﻿WEBVTT

00:00:00.698 --> 00:00:08.754
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:27.673 --> 00:00:29.672
، خيلي درموردش فکرکردم و

00:00:29.673 --> 00:00:32.673
بنظرم اينطور که پيش ميريم ، فکرنکنم
. بتونيم مدت زيادي همديگه رو ببينيم

00:00:36.673 --> 00:00:38.672
يعني ميگي ميخواي بهم بزنيم ؟

00:00:38.673 --> 00:00:40.673
. نه ، به هيچ وجه

00:00:42.673 --> 00:00:45.673
پس برام يه کم داروي گياهي بخر که
. انرژيم حسابي بره بالا

00:00:46.673 --> 00:00:47.673
. باشه ، برات ميخرم

00:00:47.674 --> 00:00:49.673
. . و

00:00:50.673 --> 00:00:51.673
. بيا ازدواج کنيم . .

00:00:56.673 --> 00:00:59.673
چي گفتي ؟

00:01:00.673 --> 00:01:02.673
. گفتم بيا ازدواج کنيم

00:01:30.673 --> 00:01:32.673
چکار کنيم ؟
ميخواي غذا بخوريم ؟

00:01:33.673 --> 00:01:37.673
. نه ، ميخوام ازدواج کنيم -
چي ؟ ميخواي نوشيدني بخوريم ؟ -

00:01:39.673 --> 00:01:41.672
چيه ؟ معذب شدي ؟

00:01:41.673 --> 00:01:45.672
وقتي منظوري از گفتنِش داري ، هرگز
. چنين حرفاييُ نزن

00:01:45.673 --> 00:01:49.673
اگه طرفِت دختري بود که پيشنهادتُ فوري
. رو هوا ميقاپيد ، بدجور نِفله ميشدي

00:01:55.673 --> 00:01:57.673
. يکي اونجاس

00:02:12.673 --> 00:02:13.673
. بايد درمان بشه

00:02:27.673 --> 00:02:28.873
. بياييد بازي کنيم

00:02:34.673 --> 00:02:35.673
موضوع چيه ؟

00:02:36.673 --> 00:02:39.033
مشکل پولي ، خانوادگي يا دوست دختريِ ؟

00:02:41.673 --> 00:02:43.673
. برو خونه و يکم استراحت کن

00:02:44.673 --> 00:02:46.673
. فردا درموردش بيشتر صحبت ميکنيم

00:02:49.673 --> 00:02:51.673
. بريم

00:02:56.673 --> 00:02:58.673
چِش شده ؟
چرا زده زيرِ گريه ؟

00:03:08.673 --> 00:03:10.673
. چه خوب بود ، حالم جا اومد

00:03:11.008 --> 00:03:12.673
. مهمونِ خودم هستيد

00:03:13.673 --> 00:03:15.673
. ممنون ، رفيق

00:03:16.673 --> 00:03:19.672
هجين " داره با کيا حرف ميزنه ؟ "

00:03:19.673 --> 00:03:23.672
خانواده ي يه بيمارِ اسکيزوفرني هستن که
. توي مرکز درماني باهاشون آشنا شديم

00:03:23.673 --> 00:03:25.673
. بيمار دوباره بيماريش عود کرده

00:03:26.673 --> 00:03:28.672
دکترِش گفته بوده که نبايد داروهاشُ
، قطع کنه

00:03:28.673 --> 00:03:29.673
اما ، اون قطع کرده و
. آخرسر بيماريش عود کرده

00:03:29.674 --> 00:03:31.672
. الان حالِش خيلي خرابه

00:03:31.673 --> 00:03:33.672
درمورد " هجين " هم ، هرگز نبايد
. لحظه اي ازش غافل باشي

00:03:33.673 --> 00:03:35.673
هميشه حواسِت بهش باشه ، خب ؟ -
. البته که هست -

00:03:37.673 --> 00:03:39.673
هسو " گفته که باهم قرار ميذاريد ؟ "

00:03:40.673 --> 00:03:42.672
. ازش خواستم باهام ازدواج کنه -
واقعا ؟ -

00:03:42.673 --> 00:03:44.672
. آره

00:03:44.673 --> 00:03:48.673
. اما ، دست رد به سينه ـش زدم -
بالاخره شانس بهت رو کرد و زدِيش رفت ؟ -

00:03:50.076 --> 00:03:52.076
. از خودتون پذيرايي کنيد

00:03:53.905 --> 00:03:56.904
هجين " کارَم ميکنه ؟ "

00:03:56.905 --> 00:03:58.904
. آره که ميکنه

00:03:58.905 --> 00:04:00.904
درواقع توي درمانِ بيماريش
. خيلي براش کارامد بوده

00:04:00.905 --> 00:04:02.905
. اما ، نبايد زيادي کار کنه

00:04:03.905 --> 00:04:05.904
بچه ـش سالمه ؟ -
. آره ، سالمِه سالمه -

00:04:05.905 --> 00:04:10.904
، قبول کردم بچه ـشُ براش به دنيا بيارم
. بي صبرانه منتظرم

00:04:10.905 --> 00:04:11.905
. بيا ازدواج کنيم

00:04:16.905 --> 00:04:19.904
چطور ميتوني اينقدر با بيخياليِ تمام
اين حرفُ بزني ؟

00:04:19.905 --> 00:04:22.904
. انگار که اصلا چيز مهمي نيس -
پس ميخواي جدي ازت درخواست کنم ؟ -

00:04:22.905 --> 00:04:24.904
يه حلقه برات بخرم و جلوت زانو بزنم و
ازت خواستگاري کنم ؟

00:04:24.905 --> 00:04:27.904
. نه ، حتي فکرشَم نکن

00:04:27.905 --> 00:04:29.905
. بيا ازدواج کنيم

00:04:31.905 --> 00:04:34.904
. ديگه زيادي داري مسخره بازي درمياري

00:04:34.905 --> 00:04:36.904
ميدوني خانوادَم الان توي چقدر بدهي
داره دست و پا ميزنه ؟

00:04:36.905 --> 00:04:39.905
. . ميتونم -
. حتي نگو که تو بدهي هارو ميدي-

00:04:40.905 --> 00:04:42.904
، هنوز فارغ التحصيليم از دانشگاه مونده

00:04:42.905 --> 00:04:45.785
و گفته بودم که سال ديگه ميخوام
سفرِ دور دنيا برم ، يادت رفته ؟

00:04:45.905 --> 00:04:46.905
. . راستش

00:04:46.906 --> 00:04:51.905
قرار گذاشتن با تو و بودن توي اين رابطه ، حتي
. از اول بخشي از برنامه هاي اصليِ زندگيم نبوده

00:04:52.905 --> 00:04:56.904
رک و روراس بهت ميگم ؛ همين قرار گذاشتنِمون
. به اندازه ي کافي زندگيمو زير و رو کرده

00:04:56.905 --> 00:04:58.904
، حالا که خوب پولي درآوردي و

00:04:58.905 --> 00:05:01.904
نويسنده ي موفقي هستي ، مطمئنم الان
. ميخواي به زندگيت يه سر و ساموني بدي

00:05:01.905 --> 00:05:03.904
. اما ، من تازه شروع زندگيمه

00:05:03.905 --> 00:05:07.904
بعلاوه ، واقعا اميدوارم حرفي که
، امشب بهم زدي

00:05:07.905 --> 00:05:10.905
از روي هيچگونه جديَت يا از صميم قلبِت
. نبوده باشه

00:05:13.905 --> 00:05:15.905
. باشه ، اصلا ازدواجُ بيخيال ميشيم

00:05:21.265 --> 00:05:24.264
، چون زيادي داري خونسرد رفتار ميکني

00:05:24.265 --> 00:05:26.265
. يهويي عصبانيتَم اوج گرفت

00:05:30.265 --> 00:05:32.265
، از خودم ميپرسم که

00:05:32.753 --> 00:05:35.753
تا کِي ميتونيم اينقدر کنار هم
خوشحال و خوشبخت بمونيم ؟

00:05:36.753 --> 00:05:39.873
اگه آخرسر از هم جدا بشيم ، فکرميکني
دليلِش چي ميتونه باشه ؟

00:05:42.753 --> 00:05:44.752
ميتونه بخاطر مخالفت خانوادَمون
براي باهم بودنِمون باشه ؟

00:05:44.753 --> 00:05:48.752
اگه مثل تو اين سريالاي مسخره ، مادرت ازم
، خوشِش نياد و يه پاکت پُرِ پول

00:05:48.753 --> 00:05:50.752
بهم بده و بگه بايد باهات بزنم ، چي ؟

00:05:50.753 --> 00:05:53.752
، مادرم که حتي از اين پولا نداره
اما ، اگه زماني خواست چنين کاري باهات بکنه ؛

00:05:53.753 --> 00:05:55.752
. پولُ ازش بگير و بيا پيشِ خودم

00:05:55.753 --> 00:05:57.033
. ميتونيم پولُ برداريم و بزنيم به چاک

00:05:59.753 --> 00:06:00.753
تو چي ؟

00:06:00.754 --> 00:06:03.794
اگه مادرت يا هرکدوم از اعضاي خانوادَت
مخالف باهم بودنِمون باشن ، چي ؟

00:06:06.753 --> 00:06:10.752
بهشون ميگم درکِشون ميکنم ، اما ، مخفيانه
. به قرار گذاشتن باهات ادامه ميدم

00:06:10.753 --> 00:06:12.752
، و اگه زماني مُچمو گرفتن

00:06:12.753 --> 00:06:14.752
باز بهشون ميگم درکِشون ميکنم و بازم
. مخفيانه باهات قرار ميذارم

00:06:14.753 --> 00:06:17.753
اينکه سعي کني همه چيُ براشون توضيح
. بدي و راضيشون کني ، زيادي رو اعصابه

00:06:19.753 --> 00:06:22.752
پس فقط يه دليل ميتونه براي بهم خوردنِ
. رابطه ـمون وجود داشته باشه

00:06:22.753 --> 00:06:25.753
حالا چي هست ؟ -
. يا بخاطرِ اعصابِ خرابِ توئه يا خودم -

00:06:26.753 --> 00:06:28.753
. چه کثيف بازي درآوردي

00:06:35.429 --> 00:06:36.429
. ببخشيد

00:06:42.080 --> 00:06:46.080
حالا ، درمورد ازدواج باهام
واقعا جدي هستي ؟

00:06:47.080 --> 00:06:49.080
چيه ؟

00:06:53.080 --> 00:06:54.080
، نميخواي بگي که

00:06:54.081 --> 00:06:56.079
من اولين زنيَم که
تاحالا ازش خواستگاري کردي ؟

00:06:56.080 --> 00:06:58.079
پس درمورد اين خواستگاري جدي هستي ؟

00:06:58.080 --> 00:07:01.080
آره ، تو اولينَم هستي و
. من کاملا بابتِش جديَم

00:07:01.669 --> 00:07:04.949
، اما ، اگه علاقه اي به ازدواج باهام نداري
. پس ديگه درموردش هيچ سوالي ازم نپرس

00:07:05.669 --> 00:07:07.789
. نه ، آخه کنجکاويم گُل کرده

00:07:08.669 --> 00:07:11.668
بگو چرا " جانگ جيول " ميخواد
. با " جي هسو " ازدواج کنه

00:07:11.669 --> 00:07:13.668
جي هسو " که گفته چندان از بچه ها "
، خوشِش نمياد و

00:07:13.669 --> 00:07:15.668
، خونه داريَم که حاليش نيست

00:07:15.669 --> 00:07:16.669
حتي گفته ميخواد به درس خوندن و
، کار کردن ادامه بده

00:07:16.670 --> 00:07:20.669
حالا اين " جانگ جيول " براي چي هنوز
اصرار به ازدواج با " جي هسو " داره ؟

00:07:21.997 --> 00:07:23.996
. بهم بگو ديگه

00:07:23.997 --> 00:07:27.996
. بريم ، بايد به نوشتنَم برسم -
. نه ، بگو -

00:07:27.997 --> 00:07:29.996
. خسته ـم

00:07:29.997 --> 00:07:32.996
تا وقتي که تورو برسونم خونه ـت و
. . بعدش برم خونه ي خودم

00:07:32.997 --> 00:07:34.996
، نه ، خودم ميتونم برگردم
. تو انگار زيادي خسته ـيي

00:07:34.997 --> 00:07:37.996
. ميتونم با اتوبوس برم -
. نه ، تاکسي بگير -

00:07:37.997 --> 00:07:39.997
. پس پولِ کرايه تاکسيُ بده

00:07:46.997 --> 00:07:47.997
اين چيه ؟

00:07:47.998 --> 00:07:50.997
کيف پول قبليتُ پيش خودم نگه داشتم و
. يه جديد برات خريدم

00:07:53.997 --> 00:07:55.997
. حسابي شيفته ي اين يکي کيف پول شدم

00:08:00.997 --> 00:08:02.997
. تورو ببين ، چه باهوش ميزني

00:08:04.997 --> 00:08:06.996
! توش پوله

00:08:06.997 --> 00:08:09.278
شنيده بودم هرگز نبايد به کسي
. کيف پول خالي داد

00:08:09.997 --> 00:08:11.996
، فکرميکردم بخاطرِ پولِ توش ازم عصباني بشي
يهويي چِت شد ؟

00:08:11.997 --> 00:08:14.996
الان بهم نزديک تر شديم ، مگه نه ؟

00:08:14.997 --> 00:08:17.997
با اين پول براي خودم چندتا
. داروي گياهي ميخرم

00:08:21.997 --> 00:08:23.996
. اينو بگير و بهم بگو

00:08:23.997 --> 00:08:26.997
بگو دليل اينکه ميخواي باهام
. ازدواج کني ، چيه

00:08:27.997 --> 00:08:29.996
برات بهتره که دليل آوردن هاي منو
. گوش ندي

00:08:29.997 --> 00:08:32.996
اينطوري فقط معذب تر ميشي و
. آخرسر از شنيدنِش پشيمون ميشي

00:08:32.997 --> 00:08:35.997
نه ، مشکلي نيست ؛
. يه گوش در و اون يکي دروازه

00:08:39.997 --> 00:08:41.997
. باشه ، حتي چشمامُ هم ميبندم

00:08:42.997 --> 00:08:44.997
. جوابِت زيادي احساساتي نباشه

00:08:54.997 --> 00:08:58.997
من بجاي تختخواب ، توي دستشويي و
، توي وان حمام ميخوابم

00:08:59.997 --> 00:09:02.996
مادرم هم توي اتاق نشيمنِ سردِ خونه
، پنجره هارو باز ميذاره و ميخوابه

00:09:02.997 --> 00:09:05.996
حتي تک تک شباي سردِ زمستونَم
. همينکارو ميکنه

00:09:05.997 --> 00:09:08.996
و برادرم هم که چهارده سالِ زندگيشُ
توي زندان گذرونده ؛

00:09:08.997 --> 00:09:14.997
اصلا علاقه ندارم که اين داستانارو
، با هيچ زن ديگه اي جز تو شريک بشم

00:09:15.997 --> 00:09:19.996
حتي بعد از شنيدنِ اين چيزا و
، ديدنِ تمام جنبه هاي مختلف زندگيم

00:09:19.997 --> 00:09:22.996
نه حالت ازم بهم خورد و نه
. گفتي چه آدمِ رقت انگيز و بيچاره هستم

00:09:22.997 --> 00:09:26.996
همين بود که باعث شد از خودم بپرسم
، زن ديگه اي هم تو اين دنيا هست که

00:09:26.997 --> 00:09:29.997
بتونه مثل تو حرفامو گوش کنه و
، بازم منو بخاطر کسي که هستم بخواد

00:09:30.997 --> 00:09:33.517
و جوابم اينه که . . نه ، تو اين دنيا
. هيچکس ديگه اي جز تو برام نيست

00:09:33.873 --> 00:09:34.873
، " هسو "

00:09:34.874 --> 00:09:38.872
اگه تو اين دنيا زنيُ ميشناسي که
، مثل خودت باشه

00:09:38.873 --> 00:09:40.873
، پس خواهشا اونو بهم معرفي کن

00:09:41.873 --> 00:09:43.113
. . تا ديگه منم

00:09:43.873 --> 00:09:45.873
. اينقدر خودمو آويزونِ تو نکنم . .

00:09:52.873 --> 00:09:55.872
مطمئنم ميخواستي يه جوابِ مسخره و
، خنده دار ازم بشنوي

00:09:55.873 --> 00:09:57.873
. ببخشيد که تو ذوقِت خورد

00:10:47.873 --> 00:10:49.873
. . من
. ميدونم -

00:10:55.873 --> 00:10:56.873
، " جانگ جيول "

00:10:57.873 --> 00:11:01.873
، اگه بهت بگم که نميخوام باهات ازدواج کنم
اونوقت ديگه نميخواي منو ببيني ؟

00:11:02.873 --> 00:11:04.872
. نه ، همچين کاري نميکنم

00:11:04.873 --> 00:11:07.872
پس بازم باهام قرار ميذاري ؟ -
. آره -

00:11:07.873 --> 00:11:12.872
با هيچ زن ديگه ـيَم قرار نميذاري ؟ -
. زناي ديگه که باحال نيستن -

00:11:12.873 --> 00:11:14.313
. هيچ علاقه اي به هيچکسِ ديگه اي ندارم

00:11:15.873 --> 00:11:19.872
يعني وقتي آخرسر کاري که ميخواستيُ
حاضر نشدم انجام بدم ، حتي ازم دلخور نميشي ؟

00:11:19.873 --> 00:11:20.873
. نه ، نميشم

00:11:22.873 --> 00:11:24.873
براي چي ؟

00:11:25.873 --> 00:11:27.873
. چونکه عاشقتَم

00:11:31.873 --> 00:11:34.873
چرا اينقدر منو ميخواي ؟

00:11:35.873 --> 00:11:36.873
. نميدونم

00:11:38.873 --> 00:11:40.873
. اينطوري باعث ميشي راحت نباشم

00:11:41.873 --> 00:11:43.872
. ببخشيد

00:11:43.873 --> 00:11:47.873
از اين به بعد فقط يه کوچولو ميگم عاشقتَم که
. اينطوري تو هم راحت باشي

00:11:51.873 --> 00:11:54.873
دلم برات تنگ شده و
. اِيکاش ميتونستم بغلِت کنم

00:11:58.873 --> 00:12:00.873
. فقط بايد تحملِش کني

00:12:01.873 --> 00:12:03.872
. باشه

00:12:03.873 --> 00:12:05.873
. تا ديروقت کار نکن و يه کم بخواب

00:12:35.873 --> 00:12:36.874
چکار ميکني ؟

00:12:38.873 --> 00:12:40.872
. ديدم شمع داره خاموش ميشه

00:12:40.873 --> 00:12:42.873
. يکشنبه ـس ، بايد بخوابي

00:12:43.873 --> 00:12:45.873
. خوابَم نميبره

00:12:46.873 --> 00:12:49.073
خنده داره که همچين حرفيُ از
. آدم خوابالويي چون تو ميشنوم

00:12:50.873 --> 00:12:54.873
جانگ جيول " ازم خواست "
. باهاش ازدواج کنم

00:12:57.873 --> 00:12:59.872
تو بهش چي گفتي ؟

00:12:59.873 --> 00:13:02.872
. گفتم داره چرت و پرت ميگه

00:13:02.873 --> 00:13:04.873
گفتم هنوز بايد روي حرفه ي کاريم
. کار کنم

00:13:06.873 --> 00:13:08.873
. کارِ درستي کردي

00:13:09.873 --> 00:13:12.073
چِت شده ؟ چرا اينقدر منفي حرف ميزني ؟

00:13:12.873 --> 00:13:14.873
. باشه ، کار درستي نکردي

00:13:25.873 --> 00:13:27.872
هسو " ، چرا نميخواي ازدواج کني ؟ "

00:13:27.873 --> 00:13:29.872
، اگه اينقدر کنجکاوي
. برو از " جانگ جيول " بپرس

00:13:29.873 --> 00:13:32.393
، اگه نميخواي ازدواج کني
. خب ، باهم زندگي کنيد

00:13:32.873 --> 00:13:34.872
باهم زندگي کردنَم هيچ فرقي
. با ازدواج نداره

00:13:34.873 --> 00:13:37.872
تک تک روزارو با يه مَرد و
، زير يه سقف زندگي کني

00:13:37.873 --> 00:13:38.873
جايي که ديگه نميتوني زندگي شخصيِ
، خودتُ داشته باشي و

00:13:38.873 --> 00:13:39.873
همه چي بايد تقسيم بشه ؛

00:13:39.874 --> 00:13:42.872
. حتي فکرشَم حسابي ديوونه ـم ميکنه

00:13:42.873 --> 00:13:46.872
دوست پسري که قبلا اينجا زندگي ميکرده و
، حالا چون رفته " سوچودونگ " ديگه

00:13:46.873 --> 00:13:49.872
، فقط هفته اي يه بار ميبينمِش
. اين بهترين برنامه ي ممکن برايِ منه

00:13:49.873 --> 00:13:50.873
. راس ميگي

00:13:50.874 --> 00:13:52.440
آدمايي که باهم ازدواج ميکنن يا
، باهم تو يه خونه زندگي ميکنن

00:13:52.466 --> 00:13:53.872
. هيجانِ زندگيشون يه ذره کم ميشه

00:13:53.873 --> 00:13:56.872
الان يه رابطه ي عالي داريد و ميتونيد
، همه چيُ هيجان انگيز و تازه

00:13:56.873 --> 00:13:59.313
نگه داريد و از لحاظ جنسي هم
حسابي پُر انرژي هستيد ، آره ؟

00:13:59.873 --> 00:14:02.873
چرا اين موقع صبح درمورد
انرژيِ جنسي حرف ميزني ؟

00:14:03.873 --> 00:14:06.873
نگرانِ چيزي هستي ؟ -
نگران چي ميخوام باشم ؟ -

00:14:07.873 --> 00:14:10.913
به پدر و مادرم گفتم که امروز يه سر
. تا کافي شاپ بيان و " سونيو " رو ببينن

00:14:11.873 --> 00:14:13.873
تو چي فکرميکني ؟

00:14:15.873 --> 00:14:18.872
براي اين موضوع ، فقط خودت
. بايد اونارو ببيني

00:14:18.873 --> 00:14:20.872
ميدوني تو اين دنيا ، بيشترين نگرانيِ
پدرم و مادرم از چيه ؟

00:14:20.873 --> 00:14:24.873
ترس از اينکه که نکنه هرگز با کسي
. آشنا نشم و پير و تک و تنها بشم و بميرم

00:14:25.873 --> 00:14:28.873
امروز ميخوام بهشون نشون بدم که
. هرگز چنين اتفاقي نميفته

00:14:29.873 --> 00:14:32.073
. نه ، اينکارو نکن -
منظورت چيه ؟ -

00:14:32.873 --> 00:14:36.872
نميخواي بگي اينکه " سونيو " دوسَم داره ، يه
چيزِ گذرا و موقتيِ ، نه ؟

00:14:36.873 --> 00:14:39.872
نه زماني که با وجودِ اينکه زن داري ، بينِ
خودت و " يونگجين " يه خبراييِ ؟

00:14:39.873 --> 00:14:42.872
اين برنج ديگه چه کوفتيه ؟

00:14:42.873 --> 00:14:45.872
سه سالِ که داري برنج درُس ميکني و
. هنوز نتونستي مثل آدم درستِش کني

00:14:45.873 --> 00:14:48.872
هنوز سفت و خامِه ؛ حتي نميشه گفت
. پخته شده يا نه

00:14:48.873 --> 00:14:52.873
ارشد ، يعني اين عصبانيتِت فقط بخاطرِ
سفت و خام بودنِ برنجه ؟

00:14:54.873 --> 00:14:58.872
. صبر کن تا به سنِ من برسي -
. خب خودت ديگه برنجُ درست کن -

00:14:58.873 --> 00:15:00.872
چندبار بايد بهت بگم قبل از اينکه
برنجُ بپزي ، اول بايد بشوريش ؟

00:15:00.873 --> 00:15:03.873
براي شنيدنِ حرفا از چي استفاده ميکني ؟
از دماغِت ؟

00:15:04.666 --> 00:15:08.873
ارشد ، اينو به من گفته بودي و منم
. يادم رفت اينو به " سوکانگ " بگم

00:15:10.873 --> 00:15:13.873
چي شده ؟ خبراي بدي از آمريکا بهت رسيده ؟

00:15:14.873 --> 00:15:16.873
. نه ، اينطور نيست

00:15:28.873 --> 00:15:31.872
چرا حتي بعد از تموم کردنِ غذاش ، بازم
اينطوري ميکنه ؟

00:15:31.873 --> 00:15:33.872
. شايد دچارِ يائسگي شده

00:15:33.873 --> 00:15:35.872
شنيدم مَردا هم ممکنه دوره يِ
. يائسگيُ بگذرونن

00:15:35.873 --> 00:15:37.873
اگه اينطور باشه که
. حتما يائسگيِ طولاني مدت داره

00:15:39.873 --> 00:15:42.873
. نه ، حتما بخاطرِ "تيونگ"ـه

00:15:43.873 --> 00:15:44.873
مگه چطور ، " تيونگ " چِش شده ؟

00:15:44.874 --> 00:15:46.872
، ديروز رفته بودم دفترِ هيونگ نيم

00:15:46.873 --> 00:15:50.872
نميدونم قضيه چي بود ، اما ، " تيونگ " مثلِ
. چي داشت همينطور گريه ميکرد

00:15:50.873 --> 00:15:52.873
. نميدونم مشکل چي بوده

00:15:56.873 --> 00:15:58.872
تيونگ " ؟ " -
بله ؟ -

00:15:58.873 --> 00:16:01.873
جيول " از کِي صحبت درموردِ "
کانگوو " رو شروع کرد ؟ "

00:16:02.873 --> 00:16:06.872
سه سال پيش بود ؟ آره ، تا الان
. يه سه سالي ميشه که حرفِشُ ميزنه

00:16:06.873 --> 00:16:07.873
. درسته

00:16:07.874 --> 00:16:10.872
همون روزي که " جبوم " آزاد شده بود و
، با " چنگال " به " جيول " زد

00:16:10.873 --> 00:16:12.393
جيول " ميگفت از همونجا بوده که "
. با " کانگوو " آشنا شده

00:16:12.873 --> 00:16:15.872
، چون اونجا پُر از طرفداراي " جيول " بود
. وضعيتِ قاطي پاتي ـيي درُس شده بود

00:16:15.873 --> 00:16:16.873
، و چند روز بعد از اون اتفاق

00:16:16.874 --> 00:16:19.159
ازم پرسيد اون دانش آموزي که
، وقتي صدمه ديده بوده

00:16:19.185 --> 00:16:20.872
، داشته بالاي سرِش گريه ميکرده
. کي بوده

00:16:20.873 --> 00:16:23.872
اما ، تو چنين آدميُ اونجا نديدي ؟ -
. البته که نديدم -

00:16:23.873 --> 00:16:26.872
آخه فکرميکردم بخاطرِ شلوغيِ اونجا
. بوده که نتونستم ببينمِش

00:16:26.873 --> 00:16:30.872
، بعدش يکي دوباري باز حرفِ اونو زد و

00:16:30.873 --> 00:16:33.872
. از چند ماه پيش ، زياد حرفِ اونو ميزنه

00:16:33.873 --> 00:16:36.113
از اين چندماه پيش ؟ -
. آره ، همين چندماه پيش -

00:16:39.873 --> 00:16:43.873
چقدر ديگه مونده ؟ -
. ديگه تقريبا رسيديم -

00:16:48.873 --> 00:16:51.872
حالا ميشه بريم ؟ -
. حتي هنوز نيم ساعتَم نيست که اينجاييم -

00:16:51.873 --> 00:16:53.872
. بذار يه کم بيشتر بمونيم

00:16:53.873 --> 00:16:55.872
آره ، دوست دخترم به زودي مياد و
. ميخوام شما هم ببينيدِش

00:16:55.873 --> 00:16:57.873
چطور ميشه آدمي مثل تو
دوست دختر داشته باشه ؟

00:16:58.873 --> 00:16:59.873
! عزيزم

00:16:59.874 --> 00:17:03.434
، بجاي اينکه همونطور که گفته بود بره درس بخونه
. اصرار داشت توي کافي شاپ کار کنه

00:17:04.873 --> 00:17:05.873
، پدر

00:17:06.873 --> 00:17:09.872
بعضيا ميرن مدرسه و درس ميخونن و
، بعضيا هم کار و کاسبيُ ترجيح ميدن

00:17:09.873 --> 00:17:12.872
تمام آدماي اين دنيا که نميخوان
. مثل شما توي کار تجارت باشن

00:17:12.873 --> 00:17:14.872
. تو کلا يه تخته ـت کمِه

00:17:14.873 --> 00:17:16.872
بقيه فقط سه يا چهار ماه يا
، حداکثر يه سال ميکِشه که

00:17:16.873 --> 00:17:18.872
، درمان بشن
. اما ، تو يکي هنوز درمان نشدي

00:17:18.873 --> 00:17:23.872
اگه حس کردي داري دچار حمله ميشي ، بايد
. مثل يه مرد ، تحملِش کني

00:17:23.873 --> 00:17:25.873
. خودمَم اين حمله هارو نميخوام داشته باشم

00:17:26.873 --> 00:17:29.872
فکرميکنيد خودم اين حمله هارو دوس دارم ؟ -
چي گفتي ، عوضي ؟ -

00:17:29.873 --> 00:17:31.873
وقتي بچه بودم ، هميشه هروقت که اينجور
. . حمله ها بهم دست ميداد ، الَکي ميگفتيد

00:17:32.873 --> 00:17:35.873
، « حتما اينطوري عطسه ميکنه »

00:17:36.873 --> 00:17:37.873
حتما اينطوري سُرفه ميکنه » ؛ »

00:17:37.874 --> 00:17:40.914
اگه بجاي اينکه باعث بشيد حس کنم
، يه هيولام ، درعوض بيماريمو قبول ميکرديد

00:17:43.873 --> 00:17:45.033
. حتما تا الان درمان شده بودم

00:17:45.873 --> 00:17:47.416
، پس

00:17:48.873 --> 00:17:50.873
ميگي تقصيرِ منه که الان اينطوري هستي ؟

00:17:54.873 --> 00:17:56.872
. پسره يِ عوضي

00:17:56.873 --> 00:17:58.873
! عزيزم

00:17:59.873 --> 00:18:02.872
سوکانگ " ، پدرت خودشُ مقصرِ "
، اين وضعيتِت ميدونه و

00:18:02.873 --> 00:18:05.873
. براي همينم اينطوري رفتار ميکنه

00:18:15.873 --> 00:18:17.873
. پدر ، تقصيرِ شما نيست

00:18:21.873 --> 00:18:23.873
، من از زندگيم راضيَم و

00:18:24.873 --> 00:18:26.873
. ميخوام شما هم برام خوشحال باشيد

00:18:31.873 --> 00:18:33.873
. . عزيزم
! عزيزم

00:19:02.873 --> 00:19:04.873
. همينجاس ، هيونگ نيم

00:19:55.873 --> 00:19:59.873
. جيول " . . با اين چاقو بهش زده ، مامان "

00:20:00.873 --> 00:20:04.873
اگه پليس چيزي پرسيد ، بگو که
. من بهش چاقو زدم

00:20:08.873 --> 00:20:11.593
، اثرانگشتِ " جيول " روي چاقوئه
. سريع برو و تميزِش کن

00:20:11.873 --> 00:20:14.873
. بايد "جيول"ـو برسونيم بيمارستان

00:20:21.873 --> 00:20:23.872
، من همينطوريش زندگيمو خراب کردم

00:20:23.873 --> 00:20:26.473
فقط يه چندماهيُ زندان ميمونم و
. مشکلي برام پيش نمياد

00:20:26.873 --> 00:20:29.872
، اون حرومزاده هنوز نمُرده
. همين حالا به پليس زنگ بزن

00:20:29.873 --> 00:20:32.872
. يادت نره . . من بهش چاقو زدم

00:20:32.873 --> 00:20:34.750
! من بهش چاقو زدم

00:20:47.873 --> 00:20:52.872
" اينا آخرين چيزايي هستن که مادر " جانگ جبوم
. موقع تحقيقات به ياد داشته

00:20:52.873 --> 00:20:55.872
روانپزشکي که روي ارزيابيِ رواني
، انجام داده ، گفته بوده که

00:20:55.873 --> 00:20:57.872
احتمال زيادي داره که اون دچارِ
. اختلالِ گسستگي " باشه "

00:20:57.897 --> 00:21:00.397
نوعي مکانيسم دفاعي درجايي هست که شخص »
. « عمل انجام شده رو از ذهنِش جدا ميکنه

00:22:45.873 --> 00:22:46.873
، اين فقط فرضيه يِ منه

00:22:46.874 --> 00:22:52.872
برادرکوچکتر ، " جانگ جيول " ، به خوبي
، ميدونسته که مجرم ، درواقع مادرشه

00:22:52.873 --> 00:22:55.872
براي همينه که از همون اول ، تصميم گرفته
، از حق سکوت استفاده کنه

00:22:55.873 --> 00:23:01.872
زماني که گفتم دليل مرگ ، خفگي در اثرِ
، دودِ آتش سوزي بوده و نه در اثرِ چاقو

00:23:01.873 --> 00:23:06.872
توي دادگاه ، بجاي اينکه بگه مجرمِ مادرشِه ، گفت
. برادرش مجرم هست

00:23:06.873 --> 00:23:08.873
. مايه ي تاسفِه که آخرسر اينطور شد

00:23:19.873 --> 00:23:21.872
براي چي به مادرم زنگ زده بودي ؟

00:23:21.873 --> 00:23:23.872
. بهش گفتم ازت خواستگاري کردم

00:23:23.873 --> 00:23:25.872
چي ؟

00:23:25.873 --> 00:23:27.872
فکرميکردم اين بحثُ ديروز
. تموم کرده باشيم

00:23:27.873 --> 00:23:30.513
، آره ، ديروز اينکارو کرديم
. اما ، امروز دوباره شروعِش ميکنيم

00:23:31.873 --> 00:23:35.872
وقتي ذهنتُ رو يه چيزي بذاري ، بدجور
بهش گير ميدي ، نه ؟

00:23:35.873 --> 00:23:39.872
فقط مهم چيزيه که تو ميخواي ، مگه نه ؟ -
واقعا اينطوريَم ؟ -

00:23:39.873 --> 00:23:41.873
واقعا خودت اينو نميدوني که
داري از من ميپرسي ؟

00:23:42.873 --> 00:23:44.872
، نميگم همين الان ازدواج کنيم که
. ميتونيم تا سال ديگه ازدواج کنيم

00:23:44.873 --> 00:23:47.872
، ميتونيم وقتي که از سفرِ دورِ دنيات برگشتي
. ازدواج کنيم

00:23:47.873 --> 00:23:49.872
باشه ، ميتونيم اونوقت درمورد
. اين موضوع صحبت کنيم

00:23:49.873 --> 00:23:53.873
هردومون خوب برنامه ريزي ميکنيم و
. حسابي عشقِ هدف داشتن هستيم

00:23:54.873 --> 00:23:57.872
از اين لحظه به بعد ، بايد منو هم بخشي از
. برنامه هاي طولاني مدتِ زندگيت بدوني

00:23:57.873 --> 00:23:58.873
. . اما ، تو

00:23:58.874 --> 00:24:00.872
تو خيلي وقته که بخشي از
، برنامه هاي طولاني مدتِ زندگيمي

00:24:00.873 --> 00:24:02.872
من تاحالا تمام زندگيمو همونطور که
، عشقَم کِشيده پيش رفتم

00:24:02.873 --> 00:24:04.872
اما ، حالا ، عوضِش ميکنم و همونطور که
. تو ميخواي ، زندگي ميکنم

00:24:04.873 --> 00:24:06.873
من همين وضعيتي که الان داريمُ
. دوس دارم

00:24:07.873 --> 00:24:09.872
و دليلِت ؟

00:24:09.873 --> 00:24:11.872
نميخوام توي رابطه اي باشم که توش ذره اي
. هيجان نباشه و قابل پيش بيني باشه

00:24:11.873 --> 00:24:13.872
اگه ازدواج کنيم ، ديگه همه چي
، برامون خسته کننده و تکراري ميشه و

00:24:13.873 --> 00:24:16.873
ديگه اسرارآميز بودنِ رابطه ـمون
. از بين ميره

00:24:18.873 --> 00:24:21.872
. هرگز اينطور نميشه -
. آره ، همون که تو ميگي -

00:24:21.873 --> 00:24:24.872
آخه گفته بودي من به خداحافظي کردن
، از بقيه ديگه عادت کردم

00:24:24.873 --> 00:24:27.873
و همينطورم . . ممکنه آخرسر
، بهت خيانت کنم

00:24:29.873 --> 00:24:31.458
و اينَم ميدونم که اگه قرار بود
، از دستم خسته بشي

00:24:31.500 --> 00:24:33.872
تمام قول هايي که تاحالا بهم داديمُ
، زير پا ميذاري و

00:24:33.873 --> 00:24:35.872
آخرسر بهم خيانت ميکني و
. منو تک و تنها ميذاري

00:24:35.873 --> 00:24:37.872
. که البته تورو بابتِش سرزنش نميکنم

00:24:37.873 --> 00:24:40.872
پس ، يعني ماها دوتا خائنيم ؟

00:24:40.873 --> 00:24:42.872
. آره

00:24:42.873 --> 00:24:43.873
براي همينه که حتي اگرم
، ازدواج کنيم

00:24:43.874 --> 00:24:47.872
اگه نخوايم آخرسر بهم خيانت کنيم و
، يکيمون اون يکيُ ترک کنه

00:24:47.873 --> 00:24:51.872
بايد بيشتر روي هم تمرکز کنيم و
، بيشتر ملاحظه ي همديگه رو بکنيم

00:24:51.873 --> 00:24:54.873
بيشتر عاشقِ هم باشيم و بيشتر از الان
. سعي کنيم باهم خوب باشيم

00:24:55.873 --> 00:24:56.873
چي فکرميکني ؟

00:24:56.874 --> 00:24:58.872
ديگه وقتي براي خسته شدن
از دستِ هم نميمونه ، نه ؟

00:24:58.873 --> 00:25:02.872
حرفه ي کاريِ من چي ميشه ؟
جانگ جيول " ؟ "

00:25:02.873 --> 00:25:03.873
. . " جانگ "

00:25:04.873 --> 00:25:06.873
. هميشه گوشيُ به روم قطع ميکنه

00:25:07.873 --> 00:25:11.873
اصلا ميشه اين آدم يه کاري بکنه که
آخرسر منو عصبي نکنه ؟

00:25:14.124 --> 00:25:16.873
چرا ميخواستي اينجارو ببيني ؟

00:25:17.873 --> 00:25:20.872
، فکرکنم بايد "جانگ جيول"ـو ببينم
. منو به خونه ـش توي " سوچودونگ " ببر

00:25:20.873 --> 00:25:22.873
. و خودتَم ميتوني برگردي خونه

00:25:23.873 --> 00:25:27.708
مادرش و " هسو " چي ؟

00:25:28.873 --> 00:25:30.873
. بايد بهشون بگيم

00:25:35.873 --> 00:25:37.872
بله ، " چوي هو " ؟

00:25:37.873 --> 00:25:40.873
به تهيه کننده هام گفتم که نميتونيم درمورد
. پرونده ي " جانگ جيول " ، برنامه درُس کنيم

00:25:41.873 --> 00:25:45.873
به " جانگ جيول " بگو که
. يه زماني ميخوام باهم يه نوشيدني بخوريم

00:25:52.743 --> 00:25:53.743
، " مينيونگ "

00:25:54.987 --> 00:25:57.030
. بيا بريم يه آبجو بخوريم

00:26:00.197 --> 00:26:03.987
ديگه برات نامرئي نيستم ؟

00:26:06.987 --> 00:26:08.986
. ببخشيد ، اينو برام انجام بده

00:26:08.987 --> 00:26:10.987
. باورَم نميشه

00:26:21.987 --> 00:26:23.987
. اومدي

00:26:28.987 --> 00:26:30.987
. ميرم خونه و يه کمي استراحت ميکنم

00:26:34.987 --> 00:26:37.187
زنِ رئيس " کيم " داره
مراحلِ آخرِ سرطانِ ريه رو ميگذرونه ؛

00:26:37.987 --> 00:26:40.987
ميخوان همه چيُ بفروشن و
. توي کوهستان زندگي کنن

00:26:41.987 --> 00:26:43.387
. اين تلفنِ خداحافظيش براي هميشه بود

00:26:45.987 --> 00:26:47.987
! پدر

00:26:50.987 --> 00:26:52.987
به مامان چيزي نگو ، باشه ؟

00:26:53.987 --> 00:26:57.986
ترس اينکه نکنه مامان مارو ميذاشت و
، ميرفت و من بايد به پدر ميرسيدم

00:26:57.987 --> 00:27:00.986
ترس اينکه اگه تو نميتونستي
، به دانشکده ي پزشکي بري

00:27:00.987 --> 00:27:03.987
همين ترساي مسخره بودن که
. باعث شدن چشمِمونو به روي حقيقت ببنديم

00:27:04.987 --> 00:27:08.987
، فقط تو نيستي که اين چيزارو ميفهمي
. منم دخترِ مامانم

00:27:09.987 --> 00:27:11.987
. بابا ، بايد برم

00:27:15.987 --> 00:27:17.986
يه کم بيشتر بمون و قبل از اينکه بري
. با مامان شام بخور

00:27:17.987 --> 00:27:19.987
. ميدونم دارم چکار ميکنم

00:27:24.987 --> 00:27:26.986
. اين واقعا خوشمزَس

00:27:26.987 --> 00:27:29.987
اينا براي اينه که روي
. لباساتون غذا نريزه

00:27:31.987 --> 00:27:33.987
مادر کجاس ؟ -
. توي خونه ي پيشِ "هسو"ـئه -

00:27:35.987 --> 00:27:37.986
. صورتحسابِتون -
. ممنون -

00:27:37.987 --> 00:27:41.986
اين کوپنيِ که ميتونيد دفعه ي بعدي
. ازش استفاده کنيد

00:27:41.987 --> 00:27:43.986
. ممنون -
. ممنون -

00:27:43.987 --> 00:27:44.987
. خداحافظ

00:27:50.987 --> 00:27:52.987
. " اينجام ، " جيول

00:27:57.987 --> 00:27:59.986
وسط روز مشروب ميخوري ؟

00:27:59.987 --> 00:28:03.986
اين چه ريختيِ ؟

00:28:03.987 --> 00:28:07.987
، بخاطرِ ريشِ ، همين
. جديدا وقت نداشتم ريشَمو بزنم

00:28:10.987 --> 00:28:11.987
ميخواي ؟

00:28:14.987 --> 00:28:18.987
، واقعا يه کمي ميخوام
. اما ، بايد به نوشتن برسم

00:28:19.987 --> 00:28:22.986
دقيقا يه ساعت وقت دارم که
. پيشِت بمونم

00:28:22.987 --> 00:28:24.986
. عجب آدمِ نامَردي هستي

00:28:24.987 --> 00:28:26.986
. امروز ، تمام وقتِت مالِ منه

00:28:26.987 --> 00:28:30.986
تو حتي "هسو"ـيِ خودمو ازم گرفتي و
حتي نميتوني تمام روزِتُ به من بدي ؟

00:28:30.987 --> 00:28:32.986
. مرتيکه يِ خودخواهِ بدجنس

00:28:32.987 --> 00:28:34.987
. بخور

00:28:48.987 --> 00:28:50.987
! به درک بابا

00:28:57.987 --> 00:28:59.987
. چه پسرِ خوبي -
. خيلي خوشمزه بود -

00:29:01.987 --> 00:29:02.987
. خوب بايد مراقب باشي

00:29:02.988 --> 00:29:06.986
آدماي زيادي بودن که هدف دار و
، حسابي عشقِ درس و کتاب بودن و

00:29:06.987 --> 00:29:09.987
بعدش بخاطر من ، زندگيشون يهويي
. از اين رو به اون رو شده

00:29:10.987 --> 00:29:14.986
براي چي اينطورِشون ميکني ؟ -
. بخاطرِ حفظ سلامتِ روانيشون -

00:29:14.987 --> 00:29:18.986
اونا هميشه آدماي به شدت سفت و
، مرتبي بودن

00:29:18.987 --> 00:29:22.986
و هرازگاهي ، کمکِشون ميکنم که
. ذهنِشونو آروم کنن و راحت باشن

00:29:22.987 --> 00:29:26.987
اينکار ، براي آرامشِ روانيِ هر آدمي
. خيلي خوب و عاليه

00:29:27.987 --> 00:29:30.987
. نه ، بنظر ميرسه نابودکننده باشه -
. بخور -

00:29:44.987 --> 00:29:46.986
. برو اينو بيرون بخور

00:29:46.987 --> 00:29:49.987
چرا درست کنار گوشِ من اين همه
سر و صدا با خوردنِش راه انداختي ؟

00:29:54.987 --> 00:29:57.697
بيا بريم لباس بخريم و بعدش ميتونيم
. بيرون شام بخوريم

00:29:57.987 --> 00:30:00.986
هان ؟
. زودباش ديگه ، پاشو

00:30:00.987 --> 00:30:02.986
چرا يهويي عشقِ لباس خريدن شدي ؟

00:30:02.987 --> 00:30:05.307
پس ، ميخواي بجاش بهت پول بدم ؟

00:30:08.987 --> 00:30:09.987
تو چِت شده ؟

00:30:11.987 --> 00:30:14.987
آخه انگار ناراحتي و منم ميخوام
. حالِتُ بهتر کنم

00:30:15.987 --> 00:30:17.986
واقعا ، تو چِت شده ؟

00:30:17.987 --> 00:30:19.987
. نميدونم ، حس و حالِ خوبي دارم

00:30:21.987 --> 00:30:22.987
. نخير ، ممنون

00:30:22.988 --> 00:30:25.986
نميخوام بهم پول بدي و بخاطرِش
. خودتُ برام بگيري و از بالا نگام کني

00:30:25.987 --> 00:30:28.987
مگه اينا چه اشکالي داره ؟
. لذت پول دادن به تو ، همينه ديگه

00:30:34.987 --> 00:30:37.347
اگه " جيول " ميگه ميخواد باهات
. ازدواج کنه ، پس باهاش ازدواج کن

00:30:38.987 --> 00:30:42.986
اصلا پولي براي عروسيِ من داري ؟ -
. خودت که يه عالمه پول درمياري -

00:30:42.987 --> 00:30:45.986
ميخوام تمام اون پولُ براي سفرِ
. سال آينده ـم استفاده کنم

00:30:45.987 --> 00:30:47.987
. اينقدر مسخره بازي درنيار ، بچه

00:30:51.987 --> 00:30:52.987
. مامان

00:30:52.988 --> 00:30:55.987
، حالا که ديگه بلند شدي
. بيا بريم لباس بخريم

00:31:01.987 --> 00:31:06.986
آدماي زيادي وضعيتِ پدرتُ
، مسخره ميکنن و بهش ميخندن

00:31:06.987 --> 00:31:09.987
زياد پيش نمياد يکي همچين چيزيُ
. به اين راحتي قبول کنه

00:31:10.987 --> 00:31:12.986
اگه " جيول " ميخواد باهات
. ازدواج کنه ، همينکارو بکن

00:31:12.987 --> 00:31:15.986
. ببين داري چي ميگي

00:31:15.987 --> 00:31:20.986
حتي با هيچ بدبختي که حرفي درمورد
. وضعيتِ پدر بزنه ، قرارَم نميذارم

00:31:20.987 --> 00:31:21.987
. حالا اونا که نميخوان مراقبِش باشن

00:31:21.988 --> 00:31:23.987
. تويي که مراقبِشي

00:31:28.987 --> 00:31:32.987
آقاي " کيم " بخاطرِ مريضيِ زنِش ، داره
. ميره توي کوهستان زندگي کنه

00:31:33.987 --> 00:31:35.986
. ديگه باهم در تماس نيستيم

00:31:35.987 --> 00:31:37.987
. خواستم بدوني

00:31:38.987 --> 00:31:41.986
حالا شماها که چندان بهم نزديک نبوديد ؛

00:31:41.987 --> 00:31:44.107
ميدونم فقط هرازگاهي
. باهاش حرف ميزدي

00:31:46.987 --> 00:31:48.987
چيه ؟
چيزي ميخواي بگي ؟

00:31:51.987 --> 00:31:52.987
. نه

00:31:52.988 --> 00:31:54.986
. باشه ، بريم بيرون

00:31:54.987 --> 00:31:59.986
ميخوام ببينم دخترِ موفقَم چيا ميخواد
. برم بخره

00:31:59.987 --> 00:32:02.986
به " يونسو " هم بگيم بياد ؟ -
. نه -

00:32:02.987 --> 00:32:04.987
. امروز ، تو مالِ خودمي

00:32:06.987 --> 00:32:08.987
. زودباش ، بيا بريم

00:32:13.987 --> 00:32:14.987
واقعا ؟

00:32:16.987 --> 00:32:22.986
واقعا شوکه شده بودم ، سعي کردم
. چيزي نشون ندم ، اما ، نشد

00:32:22.987 --> 00:32:24.986
، شايد چيز زيادي ازش ندونم

00:32:24.987 --> 00:32:27.986
اما ، اينو ميدونم که بيمارايي که
، مشکل انحراف جنسي دارن

00:32:27.987 --> 00:32:30.987
هيچوقت به خوديِ خود
. دنبالِ درمانِ مشکلِشون نميرن

00:32:31.987 --> 00:32:35.986
. دروغ ميگي -
. نه ، دروغ کجا بود

00:32:35.987 --> 00:32:38.986
، دکتر که دروغ نميگه
. دارم حقيقتُ ميگم

00:32:38.987 --> 00:32:42.986
، يه کُت بارونيِ بلند تنِش بود و

00:32:42.987 --> 00:32:44.986
، با يه قيافه ي خيلي جدي اومده بود پيشَم

00:32:44.987 --> 00:32:49.986
ميگفت که مرد کُت باروني پوشِ
، معروفي بوده که تو بيست سال گذشته

00:32:49.987 --> 00:32:54.987
جلوي دبيرستان ، خودشُ به بچه هاي
. مدرسه نشون ميداده

00:32:56.987 --> 00:32:58.986
براي چي اومده بود پيشِ تو ؟

00:32:58.987 --> 00:33:00.986
، ميگفت بخاطرِ اين اومده پيشَم که

00:33:00.987 --> 00:33:03.986
، يه روز ، به يه مدرسه اي ميره و

00:33:03.987 --> 00:33:06.987
حسابي کتُ باز ميکنه و
، همه چيُ به همه نشون ميده

00:33:07.987 --> 00:33:11.986
بعدش يکي از دوستاي دخترش
. . اونو ميبينه و ميگه

00:33:11.987 --> 00:33:15.987
« . . خداي من ؛ آجوشي ، شما »

00:33:16.987 --> 00:33:18.107
. همونوقت ميفهمه که پدرِ دوستِشه

00:33:19.987 --> 00:33:22.986
شانس آورده دخترش اونو درحالِ
. انجام چنين کاري نديده بوده

00:33:22.987 --> 00:33:25.987
حالا درمانِش کردي ؟ -
فکرکردي داري با کي حرف ميزني ؟ -

00:33:26.987 --> 00:33:30.987
. با رفتاردرماني و دارو ، خوبِ خوبِش کردم

00:33:31.987 --> 00:33:33.986
چه جور رفتاردرماني ـيي ؟

00:33:33.987 --> 00:33:35.986
، قدم اول

00:33:35.987 --> 00:33:39.987
بهش گفتم از شر تک تک کُت باروني هايي که
. توي خونه داره ، خلاص بشه

00:33:44.987 --> 00:33:45.987
، قدم دوم

00:33:45.988 --> 00:33:51.987
از شرِ شلواراي کمرکِشي ـيي که
. به راحتي ميان پايين ، خلاص بشه

00:33:52.987 --> 00:33:58.987
بجاشون شلواراييُ استفاده کنه که يه عالمه
، دکمه هاي کوچيک و محکم دارن

00:33:59.987 --> 00:34:01.986
تا اينطوري ديگه درآوردنِش راحت نباشه ؛

00:34:01.987 --> 00:34:03.987
اينطوري ديگه هرگز نميتونه
. شلوارِشُ همينطور بکِشه پايين

00:34:04.987 --> 00:34:06.987
. نکته ي اصلي همينه

00:34:07.987 --> 00:34:12.987
، هروقت که اون حمله ي جنسي بهش دست ميده
ميخواد شلوارِشُ بکِشه پايين ؛

00:34:13.987 --> 00:34:15.986
، اما ، چون نميتونه دکمه هارو باز کنه
. درنتيجه نميتونه شلوارِشُ بده پايين

00:34:15.987 --> 00:34:19.986
يه دکمه رو باز ميکني ، بعد يکي ديگه و
، بعد همينطور يکي يکي دکمه هارو باز ميکنه

00:34:19.987 --> 00:34:22.987
، وقتي که ثانيه ها اينطوري ميگذره

00:34:23.987 --> 00:34:25.986
زمان به اندازه ي کافي ميگذره و
. ديگه اون حمله ي جنسيُ از دست ميده

00:34:25.987 --> 00:34:29.986
بارها اون تمايلُ از دست ميده و
، بعد از يه مدت

00:34:29.987 --> 00:34:34.986
خودش متوجه ميشه بي اينکه نيازي
، به پايين کِشيدنِ شلوار باشه

00:34:34.987 --> 00:34:36.987
بايد صبر کنه و اون تمايل خودش
. فروکِش ميکنه

00:34:41.987 --> 00:34:43.987
. اين ديگه آخرِش بود

00:34:46.987 --> 00:34:48.987
، مادرم

00:34:49.987 --> 00:34:51.986
. بهم زنگ زده بود

00:34:51.987 --> 00:34:54.986
، ميگفت که برادرم ميخواد وقتي که آزاد شد
. پيش اون زندگي کنه

00:34:54.987 --> 00:34:56.986
. اينقدر خوشحال بود که نگو

00:34:56.987 --> 00:34:59.987
. ممنون ، هيونگ نيم -
. نه ، کاري نکردم -

00:35:03.987 --> 00:35:04.987
، راستي

00:35:04.988 --> 00:35:07.987
کانگوو " به اون بيمارستان رفت يا نه ؟ "

00:35:11.987 --> 00:35:13.986
. يادمه ميگفتي مريضه

00:35:13.987 --> 00:35:17.987
نگفته بودي که لرزش دست داره و
همَش سُرفه ميکنه ؟

00:35:18.987 --> 00:35:22.987
. ميگفت بيمارستان گفته مشکلي نداره

00:35:24.987 --> 00:35:28.987
چطوري شماها باهم دوست شديد ؟

00:35:30.987 --> 00:35:32.986
. بخاطرِ نويسندگي بود

00:35:32.987 --> 00:35:35.987
. آخه نويسندگي ، تنها دار و ندارِمونه

00:35:37.987 --> 00:35:40.667
يا . . بخاطر اينه که هردومون موقع
. بزرگ شدن ، زيادي کُتک خورديم

00:35:41.987 --> 00:35:43.987
. راستش ، مطمئن نيستم کدومه

00:35:45.987 --> 00:35:49.987
از کِي تاحالا اين همه زياد
همديگه رو ميبينيد ؟

00:35:54.987 --> 00:35:58.986
، قبلا فقط هرازگاهي ميومد سراغَم

00:35:58.987 --> 00:36:02.987
، اما ، از وقتي با " هسو " آشنا شدم
. خيلي زياد مياد ديدنَم

00:36:06.987 --> 00:36:08.986
. . هميشه

00:36:08.987 --> 00:36:11.987
هميشه اينقدر خوش بين بودي و
مثبت فکرميکردي ؟

00:36:14.987 --> 00:36:16.986
. راستش نميخوام درموردش حرف بزنم

00:36:16.987 --> 00:36:22.987
بيخيال ، بگو ديگه ؛
. من که همه چيمُ بهت گفتم

00:36:25.700 --> 00:36:26.700
. نه

00:36:28.700 --> 00:36:30.699
، وقتي که بچه بودم

00:36:30.700 --> 00:36:33.700
يه بُزدلِ بي دست و پايي بودم که
، هميشه از همه وحشت داشتم

00:36:34.700 --> 00:36:37.700
، بعد از اتفاقي که براي پدرخونده ـم افتاد

00:36:39.700 --> 00:36:43.700
خودمو مجبور ميکردم که هميشه بابتِ
. همه چي ، خوش بين و با ديدِ مثبت باشم

00:36:45.700 --> 00:36:50.700
بخاطرِ مادرِ بيچاره ـم ، به خودم گفتم که
. ديگه نبايد ضعيف و ترسو باشم

00:36:51.700 --> 00:36:54.700
، هر روز تو آينه خودمو نگاه ميکردم و

00:36:55.700 --> 00:36:59.699
، حتي با اينکه اصلا تو حسِ خنديدن نبودم
. تمرين ميکردم و خودمو مجبور به خنديدن ميکردم

00:36:59.700 --> 00:37:04.699
همينطورم تمرين ميکردم که چطوري جُک بگم و
، روي مهارتِ هاي بزن بزن تمرين ميکردم

00:37:04.700 --> 00:37:07.700
حتي تمرين ميکردم که
. چطوري بايد آدمِ سرسختي باشم

00:37:12.700 --> 00:37:14.699
ماجراي شترهاي صحرا رو ميدوني ؟

00:37:14.700 --> 00:37:16.699
. البته که ميدونم

00:37:16.700 --> 00:37:21.700
بعد از يه ضربه ي رواني ، حتي وقتي که
، صبح ، صاحبِشون اونارو

00:37:22.700 --> 00:37:25.699
، از درخت باز ميکنه
. . چون هنوز يادِشونه که چطور

00:37:25.700 --> 00:37:29.699
، شبِ پيشُ به درخت بسته شده بودن . .

00:37:29.700 --> 00:37:31.700
با اينوجود ، بازم از جاشون تکون
. نميخورن و جايي نميرن

00:37:32.924 --> 00:37:33.924
. . من

00:37:34.924 --> 00:37:37.924
. نميخوام مثل اون شترا بشم

00:37:39.924 --> 00:37:43.923
، وقتي خورشيد توي آسمون مياد بالا
. ميخوام توانِ تشخيصِشُ داشتم

00:37:43.924 --> 00:37:45.924
. . براي همينَم

00:37:47.924 --> 00:37:49.923
. روي خودم کنترل ذهني انجام ميدم

00:37:49.924 --> 00:37:52.923
به خودم ميگم که گذشته ديگه گذشته و
. ديگه وجود نداره

00:37:52.924 --> 00:37:54.924
. به خودم ميگم که ديگه آزاد و راحتَم

00:37:55.924 --> 00:37:58.324
، به خودم ميگم که من قويَم
. خيلي خيلي قويَم

00:37:59.924 --> 00:38:02.924
درست مثل خورشيد که
، تاريکيُ دور ميکنه و

00:38:04.924 --> 00:38:07.924
. روشني و درخشندگيُ مياره

00:38:09.924 --> 00:38:13.924
درست مثل نور که تاريکيُ
، ميبلعه و از بين ميبره

00:38:15.924 --> 00:38:18.924
زندگيمو به درخشندگيِ خورشيد
، ميگذرونم و

00:38:19.924 --> 00:38:21.924
. قوي ميمونم

00:38:22.924 --> 00:38:24.923
قوي تر از کي ؟

00:38:24.924 --> 00:38:26.924
قوي تر از برادرت ؟

00:38:27.924 --> 00:38:29.924
. برادرم ضعيفه

00:38:30.924 --> 00:38:32.924
. اونقدر ضعيف که بهم ميبازه

00:38:37.924 --> 00:38:39.924
. . برادرم

00:38:41.924 --> 00:38:43.924
. بايد براش جبران بشه

00:38:46.924 --> 00:38:48.923
. تو که خوب براش جبران کردي

00:38:48.924 --> 00:38:52.923
تيونگ " بهم گفته که تو تقريبا "
. تمام دار و ندارِتُ به اون دادي

00:38:52.924 --> 00:38:53.924
. آره ، درسته

00:38:54.924 --> 00:38:55.924
. براش جبران کردم

00:38:56.924 --> 00:38:58.924
. اونَم خيلي زياد

00:39:01.924 --> 00:39:02.924
. . اما

00:39:04.924 --> 00:39:06.924
واقعا همه چيُ ميتونه براش جبران کنه ؟

00:39:12.924 --> 00:39:14.924
. مَست شدم

00:39:15.924 --> 00:39:17.924
. معمولا اين همه زياد نميخورم

00:39:22.924 --> 00:39:25.924
حالا ديگه چيه ؟

00:39:27.924 --> 00:39:29.924
چيه ؟

00:39:31.924 --> 00:39:33.924
. کانگوو"ـئه"

00:39:37.924 --> 00:39:39.924
. الو ؟ بگو

00:39:50.924 --> 00:39:51.924
، " نويسنده " جانگ

00:39:53.924 --> 00:39:55.923
، امروز برنده ي مسابقه رو اعلام کردن

00:39:55.924 --> 00:39:58.924
. من موفق نشدم

00:40:00.924 --> 00:40:04.924
، اما ، اشکالي نداره
. هميشه سالِ ديگه هم هست

00:40:05.924 --> 00:40:06.924
، اما

00:40:09.924 --> 00:40:13.924
فقط نگرانم که نکنه
. از من نا اميد شده باشي

00:40:15.924 --> 00:40:19.924
، حتي اگرم تمام آدماي دنيا ازت نا اميد بشن

00:40:20.924 --> 00:40:23.924
. من يکي هرگز ازت نا اميد نميشم

00:40:25.924 --> 00:40:29.923
ميخواي بيايي اينجا ؟

00:40:29.924 --> 00:40:31.924
. نه ، نيازي نيست

00:40:32.924 --> 00:40:33.924
. بايد برم ديدنِ مادرم

00:40:33.925 --> 00:40:36.923
امروز حقوقِشُ ميگيره و امشبُ ميخوايم
. باهم شام بخوريم

00:40:36.924 --> 00:40:37.924
. خداحافظ

00:40:54.924 --> 00:40:56.923
. زودباش ، پاشو

00:40:56.924 --> 00:40:58.924
! زودباش ، پاشو ديگه

00:40:59.924 --> 00:41:02.924
شما دوتا مُختون خورده به جايي ؟

00:41:03.924 --> 00:41:06.923
. واقعا که چقدر کله شقِه

00:41:06.924 --> 00:41:10.923
ميگفت خجالت ميکِشه تو حالِ مَستي ببينيش و
. براي همينم گفت بيارمِش اينجا

00:41:10.924 --> 00:41:12.923
از حال رفته ، نه ؟
! هِي

00:41:12.924 --> 00:41:14.924
. سرِتُ بگير بالا و منو نگاه کن

00:41:16.924 --> 00:41:18.923
حتي نميتوني توي چشمام نگاه کني ؟

00:41:18.924 --> 00:41:21.923
. الانه که قاطي کنم -
. برو بالا و "سوکانگ"ـو بيار -

00:41:21.924 --> 00:41:23.923
اينکه خودشُ روي پاهاش نگه داره که
. نميتونه راه بره

00:41:23.924 --> 00:41:25.924
. سوکانگ " افسرده شده " -
براي چي ؟ -

00:41:26.924 --> 00:41:29.924
. جلوي " سونيو " با پدرش دعواش شده

00:41:30.924 --> 00:41:34.924
. چه ضدحال -
. ميتوني راه بري ؟ بيا ، پاشو -

00:41:37.924 --> 00:41:39.923
، من کمکِش ميکنم
. دوست پسرِ خودمه

00:41:39.924 --> 00:41:41.924
. بيا

00:41:42.924 --> 00:41:44.924
. بيا ببينم ميتوني راه بري يا نه

00:41:45.924 --> 00:41:48.923
شماها با اين همه ماچ و بوسه
. ديگه داريد حالَمو بهم ميزنيد

00:41:48.924 --> 00:41:51.923
. اينطوري لب هاتونُ نابود ميکنيد

00:41:51.924 --> 00:41:53.923
. يه قدم يه قدم بيا -
. يه قدم -

00:41:53.924 --> 00:41:55.924
. حالا يکي ديگه

00:41:56.924 --> 00:41:58.923
. آفرين ، دوس پسرِ خودمي

00:41:58.924 --> 00:42:02.923
ببين بعد از اين همه مشروبي که
. بالا دادي ، چه خوب داري راه ميري

00:42:02.924 --> 00:42:03.924
. بريم

00:42:13.924 --> 00:42:15.004
سوکانگ " . . کجاس ؟ "

00:42:15.924 --> 00:42:18.924
چرا نميري بخوابي ؟
. الان حسابي مَستي

00:42:19.924 --> 00:42:23.924
. ميخوام "سوکانگ"ـو ببينم -
از همين که منو امشب ديدي ، خوشحال نيستي ؟ -

00:42:28.924 --> 00:42:30.923
. سونيو " ميگه ميخواد منو ببينه "

00:42:30.924 --> 00:42:31.924
برم يا نه ؟

00:42:33.924 --> 00:42:35.924
. بايد بري

00:42:40.924 --> 00:42:42.924
« پارک سوکانگ »

00:42:46.924 --> 00:42:48.923
چرا زنگ ميزني ؟

00:42:48.924 --> 00:42:50.923
چرا خودت نميايي درُ باز کني ؟ -
. بيا تو -

00:42:50.924 --> 00:42:52.924
. توي حياط ميبينمت

00:42:59.924 --> 00:43:03.801
اگه اين بچه پُررو بخاطر اينکه دعوامو
با پدرم ديده ، بخواد مسخره ـم کنه ، چي ؟

00:43:03.843 --> 00:43:06.924
حتي وقتتُ سرِ دختري که براي بقيه
. احترام قائل نيست ، هدر نده

00:43:07.924 --> 00:43:10.004
و خودتُ هم با آويزون شدن بهش
. کوچيک نکن

00:43:10.924 --> 00:43:12.924
اين چيزا بهت نميخوره ، گرفتي ؟

00:43:14.924 --> 00:43:16.724
. بالاخره خوب منو شناختي

00:43:16.924 --> 00:43:19.923
چرا " سونيو " مثل ارواح سرگردون داره
توي حياط ميچرخه ؟

00:43:19.924 --> 00:43:20.924
. برو پايين و باهاش حرف بزن

00:43:20.925 --> 00:43:23.565
، حتي اگرم باهاش بهم زدي
. باز بايد ادبِتُ حفظ کني

00:43:30.924 --> 00:43:33.924
! پارک سوکانگ " ، برو بترکون " -
! سوکانگ " ، برو بترکون " -

00:43:34.924 --> 00:43:36.923
، اينقدر دندوناتُ روهم فشار نده
. اينطوري نابودِشون ميکني

00:43:36.924 --> 00:43:38.924
. آروم باش و باهاش حرف بزن

00:43:57.924 --> 00:43:59.923
چيه ؟ -
. هيچي -

00:43:59.924 --> 00:44:01.004
. فقط ميخواستم ببينمت

00:44:02.924 --> 00:44:03.924
. حالا که منو ديدي ، برو خونه

00:44:03.925 --> 00:44:07.924
اونروز که رفته بوديم کلوب ، خيلي
. از رقصِت خوشم اومد

00:44:08.924 --> 00:44:10.924
خب ؟

00:44:11.924 --> 00:44:13.923
. دارم ميگم که از رقصِت خوشم اومده

00:44:13.924 --> 00:44:17.564
راستي ، بابام ديگه آشغال توي خونه انبار نميکنه و
. ديگه اونارو ميفروشه و پول ميگيره

00:44:19.924 --> 00:44:23.923
اينطور نيست که پدرم ازم متنفر باشه يا
، مايه ي شرمندگيش باشم

00:44:23.924 --> 00:44:25.924
. بخاطرِ وضعيتي که دارم ، ناراحته

00:44:27.924 --> 00:44:30.244
، اگه ميخواي به خانوادَم توهين کني
. پس بهتره بري گُمشي

00:44:30.924 --> 00:44:33.324
و اگه پول ميخواي ، برو يه جاي ديگه
. دنبالِش

00:44:41.924 --> 00:44:45.467
تاحالا . . با هيچ دختري نبودم که
. . اون اول بوسَم کرده باشه

00:45:36.924 --> 00:45:41.923
بالاخره اين دوره يِ سرماي طولاني مدتِش . .
. داره تموم ميشه

00:45:41.924 --> 00:45:43.924
. بهت افتخار ميکنم

00:46:11.924 --> 00:46:13.924
، " يونگجين "
. ببخشيد ديروقت بهت زنگ ميزنم

00:46:15.924 --> 00:46:18.923
يه پرونده ي خيلي مهمي دارم و
. ميخوام نظرِتُ درمورش بهم بگي

00:46:18.924 --> 00:46:20.924
فردا وقت داري ؟

00:46:42.924 --> 00:46:45.924
پارک سوکانگ " ، تو مَردترين مَردي " »
. « هستي که تاحالا تو زندگيم ديدم

00:46:51.924 --> 00:46:54.924
چرا فقط براي " سوکانگ " نوشته ميذاري و
نه براي من ؟

00:46:56.924 --> 00:46:57.924
. همينطوري ديگه

00:46:58.924 --> 00:47:01.923
! همينطوري ديگه به کونَم
. فقط ميخواي حسوديم گُل کنه

00:47:01.924 --> 00:47:03.924
. درسته

00:47:06.924 --> 00:47:10.924
چرا تو اين چندروزِ گذشته ، ديگه
ازم درخواستِ ازدواج نکردي ؟

00:47:11.924 --> 00:47:14.084
چون اگه همَش حرفِشُ بزنم که
. ديگه مسخره و تکراري ميشه

00:47:16.924 --> 00:47:18.923
. جمعه ميبينمت و اين ريشِتُ هم بزن

00:47:18.924 --> 00:47:20.924
. باشه

00:47:38.924 --> 00:47:40.923
، " جيول "

00:47:40.924 --> 00:47:43.923
شوکه شدي از اينکه ديدي
قراره اينقدر زود آزاد بشم ، نه ؟

00:47:43.924 --> 00:47:44.924
هان ؟

00:47:46.924 --> 00:47:51.924
، بيا همديگه رو ببيينيم ، فقط خودمون دوتا
. نذار مامان يا دکتر " جو " بفهمن

00:47:52.924 --> 00:47:56.467
همديگه رو ميبينيم و اتفاقي که
. چهارده سال پيش افتادُ باهم مرور ميکنيم

00:47:56.924 --> 00:48:00.924
ميبينيم کي بوده که
. با چاقو به اون مرتيکه زده بوده

00:48:04.924 --> 00:48:08.923
بازم فايده اي به حالِت نداره ، چون تو بودي که
. به اون حرومزاده چاقو زدي

00:48:08.924 --> 00:48:10.924
. خودت که اينو ميدوني

00:48:11.924 --> 00:48:14.923
مامان خيلي ناراحت ميشه که بفهمه
. درواقع تو بودي که به اون يارو چاقو زدي

00:48:14.924 --> 00:48:16.923
موافق نيستي ؟

00:48:16.924 --> 00:48:19.924
. اما ، درهرحال بايد بدونه

00:48:20.924 --> 00:48:22.924
. بايد حقيقتُ بدونه

00:48:39.924 --> 00:48:42.924
« هان کانگوو »

00:48:59.924 --> 00:49:03.923
اسمِش "ناتاشا آرُوسکي"ـه و
. بيست و شش سالِشه

00:49:03.924 --> 00:49:07.923
يه روسيه اي هست که ازدواج بين المللي داشته و
. مشکل حاملگيِ کاذب داره

00:49:07.924 --> 00:49:11.923
دو روز پيش که سونوگرافي رفته بوده
، ميفهمه درواقع حامله نبوده و

00:49:11.924 --> 00:49:13.923
. ميخواسته رگِشُ بزنه و خودکُشي کنه

00:49:13.924 --> 00:49:17.923
، از قبل دو مورد سقط جنين داشته
. خيلي حاملگي ذهنشُ درگيرِ خودش کرده

00:49:17.924 --> 00:49:20.923
با توجه به خوابيدنِ ورمِ شکمِش
، از ديروز تاحالا

00:49:20.924 --> 00:49:21.924
. بنظر ميرسه که متوجه وضعيتِ روانيش هست

00:49:22.924 --> 00:49:24.923
. دچار افسردگيِ شديدِه

00:49:24.924 --> 00:49:27.923
، فقط يه تصورِ خياليِ ساخته ي ذهنِش بوده
. . پس چطوريِ که هورمون هاش تغيير پيدا کرده و

00:49:27.924 --> 00:49:30.205
سينه هاش بزرگ شده و . .
شکمِش ورم کرده بوده ؟

00:49:30.924 --> 00:49:33.924
مگه نگفته بودم که ذهن ، بدنُ کنترل ميکنه ؟

00:49:34.924 --> 00:49:37.923
با مرکزدرماني تماس ميگيريم و
. ازشون کمک ميخوايم

00:49:37.924 --> 00:49:39.884
. باشه

00:49:42.924 --> 00:49:45.924
. سلام -
. سلام -

00:49:46.924 --> 00:49:48.924
جيوُن " ، بهت خوش ميگذره ؟ " -
. آره -

00:49:53.924 --> 00:49:55.923
بيمارِ ديروزِ دکتر " لي " چي شد ؟

00:49:55.924 --> 00:49:59.923
، دوقطبيِ و به مدت پنج سال مشکلي نداشته

00:49:59.924 --> 00:50:01.923
. اما ، جديدا بيماريش عود کرده

00:50:01.924 --> 00:50:03.923
چه بد که زودتر از اينا نيومده
. کمک بگيره

00:50:03.924 --> 00:50:06.124
تمام هفته رو خودش تنهايي
. توي اون اتاق بوده

00:50:07.924 --> 00:50:10.924
چکار کنم ؟

00:50:11.801 --> 00:50:13.923
. ازدواج کن

00:50:13.924 --> 00:50:15.923
چي ؟

00:50:15.924 --> 00:50:18.124
ميدوني اگه ازدواج کنم ، چه چيزاييُ
از دست ميدم ؟

00:50:19.924 --> 00:50:22.284
، اگه فکرميکني قراره چيزيُ از دست بدي
. خب ، ازدواج نکن

00:50:22.924 --> 00:50:24.924
اما ، اگه ميبيني چيزاي بيشتري
. بدست مياري ، ازدواج کن

00:50:27.924 --> 00:50:29.923
. نميدونم

00:50:29.924 --> 00:50:31.924
، بعد از اين همه سال زندگي

00:50:32.924 --> 00:50:35.923
يه وقتايي بوده که بخاطر اين غرورِ زيادَم
، از دست خودم ناراحت ميشدم

00:50:35.924 --> 00:50:41.924
چطور تونستم بخاطرِ کارَم ، بيخيالِ مَردي که
عاشقشَم و بچه دار شدن ، بشم ؟

00:50:43.924 --> 00:50:45.964
و درعوضِ بيخيال شدنِ اونا ، چيا
تونستم بدست بيارم ؟

00:50:46.924 --> 00:50:48.924
. تو دکترِ سرپرستِ بخشِمون هستي

00:50:49.924 --> 00:50:52.924
، اگه بچه دار ميشدم

00:50:53.924 --> 00:50:55.924
. حتي ممکن بود دکترِ خيلي بهتريَم بشم

00:51:00.924 --> 00:51:02.924
. اينَم حرفيه

00:51:12.924 --> 00:51:15.924
الان چه حس و حالي داري ؟

00:51:17.924 --> 00:51:19.924
، با اينکه احساس عذاب وجدان ميکنم

00:51:20.924 --> 00:51:23.924
اما ، همين باعث ميشه
. به بيمارام بيشتر اهميت بدم

00:51:24.924 --> 00:51:28.924
با اين فکر که ميتونم تمام بيمارامُ خوب کنم
، به خودم افتخار ميکنم و

00:51:29.924 --> 00:51:32.284
و کمک ميکنم که بيمارام اراده يِ
. محکم تري داشته باشن

00:51:34.924 --> 00:51:36.924
اين همون چيزيه که سعي ميکنم
. خودمو باهاش راضي کنم

00:51:38.924 --> 00:51:40.244
. من احترامِ زيادي برات قائلَم

00:51:47.924 --> 00:51:49.924
. نميدونستم شما دوتا باهم هستيد

00:51:51.924 --> 00:51:54.924
خيلي خب ، ديگه ميرم ؛
. ميتونيد باهم تنها باشيد

00:51:56.924 --> 00:51:59.924
اما ، يادتون باشه که يهويي
از خط قرمز نريد اونور . . خيلي خب ؟

00:52:02.924 --> 00:52:04.924
، " هسو "

00:52:05.008 --> 00:52:07.924
تو آدم قوي ـيي هستي ، مگه نه ؟

00:52:09.924 --> 00:52:11.924
. آره که هستم

00:52:12.924 --> 00:52:14.924
چرا اينطوري نگام ميکني ؟

00:52:16.924 --> 00:52:19.924
، وِلم کن
. بايد به شيفتَم برسم

00:52:32.924 --> 00:52:34.924
چرا اين شکلي شدي ؟

00:52:45.924 --> 00:52:46.924
، " جانگ جيول "

00:52:46.925 --> 00:52:48.924
. بيماريِ رواني داره

00:52:54.924 --> 00:52:55.924
جديِ ؟

00:52:57.924 --> 00:52:58.924
. آره

00:53:07.924 --> 00:53:08.964
. بريم دفترِ تو

00:53:21.924 --> 00:53:24.964
بنظر ميرسه عذاب وجدانِ شديدي
. بابتِ برادرش داره

00:53:26.924 --> 00:53:28.923
ميدونم اينکارو بخاطرش مادرش
، کرده بوده

00:53:28.924 --> 00:53:31.923
اما ، بعد از اينکه به دروغ گفته
، برادرش مجرم بوده

00:53:31.924 --> 00:53:35.717
، شک دارم بعنوان يه بچه ي شونزده ساله
. تونسته باشه يه زندگيِ سالم و عادي داشته باشه

00:53:36.924 --> 00:53:38.924
. مطمئنم منم بودم ، همين مشکلُ پيدا ميکردم

00:53:39.924 --> 00:53:44.923
چاره ي ديگه اي جز ترکِ برادرم و
، نجاتِ مادرم

00:53:44.924 --> 00:53:46.923
. از زندگيِ پُر از کُتک خوردن و عذاب نداشتم

00:53:46.924 --> 00:53:49.924
بايد مادرشُ نجات ميدادم ، درنتيجه ، بنظرم
. کارِ اشتباهي نکردم

00:53:50.924 --> 00:53:53.923
، اون وضعيت خودش پيچيده بود
. من هيچ کارِ اشتباهي مرتکب نشدم

00:53:53.924 --> 00:53:56.923
روش سالم براي کنار اومدن و پشت سر
، گذاشتنِ اين قضيه ، گفتنِ اين چيزا بوده

00:53:56.924 --> 00:54:00.923
اما ، " جيول " زيادي خوش قلبه و نتونسته
، خودشُ ببخشه

00:54:00.924 --> 00:54:03.923
براي همين ، توي ذهنِش " کانگوو " رو که
، شبيهِ خودش بوده ، ساخته

00:54:03.924 --> 00:54:05.164
. تا بتونه ازش محافظت کنه

00:54:08.924 --> 00:54:11.924
. فکرکنم مادرش مشکل بزرگتري داشته

00:54:12.426 --> 00:54:13.923
چون اون بعدا متوجه شده که
، چکار کرده و

00:54:13.924 --> 00:54:16.164
بعدش ديگه نتونسته با کاري که
. کرده ، زندگي کنه

00:54:16.924 --> 00:54:20.923
مطمئنم ميخواسته مادرشُ توي همين
، وضعيتِ گسستگي نگه داره تا

00:54:20.924 --> 00:54:22.923
. اون هرگز متوجه حقيقت نشه

00:54:22.924 --> 00:54:24.923
احتمالا همين بوده که
. وضعيتِشُ بدتر کرده

00:54:24.924 --> 00:54:29.923
" مشکل اينجاس که ، توهمِش از " کانگوو
، بطور مداوم

00:54:29.924 --> 00:54:32.923
بيش از سه ساله که ادامه داره و
. اوضاعِش فقط بدتر شده

00:54:32.924 --> 00:54:34.923
. . بدترين حالتِ ممکن اينه که

00:54:34.924 --> 00:54:37.923
، توهماتِش اينقدر بنظرش واقعي باشه و

00:54:37.924 --> 00:54:42.923
فکرنکنم ديگه بتونيم "جيول"ـو راضي کنيم که
. کانگوو " ، شخصيتِ واقعي نيست "

00:54:42.924 --> 00:54:47.923
ميدونم ؛ يه بيماري داشتم که
، توهم زنِ مرحومِشُ توي ذهنِش ساخته بود

00:54:47.924 --> 00:54:50.084
و براي بيش از بيست سال
. با همون توهم زندگي کرده بود

00:54:51.924 --> 00:54:53.923
. بايد فورا درموردش به " هسو " بگيم

00:54:53.924 --> 00:54:57.924
همون ويدئو ، براي اينکه مجبورِش کنيم
. به بيمارستان بياد ، کافيه

00:54:58.924 --> 00:55:01.923
ميگه ميترسه که نکنه " کانگوو " تو
، خطر باشه و اذيت بشه و

00:55:01.924 --> 00:55:05.244
زندگيِ خودشُ داره نابود ميکنه که
. بتونه از " کانگوو " محافظت کنه

00:55:05.924 --> 00:55:09.923
هرچي بيشتر اينکارو بندازيم عقب ، امکانِ
. صدمه ديدنِ " هسو " هم بيشتر ميشه

00:55:09.924 --> 00:55:13.923
يادته " يوچول " براي نجاتِ " هجين " چطوري
، از کوهستان خودشُ

00:55:13.924 --> 00:55:15.524
پرت کرد پايين که نجاتِش بده ؟

00:55:27.924 --> 00:55:29.924
، " هسو "

00:55:30.924 --> 00:55:34.124
وقتي امشب کارِت تموم شد ، ميخوام که
. يه سر بيايي دفترَم

00:55:35.924 --> 00:55:37.923
. آره ، فوريه

00:55:37.924 --> 00:55:39.004
. باشه ، بعدا ميبينمت

00:55:44.924 --> 00:55:47.923
براي چي فيلم "قبل از نيمه شب"ـو با وجود اينکه
. . مشکلاتِ افسرده کننده يِ يه زوج متاهل که

00:55:47.924 --> 00:55:49.923
توي دهه ي چهل سالگي هستنُ . .
انتخاب کرديد ؟

00:55:49.924 --> 00:55:52.923
. . درمورد ازدواج

00:55:52.924 --> 00:55:55.923
، بنظر ميرسه هنوز مجرد باشيد
شما متاهلي ؟

00:55:55.924 --> 00:55:58.924
. تو اون لحظه خيلي عوضي بازي درآوردي

00:56:00.924 --> 00:56:02.924
. آره ، موافقم

00:56:03.924 --> 00:56:04.924
غذا خوردي ؟

00:56:04.925 --> 00:56:06.924
. بايد برگردم سرِ کار ، خداحافظ

00:56:07.924 --> 00:56:09.923
. نميخوام ازدواج کنم

00:56:09.924 --> 00:56:11.923
. آره ، ميدونم

00:56:11.924 --> 00:56:13.923
يعني چي ؟ چرا حرفَمو جدي نگرفتي ؟

00:56:13.924 --> 00:56:15.923
. دارم سعي ميکنم سرِ عقل بيارمِت

00:56:15.924 --> 00:56:17.924
. ديگه قطع ميکنم

00:56:41.924 --> 00:56:44.923
<c.color80ffff>. آثارِ وجودِ " هسو " توي اينجا . . يک</c>

00:56:44.924 --> 00:56:47.924
<c.color80ffff>. آثارِ وجودِ " هسو " توي اينجا . . دو</c>

00:56:50.924 --> 00:56:53.924
<c.color80ffff>. آثارِ وجودِ " هسو " توي اينجا . . سه</c>

00:56:54.924 --> 00:56:57.924
<c.color80ffff>. آثارِ وجودِ " هسو " توي اينجا . . چهار</c>

00:57:02.924 --> 00:57:05.923
<c.colorcafa0a>شخصيتِ وسواسي و اختلالِ عصبيم
، دلتنگتِه</c>

00:57:05.924 --> 00:57:08.923
<c.colorcafa0a>تمام آثارِ وجودت توي اينجارو
، گذاشتم همينطوري که هست بمونه</c>

00:57:08.924 --> 00:57:11.044
<c.colorcafa0a>بي اينکه تميزِشون کنم و
. آثارِ وجودت توي اينجارو از بين ببرم</c>

00:57:11.924 --> 00:57:16.923
<c.colorcafa0a>فقط اميدوارم که يه روزي ، اين آثارِ وجودِت
. به حضورِ هرروزِت تبديل بشه</c>

00:57:16.924 --> 00:57:20.924
<c.colorcafa0a>، حتي اگرم باهام ازدواج نکني
. " بازم تورو ميخوام ، " جي هسو</c>

00:57:30.924 --> 00:57:33.924
. پنجاه و يه درصد ازت جلوترَم

00:57:56.924 --> 00:57:57.924
. اومدم

00:58:06.924 --> 00:58:08.924
چيه ؟

00:58:09.924 --> 00:58:11.284
چرا قيافه ي هردوتون اينقدر جديِه ؟

00:58:15.924 --> 00:58:16.924
هان ؟

00:58:16.948 --> 00:58:26.948
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:58:26.972 --> 00:58:35.972
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:58:36.924 --> 00:58:38.923 line:20%
. عاشقتم

00:58:38.924 --> 00:58:40.923 line:20%
، ميدونم از شنيدنِش قاطي ميکني

00:58:40.924 --> 00:58:43.923 line:20%
. اما ، مثلِ ديوونه ها عاشقتَم -
. جيول " خيلي مريضه " -

00:58:43.924 --> 00:58:47.923 line:20%
. کانگوو " يه توهمِه " -
چرا چيزاي ديگرُ درنظر نميگيريد ؟ -

00:58:47.924 --> 00:58:49.923 line:20%
چرا اينقدر به شدت اصرار داريد که
اون اسکيزوفرني داره ؟

00:58:49.924 --> 00:58:54.923 line:20%
. . وقتي من و " کانگوو " تنهاييم
. خودمَم نميدونم چرا

00:58:54.924 --> 00:58:58.923 line:20%
آدما معمولا تو همچين وضعيت هايي
. دست به خودکُشي ميزنن

00:58:58.924 --> 00:59:01.923 line:20%
، کانگوو " ، هرگز فکرنکن که تنهايي "

00:59:01.924 --> 00:59:03.924 line:20%
. چون . . منو تو زندگيت داري