﻿WEBVTT

00:00:01.830 --> 00:00:03.960
‫حادثه‌ی ناپدید شدن فرای‌لروانت...

00:00:04.380 --> 00:00:10.380
‫پایگاه گیلد دزدان توی پایتخت، یه شبه
‫بدون هیچ ردی ناپدید شدن.

00:00:11.080 --> 00:00:19.000
‫این اتفاق نیمه‌شب افتاد، برای همین هیچ شاهدی توی محل
‫نبود و تنها چیزی که باقی موند یه چاله‌ی عمیق بود.

00:00:19.500 --> 00:00:24.210
‫جای کارکنایی که احتمالاً اون‌جا مشغول
‫به کار بودن، تا الان ناشناخته باقی مونده...

00:00:24.234 --> 00:00:44.234
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:05.670 --> 00:02:06.750
‫اینجا...

00:02:07.040 --> 00:02:07.750
‫بله.

00:02:08.080 --> 00:02:11.290
‫زیر گیلد دزدان آنتومورگیم.

00:02:12.040 --> 00:02:16.880
‫هیچ انتظار نداشتم یه حلقه‌ی جابه‌جایی
‫از دانجن به زیرزمین گیلد وصل باشه.

00:02:17.880 --> 00:02:19.460
‫شوکه شدی؟

00:02:20.250 --> 00:02:26.290
‫گیلد‌ای دزدانی که توی کل کشور هستن،
‫توی جمع‌آوری انواع اطلاعات تخصص دارن،

00:02:27.380 --> 00:02:30.670
‫و شایعات زیادی در مورد اینکه توی
‫پشت صحنه دست به آدم‌کشی می‌زنن هم هست.

00:02:30.960 --> 00:02:32.540
‫تصور رایجیه.

00:02:33.670 --> 00:02:34.500
‫ولی بازم...

00:02:34.500 --> 00:02:35.380
‫اینجاست.

00:02:37.960 --> 00:02:39.040
‫بفرمایید.

00:02:40.670 --> 00:02:41.630
‫با اجازه!

00:02:42.080 --> 00:02:43.750
‫خیلی منتظرتون گذاشتیم؟

00:02:44.580 --> 00:02:47.920
‫نه نه، ما هم تازه رسیدیم.

00:02:48.920 --> 00:02:51.210
‫آقای رین‌هیرینج، خانم فورین.

00:02:51.540 --> 00:02:54.250
‫خیلی وقته ندیدیمت، خانم کلی.

00:02:54.250 --> 00:02:55.670
‫خوشحالم که حالت خوبه.

00:02:56.670 --> 00:03:01.170
‫این گیلد یه نمونه‌ی خاصه که هیچ ارتباطی با شعبه‌های دیگه نداره.

00:03:01.670 --> 00:03:05.710


00:03:06.830 --> 00:03:10.040
‫کم پیش میاد اینجا باشین، گیلد مستر.

00:03:11.500 --> 00:03:15.130
‫وقتی شنیدم خانم کلی دارن میان دیگه نتونستم نیام.

00:03:15.420 --> 00:03:17.040
‫این دختر بااستعداده.

00:03:17.380 --> 00:03:21.630
‫همیشه می‌دونستم که یه روزی کاری رو
‫می‌تونی انجام بدی که ماها از پسش برنمیایم،

00:03:21.630 --> 00:03:25.250
‫اما هیچوقت انتظار نداشتم از داخل وارد خود دانجن بشی...

00:03:26.330 --> 00:03:27.420
‫دیگه اینطوری شد.

00:03:29.170 --> 00:03:36.080
‫ولی بازم، می‌دونستم که این یه گیلد دزدان
‫خاصه که از همه‌ی گیلدای دیگه جداست. ولی بازم...

00:03:37.210 --> 00:03:41.500
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم وسیله‌های کاوش توسط دانجن ساخته شده باشن.

00:03:41.500 --> 00:03:44.750
‫عجیب نیست که برات تعجب‌آور بوده.

00:03:45.500 --> 00:03:47.920
‫این کیفا بزرگ می‌شن.

00:03:48.250 --> 00:03:53.130
‫سه تا اسمال و 20 تا مدیوم... بله، همینان.

00:03:53.960 --> 00:03:57.330
‫کیف‌های بزرگ‌شو می‌تونن چیزای خیلی بیشتری
‫نسبت به ظاهرشون توی خودشون جا بدن.

00:03:57.710 --> 00:04:01.540
‫داخلشون جا داره، و اگه دستتو بکنی داخلشون
‫جوریه انگار که داره کش میاد.

00:04:01.830 --> 00:04:04.670
‫سایزاشون لارج، مدیوم و اسماله.

00:04:05.750 --> 00:04:08.170
‫و اینا طومارهای بازگشتن.

00:04:08.540 --> 00:04:11.290
‫بله. سرجمع 50 تا هستن، درسته؟

00:04:12.040 --> 00:04:14.460
‫طومارهای بازگشت اقلام مصرفی هستن.

00:04:14.460 --> 00:04:18.540
‫اگه بهشون قدرت جادویی بدی، فعال
‫می‌شن و تو رو به ورودی دانجن برمی‌گردونن.

00:04:19.380 --> 00:04:21.580
‫مساحت اثرشون 2 متره.

00:04:22.000 --> 00:04:27.000
‫حتی اگه یه‌ذره بیرون باشی، احتمالاً
‫تا زمانی که یه شی منفرد شناخته بشی، مشکلی پیش نمیاد.

00:04:27.920 --> 00:04:35.290
‫به دزد‌هایی که توی گیلد ثبت‌نام کرده باشن،
‫کیف‌های بزرگ‌شو و طومارهای بازگشت داده می‌شه.

00:04:36.330 --> 00:04:40.040
‫با توجه به اینکه اینا به‌نظرم چقدر توی مقابله‌ با دانجن‌ها ضروری‌ان،

00:04:40.330 --> 00:04:43.250
‫حس می‌کنم منو توی مشتت داری، بل.

00:04:43.630 --> 00:04:45.960
‫آه، اون واکنش...

00:04:46.630 --> 00:04:51.790
‫نگران نباش. من این سیستم رو نچیدم. کار شخص قبل از منه.

00:04:52.790 --> 00:04:53.670
‫قبل از تو؟

00:04:53.670 --> 00:04:58.130
‫بله. حرفی که الان می‌زنم خیلی محرمانه‌ست، می‌شه لطفاً...

00:04:58.130 --> 00:04:58.630
‫اوهوم.

00:04:59.330 --> 00:05:04.960
‫قبل از ظهور گیلد دزدان، توی پارتی‌های کاوشگر اصلاً دزدی نبود.

00:05:05.250 --> 00:05:07.290
‫بیشتر روی قدرت اسلحه متمرکز بودن.

00:05:08.290 --> 00:05:13.790
‫در نتیجه، 80% مرگ‌ها از تله‌ها بود...

00:05:14.580 --> 00:05:16.080
‫اینکه یعنی همه‌ش...؟

00:05:16.080 --> 00:05:17.880
‫بله، برای همین...

00:05:18.130 --> 00:05:21.080
‫کاوشگرهای این شهر تله‌ها رو زیادی دست کم گرفتن!

00:05:21.080 --> 00:05:24.040
‫باید بهشون یه درس حسابی بدیم!

00:05:24.330 --> 00:05:26.130
‫اسبق من اینطور گفت.

00:05:26.130 --> 00:05:27.380
‫مرد خوبی بود؟

00:05:28.210 --> 00:05:33.420
‫ولی بازم، اگه می‌خواسته بهشون یاد بده، آسون‌ترش
‫این نبود که از گیلد ماجراجویان استفاده می‌کرد؟

00:05:33.920 --> 00:05:37.380
‫گیلد ماجراجویان یه سازمان جهانیه،

00:05:37.380 --> 00:05:40.790
‫برای همین سخته که ازشون صرفاً
‫برای کمک به آموزش این شهر خاص استفاده کرد.

00:05:41.040 --> 00:05:41.830
‫که اینطور...

00:05:42.290 --> 00:05:49.290
‫برای همین توی این شهر سازمانی تشکیل دادیم
‫تا مواد مناسب رو تهیه و تولید کنیم.

00:05:50.420 --> 00:05:52.380
‫تبانی کردین؟

00:05:53.960 --> 00:05:56.330
‫همیشه پشت صحنه اتفاقاتی میوفته.

00:05:57.500 --> 00:06:04.960
‫ولی بازم، تصور اینکه گیلد دزدان اصلی از اینکه
‫یه گیلد فقط برای این شهر ساخته بشه، چشم‌پوشی کنه...

00:06:05.210 --> 00:06:06.420
‫درسته...

00:06:06.790 --> 00:06:09.960
‫اولش، بهمون به‌طور رسمی هشدار دادن زیرشاخه‌شون بشیم.

00:06:10.380 --> 00:06:17.420
‫وقتی بهشون محل نذاشتیم، آدمکشاشونو فرستادن، درنتیجه
‫چاره‌ای نداشتیم جز اینکه بریم چند کلام باهاشون صحبت کنیم...

00:06:20.630 --> 00:06:23.420
‫که منجر به یه آشوب حسابی شد.

00:06:24.330 --> 00:06:29.540
‫دراصل، ممکنه راجع ‌بهش شنیده باشی. به مرور زمان
‫تحت‌عنوان حادثه‌ی ناپدید شدنِ فرای‌لروانت شناخته شد.

00:06:32.540 --> 00:06:33.830
‫چیکار کردی...؟

00:06:34.420 --> 00:06:36.540
‫فقط چندتا جرقه رو خاموش کردیم.

00:06:36.920 --> 00:06:40.920
‫بعد از اون حادثه، ظاهراً تبدیل به
‫چیزی شدیم که از تماس باهاش خودداری می‌کردن.

00:06:41.500 --> 00:06:42.460
‫که اینطور...

00:06:42.710 --> 00:06:44.630
‫می‌خوام اینا رو هم چک کنم.

00:06:44.960 --> 00:06:46.290
‫آه، الان میام!

00:06:47.130 --> 00:06:51.170
‫هیچ فکرشو نمی‌کردم این حقیقت پشت اون حادثه باشه...

00:06:51.500 --> 00:06:55.130
‫یعنی با یه‌چیز کاملاً باورنکردنی سروکار دارم...؟

00:06:55.830 --> 00:06:57.790
همینطوری خوبه؟

00:06:57.080 --> 00:06:59.290
‫خوش‌حالم می‌بینم صحیح و سالمید.

00:06:59.040 --> 00:06:59.830
‫بله!

00:06:59.670 --> 00:07:02.290
‫در رابطه با آقای برانس پیشرفتی داشتید؟

00:07:03.500 --> 00:07:05.670
‫هنوز هیچ سرنخی از پدرم پیدا نکردم.

00:07:05.670 --> 00:07:08.790
‫اما گمونم به احتمال قوی به طبقه‌ی دهم رسیده.

00:07:08.960 --> 00:07:12.920
‫اوه... راستی شما خودتون تا کجا پیش رفتید؟

00:07:12.920 --> 00:07:14.790
‫من وارد طبقه‌ی نهم شدم.

00:07:21.000 --> 00:07:23.080
‫به‌نظرتون من تا کجا می‌تونم پیش برم؟

00:07:23.790 --> 00:07:27.040
‫طبقه‌ی هفتم... نه، هشتم.

00:07:27.960 --> 00:07:30.630
‫ای بابا، هیچ‌جوره حریف‌تون نمی‌شم.

00:07:31.500 --> 00:07:36.330
‫گیلد ماجراجویان فقط تونسته تا طبقه‌ی هفتم
‫پیش بره، درسته؟ واقعاً که...

00:07:36.500 --> 00:07:41.750
‫ولی، آقای رین‌هیرینج خودمونه دیگه! مردی که
‫بزرگ‌ترین آدمکش گیلد دزدان بود!

00:07:42.880 --> 00:07:45.170
‫بود...؟ مگه چه اتفاقی افتاد؟

00:07:45.420 --> 00:07:48.380
‫هنوزم عضو گیلد دزدان هستید، این‌طور نیست؟

00:07:49.750 --> 00:07:52.750
‫از گیلد دزدان اصلی دزدیدیمش.

00:07:53.080 --> 00:07:53.790
‫هــــه؟!

00:07:53.790 --> 00:08:00.920
‫من وارد جنگی که نتونم پیروز بشم، نمی‌شم. و ضمناً،
‫اینجا بودن باحال‌تر به‌نظر می‌رسید.

00:08:01.960 --> 00:08:04.880
‫برای همین یه رویکرد نظارتی رو پیش گرفتن...؟

00:08:06.790 --> 00:08:09.580
‫خب پس، تعمیرات دست خودتون رو می‌بوسه.

00:08:10.040 --> 00:08:12.540
‫لطفاً از طرفم از آقای رانگارد تشکر کنید.

00:08:12.540 --> 00:08:14.830
‫چشم، یادم می‌مونه!

00:08:17.460 --> 00:08:18.500
‫خانم کلی.

00:08:20.750 --> 00:08:26.710
‫هنوز نشونه‌ای از اینکه آقای برانس دانجن رو
‫ترک کرده باشه، پیدا نکردیم. و اینکه...

00:08:27.880 --> 00:08:29.630
‫پس پدرم واقعاً...؟

00:08:30.130 --> 00:08:30.880
‫بله.

00:08:34.420 --> 00:08:37.000
‫قطعاً هنوز اونجا توی دانجن‌ـه...!

00:08:42.460 --> 00:08:45.420
‫واقعاً اشکالی نداره تحویل و اعاده‌ی کیفا
‫رو صرفاً با توافق شفاهی انجام بدی؟

00:08:45.960 --> 00:08:52.460
‫مشکلی نیست. کیفای کشسان علامتای ویژه‌ای
‫روشون دارن که اگه اتفاقی بیوفته بتونیم پیگیری‌شون کنیم،

00:08:52.460 --> 00:08:56.460
‫و ما حدأقل تعداد ممکن اسناد ضروری رو انتقال می‌دیم.

00:08:56.920 --> 00:08:59.790
‫انتقال...؟ می‌تونین این‌کارو بکنین؟

00:09:02.130 --> 00:09:05.290
‫آه، ببین این الان داره تحویل داده می‌شه.

00:09:12.080 --> 00:09:13.920
‫اینجا توی اتاق یه هیولا هست...

00:09:13.920 --> 00:09:17.880
‫اوه، اون اسلایم کاربرد تجاری داره، برای همین ضروری‌ـه.

00:09:18.750 --> 00:09:20.000
‫تجاری...؟

00:09:21.000 --> 00:09:27.790
‫اگر از دو اسلایم جفتی استفاده کنی، یه اسلایمت کاغذ رو
‫می‌خوره و اون‌یکی هم کاغذو بیرون می‌ده.

00:09:28.290 --> 00:09:29.380
‫عجب.

00:09:31.380 --> 00:09:35.790
‫تعمیر کیفای کشسان...
‫اینا جداً بد درب‌وداغون شدن.

00:09:36.790 --> 00:09:43.130
‫درسته که وقتی یکیشو بهم دادن به احتمال دزدی
‫فکر کردم، ولی بازم... علامت‌های ویژه...

00:09:44.330 --> 00:09:48.290
‫وایسا... در اون صورت، می‌تونم کیف پدرم رو پیگیری کنم...

00:09:49.170 --> 00:09:53.830
‫نه، حتم دارم اون به طبقه‌ی دهم رسیده و با بل جنگیده.

00:09:54.250 --> 00:09:59.380
‫اگه خودم شخصاً به طبقه‌ی دهم نرسم و
‫از بل نپرسم... پدرم...!

00:10:00.420 --> 00:10:05.830
‫هـــه؟! از ارتباطات شغلی‌ات استفاده کردی
‫تا مخفیانه پیدام کنی؟ چه ضایع!

00:10:08.540 --> 00:10:09.920
‫مسخره‌ام می‌کنه!

00:10:10.960 --> 00:10:12.580
‫جریان چیه؟

00:10:13.670 --> 00:10:15.380
‫آه نه، چیزی نیست...

00:10:15.750 --> 00:10:18.500
‫فقط یه‌بار دیگه فهمیدم که چقدر ناپخته بودم.

00:10:18.790 --> 00:10:20.380
‫هـــه؟! ناپخته...؟

00:10:20.960 --> 00:10:23.210
‫خب، امروز چیکاره‌ام؟

00:10:23.750 --> 00:10:27.080
‫آه، آره، خب...

00:10:29.630 --> 00:10:33.330
‫چطوره به آقای رانگارد توی تعمیر کیف‌ها کمک کنی؟

00:10:34.920 --> 00:10:36.670
‫کارت واقعاً حرف نداره...

00:10:38.380 --> 00:10:42.000
‫من بیشتر از مهارت تو توی جداکردن‌ اونا تحت‌تأثیر قرار گرفتم...

00:10:43.170 --> 00:10:45.830
‫نابودکردن چیزمیزا، کار ساده‌ایه.

00:10:46.630 --> 00:10:50.130
‫فکر نکنی صرفاً چون جوری گفتی که انگار
‫کاملاً طبیعیه، حرفتو قبول می‌کنم.

00:10:50.830 --> 00:10:55.630
‫خیلی‌خب، فقط مونده دوباره سرهم‌شون کنم. خسته نباشی.

00:10:55.630 --> 00:10:56.330
‫هوم.

00:10:56.880 --> 00:11:01.130
‫آه راستی، اون سلاحتم که برای کاوش‌گری
‫استفاده می‌کنی، بذار بمونه.

00:11:01.540 --> 00:11:02.670
‫سلاحم؟

00:11:02.790 --> 00:11:04.250
‫یه چندجاشو برات تعمیر می‌کنم.

00:11:04.670 --> 00:11:09.040
‫سلاحی که استفاده می‌کنی مال دانجنه، مگه نه؟
‫پس راست کار خودمه.

00:11:09.380 --> 00:11:13.040
‫تاجایی که شنیدم، سلاحای افسون‌شده‌ی جادویی
‫نیازی به تعمیرات ندارن.

00:11:13.210 --> 00:11:15.580
‫هوم. چه شایعه‌ی مضحکی.

00:11:15.790 --> 00:11:18.790
‫همینطور باید تنظیمش کنم تا بتونی بهتر ازش استفاده کنی.

00:11:19.210 --> 00:11:24.130
‫به من یاد دادن که سلاحا رو نباید تنظیم کرد،
‫و باید همونطور که هستن، بهترین استفاده رو ازشون برد.

00:11:25.460 --> 00:11:26.880
‫درس خوبی بهت دادن.

00:11:26.880 --> 00:11:29.170
‫ولی این نظریه رو کسی داده که از دید خودش به قضیه نگاه می‌کرده.

00:11:29.540 --> 00:11:33.080
‫وسیله و کاربرش باید به‌منظور ارتقاء دادن یکدیگر به کار گرفته شن.

00:11:33.290 --> 00:11:37.380
‫از پیشنهادت ممنونم، ولی بی‌انصافیه فقط
‫من اونی باشم که همچین خدماتی رو دریافت می‌کنه...

00:11:37.880 --> 00:11:40.380
‫خانم کوچولو تازگی‌ها کیفش کوکه.

00:11:40.380 --> 00:11:41.580
‫و علتش چیه؟

00:11:41.790 --> 00:11:43.670
‫چون یه دوست پیدا کرده.

00:11:45.210 --> 00:11:49.460
‫به دید من تو یکی از خودمونی. چه ایرادی داره
‫یکم خدمات ویژه دراختیارت بذاریم؟

00:11:49.880 --> 00:11:52.040
‫کسی جز پدرم همچین چیزی نگفته بود...

00:11:55.210 --> 00:11:56.210
‫ممنون.

00:12:00.880 --> 00:12:03.130
‫اهالی دانجن.

00:12:08.080 --> 00:12:10.290
‫اهالی دانجن.

00:12:11.380 --> 00:12:12.920
‫نمی‌شه تنظیمش کرد؟

00:12:13.630 --> 00:12:17.880
‫بله... دقیق بگم، نیازی نداره.

00:12:17.880 --> 00:12:19.830
‫نیازی نداره...؟

00:12:20.290 --> 00:12:24.210
‫حقه‌ش لو می‌ره، ولی می‌خوای بشنوی؟

00:12:25.960 --> 00:12:27.080
‫خب...

00:12:27.790 --> 00:12:31.290
‫وسیله و کاربرش باید به‌منظور ارتقاء دادن یکدیگر به کار گرفته شن.

00:12:33.880 --> 00:12:34.830
‫لطفاً بگو.

00:12:35.250 --> 00:12:36.330
‫باشه.

00:12:37.460 --> 00:12:44.290
‫این خنجر هنوز به‌عنوان صاحبش قبولت نداره،
‫برای همین قدرت اصلیشو نمی‌تونه نشون بده.

00:12:46.000 --> 00:12:47.750
‫زنده‌ست!؟

00:12:49.040 --> 00:12:51.710
‫اسم من کلی‌ـه، تو چی...؟

00:12:51.710 --> 00:12:55.210
‫ببخشید، منظورم اونطور نبود...

00:12:56.210 --> 00:12:59.420
‫توانایی‌های اصلی این خنجر مهروموم شدن.

00:13:00.130 --> 00:13:03.630
‫ببخشید می‌پرسم، ولی از کجا آوردیش؟

00:13:06.880 --> 00:13:07.750
‫من برگشتم...

00:13:07.774 --> 00:13:14.774
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:13:14.790 --> 00:13:17.080
‫آفرین که تا این‌حد قوی شدی.

00:13:17.330 --> 00:13:19.750
‫از الان به بعد تنهایی تمرین کن.

00:13:19.960 --> 00:13:23.540
‫بهترین سلاحی که دم‌دستم بود رو برات گذاشتم،
‫ازش استفاده کن!

00:13:25.170 --> 00:13:27.710
‫پدرم بهم دادتش...

00:13:29.290 --> 00:13:35.210
‫صحیح... این خنجر مال طبقه‌ی دهم دانجنه.

00:13:36.630 --> 00:13:43.170
‫طبقه‌ی دهم، پایین‌ترین طبقه‌ست، برای
‫همین هیولاهای رده‌بالا رو اونجا گذاشتیم.

00:13:43.670 --> 00:13:48.250
‫گنج‌ها هم همینطورن. همه‌شون
‫هم‌سطح گنیجه‌ی ملی یا بالاترن.

00:13:49.080 --> 00:13:49.960
‫گنجینه‌ی ملی...؟!

00:13:50.250 --> 00:13:56.080
‫و اگه هرکسی می‌تونست ازشون استفاده کنه،
‫دردسر می‌شد، برای همین توانایی‌هاشونو محدود کردیم.

00:13:56.330 --> 00:14:03.710
‫دقیق‌تر بگم، فقط کسایی که به طبقه‌ی دهم
‫رسیدن می‌تونن ازشون استفاده کنن.

00:14:04.170 --> 00:14:12.380
‫اگه کس دیگه‌ای بخواد ازشون استفاده کنه، جای
‫قدرت اصلی‌شون، فقط یکم اثر تقویتی می‌ذارن.

00:14:12.960 --> 00:14:14.630
‫اثر تقویتی؟

00:14:14.960 --> 00:14:19.790
‫بله... فکر می‌کنم برابر با چیزی از
‫طبقه‌ی ششم هفتم باشه.

00:14:20.580 --> 00:14:21.880
‫خیلی هم زیاده ها...

00:14:22.920 --> 00:14:27.710
‫از اونجایی که هنوز به طبقه‌ی دهم نرسیدم،
‫قدرت اصلیشو نشون نمی‌ده.

00:14:28.710 --> 00:14:33.710
‫پس، پدرم واقعاً به طبقه‌ی دهم رسیده بود...

00:14:35.380 --> 00:14:40.420
‫برای همین گفتم اگه خواستی، می‌تونم محدودیتشو بردارم.

00:14:41.380 --> 00:14:43.630
‫ممنونم، ولی نه.

00:14:43.960 --> 00:14:46.920
‫اگه خودم بهش نرسم، اذیت می‌شم.

00:14:48.290 --> 00:14:49.920
‫فکر می‌کردم اینو بگی.

00:14:50.500 --> 00:14:54.170
‫خب پس، امروز محل سکونت‌ هیولاها رو نشونت می‌دم!

00:14:54.330 --> 00:14:56.080
‫محل سکونت هیولاها رو؟

00:15:01.000 --> 00:15:02.080
‫گنده‌ست...

00:15:02.080 --> 00:15:05.960
‫آره دیگه. بعضی وقتا یه‌سری از ساکنین‌مون
‫زیادی گنده‌ن خب.

00:15:06.250 --> 00:15:11.380
‫اگه همچین فضای بازی نیاز دارن، تو راهروهای
‫دانجن که جا نمی‌شن، نه؟

00:15:12.040 --> 00:15:16.080
‫برای همچین کارکنانی، اتاقای اختصاصی آماده می‌کنیم.

00:15:16.500 --> 00:15:17.500
‫چقدر آزادانه...

00:15:17.670 --> 00:15:23.000
‫اینور یه محوطه‌ی مبارزه هم داریم. کنجکاو شدی، نه؟

00:15:24.460 --> 00:15:25.330
‫آره.

00:15:29.630 --> 00:15:31.880
‫اینجا سالن‌انتظار مشترکمونه.

00:15:34.710 --> 00:15:39.580
‫صحیح. خیلیاشونو حین کاوش دیدم.

00:15:50.000 --> 00:15:51.880
‫اهم، همگی...

00:15:55.330 --> 00:16:00.170
‫ایشون خانم کلی هستن. یه مدتی قرار کمک‌دستمون باشن.

00:16:00.790 --> 00:16:04.830
‫احتمالاً از این به بعد زیاد اینجاها ببینیدش،
‫امیدوارم با هم کنار بیاید!

00:16:05.540 --> 00:16:07.670
‫خانم کلی، حرفی سخنی؟

00:16:07.670 --> 00:16:09.210
‫عـ ـ عه؟ باید خودمو معرفی کنم؟

00:16:11.670 --> 00:16:16.880
‫من یه کاوشگرم، کلی. بنابر دلایلی اینجا
‫مشغول به کار شدم.

00:16:17.170 --> 00:16:22.790
‫تازه‌کار حساب می‌شم، امیدوارم بتونید
‫چم‌وخم این کارو بهم یاد بدیم.

00:16:23.420 --> 00:16:24.580
‫مشتاق کار کردن باهاتونم!

00:16:31.000 --> 00:16:33.080
‫عه، پس همکاری که!

00:16:34.380 --> 00:16:35.830
‫یکی از مایی دیگه؟

00:16:37.710 --> 00:16:40.500
‫می‌گم، تو دختر اون مرد بادبُر‌ـه‌ای، نه؟

00:16:41.380 --> 00:16:42.380
‫بادبُر؟!

00:16:42.920 --> 00:16:50.670
‫صبر کنید بابا! می‌دونم کلی سوال دارید، ولی فقط
‫می‌خواستم امروز ببینیدش!

00:16:51.880 --> 00:16:53.830
‫خوب پیش رفت، نه؟

00:16:54.420 --> 00:16:59.790
‫اینجا یه محوطه‌ی مشترکه، برای همین
‫خیلی از کسایی که عاشق تعاملن، اینجا زندگی می‌کنن.

00:17:00.130 --> 00:17:01.040
‫صحیح...

00:17:01.360 --> 00:17:04.310
‫کسایی که مایل نیستن زیاد با بقیه تعامل داشته باشن،

00:17:04.440 --> 00:17:09.630
‫اتاق‌های جدا و مخصوص همراه حلقه‌ی انتقال براشون محیا
‫شده تا مستقیم برن سرکار.

00:17:10.170 --> 00:17:16.460
‫شنیده بودم حلقه‌های انتقال یه نوع جادوی
‫گم‌شده مخصوص خرابه‌ها و دانجنان...

00:17:17.500 --> 00:17:22.000
‫البته اینجا هم دانجنه، پس درسته دیگه...؟ شاید...؟

00:17:22.290 --> 00:17:23.250
‫رسیدیم.

00:17:24.580 --> 00:17:26.330
‫این زمین مبارزه‌ست.

00:17:27.460 --> 00:17:29.750
‫البته الان کسی ازش استفاده نمی‌کنه.

00:17:30.000 --> 00:17:35.250
‫می‌تونی تماشاچی باشی، ولی جوری ساخته شده
‫که از داخل نشه بیرون رو دید، تا حواس‌پرتی‌ای ایجاد نشه.

00:17:36.210 --> 00:17:40.170
‫اطرافش یه حفاظ هست، از بیرون نمی‌شه
‫داخل مبارزه دخالت کرد.

00:17:40.790 --> 00:17:44.750
‫کسایی که می‌خوان شرکت کنن باید کریستال داشته باشن.

00:17:45.210 --> 00:17:48.920
‫برای همین، کسایی که کریستالی براشون
‫ثبت نشده، نمی‌تونن وارد بشن.

00:17:49.250 --> 00:17:51.710
‫بعضیا هم کریستال ندارن؟

00:17:52.790 --> 00:17:54.170
‫آره.

00:17:54.170 --> 00:17:58.080
‫هیولاهایی که جونشون براشون مهم نیست...

00:17:59.250 --> 00:18:01.460
‫جونشون براشون مهم نیست...؟

00:18:01.790 --> 00:18:03.830
‫ببخشید.

00:18:05.380 --> 00:18:06.420
‫اون...

00:18:07.540 --> 00:18:08.330
‫لاغر...

00:18:08.750 --> 00:18:09.540
‫لاغر؟

00:18:10.040 --> 00:18:13.500
‫هیچی. کاریم داشتین؟

00:18:14.080 --> 00:18:20.630
‫برای احوال‌پرسی یکم پیش رفتیم،
‫ولی حدس زدیم کار اصلیت اینجا باشه.

00:18:21.000 --> 00:18:22.000
‫صحیح...

00:18:23.080 --> 00:18:25.500
‫گابلین نیستن؟

00:18:26.040 --> 00:18:28.880
‫تاحالا نشنیده بودم گابلینا همچین هوشی داشته باشن.

00:18:29.630 --> 00:18:33.580
‫ببخشید، ولی شما... گابلینین؟

00:18:34.130 --> 00:18:38.830
‫صحیح، اول باید معرفی می‌کردیم. معذرت.

00:18:39.250 --> 00:18:41.920
‫من یه های گابلینم، شیلدمورگ.

00:18:42.380 --> 00:18:46.500
‫و اینا هم برادرای کوچیک‌ترم، باندگ و بوندوگ‌ـن.

00:18:47.420 --> 00:18:51.540
‫های گابلین...؟ یه گونه‌ی برتر از گابلینن؟

00:18:51.830 --> 00:18:54.630
‫فهمیدم. برای همین هوشمندن.

00:18:55.290 --> 00:19:00.830
‫تو قوی‌ای. بچه‌مو به‌دنیا میاری؟

00:19:01.880 --> 00:19:02.830
‫هوشمندن...؟

00:19:04.170 --> 00:19:08.040
‫هوی! حرفای تولید مثل باید بمونه برای
‫ بعد از شکست دادن حریفت!

00:19:09.710 --> 00:19:12.000
‫و همچین قانونی هم تاحالا نشنیده بودم...

00:19:12.630 --> 00:19:17.500
‫می‌شه اینجا، از این کارا نکنید؟

00:19:17.500 --> 00:19:19.500
‫ا ـ البته!

00:19:19.880 --> 00:19:22.750
‫بگذریم، می‌خواستیم صحبت کنیم...

00:19:22.750 --> 00:19:23.630
‫مشکلی نیست.

00:19:24.250 --> 00:19:26.130
‫می‌خوای دوباره بجنگیم، نه؟

00:19:26.460 --> 00:19:29.080
‫بـ ـ بله... خوب فهمیدی.

00:19:29.290 --> 00:19:32.920
‫هرکسی از اینکه تو مبارزه بدون نشون دادن
‫مهارتش ببازه، پشیمون می‌شه.

00:19:33.290 --> 00:19:37.290
‫و اینکه یکم باید عطش خونتونو مخفی کنین...

00:19:39.380 --> 00:19:40.540
‫ببخشید...

00:19:41.380 --> 00:19:46.630
‫خیلی خجالت‌آوره، ولی من و برادرام نمی‌تونیم
‫قبول کنیم انقدر راحت باختیم.

00:19:47.130 --> 00:19:48.040
‫منطقیه.

00:19:49.750 --> 00:19:50.880
‫قبول می‌کنم.

00:19:54.920 --> 00:19:58.000
‫اگه دستتو رو پایه‌ی کریستال بذاری
‫و بگی «وارد شدن»،

00:19:58.330 --> 00:20:03.500
‫یه کپی براساس داده‌های ثبت شده‌ت وارد زمین مبارزه می‌شه،

00:20:03.710 --> 00:20:06.210
‫و بعد، هم‌زمان، هوشیاریت هم بهش منتقل می‌شه...

00:20:07.380 --> 00:20:10.290
‫قشنگ داده داد می‌زنه که نفهمیده...

00:20:11.920 --> 00:20:16.710
‫اگه به کریستال دست بزنی و بگی وارد شو، می‌ری داخل.

00:20:17.460 --> 00:20:18.330
‫باش.

00:20:19.210 --> 00:20:23.880
‫و موقع خروج هم باید بگی «خروج»
‫تا درجا خارج بشی.

00:20:25.540 --> 00:20:26.380
‫وارد شو.

00:20:34.460 --> 00:20:37.130
‫انگار تجهیزاتت نسبت به قبل فرق دارن.

00:20:37.830 --> 00:20:39.380
‫راستی، الان که گفتی...

00:20:39.380 --> 00:20:40.750
‫پس بذاریمش یه‌وقت دیگه؟

00:20:41.380 --> 00:20:44.000
‫نه. سلاح موردعلاقه‌م دستمه.

00:20:44.960 --> 00:20:48.330
‫و می‌تونی جلو جلو افسون پشتیبانی اجرا کنی.

00:20:48.960 --> 00:20:51.250
‫داری بهمون آسون می‌گیری؟

00:20:51.250 --> 00:20:57.040
‫معلومه که نه. نه تله‌ای درکاره نه نیروی
‫پشتیبانی، برای همین می‌تونم رو حریف روبه‌روم تمرکز کنم.

00:20:57.630 --> 00:20:59.540
‫زیادی به نفعمه.

00:21:02.210 --> 00:21:04.750
‫خب پس، با اجازه...

00:21:13.710 --> 00:21:15.210
‫اونا کلمه بودن؟

00:21:16.290 --> 00:21:17.210
‫سریعن.

00:21:17.580 --> 00:21:19.460
‫دارن از بالا و پایین میان سراغم.

00:21:19.880 --> 00:21:22.880
‫و وقتی بپرم عقب، جادوشون میاد.

00:21:24.630 --> 00:21:28.290
‫از نیش گرگ یخی با مهارت‌ترن، ولی...

00:21:28.540 --> 00:21:32.540
‫زیادی رو سرعتش تمرکز کرده، بهش قدرت کافی نداده!

00:21:51.210 --> 00:21:52.540
‫خب...

00:21:52.750 --> 00:21:56.330
‫تسلیم می‌شی، یا ادامه می‌دی؟
‫هردوتاش برام فرقی نداره.

00:21:57.710 --> 00:22:01.460
‫دست‌خالی دردناکه، زیاد خوشم نمیاد اینطوری کنم...

00:22:07.670 --> 00:22:09.290
‫عه، پس عقب کشیدن؟

00:22:14.540 --> 00:22:17.630
‫نسبت به وقتی که تبدیل به گوهر می‌شن، خیلی آروم‌تر بود...

00:22:18.130 --> 00:22:19.580
‫خب، منم...

00:22:19.604 --> 00:22:39.604
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:39.628 --> 00:22:59.628
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:58.460 --> 00:24:03.290
‫بدن دایناسور، چیزی مانند یک زره...

00:24:03.670 --> 00:24:05.790
‫حتی ضربه زدن بهش هم آسیب زیادی وارد می‌کنه.

00:24:06.130 --> 00:24:09.790
‫باید با تمام توانت جوری بهش ضربه بزنی
‫که انگار می‌خوای فلز بشکافی، و بدنت رو به سختی سنگ کنی...

00:24:09.790 --> 00:24:11.250
‫خانم کلی...

00:24:12.040 --> 00:24:15.710
‫به یه راه رسیدم که یکم شاداب‌ترت کنم!

00:24:15.710 --> 00:24:17.500
‫می‌خوای قلقلکم بدی؟

00:24:17.500 --> 00:24:18.130
‫ها؟

00:24:18.130 --> 00:24:19.960
‫عا، ببخشید. نمی‌خواستم حدس بزنم...

00:24:19.960 --> 00:24:22.750
‫قسمت بعدی «اهالی دانجن»، قسمت ۵،

00:24:23.000 --> 00:24:24.580
‫«همکار، خانواده.»

00:24:24.960 --> 00:24:25.960
‫جدی ببخش.

00:24:25.960 --> 00:24:27.540
‫اشکال نداره...

00:19:51.750 --> 00:19:54.250
اتاق ورودی

00:24:22.210 --> 00:24:25.210
همکار، خانواده

00:17:01.230 --> 00:17:10.020
راهرو

00:17:01.230 --> 00:17:10.020
اتاق

00:17:01.230 --> 00:17:10.020
حلقه‌ی انتقال