﻿WEBVTT

00:01:11.568 --> 00:01:31.568
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:31.892 --> 00:01:35.644
‫این خیلی مسخره‌ست
‫من سال‌هاست دریا نرفتم

00:01:35.645 --> 00:01:38.856
‫حالا، به‌جایِ این‌که برم کارهایِ معمول رو
‫توی ساحل انجام بدم

00:01:38.857 --> 00:01:43.360
‫دارم مثلِ دیوونه‌ها کاراگاه‌بازی
‫درمیارم تا اتهامِ شوهرِ بیچاره‌ام رو پاک کنم

00:01:43.361 --> 00:01:47.197
‫آخه، این احمقانه‌ست
‫اطرافتو ببین

00:01:47.198 --> 00:01:51.160
‫کسی فکرشو می‌کرد،
‫که 24 ساعت قبل،

00:01:51.161 --> 00:01:55.706
‫جسدِ یک دخترِ جوانِ غریبه تویِ
‫کتاب‌خونه‌ی ما پیدا بشه؟

00:01:55.707 --> 00:01:57.499
‫و حالا من اینجا با تو هستم،

00:01:57.500 --> 00:02:01.629
‫و مظنون‌ها رو تا هتلِ ساحلیِ
‫5 ستاره تعقیب می‌کنم

00:02:01.630 --> 00:02:04.059
‫قتل در مجستیک!

00:02:04.758 --> 00:02:07.051
‫او، متاسفم، "جین"
‫تو فکر بودی؟

00:02:07.052 --> 00:02:09.303
‫چی؟
‫اوه، اوه

00:02:09.304 --> 00:02:10.471
‫خب، شاید
‫آره

00:02:10.472 --> 00:02:12.694
‫خب، پس
‫من ساکت می‌شم

00:02:20.690 --> 00:02:23.776
‫اوه، جین، چی شده؟

00:02:23.777 --> 00:02:26.620
‫- این صدا.
‫- خب؟

00:02:27.364 --> 00:02:31.811
‫اوه، نمی‌دونم
‫فقط فکر کردم...

00:02:32.661 --> 00:02:34.780
‫این فقط یه صداست

00:02:50.428 --> 00:02:52.262
‫فکر کنم کلیدِ همه‌ی این‌ها

00:02:52.263 --> 00:02:57.331
‫اون 8 سال عزاداری بود که داشت
‫به پایان می‌رسید

00:02:57.435 --> 00:03:00.175
‫تازه فهمیدمش

00:03:00.939 --> 00:03:02.696
‫با تشکر از تو، "اَدی"

00:03:02.899 --> 00:03:04.858
‫- من؟
‫- آره

00:03:04.859 --> 00:03:10.359
‫اگه تو این تعطیلات سعی نکرده بودی خودتو
‫از دستِ من خلاص کنی، شک داشتم...

00:03:12.158 --> 00:03:14.243
‫خدایِ من

00:03:14.244 --> 00:03:16.725
‫"روبیِ" بیچاره

00:03:23.253 --> 00:03:26.338
‫بله، متاسفم، آقای "جفرسون"

00:03:26.339 --> 00:03:29.258
‫ما پلیس‌ها به ندرت می‌تونیم
‫در کارمون وقفه ایجاد کنیم

00:03:29.259 --> 00:03:31.260
‫درسته

00:03:31.261 --> 00:03:34.972
‫ولی من می‌خوام کمک کنم، مارشال
‫خیلی زیاد

00:03:34.973 --> 00:03:37.141
‫می‌خواید چی بهتون بگم؟

00:03:37.142 --> 00:03:38.726
‫خب، تا جایی که من فهمیدم،

00:03:38.727 --> 00:03:42.229
‫8 سال پیش در سقوطِ هواپیما،
‫نه تنها همسرتون

00:03:42.230 --> 00:03:45.691
‫بلکه هردو فرزندتون رو هم از دست دادید،
‫یه پسر و یه ختر،

00:03:45.692 --> 00:03:48.610
‫و اونا هر کدوم یه زن و یه شوهر داشتن،

00:03:48.611 --> 00:03:52.948
‫به نامِ خانم جفرسون که اینجاست،
‫و آقای "مارک گاسکل"

00:03:52.949 --> 00:03:58.068
‫بله
‫ما خیلی هم‌دیگه رو می‌بینیم، همون‌طور که خودتون می‌دونید

00:03:58.204 --> 00:04:00.956
‫مارک و "ادلید" خیلی با من خوب بودن

00:04:00.957 --> 00:04:04.752
‫گاهی فکر می‌کنم به‌خاطرِ اوناست که زنده‌ام

00:04:04.753 --> 00:04:10.253
‫من بیشتر مستقل شدم،
‫در طولِ این سال‌ها

00:04:14.262 --> 00:04:16.588
‫شاید ضروری بوده

00:04:21.061 --> 00:04:25.022
‫اگه منو ببخشید، سرهنگ
‫باید برم پسرم رو پیدا کنم، "پیتر"

00:04:25.023 --> 00:04:26.648
‫بله، البته

00:04:26.649 --> 00:04:29.544
‫به زودی می‌بینمت، جف

00:04:37.327 --> 00:04:39.203
‫آقای جفرسون،

00:04:39.204 --> 00:04:44.416
‫زمانی که اعلام کردید که تمایل دارید
‫"روبی کین" رو به فرزندخوندگی قبول کنید،

00:04:44.417 --> 00:04:48.504
‫واکنشِ خانم جفرسون و ماک گاسکل چی بود؟

00:04:48.505 --> 00:04:51.298
‫زیاد موافق نبودن،
‫ولی پذیرفتنش

00:04:51.299 --> 00:04:54.090
‫این همون واکنشی بود که انتظارشو داشتید؟

00:04:55.720 --> 00:04:59.890
‫بود، بله
‫توقع نداشتم خوششون بیاد

00:04:59.891 --> 00:05:04.686
‫وقتی با بچه‌هام ازدواج کردن براشون
‫بیمه‌ی سلامت گرفتم

00:05:04.687 --> 00:05:09.600
‫- خب؟
‫- برای همین توقع نداشتم غیرمعقول رفتار کنن

00:05:09.818 --> 00:05:13.695
‫تجربه‌ی من می‌گه که خانواده‌ها اغلب
‫همچین رفتاری دارن

00:05:13.696 --> 00:05:18.660
‫ولی ما چیزهایِ زیادی رو با هم شریک شدیم،
‫یادتون نره

00:05:18.910 --> 00:05:21.036
‫اونا هیچ طلبی از من ندارن

00:05:21.037 --> 00:05:22.830
‫درسته

00:05:22.831 --> 00:05:25.332
‫وقتی تصمیم گرفتید روبی کین رو
‫به فرزندخوندگی قبول کنید،

00:05:25.333 --> 00:05:28.210
‫بهشون هم گفتید که چقدر قراره
‫بهش ارث بدید؟

00:05:28.211 --> 00:05:30.379
‫اونا احمق نیستن

00:05:30.380 --> 00:05:33.132
‫خودشون حدس زدن

00:05:33.133 --> 00:05:36.699
‫حالا واقعا چقدر بود؟

00:05:37.387 --> 00:05:39.454
‫100 هزارتا

00:05:41.141 --> 00:05:44.966
‫آره
‫فکر کنم این می‌تونه انگیزه باشه

00:05:45.520 --> 00:05:49.898
‫دوست ندارم سعی در اثباتِ قاتل بودنِ

00:05:49.899 --> 00:05:51.915
‫مارک یا ادلید داشته باشید

00:05:53.319 --> 00:05:56.317
‫اوه، جین!
‫واقعا؟

00:05:57.323 --> 00:06:02.236
‫من نمی‌تونم با شن تو یکی از کفشام
‫برم پرونده‌ی قتل رو حل کنم!

00:06:05.123 --> 00:06:06.832
‫ناهار می‌خوام!

00:06:06.833 --> 00:06:09.877
‫اوه، بله، البته که می‌خوای، عزیزم
‫خیلی راه رفتی

00:06:09.878 --> 00:06:14.013
‫متاسفم که بیشتر همراهیت نمی‌کنم

00:06:14.424 --> 00:06:18.594
‫اوه، بیا دیگه، جین
‫می‌خوای بهم بگی یا نه؟

00:06:18.595 --> 00:06:21.180
‫- چی؟
‫- خب، محضِ رضایِ خدا

00:06:21.181 --> 00:06:25.934
‫کی روبی کین رو خفه کرده و چرا جسدش رو
‫توی کتاب‌خونه گذاشتن؟

00:06:25.935 --> 00:06:28.145
‫اوه!
‫اوه، اون؟ آره

00:06:28.146 --> 00:06:30.105
‫مگه درباره‌ی همین فکر نمی‌کردی؟

00:06:30.106 --> 00:06:32.274
‫خب، نه واقعا

00:06:32.275 --> 00:06:36.445
‫بله
‫البته مشخصه کی ممکنه انجامش داده باشه

00:06:36.446 --> 00:06:41.946
‫ولی یه چیزی کمه
‫آره

00:06:59.510 --> 00:07:03.597
‫به محضِ این‌که خط مستقیم برقرار شد...
‫اوه، و ماشین هم منتظره

00:07:03.598 --> 00:07:07.351
‫میز بازرس "اسلک" اونجا
‫میز پشتیا هم اونجا، زود باشید

00:07:07.352 --> 00:07:08.352
‫باشه

00:07:08.353 --> 00:07:10.312
‫آه، بله
‫آقای "بارتلت"

00:07:10.313 --> 00:07:13.398
‫روبی کین از رقصیدن باهات خوشحال بود؟

00:07:13.399 --> 00:07:17.611
‫بهش فکر نکرده بودم، آره
‫خب، این یه جورایی شغلش بود، نه؟

00:07:17.612 --> 00:07:21.156
‫آره، فکر کنم خوشحال بود
‫من خیلی با متانت می‌رقصم، می‌دونید

00:07:21.157 --> 00:07:24.409
‫- رقصیدنتون کِی تموم شد؟
‫- خدایا، ببخشید، نمی‌دونم

00:07:24.410 --> 00:07:27.621
‫- حدودی هم نمی‌دونی؟
‫- متاسفم، وقته دیگه، نه؟

00:07:27.622 --> 00:07:29.790
‫بعد از رقص چیکار کردید؟

00:07:29.791 --> 00:07:31.375
‫خودتون که می‌دونید چطوریه

00:07:31.376 --> 00:07:35.128
‫گفتم شاید شانس بیارم، بریم یه دوری بزنیم،
‫ولی اون عقب کشید

00:07:35.129 --> 00:07:37.673
‫- کی؟
‫- روبی، بعد از آخرین رقصمون

00:07:37.674 --> 00:07:40.842
‫- لیک!
‫- به هرحال، همش داشت خمیازه می‌کشید

00:07:40.843 --> 00:07:43.011
‫بعدش گفت سردرد داره

00:07:43.012 --> 00:07:45.973
‫می‌گم، من آخرین نفری بودم که دیدمش؟
‫یعنی جدا از...

00:07:45.974 --> 00:07:49.351
‫- کجا رفت؟
‫- گفت می‌ره به اتاقش

00:07:49.352 --> 00:07:53.105
‫- تو چیکار کردی؟
‫- چیکار؟ آره، متوجه منظورتون می‌شم

00:07:53.106 --> 00:07:56.483
‫- می‌تونستم هر کاری کرده باشم.
‫- دقیقا چیکار کردی؟

00:07:56.484 --> 00:07:59.695
‫نوشیدنی خوردم، احتمالا
‫معمولا بعد از رقص می‌نوشم

00:07:59.696 --> 00:08:02.823
‫فکر کنم یه‌کم این‌ور اون‌ور پرسه زدم
‫و اون بیرون قدم زدم

00:08:02.824 --> 00:08:04.950
‫از جایی که هوا خفه باشه متنفرم

00:08:04.951 --> 00:08:08.954
‫- آره، خودشه، باید خودش باشه، چون همون‌جا متوجهش شدم.
‫- متوجه چی؟

00:08:08.955 --> 00:08:12.874
‫یعنی متوجهش که نشدم، چون اونجا نبود، ببخشید
‫ولی دیدم که نبود

00:08:12.875 --> 00:08:14.293
‫- چی نبود؟
‫- ماشین

00:08:14.294 --> 00:08:16.295
‫- ماشین شما؟
‫- آره

00:08:16.296 --> 00:08:20.632
‫ببخشید، من اونو به بچه‌های ایستگاهِ
‫جاده‌ی "تینگومی" گزارش دادم

00:08:20.633 --> 00:08:22.759
‫می‌گم، اون که شما که نبودی، بودی؟

00:08:22.760 --> 00:08:26.638
‫آخه، به‌نظر میاد یه‌کم باهوش‌تر از
‫بچه‌هایِ اونجا باشی

00:08:26.639 --> 00:08:29.725
‫یه "کوستر واکسهال" بود، قرمز، با...

00:08:29.726 --> 00:08:31.935
‫ببخشید، آقای بارتلت
‫ما داریم رو پرونده‌ی قتل کار می‌کنیم

00:08:31.936 --> 00:08:36.176
‫اوه، آره، ببخشید
‫خدایا، یادم رفت، ببخشید

00:09:17.982 --> 00:09:20.359
‫- ببخشید که دوباره تو دردسر انداختمتون.
‫- حرفشم نزنید

00:09:20.360 --> 00:09:21.651
‫ما باید مشخص...

00:09:21.652 --> 00:09:24.321
‫- لیک!
‫- قربان

00:09:24.322 --> 00:09:26.531
‫شاید بهتر باشه که...

00:09:26.532 --> 00:09:28.450
‫الو؟

00:09:28.451 --> 00:09:30.932
‫بله، می‌تونم کمکتون کنم؟

00:09:31.871 --> 00:09:34.664
‫خانم "پرکینز"
‫چه کاری از من برمیاد... ؟

00:09:34.665 --> 00:09:37.334
‫حالا، خانم "ترنر"

00:09:37.335 --> 00:09:41.630
‫ما باید زمانِ کارهایِ دخترخاله‌ی شما رو
‫مشخص کنیم

00:09:41.631 --> 00:09:44.007
‫و البته، کارهایِ بقیه‌ی افرادی
‫که درگیر هستن

00:09:44.008 --> 00:09:45.342
‫بله، البته

00:09:45.343 --> 00:09:48.011
‫در اظهاریه‌ی قبلیتون گفتید

00:09:48.012 --> 00:09:51.056
‫که اون رقصِ نمایشیش رو با
‫آقای "استار" انجام داد

00:09:51.057 --> 00:09:54.726
‫بله، ساعتِ 10:30 بود
‫یا همون حوالی

00:09:54.727 --> 00:09:57.363
<i>She used to look forward to it.</i>

00:09:59.607 --> 00:10:05.036
Ladies and gentlemen,
Miss Ruby Κeene!

00:10:21.587 --> 00:10:24.256
Where have yοu been, Mark?

00:10:24.257 --> 00:10:27.300
‫اون همیشه منتظرش بود

00:10:27.301 --> 00:10:31.128
‫رقصِ بعدیش واسه نیمه شب بود

00:11:44.921 --> 00:11:47.255
Ηer next appearance
was scheduled at midnight.

00:11:47.256 --> 00:11:49.966
<i>Just after that,
Ray came over to the table.</i>

00:11:49.967 --> 00:11:52.138
<i>He wasn't pleased.</i>

00:12:00.520 --> 00:12:02.604
I'm sοrry tο interrupt.

00:12:02.605 --> 00:12:05.148
As lοng as yοu dοn't change
the run οf the cards.

00:12:05.149 --> 00:12:06.525
As lοng as yοu DO!

00:12:06.526 --> 00:12:08.652
Jοsie, Ruby hasn't turned up.

00:12:08.653 --> 00:12:11.071
We were suppοsed tο be οn
five minutes agο.

00:12:11.072 --> 00:12:13.156
She was dancing
with pοοr little rich bοy...

00:12:13.157 --> 00:12:16.535
Geοrge Bartlett hasn't seen her
fοr half an hοur.

00:12:16.536 --> 00:12:19.913
I wish she wοuldn't dο this.
Excuse me fοr a mοment.

00:12:19.914 --> 00:12:22.395
I am sοrry.

00:12:25.169 --> 00:12:27.879
‫اون تویِ اتاقش نیست

00:12:27.880 --> 00:12:31.132
‫ما الان اجرا داریم
‫مسئولیتِ اون با توئه

00:12:31.133 --> 00:12:34.177
‫- آروم باش...
‫- "بریجت"، تو روبی رو ندیدی؟
‫- نه

00:12:34.178 --> 00:12:37.806
‫گوش کن، رِی
‫نباید صداهامون رو بلند کنیم

00:12:37.807 --> 00:12:39.599
‫من می‌رم بالا و لباسمو عوض می‌کنم

00:12:39.600 --> 00:12:43.228
‫همون روالِ معمول رو خیلی آروم
‫و کُند انجام بده

00:12:43.229 --> 00:12:46.106
‫نمی‌خواد زیاد خودنمایی کنی!

00:12:46.107 --> 00:12:50.087
‫تو هم حتما پات خوب شده دیگه!

00:13:09.672 --> 00:13:12.591
‫- منتظرش موندید؟
‫- تا نزدیکایِ 2

00:13:12.592 --> 00:13:16.595
‫درنهایت، آقای استار قانعم کرد
‫که برم بخوابم

00:13:16.596 --> 00:13:18.597
‫بازیِ ورق کِی شروع شد؟

00:13:18.598 --> 00:13:22.976
‫10:30
‫معمولا زودتر شروع می‌کنیم ولی آقای گاسکل باید چندتا نامه می‌نوشت

00:13:22.977 --> 00:13:25.061
‫یعنی، این چیزی بود که خودش گفت

00:13:25.062 --> 00:13:28.857
‫راستش، فکر می‌کنم این بهانه‌اش بود
‫اونقدرا بازیش خوب نیست

00:13:28.858 --> 00:13:32.319
‫- ولی سر وقت رسید تا رقصِ روبی رو ببینه؟
‫- بله

00:13:32.320 --> 00:13:36.823
‫کسی هم بود که قبل از گم شدنِ روبی
‫میز رو ترک کنه؟

00:13:36.824 --> 00:13:38.323
‫نه

00:13:38.492 --> 00:13:40.973
‫من می‌دونم داشتم چیکار می‌کردم

00:13:41.495 --> 00:13:43.788
‫بقیه بهتون می‌گن که روبی...

00:13:43.789 --> 00:13:45.874
‫منو سرگرم می‌کرد

00:13:45.875 --> 00:13:47.792
‫ولی بیشتر از این چیزها بود

00:13:47.793 --> 00:13:50.545
‫البته تاحدودی،
‫برام اجرا هم می‌کرد

00:13:50.546 --> 00:13:52.872
‫اون یه قصه‌گویِ ذاتی بود

00:13:53.466 --> 00:13:58.966
‫اینو به ارث برده بود
‫پدر و مادرش هردو تئاتری بودن

00:13:59.472 --> 00:14:02.004
‫عجب بچگی‌ای!

00:14:02.850 --> 00:14:05.268
‫خونه‌هایِ وحشتناک

00:14:05.269 --> 00:14:08.855
‫سوار شدن به قطارِ روزهایِ یکشنبه
‫و به کلیسا نرفتن

00:14:08.856 --> 00:14:11.941
‫باید به تورِ بعدی می‌رسیدن، می‌دونید

00:14:11.942 --> 00:14:16.389
‫این‌جور چیزا،
‫برام جالبه

00:14:16.989 --> 00:14:22.035
‫می‌دونید، حتی وحشتناک‌ترین حکایات هم
‫هیمشه با خنده به پایان می‌رسید

00:14:22.036 --> 00:14:24.871
‫منظورم خنده‌هایِ اونه

00:14:24.872 --> 00:14:27.582
‫نه شکایتی، نه حرفی

00:14:27.583 --> 00:14:31.253
‫فقط شادیِ مطلق

00:14:32.171 --> 00:14:35.686
‫اون دانشِ فوق‌العاده‌ای از زندگی داشت

00:14:36.884 --> 00:14:40.011
‫و این اونو زلال کرده بود

00:14:40.012 --> 00:14:41.805
‫زلال؟

00:14:41.806 --> 00:14:43.304
‫بله!

00:14:44.266 --> 00:14:47.523
‫می‌خوام اینو روشن کنم!

00:15:13.003 --> 00:15:15.950
‫پس باید 100 تا بفروشی

00:15:19.093 --> 00:15:20.953
‫منو ببخشید

00:15:22.138 --> 00:15:23.972
‫هنوز با "سر هنری" حرف نزدی؟

00:15:23.973 --> 00:15:26.433
‫- نه، قربان.
‫- چرا؟

00:15:26.434 --> 00:15:30.228
‫تو عین زنایِ پیر می‌مونی، "ادواردز"
‫بهت گفتم ضروریه

00:15:30.229 --> 00:15:34.524
‫من با سر هنری حرف نزدم، قربان
‫چون خونه نبود

00:15:34.525 --> 00:15:37.736
‫هرچند، یه پیغام پیشِ مستخدمش گذاشتم،

00:15:37.737 --> 00:15:39.863
‫که گفت باهاش تماس می‌گیره

00:15:39.864 --> 00:15:43.575
‫شک ندارم برای ناهار میاد اینجا،
‫همون‌طور که خواسته بودید

00:15:43.576 --> 00:15:47.829
‫و اگه منو ببخشید، قربان،
‫باید برم قرار ملاقات‌هایِ دیگه رو بذارم

00:15:47.830 --> 00:15:50.248
‫ادواردز!

00:15:50.249 --> 00:15:52.937
‫چی؟

00:15:53.377 --> 00:15:55.703
‫فردا بهم زنگ بزن!

00:15:57.173 --> 00:16:00.884
‫ببخشید
‫می‌گم، شما از اداره‌ی پلیس لندن اومدید؟

00:16:00.885 --> 00:16:02.343
‫من "پیتر کارمودی" هستم

00:16:02.344 --> 00:16:05.555
‫فامیلِ من جفرسون نیست چون مادرم
‫قبلا ازدواج کرده بوده

00:16:05.556 --> 00:16:08.516
‫- پدرِ واقعیم در جنگ کشته شده.
‫- فهمیدم

00:16:08.517 --> 00:16:11.770
‫از داستان‌هایِ کاراگاهی خوشتون میاد؟
‫من خیلیاشون رو دوست دارم

00:16:11.771 --> 00:16:13.605
‫من کلی امضا از...

00:16:13.606 --> 00:16:16.024
‫"دیکسون کار"، "اچ‌سی بیلی"
‫و "دوروتی سایرز" دارم

00:16:16.025 --> 00:16:18.693
‫- خبر قتل رو تو روزنامه‌ها می‌زنن؟
‫- آره

00:16:18.694 --> 00:16:20.445
‫چون من هفته‌ی بعد دارم برمی‌گردم مدرسه

00:16:20.446 --> 00:16:23.990
‫این‌جوری می‌تونم به بچه‌ها بگم
‫اونو می‌شناختم

00:16:23.991 --> 00:16:25.575
‫- می‌شناختیش، اره؟
‫- آره

00:16:25.576 --> 00:16:26.951
‫نظرت درباره‌اش چی بود؟

00:16:26.952 --> 00:16:30.121
‫راستش، نظرِ خاصی ندارم
‫اون خیلی کودن بود

00:16:30.122 --> 00:16:33.792
‫مامانی و عمو مارک هم زیاد دوستش نداشتن
‫فقط پدربزرگ دوستش داشت

00:16:33.793 --> 00:16:36.336
‫اون همیشه تو کارا دخالت می‌کرد
‫اونا خوشحالن که مرده

00:16:36.337 --> 00:16:37.587
‫تو از کجا می‌دونی؟

00:16:37.588 --> 00:16:39.714
‫عمو مارک گفت به هرحال فقط یه راه داره،

00:16:39.715 --> 00:16:42.550
‫و مامانی هم گفت، "آره،
‫ولی خیلی وحشتناک بود" یا همچین چیزی

00:16:42.551 --> 00:16:46.998
‫و عمو مارک گفت دلیلی نداره تظاهر کنیم

00:16:51.352 --> 00:16:53.478
‫- قربان.
‫- ممنون، اسلک

00:16:53.479 --> 00:16:56.439
‫گفتم بهتره یه نگاهی به اتاقِ
‫روبی کین بندازم

00:16:56.440 --> 00:16:59.180
‫البته، قربان
‫این حقِ شماست، قربان

00:16:59.944 --> 00:17:02.987
‫- اون پسرِ خانم جفرسون بود، نه؟
‫- اوهوم

00:17:02.988 --> 00:17:06.157
‫- حرفی برای گفتن داشت؟
‫- فکر می‌کنه کارِ مادرش بوده

00:17:06.158 --> 00:17:08.326
‫با کمک و تحریکِ عموش

00:17:08.327 --> 00:17:10.343
‫جدی؟

00:17:12.998 --> 00:17:16.918
‫خدمت‌کارها فقط یک بار در هفته اتاق رو
‫تمیز می‌کنن، پس چیزی دست نخورده

00:17:16.919 --> 00:17:19.045
‫هیچ اثرِ انگشتِ ناشناسی وجود نداره

00:17:19.046 --> 00:17:22.632
‫این همون لباسیه که واسه رقصِ نمایشی
‫تنش بوده؟

00:17:22.633 --> 00:17:24.092
‫بله، قربان

00:17:24.093 --> 00:17:27.720
‫تا جایی که ما می‌دونیم،
‫ساعت 11:30 از جورج بارتلت جدا شده

00:17:27.721 --> 00:17:29.389
‫بعد از اون کسی ندیدتش

00:17:29.390 --> 00:17:32.141
‫پس از قرار معلوم، اومده اینجا،
‫لباسشو عوض کرده

00:17:32.142 --> 00:17:34.602
‫و اون لباسِ سفیدی که باهاش کشته شده
‫رو پوشیده؟

00:17:34.603 --> 00:17:36.437
‫بله، قربان

00:17:36.438 --> 00:17:38.356
‫اون یکی اتاقِ توی این طبقه مالِ کیه؟

00:17:38.357 --> 00:17:39.941
‫روبه‌روش اتاقِ "جوزی ترنر"ئه

00:17:39.942 --> 00:17:43.570
‫اتاق‌های دیگه خالی هستن
‫کارکنانِ تابستانی بعدا ازشون استفاده می‌کنن

00:17:43.571 --> 00:17:46.155
‫پس کسی نبوده که ببیندش

00:17:49.869 --> 00:17:51.995
‫پله‌های اضطراری اون موقع خیلی تاریک بوده

00:17:51.996 --> 00:17:55.039
‫می‌تونسته از اینجا بره پایین و مطمئن باشه
‫کسی نمی‌بیندش

00:17:55.040 --> 00:17:56.332
‫آره

00:17:56.333 --> 00:17:59.168
‫یه دختر فقط به یه دلیل لباسشو عوض می‌کنه

00:17:59.169 --> 00:18:00.169
‫اون چیه؟

00:18:00.170 --> 00:18:02.703
‫می‌خواسته بره کسی رو ببینه؟

00:18:03.674 --> 00:18:07.093
‫متاسفم که مجبور شدید دورهمی‌تون رو
‫کنسل کنید

00:18:07.094 --> 00:18:12.575
‫همه دارن می‌فهمن
‫"نیلر"ها دیشب زنگ زدن که قرارشون رو کنسل کنن

00:18:13.559 --> 00:18:16.686
‫مهم نیست
‫بله، بله

00:18:16.687 --> 00:18:19.856
‫خب، سلامِ منو به خانم "دافی" برسونید

00:18:19.857 --> 00:18:21.510
‫خدانگهدار

00:18:38.792 --> 00:18:41.628
‫یالا، "مالکوم"
‫یالا

00:18:41.629 --> 00:18:43.338
‫تو گفتی که می‌خوای سرهنگ رو ببینی

00:18:43.339 --> 00:18:48.303
‫الان نمی‌تونی عقب بکشی
‫باید بهش بگی، زود باش

00:18:53.223 --> 00:18:56.533
‫- به این می‌گن پسرِ خوب.
‫- بیا، مالکوم

00:18:57.019 --> 00:18:58.931
‫اوضاعت چطوره؟

00:18:59.647 --> 00:19:02.523
‫مالکوم یه چیزی فهمیده، قربان

00:19:02.524 --> 00:19:05.316
‫اوه، جدی؟
‫یه جسد پیدا کردم

00:19:05.903 --> 00:19:07.246
‫چی؟

00:19:08.614 --> 00:19:11.250
‫یه جسد پیدا کردم

00:19:39.979 --> 00:19:42.105
‫فرض کنیم می‌خواسته به ملاقاتِ
‫کسی بره،

00:19:42.106 --> 00:19:45.441
‫فرض کنیم کسی بوده که باهاش قرار می‌ذاشته،
‫و براش سخت بوده

00:19:45.442 --> 00:19:48.152
‫از اون آدمایی که می‌خواسته مخفی
‫نگهشون داره،

00:19:48.153 --> 00:19:50.446
‫تا رابطه‌اش با جفرسون رو از دست نده

00:19:50.447 --> 00:19:52.991
‫خیلی عجیبه که کسی درباره‌اش نمی‌دونسته

00:19:52.992 --> 00:19:55.059
‫حالا...

00:19:56.120 --> 00:19:59.706
‫فرض کنیم به اون مرد گفته که جفرسون
‫می‌خواد به فرزندی قبولش کنه

00:19:59.707 --> 00:20:03.418
‫طرف از این قضیه خوشش نمیاد
‫می‌ره از کلاس میارتش بیرون

00:20:03.419 --> 00:20:05.003
‫داشته اونو از دست می‌داده

00:20:05.004 --> 00:20:08.256
‫اون احتمالا نمی‌خواسته اونو بکشه
‫ولی اون احمقه

00:20:08.257 --> 00:20:11.979
‫از قدرتِ دستاش خبر نداره
‫می‌ترسه

00:20:12.594 --> 00:20:14.804
‫گردنشو می‌شکونه

00:20:14.805 --> 00:20:19.304
‫یه‌کم رانندگی می‌کنه
‫عقلش سرجاش نیست

00:20:19.977 --> 00:20:22.354
‫از تالارِ "گاسینگتون" می‌گذره

00:20:22.896 --> 00:20:26.107
‫خونه‌ی بزرگیه،
‫ورود بهش راحته

00:20:26.108 --> 00:20:30.445
‫اونو اونجا می‌ندازه تا توجه‌ها رو منحرف
‫کنه و می‌ره لندن

00:20:30.446 --> 00:20:35.199
‫خب، فکر کنم در این لحظه بهترین
‫سناریویی که داریم همینه

00:20:35.200 --> 00:20:37.952
‫انگیزه‌ی مالی هم هست،
‫ولی در این مرحله

00:20:37.953 --> 00:20:43.227
‫به نظر می‌رسه خانم جفرسون و گاسکل
‫عذرِ موجهی دارن

00:20:43.876 --> 00:20:46.150
‫خب، من باید برم

00:20:53.886 --> 00:20:58.556
‫اسلک؟ می‌خوام آخرِ هر روز بهم
‫گزارش بدی

00:20:58.557 --> 00:21:00.850
‫هروقت که کارت تموم شد

00:21:00.851 --> 00:21:04.676
‫"بانتری"ها همسایه‌ی من هستن

00:21:05.731 --> 00:21:06.971
‫قربان

00:21:14.948 --> 00:21:16.324
‫لیک!

00:21:16.325 --> 00:21:18.777
‫به "پرسکات"،
‫همون مدیربرنامه هه،

00:21:18.878 --> 00:21:21.804
‫بگو که می‌خوام با اون یارو که تنیس
‫درس می‌ده حرف بزنم

00:21:21.805 --> 00:21:24.415
‫- اسمش چیه؟
‫- استار

00:21:24.416 --> 00:21:29.328
‫بریجت، برو به زمینِ تنیس و به
‫آقای استار بگو بیاد بالا

00:21:29.671 --> 00:21:34.050
‫بله، من آقای استار رو به همون اتاقی که
‫در اختیارتون گذاشتیم می‌فرستم

00:21:34.051 --> 00:21:35.802
‫ممنون، قربان

00:21:35.803 --> 00:21:38.904
‫اوه!
‫احمق!

00:21:38.928 --> 00:21:58.928
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:08.710 --> 00:22:10.711
‫می‌تونم کمکتون کنم، خانم؟

00:22:10.712 --> 00:22:14.257
‫یه چیزی دیدم و نمی‌دونم چیه

00:22:14.258 --> 00:22:15.424
‫خانم؟

00:22:15.425 --> 00:22:17.468
‫اوه، عذر می‌خوام

00:22:17.469 --> 00:22:20.680
‫- چطور می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- اوه، کاش می‌تونستید

00:22:20.681 --> 00:22:25.800
‫یه وقتایی فکر می‌کنم هیچ کنترلی روی چیزهایی
‫که چشمامون می‌بینن نداریم

00:22:27.396 --> 00:22:31.357
‫اوه، خودشه!
‫من می‌خوام یکی از این روزنامه‌ها رو بخرم

00:22:31.358 --> 00:22:35.695
‫- نه، نه، لازم نیست پولی بپردازید.
‫- اوه، خیلی ممنون

00:22:35.696 --> 00:22:39.824
‫من به عنوانِ یه شریکِ رقص می‌شناختمش
‫دخترِ خوبی به نظر میومد، یه‌کم کُندذهن بود

00:22:39.825 --> 00:22:41.159
‫در رابطه با مردها چطور؟

00:22:41.160 --> 00:22:45.037
‫اگه گفتنش اهمیتی داره، من همیشه
‫به عنوانِ یه دخترِ معصوم نگاش می‌کردم

00:22:45.038 --> 00:22:47.415
‫بیشتر وقتش رو با خانواده‌ی جفرسون می‌گذروند

00:22:47.416 --> 00:22:50.209
‫فکر می‌کنم دلش برای خانواده‌اش تنگ شده بود

00:22:50.210 --> 00:22:53.421
‫می‌دونستید آقای جفرسون قصد داشته
‫به‌طور قانونی اونو به فرزندخوندگی بگیره؟

00:22:53.422 --> 00:22:55.423
‫دختره‌ی موذی

00:22:55.424 --> 00:22:58.060
‫زیادم کُندذهن نبوده، نه؟

00:23:03.432 --> 00:23:05.808
‫صبح بخیر
‫من "کلیترینگ" هستم

00:23:05.809 --> 00:23:08.311
‫ممکنه به اتاقِ آقایِ جفرسون تلفن کنید؟

00:23:08.312 --> 00:23:10.438
‫- ایشون منتظرِ منه.
‫- البته

00:23:10.439 --> 00:23:15.939
‫- آقای هنری کلیترینگ، الان به اتاقشون زنگ می‌زنم، قربان.
‫- ممنون

00:23:17.446 --> 00:23:20.323
‫آقای هنری کلیترینگ پایین هستن

00:23:20.324 --> 00:23:23.409
‫ممنون

00:23:23.410 --> 00:23:26.746
‫اتاقِ آقای جفرسون توی طبقه‌ی اوله، قربان

00:23:26.747 --> 00:23:30.417
‫- منشی‌اشون کنارِ پله‌ها میاد به استقبالتون.
‫- ممنون

00:23:50.479 --> 00:23:53.481
‫فکر می‌کنی جوزی ترنر درباره‌ی این
‫قضیه‌ی فرزندخوندگی می‌دونسته؟

00:23:53.482 --> 00:23:55.107
‫نمی‌دونم

00:23:55.108 --> 00:23:57.109
‫اون نقطه‌ی مقابلش بود، جوزی رو می‌گم

00:23:57.110 --> 00:24:00.488
‫به نظر من احتمال داره جوزی برنامه‌ی
‫این چیزا رو ریخته باشه

00:24:00.489 --> 00:24:02.907
‫و روبی ازش به نفعِ خودش استفاده کرده

00:24:02.908 --> 00:24:04.242
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

00:24:04.243 --> 00:24:07.703
‫وقتی روبی برای رقصِ نمایشی پیداش نشد،
‫جوزی هم به اندازه‌ی من کُفری شد

00:24:07.704 --> 00:24:09.455
‫اون‌موقع فکر کردم دلیلش چی بوده

00:24:09.456 --> 00:24:13.167
‫منطقیه اگه جوزی بهش گفته باشه که
‫سرش تو کارِ خودش باشه،

00:24:13.168 --> 00:24:14.563
‫این‌طور نیست؟

00:24:14.962 --> 00:24:19.006
‫اگه فقط یه لحظه بهم وقت بدید،
‫لطفا، خانم

00:24:19.007 --> 00:24:20.800
‫ببخشید، قربان
‫یه خانم بیرونه

00:24:20.801 --> 00:24:22.558
‫من سرم شلوغه، لیک!

00:24:24.012 --> 00:24:26.138
‫حالا، رقصِ نمایشی...

00:24:26.139 --> 00:24:27.348
‫تو مشکلت چیه؟

00:24:27.349 --> 00:24:29.308
‫- اون نمی‌ره، قربان.
‫- اون کیه؟

00:24:29.309 --> 00:24:31.842
‫نمی‌دونم، قربان
‫یه خانم مارپل نامی

00:24:35.232 --> 00:24:36.315
‫بذار بیاد داخل

00:24:36.316 --> 00:24:37.775
‫از این طرف، خانم

00:24:37.776 --> 00:24:40.154
‫بله، ممنون

00:24:41.738 --> 00:24:43.489
‫متاسفم که مزاحمتون شدم

00:24:43.490 --> 00:24:46.284
‫این خیلی مهمه،
‫فکر کردم باید بدونید

00:24:46.285 --> 00:24:49.203
‫درباره‌ی این دانش‌آموزِ دخترِ گم‌شده
‫که توی روزنامه‌ست

00:24:49.204 --> 00:24:51.247
‫بله، خانم
‫چی شده مگه؟

00:24:51.248 --> 00:24:55.960
‫اون... نمی‌دونم اون چیه،
‫ولی می‌دونم که مهمه

00:24:55.961 --> 00:24:59.630
‫متاسفانه دارم درست بیانش نمی‌کنم، ولی...

00:24:59.631 --> 00:25:04.182
‫اوه، چرا من هی دارم
‫به "موتزارت" فکر می‌کنم؟

00:25:04.469 --> 00:25:07.972
‫و اون دختره!
‫چرا هی فکر می‌کنم دیگه خیلی دیره؟

00:25:07.973 --> 00:25:11.225
‫- شما می‌شناسیدش، خانم مارپل؟
‫- نه، موضوع یه چیزِ دیگه‌اس

00:25:11.226 --> 00:25:13.894
‫انگار تو این کار آدما هم‌دیگه رو نمی‌شناسن

00:25:13.895 --> 00:25:15.396
‫"این کار"؟

00:25:15.397 --> 00:25:17.982
‫دارید می‌گید که اون دانش‌آموزِ گم‌شده

00:25:17.983 --> 00:25:20.401
‫با مرگِ روبی کین مرتبطه؟

00:25:20.402 --> 00:25:22.570
‫- البته!
‫- چطور؟

00:25:22.571 --> 00:25:25.406
‫خب، چطورشو که نمی‌دونم

00:25:25.407 --> 00:25:28.743
‫درباره‌ی این دانش‌آموزِ گم‌شده
‫چه تحقیقاتی انجام شده؟

00:25:28.744 --> 00:25:32.121
‫این مربوط به بخشِ من نیست
‫اون مربوط به بخشِ محلیه، من از بخشِ شهرستان اومدم

00:25:32.122 --> 00:25:34.457
‫اگه واقعا نگران هستید، خانم مارپل،

00:25:34.458 --> 00:25:37.168
‫باید با افسر وظیفه‌هایِ دانموث صحبت کنم

00:25:37.169 --> 00:25:40.129
‫که می‌شه ایستگاهِ "هارولد رود"
‫می‌دونید کجاست؟

00:25:40.130 --> 00:25:43.076
‫خدایِ بزرگ
‫خدایِ بزرگ

00:25:44.051 --> 00:25:47.514
‫خب، به هرحال دیگه خیلی دیره

00:26:15.999 --> 00:26:17.394
‫سرنخی پیدا کردید؟

00:26:18.168 --> 00:26:20.080
‫دخترِ جوان

00:26:22.130 --> 00:26:26.175
‫من و روبی نمایشِ رقصِ ساعتِ 10:30 رو انجام دادیم
‫نمی‌دونم بعدش چه اتفاقی براش افتاده

00:26:26.176 --> 00:26:28.344
‫چون باید حواسم به اجراهایِ بعدی می‌بود

00:26:28.345 --> 00:26:33.057
‫وقتی تا نیمه شب پیداش نشد،
‫جورج بارتلت رو دیدم

00:26:33.058 --> 00:26:37.245
‫اون گفت از ساعتِ 11:30 به بعد
‫دیگه اونو ندیده

00:26:38.438 --> 00:26:41.126
‫برای همین رفتم دنبالِ جوزی

00:26:41.817 --> 00:26:44.235
Sοrry tο interrupt.

00:26:44.236 --> 00:26:46.362
Jοsie, Ruby hasn't turned up.

00:26:46.363 --> 00:26:49.532
Geοrge Bartlett hasn't seen her
fοr half an hοur.

00:26:49.533 --> 00:26:53.160
I wish she wοuldn't dο
this sοrt οf thing. Excuse me.

00:26:53.161 --> 00:26:55.435
I am sοrry.

00:26:57.791 --> 00:27:00.960
‫احمقِ لعنتی!
‫اگه نتونه همچین کارهایی انجام بده

00:27:00.961 --> 00:27:02.586
‫همه‌ی فرصت‌هاش نابود می‌شه

00:27:02.587 --> 00:27:05.689
‫با اون یارو که خوره‌ی فیلمه که نیست، نه؟

00:27:07.676 --> 00:27:09.301
‫اون لباسشو عوض کرده

00:27:09.302 --> 00:27:13.180
‫حتما با کسی قرار داشته،
‫احمقِ کوچولو

00:27:13.181 --> 00:27:16.350
‫چطور قراره اینو با خانواده‌ی جفرسون
‫حل و فصل کنم، خدا می‌دونه!

00:27:16.351 --> 00:27:19.711
‫- خانواده‌ی جفرسون؟
‫- بیخیال، بریم

00:27:27.070 --> 00:27:28.279
‫لیک هستم...

00:27:28.280 --> 00:27:31.740
‫فکر می‌کنی منظورِ جوزی
‫از "خوره‌ی فیلم" کی بود؟

00:27:31.741 --> 00:27:35.327
‫همون یارو که گاهی میاد اینجا
‫بازل نمی‌دونم چی چی

00:27:35.328 --> 00:27:39.540
‫یه کلبه‌ی تفریحی داره
‫فکر کنم منظورش به اون بود

00:27:39.541 --> 00:27:42.251
‫ممنون...
‫ببخشید، قربان

00:27:42.252 --> 00:27:43.970
‫- خب؟
‫- از مرکز بود قربان، قربان

00:27:43.971 --> 00:27:45.921
‫- فکر می‌کنن اون دانش‌آموزِ دختر رو پیدا کردن.
‫- فکر می‌کنن؟

00:27:45.922 --> 00:27:48.174
‫ظاهرا جسدش خیلی سوخته

00:27:48.175 --> 00:27:53.139
‫اون توی یه ماشین سوخته در یه معدنِ متروکه
‫در 8 کیلومتریِ اینجا پیدا شده

00:27:53.638 --> 00:27:56.688
‫ماشین یه "کوستر واکسهال"ئه، قربان

00:28:29.841 --> 00:28:33.668
‫- پدر و مادرش کجا زندگی می‌کنن؟
‫- "وست‌کلیف"، قربان

00:28:33.970 --> 00:28:39.183
‫باید اعتراف کنی این قضیه همه‌ی عناصرِ
‫یه فیلمِ ترسناکِ سطحِ پایین رو داره

00:28:39.184 --> 00:28:42.079
‫فوق‌العاده‌ترینشه!

00:28:42.938 --> 00:28:47.333
‫این واقعا داستانِ فوق‌العاده‌ایه

00:28:48.401 --> 00:28:50.779
‫توی خونه‌ی آرتور بانتری؟

00:28:51.196 --> 00:28:53.239
‫می‌خوای من چیکار کنم؟

00:28:53.240 --> 00:28:56.534
‫کاری که من می‌کردم،
‫اگه رو این صندلیِ لعنتی نبودم

00:28:56.535 --> 00:28:58.994
‫فهمیدی کی دختره رو کشته؟

00:28:58.995 --> 00:29:01.705
‫آره
‫متخصص تویی

00:29:01.706 --> 00:29:05.918
‫اوه! از آخرین باری که کاراگاه‌بازی
‫درآوردم خیلی می‌گذره

00:29:05.919 --> 00:29:09.046
‫فکر کنم الان که دیگه از اداره‌ی پلیس
‫بازنشسته شدم،

00:29:09.047 --> 00:29:13.509
‫- می‌تونم بدونِ این‌که رو دمِ کسی پا بذارم این‌ور اون‌ور سرک بکشم.
‫- خوبه

00:29:13.510 --> 00:29:15.678
‫با این حال...

00:29:15.679 --> 00:29:17.763
‫می‌شه یه پیشنهادی بکنم؟

00:29:17.764 --> 00:29:19.056
‫آره

00:29:19.057 --> 00:29:21.267
‫می‌دونستی که اونی که توی
‫سرسرایِ طبقه‌ی پایینه

00:29:21.268 --> 00:29:24.937
‫یکی از بهترین جرم‌شناسانِ
‫انگلستانه؟

00:29:24.938 --> 00:29:27.273
‫- واقعا؟
‫- اوه، آره

00:29:27.274 --> 00:29:32.755
‫و می‌تونم تقریبا بهت اطمینان بدم
‫که هیچ‌وقت نمی‌تونی تشخیصش بدی

00:29:32.862 --> 00:29:35.739
‫- اون؟
‫- هوم

00:29:35.740 --> 00:29:39.201
‫همون‌جا می‌شینه
‫یه پیردختر

00:29:39.202 --> 00:29:43.205
‫دوست‌داشتنی، آروم...
‫همون‌جوری که به نظر میاد

00:29:43.206 --> 00:29:46.584
‫ولی ذهنش عمیق‌ترین شرارت‌های
‫بشر رو درک می‌کنه

00:29:46.585 --> 00:29:49.420
‫و این کارِ هر روزشه

00:29:49.421 --> 00:29:50.879
‫چطور اونو درگیرِ قضیه کنیم؟

00:29:50.880 --> 00:29:53.549
‫فکر کنم خودش از قبل درگیر شده

00:29:53.550 --> 00:29:55.217
‫اون در روستایِ "سینت ماری مید"
‫زندگی می‌کنه،

00:29:55.218 --> 00:29:58.512
‫فقط چند کیلومتر از خونه‌ی آرتور و
‫دالی فاصله داره

00:29:58.513 --> 00:30:00.764
‫فوق‌العاده‌اس!

00:30:00.765 --> 00:30:03.934
‫اون دنیا رو فقط از طریقِ منشورِ

00:30:03.935 --> 00:30:06.645
‫اون روستا و زندگیِ روزمره‌اش می‌بنیه

00:30:06.646 --> 00:30:10.938
‫با شناختِ کاملِ روستا،
‫انگار کلِ دنیا رو می‌شناسه

00:30:18.617 --> 00:30:21.160
‫خانم مارپل

00:30:21.161 --> 00:30:23.954
‫اوه
‫اوه، سر هنری!

00:30:23.955 --> 00:30:26.415
‫- اوه، چه شانسی!
‫- چه افتخاری!

00:30:26.416 --> 00:30:29.084
‫اوه، شما به من لطف دارید

00:30:29.085 --> 00:30:32.087
‫اینجا اقامت دارید؟
‫بله، همین‌طوره

00:30:32.088 --> 00:30:34.757
‫دالیِ بانتریِ بیچاره و من
‫تو یه اتاق هستیم

00:30:34.758 --> 00:30:37.092
‫فکرشو می‌کردم که درگیرِ قضیه باشید

00:30:37.093 --> 00:30:39.970
‫هنوز چیزی که بتونید با روستا
‫معادل‌سازیش کنید پیدا نکردید؟

00:30:39.971 --> 00:30:42.973
‫- خب، نه واقعا، نه.
‫- مطمئن به نظر نمیاید

00:30:42.974 --> 00:30:46.393
‫خب، من سعی داشتم از دلیلِ شیفتگیِ
‫آقای جفرسون

00:30:46.394 --> 00:30:49.063
‫نسبت به اون دخترِ بیچاره
‫که مُرده سر دربیارم

00:30:49.064 --> 00:30:51.148
‫آقای "هارباتل" به ذهنم رسید

00:30:51.149 --> 00:30:53.901
‫و تا حدودی،
‫آقایِ "باجرِ" داروساز

00:30:53.902 --> 00:30:56.445
‫می‌دونستم ناامیدم نمی‌کنید

00:30:56.446 --> 00:31:00.824
‫خانم مارپل، کانوی جفرسون از من خواسته
‫که یه نگاهی به پرونده بندازم

00:31:00.825 --> 00:31:02.701
‫البته به‌طورِ غیررسمی

00:31:02.702 --> 00:31:05.245
‫می‌تونم برای مشورت ازتون کمک بگیرم؟

00:31:05.246 --> 00:31:09.041
‫- بازم غیررسمی.
‫- اوه، البته، سر هنری

00:31:09.042 --> 00:31:12.211
‫اگه فکر می‌کنید مهملاتِ من
‫به دردتون می‌خوره حتما

00:31:12.212 --> 00:31:13.295
‫خوبه

00:31:13.296 --> 00:31:17.383
‫پس ممکنه از شما و خانم بانتری بخوام
‫امشب با من شام بخورید؟

00:31:17.384 --> 00:31:20.094
‫بی‌صبرانه منتظرم تئوریِ هارباتل- باجرتون
‫رو بشنوم

00:31:20.095 --> 00:31:23.144
‫- اوه، بله.
‫- پس تا شب

00:31:30.689 --> 00:31:31.814
‫گفتی اسمش چی بود؟

00:31:31.815 --> 00:31:35.401
‫"میجور ریو"
‫دختره اسمش "پاملا" بوده

00:31:35.402 --> 00:31:36.900
‫ریو

00:31:48.164 --> 00:31:50.791
‫- میجور ریو؟
‫- بله

00:31:50.792 --> 00:31:55.003
‫- می‌تونیم بیایم داخل، قربان؟
‫- اوه، خدایا! اوه، خدای من!

00:31:55.004 --> 00:31:56.547
‫"کمبِل"

00:31:56.548 --> 00:31:58.977
‫خانم ریو...

00:31:59.843 --> 00:32:01.755
‫بفرمائید داخل

00:32:33.501 --> 00:32:37.421
I dοn't think Cοnway Jeffersοn
is a nasty οld man, Jane.

00:32:37.422 --> 00:32:41.550
Nο, certainly nοt. I wasn't implying
that fοr οne mοment!

00:32:41.551 --> 00:32:44.970
Nο, I simply think he was lοοking
fοr a nice bright girl

00:32:44.971 --> 00:32:47.055
tο take his dead daughter's place.

00:32:47.056 --> 00:32:51.101
This girl saw her οppοrtunity
and fed it fοr all she was wοrth.

00:32:51.102 --> 00:32:53.228
Like the yοung maid
and Mr Ηarbοttle.

00:32:53.229 --> 00:32:55.731
Ah! Ηarbοttle, gοοd.

00:32:55.732 --> 00:32:58.734
Yes. Ordinary girl.
Nice manners, she had.

00:32:58.735 --> 00:33:01.195
Mr Ηarbοttle's sister
kept hοuse fοr him

00:33:01.196 --> 00:33:03.822
and went tο nurse a dying relative.

00:33:03.823 --> 00:33:07.659
When she returned, she fοund
the girl cοmpletely abοve herself,

00:33:07.660 --> 00:33:11.538
sitting dοwn in the drawing rοοm,
laughing, nοt wearing her unifοrm.

00:33:11.539 --> 00:33:12.956
Tut-tut(!)

00:33:12.957 --> 00:33:17.127
Peοple said things, but I dοn't
think there was any familiarity.

00:33:17.128 --> 00:33:20.631
I think it was simply that
the οld man fοund it much pleasanter

00:33:20.632 --> 00:33:24.593
tο have a charming girl telling him
hοw amusing and clever he was

00:33:24.594 --> 00:33:27.721
than Miss Ηarbοttle cοntinually
pοinting οut his faults.

00:33:27.722 --> 00:33:29.531
Yes.

00:33:34.813 --> 00:33:37.105
‫- پس فکر می‌کنی قتلِ عمد بوده؟
‫- بله، قربان

00:33:37.106 --> 00:33:39.483
‫فکر می‌کنیم قبل از این‌که توی ماشین
‫بذارنش مرده بوده

00:33:39.484 --> 00:33:42.361
‫و این‌که یه نفر سعی کرده مدارک رو
‫از بین ببره

00:33:42.362 --> 00:33:44.947
‫ما محفظه‌هایی برای چند گالُن سوخت
‫پیدا کردیم

00:33:44.948 --> 00:33:46.860
‫متوجهم

00:33:48.034 --> 00:33:50.618
‫شما فکر نمی‌کنید اون... ؟

00:33:51.663 --> 00:33:55.833
‫ما فکر می‌کنیم کشته شده چون شاهدِ
‫یه جنایتِ دیگه بوده

00:33:55.834 --> 00:33:58.168
‫فکر نمی‌کنیم انگیزه‌ی قاتل...

00:33:58.169 --> 00:34:02.381
‫به هیچ وجه فکر نمی‌کنیم
‫انگیزه‌ی قاتل شخصی بوده باشه

00:34:02.382 --> 00:34:04.550
‫- منظورتون "جنسی"ئه؟
‫- بله، قربان

00:34:04.551 --> 00:34:06.552
‫یه دخترِ دیگه هم کشته شده

00:34:06.553 --> 00:34:09.012
‫و ما فکر می‌کنیم پاملا ممکنه
‫چیزی رو دیده باشه

00:34:09.013 --> 00:34:11.960
‫که برایِ قاتل به یه مهره‌ی خطرناک
‫تبدیلش کرده

00:34:13.601 --> 00:34:18.100
‫فکر می‌کنید الان بتونید به چندتا سوال
‫جواب بدید، قربان؟

00:34:18.773 --> 00:34:22.734
‫ما می‌خوایم این آدم رو بگیریم و
‫برای این کار به کمکِ همه نیاز داریم

00:34:22.735 --> 00:34:24.111
‫البته

00:34:24.112 --> 00:34:26.154
‫باتوجه به اظهاریه‌ی اولتون،

00:34:26.155 --> 00:34:29.157
‫وقتی گزارش دادید دخترتون
‫در "هارولد رود" گم‌شده،

00:34:29.158 --> 00:34:32.953
‫پاملا وست‌کلیف رو ترک کرده بود تا در
‫یه گردهمایی در دانموث شرکت کنه

00:34:32.954 --> 00:34:35.539
‫و برای شام منتظرش بودید؟

00:34:35.540 --> 00:34:36.540
‫بله

00:34:36.541 --> 00:34:39.487
‫قرار بود با اتوبوس برگرده؟

00:34:40.461 --> 00:34:43.797
‫پاسگاهِ محلی از بعضی از دوستاش
‫پرس و جو کرده

00:34:43.798 --> 00:34:46.592
‫همشون گفتن پاملا گفته
‫می‌خواد بره "وول‌وُرث"

00:34:46.593 --> 00:34:48.886
‫و بعدا از ایستگاه اتوبوس می‌گیره

00:34:48.887 --> 00:34:51.368
‫اون همیشه این کارو انجام می‌داد؟

00:34:52.223 --> 00:34:54.756
‫برنامه‌ی دیگه‌ای نداشت؟

00:34:55.643 --> 00:34:57.853
‫تا جایی که من می‌دونم نه

00:34:57.854 --> 00:35:02.316
‫اون با کسی قرار نمی‌ذاشت

00:35:02.317 --> 00:35:04.735
‫بازی کردن رو دوست داشت

00:35:04.736 --> 00:35:08.044
‫اون ور... ورزش‌کار...

00:35:19.584 --> 00:35:22.377
‫و وقتی آقای باجر فهمید که خانم "هارت"

00:35:22.378 --> 00:35:26.131
‫با یه مردِ خیلی ناخوشایند که تو
‫کارِ مسابقات هست در ارتباطه

00:35:26.132 --> 00:35:29.134
‫و بعضی از هدایایِ آقای باجر رو هم
‫گرو گذاشته...

00:35:29.135 --> 00:35:32.387
‫- خیلی عصبانی شد!
‫- خب، قطعا ازشون بیزار بود!

00:35:32.388 --> 00:35:37.059
‫من نمی‌دونم آقایِ باجر قادر به انجامِ
‫کارِ خشونت‌آمیزی بوده یا نه

00:35:37.060 --> 00:35:40.771
‫ولی از این قضیه یه کُتِ خز
‫نسیبِ خانم باجر شد

00:35:40.772 --> 00:35:44.149
‫فکر می‌کنید آقای جفرسون قادر به
‫انجامِ کار خشونت‌آمیزی باشه؟

00:35:44.150 --> 00:35:45.359
‫کانوی؟

00:35:45.360 --> 00:35:49.988
‫اوه، بله
‫انگیزه‌اشو داره، مطمئنم قابلیتِ زیادی برای خشمگین شدن داره

00:35:49.989 --> 00:35:51.949
‫تو چی فکر می‌کنی، دالی؟

00:35:51.950 --> 00:35:53.810
‫آره، منم همین‌طور

00:35:54.243 --> 00:35:56.983
‫چرا می‌پرسی، جین؟

00:35:57.580 --> 00:36:00.582
‫خانم مارپل!
‫شما که فکر نمی‌کنید... ؟

00:36:00.583 --> 00:36:03.502
‫کانوی؟
‫واقعا که همچین فکری نمی‌کنید؟

00:36:03.503 --> 00:36:05.629
‫اوه، نه
‫نه

00:36:05.630 --> 00:36:08.090
‫نه
‫همچین فکری نمی‌کنم، سر هنری

00:36:08.091 --> 00:36:11.426
‫نه، ولی این قضیه خیلی دَرهمه

00:36:11.427 --> 00:36:14.763
‫من فقط دارم می‌گم که دوستِ شما کانوی جفرسون

00:36:14.764 --> 00:36:17.724
‫یک مردِ پول‌دار، قدرت‌مند و کاردانه

00:36:17.725 --> 00:36:21.353
‫کسی که گمان می‌کنم از مضحکه شدن
‫متنفر باشه

00:36:21.354 --> 00:36:22.729
‫همین

00:36:22.730 --> 00:36:24.940
‫خانم مارپل، خانم مارپل!

00:36:24.941 --> 00:36:28.110
‫چرا هیچ‌وقت به دادگاه فراخوانده نشدید؟

00:36:28.111 --> 00:36:31.446
‫عجب دادستانِ فوق‌العاده‌ای می‌شدید

00:36:31.447 --> 00:36:32.864
‫واقعا!

00:36:32.865 --> 00:36:34.950
‫اون فوق‌العاده‌اس!

00:36:34.951 --> 00:36:37.077
‫اوه، نه
‫اصلا از این کار خوشم نمیاد

00:36:37.078 --> 00:36:40.706
‫اون‌همه تظاهر و خودنمایی؟
‫دیگه خیلی فیلمه

00:36:40.707 --> 00:36:45.085
‫اوه، خدای من، نه، نه
‫اصلا توش خوب نمی‌شدم، نه

00:36:45.086 --> 00:36:47.129
‫هر چیزی که می‌شه
‫از بارتلت پیدا کرد رو می‌خوام

00:36:47.130 --> 00:36:49.756
‫باورم نمی‌شه کسی اینقدر احمق باشه

00:36:49.757 --> 00:36:53.552
‫می‌خوام مطمئن بشم اون "خوره‌ی فیلم"ای که
‫ترنر درباره‌اش حرف می‌زده همون بازل بلیکه

00:36:53.553 --> 00:36:56.763
‫اگه باشه، تمامِ اطلاعاتِ حضورش
‫در دانموث رو می‌خوام

00:36:56.764 --> 00:36:58.832
‫از استودیو فیلم درباره‌اش پرس و جو کن

00:37:00.059 --> 00:37:03.006
‫نتایج اولیه پزشکیِ قانونی، خوبه

00:37:08.026 --> 00:37:10.694
‫یه قالیچه‌ی با پُرزِ بلند
‫توی اون کتاب‌خونه بوده؟

00:37:10.695 --> 00:37:14.417
‫نه
‫یه قالیچه‌ کنارِ شومینه بود...

00:37:15.658 --> 00:37:18.744
‫طرحِ الگوهایِ شرقی یا همچین چیزی داشت...

00:37:18.745 --> 00:37:24.071
‫ظاهرا به اون لباسی که تنش بوده مقداری
‫مویِ بلند چسبیده بوده

00:37:24.542 --> 00:37:27.044
‫اره، مویِ سفید

00:37:27.045 --> 00:37:29.087
‫پشم نیست

00:37:29.088 --> 00:37:32.924
‫آه!
‫احتمالا فکر می‌کنن یه بزه!

00:37:32.925 --> 00:37:34.801
‫بزِ کوهی، یا همچین چیزی

00:37:34.802 --> 00:37:36.678
‫قالیچه از بزِ کوهی؟

00:37:36.679 --> 00:37:40.640
‫فکر نکنم تا حالا بز کوهی دیده باشم
‫تو خونه‌ی کی همچین چیزی پیدا می‌شه؟

00:37:40.641 --> 00:37:42.934
‫یه مستعمره‌ی سابق چطور؟

00:37:42.935 --> 00:37:46.563
‫تفریحِ مورد علاقه‌ی وقتی از محافظت از
‫امپراطوریت خسته می‌شی،

00:37:46.564 --> 00:37:48.148
‫شلیک به یکی دوتا بزِ "هیمالیا"یی

00:37:48.149 --> 00:37:50.108
‫- بانتری؟
‫- چرا که نه؟

00:37:50.109 --> 00:37:53.695
‫براساسِ حرف‌های خودش از ساعت 10
‫تا 11:45

00:37:53.696 --> 00:37:56.073
‫در شبِ مورد نظر بیرون بوده

00:37:56.074 --> 00:37:58.033
‫شاهدی هم نداره

00:37:58.034 --> 00:38:01.536
‫هفته‌ی پیش توی مجستیک بوده
‫خانواده‌ی جفرسون رو هم می‌شناسه

00:38:01.537 --> 00:38:05.707
‫آخه کی اونقدر احمقه که یه جسد تو
‫کتاب‌خونه‌ی خودش بندازه؟

00:38:05.708 --> 00:38:08.448
‫یا خیلی باهوش؟

00:38:08.669 --> 00:38:12.391
<i>♪</i>

00:38:30.066 --> 00:38:32.859
I think that if Ruby had
had a yοung man,

00:38:32.860 --> 00:38:35.195
she wοuld have kept
very quiet abοut it.

00:38:35.196 --> 00:38:37.656
And the yοung man
might have resented it.

00:38:37.657 --> 00:38:39.491
That's plausible.

00:38:39.492 --> 00:38:43.745
It struck me when her cοusin
Miss Turner was at Gοssingtοn yesterday

00:38:43.746 --> 00:38:46.289
that she was angry with the girl.

00:38:46.290 --> 00:38:50.794
It may be that she hοped tο dο well
οut οf this business οf her adοptiοn.

00:38:50.795 --> 00:38:53.171
To get back tο Cοnway,

00:38:53.172 --> 00:38:57.008
what dο yοu suppοse sparked οff
this infatuatiοn with the girl?

00:38:57.009 --> 00:38:58.426
Oh, that's easy.

00:38:58.427 --> 00:39:01.680
Frοm what I can gather, the bοnd
between and his yοung in-laws

00:39:01.681 --> 00:39:04.516
was nοt sο much respect and lοve
as sοrrοw.

00:39:04.517 --> 00:39:07.352
Mr Gaskell and Mrs Jeffersοn
were bοth yοung.

00:39:07.353 --> 00:39:10.272
They're beginning tο feel
less sοrrοwful, that's all.

00:39:10.273 --> 00:39:12.732
They're beginning tο lοοk
at the wοrld again.

00:39:12.733 --> 00:39:16.820
And yοu knοw, gentlemen can
sο easily feel neglected.

00:39:16.821 --> 00:39:18.992
Yes.

00:39:20.950 --> 00:39:26.450
Yes, I think, if yοu'll excuse me,
I'll just telephοne tο Arthur.

00:39:26.622 --> 00:39:30.397
I knοw that yοu twο
have lοts tο natter abοut.

00:39:31.085 --> 00:39:33.879
Jane, let's breakfast tοgether.

00:39:33.880 --> 00:39:36.047
Oh, Dοlly, dear. Indeed, οf cοurse.

00:39:36.048 --> 00:39:39.460
- Gοοd night, Sir Ηenry.
- Gοοd night.

00:39:45.975 --> 00:39:50.729
‫چرا امروز عصر خانم بانتری رو
‫"دالیِ بیچاره" خطاب کردید؟

00:39:50.730 --> 00:39:53.773
‫این از اون‌جور قتل‌هایی به نظر میاد

00:39:53.774 --> 00:39:57.277
‫که هیچ‌وقت قرار نیست حل بشه،
‫مثلِ قتل‌هایِ "برایتون"

00:39:57.278 --> 00:39:59.654
‫این برای خانواده‌ی بانتری فاجعه‌ست

00:39:59.655 --> 00:40:02.657
‫مردم با خودشون می‌گن،
‫"تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها"

00:40:02.658 --> 00:40:06.828
‫حتی بعضی‌ها به زبون میارنش
‫ازشون اجتناب می‌کنن

00:40:06.829 --> 00:40:11.291
‫سرهنگ بانتری خیلی حساسه
‫زود خودشو می‌بازه

00:40:11.292 --> 00:40:13.418
‫احتمالا همین الان هم خودشو باخته

00:40:13.419 --> 00:40:17.255
‫فکر می‌کنم این به معنایِ واقعی
‫نابودشون می‌کنه

00:40:17.256 --> 00:40:22.219
‫پس ببینید، سر هنری،
‫ما باید حقیقت رو بفهمیم

00:40:22.220 --> 00:40:24.721
‫ولی پرونده هنوز بازه، مگه نه؟

00:40:24.722 --> 00:40:28.185
‫اینجا 22 مایل با گاسینگتون فاصله داره

00:40:28.517 --> 00:40:31.895
‫روبی کین آخرین بار ساعت 11:30
‫اینجا دیده شده

00:40:31.896 --> 00:40:36.233
‫تا نیمه شب، یا زودتر، اون مرده بوده

00:40:36.234 --> 00:40:40.946
‫تقریبا هر مدل ماشینی می‌تونست توی
‫این زمان این مسیر رو طی کنه،

00:40:40.947 --> 00:40:43.865
‫البته اگه نیمه شب کشته شده باشه

00:40:43.866 --> 00:40:49.366
‫ولی چرا باید کسی اونو اینجا بکشه...
‫و جسدشو ببره گاسینگتون

00:40:50.206 --> 00:40:55.706
‫یا ببردش گاسینگتون و اونجا بکشدش
‫سر درنمیارم

00:40:57.880 --> 00:41:01.466
‫خب، البته که سردرنمیاری،
‫چون همچین اتفاقی نیفتاده

00:41:01.467 --> 00:41:04.886
‫چی؟
‫فکر می‌کنی یه قتلِ بدونِ برنامه‌ریزی بوده؟؟

00:41:04.887 --> 00:41:07.347
‫من همچین فکری نمی‌کنم

00:41:07.348 --> 00:41:12.185
‫فکر می‌کنم یه برنامه‌ی خیلی دقیق براش
‫ریخته شده و اتفاقی که افتاده

00:41:12.186 --> 00:41:14.719
‫این بوده که اوضاع طبقِ برنامه پیش نرفته

00:41:15.856 --> 00:41:19.113
‫اوه!

00:41:22.113 --> 00:41:24.904
‫چی شده؟

00:41:25.783 --> 00:41:29.143
‫ارکستر،
‫اون صدا

00:41:29.370 --> 00:41:33.164
‫دالی صبح داشت اینو زمزمه می‌کرد
‫می‌دونی؟

00:41:33.165 --> 00:41:37.294
‫از اون‌موقع تو فکرشم و الان
‫داره نواخته می‌شه

00:41:37.295 --> 00:41:42.259
‫- می‌دونی ملودیِ کیه؟
‫- من زیاد از نظرِ موسیقی به‌روز نیستم

00:41:42.550 --> 00:41:45.093
‫واسه موتزارته، سر هنری

00:41:45.094 --> 00:41:48.430
‫حالا، من چرا هی دارم بهش فکر می‌کنم؟

00:41:48.431 --> 00:41:51.274
‫زیباست!

00:41:51.892 --> 00:41:54.425
‫یه رازه

00:41:55.062 --> 00:42:00.108
‫ولی مگه همه‌ی مثلِ یه راز نیستیم؟
‫حتی پیشِ خودمون

00:42:00.109 --> 00:42:03.314
‫مخصوصا پیشِ خودمون

00:42:59.210 --> 00:43:02.777
‫بیا داخل

00:43:04.924 --> 00:43:07.467
‫دوباره پلیسه؟

00:43:07.468 --> 00:43:08.968
‫متاسفانه بله، قربان

00:43:08.969 --> 00:43:11.679
‫لازم نیست متاسف باشی، لوریمر

00:43:11.680 --> 00:43:13.179
‫نه، قربان

00:43:14.308 --> 00:43:17.928
‫- این‌ورا تنباکو ندیدی؟
‫- نه، قربان

00:43:18.354 --> 00:43:21.606
‫فکر کنم باید برم یه‌کم بخرم
‫دوباره چی می‌خوان؟

00:43:21.607 --> 00:43:26.653
‫می‌پرسن آیا قالیچه‌ی سفیدِ پُرزبلندی
‫توی خونه داریم یا نه

00:43:26.654 --> 00:43:29.531
‫- و داریم؟
‫- سفید نه، قربان

00:43:29.532 --> 00:43:31.699
‫ولی گفتم قالیچه‌ی زرد رنگ داریم

00:43:31.700 --> 00:43:33.451
‫می‌خوان نمونه‌ بردارن

00:43:33.452 --> 00:43:34.661
‫از چی؟

00:43:34.662 --> 00:43:36.788
‫از پُرزهایِ قالیچه، قربان

00:43:36.789 --> 00:43:40.542
‫از پرزهای... ؟
‫خب، بذار خونه رو بگردن

00:43:40.543 --> 00:43:43.878
‫اگه قالیچه‌ی پرزدار مد شده،
‫بذار هر کاری می‌خوان بکنن

00:43:43.879 --> 00:43:47.006
‫چرا که نه؟

00:43:47.007 --> 00:43:49.592
‫خیلی خب
‫بفرمائید

00:43:49.593 --> 00:43:52.971
‫خونه رو زیر و رو کنید
‫اختیارِ تام دارید

00:43:52.972 --> 00:43:55.246
‫اختیارِ تام

00:44:16.120 --> 00:44:18.549
‫ممنون، آقای "بروگان"

00:44:22.042 --> 00:44:24.523
‫صبح بخیر، خانم "اِلیس"

00:44:28.299 --> 00:44:31.468
‫- صبح بخیر، آقای بروگان.
‫- صبح بخیر، سرهنگ

00:44:31.469 --> 00:44:32.844
‫چی بهتون بدم؟

00:44:32.845 --> 00:44:35.180
‫مثلِ همیشه یه قوطیِ کوچیک می‌برم، لطفا

00:44:35.181 --> 00:44:38.075
‫بله، آقا

00:44:44.356 --> 00:44:46.649
‫ممنون
‫بنویسش، باشه؟

00:44:46.650 --> 00:44:48.563
‫اوه...

00:44:49.528 --> 00:44:50.653
‫باشه

00:44:50.654 --> 00:44:52.614
‫مشکلی پیش اومده؟

00:44:52.615 --> 00:44:54.282
‫نه، آقا

00:44:54.283 --> 00:44:56.367
‫مشکلی نیست، سرهنگ

00:44:56.368 --> 00:44:58.849
‫خواهش می‌کنم...

00:45:00.456 --> 00:45:02.874
‫روزِ غم‌انگیزیه، آقای بروگان

00:45:02.875 --> 00:45:05.149
‫روزِ غم‌انگیزیه

00:45:11.926 --> 00:45:14.177
‫یه لحظه خواستی ردش کنی، نه؟

00:45:14.178 --> 00:45:17.430
‫فقط چون یه روانی یه جسد
‫توی خونه‌اش انداخته،

00:45:17.431 --> 00:45:20.274
‫یهویی اون آدم نجس شده!

00:45:20.935 --> 00:45:26.416
‫خدایِ من، اینجا رو آفت زده!
‫خدایا خودت ظهور کن

00:45:30.194 --> 00:45:32.106
‫سرهنگ

00:45:34.865 --> 00:45:36.366
‫چی شده، "بلیک"؟

00:45:36.367 --> 00:45:39.077
‫فقط خواستم بگم خیلی متاسفم، قربان

00:45:39.078 --> 00:45:41.538
‫متاسف؟
‫بابتِ چی؟

00:45:41.539 --> 00:45:44.040
‫این قضیه‌ی...
‫جسد توی خونه‌اتون

00:45:44.041 --> 00:45:46.876
‫قطعا براتون سرگرم‌کننده نبوده

00:45:46.877 --> 00:45:50.797
‫باید بگم یه وقتایی راهِ خیلی بامزه‌ای برایِ
‫بیانِ مسائل داری، بلیک

00:45:50.798 --> 00:45:53.633
‫درسته
‫خیلی باید وحشتناک باشه

00:45:53.634 --> 00:45:56.427
‫یه چیزِ خیلی... غیرقابلِ وصف

00:45:56.428 --> 00:45:59.847
‫غیرقابلِ وصفه
‫درسته

00:45:59.848 --> 00:46:01.724
‫فقط امیدوارم...

00:46:01.725 --> 00:46:03.844
‫من دیگه باید برم

00:46:04.103 --> 00:46:06.563
‫اگه کاری از دستِ من برمیاد...

00:46:06.564 --> 00:46:10.858
‫ببین، بلیک
‫من و تو قبلا هیچ‌وقت با هم خوب کنار نمی‌اومدیم، نه؟

00:46:10.859 --> 00:46:13.695
‫ممنون بابتِ پیشنهادت و این چیزا،

00:46:13.696 --> 00:46:18.711
‫ولی این وضعیت که تغییر نمی‌کنه، نظرت؟
‫روز بخیر

00:46:24.915 --> 00:46:27.810
‫اوه، بله، این همش تقصیرِ اَدی بود

00:46:28.377 --> 00:46:31.879
‫خیلی سر کلاسِ تنیسِ اون جوون
‫خوش‌تیپه می‌رفت

00:46:31.880 --> 00:46:35.800
‫- مارک!
‫- جف حس می‌کرد ازش غافل شدی، عجیب نبود که به مراسمِ رقصمون اومد

00:46:35.801 --> 00:46:38.761
‫تو هم خیلی بهش توجهی نمی‌کردی

00:46:38.762 --> 00:46:41.889
‫نه، ولی همراهیِ خانم‌ها دوایِ دردشه

00:46:41.890 --> 00:46:43.683
‫مثلِ همه‌ی چیزهایِ دیگه

00:46:43.684 --> 00:46:45.935
‫ولی یه دختر مثلِ روبی کین...

00:46:45.936 --> 00:46:49.606
‫درسته
‫جف همیشه یه پیرمردِ منطقیِ و آرام بود

00:46:49.607 --> 00:46:54.674
‫مردها همیشه اون‌جوری که به نظر میان
‫آروم نیستن

00:47:00.284 --> 00:47:02.493
‫اوه
‫خب...

00:47:02.494 --> 00:47:07.123
‫کانوی امروز حالش چطوره؟
‫دیروز که حالش خوب بود

00:47:07.124 --> 00:47:09.292
‫ولی شنیدم مریض بوده

00:47:09.293 --> 00:47:11.515
‫بله، حالش خوبه

00:47:11.629 --> 00:47:16.716
‫بهم بگید، روبی کین
‫اون چه مدلی بود؟

00:47:16.717 --> 00:47:20.470
‫- اوه، خدایا!
‫- نمی‌فهمم چرا نباید درباره‌اش حرف بزنیم

00:47:20.471 --> 00:47:22.722
‫اون یه پول‌دوستِ معمولی بود

00:47:22.723 --> 00:47:25.016
‫- اوه، مارک!
‫- و کارشو بلد بود!

00:47:25.017 --> 00:47:28.269
‫ما هیچ‌وقت مُچ‌اشو نگرفتیم
‫وگرنه گردنشو می‌شکوندم!

00:47:28.270 --> 00:47:30.772
‫مارک، تو رو خدا بس کن

00:47:30.773 --> 00:47:33.191
‫استعاری گفتم، اَدی

00:47:33.192 --> 00:47:38.112
‫ما احمق بودیم که بیرونش نکردیم، سر هنری،
‫و من از این بابت عصبانی بودم

00:47:38.113 --> 00:47:41.699
‫مطمئنم من و ادی مظنون هستیم

00:47:41.700 --> 00:47:45.828
‫جف می‌خواست ثروتِ زیادی رو به اون
‫دختره‌ی آب زیرِ کاه بده،

00:47:45.829 --> 00:47:48.776
‫که این به ضررِ ما بود

00:47:49.333 --> 00:47:52.072
‫خب، خب!

00:47:52.795 --> 00:47:57.345
‫عجب آدمِ بی‌پروایی هستی، اَدی!

00:48:02.721 --> 00:48:06.349
‫می‌گم!
‫اون "هیوگو مک‌لینِ" پیر نیست؟

00:48:06.350 --> 00:48:10.353
Yes. Addie οnly has tο whistle and
alοng he cοmes, wagging his tail.

00:48:10.354 --> 00:48:15.191
‫قابل اطمینان‌ترین فرد در انگلستان
‫البته که به انتظارِ ازدواج باهاش نشسته

00:48:15.192 --> 00:48:19.691
‫"آیا این گونیِ سیب‌زمینی رو به عنوانِ
‫همسرِ قانونیِ خود می‌پذیرید؟"

00:48:20.322 --> 00:48:22.949
‫خب، می‌شه منو ببخشید؟

00:48:22.950 --> 00:48:26.244
‫باید برم کارِ روزانه‌امو انجام بدم
‫قانونِ جفه

00:48:26.245 --> 00:48:30.485
‫ببرم با ویلچر بگردونمش
‫فعلا

00:48:36.171 --> 00:48:37.588
‫خب!

00:48:37.589 --> 00:48:40.967
‫نظرتون درباره‌ی ذی‌نفعانِ اصلیِ
‫این قتل چیه؟

00:48:40.968 --> 00:48:43.886
‫فکر می‌کنم خانم جفرسون
‫باید دوباره ازدواج کنه

00:48:43.887 --> 00:48:46.931
‫اون زنِ دوست‌داشتنی‌ایه
‫همسرِ خوبی می‌شه

00:48:46.932 --> 00:48:48.850
‫عجیب نیست آقای جفرسون
‫دلش براش تنگ شده

00:48:48.851 --> 00:48:50.184
‫و مارک گاسکل؟

00:48:50.185 --> 00:48:52.061
‫اوه، اون آدم باهوشیه

00:48:52.062 --> 00:48:54.957
‫معادلِ روستاییشو بگو، لطفا!

00:48:55.357 --> 00:48:58.151
‫آقای "کارگیل"، همون که تو کارِ ساخت و سازه،
‫هی جلویِ مردم قُمپز در می‌کرد

00:48:58.152 --> 00:49:01.237
‫که واسه ساختِ خونه‌هاشون بیشتر از چیزی که
‫ازش خواسته بودن مایه گذاشته،

00:49:01.238 --> 00:49:03.531
‫و بعدش خداتومن ازشون پول می‌گرفت

00:49:03.532 --> 00:49:06.701
‫اون هم با پول ازدواج کرده بود،
‫مثلِ آقای گاسکل

00:49:06.702 --> 00:49:10.579
‫- پس ازش خوشتون نمیاد؟
‫- اوه، چرا، خوشم میاد

00:49:10.831 --> 00:49:14.292
‫اوه، آره
‫فکر می‌کنم اون جذابه، ولی نمی‌تونه منو گول بزنه

00:49:14.293 --> 00:49:17.704
‫به نظرِ من اون یه آدمِ تیزهوشه که
‫زیادی حرف می‌زنه، همین

00:49:20.132 --> 00:49:22.871
‫و یه داستانِ کوچیکِ دیگه هم هست

00:49:30.684 --> 00:49:33.217
‫منظورت... ؟

00:49:34.563 --> 00:49:38.107
‫داری می‌کنی اون یارو استار

00:49:38.108 --> 00:49:41.486
‫تو فکرِ ازدواج با خانمِ جفرسونه؟

00:49:41.487 --> 00:49:43.029
‫چون اگه باشه...

00:49:43.030 --> 00:49:45.865
‫خب، دالی، بهمون گفتن که هیوگو مک‌لین
‫تو این فکره

00:49:45.866 --> 00:49:48.534
‫و هر کسی با ادلید جفرسون ازدواج کنه...

00:49:48.535 --> 00:49:51.579
‫نمی‌خواد ببینه که از ارث محروم می‌شه

00:49:51.580 --> 00:49:52.923
‫درسته!

00:49:53.916 --> 00:49:55.569
‫بله

00:49:58.587 --> 00:50:02.256
‫پس هنوز سعی داری بگی جایی که انگیزه
‫وجود داشته باشه فرصتی نیست

00:50:02.257 --> 00:50:05.412
‫و جایی که فرصت وجود داشته باشه
‫انگیزه‌ای وجود نداره؟

00:50:06.011 --> 00:50:08.513
‫کی از این قضیه سود می‌بره، قربان؟

00:50:08.514 --> 00:50:11.140
‫خانم جفرسون و آقای گاسکل

00:50:11.141 --> 00:50:16.604
‫جفتشون داشتن توی اجرایِ نمایشِ رقصِ روبی
‫بازیِ ورق می‌کردن، اونم تا نیمه شب

00:50:16.605 --> 00:50:19.148
‫چندین شاهد دارن

00:50:19.149 --> 00:50:21.734
‫عذرِ موجه دارن

00:50:21.735 --> 00:50:24.216
‫درست مثلِ استار

00:50:24.947 --> 00:50:28.991
‫- بلیک چی؟
‫- اون تا دیروقت توی مهمونیِ استودیو بوده

00:50:28.992 --> 00:50:33.491
‫اون روبی کین رو می‌شناخته،
‫ولی انگیزه‌ی مشخصی نداره

00:50:33.747 --> 00:50:35.289
‫بارتلت؟

00:50:35.290 --> 00:50:38.251
‫خب، اون شانسشو داشته، درسته،

00:50:38.252 --> 00:50:42.463
‫و نمی‌تونه در زمانِ قتل کارهاشو توجیه کنه،

00:50:42.464 --> 00:50:46.008
‫و اون دختره ریو توی ماشینش بود،
‫ولی بقیه‌ی چیزها ضدِ اونه

00:50:46.009 --> 00:50:48.645
‫هیچ انگیزه‌ای نیست
‫از این آدمایِ دوست‌داشتنیه

00:50:49.721 --> 00:50:55.047
‫کلا هم احمقه
‫البته زیرِ نظرش داریم، ولی احتمالش خیلی کمه

00:50:57.229 --> 00:50:58.938
‫راستی قربان،

00:50:58.939 --> 00:51:01.858
‫فکر کنم روبی کین واقعا
‫در نیمه شب مرده، نه؟

00:51:01.859 --> 00:51:06.404
‫من قبلا از خودم این سوال رو پرسیده بودم

00:51:06.405 --> 00:51:10.324
‫برای همین به دکتر "هی‌داک" زنگ زدم،
‫که تاییدش کنم

00:51:10.325 --> 00:51:13.160
‫راستش، خیلی عصبانی شد

00:51:13.161 --> 00:51:16.873
‫اون نیمه شب رو به عنوان
‫حدِ مطلقِ زمانِ مرگ در نظر گرفته

00:51:16.874 --> 00:51:18.124
‫آه، بله

00:51:18.125 --> 00:51:22.712
‫ظاهرا قبل از این‌که کشته بشه به شدت تحت
‫تاثیر دارو بوده، "باربیتورات"

00:51:22.713 --> 00:51:26.215
‫که این خشونتِ آنی به نظر نمیاد، نه، قربان؟

00:51:26.216 --> 00:51:29.343
‫منظورت یه قتلِ اتفاقیه؟
‫یه روانی؟

00:51:29.344 --> 00:51:32.187
‫نه، فکر نکنم

00:51:34.099 --> 00:51:36.100
‫- ملچت.
‫- لیک هستم، قربان

00:51:36.101 --> 00:51:37.643
‫اوه، بله، لیک؟

00:51:37.644 --> 00:51:42.064
‫دیده شده که بازل بلیک ساعت 11
‫جشن رو ترک کرده

00:51:42.065 --> 00:51:44.358
‫- ممنون.
‫- باید به بازرس اسلک هم خبر بدم؟

00:51:44.359 --> 00:51:48.186
‫نه، نه، اون پیشِ منه،
‫خودم بهش می‌گم، خدانگهدار

00:51:50.657 --> 00:51:54.327
‫ظاهرا، دیده شده که ماشینِ بازل بلیک
‫حدودِ ساعتِ 11

00:51:54.328 --> 00:51:58.360
‫در شبِ مورد نظر از پارکینگ خارج شده

00:51:58.749 --> 00:52:00.971
‫این بهش وقتِ این کار رو می‌ده؟

00:52:01.376 --> 00:52:04.426
‫بله، قربان
‫می‌ده

00:52:23.982 --> 00:52:26.275
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:52:26.276 --> 00:52:28.757
‫چه کاری به نظر میاد؟

00:52:33.867 --> 00:52:38.004
‫بو می‌ده
‫داری گربه‌اتو می‌سوزونی؟

00:52:38.538 --> 00:52:43.244
‫نه
‫راستش، این مادربزرگِ پیرمه

00:52:43.268 --> 00:53:03.268
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:53:03.292 --> 00:53:23.292
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.