﻿WEBVTT

00:00:06.080 --> 00:00:07.250
‫خانم کلی...

00:00:08.380 --> 00:00:10.920
‫تو همیشه نون و گوشت خشک می‌خوری؟

00:00:11.250 --> 00:00:13.290
‫بله. چطور؟

00:00:13.710 --> 00:00:18.960
‫سبزیجاتی که برات تدارک دیدم اصلاً استفاده نشدن،
‫برای همین اتفاقی متوجه شدم.

00:00:19.330 --> 00:00:22.330
‫برای من تدارک دیدی؟ بل تو نمی‌خوریشون؟

00:00:22.750 --> 00:00:25.330
‫من گهگاهی چندتا از تازه‌هاش رو می‌خورم.

00:00:25.500 --> 00:00:28.130
‫ولی هیچ چیزی که نیاز به پختن داشته باشه رو نمی‌تونم بخورم.

00:00:29.130 --> 00:00:31.420
‫پس همه‌ی این امکانات آشپزی واسه چیه؟

00:00:32.130 --> 00:00:37.000
‫من آموزش دیدم تا موقع کاوش فقط با گوشت و آب دووم بیارم.

00:00:37.710 --> 00:00:38.880
‫چیزه خب...

00:00:39.710 --> 00:00:45.000
‫درسته، الان کاوشی نمی‌کنم،
‫و بدک نیست آدم چیزای متفاوت بخوره.

00:00:45.024 --> 00:00:50.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:50.830 --> 00:00:53.040
‫ها؟ می‌تونی آشپزی کنی؟

00:00:53.960 --> 00:00:57.130
‫این آشپزی نیست. صرفاً کباب می‌کنم یا می‌جوشونمشون.

00:00:58.290 --> 00:00:59.080
‫ها؟!

00:01:00.040 --> 00:01:00.790
‫چیه؟

00:01:01.330 --> 00:01:04.080
‫توی کابینت پایینی چاقوی آشپزی داریما.

00:01:04.710 --> 00:01:07.420
‫وقتی بحث استفاده از خنجر می‌شه
‫بهتر نیست با همونی که راحتی کارتو راه بندازی؟

00:01:08.000 --> 00:01:10.790
‫معلومه عادت کردن به چاقوی آشپزی
‫هیچوقت تا حالا از ذهنش هم نگذشته...

00:01:19.580 --> 00:01:21.540
‫الان فقط باید منتظر بمونیم بجوشن.

00:01:21.790 --> 00:01:23.210
‫فعلاً یکم استراحت کنیم.

00:01:23.790 --> 00:01:26.460
‫چیزه، بعدش بهش چاشنی می‌زنی؟

00:01:27.210 --> 00:01:28.130
‫چاشنی؟

00:01:28.130 --> 00:01:30.790
‫عه خب، مثل ادویه و اینطور چیزا...

00:01:31.420 --> 00:01:34.960
‫آه، اون چیزا دیگه کار آشپزای حرفه‌ایه.

00:01:35.830 --> 00:01:37.920
‫چیزی نیست که یه آماتور بخواد باهاشون سرشاخ بشه.

00:01:38.540 --> 00:01:40.710
‫هـ ـ هــــه؟

00:03:19.330 --> 00:03:23.580
‫گوش کن، آشپزی کردن مثل جنگیدن نیست که
‫فقط باید حریفت رو شکست بدی.

00:03:24.210 --> 00:03:26.130
‫اگه توی خورد کردن خرابکاری کنی، می‌میری.

00:03:26.500 --> 00:03:29.080
‫اگه از چاشنی‌ها یا ادویه‌های اشتباهی‌ هم
‫استفاده کنی، بازم می‌میری.

00:03:29.580 --> 00:03:31.540
‫تکنیک بسیار سختی هست.

00:03:31.880 --> 00:03:33.170
‫اصلاً با بی‌پروایی باهاش برخورد نکن.

00:03:33.790 --> 00:03:35.580
‫اگه بهش نیازی داری، بسپرش به یه این‌کاره.

00:03:36.790 --> 00:03:38.670
‫پدرم اینطور بهم یاد داد.

00:03:38.670 --> 00:03:40.040
‫چرا آخه؟

00:03:40.750 --> 00:03:44.210
‫من شخصاً استفاده از نمک رو توی آشپزی تجربه کردم.

00:03:45.330 --> 00:03:46.710
‫در این حد.

00:03:47.210 --> 00:03:54.130
‫فقط همین مقدار کم کافی بود تا از یه
‫سبزیجات جوشیده یه سوپ شور ترسناک بسازه.

00:03:54.580 --> 00:03:57.420
‫آماتورا نباید با آشپزی سرشاخ بشن.

00:03:57.420 --> 00:03:59.250
‫آ ـ آها...

00:03:59.580 --> 00:04:00.920
‫چه عجیب!

00:04:02.630 --> 00:04:05.290
‫آقای رانگارد، چی شده؟

00:04:05.500 --> 00:04:10.580
‫قدرت تو تکه، ولی در مورد چیزای دیگه خیلی نادونی، نه؟

00:04:11.330 --> 00:04:12.710
‫منکرش که نمی‌شم.

00:04:13.000 --> 00:04:17.420
‫گوش کن، نمکو اول باید بتراشی
‫بعدم هر بار یه مقدار خیلی کمی ازش استفاده کنی.

00:04:17.880 --> 00:04:21.210
‫نباید هردفعه از کل یه تیکه استفاده کنی،
‫اینطوری خودتو به کشتن می‌دی.

00:04:21.830 --> 00:04:23.710
‫آها... پس اینطوریه.

00:04:24.210 --> 00:04:26.710
‫آقای رانگارد... کاری داشتین؟

00:04:26.920 --> 00:04:29.880
‫آره. آبمون تموم شده، اومدم بگیرم.

00:04:30.330 --> 00:04:32.210
‫آها، من می‌تونم براتون بیارم.

00:04:32.210 --> 00:04:34.170
‫آها، نه اونطور نیست خانم کلی.

00:04:34.170 --> 00:04:34.710
‫هومم؟

00:04:35.250 --> 00:04:38.630
‫وقتی یه دورف می‌گه آب، منظورش الکله.

00:04:41.330 --> 00:04:43.630
‫اونوقت به آب عادی چی‌ می‌گین؟

00:04:43.790 --> 00:04:44.540
‫یه ناامیدی.

00:04:45.420 --> 00:04:46.210
‫یه ناامیدی.

00:04:46.790 --> 00:04:50.830
‫مایه‌ی ناامیدیه که مثل آبی که زندگی‌بخشه، عمل نمی‌کنه.

00:04:51.380 --> 00:04:53.000
‫آها... فهمیدم...

00:04:53.420 --> 00:04:54.830
‫نه... اصلاً نفهمیدم.

00:04:55.210 --> 00:04:56.880
‫خب، دارین چیکار می‌کنین؟

00:04:56.880 --> 00:04:59.210
‫داشتیم در مورد اینکه اصلاً
‫سبزیجات مصرف نکردیم حرف می‌زدیم.

00:04:59.500 --> 00:05:01.500
‫آقای رانگارد شما سبزیجات نمی‌خورین؟

00:05:02.330 --> 00:05:06.540
‫سبزیجات؟ فقط شما آدما گیاه و برگو اینطور چیزا می‌خورین.

00:05:06.750 --> 00:05:09.790
‫با آب و گوشت هم می‌‌شه روزگار گذروند.

00:05:09.790 --> 00:05:11.170
‫جدی...؟

00:05:11.790 --> 00:05:14.580
‫وایسا، واسه آدما هم جوابه؟

00:05:14.960 --> 00:05:17.630
‫آخه الکل برای ضد عفونی کردن استفاده می‌شه...

00:05:18.000 --> 00:05:21.380
‫این یه ویژگی نژادیه. سعی نکنی ازش تقلید کنیا.

00:05:24.750 --> 00:05:25.330
‫پخت.

00:05:26.080 --> 00:05:28.540
‫حالا که همه هستن، چطوره شما دوتا هم ازش بخورین؟

00:05:37.710 --> 00:05:40.000
‫اوهوم، عادی شد.

00:05:44.540 --> 00:05:47.670
‫تلخی و مزه‌ی برگا رو می‌ده...

00:05:48.130 --> 00:05:51.000
‫می‌تونم مزه‌ی الیاف سبزیجاتشو حس کنم.

00:05:51.580 --> 00:05:54.080
‫آها. اگه خوردنیه که شکر.

00:05:54.750 --> 00:05:58.920
‫نه... بذار رک باشم، افتضاحه.

00:05:59.630 --> 00:06:01.420
‫آره، منم موافقم.

00:06:01.960 --> 00:06:03.040
‫خودت می‌دونی...؟

00:06:03.580 --> 00:06:06.460
‫مزه‌ش بده، ولی غذاـه.

00:06:07.000 --> 00:06:09.830
‫تا وقتی خوردنی باشه، مشکلی نیست.

00:06:10.460 --> 00:06:12.170
‫چه کم توقع!

00:06:10.460 --> 00:06:12.170
‫چه کم توقع!

00:06:14.380 --> 00:06:16.130
‫اینطوری به جایی نمی‌رسیم.

00:06:16.670 --> 00:06:19.080
‫چطوره از یه نفر بخوایم بهت یاد بده؟

00:06:19.540 --> 00:06:21.580
‫از یه نفر...؟

00:06:26.630 --> 00:06:28.920
‫خانم فورین، خیلی ازتون ممنونیم!

00:06:29.130 --> 00:06:30.380
‫ممنونیم.

00:06:30.830 --> 00:06:35.580
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم اولین ماجراجوییم
‫توی یه دانجن، همچین شکلی به خودش بگیره.

00:06:35.880 --> 00:06:37.420
‫بـ ـ ببخشید...

00:06:38.040 --> 00:06:39.040
‫مشکلی نیست.

00:06:39.630 --> 00:06:43.170
‫هرچی نباشه منم به منطقه‌ی مسکونی دانجن علاقه‌مند بودم.

00:06:46.000 --> 00:06:50.290
‫فکرشو بکن برای کنترل آتیش هم ابزار دارین... عالیه واقعاً.

00:06:50.960 --> 00:06:52.130
‫می‌دونین چطوری ازش استفاده کنین...؟

00:06:52.630 --> 00:06:54.460
‫با نگاه کردنش در این حد دستگیرم می‌شه.

00:06:55.250 --> 00:07:01.080
‫دوست دارم توی خونه‌م یکی داشته باشم، ولی این فقط به ‌این
‫خاطر که محیط دانجن با قدرت جادویی پر شده، امکان‌پذیره، نه؟

00:07:01.580 --> 00:07:02.750
‫درسته.

00:07:03.130 --> 00:07:04.170
‫حیف شد...

00:07:04.960 --> 00:07:10.000
‫خب دیگه، بیاین اول بهتون یاد بدم چطوری سبزیجات رو
‫سرخ کنیم و با نمک بهشون طعم بدیم.

00:07:11.960 --> 00:07:17.460
‫اوه، برای اینکه دردو بهشون نشون بدم،
‫راهای بهتری جز سرخ کردن بلدم و ‌رحمم نمی‌کنم.

00:07:17.790 --> 00:07:19.830
‫و لازمم ندارم الان یادش بگیرم...

00:07:20.250 --> 00:07:24.290
‫وقتی گفتم سرخشون می‌کنیم، منظورم یه تکنیک آشپزی بود.

00:07:35.790 --> 00:07:36.630
‫تموم شد.

00:07:42.210 --> 00:07:43.380
‫خوشمزه‌ست!

00:07:43.830 --> 00:07:48.540
‫یه ظرف باشه حس تنهایی می‌ده.
‫غذاهای ساده‌ی دیگه‌ای هم بهتون یاد بدم؟

00:07:48.540 --> 00:07:49.710
‫عالیه.

00:07:50.080 --> 00:07:52.210
‫پس بذارید اول یه نگاهی به مواد اولیه‌تون بندازم.

00:07:53.880 --> 00:07:57.710
‫یاد گرفتن این که بعضی‌ جاها هست که
‫می‌خوری و بعضی جاها رو می‌ریزی دور واقعاً عجیب بود.

00:07:58.000 --> 00:08:02.960
‫درسته. اصلاً از روی ظاهر هویج
‫متوجه نشده بودم که پوست داره.

00:08:02.960 --> 00:08:03.880
‫منم.

00:08:04.920 --> 00:08:08.290
‫آه، خانم فورین. چیزی که به‌‌نظر به‌درد بخوره پیدا کردین؟

00:08:08.290 --> 00:08:11.130
‫این، گوشت اژدهاست، درسته؟

00:08:11.880 --> 00:08:15.080
‫آه، بله. قبلاً برامون آوردن...

00:08:15.540 --> 00:08:17.250
‫این یه مواد غذایی باکیفیته.

00:08:17.250 --> 00:08:19.380
‫آدمای عشق غذا پول خوبی براش می‌دن.

00:08:20.130 --> 00:08:21.330
‫خوشمزه‌ست؟

00:08:21.790 --> 00:08:23.540
‫معلومه، اما...

00:08:24.250 --> 00:08:26.790
‫وای، پس بیاید بخوریمش.

00:08:27.710 --> 00:08:30.630
‫واقعاً اشکالی نداره کسی با سطح آشپزی من بپزتش...؟

00:08:34.420 --> 00:08:40.420
‫از بین افراد حاضر بهترین گزینه‌ست. ولی باشه... من امتحانش می‌کنم.

00:08:41.040 --> 00:08:43.790
‫باشه، خودم می‌پزم. همه‌ی تلاشمو می‌کنم.

00:09:12.290 --> 00:09:13.210
‫چه خوشمزه‌ست...!

00:09:13.670 --> 00:09:16.960
‫این چیه؟ خیلی خوشمزه‌ست!

00:09:17.460 --> 00:09:21.880
‫به‌لطف مواداولیه‌ست. درست کردن همچین چیزی رو
‫خیلی راحت باید یاد گرفت.

00:09:22.330 --> 00:09:23.250
‫واقعاً؟

00:09:25.540 --> 00:09:29.000
‫پدرم... اشتباه می‌کرد؟

00:09:30.460 --> 00:09:34.210
‫ممنونم که امروز با وجودی که سرتون شلوغ بود، اومدین.

00:09:34.210 --> 00:09:37.580
‫وقتی اصول پایه رو یاد بگیرین،
‫دیگه فقط باید چیزای مختلف رو امتحان کنین.

00:09:38.000 --> 00:09:39.290
‫تلاشتون رو بکنین.

00:09:39.630 --> 00:09:41.210
‫آه، ممنونم.

00:09:41.630 --> 00:09:42.790
‫خانم فورین...

00:09:44.040 --> 00:09:48.710
‫این یکم گوشت اژدهاست تا با آقای رین‌هیرینج بخورین.

00:09:50.420 --> 00:09:51.380
‫اشکالی نداره؟

00:09:51.630 --> 00:09:53.670
‫بله، به‌عنوان تشکر قبولش کنین.

00:09:54.000 --> 00:09:55.330
‫خیلی ازتون ممنونم.

00:09:57.290 --> 00:10:01.170
‫مطمئنم خوشحال می‌شن، آخه یه آشپز درجه یکن.

00:10:01.540 --> 00:10:02.040
‫ها؟

00:10:02.460 --> 00:10:04.420
‫خودشون بهم یاد دادن.

00:10:05.250 --> 00:10:06.380
‫واقعاً؟

00:10:06.830 --> 00:10:09.960
‫پس باید به جای اینکه بدیمش، باید خودمون ازش بخوایـ-

00:10:11.670 --> 00:10:14.580
‫ببریدش. سرتون با کارتون هم شلوغه، نه؟

00:10:15.130 --> 00:10:17.580
‫آه، بله. ممنونم.

00:10:20.670 --> 00:10:27.080
‫آشپزیِ امروز که یاد گرفتم کاملاً برام جدید بود، اما
‫تکنیکاش بیشتر از چیزی که انتظار داشتم آشنا بودن.

00:10:27.960 --> 00:10:32.210
‫چیزای دیگه‌ای هم هست که بخاطر
‫پیش‌فرض ذهنیم نادیده گرفته باشم...؟

00:10:32.920 --> 00:10:36.630
‫مثل اون‌موقع که با اون اژدها، ریلموند مبارزه می‌کردم.

00:10:37.170 --> 00:10:39.330
‫چیزی یاد گرفتم...؟

00:10:41.170 --> 00:10:43.420
‫گوشت اژدها...

00:10:47.170 --> 00:10:48.540
‫واقعاً خوشمزه بود...

00:10:55.080 --> 00:10:56.920
‫اهالی دانجن.

00:10:58.920 --> 00:11:04.750
‫بذار اول اینو بگم که در کل بهشون خوب رسیدگی
‫شده بود، برای همین من کار زیادی نکردم.

00:11:04.750 --> 00:11:07.000
‫شرمنده که مجبورت کردم بذاریشون پیشم.

00:11:08.000 --> 00:11:12.630
‫دستگیره‌شون یکم داغون بود برای همین درستشون کردم، تا همین حد.

00:11:12.654 --> 00:11:19.654
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:11:19.750 --> 00:11:22.630
‫خیلی خوبه. همینم انتظار داشتم.

00:11:23.040 --> 00:11:24.290
‫آ ـ آره...

00:11:24.830 --> 00:11:27.210
‫ولی لازمه اینطور بچرخونیش؟

00:11:27.460 --> 00:11:30.210
‫آره... من اینطوری دستم می‌گیرمشون.

00:11:30.210 --> 00:11:35.880
‫موقع خنجر زدن، اینطوری می‌گیرمش،
‫و فاصله هم می‌تونم کم کنم.

00:11:36.130 --> 00:11:37.710
‫به وضعیت بستگی داره.

00:11:38.040 --> 00:11:39.540
‫وقتی پرتش می‌کنی هم همینه.

00:11:40.040 --> 00:11:44.130
‫از طرفی، این برای اینکه از قدرتت استفاده کنی، راحت‌تره.

00:11:44.420 --> 00:11:47.330
‫به‌جای تیکه کردن، بیشتر انگار دستتو یه‌جا ثابت نگه داری.

00:11:47.750 --> 00:11:50.130
‫و با هر دو دستت هم می‌تونی بیشتر ثابت نگهش داری.

00:11:50.580 --> 00:11:56.040
‫وقتی می‌خوای گارد حریفتو بشکنی، اینطوری
‫بهتر می‌شه ازشون استفاده کرد.

00:11:56.290 --> 00:11:58.750
‫اگه از دوتا خنجر استفاده کنی، نمی‌تونن راحت جلوتو بگیرن.

00:11:59.330 --> 00:12:05.330
‫فهمیدن حرکتات بر اساس مدلی که گرفتیشون آسونه،
‫برای همین برای گیج کردن دشمنت باید هی جابه‌جاشون کنی.

00:12:05.630 --> 00:12:08.000
‫باید همیشه تمرین کنی تا بتونی درجا انجامش بدی.

00:12:08.420 --> 00:12:10.580
‫چرا یهویی رفت بالای منبر؟

00:12:11.420 --> 00:12:14.040
‫بازم، گفتم منطقیه بخواد پرتشون کنه،

00:12:14.040 --> 00:12:17.210
‫اما داره هی دست دست‌شون می‌کنه، که یعنی...

00:12:17.210 --> 00:12:18.000
‫ممنون.

00:12:19.540 --> 00:12:21.330
‫انگار بدون مشکل می‌تونم ازشون استفاده کنم.

00:12:21.750 --> 00:12:23.630
‫جوری تعمیرشون کردی که از من بر نمیومد.

00:12:23.790 --> 00:12:29.960
‫صحیح. راستی، یه‌چیزی داشت یادم می‌رفت.

00:12:29.960 --> 00:12:30.500
‫هم؟

00:12:32.170 --> 00:12:33.880
‫زره زنونه؟

00:12:34.580 --> 00:12:35.830
‫این مال بل‌ـه؟

00:12:36.290 --> 00:12:39.130
‫نه، برای خودته.

00:12:39.500 --> 00:12:40.580
‫برای من؟

00:12:40.960 --> 00:12:42.790
‫ولی من که زره دارم.

00:12:43.250 --> 00:12:46.580
‫می‌دونم. اون تیکه آشغال کهنه رو می‌گی؟

00:12:46.880 --> 00:12:47.540
‫کهنه...؟

00:12:47.880 --> 00:12:49.210
‫دلیلشم می‌دونم.

00:12:49.830 --> 00:12:54.130
‫چون زره‌های زنونه‌ی دانجن خیلی بدن‌نمان، درسته؟

00:12:55.250 --> 00:13:00.710
‫چیزه، هرکسی سلیقه‌ی خودشو داره...

00:13:00.920 --> 00:13:03.920
‫منطقیه کسی چیزی دوست نداشته باشه.

00:13:04.380 --> 00:13:06.330
‫هرچند بابت احساسی که داری ممنونم.

00:13:06.330 --> 00:13:08.130
‫عجب تعارف پیچیده‌ای...

00:13:09.500 --> 00:13:12.210
‫می‌دونم انگار دارم میندازم گردن بقیه،

00:13:12.540 --> 00:13:16.960
‫ولی همه‌ی زره‌های زنونه زمان رئیس قبلی ساخته شدن.

00:13:17.290 --> 00:13:18.540
‫رئیس قبلی...؟

00:13:19.380 --> 00:13:22.080
‫مال وقتیه که تازه کارمو شروع کرده بودم.

00:13:22.750 --> 00:13:25.750
‫چیز میزای زنونه؟ صرفاً کافیه
‫از نظر اندامی تنظیم‌شون کنم، نه؟

00:13:26.080 --> 00:13:30.500
‫نه، زره‌های زنونه باید بیشتر بدن‌نما باشن!

00:13:30.750 --> 00:13:31.460
‫بدن‌نما؟

00:13:31.750 --> 00:13:33.580
‫آره، بدن‌نما!

00:13:34.710 --> 00:13:38.460
‫الان که بهش فکر می‌کنم، اون صرفاً سلیقه‌ی خودش بود.

00:13:39.170 --> 00:13:42.170
‫این قصد کشتی که درونم داره فوران می‌کنه چیه...؟

00:13:42.880 --> 00:13:50.500
‫برای همینم هنوز زره درست‌حسابی‌ای برای
‫زنا توی دانجن نیست.

00:13:50.500 --> 00:13:55.880
‫دلیل اینکه زره‌ت انقدر کهنه‌ست، گردن منم هست،
‫به‌عنوان معذرت‌خواهی اینو قبول کن.

00:13:56.460 --> 00:14:01.040
‫می‌فهممت، اما هنوزم نمی‌تونم قبول کنم
‫انقدر برام پارتی‌بازی بشه...

00:14:01.540 --> 00:14:04.630
‫تنها کاوشگر زن فعالی که نزدیک طبقاتی فعالیت داره

00:14:04.630 --> 00:14:08.960
‫که می‌شه تجهیزات خوب ازش گرفت، خودتی. تعارف نکن.

00:14:08.960 --> 00:14:10.960
‫جـ ـ جدی...؟

00:14:11.920 --> 00:14:14.540
‫راستی، بل زره نساخته؟

00:14:15.960 --> 00:14:20.380
‫بذار هشدار بدم... سلیقه‌ش... تو دیواره.

00:14:21.330 --> 00:14:23.380
‫خب پس فعلاً اینو امتحان کنم.

00:14:23.380 --> 00:14:24.000
‫باش.

00:14:25.960 --> 00:14:28.710
‫زره دست و پاش فلزی نیستن.

00:14:29.670 --> 00:14:30.880
‫مشکلی نیست.

00:14:31.170 --> 00:14:35.000
‫تازه نسبت به ظاهرش، راحت‌تر می‌تونم
‫باهاش حرکت کنم. زیادم بدن‌نما نیست...

00:14:35.670 --> 00:14:38.130
‫با مواداولیه‌ی هیولاها ساختمش.

00:14:41.130 --> 00:14:44.000
‫هم انعطاف‌پذیره هم مقاوم.

00:14:45.170 --> 00:14:46.080
‫صحیح...

00:14:47.500 --> 00:14:50.670
‫پس ازش استفاده می‌کنم. ممنونم.

00:14:52.500 --> 00:14:53.130
‫خواهش.

00:14:55.380 --> 00:14:59.960
‫عا، لباس جدیده! بهت میاد!

00:14:59.960 --> 00:15:02.580
‫به‌لطف آقای رانگارده.

00:15:04.420 --> 00:15:07.250
‫خانم کلی، امروز بیکاری، نه؟

00:15:07.250 --> 00:15:09.330
‫فقط اومدی اینو نشونم بدی؟

00:15:09.710 --> 00:15:11.130
‫نه، یه‌کار دیگه دارم.

00:15:11.460 --> 00:15:12.500
‫یه‌کار دیگه...

00:15:12.500 --> 00:15:17.580
‫سلاح‌هایی که داده بودم به آقای رانگارد هم
‫پس گرفتم، می‌خوام برم کاوش.

00:15:18.420 --> 00:15:21.080
‫تو دانجن؟

00:15:21.630 --> 00:15:27.000
‫طبق قراردادمون، تا وقتی اطلاعاتی لو ندم،
‫می‌تونم روزای تعطیلمو آزادانه بگذرونم.

00:15:27.420 --> 00:15:29.630
‫اگه بخوام تو دانجن کاوش کنمم نباید مشکلی باشه، نه؟

00:15:30.000 --> 00:15:33.670
‫درسته، تا وقتی که تو ساعت‌کاری
‫به کارات برسی.

00:15:33.830 --> 00:15:40.790
‫و اون چیزی که تو کریستال ازم ثبت شده...
‫نمی‌تونم وقتی اینطوری از جونم محافظت می‌شه، بگردم.

00:15:41.790 --> 00:15:43.500
‫ها؟ مشکلی داره؟

00:15:43.630 --> 00:15:45.630
‫عه، مشکلی نداره؟

00:15:46.330 --> 00:15:47.830
‫نه، مشکل داره خب.

00:15:47.830 --> 00:15:53.040
‫به این معنیه بمیرمم چیزی نمی‌شه، برای
‫همین کاوش دانجن خطری نداره...

00:15:53.040 --> 00:15:57.040
‫حتی اگه توی کریستال ثبت شده باشی هم،
‫وقتی بمیری، حسش می‌کنی.

00:15:57.540 --> 00:16:01.380
‫و اگه بازم راضی نیستی، بذار ببینم...

00:16:02.670 --> 00:16:07.880
‫چطوری اگه کپیت مرد، دیگه اجازه‌ی کاوش نداشته باشی؟

00:16:08.960 --> 00:16:11.080
‫اجازه‌ی کاوش نداشته باشم...

00:16:12.130 --> 00:16:18.630
‫پدرم از بچگی برای کاوش تو دانجن تمرینم داده.
‫و منم یه کاوشگرم...

00:16:19.080 --> 00:16:20.880
‫اجازه‌ی کاوش نداشته باشم...

00:16:22.040 --> 00:16:26.080
‫اگه دیگه کاوشگر نباشم، پس من چی‌ام؟

00:16:26.580 --> 00:16:27.920
‫خانم کلی می‌مونی خب...

00:16:28.830 --> 00:16:29.630
‫فهمیدم.

00:16:30.000 --> 00:16:32.380
‫واقعاً برابر با مرگه.

00:16:32.960 --> 00:16:36.960
‫فهمیدم، بیا همین‌کارو کنیم.
‫حداقل انقدر مجازات باید داشته باشم.

00:16:37.420 --> 00:16:39.460
‫از انتظارم براش سخت‌تره...

00:16:48.540 --> 00:16:52.380
‫بار اوله اینطوری از دیوار رد می‌شم...

00:16:52.380 --> 00:16:56.580
‫نیاز به کمک این کوچولوها داره، و
‫فقط تو مکانای خاصی می‌شه انجامش داد.

00:16:57.000 --> 00:17:00.920
‫بگذریم، من برم دیگه. تنها می‌تونی برگردی؟

00:17:01.420 --> 00:17:04.460
‫آره. بل بهم طومار بازگشت داد.

00:17:05.040 --> 00:17:07.330
‫خوبه پس. بی‌دقتی نکن.

00:17:08.170 --> 00:17:08.830
‫باش.

00:17:12.290 --> 00:17:13.130
‫خب دیگه...

00:17:14.170 --> 00:17:19.250
‫سخت می‌شه مثل سری قبل هیولاهای مشابه‌ای
‫رو بفرستیم گشت‌زنی،

00:17:19.250 --> 00:17:23.170
‫برای همین قراره از پله‌های طبقه‌ی نهم شروع کنی.

00:17:23.790 --> 00:17:24.920
‫ببخشید.

00:17:32.830 --> 00:17:39.080
‫آره، نمی‌تونم لاغر... چیز، برادران شیلدمورگ‌ـو حس کنم.

00:17:39.750 --> 00:17:44.210
‫حداقلش حس می‌کنم یه‌چیزی اینجاست... ولی چیه؟

00:17:44.580 --> 00:17:47.130
‫به اندازه‌ی قبل هاله‌ی تهدیدکننده‌ای حس نمی‌کنم.

00:17:47.540 --> 00:17:48.330
‫درواقع...

00:17:50.710 --> 00:17:52.170
‫یه شلعه‌ی انسان‌نما؟

00:17:52.880 --> 00:17:54.130
‫یه‌نوع روحه؟

00:17:59.790 --> 00:18:01.540
‫از اوناست که نوچه احضار می‌کنه، نه؟

00:18:04.420 --> 00:18:09.000
‫پس بدن اصلیش بیشتر یه ناظره؟
‫باید پیش‌قدمی کنم.

00:18:14.080 --> 00:18:14.880
‫الان!

00:18:19.710 --> 00:18:20.420
‫تونستم؟

00:18:22.750 --> 00:18:25.580
‫پس از اونان که وقتی بدن اصلی
‫شکست بخوره، غیب می‌شن؟

00:18:26.380 --> 00:18:27.790
‫گوهر هم ننداختن...

00:18:28.250 --> 00:18:33.960
‫پس مرده؟ وایسا ببینم، اصلاً ارواح زنده‌ن؟

00:18:34.210 --> 00:18:35.420
‫نمی‌دونم.

00:18:43.420 --> 00:18:47.460
‫این اولین صندوقچه‌م تو طبقه‌ی نُهمه... چی توشه؟

00:18:49.130 --> 00:18:50.000
‫ببینیم چه‌خبره...

00:18:51.170 --> 00:18:57.830
‫بزرگ‌ترین دلیل مرگ تو دانجن آنتومورگ،
‫تله‌های صندوقچه‌هاست.

00:18:58.670 --> 00:19:01.170
‫معمولاً دو نوع تله داخل صندوقچه‌ها هست.

00:19:01.170 --> 00:19:04.290
‫یکیش از حملات فیزیکی مثل تیر
‫یا انفجار استفاده می‌کنی.

00:19:04.670 --> 00:19:05.630
‫و یکی هم...

00:19:07.460 --> 00:19:10.170
‫این حس کلیک کردنش مال یه تله‌ی جادوییه.

00:19:11.210 --> 00:19:15.500
‫انواع تله‌ی جادویی وجود داره، مثل
‫عناصر طبیعی آتیش یا رعد.

00:19:15.500 --> 00:19:19.750
‫یا چیزایی که رو توانایی فرد تاثیر داره مثل
‫سمّ و فلجی، ولی ساختار اصلی‌شون یکیه.

00:19:21.000 --> 00:19:24.500
‫برای این‌یکی، اینطور می‌کنی و...

00:19:25.710 --> 00:19:26.580
‫خوبه.

00:19:30.540 --> 00:19:32.580
‫حیف شد... به‌درد نمی‌خوره.

00:19:33.210 --> 00:19:36.290
‫از طبقه‌ی پنج به بعد صندوقچه‌ها بزرگ‌تر شدن،

00:19:36.290 --> 00:19:39.210
‫و پر از تجهیزات گنده‌این که قبلاً پیدا نمی‌شد.

00:19:39.790 --> 00:19:40.580
‫پس یعنی...

00:19:41.170 --> 00:19:45.250
‫از الان، منی که می‌خوام خنجر گیرم بیاد،
‫بیشتر قراره باخت بدم.

00:19:46.420 --> 00:19:52.460
‫بازم، بعضی وقتا مثل الان، چندین شی‌ء کوچیک
‫داخلشونه، برای همین کاملاً وضع خراب نیست.

00:19:54.580 --> 00:19:56.170
‫یه حضور مثل یکم پیش...

00:19:57.130 --> 00:19:58.330
‫روح؟

00:19:58.920 --> 00:20:01.880
‫ارواح امروز نوبت گشت‌زنی دارن؟

00:20:03.080 --> 00:20:07.920
‫نه، نباید به دید مدیریتی نگاه کنم.
‫برای صندوقچه‌ها هم همینطور.

00:20:08.250 --> 00:20:10.460
‫الان، باید مثل یه کاوشگر رفتار کنم.

00:20:11.330 --> 00:20:16.170
‫هیولاهای ارواح حس آگاهی قوی‌ای دارن،
‫نمی‌شه راحت بهشون حمله‌ی غافل‌گیرانه کرد.

00:20:23.630 --> 00:20:25.920
‫ارواح... گیاهی؟

00:20:26.920 --> 00:20:28.250
‫اونم شبه‌انسانه.

00:20:29.750 --> 00:20:32.580
‫یه‌نوع جادوی روانیه!

00:20:34.880 --> 00:20:37.290
‫به‌لطف تمرینات استفاده از قدرت جادوییه؟

00:20:37.670 --> 00:20:39.670
‫واکنشم به جادو سریع‌تر شده.

00:20:43.830 --> 00:20:46.460
‫شاید قبلاً برام دردسر درست می‌کردن.

00:20:51.960 --> 00:20:52.920
‫یه گوهر...؟

00:20:53.170 --> 00:20:58.920
‫حس یه روح رو می‌داد، ولی نبود؟
‫نمی‌فهممش...

00:21:00.540 --> 00:21:03.000
‫بدون شک تمریناتم دارن نتیجه می‌دن.

00:21:03.380 --> 00:21:08.290
‫با اضافه کردن جادو به حملات برشی‌ـم می‌تونم
‫به ارواح هم مثل هیولاهای عادی آسیب بزنم.

00:21:09.040 --> 00:21:14.040
‫ولی بازم، از قدرت جادویی استفاده می‌کنه.
‫باید حواسم باشه چقدر برام مونده.

00:21:14.540 --> 00:21:16.630
‫تو مبارزه‌ی واقعی چقدر می‌تونم دووم بیارم؟

00:21:23.830 --> 00:21:27.170
‫انگار استفاده از قدرت جادویی رو این تاثیری نداشت.

00:21:28.040 --> 00:21:29.540
‫پس به حریف بستگی داره؟

00:21:30.540 --> 00:21:31.670
‫سخته.

00:21:32.420 --> 00:21:34.880
‫منِ الان چشمی نمی‌تونم تصمیم بگیرم.

00:21:35.420 --> 00:21:37.290
‫باید بیشتر بهش فکر کنم.

00:21:37.920 --> 00:21:43.000
‫و نسبت به انتظارم، استفاده ازش تو
‫مبارزه‌ی واقعی خسته‌کننده‌تره.

00:21:44.080 --> 00:21:48.580
‫احتمالاً‌ یکم طول بکشه تا بتونم
‫به‌طور طبیعی از پسش بر بیام.

00:21:49.330 --> 00:21:52.880
‫استفاده از قدرت جادویی تو مبارزه خیلی خوبه...

00:21:53.330 --> 00:21:56.040
‫فهمیدن اینم به‌تنهایی نتیجه‌ی خوبیه.

00:21:56.710 --> 00:21:59.710
‫باید کامل آماده بشم، و الکی به خودم فشار نیارم.

00:22:00.080 --> 00:22:04.290
‫اونطوری، وقتی نیاز شد می‌تونم به خودم فشار بیارم.

00:22:04.750 --> 00:22:07.920
‫کاوش دانجن به همین معنیه.

00:22:12.380 --> 00:22:14.330
‫خوش برگشتی، خانم کلی!

00:22:16.960 --> 00:22:21.420
‫وقتی برمی‌گردم، یکی منتظرمه.

00:22:22.710 --> 00:22:23.670
‫ممنون...

00:22:25.880 --> 00:22:26.960
‫من برگشتم.

00:22:26.984 --> 00:22:46.984
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:47.008 --> 00:23:07.008
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:58.580 --> 00:24:01.000
‫قویان جمع گشته و به‌دنبال یافتن هدفشان هستند.

00:24:01.250 --> 00:24:05.000
‫نقشه می‌کشن، تا حد مرگ می‌جنگن
‫ و تلافی می‌کنند، نتیجه‌ش هم...

00:24:05.000 --> 00:24:09.750
‫خانم کلی! تو هم یه حس عجیبی داری؟

00:24:10.460 --> 00:24:12.500
‫حس می‌کنم روحیه‌م رفته بالا.

00:24:12.500 --> 00:24:16.920
‫هوی، کسی می‌دونه آبی که اینجا گذاشتم چی شد؟!

00:24:17.790 --> 00:24:22.250
‫قسمت بعدی «اهالی دانجن»، قسمت ۶،

00:24:22.250 --> 00:24:23.960
‫«مصاحبه‌ی کاری هیولاها.»

00:24:25.330 --> 00:24:27.580
‫شما دوتا... نکنه...!

00:03:12.020 --> 00:03:18.020
کاوش و آشپزی

00:24:22.270 --> 00:24:26.560
مصاحبه‌ی کاری هیولاها