﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:08.056
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:29.117 --> 00:00:32.877
همه اينجا فکرميکنن بعد از برنامه ي قبليمون
. باهم ، تاحالا فقط يه بار همديگه رو ديديم

00:00:33.337 --> 00:00:34.917
. حتي نميدونن که ما باهم زندگي ميکنيم

00:00:35.717 --> 00:00:39.057
براي چي همچين دروغِ مسخره ايُ
بهم بافتي ؟

00:00:39.057 --> 00:00:40.947
چون خيلي سخته که بخوام
. براي همه ماجرا رو توضيح بدم

00:00:41.907 --> 00:00:44.327
. جانگ جيول " تابلوئه که يه زن بازِ حسابيه "

00:00:44.327 --> 00:00:46.717
شک دارم بهم زدنِ رابطه ـش
. با تو ، يه ذره هم اذيتِش کنه

00:00:47.917 --> 00:00:51.387
آره ، باهم قرار ميذاريم " ؛ يعني گفتنِ "
همچين چيزي اينقدر برات سخته ؟

00:00:52.927 --> 00:00:55.947
يا اينکه چون برنامه داري که باهام
بهم بزني ، براي همينم چيزي نميخواي بگي ؟

00:01:03.325 --> 00:01:05.365
به چي زُل زدي ؟
مگه حرف اشتباهي زدم ؟

00:01:07.365 --> 00:01:08.695
چي ؟

00:01:08.695 --> 00:01:10.815
باهات بهم بزنم ؟ -
. درست شنيدي -

00:01:10.815 --> 00:01:13.605
، اگه نميخواي باهام ازدواج کني
پس درنهايت از هم جدا ميشيم ديگه ، نه ؟

00:01:16.315 --> 00:01:18.545
چرا جوابَمو نميدي ؟
هان ؟

00:01:20.255 --> 00:01:23.225
خب چي ميتونم بگم ؟
. آخه حرف درستي زدي

00:01:34.425 --> 00:01:36.205
بهتره بيشتر حواسِت به حرفايي که
، ميزني باشه

00:01:37.145 --> 00:01:41.675
، حرفي که درمورد بهم زدن رابطه ـمون زدي
. ديگه هرگز چنين حرفيُ بهم نزن

00:01:44.495 --> 00:01:46.955
نويسنده " جانگ " ، چرا همونجا وايسادي ؟
. زودباش بيا

00:01:46.955 --> 00:01:48.735
باشه ، دارم ميام ؛
. شماها صحنه رو درست کنيد

00:01:49.865 --> 00:01:52.095
. زودباش ، فقط پنج دقيقه وقت داريم -
. باشه -

00:01:53.595 --> 00:01:55.385
اگه دوباره اين حرفُ بزنم ، مثلا
ميخواي چکار کني ؟

00:01:56.685 --> 00:01:58.315
خيلي دلِت ميخواد بدوني ؟

00:01:58.695 --> 00:02:01.295
، خب امتحان کن و بگو
. بعدش ميبيني چکار ميکنم

00:02:01.295 --> 00:02:03.175
چونکه مطمئن باش اينکارو ميکنم و
. بعدش ميذارم ميرم

00:02:09.675 --> 00:02:12.885
ميتونيم بعد از برنامه درموردش
صحبت کنيم ، باشه ؟

00:02:16.105 --> 00:02:19.705
چون من مثل تو يه پا حرفه اي نيستم
، نميدونم ميتونم کارُ خوب انجام بدم يا نه

00:02:19.705 --> 00:02:21.975
. اما ، تمام سعيَمو ميکنم

00:02:31.245 --> 00:02:36.885
<c.colore7f39c>جيول " ، مطمئني اونروز شماره ي درستِ " »
کانگوو " رو بهم داده بودي ؟ "</c>

00:02:36.885 --> 00:02:39.815
<c.colore7f39c>سعي کردم بهش زنگ بزنم ، اما ، ميگفت
. « چنين شماره اي وجود نداره</c>

00:02:40.865 --> 00:02:42.335
<c.color80ffff>. « همون شماره يِ درستِشه »</c>

00:02:46.815 --> 00:02:49.204
شماره ي موردنظر در شبکه »
موجود نمي باشد ؛

00:02:49.230 --> 00:02:51.830
لطفا شماره ي خود را چک کرده و
. « دوباره تماس بگيريد

00:03:00.065 --> 00:03:01.945
تيونگ " ؟ "

00:03:03.445 --> 00:03:05.225
. سانگسوک " ، اومدي "

00:03:05.225 --> 00:03:07.025
قهوه ميخوري ؟ -
. حتما -

00:03:07.025 --> 00:03:09.935
ببخشيد ، ميشه برامون قهوه بياريد ؟

00:03:09.935 --> 00:03:11.545
. الان ميارم

00:03:13.405 --> 00:03:16.025
حالت چطوره ؟ -
. خوبم -

00:03:16.025 --> 00:03:18.035
درمورد چي ميخواستي منو ببيني ؟

00:03:18.035 --> 00:03:19.885
جيول " مشکلي براش پيش اومده ؟ "

00:03:20.445 --> 00:03:22.175
. . چيزه

00:03:24.515 --> 00:03:28.525
، تو نامه اي که براي " جيول " داده بودي

00:03:28.525 --> 00:03:31.350
" گفته بودي يکيُ شبيهِ " جيول
، جلوي پنجره ي خونه ـت

00:03:31.376 --> 00:03:34.200
ديده بودي که داشته بهش سنگريزه
پرت ميکرده ؟

00:03:34.705 --> 00:03:36.875
ميخواستم بدونم که منظورت
. از همچين حرفي چي بوده

00:03:36.875 --> 00:03:39.095
. خودمَم درموردش خيلي کنجکاوَم

00:03:46.495 --> 00:03:50.745
فيلمي که دکتر " جي " بهمون پيشنهاد
. دادن ، فيلمِ "قبل از نيمه شب"ـه

00:03:50.755 --> 00:03:52.025
. درسته

00:03:52.585 --> 00:03:54.185
، انتظارِ اينو نداشتم

00:03:54.185 --> 00:03:55.805
، اگه از سِري هاي " قبل از " خوشِتون مياد

00:03:55.815 --> 00:03:58.020
فيلم " قبل از طلوع خورشيد " هست که
، شوق و هيجانِ عشقُ

00:03:58.046 --> 00:04:00.250
تو دهه يِ بيست سالگيِ آدما
، به تصوير ميکِشه

00:04:00.385 --> 00:04:03.355
همينطورم " قبل از غروب خورشيد " هست که
، امتحان ها و دلشکستگي هاي عشقُ

00:04:03.365 --> 00:04:05.515
تو دهه يِ سي سالگيِ آدما
. به تصوير ميکِشه

00:04:05.515 --> 00:04:08.685
حالا ، براي چي شما "قبل از نيمه شب"ـو که
، بيشتر ، مشکلاتِ ناراحت کننده يِ

00:04:08.685 --> 00:04:10.385
زوج هاي متاهلي که در دهه ي چهل سالگي
هستنُ به تصوير ميکِشه ؛ انتخاب کرديد ؟

00:04:10.845 --> 00:04:12.905
، درمورد ازدواج

00:04:13.965 --> 00:04:17.035
، بنظر ميرسه شما هنوز مجرد باشي
ازدواج کرديد يا نه ؟

00:04:18.495 --> 00:04:20.195
، نه ، حق با شماس
. هنوز مجردَم

00:04:22.885 --> 00:04:25.815
<c.color80ffff>، خودمونيم ، بازيت خيلي خوبه
. بايد ميرفتي بازيگر ميشدي</c>

00:04:26.425 --> 00:04:28.795
. خوشحال شدم که شنيدم شما هنوز مجردي

00:04:28.795 --> 00:04:33.855
حالا براي چي اين فيلمُ انتخاب کرديد ؟ -
. بخاطرِ صحنه ي پايانيِ فيلم -

00:04:33.855 --> 00:04:36.925
بله ، صحنه ي پاياني ، درواقع صحنه هاي
. مهمِ تمام فيلمُ نشون ميده

00:04:36.925 --> 00:04:40.965
زوج متاهل درحاليکه فقط لباس زير
، تنِشونه ، توي تختخواب دراز کِشيدن و

00:04:40.995 --> 00:04:45.895
جوري همديگه رو فُحش کِش ميکنن که
. انگار دشمن هاي قسم خورده ي هم هستن

00:04:45.925 --> 00:04:49.775
بعدش طوري رفتار ميکنن که
. انگار هرگز چنين چيزي درکار نبوده

00:04:50.085 --> 00:04:54.285
درسته ، صحنه ايِ که حسابي از خجالتِ
همديگه درميارن ، مگه نه ؟

00:04:55.995 --> 00:04:57.805
<c.color80ffff>درست مثل الانِ خودمون ؟</c>

00:05:03.885 --> 00:05:08.635
برخلافِ فيلم " ناتينگ هيل " يا بقيه ي
، فيلماي رمانتيک کمديِ ديگه که

00:05:08.635 --> 00:05:13.394
بازيگراي اصليِ فيلم ، بخاطرِ
، جووني و بانمک بودن و

00:05:13.420 --> 00:05:17.855
سکسي و دوست داشتني بودنِ که
خاطرخواهِ هم ميشن ؛

00:05:17.855 --> 00:05:23.225
تو اين فيلم ، بازيگرِ اصلي ، هموني آدميِ که
، هست و گرچه يه کم و کاستي هايي دارن و

00:05:23.225 --> 00:05:25.815
، شخصيتِشون قاطي پاتي و و پيرِ ، اما
، با وجود تمام اين چيزا ، همديگه رو

00:05:25.905 --> 00:05:31.105
بخاطر همون کسي که هستن دوس دارن و
. همينه که بنظرم آدمو تحت تاثير قرار ميده

00:05:31.105 --> 00:05:34.925
گرچه ، شايد شما ندوني که
. همچين چيزي چطوريه

00:05:37.205 --> 00:05:39.135
. مطمئن نيستم منظورتون به چي بود

00:05:39.875 --> 00:05:45.715
. . نه ، فقط داشتم ميگفتم که شما
. نه ، ببخشيد که حرفِشُ زدم

00:05:46.455 --> 00:05:48.485
، رابطه هاي طولاني مدت و ازدواج

00:05:48.485 --> 00:05:52.085
حتما بنظرِتون يه آدم زن بازَم که هيچگونه
علاقه اي به اينجور چيزا ندارم ؟

00:05:52.085 --> 00:05:53.205
. بله ، درسته

00:05:58.125 --> 00:06:00.275
. نا اميدَم کرديد -
براي چي ؟ -

00:06:00.275 --> 00:06:04.645
بقيه رو نميدونم ، اما ، چون شما
، يه روانپزشکي

00:06:04.645 --> 00:06:06.495
فکرنميکردم چنين درکي از من
. پيش خودتون داشته باشيد

00:06:06.505 --> 00:06:12.545
گرچه بعنوان يه انسان ، فکرميکنيم که آزاد و
، راحت هستيم و هميشه درحال تغييريم

00:06:12.545 --> 00:06:19.585
اما ، چيزي که درحقيقت مارو تو کنترلِ خودش
. داره ، عادت هاييِ که باهاشون خو گرفتيم

00:06:19.595 --> 00:06:21.025
، پس منظورتون اينه که

00:06:21.025 --> 00:06:25.345
، آدمايي که هميشه از بقيه خداحافظي ميکنن
هيچ بدرودي نميتونه روشون تاثير بذاره ؟

00:06:25.345 --> 00:06:27.795
، هميشه که اينطور نيست
. اما ، معمولا همينطوره

00:06:27.795 --> 00:06:29.585
. يا ميتونه کاملا خلافِ اين باشه

00:06:29.585 --> 00:06:32.975
بخاطر پشت سر گذاشتن اون همه بدرود
، گفتن به بقيه ، حالا به دنبالِ مستقر شدن و

00:06:32.985 --> 00:06:35.045
. پيدا کردن يه چيز عميق تر و معنادارترِه

00:06:35.885 --> 00:06:39.033
راستش ، منم خيلي ميخوام دست از اين
، وِل چرخيدنا بردارم و

00:06:39.059 --> 00:06:41.790
. يه چيز معنادارترُ تو زندگيم پيدا کنم

00:06:44.995 --> 00:06:47.775
<c.colorff8080>طوري اينارو گفتي که
. حتي نزديک بود منم گولِتُ بخورم</c>

00:06:49.735 --> 00:06:54.795
، داشتن يه روانپزشک بعنوان مهمان برنامه
. گستره ي موضوعاتِ بحثِمونو بيشتر کرده

00:06:55.885 --> 00:06:59.935
يه استراحت کوتاه ميکنيم و
. با دکتر " جي " دوباره برميگرديم

00:07:09.815 --> 00:07:13.085
بخاطر اينکه به اين آدما نگفتم
باهم قرار ميذاريم ، از دستم عصباني ـيي ؟

00:07:13.795 --> 00:07:16.575
خوشم نمياد درمورد زندگيِ عشقيم
. پيش بقيه حرف بزنم

00:07:16.575 --> 00:07:20.125
، و توي فرودگاه که بوديم

00:07:20.125 --> 00:07:22.375
، بهم گفتي نميخواد اينقدر خرجِت بکنم
. آخه ما که قرار نيس باهم ازدواج کنيم

00:07:23.125 --> 00:07:26.805
. . براي همينم ملاحظه ـتُ کردم و -
کجايِ اين ملاحظه کردنِه ؟ -

00:07:27.235 --> 00:07:30.765
طوري حرف ميزني که انگار
. تو فکرِ ازدواجي چيزي باهام هستي

00:07:30.765 --> 00:07:32.715
تو خيلي عجيبي که چنين فکريُ
. تو سرِت نداري

00:07:32.725 --> 00:07:35.765
بچه که نيستيم و هردومون هم
. بالاي سي هستيم

00:07:36.225 --> 00:07:41.195
بالاخره يه آدم با ارزشيُ پيدا کردم که
، بتونم باهاش به يه مسافرت برم و

00:07:41.195 --> 00:07:42.975
حتي بخوام يه قدم جلوتر پيش برم و
حرف ازدواجُ بزنم ؛

00:07:43.015 --> 00:07:44.425
تو اينطور پيش خودت فکرنميکني ؟

00:07:45.445 --> 00:07:48.395
اينطور که تو پيش ميري ، انگار آخرسر
. ازم خواستگاريَم ميخواي بکني

00:07:50.465 --> 00:07:53.125
، اينو از من داشته باش
. من تيپِ عشقِ ازدواج نيستم

00:07:54.525 --> 00:07:57.545
تو که از فکرِ ازدواجَم خوشِت نمياد ، ديگه
براي چي داري ميخندي ؟

00:07:58.065 --> 00:08:01.205
همين که منو به چشم آدم مناسبي
، براي ازدواج نگاه ميکني

00:08:01.205 --> 00:08:02.985
. همچين بدَک نيس

00:08:02.985 --> 00:08:05.835
چرا اينقدر دورويي ؟ -
. منم ديگه -

00:08:09.885 --> 00:08:13.025
بيا به همين دوس داشتنِمون ادامه بديم و
. به برنامه برسيم

00:08:24.125 --> 00:08:26.005
، من اينطور فکرميکنم

00:08:26.015 --> 00:08:28.995
اگه " ايتان هاوک " هيچ تجربه اي
، توي طلاق نداشت و

00:08:28.995 --> 00:08:32.425
جولي دِلپي " هم تجربه ي قبلي ـيي "
، توي صدمه ديدن توي رابطه نداشت

00:08:32.595 --> 00:08:38.115
ديگه درنهايت نميتونستن
. کنار ساحل درياي مديترانه باهم آشتي کنن

00:08:49.165 --> 00:08:51.757
حرفَم اينه که ؛ شماهايي که
، تاحالا خداحافظي هاي زيادي

00:08:51.783 --> 00:08:54.505
تو زندگي داشتيد ، از
جمله خودم که همينطور بودم ؛

00:08:54.505 --> 00:08:56.065
بدونيد که هنوز يه اميدي براي
. همگيمون هست

00:08:56.065 --> 00:09:00.895
درسته ، آدماي زيادي ممکنه بگن
، چون باهم ازدواج کرده بودن و بچه داشتن

00:09:00.895 --> 00:09:04.825
براي همينم ، چاره ي ديگه اي
. جز بودن کنارِ همديگه نداشتن

00:09:04.955 --> 00:09:09.325
، اما ، بنظرِ من ، بيشتر از هرچيز ديگه اي

00:09:09.325 --> 00:09:12.965
وجودِ خاطراتِ بيشُمارِشون
، باهم بوده که

00:09:12.965 --> 00:09:16.825
آشتي کردن و دوباره باهم بودنِشونو
. براشون ممکن کرده

00:09:19.845 --> 00:09:22.625
تمام اون خاطرات بيشُماري که
، باهم شريک بودنُ

00:09:22.625 --> 00:09:28.245
منم ميخوام يکيُ پيدا کنم که بتونم چنين
. خاطراتِ موندگاريُ باهاش بسازم

00:09:48.915 --> 00:09:50.375
کي اونجاس ؟

00:09:51.545 --> 00:09:54.825
اسمِ اين پسر "کانگوو"ـئه و
. ميگه ازت خوشِش مياد

00:09:54.825 --> 00:09:58.375
، اولِش ، مطمئن نبودم کيه

00:09:58.375 --> 00:10:00.387
من که کسيُ به اسم " کانگوو " نميشناسم و
، براي همينم

00:10:00.413 --> 00:10:01.715
نميدونستم داره
. درمورد کي حرف ميزنه

00:10:01.715 --> 00:10:03.275
دفعه ي بعد که ديديش ، نشون بده که
ميشناسيش ، باشه ؟

00:10:03.275 --> 00:10:06.595
اما ، وقتي دوباره نگاش کردم ، فکرکردم که
. اون خيلي شبيهِ "جيول"ـه

00:10:07.175 --> 00:10:09.815
، توي چندتا برنامه ديدمِش
. براي همينم ميدونم چه شکليه

00:10:10.745 --> 00:10:13.395
، اما ، عجيب اينجاس که

00:10:14.205 --> 00:10:18.545
يادمه طوري حرف ميزد که انگار
. يکي ديگه هم درست کنارِش وايساده بود

00:10:20.235 --> 00:10:25.495
اون واقعا " جيول " بوده ؟ -
اون شب چي تنِش بود ؟ -

00:10:27.155 --> 00:10:28.915
. يه لباسِ زرد

00:10:29.455 --> 00:10:32.375
. پس . . نه ، " جيول " نبوده

00:10:32.375 --> 00:10:35.205
، جيول " دوس داره کُت شلوار بپوشه "
. اون " جيول " نبوده

00:10:54.845 --> 00:10:56.935
، منم دارم تمام تلاشَمو ميکنم

00:10:56.935 --> 00:10:59.395
قبلا ، روزي نبود که از مُشتم استفاده نکنم و
، حالا براي اولين بار ، درعرضِ يه ماه

00:10:59.395 --> 00:11:03.835
براي اينکه سگُ بابت جويدنِ کاناپه
، خوب ادب کرده باشم ، يه مُشت بهش زدم

00:11:03.875 --> 00:11:06.335
و بعدشَم اون باز شروع کرد و ميگفت که
، من آدم نيستم و

00:11:06.335 --> 00:11:10.865
حتي نميدونه براي چي به جلسه هاي درماني
. ميام و ميخواد از هم طلاق بگيريم

00:11:10.895 --> 00:11:12.765
همينطور هِي اين حرفارو
. پشت سرهم ميزد

00:11:12.775 --> 00:11:14.665
. مثل اينکه اشتباه از زنِت بوده

00:11:14.665 --> 00:11:16.287
اون قبلا هميشه به همه چي
، مُشت ميزده و ، حالا تو درعرض يه ماه

00:11:16.313 --> 00:11:17.875
. اولين بارِه که از مُشتِش استفاده کرده

00:11:17.875 --> 00:11:20.335
حالا چرا بابتِش يه اعتباري بهش نميدي ؟
. اين اصلا درُس نيست

00:11:20.885 --> 00:11:24.656
يعني شوهرِش نبايد از سگ ، اهميتِ
بيشتري براش داشته باشه ؟

00:11:24.656 --> 00:11:27.815
براي چي داشته کاناپه رو ميخورده ؟ -
! بخاطرِ اينکه سگِه -

00:11:27.815 --> 00:11:29.775
. و سگا هم هيچي حاليشون نيست

00:11:29.775 --> 00:11:32.535
چرا هِي گريه ميکني ؟
. خيلي رو اعصابي

00:11:32.915 --> 00:11:35.405
. همين الان گفت غمگين و افسرده ـس

00:11:36.485 --> 00:11:41.055
. آجوما ، تو هم از اول همينطوري بودي -
. آجوما ، عجب آدمي هستي -

00:11:41.055 --> 00:11:43.465
تو هرکسيُ که ببيني ، همَش از دستِش
. عصبي و آتيشي ميشي

00:11:43.465 --> 00:11:46.645
مگه براي دعوا ميايي اينجا ؟ -
چرا همه ـتون منو اذيت ميکنيد ؟ -

00:11:46.645 --> 00:11:49.375
! باز شروع کرد

00:11:49.375 --> 00:11:51.415
، ما که داشتيم درمورد سگ حرف ميزديم
براي چي شماها باهم درگير شديد ؟

00:11:51.415 --> 00:11:53.815
. بياييد دوباره درمورد سگ حرف بزنيم -
! ما که دعوا نميکنيم -

00:11:53.815 --> 00:11:56.095
. اين آجوما فقط چرت و پرت ميگه

00:12:03.755 --> 00:12:05.795
. خيلي خب ، کافيه

00:12:06.625 --> 00:12:08.525
، همگيتون خوب ميدونيد که

00:12:08.525 --> 00:12:13.835
، مهم ترين چيز درمورد جلسه ي درمان گروهي
. درک کردنِ افراد توي گروهِه

00:12:14.495 --> 00:12:16.985
، اما ، اصلا کارِ چندان راحتي نيست
درسته ؟

00:12:16.985 --> 00:12:20.035
، از اولِش که بهتون گفتم

00:12:21.015 --> 00:12:26.525
، اگه توي درک کردن افراد گروه مشکل داريد
. پس ، فقط به آرومي به حرفاي بقيه گوش بديد

00:12:27.105 --> 00:12:30.905
و يه چيز ديگه اي هم هست که
، بنظر ميرسه فراموش کرديد

00:12:30.905 --> 00:12:35.995
وقتي سعي ميکنيم بقيه رو درک کنيم ، بايد
. نيازهاي بقيه رو در اولويت قرار بديم

00:12:35.995 --> 00:12:38.651
، مثلا کسايي که الان پيشِمون نيستن
. . مثل همسر يا

00:12:38.677 --> 00:12:40.245
خانواده يا کسي که دوسِش داريد ؛

00:12:40.245 --> 00:12:44.335
. و همينطورم اون سگ

00:12:44.335 --> 00:12:47.605
، حالا نيازي نيست که همين الان باشه

00:12:47.605 --> 00:12:52.555
، اگه توي مسير خونه ، وقتِشُ داشتيد
. اونوقت سعي کنيد بقيه رو بيشتر درک کنيد

00:12:53.065 --> 00:12:56.905
هرگز نبايد فراموش کنيم
. . کسايي که اينجا و

00:12:56.931 --> 00:13:00.985
توي اين اتاق نشستن ، مهم تر از
هرچيزِ ديگه ايَن ، باشه ؟

00:13:00.995 --> 00:13:05.115
. آخه من سگارو خيلي دوس دارم

00:13:05.115 --> 00:13:07.515
. " ببخشيد ، آقاي " سيب

00:13:09.145 --> 00:13:15.815
بيچاره آقاي " سيب " ؛
. حتما زنِت بدجور دلخورِت کرده

00:13:15.815 --> 00:13:18.675
. ميدونم زنم از روي عصبانيت اينطوري کرده

00:13:25.555 --> 00:13:28.035
. دکتر " جو " ، لطفا کمکم کن

00:13:28.035 --> 00:13:32.765
، لطفا کمکم کن اعصابَمو درُس کنم
. به هيچ وجه نميخوام طلاق بگيرم

00:13:34.055 --> 00:13:37.885
اگه واقعا احساسِت همينه ، پس خودت ميتوني
. جلوي طلاق گرفتنُ بگيري

00:13:38.455 --> 00:13:39.965
. باشه

00:13:41.175 --> 00:13:44.215
خب ، حالا از اول شروع ميکنيم ؛
باشه ؟

00:13:51.555 --> 00:13:53.155
منظورت چيه ؟

00:13:53.155 --> 00:13:54.775
ميگه يکي وجود داره و با اينحال
درحقيقت همچين آدمي وجود نداره ؟

00:13:54.805 --> 00:13:56.685
. . خب

00:13:56.685 --> 00:14:01.245
يکي از آشناهام ، با خودش درگير ميشه و
. دعوا ميکنه و آخرسر خودشُ زخمي ميکنه

00:14:01.245 --> 00:14:03.185
اما ، ميگه اون آدم وجود داره و درحقيقت
. چنين آدمي که ميگه اصلا وجود نداره

00:14:03.185 --> 00:14:04.935
منظورت کيه ؟

00:14:04.935 --> 00:14:08.025
، بجز اين مشکل کوچيک
. کاملا رفتارِش عاديه

00:14:08.025 --> 00:14:10.955
منو ميشناسه ، مادرشُ ميشناسه و خوب
. حرف ميزنه و آدمِ وفاداريَم هست

00:14:10.955 --> 00:14:12.075
. . و همينطورم نويسنده ـس

00:14:16.265 --> 00:14:17.725
، هيونگ نيم

00:14:17.895 --> 00:14:24.095
اگه اين آدمي که درموردش حرف ميزنم
، واقعا مثل يه بيمار رواني مشکل داشته باشه

00:14:24.095 --> 00:14:26.725
امکانِش هست که بتونه مثل بقيه
يه زندگيِ عادي داشته باشه ؟

00:14:26.725 --> 00:14:28.765
. البته که ممکنه

00:14:28.765 --> 00:14:31.425
يعني يه بيماريِ کُشنده نيس ؟

00:14:31.435 --> 00:14:33.895
، نه ، کُشنده نيست
. گرچه ، نميدونم قابل درمانه يا نه

00:14:33.895 --> 00:14:36.825
درواقع ، يه نوع بيماريِ معمولي و
. پيش پا افتاده ـس

00:14:36.825 --> 00:14:39.475
اما ، نميتونم فقط از روي شنيدنِ چيزايي که
. تو ميگي ، درموردش نظر بدم

00:14:39.855 --> 00:14:41.495
چيه ؟

00:14:41.965 --> 00:14:44.455
کسيِ که بهش نزديکي ؟ -
. آره ، يه جورايي -

00:14:44.465 --> 00:14:47.585
بنظر ميرسه بايد توي بيمارستان
. مورد معاينه قرار بگيره

00:14:48.225 --> 00:14:53.105
ديرَم شد ؛ بعدا بيشتر درموردش
. حرف ميزنيم

00:14:53.115 --> 00:14:54.585
. خداحافظ

00:15:08.745 --> 00:15:10.345
. مادر ، منم

00:15:10.965 --> 00:15:13.125
. دارم ميام ديدنِتون

00:15:13.835 --> 00:15:15.765
نودلِ سيب زميني شيرين ؟

00:15:16.155 --> 00:15:19.165
، آره ، نودل خوبه
. بنظر ميرسه خوشمزه باشه

00:15:20.955 --> 00:15:22.235
چوي هو " ؟ "

00:15:22.235 --> 00:15:25.915
وکيل " کانگ " ، لطفا اينکارو نکنيد ؛
ميشه بيشتر درموردش حرف بزنيم ؟

00:15:25.915 --> 00:15:29.875
، هرچقدرَم که درموردش فکرکنم
. بنظرم حرف ديگه اي براي گفتن ندارم

00:15:30.285 --> 00:15:31.905
. متاسفم

00:15:32.865 --> 00:15:35.045
، " خواهش ميکنم ، وکيل " کانگ
. يعني ، پروفسور

00:15:35.055 --> 00:15:38.115
فقط به زنداني هايي که ميتونيم کمکِشون کنيم
. فکرکنيد و خواهشا نظرِتونو عوض کنيد

00:15:43.775 --> 00:15:45.175
چي شده ؟

00:15:46.235 --> 00:15:49.325
وکيل " کانگ " ميگه نميخواد درمورد
. پرونده يِ " جانگ جبوم " باهام صحبت کنه

00:15:49.755 --> 00:15:52.345
مرتيکه ي عوضي ؛ خب از همون اول
. نبايد خودشُ قاطي ميکرد

00:15:52.345 --> 00:15:54.355
فکرکرده کيه که ميتونه وقتِ منو
اينطوري هدر بده ؟

00:15:54.355 --> 00:15:58.105
از اول که بهش نگفته بودم ميخوام
. درمورد پرونده يِ " جانگ جبوم " حرف بزنم

00:15:58.115 --> 00:15:59.715
براي چي بهش نگفته بودي ؟

00:15:59.715 --> 00:16:02.645
چرا نگفته بودي درمورد پرونده يِ
جانگ جبوم " ميخواي ببينيش ؟ "

00:16:03.125 --> 00:16:06.745
گفته بود بخاطرِ همون پرونده بوده که
. از وکالت کار کِشيدن و حالا استاد شده

00:16:06.745 --> 00:16:10.125
همينطوم ميگفت راي ـيي که درمورد
، اون پرونده داده شده بوده ، بي معني بوده و

00:16:10.125 --> 00:16:15.315
، " نه " جانگ جبوم " و نه " جانگ جيول
. هيچکدوم نميتونستن متهم اون پرونده باشن

00:16:16.515 --> 00:16:18.995
ميگفت مجرمِ واقعيِ اين پرونده ، کلا
. يکي ديگه ـس

00:16:18.995 --> 00:16:21.275
مجرم واقعي پرونده ، يکي ديگه ـس ؟

00:16:21.275 --> 00:16:22.585
. آره

00:16:22.585 --> 00:16:25.585
بعدشَم گفت چيز ديگه اي درمورد اين پرونده
. نميتونه بگه و گذاشت رفت

00:16:31.715 --> 00:16:33.775
چرا اين همه غذا ميخري ؟

00:16:35.125 --> 00:16:38.045
مگه يادت رفته چندنفر تو خونه ـمون
زندگي ميکنن ؟

00:16:39.145 --> 00:16:42.045
خميرِ سويا يا سويايِ تخمير شده يا
خمير تخمير شده يِ گياهي ؟

00:16:42.045 --> 00:16:43.605
. خمير سويايِ به شدت تخمير شده

00:16:44.575 --> 00:16:46.885
. نه ، خمير تخمير شده يِ گياهي از همه بهتره

00:16:47.965 --> 00:16:52.415
آب سيب خوبه يا آب پرتقال ؟

00:16:52.415 --> 00:16:54.065
. آب سيب

00:16:55.365 --> 00:16:58.145
ميتونيم آبِ سيب هايي که خودمون
. تو خونه داريمُ بگيريم

00:17:02.825 --> 00:17:06.265
پس . . واقعا اصلا قصدِ ازدواج نداري ؟

00:17:07.335 --> 00:17:10.535
خودت که خوب ميدوني که
، هنوز اين رابطه برام خيلي جديدِ

00:17:10.535 --> 00:17:13.835
ميشه خواهشا حرف ازدواج و
اين چيزارو بيخيال بشي ؟

00:17:13.835 --> 00:17:16.865
من همينطوريش بابتِ رابطه ي جديدِمون
. حسابي هيجانزده و خوشحالَم

00:17:16.865 --> 00:17:18.215
، ببينم

00:17:19.495 --> 00:17:21.585
با زناي ديگه هم همينطور بودي ؟

00:17:21.585 --> 00:17:24.505
، اينقدر حرف زناي ديگه رو نزن
اصلا بلدي چطوري درُس رفتار کني ؟

00:17:24.505 --> 00:17:27.645
حس ميکني چون من اولينِت بودم ، حالا
نتونستي چيزاي ديگه رو هم تجربه کني ؟

00:17:27.645 --> 00:17:29.675
خب چرا نميري يکي ديگه رو پيدا کني ؟

00:17:29.675 --> 00:17:32.335
، اگه نميخواي اينکارو بکني
. پس ديگه هيچي نگو

00:17:33.595 --> 00:17:35.065
واقعا ؟

00:17:35.065 --> 00:17:37.345
ميخواي برم يکي ديگه رو پيدا کنم ؟

00:17:42.185 --> 00:17:44.385
چکار ميکني ؟
. مردم دارن نگاهمون ميکنن

00:17:44.385 --> 00:17:46.915
ذوق مرگ نشدي ؟
. بيا بريم

00:17:51.635 --> 00:17:54.815
برنج سفيد يا مخلوط ؟ -
. مخلوط -

00:17:57.535 --> 00:17:59.485
. سفيد بهتره

00:18:10.605 --> 00:18:12.185
بچه ؟

00:18:13.355 --> 00:18:16.165
، اگه ميخواستم بچه دار بشم
. شايد همون يه دونه برام کافي بود

00:18:16.165 --> 00:18:17.635
تو چطور ؟

00:18:19.245 --> 00:18:20.815
. سه تا

00:18:22.605 --> 00:18:28.005
هِي ، سه تا بچه ، يعني اينکه زن بايد
. بيخيالِ زندگيِ راحتِش بشه

00:18:28.005 --> 00:18:31.656
فکرنميکني زيادي خودخواهي ؟
. حالا خودت که بچه هارو بزرگ نميکني

00:18:32.555 --> 00:18:35.845
من بدونِ پدر بزرگ شدم ، براي همينم
. آرزوم اينه که خودم بچه هامو بزرگ کنم

00:18:37.155 --> 00:18:38.505
، تازه اينو داشته باش

00:18:38.505 --> 00:18:41.755
حتي از توي اينترنت ياد گرفتم که
. چطور ميشه به بچه شير داد

00:18:43.375 --> 00:18:46.175
. اما ، بازم سه تا بچه خيليه

00:18:46.175 --> 00:18:49.515
. اونم براي زني که خودش حرفه ي کاري داره -
. نميتونه حرفه ي کاريشُ نگه داره -

00:18:49.875 --> 00:18:51.855
بايد تو خونه بمونه و
. براي بچه هاش مادري کنه

00:18:55.315 --> 00:18:58.305
چرا اينطوري بهم خيره شدي ؟ فقط داشتم
. وضعيتِ موردعلاقه ـمو ميگفتم

00:18:58.315 --> 00:19:01.015
خودت خواستي برات بگم که
. ازدواج ايده الَم ، چطور ازدواجيه

00:19:01.595 --> 00:19:03.975
. باشه ، ادامه بده

00:19:05.725 --> 00:19:09.865
وقتي که ازدواج کنم ، ميخوام يه دفتر
. بيرونِ خونه ـم داشته باشم

00:19:09.865 --> 00:19:11.485
، وقتي از دفترَم ميرم خونه

00:19:11.485 --> 00:19:14.125
زنم با يه غذاي داغ و خوشمزه
. روي ميز ، منتظرمه

00:19:16.895 --> 00:19:19.355
. زنم فقط کافيه همينکارو بکنه

00:19:19.355 --> 00:19:22.535
، وقتي غذا خوردنِمون تموم ميشه
. خودم ظرفارو ميشورم

00:19:22.535 --> 00:19:24.115
. . بعدش زنم

00:19:24.115 --> 00:19:28.545
، با يه قيافه ي خسته و يه شکمِ برآمده يِ گُنده

00:19:28.545 --> 00:19:30.815
ميره به بچه هاش شير بده ، آره ؟

00:19:31.245 --> 00:19:35.656
يه بچه پشتِشِه و تو هرکدومِ دستاشَم
. يه بچه ي ديگه ـس

00:19:35.656 --> 00:19:40.425
مطمئنم موقع شير دادن به بچه ، از سرِ
. افسردگي اشک از چشماش سرازير ميشه

00:19:40.425 --> 00:19:43.375
با چشماي پُر از نفرت ، همينطور
. . خيره نگات ميکنه

00:19:43.375 --> 00:19:46.865
چون بچه ها هرکدوم سه سال باهم
. فاصله ي سِني دارن ، اينطور نميشه

00:19:47.325 --> 00:19:50.705
تا اونوقت ، دوتا بچه ي بزرگتر توي اتاقِ
، خودشون بازي ميکنن و

00:19:50.705 --> 00:19:52.065
. اونم فقط يه بچه رو شير ميده

00:19:52.065 --> 00:19:54.855
هيچ جوره امکان نداره که
. بتونم زنِت باشم

00:19:54.855 --> 00:19:56.235
اگه قرار باشه بچه ها سه سال
، باهم فاصله ي سِني داشته باشن

00:19:56.235 --> 00:19:57.372
يعني اگه ميخواستم از الان
، دست بکار بشم

00:19:57.398 --> 00:19:58.615
بايد تا چهل سالگي
. درحالِ بچه به دنيا آوردن باشم

00:19:58.615 --> 00:20:00.995
، امکان نداره
. امکان نداره بتونم اينکارو بکنم

00:20:01.875 --> 00:20:03.785
. حرفِ درستي زدي

00:20:03.785 --> 00:20:05.735
آخه چرا اينقدر پيري ؟

00:20:11.145 --> 00:20:15.065
اصلا از مَردايِ با پشتکاري که مثل تو
. توي کارِشون حرفه اي باشن ، خوشَم نمياد

00:20:15.065 --> 00:20:16.745
. آدم ازشون خسته ميشه

00:20:16.745 --> 00:20:19.945
من که ترجيح ميدم مردَم توي خونه بمونه و
. به کاراي خونه برسه

00:20:19.945 --> 00:20:22.475
آخه خودم ميتونم کار کنم و به اندازه يِ
. هردومون پول دربيارم

00:20:22.475 --> 00:20:26.555
اصلا از مَرداي پولداري مثل تو
. هيچ جوره خوشَم نمياد

00:20:27.875 --> 00:20:29.875
. فقط تصور کن

00:20:29.875 --> 00:20:31.316
مرديُ تصور کن که پيش بند تنِشه و
، براي غذا صِدات ميزنه و

00:20:31.342 --> 00:20:32.725
غُر ميزنه که خيلي وقته
، غذارو روي ميز گذاشته و

00:20:32.725 --> 00:20:34.465
. چرا زودتر از اينا برنگشتي خونه

00:20:35.385 --> 00:20:36.905
. چقدر رو اعصابي

00:20:36.905 --> 00:20:39.365
. من آکِ خودتَم

00:20:39.785 --> 00:20:41.625
، توي خرج کردن زيادي صرفه جويي ميکني

00:20:41.635 --> 00:20:44.545
درنتيجه از مَرداي تاجر خوشِت نمياد ، چونکه
. ميترسي يهويي تمام پولاتُ به باد بدن

00:20:44.545 --> 00:20:46.345
، از کارمند دولتيَم خوشِت نمياد
. . چونکه اونا

00:20:46.371 --> 00:20:48.065
زيادي زندگيشون با ثباتِ و
. حوصله ـت سر ميره

00:20:48.065 --> 00:20:49.865
همينطورم از مَردايي که
، حرفه ي کاريِ مشخصي دارن

00:20:49.891 --> 00:20:51.800
خوشِت نمياد ، چونکه همَش
. نگراني که کِي ترفيع ميگيرن

00:20:52.755 --> 00:20:54.645
از معلما خوشِت نمياد ، چون خودشونو
، همه چي دون ميدونَن

00:20:54.645 --> 00:20:56.435
از موسيقي دان خوشِت نمياد ، چون
، از آهنگ هاشون خوشِت نمياد

00:20:56.435 --> 00:21:00.045
و هنرمندارو هم که ديگه نگو ، آخه رنگ هايِ
. که استفاده ميکنن ، همه جا پخش و پلا ميشه

00:21:00.045 --> 00:21:03.575
. من آکِ خودتَم -
. اما ، نميخوام ازدواج کنم -

00:21:04.075 --> 00:21:08.055
، ازت نخواستم باهام ازدواج کني که
. اما ، هنوزم من آکِ خودتَم

00:21:08.055 --> 00:21:10.685
. بکِش کنار ، قلقلکَم ميگيره

00:21:12.695 --> 00:21:14.095
. پاشو

00:21:14.105 --> 00:21:16.065
. بايد وسايلَمو جمع کنم

00:21:19.095 --> 00:21:21.355
، اگه از اون اتاق بري

00:21:21.355 --> 00:21:24.035
منم يه مرد باحال تر از خودتُ
، ميارم اونجا زندگي کنه

00:21:24.035 --> 00:21:25.265
. بعدا نگي نگفتي

00:21:25.265 --> 00:21:27.965
. پيدا کردنِ همچين مَردي چندان راحت نيس

00:21:31.125 --> 00:21:32.535
جيول " ؟ "

00:21:33.515 --> 00:21:35.425
. نکن

00:21:35.425 --> 00:21:37.195
. تمومِش کن

00:23:01.755 --> 00:23:05.685
همه چيُ جمع کردي ؟ -
. آره -

00:23:06.565 --> 00:23:09.435
هيونگ نيم ، بهتره يه آگهي براي يه
. هم اتاقيِ ديگه بذاري

00:23:09.435 --> 00:23:11.425
خودم شخصا يه خانم خوشگلُ
. بعنوانِ هم اتاقيِ بعديمون ميخوام

00:23:11.425 --> 00:23:14.215
ميگه تو خونه ي خودش جاي زيادي نداره و
. ميخواد چندتا چيزاشُ همينجا بذاره باشه

00:23:14.955 --> 00:23:16.035
. چه بهانه يِ خوبي

00:23:16.035 --> 00:23:18.885
چيه ، ميترسي " هسو " با يه مرد ديگه
بهت خيانت کنه ؟

00:23:19.295 --> 00:23:23.465
بذار يه کم بيشتر روي " هسو " کار کنم و
. بعدش ميتوني يه هم اتاقيِ خانم بياري

00:23:24.695 --> 00:23:28.535
سوکانگ " ، ببين چه حرفايِ "
. خنده داري ميزنه

00:23:28.535 --> 00:23:31.088
فقط تويي که ميتوني " هسو " رو
تحمل کني ؛

00:23:31.114 --> 00:23:33.485
ديگه جز کي تو ميتونه با اعصابِ
داغونِ اون کنار بياد ؟

00:23:33.485 --> 00:23:36.965
، من و " سوکانگ " اينو خوب ميدونيم
. اما ، خودش از اعصابِ خرابِش باخبر نيس

00:23:36.965 --> 00:23:38.935
ميخوام بذارم تو همين بي خبري از
. اعصابِ داغونِش ، زندگي کنه

00:23:40.265 --> 00:23:42.025
. خونه يِ سگ

00:23:42.985 --> 00:23:44.245
. کافيه

00:23:44.245 --> 00:23:46.795
حالا اين " هسو " که شوهرِش داره
از اينجا ميره ، چرا هنوز نيومده بيرون ؟

00:23:46.805 --> 00:23:49.105
رفته سرِ کار ؟ -
. کار ؟ آره جونِ خودش -

00:23:49.115 --> 00:23:53.285
همين چندلحظه پيش ديدمِش که موهاشُ ريخته بود
. دورِشُ مثل زامبي ها اينور و اونور ميچرخيد

00:23:53.635 --> 00:23:55.815
. برو تو خونه دنبالِش بگرد

00:23:55.815 --> 00:23:57.605
. بعدا بهش زنگ ميزنم

00:23:57.605 --> 00:24:01.035
فکرکنم بهتر باشه همين الان حرکت کنم که
. به ترافيکِ صبح نخورم

00:24:01.035 --> 00:24:04.675
آره ، بهتره خداحافظي کوتاه و
. قشنگ باشه

00:24:12.495 --> 00:24:13.805
. بيا

00:24:36.455 --> 00:24:39.735
چرا اين ماشينا جلوي خونه ـمون پارک کردن و
جاي پارکِ مارو گرفتن ؟

00:24:39.735 --> 00:24:41.715
. برگرد تو -
. صبر کن -

00:24:42.765 --> 00:24:44.475
. يه نگاهي به اين بنداز و بعد برو

00:24:54.515 --> 00:24:58.295
، فرکنم کم کم داره ازت خوشَم مياد »
ميخواي باهم قرار بذاريم ؟

00:24:58.295 --> 00:25:00.995
، همزمان با دوتاييتون قرار نميذارم
. « فقط ميخوام با تو قرار بذارم

00:25:02.455 --> 00:25:05.115
حالا خوشحالي ؟ -
. دمِت گرم -

00:25:05.115 --> 00:25:07.285
. همشُ ممنون توئَم

00:25:10.135 --> 00:25:11.705
، اما

00:25:11.705 --> 00:25:16.145
اينو ميدوني که ميگن . . اوني که
عشقِش بيشتره ، هميشه ضعيف تره ؟

00:25:17.115 --> 00:25:19.265
تو اين يکي ، نميخوام اوني باشم که
. ضعيف تره

00:25:19.645 --> 00:25:22.185
ميدوني چطوري ميتونم ايندفعه
اوني باشم که قوي تره ؟

00:25:22.185 --> 00:25:24.975
بخاطرِ عشقِ بيشتر نيست که
، ميگن طرف ضعيف تره

00:25:25.015 --> 00:25:28.125
بخاطر اينکه قلبا احساس راحتي
. نميکنيِ که ضعيف تري

00:25:29.135 --> 00:25:30.415
قلبا احساس راحتي نميکنم ؟

00:25:30.415 --> 00:25:33.475
نميخواد نگران باشي که آيا همونقدر که
، عاشق طرفي ، اونَم عاشقتِه يا نه

00:25:33.995 --> 00:25:38.085
همين که ميدوني ميتوني عشقتُ به پاش
. بريزي ، براي خوشحال بودنِت کافيه

00:25:38.085 --> 00:25:39.895
. قلبا احساس راحتي داشتن ، يعني اين

00:25:44.905 --> 00:25:49.575
چرا اينقدر طولِش دادي اينو بهم بگي ؟
. عجب عوضي ـيي هستيا

00:25:49.605 --> 00:25:51.355
. ديگه ميرم

00:26:14.085 --> 00:26:18.095
کليدِ درگيريِ ذهنيِ " جيول " تويِ تابلوهاي
، اتاقِش پنهانه

00:26:24.525 --> 00:26:27.335
هيچ جاي ديگه اي جز توي دستشويي
. خوابِش نميبره

00:26:49.895 --> 00:26:51.385
<c.color98f4fc>کارايي که " جانگ جيول " بعد از
. نقل مکان بايد بکنه</c>

00:26:51.415 --> 00:26:56.085
<c.color98f4fc>. يک . . هر جمعه ، " جي هسو " رو ببينه</c>

00:26:56.405 --> 00:26:57.735
<c.color98f4fc>، دو . . غذاهاشُ به موقع بخوره و</c>

00:27:00.435 --> 00:27:05.445
<c.color98f4fc>نه روي صندلي ، بلکه توي وانِ حمامِش
. بخوابه</c>

00:27:05.445 --> 00:27:10.435
<c.colorc0eb14>، اعتراف بهش خجالت آوره
. . اما ، اينکه داري از اينجا ميري</c>

00:27:10.445 --> 00:27:15.455
<c.colorc0eb14>خيلي ناراحتَم ميکنه و . .
. حس ميکنم الانه که بزنم زيرِ گريه</c>

00:27:15.455 --> 00:27:20.505
<c.colorc0eb14>براي همينه که دارم حرفامو
. اينطوري بهت ميگم</c>

00:27:20.505 --> 00:27:24.025
<c.colorc0eb14>. خداحافظ</c>

00:27:33.885 --> 00:27:35.125
. برو

00:28:53.625 --> 00:28:56.145
جانگ جيول " ؟ "

00:29:10.375 --> 00:29:13.245
چرا با اين لباسايِ خوبِت داري
اينجارو جارو ميکِشي ؟

00:29:13.245 --> 00:29:15.375
. تمومِش کن و برو سرِ کارِت

00:29:15.375 --> 00:29:17.915
چرا چند روزِ که سرِ کار نميري و
بجاش اينجا از اينکارا ميکني ؟

00:29:17.915 --> 00:29:19.355
. دارم ميرم

00:29:20.745 --> 00:29:23.825
تيونگ " ، مطمئني چيزي نشده ؟ "

00:29:25.115 --> 00:29:26.905
. اينقدر اينو ازم نپرسيد

00:29:30.835 --> 00:29:32.635
نوشيدنيِ خنک ميخواي ؟

00:29:34.145 --> 00:29:36.665
ميخواي نوشيدنيِ مخلوطِ هندونه يِ
موردعلاقه ـتُ درُس کنم ؟

00:29:46.925 --> 00:29:51.355
، اينطور نيست که دوس نداشته باشم اينجايي
. فقط نگرانتَم

00:29:51.355 --> 00:29:53.005
، چندين روزِ که سرِ کارِت نرفتي و

00:29:53.005 --> 00:29:55.075
. نه حرفي ميزني و نه ميخوابي

00:29:55.075 --> 00:29:57.925
داري پير ميشي ؟
چرا اينقدر حرف ميزني ؟

00:29:58.345 --> 00:30:00.735
. گفتم که حواسَم به کارام هست

00:30:08.495 --> 00:30:10.675
کيه که اين موقع صبحِ زود زنگ ميزنه ؟
. نکنه "جيول"ـه

00:30:23.305 --> 00:30:25.275
، از تماسَم

00:30:26.625 --> 00:30:28.125
خيلي خوشحال شدي ؟

00:30:29.135 --> 00:30:31.605
. البته که خوشحالَم

00:30:35.255 --> 00:30:37.395
، وقتي از اينجا بيام بيرون

00:30:41.695 --> 00:30:43.755
ميشه بيام و تو خونه ـت بمونم ؟

00:30:43.765 --> 00:30:46.375
، البته که ميتوني
ديگه کجا ميخواي بري ؟

00:30:46.375 --> 00:30:48.625
. البته که بايد بياي خونه پيشِ خودم

00:30:49.685 --> 00:30:51.305
. " جبوم "

00:30:52.995 --> 00:30:56.005
. بابتِ تماسِ امروزِت ممنونم

00:30:56.005 --> 00:30:59.215
ممنونم که زنگ زدي و
. باهام حرف ميزني

00:31:00.145 --> 00:31:04.656
، وقتي اومدي خونه
واقعا حسابي باهات خوب رفتار ميکنم ، باشه ؟

00:31:10.195 --> 00:31:12.115
. بي صبرانه منتظرم

00:31:14.035 --> 00:31:15.691
خوشحالم ميشنوم مادري که
، يه زماني ازم متنفر بوده

00:31:15.717 --> 00:31:17.490
. حالا ميگه ميخواد باهام خوب باشه

00:31:19.615 --> 00:31:21.645
، هروقت آزاد شدي

00:31:23.165 --> 00:31:28.385
بيا هرسه تاييمون با خوشحالي
کنار هم زندگي کنيم ، باشه ؟

00:31:29.855 --> 00:31:34.435
يه عالمه غذاهاي خوشمزه درُس ميکنم و
. هرکاري که بخواي برات ميکنم

00:31:34.435 --> 00:31:35.815
باشه ؟

00:31:35.815 --> 00:31:37.575
. حتي ميتونيم باهم مسافرتَم بريم

00:31:37.585 --> 00:31:38.675
باشه ؟

00:31:39.145 --> 00:31:40.945
. باشه ، ديگه قطع ميکنم

00:32:06.515 --> 00:32:08.515
مامان ، چي شده ؟

00:32:11.045 --> 00:32:13.075
. جبوم " زنگ زده بود "

00:32:14.465 --> 00:32:16.735
، ميگفت با دکتر " جو " جلسه داشته و

00:32:17.085 --> 00:32:19.205
. از اونوقت تاحالا دلتنگَم بوده

00:32:21.365 --> 00:32:22.975
. ميرم برات نوشيدني درُس کنم

00:32:25.505 --> 00:32:27.875
تو اين ده سال ، تاحالا اينقدر
. احساس راحتي نکرده بودم

00:32:38.675 --> 00:32:42.955
حالا ديگه فقط روزاي آفتابي و قشنگُ
پيش رو دارم ؛ مگه نه . . " تيونگ " ؟

00:32:44.115 --> 00:32:46.985
جبوم " کم کم داره قلبِشُ به روم "
باز ميکنه ، مگه نه ؟

00:32:51.605 --> 00:32:53.855
. مامان ، من ديگه ميرم

00:32:54.885 --> 00:32:56.615
تيونگ " ؟ "

00:32:57.065 --> 00:32:58.845
. بمون و تا نرفتي يه نوشيدني بخور

00:32:58.845 --> 00:33:00.055
تيونگ " ؟ "

00:33:05.805 --> 00:33:08.245
چي ؟
. امروز يه جلسه داريم

00:33:08.245 --> 00:33:10.075
امروزَم نميخواي بيايي ؟

00:33:10.075 --> 00:33:12.865
الو ؟

00:33:12.865 --> 00:33:15.375
! مرتيکه يِ خوکِ چاقِ خِنگ

00:33:16.265 --> 00:33:17.805
! يعني چي

00:33:20.035 --> 00:33:21.155
چي ؟

00:33:21.155 --> 00:33:23.425
جو دونگمين " ميخواد برات شهادت بده ؟ "

00:33:23.425 --> 00:33:25.965
اما ، تو که گفته بودي اون دکترتِه و
. نميتونه چيزي بگه

00:33:25.965 --> 00:33:28.985
منظورش فقط به پرونده يِ چهارده سال
. پيشَم بوده

00:33:28.985 --> 00:33:32.865
اگه وقتي از اينجا آزاد شدم ، بازم
، به برادرم چاقو بزنم

00:33:32.865 --> 00:33:35.135
. اونوقت داستان کلا عوض ميشه

00:33:35.135 --> 00:33:36.775
چون اونوقت ، " جو دونگمين " ديگه
، دکترَم نيست

00:33:36.775 --> 00:33:38.105
. بلکه شاهدمِه

00:33:38.105 --> 00:33:40.875
اونوقت ، حتي اگه خودشَم نخواد ، بازم
. بايد برام شهادت بده

00:33:40.875 --> 00:33:43.485
جانگ جبوم " بخاطرِ بي عدالتي ـيي که "
، در حقِش شده

00:33:43.511 --> 00:33:46.095
همچين شاهکار بيمارگونه ايُ
، سرِ برادرش آورده

00:33:46.095 --> 00:33:47.825
. درنتيجه ، ايشونو از جرمِش تبرئه کنيد

00:33:49.795 --> 00:33:52.535
، اونوقت تحت اين شرايط مخففه ، عفو ميشم و

00:33:52.535 --> 00:33:54.402
از اين کشورِ لعنتي بخاطر اينکه
، اونطور غيرمنصفانه

00:33:54.428 --> 00:33:56.235
منو به زندان فرستاده ، شکايت ميکنم و
. يه کميَم پول ازش درميارم

00:33:56.235 --> 00:33:58.775
همينطورم يه فرصتي دارم که
. از برادرکوچيکه ـم انتقام بگيرم

00:33:58.775 --> 00:34:00.085
. " جانگ جبوم "

00:34:02.845 --> 00:34:04.405
. دکتر " جو " تلفن زده و کارِت داره

00:34:05.535 --> 00:34:10.235
، هنوز که تميزکاريم تموم نشده
ميشه بگيد بعدا بهش زنگ ميزنم ؟

00:34:10.235 --> 00:34:16.625
و همينطورم بگيد از آخرين جلسه ي درماني که
. باهم داشتيم ، حالَم خيلي بهتره

00:34:16.656 --> 00:34:19.675
بهش گفتي که جمعه ي آينده ، قراره آزاد بشي ؟

00:34:20.315 --> 00:34:23.415
نه ، شما ميتوني بهش بگي ؛
. بهش بگيد که شنبه ي آينده آزاد ميشم

00:34:24.535 --> 00:34:28.045
. اما ، تو که جمعه آزاد ميشي -
. ميخوام غافلگيرِش کنم -

00:34:28.085 --> 00:34:29.635
. اِي ناقلا

00:34:33.265 --> 00:34:35.085
حالَم بهتره ؟

00:34:35.085 --> 00:34:38.835
، من که هنوز کارِ اين پسره يِ گوهُ نساختم
براي چي بايد حالَم بهتر باشه ؟

00:34:38.835 --> 00:34:41.855
اونقدر حالَم خوبه که بتونم
. يه خرِ خيابونيُ به خنده بندازم

00:35:08.155 --> 00:35:11.435
، آره ، حالَم خوبه
. فقط يه برخوردِ کوچيک بود

00:35:13.205 --> 00:35:15.725
. نه ، نميخواد نگرانَم باشي

00:35:15.735 --> 00:35:17.656
خودت چي ؟
خوبي ؟

00:35:17.656 --> 00:35:19.895
مطمئني دستِت خوبه ؟

00:35:19.895 --> 00:35:22.995
آره ، فقط يه کوچولو درد ميکرد و
. همين الان برام معاينه ـش کردن

00:35:23.635 --> 00:35:26.015
مطمئني نيازي نيست بري بيمارستان ؟

00:35:26.015 --> 00:35:29.045
روش پماد ميزني که
آخرسر جاش نمونه که ، آره ؟

00:35:29.765 --> 00:35:31.775
. اينقدر موضوعُ عوض نکن

00:35:31.775 --> 00:35:35.915
بهتره بعدا که ديدمِت ، هيچ جاي خراشي
. روي بدنِت نباشه

00:35:36.345 --> 00:35:38.825
. دکتر " جو " ، دکتر " لي " کارِتون دارن

00:35:40.195 --> 00:35:42.375
، چون اگه اينطور باشه
. خودم يه کاريت ميکنم

00:35:42.375 --> 00:35:46.415
بهتره منو که بعدا ديدي ، يه کاري
، باهام بکني

00:35:46.415 --> 00:35:48.495
چون اگه هيچ کاري نکني ، خودم
. يه کاري باهات ميکنم

00:35:48.495 --> 00:35:49.925
. ديگه قطع ميکنم

00:35:51.405 --> 00:35:53.755
کي بود ؟
کانگوو " بود ؟ "

00:35:53.755 --> 00:35:55.245
. نه ، " جي هسو " بود

00:35:56.435 --> 00:35:58.625
چرا داشتي با " جي هسو " حرف ميزدي ؟ -
. باهم قرار ميذاريم -

00:35:58.635 --> 00:36:00.145
. و جديِه

00:36:03.945 --> 00:36:07.785
، تا جاييکه فهميدم
. مثل اينکه يه جور مشکلِ زن و شوهريه

00:36:08.225 --> 00:36:14.435
نه بچه ها و نه دوستاي نزديکِشون ، هيچکدوم
. نميدونستن که اونا مشکلي داشتن

00:36:14.435 --> 00:36:17.975
از لحاظ مالي مشکلي ندارن و بنظر ميرسه
. رابطه ي خوبيَم باهم دارن

00:36:18.465 --> 00:36:22.175
قبل از اين مسئله ، مشکل ديگه اي نداشتن و
. تو خونه هم مشکلي نداشتن

00:36:22.175 --> 00:36:24.434
اينطور نيست که هيچ مشکلي
، درکار نبوده باشه

00:36:24.460 --> 00:36:26.505
احتمالا مشکلِشونو از
، بقيه مخفي کرده بودن که

00:36:26.515 --> 00:36:28.315
. کسي چيزي  درموردش نفهمه

00:36:28.315 --> 00:36:32.475
حتما دليلِ خوبي براش داشتن که نميخواستن
. هيچکسي درمورد مشکلِشون بفهمه

00:36:36.035 --> 00:36:37.965
. بيمارا هرلحظه ممکنه برسن

00:36:37.965 --> 00:36:40.855
. بعد از جلسه ـشون ، ميبينيمِشون -
. باشه -

00:36:57.656 --> 00:36:59.415
. راحت باشيد

00:37:07.165 --> 00:37:12.235
شوهر دوست داره با وسايل نقليه ي عمومي
، رفت و آمد کنه و رانندگي نميکنه

00:37:13.215 --> 00:37:17.375
حتي وقتيَم که براي مشروب خوردن ميره
. بيرون ، با اتوبوس ميره

00:37:19.715 --> 00:37:21.555
، منم مثل هميشه

00:37:22.455 --> 00:37:25.385
از مسيرِ جنگلِ پشت آپارتمانِمون
، داشتم ميرفتم

00:37:25.385 --> 00:37:28.615
تا اينطوري بتونم توي ايستگاه اتوبوس
، منتظر شوهرم بمونم

00:37:30.735 --> 00:37:34.905
با اينکه شوهرم از اينکارَم خوشِش نميومد و
، ميگفت کارِ خيلي خطرناکيه

00:37:36.135 --> 00:37:38.765
اما ، اون مسيرِ توي جنگل ، يه ميونبر
، براي رفتن به ايستگاه اتوبوس بود و

00:37:38.765 --> 00:37:41.875
منم دوست داشتم از همون مسير
. براي رفتن به ايستگاه اتوبوس ، برم

00:37:45.225 --> 00:37:46.845
. . اما

00:37:48.795 --> 00:37:50.465
. . اما ، بعدش

00:37:55.895 --> 00:37:58.765
زنم هرگز نيومد و
. منم با خودم گفتم که خيلي عجيبه

00:37:59.215 --> 00:38:01.485
وقتي به خونه زنگ زدم ، اون جوابَمو
، نداد و

00:38:01.485 --> 00:38:03.745
. جواب گوشيشُ هم نميداد

00:38:05.145 --> 00:38:08.275
، يهويي يه حس عجيبي وجودَمو گرفت

00:38:09.195 --> 00:38:12.305
با خودم گفتم که نکنه دوباره از مسيرِ
، جنگل اومده

00:38:13.125 --> 00:38:15.555
منم هرچي سريع تر خودمو
. به اونجا رسوندم

00:38:33.175 --> 00:38:38.805
از اينکه نتونستم از بدنِ خودم محافظت کنم
، احساس حماقت و

00:38:41.465 --> 00:38:44.075
. کثيفي و پستي ميکردم

00:38:44.935 --> 00:38:47.505
. به شدت احساس کثيفي و پستي ميکردم

00:39:03.935 --> 00:39:05.845
. من مشکلي نداشتم

00:39:05.845 --> 00:39:10.045
، تا زماني که زنم مشکلي نداشت
. منم واقعا هيچ مشکلي نداشتم

00:39:11.415 --> 00:39:13.485
. اتفاقي که افتاده ، اصلا خوب نبوده

00:39:14.395 --> 00:39:16.465
، اون اتفاقي که افتاده

00:39:16.465 --> 00:39:19.765
چيزيِ که بايد بابتِش عصباني بشيد و
. بخاطرِش گريه کنيد

00:39:31.705 --> 00:39:33.425
، راستش

00:39:33.945 --> 00:39:36.705
. ميخوام اون حرومزاده هايِ کثافتُ بکُشم

00:39:39.525 --> 00:39:42.925
ميخوام تک تکِ اون حرومزاده هاي
. بي وجودُ بکُشم

00:39:44.105 --> 00:39:46.275
. ميخوام بکُشمِشون

00:39:46.955 --> 00:39:48.875
. ميخوام بکشمِشون

00:39:50.455 --> 00:39:52.465
. . ميخوام بکشمِشون

00:39:53.305 --> 00:39:56.115
. ميخوام بکشمِشون

00:40:00.115 --> 00:40:02.485
. ميخوام بکُشمِشون

00:40:17.125 --> 00:40:18.515
، هِي

00:40:18.515 --> 00:40:20.085
نميخواي بري ؟

00:40:20.085 --> 00:40:22.615
، گفتم که تا به " کانگوو " زنگ نزني
. منم جايي نميرم

00:40:23.165 --> 00:40:25.225
. خودت گفته بودي نويسنده يِ خوبيه

00:40:25.235 --> 00:40:27.175
حالا که اينطوره ، بايد با شرکتِ ناشرِمون
. براش قرارداد ببنديم

00:40:27.175 --> 00:40:28.785
، گفته بودم که وقتي دارم مينويسم
. اذيتَم نکني

00:40:28.785 --> 00:40:30.595
. منم نميخوام اذيتِت کنم

00:40:33.325 --> 00:40:35.145
، پس

00:40:36.965 --> 00:40:39.235
. فقط بهش زنگ بزن و منم ميرم

00:40:43.905 --> 00:40:45.335
. . اين شماره

00:40:47.005 --> 00:40:48.705
اين شماره ي "هان کانگوو"ـئه ، درسته ؟

00:40:49.925 --> 00:40:51.905
هست يا نه ؟

00:40:51.905 --> 00:40:54.085
. آره ، شماره ـشه

00:40:56.445 --> 00:40:57.545
« هان کانگوو »

00:40:59.005 --> 00:41:00.535
. بيا ، بگيرِش

00:41:03.795 --> 00:41:05.615
. بعدا حالِتُ ميگيرم

00:41:09.145 --> 00:41:11.815
، " هِي ، " کانگوو
چکار ميکني ؟

00:41:20.105 --> 00:41:21.615
. دارم راه ميرم

00:41:21.615 --> 00:41:23.955
کجا راه ميري ؟
. صداي ماشين مياد

00:41:25.985 --> 00:41:29.895
. گفته بودم که از اون جاده نرو

00:41:29.895 --> 00:41:31.355
. گفته بودم اونجا خطرناکه

00:41:31.795 --> 00:41:33.895
. دوس دارم از اين جاده برم

00:41:35.145 --> 00:41:37.435
. واقعا بعضي وقتا ازت خوشَم نمياد

00:41:38.385 --> 00:41:41.515
بگذريم ، ميخوام گوشيُ بدم
، دستِ دوستِ ناشرَم

00:41:41.515 --> 00:41:42.675
. و ميخوام باهاش حرف بزني

00:41:42.675 --> 00:41:44.155
براي چي ؟

00:41:47.365 --> 00:41:49.965
. دوستَم ميخواد رمانتُ منتشر کنه

00:41:53.015 --> 00:41:54.795
. عجيبه

00:41:54.795 --> 00:41:58.255
. منم دارم هِي مثل تو سُرفه ميکنم

00:41:58.255 --> 00:42:00.785
<c.colorff0080>شماره ي موردنظر را چِک کرده و »
« دوباره تماس بگيريد</c>

00:42:00.795 --> 00:42:02.585
. بگذريم ، ديگه کافيه

00:42:02.585 --> 00:42:04.625
، يه بار ديگه هم بهت ميگم

00:42:04.625 --> 00:42:06.755
خواهشا اينقدر از اون جاده نرو ، باشه ؟

00:42:07.395 --> 00:42:09.045
. گوشيُ ميدم دستِ دوستم

00:42:09.045 --> 00:42:10.815
. بيا

00:42:15.805 --> 00:42:18.548
<c.colorff0080>شماره ي موردنظر در شبکه »
موجود نمي باشد ؛</c>

00:42:18.574 --> 00:42:21.175
<c.colorff0080>شماره ي خود را چِک کرده
. « و دوباره تماس بگيريد</c>

00:42:25.715 --> 00:42:27.675
. تماس قطع شد

00:42:28.835 --> 00:42:31.135
. حتما خجالت کِشيده باهات حرف بزنه

00:42:31.725 --> 00:42:35.005
فعلا بيخيالِش بشو ، خودم بعدا
. بهش زنگ ميزنم

00:42:38.025 --> 00:42:41.625
، ديگه به اينجام رسيده
. همين حالا از اينجا ميري بيرون

00:43:17.415 --> 00:43:20.656
، باشه ، فهميدم
. ميرم به جلسه برسم

00:43:21.345 --> 00:43:23.295
مرتيکه ي گُنده ، براي چي گريه ميکني ؟

00:43:23.295 --> 00:43:27.225
. باشه

00:43:27.225 --> 00:43:28.845
. ديگه قطع ميکنم

00:43:30.005 --> 00:43:31.835
چِش بود ؟

00:43:34.525 --> 00:43:35.656
چکار ميکني ؟

00:43:35.665 --> 00:43:37.351
سونيو " گفته بود ميخواد "
، باهام قرار بذاره

00:43:37.377 --> 00:43:38.810
اما ، ديدم چنددقيقه پيش
. به يکي ديگه زنگ زد

00:43:39.365 --> 00:43:41.335
حالا ميخواي برم ادبِش کنم ؟

00:43:41.335 --> 00:43:44.455
، نه ، ميخوام تمومِش کنم
. گفتم که بدوني

00:43:45.425 --> 00:43:46.635
. خداحافظ

00:43:46.635 --> 00:43:50.615
اينو باش ؛ همينطور اعتماد به نفس
. داره ازش ميريزه

00:44:02.755 --> 00:44:05.775
اين چيه ؟ -
. با اين پول ، با " سم " بريد کلوب -

00:44:06.095 --> 00:44:09.105
و از امروز و از فردا به بعد ، ديگه
، براي کار به اينجا نميايي

00:44:09.105 --> 00:44:10.605
. چونکه اخراجي

00:44:14.995 --> 00:44:18.685
داستانِ تو چيه ؟
ماجراي اين پول چيه ؟

00:44:19.255 --> 00:44:22.305
باهام مثل بدبخت بيچاره ها رفتار ميکني ؟ -
. آره ، همينطوره -

00:44:22.305 --> 00:44:23.775
! عوضي

00:44:26.615 --> 00:44:27.735
. . هِي

00:44:28.335 --> 00:44:30.985
، وقتي يکي تمام عشقشُ به پات ميريزه
. تو هم ياد بگير که چطوري قبولِش کني

00:44:30.985 --> 00:44:33.615
متشکر باش که پدرم بخاطر تو ميره
، بيرون آشغالارو جمع ميکنه و

00:44:34.215 --> 00:44:37.475
حتي با اينکه مادرت ترکِت کرده ، برو
. خدارو شکر که پدرتُ هنوز داري

00:44:37.475 --> 00:44:39.935
. لطفا اينقدر اينطوري زندگي نکن -
چرا درمورد مادر و پدرِ من حرف ميزني ؟ -

00:44:39.935 --> 00:44:42.455
، چون تو بچه ي مادر و پدرتي
! پتياره يِ قدرنشناس

00:44:48.065 --> 00:44:50.345
با اينکه پدرم منو بخاطر سندرومِ تروتَم
، از خونه پرت کرده بيرون

00:44:51.145 --> 00:44:53.325
اما ، با اينحال ، بخاطر اينکه اون
، بهم زندگي داده ، ازش متشکرم و

00:44:53.325 --> 00:44:54.695
هفته اي يه بار بهش زنگ ميزنم و
. حالِشُ ميپرسم

00:45:00.245 --> 00:45:01.865
. يه فرصت ديگه بهت ميدم

00:45:02.865 --> 00:45:05.255
رابطه ـتُ با اون بچه پُررو تموم ميکني و
باهام جدي قرار ميذاري يا نه ؟

00:45:08.005 --> 00:45:09.755
بهم وفادار ميموني يا نه ؟

00:45:10.995 --> 00:45:12.555
. پنج ثانيه فرصت داري جوابَمو بدي

00:45:12.555 --> 00:45:14.105
. يک

00:45:14.105 --> 00:45:15.315
. دو

00:45:15.315 --> 00:45:16.265
. سه

00:45:17.145 --> 00:45:18.795
. چهار -
. باشه ، قبوله -

00:45:23.327 --> 00:45:25.057
. باهات جدي قرار ميذارم

00:45:26.447 --> 00:45:28.567
، بعد از کار ميريم کلوب
. زودباش

00:45:30.267 --> 00:45:32.237
. تمام ميزاي طبقه ي دومو تميز کن

00:45:47.377 --> 00:45:48.537
! هِي

00:45:50.797 --> 00:45:55.127
چي شده اومديد اينجا ؟
کِي مرکز درمانيُ ترک کردي ؟

00:45:55.127 --> 00:45:58.137
يه ماه از اونوقت گذشته و اومديم
. متخصص زنان و زايمان معاينه ـش کنه

00:45:58.137 --> 00:45:59.457
واقعا ؟ -
. آره -

00:46:02.777 --> 00:46:05.917
. بچه ـم خيلي سالمِه

00:46:06.027 --> 00:46:08.317
. تبريک ميگم

00:46:08.767 --> 00:46:11.907
! موفق شدي

00:46:13.217 --> 00:46:17.567
. تو هم کارِت عالي بود ، رفيق

00:46:17.567 --> 00:46:19.287
. هِي ، نا سلامتي شوهرِ منه

00:46:19.287 --> 00:46:22.137
. بذار بغلِش کنم

00:46:22.137 --> 00:46:24.817
. ببخشيد

00:46:24.817 --> 00:46:28.247
چطور تونستي کاري کني که
قبول کنه مارو ببينه ؟

00:46:28.247 --> 00:46:32.497
. سه روزِ تمام منتظرِش بودم

00:46:32.497 --> 00:46:35.807
عجب پشتکاري ؛
. بيا بريم تو

00:46:40.947 --> 00:46:46.377
اصلا امکان نداره که هيچکدوم از
. اون برادرا ، مرتکب اين قتل شده باشن

00:46:47.507 --> 00:46:49.562
يکي از پيامدهاي سرِ کار موندنِ
، قاضي هاي درحالِ بازنشستگي اينه که

00:46:49.588 --> 00:46:51.547
معمولا به جرايمِ نوجوون ها
خيلي سخت ميگيرن ؛

00:46:51.547 --> 00:46:58.217
و همينطورم وجود دادستاني که براي پيشرفتِ
. خودش ، پرونده اي براي بُردن ميخواسته

00:46:59.288 --> 00:47:04.438
تو اين پرونده ، من فقط يه وکيلِ تسخيريِ
. بي قدرت بودم

00:47:05.538 --> 00:47:08.254
اينا مدارکي هستن که براي
، پرونده هاي حريق عمدي و قتلِ

00:47:08.280 --> 00:47:10.918
منطقه ي " يانگسوري " ، از
. طرف دادستان ارائه شده بوده

00:47:10.918 --> 00:47:16.468
روي اين چاقو ، هردو اثرِ انگشت هاي
. جانگ جبوم " و " جانگ جيول " بوده "

00:47:16.468 --> 00:47:19.631
و اين فندک ، اسمِ محلي که
، " جانگ جبوم "

00:47:19.657 --> 00:47:22.588
زياد بهش رفت و آمد داشته رو
. روش داره

00:47:22.588 --> 00:47:27.248
بخاطرِ مطابق بودنِ مدارک باهم بود که
. جانگ جبوم " گناهکار اعلام شد "

00:47:27.248 --> 00:47:30.748
پس امکان نداره که
جانگ جبوم " ، مجرم بوده باشه ؟ "

00:47:31.898 --> 00:47:34.298
هيچ اثر انگشتي روي اين فندک بوده ؟

00:47:34.298 --> 00:47:37.798
، اثر انگشتي پيدا نشده
. بخاطر آتش سوزي از بين رفته بوده

00:47:38.898 --> 00:47:42.908
. و اين جسدِ پدرخونده ـس

00:47:42.908 --> 00:47:47.708
همونطور که ميبينيد ، چاقو اصلا
. تا عمق زيادي توي بدن نرفته

00:47:47.708 --> 00:47:53.898
حتي اونوقت هم ، هيچگونه بافتي از
. ريه يا قلب ، روي چاقو پيدا نشده بود

00:47:53.898 --> 00:47:56.968
. دقيقا متوجه منظورتون نشدم

00:47:58.148 --> 00:48:02.788
دليل اصلي مرگ ، زخمي نبوده که
، در اثر چاقو بوجود اومده بوده

00:48:02.788 --> 00:48:06.528
. دليلِ مرگ ، خفگي در اثرِ آتش سوزي بوده

00:48:06.998 --> 00:48:10.008
قاتل واقعي ، کسي نبوده که
. بهش چاقو زده بوده

00:48:10.008 --> 00:48:14.708
قاتل واقعي ، کسيِ که اون آتش سوزيُ
. به راه انداخته بوده

00:49:09.628 --> 00:49:13.548
<c.colorcae3ff>« " سه مورد تصادف در جاده يِ 16 " يانگسوري »</c>
<c.red>« بايد به " کانگوو " نشونِش بدم »</c>

00:49:13.838 --> 00:49:19.248
، تصادفاي زيادي تو محله ي " کانگوو " شده
. اون معمولا از اون جاها ميره خونه ـش

00:49:19.248 --> 00:49:22.758
منم ميخوام اينو نشونِش بدم که
. شايد باهاش عقلِش سرِ جاش بياد

00:49:24.278 --> 00:49:27.408
. هميشه نگرانِ "کانگوو"ـيي

00:49:27.408 --> 00:49:29.575
گفته بودي داشتم به يکي که
، شبيهِ " کانگوو " بوده

00:49:29.601 --> 00:49:31.828
نگاه ميکردم که باعث شد امروز
. اونطوري بکوبي تو ديوار

00:49:31.828 --> 00:49:33.718
کيُ بيشتر دوس داري ؟
منو يا "کانگوو"ـرو ؟

00:49:33.718 --> 00:49:34.908
. تورو

00:49:34.908 --> 00:49:37.738
، نيم ساعت بهم وقت بده
. بايد اين پاراگرافُ تموم کنم

00:49:37.738 --> 00:49:39.868
. باشه

00:49:41.038 --> 00:49:44.248
، به من کاري نداشته باش
. ميرم کتاب بخونم

00:50:46.088 --> 00:50:48.518
، واقعا ببخشيد
. واقعا فقط نيم ساعت وقت بهم بده

00:50:48.518 --> 00:50:51.248
، نه ، چيزي نيست
. به کارِت برس

00:51:01.868 --> 00:51:05.688
. از روي عصبانيت نيس که دارم ميرم

00:51:07.458 --> 00:51:10.458
. . فردا صبح
، نه ، امروز صبح

00:51:10.458 --> 00:51:12.618
. يه شيفتِ اورژانسي دارم

00:51:12.618 --> 00:51:14.348
. از اين چيزا که شنبه ها نداري

00:51:14.348 --> 00:51:16.978
، معمولا ندارم
. اما ، امروز دارم

00:51:16.978 --> 00:51:19.468
اين بيمار ، يه مقدار
، مشکلاتِ خانوادگي داشته

00:51:19.494 --> 00:51:21.618
و دوقطبيِ و اختلال عصبي رفتاري داره ؛

00:51:21.618 --> 00:51:27.298
، خواسته تمام روزُ براش وقت بذارم
. فکرکنم بايد درمورد چيزاي زيادي حرف بزنيم

00:51:27.298 --> 00:51:33.988
اگه اينجا بمونم ، زودي حرارتِ عشقِمون
، اوج ميگيره و

00:51:33.988 --> 00:51:40.678
فکرکنم بعدش ديگه بتونم به خوبي
. روي اون بيمار تمرکز کنم

00:51:40.678 --> 00:51:45.178
، من که به اندازه ي تو قوي نيستم
. ببين دستام چقدر کوچولو و ضعيفه

00:51:47.468 --> 00:51:51.058
. توي اتاقِ تماس ميخوابم

00:51:51.058 --> 00:51:53.174
واقعا از روي عصبانيت بخاطرِ
، کارِت نيست که

00:51:53.200 --> 00:51:55.463
دارم ميرم ؛ بخاطرِ اين ميرم که
. بتونم به کارَم برسم

00:51:56.658 --> 00:51:59.758
اين اولين باري بود که
. تو اين هفته همديگه رو ميبينيم

00:51:59.758 --> 00:52:05.508
. . فقط نيم ساعت بهم وقت بده
! نه ، پونزده دقيقه

00:52:05.508 --> 00:52:08.248
. نوشتن که اينطوري پيش نميره

00:52:09.598 --> 00:52:11.408
. هفته ي ديگه ميبينمت

00:52:11.618 --> 00:52:16.278
يکشنبه ها بيشتر از هروقت ديگه اي
. خوب ميتوني کار کني

00:52:16.278 --> 00:52:19.408
پس ، شد هفته ي ديگه . . باشه ؟

00:54:16.108 --> 00:54:18.695
قبل از رايِ نهايي بود که
، دکتر کالبدشکافي کرد و

00:54:18.721 --> 00:54:20.648
. فهميدم درواقع در اثرِ خفگي مُرده بوده

00:54:20.648 --> 00:54:26.598
داشتم دفاعيه ـمو اصلاح ميکردم که
، فرداش باهام تماس گرفتن

00:54:26.598 --> 00:54:29.268
. گفتن جسدُ سوزوندن

00:54:29.268 --> 00:54:31.788
. دادستان زودتر بهش رسيده بود

00:54:31.788 --> 00:54:35.908
موقع محاکمه ي نهايي ، برادرکوچکتر
، تقصيرُ انداخت گردن برادربزرگتر و

00:54:35.908 --> 00:54:39.368
. اينطوري بود که پرونده بسته شد

00:54:39.368 --> 00:54:40.803
" موقع اون اتفاق ، " جانگ جبوم
، برادرشُ بغل کرده بوده و

00:54:40.829 --> 00:54:42.238
داشته از خونه ميبرُده بيرون ؛

00:54:42.238 --> 00:54:45.508
، درنتيجه ، تنها يه نفر توي خونه مونده بوده

00:54:45.508 --> 00:54:47.278
. مادرِشون

00:54:48.308 --> 00:54:50.868
. آتش سوزي بعد از اون اتفاق صورت ميگيره

00:54:51.968 --> 00:54:55.128
. . مادرِشون

00:55:02.088 --> 00:55:03.178
بله ؟

00:55:04.838 --> 00:55:06.828
. سلام

00:55:07.278 --> 00:55:08.978
. بشين

00:55:10.628 --> 00:55:13.488
ديروز داشتم تا ديروقت کار ميکردم و
. نشد بهت زنگ بزنم

00:55:13.488 --> 00:55:16.338
. ببخشيد

00:55:28.108 --> 00:55:31.058
از نگهبانِ بيمارستان براي کرايه ي تاکسي
، پول قرض گرفتم

00:55:31.928 --> 00:55:35.358
، حواسِت باشه کيف پولَمو گُم نکني
. گرچه ، چيز زيادي توش نيست

00:55:36.978 --> 00:55:40.928
ميتونم از کارت اعتباري هاي ديگه ـم
استفاده کنم ؛ حالا چند صفحه نوشتي ؟

00:55:40.928 --> 00:55:44.748
. پنج تا -
چقدر زياد . . نه ؟ -

00:55:44.748 --> 00:55:46.918
. آره

00:55:46.918 --> 00:55:48.038
حالا داري چکار ميکني ؟

00:55:48.038 --> 00:55:51.038
هيچي ؛ تمام شبُ بيدار بودم و
. بهتره بخوابم

00:55:51.038 --> 00:55:52.508
تو چي ؟

00:55:52.508 --> 00:55:56.400
نيازي به خوابيدن ندارم ؛
. . اما ، چون نتونستم حتي شنبه هم

00:55:56.426 --> 00:55:59.443
. دوس پسرَمو ببينم ، بهتره بخوابم

00:56:02.688 --> 00:56:05.958
واقعا ؟
. پس بايد باهم بخوابيم

00:57:14.938 --> 00:57:16.508
به چي فکرميکني ؟

00:57:16.508 --> 00:57:19.498
، مجبورم نکن حرف بزنم
. زيادي خسته ـم

00:57:22.588 --> 00:57:24.728
، امروز درموردش فکرکردم

00:57:24.728 --> 00:57:29.078
فکرنکنم اينطور که پيش ميريم ، بتونيم
. براي مدت زيادي همديگه رو ببينيم

00:57:32.388 --> 00:57:34.138
حالا ميخواي باهام بهم بزني ؟

00:57:34.138 --> 00:57:36.898
. نه ، اصلا

00:57:38.868 --> 00:57:40.728
چندتا داروي گياهي برام بخر که
. بتونم يه کم انرژي بگيرم

00:57:42.148 --> 00:57:46.408
. . برات ميخرم ، و

00:57:46.408 --> 00:57:47.568
. بيا ازدواج کنيم . .

00:57:52.858 --> 00:57:54.968
چي گفتي ؟

00:57:57.278 --> 00:57:59.958
. گفتم بيا ازدواج کنيم

00:57:59.982 --> 00:58:14.982
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:58:15.006 --> 00:58:29.006
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:58:29.318 --> 00:58:32.148 line:20%
واقعا ميخواي باهام ازدواج کني ؟

00:58:32.148 --> 00:58:34.162 line:20%
درسته که مشکل اختلال عصبي
، دارم ، اما

00:58:34.188 --> 00:58:35.958 line:20%
، چون دلتنگتَم
. به حالِ خودت ميذارمِت

00:58:35.958 --> 00:58:36.967 line:20%
. من همينطوري که الان هستيمُ دوس دارم

00:58:36.968 --> 00:58:39.263 line:20%
از اين به بعد ، ميگم فقط يه کوچولو
، عاشقتم که

00:58:39.289 --> 00:58:40.728 line:20%
. تو هم ديگه احساس ناراحتي نکني

00:58:40.728 --> 00:58:43.618 line:20%
جانگ جيول " بدجور ميخواد "
. باهام ازدواج کنه

00:58:43.618 --> 00:58:47.988 line:20%
، بيا همديگه رو ببينيم ، فقط خودمون دوتا
. به دکتر " جو " يا مامان هيچي نگو

00:58:47.988 --> 00:58:53.978 line:20%
، بعد از اون اتفاق با پدرخونده
. سعي ميکردم که با ديدِ مثبت زندگي کنم

00:58:53.978 --> 00:58:57.198 line:20%
. جانگ جيول " ، بيماريِ رواني داره "

00:58:57.198 --> 00:59:00.018 line:20%
، اگه بيشتر از اين بندازيمِش عقب
. هسو " ممکنه صدمه ببينه "

00:59:00.018 --> 00:59:03.978 line:20%
فکرميکني تا کِي ميتونيم
اينطوري همديگه رو دوس داشته باشيم ؟