﻿WEBVTT

00:01:58.580 --> 00:02:00.120
‫سن‌ژوست-ساما...

00:02:00.890 --> 00:02:05.310
‫سن‌‌ژوست-سامایی که به این زودی ازمون گرفته شد.

00:02:06.340 --> 00:02:09.760
‫اگه هنوزم همراهمون بود...

00:02:09.760 --> 00:02:14.310
‫مطمئنم که داشت با خوشحالی
‫می‌خندید، مطمئنم.

00:02:15.100 --> 00:02:20.130
‫دارم برات نامه می‌نویسم تا در مورد
‫یه چیز جالب که اتفاق افتاده بگم.

00:02:20.750 --> 00:02:26.580
‫توی آخرین روز جشنواره‌ی هفتگی بندرگاه...

00:02:26.960 --> 00:02:31.520
‫...که هر سال برای جشن پایان تابستون
‫که میشه طولانی ترین جشنواره، اتفاق افتاد.

00:02:31.520 --> 00:02:35.940
‫اولین باری بود که با هر دوی مامان و بابام با هم بیرون می‌رفتم.

00:02:35.964 --> 00:02:45.964
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:54.210 --> 00:02:56.820
‫آه! بابا، ببین! اون‌جا رو!

00:02:56.820 --> 00:02:58.090
‫عه؟

00:02:58.090 --> 00:03:00.770
‫اون‌جا، کنار دومین فانوس سنگی.

00:03:00.770 --> 00:03:01.370
‫آه...

00:03:19.710 --> 00:03:23.130
‫اجازه بدید معرفی کنم. ایشون اوریهارا کائورو-سان هستن.

00:03:23.130 --> 00:03:25.400
‫ایشون با من به آلمان میان.

00:03:27.840 --> 00:03:29.920
‫ما داریم ازدواج می‌کنیم.

00:03:31.840 --> 00:03:33.990
‫تبریک می‌گم، تاکه‌هیکو-سان.

00:03:33.990 --> 00:03:35.260
‫ممنونم.

00:03:42.310 --> 00:03:48.340
‫رایحه‌ی ماندگار

00:03:42.310 --> 00:03:48.340
‫قسمت آخر

00:03:51.290 --> 00:03:53.770
‫بالأخره اون تکالیف وحشتناک رو تموم کردیم!

00:03:53.770 --> 00:03:57.320
‫واقعاً که مجبورمون می‌کنن برداشت خودمون
‫رو از آثار همینگوی به انگلیسی بنویسیم!

00:03:57.330 --> 00:03:59.470
‫نمی‌تونن همچین کاری باهامون بکنن، می‌تونن؟

00:03:59.470 --> 00:04:01.140
‫خب، یه طوری از پسش بر اومدیم!

00:04:01.140 --> 00:04:04.560
‫آره، براومدیم، هرچند من بدون
‫کمک تو نمی‌تونستم انجامش بدم.

00:04:05.370 --> 00:04:07.310
‫قابلی نداشت.

00:04:07.900 --> 00:04:12.330
‫خب، توی همین منطقه‌ست، اما
‫این خونه‌ی جدید ماریکو-سان کجاست؟

00:04:12.330 --> 00:04:15.210
‫گفت نزدیک یه پارکه.

00:04:15.210 --> 00:04:16.680
‫هوممم

00:04:16.680 --> 00:04:18.620
‫آه! اون‌جاست!

00:04:21.310 --> 00:04:23.590
‫هی، جای خوشگلیه نه؟

00:04:25.120 --> 00:04:26.120
‫خوش اومدین!

00:04:26.120 --> 00:04:27.330
‫آه! خوش اومدین!

00:04:28.090 --> 00:04:31.910
‫این جا نسبت به خونه‌ی قبلیمون خیلی کوچیکه، نه؟

00:04:31.910 --> 00:04:34.520
‫حتی من و مامان جفتمون یه اتاق داریم.

00:04:34.520 --> 00:04:36.930
‫ایوون هم داریم، بیاید ببینید.

00:04:36.930 --> 00:04:37.930
‫اما واقعاً اشکالی نداره.

00:04:37.930 --> 00:04:41.440
‫این‌جا قلعه‌ی ماست.

00:04:41.440 --> 00:04:44.050
‫یه قلعه برای ما دو تا، مامان و من!

00:04:44.710 --> 00:04:47.060
‫زود باش مامان! یکم چای سیاه بیار!

00:04:47.060 --> 00:04:50.410
‫بله، بله، یکمی هم کرم بروله بیارم درسته؟

00:04:51.260 --> 00:04:53.860
‫دیگه الان چای و کیک تنها چیزای تجملاتی‌ـمون هستن.

00:04:57.170 --> 00:04:59.920
‫واو، می‌تونی از این‌جا صدای صوت کشتی رو بشنوی.

00:04:59.920 --> 00:05:02.000
‫آره، اما نمی‌دونم این چیز خوبیه یا نه...

00:05:06.860 --> 00:05:10.740
‫می‌دونی، شنیدم که بابا می‌خواد منو هر ماه ببینه.

00:05:13.190 --> 00:05:14.930
‫می‌خوام یه مدت روش فکر کنم.

00:05:14.930 --> 00:05:18.410
‫آخرش، موضوع اینه،
‫بابا کسیه که بهمون خیانت کرد.

00:05:19.430 --> 00:05:23.380
‫بابای من یه پسر داشت که 13 سال بود ندیده بودتش.

00:05:27.470 --> 00:05:31.020
‫و بعد اون پسر تصمیم گرفته ازدواج کنه...

00:05:31.020 --> 00:05:34.710
‫بابا دید که پسرش واقعاً بزرگ شده.

00:05:34.710 --> 00:05:36.450
‫به نظر خوشحال میومد.

00:05:36.450 --> 00:05:40.870
‫اون‌موقع چیزی به ما نگفت،
‫اما به نظر خوشحال میومد...

00:05:42.000 --> 00:05:44.610
‫اما بازم...می‌دونین به چی فکر کردم؟

00:05:45.630 --> 00:05:49.320
‫هرچقدر هم که بابا اونموقع به نظر خوشحال میومد...

00:05:49.320 --> 00:05:54.410
‫...می‌دونم بابت زمانی که نتونستن با همدیگه
‫باشن درد و غم زیادی احساس می‌کنه.

00:05:56.890 --> 00:05:58.360
‫ناناکو-سان...

00:05:58.950 --> 00:06:02.430
‫من...من جدیداً زیاد توی مود نیستم...

00:06:04.220 --> 00:06:05.700
‫ناناکو...

00:06:07.600 --> 00:06:11.210
‫می‌دونم که دیگه سن‌ژوست-ساما رو نمی‌بینم...

00:06:11.210 --> 00:06:13.890
‫از اون موقع احساس عجیبی دارم...

00:06:13.890 --> 00:06:17.310
‫خودمو درگیر مشکل بقیه می‌کردم
‫ و مشکلات خودم رو نادیده می‌گرفتم.

00:06:17.310 --> 00:06:22.130
‫هیچ‌کدوم نیست، این دختره صرفاً
‫هنوز با احساساتش کنار نیومده.

00:06:22.140 --> 00:06:24.880
‫نه...نه، من اینطور فکر نمی‌کنم.

00:06:24.880 --> 00:06:28.500
‫فکر می‌کنم ناناکو-سان فقط بزرگ شده.

00:06:28.500 --> 00:06:29.570
‫چی؟

00:06:29.570 --> 00:06:32.650
‫تو الان به نظر خیلی بالغ‌تر میای.

00:06:33.930 --> 00:06:36.140
‫اینطور فکر می‌کنی...؟

00:06:36.150 --> 00:06:37.950
‫ما که هنوز همون سنیم.

00:06:37.950 --> 00:06:41.370
‫خب، من ولی بزرگ نمی‌شم.

00:06:41.370 --> 00:06:44.580
‫من هیچ‌وقت احساسات بقیه رو درک نمی‌کنم!

00:06:44.580 --> 00:06:47.260
‫فکر کردن به بقیه زیاد به من نمیاد.

00:06:49.640 --> 00:06:52.120
‫پس یعنی واقعاً به دیدن پدرت نمی‌ری؟

00:06:52.120 --> 00:06:55.340
‫گفتم که بهش فکر می‌کنم، نگفتم؟

00:06:55.340 --> 00:06:57.950
‫خب خب، ماریکو-سان!

00:06:57.950 --> 00:07:01.840
‫مگه خودت حالا الگوی بالغ بودنی؟

00:07:01.840 --> 00:07:04.780
‫کی، من؟ معلومه! من همین الانش
‫می‌تونم یه مامان بشم.

00:07:04.780 --> 00:07:05.790
‫اوه، بی‌خیال!

00:07:07.400 --> 00:07:09.880
‫چی؟ شما دو تا چتونه؟

00:07:13.580 --> 00:07:16.870
‫نه،  بهت که گفتم نگرانش نباش.

00:07:16.870 --> 00:07:20.490
‫تو فقط باید نگران آماده‌ شدن برای
‫تحصیلت توی آلمان باشی.

00:07:20.490 --> 00:07:22.700
‫سالن پذیرایی رو هم بسپر به من.

00:07:22.700 --> 00:07:25.580
‫شاید به نظر اجتماعی نیام، اما منم یه آشناهایی
‫دارم می‌تونیم یه کارایی رو برات پیش ببریم.

00:07:25.580 --> 00:07:31.140
‫بگذریم، کارای مربوط به اون رو هم
‫انجام دادی، دکتر، مدرسه...؟

00:07:31.140 --> 00:07:32.810
‫آه، باشه.

00:07:32.810 --> 00:07:34.290
‫آره...باشه...

00:07:42.780 --> 00:07:44.990
‫منو صدا زدین، تاکاشی-ساما؟

00:07:44.990 --> 00:07:49.540
‫بله، ببخشید که به زحمت انداختمت، اما
‫ می‌تونی شام امشب رو یکمی زودتر آماده کنی؟

00:07:49.540 --> 00:07:51.950
‫من یه کاری دارم باید عصر برگردم.

00:07:51.960 --> 00:07:54.500
‫برای تدارکات مراسم عروسی؟

00:07:54.500 --> 00:07:56.310
‫بله این و چیزای دیگه.

00:07:56.310 --> 00:07:58.720
‫شما واقعاً دوست خیلی
‫خوبی برای هنمی-سان هستید.

00:07:58.720 --> 00:08:00.400
‫اون داره می‌ره آلمان.

00:08:00.400 --> 00:08:03.750
‫می‌خوام تا ژاپنه براش اوقات خوبی بسازم.

00:08:03.750 --> 00:08:06.360
‫حتماً شخص بی‌نظیری رو پیدا کردن...

00:08:06.360 --> 00:08:08.700
‫بهترین رو.

00:08:08.710 --> 00:08:11.720
‫حتی بهتر از فوکیکو-ساما...؟

00:08:12.930 --> 00:08:14.400
‫ایگاراشی...!

00:08:14.400 --> 00:08:16.610
‫متأسفم، گستاخی کردم.

00:08:16.610 --> 00:08:18.150
‫واقعاً متأسفم.

00:08:20.410 --> 00:08:22.480
‫خب دیگه...الساعه تدارک شام رو می‌بینم.

00:08:23.880 --> 00:08:26.820
‫فوکیکو...الان کجاست؟

00:08:26.820 --> 00:08:29.910
‫یکم پیش برای سواری به باشگاه رفتن، قربان.

00:08:30.630 --> 00:08:32.370
‫آه، باشه.

00:08:54.270 --> 00:08:57.890
<i>‫توی یک تابستون، توی یک هفته...</i>

00:08:57.890 --> 00:09:01.240
<i>‫..عشق یک عمر زندگی شکل گرفت...</i>

00:09:08.090 --> 00:09:10.030
<i>‫ری...ری....</i>

00:09:10.860 --> 00:09:15.950
<i>‫آخرش هم تو هیچ‌وقت عاشق یه مرد نشدی....</i>

00:09:15.950 --> 00:09:19.840
<i>‫اگر...اگر کسی که دوستش
‫داشتی رو پیدا می‌کردی...</i>

00:09:19.840 --> 00:09:22.120
<i>‫یعنی عشقت چطوری بود؟</i>

00:09:22.120 --> 00:09:25.530
<i>‫بر عکس من، تو واقعاً آزاد بودی.</i>

00:09:25.530 --> 00:09:29.890
<i>‫تو خودت رو فدای اون شخص می‌کردی
‫و براش از همه‌ی علایق‌ـت می‌گذشتی....</i>

00:09:29.890 --> 00:09:32.970
<i>‫حتی زندگی‌ـت رو هم براش می‌دادی، مطمئنم.</i>

00:09:38.820 --> 00:09:43.510
<i>‫شاید دردناک باشه، اما
‫عشق واقعاً چیز بی‌نظیریـه.</i>

00:09:48.020 --> 00:09:49.030
<i>‫ری...</i>

00:09:50.150 --> 00:09:53.700
<i>‫واقعاً می‌خواستم عاشق بودنت رو ببینم.</i>

00:09:54.810 --> 00:09:58.100
<i>‫می‌خواستم درخشان‌تر از همیشه ببینمت...</i>

00:09:58.100 --> 00:10:00.440
<i>‫حسرت می خورم که هیچوقت ندیدم...</i>

00:10:02.040 --> 00:10:06.460
</i>‫آیا باید تو را با یک روز تابستانی قیاس کنم؟

00:10:06.470 --> 00:10:11.960
</i>‫...‫نه، تو دوست‌داشتنی‌تر و ملایم‌تر هستی.

00:10:13.590 --> 00:10:15.130
<i>‫فوکیکو-ساما؟</i>

00:10:15.990 --> 00:10:17.800
<i>‫فوکیکو-ساما؟</i>

00:10:20.340 --> 00:10:22.420
<i>‫این عشق توئه؟</i>

00:10:22.420 --> 00:10:24.760
<i>‫این همه‌ی چیزی‌ـه که عشق توئه؟</i>

00:10:24.760 --> 00:10:27.710
<i>‫یه تابستون، یه هفته، و بعد دیگه هیچی؟</i>

00:10:28.480 --> 00:10:29.880
<i>‫بله.</i>

00:10:30.710 --> 00:10:32.850
<i>‫این عشق نیست.</i>

00:10:32.850 --> 00:10:34.260
<i>‫این عشقه.</i>

00:10:34.260 --> 00:10:36.810
<i>‫اون تنها عشق زندگیم بود.</i>

00:10:36.810 --> 00:10:38.680
<i>‫تو مثل قبلاً منی...</i>

00:10:38.680 --> 00:10:41.430
<i>‫تو هنوز عشق واقعی رو نشناختی.</i>

00:10:42.230 --> 00:10:43.170
<i>‫شناختم.</i>

00:10:45.310 --> 00:10:48.660
<i>‫به سلامتی تو که شاید روزی
‫یه عشق تازه پیدا کنی.</i>

00:10:49.810 --> 00:10:50.950
<i>‫ممکن نیست!</i>

00:10:55.490 --> 00:10:56.630
<i>‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم...</i>

00:10:57.970 --> 00:11:01.120
<i>‫یه عشق جدید؟ هرگز!</i>

00:11:02.420 --> 00:11:04.500
<i>‫اون بود، اون عشق واقعی بود!</i>

00:11:04.500 --> 00:11:07.920
<i>‫تنها عشق من...</i>

00:11:07.920 --> 00:11:10.530
<i>‫من دیگه هیچ‌وقت عاشق نمی‌شم.</i>

00:11:10.530 --> 00:11:12.010
<i>‫قسم می‌خورم، کل زندگیم...</i>

00:11:25.790 --> 00:11:27.200
‫فوکیکو!

00:11:27.200 --> 00:11:30.210
‫داشت خیلی دیر می شد، نگران
‫شدم که نکنه افتادی باشی...

00:11:34.560 --> 00:11:35.440
‫فوکیکو...!

00:11:37.620 --> 00:11:39.160
‫فهمیدم...

00:11:39.160 --> 00:11:42.040
‫دوباره داشتی به ری فکر می‌کردی؟

00:11:42.040 --> 00:11:46.190
‫نه...نه، اصلاً اینطور نبود.

00:11:56.670 --> 00:11:58.810
<i>‫ری...همینو می‌خواستی؟</i>

00:11:58.834 --> 00:12:13.834
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:18.220 --> 00:12:20.760
‫بالأخره ترم جدید داره شروع می‌شه، نه.

00:12:20.760 --> 00:12:22.040
‫بله.

00:12:22.040 --> 00:12:26.260
‫این تابستون سختی‌های زیادی
‫رو پشت سر گذاشتی، اما...

00:12:26.260 --> 00:12:28.330
‫...آخرش تونستی احساساتت
‫رو سر و سامان بدی، درسته؟

00:12:28.330 --> 00:12:29.200
‫بله.

00:12:30.160 --> 00:12:32.900
‫فیزیکی چی؟

00:12:32.900 --> 00:12:34.850
‫آماده‌ای؟

00:12:34.850 --> 00:12:36.990
‫معلومه! همه چیز خوبه!

00:12:38.140 --> 00:12:42.700
‫خب، پس...چی تو فکرته؟ تو بودی
‫که امروز صبح منو به این‌جا دعوت کردی.

00:12:42.700 --> 00:12:49.400
‫ترم جدید شروع شده، و تو منو به اینجا
‫دعوت کردی، انگار دوباره ازم چیزی می‌خوای.

00:12:49.400 --> 00:12:51.140
‫خب...چیه؟

00:12:51.140 --> 00:12:52.550
‫هوم...

00:12:53.200 --> 00:12:56.890
‫دست خودم نیست یکمی نگرانم، نمی‌دونم
‫  این دفعه چه سوالی می‌خوای ازم بپرسی؟

00:12:57.510 --> 00:12:58.720
‫اوه خدایا، بابا...

00:12:58.720 --> 00:13:01.600
‫وقتی هنوز هیچی نشده داری جلو جلو
‫می‌ری چطور می‌تونم ازت چیزی بپرسم؟

00:13:01.600 --> 00:13:04.420
‫پس یعنی چیزیه که خودتم برای
‫پرسیدنش اضطراب داری؟

00:13:04.420 --> 00:13:05.690
‫آره...

00:13:05.690 --> 00:13:07.900
‫خب دیگه واقعاً دارم نگران می‌شم...

00:13:11.570 --> 00:13:14.850
‫نگران نباش، هرچی هم که باشه
‫بهت یه جواب واضح می‌دم.

00:13:14.850 --> 00:13:15.990
‫باشه.

00:13:22.360 --> 00:13:27.110
‫می‌خواستم ازت بپرسم بابا. می خواستم
‫قبل از مامان، اول از تو بپرسم.

00:13:27.110 --> 00:13:30.130
‫برای فعلاً...برای فعلاً...

00:13:30.130 --> 00:13:31.200
‫باشه.

00:13:31.860 --> 00:13:34.680
‫من دختر واقعی تو نیستم بابا...

00:13:36.700 --> 00:13:41.730
‫می‌خوام در مورد پدر واقعیم بدونم،
‫می‌خوام همه چیز رو در موردش بدونم!

00:13:43.770 --> 00:13:46.860
‫الان، تو منو دوست داری بابا...

00:13:46.860 --> 00:13:48.930
‫و من هم تو رو دوست دارم.

00:13:48.930 --> 00:13:51.480
‫می‌خوام بدونی که چقدر برام مهمی.

00:13:55.540 --> 00:14:00.500
‫واقعاً می‌گم، به نظر من ما می‌تونیم حتی اگه در
‫مورد این مسئله حرف زدیم هم باز مثل همیشه خوشحال باشیم.

00:14:00.500 --> 00:14:07.200
‫...اما واقعاً از فکر کردن به اینکه روزی چیزی که برام
‫واقعاً مهمه برای همیشه از دستم بره، متنفرم.

00:14:12.310 --> 00:14:15.860
‫لطفاً بابا! بهم هر چیزی که می‌دونی رو بگو!

00:14:15.860 --> 00:14:20.020
‫پدر من کیه؟ الان کجاست؟ چطور آدمیه؟

00:14:22.330 --> 00:14:26.760
‫مامانت هیچ‌وقت باهاش ازدواج نکرد.

00:14:26.760 --> 00:14:30.170
‫گویا، برای مدت طولانی باهاش زندگی می‌کرده.

00:14:30.170 --> 00:14:34.530
‫امابه محض اینکه باردار شده، و قبل
‫از اینکه تو به دنیا بیای، ترکش کرده.

00:14:34.530 --> 00:14:39.020
‫این همه چیزیـه که من می‌دونم، ...نه
‫اینا هم واقعاً همه حدس و گمان هستن.

00:14:42.840 --> 00:14:48.470
‫من هیچ‌وقت هیچکدوم از این‌ها رو از مادرت نپرسیدم.

00:14:48.470 --> 00:14:50.620
‫می‌دونی چرا نه؟

00:14:50.620 --> 00:14:54.030
‫حتی اگه ازش بپرسم اون هیچوقت از
‫اون دست آدم‌هایی که بخواد درموردش حرف بزنه، نیست.

00:14:57.310 --> 00:15:01.930
‫بخاطر من، یا شایدم تو...شاید بخاطر هر دومون.

00:15:01.930 --> 00:15:05.220
‫...فکر کنم مامانت برای همیشه اون‌ها
‫پیش خودش نگه می‌داره.

00:15:08.270 --> 00:15:11.750
‫با این‌حال من خیلی دوستش دارم.

00:15:11.750 --> 00:15:14.360
‫اون به چشم من زیباست.

00:15:14.360 --> 00:15:16.100
‫هیچ ایرادی هم نداره، نه؟

00:15:17.390 --> 00:15:20.470
‫برای بابات اوضاع همینطوری که
‫الان هست خوبه.

00:15:20.470 --> 00:15:23.950
‫اما من منم، و تو تویی، ناناکو!

00:15:23.950 --> 00:15:29.510
‫اگه زمانی رسید که احساس
‫کردی واقعاً باید بدونی...

00:15:29.510 --> 00:15:31.660
‫....اون موقع بخاطر من تعلل نکن.

00:15:31.660 --> 00:15:34.400
‫برو از مادرت بخواه تا اون رازهای
‫تو قلبش رو برات باز کنه.

00:15:34.400 --> 00:15:38.020
‫اما...من برای همین اومدم پیش تو بابا...

00:15:38.680 --> 00:15:43.630
‫چون می‌دونستی مامانت از اون دست
‫آدم‌هایی نیست که بگه؟

00:15:43.630 --> 00:15:44.710
‫فهمیدم.

00:15:50.060 --> 00:15:56.360
‫حتی تو ناناکو، حتماً رازهایی داری که
‫تا همیشه پیش خودت نگه می‌داری.

00:15:59.870 --> 00:16:05.630
‫حتی با علم به این هم می‌تونی یه
‫نفر رو دوست داشته باشی و باورش کنی، نه؟

00:16:11.480 --> 00:16:13.830
‫خب دیگه، برای صبحونه دیر می‌کنیم.

00:16:18.240 --> 00:16:19.850
‫همه چیز خوبه؟

00:16:22.370 --> 00:16:24.380
‫معلومه! خوبه!

00:16:30.640 --> 00:16:34.520
‫و ترم جدید هم شروع شد.

00:16:35.140 --> 00:16:36.880
‫صبح‌بخیر، ناناکو-سان.

00:16:38.160 --> 00:16:43.590
‫تعلیق ماریکو-سان هم کمتر شد و اینطوری
‫تونست با ما ترم جدید رو شروع کنه.

00:16:47.020 --> 00:16:50.700
‫میساکی-سان، سونوبه-سان، فوروتا-سان...

00:16:50.700 --> 00:16:54.920
‫همه‌ی کسایی که قبل از
‫منحل شدن سوروریتی عضوش بودن...

00:16:54.920 --> 00:16:58.140
‫...و البته، همچنین میا-ساما!

00:17:03.040 --> 00:17:05.590
‫اون روز‌های روشن تابستونی رو به پایان بودن.

00:17:05.590 --> 00:17:08.540
‫اتفاقات زیادی توی اون تابستون
‫افتاد ولی الان دیگه همه‌شون تموم شدن.

00:17:08.540 --> 00:17:11.020
‫هر کدوم ماها از پس چیزی براومدیم.

00:17:11.020 --> 00:17:17.050
‫می‌تونستی توی چهره‌هامون ببینی که ...خوشحال،
‫ با اعتماد بنفس، و شاید یکمی بالغ‌تر شده بودیم.

00:17:22.200 --> 00:17:27.760
‫فقط یه نفر بود کهدیگه باهامون نبود،
‫ مثل باد، باهامون خداحافظی کرد و برای همیشه رفت.

00:17:28.820 --> 00:17:34.580
‫اون تا همیشه به روشنایی توی قلب‌هامون
.می‌درخشه، صفحه‌ای از دوران جوانی ‌ماهاست

00:17:34.580 --> 00:17:37.330
‫و به این ترتیب، فصل عوض شد...

00:17:54.220 --> 00:17:55.960
‫اونی-ساما...

00:17:55.960 --> 00:17:59.170
‫من بازی کائورونوکیمی رو تماشا کردم.

00:17:59.840 --> 00:18:02.590
‫مسابقه‌ی قینال لیگ قهرمانی منطقه بود.

00:18:02.590 --> 00:18:06.810
‫و همچنین آخرین مسابقه‌ی آس مدرسه‌ی
‫سه ران کائورونوکیمی بود.

00:18:09.730 --> 00:18:14.220
‫کائورونوکیمی توی اون مسابقه
‫شماره‌ی «16» رو پوشید.

00:18:14.770 --> 00:18:18.320
‫این شماره روزی مال اون، سن‌ژوست-ساما بود

00:18:19.010 --> 00:18:24.300
‫شکی نیست که کائورونوکیمی توی
‫ اون مسابقه در کنار اون مبارزه کرد.

00:18:25.410 --> 00:18:30.040
‫معلومه که بقیه‌ی دانش‌آموز‌های سه‌ران
‫هم متوجه این مسئله شده بودند.

00:18:30.040 --> 00:18:37.740
‫همه موقع تماشای مسابقه تا می‌تونستن
‫داشتن تشویق می‌کردن.

00:18:49.200 --> 00:18:51.010
‫و بعد، اونی-ساما...

00:18:51.930 --> 00:18:56.690
‫مهمترین روز برای تو و کائورونوکیمی فرا رسید.

00:18:56.690 --> 00:18:58.760
‫اون روز هم بارونی بود...

00:18:58.760 --> 00:19:00.970
‫هنمی تاکه‌هیکو..

00:19:00.980 --> 00:19:05.200
‫قول می‌دهی که این زن، اوریهارا کائورو
‫را به عنوان همسر خودت دوست بداری...

00:19:05.200 --> 00:19:09.280
‫....در زمان بیماری، در زمان ثروت،
‫برای همه‌ی زمان‌ها تا وقتی مرگ شما را از هم جدا کند.

00:19:09.280 --> 00:19:11.160
‫بله.

00:19:13.010 --> 00:19:15.020
‫اوریهارا کائورو...

00:19:15.020 --> 00:19:19.580
‫قول می‌دهی که این مرد، هنمی‌ تاکه‌هیکو
‫را به عنوان همسر خودت دوست بداری...

00:19:19.580 --> 00:19:23.470
‫....در زمان بیماری، در زمان ثروت،
‫برای همه‌ی زمان‌ها تا وقتی مرگ شما را از هم جدا کند.

00:19:23.470 --> 00:19:25.070
‫بله.

00:19:27.350 --> 00:19:29.360
‫تا وقتی که زندگی می‌کنم...

00:19:42.510 --> 00:19:44.590
‫اونی-سامای عزیز من...

00:19:44.590 --> 00:19:50.020
‫اون دختر 18 ساله اون روز
‫درخشان‌تر از هرچیزی توی این دنیا بود.

00:19:50.670 --> 00:19:55.160
‫لب‌ها و گونه‌هاش به زیبایی
‫به رنگ رز نقاشی شده بودن...

00:19:55.160 --> 00:20:00.520
‫اون روز واقعاً سرشار از زندگی بود، برای عشق
‫زندگی ‌می‌کرد و در برابر چشم‌های همه می‌درخشید.

00:20:01.220 --> 00:20:03.230
‫«تا وقتی که زندگی می‌کنم...»

00:20:03.230 --> 00:20:08.380
‫اون حرف‌ها وقتی که برای کسی که دوستش
‫داشت به زبون میورد، همه‌ی قبلش رو فراگرفته بودن.

00:20:08.390 --> 00:20:11.530
‫یه روز، من هم می‌تونم همچین چیزی بگم...

00:20:11.530 --> 00:20:14.680
‫اون روز به همچین چیزی فکر می‌کردم.

00:20:15.800 --> 00:20:19.210
‫منم کسی می‌شم که می‌تونم همچین
‫حرفی رو به زبون بیارم.

00:20:20.450 --> 00:20:24.680
‫امیدوارم روزی عشقی رو پیدا کنم که
‫بتونم  این کلمات رو به زبون بیارم.

00:20:24.680 --> 00:20:26.480
‫از صمیم قلب آرزو می‌کنم...

00:20:43.760 --> 00:20:46.030
‫فوق‌العاده‌ست، نه کائورونوکیمی؟

00:20:46.030 --> 00:20:48.580
‫اون همه جاده‌های روستایی رمانتیک،
‫و بعدش هم رودخانه‌ی راین...

00:20:48.580 --> 00:20:51.390
‫اوه او اون سوسیس‌ها که می‌گن خیلی خوبن.

00:20:51.390 --> 00:20:52.530
‫آره.

00:20:52.530 --> 00:20:56.490
‫اگه وقت کنیم، چندتا
‫قلعه‌ی قدیمی هم می‌ریم.

00:20:56.490 --> 00:20:57.890
‫فوق‌العاده‌ست!

00:20:57.890 --> 00:21:00.170
‫فوق‌العاده‌ست...فوق‌العاده‌ست!

00:21:00.170 --> 00:21:01.640
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست!

00:21:02.120 --> 00:21:03.670
‫ماریکو-سان...

00:21:05.100 --> 00:21:07.720
‫خوشحال باش، کائورونوکیمی.

00:21:07.720 --> 00:21:09.390
‫واقعاً می‌گم...

00:21:10.930 --> 00:21:13.340
‫زود باش، هنمی وقتشه.

00:21:13.340 --> 00:21:14.880
‫اوه، آره...

00:21:19.430 --> 00:21:21.170
‫من دیگه می‌رم پدر.

00:21:24.520 --> 00:21:26.940
‫خوب باشید...مادر..

00:21:29.720 --> 00:21:33.070
‫ممنونم، تاکه‌هیکو-سان.
‫ تو هم مراقب باش.

00:21:37.490 --> 00:21:38.630
‫تا بعد.

00:21:40.960 --> 00:21:41.960
‫اونی-ساما...

00:21:44.120 --> 00:21:45.660
‫برات می‌نویسم!

00:21:51.790 --> 00:21:54.270
‫از کائورونوکیمی مراقبت کن!

00:21:59.360 --> 00:22:00.840
<i>‫برای یک لحظه...</i>

00:22:00.840 --> 00:22:04.390
<i>‫فقط برای یه لحظه، وقتی
‫اون‌جا کنار اونی-ساما ایستاده بودم...</i>

00:22:04.390 --> 00:22:09.610
<i>‫....بوی خاطره‌انگیز کسی که دیگه
‫هیچ‌وقت برنمی‌گرده رو حس کردم.</i>

00:22:10.300 --> 00:22:12.580
<i>‫اون بو، عطر سن‌ژوست-ساما....</i>

00:22:12.580 --> 00:22:15.060
<i>‫اون حال و هوای لطیف و مردانه...</i>

00:22:18.110 --> 00:22:23.530
<i>‫شاید بوی سیگاری بود که همیشه
‫اطرافش رو پر کرده بود.</i>

00:22:24.810 --> 00:22:31.110
<i>‫اون هواپیما نه تنها اونی-سامای من و کائورونوکیمی
‫رو با خودش می‌برد بلکه اون رایحه‌ی نوستالژیک رو هم برد...</i>

00:22:32.000 --> 00:22:33.000
‫ناناکو!

00:22:33.000 --> 00:22:33.870
‫ناناکو-سان!

00:22:52.240 --> 00:22:54.980
‫از اون موقع، دوبار شکوفه‌های گیلاس شکوفه کردن.

00:22:55.580 --> 00:22:58.670
‫من الان توی دبیرستان سه‌ران یه دانش‌آموز ارشدم.

00:22:59.360 --> 00:23:02.040
‫از آلمان هم خبر‌های فوق‌العاده‌ای گرفتم...

00:23:13.320 --> 00:23:16.530
‫اونی-ساما، یه چیز فوق‌العاده
‫هست که می‌خوام خودم بهت بگم.

00:23:17.700 --> 00:23:21.990
‫جدیداً با کسی آشنا شدم که یکمی ازش خوشم اومده.

00:23:23.280 --> 00:23:26.170
‫اون دانشجوی سال دوم دانشگاهـه.

00:23:28.600 --> 00:23:33.760
‫....هرچند چشم‌هاش قهوه‌ای روشن نیستن....

00:23:33.784 --> 00:23:48.784
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:48.808 --> 00:24:03.808
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.