﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:12.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:13.570 --> 00:00:15.820
،درست جنوب شهر مکزیکو سیتی

00:00:15.864 --> 00:00:18.244
،"در میان کانال های "سوچی میلکو

00:00:18.283 --> 00:00:19.783
یه جزیره هست

00:00:19.826 --> 00:00:23.126
یه جزیره با تاریخی مغشوش

00:00:23.163 --> 00:00:27.833
"جزیره "دالس

00:00:27.876 --> 00:00:30.876
اینگونه نامیده شد، به این دلیل
که در اواسط دهه ۱۹۵۰ میلادی

00:00:30.921 --> 00:00:33.881
مردی به نام "جولیان سانتانا" به اونجا کوچ کرد

00:00:33.924 --> 00:00:35.714
او به برخی از مردم گفت

00:00:35.759 --> 00:00:38.809
که داره همسر و فرزندش را ترک  میکنه

00:00:38.845 --> 00:00:42.015
،یه روز، بعد از سال ها انزوا و تنهایی

00:00:42.057 --> 00:00:45.727
...گفته میشه که جولیان یه کشف خوفناک کرده

00:00:48.563 --> 00:00:51.443
جسد بی جان یه دختر غرق شده

00:00:55.320 --> 00:00:57.990
...در همون نزدیکی، یه چیز دیگه هم پیدا کرد

00:00:58.031 --> 00:00:59.991
یه عروسک

00:01:01.868 --> 00:01:03.578
یه دارایی ارزشمند که

00:01:03.620 --> 00:01:05.660
که حتما اون دختر، در لحظات پایانی عمرش
 اونو محکم در آغوش گرفته بوده

00:01:08.291 --> 00:01:10.711
طبق گفته اونایی که "دان جولیان" رو میشناسن

00:01:10.752 --> 00:01:14.172
او معتقد بود که روح دختر
 شروع به آزار و اذیت اون کرد

00:01:14.214 --> 00:01:17.094
نفرینی به خاطر ترک خانواده اش

00:01:20.303 --> 00:01:22.263
پس اون عروسک رو پیدا کرد

00:01:22.305 --> 00:01:24.895
و از اون همچون فرزندش مراقبت کرد

00:01:27.310 --> 00:01:30.400
امیوار بود که اینکار باعث
 آرامش روح دختر بشه

00:01:32.107 --> 00:01:34.277
او شروع به جستجوی ساحل رودخانه کرد

00:01:34.317 --> 00:01:35.907
به دنبال عروسک های بیشتر میگشت

00:01:38.196 --> 00:01:41.246
گاهی اوقات داخل آب می رفت
که عروسک پیدا کنه

00:01:49.207 --> 00:01:52.257
او اون عروسک ها رو به عنوان پیشکشی
به دختر، همه جا آویزون کرد

00:01:55.881 --> 00:02:00.091
در منظر "دان جولیان" اینطور به نظر می رسید
که اون عروسک ها روح دختر رو راضی میکنند

00:02:00.135 --> 00:02:02.675
وقتی عروسک ها به خاطر وزش باد تکون میخوردن

00:02:02.721 --> 00:02:04.721
اون اعتقاد داشت که دختره داره با اونها بازی میکنه

00:02:06.808 --> 00:02:09.608
معتقد بود عروسک ها زنده هستن
 و ازش محافظت میکنند

00:02:12.105 --> 00:02:13.895
،خودم به عنوان یه پدر

00:02:13.940 --> 00:02:17.070
میدونم که بچه ها از
 اسباب بازی هاشون خسته میشن

00:02:18.403 --> 00:02:20.193
شاید به این خاطر بود که دان جولیان

00:02:20.238 --> 00:02:21.658
به این باور رسید که

00:02:21.698 --> 00:02:23.408
روحِ دختر

00:02:23.450 --> 00:02:25.410
علاقه‌‌اش رو به عروسک های
قدیمی از دست داده

00:02:25.452 --> 00:02:27.832
و عروسک های جدید بیشتری میخواد

00:02:27.871 --> 00:02:32.831
،عروسک هایی که، همانطور که دان پیرتر میشد
 یافتنشون براش سخت تر میشد

00:02:32.876 --> 00:02:36.336
سواحل رودخانه برای اون پیرمرد
به جای خطرناکی مبدل شد

00:02:38.215 --> 00:02:41.845
اما هنوز باید عطش روح رو، سیر میکرد

00:02:41.885 --> 00:02:46.345
تا این که یه روز احتمالا دنبال یه عروسک خیلی گشت

00:02:49.184 --> 00:02:52.774
دان جولیان غرق شده در همان
آب بی رحمی یافت شد که

00:02:52.813 --> 00:02:56.193
سال ها قبل دختر رو اونجا پیدا کرده بود

00:02:56.233 --> 00:02:58.073
،تا امروز

00:02:58.110 --> 00:03:00.530
بیش از 1500 عروسک

00:03:00.570 --> 00:03:02.780
در اون مناطق گرم استوایی آویزون شدند

00:03:04.407 --> 00:03:06.117
من "آرون مینکی" هستم

00:03:06.159 --> 00:03:08.249
و این افسانه های قومی‌ه

00:03:23.093 --> 00:03:25.593
یه عروسک میتونه خیلی چیز ها باشه

00:03:28.223 --> 00:03:31.523
یه نگهبان یا یه همراه که
 ما همیشه اونو به خاطر میاریم

00:03:31.560 --> 00:03:33.770
بیا خاله بازی کنیم

00:03:33.812 --> 00:03:36.442
!واقعا حرف میزنه

00:03:36.481 --> 00:03:38.771
!مثل یه دختر کوچولوی واقعی

00:03:38.817 --> 00:03:41.197
یه اسباب بازی که نمیتونیم بدون اون زندگی کنیم

00:03:43.405 --> 00:03:44.865
یه دوست مورد اعتماد

00:03:46.032 --> 00:03:47.412
یه محرم اسرار

00:03:49.536 --> 00:03:51.126
به این حال این حس ناشناخته ای

00:03:51.163 --> 00:03:54.753
برای مردم نیست که کنار
عروسک ها احساس راحتی نکنند

00:03:54.791 --> 00:03:57.501
اون چشم های شیشه ای
تقریبا این طور به نظر میرسند

00:03:57.544 --> 00:04:00.004
که انگار مستقیم به ما خیره شدند

00:04:02.465 --> 00:04:05.635
که باید مغزمون رو با این خاطر سرزنش کنیم

00:04:05.677 --> 00:04:08.677
مغزمون دائما باید صورت ها رو تشخیص بده

00:04:10.390 --> 00:04:12.180
اما همیشه این کار نتیجه نمیده

00:04:12.225 --> 00:04:15.065
یه مفهوم تو روانشناسی هست که

00:04:15.103 --> 00:04:16.943
به عنوان "دره وهم" شناخته میشه

00:04:16.980 --> 00:04:20.230
جایی که ذهن ما به طور غریزی
اجسام شبیه انسان

00:04:20.275 --> 00:04:24.405
 که تقریبا و نه کاملا دقیق
هستند، رو پس میزنه

00:04:24.446 --> 00:04:26.906
یه روش داره که میشه هشدار هارو

00:04:26.948 --> 00:04:28.738
با غرایز اولیه‌مون غیر فعال کنیم

00:04:30.535 --> 00:04:32.875
برخلاف اون، ما هنوز خیلی مشتاقیم که

00:04:32.913 --> 00:04:36.163
که انسانیت رو در قالب اشیا درآوریم

00:04:36.208 --> 00:04:39.248
و با انجام این کار، ما به اشیا
 قدرت کنترل کردن رو میدیم

00:04:41.046 --> 00:04:42.586
دوست دارم

00:04:42.631 --> 00:04:45.171
اما این کار خطرناکی است

00:04:45.217 --> 00:04:49.677
چون گاهی این طور به نظر میرسه که
اونها مایل به پس دادن اون قدرت کنترل نیستند

00:05:01.149 --> 00:05:04.819
توماس و مینی آتو" ساکنان"
بومی "کیوست" در فلوریدا بودند

00:05:04.861 --> 00:05:08.411
و درسال 1898 اونها یه خونه جدید ساختند

00:05:08.448 --> 00:05:10.488
در اونجا، واقع در خیابان "ایتون"، سکنی گزیدند

00:05:13.578 --> 00:05:16.538
اونها زوج دنیا دیده و ثروتمندی بودند

00:05:16.581 --> 00:05:19.081
که به هنر بسیار علاقه داشتند

00:05:19.125 --> 00:05:23.505
و اونها یه پسر به نام "رابرت یوجین آتو" داشتند

00:05:23.546 --> 00:05:26.846
ولی همه اونو "جین" صدا میکردند

00:05:26.883 --> 00:05:28.723
جین پسر آرومی بود

00:05:28.760 --> 00:05:31.470
بعضی ها ممکنه بگن بچه عجیبی بود

00:05:31.513 --> 00:05:33.053
پسر توداری بود

00:05:33.098 --> 00:05:35.598
و واسه جین دوست پیدا کردن سخت بود

00:05:35.642 --> 00:05:37.642
انگشت ها-
خیلی ظریف‌ن-

00:05:37.686 --> 00:05:38.606
!جین

00:05:39.688 --> 00:05:41.688
هیچ آثار هنری رو لمس نکن، جین

00:05:41.731 --> 00:05:43.231
فهمیدی؟ هیچ بهشون دست نزن

00:05:43.275 --> 00:05:45.115
تو خودت اسباب بازی داری
برو با اونها بازی کن

00:05:56.913 --> 00:06:00.583
یه هدیه برای جین از طرف خاله
توماس،"بریجت"، فرستاده شد

00:06:00.625 --> 00:06:03.005
کسی که در حال سفر به کشور های بود

00:06:04.587 --> 00:06:06.127
،هنگامی که در آلمان بود

00:06:06.172 --> 00:06:07.962
خاله بریجت هدیه مناسب برای

00:06:08.008 --> 00:06:09.798
پسرِ خواهر زاده‌ی خودش، رو پیدا کرد

00:06:09.843 --> 00:06:12.183
یه عروسک پشت ویترینی بود

00:06:12.220 --> 00:06:13.810
و از عروسک های دیگه بزرگتر بود

00:06:16.266 --> 00:06:19.186
این ملوان کوچک رو پشت یه ویترین"
"تو یه مغازه تو آلمان دیدم

00:06:20.812 --> 00:06:22.732
"گفت که یه دوستان خوب برای جین خواهد شد"

00:06:31.031 --> 00:06:34.951
عروسک و جین فورا بهم وابسته شدند

00:06:34.993 --> 00:06:38.243
او حتی نام خودش رو واسه
"عروسک گذاشت: "رابرت

00:06:38.288 --> 00:06:39.618
رابرتِ عروسک

00:07:32.675 --> 00:07:36.055
جین، عروسک رو از سر میز وردار

00:07:36.096 --> 00:07:37.726
رابرت به کسی آسیب نمیرسونه

00:07:41.684 --> 00:07:42.814
تا کی میخوای

00:07:42.852 --> 00:07:44.392
اجازه این رفتار بچه گانه رو بدی؟

00:07:44.437 --> 00:07:47.567
تا هر موقع که رابرت غذایی که
میخوریم رو دوست داشته باشه

00:07:49.317 --> 00:07:51.027
میدونی که همسایه ها همه

00:07:51.069 --> 00:07:53.489
به پسر خانواده آتو و عروسکش میخندن

00:07:53.530 --> 00:07:56.320
و تو دوباره به خاله بریجت

00:07:56.366 --> 00:07:57.906
درباره اینکه همسایه چه فکری میکنن، نامه نوشتی؟

00:07:57.951 --> 00:08:00.741
نصیحت و پیشنهاد اونو به مال من ترجیح میدی؟

00:08:00.787 --> 00:08:02.457
نه، من اون قدری خجالت میکشم

00:08:02.497 --> 00:08:04.127
که‌نتونم به نامه هاش که درباره
جین سوال میپرسه، پاسخ بدم

00:08:05.792 --> 00:08:07.082
اون کسی که مسئول

00:08:07.127 --> 00:08:09.337
آوردن اون عروسک به این خونه است

00:08:09.379 --> 00:08:11.589
رابرت دوست جین‌ه

00:08:11.631 --> 00:08:13.421
،اگه با پسرت حرف میزدی

00:08:13.466 --> 00:08:16.766
ممکن که که بفهمی رابرت احتمالا تنها دوستشه

00:08:16.803 --> 00:08:19.433
و میخوای اونو ازش بگیری؟

00:08:46.541 --> 00:08:49.251
توماس ، فکر کردم رفتی دفتر

00:08:59.929 --> 00:09:02.389
توماس؟

00:09:02.432 --> 00:09:04.432
اون بالا پیش جین‌ی؟

00:09:06.186 --> 00:09:07.726
اون بالا پیش جین‌ی؟

00:09:16.654 --> 00:09:18.404
فکر کردم صدای پدرتو شنیدم

00:09:23.077 --> 00:09:24.367
جین

00:09:55.151 --> 00:09:56.991
!جین، بهت گفتم برو تو رخت خوابت

00:10:31.521 --> 00:10:33.481
چرا باید همچین بلایی رو سر
 اسباب بازی هات بیاری؟

00:10:33.523 --> 00:10:35.653
من نکردم-
من دیگه از دست کج خلقی هات-

00:10:35.692 --> 00:10:39.072
و رفتار و دروغ هات خسته شدم

00:10:39.112 --> 00:10:41.402
خب، دیگه از اسباب بازی جدید خبری نیست

00:10:41.447 --> 00:10:43.077
تا موقعی که بتونی ثابت کنی
که آدم مسئولیت پذیری هستی

00:10:43.116 --> 00:10:45.786
تو این کار رو کردی، و باید
 عواقب کارت رو تحمل کنی

00:10:45.827 --> 00:10:47.577
من نکردم

00:10:51.291 --> 00:10:52.541
کار رابرت بود

00:10:54.919 --> 00:10:57.509
بگو ببینم یوجین، عروسک چطور این کار رو کرد؟

00:10:57.547 --> 00:10:58.927
ها؟

00:10:58.965 --> 00:11:00.885
من مدام نمیتونم تو خونه کار هایی که

00:11:00.925 --> 00:11:02.965
تو قسم میخوری کار رابرت
هست، رو تحمل کنم

00:11:03.011 --> 00:11:05.801
قفل کردن درها، سر و صدا
کردن تو اتاق های تاریک

00:11:05.847 --> 00:11:07.307
ترسوندن سرایدار

00:11:07.348 --> 00:11:09.938
الان، دیگه اجازه نمیدم به پسرم که بهانه بیاره

00:11:09.976 --> 00:11:11.976
رابرت یه عروسکه

00:11:12.020 --> 00:11:13.610
اون واقعی نیست

00:11:16.858 --> 00:11:18.028
چرا هست

00:11:19.110 --> 00:11:20.780
رابرت واقعیه

00:11:24.699 --> 00:11:27.659
و وقتی که با من بد حرف میزنی
اون خوشش نمیاد

00:11:34.459 --> 00:11:35.789
!"سلام، "برگی

00:11:35.835 --> 00:11:37.425
دو دقیقه بهت وقت میدم که لباس بپوشی

00:11:37.462 --> 00:11:38.882
یادت باشه، ما امشب نمایش داریم

00:11:41.883 --> 00:11:44.343
 روز عید شکرگذاری در سال 1950

00:11:44.385 --> 00:11:46.345
یکی از بزرگترین بازیگران در
زمینه نمایش های درام و رقص

00:11:46.387 --> 00:11:48.347
اولین برنامه خودش رو اجرا کرد

00:11:48.389 --> 00:11:49.809
چارلی کجاست؟

00:11:49.849 --> 00:11:52.139
ما میخواهیم چارلی مک کارتی رو ببینیم

00:11:52.185 --> 00:11:53.395
آره، کجاست؟

00:11:53.436 --> 00:11:55.066
،همزمان با پخش در سراسر کشور

00:11:55.104 --> 00:11:56.854
ادگار برگن، خود عروسکیش رو
،که به نام چارلی مک کارتی بود

00:11:56.898 --> 00:11:59.738
به بینندگان معرفی کرد

00:11:59.776 --> 00:12:01.736
چرا، توی دغل باز، چرا تو

00:12:01.778 --> 00:12:03.948
ت همه ی شایعات رو میدونی، مگه نه؟

00:12:03.988 --> 00:12:05.488
نه، نه، نه، نه

00:12:05.531 --> 00:12:07.911
تو هی وسط حرف من میپری، مرد جوان

00:12:07.950 --> 00:12:10.240
و من احتمالا این قصه رو تموم نکنم

00:12:10.286 --> 00:12:13.206
خب، این بهترین خبری بود که تا الان شنیدیم

00:12:13.247 --> 00:12:14.667
،بدون شک

00:12:14.707 --> 00:12:16.247
چارلی دست بالا رو داشت

00:12:16.292 --> 00:12:18.632
همین باعث شهرت زیاد او شد

00:12:18.670 --> 00:12:20.550
اما اگه درباره‌اش فکر کنید

00:12:20.588 --> 00:12:24.758
عروسک گردانی میتونی کمی اضطراب آور باشه

00:12:26.678 --> 00:12:29.598
تماشاگران در قرن نوزده
در اروپا و آمریکا

00:12:29.639 --> 00:12:32.269
در کنار سرگرم شدن کمی هم از این که چطور

00:12:32.308 --> 00:12:34.518
یه عروسک گردان میتونه به
، یه شئ بی جان، جان بده

00:12:34.560 --> 00:12:36.230
.متحیر می شدند

00:12:39.982 --> 00:12:43.032
پس تعجب بر انگیز نبود که قرن ها

00:12:43.069 --> 00:12:45.859
گمانه زنی ها بر این بود که آنها با
 نیرو های تاریکی سر و کار دارند

00:12:45.905 --> 00:12:48.655
بعضی هاشون حتی به جادوگر بودن متهم شدن

00:12:51.411 --> 00:12:52.871
بقیه شون گمان برده میشد که

00:12:52.912 --> 00:12:54.832
صدا مرده ها رو منعکس میکنند

00:12:56.416 --> 00:12:58.456
و رابطه میان عروسک و عروسک گردان

00:12:58.501 --> 00:13:00.421
مطمئنا عجیب بود

00:13:09.137 --> 00:13:11.977
خب، امیدوارم اونطور که آبروم
،رو تو لاس وگاس بردی

00:13:12.014 --> 00:13:13.804
این دفعه آبروم رو نبری

00:13:13.850 --> 00:13:15.390
مگه لاس وگاس چش بود؟

00:13:15.435 --> 00:13:17.315
فکر کردم اجرای تکان دهنده ای داشتم

00:13:17.353 --> 00:13:19.313
آره خیلی تکان دهنده بود، آره

00:13:19.355 --> 00:13:20.815
مخصوصا لب هات خیلی تکون خورد

00:13:20.857 --> 00:13:22.187
اوه، نه

00:13:22.233 --> 00:13:24.113
ادگار و چارلی تا جایی ادامه دادند که

00:13:24.152 --> 00:13:27.032
تبدیل به مشهور ترین نمایش
عروسک گردانی تو آمریکا شدند

00:13:27.071 --> 00:13:30.121
اجرات یه جوری بود که انگار میخوای
 بی خیال نمایش بشی، مگه نه؟

00:13:30.158 --> 00:13:32.498
سال ها بعد

00:13:32.535 --> 00:13:34.375
دختر ادگار

00:13:34.412 --> 00:13:37.662
جزئیاتی ناراحت کننده ای از داستان های کودکیش

00:13:37.707 --> 00:13:39.707
مطرح کرد که انگار ادگار با چارلی

00:13:39.751 --> 00:13:42.541
همانند خواهر و برادر واقعی دخترش رفتار میکرد

00:13:45.840 --> 00:13:48.930
اینکه چطور تو خونه اونا به چارلی
 یه اتاق خواب اختصاص داده شد

00:13:48.968 --> 00:13:51.888
اتاقی که حتی از اتاق دخترش هم بزرگتر بود

00:13:55.516 --> 00:13:58.816
و این که چطور هنگامی که ادگار در سال 1978 مرد

00:13:58.853 --> 00:14:00.773
برای اون چیزی به ارث نذاشت

00:14:00.813 --> 00:14:03.903
ولی برای مراقبت از چارلی
مبلغ ده هزار دلار اختصاص داد

00:14:07.069 --> 00:14:09.449
نمیدونم مهمه که بگم یا نه ولی
این رابطه عجیبی بین ادگار و چارلی

00:14:09.489 --> 00:14:11.369
باعث نشد که دختر ادگار را

00:14:11.407 --> 00:14:14.367
از دنبال کردن حرفه‌ی خودش در زمینه
 سرگرمی و بازیگری باز دارد

00:14:14.410 --> 00:14:16.290
دخترش کسی نیست جز

00:14:16.329 --> 00:14:19.369
"بازیگر سینما و تلویزیون "کندیس برگن

00:14:20.625 --> 00:14:22.505
خوشگل نیست؟

00:14:22.543 --> 00:14:24.713
خب، ممنونم چارلی

00:14:24.754 --> 00:14:27.634
اینم از خوش شانسیه منه که
اون باید خواهر من باشه

00:14:34.889 --> 00:14:36.849
باید بگم، خاله بریجت، ملاقات با شما

00:14:36.891 --> 00:14:39.021
یه سورپرایز فوق العاده است

00:14:39.060 --> 00:14:40.980
اگه میدونستم که شما میاید

00:14:41.020 --> 00:14:42.940
یه اتاق رو براتون آماده میکردم

00:14:42.980 --> 00:14:45.480
و توماس همیشه از ملاقات خاله
مورد علاقه اش خوشحال میشه

00:14:45.525 --> 00:14:46.735
منم همینطور

00:14:46.776 --> 00:14:48.066
تو همیشه استعداد خوبی

00:14:48.110 --> 00:14:49.490
تو زمینه احترام گذاشتن الکی داشتی، عزیزم

00:14:49.529 --> 00:14:52.239
من خودم هیچ وقت توانایی این کار رو نداشتم

00:14:52.281 --> 00:14:55.031
خودت کاملا آگاهی که من چرا اینجا هستم

00:14:55.076 --> 00:14:57.076
،وقتی اون عروسک رو فرستادم

00:14:57.119 --> 00:15:00.169
امیدوارم بود که اون به یه دوست
و همراه برای جین تبدیل بشه

00:15:00.206 --> 00:15:02.416
تا موقعی که اون بتونه یه
.دوست واقعی پیدا کنه

00:15:02.458 --> 00:15:03.838
ولی واضحه که

00:15:03.876 --> 00:15:05.586
رابطه‌اش با اون عروسک

00:15:05.628 --> 00:15:08.128
،داره مانع یافتن یه دوست واقعی میشه
مانع بلوغ مناسب اون میشه

00:15:09.799 --> 00:15:12.719
:کورینتیانس" میگه"
وقتی یه بچه بودم"

00:15:12.760 --> 00:15:15.100
،مثل یه بچه حرف میزدم
،مثل یه بچه میفهمیدم

00:15:15.137 --> 00:15:16.727
مثل یه بچه فکر میکردم

00:15:16.764 --> 00:15:20.604
ولی وقتی وقتی یه مرد شدم
"تمام کودکی رو کنار گذاشتم

00:15:20.643 --> 00:15:26.523
.جین هشت سالشه. اون هنوز یه بچه‌ است

00:15:26.566 --> 00:15:31.696
اون عروسک تاثیر بدی رو روی بچه توماس گذاشته

00:15:31.737 --> 00:15:34.447
و تو هم خیلی راحت اجازه این اتفاق رو دادی

00:15:34.490 --> 00:15:36.530
این باور های جدید که میگه زن ها
 حق انتخاب و تصمیم گیری دارن

00:15:36.576 --> 00:15:40.036
و تفاوت رفتاری‌شون در تربیت بچه

00:15:40.079 --> 00:15:42.209
هیچ کمکی به جین نمیکنه

00:15:42.248 --> 00:15:44.458
دیگه نیازی نیست بگم که به
،خودتم به عنوان همسر شوهرت

00:15:44.500 --> 00:15:46.130
.هیچ کمکی نمیکنه

00:15:46.168 --> 00:15:47.548
این وظیفه یه همسره

00:15:47.587 --> 00:15:49.507
که نیاز به رابطه عاطفی
 با همسرش رو بر طرف کنه

00:15:49.547 --> 00:15:51.467
و بچه هاش رو به نحوی که
برای جایگاهشون در زندگی

00:15:51.507 --> 00:15:53.467
.آماده بشن، بزرگ و تربیت کنه

00:15:53.509 --> 00:15:55.549
نظر تو هم همین نیست، توماس؟

00:15:58.681 --> 00:15:59.891
من فقط واسه این بهش نامه
نوشتم چون باور داشتم

00:15:59.932 --> 00:16:01.472
که وقتشه این قائله ختم به خیر بشه

00:16:03.895 --> 00:16:05.895
از اون جایی که به نظر میاد شما دو تا

00:16:05.938 --> 00:16:10.238
کاملا این صحبت رو از قبل برنامه ریزی کردید

00:16:10.276 --> 00:16:12.616
خب بگید از من میخواهید که چی کار کنم؟

00:16:14.030 --> 00:16:18.530
،عروسک رو خرابش کنم
،تیکه تیکه اش کنم

00:16:18.576 --> 00:16:21.706
.که دیگه جین ازش استفاده نکنه

00:16:25.791 --> 00:16:29.841
...من... من

00:16:29.879 --> 00:16:32.009
چیزی رو که پسرم

00:16:32.048 --> 00:16:35.548
با تمام وجود دوست داره، نابود نمیکنم

00:16:35.593 --> 00:16:37.013
بسیار خب ، پس

00:16:38.512 --> 00:16:39.802
میزاریمش تو یه جعبه و درشو قفل میکنیم

00:16:42.558 --> 00:16:44.478
بس کنید-
عزیزم، مشکلی براش پیش نمیاد-

00:16:44.518 --> 00:16:47.688
!نه! نه، بس کنید
!من از تاریکی میترسم

00:16:47.730 --> 00:16:50.440
!نه! بس کنید

00:16:50.483 --> 00:16:52.363
!بابا، لطفا بس کنید

00:16:52.401 --> 00:16:54.111
!نه، بس کنید

00:16:54.153 --> 00:16:55.533
چیکار میکنی؟

00:16:55.571 --> 00:16:57.951
!نه! بس کنید! بس کنید

00:16:57.990 --> 00:17:00.580
!بابا، لطفا بس کنید! بس کنید

00:17:00.618 --> 00:17:01.828
!بس کنید

00:17:01.869 --> 00:17:03.459
!لطفا، بس کنید

00:17:18.052 --> 00:17:19.762


00:17:25.226 --> 00:17:26.686
صبح به خیر خاله بریجت

00:17:29.814 --> 00:17:31.024
خاله بریجت؟

00:17:33.859 --> 00:17:34.949


00:17:41.742 --> 00:17:42.702


00:18:12.732 --> 00:18:14.482


00:18:20.031 --> 00:18:23.281
از کی تا حالا یه عروسک به ما مسلط شده؟

00:18:31.542 --> 00:18:33.832
چه جزئیاتی باعث شده که اون زنده به نظر بیاد؟

00:18:37.923 --> 00:18:40.133
"فرانسیس گلستر لی"

00:18:40.176 --> 00:18:42.846
تمام فکر و ذکرش مشغول
زنده جلوه دادن عروسک هاش بود

00:18:44.430 --> 00:18:46.720
همینطور بود، تا موقعی که
.همه عروسک هاش رو نابود کرد

00:18:51.645 --> 00:18:53.485
.یه حادثه مرگبار رخ داد

00:18:53.522 --> 00:18:56.572
جسدش توسط همسرش کشف شد

00:18:56.609 --> 00:19:01.239
یه حادثه از روی بد شانسی بوده یا چیز دیگه ای؟

00:19:01.280 --> 00:19:03.620
،یه خانم خانه دارِ ناراضی

00:19:03.657 --> 00:19:05.497
یه فرِ گاز

00:19:05.534 --> 00:19:07.324
ولی چرا بخوای یه کیک بپزی

00:19:07.369 --> 00:19:10.419
اگه برنامه‌ات اینه که خودتو بکُشی؟

00:19:10.456 --> 00:19:12.336
،دو تا جسد

00:19:12.374 --> 00:19:14.624
،ملافه های آغشته به خون

00:19:14.668 --> 00:19:18.418
قتل-خودکشی بوده یا هر دو به قتل رسیدند؟

00:19:20.424 --> 00:19:22.344
لی یه وارث ثروتمند بود

00:19:22.384 --> 00:19:24.264
که علاقه‌‌اش به عروسک ها رو

00:19:24.303 --> 00:19:26.303
به ماموریت غیر ممکنی مبدل کرد

00:19:26.347 --> 00:19:31.227
.تدریس علم و هنر تحقیقات پزشکی قانونی

00:19:31.268 --> 00:19:32.938
،در دهه 1940 میلادی

00:19:32.978 --> 00:19:35.728
او ۱۸ صحنه جرمِ مینیاتوری

00:19:35.773 --> 00:19:38.523
با جزئیات بسیار دقیق ساخت

00:19:38.567 --> 00:19:42.527
هر کدوم براساس یه پرونده واقعی بودند

00:19:42.571 --> 00:19:47.491
او نام اونها رو " مطالعات اختصاری
از مرگ های توجیه نشده" نامید

00:19:47.535 --> 00:19:49.285
لی از پولش استفاده کرد

00:19:49.328 --> 00:19:51.708
تا دپارتمان پزشکی قانونی رو

00:19:51.747 --> 00:19:54.627
در دانشگاه هاروارد، جایی که
خودش درس میداد، تاسیس کنه

00:19:59.797 --> 00:20:01.217
چون این کار سختی بود که

00:20:01.257 --> 00:20:03.427
،دانشجو ها رو به یه صحنه جرم تازه ببرن

00:20:03.467 --> 00:20:05.347
لی از عروسکاش استفاده کرد

00:20:05.386 --> 00:20:07.056
که به دانشجو های نوپای بخش تحقیقات جنایی

00:20:07.096 --> 00:20:08.936
اهمیت ارزیابی

00:20:08.973 --> 00:20:11.643
حتی ناچیز ترین جزئیات را آموزش دهد

00:20:13.435 --> 00:20:15.685
نحوه لباس پوشیدن

00:20:15.729 --> 00:20:17.689
وضعیت جنازه

00:20:20.192 --> 00:20:21.652
دلیل مرگ

00:20:23.112 --> 00:20:25.072
او هر سرنخی رو

00:20:25.114 --> 00:20:26.704
بسیار دقیق خلق میکرد

00:20:29.076 --> 00:20:30.746
او حتی اهمیت بسیار زیادی به

00:20:30.786 --> 00:20:32.746
رنگ آمیزی صحیح صورت و پوست میداد

00:20:32.788 --> 00:20:35.538
که نشان دهنده زمان دقیق
گذشته شده از موقع مرگ باشد

00:20:39.253 --> 00:20:41.503
دهه ها بعد از این که او
، این صحنه رو درست کرد

00:20:41.547 --> 00:20:44.967
عروسک های لی همچنان
 برای آموزش استفاده میشه

00:20:45.009 --> 00:20:46.679
اونها همچنان از ما تقاضای

00:20:46.719 --> 00:20:49.929
حل مرگ های رازآلود را میکنند

00:20:54.101 --> 00:20:57.311
گزارش دلیل مرگ خاله آتو

00:20:57.354 --> 00:20:59.234
میگه که اون دچار سکته شده

00:21:03.485 --> 00:21:07.115
ولی همه این دلیل رو باور نداشتند

00:21:07.156 --> 00:21:09.246
میخوام ازت یه چیزی رو بپرسم

00:21:09.283 --> 00:21:10.703
و میخوام که راستش رو بگی

00:21:12.578 --> 00:21:14.538
قول میدم عصبی نشم

00:21:15.956 --> 00:21:18.166
فقط میخوام حقیقت رو بدونم

00:21:23.714 --> 00:21:26.674
رابرت چطور از جعبه‌اش خارج شد؟

00:21:38.187 --> 00:21:40.477
اون ازم قول گرفته که نگم

00:21:46.528 --> 00:21:49.658
وقتی شما حواستون بهش نیست
اون خیلی قدرت ها داره

00:21:57.706 --> 00:21:59.706
از وقتی رابرت رو تو
 اتاق زیر شیروونی زندانی کردن

00:21:59.750 --> 00:22:01.210
،که منجر به خشونت شد

00:22:01.252 --> 00:22:03.042
مینی آتو تنها کاری رو که

00:22:03.087 --> 00:22:05.377
میتونست برای حفاظت از پسرش بکنه، کرد

00:22:05.422 --> 00:22:07.012
اونو به جای دیگه فرستاد

00:22:09.551 --> 00:22:11.431
او چند سال آینده از عمرش رو

00:22:11.470 --> 00:22:13.100
در موسسه ی "هارگروو" گذروند

00:22:13.138 --> 00:22:15.388
یه مدرسه خارج از کشور
.برای بچه های دچار مشکل

00:22:17.643 --> 00:22:19.523
دوست دارم، میدونی؟

00:22:26.652 --> 00:22:27.902


00:22:27.945 --> 00:22:29.785
خیلی خیلی دوست دارم

00:22:29.822 --> 00:22:31.112


00:22:39.665 --> 00:22:41.085
زود باش

00:22:46.672 --> 00:22:48.882
برای مینی اصلا جای شکی نبود که

00:22:48.924 --> 00:22:51.724
از دست دادن جین همش تقصیر رابرت بود

00:22:53.512 --> 00:22:54.552


00:22:54.596 --> 00:22:56.476
جوری که اون به قضیه نگاه میکرد

00:22:56.515 --> 00:22:58.645
این بود که یه عروسک پسرش رو ازش گرفته

00:23:03.731 --> 00:23:05.771
ولی چی میشد اگه شما هیچ وقت لازم نبود که

00:23:05.816 --> 00:23:07.776
درباره ی از دست دادن فرزندتون نگران باشید؟

00:23:10.070 --> 00:23:12.610
ریبورن (مجدد تولد یافته)، یه
عروسک بسیار شبیه به انسان‌ه

00:23:12.656 --> 00:23:14.866
که توسط آدم های بالغ
 رسیدگی و مراقبت میشه

00:23:14.908 --> 00:23:16.198
معمولا توسط یه زن

00:23:18.037 --> 00:23:21.537
یه ریبورن معمولی فقط چند روز سن داره

00:23:21.582 --> 00:23:24.002
که بیشتر چند ماه نمیشه

00:23:24.043 --> 00:23:27.753
تمام و کمال مثل یه بچه میمونن

00:23:31.258 --> 00:23:33.008
خیلی خانم ها بیشتر از یه دونه دارن

00:23:35.929 --> 00:23:38.019
ریبورن ها به تولید انبوه نمیرسن

00:23:38.057 --> 00:23:40.557
،هر کدوم توسط یه عروسک ساز
 اختصاصی ساخته میشن

00:23:40.601 --> 00:23:42.521
عروسک سازی که به اندازه زنی که

00:23:42.561 --> 00:23:45.651
قراره روزی مادر ریبورن بشه، به اون علاقه داره

00:23:45.689 --> 00:23:47.109


00:23:49.860 --> 00:23:53.910
بسیاری از هنرمندان صنعت ریبورن
 اعضای آماده و در دسترسی رو سفارش میدهند

00:23:53.947 --> 00:23:56.237
که اونها ارتقاش بدهند تا واقعیتی رو که

00:23:56.283 --> 00:23:58.033
مشتری هاشون به دنبالشن، خلق کنند

00:24:00.371 --> 00:24:02.161


00:24:09.171 --> 00:24:12.381
فرآیندی تغییر شکل فرآیندی دردناکه

00:24:12.424 --> 00:24:14.054
هر رگ، کک و مک، جوش،و خراشی

00:24:14.093 --> 00:24:17.593
نشانه ای ایست که

00:24:17.638 --> 00:24:19.808
احساس مادرانه رو القا میکنه

00:24:24.978 --> 00:24:27.528
رابطه ای که این زن ها با ریبورن هاشون دارن

00:24:27.564 --> 00:24:29.154
به نظرشون واقعی میاد

00:24:29.191 --> 00:24:30.981


00:24:31.026 --> 00:24:34.696
و بعضی از زن ها میخوان که
اون رابطه از زمان تولد آغاز بشه

00:24:36.865 --> 00:24:38.535
اوه خدای من

00:24:39.701 --> 00:24:41.241
خیلی فوق العاده است

00:24:41.286 --> 00:24:42.996
میخوام برم نزدیک تر

00:24:43.038 --> 00:24:44.128


00:24:45.249 --> 00:24:47.629
اون خیلی باحاله

00:24:49.545 --> 00:24:52.175
مشخصا اینجا چیز های بیشتری از

00:24:52.214 --> 00:24:54.004
سر هم کردن یه عروسک، در خطره

00:24:54.049 --> 00:24:56.219
این بچه به زنی که ازش مراقبت میکنه

00:24:56.260 --> 00:24:59.180
چیزی رو میدن که اون تو زندگیش نداره

00:24:59.221 --> 00:25:02.061
و این تا موقعی که

00:25:02.099 --> 00:25:06.019
اجازه ندید احساساتتون از
کنترل خارج بشه، عیبی نداره

00:25:07.813 --> 00:25:09.943


00:25:09.982 --> 00:25:11.652


00:25:46.351 --> 00:25:49.561
وقتی جین به جوانی رسید
به عنوان یه هنرمند آموزش یافته بود

00:25:49.605 --> 00:25:51.485
در حقیقت یه نقاش

00:25:51.523 --> 00:25:53.443
و اون سرتاسر اروپا رو سفر کرد

00:26:00.574 --> 00:26:04.454
باباش، توماس، در سال 1917 مُرد

00:26:04.495 --> 00:26:07.495
مینی رو با رابرت تنها گذاشت

00:26:10.250 --> 00:26:13.800
رابرتی که میگن منتظر بازگشت جین بود

00:26:20.135 --> 00:26:21.095
مامان؟

00:26:22.262 --> 00:26:23.762
مامان

00:26:37.903 --> 00:26:39.153
مامان

00:26:56.463 --> 00:27:01.803
خیلی خوبه که برگشتی تو این خونه، جین

00:27:04.388 --> 00:27:07.808
خانم مینی آتو، این "اَن" هست

00:27:07.849 --> 00:27:09.689
یه "خانم آتو" ی دیگه

00:27:13.730 --> 00:27:16.650
ما تو اروپا ازدواج کردیم

00:27:18.777 --> 00:27:21.617
سلام، خانم آتو

00:27:21.655 --> 00:27:24.155
خیلی مشتاق دیدنتون بودم

00:27:31.790 --> 00:27:33.540
میتونی مینی صدام کنی

00:27:35.168 --> 00:27:38.968
خب، من ساک ها رو از ماشین بیارم

00:27:39.006 --> 00:27:41.756
خیلی حرف داریم که بزنیم

00:28:01.194 --> 00:28:03.404
هرگز دیگه به این خونه برای زندگی کردن نیاید

00:28:03.447 --> 00:28:06.037
،تو هیچی راجع به اینجا اومدن نمیدونستی

00:28:06.074 --> 00:28:08.454
ولی هیچ وقت به اینجا واسه زندگی کردن نیاید

00:28:08.493 --> 00:28:11.043
نه تا زمانی که رابرت اینجایه

00:28:13.915 --> 00:28:15.335
من بهتون توهینی کردم؟

00:28:15.375 --> 00:28:18.835
...نه، نه، من

00:28:18.879 --> 00:28:21.049
من به رابرت توهین کردم

00:28:21.089 --> 00:28:24.089
جین راجع به رابرت چیزی بهت گفت؟

00:28:25.427 --> 00:28:28.387
عروسکی که موقع بچگیش داشت؟

00:28:28.430 --> 00:28:29.970
همون ملوان کوچیک؟

00:28:30.015 --> 00:28:33.015
اون ازم متنفره... رابرت رو میگم

00:28:33.060 --> 00:28:35.100
ولی اون از تو حتی بیشتر هم متنفر میشه

00:28:35.145 --> 00:28:37.935
چون تو جین رو ازش گرفتی

00:28:39.858 --> 00:28:41.358
فکر میکنی زده به سرم

00:28:41.401 --> 00:28:43.611
منم یه موقعی همین فکر رو میکردم

00:28:43.654 --> 00:28:45.994
اولین باری که دیدم اون حرکت میکنه

00:28:46.031 --> 00:28:49.951
اما الان اون همه جا دنبال میاد

00:28:49.993 --> 00:28:52.583
،اتاق به اتاق
خیره نگاه میکنه، همیشه خیره نگاه میکنه

00:28:52.621 --> 00:28:54.291
شاید بهتره جین رو پیدا کنیم

00:28:54.331 --> 00:28:57.881
گوش کن، رابرت از من متنفره
ولی نمیتونه از دستم خلاص شه

00:28:57.918 --> 00:29:00.878
من دلیلی بودم که ممکن بود
باعث برگشت جین بشه

00:29:00.921 --> 00:29:03.421
ولی دیگه به من نیازی نداره

00:29:03.465 --> 00:29:08.265
وقتی من مُردم، هرگز به این اسباب کشی نکنید

00:29:08.303 --> 00:29:11.603
هرگز اجازه نده اون عروسک پسرم رو ببینه

00:29:11.640 --> 00:29:13.560
اگه این کارو بکنی، رابرت، جین رو میگیره

00:29:13.600 --> 00:29:15.390
قسم بخور

00:29:16.937 --> 00:29:20.607
گوش کن ، حالا که جین برگشته

00:29:20.649 --> 00:29:23.239
رابرت به هیچ کدوم از ما نیازی نداره

00:29:26.905 --> 00:29:30.325
سال ها زندگی تنهایی
 تو اون خونه در خیابان ایتون

00:29:30.367 --> 00:29:32.537
واسه مینی آتو آسون نبود

00:29:42.379 --> 00:29:45.169
بسیاری باور دارن که حضور دائمی رابرت

00:29:45.215 --> 00:29:47.305
باعث شد مادر جین دیوونه بشه

00:29:47.342 --> 00:29:49.762
و نهایتا منجر به مرگش بشه

00:29:55.183 --> 00:29:57.183
علی رغم هشدار های مینی

00:29:57.227 --> 00:30:01.227
اَن توافق کرد که تو اون خونه
با جین و رابرت زندگی کنه

00:30:05.193 --> 00:30:09.493
"این ژنرال منه، ژنرال " واشنگتون

00:30:09.531 --> 00:30:11.661
تو کی رو میفرستی؟

00:31:06.588 --> 00:31:07.968


00:31:08.006 --> 00:31:10.096


00:31:10.133 --> 00:31:11.673
جین؟

00:31:13.261 --> 00:31:15.431
!جین، کمکم کن

00:31:15.472 --> 00:31:17.432


00:31:17.474 --> 00:31:18.554
!اوه

00:31:20.852 --> 00:31:23.102


00:31:25.857 --> 00:31:27.027


00:31:36.952 --> 00:31:39.122


00:31:52.425 --> 00:31:54.465


00:32:12.195 --> 00:32:14.115
اگه یه عروسک رو اینقد عمیقا دوست داشته باشی

00:32:14.155 --> 00:32:19.205
سوال اینه که، اونم میتونه تو رو دوست داشته باشه؟

00:32:25.750 --> 00:32:30.210
آناتولی ماسکوین" میگه که آره، میتونه"

00:32:30.255 --> 00:32:34.305
،ماسکوین، شخصی به 13 زبان مسلط بود

00:32:34.342 --> 00:32:38.142
یه تاریخ شناس در زمینه
قبرستان های روسیه بود

00:32:38.179 --> 00:32:41.269
او شبانه روزش رو به جست و جو در قبرستان گذروند

00:32:44.060 --> 00:32:46.650
علایق اون هم حرفه ای بود

00:32:46.688 --> 00:32:48.438
هم به طرز عجیبی شخصی

00:32:50.650 --> 00:32:52.900
تو خونه، آناتولی کالکشن عروسک داشت

00:32:55.196 --> 00:32:56.986
عروسک های کوچک چینی

00:32:57.032 --> 00:33:00.492
و در سال 2011 ، پلیس ها

00:33:00.535 --> 00:33:02.955
26 عروسک هم سایز انسان پیدا کردند

00:33:05.165 --> 00:33:07.705
اون لباس تنشون میکرد

00:33:07.751 --> 00:33:09.671
واسشون کتاب میخوند

00:33:09.711 --> 00:33:11.751
باهاشون چای میخورد

00:33:11.796 --> 00:33:14.796
و جعبه های موسیقی تو سینه خالی اون ها گذاشت

00:33:16.801 --> 00:33:19.641
ممکنه بگین عروسکاش چیز بیشتری واسش بودن

00:33:23.058 --> 00:33:26.558
به مدت ده سال، آناتولی جسد میدزدید

00:33:29.064 --> 00:33:31.274
اون قبر اونها رو میکَند

00:33:32.734 --> 00:33:35.864
و با خودش اونها رو به خونه میبرد

00:33:35.904 --> 00:33:39.404
اونها به یار و یاورش تبدیل شده بودن

00:33:48.249 --> 00:33:50.249
موقعی که سرانجام دستگیر شد

00:33:50.293 --> 00:33:52.463
قاضی از ماسکوین پرسید

00:33:52.504 --> 00:33:56.424
که توضیح بده چه کار هایی انجام داده و چرا

00:33:56.466 --> 00:33:58.426
:گفته میشه که آناتولی اینگونه پاسخ داده

00:33:58.468 --> 00:34:01.518
شما دخترانتون رو اون بیرون تو سرما رها میکردید"

00:34:01.554 --> 00:34:05.304
"و من اون ها رو خونه میاوردم و گرمشون میکردم

00:34:05.350 --> 00:34:07.690
ممکنه بگید که اون مطمئن بود

00:34:07.727 --> 00:34:10.937
که روزی عروسک هاش زنده میشن و

00:34:10.981 --> 00:34:12.561
و به عنوان دوستش میشن

00:36:15.980 --> 00:36:16.980


00:36:20.527 --> 00:36:22.527
من تونستم که رابرت رو متقاعد کنم

00:36:22.570 --> 00:36:25.240
که تو رو به خاطر بی احتیاطی دیشبت ببخشه

00:36:27.117 --> 00:36:29.327
حالا بشین

00:36:51.516 --> 00:36:55.226
رابرت چندین دهه بعدی رو در خانه آتو گذروند

00:36:59.440 --> 00:37:02.110
طی سالیان، همسایه ها ادعا میکردند

00:37:02.152 --> 00:37:04.492
که رابرت از پنجره به بیرون نگاه میکنه

00:37:06.072 --> 00:37:08.612
اون یه شهرتی رو بدست آورده بود

00:37:08.658 --> 00:37:10.948
شهرتی که از عمر جین هم بیشتر شد

00:37:16.749 --> 00:37:19.299
هی، بچه ها، واقعا امروز
واسه اینجا بودنم هیجان زده‌ام

00:37:19.335 --> 00:37:22.335
من اینجا در مقابل رابرت، خانه عروسک، ایستاده ام

00:37:22.380 --> 00:37:24.340
و اون بالا

00:37:24.382 --> 00:37:26.092
اونجا، میتونید اتاق زیر شیروونی رو ببینید

00:37:26.134 --> 00:37:28.094
اونجایی که رابرت رو نگه داشتند

00:37:28.136 --> 00:37:30.096
اتاق زیر شیروونی جایی که

00:37:30.138 --> 00:37:33.058
صاحبان بعدی خانه "آتو" با رابرت رو به رو شدند

00:37:33.099 --> 00:37:37.099
اونها هم به نظر میرسه که با حضور
اون دچار اذیت و آزار شدند

00:37:37.145 --> 00:37:40.025
اونها تصمیم گرفتن که
رابرت رو به جای دیگه بفرستن

00:37:40.064 --> 00:37:43.114
اون رو به موزه ای در "کی وست" اهدا کنند

00:37:46.070 --> 00:37:49.070
من دنبال رابرتِ عروسک میگردم

00:37:49.115 --> 00:37:52.115
افسانه ی اذیت و آزار شهر
درباره ی رابرتِ عروسک

00:37:52.160 --> 00:37:53.870
(تو این موزه خوابیده( وجود داره

00:37:55.496 --> 00:37:56.706
مردم میان اینجا

00:37:56.748 --> 00:37:58.668
به یه نوع سفر زیارتی
(منظور دیدن رابرت)

00:37:58.708 --> 00:37:59.958
اونها دوست درباره رابرت مقاله بنویسن

00:38:00.001 --> 00:38:01.881
و باهاش عکس بگیرن

00:38:01.920 --> 00:38:04.420
و اگه شما هم برین، ممکنه بخواین
همین کار هارو انجام بدین

00:38:04.464 --> 00:38:07.764
ولی قبل از اینکه این کار رو بکنین
یه چیزی هست که باید بدونین

00:38:07.800 --> 00:38:11.100
من در موزه "مارتلو شرقی" ایستادم

00:38:11.137 --> 00:38:14.347
و درست خارج از فریم تصویر
رابرتِ عروسک حضور داره

00:38:14.390 --> 00:38:17.100
ولی بدون اجازه نمیتونید
باهاش عکس بگیرید

00:38:17.143 --> 00:38:20.233
خب من میخواد امتحان کنم
و یه تستی بکنم

00:38:20.271 --> 00:38:22.401
فقط من رو داشته باشین که میرم اجازه بگیرم

00:38:22.440 --> 00:38:27.240
میشه ازت عکس بگیریم، رابرت عروسک؟

00:38:29.906 --> 00:38:32.826
میگن اگه ازش اجازه نگیرین

00:38:32.867 --> 00:38:37.247
رابرت عصبی میشه
و بلای بدی به سرتون میاره

00:38:59.185 --> 00:39:02.105
تا به امروز رابرت تو موزه نگهداری شده

00:39:02.146 --> 00:39:06.316
،به چوبی جعبه ای میخ نشده
بلکه پشت شیشه نگهداری میشه

00:39:07.986 --> 00:39:10.616
اون به اذیت و آزار ما ادامه میده

00:39:10.655 --> 00:39:14.245
این به خاطر داستانش هست
که همچین قدرتی بهش داده

00:39:14.284 --> 00:39:18.084
این به خاطر باور داشتن بهش هست
 که باعث شده زنده بمونه

00:39:22.600 --> 00:39:52.600
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:52.624 --> 00:41:22.624
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.