﻿WEBVTT

00:00:00.506 --> 00:00:12.506
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:18.530 --> 00:00:24.920
‫اینجا یه مدرسه‌ی عمومی معتبره که
‫توسط آداب و رسوم و انضباط محافظت می‌شه.

00:00:25.880 --> 00:00:30.290
‫حالا که جزئی از دانش‌آموزان اینجایی، باید از قوانین پیروی کنی.

00:00:31.270 --> 00:00:33.210
‫شیل فنتوم‌هایو...

00:00:34.110 --> 00:00:40.230
‫عهد می‌بندی که از تمام آداب و رسوم و مقررات کالج وستون تبعیت کنی؟

00:00:40.230 --> 00:00:41.060
‫بله.

00:02:40.220 --> 00:02:42.290
‫گندش بزنن! دیرم می‌شه!

00:02:47.020 --> 00:02:48.730
‫صـ ـ صبر کنین!

00:02:53.230 --> 00:02:54.280
‫رسیدم.

00:03:02.070 --> 00:03:06.200
‫کالج وستون، واقع‌‌در حاشیه‌ی رود تیمز،

00:03:06.200 --> 00:03:09.130
‫برجسته‌ترین مدرسه‌ی عمومی در انگلستان ـه.

00:03:09.910 --> 00:03:14.000
‫محوطه‌ی وسیعش، هزارتویی از ساختمان‌های آموزشی عظیم،

00:03:14.000 --> 00:03:16.390
‫و کلیساهای به‌سبک گوتیک ـه.

00:03:16.390 --> 00:03:19.090
‫چهار خوابگاه خصوصی باقدمت داره،

00:03:19.460 --> 00:03:24.050
‫و دانش‌آموزانش از اصول انضباطی سفت‌وسختی
‫تبعیت می‌کنن که بیش‌ از هرچیزی به آداب و رسوم ارج میذاره.

00:03:24.050 --> 00:03:26.270
‫گویا خوابگاه‌های خصوصی پسرانه،

00:03:26.270 --> 00:03:29.160
‫به‌علاوه‌ی برنامه‌ی آموزشی ویژه و مدرسان نمونه‌شون،

00:03:29.520 --> 00:03:32.300
‫دانش‌آموزان‌شون رو «نجیب‌زادگان انگلیسی تمام‌عیار» به بار میارن.

00:03:32.630 --> 00:03:37.840
‫تمام خانواده‌های اشرافی، با رضایت خاطر شهریه‌های هنگفت می‌پردازن،

00:03:37.840 --> 00:03:40.440
‫تا جاه‌ومقامی که مدرسه فراهم می‌کنه رو برای پسران‌شون حاصل کنن.

00:03:43.020 --> 00:03:45.150
‫برداشت اولیه از اهمیت بسیار بالایی برخورداره.

00:03:45.740 --> 00:03:47.080
‫باید حواسمو جمع کنم.

00:03:49.590 --> 00:03:50.580
‫اون الان...

00:03:50.580 --> 00:03:51.910
‫نگاهش کن.

00:03:51.910 --> 00:03:53.080
‫باورم نمی‌شه.

00:03:53.080 --> 00:03:54.630
‫روی چمن‌زار رفت.

00:03:55.000 --> 00:03:57.580
‫عجب رویی داره! حتی از اعضای P4 هم نیست!

00:03:57.580 --> 00:03:59.080
‫یه Y رو شاخشه.

00:03:59.080 --> 00:04:00.700
‫ای بابا.

00:04:00.700 --> 00:04:01.870
‫درمورد چی-

00:04:01.870 --> 00:04:02.590
‫اونجا رو!

00:04:02.590 --> 00:04:04.370
‫اومدن.

00:04:05.630 --> 00:04:07.510
‫چهار ارشد!

00:04:12.390 --> 00:04:13.640
‫کارش ساخته‌س!

00:04:13.640 --> 00:04:14.270
‫ای وای.

00:04:14.270 --> 00:04:15.440
‫حقشه.

00:04:16.590 --> 00:04:17.660
می‌خواد بزنتم؟

00:04:20.950 --> 00:04:22.580
‫کراواتت کجه.

00:04:26.310 --> 00:04:28.200
تو... اسمت چیه؟

00:04:28.200 --> 00:04:29.740
‫فنتوم‌هایو.

00:04:29.740 --> 00:04:31.370
‫به گوشم نخورده.

00:04:31.370 --> 00:04:36.540
‫آقای مدیر گفتن امروز یه دانش‌آموز جدید به خوابگاه آبی میاد.

00:04:36.540 --> 00:04:37.370
‫توئی؟

00:04:37.370 --> 00:04:38.090
‫بله.

00:04:38.090 --> 00:04:41.640
‫قانون شمارۀ 48 کالج وستون:

00:04:41.640 --> 00:04:46.560
‫«صرفاً ارشد‌ها یا کسانی که اجازه‌ی یک ارشد
‫را دارند، می‌توانند از چمن‌زار عبور کنند.»

00:04:46.560 --> 00:04:48.930
‫باید قبل از اومدن، مقررات رو حفظ می‌کردی.

00:04:49.540 --> 00:04:50.550
‫خیلی متأ-

00:04:50.550 --> 00:04:52.140
‫بجنبید بریم داخل.

00:04:53.030 --> 00:04:54.980
‫این بیرون هوا خیلی آفتابیه.

00:04:57.550 --> 00:05:00.890
‫از این به بعد بیشتر مراقب باش، فنتوم‌هایو.

00:05:04.740 --> 00:05:08.950
‫شانستو برم! روی چمن‌زار پا گذاشتی و بدون مجازات قسر در رفتی.

00:05:08.950 --> 00:05:09.910
‫بیا.

00:05:10.280 --> 00:05:14.370
‫مک‌میلان هستم. منم مثل تو، یه سال‌اولی توی خوابگاه آبی‌ام.

00:05:14.370 --> 00:05:16.970
‫آ ـ آها. ممنونم.

00:05:17.300 --> 00:05:22.530
‫راستی، «P4» و «Y» از زبون بچه‌ها نمی‌افتاد، معنی‌شون چیه؟

00:05:22.530 --> 00:05:28.120
‫«Y» یه واحد مجازاته. به ازای هر Y،
‫باید 100تا شعر لاتین رو رونویسی کنی.

00:05:28.120 --> 00:05:29.090
‫و «P4»؟

00:05:29.090 --> 00:05:33.470
‫اون چهار نفری که الان دیدی. ‫جلیقه‌های رنگی‌شون رو یادته؟

00:05:33.850 --> 00:05:38.530
‫فقط ارشد‌ها اجازه دارن خودشون پارچه‌ی جلیقه‌شون رو انتخاب کنن.

00:05:38.530 --> 00:05:39.590
‫ارشد‌ها؟

00:05:39.590 --> 00:05:42.200
‫اون‌ها رو ارشدهای خوابگاه‌ها درنظر بگیر.

00:05:43.310 --> 00:05:47.490
‫اونی که جلیقه‌ی قرمز تنش بود، ادگار ردموند،
‫ارشدِ خوابگاه روباه سرخه،

00:05:47.490 --> 00:05:51.490
‫که اشراف‌زاده‌های عالی‌رتبه رو در خود جای داده.

00:05:52.580 --> 00:05:56.150
‫اونی که جلیقه‌ی آبی تنش بود، لورنس بلوور، ارشد خوابگاه جغد کبوده،

00:05:56.150 --> 00:06:00.060
‫که نخبه‌های علمی رو در خود جای داده.

00:06:01.380 --> 00:06:05.540
‫اونی که جلیقه‌ی سبز تنش بود، هرمن گرین‌هیل، ارشد خوابگاه شیر سبزه،

00:06:05.540 --> 00:06:09.190
‫که نخبه‌های هنرهای رزمی و ورزشی رو در خود جای داده.

00:06:10.900 --> 00:06:14.630
‫اونی که جلیقه‌ی بنفش تنش بود، گرگوری وایولت، ارشد خوابگاه گرگ بنفشه،

00:06:14.630 --> 00:06:18.600
‫که نخبه‌‌های هنری رو در خود جای داده.

00:06:19.530 --> 00:06:23.390
‫اون‌ها چهار ارشد خوابگاه‌های خصوصی باقدمت کالج وستون اَن،

00:06:23.390 --> 00:06:25.580
‫یا به‌ اختصار «P4»!

00:06:25.580 --> 00:06:26.490
‫آها...

00:06:26.760 --> 00:06:31.480
‫آه، اون‌ها الگوهای منن! دلم می‌خواد منم یه‌روز یه ارشد بشم.

00:06:31.480 --> 00:06:32.950
‫آرزو بر جوانان عیب نیست.

00:06:33.630 --> 00:06:38.180
‫درهرصورت، اجازه‌‌ی عبور از چمن‌زار رو نداشتن، قانون بیهوده‌ای به‌نظر می‌رسه.

00:06:38.910 --> 00:06:40.290
‫آداب و رسوم همینه دیگه.

00:06:41.750 --> 00:06:43.890
‫ای وای! برای کلاس دیرمون می‌شه!

00:06:43.890 --> 00:06:45.960
‫بجنب! نمی‌خوام Y بگیرم!

00:06:48.270 --> 00:06:52.730
‫ولی دروغ چرا، انتظار نداشتم کولت سنپای انقدر بی‌خبر از مدرسه بره.

00:06:52.730 --> 00:06:56.330
‫و وسط ترم انتقالی گرفتن حتماً برای تو سخت بوده.

00:06:56.330 --> 00:07:00.640
‫من مدت‌ طولانی منتظر این فرصت بودم.
‫انقدر بابت جا نموندن از شما خوش‌حالم که حد نداره.

00:07:00.640 --> 00:07:02.250
‫پسرها، برپا!

00:07:03.190 --> 00:07:07.660
‫آخرین پسری که به اون دستور واکنش نشون بده،
‫باید ترتیب کارهای پسرهای بزرگ‌ترو بده!

00:07:07.660 --> 00:07:08.440
‫چی؟!

00:07:11.050 --> 00:07:13.350
‫توئی که جا موندی، تازه‌واردی؟

00:07:13.350 --> 00:07:14.500
‫بله...

00:07:14.780 --> 00:07:19.390
‫پس، بعد از برق انداختن کفش‌های ارشدها به خوابگاه برگرد.

00:07:19.390 --> 00:07:21.500
‫برات یه جشن خوش‌آمدگویی برگزار می‌کنیم.

00:07:27.870 --> 00:07:30.840
‫به خوابگاه‌مون خوش اومدی، فنتوم‌هایو.

00:07:34.710 --> 00:07:37.070
‫امیدوارم از اقامتت لذت ببری.

00:07:37.350 --> 00:07:38.770
‫حالا بندازین!

00:07:42.060 --> 00:07:43.940
‫حالا بندازین!

00:07:42.060 --> 00:07:45.700
‫خب؟ نظرت درمورد جشن خوش‌آمدگویی مرسوم خوابگاه ما چیه؟

00:07:45.700 --> 00:07:47.800
‫حالا بندازین!

00:07:45.700 --> 00:07:51.070
‫حالا که یکی از اعضای خوابگاه جغد کبودی،
‫یادت نره با جدیت بیشتری درس بخونی.

00:07:49.490 --> 00:07:51.070
‫حالا بندازین!

00:07:51.360 --> 00:07:53.450
‫این‌دفعه بالاتر بندازینش!

00:07:52.360 --> 00:07:53.450
‫وایسین-

00:07:53.450 --> 00:07:56.240
‫این‌همه قیل‌وقال برای چیه؟ به همه‌تون Y می‌دم.

00:07:56.240 --> 00:07:57.420
‫لعنتی! مدیر خوابگاه!

00:07:57.950 --> 00:08:02.540
‫کلیتون، از این‌که دیدم یه پسر بزرگ‌تر هم ملحق شده، جا خوردم. جریان چیه؟

00:08:02.540 --> 00:08:05.670
‫جناب مدیر، راستش، این رسم خوابگاهه...

00:08:07.630 --> 00:08:11.340
‫ای داد بیداد. همه‌ی آداب و رسوم قابل‌قبولن،
‫ولی به میانه‌روی هم پایبند باشین.

00:08:12.040 --> 00:08:14.990
‫اگه اشتباه نکنم تو فنتوم‌هایو، پسر تازه‌واردی؟

00:08:16.090 --> 00:08:19.100
‫به خوابگاه جغد آبی خوش اومدی.

00:08:21.720 --> 00:08:24.070
‫من میکائلیس، مدیر خوابگاهم.

00:08:31.490 --> 00:08:34.580
‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم، آقای میکائلیس.

00:08:34.580 --> 00:08:38.130
‫متأسفم که درست روز اول انقدر بهت سخت گذشت، فنتوم‌هایو.

00:08:38.450 --> 00:08:39.900
صدمه‌ای ندیدی؟

00:08:40.420 --> 00:08:42.750
‫ممنون بابت نگرانی‌تون،

00:08:42.750 --> 00:08:47.210
‫هرچند اگه زودتر جلوشونو می‌گرفتید، خرسندتر می‌شدم.

00:08:47.590 --> 00:08:53.100
‫دور از ادب بود که از یه مراسم پیشواز بیش از این خرده بگیرم.

00:08:53.930 --> 00:08:57.510
‫می‌دونید که من صرفاً یه مدیر خوابگاه نمونه‌م.

00:08:59.740 --> 00:09:05.330
‫بگذریم، فنتوم‌هایو، آقای مدیر تو رو به دفترشون احضار کردن.

00:09:05.354 --> 00:09:14.354
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:09:21.270 --> 00:09:26.160
‫روز اولت چطور بود، فنتوم‌هایو؟

00:09:26.650 --> 00:09:30.510
‫اگه خوابگاه آبی برات مناسب نیست،
‫می‌تونی به خوابگاه قرمز بیای.

00:09:30.850 --> 00:09:34.130
‫ما همیشه آماده‌ی استقبال از فردی به مقام تو هستیم.

00:09:34.420 --> 00:09:40.350
‫خوابگاه همه‌ی دانش‌آموزان رو بلااستثناء
‫فقط مدیر مدرسه می‌تونن تعیین کنن.

00:09:41.240 --> 00:09:43.670
‫احتمالاً توی همه‌ی خوابگاه‌ها همین آش و همین کاسه‌ باشه.

00:09:43.930 --> 00:09:49.830
‫اینجا یه مدرسه‌ی عمومی معتبره که
‫توسط آداب و رسوم و انضباط محافظت می‌شه.

00:09:49.830 --> 00:09:54.280
‫حالا که جزئی از دانش‌آموزان اینجایی، باید از قوانین پیروی کنی.

00:09:56.250 --> 00:10:00.090
‫در حالت عادی، مدیر مدرسه چند کلام برای خوش‌آمدگویی بهت می‌گفتن،

00:10:00.090 --> 00:10:02.540
‫ولی سرشون به‌شدت شلوغه، درنتیجه من به‌جای ایشون اومدم.

00:10:03.970 --> 00:10:07.460
‫من یوهان آگارس، معاون مدیر کالجم.

00:10:08.100 --> 00:10:11.520
‫مدیر مدرسه، تصمیم‌گیرنده‌ی کلی اینجاست.

00:10:11.520 --> 00:10:15.300
‫داخل این مجموعه، تصمیمات ایشون مهم‌ترین قوانین به‌شمار می‌رن.

00:10:15.300 --> 00:10:19.550
‫و ما ارشد‌ها، وظیفه‌ی نظارت بر بدنه‌ی دانش‌آموزی رو به عهده داریم.

00:10:20.260 --> 00:10:23.560
‫هر تکلیف پردردسری، به ما تحمیل می‌شه. وظیفه‌ی دشواریه.

00:10:24.620 --> 00:10:27.870
‫آداب‌ و رسوم مدرسه از آغاز تأسیس، بدین گونه بوده.

00:10:28.540 --> 00:10:29.650
‫و...

00:10:30.400 --> 00:10:32.110
‫آداب‌ و رسوم بی‌قیدوشرطن.

00:10:34.630 --> 00:10:36.390
‫شیل فنتوم‌هایو...

00:10:36.920 --> 00:10:42.500
‫عهد می‌بندی که از تمام آداب و رسوم و مقررات کالج وستون تبعیت کنی؟

00:10:43.570 --> 00:10:44.340
‫بله.

00:10:45.690 --> 00:10:47.790
‫پس، لطفاً اینجا رو امضاء کن.

00:10:50.370 --> 00:10:51.790
‫آقای آگارس!

00:10:51.790 --> 00:10:55.250
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید.
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید.

00:10:57.530 --> 00:10:58.970
‫لطفاً اینجا رو امضاء کن.

00:11:00.730 --> 00:11:03.890
‫به کالج وستون خوش اومدی، فنتوم‌هایو.

00:11:04.600 --> 00:11:06.850
‫خوش‌حالیم که در کنار ما جا گرفتی.

00:11:15.350 --> 00:11:18.140
‫امیدوارم زندگی دلچسبی اینجا داشته باشی.

00:11:19.370 --> 00:11:24.200
‫ببخشید، احیاناً نمی‌دونید کی می‌تونم به آقای مدیر عرض ادب کنم؟

00:11:24.920 --> 00:11:29.030
‫آقای مدیر پرمشغله‌تر از اونی‌ان که با دانش‌آموزان عادی ملاقات کنن.

00:11:29.430 --> 00:11:34.980
‫فقط ما ارشد‌ها، اجازه‌ی ملاقات با ایشون رو داریم.

00:11:41.140 --> 00:11:43.980
‫دانش‌آموزان عادی نمی‌تونن با مدیر مدرسه ملاقات کنن؟

00:11:45.000 --> 00:11:50.020
‫پس مدیر مدرسه اینجا اساساً یه حاکم مطلق به حساب میاد؟

00:11:53.710 --> 00:11:58.370
‫در مدارس عمومی، پسران هول‌وهوش 13 تا 18 سال،

00:11:58.370 --> 00:12:02.400
‫توی خوابگاه‌ها در کنار هم زندگی می‌کنن و
‫تمام وقت و انرژی‌شون رو صرف مطالعه می‌کنن.

00:12:03.170 --> 00:12:07.280
‫تصمیم‌گیرنده‌ی تمام جوانب زندگی‌شون، صدای زنگه.

00:12:28.390 --> 00:12:29.900
‫«نوچه‌ها»؟

00:12:30.180 --> 00:12:34.520
‫آره. نوچه‌ها یه‌جورایی حکم شاگرد رو دارن.
‫یا شاید برادر کوچولو؟

00:12:34.870 --> 00:12:38.120
‫بعد از صبحونه، باید بریم سر کار.

00:12:38.120 --> 00:12:43.930
‫یه رسم مختص وستون ـه که هر پسر سال‌پایینی به یه پسر سال‌بالایی خدمت می‌کنه.

00:12:43.930 --> 00:12:44.990
‫چه خدمتی می‌کنه؟

00:12:44.990 --> 00:12:48.660
‫اتاقشو مرتب می‌کنه، لباس مدرسه‌ش رو اتو می‌کنه،

00:12:48.660 --> 00:12:51.120
‫شب‌ها یه بطری آب داغ براش می‌بره و چنین مواردی.

00:12:51.540 --> 00:12:54.210
‫دراصل، نقش خدمتکارشون رو دارن.

00:12:54.210 --> 00:12:56.580
‫یه رسم دردسرساز دیگه.

00:12:58.380 --> 00:13:00.700
‫ارشدها نوچه دارن؟

00:13:00.700 --> 00:13:06.550
‫معلومه! کلیتون به بلوور، ارشد خوابگاه آبی خدمت می‌کنه.

00:13:06.550 --> 00:13:07.900
‫کلیتون؟

00:13:08.570 --> 00:13:09.970
‫اون رو می‌گه.

00:13:10.630 --> 00:13:15.390
‫نوچه‌ها با خدمتکارها فرق دارن، چون‌که
‫ارباب‌شون هم درعوض هواشونو دارن.

00:13:15.390 --> 00:13:19.480
‫شاید بهترین توصیف ممکن برای رابطه‌شون،
‫«مثل دو برادر اما صرفاً درمحدوده‌ی مدرسه» باشه.

00:13:19.930 --> 00:13:21.420
‫برادر، ها؟

00:13:21.420 --> 00:13:25.470
‫اوه، و ضمناً نوچه‌های ارشدها از مزایای ویژه‌ای برخوردارن.

00:13:25.470 --> 00:13:27.990
‫گل خوابگاه یکسان با اون‌ها به کت‌شون وصل می‌کنن،

00:13:27.990 --> 00:13:30.450
‫و اگه ازشون اجازه بگیرن، می‌تونن از چمن‌زار بگذرن.

00:13:30.450 --> 00:13:36.010
‫و اون‌طور که شنیدم، حتی می‌تونن توی «مهمانی‌های چای شبانه»
‫که آقای مدیر برگزار می‌کنه، به P4 ملحق شن!

00:13:36.620 --> 00:13:38.660
‫اگه بتونم توی یه مهمانی چای شبانه شرکت کنم،

00:13:38.660 --> 00:13:41.710
‫فرصت این رو دارم که با آقای مدیر ارتباط برقرار کنم.

00:13:41.710 --> 00:13:47.430
‫اما فهرست میهمانانی که به P4 و نوچه‌هاشون خلاصه می‌شه، کارو یکم مشکل می‌کنه.

00:13:47.770 --> 00:13:51.560
‫ای کاش منم یه‌روز شرکت کنم! آرزو بر جوانان عیب نیست، ها؟

00:13:52.810 --> 00:13:59.140
‫چاره‌ای نیست. باید برم سر اصل مطلب.

00:13:59.560 --> 00:14:02.020
‫تا یادم نرفته، باید یه‌چیزی بگم...

00:14:02.550 --> 00:14:05.880
‫احیاناً دریک آردن، پسر دوک کلمنز رو نمی‌شناسی؟

00:14:05.880 --> 00:14:09.740
‫اگه اشتباه نکنم توی خوابگاه روباه سرخه-

00:14:13.990 --> 00:14:15.200
‫چه خبر شده؟

00:14:15.200 --> 00:14:16.580
‫فنتوم‌هایو!

00:14:16.580 --> 00:14:20.290
‫هیچ‌کس از پسری که با افراد خوابگاه دیگه زیاده‌ازحد صمیمی‌ـه، خوشش نمیاد.

00:14:20.290 --> 00:14:23.950
‫هان؟ مگه اکیپ‌های دخترونه‌ی انحصاری هستیم؟

00:14:23.950 --> 00:14:27.550
‫می‌دونی، اینجا تا دلت بخواد رقابت‌های میان خوابگاهی هست.

00:14:28.110 --> 00:14:34.760
‫ولی قشنگ یادمه، آردن مخصوصاً به خوابگاه بنفش منتقل شد.

00:14:35.110 --> 00:14:35.970
‫منتقل شد؟

00:14:36.290 --> 00:14:40.570
‫از جزئیات خبر ندارم، ولی بچه‌ها می‌گن به دستور آقای مدیر بوده.

00:14:40.570 --> 00:14:41.810
‫آقای مدیر؟

00:14:41.810 --> 00:14:46.280
‫درهرصورت، بهتره که با خوابگاه‌های دیگه درگیر نشی!

00:14:46.280 --> 00:14:48.740
‫به‌خصوص خوابگاه گرگ بنفش.

00:14:49.620 --> 00:14:50.840
‫منظورت از این-

00:14:50.840 --> 00:14:52.490
‫مک‌میلان! وقت کاره!

00:14:52.490 --> 00:14:53.330
‫بله!

00:14:53.330 --> 00:14:57.620
‫ایشون سال‌بالایی منن. خداحافظ، فنتوم‌هایو!

00:15:00.310 --> 00:15:02.360
‫این دیگه چه ادا و اطواریه؟

00:15:04.010 --> 00:15:08.040
‫پس خوابگاهِ معیّن دریک آردن، تغییر کرده؟

00:15:08.390 --> 00:15:10.520
‫مطمئناً بی‌دلیل نبوده.

00:15:10.520 --> 00:15:11.970
‫فنتوم‌هایو!

00:15:12.290 --> 00:15:13.690
‫کلیتون سنپای؟

00:15:14.020 --> 00:15:17.430
‫تاوقتی یه سال‌بالایی برات تعیین نکردن، باید سالن غذاخوری رو تمیز کنی.

00:15:18.810 --> 00:15:20.520
‫سالن غذاخوری؟

00:15:21.340 --> 00:15:24.050
‫منظورتون... کل اینجاست؟

00:15:24.050 --> 00:15:25.150
‫همین‌طوره.

00:15:25.150 --> 00:15:26.610
‫نبینم از زیر کار در بری!

00:15:32.820 --> 00:15:34.050
‫سباستین.

00:15:39.950 --> 00:15:41.160
‫در خدمتم.

00:15:44.130 --> 00:15:46.600
‫ظاهراً، دریک آردن خوابگاه‌شو عوض کرده.

00:15:46.600 --> 00:15:51.450
‫بله، توی فهرست اسمش کنار خوابگاه روباه بنفش ـه.

00:15:51.450 --> 00:15:53.240
‫این ساعت از روز باید اونجا باشه.

00:15:53.240 --> 00:15:56.370
‫من می‌رم یه‌ سر بهش بزنم. تو یه دستی به سروصورت اینجا بکش.

00:15:56.370 --> 00:15:57.880
‫الساعه.

00:15:59.130 --> 00:16:00.390
‫خب...

00:16:01.800 --> 00:16:03.240
‫بریم تو کارش!

00:16:12.610 --> 00:16:14.820
‫عجب نمای خارق‌العاده‌ای.

00:16:15.640 --> 00:16:18.490
‫الحق که خوابگاه عجیب‌الخلقه‌هاست.

00:16:25.830 --> 00:16:27.510
‫یه غریبه‌ست.

00:16:27.510 --> 00:16:28.840
‫یه غریبه.

00:16:28.840 --> 00:16:30.210
‫اون آرم خوابگاه آبی‌ـه.

00:16:30.210 --> 00:16:32.050
‫کِـ ـ کِی سروکله‌شون پیدا شد؟!

00:16:32.050 --> 00:16:37.100
‫هوی، هوی. توی خوابگاه بنفش چیکار داری؟

00:16:37.100 --> 00:16:41.580
‫صرف نمرات خوب برای ورود به اینجا کافی نیست!

00:16:41.580 --> 00:16:42.500
‫گم‌شو بیرون.

00:16:42.500 --> 00:16:44.400
‫آره، گم‌شو بیرون.

00:16:44.400 --> 00:16:46.520
‫گم‌شو بیرون، غریبه.

00:16:46.520 --> 00:16:47.290
‫گم‌‌شو بیرون!

00:16:47.290 --> 00:16:48.190
‫آخ!

00:16:48.190 --> 00:16:50.670
‫از خوابگاه بنفش گم‌شو بیرون!

00:16:51.230 --> 00:16:56.200
‫دفعه‌ی بعد که میای یه دیکشنری خوب و کلفت
‫بالای سرت بگیر که اوف نشی، بچه خرخون!

00:16:56.500 --> 00:16:58.830
‫چـ ـ چه مرگشون بود؟!

00:16:59.090 --> 00:17:00.710
‫برای چی قشقرق راه انداختین؟

00:17:02.190 --> 00:17:04.080
‫وایولت سنپای.

00:17:04.080 --> 00:17:06.510
‫یکی از خرخون‌ها آفتابی شد.

00:17:10.420 --> 00:17:11.610
‫تازه‌وارد؟

00:17:17.390 --> 00:17:19.400
‫افتضاح بود.

00:17:20.290 --> 00:17:25.140
‫از قرار معلوم، دشمنی بین خوابگاه‌ها عمیق‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم.

00:17:25.690 --> 00:17:29.850
‫آقای مدیر که هیچی، ‫آردن هم حتی نمی‌تونم ببینم؟

00:17:30.740 --> 00:17:33.820
‫مقام و ثروت اینجا هیچ معنایی ندارن.

00:17:34.240 --> 00:17:38.490
‫تاوقتی که دانش‌آموز معمولی‌ای بیش نیستم،
‫حتی برای جمع‌آوری اطلاعات هم با مشکل مواجه می‌شم.

00:17:39.030 --> 00:17:43.450
‫که برای سر درآوردن از اصل این موضوع،
‫فقط یه راه چاره برام باقی می‌ذاره.

00:17:44.370 --> 00:17:47.540
‫صرفاً باید پاچه‌خواری چهار ارشد رو بکنم.

00:17:48.790 --> 00:17:50.920
‫ولی، آخه چطوری...

00:17:54.910 --> 00:17:56.000
‫نه بابا.

00:17:55.460 --> 00:17:56.670
‫چجوری از پسش براومده؟

00:18:00.300 --> 00:18:01.520
‫فنتوم‌هایو!

00:18:01.520 --> 00:18:02.220
‫بله؟!

00:18:02.520 --> 00:18:04.630
‫لعنتی! فهمیده دست به سیاه و سفید نزدم؟!

00:18:04.630 --> 00:18:08.770
‫من اصولاً آدمی نیستم که از کسی به به و چه چه کنم. ولی...

00:18:08.770 --> 00:18:11.710
‫امروز، می‌خوام ازت تقدیر کنم!

00:18:11.710 --> 00:18:12.690
‫جان؟

00:18:16.610 --> 00:18:21.530
‫سالن غذاخوری قدیمی، نه، باقدمت‌مون تابه‌حال انقدر تمیز و بی‌عیب‌ونقص نشده بود.

00:18:21.530 --> 00:18:23.530
‫دست‌مریزاد، فنتوم‌هایو!

00:18:23.530 --> 00:18:25.450
‫آه، خجالتم ندین.

00:18:25.450 --> 00:18:27.940
‫مرتیکه خرفت زیاده‌روی کرده!

00:18:28.540 --> 00:18:30.050
‫آقای میکائلیس!

00:18:30.460 --> 00:18:31.630
‫چی شده؟

00:18:31.940 --> 00:18:36.120
‫این سالن غذاخوری رو نگاه کنین!
‫فنتوم‌هایو امروز تمیزش کرده.

00:18:36.120 --> 00:18:37.840
‫عجب، عجب.

00:18:38.130 --> 00:18:41.010
‫خسته نباشی، فنتوم‌هایو.

00:18:41.300 --> 00:18:43.540
‫لازم نکرده بود.

00:18:44.050 --> 00:18:45.770
‫ممنونم، آقا.

00:18:45.770 --> 00:18:47.020
‫نه،‌ وایسا.

00:18:48.110 --> 00:18:50.850
‫کلیتون نوچه‌ی بلووره...

00:18:48.120 --> 00:18:50.110
‫من نظافت اینجا رو بهش سپردم تا ببینم چند مرده حلاجه.

00:18:50.110 --> 00:18:51.720
‫چون‌که فعلاً اربابی نداره.

00:18:51.270 --> 00:18:53.260
‫می‌تونم از این استفاده کنم.

00:18:52.020 --> 00:18:54.230
‫هیچ فکرشو نمی‌کردم که توی این مدت زمان کوتاه، همچین کارستونی بکنه.

00:18:54.230 --> 00:18:59.460
‫نقشه‌ی من در راستای خودشیرینی برای ارشدها، با اون شروع می‌شه.

00:19:00.200 --> 00:19:02.560
‫خیلی خوش‌حالم که راضی بودید.

00:19:02.560 --> 00:19:06.160
‫حقیقتش، خونه‌داری راست کار خودمه!

00:19:07.550 --> 00:19:12.820
‫لطفاً، هرچیزی نیاز داشتین بهم بگین، کلیتون سنپای.

00:19:22.430 --> 00:19:24.360
‫«پسر دلبندم،

00:19:24.700 --> 00:19:28.100
‫اتفاقی که در کامپانیا رخ داد، واقعاً وحشتناک بود.»

00:19:28.680 --> 00:19:32.900
‫«امیدوارم رنگ و رو گرفته باشی و اکنون ‫عید رو با لذت سپری می‌کنی.»

00:19:34.500 --> 00:19:38.590
‫«متأسفانه، من شخصاً ‫به‌قدری نگران و دلواپس هستم،

00:19:38.590 --> 00:19:42.710
‫که نمی‌توانم با تمام وجود از تعطیلات لذت ببرم.»

00:19:43.670 --> 00:19:51.140
‫«چیزی که فکرم را مشغول کرده، ‫فرزند پسرعمویم، دریک است.»

00:19:51.770 --> 00:19:55.240
‫«امسال، سال پنجم دریک در وستون‌ است،

00:19:55.240 --> 00:19:59.450
‫و به دلایلی، از تابستان گذشته، ‫برای دیدن والدینش به خانه بازنگشته است.»

00:19:59.900 --> 00:20:04.180
‫«درگذشته هر روز برایشان نامه می‌نوشت،
‫اما دیگر نامه‌ای هم از سوی او نمی آید.»

00:20:07.940 --> 00:20:10.690
‫«مادرش، دوشس، سعی داشت ‫از خوابگاهش بازدید کند،»

00:20:10.690 --> 00:20:12.770
‫اما شنیدم که او از بیرون آمدن سرباز زده است.»

00:20:13.410 --> 00:20:17.590
‫«در حالت عادی، گمان می‌بردم که
‫درحال گذر از یک دوره‌ی سرکشی است،

00:20:17.590 --> 00:20:22.780
‫اما گویا دانش‌آموزان بسیار دیگری ‫نیز به خانه بازنمی‌گردند.»

00:20:23.740 --> 00:20:26.870
«‫»چه مشکلی ممکن است برایشان پیش آمده باشد؟

00:20:29.990 --> 00:20:35.710
‫«کلمنزِ بیچاره بابت این‌گونه قطعی ارتباط
‫با تنها پسرش، به‌شدت ناخوش‌احوال گشته است.»

00:20:36.310 --> 00:20:38.240
‫«واقعاً نگران هستم.»

00:20:39.850 --> 00:20:48.510
‫«دعا می‌کنم تمامی عزیزانم هرچه زودتر
‫بتوانند از یک عید پاک آسوده لذت ببرند.

00:20:49.470 --> 00:20:50.890
‫- ویکتوریا.»

00:20:52.850 --> 00:21:00.150
‫به عبارتی، می‌فرماین، «علت غیب شدن دانش‌آموزان وستون رو پیدا کنید.»

00:21:00.590 --> 00:21:04.240
‫و نشون از این داره که برای ‫مستقیماً‌ وارد عمل شدن با مشکل مواجهه،

00:21:04.240 --> 00:21:07.120
‫چون‌که مدارس عمومی، مجموعه‌های مستقلی‌ان
‫که از دخالت حکومت محفوظن.

00:21:07.830 --> 00:21:09.240
‫ولی گمونم درحقیقت...

00:21:09.240 --> 00:21:13.080
‫نمی‌خواد جار و جنجال به پا کنه و
‫ریسک افشاء شدن رازهای خانواده‌ی سلطنتی رو به جون بخره.

00:21:13.080 --> 00:21:15.830
‫نگرانی درمورد ظواهر حتی در چنین موقعیتی...

00:21:16.270 --> 00:21:19.210
‫امان از دست بشریت.

00:21:19.210 --> 00:21:21.980
‫ترجیح می‌دم یه نفوذی به مدرسه بفرستم،

00:21:21.980 --> 00:21:25.930
‫ولی وستون پر از پسران اشرافی‌ـه.

00:21:25.930 --> 00:21:30.560
‫توی این رده‌ی سنی حق انتخاب زیادی نداریم و همه‌شون سه‌سوته شناسایی می‌شن.

00:21:30.560 --> 00:21:33.180
‫جعل کردن هویت کسی هم خطرناکه.

00:21:34.050 --> 00:21:35.620
‫پس، خودتون می‌رین؟

00:21:38.020 --> 00:21:39.510
‫چاره چیه؟

00:21:39.510 --> 00:21:42.400
‫راستش، بدم نمیاد ملکه زیر بار منتم بره.

00:21:42.730 --> 00:21:46.490
‫مسئله اینجاست که وستون ورودی‌ای
‫برای یه دانش‌آموز جدید داره یا نه.

00:21:46.770 --> 00:21:50.740
‫این‌که کاری نداره. اگرم نداشته باشن، خودتون می‌تونین یکی بسازین.

00:21:54.130 --> 00:21:57.070
‫بهتره من به تحقیقات در محوطه‌ی کالج رسیدگی کنم.

00:21:57.430 --> 00:22:00.960
‫تو بدون شناسایی شدن، ازم پشتیبانی می‌کنی.

00:22:01.500 --> 00:22:03.210
‫خرده‌کاری‌ها رو به تو می‌سپرم.

00:22:19.660 --> 00:22:21.820
‫بله، سرورم.

00:22:21.844 --> 00:22:33.844
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:33.868 --> 00:22:45.868
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.