﻿WEBVTT

00:00:00.840 --> 00:00:06.050
تعداد قربانیان حادثه ی آتش سوزی کتابخانه ی فردریک امانوئل به پنج نفر افزایش پیدا کرده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:06.050 --> 00:00:10.260
و تاکنون سی و چهار نفر دچار سوختگی و آسیب دیدگی شده اند ‏.‏

00:00:10.260 --> 00:00:14.140
و جستجوها برای یافتن افراد گمشده همچنان ادامه دارد ‏.‏

00:00:14.810 --> 00:00:18.730
با چند نفر از نجات یافتگان مصاحبه ای صورت گرفته که در ادامه تقدیم حضورتان میگردد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:19.270 --> 00:00:22.730
اصلاً نفهمیدم چطور شد ‏،‏ تا بخودم اومدم
دیدم همه جارو آتیش گرفته ‏.‏

00:00:23.400 --> 00:00:27.360
اونجا حتّی نمی تونستم نفس بکشم ‏،‏
کم کم حس میکردم که مرگم فرا رسیده ‏.‏

00:00:27.820 --> 00:00:30.030
یکی اونجا بود و مارو نجات داد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:30.030 --> 00:00:32.080
یادمه یه آسیایی بود ‏.‏

00:00:32.080 --> 00:00:33.660
اون حالش چطوره ؟‏!‏؟

00:00:33.660 --> 00:00:37.290
با اسلحه اش به لولای در شلّیک
کرد و بعدم اونو از جاش کند ‏.‏

00:00:37.290 --> 00:00:41.210
اگه اون اونجا نبود ‏،‏ مطمئنّاً تا الان آدمای بیشتری مرده بودند ‏.‏

00:00:45.970 --> 00:00:51.550
مدارک حاکی از آن است که آتش سوزی با استفاده از گازوئیل یا بنزین صورت گرفته است ‏،‏

00:00:51.550 --> 00:00:56.980
مأمورین پلیس با حدّاکثر توان در تلاشند تا مقصّر اصلی این آتش سوزی را پیدا کرده و مجازات نمایند ‏.‏

00:01:01.300 --> 00:01:11.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:24.560 --> 00:02:28.850
جهنّم در درون چشمانش

00:02:31.150 --> 00:02:33.320
همه چی تبدیل به خاکستر شده ‏!‏

00:02:33.690 --> 00:02:36.400
با اینکه دانش و حکمت بشریّت درون این کتابهاست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:36.410 --> 00:02:39.240
ولی وقتی میسوزن دیگه هیچ ارزشی ندارند ‏.‏

00:02:40.990 --> 00:02:43.200
اثرانگشتی روی اسنایپر پیدا نشده ؟‏!‏؟

00:02:43.750 --> 00:02:47.370
اونم در آتش سوخته ‏،‏ شک دارم بشه
چنین چیزی روش پیدا کرد ‏.‏

00:02:47.370 --> 00:02:52.210
طبق اسناد و مدارک ‏،‏ مدل اسلحه دقیقاً مشابه
همونیه که دکتر تنما خریداری کرده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:52.210 --> 00:02:54.800
Mauser SR93 اسنایپر

00:02:55.300 --> 00:02:57.550
با وجود اینکه اینجا همه چیز سوخته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:57.550 --> 00:03:01.300
خیلی سخت میشه ردّی از مقصّر اصلی پیدا کرد ‏.‏

00:03:01.310 --> 00:03:03.310
هیچ صحنه ی جرمی خالی از سرنخ نیست ‏.‏

00:03:05.680 --> 00:03:07.270
یه ‏"‏ کاف لینک ‏"‏ افتاده اینجا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:05.680 --> 00:03:07.270
کاف لینک ‏:‏ دکمه هایی تزئینی که برای کت ‏،‏ پیراهن یا تی شرت استفاده می شود ‏.‏

00:03:08.020 --> 00:03:09.310
بفرستش برای بررسی ‏.‏

00:03:10.810 --> 00:03:12.440
اینجا مطمئنّاً یکی بوده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:13.230 --> 00:03:17.650
امکان نداره شخصی بدون گذاشتن ردّی بتونه از اینجا فرار کنه ‏.‏

00:03:18.320 --> 00:03:22.370
اگه کسی تونست این کارو بکنه ‏،‏ میشه گفت که ‏"‏ انسان ‏"‏ نیست ‏.‏

00:03:22.370 --> 00:03:26.500
اگه یکی پیدا بشه که چنین کاری کرده باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:26.500 --> 00:03:27.870
اونوقت چی ؟‏!‏؟

00:03:28.580 --> 00:03:29.500
اون یه شیطانه ‏.‏

00:03:31.960 --> 00:03:33.750
با اینکه چنین چیزی اصلاً وجود نداره ‏.‏

00:03:34.510 --> 00:03:37.510
یعنی اینکه جنایتکاری وجود نداره که ما نتونیم دستگیرش کنیم ‏.‏

00:03:39.640 --> 00:03:41.720
میتونی یه ملاقات با اسکوالد ترتیب بدی ؟‏!‏؟

00:03:41.720 --> 00:03:44.350
بله ‏،‏ اون الان تو بیمارستان بستری ـه ‏.‏

00:03:44.930 --> 00:03:47.850
جراحت و سوختگی هاش زیاد وخیم نیست ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:47.850 --> 00:03:49.560
بخاطر سن و سال زیادش ‏،‏

00:03:49.560 --> 00:03:51.850
اجازه ی ملاقات به کسی نمیدن ‏.‏

00:03:51.860 --> 00:03:52.650
بزن بریم ‏!‏

00:03:52.650 --> 00:03:53.480
هاه ؟‏!‏؟

00:03:55.440 --> 00:03:57.030
نمی تونم چنین اجازه ای بدم ‏.‏

00:03:57.030 --> 00:03:59.030
ملاقاتش اونم الان کار عاقلانه ای نیست ‏.‏

00:03:59.030 --> 00:04:00.780
ایشون بهوش اومدن ‏،‏ درسته ؟

00:04:00.780 --> 00:04:02.620
یه دقیقه بیشتر طول نمیکشه ‏!‏

00:04:03.030 --> 00:04:06.580
به آقای اسکوالد شوک عصبی شدیدی وارد شده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:06.580 --> 00:04:08.330
درحال حاضر به آرامش و استراحت نیاز دارن ‏.‏

00:04:09.000 --> 00:04:09.830
اون کیه ؟

00:04:10.540 --> 00:04:13.210
پسر آقای اسکوالده ‏.‏

00:04:15.300 --> 00:04:18.090
بابت اتّفاقات ناگواری که برای پدرتون افتاده من واقعاً متأسّفم ‏.‏

00:04:18.880 --> 00:04:22.510
من رانگ هستم از دپارتمان پلیس جنایی آلمان ‏.‏

00:04:22.510 --> 00:04:25.720
راستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ من قبلاً به پلیس همه چیزو گفتم ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:26.140 --> 00:04:27.810
یکی هست که باید پیداش کنید ‏.‏

00:04:33.560 --> 00:04:34.270
این کیه ؟‏!‏؟

00:04:34.940 --> 00:04:38.780
شخصی که قصد داشت پدر شما رو بقتل برسونه ‏.‏

00:04:41.160 --> 00:04:43.240
واقعاً شما اونو نمیشناسی ؟‏!‏؟

00:04:43.240 --> 00:04:44.820
نه ‏،‏ نمیشناسم ‏.‏

00:04:44.830 --> 00:04:46.030
ممکنه ‏"‏ اون ‏"‏ بشناستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:46.790 --> 00:04:47.620
‏"‏ اون ‏"‏ ؟‏!‏؟

00:04:47.870 --> 00:04:50.450
بله ‏،‏ الان میخواستم همین رو بهتون بگم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:50.460 --> 00:04:53.120
خواهش میکنم پیداش کنید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ یوهان لایبرت رو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:54.420 --> 00:04:56.630
یوهان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ لایبرت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:56.960 --> 00:05:01.090
قرار بود یوهان در مراسم اهدای کتاب پدرم رو همراهی کنه ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:01.800 --> 00:05:04.340
بعدش دیگه ندیدمش انگار غیب شده ‏!‏

00:05:05.350 --> 00:05:06.350
یوهان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:07.310 --> 00:05:09.060
یوهان لایبرت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:11.890 --> 00:05:13.310
متوجّه شدم ‏!‏

00:05:13.310 --> 00:05:15.100
پیداکردنش در اولویت کاری ماست ‏.‏

00:05:17.610 --> 00:05:20.570
اینجا همون آپارتمانیه که یوهان داخلش زندگی میکرده ‏.‏

00:05:24.160 --> 00:05:27.450
دوهفته پیش هم وسایلش رو جمع کرده و ازینجا رفته ‏.‏

00:05:46.720 --> 00:05:50.520
حتّی اسمش هم جزو دانشجویان رشته ی حقوق به ثبت نرسیده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:50.520 --> 00:05:52.680
اون حتّی دانشجو هم نبوده ‏!‏

00:05:52.680 --> 00:05:55.940
از والدینش در اوفِنباخ چی ؟ چیزی دست گیرت شد ؟‏!‏؟

00:05:56.400 --> 00:05:59.480
خیلی وقته که از اونجا رفتند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:59.480 --> 00:06:01.940
با همسایه ها هم هیچ رابطه ای نداشتند ‏!‏

00:06:02.650 --> 00:06:05.950
خب ‏،‏ حالا باید تو این اتاق دنبال اثر انگشت بگردیم ؟‏!‏؟

00:06:05.950 --> 00:06:07.950
اینجا چیزی پیدا نمیشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:11.540 --> 00:06:13.660
هیچ اطلاعاتی در دسترس نیست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:16.000 --> 00:06:17.670
این اوّلین باره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:18.920 --> 00:06:22.420
اوّلین باره اتاقی رو می بینم که هیچ ردّی
از زندگی یه آدم درونش نیست ‏!‏

00:06:25.260 --> 00:06:26.630
من یوهان هستم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:27.680 --> 00:06:29.550
من ‏"‏ یوهان لایبرت ‏"‏ هستم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:30.720 --> 00:06:31.970
من کی هستم ؟

00:06:32.810 --> 00:06:34.350
من اینجا بودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:36.650 --> 00:06:38.150
ولی اصلاً وجود ندارم ‏.‏

00:06:46.660 --> 00:06:48.070
یه ‏"‏ شیطان ‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:57.710 --> 00:07:00.170
خیلی خوشحالم که زیاد صدمه ندیدی ‏،‏ نینا ‏.‏

00:07:00.790 --> 00:07:03.340
متأسّفم که باعث نگرانیت شدم ‏،‏ لوتّه ‏.‏

00:07:03.840 --> 00:07:06.670
اینکه معلومه ‏،‏ خیلی نگرانم کردی ‏.‏

00:07:06.680 --> 00:07:10.680
آدمای اونجا یکی پس از دیگری نجات
پیدا می کردند ‏،‏ اما از تو خبری نبود ‏.‏

00:07:11.350 --> 00:07:12.890
تو دلم آشوب بود ‏!‏

00:07:14.140 --> 00:07:18.770
خیلی عجیب بود که با این زخم و سوختگی ها
تونستی خودت رو از اونجا بکشونی بیرون ‏!‏

00:07:19.520 --> 00:07:21.310
حتّی اتش نشان ها هم تعجّب کرده بودند ‏!‏

00:07:23.150 --> 00:07:24.780
انگار یکی کمکم کرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:25.320 --> 00:07:27.280
کسی کمکت کرد ؟‏!‏؟

00:07:27.280 --> 00:07:30.280
ولی تو آخرین نفری بودی که از دل آتیش بیرون اومدی ‏!‏

00:07:31.280 --> 00:07:32.280
یه مرد ژاپنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:35.040 --> 00:07:38.960
بین نجات یافته ها یه دکتر ژاپنی هم بود یا نه ؟

00:07:38.960 --> 00:07:40.790
چندتا ژاپنی بودند امّا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:41.290 --> 00:07:43.500
مطمئنّم که دکتر نبودند ‏.‏

00:07:44.590 --> 00:07:45.840
امکان نداره ‏!‏

00:07:48.180 --> 00:07:52.050
وقتی اون پرده ی سنگین روی من افتاد ‏،‏
اون بود که منو از زیرش کشید بیرون ‏.‏

00:08:00.690 --> 00:08:01.690
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:02.400 --> 00:08:03.900
نینا ‏!‏

00:08:04.230 --> 00:08:06.070
نینا ‏!‏

00:08:10.570 --> 00:08:14.620
مطمئنّم که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ خودش بود ‏.‏

00:08:17.250 --> 00:08:20.040
درست قبل از شروع آتش سوزی ‏،‏

00:08:20.040 --> 00:08:25.250
شما جلوی حضّار قرار گرفتید و بهشون گفتید
که اونجارو سریعاً ترک کنند ‏،‏ درسته ؟‏!‏؟

00:08:25.750 --> 00:08:28.630
به چه دلیل این کارو کردید ؟‏!‏؟

00:08:29.630 --> 00:08:32.470
پس شما یه چیزائی می دونستید ‏.‏

00:08:32.470 --> 00:08:34.890
درست نمی گم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ آقای اسکوالد ؟

00:08:35.350 --> 00:08:37.520
اممم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ میتونم ازتون درخواست کنم که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:37.520 --> 00:08:40.270
شما این مرد رو می شناسید ؟

00:08:42.650 --> 00:08:44.860
اگه نزدیکتر بیارم ‏،‏ میتونید واضح ببینیدش ؟

00:08:46.530 --> 00:08:49.690
این همون کسیه که قصد داشت شمارو بکشه ‏!‏

00:08:49.700 --> 00:08:53.240
افراد حاضر در صحنه میگن که در کتابخانه حضور داشته ‏.‏

00:08:53.950 --> 00:08:57.580
طبق گفته های شاهدان و نجات یافتگان ‏،‏ این مرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:57.580 --> 00:09:00.370
سعی میکرده تا جوون بقیّه رو نجات بده ‏.‏

00:09:02.880 --> 00:09:04.290
دیگه کافیه ‏!‏

00:09:04.290 --> 00:09:05.880
لطفاً تمومش کنید ‏.‏

00:09:07.590 --> 00:09:10.420
اگه چیزی به خاطرشون رسید ‏،‏ سریعاً مارو مطّلع کنید ‏.‏

00:09:15.800 --> 00:09:16.890
یه چیز دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:18.140 --> 00:09:21.890
شما خبر دارید که منشی تون ‏،‏ یوهان لایبرت ‏،‏ الان کجاست ؟‏!‏؟

00:09:39.540 --> 00:09:41.870
لطفاً ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ برید بیرون ‏!‏

00:09:43.420 --> 00:09:45.880
انگار دیگه پاش به لب گور رسیده ‏!‏

00:09:46.540 --> 00:09:51.090
انتظار دیدن چنین چیزی رو داشتم ‏،‏ اینکه چنین اتّفاق وحشتناکی تو این سن و سال میتونه آدم رو از پا دربیاره ‏.‏

00:09:52.300 --> 00:09:57.430
اینم از پایان امپراطوری دنیای تجارت ‏،‏ پایان
مردی که بهش میگفتن ‏"‏ بایرن ومپایر ‏"‏ ‏.‏

00:09:57.430 --> 00:09:58.350
نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:59.600 --> 00:10:02.270
اون چشم ها متعلّق به کسی ـه که نسبت
به اطرافش کاملاً هوشیار و آگاهه ‏.‏

00:10:03.810 --> 00:10:06.190
بهتره با بقیه شاهدین صحبت کنیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:06.190 --> 00:10:08.190
لیست اونارو داری ؟

00:10:08.190 --> 00:10:09.400
امم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بله

00:10:10.440 --> 00:10:12.780
ولی یه چیزایی باهم جور درنمیان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:13.200 --> 00:10:17.820
اینکه شیطان صفتی همچون تنما داشته
به افراد داخل کتابخونه کمک میکرده ‏.‏

00:10:17.830 --> 00:10:21.290
اینم یکی دیگه از شخصیتهای اون محسوب میشه ؟‏!‏؟

00:10:25.790 --> 00:10:26.670
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:27.960 --> 00:10:29.670
نینا فورتنر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:30.210 --> 00:10:32.260
این اسم براتون آشناست مگه ؟‏!‏؟

00:10:44.100 --> 00:10:48.230
نینا فورتنر امروز صبح از بیمارستان مرخّص شدند ‏.‏

00:10:48.230 --> 00:10:52.570
آدرسی هم که ازش در اداره ی پلیس به ثبت رسیده جعلی و اشتباهه ‏.‏

00:10:52.570 --> 00:10:53.440
اینجا چی ؟‏!‏؟

00:10:54.030 --> 00:10:56.440
مطمئن نیستم ‏،‏ الان میرم براتون میارم ‏.‏

00:10:57.110 --> 00:10:59.160
نینا فورتنر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:59.160 --> 00:11:02.950
اسم همون دختر زوج میانسالی که
در شهر هیدِلبِرگ بقتل رسیدند ‏.‏

00:11:03.830 --> 00:11:05.750
مکان فعلیش در حال حاضر نامشخّصه ‏.‏

00:11:08.080 --> 00:11:10.710
ممنونم که چنین داستان ناگواری رو برام تعریف کردی ‏.‏

00:11:12.130 --> 00:11:17.470
خاطرات ده سال پیشت با چیزایی که
تنما قبلاً بهم گفته کاملاً جور درمیان ‏.‏

00:11:18.180 --> 00:11:18.970
تنما ؟‏!‏؟

00:11:19.430 --> 00:11:20.340
بله ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:20.340 --> 00:11:23.640
وقتی داشتم روی یه پرونده ی خاص
کار میکردم ‏،‏ خودش رو نشون داد ‏.‏

00:11:23.640 --> 00:11:25.350
و خیلی زود هم غیبش زد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:25.850 --> 00:11:28.230
قصد داشت یوهان رو بقتل برسونه ‏.‏

00:11:30.730 --> 00:11:33.020
دقیقاً همون روز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:33.020 --> 00:11:37.030
حدس میزدم که تنما قراره به کتابخونه بره
تا نقشه ی کشتن یوهان رو عملی کنه ‏،‏

00:11:37.030 --> 00:11:38.950
برای همینم سریع خودمو رسوندم اونجا ‏.‏

00:11:38.950 --> 00:11:41.280
ولی با اون حجم آتش سوزی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:41.280 --> 00:11:46.830
درست متوجّه نشدم که تنما یا یوهان
هم اونجا داخل کتابخونه بودند یا نه ‏!‏

00:11:48.960 --> 00:11:50.210
گوش کن ‏،‏ نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:50.210 --> 00:11:53.080
دست از تعقیب یوهان بردار ‏!‏

00:11:53.090 --> 00:11:55.090
اون کسی نیست که بتونی براحتی از پسش بربیای ‏!‏

00:11:56.340 --> 00:11:58.800
میدونم که از دست پلیس کاری ساخته نیست ‏،‏

00:11:59.260 --> 00:12:02.720
پس بهتره برای مبارزه خیلی آروم و بادقّت عمل کنی ‏.‏

00:12:02.720 --> 00:12:05.060
حقیقت بلأخره یه روزی خودش رو نشون میده ‏.‏

00:12:05.890 --> 00:12:07.060
نگران نباش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:07.060 --> 00:12:08.560
ما هممون باتوئیم ‏.‏

00:12:09.940 --> 00:12:11.480
معلومه که خیلی خسته ای ‏.‏

00:12:11.480 --> 00:12:14.440
باید همینجا بمونی و مدّتی استراحت کنی ‏.‏

00:12:14.440 --> 00:12:16.270
‏"‏ اون ‏"‏ اونجا بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:17.240 --> 00:12:21.320
اونجا بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اون داخل کتابخونه بود ‏،‏ اینو مطمئنم ‏.‏

00:12:22.870 --> 00:12:24.910
تنما اونجا بود ‏.‏

00:12:40.340 --> 00:12:42.090
بهتره یه چیزی بخوری ‏!‏

00:12:43.340 --> 00:12:46.100
ممنون ‏،‏ دیتر ‏.‏

00:12:47.220 --> 00:12:49.220
Kaisersemmel بهش میگن نون

00:12:50.060 --> 00:12:52.600
گوشت ران بریان همراه پنیر گودا داخلشه ‏.‏

00:12:53.310 --> 00:12:55.020
غذای مورد علاقه ی تنماست ‏.‏

00:12:57.020 --> 00:12:58.110
ممنون ‏.‏

00:13:00.700 --> 00:13:01.360
عالیه ‏!‏

00:13:02.200 --> 00:13:03.450
واقعاً ؟

00:13:03.450 --> 00:13:04.320
اوهوم ‏!‏

00:13:04.320 --> 00:13:06.580
وقتی غذای خوشمزّه ای میخوری ‏،‏ یه احساس خوبی پیدا میکنی ‏.‏

00:13:08.160 --> 00:13:10.330
تنما هم همیشه همین رو میگفت ‏.‏

00:13:17.000 --> 00:13:18.340
میخوام که ببینمش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:21.800 --> 00:13:23.550
میخوام که تنمارو ببینم ‏.‏

00:13:33.600 --> 00:13:36.190
امروز هوا حرف نداره ‏!‏

00:13:36.190 --> 00:13:37.310
پدر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:37.320 --> 00:13:39.690
وقتی حالت بهتر شد ‏،‏ پایه ای بریم سفر ؟

00:13:40.530 --> 00:13:41.820
میگم آسیا چطوره ؟

00:13:42.530 --> 00:13:44.200
برای تغییر حال و هوا بهترین جاست ‏.‏

00:13:47.030 --> 00:13:50.160
ای بابا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اینقدر بخودت سخت نگیر ‏.‏

00:13:50.160 --> 00:13:52.660
به اندازه ی کافی سختی کشیدی ‏،‏ پدر ‏.‏

00:13:57.960 --> 00:13:59.170
‏"‏ پل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:14:01.420 --> 00:14:03.170
‏"‏ سه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:14:03.800 --> 00:14:05.130
چی گفتید ؟‏!‏؟

00:14:05.130 --> 00:14:06.180
منظورتون چیه ؟

00:14:07.010 --> 00:14:09.930
‏"‏ سه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ قورباغه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:14:11.390 --> 00:14:12.930
چشماش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:12.930 --> 00:14:13.640
چشماش ؟‏!‏؟

00:14:14.690 --> 00:14:16.650
درونش واضح می دیدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:17.060 --> 00:14:19.150
جهنّم درون چشماش بود ‏.‏

00:14:19.650 --> 00:14:25.150
جهنّم واقعی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ درست درون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چشمای یه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ انسان بود ‏.‏

00:14:26.910 --> 00:14:28.240
کارل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:28.240 --> 00:14:29.160
جانم ؟

00:14:29.620 --> 00:14:32.910
ازت میخوام که بری و به یه نفر یه چیزی رو بگی ‏.‏

00:14:33.410 --> 00:14:34.500
بــ ‏-‏ باشه ‏.‏

00:14:35.120 --> 00:14:37.040
اون مرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:37.040 --> 00:14:38.880
در دِرِسدِن منتظرته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:39.630 --> 00:14:41.000
دِرِسدِن ؟‏!‏؟

00:14:41.000 --> 00:14:42.710
چی باید بهش بگم ؟

00:14:45.340 --> 00:14:46.880
فهمیدم ‏.‏

00:14:46.880 --> 00:14:51.140
پس فقط باید برم دِرِسدِن و این پیغام رو بدستش برسونم ؟‏!‏؟

00:14:51.140 --> 00:14:52.890
اونم همین الان ؟‏!‏؟

00:14:56.520 --> 00:14:57.690
باشه چشم ‏.‏

00:14:57.690 --> 00:14:58.400
من رفتم ‏.‏

00:15:02.110 --> 00:15:03.150
کارل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:04.240 --> 00:15:05.990
مادرت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:05.990 --> 00:15:08.780
حتماً مادرت خیلی ازمن متنفّر بوده درسته ؟

00:15:10.280 --> 00:15:11.780
نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:11.780 --> 00:15:13.290
اون هیچوقت ازتون متنفّر نبود ‏.‏

00:15:15.710 --> 00:15:16.540
کارل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:17.170 --> 00:15:20.080
وقتی از درسدن برگشتی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:20.080 --> 00:15:23.380
قول میدی که پیشم بمونی ؟

00:15:26.420 --> 00:15:27.260
قول میدم ‏.‏

00:15:31.350 --> 00:15:32.010
میترسم ‏!‏

00:15:32.720 --> 00:15:33.970
میترسی ؟

00:15:33.970 --> 00:15:35.020
از چی ؟‏!‏؟

00:15:35.480 --> 00:15:37.180
واقعاً نمیدونم ‏.‏

00:15:37.890 --> 00:15:39.020
امّا خیلی میترسم ‏.‏

00:15:39.730 --> 00:15:41.310
به خاطر بیار ‏!‏

00:15:41.310 --> 00:15:42.810
فقط عجله نکن ‏.‏

00:15:42.820 --> 00:15:43.730
آروم پیش برو ‏.‏

00:15:44.280 --> 00:15:46.990
داخل شهری که از دل یه افسانه بیرون اومده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:46.990 --> 00:15:48.490
افسانه ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟‏!‏؟

00:15:48.490 --> 00:15:50.240
اونجا کجاست ؟‏!‏؟

00:15:51.450 --> 00:15:54.240
وقتی به این کتاب نگاه میکنی چه حسی بهت دست میده ؟‏!‏؟

00:15:54.790 --> 00:15:55.990
همه چیزو بگو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:56.000 --> 00:15:58.410
هرچی به ذهنت میرسه بگو ‏.‏

00:16:09.550 --> 00:16:10.930
دکتر گیلن ‏!‏

00:16:10.930 --> 00:16:12.260
نه ‏،‏ هنوز مونده ‏.‏

00:16:12.800 --> 00:16:13.970
بس کنید ‏!‏

00:16:15.140 --> 00:16:15.970
‏"‏ سه ‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:16:19.640 --> 00:16:21.230
‏"‏ سه قورباغه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:16:21.850 --> 00:16:22.730
سه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:23.270 --> 00:16:24.230
قورباغه ؟‏!‏؟

00:16:24.980 --> 00:16:26.940
منظورت چیه ؟‏!‏؟

00:16:27.690 --> 00:16:28.530
یه تابلوی نقّاشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:29.360 --> 00:16:30.400
تابلوی نقّاشی ؟‏!‏؟

00:16:30.400 --> 00:16:34.030
این همون چیزیه که یوهان درون این کتاب دیده و بعد از حال رفته ؟‏!‏؟

00:16:34.030 --> 00:16:38.450
هیچ طرح یا تابلوئی از سه قورباغه تو هیچ جای اون کتاب نیست ‏.‏

00:16:38.450 --> 00:16:40.160
پس اونارو کجا دیدی ؟

00:16:45.630 --> 00:16:46.460
دیگه کافیه ‏!‏

00:16:47.050 --> 00:16:48.710
برای امروز دیگه کافیه ‏.‏

00:16:49.920 --> 00:16:50.840
باشه ‏.‏

00:17:07.940 --> 00:17:12.700
اینکه به کاراگاه رانگ اعتماد کردم و همه چیزو بهش گفتم واقعاً یه اشتباه بزرگ بود و قبولش دارم ‏.‏

00:17:13.780 --> 00:17:14.530
خب ‏،‏

00:17:14.530 --> 00:17:17.780
فکرکنم بهتره که در نقشه ها و افکارمون تجدید نظری داشته باشیم ‏.‏

00:17:17.790 --> 00:17:20.250
دفعه ی بعد که خواستیم مدرکی برای پلیس رو کنیم ‏،‏

00:17:20.250 --> 00:17:23.250
بهتره مستقیماً بدست کسی برسه که مسئول پروندست ‏.‏

00:17:23.250 --> 00:17:26.540
این بار وقت بیشتری برای جمع کردن شواهد و مدارک در اختیار داریم ‏،‏

00:17:26.540 --> 00:17:28.090
تا بتونیم همه چیزو اثبات کنیم ‏.‏

00:17:29.260 --> 00:17:31.210
منظورتون از اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:31.220 --> 00:17:32.510
‏"‏ وقت بیشتری داریم ‏"‏ چیه ؟

00:17:32.510 --> 00:17:36.550
درحال حاضر اطّلاعات زیاد و واضحی از یوهان در اختیار نداریم ؛

00:17:37.470 --> 00:17:40.060
یوهان منشی آقای اسکوالد بوده ‏،‏

00:17:40.060 --> 00:17:42.560
پس مطمئنّاً اون چیزایی ازش میدونه ‏،‏

00:17:43.190 --> 00:17:45.900
ولی هنوزم نمیشه اون رو ملاقات کرد ‏.‏

00:17:45.900 --> 00:17:47.190
پسرش کارل چی ؟

00:17:47.190 --> 00:17:50.860
فقط میدونم که دوروز پیش از این شهر رفته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:50.860 --> 00:17:52.360
اینکه کجاست رو نمیدونم ‏.‏

00:17:53.450 --> 00:17:57.160
نمیدونم این حرف تا چه حد درسته ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:57.160 --> 00:18:00.990
شاهدین زیادی گفتند که یه مرد آسیایی سعی میکرده تا بهشون کمک کنه ‏.‏

00:18:01.750 --> 00:18:05.710
امّا اگه اثر انگشت تنما روی اون اسلحه ای که در صحنه ی جرم بوده پیدا بشه ‏،‏

00:18:05.710 --> 00:18:07.710
اون موقع دیگه اظهارات شاهدین معنایی نداره ‏،‏

00:18:08.460 --> 00:18:11.090
و مشخّص میشه که اون مقصّر اصلیه ‏.‏

00:18:11.090 --> 00:18:13.010
دیگه چقدر باید صبر کنیم ؟‏!‏؟

00:18:13.510 --> 00:18:15.090
وقت زیادی برامون نمونده ‏.‏

00:18:15.090 --> 00:18:18.390
زمانی که حقیقت آشکار بشه ‏،‏ زمانیکه پلیس دست به کاری بزنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:18.390 --> 00:18:19.760
اونوقت دیگه خیلی دیر شده ‏.‏

00:18:20.350 --> 00:18:21.770
یعنی تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:25.520 --> 00:18:26.270
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:28.440 --> 00:18:30.020
مـ ‏-‏ متأسّفم ‏.‏

00:18:30.360 --> 00:18:33.400
نینا ‏،‏ احساساتت رو درک میکنم ‏.‏

00:18:33.400 --> 00:18:38.320
منم یکی از بهترین دوستام ‏،‏ ریچارد ‏،‏ رو در این راه از دست دادم ‏.‏

00:18:38.320 --> 00:18:40.490
آینده ی روشنی هم جلوی پاهاش بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:40.870 --> 00:18:44.700
ولی یوهان همه چیزو ازش گرفت و نابودش کرد ‏.‏

00:18:44.710 --> 00:18:46.540
من که به هیچ عنوان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:46.540 --> 00:18:47.330
ازش نمیگذرم ‏.‏

00:18:51.300 --> 00:18:52.710
حالا غذاتو بخور ‏.‏

00:19:01.100 --> 00:19:02.560
‏"‏ سه قورباغه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:19:05.230 --> 00:19:07.060
‏"‏ شهری بیرون اومده از دل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:19:07.560 --> 00:19:08.600
‏"‏ یه افسانه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:19:20.070 --> 00:19:21.200
یادم اومد

00:19:44.520 --> 00:19:45.770
دیتر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:48.140 --> 00:19:49.270
منم باهات میام ‏.‏

00:19:52.650 --> 00:19:54.190
معلوم هست چی داری میگی ؟‏!‏؟

00:19:54.190 --> 00:19:55.150
نمیتونی بیایی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:55.650 --> 00:19:58.070
باید همینجا بمونی ‏،‏ باشه ؟

00:19:58.070 --> 00:20:01.820
به دکتر ریچوین بگو که بابت همه چیز ازش ممنونم ‏.‏

00:20:02.580 --> 00:20:03.780
خدانگهدار ‏.‏

00:20:09.330 --> 00:20:10.290
دیتر ‏!‏

00:20:11.170 --> 00:20:12.290
منم میخوام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:14.880 --> 00:20:16.550
میخوام که تنمارو ببینم ‏!‏

00:20:32.200 --> 00:20:35.010
شهر دِرِسدِن

00:20:32.200 --> 00:20:35.010
زاکسونی

00:20:42.490 --> 00:20:44.070
سه روز گذشت و خبری نشد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:44.780 --> 00:20:47.830
بهم گفت که جلوی همین ایستگاه منتظرش بمونم ‏.‏

00:20:47.830 --> 00:20:49.080
ولی اینجا خیلی بزرگه ‏!‏

00:20:53.670 --> 00:20:58.340
پدرجان ‏،‏ فکرنکنم بتونم شخصی رو ببینم که درموردش بهم گفتی ‏.‏

00:21:07.520 --> 00:21:08.850
کارل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:12.400 --> 00:21:13.350
تو کارل هستی ‏،‏ درسته ؟

00:21:14.520 --> 00:21:15.360
تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:16.110 --> 00:21:19.150
‏"‏ مردی که قصد داشت پدرت رو بقتل برسونه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:21:20.320 --> 00:21:21.990
مطمئنم پلیس اینو بهت گفته ‏.‏

00:21:22.320 --> 00:21:24.160
درسته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:24.160 --> 00:21:27.120
سه روزه که از بالای ساختمون دارم تحت نظر میگیرمت ؛

00:21:27.910 --> 00:21:30.000
بنظر نمیرسه پلیس دنبالت کرده باشه ‏.‏

00:21:31.080 --> 00:21:33.500
اگه ممکنه پیغام رو بهم بگو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:36.250 --> 00:21:37.340
طاقت بیار ‏!‏

00:21:37.340 --> 00:21:38.710
کم کم داریم میرسیم ‏.‏

00:21:39.210 --> 00:21:41.800
برو ‏!‏ زودتر ازینجا فرارکن ‏!‏

00:21:41.800 --> 00:21:43.300
پلیس داره میاد اینجا ‏.‏

00:21:43.300 --> 00:21:44.470
و ‏-‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:45.140 --> 00:21:46.890
دِرِسدِن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:46.890 --> 00:21:48.470
جلوی ایستگاه قطار منتظر باش ‏.‏

00:21:48.890 --> 00:21:51.980
پسرم ‏،‏ کارل ‏،‏ یه پیغامی رو بهت میرسونه ‏.‏

00:21:58.360 --> 00:21:59.650
عجله کن بهم بگو ‏.‏

00:22:01.570 --> 00:22:02.570
بگیرش ‏.‏

00:22:04.450 --> 00:22:06.030
پل سیداک ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:06.030 --> 00:22:07.620
‏"‏ سه قورباغه ‏"‏ ؟‏!‏؟

00:22:07.620 --> 00:22:09.780
پدرم یه چیز دیگه هم گفت ؛

00:22:10.580 --> 00:22:13.540
‏"‏ اگه هیولایی که دنبالش هستی دوقلوئه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:22:14.540 --> 00:22:17.420
‏"‏ مادر دوقلوها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:22:17.420 --> 00:22:19.840
‏"‏ هنوز زندست و در شهر پراگ زندگی میکنه ‏.‏ ‏"‏

00:22:28.000 --> 00:22:42.100
...آری .... چشم بدوز به آنچه هم اکنون در این دنیا هویداست

00:22:44.600 --> 00:22:59.600
... آری .... با چشمانت به مهربانی ایمان بیاور

00:23:17.600 --> 00:23:25.600
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین یگانگی ات

00:23:25.900 --> 00:23:33.900
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین خلوص و پاکی ات

00:23:34.400 --> 00:23:35.800
... خانه ات را بنا کن