﻿WEBVTT

00:00:03.130 --> 00:00:11.290
‫همین یکم پیش یه شایعه‌ای شنیدم که
‫شاه تاج و تخت رو به پسرش، شاهزاده واگذار کرده.

00:00:12.580 --> 00:00:20.130
‫گویا شاهزاده اکثر کارهای اداری رو در
‫حالی که شاه در بازنشستگی بود، مدیریت می‌کرد.

00:00:21.000 --> 00:00:28.330
‫می‌گم «گویا» چون اینجا آنتومورگ از پایتخت
‫فاصله‌ی زیادی داره، تقریباً می‌شه گفت دوره‌افتاده‌ست.

00:00:28.670 --> 00:00:32.420
‫کم هم پیش میاد که شهر حق استقلال به‌دست بیاره،

00:00:32.420 --> 00:00:35.960
‫برای همین به نظر اکثر اهالی شهر همچین
‫مسائلی در مورد سلطنت رو مشکل خودشون نمی‌بینن.

00:00:36.830 --> 00:00:43.540
‫این فکر برای بار اول وقتی به ذهنم رسید
‫که بل رو با این لباس مسخره دیدم.

00:00:44.130 --> 00:00:45.630
‫نظرت چیه؟

00:00:47.880 --> 00:00:48.750
‫نظرم...؟

00:00:50.080 --> 00:00:54.290
‫به‌نظرم... اندازه‌ش خوب نیست...

00:00:54.580 --> 00:00:56.540
‫درسته...

00:00:56.540 --> 00:00:58.210
‫یهویی چی شده؟

00:00:59.000 --> 00:01:00.960
‫خب، می‌دونی...

00:01:00.984 --> 00:01:20.984
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:41.580 --> 00:02:43.130
‫داری می‌ری دیدن شاه؟

00:02:43.830 --> 00:02:46.130
‫بله. بذار توضیح بدم.

00:02:47.460 --> 00:02:51.670
‫دانجن در اصل جایی ساخته شده بود که کسی توش زندگی نمی‌کرد.

00:02:52.000 --> 00:02:57.710
‫بعدش کاوشگرها اینجا جمع شدن، یه شهر
‫ به‌وجود اومد و پادشاهی برای جمع‌آوری مالیات اومد.

00:02:58.330 --> 00:03:03.290
‫سلاح‌ها و زره‌هایی که از دانجن استخراج می‌شدن، برای
‫پادشاهی قدرت آوردن، و گوهرها هم ثروتمندش کردن.

00:03:03.290 --> 00:03:04.960
‫و بدین ترتیب، پادشاهی خواست تا مدیریتش رو به عهده بگیره.

00:03:04.960 --> 00:03:08.460
‫اما این موضوع از سمت مایی که توی دانجن بودیم رواعصاب بود.

00:03:09.250 --> 00:03:16.670
‫راستش، درگیری ما با گیلد دزدان اصلی
‫گویا به‌خاطر فشار پادشاهی بود.

00:03:18.130 --> 00:03:20.710
‫ما هم از این فرصت برای باز کردن راهمون به قلعه استفاده کردیم...

00:03:22.080 --> 00:03:24.170
‫این قلعه رو هم از بین ببرم؟

00:03:24.380 --> 00:03:27.130
‫و با پادشاه یه قرارداد مستقیم بستیم.

00:03:28.830 --> 00:03:32.670
‫قرارداد... برای همین آنتومورگ حق استقلال داره؟

00:03:33.330 --> 00:03:42.460
‫درسته. ولی خب اینم که ما داریم از زمیناشون استفاده می‌کنیم
‫هم بود، برای همین نمی‌خواستیم کاملاً نادیده‌شون بگیریم.

00:03:44.330 --> 00:03:49.460
‫برای همین، سیستمیو درست کردیم تا اجازه بده
‫کشور گوهرهای ساخته شده توی دانجن رو بخره،

00:03:49.460 --> 00:03:51.580
‫جدای اون‌هایی که حین ساخت استفاده می‌شن.

00:03:52.420 --> 00:03:55.290
‫و با دادن گوهرهایی که از دانجن خریدن،

00:03:55.290 --> 00:03:58.960
‫اونا می‌تونن پول مناسبی با زره و
‫سلاح‌هایی که ما تولید می‌کنیم مبادله کنن.

00:04:00.170 --> 00:04:04.790
‫و یه شرط دیگه هم هست که شهر مستقل بشه.

00:04:06.130 --> 00:04:07.790
‫و مشکل اصلی اینجاست که،

00:04:07.790 --> 00:04:11.130
‫قرارداد برای قوانین شاه بود،

00:04:11.130 --> 00:04:16.080
‫ولی وقتی شاه جدید تاج‌گذاری می‌کنه، این فرصت
‫رو دارن تا برای یه بار دانجن‌مستر رو به چالش بکشن.

00:04:16.750 --> 00:04:18.210
‫به چالش بکشن.

00:04:18.880 --> 00:04:25.210
‫برای همین من برای یه مسابقه می‌رم قلعه
‫تا با شاه جدید یه قرداد بنویسم.

00:04:26.750 --> 00:04:29.790
‫اگه اونا قرار تو رو به چالش بکشن، نباید خودشون بیان...؟

00:04:30.170 --> 00:04:35.830
‫شاید هم اینطور باشه، ولی فقط منم
‫ که می‌تونم از حلقه‌ی انتقال استفاده کنم.

00:04:35.830 --> 00:04:36.880
‫آها.

00:04:37.460 --> 00:04:40.920
‫خب، به‌نظرت این لباس برای این مناسبت خوبه؟

00:04:40.920 --> 00:04:41.540
‫نه اصلاً.

00:04:44.250 --> 00:04:48.580
‫احیاناً این لباسیه که وقتی توی طبقه‌ی
‫آخر دانجن ظاهر می‌شی می‌پوشی...؟

00:04:48.880 --> 00:04:51.250
‫نه، اون لباس فرق داره.

00:04:51.830 --> 00:04:56.330
‫این لباسیه که اسبقم موقع ملاقات با پادشاه پوشیده بود.

00:04:57.290 --> 00:05:02.630
‫خدا رو شکر. من که فکر نمی‌کنم اگه با این لباسا
‫پیداش بشه، بتونم چیزی رو جدی بگیرم.

00:05:03.750 --> 00:05:04.330
‫هم!

00:05:08.130 --> 00:05:09.250
‫چطوره؟

00:05:10.880 --> 00:05:12.500
‫خیلی بهتر شد.

00:05:12.500 --> 00:05:16.710
‫یکم درستش کردم، ولی به قدرتمندی قبل نیست.

00:05:17.130 --> 00:05:18.330
‫حواسمو جمع می‌کنم.

00:05:18.880 --> 00:05:21.710
‫خب، حالا تو خانم کلی.

00:05:22.080 --> 00:05:22.710
‫ها؟

00:05:23.380 --> 00:05:27.540
‫می‌خوام تو هم باهام بیای خانم کلی،
‫برای همین خودتم لباس نیاز داری.

00:05:28.000 --> 00:05:31.540
‫و ـ واقعاً...؟ اما این لباسا که...

00:05:31.750 --> 00:05:32.960
‫نمی‌شه.

00:05:35.000 --> 00:05:39.920
‫با توجه به جایگاهت، یا باید مثل یه محافظ و یا خدمتکار لباس بپوشی.

00:05:43.170 --> 00:05:46.040
‫حرکت کردن توی لباس مید راحت‌تره،

00:05:46.040 --> 00:05:51.330
‫ولی پوشیدن زره باعث می‌شه کنار یه دانجن‌مستر عباپوش ترسناک‌تر به‌نظر بیام؟

00:05:52.630 --> 00:05:55.960
‫من با هرکدومشون اوکیم. شما چی فکر می‌کنین؟

00:05:55.960 --> 00:05:57.170
‫لباس خدمتکار.

00:05:57.580 --> 00:05:58.670
‫چه هماهنگ.

00:05:59.380 --> 00:06:00.880
‫می‌شه بدونم چرا؟

00:06:01.250 --> 00:06:02.540
‫بهت میاد.

00:06:03.290 --> 00:06:05.130
‫قبلاً که تمرین نکردین، نه؟

00:06:09.580 --> 00:06:10.920
‫چه خوبه.

00:06:11.250 --> 00:06:12.040
‫اینطور فکر می‌کنین؟

00:06:12.710 --> 00:06:15.210
‫دامن پوشیدن خیلی حس درستی نداره...

00:06:18.920 --> 00:06:22.790
‫ولی خب می‌بینم که حرکت پاهام زیاد توش معلوم نیست.

00:06:22.790 --> 00:06:24.130
‫چه بی‌خود...

00:06:25.000 --> 00:06:26.500
‫سلاح‌هامو چیکار کنم؟

00:06:27.330 --> 00:06:31.130
‫گویا متد کلی اینه که زیر دامنت قایمش کنی.

00:06:33.380 --> 00:06:34.420
‫دلم نمی خواد...

00:06:34.420 --> 00:06:35.330
‫پس.

00:06:37.000 --> 00:06:39.380
‫اون برای محافظت از خود کافیه.

00:06:39.710 --> 00:06:43.920
‫هوم، بد نیست. خب، کی می‌ریم؟

00:06:44.580 --> 00:06:45.460
‫فردا.

00:06:46.000 --> 00:06:47.250
‫روز قبلش تدارکاتو دیدی؟

00:06:48.670 --> 00:06:53.080
‫وقتی یه برنامه‌ی از پیش تعیین شده داری،
‫باید کلی برای آماده شدن وقت بذاری.

00:06:53.710 --> 00:06:59.580
‫درسته... ولی وقتی خیلی زودتر آماده می‌شم،
‫عموماً هی چیز‌میز گم می‌کنم.

00:07:00.080 --> 00:07:02.920
‫گم می‌کنی؟ چرا آخه؟

00:07:07.330 --> 00:07:10.080
‫واقعاً باید همه‌ی اتاقا رو تمیز کنیم.

00:07:10.750 --> 00:07:13.080
‫الان در مورد اون حرف نمی‌زدیم.

00:07:17.500 --> 00:07:19.380
‫واقعاً بهش عادت ندارم.

00:07:19.630 --> 00:07:23.460
‫امروز نقشِت اینه، پس لطفاً طاقت بیار.

00:07:24.080 --> 00:07:27.290
‫بل خوشبحالت لباسات با همیشه فرق چندانی نداره.

00:07:27.830 --> 00:07:31.630
‫ولی من باید با این لباسا مبارزه کنم.

00:07:32.000 --> 00:07:33.670
‫آره خب درسته.

00:07:34.460 --> 00:07:38.040
‫هومم؟ ولی مثل همیشه نیست؟

00:07:38.460 --> 00:07:39.710
‫آماده‌ای؟

00:07:40.380 --> 00:07:40.830
‫آره.

00:07:41.170 --> 00:07:46.210
‫به یه ساختمون مجزا از قلعه توی پایتخت
‫به اسم فرای‌رلوانت منتقل می‌شیم.

00:07:47.170 --> 00:07:48.080
‫یه ساختمون مجزا؟

00:07:48.710 --> 00:07:53.290
‫ممکنه درگیری بشه، و ما هم نمی‌خوایم توجه عموم رو جلب کنیم.

00:07:53.290 --> 00:07:56.500
‫آها. مشکلی نیست. بریم.

00:07:56.750 --> 00:07:57.460
‫بله!

00:08:09.710 --> 00:08:13.210
‫عذر می‌خوام شما بانو بل‌هیلا لانگ‌دس هستید؟

00:08:13.920 --> 00:08:14.630
‫بله.

00:08:15.330 --> 00:08:20.540
‫منتظرتون بودیم. اسم من هیم هست و شما رو به داخل راهنمایی می‌کنم.

00:08:21.040 --> 00:08:22.500
‫لطفاً از این‌طرف.

00:08:31.000 --> 00:08:34.540
‫با اسب این راهو بخوای بیای یه ماه
‫طول می‌کشه، ولی ما توی یه ثانیه اومدیم...

00:08:36.210 --> 00:08:40.000
‫نباید بهش عادت کنم... به خودت بیا، من...

00:08:44.330 --> 00:08:46.130
‫لطفاً اینجا منتظر بمونید.

00:08:46.130 --> 00:08:47.920
‫الساعه تشریف میارن.

00:08:50.290 --> 00:08:51.460
‫یه میدون...؟

00:08:52.080 --> 00:08:54.290
‫مثل اینکه اینجا منتظرت نبودن.

00:08:54.790 --> 00:08:58.210
‫چیزی جز اینکه امروز می‌رسم رو از قبل مشخص نکرده بودم.

00:08:59.960 --> 00:09:00.880
‫آها.

00:09:02.130 --> 00:09:03.290
‫نمی‌شینی؟

00:09:03.710 --> 00:09:04.750
‫من یه خدمتکارم.

00:09:05.290 --> 00:09:08.040
‫فکر نمی‌کنم خدمتکارا اجازه داشته باشن اونطوری دست‌به سینه وایسن.

00:09:20.580 --> 00:09:23.670
‫چرا در برابر شاه ایستادین؟

00:09:23.880 --> 00:09:24.670
‫کافیه.

00:09:26.170 --> 00:09:30.920
‫ما به‌طور غیررسمی اینجاییم، و کلاً رتبه‌هامون برابره.

00:09:33.130 --> 00:09:35.790
‫بابت گستاخیم عمیقاً عذر می‌خوام.

00:09:36.460 --> 00:09:38.630
‫بسیار خب. از این به بعد احتیاط کن.

00:09:39.330 --> 00:09:42.380
‫شاه... پس یعنی رئیس کل کشور.

00:09:42.710 --> 00:09:46.420
‫و اون باهاش برابره؟ چه خفن...

00:09:47.420 --> 00:09:50.290
‫ولی، من باید همینطوری وایسم؟

00:09:50.710 --> 00:09:53.500
‫اصلاً چیزی در مورد آداب و اینطور چیزا نمی‌دونم.

00:09:54.670 --> 00:09:56.670
‫ممنونم بابت ملاحظه‌تون.

00:09:57.420 --> 00:10:04.080
‫از آشناییتون خوشوقتم. من بل‌هیلا لانگ‌دس هستم.
‫این اولین باریه که هم‌دیگه رو حضوری می‌بینیم، درسته؟

00:10:04.710 --> 00:10:06.460
‫بله، خوشوقتم.

00:10:06.830 --> 00:10:11.380
‫من شاه این کشور، لوگرانت هایم جاس‌‌رید هستم.

00:10:12.460 --> 00:10:15.330
‫اگه شما خانم بیل‌هیلا هستین، پس یعنی...؟

00:10:16.000 --> 00:10:19.170
‫بله، من کسی‌ام که باهاش مبارزه می‌کنین.

00:10:19.580 --> 00:10:22.960
‫و ایشون خدمتکاری هستن که برای همراهیم اومدن، بهش توجه نکنین.

00:10:23.750 --> 00:10:24.540
‫اوخ...

00:10:25.130 --> 00:10:27.420
‫زن؟ تا حالا نشنیدم...

00:10:27.420 --> 00:10:29.460
‫نمی‌تونیم با یه زن مبارزه کنیم.

00:10:29.460 --> 00:10:30.920
‫مسخره‌مون کردن؟

00:10:31.750 --> 00:10:34.170
‫آه، دست کم گرفتنش.

00:10:35.000 --> 00:10:42.170
‫اینا نه تنها بین محفل شوالیه‌ها، بلکه در
‫گیلد ماجراجویان کشورمون هم قوی‌ترین شوالیه‌ها و جادوگر حساب می‌شن.

00:10:42.710 --> 00:10:43.540
‫لستنس،

00:10:44.250 --> 00:10:45.170
‫آلگرد،

00:10:45.790 --> 00:10:46.670
‫و کیسکا هستن.

00:10:47.540 --> 00:10:50.460
‫شاید یه خانم باشی، ولی اصلاً بهت رحم نمی‌کنن.

00:10:51.080 --> 00:10:54.420
‫گفتم که می‌تونین حداکثر تا 6 نفر
‫توی تیمتون داشته باشین، درسته؟

00:10:55.380 --> 00:11:03.880
‫بله، ولی قدرت کسی به اینا نمی‌رسید، برای همین
‫به همین سه‌نفر  بسنده کردم تا کسی توی دست‌وپاشون نباشه.

00:11:04.330 --> 00:11:06.290
‫عا، متوجه شدم.

00:11:06.290 --> 00:11:09.250
‫تا وقتی که بهونه برای شروع دوباره نباشه، اشکالی نداره.

00:11:11.750 --> 00:11:24.880
‫محض‌اطمینان، اگه شکستت بدیم، کنترل این
‫دانجن میوفته دست ما، درسته؟

00:11:25.790 --> 00:11:27.130
‫بله، درسته.

00:11:27.670 --> 00:11:33.170
‫و اگه نتونی، درخواست می‌کنم مثل قبل،
‫از ما حمایت کنین.

00:11:33.580 --> 00:11:37.170
‫باشه. ولی می‌شه اول یه‌چیزی بپرسم؟

00:11:37.630 --> 00:11:38.380
‫بفرما.

00:11:39.080 --> 00:11:44.460
‫پدرم می‌گفت یه دختری، همراه مردی که
‫باهاش قرارداد بسته، بود.

00:11:45.080 --> 00:11:46.170
‫اون تو بودی، نه؟

00:11:46.630 --> 00:11:47.710
‫بله.

00:11:48.130 --> 00:11:52.830
‫پس این همراهت، قراره جانشینت بشه؟

00:11:53.630 --> 00:11:57.460
‫نه اصلاً. واقعاً فقط یه همراهه.

00:11:59.380 --> 00:12:03.830
‫خودش انگار تعجب کرده، ولی بگذریم.

00:12:04.750 --> 00:12:07.960
‫فقط غافل‌‌گیر شدم! دوباره داری چرت‌وپرت می‌گی.

00:12:19.750 --> 00:12:21.630
‫شنیدم تو ارباب این دانجنی.

00:12:22.040 --> 00:12:25.080
‫پس اگه همین‌جا بمیری، اعتراضی نداری؟

00:12:25.380 --> 00:12:27.170
‫بله، البته اگه بتونی.

00:12:30.830 --> 00:12:34.630
‫خب پس، دست‌وبالم بازه، می‌خوای
‫من علامت شروع بدم؟

00:12:35.170 --> 00:12:37.420
‫بله، بفرما.

00:12:38.080 --> 00:12:39.000
‫پس...

00:12:41.920 --> 00:12:42.710
‫شروع!

00:12:42.734 --> 00:12:52.734
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:12:54.210 --> 00:12:55.960
‫اهالی دانجن.

00:13:01.290 --> 00:13:05.380
‫قبل از اینکه سربازامون بهش نزدیک بشن،

00:13:05.960 --> 00:13:10.130
‫با سرعت سرسام‌آوری افسون اجرا
‫می‌کنه و اصلاً راهی برای نزدیک شدن بهش نمی‌ذاره.

00:13:11.920 --> 00:13:16.210
‫غیرممکنه بشه به اون سرعت افسون اجرا کرد.
‫عجب هیولاییه.

00:13:17.710 --> 00:13:21.080
‫درست می‌گی. پس مجبوریم از یه روش ساده‌تر پیش بریم.

00:13:21.790 --> 00:13:24.880
‫حتی سریع‌تر! سرعتی که بهش وقت وردخونی نمی‌ده...!

00:13:33.880 --> 00:13:34.790
‫باورم نمی‌شه!

00:13:48.250 --> 00:13:50.210
‫می‌خوای بهشون آسون بگیرم؟

00:13:53.290 --> 00:14:00.790
‫می‌تونم یه نمایش درست‌حسابی راه بندازم،
‫ولی براشون ضرر داره.

00:14:01.170 --> 00:14:06.540
‫اشرافا و سلطنتیا فکر کردن خودشون برگزیده‌ن.

00:14:07.420 --> 00:14:15.080
‫اگه الکی بهشون امید بدی، هی پشت
‫هم بهت حمله می‌کنن. انتظار نداشته باش به قرارداد وفادار باشن.

00:14:15.460 --> 00:14:19.980
‫فقط بذار تمام توانشونو بذارن و بعد دخلشونو بیار.

00:14:19.980 --> 00:14:25.750
‫قرارداد چیزیه که باید با زور
‫ازش محافظت کنی.

00:14:34.420 --> 00:14:39.170
‫بهم گفتن همین‌جا وایسم، با مبارزه‌ی
‫تن‌به‌تن تمومش می‌کنن...

00:14:39.580 --> 00:14:43.790
‫ولی خیلی سریعن، و تا میام وردخونی کنم،
‫شرایط عوض می‌شه.

00:14:43.790 --> 00:14:48.130
‫جدی کاری ازم بر نمیاد، نه؟

00:14:48.960 --> 00:14:55.830
‫هرچند این زنه که با عصا دخل
‫اینا رو آورده... اصلاً عادی نیست.

00:14:56.710 --> 00:14:59.830
‫جدی به‌نظر میاد مهارت داشته باشن.

00:15:01.080 --> 00:15:05.380
‫ولی انگار توانایی‌های فیزیکی‌شون باعث
‫بهم ریختن حرکات‌شون شده.

00:15:08.380 --> 00:15:09.500
‫اون حرکات...

00:15:09.790 --> 00:15:14.830
‫تاثیر عادت نداشتن به تقویت توانایی‌های
‫فیزیکی‌شون با جادوی تقویتیه.

00:15:16.250 --> 00:15:23.500
‫اونایی که بیرون ساختمونن... افسون تقویتی اجرا کردن؟
‫و عمداً مخفیش کردن؟

00:15:24.630 --> 00:15:29.420
‫یه نقشه برای اینکه به‌نظر بیاد اون سه‌تا دارن می‌جنگن؟

00:15:32.130 --> 00:15:35.880
‫عجب دردسری...

00:15:40.040 --> 00:15:41.170
‫باورم نمی‌شه.

00:15:41.960 --> 00:15:48.500
‫لستنس قوی‌ترین شوالیه‌ست که با نیزه‌ش
‫می‌تونه حتی هیولاهای گنده رو بکشه.

00:15:49.750 --> 00:15:56.580
‫و با اینکه تازه کارشو به‌عنوان ماجراجو شروع کرده،
‫و خیلی دم‌دمی مزاجه، آلگرد هم باهاش برابره.

00:15:57.710 --> 00:16:01.830
‫و اون دوتا حتی دستشونم بهش نمی‌رسه...

00:16:09.920 --> 00:16:13.880
‫کیسکا هم کامل روحیه‌شو از دست داده.

00:16:14.830 --> 00:16:15.630
‫هرچند...

00:16:16.960 --> 00:16:21.830
‫می‌تونیم نهایت شش نفر باشیم، و اگه
‫تسلیم بشیم یا بیهوش بشیم، تمومه.

00:16:21.830 --> 00:16:23.380
‫فقط همین، درسته؟

00:16:23.920 --> 00:16:25.420
‫د ـ درسته...

00:16:26.330 --> 00:16:29.000
‫متوجه شدم. ممنون.

00:16:30.080 --> 00:16:32.550
‫بدون شک موفق می‌شم

00:16:32.670 --> 00:16:39.460
‫قوانینی که تو قرارداد ذکر شده،
‫فقط تو اتفاقات تو میدون مبارزه تأکید داره.

00:16:47.420 --> 00:16:48.210
‫با اجازه.

00:16:53.540 --> 00:16:55.290
‫راحت باش.

00:17:05.500 --> 00:17:06.540
‫کافیه!

00:17:07.960 --> 00:17:12.790
‫خانم بیل‌هیلا، معذرت می‌خوام؛ ولی
‫بیشتر از این تکون نخور.

00:17:13.580 --> 00:17:19.250
‫وگرنه، خدمتکار نازنینت آسیب می‌بینه.

00:17:24.710 --> 00:17:27.170
‫معذرت می‌خوام...

00:17:32.080 --> 00:17:35.710
‫چیزه، ادامه بدیم؟

00:17:36.540 --> 00:17:42.460
‫دوتا شوالیه باز یه‌حرفی، ولی هِیم بازم قوی‌تره،
‫و وضعش این شد...؟

00:17:44.540 --> 00:17:50.750
‫که یعنی، هروقت خواست می‌تونه
‫به‌آزادی منو بکشه.

00:17:53.380 --> 00:17:58.630
‫من تسلیم می‌شم. باختیم...

00:18:03.790 --> 00:18:04.790
‫متوجه شدم.

00:18:11.790 --> 00:18:13.040
‫می‌گم.

00:18:13.670 --> 00:18:14.540
‫جان؟

00:18:14.880 --> 00:18:18.170
‫اگه برم تو دانجن، بازم می‌تونم
‫باهات مبارزه کنم؟

00:18:19.250 --> 00:18:22.130
‫اگه بتونی برسی.

00:18:23.670 --> 00:18:24.960
‫شنیدی؟

00:18:29.250 --> 00:18:31.710
‫مثل همیشه، بقیه‌ی چیزا رو با مکاتبه هماهنگ می‌کنیم.

00:18:31.710 --> 00:18:32.630
‫باشه.

00:18:33.630 --> 00:18:36.000
‫سوال دیگه‌ای نداری؟

00:18:37.210 --> 00:18:40.880
‫سوال نیست، ولی یه‌چیزی...

00:18:41.540 --> 00:18:42.250
‫بگو.

00:18:46.500 --> 00:18:50.210
‫چـ ـ چیزه، مهارت بی‌نظیری نشون دادین...

00:18:51.670 --> 00:18:52.880
‫می‌شه اسمتونو بپرسم؟

00:18:53.670 --> 00:18:54.500
‫عه؟

00:18:55.420 --> 00:18:57.330
‫اسممو می‌خواد... چرا؟

00:18:58.170 --> 00:19:04.580
‫صحیح. قصد داره قبل از بل منو شکست
‫بده و گروگانم بگیره؟

00:19:05.330 --> 00:19:10.830
‫بدون شک با دیدن حرکاتم حس کرده
‫از بل ضعیف‌ترم.

00:19:11.130 --> 00:19:13.710
‫اگه اسممو بهش بدم، می‌تونه اطلاعاتمو در بیاره.

00:19:13.710 --> 00:19:16.380
‫با این وضع، باید از یه اسم الکی استفاده کنم.

00:19:17.380 --> 00:19:19.670
‫ولی چی انتخاب کنم...؟

00:19:21.080 --> 00:19:23.170
‫ر ـ رانگارد هستم.

00:19:25.920 --> 00:19:28.880
‫رانگارد... عجب اسم زیبایی.

00:19:29.710 --> 00:19:30.460
‫جدی؟!

00:19:32.210 --> 00:19:33.630
‫بازم همو می‌بینیم؟

00:19:34.250 --> 00:19:34.920
‫ها؟!

00:19:34.920 --> 00:19:36.000
‫نمی‌خوام خب...

00:19:36.380 --> 00:19:39.960
‫ببخشید، ولی می‌شه بمونه برای یه موقع دیگه؟

00:19:41.250 --> 00:19:43.290
‫صـ ـ صحیح.

00:19:44.670 --> 00:19:46.880
‫درسته... معذرت می‌خوام.

00:19:50.710 --> 00:19:51.630
‫پس با اجازه.

00:19:58.790 --> 00:20:00.830
‫رانگارد، نه...؟

00:20:02.880 --> 00:20:03.790
‫می‌شه راجع بهش تحقیق کنی؟

00:20:05.460 --> 00:20:06.420
‫بله.

00:20:10.460 --> 00:20:12.830
‫جدی اینطور راحت‌ترم.

00:20:13.080 --> 00:20:14.670
‫ولی بهت میومد.

00:20:15.630 --> 00:20:16.880
‫نیازی نیست چاپلوسی کنی.

00:20:16.880 --> 00:20:20.080
‫چاپلوسی نیست. پادشاه هم همینطور فکر می‌کنه.

00:20:20.880 --> 00:20:24.960
‫صرفاً یه نقشه‌ست تا ازم استفاده کنه،
‫چون ازت ضعیف‌ترم.

00:20:25.670 --> 00:20:28.630
‫نقشه...؟ نه بابا...

00:20:30.210 --> 00:20:36.750
‫درسته، ممکنه باز همچین چیزایی پیش بیاد.
‫حواست جمع باشه.

00:20:37.580 --> 00:20:39.420
‫باشه، می‌دونم.

00:20:41.170 --> 00:20:46.540
‫همینطور خوبه. تا وقتی خانم کلی اینجاست...

00:20:51.880 --> 00:20:53.630
‫می‌خوام کامل مال خودم باشه.

00:20:57.420 --> 00:20:59.040
‫غذا می‌خوری؟

00:20:59.500 --> 00:21:00.290
‫آره.

00:21:10.290 --> 00:21:11.420
‫آقای رانگارد!

00:21:11.420 --> 00:21:15.040
‫عا، برگشتی! گوشت می‌خورین؟

00:21:15.670 --> 00:21:18.000
‫خوشمزه می‌زنه، نه؟

00:21:18.500 --> 00:21:20.500
‫به به! هنوز استخون توشه!

00:21:20.500 --> 00:21:21.540
‫منم می‌خوام.

00:21:25.540 --> 00:21:27.420
‫همم؟ از پادشاه؟

00:21:28.500 --> 00:21:30.250
‫بله. یه درخواسته.

00:21:30.580 --> 00:21:34.210
‫به‌دنبال اطلاعاتی راجع به یه رانگارد؟
‫جریان چیه؟

00:21:34.670 --> 00:21:36.830
‫مطمئنم نیستم... چیکار کنیم؟

00:21:37.330 --> 00:21:40.630
‫نکنه اسمی که رو تجهیزات دانجن حک شده رو دید...؟

00:21:49.920 --> 00:21:51.420
‫خـ ـ خانم کلی...

00:21:51.420 --> 00:21:52.210
‫چی شده؟

00:21:53.830 --> 00:22:01.670
‫یه گزارش گرفتیم که گیلد دزدان دنبال
‫کسی به اسم رانگارده.

00:22:01.880 --> 00:22:03.540
‫اسم قلابی اون‌روزیم؟!

00:22:06.580 --> 00:22:13.420
‫بهتره خودت جزئیاتو به آقای رانگارد توضیح بدی.

00:22:13.880 --> 00:22:18.540
‫باشه. ولی چطوری معذرت‌خواهی کنم...؟

00:22:19.080 --> 00:22:24.330
‫بعداً خودم توبیخ می‌شم، چون مسئولم...

00:22:26.000 --> 00:22:27.170
‫ببخشید.

00:22:27.194 --> 00:22:47.194
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:47.218 --> 00:23:07.218
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:58.580 --> 00:24:03.210
‫با اینکه مدت‌هاست دنبالشم، هنوز چیزی پیدا نکردم.

00:24:03.460 --> 00:24:06.040
‫در میان باد اسمشو می‌شنوم...

00:24:06.040 --> 00:24:09.130
‫قسمت بعدی «اهالی دانجن»، قسمت ۱۰،

00:24:09.130 --> 00:24:10.210
‫«دختر بادبُر.»

00:24:10.710 --> 00:24:12.460
‫ها؟ تموم شد؟

00:02:34.920 --> 00:02:40.880
پادشاه و دانجن‌مستر

00:12:50.020 --> 00:12:56.920
‫یک نوع از جادوی کهن که در دانجن‌ها گاهی
‫اوقات پیدا می‌شن. بهشون حلقه‌ی انتقال گفته
‫می‌شه، چرا که ایستادن بر روی یکی از آن‌ها،
‫شما رو به حلقه‌ی دیگر می‌فرستد. روش‌های زیادی
‫برای استفاده ازشون هست،برای مثال
‫انتقال یه ابزار جادویی مورد نیاز.

00:12:50.020 --> 00:12:56.920
حلقه‌ی انتقال

00:24:07.060 --> 00:24:10.400
دختر بادبُر