﻿WEBVTT

00:00:00.780 --> 00:00:07.780
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:11.450 --> 00:00:13.870
‫آب‌ شیر حومه شهر خوشمزه‌ست.

00:00:13.870 --> 00:00:15.140
‫نوکومیزو-کون؟

00:00:16.060 --> 00:00:17.430
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:00:17.430 --> 00:00:19.130
‫یکم تشنه‌ام شد.

00:00:19.630 --> 00:00:20.980
‫خودت چی؟

00:00:23.320 --> 00:00:25.020
‫نمی‌تونم چشمامو روی هم بذارم.

00:02:01.030 --> 00:02:02.790
‫یاکیشیو دیگه رفت به تخت‌خوابش؟

00:02:03.250 --> 00:02:06.080
‫همین الان بهم گفت می‌ره بیرون یکم بدوـه.

00:02:06.460 --> 00:02:07.480
‫این ساعت شب؟

00:02:09.570 --> 00:02:12.480
‫درباره اتفاقی افتاد، با یاکیشیو حرف زدی؟

00:02:13.970 --> 00:02:16.430
‫می‌ترسم حرف اشتباهی بزنم.

00:02:16.880 --> 00:02:18.670
‫حرف اشتباهی؟

00:02:19.280 --> 00:02:23.720
‫من فکر نمی‌کنم بتونم این دفعه، کسی رو تشویق کنم.

00:02:24.270 --> 00:02:28.230
‫می‌تونم درک کنم چرا آساگومو-سان دلواپسه،
‫چون اونا تازه وارد رابطه شدن.

00:02:28.560 --> 00:02:31.660
‫ولی باید باید سر راست با دوست‌پسرش صحبت کنه.

00:02:31.660 --> 00:02:35.920
‫به‌نظرم نباید رابطه‌شونو با همچین
‫روش‌های مخفیانه‌ای امتحان کنه.

00:02:36.350 --> 00:02:37.380
‫اصلاً.

00:02:39.920 --> 00:02:43.180
‫شاید اون پسر هم یه‌جورایی مسئوله.

00:02:43.180 --> 00:02:44.140
‫ها؟

00:02:44.140 --> 00:02:49.340
‫عا، چیزه، واسه من واضحه که آیانو پسر بدی نیست.

00:02:49.340 --> 00:02:52.450
‫ولی می‌تونم درک کنم چرا آساگومو-سان دلواپسه.

00:02:53.390 --> 00:02:55.500
‫ولی آساگومو-سان—

00:02:55.500 --> 00:02:56.400
‫می‌دونی چیه؟

00:02:57.450 --> 00:02:59.270
‫بیا دیگه درباره‌اش حرف نزنیم.

00:03:01.120 --> 00:03:07.180
‫نه، چیزه، نمی‌خوام که پشت سر مردم حرف‌های بد بزنی.

00:03:07.500 --> 00:03:09.950
‫شرمنده. حرف عجیبی زدم.

00:03:12.220 --> 00:03:15.520
‫خیلی خب. پس این آخرین چیزیه که می‌گم.

00:03:15.520 --> 00:03:20.590
‫اگه لمون-چان در پنهون کردن احساساتش اینقدر
‫افتضاحه که ناخواسته از دهنش می‌پره بیرون،

00:03:20.590 --> 00:03:23.720
‫باید یه سال پیش زودتر بهش می‌گفت.

00:03:23.720 --> 00:03:25.250
‫تو نمی‌تونی اینو بگی.

00:03:25.840 --> 00:03:31.020
‫آساگومو-سان و آیانو-کون هم.
‫هر سه‌تاشون کاملاً افتضاحن.

00:03:31.470 --> 00:03:35.900
‫خب. از فکرش میام بیرون. از حالا،
‫برمی‌گردم به «دختر خوب، یانامی-چان.»

00:03:37.840 --> 00:03:39.010
‫ولی می‌دونی چیه؟

00:03:40.000 --> 00:03:46.830
‫لمون-چان دوستمه، پس اگه الان داشتم
‫باهاش حرف می‌زدم، احتمالاً اینو بهش می‌گفتم:

00:03:47.850 --> 00:03:50.070
‫«باید باهاش وارد رابطه بشی.»

00:03:50.620 --> 00:03:51.330
‫عه؟

00:03:52.340 --> 00:03:57.800
‫باید اونو بدزده.
‫آساگومو-سان گفت که کنار می‌کشه.

00:03:59.480 --> 00:04:01.010
‫ولی اینطوری—

00:04:01.010 --> 00:04:03.890
‫لمون-چان اینو نمی‌خواد، آره؟

00:04:04.240 --> 00:04:08.610
‫از این کارش خوشم نمیاد،
‫ولی می‌تونم درک کنم که حق با اونه.

00:04:12.430 --> 00:04:15.360
‫من می‌رم یکم قدم بزنم.

00:04:16.070 --> 00:04:17.400
‫این ساعت شب؟

00:04:17.720 --> 00:04:20.080
‫امشب ماه خیلی قشنگ به‌نظر میاد.

00:04:22.000 --> 00:04:26.400
‫اگه از جاده‌ای که اومدیم برگردی،
‫یه معبد هست.

00:04:26.820 --> 00:04:30.990
‫لمون-چان گفت وقتی به فکر کردن نیاز داره، می‌ره اونجا.

00:04:31.390 --> 00:04:34.630
‫اصلاً نمی‌خوام برم دنبال یاکیشیو.

00:04:34.630 --> 00:04:37.920
‫هوم؟ پس من به‌جات می‌رم دنبالش.

00:04:38.200 --> 00:04:43.260
‫به‌نظرت باید لمون-چان رو مثل خودم دختر بدی کنم؟

00:04:45.450 --> 00:04:47.620
‫این کارو نکن خواهشاً.

00:05:06.720 --> 00:05:11.420
‫می‌دونی، من اصلاً قصد نداشتم مزاحمشون بشم.

00:05:12.290 --> 00:05:18.040
‫موندم بعد از ماجرا می‌تونم دوست میتسکی بمونم. شایدم نه.

00:05:18.500 --> 00:05:23.990
‫حالا که می‌دونه چه احساسی داری،
‫احتمالاً دیگه همه‌چی مثل گذشته نشه.

00:05:24.820 --> 00:05:25.970
‫از دست میتسکی...

00:05:26.510 --> 00:05:30.380
‫فکر کنم واسه حد و مرز قائل شدن
‫با آساگومو-سان توی مخمصه افتاده.

00:05:30.380 --> 00:05:36.130
‫مثلاً اینکه چه عکس‌العملی به پیش‌روی‌هاش نشون بده.
‫یا چطور رابطه‌شونو عمیق‌تر کنه.

00:05:36.490 --> 00:05:40.200
‫آره، ولی، پیشرفت رابطه به کنار،

00:05:40.830 --> 00:05:43.150
‫شرط می‌بندم تو دلت نمی‌خواد درمورد این چیزا بشنوی.

00:05:43.150 --> 00:05:45.640
‫من که بچه نیستم.

00:05:45.640 --> 00:05:50.160
‫اون دوتا وارد رابطه شدن.
‫گاهی از اینجور چیزا پیش میاد.

00:05:50.960 --> 00:05:56.070
‫اگه سعی کنی مثل گذشته باهاش دوست بمونی،
‫همچنان می‌شه.

00:05:56.760 --> 00:05:58.070
‫می‌دونم.

00:05:59.230 --> 00:06:03.670
‫می‌دونم. واسه همین بود که به‌عنوان
‫یه دوست می‌خواستم به میستکی مشاوره بدم.

00:06:04.150 --> 00:06:07.600
‫فکر کردم اگه این کارو بکنم، می‌تونم
‫واقعیت رو همون چیزی که هست بپذیرم.

00:06:07.980 --> 00:06:10.090
‫واقعاً فکر می‌کردم که می‌تونم.

00:06:10.800 --> 00:06:11.730
‫ولی می‌دونی...

00:06:14.330 --> 00:06:18.210
‫هنوزم ناخواسته آرزو می‌کنم
‫کاش اون مجذوب من شده بود.

00:06:19.510 --> 00:06:23.500
‫اولش، فقط خالصانه می‌خواستم
‫که میتسکی رو راهنمایی کنم.

00:06:24.170 --> 00:06:29.040
‫ولی بعدش، هر بار می‌رفتم به ملاقاتش، هیجان‌زده می‌شدم.

00:06:29.610 --> 00:06:33.590
‫کم کم فکر کردم که دلم می‌خواست
‫همه‌چی تاابد همونطور بمونه.

00:06:34.080 --> 00:06:36.550
‫و بعدش... و بعدش...

00:06:37.400 --> 00:06:42.080
‫فقط یه دفعه بود،
‫ولی یه فکر وحشتناک به ذهنم رسید.

00:06:49.990 --> 00:06:55.500
‫«اگه اون کنار من بمونه و
‫اون دوتا بهم بزنن چی؟»

00:06:56.210 --> 00:06:59.980
‫خیلی فکر خودخواهانه‌ای بود.

00:07:02.830 --> 00:07:03.940
‫میتسکی...

00:07:05.650 --> 00:07:09.470
‫میتسکی واسه کمک... به من تکیه کرده بود.

00:07:10.910 --> 00:07:15.080
‫با این حال، من... من...

00:07:16.410 --> 00:07:20.370
‫خیلی بدم. متأسفم.

00:07:22.140 --> 00:07:23.810
‫خیلی متأسفم.

00:07:37.210 --> 00:07:39.430
‫از مهمون‌نوازیتون واقعاً ممنونیم.

00:07:39.430 --> 00:07:41.640
‫نه، نه. باعث خوشحالیم بود.

00:07:42.350 --> 00:07:45.550
‫هی، نوکومیزو-کون. اون تی-شرت...

00:07:45.550 --> 00:07:49.130
‫مال منه. خوشحالم که سایزش برات مناسبه.

00:07:49.130 --> 00:07:51.700
‫عه؟ این لباس توـه، یاکیشیو؟

00:07:52.000 --> 00:07:53.830
‫جـ-جدی؟ درش میارم.

00:07:53.830 --> 00:07:55.910
‫فقط یه لباس اضافی بود. چیز مهمی نیست.

00:07:55.910 --> 00:07:58.790
‫دیروز سعی کردم بدمش یانا-چان، ولی سایزش—

00:07:58.790 --> 00:07:59.870
‫لمون-چان!

00:07:59.870 --> 00:08:03.410
‫گفتم اینو به کسی نگو! نگفتم؟!

00:08:01.870 --> 00:08:04.270
‫بی‌خیال کی اهمیت می‌ده؟ فقط نوک‌-کون اینجاست.

00:08:03.410 --> 00:08:07.040
‫پس یانامی اینو پوشیده و سایزش نبوده؟
‫من می‌دم!

00:08:07.060 --> 00:08:09.390
‫انگار همه‌چی داره حل می‌شه.

00:08:09.890 --> 00:08:12.170
‫من کار خاصی نکردم.

00:08:13.350 --> 00:08:17.340
‫تنها کاری که... ما می‌تونیم بکنیم اینه که مراقبش باشیم.

00:08:18.760 --> 00:08:21.450
‫چیزه می‌گم، می‌شه یکم ازم فاصله بگیری؟

00:08:21.450 --> 00:08:26.730
‫عه؟ نزدیک بودنم بهت مضطربت کرده؟
‫عا، خوشحال شدم!

00:08:30.440 --> 00:08:31.240
‫آزار جنسی.

00:08:31.240 --> 00:08:34.750
‫صبر کن ببینم!
‫این من‌ام که مورد آزار جنسی قرار گرفتم!

00:08:35.840 --> 00:08:39.770
‫بچه‌ها، ممنون که زحمت کشیدین اومدین.
‫توی مدرسه می‌بینمتون.

00:08:39.770 --> 00:08:42.300
‫لمون خیلی دوستای خوبی داره.

00:08:42.640 --> 00:08:47.340
‫اینطور فکر می‌کنید؟ دخترهای
‫باشگاه ادبیات یکم عجیب و غریبن.

00:08:47.340 --> 00:08:50.170
‫یکم بی‌باکن، ولی نه لزوماً به لحاظ خوبی.

00:08:50.170 --> 00:08:54.630
‫اوه، وقتی اینو گفتم، داشتم
‫به تو فکر می‌کردم، نوکومیزو-کون.

00:08:56.780 --> 00:08:58.510
‫می‌گم، نوک-کون.

00:08:59.120 --> 00:09:02.060
‫من می‌رم باهاش حرف بزنم.

00:09:03.150 --> 00:09:04.870
‫میتسکی و آساگومو-سان.

00:09:15.720 --> 00:09:17.360
‫آساگومو-سان؟

00:09:18.070 --> 00:09:20.810
‫اولین باریه که دوتایی با هم تنهاییم، نه؟

00:09:21.360 --> 00:09:22.490
‫چرا...

00:09:24.110 --> 00:09:25.210
‫یاکیشیو-سان...

00:09:26.440 --> 00:09:31.060
‫می‌شه یکم حرف بزنیم؟
‫دلم می‌خواد یکم بیشتر باهات آشنا بشم.

00:09:35.730 --> 00:09:37.800
‫هوم. منم.

00:09:47.820 --> 00:09:49.810
‫خب، بفرما، یاکیشیو-سان.

00:09:49.810 --> 00:09:51.570
‫ممنون، آساگومو-سان.

00:09:51.570 --> 00:09:53.060
‫خواهش می‌کنم.

00:09:54.620 --> 00:09:55.650
‫آساگومو-سان؟

00:09:55.650 --> 00:09:57.680
‫یه لحظه وایسا، الان میام.
‫زباله‌های متفرقه

00:10:06.030 --> 00:10:09.280
‫آخرش برای یه دفعه قولمو شکستم.

00:10:09.280 --> 00:10:10.180
‫ها؟

00:10:10.180 --> 00:10:12.880
‫فکر کنم دیگه تموم شده باشه.

00:10:13.700 --> 00:10:16.840
‫لطفاً اینو از نوکومیزو-سان یه راز نگه دار، باشه؟

00:10:28.440 --> 00:10:30.400
‫پرطرفدارترین دختر کلاس
‫داره برام
‫سوپر چت می‌فرسته!
‫اون دختر آیدل-مانند
‫یکی از فالوورهامه؟!
‫یک دختر دبیرستانی اتاقی که
‫اجاره کردم رو بهم پیشنهاد کرد،
‫اما هزینه غذا
‫خیلی بالاست،
‫نمی‌تونم تحمل کنم
‫وقتی یک مستاجر جدید از راه می‌رسه،
‫ضریب انگلز
‫به‌سرعت افزایش می‌یابه
‫دختر امپراطور کهکشانی
‫می‌خواد زندگی فرهیخته‌ای داشته باشه
‫کشف فرزند نامشروع پدر
‫منجر به ملاقات خانوادگی‌ای می‌شه
‫که کل کهکشان رو تحت‌ تاثیر قرار می‌ده!

00:10:33.410 --> 00:10:35.700
‫یاکیشیو! این چیه پوشیدی؟

00:10:35.700 --> 00:10:37.730
‫آخه همین الان داشتم می‌دویدم.

00:10:37.730 --> 00:10:40.580
‫آره، ولی مگه قرار نیست بعدش آیانو رو ببینی؟

00:10:40.580 --> 00:10:43.770
‫اشکال نداره. خودِ همیشگیم هستم.

00:10:47.200 --> 00:10:50.670
‫m 165.625 153.375 l 206.75 158.625 209.375 354.625 167 365.375
‫مراقب
‫بچه
‫های
‫مدرسه‌ای
‫باشید!
‫ممنون که تا اینجا باهام اومدی.

00:10:51.330 --> 00:10:52.440
‫پس دیگه همین؟

00:10:52.440 --> 00:10:55.730
‫هوم. خودم از پس بقیه‌اش برمیام.

00:10:55.730 --> 00:10:57.520
‫نوک-کون، تو همین‌جا منتظرم بمون.

00:10:57.870 --> 00:11:00.130
‫پس می‌خواستی توی راه برگشتن هم باهات بیام.

00:11:00.460 --> 00:11:02.680
‫خیلی خب، می‌رم همه‌چی رو درست کنم!

00:11:03.860 --> 00:11:07.560
‫دیگه واسه گفتنش دیره،
‫ولی اینکار ورود غیرقانونی؟

00:11:07.560 --> 00:11:09.380
‫اگه گیر بیافتیم توی دردسر نمی‌افتیم؟

00:11:22.550 --> 00:11:25.570
‫میتسکی، ممنون که اومدی.

00:11:25.570 --> 00:11:27.910
‫نه، منم ازت ممنونم.

00:11:27.910 --> 00:11:31.330
‫یاد گذشته‌ها افتادم. چند سال گذشته؟

00:11:32.790 --> 00:11:35.660
‫اینا همیشه اینقدر کوچیک بودن؟

00:11:36.020 --> 00:11:42.030
‫فکر کنم اندازه‌شون درسته. احتمالاً
‫ما از سال پنجم اینا دیگه روشون بازی نکردیم.

00:11:43.770 --> 00:11:48.180
‫اولین باری که باهات حرف زدمو یادته، میتسکی؟

00:11:48.180 --> 00:11:50.450
‫سال دوم بود؟

00:11:50.920 --> 00:11:54.250
‫وقتی تو از آلاکلنگ پریدی
‫و به پات آسیب رسوندی، آره؟

00:11:54.250 --> 00:11:55.950
‫پس یادته.

00:11:55.950 --> 00:12:00.380
‫خب البته که آره. من یه بچه درس‌خون
‫بودم که همیشه سرم توی کتاب بود،

00:12:00.380 --> 00:12:04.700
‫و بچه رئیس کلاس شروع کرد به اذیت کردنم.
‫هرکی جای من بود تروما می‌گرفت.

00:12:04.700 --> 00:12:06.750
‫اینجوری یادته؟

00:12:06.750 --> 00:12:12.150
‫نه خاطره کتاب خوندن با یه دختربچه
‫بی‌چاره که به پاش آسیب رسونده بود؟

00:12:10.700 --> 00:12:12.790
‫جادوگر پادشاهی
‫خاطرات روح شرور

00:12:12.790 --> 00:12:19.000
‫برنامه‌های این هفته
‫اعلامیه!
‫همیشه زود حوصله‌ات سر می‌رفت،
‫پس من همیشه داستانو برات توضیح می‌دادم.

00:12:19.330 --> 00:12:23.520
‫می‌دونی چیه؟ کتابا و این چیزا همیشه
‫باعث می‌شن خوابم بیاد،

00:12:23.880 --> 00:12:28.250
‫ولی وقتی این تویی که داری باهام حرف می‌زنی،
‫دیگه بدون هیچ مشکلی می‌تونم گوش بدم.

00:12:28.800 --> 00:12:29.610
‫آره.

00:12:30.330 --> 00:12:35.510
‫واسه همین، حتی وقتی پام بهتر شد،
‫بازم با تو می‌گشتم.

00:12:44.260 --> 00:12:46.680
‫واقعاً خیلی نوستالژیه.

00:12:46.680 --> 00:12:49.960
‫آره. دیگه هشت سال گذشته.

00:12:51.870 --> 00:12:56.170
‫توی سال هشتم، وقتی گفتم می‌خوام
‫سعی کنم وارد دبیرستان تسووابوکی بشم،

00:12:56.170 --> 00:13:00.920
‫همه فکر کردن دارم شوخی می‌کنم
‫و منو جدی نمی‌گرفتن. این بدجنسی نبود؟

00:13:00.920 --> 00:13:04.530
‫خب، باتوجه به نمرات اون موقع‌ات، تعجبی نداشت.

00:13:04.850 --> 00:13:06.700
‫ولی تو بهم نخندیدی.

00:13:07.250 --> 00:13:09.000
‫ولی بازم فکر نمی‌کردم بتونی.

00:13:09.390 --> 00:13:13.680
‫اگه اینطوره میتسکی، چرا تصمیم گرفتی کمکم کنی؟

00:13:15.960 --> 00:13:20.400
‫تو بهم گفتی که چرا می‌خواستی
‫بری به تسووابوکی، یادته؟

00:13:20.790 --> 00:13:23.650
‫خیلی از فامیل‌هات توی کالج درس خوندن یا وکیل بودن،

00:13:23.970 --> 00:13:28.120
‫و به‌عنوان تنها عضو خانواده که درس خوندنش بده،
‫تو حس خود-کم-بینی داشتی.

00:13:28.580 --> 00:13:30.370
‫حافظه خیلی خوبی داری.

00:13:31.710 --> 00:13:34.440
‫اما می‌دونی، اون تنها دلیلش نبود.

00:13:35.960 --> 00:13:38.790
‫می‌خواستم همون مدرسه‌ای برم که تو می‌ری.

00:13:39.540 --> 00:13:40.750
‫لمون...

00:13:41.070 --> 00:13:45.590
‫من فقط باهات رو راستم.
‫تو هم باهام رو راست می‌شی؟

00:13:48.600 --> 00:13:53.060
‫منم. می‌خواستم همون مدرسه‌ای برم که تو می‌ری.

00:13:55.810 --> 00:14:00.530
‫لمون. وقتی وارد مدرسه راهنمایی شدیم،
‫توجه خیلیا رو جلب کرده بودی، نه؟

00:14:00.980 --> 00:14:04.400
‫تو پرطرفدار بودی و همیشه
‫دوستات دور و برتو احاطه کرده بودن.

00:14:04.880 --> 00:14:06.950
‫واسه من، اینطور به‌نظر می‌اومد که داشتی می‌درخشی.

00:14:07.280 --> 00:14:10.000
‫ولی حس می‌کردم انگار داری ازم دور می‌شی.

00:14:10.770 --> 00:14:14.280
‫برای همین، خیلی خوشحال بودم
‫که هنوز برای کمک روم حساب می‌کردی.

00:14:15.130 --> 00:14:18.960
‫من متوجه نشده بودم که
‫تو اینطور درموردم فکر می کردی.

00:14:19.520 --> 00:14:25.480
‫اون روزها، هنوز نمی‌فهمیدم که چه احساسی داشتم.

00:14:26.920 --> 00:14:28.220
‫ولی حالا فرق داره.

00:14:32.010 --> 00:14:34.130
‫چطوره من برات بگمش؟

00:14:40.070 --> 00:14:44.520
‫میتسکی، منو واقعاً دوست داشتی، نه؟

00:14:48.960 --> 00:14:53.280
‫من... تا الان اصلاً اون احساس رو نمی‌فهمیدم.

00:14:53.810 --> 00:14:56.490
‫ولی وقتی با چیهایا وارد رابطه شدم،

00:14:57.280 --> 00:15:00.830
‫کم کم متوجه شدم که وقتی واقعاً
‫کسی رو دوست داشته باشی چه حسی داره.

00:15:01.890 --> 00:15:05.700
‫این خوشحالم می‌کنه. واقعاً خوشحالم.

00:15:06.050 --> 00:15:07.670
‫لمون، من...

00:15:07.920 --> 00:15:11.310
‫آخه، تاحالا همچین چیز قشنگی شنیده بودی؟

00:15:11.310 --> 00:15:14.190
‫اینکه بفهمی کسی که دوستش داری
‫واقعاً دوستت داشته؟

00:15:16.430 --> 00:15:19.390
‫فکر نکنم چیز دیگه‌ای بتونه خوشحال‌ترم کنه.

00:15:26.920 --> 00:15:30.800
‫می‌گم، چیِ آساگومو-سان باعث شد
‫که تو عاشقش بشی؟

00:15:30.800 --> 00:15:34.560
‫این... ایراد نداره بهت بگم؟

00:15:34.560 --> 00:15:35.970
‫الان دیگه آره.

00:15:36.830 --> 00:15:41.350
‫در آینده، می‌خوام شغلی پیدا کنم
‫که به کتاب‌ها ربط داشته باشه.

00:15:41.350 --> 00:15:43.220
‫پس می‌رم کالج توکیو،

00:15:43.220 --> 00:15:46.840
‫و چهار سالم به کسب تجربه
‫تا جایی که می‌تونم سپری می‌کنم.

00:15:47.400 --> 00:15:49.840
‫آساگومو-سان هم همین برنامه رو داره؟

00:15:49.840 --> 00:15:50.760
‫آره.

00:15:51.170 --> 00:15:55.990
‫محشرین، شما دوتا.
‫از الان به تا اونجاش فکر کردین.

00:15:56.900 --> 00:15:59.490
‫واسه من، این تویی که محشری.

00:16:03.350 --> 00:16:07.200
‫هی، اون ستاره خیلی درخشان نیست؟
‫ستاره شمالیه؟

00:16:07.510 --> 00:16:10.710
‫اگه درخشانه، شاید مثلث تابستونیه.

00:16:10.710 --> 00:16:14.930
‫اون سه ستاره بزرگو می‌بینی
‫که یه مثلث تشکیل دادن؟

00:16:16.290 --> 00:16:19.860
‫هممم. فقط یکیشونو می‌تونم ببینم.

00:16:25.150 --> 00:16:26.190
‫میتسکی.

00:16:27.790 --> 00:16:33.570
‫بهتره آساگومو-سان رو ول نکنی.
‫دقیقاً همون دختریه که لازم داری.

00:16:34.820 --> 00:16:35.670
‫آره.

00:16:38.350 --> 00:16:38.600
‫گزارش روزانه مار-چان
‫میو بخیر
‫#گربه‌ها #پیشی‌ها #زندگی گربه‌ای
‫زندگی گربه‌ای و حمام آفتاب
‫درود دوستانه! خیلی خوشحالم
‫#لذت‌گربه‌داشتن #زندگی‌با‌گربه‌ها #گربه‌ها

00:16:39.250 --> 00:16:40.810
‫آره، با گربه‌ها پیش می‌رم.
‫پرنسس‌مون امروز به اندازه همیشه خوشگله
‫#گربه‌ها #عشق‌گربه #زندگی‌باگربه
‫داره یکم باهوش‌تر می‌شه؟
‫#زندگی‌گربه‌ای #گربه‌ها #عکس‌گربه

00:16:41.420 --> 00:16:44.240
‫می‌گم گربه‌ام توی حیاط مدرسه گیر افتاده.

00:16:44.240 --> 00:16:45.940
‫خوبه پس، این می‌شه بهونه‌ام.

00:16:46.410 --> 00:16:48.400
‫می‌گم اسمش میوکو یا همچین چیـ—

00:16:50.460 --> 00:16:53.170
‫نوکومیزو؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

00:16:53.170 --> 00:16:57.500
‫خیلی دیر وقته، پس مجبور شدم
‫تا اینجا یاکیشیو رو اسکورت کنم.

00:16:57.500 --> 00:16:59.220
‫یاکیشیو هنوز اونجاست؟

00:16:59.220 --> 00:17:02.690
‫آره. فکر کنم می‌خواد یکم تنها باشه.

00:17:03.120 --> 00:17:08.200
‫خب از چیهایا شنیدم که خبرهای مربوط به
‫اینکه تو یانامی-سان رو دوست داری دروغ بودن

00:17:08.570 --> 00:17:10.920
‫اوه راستی. اون خط داستان یادم رفته بود.

00:17:11.500 --> 00:17:17.350
‫تو خیلی پسر خوبی هستی. اکثر مردم
‫تا این حد برای دوست‌هاشون مایه نمی‌ذارن.

00:17:17.350 --> 00:17:20.830
‫اگه منظورت یاکیشیوـه، ما دوست نیستیما.

00:17:20.830 --> 00:17:22.660
‫لازم نیست زیاد بهش فکر کنی.

00:17:22.660 --> 00:17:26.060
‫من و تو هم قبل اینکه خودمون
‫بفهمیم با هم دوست شدیم، نه؟

00:17:26.420 --> 00:17:29.340
‫عه؟ ما الان دوستیم؟

00:17:29.340 --> 00:17:30.590
‫جدی هستی؟

00:17:30.590 --> 00:17:33.180
‫اشکمو در نیار، پسر.

00:17:35.400 --> 00:17:38.380
‫درست وقتی که یه دختر داره احساساتی می‌شه.

00:17:38.380 --> 00:17:40.240
‫شما دوتا داشتین چیکار می‌کردین؟

00:17:40.240 --> 00:17:44.290
‫یه صحبت پسرونه کوچولو. نه، نوکومیزو؟

00:17:44.290 --> 00:17:47.210
‫چیزه، آره، همچین چیزی.

00:17:47.210 --> 00:17:48.490
‫هاه.

00:17:48.800 --> 00:17:51.660
‫خب، حتماً بذاری نوکومیزو
‫صحیح و سالم برسونتت خونه‌‌ـا.

00:17:51.660 --> 00:17:55.440
‫خودت چی میتسکی. توی راه از
‫تاریکی نترسی شروع کنی به گریه کردنا.

00:17:58.940 --> 00:17:59.940
‫آیانو!

00:18:01.680 --> 00:18:02.940
‫چی شده؟

00:18:02.940 --> 00:18:08.090
‫ام، امروز، چطوره تو به‌جای من برسونیش خونه؟

00:18:08.090 --> 00:18:09.810
‫عه؟ ولی...

00:18:09.810 --> 00:18:15.130
‫یاکیشیو، من باید به یه کاری برسم.
‫از آیانو بخواه باهات بیاد.

00:18:15.700 --> 00:18:18.030
‫خب، آیانو. بقیه‌شو می‌سپرم به تو.

00:18:23.610 --> 00:18:25.760
‫شب‌ها خیابونا خطرناکن.

00:18:26.750 --> 00:18:28.960
‫اشکال نداره تا خونه باهات بیام؟

00:18:30.620 --> 00:18:31.330
‫هوم.

00:18:36.080 --> 00:18:37.780
‫می‌گم، میتسکی...

00:18:38.120 --> 00:18:38.970
‫چیه؟

00:18:40.830 --> 00:18:42.680
‫دوست دارم، میتسکی.

00:18:43.170 --> 00:18:45.220
‫لمون، تو...

00:18:45.220 --> 00:18:46.700
‫چیه؟
‫نه...

00:18:49.330 --> 00:18:52.690
‫ممنون. خوشحالم می کنه، لمون.

00:18:58.810 --> 00:19:01.920
‫می‌گم، می‌شه فقط یه خواهشی ازت بکنم؟

00:19:02.540 --> 00:19:03.730
‫خواهش؟

00:19:03.730 --> 00:19:07.620
‫آره. ولی به آساگومو-سان نگو.
‫فقط یه چیز کوچولو.

00:19:08.970 --> 00:19:11.220
‫برای اولین و آخرین دفعه.

00:19:24.760 --> 00:19:28.270
‫قسمت ۷
‫وجه دیگر پایانی شاد

00:19:29.150 --> 00:19:31.940
‫به این زودی راه می‌افتی، اونی-ساما؟

00:19:31.940 --> 00:19:35.230
‫یه سال تحصیلی جدیده.
‫اگه دیر برسم، بد می‌شه.

00:19:36.390 --> 00:19:39.150
‫باشه، اونی-ساما. پس شب رو اونجا بمون.

00:19:39.670 --> 00:19:42.170
‫جلو رو نگاه کن و یه لحظه ثابت بایست.

00:19:45.470 --> 00:19:46.620
‫عو؟

00:19:47.630 --> 00:19:50.620
‫می‌بینمت، اونی-ساما.

00:19:51.960 --> 00:19:54.080
‫صبح بخیر، نوکومیزو-سان.

00:19:54.310 --> 00:19:56.970
‫عه، صبح شما هم بخیر.

00:19:56.970 --> 00:19:58.900
‫می‌دونم خیلی چیزا گذشت،

00:19:58.900 --> 00:20:02.680
‫ولی بلاخره تونستم درباره همه‌چی با
‫با میتسکی-سان و لمون-چان حرف بزنم.

00:20:02.680 --> 00:20:04.300
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

00:20:05.380 --> 00:20:08.520
‫می‌گم، می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.

00:20:08.840 --> 00:20:10.270
‫چیه؟

00:20:10.610 --> 00:20:15.630
‫درمورد جی‌پی‌است. تو یکیش رو
‫روی یاکیشیو هم کار گذاشته بودی؟

00:20:16.150 --> 00:20:18.230
‫نوکومیزو-سان، اینو می‌دونستی؟

00:20:18.490 --> 00:20:22.950
‫باطری‌ای که توی فرستنده گذاشته شده
‫در بهترین حالت فقط چند روز دووم میاره.

00:20:22.950 --> 00:20:27.340
‫تو به همچین دستگاهی که از کار افتاده چی می‌گی؟

00:20:27.340 --> 00:20:30.530
‫بازم یه فرستنده‌ست؟ یا فقط یه آهن‌قراضه؟

00:20:31.200 --> 00:20:35.450
‫می‌دونی آساگومو-سان، توی کلاس
‫تقویتی یه آدم کاملاً متفاوت به‌نظر میای.

00:20:36.790 --> 00:20:40.090
‫شاید به‌نظر نیام، ولی دختر بدی نیستم در واقع.

00:20:42.970 --> 00:20:45.590
‫چیها-چان، نوک-کون، صبح بخیر!

00:20:45.590 --> 00:20:47.890
‫صبح بخیر، لمون-سان!

00:20:49.040 --> 00:20:50.530
‫صبح بخیر، نوکومیزو.

00:20:50.530 --> 00:20:52.370
‫صبح بخیر، آیانو.

00:20:53.120 --> 00:20:55.140
‫اون دوتا چه‌شونه؟

00:20:55.140 --> 00:20:59.320
‫منم نمی‌دونم، ولی انگار دارن کم کم باهم صمیمی می‌شن.

00:20:59.620 --> 00:21:04.680
‫چیهایا دیگه داره به همه داستانای
‫قدیمی و خجالت‌آور درمورد من گوش می‌ده.

00:21:04.680 --> 00:21:06.440
‫نمی‌دونم چیکار کنم.

00:21:07.010 --> 00:21:08.490
‫خب، خوشحالم همه‌چی داره حل می‌شه.

00:21:09.250 --> 00:21:11.710
‫از حالا دیگه منو قاطی ماجرا نکن، باشه؟

00:21:13.110 --> 00:21:18.180
‫کلی سرنخ توی اینترنت گذاشتم، و مردم
‫دارن شایعه پخش می‌کنن که من دوست پسر دارم.

00:21:18.180 --> 00:21:20.890
‫می‌گن: «دفعه بعد که با هم رفتیم بیرون، اونم بیار!»

00:21:20.890 --> 00:21:22.670
‫شایعات رو رد کن.

00:21:22.900 --> 00:21:26.260
‫نه، نه. سرنخ‌های زیادی گذاشتم.

00:21:26.260 --> 00:21:29.480
‫الان بدترین زمانه که بگی: «وای نه! دوست‌پسر ندارم!»

00:21:29.480 --> 00:21:33.380
‫و بشنوی: «خدای من، یانامی، باز شکست‌عشقی خوردی؟»
‫می‌تونی تصور کنی؟

00:21:33.380 --> 00:21:35.890
‫ولی هاکامادا که حتی دوست‌پسرت نبود.

00:21:36.150 --> 00:21:38.860
‫پس من به ایده‌ای به‌ذهنم رسید.

00:21:39.790 --> 00:21:42.200
‫چطوره یه جایگزین پیدا کنم؟

00:21:42.200 --> 00:21:44.380
‫منظورت دوست پسر جایگزینه؟

00:21:44.380 --> 00:21:45.270
‫آره.

00:21:45.610 --> 00:21:50.020
‫پس، نوکومیزو-کون، یه خواهشی ازت دارم.

00:21:52.220 --> 00:21:56.750
‫ببین، نوکومیزو-کون، شاید برات سخت باشه ولی...

00:22:01.170 --> 00:22:08.550
‫می‌شه بری آیانو-کون رو برام قرض بگیری؟

00:22:13.570 --> 00:22:18.100
‫قیافه‌اش خوبه و دانش‌آموز ممتازیه.
‫فکر کنم برای این کار عالی باشه!

00:22:18.120 --> 00:22:22.120
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:25.640 --> 00:22:26.600
‫یانامی-سان.

00:22:27.100 --> 00:22:28.630
‫زود باش یه دوست‌پسر پیدا کن.