﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:08.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:32.290 --> 00:01:34.500
‫چه عجیبه.

00:01:40.580 --> 00:01:46.750
‫گفتم تا الان مرده.

00:01:51.130 --> 00:01:55.790
‫نگو اون چیزیه که قرار بود بری تحویلش بدی.

00:01:55.790 --> 00:01:58.540
‫نکنه تو کسی هستی که بهش کارو سپرده بود؟

00:01:58.750 --> 00:02:02.330
‫نه، من صرفاً استخدام شدم.

00:02:02.540 --> 00:02:04.920
‫تو اون بلا رو سرش آوردی؟

00:02:04.920 --> 00:02:07.250
‫آره، خودم بودم.

00:02:07.250 --> 00:02:09.880
‫نمی‌دونستم چیز مهمیه. ببخشید.

00:02:10.710 --> 00:02:13.290
‫چرا داری ازم معذرت‌خواهی می‌کنی؟

00:02:13.290 --> 00:02:17.630
‫فک کردی به جاییمه که یکی جایی گند زده؟

00:02:18.290 --> 00:02:21.380
‫صرفاً کار من با اونه.

00:02:23.380 --> 00:02:26.920
‫اومدم اونو برگردونم.

00:02:27.170 --> 00:02:30.250
‫پس یعنی اومدی دنبال رورو؟

00:02:32.170 --> 00:02:35.750
‫آره درسته. ارزشش بالاست.

00:02:38.170 --> 00:02:39.130
‫پری!

00:02:42.790 --> 00:02:44.670
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:02:45.500 --> 00:02:48.130
‫مزاحمی.

00:02:50.670 --> 00:02:54.330
‫می‌شه اونو بدی؟

00:02:55.170 --> 00:02:57.330
‫منظورت روروـه؟

00:02:57.330 --> 00:02:59.080
‫اسمشو نمی‌دونم.

00:02:59.080 --> 00:03:04.080
‫اونی که پشتته. کلی پولشه.

00:03:04.080 --> 00:03:05.830
‫جسدشو می‌گم.

00:03:08.330 --> 00:03:11.170
‫گفتی جسدش... یعنی چی؟

00:03:11.170 --> 00:03:15.750
‫می‌تونم زنده برش گردونم و بذارم مشتریم بکشتش.

00:03:16.500 --> 00:03:17.710
‫ولی چرا زحمت بدم؟

00:03:18.290 --> 00:03:21.170
‫می‌دونی دارم بهش لطف می‌کنم.

00:03:21.170 --> 00:03:23.960
‫نمی‌فهمم چی می‌گی.

00:03:24.210 --> 00:03:26.460
‫نیازی نیست بفهمی.

00:03:29.630 --> 00:03:30.460
‫پری!

00:03:32.580 --> 00:03:34.420
‫چه‌خبره؟

00:03:34.420 --> 00:03:38.290
‫هم استاد هم اون مرد مرموز انقدر سریعن
‫که هیچی نمی‌بینم!

00:03:38.710 --> 00:03:42.080
‫بانو لینبورگ، از پشتم جم نخورید.

00:03:42.790 --> 00:03:46.040
‫تو... خیلی عجیبی‌ ها، نه؟

00:03:48.080 --> 00:03:49.250
‫پری!

00:03:58.710 --> 00:04:01.250
‫سر راهمی.

00:04:02.250 --> 00:04:06.000
‫پس اول سرتو می‌زنم.

00:04:11.920 --> 00:04:12.920
‫پری!

00:04:26.960 --> 00:04:29.080
‫باورم نمی‌شه!

00:04:29.830 --> 00:04:32.000
‫فقط یه ضربه با اون چاقوی کوچیکش...

00:04:32.000 --> 00:04:33.880
‫به‌شکل مسخره‌ای قویه.

00:04:33.880 --> 00:04:36.460
‫مثل اون گاوه‌ست که باهاش جنگیدم.

00:04:36.460 --> 00:04:38.880
‫نه، حتی از اونم قوی‌تره.

00:04:43.420 --> 00:04:45.380
‫چقد عجیب...

00:04:49.250 --> 00:04:50.000
‫پری!

00:04:53.380 --> 00:04:54.420
‫بد شد.

00:04:54.670 --> 00:04:56.920
‫فقط می‌تونم با غریزه حملاتشو دفع کنم.

00:04:57.290 --> 00:05:01.290
‫اگه بخوام حین محافظت از رورو باهاش بجنگ،
‫آخرش خسته می‌شم.

00:05:01.420 --> 00:05:04.040
‫چرا... نمی‌میری؟

00:05:07.670 --> 00:05:09.750
‫شدتش خیلی غیرطبیعیه...

00:05:09.750 --> 00:05:11.830
‫نمی‌تونم نزدیک بشم.

00:05:15.290 --> 00:05:16.290
‫اینس!

00:05:16.290 --> 00:05:18.790
‫وضعیت خطریه، لطفاً برید عقب‌تر.

00:05:18.790 --> 00:05:20.920
‫اگه با بی‌دقتی نزدیک بشیم، قاطی مبارزه‌شون می‌شیم.

00:05:21.790 --> 00:05:25.710
‫اون ظاهر عجیب... مطمئنم.

00:05:25.710 --> 00:05:27.750
‫اون، «جسد‌»ـه.

00:05:27.750 --> 00:05:28.920
‫جسد؟

00:05:29.500 --> 00:05:33.540
‫ماجراجوی اِس رنک سابق، زادوی جسد.

00:05:33.540 --> 00:05:35.670
‫زادوی جسد...

00:05:39.580 --> 00:05:41.290
‫عا بله! موافقم.

00:05:41.290 --> 00:05:42.750
‫اونطوری خوبه.

00:05:43.380 --> 00:05:44.540
‫با اجازه.

00:05:45.040 --> 00:05:46.210
‫اینس؟

00:05:46.210 --> 00:05:48.250
‫مگه نرفته بودی کمک محافظا.

00:05:48.250 --> 00:05:51.040
‫در همون حین، اینو پیدا کردم.

00:05:51.040 --> 00:05:53.330
‫مدارک مربوط به یه پرونده‌ی حل نشده‌ن.

00:05:53.330 --> 00:05:56.540
‫«هدف موردنظر، مرده است.»

00:05:56.540 --> 00:05:58.750
‫اینو نوشته، پس چرا به‌عنوان چیزی که
‫درحال بررسیه باهاش رفتار می‌شه؟

00:05:58.750 --> 00:06:02.130
‫عا، اون دیگه تموم شده.

00:06:02.130 --> 00:06:04.790
‫به صورت رسمی، اون هدف مرده.

00:06:04.790 --> 00:06:05.960
‫رسمی؟

00:06:05.960 --> 00:06:08.040
‫زادوی جسد.

00:06:08.040 --> 00:06:10.790
‫تو سنین کم تبدیل به ماجراجی اِس رنک شد،

00:06:10.790 --> 00:06:13.960
‫و بعد تبدیل به هدف نابودی اِس رنک‌ها شد.

00:06:14.380 --> 00:06:17.380
‫یه هدف اِس رنک انسان؟

00:06:17.380 --> 00:06:18.960
‫جالب می‌زنه.

00:06:18.960 --> 00:06:21.750
‫خودم می‌رم دخلشو میارم.

00:06:21.750 --> 00:06:22.630
‫نه.

00:06:23.170 --> 00:06:25.380
‫پیشنهاد می‌دم باهاش نجنگین.

00:06:25.380 --> 00:06:27.880
‫آره، اینطوری عاقلانه‌تره.

00:06:28.130 --> 00:06:29.170
‫عه؟

00:06:29.170 --> 00:06:31.830
‫انقدر داغونه که استادا ازش می‌ترسن؟

00:06:31.830 --> 00:06:33.170
‫بذار ببینم.
‫نخیر.

00:06:34.380 --> 00:06:38.210
‫درواقع می‌شه گفت زادو زیادی قویه.

00:06:38.210 --> 00:06:40.580
‫نمی‌خوایم الکی تلفات بدیم.

00:06:40.580 --> 00:06:41.630
‫دقیقاً.

00:06:41.630 --> 00:06:45.920
‫اگه الان بخوایم باهاش بجنگیم سودی نمی‌کنیم.

00:06:47.330 --> 00:06:48.830
‫کنجکاوی؟

00:06:49.920 --> 00:06:50.920
‫آره.

00:06:51.630 --> 00:06:56.920
‫به‌عنوان یه بچه، تو هنر باستانی کیمیاگری مدرسه دورف‌ها استاد شد.

00:06:57.130 --> 00:07:02.420
‫و در سن ۱۳ سالگی لقب «اژدهاکش» رو به‌دست آورد.

00:07:02.420 --> 00:07:04.000
‫تو ۱۳ سالگی؟!

00:07:04.000 --> 00:07:05.670
‫یعنی از منم زودتر؟!

00:07:06.000 --> 00:07:08.670
‫بعد از اون هم توانایی‌هاش بیشتر شناخته شد،

00:07:08.670 --> 00:07:11.670
‫و آوازه‌ش به کشورهای دیگه هم رسید،

00:07:11.670 --> 00:07:15.670
‫در آخر تبدیل به رأس ماجراجوها شد.

00:07:16.080 --> 00:07:20.630
‫عجب، شبیه قهرمان داستانای افسانه‌ایه.

00:07:20.630 --> 00:07:23.210
‫چرا همچین فردی باید هدف نابودی باشه؟

00:07:23.460 --> 00:07:29.210
‫همیشه برای کار خِیر از استعداد و تکنیک‌هاش استفاده نکرد.

00:07:29.750 --> 00:07:31.710
‫همونجا نوشته.

00:07:32.920 --> 00:07:36.960
‫«۳۶ عضو از خاندان تاجر سارنزا، همگی به قتل رسیدند.»

00:07:37.750 --> 00:07:39.880
‫مردم عادی رو کشت؟!

00:07:40.080 --> 00:07:41.630
‫بعضی از اعضای گیلد،

00:07:41.630 --> 00:07:45.830
‫گفتن مجوز ماجراجوییش باید ازش گرفته بشه.

00:07:45.960 --> 00:07:50.540
‫ولی، کمک‌هایی که به گیلد کرده بود هم فراوان بودن.

00:07:50.540 --> 00:07:54.210
‫و تنهایی یه هیولای جادویی سطح فاجعه رو شکست داده.

00:07:54.330 --> 00:07:58.960
‫در آخر چون نظرات مربوط به رسیدگی به زادو فرق داشت،

00:07:58.960 --> 00:08:01.210
‫رسیدگی بهش به تعویق افتاد.

00:08:01.460 --> 00:08:05.960
‫اون مرد بی‌استثناء هر کاری رو قبول می‌کنه.

00:08:05.960 --> 00:08:08.880
‫البته تا وقتی که بهش پول بدن. همین.

00:08:10.670 --> 00:08:14.290
‫برای اون، اخلاقیات، آداب و حتی تاریخچه‌ی یه کشور...

00:08:14.290 --> 00:08:16.710
‫کاملاً بی‌معنیه.

00:08:16.710 --> 00:08:18.790
‫بهترین نمونه‌ش هم...

00:08:19.580 --> 00:08:22.040
‫یه کشور رو نابود کرد؟

00:08:28.880 --> 00:08:31.460
‫همونطور که مشتریش درخواست داده بود،

00:08:31.460 --> 00:08:34.710
‫تنهایی ارتش یه کشور رو از بین برد،

00:08:34.710 --> 00:08:37.670
‫و کل خاندان سلطنتی رو به قتل رسوند.

00:08:38.250 --> 00:08:41.330
‫یه‌طوری بود انگار رفته لونه‌ی گابلین‌ها رو خراب کرده.

00:08:42.330 --> 00:08:44.790
‫افراد زیادی متوجه شدن.

00:08:45.290 --> 00:08:49.960
‫به‌نظر میومد اون مرد درکی از خِیر و شر نداره.

00:08:52.500 --> 00:08:55.540
‫ماجراجوهای بی‌شماری که هدف‌شون
‫به‌دست آوردن جایزه‌ی گنده‌ی رو سرش بود،

00:08:55.540 --> 00:08:57.960
‫زادو رو به چالش کشیدن...

00:08:57.960 --> 00:09:01.830
‫ولی همراه با بالا رفتن جایزه‌ی رو سرش،
‫به کوه اجسادی که زیر پاش بود اضافه می‌شد.

00:09:02.670 --> 00:09:05.880
‫گیلد برای اینکه جلوی به‌وجود اومدن تلفات بیشتر رو بگیره،

00:09:05.880 --> 00:09:08.710
‫به‌صورت رسمی اعلام کرد با موفقیت کشته شده.

00:09:08.710 --> 00:09:11.080
‫برای همین بهش می‌گن زادوی «جسد»...

00:09:11.080 --> 00:09:12.580
‫تف توش.

00:09:12.580 --> 00:09:16.420
‫گند خورد به کلکسیونم.

00:09:16.830 --> 00:09:19.130
‫ببخشید همه‌شونو شکوندم،

00:09:19.130 --> 00:09:21.630
‫ولی تقصیر خودته یهویی حمله کردی.

00:09:21.630 --> 00:09:24.460
‫نه، مقصر نمی‌دونمت.

00:09:25.210 --> 00:09:26.380
‫ولی بازم،

00:09:26.380 --> 00:09:28.080
‫میثریل هیچ،

00:09:28.080 --> 00:09:32.960
‫اما اوریهالکم و عاج اژدها انقد راحت نباید بشکنن.

00:09:33.210 --> 00:09:35.710
‫عه جدی؟ می‌خوای هزینه‌شو بدم؟

00:09:36.750 --> 00:09:39.880
‫جدی آدم عجیبی‌ای.

00:09:40.500 --> 00:09:43.500
‫ولی شمشیرت عجیب‌تره.

00:09:44.330 --> 00:09:48.000
‫یه آدم عجیب با یه شمشیر عجیب.

00:09:48.630 --> 00:09:50.250
‫خب، مهم نیست.

00:09:50.250 --> 00:09:52.420
‫امروز عین آدم...

00:09:54.960 --> 00:09:56.790
‫این‌کارو می‌کنم.

00:10:04.920 --> 00:10:06.000
‫نکنه اون...

00:10:06.000 --> 00:10:09.670
‫یه‌دونه شمشیرش تقسیم به دسته‌های زیادی می‌شه.

00:10:11.040 --> 00:10:14.170
‫و تو یه چشم بهم زدن، چندصد زندگی رو از بین می‌برن.

00:10:14.170 --> 00:10:17.170
‫شمشیر کشنده‌ای که خودش به‌وجود آورده...

00:10:17.170 --> 00:10:19.380
‫صلیب نقره.

00:10:22.830 --> 00:10:26.170
‫هرچقدر از اینا رو خواستی نابود کن، مهم نیست.

00:10:26.170 --> 00:10:29.000
‫می‌تونم کلی ازشون بسازم.

00:10:33.330 --> 00:10:36.500
‫هرچقدر از اینا رو خواستی نابود کن، مهم نیست.

00:10:36.500 --> 00:10:39.670
‫می‌تونم کلی ازشون بسازم.

00:10:40.000 --> 00:10:40.920
‫پری!

00:10:43.170 --> 00:10:44.460
‫استاد نوور!

00:10:45.250 --> 00:10:47.540
‫می‌دونستم نمی‌تونم حساب همه‌شونو برسم!

00:10:48.790 --> 00:10:49.790
‫پری!

00:10:52.830 --> 00:10:53.920
‫این بده!

00:10:53.920 --> 00:10:56.290
‫صلیبای نقره‌ش خیلی زیادن.

00:10:56.290 --> 00:10:58.580
‫با این وضع، دوتاشون می‌میرن!

00:10:59.250 --> 00:11:01.080
‫به کمکم نیاز دارن!

00:11:02.960 --> 00:11:04.330
‫آروم باش.

00:11:04.830 --> 00:11:09.670
‫ماموریتم اینه مطمئن شم بانو لینبورگ در سلامت از اینجا دور بشن.

00:11:09.670 --> 00:11:12.830
‫باید در آرامش اولویتامو مشخص کنم.

00:11:13.920 --> 00:11:16.130
‫اولین‌کاری که الان باید انجام بدم...

00:11:18.960 --> 00:11:20.420
‫بانو لینبورگ.

00:11:22.040 --> 00:11:25.540
‫امکانش هست اجازه بدید ترکتون کنم تا برم کمک؟

00:11:25.540 --> 00:11:27.330
‫بیا یه‌بار دیگه!

00:11:27.750 --> 00:11:28.580
‫پری!

00:11:29.250 --> 00:11:30.210
‫پری!

00:11:30.880 --> 00:11:33.580
‫نهایت توانم دفع اوناست.

00:11:33.960 --> 00:11:35.540
‫نه، دیگه نمی‌رسم!

00:11:35.540 --> 00:11:36.960
‫سپر الهی!

00:11:38.960 --> 00:11:39.710
‫خوبه!
‫پری!

00:11:47.750 --> 00:11:52.210
‫وظیفه‌ی من محافظت از بانو لینبورگ تحت هر شرایطیه.

00:11:54.210 --> 00:11:55.380
‫و دقیقاً برای همین...

00:11:57.710 --> 00:12:01.040
‫نمی‌ذارم این مرد کشته بشه.

00:12:01.500 --> 00:12:03.460
‫ببخشید دیر کردم.

00:12:03.880 --> 00:12:06.210
‫اینس... نجاتم دادی.

00:12:07.580 --> 00:12:08.960
‫سپر الهی!

00:12:12.790 --> 00:12:15.920
‫اون سپرای نوریش مثل یه شمشیرن.

00:12:15.920 --> 00:12:18.630
‫اما انگار به اون یارو نمی‌خورن.

00:12:19.000 --> 00:12:22.670
‫حتی خنجرای نقره‌ش هم دارن از حمله‌ش جاخالی می‌دن.

00:12:26.130 --> 00:12:27.210
‫جناب نوور.

00:12:28.130 --> 00:12:30.920
‫اگه همینطوری بخوایم بجنگیم اوضاع عوض نمی‌شه.

00:12:31.170 --> 00:12:33.540
‫فعلاً تمرکزمو روی دفاع می‌ذارم.

00:12:33.540 --> 00:12:36.290
‫ببخشید ولی می‌شه حسابشو برسی؟

00:12:37.420 --> 00:12:41.290
‫یه دسته خنجر مثل موجودات زنده دارن حرکت می‌کنن...

00:12:42.460 --> 00:12:45.710
‫هرچند قبلاً، یه پرنده که سریع‌تر بوده رو زدم.

00:12:48.540 --> 00:12:50.380
‫نیش اون غورباقه‌هه...

00:12:50.380 --> 00:12:51.710
‫شاید این کار بده.
‫اینس.

00:12:52.670 --> 00:12:53.960
‫می‌تونی؟

00:12:56.130 --> 00:12:57.130
‫آره.

00:12:57.130 --> 00:13:00.710
‫هروقت گفتم، سپرای جلومو بردار.

00:13:01.080 --> 00:13:03.000
‫مطمئنی؟

00:13:03.000 --> 00:13:05.710
‫شاید... بتونم؟

00:13:05.710 --> 00:13:07.420
‫تقویت فیزیکی.

00:13:08.960 --> 00:13:09.830
‫الان!

00:13:12.290 --> 00:13:14.000
‫پرتاب سنگ!

00:13:16.960 --> 00:13:19.750
‫صلیبای نقره دارن خُرد می‌شن.

00:13:20.000 --> 00:13:23.210
‫ناخون و نیش اژدهای مرگ سیاه رو پرت کرد؟!

00:13:24.000 --> 00:13:27.580
‫کلی تیر دارم، همینطوری ادامه می‌دم!

00:13:27.580 --> 00:13:28.710
‫باش.

00:13:30.380 --> 00:13:32.000
‫پرتاب سنگ!

00:13:35.290 --> 00:13:36.710
‫استاد نوور...

00:13:37.000 --> 00:13:38.630
‫کلی ازشونو نابود کردم.

00:13:38.630 --> 00:13:40.040
‫یکم دیگه مونده...

00:13:44.670 --> 00:13:45.630
‫پری!

00:13:51.830 --> 00:13:53.170
‫نزدیک بودا.
‫ترسوندیما.

00:13:54.630 --> 00:13:56.750
‫من باید اینو بگم.

00:13:56.750 --> 00:13:59.130
‫چطوری دفعش کردی؟

00:14:02.540 --> 00:14:08.290
‫و این یکی هم آدامانتایته ها، چطوری شکوندیش؟

00:14:08.290 --> 00:14:12.710
‫ببخشید، ولی تقصیر خودته که حمله کردی.

00:14:12.710 --> 00:14:15.250
‫گفتم که، مقصر نمی‌دونمت.

00:14:15.250 --> 00:14:18.130
‫ولی باید برای چیزایی که از دست دادم جبران کنما.

00:14:19.080 --> 00:14:20.080
‫پری!

00:14:20.960 --> 00:14:23.290
‫می‌شه انقد حمله‌ی غافل‌گیرانه انجام ندی؟

00:14:24.420 --> 00:14:27.290
‫جدی اون شمشیره عجیبه.

00:14:27.580 --> 00:14:29.750
‫هرچند، خودتم همینطور.

00:14:30.040 --> 00:14:34.500
‫اصلاً چطوری حملاتمو می‌بینی که بخوای ضدحمله بزنی؟

00:14:34.500 --> 00:14:36.290
‫عا... یه‌طوری؟

00:14:36.710 --> 00:14:40.250
‫حس می‌کنم بیشتر از این حرفا باشه...

00:14:41.000 --> 00:14:42.580
‫دوباره می‌خوی شروع کنی؟

00:14:42.580 --> 00:14:43.540
‫نه.

00:14:44.000 --> 00:14:48.080
‫جمع کردن میثریل خُرد شده خیلی عذابه.

00:14:48.080 --> 00:14:50.630
‫برای امروز کارم تمومه.

00:14:51.380 --> 00:14:53.580
‫پس می‌ری دیگه، نه؟

00:14:53.580 --> 00:14:54.540
‫آره.

00:14:54.540 --> 00:14:57.880
‫شنیدم یه جشنواره‌ی پر زرق‌وبرق تو پایتخته.

00:14:57.880 --> 00:15:00.790
‫ولی احتمالاً باید بیخیال اونم بشم.

00:15:01.210 --> 00:15:04.130
‫منظورت از جشنواره‌ی چیه؟

00:15:04.420 --> 00:15:09.130
‫جزئیات دقیقشو نمی‌دونم، اما انگار چیز عجیبیه.

00:15:09.710 --> 00:15:13.920
‫خب دیگه، کلی هم خوش گذروندم.
‫باروبندیلمو جمع کنم.

00:15:14.630 --> 00:15:16.830
‫تا بعد، عجیب‌غریب.

00:15:17.130 --> 00:15:18.540
‫فعلاً.

00:15:21.710 --> 00:15:24.880
‫جدی... خیلی عجیبیا.

00:15:25.080 --> 00:15:28.330
‫واقعاً؟ نمی‌دونم.

00:15:29.380 --> 00:15:33.210
‫تا الان آدمای عجیب زیادی دیدم،

00:15:33.210 --> 00:15:36.380
‫و بین همه‌شون، تو از همه روانی‌تری.

00:15:37.790 --> 00:15:40.420
‫شیطان، خیلی خوش‌شانسی.

00:15:40.630 --> 00:15:44.380
‫اگه برت می‌گردوندم پول خوبی گیرم میومد.

00:15:44.380 --> 00:15:46.130
‫حیف شد.

00:15:48.250 --> 00:15:49.000
‫ولی...
‫پری!

00:15:50.880 --> 00:15:52.670
‫می‌شه تمومش کنی؟

00:15:54.210 --> 00:15:58.040
‫با وجود این نمی‌شد کاریش کرد.

00:16:10.580 --> 00:16:12.710
‫یه جشنواره‌ی عجیب تو پایتخت؟

00:16:12.710 --> 00:16:14.750
‫اون مرده همینو گفت؟

00:16:14.750 --> 00:16:15.920
‫آره.

00:16:16.130 --> 00:16:19.630
‫شما دوتا کنجکاوین ببینین چه جشنواره‌ایه؟

00:16:19.830 --> 00:16:21.170
‫بله.

00:16:21.170 --> 00:16:22.830
‫موندم چه‌خبره.

00:16:22.830 --> 00:16:23.830
‫جدی؟

00:16:23.830 --> 00:16:25.960
‫پس چطوره یکم برگردیم؟

00:16:25.960 --> 00:16:26.880
‫عه؟

00:16:27.420 --> 00:16:30.290
‫هنوزم اونقدرا از شهر دور نشدیم، نه؟

00:16:30.960 --> 00:16:33.420
‫تازه، رورو رو هم نمی‌تونیم ببریم تو میثرا،

00:16:33.420 --> 00:16:35.750
‫ولی اگه ببریمش پایتخت، مشکلی نیست. نه؟

00:16:35.750 --> 00:16:38.040
‫ولی، جناب نوور، مطمئن نیستـ-

00:16:38.040 --> 00:16:38.830
‫نمی‌شه.

00:16:40.830 --> 00:16:43.290
‫چی شده؟ سردته، رورو؟

00:16:43.290 --> 00:16:44.830
‫رنگ‌روت پریده.

00:16:44.830 --> 00:16:48.250
‫شـ ـ شماها از پایتخت اومدین؟

00:16:48.580 --> 00:16:49.920
‫آره.

00:16:49.920 --> 00:16:52.000
‫انگار با هم نمی‌تونیم بریم ادامه‌ی سفرمون،

00:16:52.000 --> 00:16:54.330
‫برای همین گفتم بهتره موقتی برگردیم.

00:16:54.330 --> 00:16:55.250
‫نمی‌خوای؟

00:16:55.960 --> 00:16:58.500
‫نه... مشکل این نیست.

00:16:58.500 --> 00:17:01.290
‫نمی‌تونید برگردید...

00:17:03.130 --> 00:17:04.540
‫چرا؟
‫یه‌ چیزی شنیدم.

00:17:06.500 --> 00:17:09.420
‫گنده‌ترین داره می‌ره سراغ پایتخت.

00:17:09.920 --> 00:17:12.830
‫و انقدری قویه که می‌تونه کل شهرو نابود کنه.

00:17:13.630 --> 00:17:16.290
‫اینو ازشون شنیدم.

00:17:16.880 --> 00:17:20.790
‫گفتن اژدهای مرگ سیاه مقابلش هیچی نیست!

00:17:22.380 --> 00:17:24.040
‫منظورت چیه؟

00:17:29.290 --> 00:17:32.130
‫اینس، بیا درجا برگردیم.

00:17:32.130 --> 00:17:34.790
‫انگار وضعیت از انتظارمون اضطراری‌تره.

00:17:35.040 --> 00:17:37.330
‫استاد، مشکلی ندارید؟

00:17:37.580 --> 00:17:39.250
‫نه، اصلاً.

00:17:39.790 --> 00:17:40.960
‫صبر کنید.

00:17:41.460 --> 00:17:43.540
‫نمی‌تونم قبول کنم.

00:17:43.540 --> 00:17:45.130
‫جناب رین بهم گفتـ-

00:17:45.130 --> 00:17:46.250
‫می‌دونم.

00:17:47.040 --> 00:17:49.040
‫گفت اگه تو پایتخت خبری شد،

00:17:49.040 --> 00:17:51.460
‫با من به میثرا فرار کن.

00:17:51.460 --> 00:17:53.540
‫همینو بهت گفت، نه؟

00:17:53.670 --> 00:17:55.290
‫چطوری می‌دونید؟

00:17:55.670 --> 00:17:57.170
‫چون خواهر کوچیک‌ترشم.

00:17:57.500 --> 00:18:00.420
‫می‌دونم به چی فکر می‌کنه.

00:18:00.920 --> 00:18:04.580
‫ولی به‌نظرت اگه فقط من فرار کنم چی می‌شه؟

00:18:04.580 --> 00:18:06.790
‫باید درجا برگردیم و بهش خبر بدیم!

00:18:06.790 --> 00:18:08.830
‫باید راجع به خطری که در کمین پایتخته خبردار بشه.

00:18:08.830 --> 00:18:09.920
‫ولی...

00:18:09.920 --> 00:18:14.710
‫تو هم داستان شیاطین و از دست
‫دادن زادگاهشون‌ـو بلدی دیگه، نه؟

00:18:15.790 --> 00:18:17.540
‫حتی اگه الان سعی کنیم فرار کنیم،

00:18:17.540 --> 00:18:20.710
‫بدون شک به سرنوشت اونا دچار می‌شیم.

00:18:23.960 --> 00:18:25.380
‫هرطور مایلید.

00:18:26.750 --> 00:18:28.380
‫بیاید به پایتخت برگردیم.

00:18:28.670 --> 00:18:30.380
‫ولی، بانو لینبورگ...

00:18:30.380 --> 00:18:33.880
‫تحت هیچ شرایطی، منو ترک نکنید.

00:18:33.880 --> 00:18:36.040
‫ممنون، اینس.

00:18:37.000 --> 00:18:39.330
‫رورو، تو چیکار می‌کنی؟

00:18:39.330 --> 00:18:43.750
‫اگه نمی‌خوای باهامون بیای، احتمالاً اینجا
‫از هم جدا بشیم.

00:18:46.210 --> 00:18:48.000
‫منم میام.

00:18:50.130 --> 00:18:52.630
‫شاید نتونم کاری انجام بدم،

00:18:52.630 --> 00:18:56.000
‫اما کسی که داره اون هیولا رو می‌بره، حتماً
‫یکی از ما شیاطینه.

00:18:56.130 --> 00:19:00.330
‫واقعاً؟ شیطان بودنم سخته.

00:19:05.130 --> 00:19:10.790
‫مطمئنم تربیت این بچه باعث عذاب استاد شده.

00:19:11.330 --> 00:19:13.580
‫ولی عجب فرد مهربونیه.

00:19:14.290 --> 00:19:16.290
‫در مقابلش من...

00:19:18.210 --> 00:19:19.290
‫ایکاش...

00:19:19.460 --> 00:19:21.420
‫می‌تونستم یه گاز بزنم.

00:19:22.380 --> 00:19:23.790
‫اون غورباقه سمّیه رو می‌گم.

00:19:29.210 --> 00:19:32.790
‫راستش، اگه بگم نگران نیستم، دروغ گفتم.

00:19:33.080 --> 00:19:37.500
‫ولی اگه استاد نوور، کسی که تونست هم
‫مقابل اژدهای مرگ سیاه،

00:19:37.500 --> 00:19:41.290
‫و زادوی جسد‌ی افسانه‌ای بجنگه، باهامون
‫ باشه؛ مطمئنم چیزیمون نمی شه.

00:19:41.540 --> 00:19:42.960
‫رورو، ببین!

00:19:42.960 --> 00:19:45.290
‫اونجا چندتا اسب وحشی هست!

00:19:45.630 --> 00:19:47.830
‫عا... بله.

00:19:48.170 --> 00:19:53.080
‫درسته، به‌عنوان شاهدخت پادشاهی کلیس،
‫وظیفه‌م فرار نیست.

00:19:53.540 --> 00:19:55.040
‫باید این فرد رو...

00:19:55.040 --> 00:19:59.080
‫کسی که مستقیماً از یه داستان افسانه‌ای
‫قهرمانانه پریده بیرون رو...

00:19:59.500 --> 00:20:02.750
‫به پایتخت برگردونم.

00:20:02.750 --> 00:20:05.790
‫حتی اگه در ازای جونم باشه.

00:20:06.250 --> 00:20:08.790
‫اینس، بیا تا جای ممکن عجله کنیم.

00:20:08.790 --> 00:20:09.880
‫بله!

00:20:22.000 --> 00:20:23.210
‫گزارش می‌دم!

00:20:23.210 --> 00:20:27.540
‫تقریباً تمام شهروندان بخش قدیمی شهر، تخلیه شدن.

00:20:27.540 --> 00:20:28.710
‫فهمیدم.

00:20:29.330 --> 00:20:31.880
‫تلاش‌های شش فرمانروا نتیجه داده،

00:20:31.880 --> 00:20:34.250
‫و معتقدیم با کمین دشمن مقابله کردن.

00:20:34.460 --> 00:20:35.380
‫خوبه.

00:20:35.380 --> 00:20:37.330
‫ولی احتمالاً یه موج دیگه هم تو راهه.

00:20:37.330 --> 00:20:40.580
‫جوخه‌ی مخبوء درحال انجام یه بررسی
‫عاجزانه برای پیدا کردن دشمنن،

00:20:40.580 --> 00:20:42.380
‫ولی هیچ نشونه‌ای ازشون پیدا نشده.

00:20:42.380 --> 00:20:44.880
‫نه، اگه می‌خوان بیان سراغ‌مون، الان وقتشه.

00:20:44.880 --> 00:20:46.790
‫نیروهامون پخش شدن،

00:20:46.790 --> 00:20:48.830
‫و منتظرن خودمونو خسته کنیم،

00:20:48.830 --> 00:20:51.880
‫پس احتمالاً دارن یه حرکت گنده آماده می‌کنن.

00:20:52.170 --> 00:20:53.460
‫جناب رین...

00:20:53.790 --> 00:20:58.290
‫مشکل اینه اصلاً نمی‌دونیم چه حرکتی می‌خوان بزنن.

00:20:58.290 --> 00:20:59.290
‫کجاست؟

00:21:00.290 --> 00:21:01.290
‫از سمت شماله؟

00:21:02.330 --> 00:21:03.290
‫یا جنوب؟

00:21:04.460 --> 00:21:05.790
‫یا شایدم...

00:21:06.420 --> 00:21:07.960
‫طبق صحبت‌های جوخه‌ی شکارچیان،

00:21:07.960 --> 00:21:11.460
‫هیچ نشونه‌ای از هیولاهای جادویی پرنده رویت نشده...

00:21:18.040 --> 00:21:19.710
‫اون چیه؟

00:21:21.170 --> 00:21:22.210
‫نکنه...

00:21:22.460 --> 00:21:25.210
‫بالای ابرهاست؟

00:21:28.710 --> 00:21:29.630
‫افشاء!

00:21:41.750 --> 00:21:43.500
‫نه...

00:21:43.500 --> 00:21:44.960
‫امکان نداره!

00:21:53.000 --> 00:21:55.000
‫نکنه اژدهای سیاهه؟!

00:21:55.330 --> 00:21:56.920
‫نه، نیست.

00:21:56.920 --> 00:21:59.040
‫خیلی بزرگ‌تره.

00:21:59.040 --> 00:22:00.500
‫اون...

00:22:00.500 --> 00:22:03.500
‫اژدهای مصیبت‌ـه!

00:22:10.980 --> 00:22:17.980
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.