﻿WEBVTT

00:00:04.670 --> 00:00:05.880
‏‏"‏‏ دیگه کافیه ‏‏"‏‏ ؟

00:00:06.630 --> 00:00:10.050
آقای اسکوالد ‏‏،‏‏ منظورتون از این حرف چیه ؟‏‏!‏‏؟

00:00:10.940 --> 00:00:15.050
یعنی اینکه دیگه لازم نیست به تحقیقاتت ادامه بدی ‏‏.‏‏

00:00:15.850 --> 00:00:17.600
یه لحظه اجازه بدید ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

00:00:17.600 --> 00:00:20.560
این درست که پرونده ی مربوط به کارل نیومن خاتمه یافت و ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

00:00:20.560 --> 00:00:22.350
معلوم شد که پسر شماست ‏‏.‏‏

00:00:22.350 --> 00:00:25.270
بابت زحماتی که کشیدی ممنونم ‏‏.‏‏

00:00:25.480 --> 00:00:28.130
ام ‏‏-‏‏ نه ‏‏،‏‏ یه لحظه به حرفم گوش بدید ‏‏!‏‏

00:00:28.130 --> 00:00:30.880
اين پرونده هنوز تکميل نشده ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

00:00:30.900 --> 00:00:34.200
هنوز کاملاً مشخّص نشده که ادموند فارن ‏‏،‏‏ کسی که ادّعا میکرد پسر شماست ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

00:00:34.200 --> 00:00:36.590
خودکشی کرده باشه ‏‏.‏‏

00:00:36.590 --> 00:00:40.540
هنوز هویّت شخصی که با اون در ارتباط بوده
و تحریکش میکرده نامشخّصه ‏‏.‏‏

00:00:40.540 --> 00:00:43.040
برای من همه چیز حل و فصل شده ‏.‏

00:00:47.630 --> 00:00:49.800
پدرجان ‏،‏ چای آمادست ‏.‏

00:00:50.630 --> 00:00:51.800
ممنون ‏.‏

00:00:52.340 --> 00:00:54.510
اه سلام ‏.‏

00:00:59.560 --> 00:01:01.220
نمیخوای به ما ملحق بشی ؟

00:01:01.220 --> 00:01:03.390
نه ‏،‏ خیلی ممنون ‏.‏

00:01:03.390 --> 00:01:05.100
وظیفت رو بخوبی انجام دادی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:05.100 --> 00:01:07.810
صورتحساب رو برام بفرست ‏.‏

00:01:09.360 --> 00:01:11.190
چه هوای خوبیه ‏،‏ مگه نه ؟

00:01:11.190 --> 00:01:12.610
آره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:12.610 --> 00:01:13.900
یوهان هم اینجاست ‏.‏

00:01:15.150 --> 00:01:16.280
واقعاً ؟

00:01:16.280 --> 00:01:18.780
یوهان اومده اینجا ؟‏!‏؟

00:01:22.370 --> 00:01:28.000
اون پیرمرد تنها و بی احساس که به حرف هیچ کس اعتماد نمیکرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:28.000 --> 00:01:32.750
یعنی بخاطر پیداشدن پسرش اینقدر تغییر کرده و رفتارش مهربانانه شده ؟‏!‏؟

00:01:33.710 --> 00:01:35.710
با اون لبخند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:35.710 --> 00:01:39.760
باورم نمیشه این آدم همون شخصی باشه که بهش ‏"‏ بایرن ومپایر ‏"‏ میگند ‏!‏

00:01:40.590 --> 00:01:44.450
‏"‏ واقعاً ؟ یوهان هم اومده اینجا ؟‏!‏؟ ‏"‏

00:02:01.000 --> 00:02:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:03:24.100 --> 00:03:27.770
قسمت بیست و هشتم‏:‏ تنها یک پرونده بود

00:03:24.520 --> 00:03:28.960
واقعاً دنبال چنین سگی افتادی و سعی داری پیداش کنی ؟‏!‏؟

00:03:28.960 --> 00:03:29.460
آره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:29.980 --> 00:03:34.260
احتمالاً شوهر سابق موکّلم بعد از طلاق اونو دزدیده ‏.‏

00:03:35.860 --> 00:03:39.810
خیلی جالبه ‏،‏ این مسئله ی حضانت سگ ها هم خودش دردسریه ‏!‏

00:03:39.810 --> 00:03:41.100
دقیقاً ‏!‏

00:03:42.100 --> 00:03:44.650
اگه اجازه بدی میخوام کمی شراب بخورم ‏.‏

00:03:45.190 --> 00:03:46.480
بفرمائید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:46.480 --> 00:03:48.360
همین آب برای من کافیه ‏.‏

00:03:49.190 --> 00:03:52.150
با اینکه بهم گفتی از کارت خلاص شدی و فعلاً وقتت آزاده ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:52.150 --> 00:03:56.110
هنوزم اجازه ندادی که وسوسه ی الکل دوباره اذیّتت کنه ‏.‏

00:03:56.110 --> 00:03:58.370
اوهوم ‏،‏ دیگه باهاش کنار اومدم ‏.‏

00:03:58.950 --> 00:04:00.580
‏"‏ کنار اومدی ‏"‏ ؟

00:04:00.580 --> 00:04:03.370
هنوزم چیزی وجود داره که نگرانت میکنه ؟‏!‏؟

00:04:03.790 --> 00:04:08.460
راستش حالا که وقتم آزاد شده ‏،‏ یسری کارهای احمقانه انجام میدم ‏!‏

00:04:08.460 --> 00:04:09.460
هـــا ؟

00:04:09.460 --> 00:04:14.510
زمانی که کاراگاه بودم مجموعه ای ساخته بودم از تمام پرونده هایی که ناتمام باقی موندند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:14.510 --> 00:04:16.390
الان اونو بررسی میکنم ‏.‏

00:04:16.640 --> 00:04:18.430
که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:18.430 --> 00:04:21.140
وقتی بهشون نگاه میکنی چه حسّی داری ؟

00:04:21.640 --> 00:04:23.560
حس شرمندگی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:23.560 --> 00:04:24.940
یه پرونده ی قتل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:24.940 --> 00:04:27.190
یه پرونده ی دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:27.190 --> 00:04:31.440
وقتی به جنایتکارانی فکر میکنم که خیلی راحت و بدون دغدغه خارج از زندان دارند زندگی میکنند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:31.440 --> 00:04:34.030
از خودم خجالت میکشم ‏.‏

00:04:34.030 --> 00:04:35.990
حس میکنم عاجز و ناتوان بودم ‏.‏

00:04:36.410 --> 00:04:38.410
تو لیاقت و توانایی داشتی ‏.‏

00:04:38.410 --> 00:04:39.700
ولی ریچارد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:39.700 --> 00:04:44.680
تو سعی میکردی سخت تلاش کنی و وابستگی شدیدی به اون پرونده ها داشتی ‏.‏

00:04:44.680 --> 00:04:49.060
به خودت تلقین میکردی که حتّی در خواندن ذهن قاتلین هم ناتوانی و همین باعث ناامیدی و سرخوردگی میشد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:49.460 --> 00:04:51.090
بعدشم رفتم سراغ الکل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:51.420 --> 00:04:52.960
دقیقاً ‏.‏

00:04:54.420 --> 00:04:55.760
ببخشید دیر شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:55.760 --> 00:04:57.130
بلأخره غذا رسید ‏!‏

00:05:02.640 --> 00:05:06.020
بهرحال ‏،‏ فکرنکنم کار غلط و اشتباهی باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:07.140 --> 00:05:10.580
منظورم مرور و بررسی همون مجموعه ی پرونده های ناتمامه ‏.‏

00:05:11.020 --> 00:05:13.730
فقط اعصابم رو بیشتر خورد میکنه ‏.‏

00:05:13.730 --> 00:05:15.440
نه ‏،‏ این حرف رو نزن ‏.‏

00:05:15.440 --> 00:05:18.280
دوست دارم بهم بگی که چی تو ذهنت میگذره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:18.280 --> 00:05:21.120
وقتی بهشون دوباره نگاه میکنی و اونارو بررسی میکنی ‏.‏

00:05:21.530 --> 00:05:26.910
تو در حالت مستی ‏،‏ به اون پسرجوونی که قاتل سریالی بود شلیک کردی و اونو کشتی ‏.‏

00:05:26.910 --> 00:05:31.080
الان بهترین فرصت برای روبروشدن با حقیقت و درک اونه ‏،‏

00:05:31.080 --> 00:05:33.300
ولی تو هنوزم ازدستش فرار میکنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:33.300 --> 00:05:37.510
هنوزم نمیخوای به خاطر بیاری لحظه ای که داشتی ماشه رو فشار میدادی چی تو ذهنت میگذشته ‏.‏

00:05:40.680 --> 00:05:42.680
پس هنوزم اونو میبینی ‏،‏ درسته ؟

00:05:42.680 --> 00:05:44.970
منظورم روح همون پسرست ‏.‏

00:05:45.890 --> 00:05:47.020
آره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:47.980 --> 00:05:49.770
زمانی که همه چیز آشکار بشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:49.770 --> 00:05:52.480
وقتی روشنایی روز همه چیزو در بر بگیره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:53.270 --> 00:05:55.900
اون روح هم از بین میره ‏.‏

00:06:29.940 --> 00:06:33.860
گفتی ‏"‏ زمانی که روشنایی روز همه چیزو در بر بگیره ‏"‏ ؟‏!‏؟

00:06:36.110 --> 00:06:38.440
‏"‏ پرونده ی قتل حسابدار ‏،‏ آقای هولمِر ‏"‏

00:06:38.960 --> 00:06:43.430
قربانی حادثه ‏،‏ آقای یوآخیم هولمِر ‏،‏ با سعی و تلاش در زمینه ی شغلی خودش آدم موفّقی بود ‏.‏

00:06:43.430 --> 00:06:46.700
از اون آدمایی نبود که با کسی خصومت یا مشکلی داشته باشه ‏.‏

00:06:47.490 --> 00:06:49.430
با اینحال با ضربات چاقو بقتل رسیده ‏.‏

00:06:49.430 --> 00:06:51.680
بابت دزدی هم هیچ مدرکی دیده نشده ‏.‏

00:06:53.080 --> 00:06:55.540
پرونده ی قتل ‏"‏ نِدای الهی ‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:55.540 --> 00:06:58.170
مقتولین ‏،‏ یه پیشخدمت کهنه کار و یه راننده بودند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:58.980 --> 00:07:06.180
در هر دو صحنه ی جرم ‏‏،‏‏ پیغامی مرموز ازطرف قاتل روی دیوار نوشته شده بود ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏
‏‏"‏‏ من ندای الهی را شنیدم ‏‏.‏‏ ‏‏"‏‏

00:07:08.240 --> 00:07:11.140
‏"‏ پرونده ی قتل رئیس کمپانی دولناچ ‏"‏

00:07:11.140 --> 00:07:14.440
جسد آقای روتو گاکوشی یکی از ثروتمندان مشهور شهر بایرن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:14.440 --> 00:07:17.570
در جنگل هارت هورس پیدا شده است ‏.‏

00:07:20.280 --> 00:07:22.900
‏"‏ پرونده ی قتل خانواده ی اسپیلِرز ‏"‏

00:07:22.900 --> 00:07:27.450
اجساد غرق شده ی این زن و شوهر میانسال در قسمت بالایی رودخانه ی ‏"‏ ایسار ‏"‏ پیدا شده است ‏.‏

00:07:27.450 --> 00:07:31.410
بررسی ها درمورد ارتباط این قتل با پرونده ی قتلهای زنجیره ای زنان میانسال هنوزم ادامه دارد ‏.‏

00:07:31.870 --> 00:07:36.420
دکتری ژاپنی که بعنوان مظنون اصلی این پرونده شناخته میشود ‏،‏ هنوزم تحت تعقیب است ‏.‏

00:07:37.630 --> 00:07:38.920
عجیبه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:42.300 --> 00:07:47.140
هرچی به تعداد پرونده های ناتموم اضافه میشد ‏،‏ منم بیشتر سمت الکل و مشروبات میرفتم ‏.‏

00:07:47.140 --> 00:07:49.680
ولی الان ‏،‏ همه چی فرق کرده ‏.‏

00:07:50.560 --> 00:07:52.020
جالبه ‏!‏

00:07:52.020 --> 00:07:54.230
درست شبیه حرفی که دکتر بهم گفت ‏.‏

00:07:54.230 --> 00:07:57.610
دارم روی موضوع فکر میکنم بدون اینکه تحت تأثیر چیزی قرار بگیرم ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:02.360 --> 00:08:04.420
صبرکن ببینم ‏!‏

00:08:04.420 --> 00:08:05.160
فکرکن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:06.280 --> 00:08:07.910
فکرکن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:39.330 --> 00:08:40.110
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:40.440 --> 00:08:43.610
اون لحظه به چه چیزی فکر میکردی ؟

00:08:43.610 --> 00:08:46.240
خب راستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:46.240 --> 00:08:48.370
داشتم به یه موضوعی فکرمیکردم ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:48.780 --> 00:08:53.660
همون موقع روح اون پسر جلوی چشمات نمایان شد و همه چیز از ذهنت پرید ‏،‏ درسته ؟

00:08:53.660 --> 00:08:54.620
آره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:55.370 --> 00:08:57.080
اینقدر ذهنت رو درگیر نکن ‏.‏

00:08:57.080 --> 00:09:00.840
بلأخره دیر یا زود ‏،‏ متوّجه میشی که داشتی به چی فکر میکردی ‏.‏

00:09:07.650 --> 00:09:09.890
یعنی داشتم به چی فکر میکردم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:09:09.890 --> 00:09:15.640
مطمئنّم که اون یه سرنخ مهم برای حل یکی از همون پرونده های ناتموم بوده  ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:22.480 --> 00:09:23.320
خیالات برم داشته ‏!‏

00:09:32.450 --> 00:09:33.290
کی اونجاست ؟

00:09:36.500 --> 00:09:37.000
کی اونجاست ؟‏!‏؟

00:09:37.790 --> 00:09:39.210
واسه چی منو تعقیب میکنی ؟

00:09:45.510 --> 00:09:47.550
دقیقاً شبیه همون لحظه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:47.880 --> 00:09:49.090
اون موقع هم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:49.090 --> 00:09:50.390
داشتم داخل چنین کوچه ای می دویدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:50.720 --> 00:09:52.390
تا گیرش بندازم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:11.590 --> 00:10:13.300
دکتر معذرت میخوام که اینوقت شب مزاحمتون شدم ‏.‏

00:10:13.910 --> 00:10:17.580
مهم نیست ‏،‏ پس بلأخره تصمیم گرفتی همه چیزو بهم بگی ‏.‏

00:10:17.580 --> 00:10:18.910
خب شروع کن ‏.‏

00:10:20.120 --> 00:10:23.670
همون لحظه ‏،‏ ‏"‏ اونو ‏"‏ درون اون جوون قاتل دیدم ‏.‏

00:10:24.670 --> 00:10:27.300
همونجا بود که فهمیدم چنین چیزی در این دنیا وجود داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:28.260 --> 00:10:30.780
شیطان واقعی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:30.780 --> 00:10:32.530
بخاطر همین ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:32.530 --> 00:10:34.280
بخاطر همینم من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:35.310 --> 00:10:36.680
بهش شلّیک کردم و کشتمش ‏.‏

00:10:37.850 --> 00:10:40.350
خوبه ‏،‏ همین که بهم گفتی بهترین کاره ‏.‏

00:10:40.350 --> 00:10:44.080
مطمئنّاً الان وجدانت هم راحت و آروم شده ‏.‏

00:10:44.080 --> 00:10:45.630
یه چیز دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:45.630 --> 00:10:46.790
الان یادم اومد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:48.460 --> 00:10:51.450
اون چیزی که اون روز داشتم بهش فکر میکردم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:51.450 --> 00:10:56.200
تمام اون پرونده های ناتمومی که روی اعصابم راه میرفتند ‏،‏ در واقع ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:56.830 --> 00:10:59.410
فقط یک پرونده بودند ‏.‏

00:11:04.130 --> 00:11:06.960
دکتر گیلِن عزیز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:07.670 --> 00:11:10.900
کتابی که برایم فرستاده بودید خواندنی و لذّتبخش بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:10.900 --> 00:11:13.260
‏"‏ مختصری از روانشناسی جنایی تِرنسِندِنتال ‏"‏

00:11:13.930 --> 00:11:16.760
با دقّت آنرا مطالعه و بررسی کردم ‏.‏

00:11:16.760 --> 00:11:21.620
زمانی که هنوزم استاد دانشگاه دوسلدورف بودم ‏،‏ یکی از دانشجویانم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:21.620 --> 00:11:26.940
مقاله ای شبیه به این موضوع را برایم نوشته بود که از خواندن آن نیز بینهایت لذّت برده بودم ‏.‏

00:11:27.820 --> 00:11:30.190
از این گذشته ‏،‏ دگتر گیلن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:30.190 --> 00:11:36.680
به خاطر دارم که شما بهم گفته بودید زمانی که با ‏"‏ پیتر جورگِنز ‏"‏ قاتل سریالی گفتگو میکردید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:36.680 --> 00:11:38.700
اون به شما گفته که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:38.700 --> 00:11:44.730
بخاطر سفارش ها و دستورات یکی از دوستانش ‏،‏ افراد زیادی را بقتل رسانده است ‏.‏

00:11:44.730 --> 00:11:50.570
از آنجایی که حافظه ام زیاد مرا یاری نمی کند ‏،‏ اگر امکان دارد دوباره کامل برایم توضیح بدهید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:50.590 --> 00:11:54.470
نام دوست جورگِنز چه بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:12:01.310 --> 00:12:02.730
‏"‏ پانویس ‏"‏

00:12:03.160 --> 00:12:07.980
شما یکی از دانشجویان با استعداد من بودید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:07.980 --> 00:12:13.490
امّا بخاطر دارم غیر از خودتان ‏،‏ دانشجوی دیگری هم بود که برای کسب رتبه ی اوّل با شما رقابت نزدیکی داشت ‏.‏

00:12:13.740 --> 00:12:16.740
او بعدها رشته ی جرّاحی مغز و اعصاب را انتخاب نمود ‏،‏

00:12:16.740 --> 00:12:20.920
ولی هم اکنون به عنوان مظنون اصلی پرونده ی قتلهای سریالی شناخته میشود ‏.‏

00:12:20.920 --> 00:12:25.790
اگر درموردش چیزی میدانید حتّی مواردی جزئی و کم اهمّیت ‏،‏ لطفاً برایم بنویسید ‏.‏

00:12:25.790 --> 00:12:28.000
اینکه چجور آدمی بوده و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:28.590 --> 00:12:31.710
در حال حاضر کجاست ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:12:31.710 --> 00:12:34.760
منظورم شخصی بنام دکتر تنماست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:36.050 --> 00:12:38.260
شما همون کاراگاه قبلی هستید ‏.‏

00:12:38.890 --> 00:12:42.350
درسته ‏،‏ ولی الان فقط یه کاراگاه خصوصی معمولی هستم ‏.‏

00:12:43.390 --> 00:12:45.940
میدونم که خیلی براتون دردناکه ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:45.940 --> 00:12:52.990
امکانش هست درمورد پرونده ی قتل ‏"‏ نِدای الهی ‏"‏ که مادرتون هم یکی از قربانیان بود ‏،‏ چندتا سوال بپرسم ؟

00:12:53.440 --> 00:12:54.990
البته ‏!‏

00:12:54.990 --> 00:12:59.870
بعد از گذشت چهار سال از اون حادثه ‏،‏ پلیس هنوزم در تحقیقاتش به نتیجه ای نرسیده ‏.‏

00:13:01.120 --> 00:13:02.580
اسکوالد ؟

00:13:03.660 --> 00:13:08.380
تا جایی که یادمه ‏،‏ مادرتون مستخدم و خانه دار ایشون بودند درسته ؟

00:13:09.040 --> 00:13:12.670
بله ولی این موضوع برای بیست سال پیشه ‏.‏

00:13:12.670 --> 00:13:15.380
دلیل خاصّی داشتند که دیگه کارشون رو ادامه ندادند ؟

00:13:15.380 --> 00:13:18.340
بیشتر بخاطر مریض احوالیش بود ‏،‏

00:13:18.340 --> 00:13:22.220
برای همینم فقط برای خونه های اطراف همینجا کار میکرد ‏.‏

00:13:22.720 --> 00:13:26.230
یعنی دیگه با آقای اسکوالد رابطه یا دیداری نداشتند ؟‏!‏؟

00:13:27.100 --> 00:13:28.440
نه اینطور نبود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:28.440 --> 00:13:31.610
مادرم بینهایت عاشق شعر و ادبیات بود ‏،‏

00:13:31.610 --> 00:13:36.650
و قبل اینکه آقای اسکوالد بینایی خودشون رو از دست بده ‏،‏ خیلی وقتها باهمدیگه مشاعره میکردند ‏.‏

00:13:39.410 --> 00:13:42.620
لطفاً همراهم بیائید ‏.‏

00:13:46.000 --> 00:13:48.040
خودتون یه نگاهی بندازید ‏.‏

00:13:48.040 --> 00:13:51.130
تمام اینا منو یاد مادرم میندازند ‏،‏ برای همینم تمام این مدّت ازشون نگهداری کردم ‏.‏

00:13:52.270 --> 00:13:57.760
تمام کتابهای شعری که داخل کتابخونست ‏،‏ هدایایی ست که آقای اسکوالد به مادرم داده ‏.‏

00:14:01.760 --> 00:14:05.890
باورم نمیشه که کاراگاه و افسر مسئول پرونده ی قتل رئیس کمپانی دولناچ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:05.890 --> 00:14:07.980
الان فقط یه کاراگاه خصوصیه ‏.‏

00:14:08.730 --> 00:14:12.940
از اونجایی که شما منشی مخصوص ایشون بودید ‏،‏ میخواستم چندتا سوال ازتون بپرسم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:12.940 --> 00:14:15.480
درمورد اشخاصی که با ایشون خصومت یا کینه ای داشتند ‏.‏

00:14:15.960 --> 00:14:18.150
منظورتون دشمنان ایشونه ؟‏!‏؟

00:14:18.150 --> 00:14:22.220
قبلاً هم بهتون گفتم که تعداد دقیقی ازشون ندارم ‏،‏ نگفتم ؟

00:14:22.220 --> 00:14:25.510
لیست تمام کمپانی هایی که توسّط آقای گاکوشی رو به ورشکستگی پیش رفتند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:25.510 --> 00:14:28.410
باید قبلاً توسّط پلیس تجزیه و تحلیل شده باشه ‏.‏

00:14:28.830 --> 00:14:33.670
یه آدم ثروتمند و بانفوذ دیگه هم در شهر بایرن وجود داره ‏،‏ درسته ؟

00:14:33.670 --> 00:14:35.130
چه رابطه ای بین این دو نفر وجود داشته ؟

00:14:35.880 --> 00:14:38.130
منظورتون آقای اسکوالده ؟

00:14:39.470 --> 00:14:41.800
اونا رقبای ابدی همدیگه بودند ‏.‏

00:14:43.600 --> 00:14:45.260
یعنی شما نمیدونید ؟

00:14:46.600 --> 00:14:50.730
اسکوالد قبلاً دوبار ورشکست شده بوده ‏.‏

00:14:51.190 --> 00:14:56.780
دوّمین ورشکستگی ایشون بخاطر رقابت و کشمکش شدیدی بوده که بین این دونفر جریان داشته ‏.‏

00:14:57.360 --> 00:15:00.990
به عبارت دیگه ‏،‏ اسکوالد از آقای گاکوشی شکست بدی خورد ‏.‏

00:15:01.360 --> 00:15:05.160
البته باید بگم که ایشون توسّط آقای اسکوالد مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفتند ‏.‏

00:15:05.160 --> 00:15:07.290
اونا از همدیگه متنفّر بودند ؟

00:15:07.290 --> 00:15:08.200
دقیقاً ‏!‏

00:15:08.930 --> 00:15:13.710
مخصوصاً زمانیکه در جشن یا مهمونی باهم روبرو میشدند اوضاع بدتر هم میشد ‏.‏

00:15:13.710 --> 00:15:16.750
اون دونفر همیشه عاشق بحثها و مشاجره های تندخویانه بودند ‏.‏

00:15:16.750 --> 00:15:18.130
واقعاً اون دوتا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:15:18.130 --> 00:15:21.090
بله ‏،‏ همون دو شخص بی عاطفه و سنگدل ‏.‏

00:15:21.760 --> 00:15:25.530
اون دونفر تنها کسانی بودند که ساعتها بحث میکردند و خسته هم نمیشدند ‏.‏

00:15:25.530 --> 00:15:27.600
بیشتر از اینکه رقیب همدیگه باشند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:28.100 --> 00:15:31.140
میشه گفت باهم دوست و رفیق بودند ‏.‏

00:15:56.840 --> 00:15:57.800
مگه کوری ؟‏!‏؟

00:16:03.800 --> 00:16:05.300
هانس رو میگی ؟

00:16:05.300 --> 00:16:06.800
خیلی خوب میشناسمش ‏.‏

00:16:07.510 --> 00:16:12.560
اون یکی از دو قربانی ماجرای قتل ‏"‏ ندای الهی ‏"‏ بود ‏.‏

00:16:12.560 --> 00:16:15.730
آدم خوبی بود ‏،‏ وقتی مرد خیلی ناراحت شدم ‏.‏

00:16:16.360 --> 00:16:19.750
آقای هانس واقعاً چنین شخصیتی داشت ؟‏!‏؟

00:16:19.750 --> 00:16:23.070
آره ‏،‏ اغلب اوقات حتّی نوشیدنی مهمونم میکرد ‏.‏

00:16:24.740 --> 00:16:28.780
اون راننده ی شخصی آقای اسکوالد بود ‏،‏ درسته ؟

00:16:30.510 --> 00:16:31.660
درسته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:31.660 --> 00:16:34.620
ولی ماجرا برای 30 سال پیشه ‏.‏

00:16:35.250 --> 00:16:37.710
شما میدونی چرا از کارش اخراج شد ؟

00:16:37.710 --> 00:16:41.130
بخاطر اینکه آقای اسکوالد ورشکسته شده بود ‏.‏

00:16:41.130 --> 00:16:42.670
که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:42.670 --> 00:16:45.720
پس خودش مرتکب اشتباهی نشده ب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:45.720 --> 00:16:48.890
حواستو جمع کن ‏!‏ بهت گفتم که برای هانس احترام خاصّی قائلم ‏.‏

00:16:49.470 --> 00:16:54.270
اون آدم خیلی خوبی بود و با همه کس خوب رفتار میکرد ‏،‏

00:16:54.560 --> 00:16:58.770
فرقی هم نمیکرد اون آدم پولدار و ثروتمند باشه یا مثل ماها بدبخت و فقیر ‏.‏

00:16:59.520 --> 00:17:01.190
گاهی اوقات بهم میگفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:01.190 --> 00:17:04.900
که به اون آدم ثروتمند یاد داده چطور از تماشای پرندگان لذّت ببره ‏.‏

00:17:05.570 --> 00:17:06.990
تماشای پرندگان ؟‏!‏؟

00:17:07.450 --> 00:17:08.120
اوهوم ‏،‏

00:17:08.120 --> 00:17:13.700
هانس خودش میگفت وقتی اونو به جنگل میبرد ‏‏،‏‏
‏‏"‏‏ بایرن ومپایر ‏‏"‏‏ عین بچّه ها خوشحال و آروم میشد ‏‏.‏‏

00:17:16.040 --> 00:17:17.830
با اینکه دوسالی از اون حادثه میگذره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:18.790 --> 00:17:20.960
ولی هنوزم یادمه چه اتّفاقی برای همسرم افتاد ‏.‏

00:17:21.960 --> 00:17:24.320
همسرم آدمی جدّی و موقّر بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:24.320 --> 00:17:27.760
هیچوقت کاری نکرد که کسی ازش متنفّر و یا بیزار بشه ‏.‏

00:17:27.760 --> 00:17:31.010
هنوزم باورم نمیشه کسی اونو بقتل رسونده باشه ‏.‏

00:17:31.010 --> 00:17:32.390
خدا بیامرزتش ‏.‏

00:17:33.310 --> 00:17:36.390
ببخشید ‏،‏ ولی انگار همسر شما قبلاً ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:36.390 --> 00:17:37.190
درسته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:37.690 --> 00:17:40.440
از کودکی درون یه پرورشگاه بزرگ شده بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:40.440 --> 00:17:42.980
و مدام بین والدین ناتنی زیادی دست به دست میچرخید ‏.‏

00:17:42.980 --> 00:17:45.190
و بعد از سالها تلاش ‏،‏ بلأخره تونست حسابدار بشه ‏.‏

00:17:45.820 --> 00:17:50.580
شوهر شما درخواستی مبنی بر تبدیل شدن به مشاور مالی آقای اسکوالد دریافت کرده بودند ‏،‏ درست گفتم ؟

00:17:51.120 --> 00:17:52.990
بله ‏،‏ چندین بار ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:52.990 --> 00:17:55.330
ولی هیچکدوم رو قبول نمیکرد ‏.‏

00:17:55.330 --> 00:17:59.000
این درسته که بخاطر کارهای خودش ‏،‏ سرش خیلی شلوغ بوده ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:59.000 --> 00:18:03.210
میگفت که فلسفه و عقاید جفتشون درمورد پول باهمدیگه تفاوت داره ‏.‏

00:18:03.210 --> 00:18:05.670
شوهرم زیاد از پول خوشش نمیومد ‏.‏

00:18:07.400 --> 00:18:10.010
بابت همکاریتون ممنونم ‏.‏

00:18:10.010 --> 00:18:12.430
بنظرشما قاتل بلأخره دستگیر میشه ؟

00:18:13.010 --> 00:18:14.470
تمام تلاشمو میکنم ‏.‏

00:18:14.470 --> 00:18:16.680
مطمئنّم که گیرش میندازم ‏.‏

00:18:17.230 --> 00:18:18.140
خدانگهدار ‏.‏

00:18:21.020 --> 00:18:21.810
ببخشید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:21.810 --> 00:18:22.270
بله ؟

00:18:23.040 --> 00:18:27.650
شما اطّلاع دارید که شوهرتون و آقای اسکوالد چطور باهم آشنا شدند ؟

00:18:28.170 --> 00:18:30.660
خودش میگفت که تو جنگل باهمدیگه آشنا شدند ‏.‏

00:18:31.320 --> 00:18:32.240
تو جنگل ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:18:33.050 --> 00:18:36.290
مربوط به زمانی میشه که چشمای آقای اسکوالد هنوز بینا بود ‏.‏

00:18:36.290 --> 00:18:38.120
اونا خیلی اتّفاقی تو جنگل بهم برخورد میکنند ‏.‏

00:18:38.120 --> 00:18:39.750
اونجا چیکار میکرده ؟

00:18:40.540 --> 00:18:42.540
برای تماشای پرنده ها میرفت ‏.‏

00:18:42.540 --> 00:18:45.250
بعد اون روز هم چندباری باهمدیگه اونجا رفته بودند ‏.‏

00:18:54.970 --> 00:18:57.310
تماشای پرندگان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:57.310 --> 00:18:59.640
مثل یه بچّه خوشحال بودن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:59.890 --> 00:19:02.900
باهمدیگه مشاعره کردن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:02.900 --> 00:19:03.730
رابطه دوستی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:14.200 --> 00:19:16.080
حالتون خوبه؟

00:19:16.080 --> 00:19:18.790
ب‏-‏بله چیزی نیست ‏،‏ ممنون ‏.‏

00:19:18.790 --> 00:19:20.960
رانندش واقعاً دیوونست ‏!‏

00:19:20.960 --> 00:19:25.540
طوری میروند انگار که عمداً میخواست شمارو زیر بگیره ‏!‏

00:19:30.510 --> 00:19:33.090
تحقیقاتم بلأخره به نتیجه رسید ‏.‏

00:19:34.070 --> 00:19:37.140
دقیقاً شبیه همون حرفی که چندروز پیش بهتون گفتم ‏.‏

00:19:37.140 --> 00:19:40.100
تمام اون پرونده هایی که ناتمام باقی موندند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:41.060 --> 00:19:43.480
همشون به نحوی به همدیگه متّصلند ‏.‏

00:19:46.360 --> 00:19:48.690
پرونده ی قتل ‏‏"‏‏ ندای الهی ‏‏"‏‏ ‏‏،‏‏

00:19:48.690 --> 00:19:51.490
پرونده ی قتل رئیس کمپانی دولناچ ‏،‏

00:19:51.490 --> 00:19:53.860
و پرونده ی قتل اون حسابدار ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:53.860 --> 00:19:58.120
در نگاه اوّل ‏‏،‏‏ هیچگونه ارتباطی بینشون دیده نمیشه ؛

00:19:58.120 --> 00:20:00.660
روشهایی که برای قتل بکار رفته باهمدیگه متفاوته ؛

00:20:00.660 --> 00:20:02.920
بین مقتولین این پرونده ها هیچ ارتباطی دیده نمیشه ؛

00:20:03.080 --> 00:20:06.380
بعلاوه اینکه ‏،‏ بخاطر نبود هیچگونه رابطه ی مالی بین اونا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:06.380 --> 00:20:09.510
حقیقت این وقایع هیچوقت ثبت نشد ‏.‏

00:20:09.960 --> 00:20:12.930
ولی هنوزم تمام رابطه ها به یک نقطه ختم میشند ‏.‏

00:20:14.050 --> 00:20:16.010
تمامی این قتل ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:17.010 --> 00:20:20.730
همگی بمنظور ایزوله کردن آقای اسکوالد انجام گرفته ‏.‏

00:20:23.600 --> 00:20:26.770
البتّه نکته ی عجیب و مشترک دیگه ای هم وجود داره ‏.‏

00:20:26.770 --> 00:20:28.610
درمورد پرونده ی قتل رئیس کمپانی دولناچ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:29.110 --> 00:20:30.500
درست قبل از وقوع جنایت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:30.500 --> 00:20:34.450
آقای گاکوشی یه جلسه ی مهم داشته ‏.‏

00:20:34.450 --> 00:20:36.590
اسم شخصی که قرار بوده ملاقاتش کنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:36.590 --> 00:20:37.780
و همینطور ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:37.780 --> 00:20:39.990
اسم ‏"‏ خدا ‏"‏ که در پرونده ی قتل ‏"‏ ندایی از سوی خدا ‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:39.990 --> 00:20:42.120
توسّط قاتل روی دیوار نوشته شده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:42.680 --> 00:20:45.120
و در میان تمام این پرونده ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:45.120 --> 00:20:46.830
تنها پرونده ی باقیمونده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:46.830 --> 00:20:49.130
یعنی پرونده ی قتلهای سریالی زوجین میانسال ‏،‏

00:20:49.590 --> 00:20:55.340
اسم قاتلی که اون دکتر ژاپنی در بازجویی ها بهش اشاره کرده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:55.840 --> 00:20:58.510
همگی در یک اسم خلاصه میشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:58.510 --> 00:20:59.930
‏"‏ یـــوهان ‏"‏

00:21:02.020 --> 00:21:05.480
یه محقّق روانشناسی جنائی که قبلاً شاگرد خودم بوده ‏،‏

00:21:05.480 --> 00:21:10.860
روی قاتلی کار میکرده که بخاطر دستورات و سفارش های دوستش مرتکب قتل میشده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:10.860 --> 00:21:13.460
اون همه چیزو داخل این نامه نوشته ‏.‏

00:21:13.460 --> 00:21:15.610
اسم ‏"‏ دوست ‏"‏ اون قاتل هم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:16.880 --> 00:21:17.660
یوهانه ‏.‏

00:21:20.410 --> 00:21:22.720
. این یه اسم عادّیه

00:21:22.720 --> 00:21:26.540
رابطه ی بین این پرونده ها میتونه تصادفی هم باشه ‏.‏

00:21:27.000 --> 00:21:29.790
ولی اگه تمام اینا درست باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:29.790 --> 00:21:33.840
معنیش اینه که شخصی بنام ‏‏"‏‏ یوهان ‏‏"‏‏
مرتکب چنین قتلهایی شده و اینکه ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

00:21:33.840 --> 00:21:40.100
طی مدت چهارسال ‏،‏ کاری کرده که آقای اسکوالد کاملاً گوشه نشین و منزوی بشه ‏.‏

00:21:41.030 --> 00:21:46.190
و اون فاحشه ‏-‏ مارگوت لانگِر ‏-‏ که پسر اسکوالد رو بدنیا آورده هم براحتی کشته شده ‏.‏

00:21:46.770 --> 00:21:50.770
ادموند فارن دانشجویی که ادّعا میکرد پسر واقعی اسکوالده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:50.770 --> 00:21:54.690
درست قبل از ظاهرشدن پسر واقعیش ‏،‏ دست به خودکشی میزنه ‏.‏

00:21:55.210 --> 00:21:58.200
اگه ‏"‏ یوهان ‏"‏ واقعاً وجود داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:58.200 --> 00:22:01.700
الان کجا میتونه باشه ؟‏!‏؟

00:22:05.160 --> 00:22:07.040
واقعاً ؟‏!‏؟

00:22:07.040 --> 00:22:08.710
یوهان اومده اینجا ؟‏!‏؟

00:22:14.050 --> 00:22:15.300
سلام یوهان ‏.‏

00:22:15.840 --> 00:22:18.010
امروز هوای بیرون عالیه ‏،‏ نه ؟

00:22:18.010 --> 00:22:20.340
آره ‏،‏ هوای خوبیه ‏.‏

00:22:22.820 --> 00:22:25.850
اون الان پیش خود اسکوالده ‏.‏

00:22:29.970 --> 00:22:32.100
...آرام آرام

00:22:33.500 --> 00:22:37.850
حقیقت را درک خواهی کرد

00:22:40.190 --> 00:22:45.480
و همیشه نیز همینطور بوده

00:22:47.940 --> 00:22:55.030
تو فقط میتونی نهایت تلاشت رو بکنی

00:22:56.620 --> 00:23:00.460
اگه به اندازه کافی بازی کنی

00:23:00.460 --> 00:23:08.630
میتونی اعتماد منو بدست بیاری

00:23:08.654 --> 00:23:12.654
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:23:13.720 --> 00:23:17.560
به خاطر عشق به زندگی

00:23:19.100 --> 00:23:22.890
رابطه ای وجود داره

00:23:24.980 --> 00:23:28.860
امکان داره شکست بخوریم

00:23:28.860 --> 00:23:36.910
ولی بازم به مبارزه ادامه میدیم