﻿WEBVTT

00:00:03.296 --> 00:00:05.296
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:05.320 --> 00:00:06.490
!آنا

00:00:09.610 --> 00:00:12.650
.فوجیمارو..! خوش برگشتی

00:00:12.650 --> 00:00:14.950
!مرلین تو هم انگاری هنوز زنده‌ای

00:00:14.950 --> 00:00:16.070
!به سلامتی

00:00:16.070 --> 00:00:18.740
.ما هم برگشتیم، آنا سان

00:00:18.740 --> 00:00:20.650
!اوه.. کلاهت

00:00:21.740 --> 00:00:22.780
!وای من

00:00:22.780 --> 00:00:24.490
.برعکس همیشه

00:00:24.490 --> 00:00:28.070
!امروز انگاری مثل یه گل نو شکفته شدی

00:00:28.070 --> 00:00:29.700
...چـ.. چیزه

00:00:29.700 --> 00:00:34.200
...حـ.. حالا هرچی، پادشاه منتظرمونه
.باید زودی بریم زیگوارت

00:00:39.990 --> 00:00:44.200
.و اینک عملیات یورش به گورگون را شروع می‌کنیم

00:02:15.490 --> 00:02:16.990
،پس دوستان

00:02:16.990 --> 00:02:19.820
.وضعیت حال را به سرعت تشریح می‌کنم

00:02:19.820 --> 00:02:24.400
درحال حاضر، تمام نیروهای باقی مانده
بر دیوار شمالی اوروک جمع شده و

00:02:24.400 --> 00:02:27.780
.تا برابر حمله‌ی گورگون آمادگی داشته‌باشیم ...

00:02:27.780 --> 00:02:31.150
در همین حال، حیوانات اهریمنی هم
در جنگل سرو جمع شده‌اند

00:02:31.150 --> 00:02:33.400
.و تعدادشان ده برابر مردان ماست

00:02:33.400 --> 00:02:37.450
بلی. ردای این جنگ به خون بشریت
.آغشته خواهد شد

00:02:37.450 --> 00:02:41.900
،برای فرار از این اتفاق
.باید نیروی خود را فقط صرف یورش به پایگاه دشمن کنیم

00:02:41.900 --> 00:02:44.860
پس منظورتون اینه که این‌بار هم باید بریم تو دل اونا؟

00:02:44.860 --> 00:02:46.030
.آری

00:02:46.030 --> 00:02:51.780
ما هم در اوروک با نیروهای خود
.نیم‌روز زمان برای شما می‌خریم

00:02:51.780 --> 00:02:57.530
در این کوتاه‌وقت شما باید پایگاه گورگون
.را فتح و پرچم پیروزی را بر دژِ خون آویز کنید

00:02:57.530 --> 00:03:01.450
.این‌طوری حداقلش اینه که شانس شکست دادن گورگون رو داریم

00:03:01.450 --> 00:03:04.150
ولی... به‌نظرت همه چی گل و بلبل پیش می‌ره؟

00:03:04.150 --> 00:03:07.610
تازشم.. چطور می‌خوای دژ خون رو نابود کنی؟

00:03:07.610 --> 00:03:11.400
.برای این کار، از تبر مردوخ استفاده خواهیم کرد

00:03:11.400 --> 00:03:16.700
آن تبر یارای نابودی دژ و باز کردن
.دری به داخل آن خواهد داشت

00:03:16.700 --> 00:03:18.280
...تبر مردوخ

00:03:18.280 --> 00:03:20.570
توسط سرونت‌هایی عجیب به نام
 «سرویس بسته‌رسانی بلک جاگوار»

00:03:20.570 --> 00:03:22.240
از قبل به‌سمت محل مورد نظر فرستاده شده

00:03:22.240 --> 00:03:25.530
.و در حال رسیدن به دیوار شمالی ـست

00:03:25.530 --> 00:03:28.320
.ولی بازم هنوز دردسر داریم

00:03:28.320 --> 00:03:30.650
...اگه اون تبر به اون بزرگی رو ببریم اونجا

00:03:30.650 --> 00:03:33.860
حیوانات اهریمنی می‌بیننشون و
.می‌زنن دمار از روزگار اون بدبختایی که حملش می‌کنن در میارن

00:03:33.860 --> 00:03:36.280
!پس پرتابش خواهیم کرد

00:03:36.280 --> 00:03:38.200
از چه چونین رعشه به خود راه دادید؟

00:03:38.200 --> 00:03:42.150
باید یارای این کار را داشته‌باشی، ای الهه‌ی خورشید؟

00:03:42.150 --> 00:03:45.150
از دیوار شمالی تا اونجا سی کیلومتره دیگه؟

00:03:45.150 --> 00:03:48.070
.خب.. اگه فقط شوندنه که می‌تونم

00:03:48.070 --> 00:03:50.530
واقعا می‌توانید؟

00:03:50.530 --> 00:03:52.450
.ولی بازم فایده‌ای نداره

00:03:52.450 --> 00:03:55.070
.آخه اتحاد سه‌الهه هم بود

00:03:55.070 --> 00:03:59.320
...همون قانونی که طرفین اتحاد نمی‌تونن به خودشون حمله کنن

00:03:59.320 --> 00:04:03.820
.آره.. هر الهه‌ای که قسم رو بشکنه از بین می‌ره

00:04:03.820 --> 00:04:05.740
!عـــــــا.. عــــا

00:04:05.740 --> 00:04:08.320
!این مشکلو من خودم یه‌کاریش می‌کنم

00:04:08.320 --> 00:04:11.950
تو؟ یه جادوگر چی از دستش برمیاد؟

00:04:11.950 --> 00:04:17.570
نه نه.. کل کاری که از من برمیاد شناور کردن و ول کردنه
...ولی خب.. هممم

00:04:17.570 --> 00:04:19.360
همچین چیزی به‌دردتون نمی‌خوره؟

00:04:19.360 --> 00:04:23.950
من و فوجیمارو دزدکی می‌ریم تو جنگل سرو و
.از اونجا به سمت معبد می‌ریم

00:04:23.950 --> 00:04:26.650
...وقتی به معبد نزدیک شدیم، علامت می‌دیم

00:04:26.650 --> 00:04:30.400
.و تو کافیه تبر رو سمت من پرتاب کنی

00:04:30.400 --> 00:04:33.820
...برای این کار هم.. چیزه.. این پارچه‌ی آبی رو

00:04:33.820 --> 00:04:35.610
.بپیچون دور تبر

00:04:35.610 --> 00:04:38.450
.این پارچه که باشه بهش متصل می‌شم

00:04:38.450 --> 00:04:41.490
.باقیش دیگه با من

00:04:41.490 --> 00:04:43.610
.پس اوکی

00:04:43.610 --> 00:04:46.110
،اگه من به معبد چپ نیگا نکنم

00:04:46.110 --> 00:04:50.490
.قسمت اتحاد هم از بین نمی‌ره
پادشاه تو با این مشکلی نداری؟

00:04:50.490 --> 00:04:55.820
،تکیه بر مرلین کاریست فرای حماقت
.اما چاره‌ای جز پذیرفتن بر من روا نیست

00:04:55.820 --> 00:04:57.740
نظری نداری فوجیمارو؟

00:04:59.070 --> 00:05:02.900
.پس برای آخرین بار برنامه را مرور می‌کنیم

00:05:02.900 --> 00:05:05.950
...گوه فوجیمارو از راهی انحرافی از دیوار شمالی

00:05:05.950 --> 00:05:07.950
.به‌سمت جنگل سرو خواهند رفت

00:05:07.950 --> 00:05:11.610
،به محض مشهاده‌ی علامت مرلین

00:05:11.610 --> 00:05:14.820
کتزوالکواتل تبر مردوخ را به سمت او می‌پرتابد

00:05:14.820 --> 00:05:18.610
و مرلینی که تبر را کنترل می‌کند
...دروازه‌ی معبد را

00:05:18.610 --> 00:05:20.070
می‌گشاید

00:05:20.070 --> 00:05:24.990
و در ادامه بر قلعه وارد می‌شوید
.و گورگون را شکست می‌دهید

00:05:24.990 --> 00:05:28.490
.بر آن «عملیات حمله‌ی رعدآسای مردوخ» می‌نهم

00:05:28.490 --> 00:05:30.070
،بر یاد خود حک کنید

00:05:30.070 --> 00:05:32.200
!سرنوشت دیوار شمالی بر این نبرد گره خورده

00:05:37.700 --> 00:05:41.740
.خب.. انگاری وقت خداحافظی فرا رسیده، گیلگمش‌شاه

00:05:43.450 --> 00:05:47.360
با شکست دادن گورگون، جام مقدس شاه جادوگران هم
پس گرفته می‌شه و

00:05:47.360 --> 00:05:50.070
.این دوران از سقوط نجات پیدا می‌کنه

00:05:50.070 --> 00:05:53.150
.و وظیفه‌ای که روی گردن تو گذاشته شده، با این تموم می‌شه

00:05:54.360 --> 00:05:56.030
.بلی

00:05:56.030 --> 00:05:58.780
.خوب تا این دم دوام آوردی

00:05:58.780 --> 00:06:01.070
...تا پایان این سیاره

00:06:01.070 --> 00:06:04.900
.پایدار باشی، ای جادوگر گل‌ها

00:06:04.900 --> 00:06:08.780
،اگر قرار باشه افسانه‌ی تو باقی بمونه

00:06:08.780 --> 00:06:11.570
.توی آینده‌ای دور.. بازم همدیگه رو می‌بینیم

00:06:22.320 --> 00:06:26.400
.این دیگه غزل خداحافظی ما با اینجاست

00:06:26.400 --> 00:06:29.530
...هم خوش‌حالم هم ناراحت

00:06:29.530 --> 00:06:31.200
.راس می‌گی

00:06:31.200 --> 00:06:35.570
.تو باقی ماموریت‌ها انقده با بقیه‌ی آدما هم‌صحبت نشده بودیم

00:06:35.570 --> 00:06:39.780
.کلی هم کنارشون زندگی کردیم

00:06:39.780 --> 00:06:42.530
.با پایگاهمون که باید خداحافظی کنیم

00:06:42.530 --> 00:06:44.030
.آره

00:06:44.030 --> 00:06:46.700
...دلم می‌خواست این بار آخری دستی به سر و صورتش بکشم

00:06:46.700 --> 00:06:49.450
.ولی باید دیگه بریم سمت شمال

00:06:52.820 --> 00:06:54.860
...آخیش

00:06:56.450 --> 00:06:58.150
.ممنون ننه

00:06:58.150 --> 00:07:02.150
..خواهش.. خب
کاری با ما داشتید که اومدید اینجا؟

00:07:02.150 --> 00:07:05.320
...اون دختر کوچیکه ننه

00:07:05.320 --> 00:07:07.240
.اومده بودم ازش تشکر کنم ننه

00:07:07.240 --> 00:07:08.860
تشکر گفتید؟

00:07:08.860 --> 00:07:10.860
.آره ننه

00:07:10.860 --> 00:07:13.240
...نه که من از اون خیره‌سرا بودم ننه

00:07:13.240 --> 00:07:19.030
حرف بچه‌هامو گوش نکردم و
.گل فروشی رو تعطیل نکردم

00:07:19.030 --> 00:07:22.860
!آخه اون دختره هم میومد کمکم ننه

00:07:22.860 --> 00:07:27.900
چشام سو نمونده بود واسشون
.ولی نورشو می‌دیدم

00:07:27.900 --> 00:07:32.650
.اون چند روز حس می‌کردم جوون شدم

00:07:32.650 --> 00:07:37.700
.ولی بعدش مریضی امونم نداد

00:07:37.700 --> 00:07:42.650
.بچه‌هام دیگه امیدشونو ازم بریدن و ولم کردن

00:07:42.650 --> 00:07:45.200
...ولی اون دختره

00:07:47.030 --> 00:07:50.030
!هنوز عمه زنده ـست

00:07:50.030 --> 00:07:53.240
!پس تو رو خدا ولش نکنین

00:07:54.400 --> 00:07:56.530
!همینه دیگه ننــــه

00:07:56.530 --> 00:08:01.240
.یهو حس کردم هنوز وقت مرگم نرسیده

00:08:01.240 --> 00:08:06.280
.چشامو که باز کردم اون دختره پیشم بود ننه

00:08:06.280 --> 00:08:09.280
...ولی زهرم ترکید

00:08:09.280 --> 00:08:12.320
...چرا زیر لباس قایمشون کردی

00:08:12.320 --> 00:08:16.990
...تو حتما خوشگل‌ترین دختره شهری

00:08:16.990 --> 00:08:19.950
!پس صورتتو بالا بگیر

00:08:19.950 --> 00:08:24.700
.ولی بدون گل‌سر که فایده نداره

00:08:24.700 --> 00:08:27.740
...واسه همین گفتم اینو به اون دختره بدم

00:08:27.740 --> 00:08:30.490
.و بهش بگم قربونت بشم ننه

00:08:30.490 --> 00:08:31.990
...خیلی ممنون

00:08:31.990 --> 00:08:34.150
.که با آنا مهربون بودید

00:08:34.150 --> 00:08:38.360
مطئنم آنا هم از پیش شما بودن
.کلی لذت برده عمه

00:08:38.360 --> 00:08:43.150
.پس این عمر طولانیم بی‌فایده نبوده

00:08:43.150 --> 00:08:46.240
...با اینکه پیرزن یه‌پالب‌گوری هستم، ولی

00:08:46.240 --> 00:08:50.950
.شاید بازم بتونم به یکی کمک کنم، ننه

00:08:58.320 --> 00:09:00.030
!مرلین

00:09:00.030 --> 00:09:01.900
احیانا خسته نشدی؟

00:09:01.900 --> 00:09:04.900
،من جاتو می‌گیرم
چطوره دو دیقه هم استراحت کنی؟

00:09:06.740 --> 00:09:09.530
ازم می‌پرسی که دلم می‌خواد بخوابم یا نه؟

00:09:09.530 --> 00:09:13.700
.عجب.. راس می‌گیا.. هنوز جریانو بهت نگفتم

00:09:13.700 --> 00:09:15.860
جریان؟

00:09:15.860 --> 00:09:19.240
.کلا من هیچی از تو نمی‌دونم

00:09:19.240 --> 00:09:21.570
،آخه از اوناش نیستم در مورد خودم حرف بزنم

00:09:21.570 --> 00:09:24.950
...و معمولا یا طفره می‌رم و یا دروغ می‌گم، ولی

00:09:24.950 --> 00:09:28.740
.خب، بهتر از بیکار موندنه

00:09:28.740 --> 00:09:32.110
پس.. اول خودت سوال کن ببینم چی می‌پرسی؟

00:09:32.110 --> 00:09:35.200
.فقط این یه دفه درست جوابتو می‌دم

00:09:35.200 --> 00:09:36.650
...پـــــس

00:09:36.650 --> 00:09:38.990
چرا به گیلگمش‌شاه خدمت می‌کردی؟

00:09:38.990 --> 00:09:40.740
...اوه.. این

00:09:40.740 --> 00:09:47.070
هومم.. حقیقتش اینه که
.منو گیلگمش‌شاه خیلی چیزامون شبیه هم بود

00:09:47.070 --> 00:09:51.740
.نه من، نه اون.. هیشکدوم هیچ دلبستگی‌ای به انسان‌ها نداریم

00:09:51.740 --> 00:09:55.900
.اون یه قاضی ـه که سعی می‌کنه عدالت رو بین آدما محقق کنه

00:09:55.900 --> 00:10:00.110
همینه که از بشریت محافظت می‌کنه
.ولی شخصا وارد عمل نمی‌شه

00:10:00.110 --> 00:10:03.150
.ولی.. من فقط یه ناظر ام

00:10:03.150 --> 00:10:05.570
.هیچ‌وقت با کسی یار نشدم

00:10:05.570 --> 00:10:10.200
.بشریت.. آدما.. سرآخر کاری به کار هیشکدوم ندارم

00:10:10.200 --> 00:10:14.240
ولی من که از هرطرف نگاتون می‌کنم
.جز عشق به آدما چیزی ازتون نمی‌بینم

00:10:15.320 --> 00:10:19.110
.عجب موزماری هستی تو که انقده رک این‌طوری می‌گی

00:10:19.110 --> 00:10:21.650
.ولی خب.. انکار نمی‌کنم

00:10:21.650 --> 00:10:24.240
.هم من و هم اون.. عاشق آدماییم

00:10:24.240 --> 00:10:26.400
...دلبستگی به آدما ندارین ولی

00:10:26.400 --> 00:10:29.860
...عاشق آدمایین
از نظر شخص شخیص شما این تناقض نیست؟

00:10:29.860 --> 00:10:33.820
!خب.. البته یکم هم تو دیدگاه، زاویه داریم

00:10:33.820 --> 00:10:38.450
گیلگمش‌شاه پیش خودش می‌گه
.«حتما دلیلی داشته که آدما آفریده شدن»

00:10:38.450 --> 00:10:40.150
،از اون‌ور منم

00:10:40.150 --> 00:10:42.820
.دلم می‌خواد ببینم آخر داستان شما آدما چی می‌شه

00:10:42.820 --> 00:10:46.490
.فقط به‌خاطر همین الان زنده ـم

00:10:46.490 --> 00:10:51.150
!خب همینم یعنی هر دومون ناانسانیم

00:10:51.150 --> 00:10:54.280
.من از هم‌خوابی موما و انسان به‌وجود اومدم

00:10:54.280 --> 00:10:58.820
با این‌که کلی در مورد انسان تحقیق کردم
.ولی هنوزم نمی‌تونم احساساتشو درک کنم

00:10:58.820 --> 00:11:03.150
!آخه.. موما هرجا هم که بره تو خواب یکیه

00:11:07.570 --> 00:11:10.780
،ولی همچین منی هم با یه چیزایی خوش‌حال می‌شه

00:11:10.780 --> 00:11:13.860
.با هدفی که فقط واسه‌ی خودمه

00:11:13.860 --> 00:11:14.950
چیه؟

00:11:14.950 --> 00:11:19.400
!معلومه.. یه هپی اند واسه شما بشریت

00:11:19.400 --> 00:11:21.740
...آخرین آخرین بشریت رو

00:11:21.740 --> 00:11:25.530
!آخرین خوابی که انسان می‌بینه رو دلم می‌خواد ببینم

00:11:26.820 --> 00:11:30.320
...انسان موجودی احمق و پُرعیبه

00:11:30.320 --> 00:11:34.950
!ولی وقعا تاریخ ـتون زیباست

00:11:34.950 --> 00:11:37.240
...حالا هر پایانی هم که داشته باشه

00:11:37.240 --> 00:11:40.200
.ارزش باقی موندن توی این جهان رو داره

00:11:46.530 --> 00:11:47.860
!عصر به‌خیر

00:11:49.320 --> 00:11:51.650
آنا خوابت نمیاد؟

00:11:51.650 --> 00:11:54.740
.خوابم نمی‌گیره.. ولی حداقلش استراحت می‌کنم

00:11:55.650 --> 00:11:58.200
فوجیمار خودت.. اشکالی نداره نمی‌خوابی؟

00:11:58.200 --> 00:12:02.280
.اوهوم.. تا صبح می‌خوام بیدار بمونم

00:12:02.280 --> 00:12:04.740
.خیلی ممنون

00:12:04.740 --> 00:12:09.530
.همین نکته ـت به‌نظرم خصوصیتیه که بهت ابهت می‌ده

00:12:09.530 --> 00:12:13.570
.تا الان هیچی ازم نپرسیدی

00:12:13.570 --> 00:12:14.780
...اینو

00:12:15.700 --> 00:12:19.070
!گفتش که خوشگل‌ترین دختر آینده‌ی شهر می‌شی

00:12:20.070 --> 00:12:21.650
...این

00:12:21.650 --> 00:12:24.450
...مال همون عمه ـهه ـست

00:12:24.450 --> 00:12:30.360
اون عمه ـهه توی اون خونه‌ی تاریک و افسرده
.از گُلای خشکیده مراقبت می‌کرد

00:12:30.360 --> 00:12:33.280
کلی قصه واسم تعریف کرد و

00:12:33.280 --> 00:12:38.200
...با اینکه چشماش دیگه نمی‌دید
.ولی عمه خیلی گرم و مهربون بود

00:12:39.070 --> 00:12:42.200
!با هم کیک خوردیم

00:12:42.200 --> 00:12:44.450
.«و بهم گفت «خوش‌مزه ـست

00:12:44.450 --> 00:12:48.320
...با این‌که دیگه زبونش مزه‌ها رو درک نمی‌کرد

00:12:48.320 --> 00:12:52.110
.آخه حتما.. واسش خوش‌مزه بوده

00:12:54.740 --> 00:12:57.900
.من از آدما متنفرم

00:12:57.900 --> 00:13:00.240
...ولی واقعا گرم اند

00:13:00.240 --> 00:13:03.320
...شهر اوروک واسه من عین رویا بود

00:13:03.320 --> 00:13:05.360
...دلم می‌خواست به آدما مهربونی کنم

00:13:05.360 --> 00:13:07.570
.دلم می‌خواست باهام مهربون باشن

00:13:07.570 --> 00:13:12.860
«...دلم می‌خواست این‌‌طوری بشه.. اگه این‌طوری می‌شد چه خوب بود»
...اون گذشته‌ی من

00:13:13.860 --> 00:13:19.200
...احتمالا دیگه حقیقت منو متوجه شده باشی فوجیمارو

00:13:19.200 --> 00:13:20.650
.آره

00:13:20.650 --> 00:13:27.360
این رویایی بود که منِ بزرگ شده.. منِ رشد کرده
.دیگه یادش نمی‌اومد

00:13:28.530 --> 00:13:31.820
.واقعا.. نمی‌تونم اینو قبول کنم

00:13:31.820 --> 00:13:38.650
آخه نوه‌های اون عمه.. توی این دیوار شمالی به‌دست
.حیوانات اهریمنی کشته شدن

00:13:41.400 --> 00:13:45.530
.موقع طلوع عازم می‌شیم و گورگون رو شکست می‌دیم

00:13:45.530 --> 00:13:48.570
!به همین خاطر.. من اینجام

00:13:48.570 --> 00:13:52.990
.ولی توی این سفر یکم دلیلم عوض شد

00:13:52.990 --> 00:13:56.860
...من تا قبل این به‌خاطر خودم می‌جنگیدم

00:13:56.860 --> 00:13:58.990
...ولی الان

00:13:58.990 --> 00:14:02.820
!برای مردم اوروک.. می‌جنگم

00:14:05.780 --> 00:14:10.570
...پس ای آدمی‌زاد.. با خیال راحت از من استفاده کن

00:14:10.570 --> 00:14:14.700
...هدف من.. داستان بلند شماست

00:14:14.700 --> 00:14:17.650
،برای کامل شدن همون تک پیروزی شما

00:14:17.650 --> 00:14:21.530
.از تمام وجودم مایه می‌ذارم

00:14:26.860 --> 00:14:28.150
!موج بعدی حمله رسید
!موج سوم، آماده باش

00:14:29.570 --> 00:14:32.610
!وقت استفاده از آموزه‌های لئونیداس‌شاه ـه

00:14:41.990 --> 00:14:47.490
می‌گم.. نکنه.. تیم انحرافی کارش سخت‌تره؟

00:14:48.400 --> 00:14:50.900
...آب خوردنم از اینا آسون‌تره

00:14:50.900 --> 00:14:52.990
!ولی مثی‌که بزرگتر ـشون اومد

00:14:56.110 --> 00:14:59.990
.که بودن تو سوالی بزرگ برایم شده بود
.حدس نمی‌زدم تو باشی، کتزوالکواتل

00:14:59.990 --> 00:15:02.110
...اگر تو این‌جا باشی

00:15:02.110 --> 00:15:05.650
...پس بدین معناست که به اتحاد سه‌الهه خیانت کرده‌ای

00:15:05.650 --> 00:15:07.490
.مایه‌ی بسی تاسف است

00:15:10.570 --> 00:15:12.610
!کینگو

00:15:25.950 --> 00:15:27.280
جعلی؟

00:16:01.610 --> 00:16:05.320
.با این گمونم دیگه حیوانات اهریمنی باقی‌مونده تموم شدن

00:16:05.320 --> 00:16:10.240
!مرلین
.صد متر از شما جلوتر نشونه‌های موجودیتِ الهی بزرگی رو می‌بینم

00:16:10.240 --> 00:16:11.860
!دژ خون ـه

00:16:11.860 --> 00:16:14.280
.اون‌جا رو به کتزوالکواتل نشون بده

00:16:14.280 --> 00:16:17.150
!باشه عجقم
.راسته‌ی کار خودمه

00:16:17.150 --> 00:16:19.700
!آبراکادابرا

00:16:24.280 --> 00:16:26.990
!بازی تموم شد کینگو

00:16:34.950 --> 00:16:37.650
چـ.. تبر مردوخ؟

00:17:04.240 --> 00:17:07.150
چنین چیز بزرگی را می‌خواهی به کدامین زخمت بزنی؟

00:17:09.320 --> 00:17:10.740
!اومد اومد

00:17:10.740 --> 00:17:12.360
!اینجام اینجام

00:17:13.900 --> 00:17:15.150
!مرلین؟

00:17:15.150 --> 00:17:17.280
!مرلین -
!اوهو! دستم خودش رفت -

00:17:17.280 --> 00:17:18.650
!آهای

00:17:25.820 --> 00:17:28.740
!از اولش کاری با تو نداشتم

00:17:28.740 --> 00:17:31.240
!اون همه چرخیدم تا تبر رو رد کنم

00:17:31.240 --> 00:17:33.700
...ژوووووون

00:17:35.030 --> 00:17:37.780
!الهیت گورگون در حال سقوط است

00:17:37.780 --> 00:17:40.070
آن ضربه قلعه را نابود ساخت؟

00:17:40.070 --> 00:17:41.320
!لعنت

00:17:41.320 --> 00:17:44.360
.آن الهه‌ی کوچک اینجا نیست

00:17:44.360 --> 00:17:46.990
.انگار سرت هنوز ردای ماند بر بدن بر تن دارد

00:17:46.990 --> 00:17:50.450
.کشتن تو باشد برای بعد از یاری رساندن به گورگون

00:17:51.450 --> 00:17:56.200
!اووووه! نصف خداییت کوکولون پرید

00:17:56.200 --> 00:17:58.360
...با اینکه قسم الهه‌ای رو شکوندی

00:17:58.360 --> 00:18:01.990
!چون با دست خودت نبود... تا همین‌قدر احتمالا پیش نره

00:18:01.990 --> 00:18:04.780
!دستت درد نکنه مرلین

00:18:04.780 --> 00:18:06.700
...ولی جا خورم

00:18:06.700 --> 00:18:10.950
...کینگو... در حد خودش از اون زنیکه

00:18:17.490 --> 00:18:19.110
...این

00:18:25.740 --> 00:18:27.360
...بهتره نگاه نکنی

00:18:27.360 --> 00:18:29.700
.چیزی نیست که آدم ازش خوشش بیاد

00:18:29.700 --> 00:18:31.240
...لطفا وایسیا.. اینا

00:18:31.240 --> 00:18:33.070
...مش

00:18:33.070 --> 00:18:35.530
!ولی زنده ان

00:18:35.530 --> 00:18:37.700
--با اینکه عوض شدن، ولی هنوز

00:18:37.700 --> 00:18:38.900
!مش

00:18:39.780 --> 00:18:41.070
!بریم

00:18:44.320 --> 00:18:46.320
.باید گورگون رو بکشیم

00:18:46.320 --> 00:18:51.400
،به‌خاطر انتقام گرفتن از انسان
...تبدیل کردنشون به یه موجود غیر از انسان

00:18:51.400 --> 00:18:53.150
!دو سر باخت که می‌گن اینه

00:18:53.150 --> 00:18:55.150
!من می‌برمتون

00:18:55.150 --> 00:18:56.820
!شرمنده مش

00:18:56.820 --> 00:19:02.150
.ولی ما برای شکست دادن گورگون به قدرت تو احتیاج داریم

00:19:10.280 --> 00:19:13.530
!این تَه دژ خون ـه

00:19:13.530 --> 00:19:16.950
!کجایی گورگون؟ خودتو نشون بده

00:19:37.990 --> 00:19:40.070
...سوال چه بودن شما ذهن مارا به خود مشغول کرده بود

00:19:40.070 --> 00:19:44.070
!پس همان حشره‌های موذی کم‌جان هستید

00:19:44.070 --> 00:19:45.700
تو همچین کاری رو... ؟

00:19:45.700 --> 00:19:48.950
چرا؟ مگه نگفتی انتقامت رو از آدمیزاد می‌گیری؟

00:19:48.950 --> 00:19:52.200
ولی آخه با این کار به اون هدفت می‌رسی؟

00:19:52.200 --> 00:19:58.740
!صد البته خواهم رسید
.چرا که ما انسان‌ها را نابود خواهیم کرد

00:19:59.450 --> 00:20:03.780
اوروک را نابود می‌کنم و
...انسان‌ها را خُرد خواهم ساخت

00:20:03.780 --> 00:20:06.280
.و با دستان خود خواهمْشان کشت

00:20:06.280 --> 00:20:09.610
.انتقام همان چیزی است که مایه‌ی حرکت ما شده

00:20:09.610 --> 00:20:13.700
...پس نابود خواهم کرد.. همه را

00:20:13.700 --> 00:20:19.110
.انگار دخترک ـمان از پلیدی دنیا بی‌خبر است

00:20:19.110 --> 00:20:20.740
...آ.. آخه

00:20:20.740 --> 00:20:22.700
...فوجیمارو ریتسوکا

00:20:22.700 --> 00:20:27.360
.تو باید یارای درک این منطق را داشته باشی

00:20:27.360 --> 00:20:29.650
...اگر هدف مرا بپذیری

00:20:29.650 --> 00:20:32.740
!تو را به‌عنوان مستر خود رستگار خواهم کرد

00:20:32.740 --> 00:20:37.400
چرا که دلیلی هم بر جنگیدن
.برای انسان‌های این دوره نیست

00:20:38.610 --> 00:20:40.280
...گورگون

00:20:40.280 --> 00:20:43.490
...درسته که تو هدفت خلق کردن انسانه

00:20:43.490 --> 00:20:44.570
...ولی

00:20:44.570 --> 00:20:46.650
!من تو رو قبول نمی‌کنم

00:20:47.650 --> 00:20:50.610
!حرفات چیزی به‌عنوان منطق ندارن

00:20:50.610 --> 00:20:54.110
!این شکلت هم بازتابی از قلب ـته

00:20:54.110 --> 00:20:58.990
خب.. تو فقط متقلبی هستی که جام مقدس
.بهت قدرت الهه بودن داده

00:20:58.990 --> 00:21:00.070
...تازشم

00:21:00.070 --> 00:21:04.030
مادر برای ساختن موجود جدید
...به باقی موجودات احتیاجی نداره

00:21:04.030 --> 00:21:06.490
...که تازه بعدش بیاد باهاشون از طرف مقابلش انتقام بگیره

00:21:06.490 --> 00:21:09.490
.خدایی که همچین کار بی‌فایده‌ای بخواد انجام بده، وجود نداره

00:21:10.650 --> 00:21:12.200
...گورگون

00:21:12.200 --> 00:21:18.070
.تو فقط هیولایی هستی که حتی چشم دیدن خودتم از دست دادی

00:21:18.070 --> 00:21:19.610
...تو

00:21:19.610 --> 00:21:21.490
چیست این سرما؟

00:21:21.490 --> 00:21:23.570
...روانمان را در هم می‌فشارد

00:21:23.570 --> 00:21:26.110
چه شده‌است کینگو؟

00:21:26.110 --> 00:21:31.700
!این هیولای رقت‌انگیز را از این معبد بیرون بیانداز

00:21:31.700 --> 00:21:34.780
!پس واقعا نمی‌تونی منو ببینی

00:21:34.780 --> 00:21:37.570
...اگه می‌تونستی ذره‌ای منو ببینی

00:21:37.570 --> 00:21:42.240
.یکم احتمال وجود داشت که نجاتت بدیم

00:21:42.240 --> 00:21:44.530
مطمئنی.. آنا؟

00:21:44.530 --> 00:21:46.030
.آره

00:21:46.030 --> 00:21:52.610
،من تا الان همیشه به خودم می‌گفتم
.من نباید زنده بمونم

00:21:52.610 --> 00:21:57.650
،نباید اینجا باشم
.نباید بخندم

00:21:57.650 --> 00:22:01.200
!ولی واقعا دلم می‌خواست زنده بمونم

00:22:01.200 --> 00:22:03.070
دلم می‌خواست اینجا باشم و

00:22:03.070 --> 00:22:04.820
.می‌خواستم بخندم

00:22:05.780 --> 00:22:10.700
!نتیجه ـش شد اون زن.. من

00:22:10.700 --> 00:22:16.110
.و اینکه.. ممنون بابت اینکه متوجه شدی.. فوجیمارو

00:22:16.110 --> 00:22:17.450
.عجب

00:22:17.450 --> 00:22:20.200
پس دیگه آماده‌ای آنا؟

00:22:20.200 --> 00:22:24.320
.این‌طوری الهیتی که تا الان قایم کرده بودی رو آزاد می‌کنی

00:22:24.320 --> 00:22:27.740
.آره.. اجازه رو صادر می‌کنم.. مرلین

00:22:29.990 --> 00:22:32.530
منی که سوار این نیشخند تو شدم رو

00:22:32.530 --> 00:22:34.900
!وقتشه جوابمو بگیرم

00:22:34.900 --> 00:22:37.860
...فوجیمارو.. مش

00:22:37.860 --> 00:22:40.740
!قدرتتون رو به من قرض بدین

00:22:46.240 --> 00:22:49.030
...چشم‌افزار اون زن

00:22:47.200 --> 00:22:52.200
.چشم‌افزار: همون چیزی که تا الان با عنوان «چشم عرفانی» ترجمه شده بود

00:22:49.030 --> 00:22:52.200
!همون چشم‌افزار منه

00:22:52.200 --> 00:22:56.070
نبرد سرنوشت‌ساز

00:22:56.094 --> 00:22:58.094
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.