﻿WEBVTT

00:00:14.270 --> 00:00:16.400
‫کیوچیرو!
‫چیزی نمونده که خودشو منفجر کنه!

00:00:16.400 --> 00:00:17.660
‫درجریانم.

00:00:17.660 --> 00:00:19.370
‫با حرکت بعدی کارشو تموم می‌کنیم.

00:00:19.990 --> 00:00:21.000
‫آرایش...

00:00:21.000 --> 00:00:22.620
‫ریشه‌های ساکورا.

00:00:22.620 --> 00:00:23.500
‫محور اصلی‌مون...

00:00:23.920 --> 00:00:24.840
‫قراره تایو باشه.

00:00:25.130 --> 00:00:26.050
‫چی؟

00:00:26.630 --> 00:00:27.760
‫تایو؟

00:00:28.180 --> 00:00:29.470
‫خیلی خطرناک نیست؟

00:00:29.640 --> 00:00:31.430
‫هه. باید جالب بشه!

00:00:31.600 --> 00:00:33.650
‫نمی‌دونم هدفت چیه، ولی...

00:00:34.440 --> 00:00:36.110
‫فقط مجبوریم انجامش بدیم.

00:00:36.134 --> 00:00:42.134
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:42.710 --> 00:00:43.870
‫بزن بریم، تایو.

00:00:43.870 --> 00:00:44.750
‫چشم.

00:00:46.380 --> 00:00:49.890
‫پسر، باورم نمی‌شه می‌خوان رهبری حمله رو
‫ دست معمولی‌ترین فردشون بدن.

00:00:53.310 --> 00:00:54.690
‫بچه عروسک.

00:00:57.650 --> 00:00:58.610
‫عو...

00:00:59.410 --> 00:01:01.330
‫جشنواره...

00:01:01.540 --> 00:01:02.580
‫ابَر تایو!

00:01:04.370 --> 00:01:05.750
‫شمشیر سنگ‌شکن!

00:01:06.630 --> 00:01:07.460
‫حالا، اونه-سان!

00:01:07.920 --> 00:01:08.760
‫باشه.

00:01:09.130 --> 00:01:10.140
‫بگیر!

00:01:13.060 --> 00:01:14.440
‫اصلاً یاد نمی‌گیری ها، مگه نه؟

00:01:14.440 --> 00:01:17.480
‫الان این سنگ‌ها به چه کار میان؟

00:01:17.730 --> 00:01:19.950
‫درسته، فقط یه سنگ بارونه.

00:01:20.700 --> 00:01:22.410
‫ولی سنگ‌بارونی که بر حسب اتفاق...

00:01:22.910 --> 00:01:25.250
‫یه سنگ غیرمعمولی توش داره.

00:01:26.500 --> 00:01:28.380
‫پوشیده شده در ووکنِ شینزو،

00:01:28.380 --> 00:01:30.180
‫و تغییرشکل شبیه سنگ توسط کنگو،

00:01:30.180 --> 00:01:31.720
‫راهنمایی‌شده توسط محاسبات شیون،

00:01:31.720 --> 00:01:35.520
‫با گاز نانائو که بدنشو تقویت می‌کنه
‫ و همینطور پشیتبانی تارهام،

00:01:35.520 --> 00:01:41.070
‫و شمشیریه که توسط فوتابا
‫که زیر پاهاش شلیک شده.

00:01:44.120 --> 00:01:47.420
‫یه آرایش نفوذی که برای مقابله با
‫مواد منفجره زیرزمینی و سنگرها استفاده می‌شده.

00:01:47.420 --> 00:01:48.670
‫ریشه‌های ساکورا...

00:01:48.670 --> 00:01:50.840
‫و تایو پیشنهادش داد چون...

00:01:51.680 --> 00:01:52.760
‫کیوچیرو نی-سان!

00:01:54.930 --> 00:02:00.610
‫...مطمئن بود که یه‌چیزی
‫ زیر پای کاواشیتا درحال نگهداریه.

00:02:07.960 --> 00:02:12.220
‫این مأموریت چهارمه که
‫فقط خودم و خودت توش نقش داریم.

00:02:13.050 --> 00:02:17.190
‫بدون توجه سایر خانواده
‫قراره جسد مادرم رو بازپس بگیریم...

00:02:18.020 --> 00:02:23.200
‫و در اینجا، زمین یوزاکوراها که به‌دنیا اومده
‫به خاک بسپریمش.

00:02:25.660 --> 00:02:28.580
‫با چشمای تقویت‌شده‌م به‌زور می‌تونم ببینمشون.

00:02:29.290 --> 00:02:30.510
‫تارهای درخشان!

00:02:33.300 --> 00:02:34.510
‫اینا باید...

00:02:38.600 --> 00:02:40.570
‫همینطوره.

00:02:40.820 --> 00:02:45.990
‫تارهای قرمز... سومینین سخت ‌شده
‫ توسط خون یوزاکوراها.

00:02:46.490 --> 00:02:48.920
‫خون و قلب یوزاکوراها،

00:02:48.920 --> 00:02:52.630
‫که هیچ‌وقت حتی بعد مرگ از بین نمی‌رن،
‫برای بشریت به‌شدت قوی‌ان.

00:02:53.130 --> 00:02:57.310
‫ولی می‌شه ازشون به‌عنوان
‫ زیرساخت گسترش هازاکورا استفاده کرد.

00:02:57.850 --> 00:03:01.190
‫به منظور محافظت از هازاکورا و
‫ به‌دست آوردن قدرت پخش کردنش،

00:03:01.190 --> 00:03:05.070
‫بدن خودمو به بدن رئیس نهم متصل کرده بودم.

00:03:05.450 --> 00:03:09.120
‫اگه اینارو قطع کنی،
‫می‌تونی جریان سومینین رو متوقف کنی

00:03:09.120 --> 00:03:12.420
‫و قابلیت حفظ میزان هازاکورام رو ازم بگیری.

00:03:13.300 --> 00:03:14.760
‫می‌تونه نابودم کنه.

00:03:14.760 --> 00:03:17.560
‫برای انسان‌ها، نابودی این ساختار متبلورشده غیرممکنه.

00:03:18.060 --> 00:03:20.940
‫حتی اگه اتفاقی یه تار قطع بشه،

00:03:20.940 --> 00:03:24.280
‫سومینینی که به‌خاطرش تخلیه شده
‫به هوا واکنش نشون می‌ده،

00:03:24.280 --> 00:03:26.120
‫و انفجاری بزرگ به‌همراه داره.

00:03:26.450 --> 00:03:30.750
‫نه جسد تو و نه رئیس نهم، دو ثانیه هم دووم نمیاره.

00:03:48.450 --> 00:03:50.210
‫می‌دونم که شانسی ندارم!

00:03:50.710 --> 00:03:51.540
‫ولی...

00:03:56.510 --> 00:03:59.520
‫می‌تونم دوباره و دوباره از حدم عبور کنم!

00:04:00.430 --> 00:04:03.400
‫من از پیشت نمی‌رم.

00:04:04.230 --> 00:04:07.450
‫تا وقتی تو رو کنارم داشته باشم، موتسومی،

00:04:09.160 --> 00:04:12.750
‫هر چندبار هم که شده ازش عبور می‌کنم!

00:04:25.990 --> 00:04:27.200
‫سه بار.

00:04:27.200 --> 00:04:28.870
‫مأموریت تکمیل شد، ها؟

00:04:29.620 --> 00:04:34.630
‫به‌عنوان یه قدرت دفاعی،
‫سخت‌شدگی برای حملات ساده مناسب نیست.

00:04:35.300 --> 00:04:36.420
‫هرچند...

00:04:36.590 --> 00:04:39.640
‫دقیقاً برای همینه که
‫برای این مأموریت بخصوص...

00:04:40.260 --> 00:04:45.230
‫سخت‌ترین ضربه ممکنه،
‫که فقط تایو می‌تونه آزادش کنه.

00:04:46.280 --> 00:04:47.780
‫توی کاواشیتا تغییر صورت گرفته

00:04:48.360 --> 00:04:50.530
‫سطح هازاکوراش داره پایین می‌ره!

00:04:52.830 --> 00:04:55.500
‫نمی‌تونم بدنمو حفظ کنم.

00:04:55.500 --> 00:04:57.630
‫هازاکورا داره ازم بیرون می‌ریزه.

00:04:58.340 --> 00:04:59.720
‫چاره‌ای نیست.

00:04:59.720 --> 00:05:03.100
‫با قدرت باقی‌مونده‌م خودمو منفجر،
‫ و توی اقیانوس آزادش می‌کنم.

00:05:03.560 --> 00:05:06.320
‫اینطوری نقشه‌م، با اینکه ناتمومه،
‫موفقیت‌آمیز خواهد بود!

00:05:07.400 --> 00:05:08.280
‫خوب نیست!

00:05:12.290 --> 00:05:13.540
‫غلاف طوفان!

00:05:14.540 --> 00:05:16.880
‫انرژی توی انفجار رو مهر کردم.

00:05:17.380 --> 00:05:21.100
‫حالا قراره تقاص کاری که با خانواده‌م کردی رو پس بدی،

00:05:21.100 --> 00:05:22.430
‫کاواشیتا ماکوتو.

00:05:23.810 --> 00:05:24.940
‫پاکسازی!

00:05:25.770 --> 00:05:27.780
‫هازاکورای توی بدنتو سخت کردم.

00:05:28.280 --> 00:05:30.030
‫حالا دیگه نمی‌تونی منفجرش کنی!

00:05:31.410 --> 00:05:32.620
‫سینکرو.

00:05:33.450 --> 00:05:37.130
‫سومینینِ کاواشیتا رو تا 10% کاهش بده.

00:05:37.130 --> 00:05:38.300
‫ردیفه!

00:05:41.220 --> 00:05:42.600
‫چرخش افعی!

00:05:45.640 --> 00:05:49.650
‫با میزان یک درصد بر ثانیه اندازه‌شو
‫ تا حد معمول کم کن.

00:05:49.650 --> 00:05:50.530
‫اطاعت.

00:05:54.910 --> 00:05:55.750
‫پیله پوچ.

00:05:56.420 --> 00:05:59.340
‫تارهای میکروسکوپی بی‌شماری رو
‫ سرتاسر بدنت فرستادم،

00:05:59.340 --> 00:06:00.840
‫که به خودی خود بی‌ضررن.

00:06:01.130 --> 00:06:04.560
‫با این‌حال، وقتی تک‌تک سلول‌هات رو در بر بگیرن،

00:06:04.560 --> 00:06:06.850
‫راحت می‌تونن جرواجرت کنن.

00:06:12.070 --> 00:06:12.990
‫قبولش کن...

00:06:13.450 --> 00:06:15.200
‫حکمی که بهت تحمیل شده رو...

00:06:15.750 --> 00:06:17.330
‫با تمام بدنت قبول کن!

00:06:18.880 --> 00:06:20.130
‫ضربه صاعقه!

00:06:24.930 --> 00:06:28.860
‫تماماً بدنم از هم پاشیده.

00:06:32.740 --> 00:06:33.950
‫کاواشیتا-سان؟

00:06:35.830 --> 00:06:38.790
‫از قرار معلوم، روش تو جواب نداد، مگه نه؟

00:06:39.420 --> 00:06:41.170
‫زیادی مهربون بودی.

00:06:42.380 --> 00:06:43.760
‫گمونم درست می‌گی.

00:06:43.760 --> 00:06:45.560
‫ولی خیلی بهم خوش گذشت.

00:06:46.060 --> 00:06:49.190
‫ممنون که توی تمام این مدت تنهام نذاشتی.

00:06:49.650 --> 00:06:52.700
‫این منم که باید ازت تشکر کنم.

00:06:53.490 --> 00:06:57.080
‫حالا می‌تونم این دانش و نتایج سال‌ها تحقیقاتت رو

00:06:57.080 --> 00:06:58.870
‫به اون تحویل بدم.

00:06:59.540 --> 00:07:03.090
‫چیزی که بنیانگذاری کردی برای هیچ‌وپوچ نخواهد بود.

00:07:03.930 --> 00:07:05.090
‫صد سال.

00:07:05.600 --> 00:07:07.730
‫زمان کوتاه اما لذت‌بخشی بود.

00:07:08.230 --> 00:07:11.070
‫ممنونم... و همینطور...

00:07:12.190 --> 00:07:15.530
‫خدانگهدار، کاواشیتا-سان.

00:07:26.390 --> 00:07:29.430
‫هازاکورا و خروجی سومینین...

00:07:29.730 --> 00:07:30.770
‫متوقف شدن.

00:07:39.960 --> 00:07:41.630
‫کیوچیرو صحبت می‌کنه.

00:07:41.630 --> 00:07:43.880
‫کاواشیتا رو دستگیر کردیم.

00:07:43.880 --> 00:07:45.550
‫همگی بهم گزارش بدن.

00:07:45.840 --> 00:07:49.020
‫رین حرف می‌زنه. سوژه‌های آزمایشی رو نجات دادیم.

00:07:49.310 --> 00:07:53.230
‫هوتوکیاما صحبت می‌کنه.
‫هرچی ازشون مونده بود رو مهار کردیم.

00:07:55.990 --> 00:07:58.160
‫خیلی ازت ممنونم، موتسومی.

00:07:59.200 --> 00:08:01.830
‫نه، نه، تایو.

00:08:01.830 --> 00:08:03.630
‫منم که باید...

00:08:04.000 --> 00:08:05.380
‫خسته نباشی!

00:08:09.060 --> 00:08:10.930
‫مأموریت خط‌مقدم یوزاکوراها...

00:08:15.150 --> 00:08:16.450
‫تکمیل شد!

00:08:52.310 --> 00:08:54.770
‫ساحل زیباییه ها، نه؟

00:08:56.360 --> 00:08:57.490
‫مومو.

00:09:02.660 --> 00:09:05.080
‫به‌جای نجات دادن کاواشیتا،
‫وایسادی و تماشا کردی

00:09:05.080 --> 00:09:07.340
‫و تا باخت، می‌خوای از جزیره بری.

00:09:08.010 --> 00:09:09.930
‫عجب سنگدلی هستی.

00:09:12.810 --> 00:09:14.440
‫منکرش نمی‌شی؟

00:09:14.440 --> 00:09:15.900
‫خب، تعجبی هم نداره.

00:09:16.400 --> 00:09:19.660
‫از همون اول، نمی‌خواستی
‫ کاری بیشتر از نظاره کردن انجام بدی.

00:09:19.990 --> 00:09:22.160
‫تنها چیزی که برات مهمه...

00:09:22.750 --> 00:09:24.370
‫قلب ری‌ـه.

00:09:25.460 --> 00:09:28.260
‫اون مال دخترمه.
‫چرا ردش نمی‌کنی بیاد؟

00:09:28.590 --> 00:09:30.340
‫امکانش نیست.

00:09:30.340 --> 00:09:33.020
‫چون این متعلق به من و همسرمه.

00:09:33.810 --> 00:09:35.900
‫خب، بدم نمی‌گی.

00:09:37.570 --> 00:09:39.990
‫گمونم چاره‌ای جز بیخیال شدن نیست، ها؟

00:09:40.740 --> 00:09:43.750
‫تو خواب ببینی، پسر خیره‌سر!

00:09:44.580 --> 00:09:45.830
‫دا کاپو!

00:10:00.030 --> 00:10:03.200
‫حتی دافنه زمستونی‌م هم نمی‌تونه همه‌شو جذب کنه.

00:10:03.200 --> 00:10:04.330
‫قابل تحسینه.

00:10:05.290 --> 00:10:07.840
‫خاطره آخر خوبی بهم دادی.

00:10:09.420 --> 00:10:12.340
‫بدرود، پدر.

00:10:23.070 --> 00:10:24.660
‫لعنت بهت.

00:10:27.750 --> 00:10:29.210
‫گزارش حادثه...

00:10:29.500 --> 00:10:33.680
‫یکی از فرمانده‌های تشکیلات بی‌قانون تانپوپو،
‫کاواشیتا ماکوتو،

00:10:33.680 --> 00:10:36.560
‫در آزمایشگاه تحقیقاتی جزیره اسکلت دستگیر شد.

00:10:37.190 --> 00:10:38.430
‫او متهم به خرابی سلاح‌ها،

00:10:38.430 --> 00:10:41.100
‫سرقت و حبس، آزمایشات انسانی،

00:10:41.100 --> 00:10:42.150
‫و جرائم دیگر است.

00:10:42.740 --> 00:10:46.500
‫ما با سازمان جاسوسی، پلیس،
‫ و سازمان‌های دیگر دیدار داشتیم

00:10:46.500 --> 00:10:48.120
‫تا حکم وی را تعیین کنیم.

00:10:48.370 --> 00:10:49.960
‫سوژه‌های آزمایشی و زیردست‌های مسلح،

00:10:49.960 --> 00:10:52.220
‫از جمله رهبران گروه دشمن، نیجیبانا،

00:10:52.220 --> 00:10:56.220
‫پس از بررسی دقیق اتهامات و عذر موجه هر شخص،

00:10:56.220 --> 00:10:59.730
‫تحت نظارت و محافظت هر سازمان قرار خواهند گرفت.

00:11:00.060 --> 00:11:03.860
‫یک گزارش پرجزئیات و صورت‌حساب ضمیمه خواهد شد.

00:11:03.860 --> 00:11:05.240
‫لطفاً رسید را تأیید کنید.

00:11:07.540 --> 00:11:11.130
‫رئیس دهم خانواده یوزاکورا،
‫یوزاکورا موتسومی.

00:11:14.970 --> 00:11:17.520
‫ها؟ انقدر دیر شده؟

00:11:22.360 --> 00:11:24.320
‫کل شبو بیدار موندم.

00:11:43.690 --> 00:11:44.950
‫گیا!

00:11:45.360 --> 00:11:48.700
‫شرمنده، موتسومی.
‫از صد متری فهمیدم داری میای.

00:11:48.700 --> 00:11:49.910
‫جاسوس خودمی!

00:11:50.960 --> 00:11:52.750
‫بابت این هرس‌کاری‌ها ممنون.

00:11:52.750 --> 00:11:55.220
‫شرمنده، مطمئن نیستم اگه پیشکشم درست باشه،

00:11:55.220 --> 00:11:56.840
‫چون فقط تقلید کردم.

00:11:57.010 --> 00:11:58.850
‫کارت درسته.

00:11:58.850 --> 00:12:01.810
‫میخک آبی گل موردعلاقه من و مادرمه.

00:12:02.560 --> 00:12:04.780
‫حتی اگه فوت شده باشه،

00:12:05.150 --> 00:12:08.740
‫خون رئیس خانواده هیچ‌وقت از بین نمی‌ره و حس می‌شه.

00:12:09.410 --> 00:12:12.460
‫می‌تونم بفهمم که اون درست همینجاست.

00:12:14.050 --> 00:12:17.760
‫همچین مأموریت مهمی بود،
‫و شما از ماها مخفی نگهش داشتین.

00:12:18.930 --> 00:12:20.560
‫به‌عنوان پسر ارشد، این حق منه که مخفی-

00:12:20.560 --> 00:12:21.940
‫خفه، احمق بی‌شرف!

00:12:22.440 --> 00:12:24.150
‫واکنش‌ها بهش ناجور بود.

00:12:24.900 --> 00:12:27.570
‫پس گرفتن مادرت، کاواشیتا، سوژه‌های آزمایشی،

00:12:27.570 --> 00:12:29.870
‫توی همه‌شون موفق شدیم.

00:12:29.870 --> 00:12:32.580
‫ولی آخرشم نتونستیم چیزی درمورد پدرت بفهمیم.

00:12:33.420 --> 00:12:36.760
‫بهت قول می‌دم یه‌روز کار رو تموم کنم،
‫پس منتظر بمون، باشه؟

00:12:36.760 --> 00:12:39.010
‫اوهوم. ولی اول...

00:12:39.760 --> 00:12:44.020
‫باید به پدر، مادر، و برادرت ادای احترام کنم.

00:12:44.520 --> 00:12:45.480
‫درست می‌گی.

00:12:48.660 --> 00:12:49.490
‫تایو؟

00:12:51.660 --> 00:12:52.790
‫ممنونم.

00:12:53.670 --> 00:12:54.500
‫آره.

00:12:56.510 --> 00:13:01.010
‫و اینطوری از مأموریت جاسوسی‌مون

00:13:01.010 --> 00:13:03.390
‫به زندگی روزمره‌مون به‌عنوان یه خانواده برگشتیم.

00:13:17.170 --> 00:13:18.590
‫صبح به‌خیر...

00:13:19.130 --> 00:13:20.090
‫تایو.

00:13:24.900 --> 00:13:25.730
‫عه؟

00:13:26.900 --> 00:13:28.400
‫دیر کردی، دوماد!

00:13:29.110 --> 00:13:31.700
‫عــــــه؟

00:13:31.700 --> 00:13:33.830
‫بجنب، باید راه بیفتیم.

00:13:33.830 --> 00:13:35.920
‫ر ـ راه بیفتیم؟ کجا می‌ریم؟

00:13:36.330 --> 00:13:39.340
‫به مجلس عروسی سبک یوزاکورا، معلومه دیگه.

00:13:39.840 --> 00:13:41.800
‫مجلس عروسی؟

00:13:43.890 --> 00:13:45.560
‫خب، ازتون ممنونم که.

00:13:45.560 --> 00:13:51.280
‫امروز به مجلس عروسی یوزاکورا موتسومی
‫ و آسانو تایو تشریف آوردین.

00:13:51.280 --> 00:13:54.450
‫به‌جز کسانی که درحال‌حاضر دستگیر،
‫تبعید، یا بیمار هستن،

00:13:54.450 --> 00:13:58.670
‫واقعاً قدردانیم که شما رو اینجا می‌بینیم.

00:13:58.960 --> 00:14:01.840
‫امیدواریم تا لحظه آخر لذت ببرید.

00:14:03.560 --> 00:14:04.810
‫این چیه؟

00:14:04.810 --> 00:14:07.560
‫همونی که به‌نظر میاد، مجلس عروسی.

00:14:07.560 --> 00:14:09.110
‫البته برای این زمینه کاری.

00:14:09.780 --> 00:14:14.040
‫درست مثل رئسای تازه شرکت‌های معمولی
‫ که از همه دیدن می‌کنن،

00:14:14.040 --> 00:14:17.580
‫با این جشن می‌خوایم رئیس جدید یوزاکوراها
‫و شوهرشو به اشخاص زیرزمینی

00:14:17.580 --> 00:14:20.720
‫و کسایی که باهاشون معامله می‌کنیم، معرفی کنیم.

00:14:20.720 --> 00:14:25.270
‫خب، یه‌سریا قطعاً برای اون بخش معرفی اینجا نیست.

00:14:25.270 --> 00:14:26.560
‫اشکالش چیه.

00:14:27.060 --> 00:14:30.820
‫خودت می‌دونی همه چقدر توی این صنعت مشغله دارن.

00:14:30.820 --> 00:14:34.870
‫برای همین توی یه‌روز همه می‌تونن فراموش کنن طرف کی‌ان

00:14:34.870 --> 00:14:36.290
‫و فقط تفریح کنن.

00:14:36.580 --> 00:14:39.090
‫اگه از جونتون سیر نشدین،

00:14:39.090 --> 00:14:43.090
‫هرچی درباره رئیس مسیر بازار سیاه می‌دونین مُقُر بیاین.

00:14:43.090 --> 00:14:44.890
‫وگرنه یه‌راست رفتین هلفدونی.

00:14:44.890 --> 00:14:47.730
‫هی، بیخیال. می‌شه ول کنی؟

00:14:47.940 --> 00:14:50.480
‫با روش‌های عجیبی دارن تفریح می‌کنن.

00:14:51.610 --> 00:14:53.990
‫ولی ببخشید یهو اینطوری غافلگیرت کردم.

00:14:53.990 --> 00:14:56.580
‫همین امروز صبح تصمیم شد انجامش بدن.

00:14:56.580 --> 00:14:58.080
‫ا ـ امروز صبح؟

00:14:58.330 --> 00:15:00.500
‫یه کلاهبردار که دیروز از زندان آزاد شد،

00:15:00.500 --> 00:15:02.590
‫یه دکتر غیرقانونی که فردا جراحی داره،

00:15:02.590 --> 00:15:05.140
‫یه جاسوس آرتیست وسط سفرش به دور دنیا...

00:15:05.640 --> 00:15:08.560
‫وقتی توی دنیای زیرزمینی هستی،
‫برنامه‌ریزی این‌چیزا کار سختیه.

00:15:08.690 --> 00:15:10.770
‫کـ ـ که اینطور.

00:15:11.230 --> 00:15:15.030
‫همینطور اینکه،
‫ تازه مأمورت توی جزیره اسکلت رو تموم کردیم،

00:15:15.030 --> 00:15:16.700
‫زمانش به‌نظرمون خوب میومد.

00:15:17.870 --> 00:15:19.670
‫داماد تایو-سان؟

00:15:20.080 --> 00:15:24.380
‫پیرترین جاسوس فعال حال حاضر،
‫جناب فوما می‌خوان بهتون خوش‌آمد بگن.

00:15:25.680 --> 00:15:26.930
‫آ ـ آه...

00:15:27.890 --> 00:15:29.100
‫خـ ـ‌خیلی ممنو-

00:15:29.124 --> 00:15:36.124
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:15:36.370 --> 00:15:39.120
‫هدیه عروسی‌مو جاخالی می‌دی...

00:15:39.830 --> 00:15:41.590
‫کارت بد نیست!

00:15:41.790 --> 00:15:43.550
‫بابابزرگ! مامان‌بزرگ!

00:15:43.760 --> 00:15:46.470
‫خیلی شرمنده.
‫نمی‌تونست هیجانشو کنترل کنه.

00:15:46.470 --> 00:15:48.850
‫چندسال شده تغییرشکل نداده بودیم؟

00:15:48.850 --> 00:15:50.770
‫خب، مهمونیه دیگه، نمی‌تونستم مقاومت کنم.

00:15:50.770 --> 00:15:52.130
‫بالأخره ما باید...

00:15:52.130 --> 00:15:54.360
‫با کلی قصد کشت به نوه‌هامون تبریک بگیم.

00:15:54.360 --> 00:15:56.530
‫چه ترسناک! منظورشون چیه؟ چه ترسناک!

00:15:56.530 --> 00:15:59.330
‫توی دنیای زیرزمینی،
‫مهمونی برای جشن گرفتنه، ولی جایی هم هست

00:15:59.330 --> 00:16:01.670
‫که تعیین می‌کنه لایق هستی برات جشن بگیرن یا نه.

00:16:02.210 --> 00:16:06.340
‫به‌عنوان کسی که قراره خطرات همکاری رو
‫ باهاش سهیم باشی، ضعیف بودن معنی نداره.

00:16:06.340 --> 00:16:08.680
‫و این درمورد خانواده هم صدق می‌کنه.

00:16:09.060 --> 00:16:14.190
‫جایی که مورداعتماد بودنِ
‫رئیس سیستم رو آزمایش می‌کنه...

00:16:14.440 --> 00:16:16.820
‫مجلس عروسی سبک یوزاکوراست،
‫از رسم و رسومه.

00:16:17.200 --> 00:16:18.160
‫ماهی؟

00:16:18.450 --> 00:16:21.790
‫این لباس تبریکیه که
‫فرزند ارشد در مناسبت های شاد می‌پوشه.

00:16:21.790 --> 00:16:22.670
‫رسم و رسومه.

00:16:23.210 --> 00:16:26.380
‫نسبت به مأموریت جدی اون‌روزی تغییر زیادیه.

00:16:28.220 --> 00:16:30.020
‫به عبارتی، توی این مراسم،

00:16:30.020 --> 00:16:32.100
‫زندگی تو و موتسومی قراره وسط باشه

00:16:32.100 --> 00:16:35.360
‫در عین اینکه آزمایش می‌شین
‫ تا ببینن لایق متحد شدن هستین یا نه.

00:16:35.780 --> 00:16:39.030
‫مطمئن شین این مراسم به تشیع‌جنازه ختم نشه.

00:16:39.030 --> 00:16:43.500
‫اگه فقط می‌تونستی مومو رو توی مراسمِ ری بکشی...

00:16:43.710 --> 00:16:46.670
‫گمونم اونطوری دیگه توی این مخمصه نبودیم.

00:16:47.590 --> 00:16:49.970
‫هی، خنده‌دار نیستا! اصلاً‌ خنده‌دار نیست!

00:16:50.100 --> 00:16:51.930
‫به‌هرحال، قضیه از این قراره.

00:16:52.390 --> 00:16:55.070
‫ولی اصلاً فکر نکن می‌خوام سر به تنت نباشه،

00:16:55.070 --> 00:16:56.990
‫و این کراوات سیاه هم برای این نپوشیدم

00:16:56.990 --> 00:16:59.870
‫چون توی مراسم‌های ختم تن می‌کنن...

00:16:59.870 --> 00:17:02.410
‫تا فقط بخوام حالتو بگیرما، گرفتی؟

00:17:02.660 --> 00:17:05.380
‫اوه، پسر. چندوقتی می‌شد اینطوری نبود.

00:17:05.960 --> 00:17:07.920
‫من کسی‌ام که با تمام وجود از موتسومی محافظت می‌کنه.

00:17:07.920 --> 00:17:10.600
‫به عبارتی امروز بزرگ‌ترین طعمه...

00:17:10.600 --> 00:17:11.430
‫ها؟

00:17:11.430 --> 00:17:12.890
‫...تویی، تایو.

00:17:12.890 --> 00:17:14.560
‫خیلی مشخصه!

00:17:14.770 --> 00:17:17.480
‫خب دیگه، دوستان.
‫ایشون جایزه رو سرش داره،

00:17:17.480 --> 00:17:19.820
‫بهترین کادوی عروسی می‌شه، درست نمی‌گم؟

00:17:19.820 --> 00:17:21.490
‫پسر ارشد لاشی!

00:17:22.410 --> 00:17:25.670
‫با توئم، کیوچیرو.
‫دیگه کافیه.

00:17:26.090 --> 00:17:27.210
‫موتسومی؟

00:17:27.210 --> 00:17:28.380
‫نه، اون نیست.

00:17:30.010 --> 00:17:31.050
‫این...

00:17:31.970 --> 00:17:33.060
‫ما...

00:17:33.350 --> 00:17:34.770
‫مامان!

00:17:36.020 --> 00:17:37.400
‫مامان...

00:17:37.900 --> 00:17:41.660
‫چی داری فیلم می‌گیری، مامان؟
‫من که کاری نکردم.

00:17:42.160 --> 00:17:44.870
‫یه ویدئو برای مجلس عروسی موتسومی‌ـه.

00:17:45.370 --> 00:17:49.760
‫مطمئنم یه ریگی تو کفشت هست،
‫پس جلوجلو دعوات کردم.

00:17:50.010 --> 00:17:51.930
‫اون زمانیه که موتسومی دو سالش بود.

00:17:51.930 --> 00:17:54.220
‫پس من اینجا هفت سالمه، ها؟

00:17:54.480 --> 00:17:57.150
‫باورم نمی‌شه همچین فیلمی رو به‌جا گذاشته باشه.

00:17:58.190 --> 00:18:00.200
‫چی داری می‌گی، مامان؟

00:18:00.200 --> 00:18:05.210
‫من خیلی موتسومی رو دوست دارم.
‫عمراً توی مراسمش دردسر درست کنم.

00:18:05.210 --> 00:18:06.580
‫نی-چان!

00:18:07.380 --> 00:18:11.130
‫چون انقدر دوستش داری نگرانم.

00:18:13.600 --> 00:18:16.770
‫فوتابا! من نمی‌دونستم همچین ویدئویی وجود داره!

00:18:16.770 --> 00:18:18.060
‫معلومه که نمی‌دونستی.

00:18:18.360 --> 00:18:23.490
‫مامان اینو چندین سال پیش بهم داد تا نصیحتت کنه.

00:18:23.490 --> 00:18:26.790
‫آروم، آروم. حالا جات امنه، موتسومی.

00:18:26.790 --> 00:18:27.670
‫نه-سان!

00:18:27.670 --> 00:18:30.000
‫انگار اصلاً عوض نشدی، فوتابا نه-چان!

00:18:30.000 --> 00:18:31.220
‫شبیه روح می‌مونی.

00:18:31.220 --> 00:18:35.600
‫ولم کنین! موتسومی رو بهم پس بدین!

00:18:35.600 --> 00:18:38.100
‫و داداش یه‌ذره هم عوض نشده.

00:18:38.100 --> 00:18:39.310
‫منحرفه.

00:18:39.310 --> 00:18:40.360
‫هی، بیخیال.

00:18:40.360 --> 00:18:43.070
‫بچه‌ها، باهم دعوا نکنین.

00:18:43.570 --> 00:18:45.240
‫مامان.

00:18:58.520 --> 00:19:00.110
‫مامان.

00:19:05.620 --> 00:19:08.120
‫من هفت سالمه، پس خیلی قوی‌ام، می‌دونین دیگه؟

00:19:08.120 --> 00:19:10.630
‫چون پسر ارشدم! حالا موتسومی رو رد کنین بیاد!

00:19:10.750 --> 00:19:12.670
‫ما تو یه‌سال مأموریت رفتیم.

00:19:12.670 --> 00:19:14.340
‫اگه جرئت داری بیا جلو!

00:19:18.350 --> 00:19:20.730
‫بابت عروسی تبریک می‌گم، موتسومی.

00:19:20.730 --> 00:19:24.780
‫مطمئنم نسبت به الان اونجا خیلی شلوغ‌پلوغ‌تره.

00:19:25.490 --> 00:19:30.750
‫اصلاً معلوم نیست، شاید کیوچیرو بخواد شوهرتو بکشه.

00:19:30.750 --> 00:19:32.460
‫مامان خوب می‌دونه.

00:19:32.840 --> 00:19:36.180
‫می‌دونی، اون‌روزی بابات چیزی نمونده بود
‫خودشو به کشتن بده.

00:19:36.180 --> 00:19:38.930
‫همین باعث شد فکر کنم خودم اونقدری وقت ندارم،

00:19:38.930 --> 00:19:41.440
‫سر همین خواستم این ویدئو رو زودتر بگیرم.

00:19:41.900 --> 00:19:44.700
‫همچین چیزای ترسناکی رو داره همینطوری می‌گه.

00:19:44.700 --> 00:19:46.910
‫و حقیقت هم که از اون بدتره.

00:19:46.910 --> 00:19:50.370
‫اصلاً نمی‌دونم الان چطوری باید حرف بزنم.

00:19:50.620 --> 00:19:54.880
‫شرمنده که همه‌تونو
‫ به همچین خانواده پرهرج‌ومرجی آوردم.

00:19:54.880 --> 00:19:58.930
‫ولی می‌دونین چیه؟
‫زمانی که باهاتون گذروندم خیلی خوشحالم کرد.

00:19:59.890 --> 00:20:03.070
‫می‌خوام شما هم خانواده‌ای داشته باشین
‫ که همچین حسی بهتون بده.

00:20:03.610 --> 00:20:05.990
‫آرزوی من براتون اینه.

00:20:07.200 --> 00:20:08.490
‫مامان.

00:20:08.830 --> 00:20:11.080
‫و حالا، شوهر موتسومی.

00:20:11.960 --> 00:20:14.130
‫ممنون که موتسومی رو انتخاب کردی.

00:20:14.630 --> 00:20:18.640
‫حمایت کردنش توی سرنوشتی که داره،
‫به‌شدت کار سختیه...

00:20:19.430 --> 00:20:22.310
‫ولی روت حساب کردم که مراقب دخترم باشی.

00:20:28.490 --> 00:20:29.330
‫بله!

00:20:35.420 --> 00:20:37.550
‫عین شوهرش رفتار می‌کنه!

00:20:37.550 --> 00:20:40.100
‫خب چون شوهره، اونی-چان!

00:20:40.100 --> 00:20:41.180
‫موتسومی اونه-چان!

00:20:41.180 --> 00:20:43.310
‫فکر کنم بیشتر از این نتونیم وقت بخریم.

00:20:45.070 --> 00:20:46.030
‫خیلی‌خب.

00:20:48.320 --> 00:20:53.250
‫خب، همگی، ازتون ممنونم که امروز اومدید.
‫واقعاً ازتون متشکریم.

00:20:53.750 --> 00:20:56.800
‫به‌عنوان رئیس دهم خانواده یوزاکورا،

00:20:56.800 --> 00:20:59.340
‫تلاشمو می‌کنم تا از خانواده جاسوسی یوزاکورا

00:20:59.340 --> 00:21:04.060
‫که توسط رئیس پیشین، مادرم به‌جا مونده محافظت کنم.

00:21:04.310 --> 00:21:06.860
‫پس خواهش می‌کنم به حمایت از ما ادامه بدید.

00:21:15.330 --> 00:21:17.800
‫و حالا، خانم‌ها و آقایون،
‫لطفاً بلند شید.

00:21:17.800 --> 00:21:19.970
‫درحالی که ما فصلی جدید در زندگی‌مون رقم می‌زنیم،

00:21:19.970 --> 00:21:23.640
‫لطفاً با باران گلوله ما رو بدرقه کنید.

00:21:26.150 --> 00:21:27.860
‫هــــــــا؟!

00:21:28.240 --> 00:21:32.290
‫آخرسر عروس و دوماد در حین شلیک گلوله‌ها
‫ از بین صندلی‌ها رد می‌شن.

00:21:32.290 --> 00:21:34.790
‫اینم یه رسم و رسوم دیگه
‫ از مجلس عروسی سبک یوزاکوراست.

00:21:35.080 --> 00:21:37.760
‫به رسم و رسوم‌تون اعتراض دارم!

00:21:38.420 --> 00:21:39.630
‫نگران نباش.

00:21:40.510 --> 00:21:42.680
‫همه ازمون محافظت می‌کنن.

00:21:42.680 --> 00:21:44.140
‫خب، زودباش بریم!

00:21:45.140 --> 00:21:47.650
‫هنوزم روت حساب کردما، تایو.

00:21:51.370 --> 00:21:52.200
‫آره!

00:21:52.224 --> 00:22:01.224
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:01.248 --> 00:22:11.248
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:12.200 --> 00:22:15.450
‫برای موتسومی، من...

00:22:16.670 --> 00:22:17.920
‫و خانواده یوزاکورا...

00:22:21.050 --> 00:22:22.680
‫این فصل جدیدمون بود.

00:00:11.160 --> 00:00:13.950 position:80% line:20%
‫تکمیل مأموریت/مهمانی

00:00:11.160 --> 00:00:13.950 position:20% line:20%
‫نقشه بیست و هفتم