﻿WEBVTT

00:00:01.180 --> 00:00:03.980
یتیم خونه ی کِسکه

00:00:02.010 --> 00:00:03.970
دیگه از دستت خسته شدم ‏!‏

00:00:04.680 --> 00:00:07.390
چندبار دیگه قراره ازینجا فرار کنی تا آخر راضی بشی ؟‏!‏؟

00:00:07.390 --> 00:00:09.680
یکبار دیگه تکرار بشه ‏،‏ شام بی شام ‏!‏

00:00:09.680 --> 00:00:11.100
فهمیدی ‏،‏ میلوش ؟

00:00:11.100 --> 00:00:12.270
بلــــــه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:12.270 --> 00:00:14.350
وقتی حرف میزنی دستت رو از جیبت دربیار ‏!‏

00:00:15.350 --> 00:00:16.480
چشــــــم ‏!‏

00:00:17.110 --> 00:00:18.190
واقعاً ؟

00:00:18.190 --> 00:00:21.110
آره بخدا ‏،‏ همون دختر بلونده بود ‏.‏

00:00:21.110 --> 00:00:24.190
ببینم داخل همون خیابون دومینکِن دیدیش ؟

00:00:24.200 --> 00:00:26.030
پس همینجاها زندگی می کنه ‏.‏

00:00:26.030 --> 00:00:28.200
دیوونه پس چرا تعقیبش نکردی ؟

00:00:29.120 --> 00:00:31.700
آخه گُشنم بود معدم قارقار می کرد ‏!‏

00:00:32.250 --> 00:00:34.830
اگه حرفاش راست باشه ‏،‏ الان میدونیم کجاست و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:34.830 --> 00:00:36.540
به پلیس خبر می دیم ‏.‏

00:00:36.540 --> 00:00:39.000
میتونیم ثابت کنیم گریمرسان بی گناهه و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:39.090 --> 00:00:40.630
اون قاتل نیست ‏.‏

00:00:40.630 --> 00:00:42.670
ثابت کنیم اون بی گناهه ؟

00:00:42.670 --> 00:00:44.380
یعنی گریمرسان دیگه دستگیر نمیشه ؟

00:00:44.380 --> 00:00:45.470
دقیقاً ؛

00:00:45.470 --> 00:00:46.510
من یه نقشه دارم ‏!‏

00:00:46.760 --> 00:00:49.470
هوی میلوش ‏،‏ زودباش غذات رو کوفت کن ‏!‏

00:01:09.800 --> 00:01:19.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:33.260 --> 00:02:37.720
بیرحمانه ترین صحنه ها مقابل دیدگان یک کودک

00:02:33.850 --> 00:02:37.950
اون یتیم خونه ای که درموردش حرف میزدیم ‏،‏ دقیقاً همینجاست ‏.‏

00:02:38.790 --> 00:02:43.830
همینجا بود که رئیس سابق یتیم خونه ی 511 کیندرهایم
بدست شخصی ناشناس بقتل رسید ‏.‏

00:02:43.830 --> 00:02:47.960
بچّه ها می گفتند که یه زن خوشگل و بلوند همون موقع ازینجا بیرون اومده ‏.‏

00:02:49.260 --> 00:02:52.550
اون آزمایشاتش رو دوباره از سر گرفته بود ‏.‏

00:02:52.550 --> 00:02:54.970
اما متفاوت از آزمایشات 511 کیندرهایم ؛

00:02:55.800 --> 00:02:58.970
این آزمایش به بچّه ها عشق و عاطفه هدیه میداد ‏.‏

00:02:59.600 --> 00:03:00.680
حالا چیکار می کنی ؟

00:03:00.680 --> 00:03:02.690
میخوای یه نگاهی بندازی ؟

00:03:02.690 --> 00:03:05.860
پلیس قبلاً تمام مدارک و شواهد رو با خودش برده ‏.‏

00:03:05.860 --> 00:03:07.730
گریمرسان ‏،‏ اون چیه ؟

00:03:09.150 --> 00:03:13.400
‏"‏ برای مأموران پلیس ‏،‏ گریمرسان بی گناهه ‏.‏ ‏"‏

00:03:13.410 --> 00:03:16.740
‏"‏ برای کاراگاهان ‏،‏ اون دخترِ بلوند این کارو کرده ‏.‏ ‏"‏

00:03:17.080 --> 00:03:18.830
پس اون بچّه ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:18.830 --> 00:03:23.290
بچّه های یتیم خونه یواشکی اومدند داخل و اینارو اینجا چسبوندند ‏.‏

00:03:28.090 --> 00:03:30.000
‏"‏ برای گریمرسان ‏"‏

00:03:32.220 --> 00:03:33.840
‏"‏ میلان بوسک ‏"‏

00:03:33.840 --> 00:03:35.760
کارت یکی از بازیکنان معروف فوتبال ـه ‏.‏

00:03:36.390 --> 00:03:39.560
چنین چیزی برای یه بچّه مطمئنّاً خیلی باارزش ـه ‏.‏

00:03:41.270 --> 00:03:43.770
الان باید چه واکنشی نشون بدم ؟

00:03:44.560 --> 00:03:47.770
تو چنین وضعیّتی ‏،‏ جای من بودی چیکار می کردی ؟

00:03:51.530 --> 00:03:56.700
یتیم خونه ی 511 کیندرهایم جایی بود که عواطف و احساساتم رو ازم گرفتند ‏.‏

00:03:56.700 --> 00:04:01.870
بعد از اون ‏،‏ به مدرسه ی عجیبی رفتم و اونجا یاد گرفتم چطور احساسات مختلفی رو بروز بدم ؛

00:04:01.870 --> 00:04:04.290
ولی اینجور مواقع کار خیلی سخت میشه ‏.‏

00:04:05.620 --> 00:04:07.880
چه واکنشی درخور این وضعیّت ـه ؟

00:04:12.300 --> 00:04:15.930
بهتر نیست به دیدن اون بچّه ها بری ؟

00:04:16.970 --> 00:04:18.260
یتیم خونه ی باردیجاو

00:04:18.260 --> 00:04:19.720
شما ‏"‏ گریمرسان ‏"‏ هستید ؟

00:04:20.310 --> 00:04:23.930
بچّه های اینجا همیشه از شما حرف می زنند ‏.‏

00:04:24.390 --> 00:04:28.190
الانم برای بازی رفتند بیرون و هنوز برنگشتند ‏.‏

00:04:29.520 --> 00:04:31.570
حدس میزنم همین زودیا برمی گردند ‏.‏

00:04:31.570 --> 00:04:33.400
بهتره یه نگاهی به این بندازید ‏.‏

00:04:33.400 --> 00:04:35.190
اینا خاطرات اون بچّه هاست ‏.‏

00:04:35.200 --> 00:04:38.200
ولی انگار بیشتر اونا نامه هایی ـست که برای شما نوشتند ‏.‏

00:04:38.870 --> 00:04:41.950
‏"‏ گریمرسان ‏،‏ بیا دوباره باهم فوتبال بازی کنیم ‏!‏ ‏"‏

00:04:42.330 --> 00:04:46.410
‏"‏ گریمرسان فوتبالت واقعاً افتضاح ـه ‏،‏
خودم یادت میدم چطور بازی کنی ‏!‏ ‏"‏

00:04:46.620 --> 00:04:49.420
‏"‏ گریمرسان ‏،‏ بیا دوباره درکنار هم بازی کنیم ‏.‏ ‏"‏

00:04:51.420 --> 00:04:55.760
راستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ الان دارم می خندم ‏،‏ درسته ؟

00:04:55.760 --> 00:04:58.430
این همون چیزی ـه که یاد گرفتم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:59.470 --> 00:05:02.930
اینکه چطور همیشه صورتم با لبخند همراه باشه ‏.‏

00:05:05.230 --> 00:05:09.900
راستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ هنوزم باورم نمیشه که جزئی از خاطرات اونا شدم ‏.‏

00:05:09.900 --> 00:05:15.280
آخه چرا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اون بچّه ها اینقدر به فکر منن ؟

00:05:15.280 --> 00:05:19.700
برای اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اونا دوستت دارند ‏.‏

00:05:19.700 --> 00:05:20.450
دوستم دارند ؟‏!‏؟

00:05:22.330 --> 00:05:23.950
راستش باید بگم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:23.950 --> 00:05:26.790
وقتی بچّه ی خودم فوت کرد ‏،‏ بخودم میگفتم ‏:‏

00:05:26.790 --> 00:05:29.960
‏"‏ الان باید چه واکنشی از خودم نشون بدم ؟ ‏"‏

00:05:31.000 --> 00:05:33.710
‏"‏ یعنی باید بخاطرش گریه کنم ؟ ‏"‏

00:05:33.710 --> 00:05:36.300
‏"‏ چقدر باید براش اشک بریزم ؟ ‏"‏

00:05:36.300 --> 00:05:38.970
‏"‏ باید از ته دل فریاد بکشم ؟ ‏"‏

00:05:38.970 --> 00:05:41.180
‏"‏ یا دندونام رو بهم فشار بدم ؟ ‏"‏

00:05:42.350 --> 00:05:44.680
بعد گذشت اینهمه سال هنوزم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:48.850 --> 00:05:50.730
اینو متوجّه نشدم ‏.‏

00:05:54.860 --> 00:05:56.480
گریـــــمرســــان ‏!‏

00:05:57.490 --> 00:05:59.150
سلام ‏،‏ آنتونین ‏.‏

00:05:59.150 --> 00:06:00.950
گریمرسان ‏،‏ اوضاع خرابه ‏.‏

00:06:00.950 --> 00:06:02.530
چی شده آنتونین ؟

00:06:02.530 --> 00:06:05.120
یه چیزایی از بچّه های یتیم خونه ی کِسکه شنیدیم ‏.‏

00:06:05.120 --> 00:06:07.450
اتّفاق بدی افتاده ‏.‏

00:06:07.450 --> 00:06:09.120
آروم باش آنتونین ؛

00:06:09.120 --> 00:06:10.250
بهم بگو چی شده ؟

00:06:11.210 --> 00:06:13.130
اونا دختر بلونده رو پیدا کردند ‏!‏

00:06:14.460 --> 00:06:17.630
اونا تعقیبش کرده بودند و میدونستند که حوالی کجا زندگی می کنه ‏.‏

00:06:17.630 --> 00:06:18.840
ولی بعدش میلوش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:19.800 --> 00:06:21.590
میلوش غیبش زده ‏!‏

00:06:25.120 --> 00:06:30.160
بیمارستان کروملُف

00:06:26.310 --> 00:06:27.970
که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:27.980 --> 00:06:32.230
پس افرادی که تا به امروز به ملاقات شما اومدند اینا بودند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:32.650 --> 00:06:34.560
یه مرد میانسال ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:34.570 --> 00:06:37.230
یه مرد قد بلند آلمانی تبار ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:37.230 --> 00:06:39.240
و یه ژاپنی مو بلند ‏.‏

00:06:40.780 --> 00:06:41.860
درسته ‏.‏

00:06:42.490 --> 00:06:47.870
ولی مثل اینکه فراموش کردید درمورد شخص دیگه ای که به ملاقاتتون اومده چیزی بگید ‏.‏

00:06:47.870 --> 00:06:53.790
طبق گفته های پرستار شما ‏،‏ یه دختر با موهای بلند و بلوند هم به ملاقات شما اومده بوده ‏.‏

00:06:53.790 --> 00:06:55.000
یه دختر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:06:55.000 --> 00:06:57.380
نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چنین دختری به ملاقاتم نیومده ‏.‏

00:06:57.920 --> 00:07:01.630
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ پرستار شما ازین بابت مطمئن بود ‏.‏

00:07:01.630 --> 00:07:03.630
چهره ی زیبایی هم داشته ‏.‏

00:07:03.640 --> 00:07:05.890
آره ‏،‏ واقعاً هم همینطور بود ؛

00:07:07.310 --> 00:07:09.890
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اون در واقع یه مرد بود ‏.‏

00:07:11.690 --> 00:07:13.060
. که اینطور

00:07:14.440 --> 00:07:17.230
بهم بگو اسمت چیه ؟

00:07:17.230 --> 00:07:18.110
میلوش ‏.‏

00:07:19.530 --> 00:07:21.360
قبلاً جایی همدیگه رو ندیده بودیم ؟

00:07:21.820 --> 00:07:23.530
هـــا ؟

00:07:23.530 --> 00:07:24.360
نـ ‏-‏ نه ‏.‏

00:07:25.530 --> 00:07:27.950
پس اینجا چیکار میکردی ؟

00:07:27.950 --> 00:07:29.370
هیچّــی ‏.‏

00:07:30.200 --> 00:07:33.830
جدیدنا این اطراف زیاد پرسه میزنی ‏،‏ مگه نه ؟

00:07:33.830 --> 00:07:35.380
د ‏-‏ درسته ‏.‏

00:07:36.790 --> 00:07:38.090
دنبال کسی میگردی ؟

00:07:40.260 --> 00:07:42.840
اوووم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ مامانم ‏.‏

00:07:43.800 --> 00:07:46.930
نمیخوای بیای و روی صندلی بشینی ؟

00:07:46.930 --> 00:07:47.850
برات آبمیوه آوردم ‏.‏

00:07:51.730 --> 00:07:54.020
اوووم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ شما مسافری ؟

00:07:55.190 --> 00:07:56.350
واسه چی ؟

00:07:56.360 --> 00:07:58.770
آخه یه ساک بزرگ داری و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:58.770 --> 00:08:00.860
تو این اتاق هم هیچّی نیست ‏.‏

00:08:07.120 --> 00:08:09.830
مادرت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ این اطراف زندگی میکنه ؟

00:08:09.830 --> 00:08:10.700
ها ؟

00:08:10.700 --> 00:08:14.910
مگه خودت نگفتی که این اطراف دنبال مادرت میگردی ؟

00:08:14.920 --> 00:08:16.250
آره ؛

00:08:16.250 --> 00:08:19.380
ولی نمیدونم واقعاً همین جاها زندگی میکنه یا نه ‏.‏

00:08:19.380 --> 00:08:21.420
پس چطوری میخوای پیداش کنی ؟

00:08:21.420 --> 00:08:22.630
عکسی ازش داری ؟

00:08:23.470 --> 00:08:24.630
نه ندارم ‏.‏

00:08:25.260 --> 00:08:27.640
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ پس نمیدونی چه شکلی ـه ‏.‏

00:08:27.970 --> 00:08:29.260
نخیر میدونم ‏!‏

00:08:29.260 --> 00:08:31.390
وقتی از نزدیک ببینمش میشناسمش ‏.‏

00:08:31.390 --> 00:08:33.520
هیچکس تو یتیم خونه حرفم رو باور نمیکنه ‏.‏

00:08:33.520 --> 00:08:35.640
همش میگند ‏:‏ ‏"‏ چطور میخوای بشناسیش ؟ ‏"‏

00:08:36.350 --> 00:08:39.230
ولی واقعاً راست میگم و میدونم که میشناسمش ‏.‏

00:08:39.230 --> 00:08:39.650
و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:40.730 --> 00:08:41.650
و چی ؟

00:08:42.320 --> 00:08:44.490
اونم وقتی منو ببینه ‏،‏ مطمئنّم که منو میشناسه ‏!‏

00:08:52.040 --> 00:08:55.870
اگه تورو بشناسه ولی وانمود کنه که پسرش نیستی اونوقت چی ؟

00:08:58.710 --> 00:09:01.250
مطمئنّی که تولّدت به خواست مادرت بوده ؟

00:09:03.510 --> 00:09:05.210
پس چرا ولت کرد و رفت ؟

00:09:07.720 --> 00:09:11.180
اینو مطمئنّی که مادرت بخاطر نفرت تو رو ترک نکرده ؟

00:09:13.180 --> 00:09:15.310
آ ‏-‏ آره ‏!‏

00:09:15.310 --> 00:09:19.690
تولّد یه بچّه برای مادر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چیز خوب و لطیفی نیست ‏.‏

00:09:19.690 --> 00:09:20.150
ها ؟

00:09:20.940 --> 00:09:24.150
بیشتر این دنیا رنگ و بوی ‏"‏ مرگ ‏"‏ داره ‏.‏

00:09:25.280 --> 00:09:30.410
تو این دنیا ‏،‏ زندگی و سلامتی مثل یه لکّه ی ناچیز میمونه
که خیلی راحت محو و ناپدید میشه ‏.‏

00:09:30.410 --> 00:09:33.240
باید بدونی تا این حد بی ارزش ـه ‏.‏

00:09:34.240 --> 00:09:35.950
مرگ یه چیز عادّی ـه ‏.‏

00:09:36.750 --> 00:09:38.460
الان چرا زنده ای ؟

00:09:39.250 --> 00:09:41.040
بخاطر اینکه کسی تورو میخواد ؟

00:09:44.380 --> 00:09:46.710
چه کسی انتظار دیدنت رو میکشه ؟

00:09:52.810 --> 00:09:56.060
واسه ی زندگی کردن چه دلیلی داری ؟

00:09:56.810 --> 00:09:59.980
گفتید یه دختر بلوند با موهای بلند ؟

00:09:59.980 --> 00:10:02.560
آهان ‏،‏ نکنه منظورتون آنّـاست ‏.‏

00:10:03.020 --> 00:10:04.820
آنّــا ؟

00:10:04.820 --> 00:10:09.200
ببینم ‏،‏ این آنّـایی که گفتی همین اطراف زندگی میکنه ؟

00:10:09.200 --> 00:10:15.870
آره ‏،‏ درست بعد از اون خیابون و سر نبش خیابون بعدی یه آپارتمان هست که میدونم اونجا زندگی میکنه ‏.‏

00:10:15.870 --> 00:10:18.250
راستش واقعاً دختر خوب و مهربونی ـه ‏.‏

00:10:18.250 --> 00:10:20.920
خیلی هم مودّب ـه و همیشه به همه سلام می کنه ‏.‏

00:10:21.500 --> 00:10:22.830
آنّــا ؟

00:10:22.840 --> 00:10:25.420
درسته ‏،‏ واقعاً دختر خوبی ـه ‏.‏

00:10:26.050 --> 00:10:28.630
همیشه با لبخند بهم سلام می کنه و میره ‏.‏

00:10:28.630 --> 00:10:31.260
شما می دونید اون کجا زندگی می کنه ؟

00:10:31.260 --> 00:10:32.930
بله ‏،‏ اونجاست ‏.‏

00:10:33.800 --> 00:10:35.970
طبقه ی سوّم اون آپارتمون ـه ‏.‏

00:10:37.730 --> 00:10:40.100
اگه چیزی که بچّه ها گفتند راست باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:40.640 --> 00:10:45.190
پس مطمئنّاً اون زن علّت اصلی ناپدیدشدن میلوش ـه ‏.‏

00:10:45.190 --> 00:10:49.490
و اگه آنّـا در واقع همون زن باشه ‏،‏ پس بهتره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:51.990 --> 00:10:55.950
و اگه اون زن دقیقاً همون کسی باشه که حدس میزنم ‏،‏ پس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:56.450 --> 00:10:58.950
بهتره همینجا کارش رو تموم کنم ‏.‏

00:11:15.680 --> 00:11:17.640
اونا ازینجا رفتند ‏.‏

00:11:22.760 --> 00:11:25.060
میلوش کجا ممکنه رفته باشه ؟‏!‏؟

00:11:26.310 --> 00:11:29.440
یعنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اونو هم همراه خودش برده ؟‏!‏؟

00:11:29.440 --> 00:11:34.150
اون دنبال اون زن بود تا بتونه بی گناهیِ من رو اثبات کنه ‏.‏

00:11:35.990 --> 00:11:38.530
الان باید چیکار کنم ‏،‏ دکتر تنما ؟

00:11:39.660 --> 00:11:42.740
تو این شرایط چه عکس العملی باید نشون بدم ؟

00:11:46.000 --> 00:11:51.250
اون بچّه ها همشون درگیر این اوضاع شدند
چون میخواستند ثابت کنند که من بی گناهم ‏.‏

00:11:51.250 --> 00:11:53.590
بچّه ها بهم گفتند که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:53.590 --> 00:11:56.380
میلوش معمولاً تو خیابونای پراگ پرسه میزنه و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:56.380 --> 00:11:59.470
سعی می کنه که مادرش رو پیدا کنه ‏.‏

00:11:59.470 --> 00:12:02.760
یعنی میخواد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ مادرش رو ببینه ؟

00:12:03.550 --> 00:12:08.270
راستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ وقتی بچّه ی خودم فوت کرد
دیگه نتونستم چیزی رو احساس کنم ‏.‏

00:12:09.940 --> 00:12:12.980
اونموقع ها که هنوزم خبرنگار بودم ‏،‏ یه روز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:13.690 --> 00:12:16.900
یکی از همکارای خانومم سر صحبت رو باهام باز کرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:16.900 --> 00:12:19.360
بهم گفت دوستم داره ‏.‏

00:12:19.360 --> 00:12:21.360
من باهاش ازدواج کردم ‏.‏

00:12:21.360 --> 00:12:25.240
بخودم گفتم دیگه مشخّص نمیشه که من در اصل یه جاسوسم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:25.240 --> 00:12:26.740
اگه ازدواج کنم ‏.‏

00:12:28.000 --> 00:12:29.750
اون باردار شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:29.750 --> 00:12:32.000
و بعد یه پسر بدنیا آورد ‏.‏

00:12:32.000 --> 00:12:36.290
یه روز ‏،‏ همسرم برای خریدن یسری مایحتاج رفته بود بیرون ‏.‏

00:12:36.300 --> 00:12:38.880
وقتی داخل اتاق پسرم شدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:38.880 --> 00:12:41.510
بخاطر مشکل پروستات حتّی نمی تونست نفس بکشه ‏.‏

00:12:42.180 --> 00:12:44.590
کمکهای اوّلیه رو انجام دادم و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:44.600 --> 00:12:47.220
سریع به یه دکتر زنگ زدم ‏.‏

00:12:47.220 --> 00:12:51.520
هر کاری که میتونستم و بلد بودم بدون هیچ معطّلی انجام دادم ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:52.690 --> 00:12:55.230
اون دیگه مرده بود ‏.‏

00:12:56.150 --> 00:13:00.070
تو مراسم تشییع جنازه اش ‏،‏ همسرم داشت سرم فریاد میزد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:00.070 --> 00:13:02.240
‏"‏ چطور میتونی اینقدر خونسرد باشی ؟ ‏"‏

00:13:02.240 --> 00:13:04.360
‏"‏ چرا براش حتّی گریه نمی کنی ؟ ‏"‏

00:13:04.370 --> 00:13:07.990
‏"‏ تو همیشه همین طور بی تفاوت بودی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:13:07.990 --> 00:13:10.120
‏"‏ حتّی با منم اینطور بودی ‏.‏ ‏"‏

00:13:10.120 --> 00:13:12.250
‏"‏ تو نمی تونی عاشق کسی باشی ‏!‏ ‏"‏

00:13:12.250 --> 00:13:16.040
‏"‏ قلبت خالی از احساس ـه ‏،‏ خالی از عشق ‏!‏ ‏"‏

00:13:16.040 --> 00:13:19.500
و بعد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ترکم کرد و رفت ‏.‏

00:13:22.260 --> 00:13:24.010
باید میلوش رو پیدا کنیم ‏!‏

00:13:24.890 --> 00:13:27.850
گفتی که میلوش بچّه ی یه فاحشه ـست که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:27.850 --> 00:13:31.430
در نزدیکی های مرز چک زندگی میکنه ‏،‏ درسته ؟

00:13:31.430 --> 00:13:32.770
درسته ‏.‏

00:13:32.770 --> 00:13:37.360
اگه کسی که اینجا بوده ‏،‏ دقیقاً همون شخصی باشه که بهش فکر میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:37.360 --> 00:13:39.520
نمیذاره اون بچّه زنده بمونه ‏.‏

00:13:40.490 --> 00:13:43.280
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ خودش هم دست به کشتن اون نمیزنه ؛

00:13:46.320 --> 00:13:49.030
اگه همون شخصی باشه که مدّنظرم ـه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:49.040 --> 00:13:52.000
اونو در مقابل بیرحمانه ترین صحنه ها قرار میده قبل اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:52.000 --> 00:13:52.750
بکشتش ‏.‏

00:13:58.130 --> 00:14:00.420
انتهای همین جادّه ‏،‏ میرسی به آلمان ‏.‏

00:14:00.420 --> 00:14:02.630
یعنی مادرمم همونجاست ؟

00:14:02.630 --> 00:14:05.260
همون حوالی یه شهرک کوچیک هست ‏.‏

00:14:05.890 --> 00:14:08.390
یعنی بلأخره میتونم مادرم رو ببینم ؟

00:14:08.390 --> 00:14:10.470
من همینجا منتظرت می مونم ؛

00:14:10.470 --> 00:14:11.470
خودت باید بری ‏.‏

00:14:12.180 --> 00:14:14.850
وقتی مادرت رو ببینی ‏،‏ مطمئنّاً اون رو میشناسی ‏.‏

00:14:14.850 --> 00:14:17.480
و مادرت هم با دیدنت مطمئنّاً تورو میشناسه ‏.‏

00:14:19.270 --> 00:14:22.730
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اگه هیچکس حتّی اسمت هم صدا نزد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:23.440 --> 00:14:27.450
یعنی اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ کسی نیست که تورو بخواد ‏.‏

00:14:28.240 --> 00:14:30.530
اونوقت چیکار می کنی ؟

00:14:32.040 --> 00:14:33.450
بهش فکر کن ‏.‏

00:14:36.710 --> 00:14:38.000
برو دیگه ‏!‏

00:14:50.970 --> 00:14:51.470
مامان ‏!‏

00:15:18.000 --> 00:15:20.790
بیرحمانه ترین ها ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:15:40.440 --> 00:15:43.320
ممنونم ‏،‏ ممنونم ‏!‏

00:15:45.320 --> 00:15:47.190
اینجا چه غلطی میکنی بچّه ؟‏!‏؟

00:15:47.200 --> 00:15:49.110
دنبال کسی میگردم ‏.‏

00:15:49.110 --> 00:15:50.860
دنبال کسی ؟ کی اونوقت ؟‏!‏؟

00:15:51.950 --> 00:15:52.870
مامانم ‏.‏

00:15:54.290 --> 00:15:56.370
گفتی مادرت ؟‏!‏؟

00:15:56.370 --> 00:15:58.870
خدا شفات بده ‏!‏

00:15:58.870 --> 00:16:00.290
کجای حرفم خنده داشت ؟

00:16:00.290 --> 00:16:03.880
راستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ میشناسمش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ مادرت رو میشناسم ‏.‏

00:16:04.550 --> 00:16:05.380
کجاست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:16:05.380 --> 00:16:06.130
الان کجاست ؟

00:16:06.420 --> 00:16:08.130
بذار ببینم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:08.130 --> 00:16:11.680
بر اساس آماری که تابحال دستم اومده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:11.680 --> 00:16:14.010
اینجا پنجاه تا مادر هرزه داری ‏!‏

00:16:19.190 --> 00:16:22.480
‏"‏ پس چرا ولت کرد و رفت ؟ ‏"‏

00:16:22.480 --> 00:16:24.770
پسرم ‏!‏ پســـرم ‏!‏

00:16:24.770 --> 00:16:26.900
پسرم ‏!‏ پسرم ‏!‏

00:16:27.860 --> 00:16:29.400
شما کی هستید ؟‏!‏؟

00:16:29.400 --> 00:16:30.900
نگران نباش عزیزم ‏.‏

00:16:30.910 --> 00:16:34.240
امم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ من دنبال ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ مادرم می گردم ‏.‏

00:16:34.240 --> 00:16:36.790
فقط بذار همینطور بغلم بگیرمت ‏.‏

00:16:36.790 --> 00:16:39.370
چیکارِ اون بچّه داری لعنتی ؟

00:16:39.370 --> 00:16:42.250
اُسگُل اون که پسرت نیست ‏!‏

00:16:46.750 --> 00:16:49.210
شوخیت گرفته ؟‏!‏؟

00:16:49.550 --> 00:16:51.510
من که مثل اون احمق نیستم ؛

00:16:51.510 --> 00:16:53.680
فقط بلدی عین اَنگل به این و اون بچسبی ‏!‏

00:16:53.680 --> 00:16:54.720
خفه شو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:16:54.720 --> 00:16:55.930
چه مرگت ـه تو ؟‏!‏؟

00:16:55.930 --> 00:16:57.180
چه غلطی میخوای بکنی ؟

00:16:57.180 --> 00:16:58.680
بذار برم ‏!‏

00:16:58.680 --> 00:17:01.690
گفتم صبرکن ‏،‏ اینجا این کارو نکن ‏!‏

00:17:01.690 --> 00:17:03.060
من برات پول دادم ؛

00:17:03.060 --> 00:17:04.480
پس یعنی مشتریتم ‏.‏

00:17:04.480 --> 00:17:05.690
هرکاری هم بخوام میکنم ‏.‏

00:17:06.150 --> 00:17:07.770
ولی صبرکن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:07.780 --> 00:17:10.150
یه بچّه داره نگاهمون می کنه ‏!‏

00:17:12.320 --> 00:17:13.280
وایسا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:13.990 --> 00:17:15.740
بهتره تماشا کنی ‏.‏

00:17:15.740 --> 00:17:16.780
همونجا بمون ‏.‏

00:17:17.790 --> 00:17:20.580
من تو آلمان یه معلّم ام ‏.‏

00:17:21.870 --> 00:17:25.830
تو مدرسه هم بین والدین از شهرت و اعتبار خوبی برخوردارم ‏.‏

00:17:25.840 --> 00:17:28.210
الان شرافت و ابهّت یه مرد رو نشونت میدم ‏.‏

00:17:30.760 --> 00:17:32.720
من یه معلّم خارق العادم ‏!‏

00:17:41.520 --> 00:17:42.980
بیا بگیرش ‏.‏

00:17:46.190 --> 00:17:49.190
‏"‏ چه کسی انتظار دیدنت رو میکشه ؟ ‏"‏

00:17:49.780 --> 00:17:51.150
بچّه جون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:51.150 --> 00:17:52.190
بهم پول بده ‏.‏

00:17:52.610 --> 00:17:54.450
خانوم شما مریضید ؟

00:17:54.450 --> 00:17:55.660
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:55.660 --> 00:17:58.200
قراره بزودی بمیرم بچّه ‏.‏

00:17:58.200 --> 00:17:59.660
شما چرا اینجایی ؟‏!‏؟

00:17:59.660 --> 00:18:03.120
نشنیدی چی گفتم ؟ قراره بزودی بمیرم ‏.‏

00:18:03.120 --> 00:18:06.460
بهم پول بده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ التماست می کنم ‏!‏

00:18:06.460 --> 00:18:08.500
تمام پولم همینقدره ‏.‏

00:18:14.550 --> 00:18:17.510
‏"‏ بیشتر این دنیا رنگ و بوی ‏"‏ مرگ ‏"‏ داره ‏.‏ ‏"‏

00:18:20.890 --> 00:18:22.850
‏"‏ چه کسی انتظار دیدنت رو میکشه ؟ ‏"‏

00:18:27.020 --> 00:18:28.860
‏"‏ واسه ی زندگی کردن چه دلیلی داری ؟ ‏"‏

00:18:44.460 --> 00:18:45.540
حالا فهمیدم ‏.‏

00:18:53.090 --> 00:18:54.510
پس منظورش این بود ‏.‏

00:19:04.890 --> 00:19:07.190
اینجا انتهای محدوده ی این محلّه ـست ‏.‏

00:19:09.270 --> 00:19:14.150
خیلی از آدمای اینجا می گفتند که میلوش رو
همین اطراف در حال پرسه زدن دیدند ‏.‏

00:19:14.150 --> 00:19:15.860
بهتر نیست برگردیم ؟

00:19:15.860 --> 00:19:17.450
ممکنه هنوزم همینجاها باشه ‏.‏

00:19:24.750 --> 00:19:25.580
میلوش ‏!‏

00:19:36.720 --> 00:19:38.130
میلوش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:39.640 --> 00:19:41.760
آروم باش ‏!‏

00:19:41.760 --> 00:19:43.310
همه چی روبراهه ‏.‏

00:19:46.730 --> 00:19:48.640
خوبه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:48.640 --> 00:19:51.560
بیا پیش من ‏.‏

00:19:51.560 --> 00:19:53.230
تو تلاش میکردی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:53.230 --> 00:19:55.900
که بی گناهی من رو اثبات کنی ‏،‏ درسته ؟

00:19:55.900 --> 00:19:57.820
تمام سعی و تلاشت رو کردی مگه نه ؟

00:20:01.570 --> 00:20:03.910
نگران هیچّی نباش ‏.‏

00:20:03.910 --> 00:20:04.780
بیا اینطرف ‏.‏

00:20:20.680 --> 00:20:22.050
خوبه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:22.050 --> 00:20:23.550
دیگه تموم شد ‏.‏

00:20:25.520 --> 00:20:29.350
این همون احساسی بود که باید بروز می دادم دکتر تنما ؟

00:20:30.980 --> 00:20:33.610
یعنی الان باید گریه کنم ؟‏!‏؟

00:20:35.610 --> 00:20:38.190
هیچوقت فکرشم نمی کردم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:38.190 --> 00:20:39.530
. احساسات اینقدر پیچیده باشند

00:20:54.670 --> 00:20:55.750
چی شده میلوش ؟‏!‏؟

00:21:03.720 --> 00:21:06.560
تو چی دیده بودی ؟

00:21:06.560 --> 00:21:09.430
تابحال چه چیزایی رو دیدی ؟

00:21:09.430 --> 00:21:11.890
ازشون چی یاد گرفتی ؟

00:21:14.150 --> 00:21:17.440
میلوش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بهم گوش بده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:17.440 --> 00:21:20.240
تو هیچ مادری نداری ‏.‏

00:21:21.700 --> 00:21:24.490
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:25.780 --> 00:21:28.700
به دنیا اومدنت هنوزم دلیل داره ‏.‏

00:21:30.000 --> 00:21:33.210
تو بدنیا اومدی چون یکی بود که تو رو میخواست ‏!‏

00:21:34.790 --> 00:21:36.500
مطمئن باش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ مطمئن باش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:36.500 --> 00:21:40.170
هنوزم کسی هست که تو رو خیلی میخواد ‏.‏

00:21:41.880 --> 00:21:43.430
بهت قول میدم ‏.‏

00:21:59.860 --> 00:22:03.110
دکتر تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:03.110 --> 00:22:07.320
مطمئنم که حرفام همش درسته ‏،‏ مگه نه ؟

00:22:07.330 --> 00:22:08.240
آره ‏.‏

00:22:10.290 --> 00:22:11.830
پس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:11.830 --> 00:22:13.500
الان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:13.500 --> 00:22:15.250
صورتم چه حالتی شده ؟

00:22:18.500 --> 00:22:20.090
داری گریه میکنی ‏.‏

00:22:20.114 --> 00:22:24.814
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:22:28.400 --> 00:22:42.500
...آری .... چشم بدوز به آنچه هم اکنون در این دنیا هویداست

00:22:45.000 --> 00:23:00.000
... آری .... با چشمانت به مهربانی ایمان بیاور

00:23:18.000 --> 00:23:26.000
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین یگانگی ات

00:23:26.300 --> 00:23:34.300
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین خلوص و پاکی ات

00:23:34.800 --> 00:23:36.200
... خانه ات را بنا کن