﻿WEBVTT

00:00:03.250 --> 00:00:04.720
‫اینو که بذاریم تو کیسه، کارمون تمومه.
‫چشم.

00:00:12.300 --> 00:00:14.000
‫خب بریم گزارش بدیم.

00:00:14.000 --> 00:00:14.530
‫بله.
‫امروز زود کارمون تموم شد.

00:00:16.000 --> 00:00:16.990
‫بله.

00:00:24.920 --> 00:00:28.120
‫خیلی خب. بیا ببینم این رفیقمون چی در چنته داره!

00:00:30.210 --> 00:00:32.800
‫کوماری، می‌بینم بو به مشام تو هم رسیده.

00:00:32.800 --> 00:00:35.780
‫اما شرمنده. اولین جرعه این شیر رو—

00:00:36.510 --> 00:00:39.470
‫باشگاه ادبیات
‫چی شده آخه؟

00:00:39.720 --> 00:00:43.110
‫خـ-خودت می‌فهمی.
‫فقط زود باش د-درو باز کن.

00:00:43.110 --> 00:00:43.930
‫عه؟

00:00:55.820 --> 00:00:58.370
‫نوکومیزو! محکم‌تر فشار بده!

00:00:58.370 --> 00:00:59.830
‫بـ-بسته نمی‌شه!

00:01:00.710 --> 00:01:01.960
‫ا-اوی!

00:01:02.490 --> 00:01:03.590
‫هی!

00:01:09.360 --> 00:01:13.460
‫بـ-بذار برم! هـ-هـ-هنوز این تو گیر افتادم!

00:01:13.460 --> 00:01:18.090
‫شما خودکار
‫ هستید!!

00:01:14.100 --> 00:01:16.300
‫هی. بـ-بس کن.

00:01:20.000 --> 00:01:27.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:50.020 --> 00:02:51.900
‫شما خودکار
‫ هستید!!

00:02:52.590 --> 00:02:54.320
‫خب متوجه شدم که

00:02:54.600 --> 00:02:57.980
‫اون لباس مخصوص رو منتاسب با جشنواره پوشیدین،

00:02:57.980 --> 00:02:59.370
‫ولی چی شما رو کشونده اینجا؟

00:03:04.120 --> 00:03:07.080
‫باشگاه ادبیات. درخواست‌نامه...

00:03:07.840 --> 00:03:10.750
‫نمایشگاهتون... خیلی نقص داره.

00:03:13.140 --> 00:03:16.460
‫سعی کردم بهش بگم، ولی فرار کرد.

00:03:22.610 --> 00:03:23.630
‫مشکلی نیست؟

00:03:24.640 --> 00:03:26.510
‫نـ-نه نیست.

00:03:27.170 --> 00:03:34.050
‫د-درست انجامش می‌دیم.
‫می‌خوام کلی بازدیدکننده داشته باشیم.

00:03:35.680 --> 00:03:39.110
‫شرمنده که شما رو با کارهای مقدماتی
‫جشنواره تسووابوکی تنها گذاشتم.

00:03:39.110 --> 00:03:41.320
‫اون هیچ مشکلی نیست برام.

00:03:41.320 --> 00:03:44.460
‫راستشو بخوای، کوماری بیشتر از من داره کاراشو می‌کنه.

00:03:45.230 --> 00:03:46.100
‫که اینطور.

00:03:46.720 --> 00:03:50.360
‫خب، می‌خواستم درمورد
‫سرگروه بعدی باشگاه باهات حرف بزنم.

00:03:50.360 --> 00:03:54.290
‫من و کوتو آزمون‌های ورودی رو داریم،
‫پس بعد جشنواره تسووابوکی استعفا می‌دیم.

00:03:54.290 --> 00:03:58.790
‫و توی فکر این بودیم که از کوماری-چان
‫بخواییم سرگروه بعدی باشگاه بشه.

00:03:58.790 --> 00:03:59.840
‫کوماری؟

00:03:59.840 --> 00:04:05.000
‫آره. و اینکه می‌خواستیم تو نایب سرگروه
‫بشی تا هوای کوماری-چانو داشته باشی.

00:04:05.610 --> 00:04:07.300
‫من هیچ مشکلی ندارم.

00:04:09.040 --> 00:04:11.810
‫ولی می‌تونم بفهمم که نگرانی کوماری هستی.

00:04:11.810 --> 00:04:13.740
‫آره، نگرانیم!

00:04:13.740 --> 00:04:18.250
‫آخه، داریم فارغ‌التحصیل می‌شیم و کوماری-چان رو
‫اینجا تنها می‌ذاریم! خیلی خیلی نگرانیم!

00:04:18.250 --> 00:04:20.880
‫شاید من باید محض احتیاط یه سال دیگه بمونم.

00:04:20.880 --> 00:04:24.110
‫کوتو، به‌نظر نمیاد جدی بگی.

00:04:24.110 --> 00:04:28.900
‫نوکومیزو-کون، برای جشنواره تسووابوکی امسال،
‫ما پشت‌صحنه می‌مونیم.

00:04:28.900 --> 00:04:33.000
‫فکر کردیم اگه بذاریم کوماری-چان کارهای مقدماتی
‫و این چیزا رو بکنه، اعتماد به‌نفس بالاتر می‌ره.

00:04:33.330 --> 00:04:36.790
‫پس لطفاً بخاطر من حواست به کوماری-چان باش.
‫باهاش مهربون باش، باشه؟

00:04:36.790 --> 00:04:39.210
‫چشم، هرچقدر در توانم باشه—

00:04:39.210 --> 00:04:43.300
‫اون پودینگ رو بیشتر از بستنی دوست داره.
‫و قهوه هم نمی‌خوره، پس حواست باشه.

00:04:43.300 --> 00:04:47.510
‫اون از قسمت‌های سبز پیازچه خوشش نمیاد،
‫پس اونا رو با ظرافت خرد کن، باشه؟

00:04:49.080 --> 00:04:51.890
‫اگه یه روز قرار بود سوپ خوک
‫براش درست کنم، یادم می‌مونه.

00:04:59.140 --> 00:05:02.760
‫راستی، اونی-ساما، این روزا اوضاع چطوره؟

00:05:02.760 --> 00:05:05.440
‫این روزا؟ خب بذار ببینم...

00:05:05.440 --> 00:05:09.870
‫سینک سلف رو در آوردن، و لوله‌کشی شیرها هم عوض شده.

00:05:10.100 --> 00:05:12.240
‫شیرها، ها؟

00:05:12.240 --> 00:05:16.180
‫آره. تونستم بفهمم چقدر طعم آب عوض شده بود.

00:05:16.180 --> 00:05:18.420
‫که اینطور، چه دلپذیر.

00:05:18.740 --> 00:05:23.380
‫راستی، یکم پیش یه مسیج
‫از طرف یانامی-سان دریافت کردی!

00:05:23.930 --> 00:05:26.880
‫«ناهار فردا در پله‌های فرار.»

00:05:27.330 --> 00:05:28.240
‫کاجو...

00:05:28.670 --> 00:05:31.300
‫چرا بدون اجازه به گوشی من نگاه می‌کنی؟

00:05:31.300 --> 00:05:35.390
‫آخه اونی-ساما، همیشه نسبت به
‫یانامی-سان بی‌تفاوت رفتار می‌کنی.

00:05:35.390 --> 00:05:38.600
‫به‌عنوان خواهر کوچیکت،
‫باید بر پیش‌رویت نظارت کنم.
‫ها، وایسا...

00:05:41.470 --> 00:05:43.900
‫حالا می‌تونی یکم پیشرفت داشته باشی!

00:05:45.020 --> 00:05:47.830
‫من تمام تلاشمو می‌کنم تا یه بنتوی خوب برات درست کنم!

00:05:50.740 --> 00:05:55.750
‫نوکومیزو-کون، اشتباه برداشت نکنیا.
‫این بار موضوع کینه به دل گرفتن من نیست.

00:05:56.230 --> 00:05:59.270
‫به‌عنوان یه دوست-نه، به‌عنوان نماینده تمام بشریت،

00:05:59.270 --> 00:06:01.870
‫حس کردم باید مخالفتمو اعلام کنم.

00:06:02.320 --> 00:06:07.050
‫ببین، کلاسمون شروع به انجام کارهای
‫مقدماتی برای جشنواره تسووابوکی کرده، نه؟

00:06:07.050 --> 00:06:08.550
‫«هالووین قریب‌الوقوع،» درسته؟

00:06:09.120 --> 00:06:13.390
‫هوم. واسه همین رفتم به اتاق پرستار
‫تا اندازه لباس‌های مخصوصو بگیرم...

00:06:14.180 --> 00:06:18.440
‫و بااینکه سوسکه اونجا بود،
‫کارن-چان شروع کرد به در آوردن لباساش!

00:06:18.440 --> 00:06:20.620
‫هی! معلوم هست چیکار می‌کنی؟!

00:06:18.770 --> 00:06:22.940
‫البته دختری که مسئول لباس‌ها بود
‫متوجه شد و سوسکه رو بیرون کرد.

00:06:22.940 --> 00:06:26.000
‫ولی بعدش، سوسکه اینو گفت:

00:06:26.770 --> 00:06:29.540
‫شرمنده! فقط از روی عادت بود.

00:06:32.670 --> 00:06:36.340
‫یانامی-سان، اگه این خوشمزه‌ست، بازم می‌خوای؟

00:06:36.340 --> 00:06:38.860
‫می‌شه؟ هرچی بخوام؟

00:06:38.860 --> 00:06:43.220
‫آره. از خودت پذیرایی کن.
‫تخم‌مرغ اسکاتلندی حرف نداره.

00:06:43.220 --> 00:06:45.920
‫اووه! خوشمزه به‌نظر میاد!
‫پس اینو برمی‌دارم.

00:06:47.650 --> 00:06:51.250
‫تاحالا ندیدم کسی در همچین
‫شرایطی کوفته برنجی انتخاب کنه.

00:06:51.250 --> 00:06:53.350
‫گفتی هرچی بخوام می‌تونم بردارم.

00:06:54.440 --> 00:07:00.750
‫ام، یه کوچولو موضوع رو عوض می‌کنم،
‫تو ایده‌ای برای برنامه باشگاه داری؟

00:07:01.080 --> 00:07:04.190
‫هومم. کوماری-چان چی گفت؟

00:07:04.190 --> 00:07:06.780
‫گفت اگه این کارو می‌کنیم،
‫دلش می‌خواد که مردم بیان.

00:07:07.230 --> 00:07:11.280
‫جدی دلش می‌خواد برنامه باشگاه ادبیات
‫موفق بشه، پس داره سخت مایه می‌ذاره.

00:07:11.280 --> 00:07:15.660
‫هممم. کوماری-چان خیلی دخترونه‌ست.

00:07:15.660 --> 00:07:17.080
‫دخترونه؟

00:07:17.080 --> 00:07:20.090
‫آخه همه سال سومی‌ها دارن از باشگاه می‌رن، نه؟

00:07:20.090 --> 00:07:24.880
‫حتی اگه احساساتش نسبت به کراشش یه طرفه باشه،
‫می‌خواد اونو باموفقیت بفرسته بره.

00:07:24.880 --> 00:07:28.180
‫کوماری-چانه دیگه. خیلی دختر معصومیه.

00:07:29.780 --> 00:07:31.290
‫داره این کارو می‌کنه؟

00:07:31.290 --> 00:07:33.640
‫داره همین کارو می‌کنه، نوکومیزو-کون.

00:07:33.640 --> 00:07:37.560
‫من می‌تونم حمایتش کنم. و کوماری-چان
‫قراره سرگروه بعدی بشه، درسته؟

00:07:38.340 --> 00:07:40.320
‫چی، از قبل خبر داشتی؟

00:07:40.690 --> 00:07:44.430
‫تسوکینوکی-سنپای یه مسیج برام فرستاد که نوشته بود:
‫«بخاطر من حواست به کوماری-چان باشه.»

00:07:44.430 --> 00:07:48.250
‫پس من کلی وقت گذاشتم و تنهایی
‫بهش فکر کردم. می‌خوای بشنوی؟

00:07:50.190 --> 00:07:51.820
‫با کمال میل.

00:07:52.550 --> 00:07:55.050
‫مردم جذب غذا می‌شن!

00:07:55.670 --> 00:07:56.660
‫می‌دونستم.

00:07:57.140 --> 00:08:00.200
‫ولی این ربطی به باشگاه ادبیات نداره.
‫تازه، خیلیا اینطوری نیستن.

00:08:00.200 --> 00:08:05.200
‫به هر حال، باید به نمایشگاه تِمی بدیم
‫که ربطی به غذاها داشته باشه!

00:08:05.200 --> 00:08:07.840
‫بیا دست کوماری-چان رو بگیریم و شروع کنیم به تحقیق!

00:08:12.760 --> 00:08:15.720
‫مشکلی با تحقیق کردن ندارم، ولی چرا اینجا؟

00:08:15.720 --> 00:08:17.680
‫چقدر کندذهنی.

00:08:21.560 --> 00:08:25.270
‫مردم محله هم تاریخچه طولانی‌ای
‫از نوآوری‌های هنری دارن.

00:08:25.940 --> 00:08:27.530
‫به زبون دیگه، چی می‌خوای بگی؟

00:08:27.530 --> 00:08:32.110
‫خب، دارم می‌گم باید بذاریم
‫محیط اینجا الهام‌بخش ما باشه،

00:08:32.110 --> 00:08:36.650
‫تا بتونیم حسش کنیم... و این چیزا؟
‫یه همچین چیزی. هوم.

00:08:37.030 --> 00:08:39.440
‫مثل اینکه خیلی بهش فکر نکرده.

00:08:39.440 --> 00:08:40.640
‫اوه! اونجا!

00:08:40.640 --> 00:08:42.250
‫نـ-نوکومیزو.

00:08:42.880 --> 00:08:45.480
‫چر-چرا از من خواستین بیام؟

00:08:45.900 --> 00:08:50.000
‫اوه، واسه تصمیم گرفتن درمورد یه تم برای
‫جشنواره تسووابوکی دچار مشکل شده بودی، نه؟

00:08:50.380 --> 00:08:52.260
‫فکر کردیم شاید این کار بهت ایده بده.

00:08:52.260 --> 00:08:55.580
‫و-ولی من مزاحمت نیستم؟

00:08:55.580 --> 00:08:56.220
‫مزاحمم؟

00:08:56.220 --> 00:09:00.920
‫آ-آخه تو با یانامی وارد رابطه شدی، نه؟

00:09:02.350 --> 00:09:04.020
‫نه نه، اینطور نیست.

00:09:04.400 --> 00:09:06.330
‫چرا این فکرو کردی اصلاً؟

00:09:06.640 --> 00:09:09.310
‫شـ-شما همیشه دارین یه کارهایی با هم می‌کنین.

00:09:08.480 --> 00:09:10.440
‫سمور آبی

00:09:11.510 --> 00:09:14.800
‫ببین، کوماری. سمورهای آبی بانمکن، نه؟

00:09:15.160 --> 00:09:17.740
‫سمورهای آبی؟ یـ-یه موجود دریایی؟

00:09:17.740 --> 00:09:21.450
‫آره. سمور دریایی.
‫اون کوچولوها خیلی بانمکن،

00:09:17.740 --> 00:09:31.550
‫سمور آبی

00:09:21.450 --> 00:09:25.370
‫و اونا هرروز بیشتر از ۲۰٪ وزن بدنشون غذا می‌خورن.

00:09:26.270 --> 00:09:28.520
‫بانمکن. و شکمو.

00:09:28.520 --> 00:09:31.550
‫ولی این باعث نمی‌شه عاشق سمورهای آبی بشی.

00:09:31.810 --> 00:09:33.670
‫به عبارتی نکته حرفم همینه.

00:09:33.670 --> 00:09:35.840
‫هـ-هوم، که اینطور.

00:09:36.430 --> 00:09:40.390
‫هی! زود باشین بیایین!
‫یه مغازه پیدا کردم که جالب به‌نظر میاد!
‫ساختمان سرای خرید تویوهاشی

00:09:41.530 --> 00:09:44.380
‫ماچا فرمبویز، لطفاً.

00:09:44.380 --> 00:09:45.890
‫تو چی کوماری-چان؟

00:09:47.070 --> 00:09:49.910
‫مـ-من چیزی نمی‌خوام.

00:09:54.070 --> 00:09:56.230
‫وای! خوشمزه‌ست!

00:09:56.710 --> 00:10:00.450
‫بیا. ظاهرش بده، ولی بهش دست نزدم.

00:10:01.170 --> 00:10:03.540
‫ولی، مطمئنی؟

00:10:03.540 --> 00:10:07.000
‫آخه همه برای تحقیق اومدیم اینجا.
‫بهتر نیست همه یه چیزی بخوریم؟

00:10:08.080 --> 00:10:11.960
‫چـ-چیزه، پـ-پس ممنون.

00:10:15.180 --> 00:10:17.150
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم،

00:10:17.150 --> 00:10:21.930
‫ولی یجورایی حس می‌کنم اگه من پول
‫نداشتم، رفتارت با من یکم فرق داشت.

00:10:21.930 --> 00:10:24.600
‫فرض کنیم اینطوره،
‫می‌شه توضیح بدی چرا؟

00:10:24.830 --> 00:10:25.680
‫آی!

00:10:25.680 --> 00:10:27.310
‫اینو می‌گفتم!

00:10:27.310 --> 00:10:28.910
‫چی می‌گی؟

00:10:28.720 --> 00:10:31.550
‫خو-خوشمزه‌ست!
‫همین که دارم می‌گم!

00:10:30.440 --> 00:10:31.550
‫اوی! آخ!
‫می‌خوام یکی دیگه هم بخورم!

00:10:37.860 --> 00:10:39.560
‫مایلیم نظرات تو رو بشنویم.

00:10:40.920 --> 00:10:44.410
‫من بخشی از اون گفتگو نبودم، بودم؟

00:10:45.430 --> 00:10:46.950
‫پس متوجه شد.

00:10:46.950 --> 00:10:49.490
‫نمی‌خواستیم حواسمون پرت بشه،
‫پس یانامی رو جا گذاشتیم.

00:10:51.110 --> 00:10:54.460
‫راستش یانامی-سان، مایلیم که تو یه کار دیگه رو بکنی.

00:10:54.730 --> 00:10:58.200
‫نه، یه وظیفه در ذهن داریم
‫که فقط تو از پسش برمیای.

00:10:58.560 --> 00:11:00.590
‫یه کاری که فقط من از پسش برمیام؟

00:11:00.590 --> 00:11:04.850
‫آره. اساساً، یه چیزی توی مایه‌های یه مشاور.

00:11:05.170 --> 00:11:07.060
‫حس می‌کنم واسه این کار رو دست نداری.

00:11:07.060 --> 00:11:11.230
‫مشاور؟ یعنی می‌خوای با من مشورت کنی، درسته؟

00:11:11.230 --> 00:11:15.320
‫نمی‌دونم چرا اونطوری خلاصه‌اش کردی، ولی همینطوره.

00:11:15.320 --> 00:11:18.880
‫آها! فکر کنم قلق این کار توی دستم باشه.

00:11:18.880 --> 00:11:20.950
‫شک ندارم من برای این کار رو دست ندارم.

00:11:20.950 --> 00:11:23.160
‫خب، برگردیم سر اصل مطلب.

00:11:23.160 --> 00:11:27.820
‫دوست داریم از ایده تو استفاده کنیم
‫و در تم غذا و ادبیات به کار بگیریمش.

00:11:27.820 --> 00:11:32.200
‫می‌تونیم غذاهای موردعلاقه نویسنده‌ها یا غذاهایی
‫که توی کتاب‌هاشون هستن رو به نمایش بذاریم.

00:11:32.200 --> 00:11:34.330
‫پس اون غذاها رو توی نمایشگاهمون بذارین!

00:11:34.330 --> 00:11:38.840
‫آره. می‌تونیم دستورپخت‌های کلاسیک رو فهرست کنیم
‫یا تصاویر و عکس توی نمایشگاهمون به نمایش بذاریم.

00:11:38.840 --> 00:11:41.050
‫تصاویر و عکس؟

00:11:41.590 --> 00:11:44.030
‫قرار نیست غذای واقعی سرو کنیم؟

00:11:44.030 --> 00:11:46.050
‫آخه یه رستوران برپا نمی‌کنیم که—

00:11:46.050 --> 00:11:47.510
‫توجه کنید لطفاً!

00:11:47.510 --> 00:11:49.950
‫اهم. گوش کنید.

00:11:49.950 --> 00:11:52.610
‫وقتی من گفتم می‌خوام از غذا به‌عنوان تِم استفاده کنم،

00:11:52.610 --> 00:11:55.590
‫اصلاً منظورم این نبود!

00:11:55.920 --> 00:11:57.790
‫پس منظورت چی بود؟

00:11:57.790 --> 00:12:02.570
‫خب، تصور نمی‌کنین که نویسندگان دوره شووا
‫هات پات گوشت گاو و مارماهی و این چیزا می‌خوردن؟

00:12:02.570 --> 00:12:07.330
‫ما توی باشگاه ادبیاتیم، پس باید سعی کنیم
‫همون حس و روحیه ادبی رو داشته باشیم!

00:12:07.330 --> 00:12:10.970
‫این دختره قصد داره هات پات گوشت
‫گاو در جشنواره به نمایش بذاره؟

00:12:11.290 --> 00:12:13.790
‫می‌دونی که اجازه نداریم توی کلاس‌ها آشپزی کنیم.

00:12:13.790 --> 00:12:17.010
‫و مهلت رستوران‌های باشگاه دیگه گذشته.

00:12:17.010 --> 00:12:19.050
‫من همین الان یه ایده‌هایی به ذهنم رسید.

00:12:19.050 --> 00:12:22.530
‫تو کسی هستی که باید راهی پیدا کنه
‫تو اونا رو خوشحال کنه، نوکومیزو-کون.

00:12:22.530 --> 00:12:24.260
‫آدم اشتباهی واسه مشورت انتخاب کردیم.

00:12:24.520 --> 00:12:29.970
‫ا-اینجا نوشته شیرینی‌های پخته و تنقلات اشکالی ندارن.

00:12:29.970 --> 00:12:32.930
‫آشپزخانه

00:12:33.270 --> 00:12:37.400
‫دوستم توی باشگاه آشپزی گفت اگه
‫اینجا رو تمیز کنیم، می‌تونیم آشپزی کنیم.

00:12:37.620 --> 00:12:39.710
‫خب، الان چی درست کنیم؟

00:12:39.710 --> 00:12:41.440
‫جدی داره از زیر بار مسئولیت شونه خالی می‌کنه؟

00:12:41.440 --> 00:12:43.910
‫تو دستورپخت چیزی رو بلدی، یانامی-سان؟

00:12:44.310 --> 00:12:48.000
‫خب، بلدم خمیر سوخاری درست کنم.

00:12:48.000 --> 00:12:49.260
‫چی هست؟

00:12:49.260 --> 00:12:51.690
‫آردی که با آب مخلوط شده رو سرخ می‌کنی.

00:12:51.690 --> 00:12:54.990
‫کلید لذت بردن ازش اینه که موقع
‫خوردن ذهنتو از میل و آرزویی خالی کنی.

00:12:54.990 --> 00:12:57.040
‫نمی‌خوام همچین خوراکی مأیوس‌کننده‌ای بخورم!

00:13:01.930 --> 00:13:03.470
‫به به!

00:13:03.910 --> 00:13:06.590
‫کوماری، انگار قلق اینجور کارها رو دستته.

00:13:06.590 --> 00:13:11.890
‫چـ-چندتا بچه توی خونه‌مون داریم.
‫همـ-همیشه براشون خوراکی درست می‌کنم.

00:13:12.420 --> 00:13:15.480
‫حالا فقط باید این تم رو با نمایشگاهمون تطبیق بدیم.

00:13:17.080 --> 00:13:18.020
‫چی شده؟

00:13:18.660 --> 00:13:21.400
‫یا-یاکیشیو در راهه.

00:13:25.610 --> 00:13:26.950
‫هی!

00:13:26.950 --> 00:13:28.870
‫خسته نباشین! چطورین؟

00:13:28.870 --> 00:13:32.330
‫لمون-چان! همین الان پختن
‫چندتا کوکی رو تموم کردیم.

00:13:32.330 --> 00:13:33.710
‫هورا!

00:13:34.770 --> 00:13:37.210
‫هومم، اینا خیلی خوشمزه‌ان!

00:13:37.210 --> 00:13:39.820
‫آره دیگه. من گاهی کارم درسته.

00:13:39.820 --> 00:13:41.520
‫کوماری بود که درستشون کرد.

00:13:41.520 --> 00:13:44.290
‫عه! هنرهای دخترونه‌اش خیلی زیادن!

00:13:44.290 --> 00:13:47.590
‫شرمنده که اصلاً نتونستم در
‫کارهای جشنواره کمک کنم.

00:13:47.590 --> 00:13:51.810
‫تـ-تمرین دو میدانی داری دیگه، کاریش نمی‌شه کرد.

00:13:52.060 --> 00:13:55.710
‫واید یو بصا-بر صدیت واصگاه فیدا هونیم.

00:13:55.710 --> 00:13:59.380
‫عه، باید یه مشاور باشگاه جدید پیدا کنیم؟

00:13:59.380 --> 00:14:01.510
‫اون الان تونست رمزگشاییش کنه؟

00:14:01.920 --> 00:14:05.420
‫وایسا، راهنما؟ منظورت اینه که
‫باشگاه ادبیات راهنمایی نداره؟

00:14:05.900 --> 00:14:09.180
‫آخه یه مشکلاتی پیش اومد
‫و خیلی وقت پیش استعفا داد.

00:14:09.180 --> 00:14:11.530
‫بدون یه راهنما نمی‌تونیم درخواست‌نامه تحویل بدیم.

00:14:13.170 --> 00:14:16.840
‫تسوکینوکی-سنپای بهم گفت
‫باید یه نفر جدید رو پیدا کنیم.

00:14:16.840 --> 00:14:18.750
‫چرا اینو زودتر نگفتی؟

00:14:19.100 --> 00:14:22.720
‫به‌نظرم ما باید یه معلم که
‫خیلی خوب می‌شناسیمش رو انتخاب کنیم.

00:14:23.090 --> 00:14:26.720
‫من که فقط مربی‌های دو میدانی رو می‌شناسم.

00:14:27.010 --> 00:14:28.890
‫اوه! همچنین...

00:14:32.140 --> 00:14:33.250
‫آخ آخ...

00:14:33.740 --> 00:14:37.360
‫ها؟ شمایین؟ اینجا چکار وکنید؟

00:14:37.360 --> 00:14:37.890
‫خب...
‫ها؟!

00:14:38.940 --> 00:14:42.200
‫اه، ای بابا. اون کارو برین تو خونه بکنین.

00:14:42.200 --> 00:14:43.850
‫نه چیزی که فکر می‌کنید نیست.

00:14:43.850 --> 00:14:45.860
‫می‌خواستیم راهنمایی شما رو بخواییم.

00:14:45.860 --> 00:14:48.080
‫با هم اومدین که راهنمایی منو بخوایین؟

00:14:49.490 --> 00:14:53.180
‫نه! زود باشین برین اتاق پرستار!
‫کونوکی-چان می‌تونه کمکتون کنه!

00:14:53.180 --> 00:14:54.670
‫اینم نیست.

00:14:54.670 --> 00:14:58.230
‫هی، آمانا-چان، باید راهنمای باشگاه ادبیات بشی.

00:14:58.230 --> 00:15:00.790
‫اوه، قضیه چیه، اینقدر یهویی؟

00:15:00.790 --> 00:15:05.170
‫عا، متأسفم. باشگاه ادبیاتی که توشیم
‫یه راهنما از هیأت علمی نداره.

00:15:05.430 --> 00:15:08.820
‫باید قبل جشنواره تسووابوکی یه
‫معلم پیدا کنیم که راهنمامون بشه.

00:15:08.820 --> 00:15:10.590
‫لطفاً، آمانا-چان!

00:15:10.590 --> 00:15:15.060
‫آها. اگه مشکل اینه،
‫دلم می‌خواد کمک کنم،

00:15:15.060 --> 00:15:18.060
‫ولی من قبلاً راهنمای باشگاه پینگ پونگ شدم.

00:15:18.060 --> 00:15:19.390
‫وای نه...

00:15:21.360 --> 00:15:25.180
‫باشه! فقط بسپرینش به من!
‫یه فکری می‌کنم!

00:15:35.080 --> 00:15:37.750
‫بفرما، اونی-ساما. آآآ!

00:15:38.500 --> 00:15:42.420
‫نظرت چیه؟
‫ظاهراً از تخم بلدرچین محلی توش استفاده شده.

00:15:42.420 --> 00:15:44.500
‫هومم. خوبه.

00:15:44.930 --> 00:15:51.200
‫راستی اونی-ساما، چرا یهویی خواستی
‫که از بازار کنار جاده‌ای دیدن کنی امروز؟

00:15:51.200 --> 00:15:56.050
‫هومم، باشگاه ادبیات به خوراکی‌های برای عرضه
‫کردن در نمایشگاه جشنواره تسووابوکی‌مون نیاز داره.

00:15:56.400 --> 00:16:00.190
‫همچنین فضای کوچیکی برای اینکه
‫مردم بشینن و استراحت کنن داریم،

00:16:00.190 --> 00:16:02.380
‫پس می‌خواستم بیام اینجا دنبال ایده بگردم.

00:16:02.380 --> 00:16:03.810
‫جالبه.

00:16:04.120 --> 00:16:07.150
‫پس یه‌جور بازار کنار جاده‌ای در
‫جشنواره مدرسه می‌شه؟

00:16:07.570 --> 00:16:09.280
‫چه خوراکی‌های در ذهن داری؟

00:16:09.570 --> 00:16:14.530
‫یه داستان معروف درمورد ناتسومه سوسِکی
‫هست که چقدر عاشق بادام زمینی بود.

00:16:14.530 --> 00:16:17.980
‫می‌تونیم یه توضیح کوچولو درموردشون
‫بنویسیم و ارزون بفروشیمشون.

00:16:17.980 --> 00:16:21.500
‫اگه یادم باشه، ناتسومه سوسکی خیلی شیرینی دوست داشت.

00:16:21.500 --> 00:16:24.210
‫شنیدم در خوردن بادام زمینی‌هایی
‫که پوشش شکری دارن زیاده‌روی می‌کرد.

00:16:24.630 --> 00:16:29.500
‫پوشش-شکری، ها؟ ولی نمی‌دونم چطور
‫همچین چیز شیک و تخیلی رو درست کنیم.

00:16:29.500 --> 00:16:33.130
‫اگه این تو رو در دردسر انداخته اونی-ساما،
‫کاجو اینجا کنارته!

00:16:33.720 --> 00:16:36.580
‫خوراکی درست کردن رو لطفاً بسپر به من!

00:17:08.710 --> 00:17:10.420
‫لطفاً برگه‌های تهیه شده رو نگاه کنید.

00:17:11.120 --> 00:17:13.290
‫تِم رسمی می‌شه: «خواندنی‌های قابل‌خوردن.»

00:17:13.290 --> 00:17:16.890
‫از غذا به‌عنوان موضوعی مشترک برای معرفی کردن
‫نویسندگان و آثار ادبی معروف استفاده می‌کنیم.

00:17:17.380 --> 00:17:21.320
‫همچنین متناسب با نمایشگاه،
‫خوراکی‌هایی با حاشیه‌نویسی‌های مختصر

00:17:21.320 --> 00:17:23.190
‫برای فروش و توزیع آماده می‌کنیم

00:17:23.190 --> 00:17:25.350
‫پس قراره یه مقدار رو بفروشیم
‫و یه مقدار رو رایگان بدیم؟

00:17:25.580 --> 00:17:29.750
‫ر-رایگان می‌دیمشون به بچه کوچولوها.

00:17:29.750 --> 00:17:32.000
‫به همه رایگان نمی‌دیمشون؟

00:17:32.000 --> 00:17:34.820
‫اگه این کارو کنیم،
‫در یه چشم بهم زدن تموم می‌شن.

00:17:34.820 --> 00:17:38.280
‫و به بچه‌های دبستانی و کوچیک‌تر کارت تمبر می‌دین؟

00:17:38.670 --> 00:17:41.740
‫ا-اینطوری توجه‌شو-شونو به
‫نمایشگاه‌ها جلب می‌کنیم.

00:17:41.740 --> 00:17:46.400
‫چهارتا نمایشگاه متفاوت خواهیم داشت.
‫کنار هر کدوم یه تمبر می‌‌ذاریم.

00:17:46.400 --> 00:17:50.780
‫فعلاً توضیحات مفصل رو می‌ذارم برای بعد،
‫ولی نمایشگاه تحقیقاتی با کوماریه،

00:17:50.780 --> 00:17:53.460
‫و درست کردن خوراکی‌ها و مرتب کردن اتاق با من.

00:17:53.460 --> 00:17:56.660
‫اینه! همه‌چی داره جور می‌شه!

00:17:57.020 --> 00:17:59.370
‫حالا فقط یه راهنما لازم داریم.

00:18:00.010 --> 00:18:01.930
‫بچه‌ها، ببخشید مزاحم شدم.

00:18:02.250 --> 00:18:06.890
‫آمانا-چان ازم خواست سری بهتون بزنم.
‫من راهنمای هيأت علمی باشگاه ادبیات، کونوکی سایو هستم.

00:18:07.140 --> 00:18:10.860
‫بیایین اوقات دوست‌داشتنی‌ای رو با هم بگذرونیم، باشه؟

00:18:22.490 --> 00:18:23.490
‫بعدش...

00:18:44.910 --> 00:18:48.850
‫این موقع از روز، کوماری از
‫کدوم شیر دلش می‌خواد آب بخوره؟

00:18:53.550 --> 00:18:54.900
‫بینگو.

00:19:10.740 --> 00:19:12.140
‫چـ-چیه؟

00:19:12.610 --> 00:19:16.990
‫درخواست‌نامه‌مون برای استفاده از کلاس
‫نیاز به امضای نماینده کلاس داره.

00:19:26.260 --> 00:19:27.870
‫خودکار بده.

00:19:27.870 --> 00:19:29.380
‫اوه، باشه.

00:19:31.470 --> 00:19:34.060
‫خوبی؟ زیاد خوب به‌نظر نمیای.

00:19:34.060 --> 00:19:37.280
‫خـ-خو-خوبم.

00:19:39.740 --> 00:19:43.360
‫نیازی نیست زیاده‌روی کنی.
‫سنپای‌هامون هنوز هستن.

00:19:43.360 --> 00:19:44.820
‫فقط هرچقدر در توانته انجام بده—
‫ا-اما!

00:19:48.880 --> 00:19:51.520
‫مـ-من باید انجامش بدم.

00:19:58.520 --> 00:20:01.020
‫خب پس. بعد کلاس می‌بینمت.

00:20:02.130 --> 00:20:03.280
‫بریم، بریم!

00:20:22.490 --> 00:20:26.610
‫طبق محاسبات من، از اینجا تا
‫کلاس، ۸۵ ثانیه طول می‌کشه.

00:20:27.000 --> 00:20:30.080
‫اگه یه دقیقه دیگه بریم،
‫بازم می‌تونیم زودتر از زنگ خوردن برسیم.

00:20:30.080 --> 00:20:32.540
‫مـ-محاسباتت؟

00:20:32.940 --> 00:20:37.540
‫یعنی که می‌تونیم یکم بیشتر همینجا
‫کنار هم بمونیم تا شلوغی از بین بره.

00:20:41.920 --> 00:20:47.070
‫مـ-من توی یه کلاس دیگه‌ام،
‫پس یکم دورتره.

00:20:47.070 --> 00:20:50.150
‫پس، یکم زودتر برو اونجا.

00:20:50.560 --> 00:20:54.060
‫قسمت 8
‫اگه در دردسر افتادی، برای مشورت کردن راحت باش

00:20:54.080 --> 00:21:01.080
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:24.030 --> 00:22:27.280
‫اتاق شورای دانش‌آموزی

00:22:27.280 --> 00:22:28.910
‫ببخشید.

00:22:28.910 --> 00:22:31.120
‫بله؟ کمکی ازم ساخته‌ست؟

00:22:31.570 --> 00:22:36.230
‫فرم درخواست‌نامه‌ای که شیکیا-سنپای
‫ازمون خواست اصلاحش کنیم رو آوردم.

00:22:36.230 --> 00:22:39.990
‫اوه! نکنه تو یکی از اعضای باشگاه ادبیاتی؟

00:22:39.330 --> 00:22:41.040
‫دبیرستان تسووابوکی
‫باسوری تیارا

00:22:41.660 --> 00:22:43.250
‫واسه چی زل زدی به سینه‌ام؟!

00:22:43.250 --> 00:22:46.460
‫به نفعته فقط چون اینجا تنهاییم،
‫کار عجیبی ازت سر نزنه!

00:22:46.780 --> 00:22:50.730
‫نه نه، فقط داشتم کارت اسمتو نگاه می‌کردم!
‫نمی‌دونستم چطور اسمتو بخونم!

00:22:51.580 --> 00:22:53.460
‫باسوری‌ـه.

00:22:53.780 --> 00:22:55.200
‫و اسم کوچیکت؟

00:22:55.580 --> 00:22:58.000
‫تـ-تیاراست!

00:22:58.000 --> 00:23:02.980
‫مشکلی هست؟ اسمم یجوری ناراحتت کرده؟

00:23:02.980 --> 00:23:03.880
‫عجب.

00:23:11.970 --> 00:23:15.160
‫امروز چقدر اینجا سرزنده به‌نظر میاد.

00:23:15.160 --> 00:23:17.870
‫خانم رئیس! خسته نباشید!

00:23:18.620 --> 00:23:20.220
‫آره. خسته نباشی.

00:23:22.370 --> 00:23:24.200
‫به اتاق شورای دانش‌آموزی خوش اومدی.

00:23:24.680 --> 00:23:27.090
‫امروز چی تو رو اینجا کشونده؟

00:23:27.090 --> 00:23:30.090
‫چـ-چیزه، کاغذبازی جشنواره مدرسه.

00:23:30.090 --> 00:23:32.400
‫شیکیا اصلاحیه‌ها رو بهت داد، درسته؟

00:23:32.400 --> 00:23:34.300
‫عا، عه، بله.

00:23:34.300 --> 00:23:37.390
‫نگران نباش. درخواستتون پذیرفته شده.

00:23:37.740 --> 00:23:39.620
‫خیلی ممنون.

00:23:40.420 --> 00:23:43.100
‫سال سومی‌ها به‌زودی می‌رن.

00:23:43.100 --> 00:23:46.570
‫در حضور شیکیا، باید چشمم رو
‫به روی خیلی چیزا می‌بستم.

00:23:46.790 --> 00:23:49.290
‫ولی دیگه از این خبرها نیست.

00:23:51.870 --> 00:23:56.080
‫به‌عنوان دانش‌آموز تسووابوکی، باید خودتو
‫آماده کنی تا مطابق با اعتبار مدرسه عمل کنی.