﻿WEBVTT

00:00:01.090 --> 00:00:05.230
.واقعاً شرمنده‌ام که انقدر برات دردسر درست کردم

00:00:05.230 --> 00:00:08.490
.خواهش می‌کنم نگرانش نباش
پس این اتفاقی بود که افتاد؟

00:00:09.080 --> 00:00:14.470
آره. هرگز فکرش رو نمی‌کردم توی فروشگاهی مثل
.اونجا، داستان‌هایی رو درمورد پدرم بشنوم

00:00:14.960 --> 00:00:17.250
...خب یک‌سال از زمان فوتش گذشته

00:00:17.460 --> 00:00:19.940
.به گمونم بهتره بگیم «فقط» یک سال از فوتش گذشته

00:00:19.940 --> 00:00:23.100
،سخته که بعد از همه‌ی اینا ازت بخوام

00:00:23.100 --> 00:00:26.670
ولی اگر ممکنه، میشه اجازه بدی در آینده
بازم همراهت به اون فروشگاه بیام؟

00:00:26.670 --> 00:00:29.530
به‌خاطر اینه که من کار ناشایستی کردم؟

00:00:29.530 --> 00:00:34.280
نه، ولی به نظر می‌اومد که تو و اوزوالد خیلی خوب
...باهم کنار میاین، و طوری که اون باهات رفتار می‌کرد

00:00:34.280 --> 00:00:39.160
می‌ترسم معرفی کردنت به اوزوالد باعث بشه
.پدرت در اون دنیا ازم متنفر بشه

00:00:39.730 --> 00:00:40.800
...داری میگی که

00:00:41.290 --> 00:00:44.510
.به‌عنوان یه اشرافی، اوزوالد از ازدواج‌های متعدد هیچ ابایی نداره

00:00:44.510 --> 00:00:47.280
.همین الانشم دوتا همسر هم‌سن‌وسال تو داره

00:00:47.750 --> 00:00:51.370
.می‌ترسم بخواد تو رو هم بگیره

00:00:51.370 --> 00:00:52.680
!همچین اتفاقی نمی‌افته

00:00:52.704 --> 00:01:12.704
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:23.650 --> 00:02:26.750
چیز خاصی هست که برای ناهار بخوای؟

00:02:23.740 --> 00:02:28.460
قسمت ۶

00:02:23.740 --> 00:02:28.460
 عینک کریستالی پریان

00:02:26.750 --> 00:02:30.490
نظرت درمورد آب‌جو از یه دکه‌ی کنارجاده در بخش مرکزی چیه؟

00:02:30.490 --> 00:02:34.510
.به‌نظر عالی میاد
!هواهم خوبه. من که پایه‌م

00:02:35.810 --> 00:02:38.250
پورکتا دوست داری؟

00:02:35.810 --> 00:02:38.250
پورکتا: نوعی کباب یتالیایی

00:02:38.250 --> 00:02:41.960
.تا حالا از یه دکه نگرفتم
.به‌نظر خوشمزه میاد

00:02:41.960 --> 00:02:44.100
.پس من میرم یکم بگیرم

00:02:44.100 --> 00:02:46.270
.در این‌صورت، منم میرم آب‌جو بخرم

00:02:53.540 --> 00:02:57.590
!هم پورکتا و هم کرسپل خوشمزه به‌نظر میان

00:02:53.540 --> 00:02:57.590
کرسپل: نوعی کرپ ایتالیایی یا پنکیک خیلی نازک

00:02:57.590 --> 00:02:58.780
.آره

00:02:58.780 --> 00:03:01.540
.اوه، راستی. بیا

00:03:02.530 --> 00:03:05.930
،وقتی که باهم غذا می‌خوریم
.ممنون میشم اگه اینو دستت کنی

00:03:06.820 --> 00:03:12.170
فقط محض احتیاط چون ممکنه کسی تو غذات چیزی بریزه
...تا بتونه به من آسیب بزنه

00:03:12.170 --> 00:03:14.310
خودت لازمت نمیشه مگه؟

00:03:14.310 --> 00:03:18.050
،من در برابر اکثر چیزا مقاومت دارم
.و جدا از اون، من یه پابند هم دارم

00:03:18.410 --> 00:03:21.100
.در این صورت، قرضش می‌گیرم

00:03:21.620 --> 00:03:26.510
اگه خواستی اونو برای تحقیق روی
.چند طلسمی‌ها نگه‌داری، من مشکلی ندارم

00:03:30.060 --> 00:03:33.700
!فکر کنم اینو بیشتر از چیزی که توی رستورانه دوست دارم

00:03:33.700 --> 00:03:35.130
.خداروشکر

00:03:35.430 --> 00:03:38.570
،پدرم عاشقشون بود
.برای همین منم دوستشون داشتم

00:03:39.230 --> 00:03:42.880
هستی یه راند دیگه بریم؟
آب‌جوی قرمز چطوره؟

00:03:42.880 --> 00:03:45.440
.به‌نظر خوبه! میرم بگیرم

00:03:45.440 --> 00:03:46.510
...نه، من می‌تونـ

00:03:46.510 --> 00:03:49.320
.نگران نباش. الان برمی‌گردم

00:03:50.370 --> 00:03:52.720
...حالا اون حس می‌کنه که باید ازم مراقبت کنه

00:03:52.720 --> 00:03:54.470
.با این قیافه‌م، فکر کنم منطقیه

00:03:54.780 --> 00:03:57.160
!مامان، بجنب

00:03:57.160 --> 00:03:59.030
.عجله نکن

00:03:59.030 --> 00:04:00.080
!من اول میرم

00:04:08.670 --> 00:04:12.410
.لطفاً تمومش کنین. من اصلاً نمی‌خوام شما رو همراهی کنم

00:04:11.860 --> 00:04:14.270
.بیخیال. باهام بیا

00:04:12.410 --> 00:04:14.230
.لطفاً دستمو ول کنین

00:04:14.230 --> 00:04:16.610
.در غیر این صورت، مجبور میشم از خودم دفاع کنم

00:04:17.570 --> 00:04:22.320
چرا امتحانش نمی‌کنی؟ مطمئنم که
.دعوا کردنت هم از آدم دل می‌بره

00:04:25.690 --> 00:04:26.710
!دالیا

00:04:35.150 --> 00:04:36.450
!تو یه جادوگری؟

00:04:36.450 --> 00:04:38.600
.من یه استادکار جادوئم

00:04:39.010 --> 00:04:41.400
.برای دردسری که پیش اومد، واقعاً متاسفم

00:04:41.400 --> 00:04:45.100
.حرفشم نزن! من شرمنده‌ام که نتونستم جلوش رو بگیرم

00:04:45.340 --> 00:04:47.760
!تو خیلی فوق‌العاده‌ای

00:04:47.760 --> 00:04:50.260
.اینم از نوشیدنی، مهمون ما

00:04:50.260 --> 00:04:54.290
.دفعه‌ی بعد، با دوست‌پسرت که اونجاست بیا از ما چیزی بخر

00:04:54.290 --> 00:04:54.840
ها؟

00:04:55.260 --> 00:04:59.660
.ممنون. من و دوستم دفعه‌ی بعد باهم میایم

00:04:59.660 --> 00:05:01.270
.بذار من بیارمشون

00:05:01.270 --> 00:05:03.790
!موفق باشی، مرد جوان

00:05:04.840 --> 00:05:05.930
...ممنون

00:05:07.010 --> 00:05:10.480
.من واقعاً شرمنده‌ام
.من باید می‌رفتم بخرم

00:05:10.480 --> 00:05:12.230
.لطفاً نگرانش نباش

00:05:12.230 --> 00:05:15.770
.به‌هرحال دلم می‌خواست این حلقه‌ی منجمد‌کننده رو تست کنم

00:05:16.230 --> 00:05:18.290
.خیلی قدرتمند بود

00:05:18.290 --> 00:05:23.300
شاید بشه ازش برای اضافه کردن
.جادوی انجماد به شمشیر استفاده کرد

00:05:23.550 --> 00:05:24.720
!به‌نظر که عالیه

00:05:24.720 --> 00:05:27.300
من یه شمشیر کوتاه از فروشگاه اسلحه
.توی راه برگشتم می‌خرم

00:05:27.300 --> 00:05:29.560
میشه منم باهات بیام؟

00:05:29.560 --> 00:05:33.170
پدرم هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد به یه فروشگاه اسلحه
.برم، برای همین همیشه دلم می‌خواست یکیشو ببینم

00:05:33.170 --> 00:05:34.580
.تعجب‌برانگیزه

00:05:34.580 --> 00:05:38.880
،با توجه به تصوری که ازش داشتم
.فکر می‌کردم تشویقت هم بکنه

00:05:38.880 --> 00:05:42.180
،قبلاً که به یه آکادمی می‌رفتم
.توسط یه اسلایم سوختم

00:05:42.180 --> 00:05:45.050
اوه، همون موقع که داشتی روی پارچه‌ی ضدآب کار می‌کردی؟

00:05:45.050 --> 00:05:45.970
.آره

00:05:45.970 --> 00:05:48.540
،معمولاً برای هم‌زدنش از یه کفگیر شیشه‌ای استفاده‌ می‌کردم

00:05:48.540 --> 00:05:52.260
.ولی یه‌بار فوضولیم گل کرد و به‌جاش با دست هم زدمش

00:05:52.260 --> 00:05:53.570
.اون یه اسلایم‌ سیاه بود

00:05:53.890 --> 00:05:55.440
!اسلایم‌ سیاه؟

00:05:55.440 --> 00:05:57.200
.سم بی‌حس‌کننده داره

00:05:58.300 --> 00:06:01.070
.به لطف همون، اصلاً درد نکشیدم

00:06:01.070 --> 00:06:05.750
ولی پدرم دستمو لای یه ملحفه پیچید
.و مستقیماً به کلیسا برد

00:06:05.750 --> 00:06:09.810
.برای همین خیلی نمی‌دونم چقدر بد سوخته بود

00:06:09.810 --> 00:06:12.710
دالیا، کلیسا چقدر پول گرفت؟

00:06:12.710 --> 00:06:16.180
.آم، کاملاً مطمئنم که دو سکه‌ی طلا بود

00:06:16.180 --> 00:06:20.400
،پس سوختگی نبوده. برای این مقدار
.احتمالاً استخونات زده بوده بیرون

00:06:20.400 --> 00:06:20.810
چی؟

00:06:21.230 --> 00:06:24.540
.بعضی از مردم با دیدن این شدت از جراحت می‌میرن

00:06:24.540 --> 00:06:27.680
پدرت هیچ‌وقت نذاشت نگاهش کنی، گذاشت؟

00:06:27.680 --> 00:06:30.470
.اسلایم‌ها حتی شوالیه‌ها رو هم از پا درمیارن

00:06:30.860 --> 00:06:34.430
،اسلایم سیاه دربرابر آتش، آب و باد مقاومه

00:06:34.430 --> 00:06:36.260
.برای همین برداشتنشون خیلی سخته

00:06:36.260 --> 00:06:39.860
.صحیح... نمی‌دونستم همچین ویژگی‌هایی داره

00:06:39.860 --> 00:06:42.740
.دالیا، نمی‌خواستم انقدر راجع‌بهش حرف بزنم

00:06:43.100 --> 00:06:46.750
.شرمنده، نباید انقدر جدی می‌شدم

00:06:46.750 --> 00:06:49.870
.نه چیزی نیست
.فقط دارم به کارام فکر می‌کنم

00:06:50.880 --> 00:06:53.840
...الان دارم می‌فهمم که

00:06:53.840 --> 00:06:57.550
وقتی داشتم راجع‌به زره سرخ صحبت
.می‌کردم تو چه حسی داشتی

00:07:00.020 --> 00:07:03.680
پس وقتی نگران میشم، سروصدا و انتقاد می‌کنم؟

00:07:06.020 --> 00:07:08.850
الان که کارای خطرناکی مثل اونو انجام نمیدی، نه؟

00:07:09.390 --> 00:07:10.770
.نه، نمیدم

00:07:12.800 --> 00:07:15.120
.از خودت پذیرایی کن
.فکر کن برای تشکر از امروزه

00:07:16.000 --> 00:07:18.610
چرا تا الان درموردش نمی‌دونستم؟

00:07:18.610 --> 00:07:20.990
!بی‌‌نهایت خوشمزه‌ست

00:07:20.990 --> 00:07:24.050
.تا وقتی پنیر، شراب و نون داشته باشی، می‌تونی درستش کنی

00:07:24.050 --> 00:07:26.370
.پس شاید بتونم تو کمپ‌ هم امتحانش کنم

00:07:26.370 --> 00:07:28.730
معمولاً توی کمپ چی‌ میخورین؟

00:07:28.730 --> 00:07:31.790
.نسبتاً بهمون خوب می‌رسن
...همه‌ش خیلی سالم و

00:07:32.890 --> 00:07:35.520
.نیاز نبود ظرف‌ها رو بشوری

00:07:35.520 --> 00:07:38.170
.چیزی نیست. توی کمپ بهش عادت کردم

00:07:38.770 --> 00:07:41.040
مقررات خاصی برای ساعت برگشت به خونه داری؟

00:07:41.570 --> 00:07:45.060
.اگه نه که، می‌تونم یه بطری دیگه باز کنم

00:07:45.060 --> 00:07:47.200
...هیچ مقرراتی درموردش وجود نداره

00:07:47.200 --> 00:07:50.620
.ولی خب راستش، دو دلم

00:07:50.620 --> 00:07:53.010
،یه بخشی از من می‌خواد بیشتر حرف بزنه

00:07:53.010 --> 00:07:55.090
.بخش دیگه‌ام نمی‌خواد مزاحم باشه

00:07:55.530 --> 00:07:57.990
.من واقعاً مشکلی ندارم

00:07:57.990 --> 00:08:03.160
،می‌دونم گفتنش بعد از اینکه گذاشتی بیام داخل عجیبه
.ولی فکر نمی‌کنم به اندازه‌ی کافی محتاط باشیا

00:08:03.160 --> 00:08:04.860
.درست نیست

00:08:04.860 --> 00:08:08.530
.در این صورت، منو ببند و بنداز بیرون

00:08:08.530 --> 00:08:12.010
.تو توی برج بمون و منم بیرون می‌مونم
.می‌تونیم از طریق پنجره باهم حرف بزنیم

00:08:12.010 --> 00:08:14.400
می‌خوای کل حرفارو داد بزنی؟

00:08:14.400 --> 00:08:18.000
،تا وقتی که یه مکالمه‌ی طولانی و خوب با تو داشته باشم
.برام مهم نیست چطوری حرف می‌زنیم

00:08:18.000 --> 00:08:21.010
.در این صورت، راحت باش و همینجا بمون

00:08:21.010 --> 00:08:22.840
...ولی من واقعاً فکر می‌کنم که

00:08:22.840 --> 00:08:25.190
.می‌خوام بدونی که من کاملاً محتاطم

00:08:25.190 --> 00:08:29.090
ولی تو که نمی‌خوای باهام لاس بزنی، می‌خوای؟

00:08:29.090 --> 00:08:30.230
.نه، نمی‌خوام

00:08:30.230 --> 00:08:33.930
.منم همینطور. برای همین دعوتت کردم بیای تو

00:08:34.590 --> 00:08:35.770
.ببخشید

00:08:35.770 --> 00:08:41.290
راستش، نمی‌‌دونم از این که گفتی
.مجبور نیستم برم خوشحال باشم یا نه

00:08:41.630 --> 00:08:43.530
.منم شرمنده‌ام

00:08:43.530 --> 00:08:47.130
فکر نمی‌کنم که باشی ولی
.احتمال خطرناک بودنت رو درنظر گرفتم

00:08:47.680 --> 00:08:51.590
.من همیشه بیشتر درگیر ابزار جادویی بودم تا چیزای رومانتیک

00:08:51.590 --> 00:08:54.410
.هیچوقت این مدلی نبودم

00:08:54.410 --> 00:08:57.480
.جدی؟ منم همینطورم

00:08:57.480 --> 00:09:02.680
پس نظرت چیه دوستایی باشیم که درمورد
وسایل و شمشیرهای جادویی حرف می‌زنن؟

00:20:57.400 --> 00:20:58.610
.یه موقع دیگه میام

00:20:59.020 --> 00:21:00.290
.خیلی‌خب

00:21:07.500 --> 00:21:08.360
...پس

00:21:08.860 --> 00:21:11.620
هستی دفعه‌ی بعد روی طلسم شمشیر کوتاهه کار کنیم؟

00:21:13.680 --> 00:21:16.120
!آره! واقعاً مشتاقشم

00:21:21.890 --> 00:21:25.440
«.بعضی وقتا مردم مسخره‌ام می‌کنن که «فقط یه استادکار جادوام

00:21:25.990 --> 00:21:29.280
.من نمی‌تونم از جادوی زرق‌وبرق دار مثل جادوگرا استفاده کنم

00:21:29.280 --> 00:21:34.440
نمی تونم مثل یه کیمیاگر، فلزات کمیاب
.یا معجون‌های بازیابی بسازم

00:21:34.950 --> 00:21:37.050
،پیشرفت از طریق آزمون و خطا محقق میشه

00:21:37.050 --> 00:21:40.940
،و حتی اگه یه وسیله‌ی جادویی خوب بسازی
.تضمینی نیست که کسی بهش نیاز داشته باشه

00:21:41.670 --> 00:21:48.600
با این حال، وسایل جادویی‌ای که من می‌سازم
.ممکنه برای یک‌نفر مفید باشه یا باعث بشه لبخند بزنن

00:21:48.910 --> 00:21:52.910
«.دیدن اون لحظه انقدر باحاله که از دیدنش سیر نمیشم»

00:21:52.910 --> 00:21:57.170
«.برای همینه که نمی‌تونم از استادکار جادو بودن دست بکشم»

00:21:57.170 --> 00:21:58.920
.می‌دونستم یه روزی همچین حسی خواهم داشت

00:21:59.940 --> 00:22:01.920
.و امروز همون روزه

00:09:05.230 --> 00:09:09.470
راستش تو اولین دختری هستی که تونستم
.باهاش اینجوری راحت حرف بزنم

00:09:09.470 --> 00:09:11.890
.آدمای زیادی دور و برم نیستن که بتونم «دوست» صداشون کنم

00:09:11.890 --> 00:09:13.540
واقعاً؟

00:09:13.540 --> 00:09:16.810
البته اشرافی بودن یعنی توی روابط عاشقانه
.و دوستانه‌ت باید محتاط باشی

00:09:16.810 --> 00:09:22.140
خب، در زمینه‌ی من، تمام روابط دوستانه‌م
.به‌خاطر مسائل مربوط به دخترها خراب میشه

00:09:22.140 --> 00:09:25.510
.مطمئنم ظاهر جذابت کار رو برات سخت کرده

00:09:25.510 --> 00:09:30.670
مثلاً یه‌بار دختری که دوستم روش کراش داشت
.از من خوشش اومده بود، و رابطه‌ی من و دوستم بهم خورد

00:09:31.700 --> 00:09:36.250
،یا یه‌بارم دوست‌دختر یکی از دوستام عاشق من شد
.که خب بازم رابطه‌ی من و دوستم شکرآب شد

00:09:37.190 --> 00:09:41.180
یه‌بارم خواهر کوچیکه‌ی یکی از دوستام عاشق من
.شده بود، اونم با وجودِ اینکه نامزد داشت

00:09:41.180 --> 00:09:44.110
و وقتی من اونو رد کردم، به داداشش دروغ
.گفت که من می‌خواستم به‌زور باهاش وارد رابطه بشم<i></i><i></i>

00:09:44.110 --> 00:09:48.980
دوستمم حرفشو باور کرد و یه مشت خوابوند تو صورتم
.و دوستی‌مون از هم پاشید

00:09:48.980 --> 00:09:51.480
مگه چندبار از این اتفاقا برات افتاده؟

00:09:51.480 --> 00:09:59.340
این روزا همیشه همراه یکی از خانم‌های اشرافیِ سن‌بالا
.میرم به پارتی‌ها تا کسی مزاحمم نشه و راحت باشم

00:09:59.340 --> 00:10:01.070
اون خانم از آشناهاته؟

00:10:01.070 --> 00:10:06.120
نه. فقط مادرم قبلاً یکی از شوالیه‌های
.محافظ خونه‌ی شوهرِ این خانم بوده

00:10:06.120 --> 00:10:09.110
پس اون یه‌جورایی دوستت محسوب میشه؟

00:10:09.400 --> 00:10:12.630
اینجوری نمیشه گفت، یه‌جورایی بهش به چشم
...خاله یا عمه نگاه می‌کنم

00:10:12.630 --> 00:10:15.330
.یا یه معلم که راه‌وروش اشرافی رو بهم یاد میده

00:10:15.330 --> 00:10:17.380
.اون همیشه مراقب منه

00:10:20.940 --> 00:10:23.680
واقعاً تا این حد از صورت خودت متنفری؟

00:10:24.060 --> 00:10:26.170
.آره، خیلی هم زیاد

00:10:26.700 --> 00:10:30.260
داخل کلیسا بهم گفته بودن که چشم‌هات
.یه موهبت از طرف خدایان‌ـه

00:10:30.260 --> 00:10:32.830
.اونا گفتن که چشم‌های طلایی خوش‌اقبالی میاره

00:10:34.100 --> 00:10:36.840
.ولی فکر کنم این چشم‌ها فقط «طمع» به همراه داره

00:10:37.510 --> 00:10:41.250
،اگه راهی برای مخفی کردن رنگ چشم‌هات باشه
حاضری انجامش بدی؟

00:10:41.250 --> 00:10:45.870
معلومه. راستش مواقعی که راجع‌به جادو
.و ابزار حرف می‌زنی مثل ساحره‌ها به‌نظر میای

00:10:45.870 --> 00:10:49.870
میای تا کارگاه بریم؟
.می‌تونی نوشیدنی رو هم بیاری همونجا بخوری

00:10:50.140 --> 00:10:51.580
اینجا چه خبره؟

00:10:53.470 --> 00:10:56.830
.من ساحره نیستم. یک استادکارِ جادوام

00:10:57.670 --> 00:11:02.500
،برای همین، فکر کنم اگه خوش‌شانس باشیم
.بتونم با ابزار جادویی خواسته‌ت رو برآورده کنم

00:11:02.860 --> 00:11:04.110
با شیشه؟

00:11:04.110 --> 00:11:04.920
.آره

00:11:06.310 --> 00:11:09.120
.می‌خوام شیشه رو با این کریستال پریان ترکیب کنم

00:11:10.210 --> 00:11:13.640
کریستال پریان؟ مثل همون لامپی که داخل فروشگاه دیدیم؟

00:11:13.640 --> 00:11:18.370
آره. کریستال‌های پریان می‌تونن حس ادراک
.و دید مردم رو مسدود کنن

00:11:18.370 --> 00:11:21.440
فکر کنم بشه جوری درستش کرد که
.مردم چشم‌هات رو یه رنگ دیگه ببینن

00:11:21.440 --> 00:11:24.250
اگه بشه که عالیه، ولی استفاده ازش سخت نیست؟

00:11:24.250 --> 00:11:27.450
درسته، برای همین احتمالِ اینکه
.با شکست مواجه بشیم خیلی زیاده

00:11:28.450 --> 00:11:31.460
،ببخشید که یکم دیر بهت گفتم

00:11:31.460 --> 00:11:33.370
.ولی فعلاً به عنوان یک نمونه و آزمایش اولیه درنظر بگیرش

00:11:34.120 --> 00:11:36.470
میشه منم تماشا کنم؟

00:11:36.810 --> 00:11:38.550
.بله. چرا که نه

00:11:43.820 --> 00:11:45.030
.شروع می‌کنم

00:11:54.140 --> 00:11:56.540
،اگه کریستال  پریان به درستی ترکیب نشه

00:11:56.540 --> 00:11:59.150
انسداد ادراک هردو طرف شیشه
،رو تحت تاثیر قرار میده

00:11:59.150 --> 00:12:01.270
.و نمیشه به عنوان عینک ازش استفاده کرد

00:12:04.030 --> 00:12:08.330
دالیا، تو باید وقتی داری مواد رو ترکیب
.می‌کنی، باهاشون حرف بزنی

00:12:08.330 --> 00:12:10.030
باهاشون حرف بزنم؟

00:12:10.030 --> 00:12:10.780
.آره

00:12:11.150 --> 00:12:14.860
...مثلاً بپرس کجا دوست دارن برن، یا چه زاویه‌ای رو ترجیح میدن

00:12:15.240 --> 00:12:21.190
اینجوری، بین تو و مواد و ابزار جادویی، یک رابطه
.و درک قوی‌ای شکل می‌گیره

00:12:23.640 --> 00:12:25.340
خواسته‌ت چیه؟

00:12:25.730 --> 00:12:29.830
خواسته‌ی من اینه که بتونم رنگ چشم‌های
.دوستم رو پنهان کنم تا دیگه اذیت نشه

00:12:30.510 --> 00:12:33.090
چرا همچین خواسته‌ای داری؟

00:12:33.090 --> 00:12:35.010
چشم‌هاش خیلی زیبان. چرا می‌خوای مخفی‌شون کنی؟

00:12:35.290 --> 00:12:40.040
.من می‌خوام اونو از حرص و طمع دیگران نجات بدم

00:12:40.064 --> 00:12:44.064
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:44.550 --> 00:12:49.310
،من می‌خوام از ولف محافظت کنم
.تا بتونه همیشه بی‌دغدغه بخنده و خوشحال باشه

00:12:49.310 --> 00:12:52.590
.نمی‌خوام که بقیه به احساساتش آسیب برسونن

00:12:52.990 --> 00:12:57.160
،تا وقتی که مارو به رنگین‌کمان برسونی
.ما هم از اون برات محافظت می‌کنیم

00:13:19.420 --> 00:13:20.360
!دالیا

00:13:21.490 --> 00:13:23.480
.شاید بهتر باشه یکم استراحت کنی

00:13:23.480 --> 00:13:24.980
.هیچی نگو

00:13:29.190 --> 00:13:32.030
یعنی...موفق شدم؟

00:13:32.030 --> 00:13:35.240
در این صورت، باید تا تمرکزم رو از دست ندادم
.اون شیشه‌ی دوم رو هم درست کنم

00:13:57.580 --> 00:13:58.630
.خیلی‌خب

00:14:01.780 --> 00:14:03.040
.ولف

00:14:03.040 --> 00:14:04.890
.لطفاً امتحانش کن

00:14:07.720 --> 00:14:10.400
.همه‌چی رو کاملاً واضح می‌بینم. نورشم عالیه

00:14:10.730 --> 00:14:13.290
.خب حالا خودت رو توی آینه ببین

00:14:14.870 --> 00:14:16.050
نظرت چیه؟

00:14:16.050 --> 00:14:17.210
...این که

00:14:17.480 --> 00:14:21.940
.ببخشید. چون پدرم توی ذهنم بود، ناخودآگاه شبیه اون شدی

00:14:22.510 --> 00:14:26.850
به نظرت اینجوری می‌تونی با خیال راحت
توی شهر قدم بزنی؟

00:14:26.850 --> 00:14:29.070
.آره، فکر کنم بتونم

00:14:30.950 --> 00:14:32.220
!خیلی ممنونم

00:14:32.220 --> 00:14:34.950
باید به اندازه‌ی ارزشِ این عینک
.ازت تشکر کنم و جبران کنم

00:14:34.950 --> 00:14:36.570
!هر قیمتی که بگی اوکیه

00:14:36.570 --> 00:14:40.840
نه بابا! اون فقط یه نمونه‌ی اولیه بود
.که از مواد باقی‌مونده درستش کردم

00:14:40.840 --> 00:14:42.560
.لطفاً سرتو بالا بگیر

00:14:44.810 --> 00:14:47.030
اگه یک عینک دیگه درست کنی، هزینه‌ش چقدر میشه؟

00:14:47.030 --> 00:14:52.570
.عینک با لنز بعلاوه‌ی هزینه‌ی ساختش حدوداً میشه سه سکه‌ی نقره‌ی بزرگ

00:14:52.570 --> 00:14:56.250
...ولی چون شیشه‌ش از کریستال پریانه، میشه سه سکه‌ی طلا

00:14:56.510 --> 00:14:58.680
.رواله. حتماً به‌زودی بهت میدم

00:14:58.680 --> 00:15:01.240
!نه! گفتم که اینا فقط نمونه‌ی اولیه‌ان

00:15:02.130 --> 00:15:05.250
یعنی دوست داری محظ احتیاط یه عینک زاپاس هم داشته باشی؟

00:15:05.540 --> 00:15:07.620
،آره من که دوست دارم داشته باشم

00:15:07.620 --> 00:15:10.870
.ولی دلم نمی‌خواد دوباره اون‌همه اذیت بشی

00:15:11.600 --> 00:15:13.830
،وقتی با یک هیولا برای بار دوم می‌جنگی

00:15:13.830 --> 00:15:16.330
ساده‌تر از بارِ اول نیست؟

00:15:16.740 --> 00:15:18.250
.درست میگی

00:15:18.250 --> 00:15:20.440
.ساخت ابزار جادویی هم همینطوره

00:15:20.440 --> 00:15:24.940
،و بر خلاف مبارزه با هیولاها
.اگه من شکست بخورم، فقط یکم از حال میرم

00:15:25.650 --> 00:15:28.180
...اگرچه همین الانشم تقریباً انرژیِ جادویی‌ای برام باقی نمونده

00:15:29.300 --> 00:15:32.420
حالا که موفق شدیم، یه نوشیدنی بزنیم به افتخارش؟

00:15:32.780 --> 00:15:33.660
!آره

00:15:42.450 --> 00:15:46.710
خوبه حداقل حس می‌کنم به این بخش
.از پایتخت عادت کردم

00:15:53.230 --> 00:15:55.790
.ناخودآگاه به اینجا اومدم

00:16:02.210 --> 00:16:03.150
!نذارین فرار کنه

00:16:03.150 --> 00:16:03.970
!مراقب باشین

00:16:07.010 --> 00:16:11.830
وقتی که من جوون‌تر بودم، مادرم سریع به نبرد
.رفت تا از من و دوستاش محافظت کنه

00:16:13.460 --> 00:16:14.610
.اون از دنیا رفت

00:16:16.130 --> 00:16:19.730
.بعد از مرگش، من توی شرایط بی‌ثباتی بزرگ شدم

00:16:19.730 --> 00:16:21.820
.نگاه‌های مردم به من تغییر کرد

00:16:22.230 --> 00:16:24.780
من خودم رو وقف شمشیرزنی کردم
.تا از اون نگاه‌ها دور بمونم

00:16:24.780 --> 00:16:29.170
،بعد از پیوستن به نیروی سرکوب هیولاها
،به گردانی پیوستم که زیاد با مردم سروکار نداشته باشیم

00:16:29.170 --> 00:16:30.820
.اوضاع یکم راحت‌تر شد

00:16:31.580 --> 00:16:36.090
،و حتی همین الان، با یک زندگی خوب و رابطه‌های خوب

00:16:36.090 --> 00:16:40.350
.مثل یک موهبت یا یک نفرین، هنوزم همون رویای قدیمی رو در سر دارم

00:16:43.800 --> 00:16:48.800
که اگه من یک شمشیر جادویی داشتم، می‌تونستم
داخلِ اون رویا مادرم رو نجات بدم؟

00:16:49.830 --> 00:16:55.370
اونم با وجود اینکه من فقط ظاهرش رو به ارث
!بردم، نه انرژیِ جادوییش رو

00:16:59.280 --> 00:17:01.300
.دالیا واقعاً حرف نداره

00:17:04.080 --> 00:17:08.460
ما فقط سه‌بار باهم ملاقات کردیم
.و به همین زودی زندگیم رو عوض کرده

00:17:09.070 --> 00:17:13.100
صورتش به عنوان یک استادکارِ جادو که خیلی جدی
،مشغول کار و عرق ریختنه تا جایی که آرایش‌هاش پاک میشه

00:17:13.100 --> 00:17:14.880
.زیباترین چیزیه که به عمرم دیدم

00:17:15.550 --> 00:17:18.270
.ولی این عشق نیست

00:17:18.270 --> 00:17:20.380
.اون همچین چیزی نمی‌خواد

00:17:20.940 --> 00:17:25.130
،من می‌خوام با نهایت احترام و احساس دوستی و اعتماد

00:17:25.130 --> 00:17:26.950
.به عنوان یک دوست، کنارش باشم

00:17:27.560 --> 00:17:31.670
.و تمام تلاشم رو برای این‌کار انجام میدم

00:17:33.010 --> 00:17:35.140
.همه‌چی رو شنیدم

00:17:35.810 --> 00:17:38.150
.وقتی اینجا نبودم حسابی دردسر درست کردی

00:17:38.460 --> 00:17:39.810
.ببخشید

00:17:39.810 --> 00:17:43.150
توبیاس، دقیقاً از چیه دالیا خوشت نمی‌اومد که ولش کردی؟

00:17:43.150 --> 00:17:45.160
...برای من، امیلیا

00:17:45.160 --> 00:17:47.830
،اگه فقط بحث سلیقه در انتخاب دختره، که هیچی

00:17:47.830 --> 00:17:50.700
.ولی روی پیوند و مسائل اشرافی زیاد حساب باز نکن

00:17:51.060 --> 00:17:52.700
منظورت چیه؟

00:17:53.060 --> 00:17:59.390
.امیلیا فرزند برادرِ کوچک‌تر ویسکونت تالینی و خدمتکار قبلی‌شه

00:17:59.390 --> 00:18:02.810
.خانواده‌ی ویسکونت، در اون زمان مبلغی رو بهش پرداخت کردن

00:18:02.810 --> 00:18:04.930
.و رسماً تمام ارتباطات رو قطع کردن

00:18:05.770 --> 00:18:07.380
.اینم از مدرکش

00:18:10.840 --> 00:18:13.690
.برام مهم نیست. امیلیا، امیلیاست

00:18:13.690 --> 00:18:17.020
...اگه برای تو مهم نیست، طبیعتاً برای منم مهم نیست. ولی

00:18:17.020 --> 00:18:19.220
.اصالت خانوادگی و اشرافی بودن رو دست‌کم نگیر

00:18:19.220 --> 00:18:21.690
،اگه با خاندان اون دچار مشکل بشی

00:18:21.690 --> 00:18:23.450
.کارِ شرکت ما تمومه

00:18:23.900 --> 00:18:25.920
!بیخیال دیگه داری اغراق می‌کنی

00:18:25.920 --> 00:18:31.200
می‌دونی چرا پدر و کارلو می‌خواستن تو با دالیا ازدواج کنی؟

00:18:31.200 --> 00:18:32.030
...نه

00:18:32.320 --> 00:18:36.090
،خب الان وقتشه که بدونی
.یکم تلخه، ولی بهت میگم

00:18:36.090 --> 00:18:41.380
.ازدواج تو و دالیا، درواقع خواسته‌ی پدر خودمون بود

00:18:41.880 --> 00:18:46.270
چون اینجا هیچ‌کس نیست که بتونه
.با تو در زمینه‌ی استادکارِ جادو بودن برابری کنه

00:18:46.700 --> 00:18:50.070
...محاله
پس چرا کارلو باهاش موافقت کرد؟

00:18:50.520 --> 00:18:52.530
.خب برای اونم سود زیادی داشت

00:18:52.530 --> 00:18:57.060
یک استادکارِ جادوی ماهری که هیچ اسم‌ورسم
.خاصی نداره، می‌تونه هدفِ آدم‌های ناخوشایدی بشه

00:18:57.770 --> 00:18:59.410
،و با این روش

00:18:59.410 --> 00:19:03.110
با استفاده از شرکت ما، می‌تونستن
.هم از تو و هم از دالیا محافظت کنن

00:19:03.560 --> 00:19:08.520
این یعنی من فقط یک پرده‌ی استتار
!برای دالیا و شغل و مهارتش بودم

00:19:08.520 --> 00:19:10.140
...آخه چرا من؟ هرکسی می‌تونست

00:19:10.540 --> 00:19:12.620
...کارلو همیشه می‌گفت که

00:19:13.570 --> 00:19:15.730
.توبیاس پسر سخت‌کوشیه

00:19:15.730 --> 00:19:17.620
.اون کارهای خوب و شرافتمندانه‌ای انجام میده

00:19:18.230 --> 00:19:19.830
،اون در یک خانواده‌ی تاجر متولد شده

00:19:19.830 --> 00:19:22.560
.ولی با سخت‌کوشی، تونست یک استادکار جادو بشه

00:19:23.060 --> 00:19:25.950
.اون یه روزی حتی از منم جلو می‌زنه

00:19:25.950 --> 00:19:29.150
!مشتاقم ببینم چه ابزاری اختراع می‌کنه

00:19:29.880 --> 00:19:34.140
،اون می‌خواست تو و دالیا
،به عنوان استادکارهای جادو

00:19:34.140 --> 00:19:36.400
.تا آخر عمر هوای همدیگه رو داشته باشین

00:19:37.040 --> 00:19:41.650
چرا هیچ‌کس تا الان...نه پدر و نه استاد
.هیچ‌کدوم این چیزا رو بهم نگفته بودن

00:19:42.710 --> 00:19:46.840
.اگه اینا رو بهت می‌گفتن، لجبازی می‌کردی و ازدواج نمی‌کردی

00:19:47.660 --> 00:19:50.520
.و منم برای اینکه جلوشون رو نگرفتم، گناه‌کارم

00:19:50.520 --> 00:19:55.680
پس بیا باهم مسئولیت بهم زدن قول
.پدرمون و استادت رو به دوش بکشیم

00:20:00.040 --> 00:20:02.080
.ببخشید که بی‌خبر اومدم

00:20:02.080 --> 00:20:04.440
.می‌خواستم پول عینک‌ها رو بدم

00:20:04.440 --> 00:20:05.940
.و همچنین این

00:20:08.140 --> 00:20:11.520
،دالیا روستّی، به عنوان یک دوست در مقام مساوی با من»

00:20:11.520 --> 00:20:15.430
«می‌تواند با من آزادانه صحبت کند و به عنوان بی‌احترامی تلقی نشود

00:20:16.020 --> 00:20:18.740
.فکرشم نمی‌کردم که واقعاً همچین بیانه‌ای بنویسی

00:20:18.740 --> 00:20:23.600
بعد از کمی فکر کردن، با خودم گفتم بهتره که
.به طور رسمی یک بیانیه بنویسم

00:20:23.600 --> 00:20:26.580
.برای همین از دومینیک-سان خواستم تا برام درستش کنه

00:20:26.580 --> 00:20:28.580
.خیلی ممنونم

00:20:28.990 --> 00:20:31.580
.من باید ازت تشکر کنم

00:20:31.990 --> 00:20:35.580
.دالیا، واقعاً از صمیم قلب ازت ممنونم

00:20:36.470 --> 00:20:40.340
از پایتخت تا اینجا، اصلاً حس نکردم
.که کسی بهم خیره شده

00:20:40.920 --> 00:20:44.670
.هیچ‌کس اسممو نپرسید و کسی باهام  با خصومت رفتار نکرد

00:20:44.670 --> 00:20:46.600
!اولین بار بود که انقد آزادانه قدم می‌زدم

00:20:46.600 --> 00:20:48.260
.خداروشکر

00:20:48.260 --> 00:20:52.530
راستی، چرا اینجا واستادیم و حرف می‌زنیم؟
می‌خوای بیای داخل تا یک چای بزنیم؟

00:20:52.530 --> 00:20:55.780
نه، فکر کنم وسط کار بودی، مگه نه؟

00:09:02.680 --> 00:09:04.470
.آره، عالی میشه

00:20:55.780 --> 00:20:57.400
.نمی‌خوام مزاحمت بشم

00:20:57.424 --> 00:21:17.424
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:17.448 --> 00:21:37.448
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:34.970 --> 00:23:39.970
قسمت ۷: هشدار برای هیاهو