﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:07.980 --> 00:00:12.440
‫و برای همین میخوام ازت نظر بگیرم، تروپیکالسک.

00:00:12.860 --> 00:00:17.870
‫اول بگم چیزی که روی شاهدخت زیبا قرار داره،
‫نفرین نیست.

00:00:18.030 --> 00:00:19.990
نفرین نیست؟

00:00:20.370 --> 00:00:23.750
.به اون زن یک موهبت داده شده

00:00:24.120 --> 00:00:29.300
.زیبایی اون که همه رو مسحور میکنه ذاتیه

00:00:29.300 --> 00:00:32.920
.این زیبایی صرفاً نمایان شده

00:00:34.180 --> 00:00:35.470
نمایان، ها؟

00:00:36.010 --> 00:00:38.430
.بیشتر از این مخالفت نمیکنم

00:00:38.430 --> 00:00:42.180
‫اما فکر میکنم حریفیه که نباید
‫با شکم خالی باهاش روبه‌رو شد.

00:00:42.560 --> 00:00:44.600
.قبلاً تصمیمم رو گرفتم

00:00:44.890 --> 00:00:48.560
‫اون زن اولین چیزیه که وارد شکم خالی من میشه.

00:00:50.520 --> 00:00:52.230
.متوجه شدم

00:00:52.690 --> 00:00:59.450
‫پس من هم درمورد اینکه راهی هست یا نه، تحقیق میکنم.

00:01:03.200 --> 00:01:07.370
.اگرچه بعد از اون، دو بار دیگه هم بی‌احتیاطی کردم

00:01:07.370 --> 00:01:12.340
.به شاهدخت زیبا حمله کردم و جونم رو از دست دادم

00:01:13.380 --> 00:01:16.300
‫همونطور که از اسمم پیداست، «سویساید مستر».

00:01:24.350 --> 00:01:26.850
.بعد از پنج مرگ کاملاً برام روشنه

00:01:27.480 --> 00:01:32.940
.آماده کردن این خوراک، اقدامات جدی‌تری می‌طلبه

00:01:33.730 --> 00:01:36.860
.باید طرز فکرم رو تغییر بدم

00:01:37.820 --> 00:01:43.200
‫و بدین‌ترتیب، شاهدخت زیبا،
‫کاری میکنم که طرز فکر تو هم تغییر کنه.

00:01:43.830 --> 00:01:48.080
،پس یعنی برای اینکه بتونی من رو بخوری

00:01:48.080 --> 00:01:54.210
باید طرز فکر خودم هم عوض بشه، سویساید مستر؟

00:01:54.800 --> 00:02:03.010
‫انگار شرایطی که در اون قرار داری،
‫ بیشتر از نفرین جادوگر، در زیبایی خودت ریشه داره.

00:02:03.390 --> 00:02:10.230
‫پس اقدامات متقابل نباید علیه جادوگر،
‫بلکه دربرابر زیبایی خودت صورت بگیره.

00:02:11.810 --> 00:02:13.270
،به بیان دیگه

00:02:13.400 --> 00:02:18.110
‫صرفاً کافیه زیبا نباشی. دارم اینو میگم.

00:02:19.740 --> 00:02:22.490
.میتونی وانمود کنی که اینطوریه

00:02:23.330 --> 00:02:25.450
وانمود؟

00:02:26.160 --> 00:02:31.040
.ساده بگم، تظاهر کن یه فرد شرور هستی

00:02:32.210 --> 00:02:34.170
.بدجنس باش

00:02:41.890 --> 00:02:44.180
.این رفتار فایده نداره

00:02:44.510 --> 00:02:49.230
.از این به بعد وقتی توی فکر فرو میری، دست‌به‌سینه شو

00:02:49.980 --> 00:02:52.310
دست‌به‌سینه؟

00:02:52.940 --> 00:02:57.320
‫از این به‌بعد لباس‌هایی برات میارم
‫که طرح جلف‌تری داشته باشن.

00:02:57.860 --> 00:03:00.570
.و باید غذاتو با دست بخوری

00:03:00.820 --> 00:03:02.700
بـ-با دست؟

00:03:03.160 --> 00:03:07.200
...و-ولی، سویساید مستر، اینجانب

00:03:07.330 --> 00:03:11.580
*.و این «واتاکشی» گفتنت رو کنار بذار، شاهدخت آسرولا

00:03:12.000 --> 00:03:15.250
.از این به‌بعد خودت رو «واشی» خطاب کن

00:03:15.790 --> 00:03:18.090
و-واشی، ها؟

00:03:23.140 --> 00:03:24.350
.متوجه شدم

00:03:24.890 --> 00:03:27.100
.نه، فهمیدم

00:03:27.640 --> 00:03:29.100
...از این به بعد، اینجانب

00:03:29.100 --> 00:03:34.610
.نه، من... تلاشم رو میکنم تا رفتارم ناپسند به‌نظر بیاد

00:03:35.190 --> 00:03:36.190
.انجامش میدم

00:03:37.780 --> 00:03:43.700
‫شاید بهتر باشه اسمت رو هم از «شاهدخت آسرولا»
‫که باشکوه و کیوته تغییر بدم.

00:03:44.280 --> 00:03:45.950
.انگار نظر خاصی نداری

00:03:49.790 --> 00:03:55.880
‫شاید بهتره یه اسم مناسب‌تر برای این گزینه‌ی منو پیدا کنم.

00:03:57.720 --> 00:04:03.470
نفرین
‫برای شاهدخت زیبا که نفرین شده
‫تا به زیبایی ظاهری محدود نباشه،

00:04:03.680 --> 00:04:06.970
.زشتی سطحی ایجاد کردید

00:04:06.970 --> 00:04:12.390
‫در این موقعیت، بیشتر از اینکه یک تناقض باشه،
‫طعنه‌آمیز به‌نظر میاد.

00:04:17.020 --> 00:04:18.730
سویساید مستر؟

00:04:22.570 --> 00:04:25.280
.به‌نظر میاد که دوباره مردم

00:04:25.280 --> 00:04:27.410
.انگار از گرسنگی بوده

00:04:27.830 --> 00:04:29.200
...نکنه

00:04:29.200 --> 00:04:32.660
وقتی حواسم نبود دوباره از گرسنگی مردید؟

00:04:33.330 --> 00:04:38.880
بگذریم، تروپیکالسک. جمع‌آوری اطلاعاتت به نتیجه‌ای رسید؟

00:04:39.170 --> 00:04:42.380
.نه، خیلی عذر میخوام، سویساید مستر

00:04:42.550 --> 00:04:45.550
.به‌هرحال تمام شهروندان پادشاهی ریشه‌کن شده ان

00:04:46.970 --> 00:04:48.890
...قصد دارم از این پس

00:04:48.890 --> 00:04:52.560
‫دامنه‌ی جمع‌آوری اطلاعات رو به خارج از قلمرو گسترش بدم.

00:04:52.770 --> 00:04:57.810
‫حقیرانه فکری هم به خاطرم رسید
‫که از زادگاه شاهدخت زیبا دیدن کنم.

00:05:24.220 --> 00:05:26.430
سو-سویساید مستر؟

00:05:26.630 --> 00:05:28.050
!مگه احمقی؟

00:05:28.050 --> 00:05:32.310
‫بعد از این همه چرا میخوای
‫زندگی خودت رو به این راحتی دور بندازی؟

00:05:32.560 --> 00:05:35.230
.سوءتفاهم پیش اومده، سویساید مستر

00:05:35.230 --> 00:05:36.600
...نه

00:05:36.600 --> 00:05:38.980
.اشتباه برداشت کردی، سویساید مستر

00:05:39.190 --> 00:05:45.610
.اینجانب، نه، من قصد نداشتم خودم رو بکشم. نخواستم

00:05:45.610 --> 00:05:50.570
...اما فکر کردم اگه یکی از چشمام رو دربیارم، خب

00:05:50.570 --> 00:05:55.500
‫بله. مثل یه دزد دریایی میشم
‫و ظاهرم مقبولیت بیشتری پیدا میکنه.

00:05:56.080 --> 00:05:57.250
.دیگه اینکارو نکن

00:05:58.620 --> 00:06:01.840
.تلاشت رو تحسین میکنم، اما چنین انتظاری نداشتم

00:06:02.210 --> 00:06:04.090
چـ-چرا؟

00:06:04.630 --> 00:06:07.930
،چه بخوای مقبولیت به‌دست بیاری چه لاف بزنی

00:06:07.930 --> 00:06:11.550
.باز هم قراره جعلی باشه، باز هم باید تظاهر کنی

00:06:12.300 --> 00:06:14.680
اگه واقعاً آسیب ببینی چی؟

00:06:15.220 --> 00:06:20.270
‫اون موقع با آدمایی که جونشون رو
‫به خاطر تو فدا کردن فرقی نداری.

00:06:20.440 --> 00:06:25.780
‫برای اینکه دیگه شاهدخت زیبا نباشی،
‫نباید چیزی رو قربانی کنی.

00:06:26.150 --> 00:06:30.280
.این مثل همون تلاش برای حل مشکل با مردنه

00:06:30.570 --> 00:06:31.990
.درسته

00:06:32.200 --> 00:06:33.780
.همینطوره

00:06:34.450 --> 00:06:37.250
.عذر میخوام، سویساید مستر

00:06:37.250 --> 00:06:42.040
‫پشیمانم. همینطوره.
‫لطفاً من رو ببخشید.

00:06:43.630 --> 00:06:48.800
‫حرف زدنت هم دوباره به هم ریخته.
‫نه، اصلاً به هم ریخته نیست.

00:06:49.010 --> 00:06:50.260
.همینطوره

00:06:50.720 --> 00:06:51.800
.درسته

00:06:52.340 --> 00:06:55.140
.شرمنده، سویساید مستر

00:06:56.770 --> 00:06:59.190
.به‌هم ریخته اما با نظم

00:06:59.440 --> 00:07:02.310
.نمیشه حس زیبایی شناسی یک هنرمند رو پنهان کرد

00:07:03.310 --> 00:07:04.820
هنوز راه زیادی برای رفتن داره

00:07:06.360 --> 00:07:08.820
چه چیزی خنده داره؟

00:07:09.070 --> 00:07:12.870
.چیزی نیست. داشتم بهت یه مثال نشون میدادم

00:07:13.070 --> 00:07:17.330
.مثالی بی‌نقص از خنده‌ی خفن و متمایز

00:07:19.290 --> 00:07:21.750
تاحالا تو زندگیت نخندیدی؟

00:07:22.250 --> 00:07:26.500
.اگه بی‌دلیل بخندم یک کشور به نابودی کشیده میشه

00:07:26.840 --> 00:07:33.840
‫پس شاهدخت آسرولا، از این به بعد میتونی
‫طوری که نشونت دادم بخندی.

00:07:36.350 --> 00:07:38.720
‫اونطوری؟ همون «کا»؟

00:07:39.060 --> 00:07:40.980
.درسته. همینطوری

00:07:46.320 --> 00:07:50.820
.همین خوبه. کسی برای چنین خنده‌ای نمیمیره

00:07:51.860 --> 00:07:53.450
.خیلی ممنونم

00:07:53.660 --> 00:07:56.200
.نه... بدک نیست

00:08:05.540 --> 00:08:06.250
.آخ

00:08:11.010 --> 00:08:13.430
سوختگی

00:08:11.010 --> 00:08:18.280
سالم

00:08:11.380 --> 00:08:16.760
‫با اینکه مجبور شدم شاهدخت آسرولا رو هل بدم،
‫حتی یه خراش هم برنداشتم.

00:08:27.480 --> 00:08:30.400
.به‌نظر میاد که دوباره مردم

00:08:30.650 --> 00:08:35.410
دور از چشم من چند بار مردید؟

00:08:35.700 --> 00:08:37.830
.الان نمیتونم جا بزنم

00:08:37.990 --> 00:08:43.040
‫کافیه یه‌مقدار دیگه صبر کنم،
‫بعدش میتونم از یه وعده‌ی غذایی لذیذ لذت ببرم.

00:08:43.540 --> 00:08:45.580
.گستاخی من رو ببخشید

00:08:45.580 --> 00:08:51.050
اما نکنه به اون انسانی که ازش مراقبت کردید وابسته شدید؟

00:08:51.380 --> 00:08:52.920
منظورت چیه؟

00:08:53.420 --> 00:09:01.180
‫میپرسم آیا قصد دارید شاهدخت زیبا رو به‌عنوان حیوان خانگی
‫تا همیشه در قلعه‌ی اجساد نگهداری کنید؟

00:09:01.390 --> 00:09:03.850
.لطفاً بهم بگید که اینطور نیست

00:09:05.900 --> 00:09:09.690
‫این چیزا اهمیتی نداره. یالا بهم گزارش بده.

00:09:10.650 --> 00:09:12.940
.به نتیجه‌ای نرسیدم

00:09:13.280 --> 00:09:20.200
‫همونطور که گفتم. از مرز عبور کردم
‫و به زادگاه شاهدخت زیبا هم سر زدم.

00:09:20.660 --> 00:09:25.960
‫اما نتونستم اقدامی انجام بدم.
‫تقریباً هیچ شایعه‌ای هم به‌دست نیاوردم.

00:09:26.460 --> 00:09:28.210
‫گفتی «تقریباً هیچ».

00:09:28.790 --> 00:09:32.050
به این معنی نیست که حداقل چیزی یاد گرفتی؟

00:09:32.210 --> 00:09:34.720
.خب، فقط یه مقدار

00:09:35.090 --> 00:09:40.720
‫اما چیزی بیشتر از یک داستان احمقانه نیست
‫و ارزش گزارش دادن به شما رو نداره.

00:09:40.930 --> 00:09:44.020
داستان؟ مشکلش کجاست؟

00:09:44.140 --> 00:09:48.020
.شاهدخت زیبا هم یک داستان بود. یالا تعریف کن

00:09:48.440 --> 00:09:51.400
.یک داستان به‌خصوص نبود

00:09:51.400 --> 00:09:55.320
.صرفاً یک افسانه‌ی رایج در جامعه‌ی بشری

00:09:56.490 --> 00:09:59.160
...به‌نظر از گذشته مشخص شده که

00:09:59.160 --> 00:10:03.910
‫تنها راه برداشتن نفرین از یک شاهدخت،
‫بوسه‌ی یک شاهزاده ست.

00:10:08.170 --> 00:10:12.170
.چیزی که تروپیکالسک گفت اونقدرا بعید نیست

00:10:12.420 --> 00:10:17.930
‫بهتره فعلاً احتمالات رو باز نگه دارم،
‫از جمله احساسات خودم رو.

00:10:19.300 --> 00:10:20.890
...اما راستی

00:10:21.850 --> 00:10:27.230
.زمان خوبیه که برای نام جدیدش تصمیم بگیرم

00:10:27.980 --> 00:10:33.820
‫برای اون زن که قلبی زیبا و درخشان مانند یک کاتانا داره...

00:10:34.070 --> 00:10:37.400
چه نامی شایسته خواهد بود؟

00:10:38.530 --> 00:10:40.160
.آه، فهمیدم

00:10:40.450 --> 00:10:45.330
،فکر کردن به بوسه‌ای که نفرین رو برداره هنوز مضحکه

00:10:45.330 --> 00:10:49.420
‫اما به‌عنوان یک خرافه یا برای دفع شر،

00:10:49.420 --> 00:10:56.210
‫شاید خوب باشه این کلمه رو در جایی از اسمش قرار بدم.

00:11:02.680 --> 00:11:05.220
.به‌نظر میاد که دوباره مردم

00:11:05.850 --> 00:11:06.970
.از گرسنگی

00:11:07.220 --> 00:11:10.730
.مثل همیشه از زمان مرگم چیز زیادی یادم نمیاد

00:11:10.730 --> 00:11:17.440
.اما انگار اخیراً شبی دو یا سه مرتبه از گرسنگی میمیرم

00:11:46.890 --> 00:11:48.770
.سویساید مستر

00:11:49.350 --> 00:11:51.060
.لازم نیست چیزی بگی

00:11:51.480 --> 00:11:58.070
‫به زندگی برمیگرده؟
‫آخه مثل تو خون‌آشامه.

00:11:58.570 --> 00:12:02.320
این شخص به زودی به زندگی برمیگرده، نه؟

00:12:04.410 --> 00:12:07.580
.اون خون‌آشامی شبیه من نیست

00:12:07.950 --> 00:12:09.290
.یه انسان سابق بود

00:12:09.290 --> 00:12:13.790
.قدرت حیات و بازیابیش با سطح من فاصله‌ی زیادی داشت

00:12:14.040 --> 00:12:15.500
...اما

00:12:16.460 --> 00:12:18.170
.سویساید مستر

00:12:18.380 --> 00:12:22.840
‫این یعنی اگه تو هم به مردن ادامه بدی،
‫درنهایت برای همیشه خواهی مرد؟

00:12:23.430 --> 00:12:26.680
.آره. نمیتونم تاابد به مردن ادامه بدم

00:12:28.560 --> 00:12:29.600
.از اینجا میرم

00:12:29.720 --> 00:12:33.350
.وایسا. طبیعه که جونم رو برای خوراکم به خطر بندازم

00:12:33.640 --> 00:12:37.360
.و مرگ تروپیکالسک هم تقصیر تو نیست

00:12:37.770 --> 00:12:42.860
‫نه. اگه پام رو اینجا نمیذاشتم،
‫اون شخص هنوز زنده بود.

00:12:44.910 --> 00:12:47.240
.به‌نظر متوجه شدی

00:12:47.740 --> 00:12:50.950
.پس بااجازه، سویساید مستر

00:12:51.370 --> 00:12:53.830
.فکر میکنم دیگه هرگز همدیگه رو نبینیم

00:12:55.290 --> 00:12:56.130
.فهمیدم

00:12:56.880 --> 00:12:57.840
.مشکلی نیست

00:12:58.210 --> 00:13:00.170
‫دیگه جلوتو نمیگیرم. هرکاری خواستی بکن.

00:13:00.500 --> 00:13:03.470
‫ولی قبلش کمی صبر کن.

00:13:03.470 --> 00:13:07.430
.نمیخوام درحالی که غذا میخورم حرکت کنی

00:13:08.430 --> 00:13:09.450
شاهدخت
‫ﺗ
‫ﺮ
‫ﻭ
‫ﭘ
‫ﯿ
‫ﮑ
‫ﺎ
‫ﻟ
‫ﺴ
‫ﮏ
‫ﻫ
‫ﻮ
‫ﻡ
‫ﺍ
‫ﯾ
‫ﺩ
‫ﮒ
‫ﺳ
‫ﺘ
‫ﻨ
‫ﮕ
‫ﺰ

00:13:09.930 --> 00:13:12.180
.نمیخوام روی خوراک ارزشمندم پا بذاری

00:13:14.310 --> 00:13:17.230
.تنها کسی که اجازه داره روی اون قدم بذاره من هستم

00:13:21.690 --> 00:13:22.190
قر چ قر چ قر چ قر چ
ملچ ملچ ملچ ملچ
هورت هورت هورت هورت

00:13:23.190 --> 00:13:24.700
قورت قورت قورت قورت

00:13:29.700 --> 00:13:33.210
سر ریه کبد انگشت
دست چشم معده
سینه قلب زبان
شانه گوش پا
مو گردن
بازو پلک
بینی لب

00:13:33.540 --> 00:13:39.920
‫با خوردنش، مرگ اون شخص
‫دیگه بیهوده و بی‌معنا نیست.

00:13:40.250 --> 00:13:43.210
...مرگ شخصی که من کشتم

00:13:44.840 --> 00:13:48.390
‫شرمنده منتظرت گذاشتم، شاهدخت آسرولا.
‫دیگه میتونی راه بیفتی.

00:13:48.720 --> 00:13:52.470
‫زیاد به اینکه دیگه همدیگه رو نمیبینیم فکر نکن.

00:13:53.270 --> 00:14:00.650
‫حالا که از خوردن تروپیکالسک سیر شدم،
‫به‌راحتی میتونم چند بار دیگه بمیرم.

00:14:00.900 --> 00:14:04.990
‫اگه یه روز از سفرت خسته شدی،
‫میتونی هرموقع خواستی بهم سر بزنی.

00:14:07.320 --> 00:14:10.490
‫سویساید مستر، ازت خواهشی دارم.

00:14:12.030 --> 00:14:14.200
.لطفاً من رو به خون‌آشام تبدیل کن

00:14:16.040 --> 00:14:17.290
مطمئنی؟
نه، عقلت سر جاشه؟

00:14:19.120 --> 00:14:22.500
.بله. میخوام تبدیل به یه خون‌آشام بشم

00:14:24.130 --> 00:14:30.140
‫درحال‌حاضر راهی برای متوقف کردن کسایی که
‫میخوان زندگیشون رو به من تقدیم کنن نمیشناسم.

00:14:30.340 --> 00:14:33.140
.شاید چنین راهی وجود نداشته باشه

00:14:33.510 --> 00:14:39.270
‫میخوام حداقل زندگی‌هایی که به من پیشکش میشه رو بپذیرم.

00:14:40.520 --> 00:14:42.940
.نمیخوام مرگشون بیهوده باشه

00:14:43.690 --> 00:14:47.190
.هرچیزی رو که بکشم میخورم

00:14:47.360 --> 00:14:49.950
.میخوام همه‌شون رو بخورم

00:14:54.450 --> 00:14:58.330
.خواهش میکنم. لطفاً من رو به خون‌آشام تبدیل کن

00:14:59.710 --> 00:15:03.460
.لطفاً خونم رو بنوش، سویساید مستر

00:15:04.460 --> 00:15:06.960
متوجهی که چه اتفاقی برات میفته؟

00:15:07.630 --> 00:15:11.050
.دیگه هرگز نمیتونی زیر نور آفتاب قدم بذاری

00:15:11.300 --> 00:15:14.760
.کاملاً آگاهم و باز هم این رو ازت میخوام

00:15:15.100 --> 00:15:17.020
.دیگه انسان نخواهی بود

00:15:17.220 --> 00:15:18.730
.متوجهم

00:15:18.730 --> 00:15:21.900
.کاملاً آگاهم و باز هم این رو ازت میخوام

00:15:24.060 --> 00:15:26.110
.خواسته‌ت رو متوجه میشم

00:15:26.110 --> 00:15:29.530
‫فکر میکنم باشکوهه و میخوام درخور پاسخ بدم.

00:15:30.280 --> 00:15:31.160
...پس

00:15:32.410 --> 00:15:33.660
.اما ممکن نیست

00:15:34.070 --> 00:15:39.960
‫به همون دلیل که نمیتونم تو رو بخورم،
‫ نمیتونم تو رو به خدمتکار خودم تبدیل کنم.

00:15:40.660 --> 00:15:45.750
.چون باید نیش‌هام رو عمیقاً درون پوست لطیفت فرو کنم

00:15:46.340 --> 00:15:50.590
حتی اگه خودم بخوام، باز هم ممکن نیست؟

00:15:50.590 --> 00:15:52.050
.ممکن نیست

00:15:52.050 --> 00:15:59.600
‫بخوام رک بگم، احساسات تو، اراده‌ی تو
‫و خواست تو ذره‌ای اهمیت ندارن.

00:16:04.650 --> 00:16:09.110
سویساید مستر، گفتی اراده‌ی من اهمیتی نداره، نه؟

00:16:10.650 --> 00:16:16.620
‫یادت میاد زمانی که به نادانی سعی کردم
‫چشم خودم رو سوراخ کنم؟

00:16:16.950 --> 00:16:23.040
‫اون زمان شمعدان رو ازم گرفتی
‫و من رو به روی تخت هل دادی.

00:16:23.540 --> 00:16:25.210
.آه، درسته

00:16:25.830 --> 00:16:27.340
خب که چی؟

00:16:27.550 --> 00:16:30.090
فکر میکنی چرا تونستی من رو به کنار هل بدی؟

00:16:30.550 --> 00:16:34.680
میگی چرا؟ چون روی تخت نرم هلت دادم، اینطور نیست؟

00:16:35.260 --> 00:16:39.600
.چون تو آسیبی ندیدی من هم آسیبی ندیدم

00:16:40.100 --> 00:16:41.850
.اما من آسیب دیدم

00:16:42.310 --> 00:16:43.600
.درد زیادی حس کردم

00:16:45.020 --> 00:16:49.360
‫حتی هنوز جای دستت واضحا وسط سینه‌ام باقی مونده.

00:16:53.610 --> 00:16:55.780
.تمام این مدت درموردش فکر کردم

00:16:55.780 --> 00:17:00.490
.اما حالا براساس چیزی که گفتی یک نظریه دارم

00:17:02.410 --> 00:17:07.330
‫اگه اراده‌ی من اهمیت نداشته باشه
‫و اراده‌ی اطرافیانم مهم باشه.

00:17:08.750 --> 00:17:15.050
‫اون زمان وقتی بهم هجوم آوردی...

00:17:15.050 --> 00:17:19.180
‫احساس من برای سوراخ کردن چشمم بی‌اهمیت شد
‫و اون عمل «حمله» به حساب نیومد.

00:17:19.680 --> 00:17:26.440
‫به‌بیان دیگه، اگه به‌خاطر من
‫و با فکر من، من رو بخوری...

00:17:29.820 --> 00:17:33.570
.این آماده‌سازی مناسب برای خوراک خواهد بود

00:17:44.960 --> 00:17:50.540
‫شاید بی‌تجربه باشم، اما خودم رو دراختیارت قرار میدم،
‫سویساید مستر.

00:17:52.130 --> 00:17:55.050
‫جرئتی داری که یه بی‌تجربه هرگز نخواهد داشت.

00:17:55.670 --> 00:17:58.550
.واقعاً حیفه که انسان باقی بمونی

00:17:58.640 --> 00:18:02.100
‫تمام تلاشم رو میکنم
‫تا انتظارات شما رو برآورده کنم، اراباب من.

00:18:02.600 --> 00:18:04.600
...فقط به این خاطر که قراره خدمتکارم باشی

00:18:04.600 --> 00:18:08.730
.لازم نیست اینطوری باهام حرف بزنی، شاهدخت آسرولا

00:18:09.230 --> 00:18:11.980
.برده‌داری رو از تروپیکالسک به بعد منسوخ میکنم

00:18:12.270 --> 00:18:15.190
.اون آخرین برده‌ی من بود

00:18:15.320 --> 00:18:16.820
.که اینطور

00:18:17.070 --> 00:18:20.700
پس باید چی صدات بزنم؟

00:18:21.330 --> 00:18:24.250
.مثل همیشه، سویساید مستر کافیه

00:18:24.790 --> 00:18:27.960
.البته اگه هردومون از این ماجرا زنده بیرون بیایم

00:18:28.460 --> 00:18:32.210
‫به‌هرحال، تا زمانی که خدمتکار من هستی،

00:18:32.210 --> 00:18:35.460
.میخوام خون‌آشامی باشی که بتونم بهش افتخار کنم

00:18:35.970 --> 00:18:38.130
.گفتارت به شکوه سابقش برگشته

00:18:39.050 --> 00:18:42.640
خنده‌ی متمایزی که بهت یاد دادم چی شد؟

00:18:42.760 --> 00:18:44.600
.د-درسته

00:18:46.520 --> 00:18:50.270
‫اصلاً مضطرب نیستم.
‫نه، استرس ندارم.

00:18:50.270 --> 00:18:55.570
.اینجانب... من بهت باور دارم. اینطوریاست

00:18:55.650 --> 00:19:00.450
باور؟

00:19:00.700 --> 00:19:05.080
‫مطمئنم که باور داشتن به مردم یه فضیلته.
‫اما من انسان نیستم.

00:19:05.080 --> 00:19:06.330
.هیولا ام

00:19:08.540 --> 00:19:14.340
‫من هم میخوام همون هیولا بشم.
‫میخوام شبیه تو بشم.

00:19:14.710 --> 00:19:21.470
‫درست مثل تو، خون‌آشامی خفن، قَدَر،
‫همینطور مهربان و زیبا.

00:19:24.720 --> 00:19:26.720
.مطمئنم میتونی

00:19:27.100 --> 00:19:28.980
.شاهدخت آسرولا

00:19:31.270 --> 00:19:34.730
.کیس‌شات آسرولا اوریون هارت آندر بلید

00:19:36.110 --> 00:19:38.740
.این نام تو خواهد بود، کیس‌شات

00:19:39.200 --> 00:19:44.240
‫تمام افرادی که به‌خاطرت میمیرن رو بخور،
‫انگار که داری اونا رو میبوسی.

00:19:44.620 --> 00:19:47.410
‫بعد از اینکه به زندگی ابدی دست پیدا کنی
‫و برای مدت زیادی زنده باشی،

00:19:47.410 --> 00:19:52.630
.شاید روزی با یک شاهزاده‌ی شایسته ملاقات کنی

00:19:53.460 --> 00:19:57.630
.کیس‌شات آسرولا اوریون هارت آندر بلید

00:19:59.420 --> 00:20:02.380
.ستایشش میکنم، سویساید مستر

00:20:03.260 --> 00:20:06.260
.دستوپیا ویرتوسو سویساید مستر

00:20:08.890 --> 00:20:10.430
.عالیه

00:20:10.890 --> 00:20:12.520
.خیلی خوشحالم

00:20:12.770 --> 00:20:18.650
‫به‌سختی تلاش میکنم تا شایسته‌ی تو
‫و نامی که به من دادی باشم.

00:20:19.240 --> 00:20:21.950
.بله. سخت‌کوش باش

00:20:23.700 --> 00:20:27.200
.حالا که حرف سخت‌کوشی پیش اومد، این آخرین درس منه

00:20:27.950 --> 00:20:30.160
.وقتی واقعاً خوشحال بودی، اینطور بخند

00:20:30.180 --> 00:20:37.180
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:03.070 --> 00:21:04.490
.نوش جان
(بون‌اپتی)

00:21:18.960 --> 00:21:23.970
‫(نیش‌هام رو در کتف کیس‌شات فرو کردم)
‫طوری که انگار چیز خاصی نبود.
‫میکشم و میخورم. میکشم و عشق می‌ورزم.

00:21:24.430 --> 00:21:28.680
.خوردن و عاشق بودن به یک معنی هستند

00:21:41.150 --> 00:21:45.910
‫و بدین‌ترتیب، دختر نجیب‌زاده‌ای
‫که زمانی لائورا نامیده میشد،

00:21:46.280 --> 00:21:49.780
‫شاهدختی که زمانی شاهدخت زیبا نامیده میشد،

00:21:49.950 --> 00:21:55.460
‫به خون‌آشامی با نام کیس‌شات آسرولا
‫اوریون هارت آندر بلید تبدیل شد.

00:21:56.040 --> 00:22:00.040
‫همونطور که از قبل طرح ریخته شده بود،
‫به هیولایی تبدیل شد که انسان‌ها رو میخوره.

00:22:00.040 --> 00:22:02.380
.من هم هنوز زنده ام

00:22:02.670 --> 00:22:07.470
‫آخرش نفهمیدم وابستگی من به اون از روی چی بود.

00:22:07.470 --> 00:22:14.100
‫هرگز نمیفهمم دوستی، محبت یا صرفاً شهوت بوده.

00:22:14.980 --> 00:22:18.310
‫اما از اونجایی که اشتها نبوده،

00:22:18.310 --> 00:22:22.980
‫یا بهتره بگم حتی اگه به‌خاطر اون هم نبوده باشه،
‫همه‌چیز خوب پیش رفت پس اهمیتی نداره.

00:22:23.320 --> 00:22:25.490
.خاطره‌ی خوشمزه‌ای هم بود

00:22:25.860 --> 00:22:30.740
‫به‌هرحال، این داستان مربوط به ششصد سال پیشه.

00:22:30.870 --> 00:22:33.580
.دیگه راهی برای کشف حقیقت وجود نداره

00:22:35.370 --> 00:22:38.290
‫از کارهایی که بعد از اون انجام داد فقط شایعاتی شنیدم.

00:22:39.000 --> 00:22:42.920
‫اما همونطور که پیش‌بینی کرده بودم
‫تبدیل به خون‌آشام باشکوهی شد.

00:22:43.130 --> 00:22:47.510
.خون‌آشام آهنین اراده، آتیشین مزاج و یخین دل

00:22:47.510 --> 00:22:50.760
.کیس‌شات آسرولا اوریون هارت آندر بلید

00:22:51.010 --> 00:22:55.470
‫با مو و چشمان طلایی،
‫سلاخ و پادشاه ناهنجاری‌ها.

00:22:55.720 --> 00:22:57.940
مطمئناً حداقل یه‌بار درمورد شنیدی، نه؟

00:22:58.560 --> 00:23:02.900
‫اخیراً شایعه‌ای شنیدم که کیس‌شات بالأخره...

00:23:02.900 --> 00:23:07.990
‫در جزیره‌ای در خاور دور،
‫از متخصصین قاتل خون‌آشام شکست خورده.

00:23:08.400 --> 00:23:13.580
‫اما نه، فکر میکنم این یه خبر دروغ و بی‌اعتباره.

00:23:13.580 --> 00:23:15.700
.چنین شایعه‌ای رو باور نمیکنم

00:23:15.870 --> 00:23:18.460
،به‌هیچ‌وجه نگرانش نیستم

00:23:18.870 --> 00:23:23.460
اما چه‌طوره که بعد از ششصد سال برم و بهش سر بزنم؟

00:23:24.670 --> 00:23:26.340
.هردو زنان بزرگی هستیم

00:23:26.460 --> 00:23:30.930
‫مطمئنم هردو افسانه‌های خفن و قدری
‫برای گفتن به همدیگه انباشته کردیم.