﻿WEBVTT

00:02:42.775 --> 00:03:02.775
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:03.099 --> 00:03:05.877
Ah.

00:03:05.935 --> 00:03:07.525
Mm.

00:03:23.003 --> 00:03:25.355
Arthur...

00:03:25.797 --> 00:03:27.296
Tea.

00:03:28.425 --> 00:03:30.012
Come in.

00:03:33.496 --> 00:03:34.471
Mary!

00:03:34.472 --> 00:03:36.432
Oh, Ma'am, Ma'am!

00:03:36.433 --> 00:03:41.933
‫یه جسد تو کتاب‌خونه‌ست!
‫من... من...

00:03:48.778 --> 00:03:50.303
Arthur, wake up.

00:03:51.197 --> 00:03:52.787
Hmm?

00:03:53.783 --> 00:03:55.818
Arthur.

00:03:56.453 --> 00:03:59.079
Dolly?

00:03:59.080 --> 00:04:02.895
Mary just said there's
a body in the library.

00:04:05.545 --> 00:04:07.379
Say that again?

00:04:07.380 --> 00:04:10.716
There's a body in the library,
Mary just said so.

00:04:10.717 --> 00:04:15.429
Impossible! Must've imagined it.

00:04:15.430 --> 00:04:18.182
I didn't imagine!

00:04:18.183 --> 00:04:21.602
I've told you before, old girl,
not to read this sort of thing

00:04:21.603 --> 00:04:23.319
last thing at night.

00:04:25.482 --> 00:04:26.940
Why's that?

00:04:26.941 --> 00:04:30.311
Why hasn't Mary
drawn the curtains, hmm?

00:04:30.820 --> 00:04:32.529
Arthur?

00:04:32.530 --> 00:04:38.030
I am not going downstairs to ask
if there's a body in my library!

00:04:40.246 --> 00:04:43.807
Arthur?

00:04:51.841 --> 00:04:55.219
‫من بهشون گفتم تا شما نیومدین
‫پایین هیچ‌کاری نکنن، قربان

00:04:55.220 --> 00:04:56.887
‫باید به پلیس زنگ بزنم، قربان؟

00:04:56.888 --> 00:04:58.889
‫یعنی جدا دارین می‌گین،

00:04:58.890 --> 00:05:01.183
‫یه جسد تو کتاب‌خونه‌امه؟

00:05:01.184 --> 00:05:05.762
‫شاید بهتر باشه خودتون
‫بیاین و ببینین، قربان

00:05:26.960 --> 00:05:29.057
‫الو، خونه‌ی پلیس

00:05:30.755 --> 00:05:32.534
‫درسته

00:05:33.341 --> 00:05:35.884
‫"بیل"!
‫با تو کار دارن

00:05:35.885 --> 00:05:37.410
‫با من؟

00:05:39.305 --> 00:05:40.806
‫الو؟

00:05:40.807 --> 00:05:42.332
‫بفرمایید؟

00:05:43.184 --> 00:05:45.561
‫خب؟

00:05:45.562 --> 00:05:47.187
‫اونجاست، آره

00:05:47.188 --> 00:05:49.668
‫ولی، آرتور!

00:05:50.191 --> 00:05:51.859
‫می‌دونم!

00:05:51.860 --> 00:05:53.703
‫خیلی بی‌معنیه!

00:05:54.737 --> 00:05:58.532
‫باید خودمونو نیشگون بگیریم، نه؟

00:05:58.533 --> 00:06:01.410
‫یه جسد تو کتابخونه‌امونه!

00:06:01.411 --> 00:06:03.287
‫خدای من!

00:06:03.288 --> 00:06:06.751
‫با این وجود، همون‌جاست، به بزرگیِ...

00:06:07.959 --> 00:06:10.335
‫ببین، عزیزم، فکر کنم اینجا خیلی شلوغ می‌شه،

00:06:10.336 --> 00:06:14.852
‫چطوره بگم یکی بیاد پیشت، هان؟
‫می‌دونی...

00:06:14.966 --> 00:06:20.245
‫چه فکر خوبی، آرتور

00:06:22.807 --> 00:06:24.975
‫خیلی خوب شد

00:06:24.976 --> 00:06:28.562
‫حالا، همیشه یادت باشه
‫مثل یه کوهِ نوک‌تیز بچینیشون

00:06:28.563 --> 00:06:32.232
‫- دقیقا همین‌طوری، آفرین.
‫- بله، خانم

00:06:32.233 --> 00:06:36.278
‫خب، اون ساز هم که خوب به‌نظر می‌رسه

00:06:36.279 --> 00:06:38.405
‫باریکلا

00:06:38.406 --> 00:06:40.473
‫ممنونم، خانم

00:06:43.161 --> 00:06:48.502
‫اوه، خدا... یعنی کی می‌تونه باشه؟

00:06:50.084 --> 00:06:52.836
‫منزل "مری مید 35" بفرمایید

00:06:52.837 --> 00:06:54.588
‫خودتی، "جین"؟

00:06:54.589 --> 00:06:57.841
‫اوه! چه زود بیدار شدی، دالی!

00:06:57.842 --> 00:07:02.346
‫عزیزم!
‫ما الان یه جسد تو کتاب‌خونه‌امون پیدا کردیم!

00:07:02.347 --> 00:07:04.806
‫می‌خوام قبل از اینکه پاسبان "پالک"
‫برسه اینجا،

00:07:04.807 --> 00:07:08.268
‫بیام دنبالت، اشکالی که نداره؟

00:07:08.269 --> 00:07:10.896
‫دالی، از چی حرف می‌زنی؟

00:07:10.897 --> 00:07:12.481
‫کدوم جسد؟

00:07:12.482 --> 00:07:14.733
‫بله، درسته، همینه که شنیدی!

00:07:14.734 --> 00:07:17.694
‫ما قبلا حتی ندیده بودیمش،
‫حتما یه شوخیِ بی‌مزه‌ست،

00:07:17.695 --> 00:07:19.655
‫البته به جز اینکه اون واقعا مرده!

00:07:19.656 --> 00:07:21.949
‫یه دخترِ مو بلونده، بلوند پلاتینی...

00:07:21.950 --> 00:07:23.659
‫تو کتاب‌خونه‌ی ما!

00:07:23.660 --> 00:07:26.393
‫میای دیگه، مگه نه؟

00:07:34.921 --> 00:07:39.258
‫درسته، بله، بازرس "اسلک"
‫اونجا تشریف دارن؟

00:07:39.259 --> 00:07:42.719
‫اوه! دکمه‌ها رو همه اشتباه بستی!

00:07:42.720 --> 00:07:44.388
‫سرهنگ...

00:07:44.389 --> 00:07:47.140
‫هیس!

00:07:47.141 --> 00:07:49.977
‫چطوره که یه سرهنگ هیچی از

00:07:49.978 --> 00:07:54.556
‫یه جسد تو کتاب‌خونه‌اش نمی‌دونه؟!

00:08:24.554 --> 00:08:26.524
‫بیل!

00:08:41.029 --> 00:08:42.779
‫کجا می‌ری؟

00:08:42.780 --> 00:08:46.406
‫ساختمونِ "گاسینگتون"!

00:08:50.455 --> 00:08:52.362
‫وایسا منم بیام

00:09:11.267 --> 00:09:13.310
‫آرتور داره سخت می‌گیره

00:09:13.311 --> 00:09:16.438
‫نمی‌ذاره یه‌کم سر دربیارم

00:09:16.439 --> 00:09:18.774
‫ولی خب، من اصلا اون دخترو نمی‌شناختم

00:09:18.775 --> 00:09:21.693
‫و خیلی عجیبه که انگار
‫اون دختر اصلا واقعی نیست،

00:09:21.694 --> 00:09:23.729
‫اگه بگیری منظورمو

00:10:04.821 --> 00:10:07.300
‫اوناهاش، جین

00:10:41.107 --> 00:10:43.733
(See what I mean, Jane?)

00:10:43.734 --> 00:10:45.193
Yes.

00:10:45.194 --> 00:10:46.862
Yes, I dο.

00:10:46.863 --> 00:10:51.059
I agree. She's nοt real.

00:11:03.254 --> 00:11:05.755
‫خیلی جوونه

00:11:05.756 --> 00:11:10.526
‫بله، بله، فکر کنم همین‌طوره

00:11:15.141 --> 00:11:17.620
‫اون پاسبان پالکه

00:11:23.065 --> 00:11:25.400
‫ولش کن، "بتی"، خودم می‌رم

00:11:25.401 --> 00:11:28.278
‫تو می‌تونی...
‫بهتره

00:11:28.279 --> 00:11:30.885
‫صبر کنی

00:11:33.951 --> 00:11:36.077
‫آه، پالک، مردِ خوب

00:11:36.078 --> 00:11:39.130
‫صبح بخیر، سرهنگ، شاید اگه...

00:11:42.685 --> 00:11:45.253
‫نگفتی می‌خوای رئیس پلیسو
‫با خودت بیاری اینجا

00:11:45.254 --> 00:11:47.543
‫نه، من...

00:11:50.635 --> 00:11:53.520
‫سلام، "بانتری"، تازه خبرا رو شنیدم

00:11:53.521 --> 00:11:55.096
‫با خودم گفتم تو راه بیام یه سر بزنم

00:11:55.097 --> 00:11:56.306
‫اوه، لطف کردی

00:11:56.307 --> 00:11:57.974
‫بازرس اسلک رسیده؟

00:11:57.975 --> 00:11:59.945
‫اسلک؟ نه

00:12:00.311 --> 00:12:03.980
‫عجب اوضاعی شده،
‫گفتن تو کتاب‌خونه‌ست، آره؟

00:12:03.981 --> 00:12:06.525
‫برو تو پاسبان،
‫من تا یه دقیقه دیگه میام

00:12:06.526 --> 00:12:09.196
‫مری راهو بهت نشون می‌ده، مری؟

00:12:09.362 --> 00:12:11.696
‫پاسبانو ببر داخل

00:12:11.697 --> 00:12:13.732
‫ممنون، سرهنگ

00:12:14.534 --> 00:12:16.201
‫بیا

00:12:16.202 --> 00:12:21.702
‫حتما برات شوکِ بزرگی بود،
‫دالی چطور باهاش کنار اومد؟

00:12:30.299 --> 00:12:33.301
‫- خانم "مارپل"!
‫- صبح بخیر، بیل

00:12:33.302 --> 00:12:36.304
‫نگران نباشید، پاسبان،
‫ما به هیچی دست نزدیم

00:12:36.305 --> 00:12:41.457
‫حتی کسی که زیاد داستان
‫پلیسی نخونده باشه هم اینو می‌دونه

00:12:58.144 --> 00:13:01.071
‫یعنی می‌گین اون دخترو قبلا ندیدین؟

00:13:01.097 --> 00:13:03.181
‫تا حالا چشم‌ام هم بهش نخورده بود

00:13:03.182 --> 00:13:06.688
‫اوه، سرهنگ "ملچت"

00:13:07.795 --> 00:13:10.463
‫- حالتون چطوره؟
‫- سلام، خانم بانتری

00:13:10.464 --> 00:13:13.216
‫و خانم مارپلِ عالی‌قدر

00:13:13.217 --> 00:13:16.937
‫- اوه...
‫- می‌بینم که قبل از من رسیدین

00:13:17.038 --> 00:13:19.127
‫اوه، صبح بخیر، رئیس پلیس

00:13:19.153 --> 00:13:21.574
‫این کلمه کاملا مناسبته، جین

00:13:21.575 --> 00:13:23.293
‫عالی‌قدر

00:13:23.394 --> 00:13:26.855
‫- من نمی‌دونستم شما دوتا همو می‌شناسین.
‫- اوه، آره، ما دوستانِ قدیمی‌ایم

00:13:26.856 --> 00:13:29.232
‫من خیلی وقته متوجه شدم که خانم مارپل

00:13:29.233 --> 00:13:32.360
‫چیزی که من بهش می‌گم،
‫"بصیرتِ جرم‌شناسی در حدِ اعلا" رو داره

00:13:32.361 --> 00:13:35.030
‫- اوه...
‫- این نتیجه‌یِ

00:13:35.031 --> 00:13:38.283
‫یه عمر تحصیل تو یه روستای انگلیسیه

00:13:38.284 --> 00:13:41.411
‫خب، فکر کنم بعضیا تو تشخیص
‫بدی‌ها حس قوی‌تری دارن

00:13:41.412 --> 00:13:44.956
‫ولی اگه واقعا بصیرت داشته باشم،
‫ممکنه الان ازش استفاده کنم،

00:13:44.957 --> 00:13:48.293
‫و پیشنهاد بدم که با بودنم اینجا
‫شما رو معذب کنم؟

00:13:48.294 --> 00:13:50.670
‫فکر کنم دلایلِ این تعریف‌ها همین باشه

00:13:50.671 --> 00:13:53.006
‫حدس زدم که ممکنه اومده باشین

00:13:53.007 --> 00:13:55.175
‫کارهای ما رو دنبال کنین

00:13:55.176 --> 00:13:56.343
‫این‌طور نیست، ملچت

00:13:56.344 --> 00:13:59.220
‫می‌دونی، این وضعیت خیلی یهویی بود

00:13:59.221 --> 00:14:03.642
‫دالی از جین خواست بیاد اینجا...
‫خب، می‌دونی، اومده پیشش

00:14:03.643 --> 00:14:06.269
‫ممکنه به‌نظر بیاد که الان خونسرده،

00:14:06.270 --> 00:14:10.482
‫ولی این‌جور مواقع، خب،
‫آدم از ظاهر تشخیص نمی‌ده، مگه نه؟

00:14:10.483 --> 00:14:11.524
‫چیه؟

00:14:11.525 --> 00:14:13.860
‫از صبحونه چیزی مونده، آرتور؟

00:14:13.861 --> 00:14:15.904
‫من زیاد چیزی نخوردم

00:14:15.905 --> 00:14:19.032
‫خب، شاید نشه تشخیص
‫داد من الان حالم چطوره،

00:14:19.033 --> 00:14:21.076
‫ولی الان فکر کنم می‌تونم یه اسبو بخورم

00:14:21.077 --> 00:14:22.984
‫جین؟

00:14:25.915 --> 00:14:29.376
‫خوبه، صحیح، خب،
‫پس بهتره بریم یه نگاه به کتاب‌خونه بندازیم

00:14:29.377 --> 00:14:31.220
‫از این طرف

00:14:32.880 --> 00:14:38.380
‫ممنون، "لوریمر"

00:14:49.397 --> 00:14:51.064
‫خب، جین؟

00:14:51.065 --> 00:14:54.818
‫خب، فکر می‌کنم منو یه‌کم یادِ
‫کوچیک‌ترین دخترِ خانم "چتی" انداخت

00:14:54.819 --> 00:14:57.195
‫"ایدی"، می‌دونی

00:14:57.196 --> 00:15:02.220
‫فکر کنم واسه اینه که اون دختر بیچاره
‫هم ناخناشو می‌جوئه

00:15:02.284 --> 00:15:06.705
‫بله، ایدی هم به زیورآلاتِ ارزون علاقه داشت

00:15:06.706 --> 00:15:09.541
‫- اون لباس ساتنی که پوشیده بود.
‫- اوه، خدا، بله

00:15:09.542 --> 00:15:12.252
‫جنس خیلی بدی داشت، درسته

00:15:12.253 --> 00:15:15.588
‫ولی خب اون تو کتاب‌خونه‌ی
‫آرتور چیکار می‌کرده؟

00:15:15.589 --> 00:15:18.216
‫خب، لباسش که به دزدا نمی‌خورد، مگه نه؟

00:15:18.217 --> 00:15:21.469
‫نه، لباسِ رقص تنش بود

00:15:21.470 --> 00:15:24.305
‫- یا واسه یه مهمونی.
‫- بله، ولی خب ما که مهمونی نمی‌گیریم

00:15:24.306 --> 00:15:28.393
‫حداقل نه اون‌جور مهمونی‌ای، درست نمی‌گم؟

00:15:28.394 --> 00:15:31.000
‫درست نمی‌گم؟

00:15:31.313 --> 00:15:33.476
‫اوه، نه!

00:15:34.191 --> 00:15:36.276
‫جین!

00:15:36.277 --> 00:15:38.737
‫من مادرشو می‌شناختم!

00:15:38.738 --> 00:15:40.780
‫فرقی نداره

00:15:40.781 --> 00:15:44.909
‫"سلینا بلیک" خیلی آدمِ خوبیه،

00:15:44.910 --> 00:15:48.496
‫و تازه اون بهترین مجموعه
‫از گیاهانِ علفی توی شهرستان رو داره

00:15:48.497 --> 00:15:52.709
‫مواظب باش، آرتور هر وقت اسمِ

00:15:52.710 --> 00:15:55.295
‫"بازل بلیک" میاد خیلی عصبانی می‌شه

00:15:55.296 --> 00:15:59.966
‫تا حالا گفته بودم که بازل بلیک
‫به آرتور فحش خیلی بدی داد؟

00:15:59.967 --> 00:16:03.678
‫یه بحثِ خیلی بدی راجع به
‫ارتش و امپراطوری و این چیزا کردن،

00:16:03.679 --> 00:16:09.179
‫و بازل بلیک، آرتور رو
‫کفتارِ منزوی اُمل صدا کرد

00:16:11.312 --> 00:16:14.189
‫با اون لباسایی که می‌پوشه...

00:16:14.190 --> 00:16:18.526
‫خب، به‌نظر من لباسا با
‫زبونِ آدم رابطه‌ی مستقیم دارن،

00:16:18.527 --> 00:16:20.737
‫و می‌خوان که یه منظورو برسونن

00:16:20.738 --> 00:16:23.490
‫اوه، ولی اون یه کوچولوی دوست‌داشتنی بود

00:16:23.491 --> 00:16:26.326
‫خب، طبقِ عکسش تو
‫روزنامه‌ی این یکشنبه،

00:16:26.327 --> 00:16:31.498
‫قاتلِ "چویوت" هم یه کوچولوی دوست‌داشتنی بود

00:16:31.499 --> 00:16:33.458
‫جین، جدی که نیستی!

00:16:33.459 --> 00:16:37.921
‫نه، نه، فقط دارم سعی می‌کنم
‫حضورِ اون خانم جوان در اینجا رو توجیه کنم

00:16:37.922 --> 00:16:40.590
‫و می‌دونی که بازل بلیک مهمونی برگزار می‌کنه

00:16:40.591 --> 00:16:46.091
‫پارسال رو یادته؟
‫سروصدای ماشینا کل شب پیچیده بود

00:16:46.472 --> 00:16:50.183
‫آره، ولی فکر می‌کردم اونا
‫واسه ساختِ فیلمه، جین

00:16:50.184 --> 00:16:54.979
‫خب، مگه اون اکثرِ آخر هفته‌ها
‫یه خانم جوان رو نمیاره خونه؟

00:16:54.980 --> 00:16:57.357
‫یه مو بلوند رو؟

00:16:57.358 --> 00:16:59.964
‫یه مو بلوندِ پلاتینی

00:17:00.177 --> 00:17:01.286
‫خیل‌خب، خانم

00:17:01.287 --> 00:17:04.121
‫فقط به سرهنگ بانتری بگین
‫که افرادم کتاب‌خونه رو پلمپ می‌کنن

00:17:04.122 --> 00:17:07.951
‫اوه، خدا، عالی شد، اسلک،
‫این خانم جوان راهو بهتون نشون می‌دن

00:17:07.952 --> 00:17:13.452
‫خیل‌خب، رفقا، خانم جوان رو دنبال کنید،
‫زود باشین، "فلچر"، "پرینگل"، حرکت کنید

00:17:14.208 --> 00:17:16.876
‫زود باش، پسر، کل روز رو که وقت نداریم!

00:17:16.877 --> 00:17:20.213
‫گزارش اولیه پزشکی قانونی زیاد طولی
‫نمی‌کشه، قربان، زود به خدمتتون می‌رسونم

00:17:20.214 --> 00:17:24.220
‫- بله، بعدا باهاتون صحبت می‌کنم.
‫- درسته، قربان

00:17:24.718 --> 00:17:26.386
‫اون کیه؟

00:17:26.387 --> 00:17:29.848
‫بازرس اسلک،
‫اسمش خیلی نامناسبه

00:17:29.849 --> 00:17:33.142
‫- انقدر حرف می‌زنه سردرد می‌گیرم.
‫- درسته، آقایون، همون روالِ همیشگی

00:17:33.143 --> 00:17:35.645
‫تا وقتی خودم بررسی نکردم
‫به چیزی دست نزنید

00:17:35.646 --> 00:17:37.772
‫بعدش می‌تونین عکساتونو بگیرین

00:17:37.773 --> 00:17:41.025
‫هنوزم به‌نظرم ممکنه کمک‌کننده باشه اگه

00:17:41.026 --> 00:17:43.695
‫کارایی که دیشب انجام دادی رو بهم بگی

00:17:43.696 --> 00:17:45.530
‫کارایی من انجام دادم؟

00:17:45.531 --> 00:17:47.323
‫خب، ممکنه از یه سری جزئیات سر دربیاریم،

00:17:47.324 --> 00:17:49.659
‫که خودتم حتی فکر نمی‌کردی متوجهشون بشی

00:17:49.660 --> 00:17:53.496
‫اوه، خیل‌خب، از کجا شروع کنم؟

00:17:53.497 --> 00:17:55.331
‫تو خونه شام خوردی؟

00:17:55.332 --> 00:17:57.709
‫بله، ساعت 7ونیم، طبق معمول

00:17:57.710 --> 00:18:00.128
‫درواقع، فکر می‌کنم که حدودا
‫ساعت 8وربع از پایِ میز بلند شدم،

00:18:00.129 --> 00:18:02.547
‫چون اون موقع داشتم می‌رفتم "ماچ بنهام"

00:18:02.548 --> 00:18:05.550
‫می‌دونی که من صندوقدار
‫انجمن ماچ بنهام هستم

00:18:05.551 --> 00:18:08.928
‫جلسه‌ی خوبی بود، زیادم طول نکشید،
‫مثلِ خیلی از جلسات دیگه

00:18:08.929 --> 00:18:10.722
‫وقتی اومدیم بیرون بارونِ شدیدی می‌بارید

00:18:10.723 --> 00:18:13.391
‫سلامِ منو به همسرت برسون، سرهنگ

00:18:13.392 --> 00:18:17.144
‫خیلی ممنون، شب خوش

00:18:52.348 --> 00:18:54.636
‫لعنتی!

00:19:15.079 --> 00:19:18.257
‫- پس تا ساعت 11:45 برگشته بودی.
‫- بله

00:19:19.083 --> 00:19:22.126
‫- توی کتاب‌خونه هم رفتی؟
‫- نه

00:19:22.127 --> 00:19:23.753
‫حیف شد

00:19:23.754 --> 00:19:26.506
‫خب نیازی نبود، خسته و خیس بودم

00:19:26.507 --> 00:19:28.549
‫بعد از اینکه خودمو خشک کردم
‫مستقیم رفتم تو تخت

00:19:28.550 --> 00:19:31.302
‫بیا تو

00:19:31.303 --> 00:19:33.137
‫- ببخشید، قربان.
‫- بله، بگو

00:19:33.138 --> 00:19:34.472
‫چی شده، اسلک؟

00:19:34.473 --> 00:19:36.182
‫می‌شه یه لحظه باهاتون صحبت کنم، قربان؟

00:19:36.183 --> 00:19:38.409
‫باشه

00:19:39.812 --> 00:19:41.909
‫ببخشید

00:19:47.027 --> 00:19:50.154
‫دکتر "هایداک" اینجاست، تا وقتی ایشون
‫اینجان و مراسمشونو اجرا می‌کنن من نمی‌تونستم کاری بکنم،

00:19:50.155 --> 00:19:52.657
‫برای همین یه سر رفتم اداره‌ی مرکزی

00:19:52.658 --> 00:19:55.159
‫خب اداره‌ی مرکزی چی داشتن بگن؟

00:19:55.160 --> 00:19:56.285
‫افرادِ گم‌شده

00:19:56.286 --> 00:19:58.371
‫یه شخص احتمالی دارن،

00:19:58.372 --> 00:20:00.164
‫یه خانم جوون از یکی از اون هتل بزرگ‌هایِ

00:20:00.165 --> 00:20:01.624
‫توی "دانموث"

00:20:01.625 --> 00:20:02.709
‫دانموث؟

00:20:02.710 --> 00:20:05.044
‫24 کیلومتر تا اونجا راهه،
‫ولی فقط حدودِ نیم ساعت طول می‌کشه،

00:20:05.045 --> 00:20:06.546
‫حتی با وجودِ اون جاده‌ها

00:20:06.547 --> 00:20:08.047
‫خیل‌خب، پس

00:20:08.048 --> 00:20:09.757
‫پس من بررسی می‌کنم

00:20:09.758 --> 00:20:12.302
‫بله، خیل‌خب

00:20:20.644 --> 00:20:23.563
‫خب، کجا بودیم؟

00:20:23.564 --> 00:20:26.941
‫- من رفته بودم بخوابم.
‫- بله

00:20:26.942 --> 00:20:29.902
‫- کسِ دیگه‌ای هم بیدار بود؟
‫- نه، دالی خوابیده بود،

00:20:29.903 --> 00:20:32.989
‫لوریمر هم ساعت 11 برمی‌گرده خونه‌اش

00:20:32.990 --> 00:20:36.106
‫از لوریمر چی می‌دونی؟

00:20:37.036 --> 00:20:42.290
‫آدمِ خیلی لارجیه،
‫رسما می‌شه گفت با هم بزرگ شدیم

00:20:42.291 --> 00:20:43.499
‫از بعدِ جنگ،

00:20:43.500 --> 00:20:45.585
‫خونه‌هایی که مجبور بودن با هر
‫قدر کمکی که به دستشون می‌رسید بسازن

00:20:45.586 --> 00:20:48.755
‫ما هم مجبور شدیم مستخدم بگیریم

00:20:48.756 --> 00:20:53.760
‫دالی می‌گه که ما خیلی شانس آوردیم،
‫نه، نه، اونا همشون آدمای خوبی‌ان

00:20:53.761 --> 00:20:56.262
‫نگاه کن، بانتری

00:20:56.263 --> 00:21:00.183
‫می‌خوام بهم اطمینان بدی که تو

00:21:00.184 --> 00:21:02.435
‫هیچ‌وقت اون دخترو ندیده بودی

00:21:02.436 --> 00:21:04.854
‫خیالت راحت

00:21:04.855 --> 00:21:08.191
‫می‌دونی، فقط بینِ خودمون،

00:21:08.192 --> 00:21:10.693
‫اگه با اون دختر به هر طریقی ارتباطی داشتی،

00:21:10.694 --> 00:21:12.804
‫بهتره که همین الان بگی

00:21:12.805 --> 00:21:15.364
‫خدایِ من، مرد! منظورم این نیست
‫که تو اونو به قتل رسوندی

00:21:15.365 --> 00:21:18.785
‫ولی باید ببینی که چقدر وضعیت ناجوره

00:21:18.786 --> 00:21:23.873
‫منظورم اینه که، نمی‌تونیم انکار
‫کنیم که بدنِ بی‌جونش تو کتاب‌خونه‌ات افتاده

00:21:23.874 --> 00:21:28.586
‫قبلا هم گفتم، ملچت، من
‫هیچ‌وقت اون دخترو ندیدم

00:21:28.587 --> 00:21:31.003
‫کافیه؟

00:21:31.215 --> 00:21:33.132
‫حالا، اگه منو ببخشی،

00:21:33.133 --> 00:21:36.058
‫می‌تونی بری اتاق نشیمن قهوه بخوری

00:21:41.767 --> 00:21:45.136
‫خیل‌خب، "نیکولاس"، یه چندتایِ دیگه...

00:21:46.271 --> 00:21:48.231
‫شما نمی‌تونید بیاید اینجا، قربان!

00:21:48.232 --> 00:21:50.149
‫اوه، جدی؟

00:21:50.150 --> 00:21:53.075
‫ولی، قربان، من...

00:21:54.738 --> 00:21:56.823
‫می‌رم شکار!

00:21:56.824 --> 00:22:01.784
‫متاسفم، قربان، ایشون یهویی اومدن داخل،
‫نتونستم جلوشونو بگیرم، می‌تونستم؟!

00:22:02.871 --> 00:22:05.873
‫متاسفانه واقعا دارم مثلِ اسب غذا می‌خورم

00:22:05.874 --> 00:22:08.292
‫جین، مطمئنی تو چیزی نمی‌خوای؟

00:22:08.293 --> 00:22:11.092
‫اوه، مطمئنم، ممنونم دالی

00:22:11.116 --> 00:22:20.116
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:20.430 --> 00:22:21.877
‫اوه، خدا

00:22:25.144 --> 00:22:29.689
‫- آرتور گفت می‌تونم قهوه بخورم.
‫- البته، سرهنگ ملچت

00:22:29.690 --> 00:22:31.440
‫بیاین تو

00:22:31.441 --> 00:22:33.192
‫ممنون

00:22:33.193 --> 00:22:34.944
‫آرتور ناراحته

00:22:34.945 --> 00:22:37.697
‫همیشه می‌دونستم وقتی می‌ره سمتِ مزرعه،

00:22:37.698 --> 00:22:39.986
‫یه چیزی تو سرشه

00:22:41.702 --> 00:22:44.308
‫ما تو مزرعه‌امون خوک داریم

00:22:44.413 --> 00:22:46.581
‫یه چیزی راجع به خوک‌ها خیلی آرامش‌بخشه

00:22:46.582 --> 00:22:50.251
‫فیلسوف‌های قلمرویِ حیوانات

00:22:50.252 --> 00:22:54.630
‫وقتی آرتور اسلحه‌اشو با خودش
‫می‌بره، یعنی اینکه خیلی ناراحته

00:22:54.631 --> 00:22:57.175
‫چطور؟

00:22:57.176 --> 00:22:59.218
‫خب، اون فقط برای این اسلحه‌اشو می‌بره

00:22:59.219 --> 00:23:02.054
‫که تظاهر کنه نمی‌ره سمتِ مزرعه

00:23:02.055 --> 00:23:05.224
‫که یعنی داره تظاهر می‌کنه
‫چیزی تو سرش نیست

00:23:05.225 --> 00:23:09.677
‫که البته اینم به این معنیه
‫که اون خیلی ناراحته

00:23:10.355 --> 00:23:13.191
‫متاسفانه فکر کنم تقصیر منه

00:23:13.192 --> 00:23:15.985
‫بازجویی کردن از همسایه‌ات،
‫خیلی کارِ ناخوشایندیه

00:23:15.986 --> 00:23:18.279
‫مطمئنم که شما خیلی سنجیده عمل کردین

00:23:18.280 --> 00:23:22.283
‫می‌دونین، اوضاعِ شوکه‌کننده‌ایه

00:23:22.284 --> 00:23:27.330
‫بیچاره،
‫اون حتی دیگه تیراندازی هم نمی‌کنه

00:23:27.331 --> 00:23:31.000
‫خب، سرهنگ ملچت،
‫کمکی از دستِ من برمیاد؟

00:23:31.001 --> 00:23:33.377
‫نه، ولی مطمئنم از خانم مارپل برمیاد

00:23:33.378 --> 00:23:36.839
‫ایشون احتمالا همین الانشم
‫یه جوابی واسه این وضعیت دارن

00:23:36.840 --> 00:23:39.550
‫اوه، نه، همچین چیزی نیست،
‫مطمئن باشید، نه

00:23:39.551 --> 00:23:40.801
‫این‌طور نیست

00:23:40.802 --> 00:23:45.181
‫اون قبلا مسئله رو حل کرده،
‫راجع به بازل بلیک بهشون بگو

00:23:45.182 --> 00:23:47.470
‫دالی...

00:24:21.760 --> 00:24:23.678
‫بله؟

00:24:23.679 --> 00:24:25.788
‫من سرهنگ ملچت هستم، رئیس پلیس

00:24:25.789 --> 00:24:28.282
‫یکی از دوستانِ مادرت ازم
‫خواسته تا باهات صحبت کنم

00:24:28.283 --> 00:24:29.475
‫واقعا؟

00:24:29.476 --> 00:24:31.102
‫به صورتِ غیررسمی حرف می‌زنیم

00:24:31.103 --> 00:24:32.603
‫شاید متوجه نشده باشی،

00:24:32.604 --> 00:24:35.273
‫ولی من جدی جدی بچه نیستم

00:24:35.274 --> 00:24:38.401
‫آقای بلیک، درسته که می‌خوام
‫ملاقاتمون محتاطانه صورت بگیره،

00:24:38.402 --> 00:24:41.696
‫ولی درواقع به عنوانِ
‫یه پلیس جلوتون وایسادم

00:24:41.697 --> 00:24:43.489
‫می‌شه بیام داخل؟

00:24:43.490 --> 00:24:45.970
‫چرا که نه؟

00:24:46.368 --> 00:24:49.676
‫راحت باشین

00:24:54.501 --> 00:24:57.298
‫ممنون!

00:25:05.554 --> 00:25:08.973
‫شما صبح زود به کارای خونه‌اتون می‌رسید،
‫آقای بلیک؟

00:25:08.974 --> 00:25:10.391
‫اصلا

00:25:10.392 --> 00:25:13.602
‫- هنوز نخوابیدم.
‫- درسته

00:25:13.603 --> 00:25:17.356
‫این خیلی تو چشمه، جناب رئیس پلیس؟

00:25:17.357 --> 00:25:20.318
‫- نه زیاد.
‫- مهمونیِ استودیویی بودم

00:25:20.319 --> 00:25:21.444
‫کل شبو؟

00:25:21.445 --> 00:25:25.072
‫پس چی،
‫عیاشیِ خالص بود

00:25:25.073 --> 00:25:26.782
‫یه سری از اتفاقاتی که افتاد

00:25:26.783 --> 00:25:29.702
‫حتی از تصورتون هم خارجه

00:25:29.703 --> 00:25:31.329
‫سحر برگشتم

00:25:31.330 --> 00:25:33.706
‫- چیزی می‌نوشین؟
‫- ممنون، نه

00:25:33.707 --> 00:25:36.125
‫آقای بلیک، شما این آخر هفته اینجا تنهایید؟

00:25:36.126 --> 00:25:38.294
‫خب، این‌طور به‌نظر میاد، مگه نه؟

00:25:38.295 --> 00:25:42.298
‫متوجه شدم که شما معمولا
‫یه مهمون میارین، یه خانمِ جوان

00:25:42.299 --> 00:25:43.841
‫فکر می‌کنم یه خانم مو بلوند

00:25:43.842 --> 00:25:45.926
‫آه! پس جرم‌ام اینه، نه؟

00:25:45.927 --> 00:25:48.554
‫پیرزنای روستا چُغلیمو کردن؟

00:25:48.555 --> 00:25:51.891
‫فساد روستایی کی غیرقانونی شد؟

00:25:51.892 --> 00:25:54.518
‫من اینجام، آقای بلیک،
‫چون یه خانمِ جوان،

00:25:54.519 --> 00:25:58.652
‫یه خانم مو بلوند به قتل رسیده

00:26:03.653 --> 00:26:05.432
‫ای وای!

00:26:07.157 --> 00:26:10.368
‫- کجا؟
‫- تو ساختمونِ گاسینگتون

00:26:10.369 --> 00:26:14.502
‫گاسینگتون؟ خونه‌ی بانتریِ پیر؟

00:26:14.873 --> 00:26:16.624
‫سربازِ پیر کثیف!

00:26:16.625 --> 00:26:18.334
‫آقای بلیک، ممنون می‌شم...

00:26:18.335 --> 00:26:21.879
‫من عادت ندارم واسه نجیب‌زاده‌های پیر،
‫مو بلوند بفرستم

00:26:21.880 --> 00:26:25.007
‫و تازه اونی نیست که میاد پیشِ من،
‫من مو بلوندِ خودمو گم نکردم،

00:26:25.008 --> 00:26:27.386
‫گمراهش هم نکردم

00:26:28.678 --> 00:26:32.973
‫آه! داستان عوض شد، جناب رئیس پلیس

00:26:32.974 --> 00:26:37.215
‫اون همون بلوندِ گم‌شده‌ست

00:26:40.190 --> 00:26:42.670
‫باید اون نوشیدنی رو می‌خوردین

00:26:43.819 --> 00:26:45.406
‫بلیک!

00:26:46.321 --> 00:26:51.219
‫بلیک! ای حروم‌زاده! کجایی؟

00:26:52.077 --> 00:26:53.077
‫بلیک!

00:26:53.078 --> 00:26:55.579
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی

00:26:55.580 --> 00:26:56.914
‫که اون‌طوری منو ول کردی؟!

00:26:56.915 --> 00:27:00.209
‫اگه با خودم می‌برمت به مهمونی،
‫ازت انتظار دارم که درست رفتار کنی

00:27:00.210 --> 00:27:03.170
‫نه اینکه با اون مجارستانی‌های
‫چاق بگو و بخند کنی!

00:27:03.171 --> 00:27:06.257
‫اگر هم این کارو می‌کنی،
‫جلوی چشم من نباشه

00:27:06.258 --> 00:27:08.509
‫ولی واسه نشون دادنش،
‫محدودیت‌ داری

00:27:08.510 --> 00:27:10.177
‫ای دورویِ عوضی!

00:27:10.178 --> 00:27:14.515
‫ممکنه به جناب رئیس پلیسِ
‫شهرستان معرفیت کنم؟

00:27:14.516 --> 00:27:17.058
‫حالتون چطوره؟

00:27:21.940 --> 00:27:24.150
‫اینم از این، سرهنگ

00:27:24.151 --> 00:27:27.570
‫مو بلوندِ من که به‌نظر زنده و پرخاشگر میاد

00:27:27.571 --> 00:27:31.895
‫پس بهتر نیست برین خونه‌ی
‫بانتری رو بررسی کنین؟

00:29:13.260 --> 00:29:15.511
‫متصدی پذیرش یه چند
‫دقیقه‌ی دیگه میان خدمتتون

00:29:15.512 --> 00:29:18.639
‫می‌خوام با مدیریت صحبت کنم،
‫فوریه، خیلی

00:29:18.640 --> 00:29:20.808
‫خبرش کن لطفا، می‌شه؟

00:29:20.809 --> 00:29:22.059
‫بگم کی باهاشون کار داره؟

00:29:22.060 --> 00:29:24.979
‫بازرس اسلک،
‫تو کی هستی؟

00:29:24.980 --> 00:29:28.983
‫"ریموند استار"، من بازیکن
‫حرفه‌ایِ تنیس و مربی رقص‌ام

00:29:28.984 --> 00:29:30.534
‫یعنی درواقع یک ژیگولو هستم

00:29:30.535 --> 00:29:33.220
‫- کاش اینو نمی‌گفتی، ری.
‫- شما متصدی پذیرش هستین؟

00:29:33.221 --> 00:29:35.005
‫من می‌خوام سریعا با مدیریت اینجا صحبت کنم

00:29:35.006 --> 00:29:36.298
‫بهش بگین قضیه‌ی مهمیه

00:29:36.299 --> 00:29:38.659
‫من مدیر هستم،
‫"آلیستر پرسکات"

00:29:38.660 --> 00:29:43.238
‫- چی شده...؟
‫- بازرس اسلک هستن

00:29:43.832 --> 00:29:47.837
‫می‌شه لطفا بیاین دفترم، بازرس؟

00:30:00.640 --> 00:30:03.246
‫صبح بخیر، آقای استار

00:30:03.810 --> 00:30:06.228
‫صبح بخیر، خانم "جفرسون"

00:30:06.229 --> 00:30:08.272
‫خیل‌خب، همون ری پس

00:30:08.273 --> 00:30:10.899
‫اونی که اون بیرون دیدم ماشین پلیس بود؟

00:30:10.900 --> 00:30:11.984
‫بله

00:30:11.985 --> 00:30:15.571
‫بازرس "لستراد" داره از
‫پرسکات بازجویی می‌کنه

00:30:15.572 --> 00:30:18.741
‫- "روبی" رو پیدا کردن؟
‫- فکر نکنم

00:30:18.742 --> 00:30:22.244
‫فکر کنم اگه چیزی پیدا کرده بودن،
‫یه ذره خودمونی‌تر رفتار می‌کرد

00:30:22.245 --> 00:30:24.747
‫اگه چیزی فهمیدی به من می‌گی، مگه نه؟

00:30:24.748 --> 00:30:29.136
‫بهتره برم، دکتر پیشِ اون پیرمرده

00:30:37.427 --> 00:30:40.304
‫همین که چیزی شنیدی خبرم کن، ری

00:30:40.305 --> 00:30:42.021
‫البته

00:30:45.268 --> 00:30:46.935
‫اسمش "روبی کین"ئه

00:30:46.936 --> 00:30:50.564
‫اون میزبانِ مجلس رقصمونه،
‫لاغره و قدش متوسطه

00:30:50.565 --> 00:30:53.817
‫- خب، شایدم کوتاه.
‫- نه، ممنون

00:30:53.818 --> 00:30:57.404
‫18 سالشه، موهاش بلوندِ پلاتینیه،
‫چشماش آبیه

00:30:57.405 --> 00:30:59.406
‫خیلی آرومه، تا حالا دردسری درست نکرده

00:30:59.407 --> 00:31:00.991
‫خوبه، خوبه، عکسی ازش داری؟

00:31:00.992 --> 00:31:03.827
‫یکی آورده بود، بله،
‫می‌دونین، واسه تبلیغات

00:31:03.828 --> 00:31:07.081
‫یه هفته پیش از ویترین دزدیدن

00:31:07.082 --> 00:31:09.833
‫احتمالا یکی از هواداراش بوده،
‫پیش میاد، متاسفم

00:31:09.834 --> 00:31:12.294
‫پس به یه نفر نیاز دارم
‫تا بیاد جسد رو ببینه

00:31:12.295 --> 00:31:14.254
‫جسد؟

00:31:14.255 --> 00:31:15.756
‫اوه، خدای من!

00:31:15.757 --> 00:31:17.549
‫ولی شما نگفتین

00:31:17.550 --> 00:31:19.093
‫- با ماشین تصادف کرده؟
‫- به قتل رسیده

00:31:19.094 --> 00:31:23.222
‫اوه، خدای من!

00:31:23.223 --> 00:31:25.140
‫آروم باشین، توی این ساختمون نبوده

00:31:25.141 --> 00:31:27.176
‫اوه، خدا!

00:31:29.229 --> 00:31:31.730
‫اوه، تو هنوزم که اینجایی

00:31:31.731 --> 00:31:33.273
‫خوبه

00:31:33.274 --> 00:31:36.318
‫- سررسید دارین؟
‫- بله

00:31:36.319 --> 00:31:38.654
‫گوش کن، راجع به این دختر...

00:31:38.655 --> 00:31:40.030
‫روبی؟ پیداش کردین؟

00:31:40.031 --> 00:31:41.865
‫- یه جسد پیدا کردیم.
‫- خودشه؟

00:31:41.866 --> 00:31:44.535
‫نمی‌دونیم، نیازه یکی بیاد شناساییش کنه

00:31:44.536 --> 00:31:46.245
‫یکی که اونو خوب می‌شناخته

00:31:46.246 --> 00:31:48.747
‫آهان، خب، ما هممون اونو می‌شناختیم،

00:31:48.748 --> 00:31:53.136
‫ولی اون یه دخترخاله داره،
‫اسمش "جوزی"ئه

00:31:54.921 --> 00:31:57.210
‫مراقب باشین

00:32:04.180 --> 00:32:07.232
‫کمکی از دست من برمیاد؟

00:32:07.559 --> 00:32:12.836
‫بازرس، من "جوزفین ترنر" هستم،
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

00:32:12.981 --> 00:32:16.159
‫امیدوارم، خانم ترنر

00:33:01.738 --> 00:33:07.238
‫بله

00:33:11.664 --> 00:33:15.334
‫متاسفم که مجبور شدم
‫شما رو تو همچین شرایطی قرار بدم، خانم ترنر

00:33:15.335 --> 00:33:18.086
‫اشکالی نداره

00:33:18.087 --> 00:33:20.506
‫هیچ شکی ندارین؟

00:33:20.507 --> 00:33:24.885
‫نه، متاسفانه نه،
‫اون خودِ روبیه

00:33:24.886 --> 00:33:27.747
‫نه، ممنون

00:33:28.681 --> 00:33:31.475
‫چطور... چه اتفاقی افتاد؟

00:33:31.476 --> 00:33:32.810
‫اون خفه شده

00:33:32.811 --> 00:33:35.813
‫ما فکر می‌کنیم با کمربندِ
‫لباس خودش این اتفاق افتاده

00:33:35.814 --> 00:33:39.066
‫اگه یهو بهش حمله شده باشه،
‫زیاد طولی نکشیده

00:33:39.067 --> 00:33:42.653
‫هیچ درگیری و مداخله‌ای هم صورت نگرفته

00:33:42.654 --> 00:33:45.948
‫گزارش کاملا واضحه،
‫ایشون باکره بودن

00:33:45.949 --> 00:33:47.282
‫متوجهم، ممنون

00:33:47.283 --> 00:33:52.120
‫بین ساعت 10 و نیمه‌شب رخ داده

00:33:52.121 --> 00:33:53.831
‫روبیِ بیچاره

00:33:53.832 --> 00:33:56.667
‫مردا خیلی کثیف‌ان

00:33:56.668 --> 00:34:00.546
‫بله، فکر می‌کنم یه فرضیه‌ی
‫موجه وجود داره که کارِ یه مرد بوده

00:34:00.547 --> 00:34:03.257
‫مردِ خاصی رو سراغ دارین؟

00:34:03.258 --> 00:34:06.343
‫نه، روبی این چیزا رو نشون نمی‌داد

00:34:06.344 --> 00:34:08.470
‫به منم نمی‌گفت

00:34:08.471 --> 00:34:11.223
‫حدس می‌زنم که با کسی قرار نمی‌ذاشته

00:34:11.224 --> 00:34:13.934
‫می‌دونین، یه قرار معمولی

00:34:13.935 --> 00:34:16.353
‫دیشب، داشتم فکر می‌کردم

00:34:16.354 --> 00:34:17.855
‫ازش برامون بگین

00:34:17.856 --> 00:34:21.024
‫شما گفتین که با حرفای شما
‫به "مجستیک" اومده بود

00:34:21.025 --> 00:34:22.818
‫بله، درسته

00:34:22.819 --> 00:34:27.197
‫من میزبان مجلس رقص و بازی‌ها هستم،
‫سه سالی هست که اونجام

00:34:27.198 --> 00:34:30.659
‫ما بازی رو هدایت و میزبانی می‌کنیم

00:34:30.660 --> 00:34:34.830
‫برای همین فقط درایت و تجربه مهمه

00:34:34.831 --> 00:34:37.291
‫و البته خودِ رقص

00:34:37.292 --> 00:34:40.836
‫من هر بعدازظهر با ریموند
‫نمایش رقص راه می‌ندازم

00:34:40.837 --> 00:34:43.547
‫اون یه تنیس‌بازِ حرفه‌ای هم هست

00:34:43.548 --> 00:34:45.883
‫این فصل شروعِ خوبی داشتیم،

00:34:45.884 --> 00:34:50.220
‫ولی من یکی از استخون‌های
‫مچِ پام شکست و همه چیز خراب شد

00:34:50.221 --> 00:34:54.099
‫خیلی بد بود، نمی‌خواستم
‫هتل یکی دیگه رو به‌جام بیاره

00:34:54.100 --> 00:34:58.687
‫نمی‌خواستم برنامه‌ام خراب بشه،
‫برای همینم گفتم روبی بیاد

00:34:58.688 --> 00:35:01.940
‫منظورم اینه که، با خودم گفتم
‫حداقل اون عضوی از خانواده‌امه

00:35:01.941 --> 00:35:04.902
‫و اونم خوشحال شد

00:35:04.903 --> 00:35:08.030
‫برنامه این بود که من مسئول بازی‌ها باشم،

00:35:08.031 --> 00:35:12.367
‫و روبی هم باقیِ فصل رو رقاص باشه

00:35:12.368 --> 00:35:14.453
‫این جریان مال چند وقتِ پیشه؟

00:35:14.454 --> 00:35:15.913
‫یک ماهی می‌شه

00:35:15.914 --> 00:35:17.831
‫و خانم کین توی کارش موفق بود؟

00:35:17.832 --> 00:35:19.958
‫خوب بود

00:35:19.959 --> 00:35:23.253
‫ریموند خیلی باهوشه،
‫اون راهنماییش کرد

00:35:23.254 --> 00:35:28.754
‫می‌دونین، اون دخترِ زیبارویی بود،
‫مردم ازش خوششون می‌اومد

00:35:28.927 --> 00:35:34.427
‫می‌شه بگین دیشب
‫دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

00:35:34.933 --> 00:35:38.101
‫خب، از حدودِ 10:30،

00:35:38.102 --> 00:35:41.897
‫من داشتم با یه خونواده
‫به اسمِ جفرسون ورق بازی می‌کردم،

00:35:41.898 --> 00:35:45.400
Ruby wοuld have been dancing
with οne οf her partners then.

00:35:45.401 --> 00:35:50.425
<i>In fact,
she was till... at least 11 .00.</i>

00:35:55.620 --> 00:35:57.788
<i>Next thing I knew,
Ray came to tell me</i>

00:35:57.789 --> 00:36:01.249
<i>she hadn't turned up
for the midnight session.</i>

00:36:01.250 --> 00:36:03.961
<i>So we both went to look for her.</i>

00:36:03.962 --> 00:36:05.337
‫ما الان باید تو برنامه باشیم

00:36:05.338 --> 00:36:07.214
‫- بله، می‌دونم.
‫- ما دنبالش گشتیم،

00:36:07.215 --> 00:36:09.257
‫ولی اون مسئولیتش با توئه، جوزی!

00:36:09.258 --> 00:36:11.176
‫من نمی‌دونم، اون تراس تهِ راهرو چی؟

00:36:11.177 --> 00:36:13.178
‫فقط از اتاقِ پرسکات می‌شه اونجا رفت

00:36:13.179 --> 00:36:14.721
‫اون کدوم گوریه؟

00:36:14.722 --> 00:36:19.174
‫- بیا جاهایِ دیگه رو بگردیم.
‫- جوزی اونجا رو که گشتیم!

00:36:23.731 --> 00:36:26.733
Cοme οn, it's a quarter past twο.

00:36:26.734 --> 00:36:30.737
It's tοο late nοw tο give anyοne
a piece οf yοur mind.

00:36:30.738 --> 00:36:34.449
Yοu can wake the little minx up
nice and early.

00:36:34.450 --> 00:36:36.535
That'll teach her.

00:36:36.536 --> 00:36:39.206
Gοοd idea.

00:36:46.004 --> 00:36:49.715
‫- کی گزارشِ گم شدنش رو داده بود؟
‫- جفرسون، یه آقای جفرسون نامی

00:36:49.716 --> 00:36:53.176
‫فکر کنم یکی از هم‌بازی‌هاتونه

00:36:53.177 --> 00:36:54.261
‫بله

00:36:54.262 --> 00:36:57.264
‫من حس کردم مدیریتِ هتل
‫زیاد نمی‌خوان چیزی بگن، قربان،

00:36:57.265 --> 00:37:01.309
‫ولی آیا این آقای جفرسون
‫یکی از مهمون‌های پولدارِ هتله؟

00:37:01.310 --> 00:37:04.235
‫بله، ولی چرا اون؟

00:37:04.439 --> 00:37:09.609
‫اون روبی رو دوست داشت، فکر کنم، زیاد
‫نمی‌شه رو حرفاش حساب کرد، جنجال بیخودی راه می‌ندازه

00:37:09.610 --> 00:37:11.695
‫آهان

00:37:11.696 --> 00:37:15.449
‫خب، شک ندارم که در ادامه‌ی
‫پروسه با ایشون هم صحبت خواهیم کرد

00:37:15.450 --> 00:37:19.202
‫حالا، دخترخاله‌اتون تا حالا
‫اسمی از گاسینگتون برده بود؟

00:37:19.203 --> 00:37:20.287
‫گاسینگتون؟

00:37:20.288 --> 00:37:23.623
‫- بله، ساختمونِ گاسینگتون.
‫- تا حالا نشنیدم

00:37:23.624 --> 00:37:25.834
‫جسدشو اونجا پیدا کردیم

00:37:25.835 --> 00:37:29.171
‫تو ساختمون گاسینگتون؟
‫چقدر عجیب!

00:37:29.172 --> 00:37:32.799
‫احیانا سرهنگ و یا خانم
‫بانتری رو نمی‌شناسین؟

00:37:32.800 --> 00:37:34.176
‫نه

00:37:34.177 --> 00:37:36.136
‫آقای بازل بلیک چی؟

00:37:36.137 --> 00:37:37.929
‫یه‌کم آشناست

00:37:37.930 --> 00:37:39.765
‫ببخشید، قربان،

00:37:39.766 --> 00:37:41.141
‫می‌شه باهاتون صحبت کنم؟

00:37:41.142 --> 00:37:43.622
‫خصوصی؟

00:37:45.563 --> 00:37:47.355
‫خیل‌خب

00:37:47.356 --> 00:37:49.836
‫منو ببخشین، خانم ترنر

00:37:54.781 --> 00:37:56.198
‫خب؟

00:37:56.199 --> 00:37:57.724
‫سرهنگ...

00:37:59.077 --> 00:38:01.953
‫سرهنگ بانتری هفته‌ی پیش
‫تو هتل مجستیک شام خوردن، قربان

00:38:01.954 --> 00:38:04.247
‫تو سررسیدِ هتل ثبت شده بود

00:38:04.248 --> 00:38:06.541
‫چی می‌خوای بگی، اسلک؟

00:38:06.542 --> 00:38:09.878
‫من می‌دونم که سرهنگ
‫از دوستانِ شما هستن، قربان

00:38:09.879 --> 00:38:11.546
‫خب؟

00:38:11.547 --> 00:38:15.133
‫من فکر می‌کنم باید خانم ترنر
‫رو به ساختمون گاسینگتون ببریم

00:38:15.134 --> 00:38:17.803
‫ممکنه درست باشه که ایشون
‫و سرهنگ تا حالا همو ملاقات نکردن،

00:38:17.804 --> 00:38:22.636
‫ولی از طرفِ دیگه، قربان،
‫ممکنه هم درست نباشه

00:38:25.603 --> 00:38:29.773
‫خانم ترنر، می‌شه یه کار دیگه هم بکنید؟

00:38:29.774 --> 00:38:34.444
‫ممکنه ما رو تا ساختمون
‫گاسینگتون همراهی کنید؟

00:38:34.445 --> 00:38:37.497
‫اون دقیقا همون‌جا روی قالی کنار بخاری بود

00:38:43.913 --> 00:38:46.748
‫نمی‌فهمم، واقعا

00:38:46.749 --> 00:38:51.503
‫- خب، طبیعتا ما نمی‌فهمیم.
‫- منظورم اینه که همچین اتفاقی نباید اینجاها بیفته

00:38:51.504 --> 00:38:53.004
‫درسته

00:38:53.005 --> 00:38:58.284
‫این همون چیزیه که خیلی
‫جالبش کرده، این‌طور نیست؟

00:39:08.271 --> 00:39:13.295
‫به‌نظرت همسرت زود برمی‌گرده؟

00:39:30.585 --> 00:39:32.428
‫بدرود، "لوسیندو"

00:39:49.353 --> 00:39:54.024
‫این کفش‌پاک‌کن دیگه به درد نمی‌خوره!
‫لوریمر! کفشای من کجان؟

00:39:54.025 --> 00:39:56.526
‫دالی، اگه نمی‌خوای خونه رو خاکی کنم،

00:39:56.527 --> 00:40:01.406
‫یا به لوریمر بگو این کفش‌پاک‌کن رو
‫تمیز کنه یا کفشِ تو خونه بگیر

00:40:01.407 --> 00:40:03.759
‫دیگه جنگ تموم شده، می‌دونی که

00:40:06.996 --> 00:40:09.284
‫اوه

00:40:10.833 --> 00:40:13.122
‫حالتون چطوره؟

00:40:13.753 --> 00:40:15.378
‫ایشون خانم ترنر هستن

00:40:15.379 --> 00:40:17.985
‫آرتور بانتری هستم

00:40:18.216 --> 00:40:20.439
‫از دیدنتون خوشحالم

00:40:24.889 --> 00:40:30.389
‫خانم ترنر از سردخونه اومدن
‫تا... جنازه رو شناسایی کنن

00:40:30.937 --> 00:40:33.188
‫ایشون دخترخاله‌اش بودن

00:40:33.189 --> 00:40:34.522
Ah.

00:40:34.523 --> 00:40:37.639
‫عجب وضعِ افتضاحی

00:40:37.735 --> 00:40:40.028
‫متاسفم، عزیزم

00:40:40.029 --> 00:40:42.697
‫شما... اهل اینجایین؟

00:40:42.698 --> 00:40:44.741
‫خانم ترنر تویِ...

00:40:44.742 --> 00:40:46.952
‫هتل مجستیک کار می‌کنن

00:40:46.953 --> 00:40:49.913
‫- مجستیک؟
‫- بله

00:40:49.914 --> 00:40:52.290
‫- تو دانموث؟
‫- بله

00:40:52.291 --> 00:40:53.875
‫چه خوب

00:40:53.876 --> 00:40:55.919
‫چرا اینو می‌گین، قربان؟

00:40:55.920 --> 00:40:59.130
‫خب، جفرسونِ پیر هم تو مجستیک می‌مونه

00:40:59.131 --> 00:41:00.924
‫اون منو ناامید کرد

00:41:00.925 --> 00:41:04.219
‫یه کارت برام فرستاد
‫و آخر سر هم نتونست بیاد

00:41:04.220 --> 00:41:06.012
‫متاسفم، بانتری

00:41:06.013 --> 00:41:08.932
‫می‌شه یه‌کم بیشتر... توضیح بدی؟

00:41:08.933 --> 00:41:12.769
‫بله، البته
‫یه گزارشِ درست

00:41:12.770 --> 00:41:14.980
‫خب، من یه کارت از
‫"کانوی جفرسون" دریافت کردم،

00:41:14.981 --> 00:41:16.898
‫گفته بود که برای تعطیلاتِ بهار اومده بمونه

00:41:16.899 --> 00:41:19.693
‫و رئیس کلانتری رو هم قرار بود
‫تو دانموث ملاقات کنم

00:41:19.694 --> 00:41:22.737
‫پس منم برنامه ریختم تو مجستیک ببینمش

00:41:22.738 --> 00:41:25.115
‫کِی بود؟
‫پنجشنبه‌ی گذشته

00:41:25.116 --> 00:41:27.200
‫پنجشنبه‌ی بعد اون قضیه، متوجهید که

00:41:27.201 --> 00:41:30.453
‫مستخدمش گفت که جفرسون حالش زیاد خوب نیست

00:41:30.454 --> 00:41:33.498
‫و "مارک" و "ادلید" هم رفته بودن سینما

00:41:33.499 --> 00:41:35.750
‫برای همین...

00:41:35.751 --> 00:41:38.422
‫منم تنها غذا خوردم

00:41:38.796 --> 00:41:41.506
‫پنجشنبه‌ها ما آشپزی نمی‌کنیم،
‫می‌دونید،

00:41:41.507 --> 00:41:45.885
‫پس نیازی نبود آرتور باعجله
‫برگرده خونه گوشت یخ‌زده و سالاد بخوره

00:41:45.886 --> 00:41:47.595
‫پس اینه

00:41:47.596 --> 00:41:51.016
‫اولش که بهونه‌ای نداشتید...
‫حالا هم که این

00:41:51.017 --> 00:41:54.102
‫منو تو وضعیتِ خوب و مناسبی قرار می‌ده،
‫مگه نه؟

00:41:54.103 --> 00:41:55.979
‫اوه، احمق نباش، آرتور

00:41:55.980 --> 00:41:58.565
‫من مطمئنم جین تا الان حلش کرده

00:41:58.566 --> 00:42:01.443
‫جین؟ توضیحی برامون داری؟

00:42:01.444 --> 00:42:06.823
‫خب، یه توضیحی دارم، ولی خب
‫این فقط افکار خودمه

00:42:06.824 --> 00:42:08.033
‫بله...

00:42:08.034 --> 00:42:11.619
‫"تامی باند" و معلمِ جدیدِ مدرسه‌امون،
‫خانمِ "مارتین"،

00:42:11.620 --> 00:42:17.120
‫اون رفت ساعتو کوک کنه،
‫و یه قورباغه از توش پرید بیرون

00:42:19.879 --> 00:42:22.167
‫اوه...

00:42:23.007 --> 00:42:25.592
‫من تو ماشین منتظرتونم، خانم ترنر

00:42:25.593 --> 00:42:28.303
‫کانویِ پیر چطوره؟ بهتر شده؟

00:42:28.304 --> 00:42:30.180
‫اوه، حالش خیلی خوبه نسبتا

00:42:30.181 --> 00:42:32.057
‫ایشون خیلی سرزنده‌ان

00:42:32.058 --> 00:42:36.353
‫و خانواده‌اشون چطور؟
‫مارک و ادلید خوبن؟

00:42:36.354 --> 00:42:38.642
‫بله...

00:42:39.565 --> 00:42:40.982
‫بله! بله

00:42:40.983 --> 00:42:43.651
‫خانم ترنر حالِ همشون خوبه،
‫مگه نه؟

00:42:43.652 --> 00:42:46.488
‫منظورم اینه که، اونا تا جایی
‫که من یادمه آدمای خوبی بودن

00:42:46.489 --> 00:42:51.258
‫اوه، بله، بله، همین‌طوره واقعا

00:42:51.911 --> 00:42:53.995
‫به‌هرحال، بدرود

00:42:53.996 --> 00:42:55.914
‫اوه، بانتری

00:42:55.915 --> 00:42:59.920
‫فکر کردم که...

00:43:01.128 --> 00:43:06.628
‫- اسلک!
‫- زود برمی‌گردم، خانم ترنر

00:43:09.178 --> 00:43:12.055
‫شاید روبی کین تو این چند هفته‌ی اخیر

00:43:12.056 --> 00:43:13.390
‫با کسی قرار نذاشته باشه،

00:43:13.391 --> 00:43:15.517
‫ولی من فکر می‌کنم که
‫یه زمانی یه نفرو داشته

00:43:15.518 --> 00:43:19.437
‫برو بررسی کن، باشه؟
‫و یه مسئله‌ی دیگه، اون یارو بلیک،

00:43:19.438 --> 00:43:23.983
‫اون ادعا می‌کرد که کل دیشبو
‫تو یه مهمونیِ استودیویی بوده،

00:43:23.984 --> 00:43:25.944
‫می‌خوام بدونم چه ساعتی رفته

00:43:25.945 --> 00:43:30.365
‫می‌دونم فردا یکشنبه‌ست،
‫ولی من می‌خوام برم هتل

00:43:30.366 --> 00:43:32.742
‫اوه، و تمام سعیتو بکن تا
‫مطبوعات بویی نبره،

00:43:32.743 --> 00:43:34.285
‫وگرنه رفتن به اونجا غیرممکن می‌شه

00:43:34.286 --> 00:43:37.080
‫و با اون یارو جفرسون هم
‫یه قرار ملاقات بذار

00:43:37.081 --> 00:43:39.499
‫بله، من باهات میام،
‫بهم زنگ بزن

00:43:39.500 --> 00:43:41.167
‫بله، قربان

00:43:41.168 --> 00:43:44.284
‫و راجع به سرهنگ بانتری...

00:43:44.713 --> 00:43:50.213
‫- قربان...
‫- آفرین، همیشه خوبه که آدم مطمئن بشه

00:44:04.150 --> 00:44:08.778
‫خب، جین، راجع به خانم ترنر چی فکر می‌کنی؟

00:44:08.779 --> 00:44:11.865
‫یه چیزی اون خانم جوان رو نگران کرده

00:44:11.866 --> 00:44:14.659
‫اون تا زمانی که اسمِ جفرسون
‫نیومده بود حالش خوب بود

00:44:14.660 --> 00:44:18.079
‫ولی بعدش رفتارش عوض شد

00:44:18.080 --> 00:44:20.665
‫به‌نظر نمی‌اومد از مرگِ
‫اون دختر ناراحت باشه

00:44:20.666 --> 00:44:23.585
‫- خیلی کم، یا اصلا.
‫- دقیقا

00:44:23.586 --> 00:44:26.921
‫فکر نکنم بهش اهمیتی بده

00:44:26.922 --> 00:44:31.176
‫به‌نظر می‌اومد بیشتر عصبانیش
‫کرده باشه تا ناراحت

00:44:31.177 --> 00:44:33.974
‫- اوه...
‫- چی شده؟

00:44:34.305 --> 00:44:36.466
‫اوه، هیچی

00:45:00.873 --> 00:45:02.373
‫من یه جسد پیدا کردم!

00:45:02.374 --> 00:45:03.858
‫کشتی منو!

00:45:03.859 --> 00:45:04.968
‫من یه جسد پیدا کردم!

00:45:04.969 --> 00:45:06.728
‫خیل‌خب، یه‌کم هیجان‌زده شدی، نه؟

00:45:06.729 --> 00:45:08.254
‫فکر کنم هممون شدیم

00:45:08.255 --> 00:45:10.048
‫کِی می‌برنش؟

00:45:10.049 --> 00:45:11.508
‫اوه، قبلا بردنش

00:45:11.509 --> 00:45:15.053
‫الان فقط باید پرونده رو حل کنن

00:45:15.054 --> 00:45:17.151
‫چی شده؟

00:45:17.723 --> 00:45:19.557
‫جسدِ منو؟

00:45:19.558 --> 00:45:21.768
‫نه، نه، جسد مال تو نیست، پسر

00:45:21.769 --> 00:45:23.102
‫من پیداش کردم!

00:45:23.103 --> 00:45:24.687
‫نه، مری پیداش کرد!

00:45:24.688 --> 00:45:27.607
‫من پیداش کردم! جسدِ منه!

00:45:27.608 --> 00:45:29.025
‫"مالکوم"، مالکوم...

00:45:29.026 --> 00:45:32.278
‫خیل‌خب، اگه بخوای می‌تونی
‫بگی خودت پیداش کردی

00:45:32.279 --> 00:45:34.531
‫فکر نکنم مری مشکلی داشته باشه

00:45:34.532 --> 00:45:39.746
‫من باید برم دیگه،
‫سلام‌امو به مادرت برسون

00:45:46.418 --> 00:45:49.963
‫جین، نظرت چیه یه چند روزی رو

00:45:49.964 --> 00:45:53.007
‫تو هتل مجستیکِ دانموث بگذرونی؟

00:45:53.008 --> 00:45:55.843
‫می‌تونی ببینی اون دختر بیچاره کجا
‫کار می‌کرده و این چیزا

00:45:55.844 --> 00:45:57.303
‫نظرت چیه؟

00:45:57.304 --> 00:45:59.973
‫ای بابا، من زیاد کارم با هتل‌ها خوب نیست،

00:45:59.974 --> 00:46:01.266
‫ولی اگه واقعا فکر می‌کنی...

00:46:01.267 --> 00:46:04.561
‫منم میام، می‌تونیم با هم اتاق بگیریم

00:46:04.562 --> 00:46:09.399
‫نمی‌دونم، دوست دارم اوضاعِ
‫اینجا یه‌کم بهتر بشه

00:46:09.400 --> 00:46:13.611
‫کلِ این ماجرا یه‌کم ناراحتم می‌کنه

00:46:13.612 --> 00:46:16.155
‫می‌خوام فضای اینجا سبک‌تر بشه

00:46:16.156 --> 00:46:19.534
‫نمی‌خوام آرتور رو تو این وضعیت ببینم،
‫اون معمولا آدمی نیست که زیاد تو فکر بره

00:46:19.535 --> 00:46:21.632
‫بهش نمیاد

00:46:22.162 --> 00:46:23.580
‫تو چی فکر می‌کنی؟

00:46:23.581 --> 00:46:27.458
‫من می‌تونم واسه فردا اتاق رزرو کنم

00:46:27.459 --> 00:46:32.922
‫بله، فکر می‌کنم دریا حالمونو خوب می‌کنه

00:46:32.923 --> 00:46:36.426
‫تو درک می‌کنی، مگه نه، جین؟

00:46:36.427 --> 00:46:40.560
‫بله، بله، درک می‌کنم

00:46:41.140 --> 00:46:46.311
‫اینکه مردم چی می‌گن،
‫خیلی ناعادلانه‌ست

00:46:46.312 --> 00:46:48.563
‫اون فقط بعضی وقتا یه‌کم نسبت به

00:46:48.564 --> 00:46:51.733
‫دخترای زیبایی که میان تنیس بازی
‫کنن احمق می‌شه، همین

00:46:51.734 --> 00:46:54.402
‫مهربون و احمق

00:46:54.403 --> 00:46:56.529
‫هیچ معنی خاصی نداره

00:46:56.530 --> 00:46:58.656
‫چرا نباید بشه؟

00:46:58.657 --> 00:47:01.647
‫گذشته از اینا، من باغِ خودمو دارم

00:47:58.884 --> 00:48:01.469
‫- جفرسونِ پدر، قربان.
‫- اسلک!

00:48:01.470 --> 00:48:04.639
‫فکر کنم بهتره با جفرسون خودم تنها صحبت کنم

00:48:04.640 --> 00:48:06.933
‫این‌طوری کمتر تهدیدآمیز به‌نظر میاد، هوم؟

00:48:06.934 --> 00:48:12.404
‫تو اتاق حادثه رو آماده کن،
‫و من قبل از اینکه برم یه نگاهی بهش می‌ندازم

00:48:14.733 --> 00:48:17.694
‫می‌بینم که آقای جفرسون
‫خوب پول خرج می‌کنن

00:48:17.695 --> 00:48:20.488
‫اوه، بله، همیشه اتاقِ
‫"پرنسس الیزابت" رو کرایه می‌کنن

00:48:20.489 --> 00:48:23.157
‫کل خانواده غذاهاشونو جدا سفارش می‌دن

00:48:23.158 --> 00:48:26.285
‫اون یه مردِ "بورگاندی"ئه،
‫کم از "پومارد" نداره

00:48:26.286 --> 00:48:31.332
‫اوه، بله، اون انتظار بهترینا
‫رو داره و ما هم براش فراهم می‌کنیم

00:48:31.333 --> 00:48:34.959
‫بعضی وقتا حس می‌کنم
‫اون اصلا نمی‌دونه منطق چیه

00:48:35.379 --> 00:48:40.757
‫عروسشون، خانم ادلید جفرسون،
‫تو سوئیت مجاور هستن

00:48:42.302 --> 00:48:46.848
‫می‌دونید که هر دویِ بچه‌هاشون تو
‫سقوط هواپیما مردن

00:48:46.849 --> 00:48:50.226
‫آقای "گاسکل"، دامادشون،
‫تو طبقه‌ی بعدی هستن

00:48:50.227 --> 00:48:53.187
‫صبح بخیر، خانم جفرسون،
‫ایشون سرهنگ ملچت هستن،

00:48:53.188 --> 00:48:54.731
‫و می‌خوان که...

00:48:54.732 --> 00:48:57.024
‫ممنون، آقای پرسکات،
‫فهمیدم

00:48:57.025 --> 00:48:58.869
‫بله، البته

00:49:01.905 --> 00:49:04.240
‫پدرشوهرم منتظرتون‌ان، جناب رئیس پلیس

00:49:04.241 --> 00:49:07.952
‫ولی خیلی ممنون می‌شم اگه
‫زیاد وقتشونو نگیرین

00:49:07.953 --> 00:49:09.412
‫زیاد حالشون خوب نیست،

00:49:09.413 --> 00:49:13.165
‫و این اتفاق براشون شوکه‌کننده بوده

00:49:30.768 --> 00:49:33.394
‫صبح بخیر، سرهنگ ملچت

00:49:33.395 --> 00:49:36.576
‫من کانوی جفرسون هستم

00:49:36.774 --> 00:49:38.681
‫ممنون

00:49:40.277 --> 00:49:41.993
‫لطف کردین

00:49:44.323 --> 00:49:46.783
‫ممنون، خیلی زحمت کشیدین

00:49:46.784 --> 00:49:50.161
‫حالا، می‌شه دو تا قهوه بیارین، لطفا؟

00:49:50.162 --> 00:49:52.833
‫بله، خانم، حتما

00:49:56.835 --> 00:49:58.669
‫جین

00:49:58.670 --> 00:50:02.105
‫اوه، می‌گم...

00:50:02.341 --> 00:50:05.134
‫این دقیقا همون

00:50:05.135 --> 00:50:07.261
‫آب و هوایِ دریایی که می‌خواستیم نیست؟

00:50:07.262 --> 00:50:09.616
‫جین؟

00:50:11.391 --> 00:50:13.489
‫داری فکر می‌کنی؟

00:50:15.979 --> 00:50:19.816
‫متوجه شدم که شما،
‫آقای جفرسون، اصرار کردین

00:50:19.817 --> 00:50:22.985
‫که دیروز صبح از مدیریت اینجا
‫به پلیس زنگ بزنن

00:50:22.986 --> 00:50:25.071
‫درسته

00:50:25.072 --> 00:50:29.867
‫می‌شه بپرسم چی تو اون دختر براتون جالب بود؟

00:50:29.868 --> 00:50:32.284
‫حسم بیشتر از صِرفِ جالب بودن بود،

00:50:32.996 --> 00:50:35.623
‫من می‌خواستم اونو به فرزندخوندگی بگیرم

00:50:35.624 --> 00:50:40.202
‫روبی کین قرار بود دخترم بشه

00:50:46.385 --> 00:50:49.373
‫بفرمایید، جین

00:50:50.514 --> 00:50:52.740
‫عالی نیست؟

00:50:53.308 --> 00:50:56.936
‫اوه، من چرا انقدر گیجم؟

00:50:56.937 --> 00:50:58.855
‫- تو؟!
‫- اوه، آره

00:50:58.856 --> 00:51:02.441
‫یه چیزایی غوطه‌ور می‌شه و بیرون میاد،
‫از اینجا و اونجا سر درمیاره

00:51:02.442 --> 00:51:05.611
‫من نمی‌دونم اونا چی‌ان یا دارن چیکار می‌کنن

00:51:05.612 --> 00:51:11.112
‫این دخترِ بیچاره که کشته شده،
‫یه چیزی جور درنمیاد، می‌دونی

00:51:11.827 --> 00:51:17.327
‫یه چیزی که با این کار مرتبطه،
‫ولی هنوز پیدا نشده

00:51:17.374 --> 00:51:20.299
‫نمی‌دونم اون چیز چیه

00:52:19.603 --> 00:52:21.562
‫آره،

00:52:21.563 --> 00:52:25.442
‫من واقعا یه جسد پیدا کردم
‫

00:52:25.466 --> 00:52:45.466
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:52:45.490 --> 00:53:05.490
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.