﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:09.620 --> 00:00:14.530
‫می‌گن از هر ده زوج دبیرستانی، هفت‌تاشون
‫در ظرف یه سال رابطه‌شونو بهم می‌زنن.

00:00:15.390 --> 00:00:19.790
‫اگه بعد از فارغ‌التحصیلی رو هم حساب کنی،
‫تقریباً همه‌شون سرانجام رابطه‌شونو بهم می‌زنن.

00:00:20.020 --> 00:00:25.830
‫با این وجود، بازم مردم غرق در عشق می‌شن.
‫در اشک‌ها. در خنده‌ها.

00:00:26.920 --> 00:00:29.920
‫من اطمینان زیادی به واقعیت یا خودم ندارم.

00:00:30.310 --> 00:00:34.490
‫که روزی دنیای من هم با همچین
‫رابطه زودگذری، تغییر کنه.

00:00:35.970 --> 00:00:39.330
‫ولی، گاهی با خودم فکر می‌کنم.

00:00:40.410 --> 00:00:44.040
‫اگه یه روز در دوران نوجوانی اینو تجربه کنم چی؟

00:00:44.870 --> 00:00:47.870
‫اگه یه دختر قهرمان پیش‌روی خودم
‫پیدا کنم که چشم‌هاش پر اشکه چی؟

00:00:49.710 --> 00:00:51.820
‫اگه من شخصیت اصلی یه لایت ناول باشم چی؟

00:00:52.820 --> 00:00:54.280
‫اگه این اتفاق می‌افتاد...

00:00:55.440 --> 00:00:57.250
‫چه فکری درموردش می‌کردم؟

00:01:02.630 --> 00:01:06.250
‫اونی-چان، تمام تلاشتو کردی!
‫حتما سخت بوده.

00:01:06.870 --> 00:01:10.630
‫«می‌دونم که تو چقدر از خود گذشته‌ای.»

00:01:10.630 --> 00:01:14.370
‫«اگه کسی رو نیاز داری که بهش تکیه کنی،
‫کورومیِ کوچولوت اینجاست.»

00:01:20.520 --> 00:01:24.840
‫آره، این حرف نداره.
‫و بلاخره دارم به نقطه اوجش هم می‌رسم!

00:01:24.840 --> 00:01:28.730
‫همه کتاب‌های این سری بیست‌تا صفحه
‫دارن که داخلش نقش اول در ناز و نعمته.

00:01:27.670 --> 00:01:29.440
‫نباید این کارو بکنی، سوسکه!

00:01:29.660 --> 00:01:32.480
‫نمی‌تونی اینطوری وقت تلف کنی!

00:01:32.480 --> 00:01:33.150
‫آخه...

00:01:33.470 --> 00:01:37.000
‫اونا همکلاسی‌هامن؛ یانامی آنا و هاکامادا سوسکه.

00:01:38.210 --> 00:01:40.660
‫چرا همچین جایی دعوای عاشقونه دارن؟

00:01:40.660 --> 00:01:44.490
‫اگه الان نری به دیدنش،
‫کارن-چان می‌ره انگلیس!

00:01:44.490 --> 00:01:45.930
‫این برات مهم نیست؟

00:01:45.930 --> 00:01:48.830
‫کارن باید همون دختره باشه که اخیراً انتقالی گرفته.

00:01:48.830 --> 00:01:52.260
‫آ-ها! تو همون مزاحم اون موقعی!

00:01:52.590 --> 00:01:54.760
‫به این زودی داره دوباره انتقالی می‌گیره؟
‫و اونم به انگلیس؟

00:01:55.070 --> 00:01:56.720
‫داستان چه سریع داره پیش می‌ره!

00:01:57.220 --> 00:02:00.810
‫ولی آخه کارن... قبلاً باهام خدافظی کرده.

00:02:00.810 --> 00:02:04.120
‫این به‌وضوح یعنی که می‌خواد
‫که تو بری به دیدنش!

00:02:04.120 --> 00:02:05.140
‫از کجا می‌دونی—
‫چون می‌فهمم!

00:02:06.930 --> 00:02:11.400
‫آخه، منم همیشه همین احساسو
‫نسبت بهت داشتم، سوسکه.

00:02:13.010 --> 00:02:14.010
‫آنا...

00:02:15.110 --> 00:02:16.010
‫من...

00:02:18.890 --> 00:02:21.930
‫برو دنبالش. کارن-چان منتظرته.

00:02:30.620 --> 00:02:31.330
‫شرمنده.

00:02:36.690 --> 00:02:39.300
‫ازم معذرت‌خواهی نکن، احمق.

00:02:40.670 --> 00:02:43.310
‫شاید بهتره وانمود کنم اینجا هیچی ندیدم.

00:02:49.520 --> 00:02:51.930
‫نـ-نگو که! می‌خواد اون کارو کنه!

00:02:56.380 --> 00:03:01.090
‫دست نگه دار! این خیلی دردناک و خطرناکه!

00:03:22.370 --> 00:03:24.400
‫خانم! حالتون خوبه؟

00:03:24.400 --> 00:03:26.330
‫من هیچی ندیدم.

00:03:34.970 --> 00:03:38.880
‫سوسکه و من از بچگی دوست بودیم.

00:03:38.880 --> 00:03:40.290
‫عه...

00:03:39.300 --> 00:03:42.040
‫اون از شبدر سفید برام یه حلقه ساخت.

00:03:42.040 --> 00:03:45.210
‫گفت منو همسر خودش می‌کنه.

00:03:46.850 --> 00:03:47.890
‫همسرش.

00:03:50.470 --> 00:03:53.130
‫همسرش... همسرش!
‫یانامی-سان، حالت خوبه؟!

00:03:56.130 --> 00:03:58.950
‫فعلاً، فقط اونو بنوش و سعی کن آروم باشی.

00:03:58.950 --> 00:04:03.930
‫ممنون. تو همکلاسیم... نوکومیزو-کونی، درسته؟

00:04:03.930 --> 00:04:06.140
‫عه؟ چرا الان اینو ازم می‌پرسی؟

00:04:06.140 --> 00:04:08.100
‫خیلی خوبه این.

00:04:08.540 --> 00:04:10.290
‫چای میوه گل رزـه.

00:04:10.290 --> 00:04:12.420
‫برای پوست خوبه.

00:04:13.230 --> 00:04:14.520
‫برای پوستم؟

00:04:15.730 --> 00:04:17.870
‫کسی رو ندارم که بخوام نشونش بدم.

00:04:17.870 --> 00:04:19.230
‫بسه! خیلی برام دلخراشه!

00:04:19.930 --> 00:04:21.650
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده خیلی بزرگتون براتون آوردم.

00:04:21.650 --> 00:04:22.770
‫مـ-مرسی!

00:04:22.770 --> 00:04:24.600
‫عه؟ من اینو سفارش ندادم که.

00:04:24.600 --> 00:04:28.200
‫با خردلِ عسل و مایونزِ تخم ماهی کاد
‫به‌عنوان سس مشکلی نداری، درسته؟

00:04:28.200 --> 00:04:30.140
‫تو سفارشش دادی، یانامی-سان؟

00:04:30.920 --> 00:04:34.040
‫کارن-چان دوست عزیزمه. ولی...

00:04:34.040 --> 00:04:38.060
‫ولی می‌دونی، ماه مه امسال به اینجا انتقالی گرفت!

00:04:38.060 --> 00:04:41.880
‫این دوازده سالی که من سوسکه
‫رو می‌شناختم، هیچی حساب نشد؟

00:04:42.120 --> 00:04:46.170
‫یه بار دیگه می‌پرسم.
‫این سیب‌زمینی‌ها رو تو سفارش دادی؟

00:04:46.170 --> 00:04:51.890
‫سوسکه گفت منو زن خودش می‌کنه.
‫این بدجنسی نیست؟ عجب دروغگویی.

00:04:52.130 --> 00:04:54.850
‫اینو دقیقاً کِی گفت؟

00:04:55.930 --> 00:04:59.610
‫قبل دبستان بود، پس فکر کنم حدوداً چهار یا پنج سالمون بود.

00:04:59.610 --> 00:05:00.650
‫آره این حساب نیست.

00:05:00.650 --> 00:05:03.170
‫عا. این یعنی داره بهم خیانت می‌کنه؟

00:05:03.170 --> 00:05:05.750
‫تو و هاکامادا با هم قرار می‌ذاشتین؟

00:05:05.750 --> 00:05:07.980
‫اوه خدا. فکر کنم اینطور به‌نظر می‌رسید.

00:05:09.550 --> 00:05:13.130
‫پس با هم رل نبودین؟
‫پس این اصلاً خیانت نیست!

00:05:13.130 --> 00:05:16.210
‫مـ-منظورم اینه که، کم و بیش با هم قرار می‌ذاشتیم.

00:05:16.210 --> 00:05:21.170
‫و اگه اون گوساله وارد صحنه نشده بود،
‫احتمالاً هنوز هم با هم بودیم!

00:05:21.170 --> 00:05:23.830
‫همین یه لحظه پیش نگفتی «دوست عزیز»؟

00:05:23.830 --> 00:05:25.380
‫ولی می‌فهمم.

00:05:25.700 --> 00:05:30.580
‫اگه زودتر شجاعت به خرج داده بودم،
‫شاید وضع اینطوری نمی‌شد.

00:05:30.580 --> 00:05:32.320
‫د-درسته.

00:05:32.650 --> 00:05:35.010
‫شرمنده امروز اینقدر داغونم.

00:05:35.010 --> 00:05:36.820
‫نه، اصلاً اشکالی نداره.

00:05:36.820 --> 00:05:38.560
‫چیزی نیست که بخاطرش عذرخواهی کنی.

00:05:39.190 --> 00:05:40.780
‫من هیچ مشکلی ندارم.

00:05:40.780 --> 00:05:46.790
‫تا وقتی سوسکه خوشحاله،
‫من هیچ مشکلی با این موضوع ندارم.

00:05:47.360 --> 00:05:50.690
‫چه عکس‌العمل تماشایی، نسبت به رد شدن.

00:05:51.850 --> 00:05:56.500
‫حالا که حرفش شد، یه اصطلاح هست
‫که خوب دخترایی مثل اونو توصیف می‌کنه.

00:05:57.120 --> 00:06:00.830
‫یانامی آنا. آره، واقعاً به تو میاد.

00:06:00.830 --> 00:06:01.920
‫یه «دختر قهرمان بازنده.»

00:06:03.880 --> 00:06:08.280
‫یک
‫عالمه
‫دختر قهرمان
‫شکست‌خورده!
‫‫ر
‫‫سـ

00:06:10.260 --> 00:06:11.970
‫عضویت پارکینگ دوچرخه
‫دبیرستان تسووابوکی

00:06:16.970 --> 00:06:20.560
‫افراد کمی متوجه می‌شه که طعم
‫آب بسته به شیرش، عوض می‌شه.

00:06:21.060 --> 00:06:23.700
‫من یکی از اون افرادم که متوجه می‌شم.

00:06:24.290 --> 00:06:27.790
‫صبح‌ها، آب این شیر واقعاً بهترینه.

00:06:29.050 --> 00:06:32.490
‫اون دورترین شیر از مخزن آب روی پشت‌بومه،

00:06:32.490 --> 00:06:34.860
‫پس آب کلر کمتری داره.

00:06:34.860 --> 00:06:40.390
‫وقتی سیر آب می‌شم، فاصله و زمانی که
‫ طول می‌کشه تا به کلاس برگردم رو محاسبه می‌کنم

00:06:40.390 --> 00:06:46.050
‫اگه خیلی زود برگردم، ممکنه یکی رو ببینم
‫که روی صندلی من نشسته، و این اعصاب‌خردکنه.

00:06:46.960 --> 00:06:48.130
‫عالیه.

00:06:49.590 --> 00:06:50.880
‫ولی روی صندلیمه.

00:06:51.360 --> 00:06:54.690
‫عه، بخشکه شانس. فکر کنم دلیلش اینه.
‫زنگ چهارم: تاریخ جهان
‫۱۰ دقیقه دیرتر شروع می‌شه.
‫تا اون موقع
‫خودتون درس بخونید!!

00:06:59.780 --> 00:07:04.910
‫عه. انگار تیم تیر و کمان برای سومین
‫سال متوالی به مسابقات ملی راه یافته.

00:07:04.490 --> 00:07:07.220
‫خب پس، ما سه تا باید با هم ناهار بخوریم!
‫معرکه‌ست.

00:07:07.220 --> 00:07:08.740
‫من این پیشنهادو رد می‌کنم.

00:07:09.010 --> 00:07:13.340
‫سوسکه، حواست باشه خوب مراقب کارن-چان باشیا.

00:07:13.750 --> 00:07:14.660
‫آنا!

00:07:15.800 --> 00:07:18.290
‫تو واقعاً بهترین دوستمی، آنا.

00:07:18.290 --> 00:07:22.050
‫بااینکه بهت می‌گه «گوساله»؟

00:07:22.400 --> 00:07:25.790
‫خب، شاید یانامی تا الان دیگه فراموشش کرده...

00:07:26.060 --> 00:07:28.630
‫آره. هنوز هیچی رو فراموش نکرده.

00:07:32.240 --> 00:07:33.720
‫می‌گم، یانامی-سان.

00:07:35.040 --> 00:07:38.640
‫چـ-چیزه، امروز تو مسئولی، درسته؟

00:07:39.200 --> 00:07:42.330
‫آماناتسو-سنسه ازت می‌خواد که
‫بری در اتاق پرینت کمکش کنی.

00:07:42.330 --> 00:07:45.260
‫عه جدی؟ پس رفتم.

00:07:47.340 --> 00:07:50.570
‫نوکومیزو-کون، نکنه برای کمک به من اینو گفتی؟

00:07:50.570 --> 00:07:52.570
‫خب، یجورایی.

00:07:53.030 --> 00:07:54.080
‫مرسی.

00:07:54.080 --> 00:07:57.840
‫یه ثانیه دیگه طول می‌کشید، سینه کارن-چانو
‫یه‌جوری محکم می‌گرفتم که بمیره.

00:07:57.840 --> 00:07:59.790
‫چطور با قیافه‌ای خونسرد می‌تونه اینو بگه؟

00:08:00.120 --> 00:08:03.540
‫اوه، راستی، یادته که جمعه من برای تو حساب کردم؟

00:08:03.540 --> 00:08:05.920
‫اوه، ممنون بابت اون موقع.

00:08:07.130 --> 00:08:11.830
‫الان کیف پولم باهام نیست، ولی می‌تونی
‫ساعت ناهار در پله‌های اضطراری بیای دیدنم؟

00:08:12.280 --> 00:08:12.800
‫عه؟

00:08:13.270 --> 00:08:15.260
‫پلکان فرار از آتش.
‫توی ساختمون قدیمی.

00:08:15.820 --> 00:08:19.120
‫آره. تا وقتی که پولمو پس بدی، مشکلی نیست.

00:08:21.010 --> 00:08:23.470
‫می‌دونی، اونا واقعاً با هم وارد رابطه شدن.

00:08:23.470 --> 00:08:26.940
‫پس چرا از من خواستن باهاشون غذا بخورم؟
‫خیلی عجیبه.

00:08:26.940 --> 00:08:28.890
‫و منو بگو فکر می‌کردم دوستای خوبی هستیم.

00:08:28.890 --> 00:08:31.690
‫نمی‌دونم سعی دارن بیشتر از این بهم لطمه بزنن.

00:08:32.140 --> 00:08:34.730
‫شما جدی بهترین دوستایین؟
‫آهای! یانامی!

00:08:35.660 --> 00:08:37.700
‫چیکار می‌کنی؟ کلاس تقریباً داره شر—

00:08:39.610 --> 00:08:42.290
‫آمانا-چان، حالت خوبه؟

00:08:41.330 --> 00:08:43.750
‫آخ، آخ، آخ. ممنون.

00:08:43.750 --> 00:08:47.710
‫آماناتسو-سنسه، این ورقه‌هایی
‫که برای درستون آوردین اشتباه نیستن؟

00:08:47.930 --> 00:08:51.240
‫هی هی، نمی‌دونم کی هستی،
‫ولی خودتو جمع و جور کن، پسر!

00:08:51.240 --> 00:08:56.000
‫در سال دوم، ما امپراطوری بیزانس رو می‌خونیم!
‫ویوا بیزانس!

00:08:56.000 --> 00:08:58.990
‫سنسه، کلاس بعدیتون کلاس ۱-C.

00:08:58.990 --> 00:09:00.140
‫عه؟!

00:09:00.720 --> 00:09:04.060
‫و منم در واقع یکی از دانش‌آموزهاتم، سنسه.

00:09:04.060 --> 00:09:04.750
‫بیزانس!
‫بیزانس نه.

00:09:12.780 --> 00:09:14.080
‫معرکه نیست؟

00:09:20.560 --> 00:09:22.240
‫نجاتم بده.

00:09:22.650 --> 00:09:26.920
‫کارن-چان می‌خواد که بعد مدرسه
‫سه‌تایی با هم بریم کارائوکه.

00:09:27.340 --> 00:09:28.670
‫خب چرا نمی‌ری؟

00:09:28.670 --> 00:09:32.050
‫اونا می‌خوان مجبورم کنن به
‫دو نفری خوندنشون گوش بدم!

00:09:32.050 --> 00:09:35.050
‫نوکومیزو-کون، می‌گی می‌خوای که من بمیرم؟

00:09:35.050 --> 00:09:38.470
‫خب نه... عه، موفق باشی.

00:09:39.440 --> 00:09:41.220
‫خب درمورد پول یکم پیش—

00:09:41.220 --> 00:09:42.100
‫اون شب...

00:09:42.810 --> 00:09:45.430
‫حتی یه مسیج از طرف خواهر سوسکه دریافت کردم.

00:09:45.430 --> 00:09:49.650
‫«نمی‌تونم با سوسکه تماس بگیرم.
‫شما دوتا با همید؟»

00:09:50.160 --> 00:09:53.650
‫دقیقاً چرا اون موقع پیام‌های خواهرشو ندید؟ موندم.

00:09:52.560 --> 00:09:54.070
‫یکی نجاتم بده.

00:09:54.070 --> 00:09:55.110
‫موندم.

00:09:55.780 --> 00:09:56.490
‫موندم!

00:09:59.460 --> 00:10:00.520
‫شرمنده.

00:10:00.520 --> 00:10:04.580
‫نمی‌تونم با هیچکدوم از دوست‌ها
‫و آشناهام درمورد این صحبت کنم.

00:10:04.580 --> 00:10:07.290
‫گمونم این یعنی من حتی یه آشنا هم نیستم.

00:10:08.820 --> 00:10:12.040
‫خب... به‌نظرت دیگه می‌تونی پولمو پس بدی؟

00:10:12.040 --> 00:10:14.050
‫اینم رسید اون موقع.

00:10:14.050 --> 00:10:18.230
‫هوم، خیلی ممنون بابت اون موقع.
‫ واقعاً نجاتم—

00:10:19.530 --> 00:10:21.960
‫اوه. جمع کلش بیشتر شد؟

00:10:21.960 --> 00:10:25.300
‫یانامی-سان، سفارش پنکیک هندونه‌ای هم دادی، یادته؟

00:10:25.300 --> 00:10:25.920
‫عا.

00:10:25.920 --> 00:10:28.540
‫و در آخر هم سالاد شابو اودون گوشت خوک خوردی.

00:10:28.540 --> 00:10:30.580
‫چون سالادها وزنتو نمی‌برن بالا.

00:10:30.580 --> 00:10:34.020
‫اصلاً مخالف باورت به سالادها نیستم. اصلاً.

00:10:34.600 --> 00:10:39.530
‫این فقط یه پیشنهاده‌ها، ولی چطوره
‫یه روز دیگه پولتو بهت پس بدم؟

00:10:39.530 --> 00:10:40.940
‫یه روز دیگه؟

00:10:43.600 --> 00:10:48.660
‫من زیاد توی این کار خوب نیستم،
‫پس مطمئن نیستم که راضیت می‌کنه یا نه،

00:10:49.170 --> 00:10:52.460
‫ولی سوسکه خیلی خوشش می‌اومد.

00:10:52.460 --> 00:10:53.810
‫عه؟ عــه؟!

00:10:53.810 --> 00:10:56.510
‫نگو که منظورش اینه که
‫یه کار خیس و چسبناک بکنیم!

00:10:56.510 --> 00:10:59.420
‫نه نه! خوب نیست! توی مدرسه هم هستیم!

00:11:00.260 --> 00:11:01.340
‫من...
‫ببین—

00:11:02.300 --> 00:11:05.690
‫زیاد آشپزیم خوب نیست، ولی
‫فکر کنم از پس یه ناهار بنتو بربیام!

00:11:07.080 --> 00:11:08.050
‫ناهار بنتو؟
‫چیزی شده؟

00:11:09.370 --> 00:11:11.640
‫اوه، هاا! ناهار بنتو!

00:11:12.030 --> 00:11:14.290
‫ولی فکر نکنم یه ناهار بنتو اندازه پولش بشه...

00:11:14.290 --> 00:11:18.500
‫برای همین، هر روز یکی برات درست می‌کنم
‫تا با مقدار روی رسید مساوی بشه.

00:11:18.500 --> 00:11:19.860
‫عه، مطمئن نیستم—

00:11:19.860 --> 00:11:22.330
‫پس، فردا می‌بینمت.
‫همین‌جا منتظرت می‌مونم.

00:11:26.890 --> 00:11:27.660
‫اوهوم.

00:11:27.650 --> 00:11:31.020
m 581 135 l 602 121 623 158 603 170
m 512 92 l 527 82 547 125 532 133
m 505 87 l 544 154 535 199 417 236 371 134 437 133 478 93
m 331 154 l 354 150 367 177 345 181)}
m 287 164 l 320 160 344 213 307 218)}
‫رسید
‫مـــنـــو
‫نوشیدنی‌ها
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده خیلی بزرگ
‫خوراک استیک هامبورگ
‫سالاد
‫سوپ
‫جمع فرعی
‫پنکیک هندوانه
‫جمع کل
‫بی‌صبرانه منتظرم.

00:11:36.660 --> 00:11:39.880
‫عا، چیزه، نـ-نوکومیزو-کون هستی، درسته؟

00:11:40.280 --> 00:11:43.610
‫مـ-مـ-من، یـ-یه سال اولی در باشگاه ادبیاتم—

00:11:46.560 --> 00:11:49.640
‫عه؟ کیه؟ از کجا اومده؟

00:11:51.550 --> 00:11:55.770
‫چیزه، کوماری هستم.
‫از باشگاه ادبیات، کوماری چیکا.

00:11:56.250 --> 00:12:00.020
‫چـ-چیزه، باید باهات صحبت کنم!
‫د-درمورد باشگاه.

00:12:00.020 --> 00:12:03.330
‫با من؟ باشگاه ادبیات باهام چیکار داره؟

00:12:05.180 --> 00:12:06.830
‫خـ-خب...

00:12:10.570 --> 00:12:12.540
‫نوکومیزو-کون، توی باشگاه ادبیاتی، نه؟

00:12:13.200 --> 00:12:13.810
‫عه؟

00:12:14.770 --> 00:12:15.590
‫عه؟

00:12:16.390 --> 00:12:17.790
‫حالا که فکرشو می‌کنم...

00:12:17.790 --> 00:12:22.680
‫درست بعد اینکه سال تحصیلی رو شروع کردم،
‫راضیم کردن که توی باشگاه ادبیات ثبت‌نام کنم.

00:12:24.220 --> 00:12:30.170
‫«شورای دانش‌آموزی یه هشدار درخصوص
‫اعضایی که در باشگاه شرکت نمی‌کنند فرستاده»؟

00:12:30.890 --> 00:12:34.120
‫نوکومیزو-کون، درسته؟ خیلی وقته ندیدمت.

00:12:34.120 --> 00:12:36.870
‫متأسفم. فکر مدتیه باشگاه رو نادیده گرفتم.

00:12:36.870 --> 00:12:39.280
‫ولی اگه برگردی، کمک بزرگی می‌شه.

00:12:39.280 --> 00:12:43.260
‫من نائب سرگروه، تسوکینوکی کوتو ام،
‫یه سال سومی. یادته؟

00:12:43.260 --> 00:12:45.390
‫عا، بله. البته.

00:12:45.880 --> 00:12:47.790
‫البته که دروغ می‌گم.

00:12:50.490 --> 00:12:52.340
‫انتخاب بدی نیست.

00:12:52.340 --> 00:12:57.250
‫می‌تونی هرچی که خواستی قرض بگیری.
‫فقط یه دازای یا میشاما دست نزن.

00:12:58.400 --> 00:13:01.210
‫تازگیا شورای دانش‌آموزی چهارچشمی مراقبمونن.
‫تو خودکار
‫هستی!!

00:13:01.570 --> 00:13:05.430
‫تو باید یه مدت با ما وقت بگذرونی. خب فعلاً.

00:13:07.110 --> 00:13:10.640
‫به دازای یا میشما ابداً دست نزنیا، باشه؟

00:13:25.140 --> 00:13:29.580
‫بی‌ال به‌کنار، حداقل یه مشت از
‫سری‌های پرطرفدار هست که هنوز نخوندم.

00:13:30.030 --> 00:13:31.950
‫فعلاً لازم نیست نگران پول ناهار باشم.

00:13:31.950 --> 00:13:37.030
‫شاید بتونم کتابای جدید رو بذارم برای بعد
‫و چندتا سری که باشگاه ادبیات نداره رو بگیرم.

00:13:37.480 --> 00:13:38.940
‫ فهرست چاپ‌مجدد‫شومیزهای جدید

00:13:37.630 --> 00:13:40.460
‫تو حتماً باید «تو ملکه بی‌گناه تاریکی هستی» رو بخری.

00:13:41.100 --> 00:13:44.620
‫حداقل تا جلد ۵، وقتی که شخصیت
‫موردعلاقه‌ام کم‌کم شرور می‌شه—

00:13:44.620 --> 00:13:45.590
‫کاجو.

00:13:46.360 --> 00:13:47.540
‫واسه چی توی اتاق منی؟

00:13:47.540 --> 00:13:50.560
‫من بیشتر اوقات همین‌جام.
‫تو متوجه نمی‌شی.

00:13:50.560 --> 00:13:51.920
‫چه چیز ترسناکی گفت.

00:13:51.920 --> 00:13:55.600
‫اونی-ساما، توی مدرسه دوستی پیدا کردی؟

00:13:56.960 --> 00:14:03.520
‫خیالت راحت، اونی-ساما. من، کاجو
‫حتماً چندتا دوست برات پیدا می‌کنم.

00:14:03.520 --> 00:14:05.790
‫اول، برات یه کارا-بن درست می‌کنم.

00:14:05.790 --> 00:14:06.740
‫کاوا-بم؟

00:14:06.740 --> 00:14:12.430
‫درسته! بنتوی یه کاراکتر برای شروع کردن
‫گفتگو عالیه و نظر مردمو جلب می‌کنه!

00:14:12.430 --> 00:14:17.730
‫اوه، راستش... تا یه مدت
‫یکی رو دارم که برام بنتو درست کنه.

00:14:20.630 --> 00:14:23.750
‫ا-ا-اونی-ساما، داری می‌گی
‫با یه دختر وارد رابطه شدی؟!

00:14:23.750 --> 00:14:25.760
‫نه، نه، نشدم!
‫البته که نه!

00:14:25.760 --> 00:14:28.550
‫چطور ممکنه کسی که هیچ دوستی نداره
‫دوست‌دختر داشته باشه؟

00:14:28.960 --> 00:14:33.940
‫ولی عجیب نیست که یکی که نه دوستته و
‫نه دوست‌دخترت، برات ناهار درست کنه؟

00:14:33.940 --> 00:14:37.200
‫خب راستش، پولشو پرداخت کردم.

00:14:37.200 --> 00:14:39.190
‫اوه، با یه دختر شاغل بیرون غذا می‌خوری؟

00:14:39.750 --> 00:14:44.610
‫لابد یکی از اون «ناهارهای بنتوـه.»
‫دوستام همه‌چی رو درموردش بهم گفتن.

00:14:45.420 --> 00:14:46.470
‫کاجو.
‫چی شده؟

00:14:48.560 --> 00:14:51.280
‫باید دوست‌های بهتری پیدا کنی.

00:14:52.490 --> 00:14:53.690
‫بدجنسی نیست؟

00:14:54.220 --> 00:14:55.080
‫چی؟

00:14:55.870 --> 00:14:59.540
‫تو رو می‌گم!
‫دیروز ازت کمک می‌خوام.

00:14:59.540 --> 00:15:03.590
‫مجبور شدم به دونفری شعر خوندن
‫یه زوج با همدیگه گوش کنم.

00:15:03.590 --> 00:15:05.250
‫می‌تونی تصور کنی چه حسی داشت؟!

00:15:06.250 --> 00:15:08.530
‫خب، بنتوی من چی شد؟

00:15:09.730 --> 00:15:11.680
‫بیا، بفرمایید.

00:15:12.020 --> 00:15:14.070
‫چیزه، این...؟

00:15:14.600 --> 00:15:17.140
‫امروز صبح سعی کردم دوتا ناهار بنتو درست کنم،

00:15:17.140 --> 00:15:22.020
‫و مامانم گفت: «مطمئنم سوسکه-کون ذوق‌زده می‌شه!»

00:15:22.370 --> 00:15:24.420
‫این غذای سوپرمارکته، نه؟

00:15:24.420 --> 00:15:27.310
‫برای همین نتونستم به‌قدر کافی برای دو نفر درست کنم.

00:15:27.310 --> 00:15:29.540
‫بسته‌بندیش به‌وضوح دست‌ساخته، ولی بازم...

00:15:30.570 --> 00:15:33.510
‫خب... بیا بگیم این ۲۶۸ ین‌ـه.

00:15:33.510 --> 00:15:34.130
‫چه ارزون!

00:15:34.130 --> 00:15:36.060
‫ولی قیمت واقعیشه.

00:15:38.730 --> 00:15:40.180
‫پس ۳۰۰ ین.

00:15:41.720 --> 00:15:46.760
‫بگذریم، چرا از اون دو نفر فاصله نمی‌گیری؟

00:15:47.370 --> 00:15:50.920
‫توی کلاس، همه دور و بر من بااحتیاط رفتار می‌کنن.

00:15:51.340 --> 00:15:55.490
‫آخه، قبلاً سوسکه و من همیشه با هم بودیم.

00:15:55.490 --> 00:15:59.560
‫«عه؟ یانامی شکست‌عشقی خورد؟»
‫همه اینطور فکر می‌کنن.

00:16:00.110 --> 00:16:03.160
‫عه، نمی‌دونم چی بگـ...

00:16:04.960 --> 00:16:06.670
‫۳۵۰ ین.

00:16:06.670 --> 00:16:09.110
‫مانده

00:16:10.750 --> 00:16:12.850
‫نوکومیزو، شنیدم به باشگاه ادبیات پیوستی.

00:16:13.200 --> 00:16:16.880
‫معلم بهم گفت اونجا آثار کامل آبه کوبو رو دارن.

00:16:16.880 --> 00:16:18.700
‫می‌شه یه زمانی قرضشون بگیرم؟

00:16:18.970 --> 00:16:23.420
‫عا، احتمالاً مشکلی نباشه.
‫با سنپایم چک می‌کنم.

00:16:23.420 --> 00:16:23.920
‫تنک یو.

00:16:24.730 --> 00:16:25.630
‫میتسکی!

00:16:25.630 --> 00:16:30.340
‫من امروز از باشگاهم غیبت می‌کنم.
‫می‌خوای بریم باهم یه چیزی بخوریم؟

00:16:30.340 --> 00:16:32.690
‫شرمنده. امروز کلاس کنکور دارم.

00:16:32.690 --> 00:16:34.940
‫عه؟ هنوز سال اولی که.

00:16:34.940 --> 00:16:38.140
‫اگه همه‌اش درس بخونی، خنگ‌تر می‌شیا.

00:16:38.140 --> 00:16:41.630
‫تو هم اگه بیشتر درس نخونی،
‫دوباره باید امسال رو تکرار کنی.

00:16:42.060 --> 00:16:46.060
‫میتسکی-سان. اگه کم کم راه نیافتیم
‫به کلاس تقویتی دیر می‌رسیم.

00:16:46.060 --> 00:16:48.650
‫اه، چیهایا. الان میام.

00:16:49.080 --> 00:16:50.240
‫پس بعداً می‌بینمت، لمون.

00:16:50.240 --> 00:16:53.160
‫عه؟ اوه... بای-بای.

00:16:54.700 --> 00:16:58.250
‫می‌گم، تو و میتسکی دوستین؟

00:16:58.250 --> 00:17:02.960
‫عه، دوست نیستیم،
‫ولی یه آموزشگاه آمادگی کنکور می‌ریم—

00:17:02.960 --> 00:17:05.170
‫پس می‌دونی اون دختره کی بود؟

00:17:05.170 --> 00:17:08.600
‫عه، فکر کنم آساگومو-سان؟

00:17:08.600 --> 00:17:10.810
‫اون و آیانو با هم برای دوره پیشرفته ثبت‌نام کردن.

00:17:10.810 --> 00:17:12.700
‫دوره پیشرفته، ها؟

00:17:13.560 --> 00:17:17.680
‫پس گمونم میتسکی از دخترای باهوش خوشش میاد.

00:17:17.680 --> 00:17:19.840
‫لمون-چان، قصد داری چیکار کنی؟

00:17:19.840 --> 00:17:22.190
‫ها؟ هـ-هیچی.

00:17:22.190 --> 00:17:25.800
‫فقط، از دبستان تا الان با هم توی یه کلاس بودیم...

00:17:24.750 --> 00:17:27.370
‫ظاهراً از بچگی با هم دوستین.

00:17:27.370 --> 00:17:29.450
‫که یعنی...

00:17:29.450 --> 00:17:31.900
‫اون دختر یه خونه‌خراب‌کنه.

00:17:32.270 --> 00:17:33.820
‫«خونه‌خراب‌کن»؟

00:17:34.170 --> 00:17:38.930
‫گوش کن، نوکومیزو-کون،
‫فقط دو نوع دختر هست.

00:17:38.930 --> 00:17:41.200
‫دوست دوران کودکی و خونه‌خراب‌کن.

00:17:41.200 --> 00:17:42.290
‫که اینطور.

00:17:42.290 --> 00:17:43.830
‫ولی چه تضادی!

00:17:43.830 --> 00:17:46.980
‫می‌گم، اون دوتا چطوری به‌نظرت میان؟

00:17:46.980 --> 00:17:51.090
‫خیلی صمیمی به‌نظر میان،
‫ولی مگه همین اواخر با هم آشنا نشدن؟

00:17:52.970 --> 00:17:55.180
‫شاید فقط دوستای معمولی‌ان.

00:17:55.180 --> 00:17:58.610
‫آره! مطمئنم فقط دوستای معمولی‌ان!

00:17:58.610 --> 00:18:01.430
‫می‌دونستم که می‌فهمی، یانا-چان!

00:18:01.430 --> 00:18:05.260
‫لمون-چان، یجورایی حس می‌کنم
‫زیاد تفاوتی با هم نداریم.

00:18:05.260 --> 00:18:06.810
‫تشویقت می‌کنم!

00:18:09.270 --> 00:18:12.150
‫امروز دوباره ازم خواستن باهاشون وقت بگذرونم.

00:18:12.150 --> 00:18:15.130
‫«می‌خوای بیای خونه کارن-چان درس بخونی؟»

00:18:15.130 --> 00:18:16.490
‫باید بگی نه.

00:18:16.490 --> 00:18:19.980
‫آخه، حتی اگه من هم نرم،
‫فقط خودشون دوتایی می‌رن!

00:18:19.980 --> 00:18:22.620
‫شاید همینطور باشه، ولی بنتوی من کو؟

00:18:22.620 --> 00:18:26.570
‫نوکومیزو-کون تاحالا فکر کردی شاید
‫بخاطر همینه که هیچ دوستی نداری؟

00:18:26.570 --> 00:18:27.710
‫لازم نیست تو اینو بهم بگی.

00:18:28.290 --> 00:18:29.740
‫یه لحظه سرپوششو نگه دار.

00:18:31.770 --> 00:18:38.240
‫من فقط یه ظرف ناهار برای استفاده دارم،
‫پس دو پرس غذا رو توی یه ظرف چپوندم.

00:18:38.240 --> 00:18:40.090
‫خب، بیا بخوریم.

00:18:41.660 --> 00:18:44.300
‫نوکومیزو-کون، پول این چقدر می‌شه؟

00:18:45.150 --> 00:18:47.280
‫ام، بیا بگیم ۴۰۰ ین.

00:18:47.280 --> 00:18:48.970
‫خوبه! بد نیست.

00:18:48.970 --> 00:18:52.640
‫اینطوری پیش بره، تا تعطیلات تابستونی
‫می‌تونم حسابمو تسویه کنم

00:18:58.640 --> 00:19:01.640
m 303 131 l 339 128 469 153 392 249 318 253
‫مانده
‫برنج
‫باقی‌مانده
‫۳۶۱۷ ین
‫ساندویچ، کاراگه
‫۳۵۰ ین
‫۳۲۶۷ ین
‫۴۰۰ ین
‫۲۸۶۷ ین

00:19:53.960 --> 00:19:56.370
‫از اینجا می‌شه میدون دو رو دید.

00:19:56.370 --> 00:19:58.060
‫اوه. آره.

00:19:58.060 --> 00:20:00.650
‫اونی که اونجاست لمون-چان نیست؟

00:20:02.130 --> 00:20:05.260
‫لمون-چان... چقدر سریعه.

00:20:05.260 --> 00:20:07.780
‫شنیدم در مسابقه استانی مقام کسب کرده.

00:20:07.780 --> 00:20:09.270
‫از کجا می‌دونی؟

00:20:09.270 --> 00:20:12.090
‫واسه خوندن تابلوی اعلانات تنبل نیستم.

00:20:14.080 --> 00:20:16.670
‫لمون-چان خیلی خفنه.

00:20:35.060 --> 00:20:38.570
‫من واقعاً... شکست‌عشقی خوردم.

00:20:39.670 --> 00:20:45.610
‫توی سرم اینو فهمیدم، ولی
‫فکر نکنم بدنم هنوز شیر فهم شده باشه.

00:20:46.950 --> 00:20:50.370
‫الان داشتم فکر می‌کردم: «لمون-چان خیلی سریع می‌تونه بدوـه.»

00:20:51.000 --> 00:20:54.180
‫و بعدش شد: «وای من شکست‌عشقی خوردم.»

00:20:56.010 --> 00:21:00.780
‫نوکومیزو-کون، شاید اگه تو هم روزی شکست‌عشقی
‫بخوری و سرافکنده بشی، منظورمو بفهمی.

00:21:00.780 --> 00:21:02.370
‫اینطور فکر می‌کنی؟

00:21:02.680 --> 00:21:07.070
‫بازم، بعد شکست عشقی خوردن هیچی عوض نمی‌شه.
‫حتی حس یه شروع تازه رو هم نمی‌ده.

00:21:07.850 --> 00:21:11.550
‫ولی بازم، تمام چیزای اطرافت دارن ادامه می‌دن،

00:21:11.900 --> 00:21:14.260
‫پس تو هم باید ادامه بدی.

00:21:14.880 --> 00:21:17.960
‫من تاحالا شکست‌عشقی نخوردم،
‫پس نمی‌تونم بفهمم.

00:21:19.130 --> 00:21:20.420
‫عین یه دخترباز اینو گفتی.

00:21:26.140 --> 00:21:31.110
‫می‌گن از هر ده زوج دبیرستانی، هفت‌تاشون
‫در ظرف یه سال رابطه‌شونو بهم می‌زنن.

00:21:31.810 --> 00:21:36.190
‫اگه بعد از فارغ‌التحصیلی رو هم حساب کنی،
‫تقریباً همه‌شون سرانجام رابطه‌شونو بهم می‌زنن.

00:21:36.590 --> 00:21:41.910
‫با این وجود، بازم مردم غرق در عشق می‌شن.
‫در اشک‌ها. در خنده‌ها.

00:21:43.400 --> 00:21:46.630
‫من اطمینان زیادی به واقعیت یا خودم ندارم.

00:21:47.230 --> 00:21:51.420
‫که روزی دنیای من هم با همچین
‫رابطه زودگذری، تغییر کنه.

00:21:52.760 --> 00:21:55.610
‫ولی، گاهی با خودم فکر می‌کنم.

00:21:56.540 --> 00:21:59.900
‫اگه یه روز در دوران نوجوانی اینو تجربه کنم چی؟

00:22:00.320 --> 00:22:04.050
‫اگه یه دختر قهرمان پیش‌روی خودم
‫پیدا کنم که چشم‌هاش پر اشکه چی؟

00:22:05.590 --> 00:22:08.590
‫اگه من شخصیت اصلی یه لایت ناول باشم چی؟

00:22:10.640 --> 00:22:11.550
‫اگه این اتفاق می‌افتاد...

00:22:11.570 --> 00:22:15.570
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:17.980 --> 00:22:21.980
‫قسمت ۱
‫سبک باختن دوست حرفه‌ای دوران کودکی، یانامی آنا

00:22:18.280 --> 00:22:20.280
‫چه فکری درموردش می‌کردم؟