﻿WEBVTT

00:00:02.310 --> 00:00:04.480
‫امروز هوا سرده.

00:00:04.920 --> 00:00:07.110
‫کاشت بذر توی همچین روزی...

00:00:07.560 --> 00:00:09.360
‫خشک نمی‌شن؟

00:00:09.740 --> 00:00:14.630
‫این بذرهای گلِ زبان در قفا و گچ‌دوست برای همین باغن.

00:00:15.250 --> 00:00:16.500
‫این کوچولوها...

00:00:16.990 --> 00:00:20.210
‫شاید نابرابر باشن، ‫و رنگ و اندازه‌هاشون فرق کنه،

00:00:20.870 --> 00:00:24.210
‫ولی با فرا رسیدن بهار، به زیبایی هرچه تمام‌تر گل می‌دن.

00:00:24.510 --> 00:00:30.220
‫وقتی که بچه‌‌ها فصل بهار برگشتن، می‌خوام این رو بهشون نشون بدم.

00:00:30.450 --> 00:00:32.370
‫فوق‌العاده‌ست.

00:00:32.370 --> 00:00:33.720
‫مگه نه، فین-کون؟

00:00:34.170 --> 00:00:34.880
‫آره.

00:00:38.770 --> 00:00:41.270
‫یک‌ماه از حادثه‌ای که توی اداره مرکزی رخ داد، می‌گذره.

00:00:41.690 --> 00:00:45.990
‫تصاویر این حادثه در سرتاسر پادشاهی فورلند برای تمام ملت پخش شد.

00:00:46.450 --> 00:00:48.790
‫خانواده سلطنتی همه‌چیز رو لاپوشانی کردن.

00:00:48.790 --> 00:00:50.760
‫رسماً اعلام شد که این ماجرا چیزی جز...

00:00:50.760 --> 00:00:53.410
‫یه آتش‌سوزی و سقوط یه هلی‌کوپتر نجات نبود.

00:00:53.570 --> 00:00:55.970
‫اما اذهان عمومی این دروغ رو باور نکردن.

00:00:57.090 --> 00:01:00.050
‫تا اطلاع ثانوی درِ های کارد تخته شده.

00:01:00.050 --> 00:01:02.280
‫هنوز معلوم نیست رئیس کجاست.

00:01:02.280 --> 00:01:06.240
‫اعضامون از هم جدا شدن و کریس هنوز توی بیمارستان به سر می‌بره.

00:01:08.010 --> 00:01:10.080
‫الان، هیچ‌کاری از دستم...

00:01:10.104 --> 00:01:30.104
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:41.730 --> 00:02:44.190
‫آه، بالأخره تموم شد.

00:02:44.800 --> 00:02:46.150
‫لیندزی، اون چیه؟

00:02:46.440 --> 00:02:49.020
‫آه، کریس بهمون کمک مالی کرد.

00:02:49.920 --> 00:02:52.030
‫با پولش منم اون رو ساختم.

00:02:52.520 --> 00:02:53.830
‫اون...

00:02:53.830 --> 00:02:55.720
‫می‌تونی یه پیامی رو بهش برسونی؟

00:02:56.470 --> 00:03:00.320
‫می‌خوام وقتی حالش بهتر شد، یه سری بزنه و چندتا بذر بکاره.

00:03:00.990 --> 00:03:02.040
‫روت حساب می‌کنم.

00:03:06.160 --> 00:03:09.020
‫دلت برای کریس-کون شور می‌زنه؟

00:03:09.020 --> 00:03:11.030
‫آه، خب، گمونم...

00:03:11.380 --> 00:03:12.600
‫غمت نباشه.

00:03:12.600 --> 00:03:15.300
‫هروقت نیاز داشتی می‌تونی باهام حرف بزنی، باشه؟

00:03:15.810 --> 00:03:17.300
‫خیلی ممنونم.

00:03:17.300 --> 00:03:18.320
‫خواهش.

00:03:19.150 --> 00:03:20.680
‫وقتشه دیگه برم.

00:03:20.680 --> 00:03:21.900
‫رفع زحمت می‌کنم.

00:03:22.430 --> 00:03:23.280
‫ببخشید...

00:03:23.620 --> 00:03:27.420
‫اپل-سان، شما چرا انقدر بهم لطف دارید؟

00:03:27.420 --> 00:03:30.510
‫چون که توئی، فین-کون.

00:03:30.510 --> 00:03:31.570
‫تا بعد.

00:03:41.090 --> 00:03:41.800
‫بله؟

00:03:41.800 --> 00:03:43.890
‫یو، دیر کردی، تیلت.

00:03:43.890 --> 00:03:44.950
‫روبراهی؟

00:03:45.410 --> 00:03:46.680
‫توئی، زنون؟

00:03:46.680 --> 00:03:47.710
‫چیزیم نیست.

00:03:48.070 --> 00:03:49.170
‫چه عالی.

00:03:49.170 --> 00:03:50.830
‫من آماده‌م.

00:03:51.360 --> 00:03:53.090
‫برای حسن ختام.

00:03:57.420 --> 00:04:03.100
‫لاپوشانی کردن، ولی مثل روز روشنه که
‫کارت‌ها توی این حادثه دخیل بودن.

00:04:03.350 --> 00:04:07.230
‫به احتمال بالا زیر سر خانواده کلوندایک بوده.

00:04:07.230 --> 00:04:10.600
‫که یعنی یکی از اون‌ها مقصر بوده...

00:04:11.310 --> 00:04:13.180
‫چرا باید دست به چنین کاری بزنن؟

00:04:14.360 --> 00:04:15.690
‫آه، لعنتی!

00:04:15.690 --> 00:04:17.440
‫اصلاً متوجه نمی‌شم!

00:04:18.710 --> 00:04:22.340
‫ولی... نمی‌تونم دست روی دست بذارم.

00:04:22.740 --> 00:04:25.240
‫چی، هنوزم اینجایی؟

00:04:25.900 --> 00:04:26.790
‫سروان؟

00:04:29.000 --> 00:04:31.350
‫هوی هوی، نمی‌خواد حالا آبغوره بگیری.

00:04:31.350 --> 00:04:33.890
‫آ ـ آبغوره نگرفتم!

00:04:34.600 --> 00:04:37.020
‫بگذریم، باید یه‌چیزی ازتون بپرسم!

00:04:49.890 --> 00:04:51.420
‫اوه، فین-سان.

00:04:51.420 --> 00:04:52.810
‫سلام، پیرمرد.

00:04:52.810 --> 00:04:54.400
‫من برگشتم.

00:04:57.110 --> 00:04:58.110
‫بفرمائید.

00:04:58.110 --> 00:04:59.030
‫ممنونم.

00:05:00.810 --> 00:05:02.250
‫بقیه کجان؟

00:05:02.250 --> 00:05:08.290
‫لئو-ساما توی خوابگاه دانشگاه‌شون می‌مونن.
‫وندی-سان و ویجای-سان توی خونه در وضعیت آماده باشن.

00:05:08.800 --> 00:05:11.170
‫الان فقط شما اینجا هستید، فین-سان.

00:05:11.460 --> 00:05:12.320
‫که اینطور.

00:05:24.620 --> 00:05:26.930
‫چه بوی دلگیری!

00:05:26.930 --> 00:05:29.770
‫هیچکس اینجا نیست که به پیشوازم بیاد؟

00:05:29.770 --> 00:05:30.310
‫تو!

00:05:30.640 --> 00:05:32.310
‫اون یاروی توی مزایده‌ای!

00:05:33.900 --> 00:05:35.710
‫اون دستکش!

00:05:34.800 --> 00:05:37.090
‫خوش اومدید، نورمن-ساما.

00:05:37.090 --> 00:05:39.190
‫مشتاق دیدار.

00:05:39.670 --> 00:05:40.330
‫هان؟

00:05:41.570 --> 00:05:44.620
‫با جست‌وجو در پرونده‌های توی مرکز،

00:05:44.620 --> 00:05:46.420
‫اون عکس رو پیدا کردم.

00:05:47.330 --> 00:05:53.170
‫مردهای توی عکس؛ بن کلواندیک، ثئودور کنستانتین پینوکل،

00:05:53.170 --> 00:05:57.010
‫و شما هستید، سروان یانگ.

00:05:57.870 --> 00:06:01.340
‫عجب عکس زیرخاکی‌ای رو بیرون کشیدی.

00:06:06.510 --> 00:06:10.230
‫به زبون ساده بگم، انگار که سرنوشت‌های ما سه‌تا به‌هم گره خورده.

00:06:12.420 --> 00:06:16.730
‫هــــوم، این من رو یاد روزهایی میندازه که
‫من و ثئودور تا ساعت‌ها باهم گپ می‌زدیم.

00:06:17.050 --> 00:06:21.570
‫جان؟ من که همچین چیزی خاطرم نیست.

00:06:23.540 --> 00:06:28.050
‫خوب گوش کن، قلب من و ثئودور به‌هم راه داره،

00:06:26.030 --> 00:06:28.410
‫این یارو آشنای رئیس بود؟

00:06:28.050 --> 00:06:30.390
‫به عبارتی، ما عمیقاً همدیگه رو درک می‌کنیم.

00:06:28.410 --> 00:06:31.590
‫لطفاً نورمن-ساما رو «پادشاه» خطاب کنید.

00:06:30.390 --> 00:06:34.630
‫پرواضحه که ما به جروبحث‌های بی‌خودی اهمیت نمی‌دیم.

00:06:32.010 --> 00:06:34.630
‫پس کینگ-سان-

00:06:33.280 --> 00:06:34.630
‫نیازی به «سان» نیست.

00:06:34.630 --> 00:06:37.500
‫حتی اگه در ظاهر باهم درحال گفت‌وگو نباشیم،

00:06:35.490 --> 00:06:36.750
‫باش...

00:06:36.750 --> 00:06:39.090
‫خب پادشاه چرا انقدر نگرانِ رئیسه؟

00:06:37.500 --> 00:06:39.440
‫افکارمون رو ازطریق روح‌مون باهم درمیون می‌ذاریم!

00:06:40.900 --> 00:06:43.720
‫می‌خوای بدونی رابطه‌ی من با ثئودور چیه؟

00:06:43.720 --> 00:06:46.720
‫قیافه‌ت داد می‌زنه که داری می‌میری از فضولی.

00:06:46.720 --> 00:06:48.280
‫پس بهت می‌گم!

00:06:48.280 --> 00:06:48.630
‫این-

00:06:48.630 --> 00:06:49.330
‫پادشاه.

00:06:49.730 --> 00:06:50.410
‫هوم؟

00:06:51.170 --> 00:06:52.180
‫هوم...

00:06:52.690 --> 00:06:55.150
‫اون‌ها دوست‌های دوران بچگی‌ان.

00:06:55.150 --> 00:06:59.230
‫اگرچه از دید پادشاه، ثئودور-ساما رقیب‌شونه.

00:06:59.460 --> 00:07:00.400
‫ساکت!

00:07:00.400 --> 00:07:03.140
‫هرکی هرچی می‌خواد بگه،

00:07:03.140 --> 00:07:05.860
‫ثئودور و من از بچگی دشمنان قسم‌خورده‌ی هم بودیم!

00:07:06.230 --> 00:07:11.470
‫توی دانشگاه هم همین بساط بود.

00:07:13.870 --> 00:07:16.290
‫تا وقتی که اون مرد...

00:07:17.460 --> 00:07:21.840
‫بن کلوندایک و ثئودور با همدیگه ملاقات کردن.

00:07:22.200 --> 00:07:23.740
‫بن کلوندایک؟!

00:07:24.570 --> 00:07:27.430
‫من و همراهانم متوجه وضعیت هستیم.

00:07:27.430 --> 00:07:30.180
‫کسی که ترتیب اون حادثه رو داد بن بود، درسته؟

00:07:30.180 --> 00:07:33.220
‫و ثئودور از اون‌موقع پیداش نیست.

00:07:33.660 --> 00:07:37.200
‫ثئودور-ساما روی همه‌چیز توی پینوکل نظارت دارن.

00:07:37.200 --> 00:07:41.970
‫به های کارد مأموریت دادن که تمام کارت‌ها رو جمع‌آوری کنن.

00:07:41.970 --> 00:07:46.400
‫بن دنبال همین بود، چرا که از قدرت ثئودور اطلاع داشت.

00:07:46.400 --> 00:07:48.550
‫حقّا که شرکای سابق بودن...

00:07:48.550 --> 00:07:48.990
‫هـــــا؟!

00:07:49.260 --> 00:07:51.990
‫اصلاً نمی‌فهمم داری درمورد چی حرف می‌زنی!

00:07:52.510 --> 00:07:54.870
‫اجازه بدید من شفاف‌سازی کنم.

00:07:57.860 --> 00:08:03.630
‫راستی،‌ اولین‌باری که باهات حرف زدم،
‫یه روز ابری مثل امروز بود.

00:08:03.890 --> 00:08:05.700
‫یادش به‌خیر.

00:08:05.700 --> 00:08:09.090
‫تو هم یادته، ثئودور؟

00:08:10.320 --> 00:08:13.390
‫توی یه مهمانی همدیگه رو ملاقات کردن.

00:08:13.630 --> 00:08:17.160
‫پدر بن-ساما، یه سیاستمدار، میزبان مهمانی بود.

00:08:17.860 --> 00:08:23.080
‫ثئودور-ساما سر یه مأموریت بودن.

00:08:24.610 --> 00:08:26.400
‫دارم بهت می‌گم.

00:08:26.400 --> 00:08:27.890
‫با پدرم صحبت کن،

00:08:27.890 --> 00:08:32.030
‫و اون خرید زمین که شرکت‌تون داره روش کار می‌کنه، سه‌سوته ردیف می‌شه.

00:08:32.310 --> 00:08:34.690
‫ولی درعوض، امشب بیا به دیدنم.

00:08:34.690 --> 00:08:36.660
‫چیزه، ببخشید.

00:08:37.910 --> 00:08:38.740
‫لعنتی.

00:08:39.940 --> 00:08:41.040
‫به چی زل زدی؟

00:08:43.510 --> 00:08:45.670
‫ثئودور کنستانتین پینوکل.

00:08:45.900 --> 00:08:47.570
‫تو دیگه کدوم کره‌خری هستی؟

00:08:47.570 --> 00:08:49.250
‫بن کلوندایک.

00:08:49.650 --> 00:08:53.630
‫سیاستمداری که داخل داره ور ور می‌کنه رو می‌شناسی؟

00:08:53.630 --> 00:08:55.520
‫می‌شه گفت، من پسر نمک‌نشناسشم.

00:08:56.160 --> 00:08:58.880
‫هوی، ما توی دانشگاه همکلاسی هستیم.

00:08:58.880 --> 00:09:00.310
‫ناموساً من رو نشناختی؟

00:09:00.710 --> 00:09:03.830
‫چیزی که برام جذاب نباشه هیچوقت به چشمم نمیاد،

00:09:04.210 --> 00:09:06.320
‫چه اینجا و چه توی دانشگاه.

00:09:06.840 --> 00:09:10.160
‫خب، منم علاقه‌ای به این مهمونی ندارم.

00:09:10.160 --> 00:09:15.350
‫ولی پدرم تمام کله‌گنده‌های سیاست و تجارت رو روی یه انگشتش می‌چرخونه.

00:09:15.350 --> 00:09:17.010
‫به‌نظرت معرکه نیست؟

00:09:17.410 --> 00:09:20.070
‫اگه قدرت داشته باشی، می‌تونی هرکاری دلت خواست بکنی.

00:09:20.470 --> 00:09:22.460
‫می‌خوام هرطور عشقم کشید زندگی کنم.

00:09:23.160 --> 00:09:25.840
‫آخرسر جای پدرم رو می‌گیرم.

00:09:26.190 --> 00:09:30.220
‫قدرت باید فقط در چارچوب قانون به‌کار برده شه.

00:09:30.520 --> 00:09:33.100
‫هــــه، چه آدم ضدحالی هستی.

00:09:33.100 --> 00:09:34.950
‫تو برای چی زندگی می‌کنی؟

00:09:35.460 --> 00:09:36.920
‫هوی، وایسا!

00:09:42.100 --> 00:09:43.900
‫همگی، خونسردی‌تون رو حفظ کنید!

00:09:44.120 --> 00:09:45.900
‫باید به ترتیب سالن رو ترک-

00:09:45.900 --> 00:09:46.440
‫وای!

00:09:48.400 --> 00:09:49.680
‫ثئودور؟

00:09:52.150 --> 00:09:53.650
‫مقاومت نکن.

00:09:54.340 --> 00:09:55.410
‫هــــا؟

00:09:55.690 --> 00:09:57.400
‫بالأخره سروکله‌ات پیدا شد.

00:09:57.740 --> 00:10:00.290
‫استفاده شخصی از کارت‌ها قدغنه.

00:10:00.290 --> 00:10:01.790
‫برای تو رو می‌گیرم.

00:10:03.040 --> 00:10:04.350
‫بازی...

00:10:04.374 --> 00:10:07.374
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:10:09.300 --> 00:10:10.390
‫«بالور.»

00:10:11.880 --> 00:10:16.810
‫ربودن دختر رئیس، ایجاد ترس و وحشت، و به‌هم‌ ریختن مراسم...

00:10:17.160 --> 00:10:19.270
‫چوب لای چرخ یه شرکت رقیب گذاشتن، ها؟

00:10:19.890 --> 00:10:21.570
‫از کجا...؟

00:10:22.750 --> 00:10:24.270
‫هیچکس از جاش تکون نخوره!

00:10:26.310 --> 00:10:27.750
‫اینجا یه‌نفر دیگه هم نبود؟

00:10:29.830 --> 00:10:31.900
‫7 دل، «کامِلِئون».

00:10:32.610 --> 00:10:36.660
‫توانایی پنهان کردن خودت از چشم دیگران با شکستن نور.

00:10:36.660 --> 00:10:38.660
‫هوی، هیچ معلوم هست چه خبره؟

00:10:50.380 --> 00:10:51.420
‫چه اتفاقی داره میفته؟!

00:10:51.420 --> 00:10:52.920
‫هوی، اسلحه‌ات رو بکش.

00:10:54.680 --> 00:10:55.760
‫دست بجنبون!

00:10:57.490 --> 00:10:58.720
‫خیلی‌خب بابا!

00:10:59.780 --> 00:11:01.770
‫جایی که بهت می‌گم رو هدف بگیر.

00:11:02.990 --> 00:11:05.410
‫تاج‌گلی که سمت راست سن‌ ـه... شلیک کن!

00:11:07.770 --> 00:11:09.520
‫بعدی، گلدان کنار ستون.

00:11:11.270 --> 00:11:13.280
‫ستون پشت سن.

00:11:13.280 --> 00:11:14.780
‫یه پله بالای راه‌پله.

00:11:16.290 --> 00:11:17.300
‫خورد به هدف؟!

00:11:17.990 --> 00:11:19.410
‫یه گوشه گیرش انداختیم،

00:11:19.410 --> 00:11:20.580
‫جلوی تحرکش رو گرفتیم.

00:11:21.170 --> 00:11:23.120
‫پنجاه سانتی‌متر سمت راست تریبون.

00:11:24.560 --> 00:11:25.250
‫شلیک.

00:11:35.980 --> 00:11:37.380
‫همه‌تون، اسلحه‌هاتون رو بندازید،

00:11:37.380 --> 00:11:39.140
‫اگر می‌خواید این زن زنده بمونه!

00:11:40.730 --> 00:11:41.620
‫شلیک.

00:11:41.620 --> 00:11:42.320
‫هان؟!

00:11:42.320 --> 00:11:43.750
‫یه گروگان داره!

00:11:44.150 --> 00:11:46.140
‫فرمان خانواده سلطنتی بایستی اجرا شه.

00:11:46.500 --> 00:11:47.280
‫انجامش بده.

00:11:47.840 --> 00:11:49.150
‫چرند نگو.

00:11:51.410 --> 00:11:53.890
‫من چشمم اون زن رو گرفته.

00:11:54.240 --> 00:11:55.780
‫مگه از روی نعشم رد بشی.

00:11:56.760 --> 00:11:58.410
‫«دور تا دور.»

00:12:05.670 --> 00:12:08.540
‫شاه خشت، «دور تا دور.»

00:12:09.290 --> 00:12:12.040
‫توانایی چرخوندن هرچیزی که لمسش می‌کنه.

00:12:14.530 --> 00:12:16.030
‫خیلی‌خب! دستگیرش کنید!

00:12:16.030 --> 00:12:17.270
‫گروگان رو به یه جای امن ببرید!

00:12:17.270 --> 00:12:18.550
‫بن کلوندایک.

00:12:18.550 --> 00:12:19.180
‫هان؟

00:12:19.670 --> 00:12:21.860
‫کارتت رو رد کن بیاد.

00:12:21.860 --> 00:12:22.940
‫هـــان؟

00:12:22.940 --> 00:12:24.970
‫این کارتِ منه.

00:12:24.970 --> 00:12:27.380
‫تصمیمش با خودمه که ازش استفاده کنم یا نه.

00:12:27.380 --> 00:12:29.440
‫از هیچ بنی بشری دستور نمی‌گیرم.

00:12:29.720 --> 00:12:32.260
‫جمع‌آوری کارت‌ها مأموریت پینوکل ـه.

00:12:32.610 --> 00:12:34.750
‫استفاده‌ی شخصی‌ ازشون قدغنه.

00:12:36.570 --> 00:12:38.320
‫یه‌لحظه صبر کنید.

00:12:38.970 --> 00:12:42.430
‫نمایش باشکوهی از توانایی‌هاتون نشون دادید، آقایون.

00:12:42.430 --> 00:12:43.580
‫برنارد.

00:12:43.830 --> 00:12:45.600
‫بذارید پیشنهادی بدم.

00:12:45.600 --> 00:12:48.770
‫چطوره از بن-ساما دعوت کنیم به شرکت‌مون ملحق شه؟

00:12:48.770 --> 00:12:50.830
‫بنده اجازه‌ی رئیس رو دارم.

00:12:51.110 --> 00:12:52.150
‫پدرم موافقه؟

00:12:52.610 --> 00:12:54.680
‫ازم می‌خواید چیکار کنم؟

00:12:54.680 --> 00:12:58.770
‫کارت‌ها رو به‌همراه ثئودور-ساما جمع‌آوری کنید.

00:12:58.770 --> 00:13:04.000
‫لازم به ذکره که اگه بهمون ملحق شید،
‫دخالتی توی طرز استفاده‌تون از کارت‌تون نمی‌کنیم.

00:13:04.000 --> 00:13:05.800
‫معامله‌ی بدی نیست.

00:13:05.800 --> 00:13:08.140
‫شاید پیشنهادتون رو قبول کنم.

00:13:08.140 --> 00:13:09.600
‫این برخلاف قوانینه.

00:13:09.840 --> 00:13:11.430
‫به یه ورم.

00:13:11.930 --> 00:13:14.060
‫مسئولیت کارتم با خودمه.

00:13:14.060 --> 00:13:19.890
‫هرکی هرچی می‌خواد بگه،
‫من فقط می‌خوام از کارتم استفاده کنم، ثئودور.

00:13:20.360 --> 00:13:22.860
‫باهام انقدر خودمونی رفتار نکن.

00:13:22.860 --> 00:13:28.500
‫و به این ترتیب، کارت‌ها رو تحت امر پینوکل،
‫و با کمک شرکت جمع‌آوری کردن.

00:13:28.500 --> 00:13:29.500
‫سرتو بدزد!

00:13:30.420 --> 00:13:31.870
‫یه نیزه سمت راستته!

00:13:45.430 --> 00:13:47.730
‫بعد از واقعه‌ی در اون مهمانی،

00:13:47.730 --> 00:13:51.210
‫این سؤال مثل خوره مخمو می‌خورد که اون دوتا واقعاً کی هستن،

00:13:51.210 --> 00:13:53.280
‫برای همین خودم شروع کردم ته‌وتوش رو دربیارم.

00:13:53.750 --> 00:13:57.360
‫ولی زیاد طول نکشید که ثئودور مچم رو بگیره.

00:13:57.880 --> 00:13:59.540
‫به یه توافق رسیدیم.

00:13:59.540 --> 00:14:03.330
‫من اطلاعاتی رو که پلیس از بازیکن‌ها داشت بهشون می‌دادم،

00:14:03.330 --> 00:14:06.970
‫و اون دخالتی توی تحقیقاتم درمورد کارت‌ها نمی‌کرد.

00:14:07.910 --> 00:14:14.420
‫و درنهایت، اومدن اینجا و توی شعبه‌ی اولد مید وقت می‌گذروندن.

00:14:14.640 --> 00:14:17.130
‫چندبار بگم، می‌خوام حقیقت رو بدونم!

00:14:17.130 --> 00:14:22.210
‫چیکار دارین می‌کنین؟ این کارت‌ها قراره چی سر این کشور بیارن؟

00:14:22.210 --> 00:14:24.910
‫مسئولیت کارت‌ها رو به بازیکن‌ها بسپر.

00:14:24.910 --> 00:14:26.930
‫این قانون این کشوره.

00:14:26.930 --> 00:14:29.560
‫عجب آدم عصا‌قورت‌داده‌ای هستی تو!

00:14:30.180 --> 00:14:32.930
‫حرف زدن با ثئودور مثل یاسین خوندن به گوش خره، یانگ.

00:14:32.930 --> 00:14:36.010
‫ببینم دهن‌سرویس، مگه تو سر خدمت نیستی؟

00:14:36.010 --> 00:14:37.440
‫کارآگاه نابکار.

00:14:37.440 --> 00:14:38.570
‫خفه.

00:14:38.950 --> 00:14:41.150
‫بیا. تو هم بخور، بن.

00:14:41.560 --> 00:14:43.500
‫مگه نگفتم، ظرفیت الکلم پایینه.

00:14:43.500 --> 00:14:45.860
‫ولی، تو بخور.

00:14:52.500 --> 00:14:55.750
‫صفحه‌ای فراموش‌نشدنی از اون فصل جوونی‌شون.

00:14:56.120 --> 00:14:58.190
‫احتمالاً.

00:15:02.320 --> 00:15:05.590
‫از لحاظ شخصیتی و طرز فکر، دو روی یه سکه بودن.

00:15:05.590 --> 00:15:07.880
‫مثل آب و روغن.

00:15:07.880 --> 00:15:11.750
‫ولی هرطور شده، باهم رفیق شدن.

00:15:12.390 --> 00:15:14.290
‫برای ثئودور-ساما،

00:15:14.290 --> 00:15:20.300
‫این شعبه‌ی اولد مید شاید تنها جایی بود که می‌تونست خودش باشه.

00:15:20.300 --> 00:15:22.630
‫احتمالاً بن-ساما هم همین‌طور.

00:15:23.510 --> 00:15:26.910
‫ولی رابطه‌شون به‌هم خورد.

00:15:28.200 --> 00:15:29.910
‫هی، ثئودور.

00:15:30.520 --> 00:15:32.910
‫اینجا رو یادته؟

00:15:33.140 --> 00:15:35.540
‫نگو که یادت رفته.

00:15:45.840 --> 00:15:49.890
‫کابوسِ اون روز، هنوز به‌وضوح جلوی چشمامه.

00:15:50.850 --> 00:15:52.160
‫مثل اینکه...

00:15:54.150 --> 00:15:56.390
‫زمان ایستاده باشه.

00:15:58.080 --> 00:16:00.720
‫«بالور»، نهان‌بینی...

00:16:01.030 --> 00:16:04.610
‫چشم‌هات که انگار درون همه‌چیز رو می‌دیدن...

00:16:04.880 --> 00:16:07.850
‫همیشه از ته دلم ازشون بیزار بودم.

00:16:08.620 --> 00:16:10.430
‫پس چرا اون‌ها...

00:16:10.900 --> 00:16:13.000
‫پیرمرد، می‌دونی چه اتفاقی افتاد؟

00:16:13.000 --> 00:16:15.120
‫متأسفانه، خیر.

00:16:15.430 --> 00:16:18.190
‫رابطه‌شون خیلی استثنائی بود.

00:16:18.190 --> 00:16:22.250
‫احتمالاً‌ به‌خاطر کارت‌ها بودن که به ‌هم دست دوستی دادن.

00:16:22.490 --> 00:16:23.840
‫که اینطور.

00:16:23.840 --> 00:16:27.510
‫و شما اینطوری با رئیس و بن ملاقات کردید؟

00:16:27.510 --> 00:16:29.640
‫ولی البته-

00:16:28.290 --> 00:16:31.040
‫چه گستاخ. این صرفاً تزئینی‌ـه.

00:16:31.600 --> 00:16:34.090
‫پادشاه، وقت قرار ملاقات بعدی‌تون رسیده.

00:16:34.090 --> 00:16:36.610
‫خیلی‌خب، پس من دیگه مرخص می‌شم!

00:16:36.610 --> 00:16:37.480
‫چی، هی!

00:16:37.760 --> 00:16:40.470
‫وقتی ثئودور رو دیدی، این رو از طرفم بهش بگو...

00:16:40.470 --> 00:16:43.720
‫«کی، کیه» پینوکل رو شکست می‌ده.

00:16:43.720 --> 00:16:46.860
‫اجازه نمی‌دم درحالی که ازم جلوـه دست بکشه!

00:16:51.790 --> 00:16:55.410
‫نکنه اون اومده بود به ما روحیه بده؟

00:16:55.410 --> 00:17:00.110
‫از اون‌موقع، ثئودور-ساما دیگه اینجا منتظر بن-ساما نموندن،

00:17:00.110 --> 00:17:03.880
‫و بن-ساما هیچوقت برنگشتن.

00:17:03.880 --> 00:17:07.280
‫جایی که می‌تونستن خودشون باشن، الان دیگه خالی‌ـه.

00:17:12.530 --> 00:17:16.320
‫اما، فین-سان، شعبه اومد مید...

00:17:18.460 --> 00:17:19.560
‫باید برم.

00:17:19.820 --> 00:17:21.660
‫بازم میام سر می‌زنم، پیرمرد.

00:17:23.630 --> 00:17:25.410
‫یه‌چیز فوری یادم افتاد.

00:17:31.010 --> 00:17:32.550
‫جریان از این قرار بود.

00:17:32.550 --> 00:17:34.390
‫به کارت اومد؟

00:17:34.390 --> 00:17:37.400
‫سروان، چرا تمام این قضایا رو برام تعریف کردید؟

00:17:37.400 --> 00:17:38.950
‫خب...

00:17:39.430 --> 00:17:43.670
‫یه روز، افسر ارشدم من رو احضار کرد و وادارم کرد سوگند بخورم،

00:17:43.670 --> 00:17:46.950
‫که دیگه هیچوقت اطلاعاتی درمورد کارت‌ها لو نمی‌دم.

00:17:46.950 --> 00:17:50.630
‫پس تصمیم گرفتم همه‌ش رو با خودم به گور ببرم.

00:17:51.750 --> 00:17:57.500
‫جربزه‌ی این رو نداشتم که باهاشون شاخ به شاخ شم.

00:17:58.610 --> 00:18:04.000
‫قصد داشتم تا بازنشستگی‌م داستان درست نکنم، ولی...

00:18:04.850 --> 00:18:10.740
‫کم کم دارم به این فکر میفتم که وقتشه
‫جوون‌ها به پیرپاتال‌های زوار در رفته،

00:18:11.180 --> 00:18:13.170
‫اخطاریه‌ی آخرشون رو بدن.

00:18:22.980 --> 00:18:26.790
‫کریس، امروز دوباره یه سر به مغازه زدم.

00:18:27.320 --> 00:18:29.250
‫البته هیچ کاری اونجا نداشتم.

00:18:29.710 --> 00:18:34.370
‫پیرمرد مثل همیشه برام چای دم کرد،

00:18:34.370 --> 00:18:36.970
‫ولی وقتی فقط دوتامون بنوشیم، خیلی زود از دهن میفته.

00:18:36.970 --> 00:18:39.940
‫اونجا یه‌جورایی سرده و زیادی بزرگه.

00:18:45.060 --> 00:18:47.730
‫این کارت متعلق به توـه.

00:18:50.440 --> 00:18:53.750
‫شاید اون کارت بود که باعث شد به هم دست دوستی بدیم.

00:18:53.750 --> 00:18:57.780
‫من رو به شعبه اولد مید کشوند، جایی که می‌تونستیم خودمون باشیم.

00:18:59.040 --> 00:19:02.550
‫با اینکه اونجا هیچ کاری ندارم، منتظرت می‌مونم.

00:19:03.050 --> 00:19:04.920
‫پس هرموقع خواستی برگرد.

00:19:08.080 --> 00:19:09.040
‫یه‌چیز دیگه.

00:19:09.400 --> 00:19:11.840
‫باغچه‌ی جدیدت توی سان فیلدز آماده‌ست.

00:19:12.290 --> 00:19:14.690
‫وقتی بهتر شدی، بیا باهم بریم اونجا بذر بکاریم.

00:19:15.150 --> 00:19:18.550
‫ظاهراً، بعد از زمستون سرد توی بهار گل می‌دن.

00:19:19.170 --> 00:19:21.410
‫مطمئنم خیلی خوشگلن.

00:19:30.570 --> 00:19:32.700
‫پیک شاه،

00:19:32.700 --> 00:19:36.320
‫کارت‌هایی که جمع کردی، دستِ‌ «سان گالگانو»ـه.

00:19:39.910 --> 00:19:41.080
‫جوکر...

00:19:42.100 --> 00:19:47.610
‫«سان گالگانو»، خداکش، شاید بتونه کار جوکرو بسازه.

00:19:47.610 --> 00:19:49.550
‫از کجا درمورد جوکر می‌دونی؟

00:19:51.070 --> 00:19:52.720
‫روزِ تاج‌گذاری،

00:19:52.720 --> 00:19:55.590
‫پیوند بین کارت‌های بازی ایکسِ توی کاخ،

00:19:55.590 --> 00:19:58.950
‫و بازیکن‌هاشون توسط جوکر قطع می‌شه،

00:19:58.950 --> 00:20:01.850
‫کارتِ‌ شاه اول، به بهترین نحو کارت‌ها رو مهروموم می‌کنه.

00:20:02.120 --> 00:20:07.540
‫به این طریق، کارت‌ها کارایی‌شون رو از دست می‌دن،
‫مگر اینکه از کاخ خارج بشن.

00:20:07.540 --> 00:20:11.730
‫ولی اگه جوکر کشته شه، نمی‌شه کارت‌ها رو مهروموم کرد.

00:20:12.120 --> 00:20:14.730
‫توی دنیایی زندگی می‌کنیم که می‌شه آزادانه از کارت‌ها استفاده کرد!

00:20:15.090 --> 00:20:17.840
‫دنیایی که من انتظارشو می‌کشیدم!

00:20:20.420 --> 00:20:21.870
‫هدفت چیه؟

00:20:22.080 --> 00:20:23.080
‫هان؟

00:20:23.080 --> 00:20:24.850
‫انتقام از خانواده سلطنتی؟

00:20:24.850 --> 00:20:28.290
‫یا... انتقام از من؟

00:20:38.200 --> 00:20:43.490
‫چند وقت پیش، به یه کریس نامی که جزء افراد کم‌سن‌وسالت بود کمک کردم.

00:20:43.490 --> 00:20:45.850
‫کارش درسته. متأثر شدم.

00:20:45.850 --> 00:20:51.160
‫بدون نگرانی بابت عواقب، با تمام وجود
‫سعی می‌کرد از قدرت کارت‌ها استفاده کنه.

00:20:51.740 --> 00:20:57.240
‫ولی تو به‌خاطر قوانین احمقانه‌ات سعی کردی جلوشو بگیری.

00:20:57.870 --> 00:20:59.490
‫تقاصشو پس می‌دی.

00:21:00.700 --> 00:21:02.740
‫گوش کن، ثئودور.

00:21:02.990 --> 00:21:05.010
‫تو همیشه همین‌شکلی بودی.

00:21:05.010 --> 00:21:10.060
‫اصولاً باید بتونی همه‌چیز رو ببینی،
‫اما نمی‌تونی ذات هیچ‌چیزی رو ببینی.

00:21:10.060 --> 00:21:13.160
‫خوب گوش کن، این رو قبلاً بهت گفتم.

00:21:13.160 --> 00:21:16.260
‫من فقط می‌خوام از کارتم استفاده کنم. همین و بس.

00:21:16.580 --> 00:21:20.380
‫و اون روز، تو بهم اجازه‌ی این‌کارو ندادی.

00:21:20.380 --> 00:21:23.390
‫زمانی که نیاز داشتم، نتونستم ازش استفاده کنم.

00:21:23.740 --> 00:21:25.640
‫برای همین من...

00:21:26.840 --> 00:21:28.340
‫هدفم؟

00:21:28.340 --> 00:21:30.690
‫من این‌کارها رو به‌ این خاطر انجام نمی‌دم.

00:21:30.690 --> 00:21:32.660
‫فقط می‌خوام...

00:21:32.660 --> 00:21:34.900
‫هرکی هرچی می‌خواد بگه،
‫من فقط می‌خوام از کارتم استفاده کنم،

00:21:35.600 --> 00:21:38.780
‫و ثابت می‌کنم که روشم حقه.

00:21:38.780 --> 00:21:43.280
‫از کارتم استفاده می‌کنم. این رو آویزه‌ی گوشت کن، ثئودور.

00:21:43.304 --> 00:21:55.304
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:55.328 --> 00:22:07.328
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:21.040 --> 00:23:23.960
‫تیلت، با رئیس تماس گرفتم.

00:23:26.180 --> 00:23:28.430
‫امیدوارم آماده باشی.

00:23:28.640 --> 00:23:30.940
‫تو دنیا رو تغییر می‌دی.

00:23:31.350 --> 00:23:33.640
‫همه‌چیز محض خاطر خانواده.

00:23:36.520 --> 00:23:39.160
‫قسمت بعدی: «به من نگاه کن.»