﻿WEBVTT

00:00:06.806 --> 00:00:26.806
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:38.830 --> 00:01:42.330
‫آخرین موردی که داشتم یه پیرمرد اعصاب‌خوردکن بود...

00:01:42.870 --> 00:01:46.920
‫نمی‌دونم اسم شاگردش بود یا نوه‌ش
‫که کل مدت داشت صدا می‌زد.

00:01:47.210 --> 00:01:49.090
‫خیلی حال‌بهم‌زن بود، می‌دونی؟

00:01:50.050 --> 00:01:51.380
می‌خوای عکسشو ببینی؟

00:01:52.130 --> 00:01:56.510
‫البته این عکس مال بعد از آزمایشاته،
‫برای همین فرم اصلیش حفظ نشده.

00:02:06.690 --> 00:02:09.530
بذار ببینم اسم شاگردش چی بود...؟

00:02:10.940 --> 00:02:12.320
‫ای خدا...

00:02:12.650 --> 00:02:16.530
‫انگار وقتی آزمایشام رو یه مورد به نتیجه 
‫می‌رسن، علاقه‌مو بهشون از دست می‌دم.

00:02:18.330 --> 00:02:19.450
‫چی شد؟!

00:02:19.910 --> 00:02:21.620
‫اسم اون شاگرد...

00:02:22.290 --> 00:02:23.750
می‌خوای بدونی چی بوده؟

00:02:26.710 --> 00:02:28.250
‫اسم شاگردش...

00:02:29.340 --> 00:02:32.590
‫اوریو... ایشیدا اوریوـه!

00:02:33.720 --> 00:02:37.390
‫اون آدم ایشیدا سوکن بود...
‫اون معلم من بود...

00:02:38.010 --> 00:02:39.720
‫همینطور پدربزرگ عزیزم!

00:02:40.180 --> 00:02:42.480
اوه... خب...؟

00:02:43.230 --> 00:02:45.150
‫غرور یه کوئینسی بهم می‌گه...

00:02:47.270 --> 00:02:49.020
‫که باید بزنم تو رو بکشم!

00:02:50.650 --> 00:02:51.940
اوه...؟

00:03:04.000 --> 00:03:06.580
‫حتی با اینکه با آشیسوگی جیزو دست و پاتو از کار انداختم...

00:03:06.670 --> 00:03:08.420
چطوری تونستی سرپا شی؟

00:03:10.050 --> 00:03:12.710
‫خودم می‌دونم... اون...

00:03:13.260 --> 00:03:15.050
‫رانسوتنگای!

00:03:20.430 --> 00:03:23.890
ریشی: ذرات روحی

00:03:20.430 --> 00:03:23.890
‫رشته‌های بیشماری از رِیشی بهم بافته میشن...

00:03:23.980 --> 00:03:26.850
‫به اندامِ ازکارافتاده متصل میشن،
‫به حرکت در میارنشون...

00:03:26.940 --> 00:03:29.060
‫درست مثل رشته‌های متصل به یه عروسک خیمه‌شب‌بازی.

00:03:33.280 --> 00:03:36.990
‫در اصل، کوئینسی‌های سالخورده،
‫به منظور اینکه بتونن با هالوها بجنگن...

00:03:37.070 --> 00:03:38.570
‫این تکنیکو توسعه دادن.

00:03:39.200 --> 00:03:41.580
‫وقتی که تاندون‌هاشون پاره می‌شه
‫یا استخون‌هاشون میشکنه...

00:03:41.660 --> 00:03:43.660
‫این تکنیک، اون فلاکتو بی‌معنی می‌کنه.

00:03:44.290 --> 00:03:48.170
‫این تکنیک برای اینه که بتونین بجنگین 
‫تا اینکه بدنتون به تلی از غبار تبدیل شه.

00:03:48.250 --> 00:03:51.420
‫تکنیک نهایی رزمی کوئینسی‌ها...

00:03:56.590 --> 00:03:59.590
‫فکر می‌کردم یه هنر فراموش‌شده باشه.

00:04:00.550 --> 00:04:04.470
‫در حقیقت، از میون 2661 موردی که مطالعه داشتم روشون...

00:04:04.810 --> 00:04:08.100
‫هیچ‌کدومشون حتی بخشی از اون 
‫تکنیک رو هم نمی‌تونستن اجرا کنن.

00:04:09.600 --> 00:04:12.020
‫و تویی که می‌تونی تو جوونی اون تکنیکو استفاده کنی...

00:04:13.940 --> 00:04:16.820
باید نابغه باشی، احیاناً...؟

00:04:17.360 --> 00:04:22.030
‫نبوغ...؟ تو حق نداری همچین اصطلاح 
‫عامی رو در موردش به کار ببری!

00:04:22.120 --> 00:04:23.160
چی فرمودی؟

00:04:23.410 --> 00:04:27.000
‫رانسوتنگای من، نه یه تکنیک دفاع معمولیه...

00:04:27.080 --> 00:04:28.460
‫نه یه راه برای تداوم‌بخشیدن به زندگی.

00:04:29.790 --> 00:04:33.380
‫تا وقتی انتقام پدربزرگمو نگیرم،
‫حتی اگه به جسد تبدیل شم...

00:04:33.460 --> 00:04:35.210
‫این تجسم اراده‌ی خلل‌ناپذیر منه!

00:04:37.470 --> 00:04:43.180
‫بذار اون لفظ نابغه رو پس بگیرم.
‫نخاله، تو فقط یه جغله‌ی خامی!

00:04:46.810 --> 00:04:47.730
‫اوریو...

00:04:50.060 --> 00:04:54.360
‫شنیدم دوباره رفتی خونه‌ی پدربزرگت...

00:04:56.150 --> 00:04:59.200
‫آخه چند بار باید بهت بگم...؟
‫دست از این کار بردار.

00:04:59.530 --> 00:05:00.320
‫ولی...

00:05:00.610 --> 00:05:01.870
‫بهونه هم نیار!

00:05:03.030 --> 00:05:07.200
‫صدها بار بهت گوشزد کردم!
‫نجات آدم مرده فایده نداره!

00:05:07.500 --> 00:05:08.120
‫پدر...!

00:05:08.210 --> 00:05:09.710
‫اون کار شینیگامیاست!

00:05:11.420 --> 00:05:14.250
‫چیزی که تو باید یاد بگیری، فقط نجات زنده‌هاست.

00:05:15.800 --> 00:05:19.510
‫من که علاقه‌ای ندارم.
‫تو هم استعدادشو نداری.

00:05:21.090 --> 00:05:23.720
‫بذار نسل کوئینسیا با پدربزرگت خاتمه پیدا کنه.

00:05:24.970 --> 00:05:25.890
متوجه شدی؟

00:05:26.970 --> 00:05:32.400
پدر... چی شده که اینقدر از کوئینسیا بدت میاد؟

00:05:36.570 --> 00:05:38.490
‫چون هیچ سود و مزیتی تو کارشون نیست.

00:05:45.080 --> 00:05:49.660
‫هممم... خب، حرفای اون پر بیراه نیست.

00:05:51.250 --> 00:05:54.880
‫این روزا، نمیشه با کوئینسی بودن، نون ببری سر سفره‌ت.

00:05:55.710 --> 00:05:59.260
‫وقتی یه خانواده داشته باشی،
‫این مشکل بزرگی محسوب میشه.

00:05:59.880 --> 00:06:00.840
‫ولی بازم...

00:06:01.300 --> 00:06:05.100
‫هممم...؟ حرفی که می‌زنه درسته...

00:06:05.220 --> 00:06:08.060
‫و-ولی... من می‌بینمشون!

00:06:10.060 --> 00:06:13.850
‫هالوها رو... مردمی که مورد حمله‌شون قرار می‌گیرنو...

00:06:14.310 --> 00:06:17.400
‫می‌دونم که شینیگامیا از پس همه‌شون برنمیان.

00:06:17.480 --> 00:06:19.530
‫اینا رو با چشمای خودم دیدم.

00:06:21.820 --> 00:06:24.910
‫مطمئنم که پدرم اونا رو می‌تونه ببینه.

00:06:25.660 --> 00:06:29.830
ولی آخه چرا... چرا اون این‌حرفا رو می‌زنه؟

00:06:33.160 --> 00:06:34.170
‫سنسه...

00:06:34.170 --> 00:06:34.830
همم؟

00:06:36.420 --> 00:06:37.920
‫من می‌خوام قدرتمند شم.

00:06:38.920 --> 00:06:40.630
‫می‌خوام خیلی قدرتمند شم.

00:06:41.670 --> 00:06:45.340
‫می‌خوام یه کوئینسی فوق‌قدرتمند شم 
‫که از بقیه در برابر هالوها حفاظت می‌کنه!

00:06:46.220 --> 00:06:50.770
‫اگه اونطوری شم، اون وقت پدرمم کوئینسیا رو قبول می‌کنه.

00:06:55.150 --> 00:06:57.480
‫خیلی ممنون، اوریو، پسرم...

00:07:02.440 --> 00:07:07.030
‫خوبه... انگار می‌تونم به موردِ تو علاقه پیدا کنم...

00:07:08.240 --> 00:07:11.910
‫کشتن تو کار نیست.
‫زنده برت می‌گردونم...

00:07:13.200 --> 00:07:15.790
‫بعدشم می‌شی موش آزمایشگاهی من.

00:07:17.210 --> 00:07:22.090
‫ولی می‌دونی، اوریو...
‫سعی کن پدرتو هم درک کنی.

00:07:23.300 --> 00:07:25.430
‫چیزی که اونو درست می‌دونی...

00:07:25.510 --> 00:07:27.800
‫بستگی به چیزی داره که قصد حفاظتشو داری.

00:07:28.260 --> 00:07:29.180
‫اصل مطلب همینه...

00:07:29.260 --> 00:07:33.850
یعنی چیزی که پدر می‌خواد حفظ کنه... چیه...؟ پول؟

00:07:38.730 --> 00:07:40.940
‫زمانی که اینو بفهمی هم فرا می‌رسه.

00:07:41.400 --> 00:07:43.230
‫و وقتی که فهمیدی...

00:07:43.320 --> 00:07:47.280
‫باید اینو هم درک کنی که اون چیه که 
‫از ته دل می‌خوای ازش حفاظت کنی.

00:07:48.490 --> 00:07:52.700
‫برای وقتی که به اون نقطه رسیدی،
‫اوریو... می‌خوام اینو به تو بسپارم.

00:07:55.580 --> 00:07:56.750
‫این که...

00:08:21.110 --> 00:08:22.980
‫این دستکش ریشی‌ـه...

00:08:23.690 --> 00:08:25.320
کار این دستکش اینه که

00:08:25.400 --> 00:08:27.990
‫ریشی رو در یه سطح خیلی بالا واپاشی کنه.

00:08:40.630 --> 00:08:42.960
‫اگه اینو دستت کنی و یه کمان درست کنی،

00:08:43.040 --> 00:08:46.170
‫و بتونی 7 روز و 7 شب تحملش کنی...

00:08:46.260 --> 00:08:49.800
‫می‌تونی خیلی خیلی به اوج قدرت یه کوئینسی نزدیک شی.

00:09:03.520 --> 00:09:05.980
‫اگرچه، وقتی به اون نقطه رسیدی، اوریو...

00:09:06.070 --> 00:09:09.110
‫دیگه هرگز نباید این دستکشو در بیاری.

00:09:10.570 --> 00:09:12.160
‫چون به محض اینکه درش بیاری...

00:09:12.240 --> 00:09:17.250
‫قابلیتت برای جذب ریشی از مرز توان یه کوئینسی می‌گذره.

00:09:18.750 --> 00:09:21.830
‫هرچی هم که شعله شدیدتر باشه،
‫بیشتر خودتو می‌سوزونی.

00:09:22.250 --> 00:09:23.330
‫اگه درش بیاری...

00:09:23.420 --> 00:09:26.460
‫برای چند لحظه قدرت مهیبی پیدا می‌کنی، اما...

00:09:27.090 --> 00:09:30.800
‫مطمئناً تمام قدرت‌های کوئینسیاییت رو هم از دست می‌دی.

00:09:37.220 --> 00:09:40.520
خب... بهتر نیست منو تا آزمایشگاه مشایعت کنی؟

00:09:40.890 --> 00:09:43.230
دوست ندارم تا قبل از اون بکشمت، می‌دونی؟

00:09:46.690 --> 00:09:50.240
‫یه روز، احساسات پدرت رو درک می‌کنی...

00:09:50.320 --> 00:09:53.660
‫و وقتی که فهمیدی واقعاً از چی می‌خوای محافظت کنی،

00:09:53.740 --> 00:09:58.500
‫اگه بازم خواستی که به طریقت 
‫کوئینسی ادامه بدی، اون‌وقت...

00:10:00.160 --> 00:10:03.830
‫مطمئناً در آستانه‌ی نبرد اجتناب‌ناپذیری قرار گرفتی.

00:10:06.170 --> 00:10:12.050
‫و شاید زمانی برسه که مجبور باشی در 
‫یه نبرد از حد و مرز توانت هم عبور کنی.

00:10:12.880 --> 00:10:15.970
‫وقتی چنین زمانی فرا رسید، از این دستکش ریشی استفاده کن.

00:10:18.850 --> 00:10:20.850
‫اگرچه، دوباره تکرار می‌کنم...

00:10:20.930 --> 00:10:23.770
‫وقتی که دستت کردی، نباید به هیچ‌عنوان درش بیاری.

00:10:24.350 --> 00:10:29.070
‫من راهای خیلی زیادی بلدم که 
‫بدون کشتن، بتونم ببرمت اونجا.

00:10:30.190 --> 00:10:33.780
‫البته اگه با تحمل یه درد جهنمی مشکلی نداشته باشی...

00:10:34.820 --> 00:10:37.910
می‌خوام یکی از روش‌های مذکورو برات تشریح کنم، باشه؟

00:10:41.500 --> 00:10:46.750
‫رانسوتنگای هم یه حد و مرزی داره.
‫نمی‌تونم تا ابد تو این حالت بمونم.

00:10:49.170 --> 00:10:50.920
‫عذر می‌خوام... سنسه...

00:10:52.510 --> 00:10:55.840
‫من هنوز نمی‌تونم احساس پدرمو درک کنم...

00:10:56.800 --> 00:11:00.890
‫حتی مطمئن نیستم که می‌خوام از چی محافظت کنم.

00:11:04.940 --> 00:11:07.520
‫ولی... چیزی که عمراً نمی‌تونم ببخشمو...

00:11:08.020 --> 00:11:09.360
‫فکر کنم فهمیده باشم که چیه!

00:11:14.570 --> 00:11:16.070
‫عذر می‌خوام، سنسه...

00:11:16.280 --> 00:11:18.700
‫فقط یه بار دیگه بهم فرصت بده...

00:11:19.410 --> 00:11:20.910
‫مجبورم از حرفت سرپیچی کنم!

00:11:25.330 --> 00:11:27.420
‫فقط یه بار دیگه بهم فرصت بده...

00:11:28.000 --> 00:11:29.250
‫مجبورم از حرفت سرپیچی کنم!

00:11:29.274 --> 00:11:35.274
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:11:40.600 --> 00:11:43.100
چ-چی شد...؟ این دیگه چیه؟

00:11:59.740 --> 00:12:02.160
این دیگه چه پوششیه؟

00:12:02.950 --> 00:12:04.910
‫این دیگه چه ریاتسوییه؟!

00:12:05.960 --> 00:12:07.460
‫به عمرم چنین چیزی ندیدم!

00:12:08.920 --> 00:12:10.130
‫امکان نداره!

00:12:21.430 --> 00:12:24.310
داره ترکیباتِ اطرافشو هم جذب می‌کنه؟

00:12:24.930 --> 00:12:28.060
‫تمام مصالح به‌کار رفته تو ساخت و ساز 
‫جامعه‌ی ارواح از ریشی ساخته شدن.

00:12:29.100 --> 00:12:31.270
داره پیوند اون ترکیبات رو میشکنه

00:12:31.360 --> 00:12:34.820
‫و به زور ریشیِ موجود رو جذب می‌کنه...

00:12:36.110 --> 00:12:38.990
‫چیزی که داره اتفاق میفته، مقهورکردن رِیشی‌ـه!

00:12:41.870 --> 00:12:46.330
‫داری از حد و مرزِ مجازِ انسانیت، فراتر می‌ری، جغله!

00:12:53.500 --> 00:12:55.550
‫سریعه! ولی اگه فقط همینه...

00:13:06.350 --> 00:13:11.270
‫به پام بیفت و ناله کن تا بذارم بری!
‫درضمن، دیگه هم جلوی چشمام ظاهر نشو!

00:13:11.980 --> 00:13:14.020
‫اگه قبول کنی... اجازه می‌دم زنده بمونی.

00:13:17.320 --> 00:13:20.410
‫اگه رد کنی...حمله‌ی بعدی 3 برابر قوی‌تر از قبلیه!

00:13:25.160 --> 00:13:27.080
‫به خودت نناز، جغله!

00:13:30.250 --> 00:13:32.630
‫یه کوئینسی زپرتی داره سربه‌سر من می‌ذاره...

00:13:33.170 --> 00:13:34.090
‫بسیار خب...

00:13:34.380 --> 00:13:38.380
پس بهتر نیست با یه اقدام شایسته و بایسته جوابتو بدم؟

00:13:44.550 --> 00:13:45.720
‫بانکای

00:13:50.020 --> 00:13:51.390
چی گفت؟ بان... چی؟

00:14:08.540 --> 00:14:11.040
‫کونجیکی آشیسوگیجیزو!

00:14:11.120 --> 00:14:14.670
‫مسخره‌ست! اون زانپاکتو که آزاد شده بود!

00:14:17.340 --> 00:14:22.220
‫نمی‌دونستی؟ زانپاکتوها دو مرحله آزادسازی دارن!

00:14:22.300 --> 00:14:23.260
‫چی؟!

00:14:23.340 --> 00:14:27.470
‫آشیسوگیجیزو اولین مرحله از آزادسازی 
‫زانپاکتوی منه، یا همون شیکای!

00:14:28.100 --> 00:14:32.440
‫درضمن، این کونجیکی آشیسوگیجیزو هم مرحله‌ی دومه.

00:14:32.560 --> 00:14:34.480
‫به عبارت دیگه بانکای.

00:14:34.560 --> 00:14:38.940
‫سم مهلکی که این داره همه‌تونو می‌کشه!

00:14:41.780 --> 00:14:46.030
خیلی حیف شد که نمی‌تونم روت آزمایش کنم
‫آخه تو به عنوان یه مورد، خیلی نادری.

00:14:57.130 --> 00:14:58.290
‫برو!

00:15:40.380 --> 00:15:43.090
‫مایوری-ساما...

00:16:15.910 --> 00:16:19.630
‫کثافت... کوئینسیِ پست!

00:16:28.300 --> 00:16:30.850
می‌تونه هرجا که بریده شه رو آبگون‌کنه...؟

00:16:31.300 --> 00:16:33.970
‫نزدیک شده بودی... کوئینسی.

00:16:38.520 --> 00:16:43.520
آدم باید برگ برنده‌شو فقط بعد از کلی ملاحظه رو کنه، نه؟

00:16:44.820 --> 00:16:49.780
‫تو اینو برای فرارت نگه داشته‌ بودی؟ لعنتی!

00:16:51.910 --> 00:16:53.080
‫زحمت نکش...

00:16:54.080 --> 00:16:57.000
‫اگرچه نمی‌تونم تو این حالت حمله‌ای صورت بدم...

00:16:57.410 --> 00:16:59.710
‫اما تو هم نمی‌تونی به من حمله کنی!

00:17:01.000 --> 00:17:04.880
باید تا چند روز در این حالت بمونم، می‌دونی؟

00:17:04.960 --> 00:17:08.090
‫ولی می‌رم به بخش تحقیق و توسعه تا ریکاوری کنم.

00:17:10.430 --> 00:17:12.600
‫خدا نگهدارت، کوئینسی...

00:17:14.060 --> 00:17:19.310
‫دردسرسازتر از چیزی بودی که فکر می‌کردم،
‫ولی من زنده می‌مونم و تو می‌میری...

00:17:20.190 --> 00:17:22.770
‫این نتیجه از اول باپرجا بود.

00:17:25.400 --> 00:17:26.280
‫لعنتی!

00:17:31.070 --> 00:17:33.530
‫سم... با این وضعیت...

00:17:34.580 --> 00:17:36.450
‫کوئینسی... سان...

00:17:41.460 --> 00:17:45.290
‫پشت این نشون ستوانی رو دست چپم...

00:17:45.670 --> 00:17:47.130
‫یه پادزهر دارم...

00:17:53.090 --> 00:17:55.390
تو حالت درازکش راحت‌تر نیستی؟

00:17:56.010 --> 00:17:57.520
‫نه... اینجوری خوبه...

00:17:59.680 --> 00:18:01.640
‫درسته... پشت همین...

00:18:06.110 --> 00:18:06.980
‫اول شما بخور...

00:18:07.400 --> 00:18:09.440
‫نه، من خوبه حالم...

00:18:10.110 --> 00:18:14.280
‫بدن من از همون ترکیبات بدن مایوری-ساما ساخته شده.

00:18:15.830 --> 00:18:18.240
‫این سم منو به کشتن نمی‌ده...

00:18:19.450 --> 00:18:21.910
دارین فکر می‌کنین که ممکنه تله باشه؟

00:18:23.250 --> 00:18:27.880
‫اگه اینطوریه، بذارینش روی دهنم.
‫اول می‌خورم تا بهتون ثابت شه.

00:18:27.960 --> 00:18:28.960
‫نه...

00:18:30.800 --> 00:18:35.090
‫آخه دلیلی نداری که بخوای یه آدم درحال مرگو گول بزنی.

00:18:40.560 --> 00:18:41.810
‫خیلی ممنونم.

00:18:44.940 --> 00:18:48.360
شما... ‫اگه سرشو نشونه رفته بودین،
‫می‌تونستین مایوری-ساما رو بکشین.

00:18:49.360 --> 00:18:51.320
‫ولی این‌کارو نکردین...

00:18:53.570 --> 00:18:57.530
‫اتفاقی بود... من به قصد کشت تیر پرت کردم.

00:19:01.500 --> 00:19:04.040
‫ولی شما از کشتن مایوری-ساما سر باز زدین.

00:19:04.580 --> 00:19:07.130
‫اون پادزهر به نشونه‌ی قدردانی منه.

00:19:09.130 --> 00:19:10.300
‫متوجه نمی‌شم.

00:19:11.130 --> 00:19:13.420
‫شما چطور می‌تونی به همچین آدمی، 
‫چنین حسی داشته باشی؟

00:19:13.670 --> 00:19:15.590
‫خودمم متوجه نمی‌شم.

00:19:16.640 --> 00:19:19.390
‫ولی، وقتی که فهمیدم زنده می‌مونه...

00:19:20.100 --> 00:19:22.220
‫یه‌جورایی، خیالم راحت شد.

00:19:27.230 --> 00:19:29.400
‫خب... بهتره بعد از نوشیدن اون برین.

00:19:30.520 --> 00:19:34.990
‫من چیزیم نمیشه.
‫نگهبانا به زودی می‌رسن اینجا.

00:19:43.540 --> 00:19:45.250
‫به خاطر دارو... واقعاً ممنونم.

00:19:49.710 --> 00:19:50.630
‫خدانگهدار.

00:20:07.850 --> 00:20:12.940
‫درد می‌کنه... بدنم سنگین شده...
‫پاهام...

00:20:15.320 --> 00:20:17.070
‫نمی‌تونم دستمو بیارم بالا...

00:20:23.870 --> 00:20:29.080
‫لعنتی... انگار زمان کوئینسی‌بودنم به سر اومده...

00:20:31.210 --> 00:20:33.500
‫اینوئه-سان... من...

00:20:35.800 --> 00:20:37.130
‫باید مطمئن شم که حالش خوبه...

00:20:38.380 --> 00:20:42.720
‫مطئنم اون جوخه یازدهیه، اونو آورده این سمت...

00:20:44.100 --> 00:20:49.150
‫کوروساکی... سادو-کون... یوروئیچی-سان... گانجو-کون...

00:20:49.730 --> 00:20:51.310
‫بچه‌ها...

00:20:51.440 --> 00:20:54.280
‫باید امیدوار باشم که رسیده باشین اینجا...

00:20:56.240 --> 00:21:02.580
‫درسته! اگه خودم اولین شخصی باشم که رسیدم اینجا...
‫می‌تونم کوچیکی-سانو نجات بدم.

00:21:05.200 --> 00:21:08.540
‫البته مطمئنم که اون کوروساکی الدنگ می‌خواد خودش نجاتش بده.

00:21:09.370 --> 00:21:11.960
‫اگه من نجاتش بدم، قاطی می‌کنه...

00:21:23.300 --> 00:21:24.510
‫قصد شرارت ندارم.

00:21:24.970 --> 00:21:27.520
‫ولی به خاطر صلح، باید نابودت کنم.

00:21:29.600 --> 00:21:31.520
‫گریه کن، سوزوموشی...

00:21:31.544 --> 00:21:43.544
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:43.568 --> 00:21:55.568
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.