﻿WEBVTT

00:00:04.980 --> 00:00:08.480
‫آه، پیش خودم چی فکر کردم؟

00:00:08.480 --> 00:00:11.340
‫«کنارت می‌مونم» و کوفت.

00:00:11.340 --> 00:00:13.710
‫«ساکت شو و دستم رو بگیر» و زهرمار.

00:00:13.710 --> 00:00:15.990
‫آه، لعنتی خیلی لوس بود!

00:00:19.060 --> 00:00:22.420
‫آلیا رسماً بهم گفت «دوستت دارم»...

00:00:25.060 --> 00:00:29.630
‫یعنی جداً تمام این‌مدت داشت به‌روسی باهام لاس می‌زد،

00:00:29.630 --> 00:00:33.460
‫و صرفاً یه بازی جوجه‌ی تک‌نفره به‌اسمِ «متوجه می‌شه یا نه؟» نمی‌کرد؟

00:00:33.460 --> 00:00:36.120
‫ولی حرف امشبش از ته دل بود...

00:00:37.610 --> 00:00:38.870
‫آره جون عمه‌ات!

00:00:39.580 --> 00:00:43.120
‫لابد اون‌لحظه درست مثل من جوگیر شده.

00:00:43.120 --> 00:00:47.400
‫احتمالاً تا الان به خودش اومده و از حرفی که زده عنش گرفته.

00:00:47.400 --> 00:00:49.740
‫آره، باید همین باشه.

00:00:53.380 --> 00:00:57.660
‫بازم باید بری سرکار؟ این چندوقته اصلاً خونه نبودی!

00:00:58.220 --> 00:01:00.610
‫چرا باید همیشه اینجوری باشی؟

00:01:00.610 --> 00:01:03.160
‫خیال کردی با عذرخواهی‌کردن،
‫همه‌چی به‌طور معجزه‌آسایی درست می‌شه؟!

00:01:03.580 --> 00:01:09.170
‫عشق، احساس بی‌ثبات و غیرقابل‌اطمینانی‌ـه.
‫فسفر سوزوندن سر همچین مسئله‌ای اتلاف وقته.

00:01:10.210 --> 00:01:12.220
‫کنارش می‌مونم؟

00:01:12.770 --> 00:01:17.110
‫منی که زدم به چاک و یوکی رو به حال خودش ول کردم
‫تا تنهایی نام خانوادگیِ سوئو رو به دوش بکشه؟

00:01:17.110 --> 00:01:18.540
‫چه چرندیاتی.

00:01:23.450 --> 00:01:26.560
‫مگه نگفت امروز کار داره؟

00:01:27.550 --> 00:01:28.580
‫نه.

00:01:28.580 --> 00:01:32.990
‫اگر وقایع امروز همگی به‌دقت برنامه‌ریزی
‫شده بودن تا منو وادار به عضویت توی شورای دانش‌آموزی بکنن،

00:01:32.990 --> 00:01:36.000
‫پس مسلماً یوکی توی این کار دست داشته.

00:01:36.020 --> 00:01:43.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:00.570 --> 00:03:01.230
گاهی اوقات
به روسی

00:03:01.980 --> 00:03:02.740
بروز می‌ده
احساساتش رو

00:03:03.490 --> 00:03:05.570
آلیا-سان          احساساتش رو
به روسی بروز می‌ده
گاهی اوقات

00:03:13.920 --> 00:03:18.840
قسمت پنجم
افراد مختلف، اعمال پنهانی یکسان

00:03:15.460 --> 00:03:18.590
‫عـــــه! اونی‌-چانِ منحرف!

00:03:18.590 --> 00:03:21.310
‫پدرسوخته. از قصد اینجوری زمان‌بندی کردی، نه؟

00:03:21.310 --> 00:03:22.250
‫فهمیدی؟
‫مثل روز روشنه.

00:03:24.810 --> 00:03:28.890
‫شرط می‌بندم وقتی صدای بسته‌شدن در ورودی رو شنیدی، اومدی بیرون.

00:03:28.890 --> 00:03:31.080
‫هوی هوی، کجا با این عجله.

00:03:31.080 --> 00:03:34.580
‫کنجکاو نیستی بدونی چرا این‌کارو کردم؟

00:03:34.580 --> 00:03:36.360
‫فعلاً برو یه‌چیزی تنت کن.

00:03:36.360 --> 00:03:39.320
‫قبلش حرف دارم باهات، ماساچیکا-کون.

00:03:39.320 --> 00:03:43.130
‫چندماه پیش متوجه یه مسئله‌ی پشم‌ریزون شدم.

00:03:43.130 --> 00:03:44.620
‫پشم‌ریزون؟

00:03:44.890 --> 00:03:49.230
‫آره، ما چندسالیه باهم زندگی می‌کنیم،

00:03:50.380 --> 00:03:53.840
‫ولی هنوز به بخشِ «وقتی داره لباس عوض می‌کنه،
‫سرتو مثل گاو بندازی پایین و بیای تو» نرسیدیم!

00:03:53.840 --> 00:03:55.500
‫انتظار چیز احمقانه‌ای داشتم، ولی این ورای احمقانه‌ست!

00:03:55.780 --> 00:03:59.410
‫همه‌ی برادرها دست کم یه‌بار توی عمرشون، موقع
‫لباس عوض کردنِ خواهرشون، ناخواسته وارد اتاقش شدن!

00:03:59.410 --> 00:04:01.560
‫برادرهای دوبعدی شاید! روی ذهن اوتاکوت مسلط باش!

00:04:01.560 --> 00:04:03.510
‫تو رو از این نعمت محروم نمی‌کنم!

00:04:03.800 --> 00:04:07.330
‫راستی، عکس فن‌سرویس! آه!

00:04:07.330 --> 00:04:09.180
‫معلوم هست کجا رو نگاه می‌کنی؟

00:04:09.830 --> 00:04:11.500
‫یه دوربین که توِ خنگول نمی‌بینی.

00:04:11.500 --> 00:04:13.270
‫ولی تو با کون‌ و کپل لخت می‌بینی؟!

00:04:13.580 --> 00:04:14.270
‫بگذریم.

00:04:14.590 --> 00:04:20.780
‫شوخی به کنار، این روشم برای دل‌جویی ازت
‫بابت اینه که امروز گولت زدم.

00:04:20.780 --> 00:04:23.490
‫چرا فکر کردی با نشون‌دادن بدن لختت دلخوری‌ام رفع می‌شه؟

00:04:23.490 --> 00:04:26.030
‫آه، تند نرو داش.

00:04:26.030 --> 00:04:28.330
‫چسی میای،

00:04:28.330 --> 00:04:32.670
‫ولی می‌دونم سرتاپام رو برانداز کردی، ها؟

00:04:32.670 --> 00:04:33.620
‫یوکی.

00:04:35.490 --> 00:04:38.240
‫می‌خوام یه راز مهمی رو بهت بگم.

00:04:39.380 --> 00:04:41.630
‫پروپاچه‌ی بیرون‌ریخته شهوت آدم رو می‌خوابونه.

00:04:42.360 --> 00:04:44.630
‫لذت در نگاه قایمکی‌ـه.

00:04:47.340 --> 00:04:50.640
‫عجب. مرسی که منو از جهالت درآوردی.

00:04:50.960 --> 00:04:51.830
‫چاکرم.

00:04:53.850 --> 00:04:57.170
‫صبر کن بینم. فکر کردی با بچه طرفی.

00:04:57.170 --> 00:04:58.560
‫دید زدی، مگه نه؟

00:04:58.560 --> 00:05:01.900
‫سرتاپام رو دید زدی، نه؟

00:05:03.420 --> 00:05:05.280
‫فقط تا پایین سینه.

00:05:05.280 --> 00:05:07.660
‫عالیجناب! این دیوث ممه‌باز به عمل زشتش اعتراف کرد!

00:05:07.660 --> 00:05:09.370
‫گل بگیر درشو، بدن‌نما!

00:05:11.890 --> 00:05:14.010
‫راستی، داش.

00:05:14.010 --> 00:05:15.630
‫چیه؟

00:05:15.630 --> 00:05:19.790
‫راستی چرا داری توی اتاق من موهاتو خشک می‌کنی؟
‫کسی ندونه فکر می‌کنه اتاق توـه.

00:05:20.370 --> 00:05:25.340
‫رئیس و ماشا-سنپای تونستن متقاعدت
‫کنن که عضو شورای دانش‌آموزی بشی؟

00:05:28.250 --> 00:05:31.000
‫آره، ولی این کل ماجرا نیست.

00:05:34.470 --> 00:05:38.940
‫تصمیم گرفتم آلیا رو برای رئیس شورای دانش‌آموزی شدن تشویق کنم.

00:05:42.200 --> 00:05:43.020
‫اوه...

00:05:44.220 --> 00:05:48.490
‫ای وای من! آلیا-سان اونی-چانم رو هوایی کرد و از چنگم درش آورد!

00:05:48.490 --> 00:05:50.190
‫هوایی کردن کجا بود بابا!

00:05:50.190 --> 00:05:52.450
‫دهنت سرویس، ممه‌باز خر!

00:05:52.830 --> 00:05:56.290
‫75های من برای اقناع‌کردنت کافی نبودن؟

00:05:56.290 --> 00:06:00.210
‫باید اسیر و دل‌باخته‌ی 85های آلیا-سان می‌شدی؟

00:06:00.210 --> 00:06:02.840
‫یه کلمه دیگه راجع‌به اندازه‌ی سینه‌ بگی با من طرفی! زیادی خاک‌برسری‌ـه!

00:06:03.180 --> 00:06:05.050
‫باید چشم‌هات رو وا کنی، دا.

00:06:05.050 --> 00:06:06.530
‫یعنی داش.

00:06:06.530 --> 00:06:10.670
‫می‌دونی که 75هایی که می‌تونی بهشون
‫دست بزنی بهتر از 85هایی‌ان که نمی‌تونی!

00:06:10.670 --> 00:06:12.880
‫نه، مطمئنم هیچ‌کدومشون اوکی نیستن!

00:06:12.880 --> 00:06:16.640
‫بیا اینجا بینم، داش!‌ ولی خشن نباش!

00:06:16.640 --> 00:06:18.850
‫چرا انقدر هیجان‌زده به‌نظر میای؟!

00:06:19.140 --> 00:06:24.610
‫عـــه، امری باشه؟ می‌خوای اولین کسی
‫باشی که به ممه‌ی خواهرت دست می‌زنه؟

00:06:24.610 --> 00:06:26.420
‫ببر صداتو.

00:06:26.420 --> 00:06:31.170
‫شوخی کردم. قبلاً توی دوران دبستان دست زدی.

00:06:31.170 --> 00:06:32.490
‫من که چنین چیزی خاطرم نیست.

00:06:33.370 --> 00:06:34.120
‫هــــه؟

00:06:34.440 --> 00:06:36.370
‫هـــه؟ خداوکیلی؟

00:06:37.260 --> 00:06:38.370
‫اونی-چان...

00:06:38.750 --> 00:06:40.060
‫یادت رفته؟

00:06:40.460 --> 00:06:43.380
‫اون‌موقع من دوم ابتدایی بودم.

00:06:45.590 --> 00:06:48.770
‫توی گرگم به هوا بازی، بهم برخورد کردیم،

00:06:48.770 --> 00:06:54.050
‫و تو با کله رفتی توی رون‌هام و
‫قشنگ ممه‌ی سمت راستم رو گرفتی!

00:06:54.050 --> 00:06:56.820
‫اگر باعث همچین معجزه‌ای شده بودم، قطع به یقین یادم می‌موند!

00:06:56.820 --> 00:06:59.850
‫انقدر از این داستان‌های خاک‌برسری فوق کلیشه‌ای سرهم نکن!

00:06:59.850 --> 00:07:00.370
‫ایش.

00:07:00.370 --> 00:07:02.020
‫الان منو «ایش» کردی؟

00:07:02.670 --> 00:07:08.400
‫امان. اون‌موقع‌ها انقدر آسمت بد بود که به زور می‌تونستی بری بیرون.

00:07:08.400 --> 00:07:11.770
‫بعد ببین الان چـــــقدر حالم خوبه!

00:07:11.770 --> 00:07:14.110
‫از دوران راهنمایی یه‌بارم سرما نخوردم!

00:07:14.110 --> 00:07:16.660
‫هرچند شخصاً ترجیح می‌دادم یه‌ذره انرژیت کمتر می‌شد.

00:07:16.660 --> 00:07:20.020
‫کمتر می‌شه! توی خونه و مدرسه!

00:07:20.020 --> 00:07:20.980
‫باشه غلط کردم.

00:07:21.290 --> 00:07:23.670
‫عذرخواهی نکن! به‌جاش لوسم کن.

00:07:29.540 --> 00:07:31.380
‫قربون دستت.

00:07:41.720 --> 00:07:47.150
‫آها... پس می‌خوای با آلیا-سان تیم بشی.

00:07:47.150 --> 00:07:47.900
‫آره.

00:07:48.410 --> 00:07:49.550
‫ببخشید.

00:07:49.550 --> 00:07:53.610
‫ها؟ چیزی نیست که بخوای به‌خاطرش عذرخواهی کنی.

00:07:53.610 --> 00:07:56.790
‫رقابت خواهر و برادری؟! چقدر کلاسیک.

00:07:58.430 --> 00:08:03.390
‫محض شفاف‌سازی بگم، اینطور نیست که ازت بدم بیاد و اینطور چیزا.

00:08:03.390 --> 00:08:04.920
‫می‌دونم.

00:08:05.210 --> 00:08:09.450
‫اونه-چان منو خیــــــــلی دوست داری، نه؟

00:08:11.140 --> 00:08:12.100
‫چی بگم.

00:08:12.300 --> 00:08:14.480
‫هه، خودتم تأیید کردی.

00:08:14.480 --> 00:08:15.370
‫خفه بابا.

00:08:17.320 --> 00:08:19.300
‫خب، دیگه حله.

00:08:19.300 --> 00:08:20.320
‫جدی؟

00:08:20.320 --> 00:08:22.030
‫اوهوم، ممنونم.

00:08:23.760 --> 00:08:27.880
‫بگذریم، الان دیگه با هم رقیبیم.

00:08:28.520 --> 00:08:29.730
‫اوه راستی راستی.

00:08:31.440 --> 00:08:35.410
‫من دختر سخت‌گیری نیستم.
‫می‌تونم چشممو روی یکی دوتا خیانت ببندم.

00:08:35.930 --> 00:08:39.740
‫پس هر وقت از دست آلیا-سان خسته شدی برگرد پیش خودم.

00:08:39.740 --> 00:08:42.620
‫عــاه، این‌قدر بهش نگو خیانت کردن.

00:08:42.620 --> 00:08:44.400
‫و نه، قرار نیست همچین کاری بکنم.

00:08:45.260 --> 00:08:48.500
‫بیخیال. یه‌طوری رفتار نکن که انگار
‫آخرش قرار نیست برگردی خونه پیش خودم.

00:08:49.970 --> 00:08:51.710
‫تافته‌ی جدا بافته‌ای مگه؟

00:08:53.630 --> 00:08:54.470
‫فعلاً.

00:08:54.470 --> 00:08:56.080
‫بـابـای!

00:09:00.350 --> 00:09:04.760
‫که این‌طور، پس یکی رو پیدا کرده که می‌تونه بهش انگیزه بده.

00:09:05.980 --> 00:09:09.940
‫عـــــاه، حیف که نشد اون یه نفر من باشم.

00:09:10.730 --> 00:09:11.980
‫مهم هم نیست.

00:09:12.650 --> 00:09:14.310
‫هنوزم قرار نیست ببازم.

00:09:24.130 --> 00:09:27.260
‫عجیبه که نیومده با هیاهو کردنش بیدارم کنه.

00:09:27.720 --> 00:09:31.000
‫گمونم ته دلش از تصمیمی که گرفتم ناراحت شده.

00:09:33.500 --> 00:09:35.610
‫نه، از اون‌هاش نیست.

00:09:36.040 --> 00:09:39.520
‫ولی بازم بهتره سعی کنم براش جبران کنم.

00:09:48.190 --> 00:09:51.940
‫اگه فکر کردی قرار بود پایانش آبکی باشه، کور خوندی داداش!

00:09:51.940 --> 00:09:55.020
‫بهت گفتم این کارو می‌کنم که،
‫من از اون دختراشم که پای حرفشون هستن.

00:09:55.020 --> 00:09:57.610
‫دختره‌ی پدرسوخته...

00:10:01.830 --> 00:10:03.030
‫هـــا؟

00:10:08.010 --> 00:10:09.060
‫بکشم بیرون.
‫هــا؟

00:10:10.020 --> 00:10:12.010
‫گیر کردم.

00:10:12.010 --> 00:10:14.210
‫کاری نکن حرفم رو تکرار کنم.

00:10:18.930 --> 00:10:20.720
‫داری چیکار می‌کنی؟!
‫دایی شیکار می‌شُنی؟!‍

00:10:20.720 --> 00:10:22.980
‫پدرسگ، همین‌جا زنده به گورت می‌کنم!

00:10:22.980 --> 00:10:24.720
‫توی سنگ قبرت!

00:10:25.540 --> 00:10:28.090
‫بوی گند پسر می‌ده! حامله می‌شم!

00:10:28.090 --> 00:10:30.800
‫غلط کردی! فکر کردی چی هستی،
‫از این پرنسس‌های آفتاب مهتاب ندیده؟

00:10:30.800 --> 00:10:34.570
‫به معنای واقعی هستم! مشکلیه؟!

00:10:37.990 --> 00:10:38.990
‫صبح بخیر!

00:10:39.230 --> 00:10:40.830
‫دیشب سریاله رو دیدی؟

00:10:40.830 --> 00:10:43.080
‫آره، خیلی خوب بود!

00:10:43.080 --> 00:10:44.990
‫مگه نه؟ یه حس خوبی بهم داد!

00:10:52.670 --> 00:10:54.970
‫دلم واسه چی شور می‌زنه؟

00:10:54.970 --> 00:10:58.260
‫مطمئنم مثل همیشه با اون قیافه‌ی خوابالوش میاد داخل.

00:10:58.260 --> 00:11:00.740
‫خونسرد باش و عادی رفتار کن.

00:11:00.740 --> 00:11:02.450
‫اوه ماساچیکا، سیلام.

00:11:02.450 --> 00:11:03.880
‫صبح بخیر، ماساچیکا.
‫اوه، صبح بخیر.

00:11:06.210 --> 00:11:07.730
‫صبح بخیر، آلیا.

00:11:07.730 --> 00:11:09.770
‫عه‌وا صبح بخیر... کوزه-کون؟

00:11:10.220 --> 00:11:12.070
‫داری برای کلاس آماده می‌شی؟

00:11:12.980 --> 00:11:15.020
‫عـ ـ عـه، آره.

00:11:16.040 --> 00:11:17.300
‫چیزی شده؟

00:11:17.300 --> 00:11:19.390
‫عــه؟ نه هیچی.

00:11:19.390 --> 00:11:20.530
‫جدی؟

00:11:25.030 --> 00:11:27.970
‫ماساچیکا، من و تاکشی داشتیم می‌گفتیم؛

00:11:27.970 --> 00:11:29.640
‫یه روز باید بریم کارائوکه.

00:11:29.640 --> 00:11:31.970
‫اوهو ایول. کی؟

00:11:31.220 --> 00:11:34.520
‫کوزه-کون امروز مثل همیشه نیست.
‫یه روز تو همین هفته؟

00:11:33.830 --> 00:11:38.800
نقطه‌نظر آلیا

00:11:34.520 --> 00:11:37.130
‫یه جورایی لطیف به‌نظر می‌رسه...

00:11:37.130 --> 00:11:39.710
‫و یه‌جورایی هم جذاب شده!

00:11:40.150 --> 00:11:42.640
‫عــه، چه فکریه دارم می‌کنم؟

00:11:42.640 --> 00:11:45.930
‫احتمالاً فقط مثل همیشه به اندازه‌ی کافی نخوابیده.

00:11:50.220 --> 00:11:52.690
‫چرت نمی‌زنه. چرا؟

00:11:54.540 --> 00:11:59.940
‫نکنه واقعاً جدی گفته بود که می‌خواد تشویقم کنه و بهم روحیه بده؟

00:12:00.500 --> 00:12:03.950
‫از حالا کنارت می‌مونم و حمایتت می‌کنم.

00:12:04.340 --> 00:12:05.540
‫کوجو-سان!

00:12:13.330 --> 00:12:14.710
تیم

00:12:16.460 --> 00:12:18.080
‫ای وای!
‫چه خوبه!

00:12:18.080 --> 00:12:19.460
‫چه خفن بود!

00:12:21.720 --> 00:12:22.890
‫کوزه!

00:12:22.890 --> 00:12:24.590
‫هوی، ردیفی پسر؟

00:12:25.330 --> 00:12:26.860
‫زدی بیهوشش کردی!

00:12:30.190 --> 00:12:34.320
‫که «توپ بهترین دوستمه»؟ ارواح عمه‌ت تسوباسا.

00:12:37.490 --> 00:12:39.170
‫گشنمه.

00:12:39.170 --> 00:12:41.270
‫کوزه-کون، حالت خوبه؟

00:12:43.050 --> 00:12:44.110
‫آلیا؟

00:12:44.110 --> 00:12:45.790
‫چی شده؟

00:12:45.790 --> 00:12:48.620
‫نگران بودم نکنه چیزیت شده باشه.

00:12:49.370 --> 00:12:50.830
‫تو هم دیدی پس؟

00:12:51.400 --> 00:12:53.860
‫حالت خوبه؟ می‌خوای بریم اتاق پرستار؟

00:12:53.860 --> 00:12:58.380
‫نه بابا خوبم. فقط اومدم بیرون چون داخل سالن هوا گرم بود.

00:12:58.380 --> 00:13:00.500
‫یکم استراحت کنم بعدش برمی‌گردم داخل.

00:13:01.080 --> 00:13:02.380
‫جدی؟

00:13:02.830 --> 00:13:03.760
‫یه لحظه.

00:13:09.140 --> 00:13:11.890
‫این‌طوری خیلی چیزی متوجه نمی‌شم.

00:13:12.200 --> 00:13:14.140
‫جـ ـ جدی؟

00:13:15.230 --> 00:13:17.800
‫سایز ۸۵... ناموساً؟

00:13:18.150 --> 00:13:20.980
‫نه وایسا. اون گفت «نیاز به بررسی» داره.

00:13:20.980 --> 00:13:24.400
‫پسر اینا شاید حتی بزرگ‌ترم باشن!

00:13:38.440 --> 00:13:40.760
‫جــــانـــم؟ داری زیربغلتو نمایان می‌کنی؟!

00:13:40.760 --> 00:13:42.840
‫داره عمداً این کارو می‌کنه؟!

00:13:44.340 --> 00:13:48.590
‫یوکی، حالا فهمیدی چی می‌گم؟
‫واقعاً که یواشکی دید زدن اصل جنسه.

00:13:51.740 --> 00:13:52.640
‫چیه؟
‫عــا، هیچی!

00:13:55.600 --> 00:13:56.480
‫بگذریم...

00:13:56.760 --> 00:13:58.580
‫بهتره بری یکم آب بخوری.

00:13:58.580 --> 00:14:00.510
‫عــه؟ بـ ـ باشه.

00:14:09.610 --> 00:14:12.400
‫اوه...

00:14:20.850 --> 00:14:22.130
‫هـا؟ کوزه-کون؟!

00:14:22.500 --> 00:14:24.440
‫چـ ـ چیکار می‌کنی؟

00:14:25.740 --> 00:14:26.630
‫آخیش...

00:14:26.960 --> 00:14:29.620
‫فکر کردم بهتره یه آبی به سروکله‌م بزنم.

00:14:29.620 --> 00:14:31.480
‫کـ ـ که این‌طور.

00:14:31.480 --> 00:14:33.240
‫عه‌وا عه‌وا، کوزه-کون.

00:14:33.980 --> 00:14:37.890
‫اینجا چی داریم؟ یه آقایی که جذابیت داره از سر و روش می‌ریزه؟

00:14:38.250 --> 00:14:40.040
‫سلام، ماشا-سان.

00:14:40.040 --> 00:14:43.580
‫فقط داشتم خودم رو خنک می‌کردم. نگران نباشید.

00:14:43.580 --> 00:14:46.970
‫چی شده؟ چیزی توی آسمون هست؟

00:14:46.970 --> 00:14:48.710
‫دارم ابرها رو می‌بینم.

00:14:48.710 --> 00:14:50.140
‫همین‌طوره.

00:14:50.140 --> 00:14:52.780
‫چرا این‌قدر تابلو رفتار می‌کنی؟

00:14:54.280 --> 00:14:58.790
‫دیگه یه احترام خاصی برای لباس‌چهای ورزشی قائلم.

00:14:59.180 --> 00:15:02.170
‫خیس آب شدی. حوله لازم داری؟

00:15:02.170 --> 00:15:06.990
‫عـــا نه. می‌ذارم خورشید خانم کارش رو انجام بده.

00:15:06.990 --> 00:15:09.590
‫خب، یکم سرت رو خم کن.

00:15:10.010 --> 00:15:12.080
‫عـــا چــ ـ چه خبره؟

00:15:12.080 --> 00:15:14.390
‫تا حالا هیچ‌جا همچین صحنه‌ای ندیده بودم!

00:15:15.450 --> 00:15:16.140
‫بفرما.
‫تموم شد.

00:15:18.780 --> 00:15:21.040
‫خب؟ حالت بهتر شد؟

00:15:21.040 --> 00:15:24.480
‫آره. الان می‌فهمم که سگ‌ها چه حسی دارن.

00:15:24.480 --> 00:15:27.050
‫عه‌وا؟ نژاد آکیتا؟

00:15:27.050 --> 00:15:29.180
‫نه، دیگه نژادش رو نمی‌دونم.

00:15:29.180 --> 00:15:31.950
‫ببخشید که دست‌و‌پاچلفتی‌بازی در آوردم.

00:15:33.340 --> 00:15:36.700
‫می‌دونی که، یه سگ شیطون هم جذابیت‌های خودش رو داره.

00:15:38.750 --> 00:15:40.800
‫ما برمی‌گردیم، کوزه-کون.

00:15:40.800 --> 00:15:43.920
‫ماشا تو هم دیگه باید برگردی سر کلاس، نه؟

00:15:43.920 --> 00:15:47.560
‫عــــه... من تازه رسیدم که.

00:15:47.560 --> 00:15:49.960
‫ما که دیگه داریم برمی‌گردیم.

00:15:49.960 --> 00:15:51.230
‫بــــاش.

00:15:53.100 --> 00:15:55.080
‫بعد از مدرسه می‌بینمت.

00:15:55.560 --> 00:15:56.930
‫بله، تا بعد.

00:15:57.310 --> 00:15:59.430
‫ممنونم بابت حوله.

00:16:06.780 --> 00:16:09.460
‫آه، الان شروع می‌شه.

00:16:09.460 --> 00:16:12.450
‫الان «چندش» و «کثیف» و اینطور چیزا حواله‌م می‌کنه.

00:16:13.980 --> 00:16:16.980
‫خب، الان خوبی؟

00:16:17.410 --> 00:16:18.150
‫ها؟

00:16:18.580 --> 00:16:23.960
‫سرتو می‌گم. مشکلی نداری روی جایی که توپ خورد، یخ نذاری؟

00:16:25.390 --> 00:16:26.250
‫اوه!

00:16:26.690 --> 00:16:31.210
‫الان فکر می‌کنه خودمو خیس کردم تا
‫جایی که توپ خورد رو خنک کنم!؟

00:16:31.670 --> 00:16:35.960
‫آه آره، خوبم. ورم و اینطور چیزا که نکرده.

00:16:36.430 --> 00:16:37.470
‫جدی؟

00:16:37.770 --> 00:16:40.010
‫نه، جدی می‌گم چیزی نیست.

00:16:40.430 --> 00:16:43.460
‫چه خبره؟ چرا یهویی انقدر مهربون شده؟

00:16:43.460 --> 00:16:45.810
‫شروع شده؟ یعنی شروع شده؟

00:16:49.090 --> 00:16:51.410
‫آه، آلیا-سان؟

00:16:51.410 --> 00:16:54.640
‫امروز یه‌طورایی... زیادی باهام مهربون نشدی؟

00:16:55.420 --> 00:16:56.530
‫آخه...

00:16:56.530 --> 00:17:00.180
‫از صبح انگار سرحال نیستی.

00:17:00.180 --> 00:17:03.790
‫یکم نگران بودم که نکنه اتفاقی افتاده.

00:17:03.790 --> 00:17:05.090
‫هومم؟

00:17:05.090 --> 00:17:07.790
‫اوه... آها.

00:17:07.790 --> 00:17:11.300
‫گمونم هنوز از بابت دیروز یکم ناراحتم.

00:17:12.260 --> 00:17:15.440
‫نه، اینطور نیست که سرحال نباشم...

00:17:19.540 --> 00:17:23.180
‫فقط، صبحی صبحونه نخوردم.

00:17:24.810 --> 00:17:25.800
‫هـــا؟!

00:17:28.350 --> 00:17:32.050
‫اونوقت منو باش که فکر می‌کردم
‫برای یه بارم که شده حواستو دادی به کلاس،

00:17:32.050 --> 00:17:35.200
‫اما صرفاً انقدری گرسنه‌ت بوده که خوابت نبرده؟

00:17:35.200 --> 00:17:38.410
‫نه. اون به‌خاطر اون بود که دیشب خوب خوابیدم.

00:17:38.410 --> 00:17:40.700
‫هوم... هـــه؟

00:17:41.080 --> 00:17:43.640
‫عجب... خوب خوابیدی؟

00:17:43.640 --> 00:17:47.140
‫من بعد از اتفاقی که دیشب افتاد، هیچ‌جوره خوابم نمی‌برد.

00:17:47.670 --> 00:17:53.850
‫اونوقت این دلقک لاابالی همه‌چیزو به
‫چپش گرفته و کل شب خروپفش به راه بوده؟

00:17:54.490 --> 00:17:55.920
‫پس اینطوریه.

00:17:57.530 --> 00:18:01.650
‫خـ ـ خب، ببین چی می‌گم آلیا جون. می‌دونی که خدا چی می‌گه؟

00:18:01.650 --> 00:18:05.630
‫چیه، نکنه الان می‌خوای بهم بگی همسایه‌ت را دوست‌ بدار؟

00:18:05.630 --> 00:18:08.690
‫نه بابا. خدا می‌فرماید:

00:18:08.690 --> 00:18:13.190
‫«اگر کسی زد توی گوش راست، گوش چپتم بیار جلو.»

00:18:14.180 --> 00:18:17.050
‫ای بابا... این الان نگاه تحقیرآمیزیه که به خوک مازوخیزست جماعت می‌شه؟

00:18:17.050 --> 00:18:19.950
‫نه، نگاهیه که که به پسر به‌دردنخور جماعت می‌شه.

00:18:21.170 --> 00:18:23.950
‫آه! من احمقم که نگران تو شدم!

00:18:24.280 --> 00:18:25.380
‫گوزو!

00:18:25.380 --> 00:18:28.460
‫آره بابا من عمراً همچین آدم بی‌مصرفی رو دوست ندارم.

00:18:31.570 --> 00:18:34.960
‫خدا رو شکر، شد همون آلیای همیشگی.

00:18:39.940 --> 00:18:44.160
‫آلیا-سان؟ می‌شه با همدیگه بریم دفتر شورای دانش‌آموزی؟

00:18:55.060 --> 00:18:57.450
‫شاید یکم زیاده‌روی کردم.

00:18:59.490 --> 00:19:01.550
‫با اجازه!

00:19:07.160 --> 00:19:09.600
‫اونا بچه‌های باشگاه بیسبال و فوتبالن؟

00:19:12.170 --> 00:19:13.500
‫با اجازه.

00:19:17.430 --> 00:19:18.510
‫ها؟

00:19:19.390 --> 00:19:22.010
‫ببخشید، اتاق اشتباهی اومدم.

00:19:28.420 --> 00:19:29.800
‫ببخشید.

00:19:29.800 --> 00:19:33.770
‫فکر کردم بچه‌های باشگاه بیسبال و فوتبال دوباره برگشتن.

00:19:34.050 --> 00:19:35.460
‫آها...

00:19:35.460 --> 00:19:38.030
‫عه خب، چیکار داشتن؟

00:19:38.280 --> 00:19:41.650
‫کوهای نازم برای میانجی‌گریِ اختلافشون رفته.

00:19:41.950 --> 00:19:47.250
‫ولی شنیدم که نادیده‌ش گرفتن و فقط صداشونو انداختن پس سرشون.

00:19:47.250 --> 00:19:49.410
‫برای همین منم یکم زدم ناکارــــ

00:19:50.340 --> 00:19:51.960
‫یعنی، باهاشون اختلاط کردم.

00:19:51.960 --> 00:19:53.420
‫عجب که اینطور.

00:19:53.850 --> 00:19:57.370
‫ولی من حس می‌کنم رو کردن شمشیر بامبوتون یکم زیاده‌رویه.

00:19:57.830 --> 00:19:59.630
‫چـ ـ چیزی نمی‌شه.

00:19:59.630 --> 00:20:04.250
‫مشتای من می‌تونن کشنده باشن، ولی کسی تا حالا با شمشیر بامبو نمرده.

00:20:04.250 --> 00:20:05.300
‫جان من.

00:20:05.300 --> 00:20:07.980
‫آخه شمشیر بامبو زودی می‌شکنه.

00:20:10.440 --> 00:20:13.310
‫ساراشینا-سنپای. یه‌طورایی...

00:20:13.310 --> 00:20:17.600
‫شنیدم پسرا «رئیس» صداش می‌زنن،

00:20:17.600 --> 00:20:19.070
‫پس بگو چرا.

00:20:20.130 --> 00:20:21.700
‫تویا!

00:20:23.350 --> 00:20:25.740
‫خب یکم آروم بگیر کوزه.

00:20:25.740 --> 00:20:28.360
‫چیساکی خشونتی به‌خرج نداد.

00:20:28.360 --> 00:20:31.580
‫فقط از تهدید به خشونت برای سر عقل آوردنشون استفاده کرد.

00:20:31.580 --> 00:20:33.130
‫هـ ـ هی، تویا؟!

00:20:34.330 --> 00:20:36.830
‫ای بابا نامرد.

00:20:36.830 --> 00:20:38.250
‫ببخشید. ببخشید.

00:20:38.250 --> 00:20:40.440
‫آه، چه صحنه‌ی دوست‌داشتنی‌ای.

00:20:40.440 --> 00:20:42.930
‫ای بابا... عه... عه...

00:20:42.930 --> 00:20:44.920
‫عه... عه!

00:20:43.250 --> 00:20:46.750
‫چیساکی! شونه‌م الان در میاد.

00:20:44.920 --> 00:20:47.420
‫گوزو! گوزو! گوزو!

00:20:47.320 --> 00:20:49.220
‫دوست‌داشتنی کجا بود؟

00:20:50.990 --> 00:20:54.880
‫ببخشید، یکم دیر کردم؟

00:20:55.450 --> 00:20:56.350
‫ای وای.

00:20:56.850 --> 00:20:59.890
‫زیاد توی دفتر شورای دانش‌آموزی بازیگوشی نکنین.

00:20:59.890 --> 00:21:02.600
‫مـ ـ ما که کاری نمی‌کردیم!

00:21:02.600 --> 00:21:05.390
‫بـ ـ ببخشید. دردت گرفت؟

00:21:05.390 --> 00:21:08.050
‫هومم؟ نه بابا چیزی نشد.

00:21:08.050 --> 00:21:10.740
‫شونه‌م یکم گرفته بود... زدی درستش کردی.

00:21:11.140 --> 00:21:15.660
‫واقعاً ببخشید. نمی‌تونم قدرتمو کنترل کنم.

00:21:15.660 --> 00:21:17.380
‫از نوادگان جنگجو بینمون داریم.

00:21:17.680 --> 00:21:21.260
‫چیزی نیست. بدنمو واسه همین میزون کردم اصلاً.

00:21:21.260 --> 00:21:22.630
‫هروقت خواستی بیا سراغ خودم.

00:21:23.660 --> 00:21:24.800
‫تویا...

00:21:24.800 --> 00:21:27.640
‫ها؟ الان این کجاش عاشقانه بود؟

00:21:29.340 --> 00:21:31.260
‫هی، حواست به زبونت باشه.

00:21:33.570 --> 00:21:37.640
‫می‌گم، تو خبر داری که پسرا به ساراشینا-سنپای می‌گن «رئیس»؟

00:21:37.640 --> 00:21:39.700
‫به‌نظرت ساس‌بند هم می‌بنده؟
کمربند نظامی

00:21:39.700 --> 00:21:41.380
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

00:21:41.380 --> 00:21:43.230
‫نه آخه... گفتم اگه ببنده،

00:21:43.230 --> 00:21:45.870
‫ساس با ساراشینا-سنپای قافیه می‌سازه.

00:21:47.720 --> 00:21:50.520
‫ای ای، چه صمیمی هستین.

00:21:51.160 --> 00:21:52.490
‫کجا؟

00:21:52.860 --> 00:21:56.170
‫هومف. مثل اینکه خواهرت تا تهمونو خوند.

00:21:57.320 --> 00:21:59.180
‫که ما خیلی صمیمی هستیم.

00:21:59.180 --> 00:22:00.000
‫چرت نگو.

00:22:01.020 --> 00:22:02.280
‫ببخشید.

00:22:04.100 --> 00:22:07.380
‫ببخشید که یکم دیر کردم.

00:22:07.380 --> 00:22:10.010
‫آه... درگیرش نشو، سوئو.

00:22:11.900 --> 00:22:15.310
‫خب... جلسه‌ی شورای دانش‌آموزی رو شروع می‌کنیم.

00:22:15.310 --> 00:22:17.230
‫خیلی ممنونیم.

00:22:17.560 --> 00:22:21.340
‫خب کوزه، می‌شه اول خودتو معرفی کنی؟

00:22:21.340 --> 00:22:22.480
‫بله.

00:22:23.410 --> 00:22:29.450
‫من کوزه ماساچیکا، از امروز مسئول امور عمومی شورای دانش‌آموزی هستم.

00:22:29.450 --> 00:22:32.240
‫سال بعد، کوجو آلیسا و من...

00:22:32.560 --> 00:22:34.990
‫توی انتخابات شورای دانش‌آموزی نامزد می‌شیم.

00:22:36.440 --> 00:22:39.120
‫مشتاق همکاری باهاتون هستم.

00:22:40.000 --> 00:22:47.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.