﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:08.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:43.080 --> 00:01:47.170
‫بهمون می‌گن فرزند نفرین‌شده.

00:01:48.170 --> 00:01:52.670
‫چون از بدو تولد، قدرت نفرین‌شده‌ی
‫کنترل هیولاها رو داریم.

00:02:02.670 --> 00:02:04.920
‫جغله‌های بی‌ارزش...

00:02:05.380 --> 00:02:06.960
‫شنیدم خیلی وقت پیش،

00:02:06.960 --> 00:02:09.420
‫فقط توانایی کنترل دام‌ها بوده.

00:02:09.420 --> 00:02:15.420
‫ویل یکی ازش برای کنترل هیولاها تو
‫جنگ استفاده کرد و خیلیا رو کشت.

00:02:15.960 --> 00:02:18.630
‫برای همین ازمون متنفر شدن.

00:02:27.880 --> 00:02:31.330
‫گفتم با اون چشمای کثیفت بهم نگاه نکن.

00:02:33.540 --> 00:02:35.710
‫مشت می‌خوردیم، لگد می‌خوردیم...

00:02:37.790 --> 00:02:40.500
‫اینکه هرروز با یه لگد پرت بشیم، عادی بود.

00:02:42.790 --> 00:02:44.000
‫چرا...

00:02:44.540 --> 00:02:46.380
‫چرا منو زدی؟

00:02:47.750 --> 00:02:50.580
‫بی‌اجازه دهنتو باز نکن!

00:02:56.380 --> 00:02:58.880
‫وقتی یه‌بار سوال پرسیدم،

00:02:58.880 --> 00:03:02.210
‫انقدر بد کتک خوردم که شکل قیافه‌م عوض شد.

00:03:02.210 --> 00:03:05.710
‫و سه‌روز کامل فقط آب بدون غذا بهم دادن.

00:03:10.960 --> 00:03:13.330
‫شاید به‌خاطر قدرت نفرین‌شده‌ست،

00:03:13.330 --> 00:03:17.500
‫ولی می‌تونم ذهن کسایی که جلومنو بخونم.

00:03:17.500 --> 00:03:19.080
‫پس این یه شیطانه...

00:03:19.080 --> 00:03:21.790
‫شاید یکی از اوناییه که مامانو کشتن!

00:03:20.330 --> 00:03:24.040
‫حتماً داره فکر می‌کنه چطوری آدما رو نابود کنه!

00:03:22.920 --> 00:03:24.040
‫دیگه رد دادم!

00:03:24.040 --> 00:03:25.960
‫این جای اون عوضی!

00:03:27.420 --> 00:03:30.170
‫وقتی می‌فهمیدن که می‌تونم ذهنشونو بخونم،

00:03:30.460 --> 00:03:33.170
‫پرخاشگرتر می‌شدن.

00:03:33.170 --> 00:03:36.040
‫می‌تونه ذهن بخونه؟ چقدر چندش!

00:03:36.040 --> 00:03:37.710
‫برای همین ازشون حالم بهم می‌خوره!

00:03:37.710 --> 00:03:39.040
‫جغله‌ی به‌دردنخور!
‫زباله!
‫خودتو بکش!

00:03:39.920 --> 00:03:40.920
‫حشره‌ی کثیف!

00:03:45.500 --> 00:03:47.960
‫ولی هر بلایی هم که سرم میومد،

00:03:47.960 --> 00:03:52.500
‫حتی یه‌بار هم تلافی نکردم، و سعیشو نداشتم.

00:03:53.130 --> 00:03:58.460
‫حتی با اینکه خوشم نمیومد ازم متنفر باشن،
‫ازم سوءاستفاده کنن و کتکم بزنن،

00:03:58.460 --> 00:04:02.960
‫حتی یه‌بار هم دلم نخواست به اینکه
‫بخوام به بقیه آسیب بزنم، فکر کنم.

00:04:03.380 --> 00:04:06.710
‫و بیش از هرچیزی، فقط نمی‌خواستم بیشتر
‫از این خون و خون‌ریزی ببینم.

00:04:08.500 --> 00:04:09.630
‫ولی...

00:04:09.630 --> 00:04:14.420
‫اگه این هیولا رو با خودت ببری، می‌تونی
‫به یه کشور خاصی کمک کنی.

00:04:16.250 --> 00:04:20.130
‫شیاطین می‌تونن به‌درد مردم... نه، کشور بخورن.

00:04:20.580 --> 00:04:22.960
‫به‌نظرت چیزی پرافتخارتر از این هست؟

00:04:22.960 --> 00:04:25.710
‫می‌تونم به‌درد بقیه بخورم؟

00:04:25.960 --> 00:04:28.830
‫اگه هرکاری که می‌گمو بکنی،

00:04:28.830 --> 00:04:31.500
‫دیگه بی‌دلیل کتک نمی‌خوری.

00:04:31.500 --> 00:04:33.750
‫می‌ذارم تا جا داری غذاهای خوشمزه بخوری.

00:04:33.960 --> 00:04:36.830
‫و فقطم تو نه، هرکسی که اینجاست.

00:04:36.830 --> 00:04:37.960
‫قول می‌دم.

00:04:39.460 --> 00:04:42.750
‫ولی اگه قبول نکنی، شرایط قبلی ادامه پیدا می‌کنه.

00:04:43.460 --> 00:04:47.250
‫نه، روزهات قراره دردناک‌تر از قبل بشه.

00:04:49.040 --> 00:04:51.750
‫چون یه وسیله‌ی جادویی رو پیشونیش بود،

00:04:51.750 --> 00:04:53.750
‫نمی‌تونستم ذهنشو بخونم.

00:04:55.960 --> 00:04:59.710
‫ولی اون همیشه به قولش عمل می‌کرد.

00:05:00.130 --> 00:05:01.500
‫برای همین...

00:05:07.130 --> 00:05:10.170
‫از اونجایی که قول داد...

00:05:10.170 --> 00:05:13.420
‫باید بکشمشون... باید بکشمشون...

00:05:13.420 --> 00:05:14.460
‫باید بکشـ-

00:05:19.540 --> 00:05:20.750
‫مهروموم!

00:05:22.790 --> 00:05:24.750
‫نمی‌تونم کنترلش کنم!

00:05:31.830 --> 00:05:34.460
‫گند زدم...

00:05:34.790 --> 00:05:36.210
‫چیکار کنم...

00:05:37.000 --> 00:05:40.960
‫به‌خاطر من دوباره همه قراره عذاب بکشن...

00:05:40.960 --> 00:05:42.210
‫ببخشید.

00:05:44.380 --> 00:05:47.880
‫ولی... می‌تونم بمریم، بالاخره.

00:05:48.500 --> 00:05:54.420
‫به‌ هیچکس کمک نکردم، ولی آسیبم نزدم.

00:05:55.250 --> 00:05:59.040
‫خوشحال می‌شم اینجا بمیرم.

00:05:59.500 --> 00:06:07.670
‫اگه دوباره به‌دنیا اومدم، امیدوارم
‫این‌بار انقدر بد کتک نخورم.

00:06:08.380 --> 00:06:12.630
‫امیدوارم حداقلش یکم به‌درد کسی بخورم.

00:06:13.630 --> 00:06:20.960
‫و امیدوارم حتی اگه شده، یه‌بار یه‌چیز
‫خوشمزه بتونم بخورم.

00:06:27.920 --> 00:06:28.750
‫پری!

00:06:34.790 --> 00:06:35.880
‫چرا...

00:06:36.540 --> 00:06:39.880
‫چرا این داره ازم محافظت می‌کنه؟

00:06:42.130 --> 00:06:43.170
‫بد شد!

00:07:02.670 --> 00:07:04.790
‫ها؟ دیگه خون‌ریزی ندارم...

00:07:46.330 --> 00:07:47.960
‫خوبه...

00:07:47.960 --> 00:07:50.460
‫اینطوری می‌تونم یه‌کاری کنم.

00:07:54.080 --> 00:07:55.920
‫بابا. مامان.

00:07:56.580 --> 00:07:58.920
‫دارم می‌رم کوه چیزمیز جمع کنم.

00:08:00.920 --> 00:08:02.290
‫شروعش،

00:08:02.290 --> 00:08:06.460
‫زمانی بود که بعد از تمرین تو مدارس پایتخت
‫ برگشته بودم خونه، و موقع ناهار بود.

00:08:06.670 --> 00:08:09.080
‫امروز کلی چیز گیرم اومد!

00:08:09.630 --> 00:08:12.290
‫اینا رو بیرون خشک می‌کنم.

00:08:13.460 --> 00:08:15.460
‫و اینا رو ترشی می‌کنم.

00:08:15.460 --> 00:08:16.580
‫بقیه‌شم...

00:08:17.130 --> 00:08:19.580
‫میندازم تو سوپ.

00:08:24.040 --> 00:08:25.580
‫عجب چیزیه!

00:08:26.250 --> 00:08:32.710
‫حتی اگه چیز غیرقابل خوردنی توش بود،
‫گفتم نهایتش دل‌درد می‌شم.

00:08:36.460 --> 00:08:38.420
‫ولی به‌شدت سمی بود.

00:08:45.420 --> 00:08:47.250
‫این بده...

00:08:47.830 --> 00:08:50.210
‫شفای... جزئی...

00:09:04.080 --> 00:09:05.290
‫این...

00:09:06.670 --> 00:09:08.830
‫تباه‌ساز اژدها.

00:09:09.170 --> 00:09:14.170
‫مامان بهم گفته بود هرگز بهش لب نزن.

00:09:15.540 --> 00:09:17.670
‫ولی هنوز کار دارم.

00:09:29.170 --> 00:09:31.630
‫شفای جزئی.

00:09:36.250 --> 00:09:37.750
‫درد نداره...
‫خوب شدم؟

00:09:39.960 --> 00:09:41.830
‫چقد گشنمه.

00:09:45.790 --> 00:09:47.290
‫تباه‌ساز آزدها.
‫باید مواظب باشـ-

00:09:52.670 --> 00:09:54.380
‫یه پویزن اسپایک!

00:09:54.630 --> 00:09:56.960
‫فک کنم... اینم...

00:09:58.380 --> 00:09:59.880
‫به شدت سمّی بود.

00:10:03.080 --> 00:10:05.750
‫عه... دوباره خوب شدم.

00:10:11.250 --> 00:10:13.830
‫اگه سمّ روم تاثیر نداره، پس شاید بتونم اینم بخورم.

00:10:19.920 --> 00:10:21.420
‫باورم نمی‌شه!

00:10:21.420 --> 00:10:23.580
‫چقد خوشمزه‌ست!

00:10:28.130 --> 00:10:30.750
‫نسبت به دیروز سمّ داره آروم‌تر پخش می‌شه.

00:10:30.750 --> 00:10:32.420
‫بهش مقاوم شدم.

00:10:32.710 --> 00:10:34.000
‫عالیه!

00:10:34.000 --> 00:10:37.420
‫شاید بتونم یه اسکیل جدید بگیرم!

00:10:38.290 --> 00:10:43.000
‫و بعد از اون، علاقه‌م به چیزای سمّی بیشتر شد.

00:10:45.960 --> 00:10:47.710
‫و بعضی وقتا هم بیهوش می شدم.

00:10:48.420 --> 00:10:51.460
‫در آخر، اسکیلی نگرفتم،

00:10:51.460 --> 00:10:55.460
‫اما در ازای بالا آورن یکم خون، تونستم
‫چیزای سمّی رو بخورم.

00:10:57.000 --> 00:11:00.790
‫ولی موجودای سمّی جدی خوب چیزی‌ان!

00:11:00.790 --> 00:11:02.210
‫عجب کشفی!

00:11:05.330 --> 00:11:06.710
‫و احتمالاً برای همینه...

00:11:07.920 --> 00:11:09.670
‫اینم خوشمزه‌ست.

00:11:09.960 --> 00:11:10.830
‫استاد!

00:11:14.250 --> 00:11:15.330
‫اولش،

00:11:15.330 --> 00:11:18.580
‫نمی‌تونستم سمّو به‌موقع خنثی کنم، برای
‫همین یکم خون بالا آوردم.

00:11:18.580 --> 00:11:21.250
‫ولی طبق تجربه می‌دونم مشکلی نیست.

00:11:22.000 --> 00:11:23.630
‫اون پسره خوبه؟

00:11:23.630 --> 00:11:26.250
‫انگار سمّ‌زدای شفای جزئی داره کار می‌کنه.

00:11:28.000 --> 00:11:30.790
‫پری!

00:11:31.250 --> 00:11:32.540
‫عالیه...

00:11:37.000 --> 00:11:40.250
‫تنهایی می‌تونه با همچین هیولای ترسناکی بجنگه؟!

00:11:42.460 --> 00:11:43.420
‫پری!

00:11:54.540 --> 00:11:55.710
‫گنده‌ست.

00:11:56.290 --> 00:12:01.420
‫احتمالاً ضربه‌ی نهایی غورباقه باشه.

00:12:02.170 --> 00:12:03.290
‫ولی...

00:12:05.750 --> 00:12:06.790
‫پری!

00:12:27.630 --> 00:12:30.290
‫چقد داغون...

00:12:32.420 --> 00:12:37.000
‫عجیبه همچین قورباغه‌ی خطرناکی بیرون شهر بود.

00:12:37.830 --> 00:12:41.790
‫ولی بازم، این قورباغه سمّیه احتمالاً خیلی خوش‌مزه باشه.

00:12:42.420 --> 00:12:43.540
‫خوبی؟

00:12:44.460 --> 00:12:45.460
‫آره.

00:12:47.210 --> 00:12:50.630
‫نه، ظاهرش که خوب نیست.

00:12:50.630 --> 00:12:52.830
‫به لین می‌گم بعداً بهش برسه.

00:12:54.920 --> 00:12:57.330
‫واقعاً نزدیک بودا.

00:12:57.330 --> 00:12:59.250
‫تنها تا اینجا اومدی؟

00:12:59.670 --> 00:13:02.380
‫چیزه... نه.

00:13:02.380 --> 00:13:03.420
‫عه؟

00:13:03.420 --> 00:13:06.080
‫من اونو آوردم اینجا.

00:13:06.080 --> 00:13:10.210
‫چـ ـ چون قول دادم تا شهر ببرمش.

00:13:11.080 --> 00:13:13.540
‫شهر؟ قول داده؟

00:13:13.540 --> 00:13:17.380
‫اون‌همه زحمت کشید تا قورباغه سمّیه رو ببره؟

00:13:17.380 --> 00:13:18.580
‫نکنه...

00:13:19.210 --> 00:13:20.960
‫نه، فقط همونطوری منطقیه!

00:13:21.580 --> 00:13:23.420
‫اون قورباغه...

00:13:23.420 --> 00:13:25.580
‫حتماً موادغذایی بود!

00:13:25.790 --> 00:13:28.960
‫خب آخه اگه می‌خوای یه گوشتو انقدر تازه تحویل بدی،

00:13:28.960 --> 00:13:32.460
‫بهترین راه اینه زنده تا مقصد ببریش.

00:13:32.960 --> 00:13:38.920
‫پس برای همین از مهروموم استفاده کرد
‫تا کسی ازش دزدی نکنه.

00:13:38.920 --> 00:13:44.130
‫منطقی هم هست شهری به اون بزرگی روشی
‫برای رسیدگی به اون قورباغه سمّی داشته باشه.

00:13:44.130 --> 00:13:49.080
‫تازه شاید این بچه تمام توانشو سر پرورش این قورباغه گذاشته بود...

00:13:49.080 --> 00:13:51.040
‫آره، تا حسابی قوی و سالم بار بیاد!

00:13:51.040 --> 00:13:54.630
‫پسر خوب. نازی نازی نازی!

00:13:55.000 --> 00:13:59.420
‫تحویل محصول باارزشش به شهرو به فنا دادم!

00:14:00.130 --> 00:14:03.040
‫ببخشید! گند زدم به بسته‌ای که داشتی می‌بردی تحویل بدی!

00:14:03.040 --> 00:14:04.040
‫ها؟!
‫هزینه‌شو می‌دم.

00:14:05.170 --> 00:14:08.630
‫ولی زیاد پول ندارم، برای همین یکم وقت می‌گیره!

00:14:09.000 --> 00:14:10.330
‫عا، چیزه...

00:14:10.330 --> 00:14:12.750
‫نیازی نیست هزینه‌شو بدید.

00:14:12.750 --> 00:14:13.880
‫ولی...

00:14:13.880 --> 00:14:15.670
‫جدی مشکلی نیست!

00:14:16.330 --> 00:14:20.080
‫مطمئنی؟ زدم تیکه تیکه‌ش کردم...

00:14:23.130 --> 00:14:24.250
‫خب باشه.

00:14:25.040 --> 00:14:29.290
‫ولی، چطوری همچین حیوون وحشی‌ای رو
‫تا اینجا آوردی؟

00:14:30.250 --> 00:14:33.040
‫به‌نظر نمیاد کشیده باشیش.

00:14:33.250 --> 00:14:36.790
‫مـ ـ می‌تونم هیولاها رو کنترل کنم.

00:14:37.080 --> 00:14:39.500
‫و با استفاده از همونم تا اینجا آوردمش.

00:14:39.500 --> 00:14:41.880
‫یعنی چی می‌تونی کنترلشون کنی؟

00:14:43.250 --> 00:14:48.670
‫همچین بچه‌ی کوچیکی تونسته اون قورباغه‌ی
‫گنده‌ رو کنترل کنه؟

00:14:49.130 --> 00:14:50.920
‫عجب اسکیلی.

00:14:51.250 --> 00:14:53.630
‫تو دنیا کسای دیگه‌ای هم می‌تونن همچین کاری کنن؟

00:14:53.630 --> 00:14:55.790
‫ها؟ اسکیل؟

00:14:55.790 --> 00:14:57.130
‫اسکیل نیست؟

00:14:59.580 --> 00:15:05.460
‫با این قدرت به‌دنیا اومدم.

00:15:05.460 --> 00:15:08.380
‫از وقتی به‌دنیا اومدی همچین قدرتی داشتی...

00:15:08.880 --> 00:15:10.460
‫عالیه.

00:15:10.460 --> 00:15:14.960
‫همچین چیزی صرفاً یه استعداد خدادادیه.

00:15:15.250 --> 00:15:16.880
‫چـ ـ چیزه...

00:15:16.880 --> 00:15:18.750
‫من یه شیـ-

00:15:20.790 --> 00:15:22.250
‫شیطانم، برای همین...

00:15:22.750 --> 00:15:23.960
‫شیطان؟

00:15:24.460 --> 00:15:25.790
‫بله.

00:15:25.790 --> 00:15:29.420
‫تمام شیاطین می‌تونن همچین کاری کنن.

00:15:29.420 --> 00:15:34.170
‫عا، پس یعنی شیاطین یه قبیله‌ن که
‫همچین قدرتی دارن.

00:15:34.170 --> 00:15:36.420
‫و چیز خاصی حساب نمی‌شه، نه؟

00:15:36.420 --> 00:15:37.460
‫بله.

00:15:38.750 --> 00:15:42.670
‫خیلی رویاپردازی کردم که اگه همچین
‫قدرتی داشتم چیکار می‌کردم...

00:15:43.580 --> 00:15:46.710
‫از حیوونا برای مزرعه‌داری کمکمی‌گرفتم...

00:15:47.830 --> 00:15:51.130
‫اگه می‌شد از پرنده‌ها استفاده کرد، باهاشون
‫نامه می‌فرستادم.

00:15:53.000 --> 00:15:56.040
‫حتی شبم، نگران نبودم سگای ولگرد بهم حمله کنن.

00:15:56.500 --> 00:15:58.330
‫جدی خیلی خفنه.

00:15:58.670 --> 00:16:04.000
‫بـ ـ ببخشید، از منِ شیطان نترسیدید؟

00:16:04.790 --> 00:16:07.000
‫ازم... متنفر نیستید؟

00:16:07.210 --> 00:16:08.880
‫منظورت چیه؟

00:16:09.170 --> 00:16:13.880
‫بعضیا از این قدرت متنفرن یا ازش می‌ترسن.

00:16:14.460 --> 00:16:17.420
‫همچین کسایی هم هست؟

00:16:17.880 --> 00:16:21.500
‫ولی به‌نظرم چیزی نیست که باید بهش اهمیت داد، نه؟

00:16:21.500 --> 00:16:24.880
‫هرچی می‌خوان بگن، اما قدرت خیلی به‌دردبخوریه.

00:16:26.170 --> 00:16:28.380
‫به‌دردبخور؟

00:16:29.000 --> 00:16:31.380
‫واقعاً من...؟

00:16:31.380 --> 00:16:32.670
‫آره دیگه!

00:16:32.670 --> 00:16:34.790
‫نمی‌دونی چقد قدرتت خفنه؟

00:16:34.790 --> 00:16:37.830
‫اگه نمی‌خوایش بده‌ش من.

00:16:47.540 --> 00:16:49.630
‫و ـ واقعاً؟

00:16:49.630 --> 00:16:51.040
‫یکی...

00:16:52.330 --> 00:16:57.210
‫مثل منم، بقیه بهش نیاز دارن؟!

00:17:00.580 --> 00:17:05.170
‫برخلاف من، قدرت خیلی خوبی داره.

00:17:05.170 --> 00:17:08.540
‫پس چرا انقدر اعتماد به‌نفسش کمه؟

00:17:09.670 --> 00:17:12.630
‫ممکنه الان موقعیت مناسبی نباشه،

00:17:12.630 --> 00:17:14.540
‫ولی مطمئنم این بچه خیلی زود...

00:17:20.210 --> 00:17:21.630
‫البته.

00:17:21.630 --> 00:17:23.500
‫از منم بیشتر بقیه بهت نیاز دارن.

00:17:23.500 --> 00:17:25.710
‫هرچقدرم بخوای مردم بهت نیاز پیدا می‌کنن.

00:17:29.710 --> 00:17:30.830
‫استاد!

00:17:32.290 --> 00:17:33.670
‫خوبید؟

00:17:33.670 --> 00:17:35.290
‫آره، چیزیم نیست.

00:17:35.580 --> 00:17:37.080
‫باید درجا درمان بشید.

00:17:37.080 --> 00:17:39.170
‫نه بابا خوبم.

00:17:39.170 --> 00:17:40.960
‫دیگه خون‌ریزی هم ندارم.

00:17:40.960 --> 00:17:43.330
‫نمی‌خوام پز بدم، ولی مقابل سمّ مقاومم.

00:17:44.500 --> 00:17:46.290
‫منطقی نیست...

00:17:46.290 --> 00:17:49.330
‫اون صرفاً یه سمّ کشنده نبود...

00:17:49.330 --> 00:17:52.130
‫اون‌ بدون‌شک میاسما بود.

00:17:52.670 --> 00:17:55.540
‫یه سمّ شدید که حتی خاکی که تو
‫مسیرشه هم نابود می‌کنه.

00:17:55.790 --> 00:17:59.420
‫خوردن همچین ضربه‌ای، ادامه دادن
‫به کارت جوری که هیچی نشده...

00:18:00.670 --> 00:18:03.420
‫نه، یه احتمال هست.

00:18:04.330 --> 00:18:05.670
‫«روح مقدس».

00:18:05.670 --> 00:18:08.580
‫استاد سین، فرمانروای درمان یه‌بار نشونم دادنش.

00:18:08.790 --> 00:18:13.330
‫با صیقل دادن بدن و روح مثل یه قدیس،

00:18:13.330 --> 00:18:15.330
‫این تکنیک هرچی بهش بخوره رو تطهیر می‌کنه،

00:18:15.330 --> 00:18:16.920
‫و تمام زخما رو درمان می‌کنه...

00:18:17.540 --> 00:18:21.170
‫چیز بی‌نقصیه که در انتهای تمرینات شدیدشون بهش رسیدن.

00:18:22.380 --> 00:18:26.420
‫برای استاد سین ۴۰ سال زمان برد،

00:18:26.420 --> 00:18:28.920
‫ولی استاد نوور تو این سن به‌دستش آورده؟!

00:18:28.920 --> 00:18:32.210
‫راستی لین، اول اینو درمان کن.

00:18:33.170 --> 00:18:34.580
‫چـ ـ چیزیم نیست.

00:18:34.580 --> 00:18:36.580
‫خوبم.

00:18:38.460 --> 00:18:40.170
‫پوست رنگ‌ورو رفته.

00:18:40.420 --> 00:18:43.080
‫موهای نقره‌ای با رگه‌های آبی.

00:18:43.580 --> 00:18:47.040
‫و چشمای تاریکی که انگار می‌خوان
‫در عمق‌شون ببلعنت.

00:18:47.380 --> 00:18:48.500
‫می‌دونستم.

00:18:49.250 --> 00:18:51.080
‫تو یه شیطانی؟

00:18:51.080 --> 00:18:54.040
‫آره. خوب فهمیدیا!

00:18:54.040 --> 00:18:57.580
‫با اینکه می‌دونستید، بازم...

00:18:57.580 --> 00:19:00.420
‫چیزه، می‌خواید چیکار کنید؟

00:19:00.710 --> 00:19:03.380
‫اگه بشه می‌خوام سوار کالسکه‌ش کنم...

00:19:03.790 --> 00:19:05.330
‫جناب نوور، نمی‌شه...

00:19:05.330 --> 00:19:06.210
‫چرا؟

00:19:07.540 --> 00:19:11.670
‫نژاد خطرناکی‌ان که کشورهای زیادی
‫می‌گن باید کشته بشن...

00:19:11.960 --> 00:19:14.630
‫استاد، شما مشکلی ندارید؟

00:19:14.630 --> 00:19:18.170
‫اون بچه یه شیطانه، و هیولایی که با خودش
‫آورده بود باعث این اتفاق شد...

00:19:18.170 --> 00:19:21.880
‫آره، اینکه مزرعه‌ی گندم خراب شده بده ها...

00:19:21.880 --> 00:19:26.210
‫به‌خاطر من قورباغه سمّیه رو نمی‌تونه تا شهر ببره.

00:19:26.380 --> 00:19:28.580
‫«غورباقه سمّی»، یعنی اژدهای مرگ سیاه؟!

00:19:28.580 --> 00:19:30.710
‫داشتی اونو می‌بردی تو شهر؟!

00:19:31.040 --> 00:19:33.040
‫همونطور که فکر می‌کردم، زیادی خطرناکه!

00:19:33.040 --> 00:19:34.710
‫حتی با اینکه بچه‌ست...

00:19:35.080 --> 00:19:39.710
‫راستی گفتی قول دادی اون‌کارو انجام بدی.
‫ولی به کی قول دادی؟

00:19:41.290 --> 00:19:42.830
‫نمی‌دونم...

00:19:43.210 --> 00:19:45.460
‫بهم نگفتن.

00:19:45.460 --> 00:19:47.880
‫مخفی‌کاری برات سودی نداره.

00:19:47.880 --> 00:19:50.670
‫اگه حقیقتو بگی خیلی کمک‌مون می‌کنه.

00:19:51.130 --> 00:19:52.830
‫واقعاً نمی‌دونم.

00:19:53.710 --> 00:19:57.210
‫منو اینطوری بزرگ کردن.

00:19:58.250 --> 00:20:00.710
‫این رفتار وحشت‌زده و نگاه تو چشماش...

00:20:00.710 --> 00:20:01.880
‫ازش مطمئنم.

00:20:02.170 --> 00:20:03.880
‫این بچه یه برده‌ست.

00:20:04.630 --> 00:20:07.250
‫تو پادشاهی کلیس برده‌داری ممنوعه،

00:20:07.250 --> 00:20:09.170
‫ولی بقیه‌ی کشورا اینطور نیست.

00:20:09.170 --> 00:20:13.380
‫احتمالش زیاده داشتن از جایگاهش سوءاستفاده می‌کردن.

00:20:14.080 --> 00:20:15.880
‫جایی برای برگشت بهش داری؟

00:20:16.670 --> 00:20:19.920
‫تو راه چشمام بسته بود،

00:20:19.920 --> 00:20:23.420
‫و نمی‌دونم شهری که توش بودم کجا بود.

00:20:24.750 --> 00:20:26.880
‫شنیدین که. نظرتون چیه؟

00:20:27.330 --> 00:20:30.170
‫می‌خوام تا نزدیک‌ترین شهر ببرمش.

00:20:32.040 --> 00:20:34.540
‫پس من داشتم چیو می‌دیدم؟

00:20:35.460 --> 00:20:42.170
‫پدرم گفته بود نذارم شایعات گم‌راهم کنن،
‫و فقط به چشمای خودم اعتماد کنم.

00:20:42.830 --> 00:20:48.040
‫ولی فقط یه بچه از یه نژاد شرور دیدم و ترسیدم.

00:20:48.880 --> 00:20:54.290
‫به‌چشم بچه‌ای که سوءتغذیه داره و جایی
‫برای برگشت بهش نداره، ندیدمش.

00:20:55.330 --> 00:20:58.880
‫از این‌همه تفکر پوسیده‌م خجالت می‌کشم.

00:20:59.630 --> 00:21:01.670
‫راستی، اسمت چیه؟

00:21:02.080 --> 00:21:03.000
‫رورو.

00:21:03.500 --> 00:21:05.500
‫رورو، نه؟ اسم خوبیه.

00:21:05.500 --> 00:21:07.630
‫هم کوتاهه هم آسون.

00:21:07.790 --> 00:21:08.830
‫اینس...

00:21:08.830 --> 00:21:10.830
‫منم می‌خوام ازت خواهش کنم.

00:21:11.210 --> 00:21:14.380
‫می‌شه این بچه، رورو رو با خودمون ببریم؟

00:21:14.710 --> 00:21:16.130
‫خانم لینبورگ.

00:21:16.130 --> 00:21:17.830
‫می‌دونم چه حسی دارید.

00:21:17.830 --> 00:21:18.670
‫ولی...

00:21:18.670 --> 00:21:21.290
‫اگه تو کالکسه براش جا نیست، جای
‫خودمو بهش می‌دم.

00:21:21.290 --> 00:21:23.210
‫مشکل اون نیست.

00:21:23.460 --> 00:21:26.460
‫شیاطین اجازه‌ی ورود به حکومت دینی میثرا رو ندارن،

00:21:26.460 --> 00:21:28.790
‫که مقصدمون همون‌جاست.

00:21:29.380 --> 00:21:31.790
‫احتمالاً بردنش با خودمون سخت باشه.

00:21:31.790 --> 00:21:34.790
‫و اگه هم تو راه ولش کنیم،

00:21:34.790 --> 00:21:37.790
‫اینکه تنهایی بخواد بقا کنه براش سخته.

00:21:38.130 --> 00:21:39.710
‫می‌دونم.

00:21:39.710 --> 00:21:41.380
‫اگه با خودمون ببریمش،

00:21:41.380 --> 00:21:45.290
‫ممکنه دشمن حکومت دینی میثرا در نظر بگیرنمون
‫و بهمون حمله کنن.

00:21:45.960 --> 00:21:47.630
‫ولی بازم، من...

00:21:48.170 --> 00:21:50.540
‫چه عجیبه.

00:21:59.040 --> 00:22:05.130
‫گفتم تا الان مرده.

00:22:11.080 --> 00:22:18.080
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.