.050 --> 00:34:46.030
<c.yellow><b><i>شما دو تا واقعا فرزند صالحی هستین</i></b></c>

00:34:46.030 --> 00:34:49.480
<c.yellow><b><i>...بابا،چه اتفاقی برات افتاده</i></b></c>

00:34:49.480 --> 00:34:51.630
<c.yellow><b><i>...بابا،آروم باش</i></b></c>

00:34:51.630 --> 00:34:54.210
<c.yellow><b>چی گفتی؟اتاق خدمتکار رو دادی بهش؟</b></c>

00:34:54.210 --> 00:34:56.920
<c.yellow><b>چرا داری داد میزنی؟</b></c>

00:34:56.920 --> 00:34:59.190
<c.yellow><b>شما دو تا الحق که پدر و پسرین،کاملا شبیه هم</b></c>

00:34:59.190 --> 00:35:02.810
<c.yellow><b>هرچی که هست نباید اتاق خدمتکار رو بهش میدادی
حق داشت به این حال و روز بیوفته</b></c>

00:35:02.810 --> 00:35:05.600
<c.yellow><b>وانمود کرده که بیماره،به نظرت چرا؟</b></c>

00:35:06.690 --> 00:35:10.870
<c.yellow><b>بذار ازت بپرسم،این خونه فقط سه تا اتاق داره،انتظار داشتی چطور تقسیمش کنم؟</b></c>

00:35:10.870 --> 00:35:13.490
<c.yellow><b>دینگ مان یـی بچه است،نمیتونه تو اتاق خدمتکار بمونه؟</b></c>

00:35:13.490 --> 00:35:16.920
<c.yellow><b>در موردم اشتباه قضاوت نکن،فکر کردی در نظر نگرفتمش؟</b></c>

00:35:16.920 --> 00:35:21.220
<c.yellow><b>اتاق مان یـی پنجره نداره، تا اونجا که یادمه پدر همیشه مشکل تنفسی داشته</b></c>

00:35:21.220 --> 00:35:23.350
<c.yellow><b>اگه پنجره نداشته باشه چطور میخواد دووم بیاره؟</b></c>

00:35:23.350 --> 00:35:25.390
<c.yellow><b>پس ما خودمون میریم تو اتاق خدمتکار</b></c>

00:35:25.390 --> 00:35:28.780
<c.yellow><b>فکر کردی من آدمی ام که چشمم دنبال اتاق بزرگ تر باشه؟</b></c>

00:35:28.780 --> 00:35:31.930
<c.yellow><b>اگه میشد که هرکدوم از این دو تا اتاق تخت دو نفره جا شه</b></c>

00:35:31.930 --> 00:35:34.430
<c.yellow><b>بیخیال اتاق مشترکمون میشدم</b></c>

00:35:34.430 --> 00:35:39.160
<c.yellow><b>دینگ رنجیان پدرت در مورد من اشتباه قضاوت کرد ایرادی نداره
اما تو اجازه نداری بی انصاف باشی</b></c>

00:35:39.160 --> 00:35:42.380
<c.yellow><b>خب پس پدرم و مان یـی تو اتاق بزرگ میمونن،تو میری اتاق مان یـی</b></c>

00:35:42.380 --> 00:35:43.970
<c.yellow><b>منم تو اتاق خدمتکار میمونم</b></c>

00:35:43.970 --> 00:35:48.590
<c.yellow><b>باشه،طبق پیشنهاد تو عمل میکنیم،بیا جدا از هم زندگی کنیم</b></c>

00:35:57.050 --> 00:36:00.790
<c.yellow><b>بحث کردن باهات فایده ای نداره،فردا صبح یه جلسه ی مهم دارم</b></c>

00:36:00.790 --> 00:36:04.320
<c.yellow><b>دینگ مان یـی رو گذاشتم خونه ی همسایه،باید زودتر برگردم</b></c>

00:36:04.320 --> 00:36:08.020
<c.yellow><b>اگه الان بری اونوقت پدرم بیشتر ناراحت میشه</b></c>

00:36:08.020 --> 00:36:10.800
<c.yellow><b>اگه اون ناراحتـه،منم هستم</b></c>

00:36:13.120 --> 00:36:19.150
<c.yellow><b>دینگ رنجیان خودت بهتر از هر کسی میدونی
اونی که الان باید روی اون تخت دراز کشیده باشه کیه</b></c>

00:37:04.020 --> 00:37:05.680
<c.yellow><b>چینگهوان</b></c>

00:37:07.720 --> 00:37:11.040
<c.yellow><b>حس میکنم آدم بی مصرفی هستم</b></c>

00:37:12.040 --> 00:37:17.790
<c.yellow><b>بزرگ شدم و سنی ازم گذشته اما هنوز هم
عرضه ی حمایت و مراقبت از مادرمو ندارم</b></c>

00:37:20.650 --> 00:37:23.390
<c.yellow><b>تو بگو،اگه نمیرفتم کالج</b></c>

00:37:23.390 --> 00:37:28.450
<c.yellow><b>و به جاش از همون زمان میرفتم سر کار تا الان نمیتونستم بدهی های پدرمو صاف کنم؟</b></c>

00:37:32.660 --> 00:37:35.520
<c.yellow><b>تقصیر منه،زیادی خودخواه بودم</b></c>

00:37:35.520 --> 00:37:39.690
<c.yellow><b>رفتم دانشگاه تا معماری بخونم و برم دنبال رویای خودم</b></c>

00:37:41.400 --> 00:37:45.500
<c.yellow><b>و حالا باعث شدم مادرم تو همچین سن و سالی سقف بالای سرشو بفروشه</b></c>

00:37:47.460 --> 00:37:51.550
<c.yellow><b>و خدمتکار خونه ی کسی بشه که بهش بی احترامی کرده</b></c>

00:37:55.450 --> 00:37:57.620
<c.yellow><b>چرا انقدر بی مصرفم؟</b></c>

00:37:59.090 --> 00:38:02.820
<c.yellow><b>بگو ببینم،میشه خودتو غرق این افکار ناراحت کننده نکنی؟</b></c>

00:38:04.070 --> 00:38:08.740
<c.yellow><b>گوش کن،قبلا عادت داشتم برای خوردن غذای مجانی بیام خونتون</b></c>

00:38:08.740 --> 00:38:12.870
<c.yellow><b>هردومون خیلی خوب میدونیم خاله گویـی چطور آدمیه،مگه نه؟</b></c>

00:38:12.870 --> 00:38:16.950
<c.yellow><b>مادرت شخص محترم و پرقدرتــیه،اجازه نمیده کسی به همین سادگیا بهش بی احترامی کنه</b></c>

00:38:16.950 --> 00:38:20.970
<c.yellow><b>فکر کردی بهش توهین نشده؟ نمیدونی دونگ جیاشـین چطور آدمیه؟</b></c>

00:38:20.970 --> 00:38:23.240
<c.yellow><b>فکر کردی اون بچه احترام سرش میشه؟</b></c>

00:38:23.240 --> 00:38:27.790
<c.yellow><b>بذار روشنت کنم اون یه دختر مایه دار گستاخه و قرار نیست را و روششو عوض کنه</b></c>

00:38:31.280 --> 00:38:35.570
<c.yellow><b>اما اون روز تو بیمارستان دیدمش،برای مراقبت از مادرت اومده بود</b></c>

00:38:35.570 --> 00:38:38.850
<c.yellow><b>حس میکنم اونقدرا هم که فکر میکنیم آدم بدی نیست</b></c>

00:38:38.850 --> 00:38:41.210
<c.yellow><b>آدم بدی نیست؟</b></c>

00:38:41.210 --> 00:38:45.540
<c.yellow><b>اون مادرمو تو محل کارش تحقیر کرد و الان هم استخدامش کرده تا تو خونه اش شکنجه اش کنه</b></c>

00:38:45.540 --> 00:38:47.190
<c.yellow><b>چطور ممکنه بد نباشه؟</b></c>

00:38:47.190 --> 00:38:50.620
<c.yellow><b>درسته، هنوزم متوجه نشدم چرا همچین کاری کرد</b></c>

00:38:50.620 --> 00:38:52.770
<c.yellow><b>واقعا متوجه نمیشم</b></c>

00:39:11.280 --> 00:39:14.470
<c.yellow><b>کافیـه بابا، لین یویی رفته</b></c>

00:39:21.570 --> 00:39:23.950
<c.yellow><b>شیر گردوی من کجاست؟</b></c>

00:39:23.950 --> 00:39:27.250
<c.yellow><b>چیکار میکنی؟ مگه اومدی پیک نیک؟نوشیدنی میخوری؟</b></c>

00:39:29.550 --> 00:39:35.070
<c.yellow><b>دیگه سنی ازم گذشته،بدنم نیاز به مکمل غذایی داره</b></c>

00:39:35.070 --> 00:39:38.810
<c.yellow><b>اگه از خودم مراقبت نکنم و یه روزی بلایی سر مغزم بیاد</b></c>

00:39:38.810 --> 00:39:42.320
<c.yellow><b>ممکنه یه نفر منو بفروشه و منم به اشتباه کمکش کنم پولاشو بشماره</b></c>

00:39:42.320 --> 00:39:45.620
<c.yellow><b>بابا لین یویی رو سرزنش نکن،چاره ی دیگه ای نداشت</b></c>

00:39:45.620 --> 00:39:51.190
<c.yellow><b>اگه قراره کسیو سرزنش کنی منو سرزنش کن
من پسر بی کفایتی هستم</b></c>

00:39:51.190 --> 00:39:54.790
<c.yellow><b>نگران نباش، یه راهی براش پیدا میکنم</b></c>

00:39:54.790 --> 00:39:57.320
<c.yellow><b>میرم صورتحساب بیمارستانو پرداخت کنم،لباستو عوض کن بریم خونه</b></c>

00:39:57.320 --> 00:39:59.140
<c.yellow><b>برنمیگردم خونه</b></c>

00:40:00.840 --> 00:40:05.440
<c.yellow><b>چــته بابا؟ دکتر گفت تمام آزمایشاتت نرماله</b></c>

00:40:05.440 --> 00:40:09.070
<c.yellow><b>الان نرماله اگه برگردم خونه و دوباره به قلبم فشار بیاد</b></c>

00:40:09.070 --> 00:40:11.520
<c.yellow><b>اونوقت دیگه هیچی نرمال نیست،برنمیگردم</b></c>

00:40:11.520 --> 00:40:14.100
<c.yellow><b>باشه هرکاری دلت میخواد  بکن</b></c>

00:40:14.100 --> 00:40:15.750
<c.yellow><b>همونجا واستا</b></c>

00:40:16.840 --> 00:40:20.360
<c.yellow><b>هی، میخواستی منو بذاری بری؟</b></c>

00:40:21.750 --> 00:40:25.300
<c.yellow><b>انقدر رو صندلی نشستم،ماتحتم زخم شد،پا شدم یکم راه برم</b></c>

00:40:26.580 --> 00:40:29.810
<c.yellow><b>گفته باشم، من برنمیگردم</b></c>

00:40:39.340 --> 00:40:41.320
<c.yellow><b>بابا</b></c>

00:40:41.320 --> 00:40:42.620
<c.yellow><b>میشه یه خواهشی ازت کنم</b></c>

00:40:42.620 --> 00:40:44.210
<c.yellow><b>فرمایش؟</b></c>

00:40:44.210 --> 00:40:49.280
<c.yellow><b>ازین به بعد،لین یویی هر حرفی که بهت زد از دستش عصبانی نشو</b></c>

00:40:49.280 --> 00:40:50.790
<c.yellow><b>اونوقت چرا؟</b></c>

00:40:50.790 --> 00:40:51.830
<c.yellow><b>لین یویـی مریضه</b></c>

00:40:51.830 --> 00:40:54.780
<c.yellow><b>مریضه؟ چه مریضی؟</b></c>

00:40:54.780 --> 00:40:56.300
<c.yellow><b>مثل مادر</b></c>

00:40:56.300 --> 00:40:58.290
<c.yellow><b>...مثل مادرت</b></c>

00:41:00.050 --> 00:41:04.550
<c.yellow><b>ها؟ مثل مادرت؟ سرطان داره؟</b></c>

00:41:04.550 --> 00:41:06.550
<c.yellow><b>خوشبختانه اونقدر بدخیم نیست</b></c>

00:41:06.550 --> 00:41:09.160
<c.yellow><b>پس معطل چی هستی؟ زنگ بزن متخصص</b></c>

00:41:09.160 --> 00:41:12.300
<c.yellow><b>اجازه نده مثل مادرت دست رو دست بذاره و کار از کار بگذره</b></c>

00:41:12.300 --> 00:41:15.860
<c.yellow><b>اینکارو کردم،آخر هفته میبرمش پیش متخصص</b></c>

00:41:19.050 --> 00:41:20.610
<c.yellow><b>میرم لباسمو عوض کنم،بریم خونه</b></c>

00:41:20.610 --> 00:41:22.110
<c.yellow><b>بابا</b></c>

00:41:22.110 --> 00:41:26.360
<c.yellow><b>در مورد خونه،یه راهی پیدا میکنم، دیگه عصبانی نباش</b></c>

00:41:38.040 --> 00:41:42.150
<c.yellow><b>نمیشه،مادرم مثل بـره ایه که پا تو خونه ی گـرگ گذاشته،باید نجاتش بدم</b></c>

00:41:42.150 --> 00:41:46.210
<c.yellow><b>نـه،نمیشه الان جایی بری -
چرا نرم؟ میدونی تنها گذاشتن مادرم تو خونه ی اون عفریته چقدر خطرناکه؟</b></c>

00:41:46.210 --> 00:41:47.900
<c.yellow><b>باید برم -
بهتره بی فکری نکنی،نباید بری -</b></c>

00:41:47.900 --> 00:41:49.590
<c.yellow><b>باید برم...ولم کن -
نه،اجاره نمیدم -</b></c>

00:41:49.590 --> 00:41:51.820
<c.yellow><b>نمیتونی بری،والا تمام نصیحتایی که بهت کردم بی معنی بود...نرو</b></c>

00:41:51.820 --> 00:41:54.360
<c.yellow><b>نباید بری...آروم باش -
چینگهوان -
بامبــو -</b></c>

00:41:54.360 --> 00:41:56.060
<c.yellow><b>آن چینگهوان</b></c>

00:41:59.360 --> 00:42:02.720
<c.yellow><b>چطور اومدی داخل؟ -
در خونه ات باز بود -</b></c>

00:42:02.720 --> 00:42:03.750
<c.yellow><b>خب چه مرگته؟</b></c>

00:42:03.750 --> 00:42:06.660
<c.yellow><b>چه مرگمه؟ من باید ازت بپرسم تو چه مرگته؟</b></c>

00:42:06.660 --> 00:42:09.100
<c.yellow><b>این دیگه کیه؟ چه رابطه ای باهم دارین؟ هی آن چینگهوان</b></c>

00:42:09.100 --> 00:42:11.690
<c.yellow><b>چرا انقدر بی بند و باری؟ همیشه به مردا اجازه میدی شب تو خونه ات لنگر بندازن </b></c>

00:42:11.690 --> 00:42:14.900
<c.yellow><b>الان چه زری زدی؟ به کی گفتی بی بند و بار؟</b></c>

00:42:14.900 --> 00:42:16.830
<c.yellow><b>این آدم هرکی که باشه به تو چه ربطی داره؟</b></c>

00:42:16.830 --> 00:42:19.520
<c.yellow><b>اگه بخوام به یه مرد اجازه بدم شب تو خونه ام بمونه به تو چه ربطی داره؟ یالا برو بیرون</b></c>

00:42:19.520 --> 00:42:21.840
<c.yellow><b>نمیرم بیرون،بذار روشنت کنم آن چینگهوان</b></c>

00:42:21.840 --> 00:42:25.100
<c.yellow><b>بدجور کفرمو در آوردی</b></c>

00:42:25.100 --> 00:42:29.210
<c.yellow><b>این بچه چی داره میگه؟ کفرشو در آوردم؟ اونی که کل روز دست از سرم برنمیداره کیه؟</b></c>

00:42:29.210 --> 00:42:32.250
<c.yellow><b>میخوای بگی من آویزونــتم؟ مثل اینکه حالیت نیست</b></c>

00:42:32.250 --> 00:42:36.070
<c.yellow><b>نمیدونی اون بیرون چندتا دختر هستن که
برام جامه می دَرن و من حتی یه نیم نگاه هم بهشون نمیندازم</b></c>

00:42:36.070 --> 00:42:39.950
<c.yellow><b>دوباره شروع کرد...ببین باز شروع کرد،محض رضای خدا</b></c>

00:42:39.950 --> 00:42:44.060
<c.yellow><b>برو برو دنبال همون دخترایی که کشته و مرده ی تو ان،دیگه هم جلوی چشمم پیدات نشه،برو</b></c>

00:42:44.060 --> 00:42:46.600
<c.yellow><b> فلاسکم خرابه،آبجی بزرگه میشه فلاسکتو بهم قرض بدی؟</b></c>

00:42:46.600 --> 00:42:48.820
<c.yellow><b>نخیر،بهت قرضش نمیدم</b></c>

00:42:49.850 --> 00:42:52.530
<c.yellow><b>میشه مثل آدم رفتار کنی تا مجبور نشم جلوی یه غریبه بهت توهین کنم؟</b></c>

00:42:52.530 --> 00:42:54.300
<c.yellow><b>هروقت یه نفر ازت کمک میخواد</b></c>

00:42:54.300 --> 00:42:58.570
<c.yellow><b>خصوصا پسر جذاب و خوشتیپی مثل من،بهتره با زبون خوش بهش کمک کنی</b></c>

00:42:59.070 --> 00:43:01.920
<c.yellow><b>همونجا واستا، نگفتی کدوم خری هستی؟</b></c>

00:43:01.920 --> 00:43:05.790
<c.yellow><b>هرکی که هست به تو هیچ ربطی نداره،چرا به دوستام توهین میکنی؟</b></c>

00:43:05.790 --> 00:43:06.900
<c.yellow><b>...برو...برو</b></c>

00:43:06.900 --> 00:43:08.980
<c.yellow><b>مشکلی نیست؟ -
خیالت راحت،درو باز میذارم تا برگردی -</b></c>

00:43:08.980 --> 00:43:12.360
<c.yellow><b>با آرامش مشکلـتو حل کن و موضوعو کِش نده -
باشه،نگران نباش -</b></c>

00:43:14.690 --> 00:43:18.660
<c.yellow><b>گوشام درست شنید؟بهش گفتی درو براش باز میذاری تا زودتر برگرده؟</b></c>

00:43:18.660 --> 00:43:20.920
<c.yellow><b>بله درست شنیدی،درو براش باز میذارم تا برگرده</b></c>

00:43:20.920 --> 00:43:24.820
<c.yellow><b>ازین به بعد قصد دارم در خونمو به روی تمام مردای دنیا به جز تو باز بذارم</b></c>

00:43:25.550 --> 00:43:26.690
<c.yellow><b>یه بار دیگه بگو</b></c>

00:43:26.690 --> 00:43:28.220
<c.yellow><b>میتونم ده بار دیگه تکرار کنم</b></c>

00:43:28.220 --> 00:43:32.360
<c.yellow><b>ازین به بعد قصد دارم در خونمو به روی تمام مردای دنیا به جز تو باز بذارم،به جز تو</b></c>

00:43:32.384 --> 00:43:44.384
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.