﻿WEBVTT

00:00:11.984 --> 00:00:15.324
‫مدرسه‌ی عمومی: مؤسسه‌ای که آداب‌ و رسوم و انضباط رو گرامی می‌داره.

00:00:16.864 --> 00:00:20.594
‫سیستم بیگاری: یه رابطه‌ی «برادرانه» که فقط اینجا برقراره.

00:00:22.164 --> 00:00:26.074
‫مدیر مدرسه: یه مسئول تام‌الاختیار که هرگز خودشو نشون نمی‌ده.

00:00:27.034 --> 00:00:32.253
‫ارشدها: چهار پسری که حرف اول رو در چهار خوابگاه خصوصی ستیزه‌جو می‌زنن.

00:00:34.063 --> 00:00:39.803
‫به تنگ آمده از مقررات منحصربه‌فرد وِستون،
‫تحقیقاتم هیچ پیشرفتی نداشته.

00:00:40.133 --> 00:00:47.642
‫برای رسیدن به آزادی توی این باغ محصور، یه تصمیم بی‌رحمانه می‌گیرم.

00:00:47.666 --> 00:01:07.666
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:23.008 --> 00:02:29.457
<i>‫مدیر خوابگاه، مدرسی‌ـه که ساکن یه خوابگاه خصوصی‌ـه تا دانش‌آموزان رو راهنمایی کنه.</i>

00:02:29.707 --> 00:02:32.146
‫عصر بخیر، استاد میکائلیس.

00:02:32.147 --> 00:02:34.137
‫بله، عصر بخیر.

00:02:34.597 --> 00:02:40.087
‫هریک از چهار خوابگاه کالج وستون، کارکنان محدودی دارن.

00:02:40.317 --> 00:02:42.177
‫بانویی که به امور داخلی رسیدگی می‌کنه.

00:02:42.497 --> 00:02:44.256
‫آشپزی که غذا درست می‌کنه.

00:02:44.257 --> 00:02:46.726
‫پیشخدمتی که غذا و نوشیدنی سرو می‌کنه.

00:02:47.066 --> 00:02:51.266
‫اما میون اون‌ها مدیر خوابگاه تنها کسی‌ـه که تدریس هم می‌کنه.

00:02:51.936 --> 00:02:54.935
<i>‫هر روز صبح، با پسرها به ساختمان آموزشی می‌ره،</i>

00:02:54.936 --> 00:02:57.216
<i>‫و دروسی که در اون‌ها تخصص داره رو آموزش می‌ده.</i>

00:02:57.676 --> 00:02:59.945
<i>‫عصرهنگام، با پسرها به خوابگاه برمی‌گرده،</i>

00:02:59.946 --> 00:03:02.726
<i>‫و طی ساعات خاموشی، اگر کسی از بچه‌ها
‫سؤالی داشت، توی درس‌هاش کمکش می‌کنه.</i>

00:03:03.156 --> 00:03:07.894
‫به عبارت دیگه، مدیر خوابگاه بیشتر روزش رو به دانش‌آموزان اختصاص می‌ده.

00:03:07.895 --> 00:03:09.855
‫کار دشواری‌ـه.

00:03:10.915 --> 00:03:12.325
‫با این‌حال...

00:03:12.565 --> 00:03:14.335
‫...ارباب جوان ما رو باش.

00:03:14.795 --> 00:03:17.024
<i>‫قفسه‌ی کتاب‌های کلیتون رو مرتب کن!</i>

00:03:17.025 --> 00:03:19.524
<i>‫یه دکمه‌ی کت کلیتون افتاده- بدوزش!</i>

00:03:19.525 --> 00:03:22.964
<i>‫امروز یه پودینگ با شیره‌ی طلایی برای چایِ کلیتون بیار!</i>

00:03:22.965 --> 00:03:24.674
‫و همین‌طور برای من.

00:03:27.074 --> 00:03:31.534
‫بی‌چون‌وچرا هر درخواستی رو قبول می‌کنه،
‫چون می‌دونه این منم که قراره انجام‌شون بدم.

00:03:34.934 --> 00:03:36.183
‫محض اطلاع...

00:03:36.184 --> 00:03:37.934
‫من همینجوری‌شم...

00:03:38.254 --> 00:03:39.594
‫به‌اندازه‌ی کافی کار روی سرم ریخته.

00:03:43.533 --> 00:03:45.303
‫باید کافی باشه.

00:03:46.413 --> 00:03:50.403
‫خب... وقتِ کلاسم با سال‌اولی‌هاست.

00:03:51.073 --> 00:03:54.563
‫آه، وقت سر خاروندن ندارم.

00:03:57.353 --> 00:04:01.213
‫این‌همه پادویی کردن باید خیلی سخت باشه، فنتوم‌هایو.

00:04:01.563 --> 00:04:06.672
‫من کل ساعات بیگاری صبگاهی رو صرف دوختن فقط یه دکمه می‌کنم.

00:04:06.952 --> 00:04:10.441
‫کلیتون سنپای از این‌که تو هنوز یه ارباب نداری سوءاستفاده می‌کنه و...

00:04:10.442 --> 00:04:13.091
‫کلی کار می‌ریزه روی سرت.

00:04:13.092 --> 00:04:17.811
‫طوری نیست. من یه شگرد برای سه‌سوته راست‌وریس کردن کارها بلدم.

00:04:17.812 --> 00:04:21.102
‫هــــه؟! کاش یه‌روز به منم یاد بدی!

00:04:21.442 --> 00:04:23.950
‫اعجوبه‌ای هستیا برای خودت.

00:04:23.951 --> 00:04:26.980
‫توی اون آزمون هم نمرات بالایی گرفتی، مگه نه؟

00:04:26.981 --> 00:04:29.400
‫سؤالات صرفاً از جاهایی بود که خونده بودم.

00:04:29.401 --> 00:04:34.491
‫ظاهراً، همه‌ی سال‌بالایی‌ها راجع‌به این حرف می‌زنن که نوچه‌ی کی می‌شی.

00:04:34.711 --> 00:04:37.721
‫ممکنه همین زودی‌ها یه‌نفر بهت پیشنهاد بده!

00:04:40.061 --> 00:04:43.290
‫شخصاً، فکر می‌کنم قراره کلیتون باشه.

00:04:44.300 --> 00:04:46.749
‫اگه این‌طور باشه، مایه‌ی افتخاره.

00:04:46.750 --> 00:04:49.710
‫بچه‌ها، وقتشه شروع کنیم.

00:04:51.050 --> 00:04:56.950
‫بهتره که باشه. من هرطور شده، نوچه‌ی کلیتون می‌شم.

00:05:08.399 --> 00:05:11.609
‫ردموند سنپای، یه فنجون چای دیگه میل می‌کنید؟

00:05:12.229 --> 00:05:14.429
‫آره، روت رو زمین نمی‌ندازم.

00:05:16.589 --> 00:05:19.619
‫چای‌های تو همیشه طعم بی‌نظیری دارن، موریس.

00:05:20.689 --> 00:05:22.258
‫خیلی ممنونم.

00:05:22.698 --> 00:05:27.918
‫شنیدم، دانش‌آموز جدید کارش خیلی درسته.

00:05:28.168 --> 00:05:32.007
‫اوه، کیوتی‌پای کوچولوی لارنس رو می‌گی؟

00:05:32.008 --> 00:05:33.938
‫درموردش کنجکاوم.

00:05:34.268 --> 00:05:36.518
‫من رو با اسم کوچیکم صدا نزن.

00:05:37.138 --> 00:05:38.638
‫برخلاف مقرراته.

00:05:40.218 --> 00:05:42.266
‫عجب آدم عصاقورت‌داده‌ای هستی،‌ بلوور.

00:05:42.267 --> 00:05:45.726
‫فقط ارشدها می‌تونن از آلاچیق قو استفاده کنن.

00:05:45.727 --> 00:05:47.977
‫قرار نیست کسی صدامونو بشنوه و بازخواست‌مون کنه.

00:05:48.247 --> 00:05:51.827
‫کلیتون، نظرت درمورد پسر تازه‌وارد چیه؟

00:05:53.447 --> 00:05:55.266
‫خیلی بااستعداده.

00:05:55.267 --> 00:05:57.817
‫کارهاشو همیشه فوری و بی‌کم‌وکاست انجام می‌ده.

00:05:58.117 --> 00:06:05.116
‫مهم‌تر از همه، کسی ندونه فکر می‌کنه چای‌هاشو یه آشپز فرانسوی زبده درست می‌کنه.

00:06:05.346 --> 00:06:07.712
‫عنوان اشرافی در انگلستان

00:06:07.713 --> 00:06:10.075
‫مگه اون یه ارل نیست؟ چرا باید همچین کاری از دستش بربیاد؟

00:06:10.076 --> 00:06:12.716
‫خودش که می‌گه سرگرمی‌شه.

00:06:13.406 --> 00:06:15.996
‫بیشتر مثل یه خدمتکار می‌مونه تا یه ارل.

00:06:16.306 --> 00:06:19.096
‫هوم. یه عجیب‌الخلقه.

00:06:20.435 --> 00:06:24.675
‫احتمالاً برای همین بوده که اومده خوابگاه من.

00:06:25.205 --> 00:06:25.975
‫چی؟

00:06:26.445 --> 00:06:30.504
‫اون روز، ساعت بیگاری، اومد به خوابگاهم.

00:06:30.505 --> 00:06:31.595
‫تک‌وتنها.

00:06:32.515 --> 00:06:37.015
‫مطمئنی خودش بود؟ بعید می‌دونم کسی با اون حجم کاری،
‫وقت کنه این دور و برا ول بگرده.

00:06:37.725 --> 00:06:41.363
‫یه چشم‌بند زده بود، برای همین به‌نظرم خودش بود.

00:06:41.364 --> 00:06:45.224
‫چه دلیلی داره به خوابگاه گرگ بنفش سر بزنه؟

00:06:46.794 --> 00:06:50.324
‫اگه انقدر بااستعداده، کاش می‌شد بیاد خوابگاه من.

00:06:50.704 --> 00:06:52.934
‫مسلماً از موقعیت اجتماعی خوبی برخورداره!

00:06:53.334 --> 00:06:56.873
‫به‌هرحال، هر پسری به سن‌وسال اون ارباب یه ملک ارل شناخته‌شده نیست.

00:06:56.874 --> 00:06:57.874
‫هـــــه؟

00:06:58.184 --> 00:06:58.904
‫چیه؟

00:06:59.234 --> 00:07:02.592
‫اجازه دارم حرف بزنم، گرین‌هیل سنپای؟

00:07:02.593 --> 00:07:05.052
‫صداتو نمی‌شنوم! بلندتر بگو!

00:07:05.053 --> 00:07:08.112
‫چشم! لطفاً اجازه می‌دین حرف بزنم؟!

00:07:08.113 --> 00:07:11.393
‫خیلی‌خب، ادوارد میدفورد! اجازه صادر شد!

00:07:11.633 --> 00:07:13.173
‫خیلی ممنونم!

00:07:14.053 --> 00:07:21.282
‫اون پسر تازه‌واردی که درموردش حرف می‌زدین...
‫احیاناً اسمش شیل فنتوم‌هایو نیست؟

00:07:21.682 --> 00:07:23.571
‫چی، می‌شناسیش؟

00:07:23.572 --> 00:07:29.902
‫بله. بچه‌ی فامیل‌مونه،
‫و نامزدِ لیزی‌ـــ یعنی، خواهرمه.

00:07:30.522 --> 00:07:34.382
‫اصلاً فکرشو نمی‌کردم اینجا توی وستون باشه...

00:07:34.912 --> 00:07:40.741
‫خب، همه‌ی پسربچه‌های مایه‌دار انگلستان
‫سر از اینجا درمیارن. جای تعجب نداره.

00:07:41.571 --> 00:07:45.490
‫وقتی‌که کامپانیا غرق شد، اون همراه من بود.

00:07:45.491 --> 00:07:49.220
‫هــــه. اون کشتی مسافربری مجلل؟

00:07:49.221 --> 00:07:52.850
‫خیلی دلم می‌خواد صداش کنم بیاد اینجا و ماجرا رو برامون تعریف کنه!

00:07:52.851 --> 00:07:53.431
‫هـــــه؟

00:07:53.432 --> 00:07:58.140
‫افراد زیادی طی اون سانحه کشته شدن، ردموند. بی‌شعوری هم حدی داره.

00:07:58.360 --> 00:08:02.979
‫من فقط می‌خوام صحبت‌های کیوتی رو درمورد سفرهاش بشنوم.

00:08:02.980 --> 00:08:06.690
‫خسته شدم از بس هر روز این قیافه‌های بی‌ریخت رو دیدم.

00:08:07.100 --> 00:08:11.659
‫تازه مگه شماها هم درمورد چای و کیک‌های معروفش کنجکاو نیستین؟

00:08:11.660 --> 00:08:15.909
‫من راجع‌بهش نشنیده بودم. ولی به‌نظر آدم جالبی میاد.

00:08:15.910 --> 00:08:23.629
‫آه، ولی شاید اگه از یه پسر تازه‌وارد دعوت کنیم
‫با یه گروه سال‌بالایی ملاقات کنه، دست‌وپاشو گم کنه.

00:08:24.039 --> 00:08:25.768
‫به‌نظرم فکر خوبیه.

00:08:25.769 --> 00:08:31.009
‫از اونجایی که بچه‌ی فامیل‌مونه، همیشه سعی دارم برخورد تندی باهاش داشته باشم. اما...

00:08:31.959 --> 00:08:37.318
‫توی این سن‌وسال، به‌عنوان جانشین پدرش، عملکرد
‫خوبی از خودش نشون داده. من براش به‌عنوان یه مرد احترام قائلم.

00:08:38.268 --> 00:08:42.047
‫توصیه‌ای از یه منبع معتبر. به‌نظرم درست می‌گه.

00:08:42.048 --> 00:08:43.598
‫گرین‌هیل سنپای.

00:08:44.408 --> 00:08:46.037
‫تو چی، وایولت؟

00:08:46.038 --> 00:08:48.628
‫به‌نظر جالب میاد. منم موافقم.

00:08:49.568 --> 00:08:53.028
‫پس، قطعی شد! مشکلی که نداری، نه، لارنس؟

00:08:53.368 --> 00:08:57.277
‫به‌شرطی قبول می‌کنم که منو «بلوور» صدا بزنی.

00:08:57.517 --> 00:08:59.566
‫خب، کِی باید ازش بخوایم بیاد اینجا؟

00:08:59.567 --> 00:09:01.426
‫فردا چطوره؟

00:09:01.427 --> 00:09:03.776
‫پس شد فردا ساعت دو.

00:09:03.777 --> 00:09:09.177
‫در اون صورت، من می‌رم بلافاصله بهش خبر می‌دم!
‫تا تنور داغه باید نون رو چسبوند و این حرفا.

00:09:09.957 --> 00:09:11.967
‫فردا ساعت دو.

00:09:12.917 --> 00:09:15.217
‫فـ‌ ـ فـ ـ فـ ـ فنتوم‌هایو!

00:09:15.537 --> 00:09:17.796
‫کول سنپای صدات می‌کنه!

00:09:18.756 --> 00:09:20.805
‫این اولین‌بار بود که باهام حرف زد!

00:09:20.806 --> 00:09:23.016
‫ها؟ اون دیگه کیه؟

00:09:23.576 --> 00:09:28.855
‫نوچه‌ی ارشد خوابگاه روباه سرخ، موریس کول سنپای!

00:09:28.856 --> 00:09:30.075
‫نمی‌دونستی؟!

00:09:30.076 --> 00:09:32.425
‫اون خوشگل‌ترین پسر وستونه!

00:09:32.426 --> 00:09:35.196
‫نه، تاحالا ندیدمش...

00:09:41.795 --> 00:09:43.905
‫تو فنتوم‌هایوی؟

00:09:44.365 --> 00:09:49.175
‫از آشناییت خوش‌وقتم. من موریس کول، نوچه‌ی ارشد ردموندم.

00:09:49.835 --> 00:09:51.805
‫شیل فنتوم‌هایو هستم.

00:09:55.505 --> 00:09:58.753
‫چیزه، باهام کاری داشتین؟

00:09:58.754 --> 00:10:00.844
‫آه، راستی!

00:10:01.184 --> 00:10:07.033
‫ارشدها و نوچه‌هاشون اغلب به‌طور خصوصی توی آلاچیق قو دور هم جمع می‌شن.

00:10:07.034 --> 00:10:10.643
‫امروز، همه داشتن درمورد دانش‌آموز تازه‌وارد بااستعداد حرف می‌زدن.

00:10:10.644 --> 00:10:11.634
‫که اینطور.

00:10:11.984 --> 00:10:15.993
‫سال‌بالایی‌ها تصمیم گرفتن که می‌خوان باهات صحبت کنن.

00:10:16.763 --> 00:10:21.273
‫پس، فردا میای آلاچیق قو، فنتوم‌هایو؟

00:10:22.533 --> 00:10:26.103
‫این فرصتی برای آناً نزدیک شدن به P4ـه!

00:10:26.453 --> 00:10:28.543
‫البته! خوشحال می‌شم!

00:10:29.243 --> 00:10:31.813
‫جدی؟ خداروشکر!

00:10:32.833 --> 00:10:35.011
‫پس، ساعت چهار...

00:10:35.012 --> 00:10:36.612
‫توی آلاچیق قو منتظرتیم.

00:10:37.482 --> 00:10:38.792
‫بعداً می‌بینمت!

00:10:38.816 --> 00:10:45.816
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:10:46.602 --> 00:10:48.681
‫ایول بابا، فنتوم‌هایو!

00:10:48.682 --> 00:10:50.418
‫فقط P4 می‌تونن از آلاچیق قو استفاده کنن!

00:10:50.419 --> 00:10:52.162
‫کاش منم می‌تونستم همراهت بیام!

00:10:49.372 --> 00:10:51.552
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم!

00:10:51.812 --> 00:10:53.722
‫سیر تا پیازشو بعداً برامون تعریف کن!

00:10:52.162 --> 00:10:53.722
‫بیا دوست بشیم!

00:10:55.371 --> 00:11:00.451
‫این باید «از ابتدا» ترجمه بشه، نه «از شروع.»

00:11:01.401 --> 00:11:04.441
‫اشتباه رایجی‌ـه، پس حواست باشه.

00:11:04.761 --> 00:11:06.901
‫برای بقیه‌ش مشکلی نداری؟

00:11:07.121 --> 00:11:11.781
‫خیر! شما مطالب رو خیلی‌خوب توضیح می‌دین، استاد میکائلیس.

00:11:12.411 --> 00:11:13.970
‫خیلی ممنونم.

00:11:14.330 --> 00:11:16.370
‫شب بخیر، استاد.

00:11:16.790 --> 00:11:18.940
‫بله، شب بخیر.

00:11:22.950 --> 00:11:28.180
‫استاد میکائلیس، من توی یه درس
‫به مشکل خوردم. می‌شه کمکم کنین؟

00:11:29.110 --> 00:11:30.080
‫بیا داخل.

00:11:34.199 --> 00:11:39.309
‫مثل اینکه کشته‌مرده‌هات فراوونه، استاد میکائلیس.

00:11:39.519 --> 00:11:45.469
‫بله. همه از من به‌عنوان مدرس مهربونی که
‫توضیحاتش شفافن، تعریف می‌کنن.

00:11:46.149 --> 00:11:46.969
‫هاه!

00:11:47.359 --> 00:11:52.309
‫دلم می‌خواد بهشون بگم روش‌های تدریس تو واقعاً چه‌ شکلی‌ان.

00:11:53.638 --> 00:11:57.168
‫فردا ساعت چهار به یکی از دورهمی‌های ‌P4 دعوت شدم.

00:11:57.848 --> 00:11:59.398
‫اطلاع دارم.

00:12:01.518 --> 00:12:03.328
‫این فرصت نادری‌ـه.

00:12:03.948 --> 00:12:08.128
‫باید کاری کنیم که هرطور شده P4 و
‫پاچه‌خوارهاشون ازم خوششون بیاد.

00:12:09.718 --> 00:12:12.638
‫گمونم اولین دستور کار اینه که با چای ازشون پذیرایی کنم.

00:12:12.857 --> 00:12:14.487
‫درست می‌فرمائید.

00:12:14.807 --> 00:12:18.117
‫چرا باید به بچه جماعت چای تعارف کنم؟

00:12:18.517 --> 00:12:20.637
‫بهای ناچیزی‌ـه، این‌طور فکر نمی‌کنید؟

00:12:20.987 --> 00:12:23.766
‫لازم نیست حتی بهشون رشوه درقالب چای و شیرینی تعارف کنین.

00:12:23.767 --> 00:12:27.077
‫می‌تونین با شیرینی‌های واقعی نظرشونو جلب کنید.

00:12:28.837 --> 00:12:34.906
‫هرچند، من فردا ساعت چهار باید بازیکنان کریکت رو نظاره کنم.

00:12:38.486 --> 00:12:42.865
‫برای کتک‌کاری که دعوتم نکردن. تنهایی از پسش برمیام.

00:12:42.866 --> 00:12:44.376
‫ولی درعوض...

00:12:45.406 --> 00:12:47.765
‫این یه دستوره، سباستین:

00:12:47.766 --> 00:12:51.046
‫برام شیرینی‌هایی که با چای می‌چسبه درست کن که ارشدها رو انگشت به دهن بذاره.

00:12:52.605 --> 00:12:54.995
‫الساعه، سرورم.

00:12:56.925 --> 00:13:00.655
‫استاد میکائلیس، می‌شه برای یه درس ازتون کمک بگیرم؟

00:13:01.455 --> 00:13:02.415
‫بیا داخل.

00:13:03.475 --> 00:13:06.804
‫ممنون از آموزش‌هاتون.

00:13:06.805 --> 00:13:07.905
‫وظیفه بود.

00:13:08.965 --> 00:13:11.894
‫خب پس، استاد میکائلیس...

00:13:12.354 --> 00:13:14.484
‫فنتوم‌هایو...

00:13:15.194 --> 00:13:16.694
‫شب بخیر.

00:13:23.074 --> 00:13:26.753
‫دو ساعت دیر کردی! معنیِ این‌کار چیه، فنتوم‌هایو؟!

00:13:26.754 --> 00:13:30.333
‫هــــه؟ و ـ ولی به من که گفت ساعت چهاره...

00:13:30.334 --> 00:13:36.293
‫هــــه؟ ولی من دقیقاً گفتم ساعت دو.

00:13:37.023 --> 00:13:39.753
‫پس اون بازیم داده.

00:13:40.453 --> 00:13:44.042
‫بهونه آوردن توی همچین موقعیتی کار به‌شدت زشتیه، شیل!

00:13:44.043 --> 00:13:45.293
‫ادوارد؟

00:13:45.633 --> 00:13:50.193
‫می‌دونستم توی وستون درس می‌خونه،
‫ولی نه اینکه نوچه‌ی یه ارشده.

00:13:50.772 --> 00:13:54.842
‫حماقت از من بود که بهت اعتماد داشتم.

00:13:55.762 --> 00:14:01.292
‫تو نه تنها به انتظارات من، بلکه به انتظارات سال‌بالایی‌ها هم خیانت کردی.

00:14:01.692 --> 00:14:02.992
‫گم‌شو!

00:14:06.032 --> 00:14:08.231
‫لعنتی! ازش رودست خوردم!

00:14:08.232 --> 00:14:10.831
‫برای همینه که از حساب کردن روی حرف آدم‌ها بدم میاد!

00:14:13.581 --> 00:14:15.480
‫ای داد بیداد، ارباب جوان.

00:14:15.481 --> 00:14:19.181
‫گویا رقیب‌تون رو چون‌که یه دانش‌آموزه، دست کم گرفتین.

00:14:20.161 --> 00:14:22.941
‫آدم‌ها همیشه به کسایی که ازشون سرترن، حسودی می‌کنن.

00:14:23.631 --> 00:14:26.841
‫این‌طور نیست که تابه‌حال با همچین موردی مواجه نشده باشین.

00:14:29.071 --> 00:14:31.759
‫قضیه رو برای جناب ادوارد تعریف می‌کنین؟

00:14:31.760 --> 00:14:35.060
‫حرف زدن با آدم‌هایی مثل اون وقت تلف کردنه.

00:14:35.990 --> 00:14:38.690
‫چه از قصد بوده باشه چه نه، قرار رو لغو کردم.

00:14:38.910 --> 00:14:42.399
‫پس، از این موضوع صرف نظر می‌کنین؟

00:14:42.400 --> 00:14:43.550
‫معلومه که نه.

00:14:44.860 --> 00:14:48.819
‫خودم رو توی دل ارشدها جا می‌کنم.

00:14:48.820 --> 00:14:51.779
‫و کار کول رو هم تلافی می‌کنم.

00:14:53.539 --> 00:15:00.909
‫تو رو از هدر دادن زحماتم پشیمون می‌کنم، موریس کول.

00:15:03.469 --> 00:15:09.947
‫شرط می‌بندم، دروغ گفتن از عادات همیشگی موریس کول ـه.

00:15:09.948 --> 00:15:12.477
‫چرا همچین فکری می‌کنید؟

00:15:12.478 --> 00:15:14.218
‫دست‌هاشو دیدی؟

00:15:14.448 --> 00:15:15.228
‫دست‌هاش؟

00:15:15.748 --> 00:15:21.617
‫دست‌های نوچه‌ها معمولاً به‌خاطر تمام کارهایی
‫که برای سال‌بالایی‌ها می‌کنن، زبره.

00:15:21.618 --> 00:15:25.237
‫ولی دست‌های اون مثل گل لطیفن.

00:15:25.238 --> 00:15:26.277
‫که یعنی...

00:15:26.278 --> 00:15:29.567
‫...مثل شما، از روش‌های مخفیانه استفاده می‌کنه؟

00:15:30.107 --> 00:15:32.487
‫کسی نگفت براش مثال بیاری.

00:15:32.807 --> 00:15:38.207
‫اما، با توجه به تردید نکردنش و باورپذیر بودن دروغش،

00:15:39.367 --> 00:15:41.127
‫مطمئناً‌ همین‌طوره.

00:15:41.477 --> 00:15:45.957
‫که اینطور، افرادی که از یه قماشن، به‌صورت غریزی همدیگه رو تشخیص می‌دن.

00:15:47.417 --> 00:15:51.795
‫اثبات اشتباه‌بودن حرفش برامون آب خوردنه،

00:15:51.796 --> 00:15:53.656
‫ولی به همین راحتی ولش نمی‌کنم.

00:15:54.486 --> 00:15:59.135
‫سباستین، برو کسای دیگه‌ای رو که درست مثل من گولشون زده، پیدا کن.

00:15:59.136 --> 00:16:03.876
‫و الگوی کارهاش رو به‌دقت بررسی کن.

00:16:04.816 --> 00:16:06.186
‫به روی چشم.

00:16:09.965 --> 00:16:12.884
‫شنیدی؟ قرارش با P4 رو لغو کرده!

00:16:12.885 --> 00:16:13.954
‫نه بابا!

00:16:13.955 --> 00:16:16.115
‫در عجبم که چرا هیچ عواقبی براش نداشته.

00:16:16.595 --> 00:16:21.705
‫مشخصاً ارشدها از اون‌چه که فکر می‌کردم، نفوذ بیشتری دارن.

00:16:22.185 --> 00:16:26.305
‫پیدا کردن شاهدی که به‌نفع من شهادت بده، کار سختیه.

00:16:31.384 --> 00:16:32.814
‫کول سنپای!

00:16:33.214 --> 00:16:36.173
‫ما آماده‌ش کردیم.

00:16:36.174 --> 00:16:39.634
‫ممنون! کمک بزرگی کردین.

00:16:40.084 --> 00:16:44.333
‫نوچه‌های ارشدها سرشون واقعاً شلوغه.

00:16:44.334 --> 00:16:46.323
‫ولی این بین خودمون بمونه.

00:16:46.324 --> 00:16:47.612
‫می‌دونیم!

00:16:47.613 --> 00:16:50.603
‫خوشحالیم که می‌تونیم کمکتون کنیم!

00:16:50.853 --> 00:16:53.872
‫منم باید یه نوچه برای خودم انتخاب کنم.

00:16:53.873 --> 00:16:56.303
‫یه پسر باکفایت، مثل یکی از شما دوتا.

00:16:57.303 --> 00:16:58.783
‫فعلاً!

00:17:01.483 --> 00:17:02.413
‫من می‌شم!

00:17:02.414 --> 00:17:03.462
‫نه، من!

00:17:03.463 --> 00:17:04.982
‫مدل موی تو وحشتناکه!

00:17:04.983 --> 00:17:06.123
‫برای تو زیادی لطیفه!

00:17:09.242 --> 00:17:10.162
‫ببخشید مزاحم می‌شم.

00:17:10.902 --> 00:17:15.192
‫ردموند سنپای، اطلاعاتی که خواسته بودین رو جمع کردم.

00:17:16.032 --> 00:17:17.502
‫چه زود.

00:17:18.482 --> 00:17:21.771
‫کارت مثل همیشه منظم و مرتبه. ممنون از زحماتت.

00:17:21.772 --> 00:17:23.051
‫نفرمائید.

00:17:23.052 --> 00:17:27.971
‫آه، راستی! برای چای امروزتون درخواستی دارین؟

00:17:28.281 --> 00:17:29.931
‫بذار ببینم...

00:17:30.241 --> 00:17:34.020
‫از آخرین‌باری که سوفله گلاسه مارتل لیموت رو خوردم، خیلی‌ وقته می‌گذره.

00:17:34.021 --> 00:17:35.581
‫دلم می‌خواد از اون بخورم.

00:17:35.981 --> 00:17:37.461
‫متوجه شدم!

00:17:54.120 --> 00:17:55.960
‫مثل همیشه، خسته نباشین.

00:17:56.650 --> 00:17:59.839
‫یه دانش‌آموز خوابگاهی که نگهبان استخدام کرده؟

00:17:59.840 --> 00:18:02.230
‫مگه اینجا کجاست، کاخ باکینگهام؟

00:18:03.240 --> 00:18:07.839
‫یه سوفله گلاسه مارتل لیمو، همون‌طور که درخواست کردید.

00:18:08.719 --> 00:18:11.449
‫درکنارشم چای اووا آماده کردم.

00:18:11.939 --> 00:18:13.678
‫با شیر می‌چسبه.

00:18:13.679 --> 00:18:18.259
‫باورم نمی‌شه هر روز خدا همچین چیزهای پرزحمتی درست می‌کنی.

00:18:18.899 --> 00:18:23.249
‫ردموند سنپای لایق لذیذترین خوراکی‌هاست.

00:18:24.109 --> 00:18:26.588
‫گرگوری سنپای، شما هم میل دارید؟

00:18:32.678 --> 00:18:35.248
‫ضربه‌ی خوبی بود، سنپای!

00:18:51.617 --> 00:18:55.006
‫می‌بینم کتاب‌های خیلی تخصصی‌ای می‌خونی.

00:18:55.007 --> 00:18:56.467
‫سال چندمی هستی؟

00:18:59.677 --> 00:19:02.606
‫سـ ـ سال‌دومی. اسمم هارکورت ـه.

00:19:02.607 --> 00:19:05.106
‫سال‌دومی؟ تحسین‌برانگیزه.

00:19:05.376 --> 00:19:09.376
‫میون همسالانت، افراد انگشت‌شماری می‌تونن
‫«هِگِل» رو به زبان اصلی‌ش یعنی آلمانی بخونن.

00:19:09.736 --> 00:19:12.036
‫باید میون هم‌کلاسی‌هات حسابی محبوب باشی.

00:19:12.966 --> 00:19:15.786
‫ا‌ ـ این‌طور نیست...

00:19:15.996 --> 00:19:20.215
‫من جز مطالعه‌کردن کار دیگه‌ای نمی‌کنم...

00:19:20.216 --> 00:19:24.065
‫به‌نظر ناراحت میای، پسر جان.

00:19:26.265 --> 00:19:29.275
‫اگه می‌خوا درموردش حرف بزنی، من سراپا گوشم.

00:19:31.575 --> 00:19:39.825
‫کول سنپای گفت بهم دعوت‌نامه‌ای برای حضور یافتن در آلاچیق قو
‫داده، ولی من هیچ‌وقت چنین چیزی به دستم نرسید.

00:19:40.225 --> 00:19:44.974
‫ولی بعداً، به هر طریقی بوده،
‫یه دعوت‌نامه روی میزم دیدم...

00:19:45.304 --> 00:19:48.694
‫باور کنید، من دروغ نگفتم!

00:19:49.264 --> 00:19:52.404
‫ولی، همه من رو دروغگو صدا می‌زنن.

00:19:53.834 --> 00:19:59.884
‫حتماً برات خیلی ناراحت‌کننده و دردناک بوده که کسی باورت نکرده.

00:20:00.974 --> 00:20:05.752
‫اما، به‌نظر من تو دروغگو نیستی.

00:20:05.753 --> 00:20:06.993
‫استاد!

00:20:08.283 --> 00:20:09.523
‫دعا کن، فرزندم.

00:20:10.213 --> 00:20:13.703
‫این سوءتفاهم یه‌روز برطرف می‌شه.

00:20:15.473 --> 00:20:21.342
‫چهار دانش‌آموز دیگه پیدا کردم که تو تله‌ی موریس کول افتادن.

00:20:21.343 --> 00:20:22.901
‫حق با من بود.

00:20:22.902 --> 00:20:30.191
‫علاوه‌بر این، به احتمال بالا از دانش‌آموزهای
‫دیگه می‌خواد که بیشتر وظایف بیگاری‌ش رو انجام بدن.

00:20:30.192 --> 00:20:35.532
‫برای مثال، یه سوفله گلاس باید چندین ساعت توی یخچال بمونه تا سفت بشه.

00:20:36.302 --> 00:20:39.742
‫امکان نداره طی ساعات بیگاریِ یه روز بشه درستش کرد.

00:20:40.192 --> 00:20:43.171
‫می‌خوام بدونم توی خوابگاه سرخ چه کارهایی می‌کنه،

00:20:43.611 --> 00:20:47.261
‫اما همینجوریشم تو ساعات بیگاری کارهامو به تو می‌سپارم...

00:20:47.891 --> 00:20:52.250
‫یه مهره‌ی دیگه می‌خوام تا توی اون خوابگاه باشه.

00:20:52.251 --> 00:20:54.670
‫هرچی‌ نباشه، اونجا خوابگاه اولیه‌ی دریک بود...

00:20:54.671 --> 00:20:59.961
‫با این‌حال، مطمئن نیستم خالی کردن یه‌جای دیگه
‫برای یه دانش‌آموز تازه‌وارد عاقلانه باشه.

00:21:00.311 --> 00:21:02.639
‫اگه به این زودی یکی دیگه پیداش شه، شک‌برانگیز می‌شه.

00:21:02.640 --> 00:21:08.130
‫و حتی اگه تونستیم یه‌نفرو اینجا ثبت‌نام کنیم، خودش نمی‌تونه خوابگاهشو تعیین کنه.

00:21:08.650 --> 00:21:13.210
‫موقعیت اجتماعی و شخصیت فرد،
‫هردو نقش مهمی در تعیین خوابگاه ایفا می‌کنن.

00:21:15.210 --> 00:21:16.360
‫می‌دونم.

00:21:16.720 --> 00:21:19.939
‫روباه سرخ برای اشراف‌زاده‌های عالی‌رتبه‌ست.

00:21:19.940 --> 00:21:23.319
‫ما برای تضمین یه‌ جا توی خوابگاه روباه سرخ،
‫به کسی با موقعیت بالا و ثروت زیاد نیاز داریم.

00:21:23.589 --> 00:21:28.599
‫احیاناً کسی واجد این شرایط هست که بدون
‫نیاز به خالی کردن جا، پذیرش ویژه بگیره؟

00:21:30.539 --> 00:21:35.689
‫یه‌نفر به ذهنم رسید،
‫ولی اون عملاً آخرین کسیه که دلم می‌خواد نگاهم به ریختش بیفته.

00:21:36.129 --> 00:21:42.678
‫اما کاملاً واجد شرایطه و آدم نسبتاً خاصی هم هست.

00:21:48.888 --> 00:21:51.978
‫لعنتی! وقتی مجبور باشی،‌ به هرکس و ناکسی رو میندازی.

00:22:00.198 --> 00:22:04.917
‫اوه، پس این «مدرسه»ست! چه بزرگه!

00:22:05.617 --> 00:22:07.917
‫تقریباً به بزرگی ملک خودمه!

00:22:07.941 --> 00:22:27.941
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:27.965 --> 00:22:47.965
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.