﻿WEBVTT

00:00:04.470 --> 00:00:09.030
‫من تو بچگی از یکی از این سنگ‌ها متولد شدم.

00:00:09.920 --> 00:00:14.160
‫تخم سنگ‌، ها؟ یعنی از کجا پیداشون شده.

00:00:21.790 --> 00:00:25.180
‫زادگاهم توی آسمونه یا یه جای دیگه؟

00:00:26.780 --> 00:00:28.650
‫جالب نمی‌شه.

00:00:33.510 --> 00:00:34.860
‫ولی می‌خوام پیداش کنم...

00:00:35.270 --> 00:00:40.780
‫با تمام وجود دنیایی رو می‌خوام که میذاره باهاش ادغام شم.

00:00:46.560 --> 00:00:49.720
‫پیدات کردم. بالأخره پیدات کردم،

00:00:50.350 --> 00:00:53.110
‫دخترِ‌ منطق.

00:00:54.000 --> 00:01:01.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:13.090 --> 00:01:18.390
بای بای، زمین

00:02:32.000 --> 00:02:35.360
‫اوکراک به همین زودی آبی شده.
سنگ گاه‌شمار
اوکراک

00:02:35.630 --> 00:02:39.090
جنگل کوارتز

00:02:39.580 --> 00:02:42.770
‫سال‌هاست پا توی جنگل کوارتز نذاشتم،

00:02:43.210 --> 00:02:45.510
‫ولی سر سوزنی دلم برای اینجا تنگ نشده.

00:02:53.160 --> 00:02:54.770
‫خـ ـ‌ خرگوش؟!

00:02:54.770 --> 00:02:57.330
‫تو یه بچه ربیتیایی، نه؟
ربیتیا

00:02:57.850 --> 00:02:59.840
‫چقدر خوشگله. مثل عروسک می‌مونه.

00:03:02.430 --> 00:03:04.160
‫بیا. نوشیدنی می‌خوری؟

00:03:07.320 --> 00:03:11.770
‫می‌گن که دیدن یه ربیتیای مسافر سر راه، نماد خوش‌شانسیه.

00:03:15.330 --> 00:03:17.060
‫آ ـ آهای!

00:03:20.290 --> 00:03:22.960
‫تاحالا بهت گفتن که چقدر قیافه‌ی مسخره‌ای داری؟

00:03:23.710 --> 00:03:26.190
‫فکر نکنم درگیر شدن با این کوچولو فکر خوبی باشه.

00:03:26.990 --> 00:03:29.910
‫بمونه پیش خودت. چندتا لیوان دیگه دارم.

00:03:39.640 --> 00:03:41.990
‫چه بچه‌ی عجیبی.

00:03:48.240 --> 00:03:51.080
پارک‌شهر، شوورت لند

00:03:54.580 --> 00:03:56.740
‫این چیه دیگه؟

00:03:56.740 --> 00:03:59.380
‫چه گونه‌ی عجیبی!

00:04:06.220 --> 00:04:09.890
زیر غرب

00:04:12.560 --> 00:04:15.070
‫می‌بینم اینجا هنوزم مثل قبل شلوغ و پرسروصداست.

00:04:16.500 --> 00:04:18.970
‫بهتره قبل از همه‌چی یه فکری به حال شکم گرسنه‌م بکنم.

00:04:21.440 --> 00:04:22.250
‫چشه؟

00:04:22.250 --> 00:04:23.910
‫عجیب‌غریب.

00:04:23.910 --> 00:04:25.290
‫کاملاً بی‌صفته...

00:04:28.540 --> 00:04:31.380
‫اینجا بیرون‌ـه، خانم کوچولو.

00:04:32.280 --> 00:04:34.330
‫گمونم ظواهر می‌تونه غلط‌انداز باشه.

00:04:34.330 --> 00:04:38.060
‫خیال کردم یه پری‌دریایی از قلعه، اتفاقی سر از اینجا درآورده.

00:04:38.060 --> 00:04:41.300
‫داخل و بیرون... برای من فرقی نداره.

00:04:41.300 --> 00:04:42.470
‫هان؟

00:04:42.470 --> 00:04:44.510
‫یه‌چیزی بده بخورم.

00:04:44.510 --> 00:04:46.690
‫و همین‌طور چای گلِ سرد برام بیار.

00:04:46.690 --> 00:04:49.210
‫خوب گوش‌هاتو وا کن، خانم کوچولوی داهاتی.

00:04:49.210 --> 00:04:52.470
‫ما توی پارک‌شهر، پایبند قانون تم ایم.

00:04:51.180 --> 00:04:54.600
قانون تم

00:04:52.760 --> 00:04:58.520
‫خیر یا شر بودن برای تمام اهالی اینجا از بدو تولد مقدر شده.

00:04:59.000 --> 00:05:02.390
‫اگه از این نظام سرپیچی کنی، ممکنه کله‌ت رو به باد بدی.

00:05:02.390 --> 00:05:05.110
‫یه حسی بهم می‌گه منو دست انداختی.

00:05:05.110 --> 00:05:06.980
‫و ضمناً «خانم کوچولو» صدام نکن.

00:05:07.260 --> 00:05:10.200
‫اسمم لابلک بل ـه.

00:05:10.490 --> 00:05:13.180
‫شرمنده‌ی روی ماهت، لابلک.

00:05:13.180 --> 00:05:16.280
‫من صاحب آمارِتّو، هاگیس‌ام.

00:05:16.650 --> 00:05:19.490
‫چقدر درمورد شوورت لند می‌دونی؟

00:05:19.810 --> 00:05:22.470
‫گمونم تقریباً همه‌چیو.

00:05:22.470 --> 00:05:28.630
‫مردم پارک‌شهر به دو دسته‌ی تاپ‌داگ‌های نیکو و آندرداگ‌های شر تقسیم می‌شن،

00:05:23.760 --> 00:05:36.940
نیکو
تاپ‌داگ‌ها
ساکنین قلعه
شر
آندرداگ‌ها
بیرون دیوارهای قلعه

00:05:28.630 --> 00:05:32.110
‫یا به عبارتی مردم داخل و بیرون شهر، درست می‌گم؟

00:05:32.110 --> 00:05:36.940
‫همین‌طوره! قانون تم به‌واسطه‌ی این تقسیم‌بندیه که پابرجاست.

00:05:36.940 --> 00:05:40.270
‫هیچ‌کس نمی‌تونه این توازن رو به‌هم بریزه و از زیرش قسر در بره.

00:05:40.270 --> 00:05:45.150
‫به‌نفعته دست دست نکنی و بفهمی کدوم طرفی.

00:05:46.860 --> 00:05:48.620
‫چه نیازی هست؟

00:05:48.620 --> 00:05:51.730
‫به‌هرحال همین زودی‌ها از کشور می‌رم.

00:05:51.730 --> 00:05:53.730
‫چی گفتی؟ نکنه...

00:05:55.030 --> 00:05:56.730
‫قراره یه نومد شم.

00:05:55.160 --> 00:05:59.330
نومد
کسی که سفر می‌کند

00:05:56.730 --> 00:05:59.330
‫برای همین اومدم به پارک‌شهر.

00:06:01.040 --> 00:06:02.490
‫ولش کن.

00:06:02.490 --> 00:06:04.750
‫خدا هرگز اجازه‌ش رو نمی‌ده.

00:06:04.750 --> 00:06:05.710
‫هان؟

00:06:06.080 --> 00:06:08.140
‫امان از روستایی‌ها...

00:06:08.650 --> 00:06:10.340
‫گوش کن، لابلک.

00:06:10.340 --> 00:06:14.050
‫کسی که به این کشور حکومت می‌کنه، دراصل پادشاه توی قلعه نیست.

00:06:14.050 --> 00:06:16.270
‫خدا حکومت می کنه. خدا.

00:06:20.160 --> 00:06:21.520
‫هوی، چت شده؟

00:06:21.520 --> 00:06:25.730
‫یادم افتاد. اسم این خدا...

00:06:26.220 --> 00:06:28.620
‫دئوس اکس ماکینا.

00:06:29.190 --> 00:06:31.450
‫«دئوس»... چی؟

00:06:31.450 --> 00:06:33.950
‫خودم هم زیاد سر درنمیارم.

00:06:34.240 --> 00:06:38.310
‫فقط یه‌چیزیه که سال‌ها پیش یه لاشی بی‌مروت بهم گفته.

00:06:38.970 --> 00:06:43.420
‫آره... من یکیو کشتم.

00:06:43.420 --> 00:06:45.740
‫ولی آخه کی؟ برای چی؟

00:06:49.790 --> 00:06:52.220
‫از دست تو! فقط مایه‌ی دردسری!

00:06:52.220 --> 00:06:53.440
‫همون بچه‌ایه که دیدم!

00:06:53.440 --> 00:06:56.390
‫آهای پسرها، می‌خواین با اون بچه چیکار کنین؟

00:06:56.390 --> 00:06:59.240
‫از چیزی که می‌خوام بگم شاخ درمیاری، آقاجون هاگیس!

00:06:59.240 --> 00:07:02.370
‫این جغله شمشیرمو به دندون گرفت و آب شد رفت توی زمین...

00:07:02.370 --> 00:07:04.510
‫دهن‌مون سرویس شد تا این نفله رو بیاریم اینجا!

00:07:04.510 --> 00:07:06.150
‫شمشیرزنان شر، ها؟

00:07:06.150 --> 00:07:08.600
‫ولی الان شانس‌مون زده.

00:07:08.600 --> 00:07:10.200
‫نکنه شماهاــ

00:07:10.200 --> 00:07:12.610
‫ای جانم، یه ربیتیا گیر آوردیم!

00:07:12.610 --> 00:07:14.690
‫با کشتنش اسم‌ورسمی به‌هم بزنیم که بیا و ببین!

00:07:14.690 --> 00:07:18.620
‫و با نوشیدن خون ربیتیا، شمشیرهامون شکست‌ناپذیر می‌شه!

00:07:18.620 --> 00:07:19.510
‫نادون‌ها!

00:07:19.510 --> 00:07:22.490
‫ربیتیاها فقط یه‌مشت هیولان!

00:07:26.130 --> 00:07:27.840
‫لابلاک، صبر کن!

00:07:27.840 --> 00:07:32.360
‫شما موظفید با شنیدن صدای برخورد تیغه‌ها، شمشیر بکشید.

00:07:32.360 --> 00:07:36.190
‫ولی می‌بینم شمشیرزن‌های شر با قبلاًها فرق کردن.

00:07:38.120 --> 00:07:42.860
‫اگر نتونی فرق بین شر بودن و شرارت کردن رو تشخیص بدی،

00:07:42.860 --> 00:07:44.300
‫لیاقت شمشیرو نداری.

00:07:44.300 --> 00:07:45.880
‫عفریته!

00:07:49.280 --> 00:07:50.230
‫چی؟

00:07:51.190 --> 00:07:52.360
‫اون دیگه چی بود؟

00:07:58.620 --> 00:07:59.720
‫بازم اتفاق افتاد.

00:08:00.060 --> 00:08:02.130
‫یه‌چیزی داره مانعم می‌شه.

00:08:02.420 --> 00:08:04.930
‫خر خدا! کدوم نادونی راه میفته و رو این و اون شمشیر می‌کشه؟!

00:08:04.930 --> 00:08:06.530
‫تقاصش رو پس می‌دی!

00:08:08.860 --> 00:08:10.240
‫برو به جهنم!

00:08:14.670 --> 00:08:16.460
‫جریان چیه؟

00:08:16.460 --> 00:08:19.140
‫رسماً دارم با یه قطعه آهن می‌جنگم.

00:08:19.140 --> 00:08:23.210
‫اگر از عهده‌ی یه نفرین برنیای، نمی‌تونی نومد بشی.

00:08:23.210 --> 00:08:25.170
‫این نفرین منه؟

00:08:25.170 --> 00:08:28.950
‫نکنه دیگه نمی‌تونم چیزیو بِبُرم؟

00:08:28.950 --> 00:08:30.070
‫این...
‫هوی!‌ کافیه دیگه!

00:08:49.360 --> 00:08:53.000
‫همه‌مون فهمیدیم چه شمشیرزن قهاری هستی.

00:08:53.000 --> 00:08:55.990
‫و همین‌طور چقدر جانورصفتی.

00:08:55.990 --> 00:08:57.730
‫مـ ـ‌ من...

00:08:57.730 --> 00:09:00.300
‫آب ریخته جمع‌شدنی نیست.

00:09:00.700 --> 00:09:03.510
‫اون‌ها برای رشد دادن اون شمشیرها از جون مایه گذاشته بودن.
‫شمشیرم...

00:09:02.360 --> 00:09:03.530
‫چطور ممکنه.

00:09:03.860 --> 00:09:05.970
‫دیگه هرگز احیاء نمی‌شن.

00:09:06.320 --> 00:09:08.410
‫فقط به‌مرور زمان فرسوده می‌شن و از بین می‌رن.

00:09:08.930 --> 00:09:10.310
‫آه، اومدن!
‫شمشیرزن‌های تاپ‌داگ!

00:09:11.780 --> 00:09:13.660
‫آدم‌های نیکو اَن!

00:09:14.010 --> 00:09:16.130
‫داگ تگ داری؟

00:09:14.150 --> 00:09:18.660
داگ تگ
مجوز مبارزه

00:09:16.130 --> 00:09:17.440
‫نه اون چیه دیگه.
‫پس راه بیفت برو.

00:09:18.770 --> 00:09:22.410
‫بدون داگ تگ، از شمشیر استفاده کردی.
‫نمی‌تونی از زیرش قسر در بری.

00:09:22.850 --> 00:09:23.950
‫اون بچه چی می‌شه؟

00:09:24.590 --> 00:09:25.950
‫فرار کرده.

00:09:28.510 --> 00:09:29.830
‫هـ ـ‌ هی.

00:09:48.480 --> 00:09:51.400
قلعه

00:09:51.390 --> 00:09:55.120
‫دلت برای اون‌موقع که داخل بودی، تنگ شده؟

00:09:56.250 --> 00:10:01.580
‫من غیر از دیدن تو، چیز دیگه‌ای از اینجا یادم نمیاد،

00:10:02.210 --> 00:10:03.550
‫روندینگ.

00:10:07.260 --> 00:10:11.700
‫وقتی اون شمع خاموش شد، بازجویی رو شروع می‌کنیم.

00:10:11.700 --> 00:10:14.060
‫تا اون‌موقع اینجا منتظر بمون.

00:10:20.720 --> 00:10:23.870
‫توی همچین اتاقی بود.

00:10:23.870 --> 00:10:27.320
‫پیدات کردم و بعد کلی منتظر موندم.

00:10:28.300 --> 00:10:31.640
‫واقعاً دیگه نمی‌تونم چیزیو ببرم؟

00:10:32.560 --> 00:10:35.660
‫نفرینم به این‌شکل دراومده،

00:10:36.230 --> 00:10:38.110
‫اولین آزمونم در مسیرِ...

00:10:38.110 --> 00:10:39.570
‫نومد شدن.

00:10:40.730 --> 00:10:44.730
‫همینه. مدت‌ها منتظر موندم.

00:10:44.730 --> 00:10:46.010
‫تا اینکه...
‫یه‌نفر اومد.

00:10:47.460 --> 00:10:48.300
‫کی بود؟

00:10:54.410 --> 00:10:56.490
‫چه مرگته، لابلاک بل؟

00:10:56.490 --> 00:10:59.040
‫هیچ‌کس نمیاد تو رو از اینجا نجات بده!

00:10:59.040 --> 00:11:01.720
‫زل‌زدن به در باعث نمی‌شه زودتر از وقتش باز بشه!

00:11:02.640 --> 00:11:03.830
‫روندینگ!

00:11:12.120 --> 00:11:14.390
‫شمع خاموش شده.

00:11:15.020 --> 00:11:19.740
‫آه، راستی. می‌تونی به یه شمشیرزن به‌اسم گاف بگی بیاد پیشم؟

00:11:19.740 --> 00:11:23.540
‫گمونم یه‌جورایی شاگرد یه استاد بودیم.

00:11:24.650 --> 00:11:26.690
‫پاک فراموشم شده بود.

00:11:28.100 --> 00:11:29.430
‫متوجه حرفم شدی؟

00:11:34.410 --> 00:11:37.660
‫آقاجون هاگیس، کسی شمشیرت رو شکسته؟

00:11:37.660 --> 00:11:41.950
‫نه، مال من نیست. برای من مدت‌ها قبل از بین رفت.

00:11:42.670 --> 00:11:45.000
‫خیلی‌وقته همو ندیدیم، هاگیس.

00:11:45.340 --> 00:11:47.020
‫آدونیس!

00:11:47.020 --> 00:11:48.660
‫این بیرون چیکار می‌کنی؟

00:11:48.980 --> 00:11:51.690
‫اگه برای تو نشکسته، پس برای کیه؟

00:11:51.690 --> 00:11:54.910
‫آه، والا، برای چندتا جوونه.

00:11:54.910 --> 00:11:56.530
‫بدجوری له‌ولورده شدن.

00:11:56.530 --> 00:11:58.470
‫بردمشون به یکی‌ از اتاق‌های مهمانِ طبقه‌ی بالا.

00:11:59.190 --> 00:12:00.970
‫می‌تونم باهاشون حرف بزنم؟

00:12:02.320 --> 00:12:04.230
‫بگو سیر تا پیاز ماجرا رو برات تعریف کنن.

00:12:07.600 --> 00:12:10.460
‫آدونیس، به دیدن خانواده‌ت رفتی؟

00:12:10.460 --> 00:12:12.150
‫قصدشو ندارم.

00:12:13.750 --> 00:12:17.140
‫فکر می‌کنی برای چی برگشته؟

00:12:17.140 --> 00:12:18.380
‫چه می‌دونم؟

00:12:18.380 --> 00:12:20.800
‫امروز تا دلت بخواد مشتری فتنه‌گر داشتم.

00:12:22.300 --> 00:12:24.510
‫ا ـ ارتش پوچی سیری‌ناپذیره!
‫دارن میان!

00:12:23.930 --> 00:12:24.960
‫بجنبین! از این‌ور!

00:12:24.510 --> 00:12:28.100
ارتش پوچی سیری‌ناپذیر

00:12:24.960 --> 00:12:26.290
‫اگه گیرت بیارن، کارت تمومه!
‫نمی‌خوام سایه بشم!

00:12:27.430 --> 00:12:28.720
‫برید داخل خونه‌هاتون!

00:12:34.910 --> 00:12:38.390
‫به حق چیزهای ندیده!‌ درست وسط شهر سبز شدن!

00:12:38.390 --> 00:12:42.170
‫لابد بوی یکی از هم‌نوعانشون به مشام‌شون رسیده.

00:12:42.170 --> 00:12:47.910
‫امروز یه‌نفر توی پارک‌شهر به ارتش پوچی سیری‌ناپذیر ملحق می‌شه.

00:12:47.910 --> 00:12:51.240
‫کسی که دیگه از هیچ‌چیزی نمی‌تونه لذت ببره.

00:12:57.890 --> 00:13:00.580
‫واقعاً خیلی مدیونتم، گاف.

00:13:00.580 --> 00:13:03.680
‫الان مهمون منی، می‌دونی که؟

00:13:03.680 --> 00:13:07.550
‫ولی بازم، خیلی خوش‌حالم که ازت کمک خواستم.

00:13:07.550 --> 00:13:12.260
‫باورم نمی‌شه علاوه‌بر تبرئه‌کردنم، یه‌جایی برای موندن واسه‌م پیدا کردی.

00:13:12.260 --> 00:13:16.050
‫ای کاش از همون اولش می‌اومدی سراغ من.

00:13:17.500 --> 00:13:21.850
‫استادت ازم خواسته هواتو داشته باشم.

00:13:23.430 --> 00:13:24.910
‫اینم یه داگ تگ.

00:13:24.910 --> 00:13:28.730
‫فقط باید طلسم شخصی‌اتو روش حک کنی.

00:13:29.130 --> 00:13:30.630
‫شاندی گاف،

00:13:30.630 --> 00:13:35.110
‫یه شمشیرزن عالی‌رتبه مثل تو چرا باید
‫کاراشو بذاره کنار تا فقط یه لطفی درحق استادم بکنه؟

00:13:35.110 --> 00:13:38.320
‫یعنی استادم انقدر کاردرست بوده؟

00:13:38.320 --> 00:13:41.390
‫من به گرد پاشم نمی‌رسم.

00:13:41.870 --> 00:13:43.230
‫هومـــم؟

00:13:44.000 --> 00:13:46.190
‫ازش بدت میاد؟

00:13:46.470 --> 00:13:52.130
‫چطوری ازش بدم بیاد؟ هر خاطره‌ای که ازش داشتم رو از ذهنم پاک کرده.

00:13:52.130 --> 00:13:56.600
‫بگذریم، شرمنده ولی نمی‌تونم اینو قبول کنم.

00:13:57.230 --> 00:13:59.530
‫من قراره نومد شم.

00:13:59.530 --> 00:14:00.890
‫می‌دونم.

00:14:01.230 --> 00:14:07.480
‫ولی تاوقتی به یه قرارداد با پادشاه عمل نکردی،
‫نمی‌تونی سفرت رو آغاز کنی.

00:14:07.830 --> 00:14:12.180
‫بایستی تا یه‌مدت به‌عنوان یه شمشیرزن به این سرزمین خدمت کنی.

00:14:14.190 --> 00:14:17.690
‫من نفرین شدم.

00:14:17.690 --> 00:14:24.040
‫فکر کنم باعث شده شمشیرم سلیقه‌ای بشه.

00:14:24.890 --> 00:14:28.590
‫قبلاً می‌تونستم درست همون‌طور که
‫شمشیرم رو توی گل، سنگ یا چوب فرو می‌برم،

00:14:28.590 --> 00:14:31.220
‫بدن هر آدمی از هر گونه‌ای رو بشکافم.

00:14:33.220 --> 00:14:35.010
‫چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟!

00:14:35.010 --> 00:14:35.800
‫هــــه؟

00:14:36.160 --> 00:14:42.260
‫به‌نظرم نفرین واقعی تو اینه که بین فرو بردن شمشیرت...

00:14:42.260 --> 00:14:45.460
‫توی بدن آدم‌ها و گل‌ها تفاوتی حس نمی‌کنی.

00:14:46.500 --> 00:14:48.230
‫منظورت اینه که جانورصفتم؟

00:14:48.700 --> 00:14:53.710
‫شمشیر من مثل یه دستکشه که وقتی چیزیو لمس می‌کنم، دستم می‌کنم.

00:14:54.040 --> 00:14:57.400
‫یه حسی بهم می‌گه نباید تبعیض قائل بشه.

00:14:58.610 --> 00:15:04.060
‫دراین‌صورت، این هم به حل معمای نفرینت
‫کمک می‌کنه و هم توی سفرهات به کارت میاد.

00:15:04.060 --> 00:15:05.630
‫چرا قبولش نمی‌کنی؟

00:15:06.630 --> 00:15:08.480
‫برای خودمم سؤاله.

00:15:09.360 --> 00:15:11.500
‫طلسمم، ها؟

00:15:11.500 --> 00:15:13.480
‫گمونم بنویسم «جانورصفت».

00:15:13.480 --> 00:15:14.420
‫بل...

00:15:14.980 --> 00:15:17.710
‫بابت همه‌چیز ازت ممنونم، گاف.

00:15:17.710 --> 00:15:21.140
‫راستشو بخوای، نمی‌خواستم دست به دامن کسی بشم.

00:15:21.670 --> 00:15:25.680
‫ولی حالا که خودت پیشنهادشو دادی، سر هرچیزی ازت کمک می‌گیرم.

00:15:25.680 --> 00:15:27.410
‫یه‌وقت پشیمون نشی!

00:15:29.610 --> 00:15:32.660
‫هی تو! از کجا پیدات شد؟!

00:15:33.080 --> 00:15:36.810
‫اینجا چیکار داری؟ اومدی ازم تشکر کنی؟

00:15:36.810 --> 00:15:41.290
‫نیازی نبود. اونجا خودم تصمیم گرفتم مداخله کنم.

00:15:41.290 --> 00:15:44.730
‫پس اون‌همه الم‌شنگه سر این بچه بود؟

00:15:44.730 --> 00:15:46.260
‫آره، یه‌جورایی.

00:15:46.630 --> 00:15:51.790
‫باید از اینکه یه ربیتیای مسافر مهمونته، به خودت ببالی.

00:15:51.790 --> 00:15:53.710
‫مهمون، ها؟

00:15:55.580 --> 00:15:58.090
‫هرچه زودتر یه قرار ملاقات با پادشاه برات ترتیب می‌دم.

00:15:58.090 --> 00:16:01.090
‫جداً خیلی کله‌گنده‌ای ها، نه؟

00:16:04.210 --> 00:16:05.940
‫این موسیقی نوازنده‌های کشاورزه.

00:16:04.270 --> 00:16:08.820
نوازنده‌های کشاورز

00:16:06.430 --> 00:16:10.400
‫وای، یادش به‌خیر. قبلاًها شب‌وروز تمرینش می‌کردم.

00:16:10.890 --> 00:16:15.610
‫البته نوازندگی‌ام هیچ‌وقت آنچنان پیشرفت نکرد.

00:16:16.450 --> 00:16:18.910
‫نمی‌خوای به دیدن خانواده‌ت بری؟

00:16:18.910 --> 00:16:20.670
‫توی یه فرصت مناسب می‌رم.

00:16:21.360 --> 00:16:25.690
‫چطوره اقلاً یه تک پا بری احوال‌شونو بپرسی.

00:16:28.310 --> 00:16:30.900
‫هنوز نمی‌تونم ببینمشون.

00:16:32.770 --> 00:16:33.920
‫که اینطور.

00:16:37.970 --> 00:16:40.900
‫خیلی‌وقته یه حموم شاهانه نکردم!

00:16:44.390 --> 00:16:48.150
‫از حموم‌کردن خوشت نمیاد؟ خب، بدا به حالت.

00:16:50.860 --> 00:16:53.340
‫ببینم تو پسری؟

00:16:54.660 --> 00:16:57.620
‫راستی، می‌خواستی کجا بری؟

00:17:00.430 --> 00:17:03.510
‫نکنه نمی‌تونی حرف بزنی...

00:17:10.450 --> 00:17:13.720
‫اذیت می‌شم وقتی آدم‌های اطرافم با محبت باهام رفتار می‌کنن.

00:17:19.910 --> 00:17:21.600
‫«لابلاک» ها؟

00:17:20.140 --> 00:17:26.060
لابلک
«یک‌چیز کمیاب»

00:17:22.300 --> 00:17:25.490
‫تو دومین نفری هستی که این اسم رو حک کردی.

00:17:25.490 --> 00:17:27.970
‫هــــه؟ پس فقط من نیستم؟

00:17:27.970 --> 00:17:29.410
‫تو و استادت.

00:17:29.410 --> 00:17:31.710
‫دیگه از چشمم افتاد.

00:17:31.710 --> 00:17:32.810
‫شرمنده.

00:17:32.810 --> 00:17:36.890
‫حالا اصلاً چرا می‌خواد پادشاه رو ملاقات کنم؟

00:17:36.890 --> 00:17:43.330
‫به‌عنوان یک نوازنده‌ی شمشیر، برای به‌جا آوردنِ
‫مراسم قراردادها، باید خداوند را سرگرم کنی.

00:17:39.410 --> 00:17:44.040
نوازنده‌ی شمشیر

00:17:43.330 --> 00:17:44.730
‫این صدا...

00:17:44.730 --> 00:17:48.610
‫باز چه خبره؟ سعی داره راهنمایی‌ام کنه؟

00:17:48.610 --> 00:17:50.530
‫پادشاه به خواست خداوند عمل می‌کند.

00:17:50.530 --> 00:17:56.500
‫و درهای به‌روی یک سفر، تنها درحضور خانواده‌ی سلطنتی گشوده می‌شوند.

00:17:58.180 --> 00:18:03.600
پابلیک آو جاستیس
تالار شمشیر و ترازو

00:18:03.600 --> 00:18:07.810
تالار شاه‌نشین

00:18:09.090 --> 00:18:16.190
‫«پابلیک آو جاستیس» شامل سه سالن تئاتر است
‫که بالاترین نقطه‌ی شوورت لند محسوب می‌شود.

00:18:17.100 --> 00:18:21.870
‫احاطه‌شدنِ خداوند از سه‌طرف توسط صحنه‌های نمایش،

00:18:18.990 --> 00:18:25.870
تالار رقص
تالار شاه‌نشین
میدان شمشیرها

00:18:21.870 --> 00:18:25.510
‫خودِ فضا را برای ملت مقدس می‌کند.

00:18:30.800 --> 00:18:34.020
‫مثل یه سنگ قبره.

00:18:39.970 --> 00:18:44.890
ایگدراسیل
خدای درخت شمشیر
‫ایگدراسیل، تخت پادشاهی خدایی که ساکن این سرزمین است را بنگر.

00:18:44.860 --> 00:18:49.140
‫یک شمشیر سرطانی که از آغاز آفرینش درحال رشد است.

00:18:47.640 --> 00:18:51.730
شمشیر سرطانی

00:18:50.380 --> 00:18:52.270
‫یه خدا ساکن این درخته؟

00:18:56.170 --> 00:18:57.960
‫قضیه چیه؟

00:18:59.260 --> 00:19:02.530
‫درخت به من نگاه نمی‌کنه.

00:19:07.570 --> 00:19:13.390
‫پادشاهِ کاهنه که جسمش را به درخت تسلیم کرده است، نزد خداوند می‌ماند.

00:19:15.580 --> 00:19:18.760
‫دو چهره: تاپ‌داگ و آندرداگ.

00:19:18.760 --> 00:19:23.550
‫جهان، فطرت دوگانه‌اش را ازطریق شکل پادشاه آشکار می‌کند.

00:19:23.550 --> 00:19:29.520
‫حضورت را در پیشگاه خود و خدایان گرامی می‌داریم.
پادشاه روهاید

00:19:31.490 --> 00:19:36.870
‫اگر شکل‌وشمایل‌مان موجب رنجشت می‌شود،
‫با کمال میل به آغوش خداوند بازمی‌گردیم.

00:19:36.870 --> 00:19:42.060
‫که اینطور. تو از هیچ گونه‌ای نیستی.

00:19:42.060 --> 00:19:46.460
‫شاید برای همینه که ادب و نزاکت نداری.

00:19:46.460 --> 00:19:47.400
‫بل.

00:19:52.210 --> 00:19:54.430
‫پادشاه داره بهم نگاه می‌کنه.

00:19:55.080 --> 00:19:56.610
‫خب پس خدا چی؟!

00:20:05.230 --> 00:20:06.420
‫می‌دونستم.

00:20:06.420 --> 00:20:08.890
‫درخت بازم بهم نگاه نمی‌کنه.

00:20:20.850 --> 00:20:25.200
‫چه کسی در مراسم قراردادها شرکت می‌کند؟

00:20:25.200 --> 00:20:27.050
‫جواب بده، گاف.

00:20:27.940 --> 00:20:32.350
‫یکی از شاگردانِ اِنولای پرآوازه، لابلاک شیان،

00:20:32.360 --> 00:20:36.490
‫آخرین درسش رو تموم کرده و به پارک‌شهر اومده.

00:20:36.490 --> 00:20:41.170
‫هم‌شاگردی‌ام، به‌اسم لابلاک بل.

00:20:41.400 --> 00:20:45.220
‫و برای چه در مراسم شرکت می‌کنی؟

00:20:45.530 --> 00:20:46.880
‫می‌خوام یه نومد بشم!

00:20:46.880 --> 00:20:49.650
‫که چی بشه؟

00:20:49.650 --> 00:20:52.360
‫که بتونم رگ‌وریشه‌م رو پیدا کنم.

00:20:52.830 --> 00:20:58.240
‫می‌خوام بدونم کی هستم، از کجا اومدم و کجا باید برم!

00:20:58.680 --> 00:21:01.070
‫می‌خوام آدم‌هایی مثل خودم پیدا کنم!

00:21:01.600 --> 00:21:03.230
‫وگرنه...

00:21:04.380 --> 00:21:07.790
‫تا ابد تنها می‌مونم.

00:21:09.650 --> 00:21:15.300
‫بسیارخب. آزمونی به تو ارزانی می‌داریم،
‫بلکه از آن قراردادی پدید آوری.

00:21:15.740 --> 00:21:20.900
‫نام سازت را بخوان، جوان.

00:21:24.260 --> 00:21:29.380
‫روندینگ، اثر استاد شمشیرسازیِ نامدار، درم!

00:21:29.760 --> 00:21:35.220
‫تبحرت به‌عنوان یک نوازنده‌ی شمشیر مورد آزمون قرار خواهد گرفت.

00:21:35.560 --> 00:21:40.000
‫شمشیرزنی برگزیده می‌شود که تو را به مبارزه بطلبد.

00:21:40.000 --> 00:21:41.030
‫حریفم کیه؟

00:21:41.030 --> 00:21:45.360
‫یه‌نفر که در گذشته باهاش برخورد داشتی.

00:21:45.360 --> 00:21:49.950
‫کیر رویال، یکی از چهار قهرمان‌مون.

00:21:49.950 --> 00:21:54.680
‫قبلاً شمشیرش رو شکوندی.

00:21:55.000 --> 00:22:00.000
دومین حرکت
در زمین‌تاب علت

00:22:00.100 --> 00:22:14.100
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:30.270 --> 00:23:33.250
‫بود و نبودمون درگرو این مبارزه‌ست.

00:23:33.250 --> 00:23:34.630
‫من میون همه یه وصله‌ی ناجورم.

00:23:34.630 --> 00:23:36.230
‫پیش برو و به دیگران بگو.

00:23:36.230 --> 00:23:38.100
‫به تو فرصت برخورد می‌دهیم.
‫مامان! بابا!

00:23:38.270 --> 00:23:39.970
سومین حرکت
به کسانی که زمین را اجرا می‌کنند بدرود