﻿WEBVTT

00:01:57.870 --> 00:01:59.220
‫هی، ناناکو!

00:01:59.220 --> 00:02:02.790
‫بعد از کلاس شنا بیا بریم یه
‫چیزی توی کافه‌ی جاده‌ای یه چیزی بخوریم.

00:02:02.790 --> 00:02:04.350
‫و بعدم بریم و «بیداری عشق» رو ببینیم.

00:02:04.350 --> 00:02:06.140
‫اوممم...

00:02:06.140 --> 00:02:09.530
‫زود باش، خیلی وقته که با هم نرفتیم
‫بیرون و یه کاری نکردیم.

00:02:09.530 --> 00:02:10.770
‫هوم...

00:02:13.860 --> 00:02:15.530
‫بهش فکر می‌کنم، باشه؟

00:02:16.160 --> 00:02:18.030
‫خوبه، بهش فکر کن

00:02:18.054 --> 00:02:22.054
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:22.580 --> 00:02:24.580
<i>‫اونی-ساما...</i>

00:02:24.580 --> 00:02:28.960
<i>‫الان دو هفته‌ست که از مرگ سن‌ژوست-ساما می‌گذره</i>

00:02:29.490 --> 00:02:33.140
<i>.اعضای سوروریتی فهمیدن میا-ساما چیکار کرده</i>

00:02:33.140 --> 00:02:35.300
<i>‫حالا دیگه همه‌ی این سن به پایان می‌رسه.</i>

00:02:36.410 --> 00:02:42.890
<i>‫و الان بالاخره تعغطیلات تابستونی
‫مدرسه‌ی سه‌ران هم از راه رسیده.</i>

00:02:45.750 --> 00:02:49.100
<i>‫من اوضاعم خوبه، اونی-ساما.</i>

00:02:50.100 --> 00:02:54.780
<i>‫امیدوارم که همین روزا
‫بتونم برات نامه بنویسم...</i>

00:03:01.300 --> 00:03:07.040
‫نور کرم شب‌تاب، شعله ور با اشتیاق...

00:03:01.300 --> 00:03:07.040
‫قسمت سی و ششم

00:03:09.040 --> 00:03:11.500
‫بشین.

00:03:16.040 --> 00:03:19.920
‫اوریهارا-سان دکتر مایلن، نحوه‌ی پیشرفت
‫قسمت آسیب‌دیده رو ببینن.

00:03:19.920 --> 00:03:21.010
‫لطفاً لباستون رو دربیارید.

00:03:21.670 --> 00:03:23.220
‫بله.

00:03:28.600 --> 00:03:30.740
‫اوریهارا-سان، لطفاً کاملاً لخت بشید.

00:03:30.740 --> 00:03:32.020
‫اوه، باشه...

00:03:43.170 --> 00:03:46.040
‫گمونم توی تعطیلات تابستونی
‫حسابی سرت شلوغ بشه؟

00:03:46.040 --> 00:03:48.080
‫نه راستش...

00:03:50.790 --> 00:03:52.710
‫پس هر هفته میای؟

00:03:53.750 --> 00:03:55.920
‫تازه یه ساله از بیمارستان مرخص شدی،

00:03:55.920 --> 00:03:58.210
‫و بهترین کار اینه که چندتا
‫آزمایش دقیق‌تر انجام بشه.

00:03:58.690 --> 00:04:01.220
‫پس یعنی...نمی‌تونم از پسش بر بیام، نه؟

00:04:01.770 --> 00:04:04.140
‫اوه، من همچین حرفی نزدم!

00:04:04.520 --> 00:04:07.350
‫رک و پوست کنده بهم بگید! می‌خوام بدونم!

00:04:07.350 --> 00:04:09.280
‫نیازی به نگرانی نیست.

00:04:09.280 --> 00:04:14.520
‫اگه از نظرم اوضاع جدی بود، قطعاً
‫مجبورت می‌کردم توی بیمارستان بستری شی.

00:04:17.080 --> 00:04:18.360
‫باور کن.

00:04:19.080 --> 00:04:20.320
‫ببخشید!

00:04:20.320 --> 00:04:22.230
‫هی! اوریهارا-کون!

00:04:44.320 --> 00:04:46.930
‫واقعاً که این لاری دانکل خیلی خوبه!

00:04:46.930 --> 00:04:50.390
‫نظرت چیه بریم روکسی و یه نوشیدنی بزنیم؟

00:04:51.970 --> 00:04:53.270
‫گل‌ها...

00:04:53.780 --> 00:04:54.850
‫ها؟

00:04:54.850 --> 00:04:56.480
‫نمی‌خوام گل‌ها خشک بشن...

00:04:57.640 --> 00:04:59.860
‫ناناکو! داری کجا می‌ری؟

00:05:02.100 --> 00:05:03.380
‫ناناکو...

00:05:16.500 --> 00:05:19.300
‫هی، ناناکو! یه نفر این‌جاست!

00:05:19.690 --> 00:05:20.430
‫عه؟

00:05:20.430 --> 00:05:22.170
‫اون بالا! ببین؟

00:05:22.580 --> 00:05:23.880
‫چی؟

00:05:23.880 --> 00:05:25.190
‫کجا؟

00:05:25.190 --> 00:05:27.070
‫روی روگذر!

00:05:27.070 --> 00:05:28.070
‫اون‌‌جا!

00:05:28.070 --> 00:05:30.560
‫خیلی وقته همینطوری فقط اون‌جا نشسته.

00:05:48.000 --> 00:05:50.410
<i>‫اونی-ساما، کائورونوکیمی...</i>

00:06:01.240 --> 00:06:05.090
<i>‫اونی-ساما...کائورنوکیمی داشت گریه می‌کرد....</i>

00:06:05.820 --> 00:06:08.680
<i>‫مثل اینکه عمیق‌ترین غصه‌هاش
‫بالأخره رو نمایان شده بودن....</i>

00:06:09.440 --> 00:06:11.930
<i>‫انگار برخلاف میلش از شدت
‫ناامیدی مجبور شده بود....</i>

00:06:14.740 --> 00:06:16.520
<i>‫اونی-ساما...</i>

00:06:17.090 --> 00:06:20.550
<i>‫...اون‌موقع بود که فهمیدم جز من هم...</i>

00:06:20.550 --> 00:06:23.110
<i>‫کسی هست که نمی‌تونه با مرگ
‫سن‌ژوست-‌ساما کنار بیاد....</i>

00:06:23.630 --> 00:06:27.610
<i>‫کسی که درد غمی که داره تحمل می‌کنه
‫ عمیق‌تر از چیزی‌ـه که من بتونم درکش کنم...</i>

00:06:27.610 --> 00:06:31.280
<i>‫کسی که غمش اونقدر شدیده
‫که داره از هم متلاشی‌ می‌شه...</i>

00:06:31.760 --> 00:06:33.330
<i>‫کائورونوکیمی...</i>

00:06:35.240 --> 00:06:40.600
<i>‫کائورو نوکیمی که همیشه فکر می‌کردم
‫قوی و تزتزل‌ناپذیره...</i>

00:06:40.600 --> 00:06:43.050
<i>‫اون کائورونوکیمی داره گریه می‌کنه...</i>

00:06:44.730 --> 00:06:45.420
<i>‫ری....</i>

00:06:46.280 --> 00:06:47.140
<i>‫ری!</i>

00:06:48.770 --> 00:06:49.970
<i>‫ری....</i>

00:06:53.710 --> 00:06:57.060
<i>‫آدم‌ها چرا به این دنیا میان؟</i>

00:06:59.080 --> 00:07:03.240
<i>‫و چرا به خودشون زحمتِ
‫ادامه دادن زندگی رو می‌دن؟</i>

00:07:03.900 --> 00:07:06.780
<i>‫به هر حال که همه‌شون یه روزی می‌میرن!</i>

00:07:15.290 --> 00:07:18.620
‫سلام، دانشگاه جوتو، بخش
‫علوم انسانی و مطالعات فرهنگی...

00:07:20.620 --> 00:07:21.830
‫بله، بفرمایید.

00:07:23.030 --> 00:07:26.780
‫پروفسور مدتی که بیرون بودین
‫یه تماس داشتین.

00:07:27.420 --> 00:07:30.590
‫شخصی که تماس گرفته بود آقای
‫هنمی تاکه‌هیکو از دانشگاه بود.

00:07:31.260 --> 00:07:32.640
‫هنمی تاکه‌هیکو؟

00:07:33.210 --> 00:07:36.350
‫بله قربان، اشاره کردن که می‌خوان
‫در مورد تحصیل در خارج کشور باهاتون صحبت کنند.

00:07:37.100 --> 00:07:39.520
‫تحصیل خارج کشور؟ هنمی-کون؟

00:07:40.060 --> 00:07:42.150
‫از آشناهاتون هستن قربان؟

00:07:43.200 --> 00:07:45.940
‫اوه...بله، خیلی خوب می‌شناسمش.

00:07:46.420 --> 00:07:48.690
‫پس، در مورد قرار ملاقات؟

00:07:52.870 --> 00:07:53.620
‫آبجو چطوره؟

00:07:54.210 --> 00:07:55.660
‫نه خوبم.

00:07:56.060 --> 00:07:58.790
‫چه عجیب، تو آبجو رو ردی کنی؟

00:07:59.610 --> 00:08:01.960
‫یه وقت‌هایی هست که حتی
‫منم حوصله‌ی نوشیدن ندارم.

00:08:08.600 --> 00:08:10.760
‫خیلی ناگهانی بود، نه؟...ری-سان...

00:08:12.960 --> 00:08:14.970
‫اون آدم فوق‌العاده‌ای بود.

00:08:21.830 --> 00:08:23.730
‫بی‌خیال، یکی می‌خورم.

00:08:24.840 --> 00:08:26.270
‫باشه.

00:08:38.620 --> 00:08:42.870
‫پدر...فوکیکو...همه‌ی خانواده
‫همه غرق این حادثه شدند.

00:08:45.500 --> 00:08:46.530
‫کاملاً غرق شدن.

00:08:49.030 --> 00:08:50.510
‫می ‌دونی چرا؟

00:08:50.510 --> 00:08:51.970
‫هوم؟

00:08:51.970 --> 00:08:54.590
‫چون ما هیچ‌وقت هیچ‌ کاری تو کل
.زندگی اون دختر براش نکردیم

00:08:55.330 --> 00:08:58.500
‫و حالا حسرتش داره میاد سراغمون.

00:08:58.500 --> 00:08:59.890
‫اسمش رو بذار اعتراف به گناه‌هامون.

00:09:00.690 --> 00:09:04.950
‫اونم بچه‌ی خودمون بود، حتی
‫اگر توی یه شرایط بد به دنیا اومد.

00:09:04.950 --> 00:09:06.310
‫اما بازم ما هیچ‌وقت سعی نکردیم کمکش کنیم.

00:09:07.770 --> 00:09:09.040
‫ایچینومیا!

00:09:10.370 --> 00:09:12.920
‫حالا که به این زودی ازمون گرفته شده...

00:09:12.920 --> 00:09:16.340
‫....می‌فهمیم که چه کارهای زیادی بود که باید
‫براش انجام می‌دادیم، ولی ندادیم!

00:09:16.340 --> 00:09:18.330
‫به عنوان برادرش...به عنوان خانواده!

00:09:19.840 --> 00:09:21.180
‫لعنتی....

00:09:22.710 --> 00:09:24.330
‫ایچینومیا...

00:09:25.380 --> 00:09:26.500
‫و تو!

00:09:26.970 --> 00:09:27.910
‫چی؟

00:09:28.500 --> 00:09:30.670
‫هیچ‌وقت هیچ کاری رو نیمه تموم
‫نذار که بعداً حسرتش رو بخوری.

00:09:32.860 --> 00:09:34.720
‫نذار هیچ حسرتی بمونه...

00:09:37.200 --> 00:09:38.300
‫مثل ناناکو؟

00:09:39.120 --> 00:09:40.180
‫احمق!

00:09:40.180 --> 00:09:42.180
‫واسه من ادای احمق‌ها رو در نیار
‫خوب می‌دونی دارم در مورد کی حرف می‌زنم.

00:09:43.520 --> 00:09:47.230
‫اگه اونم بره، هر بهونه‌ای هم که
.بیاری نمی‌بخشمت

00:09:48.900 --> 00:09:49.570
‫فهمیدم.

00:09:50.040 --> 00:09:51.310
‫واقعاً؟

00:09:51.310 --> 00:09:53.820
‫پس یعنی چی؟ این قضیه‌ی «خارج درس خوندن» چیه؟

00:09:54.260 --> 00:09:57.280
‫به اونم دارم جدی فکر می‌کنم...

00:10:03.680 --> 00:10:05.790
‫ناناکو-سان، تلفن!

00:10:06.500 --> 00:10:08.170
‫یه نفر از کلوب بسکتبال سه‌رانه.

00:10:08.880 --> 00:10:10.100
‫بسکتبال؟

00:10:12.880 --> 00:10:13.550
‫بله؟

00:10:14.020 --> 00:10:15.260
‫میسونو صحبت می‌کنه...

00:10:16.880 --> 00:10:18.840
‫چی؟ کائورو نوکیمی؟

00:10:18.840 --> 00:10:21.530
‫بله، ما اینجا درگیریم.

00:10:21.530 --> 00:10:24.890
‫ساعت شیش یه مسابقه داریم،
‫و اون هنوز پیداش نشده.

00:10:26.570 --> 00:10:28.710
‫هیچ‌کسی از اهالی خونه هم چیزی نمی‌دونن.

00:10:28.710 --> 00:10:30.610
‫می‌گن از دیروز به خونه برنگشته!

00:10:33.740 --> 00:10:36.490
‫اونی-ساما...کائورونوکیمی!

00:10:57.750 --> 00:11:01.100
‫خسته‌م ری، خیلی خسته...

00:11:01.124 --> 00:11:16.124
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:11:20.760 --> 00:11:21.530
‫چی شده؟

00:11:22.300 --> 00:11:24.310
‫همیچن جایی چیکار می‌کنی؟

00:11:26.450 --> 00:11:28.350
‫ایچینومیا-سان!

00:11:28.350 --> 00:11:29.370
‫چی شده؟

00:11:30.410 --> 00:11:34.460
‫داشتم می‌رفتم به خونه‌ی سن‌ژوست-ساما سر بزنم...

00:11:37.720 --> 00:11:40.190
‫احتمالاً به نظر احمق برسم، می‌دونم...

00:11:40.590 --> 00:11:44.510
‫این‌جا دیگه خونه‌ی سن‌ژوست-ساما نیست...

00:11:44.510 --> 00:11:48.890
‫باید می‌دونستم که الان یه نفر دیگه اینجا زندگی می‌کنه، اما....

00:11:49.710 --> 00:11:52.480
‫سن‌ژوست-ساما خبر داره...

00:11:52.990 --> 00:11:57.860
‫با خودم فکر کردم اگه اتفاق بدی برای کائورونوکیمی
‫بیفته سن‌ژوست-ساما حتماً خبر داره.

00:11:59.030 --> 00:12:03.280
‫آسانسور به طبقه‌ی پنجم رسید،
‫داشتم زنگ در رو می‌زدم...

00:12:04.690 --> 00:12:10.460
‫...و یه دفعه متوجه شدم اون دیگه اون‌جا نیست...

00:12:16.150 --> 00:12:18.760
‫ناناکو-سان، چی شده؟

00:12:18.760 --> 00:12:21.180
‫اوریهارا-کون چی شده؟

00:12:21.180 --> 00:12:25.050
‫برای مسابقه‌ی بسکتبال نرفته.

00:12:25.050 --> 00:12:27.390
‫می‌گن از دیروز خونه نرفته.

00:12:28.050 --> 00:12:29.260
‫واقعاً؟

00:12:29.260 --> 00:12:30.140
‫بله.

00:12:30.600 --> 00:12:33.010
‫سوار شو! سوار ماشین شو!

00:12:33.010 --> 00:12:33.600
‫چی؟

00:12:33.600 --> 00:12:35.060
‫زود باش، عجله کن...

00:12:38.520 --> 00:12:39.920
‫ببخشید؟

00:12:39.920 --> 00:12:41.990
‫داریم می‌ریم خونه‌ی هنمی.

00:12:42.550 --> 00:12:44.700
‫می‌خوام باهاش حرف بزنی، باشه؟

00:12:44.700 --> 00:12:47.740
‫در مورد اوریهارا-کون، مخصوصاً
‫در مورد شرایطش.

00:12:48.240 --> 00:12:52.080
‫چی؟ با اونی-ساما؟ در مورد اوریهارا-کون؟

00:12:52.080 --> 00:12:55.460
‫بله. هر چی که می‌دونی.

00:12:55.460 --> 00:12:59.630
‫چرا؟ چرا باید هنمی‌-سان بخواد
‫در مورد کائورونوکیمی بدونه؟

00:13:00.380 --> 00:13:03.380
‫خب...پس تو خبر نداری ناناکو-سان؟

00:13:03.380 --> 00:13:07.890
‫هنمی تاکه‌هیکو کسی‌ـه که اون
‫الان بیشتر از هرکسی بهش احتیاج داره.

00:13:12.410 --> 00:13:15.440
‫حدود یک سال پیش، اون دونفر با هم بودن.

00:13:17.440 --> 00:13:19.780
‫برای دلایل مشخصی، با هم بهم زدن.

00:13:20.750 --> 00:13:24.910
‫اما بازم، اینطور نبوده که از هم
‫متنفر باشن، یا همدیگه رو دوست نداشته باشن.

00:13:25.340 --> 00:13:28.760
‫حتی هنوزم، قلبشون به هم پیوند خورده.

00:13:28.760 --> 00:13:30.290
‫برای من که اینطور به نظر می‌رسه.

00:13:35.080 --> 00:13:35.960
<i>‫اونی-ساما...</i>

00:13:37.030 --> 00:13:38.930
<i>‫من...اصلاً نمی دونستم.</i>

00:13:59.880 --> 00:14:01.890
‫چون دوستت دارم، باید ترکت کنم.

00:14:03.140 --> 00:14:04.530
‫چون دوستت دارم، باید فراموشت کنم.

00:14:06.050 --> 00:14:09.810
‫حتی باید خودم رو مجبور کنم تا
‫یادم بره، چیزی رو فراموش کردم.

00:14:11.500 --> 00:14:14.830
‫همه‌ی اینا ولی بخاطر اینه که دوستت دارم!

00:14:29.920 --> 00:14:30.720
‫ری...

00:14:31.130 --> 00:14:35.220
‫چرا تا وقتی من زنده بودم باید می‌مردی؟

00:14:36.020 --> 00:14:39.030
‫من فکر می‌کردم به زندگی ادامه می‌دم....

00:14:40.240 --> 00:14:45.330
‫فکر می‌کردم توی این زمان کمی که دارم
‫یه زندگیم ادامه می‌دم، اما....

00:14:46.030 --> 00:14:49.650
‫تو هیچ‌وقت به کسی آسیب نرسوندی
‫همیشه توی خودت نگه داشتی...

00:14:49.650 --> 00:14:53.670
‫بدون حسرت زندگی کردی، خیلی زیبا...خیلی پاک...

00:14:54.460 --> 00:14:57.830
‫آره، ری! فکر اینکه تو بمیری اونم وقتی که من زنده‌م...

00:14:57.830 --> 00:15:00.460
‫این شجاعتت هیچ‌وقت تمومی نداشت؟

00:15:00.460 --> 00:15:03.030
‫هیچ‌وقت از مردن نترسیدی؟

00:15:05.530 --> 00:15:08.550
‫وقتی احساس تنهایی خیلی زیادی می‌کردی...

00:15:08.550 --> 00:15:11.180
‫....این حس بهت دست می‌داد
‫که ندونی باید چیکار کنی؟

00:15:19.440 --> 00:15:22.820
.هرکسی داشت سعی می‌کردن خودش کنار بیاد

00:15:23.450 --> 00:15:28.280
‫هیچ‌کسی متوجه این نبود که مرگ ری
‫ چه شوک بزرگی برای اون بوده.

00:15:34.940 --> 00:15:36.150
‫هنمی...

00:15:36.150 --> 00:15:38.230
‫سوئیچ ماشین رو بهم می‌دی؟

00:15:38.230 --> 00:15:39.670
‫حتماً.

00:15:55.020 --> 00:15:57.640
‫اونی-ساما، عشق بین تو و کائورونوکیمی...

00:15:58.130 --> 00:16:03.020
‫تاکاشی-سان گفت که حدود یه سال پیش تموم شده....

00:16:03.020 --> 00:16:06.820
‫گفت شما با وجودی که قلبتون به هم پیوند
‫خورده بود، اما راهتون رو از هم جدا کردید.

00:16:06.820 --> 00:16:10.280
‫هرچند دلیلش رو بهم نگفت.

00:16:10.280 --> 00:16:14.080
‫اما...حتماً عشق غم‌انگیزی بوده.

00:16:14.080 --> 00:16:16.950
...به نظر منم همینطور بود

00:16:26.100 --> 00:16:27.840
‫خوش‌اومدی، ناناکو.

00:16:27.840 --> 00:16:30.250
‫اوه، از کسی چتر قرض گرفتی؟

00:16:30.250 --> 00:16:33.270
‫چی؟ آه، آره از اونی-ساما.

00:16:34.190 --> 00:16:35.970
<i>‫اما اونی-ساما...</i>

00:16:35.970 --> 00:16:39.560
<i>‫اونی-سامای، ساکت، قوی و مهربونم...</i>

00:16:42.100 --> 00:16:44.840
<i>‫هنمی-تاکه‌هیکو...</i>

00:16:46.320 --> 00:16:48.480
<i>‫حقیقت اینکه این اسم یه آدمه،</i>

00:16:48.950 --> 00:16:51.650
<i>‫یه دفعه برام ملموس‌تر شد.</i>

00:17:14.550 --> 00:17:15.990
‫فکر می‌کردم این‌جا باشی.

00:17:17.460 --> 00:17:18.500
‫عقب وایسا!

00:17:28.320 --> 00:17:30.070
‫می‌دونستم این‌جایی!

00:17:31.110 --> 00:17:34.030
‫برو! خودت رو واسه من به زحمت ننداز!

00:17:35.760 --> 00:17:39.110
‫من کل این یه سال منتظر بودم.،
‫کل این مدت...

00:17:39.110 --> 00:17:40.790
‫منتظر این بودم که بهم نیاز پیدا کنی...

00:17:41.190 --> 00:17:43.750
‫قبلاً بهت گفتم، من زندگیم رو تنها می‌گذرونم!

00:17:43.750 --> 00:17:46.000
‫اینطور نیست! اینطور نیست!

00:17:46.000 --> 00:17:47.380
‫ولم کن!

00:17:47.380 --> 00:17:49.290
‫ولم کن، تاکه‌هیکو-سان!

00:17:52.970 --> 00:17:54.470
‫پس برای چی اومدی این‌جا؟

00:17:55.120 --> 00:17:58.010
‫برای چی اومدی این‌جا، جایی که
‫آخرین بار از هم جدا شدیم؟

00:17:59.600 --> 00:18:02.600
‫از اون‌موقع، از اون موقعی که از هم جدا شدیم....

00:18:02.600 --> 00:18:04.850
‫...قلب من همین‌جا مونده، توی این مکان!

00:18:05.340 --> 00:18:09.160
‫اون قسمت از من که بهت گفت «عاشقتم»
‫ این‌جا توی این مکان باقی مونده!

00:18:11.070 --> 00:18:14.350
‫و تو هم....قلب تو هم....

00:18:14.350 --> 00:18:16.490
‫قلب تو هم این‌جا مونده!

00:18:16.490 --> 00:18:19.040
‫اشتباه می‌کنی، من فراموش کردم.

00:18:19.040 --> 00:18:21.660
‫من همه‌ی این چیزا رو فراموش کردم.

00:18:23.000 --> 00:18:26.210
‫دوستت دارم! دوستت دارم!

00:18:27.330 --> 00:18:30.090
‫پس بهم نگاه کن. می‌خوام ببینی...

00:18:30.510 --> 00:18:34.190
‫چون می‌خوام فراموشم کنی، می‌خوام ببینی...

00:18:42.090 --> 00:18:45.970
‫می‌بینی؟ من هیچ‌وقت تورو خوشبخت نمی‌کنم.

00:18:46.690 --> 00:18:49.830
‫حتی اگه بتونی منو همینطور که
‫هستم دوست داشته باشی...

00:18:50.440 --> 00:18:52.940
‫...هرچقدر احساسامون به
‫همدیگه بیشتر باشه...

00:18:52.940 --> 00:18:56.730
‫به همون اندازه آینده‌ی تو بخاطر من تلخ‌تر می‌شه.

00:18:56.730 --> 00:19:01.780
‫پس من...پس من...باید فراموش کنم...

00:19:05.040 --> 00:19:08.830
‫لطفاً دیگه بهم بگو بهم احتیاج داری!

00:19:15.830 --> 00:19:17.470
‫کائورو....

00:19:28.700 --> 00:19:32.980
‫همه‌ی زمان‌های بی‌نظیری که با
‫هم گذروندیم برای من ارزش زیادی دارن.

00:19:32.980 --> 00:19:34.690
‫ممنونم...

00:19:36.600 --> 00:19:37.900
‫کائورو!

00:19:40.790 --> 00:19:41.990
‫کائورو!

00:19:58.140 --> 00:20:00.470
<i>‫بارون قبل از سحر بند اومد.</i>

00:20:05.060 --> 00:20:08.520
‫آه! ببخشید که مزاحم شدم
‫اما منزل اوریهارا هست؟

00:20:12.210 --> 00:20:14.940
‫ناناکو-سان صبحونه چی؟ نمی‌خوای یه چیزی بخوری؟

00:20:15.550 --> 00:20:17.610
‫آه! آره، زود برمی‌گردم.

00:20:18.100 --> 00:20:20.900
‫زود برمی‌گردی؟ صبح به
‫این زودی کجا می‌ری؟

00:20:20.900 --> 00:20:23.050
‫گفتن برگشته!

00:20:23.050 --> 00:20:23.790
‫چی؟

00:20:23.790 --> 00:20:25.370
‫کی؟ کجا؟

00:20:25.940 --> 00:20:27.950
‫اهل خونه‌ش بهم گفتن.

00:20:27.950 --> 00:20:30.540
‫دیشب دیروقت برگشته خونه!

00:20:30.540 --> 00:20:32.440
‫داره در مورد چی حرف می‌زنه؟

00:20:32.440 --> 00:20:33.380
‫نمی‌دونم...

00:20:33.380 --> 00:20:38.670
‫نه فقط این، بلکه برای تمرین بسکتبال رفته مدرسه.

00:20:39.080 --> 00:20:40.280
‫من رفتم!

00:20:40.280 --> 00:20:41.630
‫ناناکو-سان؟

00:20:57.740 --> 00:21:00.570
<i>‫حقیقت نداشت، هیچ‌ تمرین صبح‌گاهی‌ای نبود...</i>

00:21:11.870 --> 00:21:14.410
<i>‫«ای کاش سن‌ژوست-ساما اینجا بود....»</i>

00:21:15.560 --> 00:21:18.250
<i>‫شاید داشتم با خودم اینو می‌گفتم...</i>

00:21:32.170 --> 00:21:33.640
‫این‌جا....

00:21:34.310 --> 00:21:37.860
‫گمونم یادته که جای مورد علاقه‌ی ری بود.

00:21:39.970 --> 00:21:42.120
‫همیشه میومد اینجا و کلاسا رو می‌پیجوند.

00:21:44.670 --> 00:21:47.550
‫می‌دونی...همه نگرانت بودن!

00:21:47.550 --> 00:21:50.030
‫کلوب بسکتبال...ایچینومیا-سان...

00:21:50.030 --> 00:21:51.540
‫...و هنمی-سان هم.

00:21:51.540 --> 00:21:55.500
‫اوه،آره...کلاً بازی رو یادم رفته بود...

00:21:55.500 --> 00:21:58.530
‫خب.. ایچینومیا-سان برام....

00:21:58.530 --> 00:21:59.830
‫...در مورد هنمی-سان گفت.

00:22:02.310 --> 00:22:04.470
‫دیگه الان تموم شده، اما...می‌خوای بدونی؟

00:22:04.470 --> 00:22:06.090
‫آه...عه؟

00:22:09.170 --> 00:22:11.920
‫اون‌موقع‌ها وقتی که من و ری با هم دوست شدیم...

00:22:11.920 --> 00:22:15.000
‫...ایچینومیا-سان به خونه‌ی ری میومد.

00:22:15.000 --> 00:22:18.310
‫ایچینومیا-سان هنمی-سان رو
‫به من معرفی کرد.

00:22:18.810 --> 00:22:21.560
‫همون لحظه که دیدمش عاشقش شدم.

00:22:21.560 --> 00:22:24.780
‫اون چشم‌های قهوه‌ای تیره به طور
‫دلربایی می‌درخشیدند...

00:22:28.080 --> 00:22:30.240
‫جاهای زیادی رفتیم...

00:22:31.530 --> 00:22:34.950
‫آره...یبار با هم سوار چرخ‌وفلک شدیم....

00:22:38.240 --> 00:22:40.880
‫برام تبدیل به یه خاطره‌ی فوق‌العاده شد...

00:22:47.850 --> 00:22:50.510
‫اما...بهم زدیم.

00:22:55.360 --> 00:22:58.810
‫نمی‌دونم دلیلش رو می‌دونی یا نه...

00:22:58.810 --> 00:22:59.980
‫عه؟

00:23:11.780 --> 00:23:16.190
‫عمل جراحی، می‌دونی باید
‫یکیش رو در می‌آوردن.

00:23:27.840 --> 00:23:29.380
‫پنج سال...

00:23:29.380 --> 00:23:33.130
‫وقتی برگشت بعد از پنج سال
‫اتفاق بیفته...دیگه واقعاً امیدی نمی‌‌مونه.

00:23:33.154 --> 00:23:40.154
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:40.178 --> 00:23:48.178
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:48.210 --> 00:23:49.690
‫کائورو...