﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:03.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:03.370 --> 00:00:04.630
. چقدر هوا سرده

00:00:04.630 --> 00:00:06.630
. آره

00:00:15.740 --> 00:00:17.620
. . " لي سويونگ " و " لي سانگوو " »

00:00:17.620 --> 00:00:20.000
. هردوشون تاريخ تولدشون يکيه . .

00:00:25.970 --> 00:00:30.150
لي سويونگ " يکي از معروفترين "
. دوقلوهايِ دبيرستانش بوده

00:00:30.150 --> 00:00:32.370
. . حتي با برادرشَم

00:00:32.370 --> 00:00:33.710
! " لي يونهي "

00:00:33.710 --> 00:00:36.510
. « يکي به اسمِ " لي سويونگ " اينو براتون آورده

00:00:47.160 --> 00:00:49.130
« لي سانگوو »

00:00:50.500 --> 00:00:53.700
پدرت چکاره ـست ؟ »

00:00:55.820 --> 00:01:00.980
. من پدر ندارم

00:01:00.980 --> 00:01:01.950
« ! پدر

00:01:09.990 --> 00:01:10.950
. باورنکردنيه

00:01:45.090 --> 00:01:46.980
هوا جديدا خيلي سردتر شده ، مگه نه ؟

00:01:46.980 --> 00:01:49.550
. آره ، يهويي حسابي سرد شد

00:01:49.550 --> 00:01:51.550
. بايد با ماشينِ من بري سرِ کار

00:01:51.550 --> 00:01:54.970
. اينطوري راحت تر ميتوني بري سرِ کار

00:01:54.970 --> 00:01:56.380
. خودت لازمش داري

00:01:57.270 --> 00:02:00.110
. من که هيچ کاري با ماشين ندارم

00:02:02.290 --> 00:02:05.180
. نميخوام مديونِ زنم باشم

00:02:05.180 --> 00:02:06.920
. اينطور نيست

00:02:06.920 --> 00:02:09.720
آخه حيفِ ماشين اينطوري بي مصرف
. افتاده تو خونه

00:02:10.480 --> 00:02:13.000
اگه راه نرم و خودمو به اتوبوس نرسونم که
. ديگه هيچ ورزشي درطول روز نکردم

00:02:14.880 --> 00:02:18.390
. که اينطور . . فکرِ اينجاشُ نکرده بودم

00:02:21.020 --> 00:02:23.670
پدر ، خيلي سخته تو اين هواي سرد
غذا برسوني ، درسته ؟

00:02:26.590 --> 00:02:29.080
. طبيعيِ که موقع زمستون هوا سرد باشه

00:02:39.500 --> 00:02:42.830
پدر ، داري چکار ميکني ؟
چرا نميايي تلويزيون نگاه کني ؟

00:02:42.830 --> 00:02:46.860
، نشستم غذام هضم بشه
چکار داري ؟

00:02:46.860 --> 00:02:49.440
. ميتوني اينو بخوري تا غذات خوب هضم بشه

00:02:49.930 --> 00:02:52.980
اين چيه ؟ -
. جينسينگِ قرمزه -

00:02:53.940 --> 00:02:57.180
. يکي بهم دادتش تا بدمش به شما

00:02:57.180 --> 00:02:59.460
. نه ، ممنون . . مالِ خودت

00:02:59.460 --> 00:03:01.910
. پدر ، و بيشتر از من انرژي لازم داري

00:03:01.910 --> 00:03:06.150
، گفتم که ممنون نميخوامش
. من همچين چيزاييُ لازم ندارم

00:03:07.630 --> 00:03:12.110
پدر ، چي شده ؟
اتفاقي تو رستوران افتاده ؟

00:03:13.740 --> 00:03:15.970
. چيزي نشده

00:03:15.970 --> 00:03:20.840
با همين سه وعده غذايي که ميخورم
. به اندازه ي کافي انرژي بدست ميارم ، تو بخورش

00:03:20.840 --> 00:03:23.540
يعني ميگي از تو ضعيف ترَم ؟

00:03:23.540 --> 00:03:26.270
پدر ، مگه تاحالا عضله هايِ قويِ شکممُ نديدي ؟

00:03:26.270 --> 00:03:28.350
. . هِي ، بيخيال

00:03:28.350 --> 00:03:30.870
. بجاي اينکارا برو عضله هاتُ به زنت نشون بده

00:03:31.520 --> 00:03:33.700
! بابا

00:03:33.700 --> 00:03:35.270
. برو تو اتاقِ خودت

00:03:35.270 --> 00:03:38.400
، هنوز تو دوره يِ ماه عسل هستي
اينجا چه غلطي ميکني ؟

00:03:38.400 --> 00:03:40.160
! پاشو برو ببينم . . زودباش

00:03:41.920 --> 00:03:44.310
. يادت نره اينارو بخوري

00:04:06.360 --> 00:04:07.640
دوباره داري چيز ميبافي ؟

00:04:08.620 --> 00:04:11.050
. کارِ بامزه ايه

00:04:11.050 --> 00:04:15.670
، لامپُ خاموش ميکنم ، يه کم استراحت کن
. ميتونم با چراغ مطالعه کار کنم

00:04:22.140 --> 00:04:23.990
. « تمام تلاشمُ برات ميکنم »

00:04:26.350 --> 00:04:27.270
هوجونگ " ؟ "

00:04:28.180 --> 00:04:30.730
بله ؟ -
. بشين -

00:04:39.360 --> 00:04:43.450
دلت ميخواسته وقتي ازدواج کردي
چه کاراييُ با شوهرت انجام بدي ؟

00:04:43.450 --> 00:04:44.620
چي ؟

00:04:44.620 --> 00:04:48.240
مطمئنم براي اين ازدواج نکردي که شوهرتُ بخوابوني و
. بعدشم با نور چراغ مطالعه چيز ببافي

00:04:49.100 --> 00:04:52.540
بگو ديگه ، دخترا هميشه همچين چيزاييُ
. تو ذهنشون دارن

00:04:52.540 --> 00:04:59.530
خب . . ميشه فکرکنم و بعدا بگم ؟

00:05:01.040 --> 00:05:05.260
، حالا نميخواد همَشُ بهم بگي که
. فعلا فقط سه تاشُ بگو

00:05:11.070 --> 00:05:12.880
. . باهم قدم زدن

00:05:12.880 --> 00:05:15.300
، ورزش کردن . .

00:05:15.300 --> 00:05:16.970
. . خريد کردن

00:05:18.910 --> 00:05:20.440
. بيا با قدم زدن شروع کنيم

00:05:27.360 --> 00:05:28.660
سردِت نيست ؟

00:05:28.660 --> 00:05:33.320
. اصلا ، حتما بخاطرِ اينه که حسابي لباس پوشيدم

00:05:33.320 --> 00:05:35.320
سردتِه ، مگه نه ؟

00:05:36.500 --> 00:05:39.770
آخه چرا تو اين هواي سرد
خواستي بيايي قدم بزني ؟

00:05:39.770 --> 00:05:41.770
. . پس -
. بايد بدوييم -

00:05:42.830 --> 00:05:46.040
بدوييم ؟ -
. آره ، مسابقه بديم -

00:05:46.040 --> 00:05:48.040
مسابقه ؟

00:05:48.040 --> 00:05:50.040
تو دوييدن مهارت نداري ، درسته ؟

00:05:50.040 --> 00:05:53.030
. موقع دبستان تو تيمِ دو ميداني بودم

00:05:53.030 --> 00:05:58.211
، پس . . حتما خوب واردي
. باشه ، پنج متر برو جلوتر

00:05:58.211 --> 00:05:59.410
چي ؟

00:05:59.410 --> 00:06:01.590
. با اينکه يه مَردم ، اما خوب تو دوييدن مهارت ندارم

00:06:01.590 --> 00:06:04.280
، تا اون برج ساعت باهم مسابقه ميديم
. هرکي باخت بايد اسنک بخره

00:06:05.090 --> 00:06:06.680
واقعا باهم مسابقه ميديم ؟

00:06:08.220 --> 00:06:10.110
. . يک

00:06:10.110 --> 00:06:13.090
. . دو

00:06:13.090 --> 00:06:14.430
! سه

00:06:25.250 --> 00:06:30.840
! اوپا

00:06:32.890 --> 00:06:34.420
! اوپا

00:07:03.450 --> 00:07:05.250
. ببخشيد ، اوپا

00:07:08.580 --> 00:07:10.420
از سگ ميترسي ؟

00:07:11.960 --> 00:07:14.480
. تو دنيا هيچي بيشتر از سگ نميترسونتَم

00:07:17.510 --> 00:07:18.640
! يه سگ ديگه اومد

00:07:24.840 --> 00:07:25.860
. احمق

00:07:37.910 --> 00:07:42.280
از کجا شنيديد که پروفسور " چوي " زنشُ
از دست داده ؟

00:07:43.770 --> 00:07:45.710
از طرفِ دکتر " پارک جِهي " بود ؟

00:07:45.710 --> 00:07:47.140
از دکتر " پارک " شنيديد ؟

00:07:47.140 --> 00:07:49.650
نه ، از پرستار " کيم " بود ؟

00:07:49.650 --> 00:07:51.590
. يادم نمياد

00:07:51.590 --> 00:07:53.910
چطور ميشه يادتون نياد ؟

00:07:53.910 --> 00:07:59.560
دکتر " لي سانگوو " چيزي نگفته ؟
. اون شوهرخواهرِ پروفسور "چوي"ـه

00:07:59.560 --> 00:08:02.230
دکتر " لي " کسي نيست که
. درمورد زندگي خصوصي بقيه حرف بزنه

00:08:03.760 --> 00:08:08.670
شما چرا راه افتادي و
درمورد زندگي بقيه سوال ميپرسي ؟

00:08:09.500 --> 00:08:13.270
چي ؟
. . نه ، من

00:08:36.900 --> 00:08:40.480
موضوع چيه ؟
چرا اينقدر ديروقت ميخواستي ببينيم ؟

00:08:42.610 --> 00:08:43.820
. احمق

00:08:44.960 --> 00:08:45.670
چي ؟

00:08:45.670 --> 00:08:48.900
، هيچ بهانه اي نداري
. اينقدر از دستت آتيشيَم که زبونم بند اومده

00:08:49.760 --> 00:08:54.180
، خودم همينطوريش داره بهم سخت ميگذره
. ديگه اين يه ذره انرژي اي که برام مونده رو ازم نگير

00:08:54.180 --> 00:08:58.370
ما دوتا حتما تو زندگيِ گذشته امون
. بدي هايِ زيادي به " لي سويونگ " کرديم

00:08:58.370 --> 00:09:01.720
چطور ميشه هردومون بخاطرِ اون آدم
مَردايي که دوست داريمُ از دست بديم ؟

00:09:03.670 --> 00:09:07.280
جونگ سونوو " ، با اين حرفا به کجا ميخواي برسي ؟ "

00:09:08.760 --> 00:09:11.710
پدرِ " لي سويونگ " زنده ـست و
. برادرشم همينجا کار ميکنه

00:09:11.710 --> 00:09:15.220
برادرش دوقلوشه و همون "لي سانگوو"ـئه که
. جنابعالي باهاش بهم زدي

00:09:15.970 --> 00:09:17.560
! هِي

00:09:19.010 --> 00:09:21.490
که چي ؟

00:09:21.490 --> 00:09:26.100
ميونگ " ، تو چِته ؟ "
. اصلا نميتونم درکِت کنم

00:09:26.100 --> 00:09:28.520
چطور ميشه تمام اين چيزارو بدوني و
يه کلمه هم چيزي بهم نگي ؟

00:09:31.980 --> 00:09:33.290
از کجا اينارو فهميدي ؟

00:09:34.690 --> 00:09:37.620
تو يه دورهمي بود که
. يکي از دوستايِ دوران دبيرستان "سويونگ"ـو ديدم

00:09:37.620 --> 00:09:38.710
. از دبيرستان " اُمين " بود

00:09:40.460 --> 00:09:43.380
ووجه " چي ؟ "
اون خبر داره ؟

00:09:43.380 --> 00:09:45.410
. فکرشم نکن يه کلمه به " ووجه " چيزي بگي

00:09:46.360 --> 00:09:48.550
. پس ، نميدونه

00:09:48.550 --> 00:09:51.290
، چه بدونه و چه ندونه
. به تو هيچ ربطي نداره

00:09:51.290 --> 00:09:53.880
چرا بهم هيچ ربطي نداره ؟
. منم اين وسط قربانيَم

00:09:53.880 --> 00:09:56.211
لي سويونگ " فقط بخاطرِ دروغِ بزرگش بود که "
. تونست با " ووجه " ازدواج کنه

00:09:56.211 --> 00:09:57.740
. اينا ديگه همَش مالِ گذشته ـست

00:09:57.740 --> 00:09:59.110
. نخير ، گذشته هنوزم ادامه داره

00:09:59.110 --> 00:10:02.550
اون هنوزم داره به خوبي همه رو
. با دروغي که درمورد خانوادش گفته فريب ميده

00:10:03.970 --> 00:10:06.860
چرا وقتي از همه چيز باخبري به هيچکس
چيزي نگفتي ؟

00:10:11.430 --> 00:10:13.030
. باورم نميشه

00:10:13.030 --> 00:10:15.670
حتي اگرم " لي سانگوو " جلوت زانو زده باشه و
، التماست کرده باشه چيزي نگي

00:10:15.670 --> 00:10:16.900
چطور تونستي رويِ اين دروغ سرپوش بذاري ؟

00:10:18.160 --> 00:10:21.740
، اين اتفاقيِ که افتاده
چه فايده اي داره الَکي زندگي همه رو نابود کنيم ؟

00:10:21.740 --> 00:10:23.910
. سانگوو " همينطوريش داغون شده "

00:10:23.910 --> 00:10:25.740
. نا سلامتي داريم حرفِ ازدواج ميزنيم

00:10:25.740 --> 00:10:29.910
چطور تونستي روي دروغ کسي که پدر و
برادرشُ از بقيه مخفي کرده ، سرپوش بذاري ؟

00:10:29.910 --> 00:10:32.940
همينطورم براي مَردي که
همينطوريشَم رابطه ات باهاش تموم شده بوده ؟

00:10:32.940 --> 00:10:36.330
اصلا برات مهم نيست که
برادرت و پدر و مادرت گولِ اونو خوردن ؟

00:10:36.330 --> 00:10:41.660
، چون برام مهمن اينکارو کردم
. اونا هرگز اونو نميبخشن ، بخصوص پدر و مادرم

00:10:41.660 --> 00:10:42.830
. منم همينو ميگم

00:10:42.830 --> 00:10:44.910
. اين چيزا اصلا مهم نيست

00:10:44.910 --> 00:10:48.150
، اگه حقيقتُ برملا کنم و برادرم طلاق بگيره
اونوقت اين وسط کي سود ميبره ؟

00:10:48.150 --> 00:10:51.650
اينطوري فقط بخاطرِ اينکه از زن داداشم متنفرم
. زندگي تمام خانوادمُ زدم به گند کِشيدم

00:10:52.760 --> 00:10:55.680
اينکه بذاري همينطور به فريب خوردن
. بدستِ " سويونگ " ادامه بدن هم خوب نيست

00:10:55.680 --> 00:10:59.630
. نه ، حق با "سانگوو"ـئه

00:10:59.630 --> 00:11:02.890
برادرم خوشبخت و خوشحالِ و خانوادم هم
. به خوبي با " سويونگ " کنار ميان

00:11:03.820 --> 00:11:07.940
يه نگاه به اين سه سالي که
. باهامون بوده انداختم و ديدم اون واقعا تمام تلاششُ کرده

00:11:07.940 --> 00:11:11.180
، معلومه که تمام تلاششُ کرده
. اون همه رو گول زده تا بتونه ازدواج کنه

00:11:11.890 --> 00:11:14.150
. . ميفهمم چقدر احساسِ ناراحتي ميکني

00:11:16.560 --> 00:11:18.740
هنوزم به برادرم علاقه داري ؟

00:11:19.600 --> 00:11:22.710
، حتي اگه درموردِ زندگي يه غريبه بود
. بازم همين حرفارو ميزدم و براش ناراحت بودم

00:11:22.710 --> 00:11:24.960
چطور ميشه يکي اينقدر نسبت به خانوادش
بي ملاحظه باشه ؟

00:11:25.830 --> 00:11:28.070
. خانوادت قربانيِ تقلب و فريب تو ازدواج شدن

00:11:28.740 --> 00:11:32.660
نکنه پيش خودت فکرميکني شايد اينطوري
. . اوضاع بينِ تو و " ووجه " درست بشه و

00:11:32.660 --> 00:11:35.350
، مطمئنم چيزاي مسخره تو ذهنت نميگذره

00:11:35.350 --> 00:11:37.270
اما . . اگه زماني ببينم همچين فکرِايِ مسخره اي
، به ذهنت خطور کنه

00:11:37.270 --> 00:11:40.330
از تمام زندگيم مايه ميذارم تا جلوتو بگيرم و
، نذارم به هدفت برسي

00:11:40.330 --> 00:11:41.680
. پس . . حتي خوابِ همچين چيزيَم نبين

00:11:43.180 --> 00:11:44.980
چرا اينقدر يهويي ترسناک شدي ؟

00:11:46.470 --> 00:11:51.100
، اگه زندگيِ برادرم خراب بشه
. اونوقت من براي هيچي "سانگوو"ـرو از دست دادم

00:11:51.100 --> 00:11:54.790
راس ميگي . . اصلا چرا يه کاري کردي که
سودِش فقط به بقيه برسه ؟

00:11:56.300 --> 00:11:59.610
يه روز بايد ياد بگيري که
. جلويِ بعضي چيزارو نميشه گرفت

00:12:01.020 --> 00:12:02.510
! چقدر تو مهربوني

00:12:03.570 --> 00:12:04.750
. دهنتُ بسته نگه دار

00:12:05.830 --> 00:12:06.990
. باشه

00:12:07.880 --> 00:12:12.990
بهم قول بده که هرگز نه به برادرم و نه به مادرم و
. نه به پدرم چيزي نگي

00:12:15.140 --> 00:12:19.310
قول ميدم که هرگز به برادرت يا
. پدر و مادرت چيزي نگم

00:12:20.270 --> 00:12:21.650
. قول داديا

00:12:24.410 --> 00:12:25.660
. چه حيف

00:12:28.600 --> 00:12:31.740
. بريم ، بايد برم خونه

00:12:31.740 --> 00:12:33.690
. الان تو خونه امون يه وضعيِ که نگو

00:12:41.710 --> 00:12:46.670
، نميدونم بايد چکار کنم
. فکرم به هيچي نميرسه

00:12:47.780 --> 00:12:49.800
چطور ميتونم با " سونگجه " روبرو بشم ؟

00:12:50.880 --> 00:12:52.400
يعني طلاق بگيرم ؟

00:12:53.240 --> 00:12:56.640
يا برم بميرم ؟

00:12:57.720 --> 00:12:59.680
. . مادر

00:12:59.680 --> 00:13:04.010
مطمئنم پدر و مادرم منو به دنيا نيوردن که
. آخرسر مثلِ يه خر زندگي کنم

00:13:05.211 --> 00:13:09.460
حس ميکنم تمام اين سال هايي که
. زندگي کردم همَش نيست و نابود شده

00:13:10.620 --> 00:13:13.650
. نه ، فقط اينطور نيست که

00:13:13.650 --> 00:13:17.390
. زندگيم درواقع نيست و نابود شده

00:13:22.120 --> 00:13:24.900
سونگجه " تو خونه يِ " هوتِه " مشکلي نداره که ؟ "

00:13:24.900 --> 00:13:29.280
. آره ، احتمالا يه چندروز ميخواد با خودش تنها باشه

00:13:29.280 --> 00:13:32.820
نگرانش نباشيد و
. فقط به فکرِ خودتون باشيد

00:13:35.980 --> 00:13:38.670
. . " يون سومي " ، مادرِ " سونگجه

00:13:39.810 --> 00:13:43.600
چطور اين همه سال تونست
با فريب دادنِ من به راحتي زندگي کنه ؟

00:13:45.360 --> 00:13:49.980
چقدر پيش خودش فکرکرده من خرَم که
. اينطوري بچه اشُ به راحتي بزرگ کردم

00:13:52.310 --> 00:13:57.600
منو ميديد که بدونِ اينکه چيزي بدونم
. . داشتم "سونگجه"ـرو بزرگ ميکردم

00:13:58.720 --> 00:14:03.360
، " سويونگ "
فکرميکني مدير " يون " دربارم چه فکري ميکنه ؟

00:14:11.280 --> 00:14:17.320
مادر ، اگه خيلي خسته ايد . . ميخوايد بريد
بيرون يه کم هواي تازه بخوريد ؟

00:14:19.100 --> 00:14:20.470
با کي برم ؟

00:14:21.230 --> 00:14:24.080
. ووجه " يا " ميونگ " هستن "

00:14:24.080 --> 00:14:28.860
، از وقتي " ميونگ " رفته دانشکده يِ پزشکي
. من هيچ کاري باهاش انجام ندادم

00:14:29.960 --> 00:14:35.300
، ووجه " هم که سرگرمِ کاراي شرکته "
. پدرشونَم که اصلا نميشه بهش نزديک شد

00:14:36.400 --> 00:14:38.250
ميخوايد با من بريد ؟

00:14:40.430 --> 00:14:41.790
با تو ؟

00:14:41.790 --> 00:14:43.790
جايي هست که بخوايد بريد ؟

00:14:44.990 --> 00:14:46.990
. . تا اينطوري اينقدر به اين چيزا فکرنکنم

00:14:47.970 --> 00:14:51.120
يه دستگاهي چيزي نيست که
اين فکرارو از کله ام بکِشه بيرون ؟

00:14:57.770 --> 00:15:00.650
. " خوش اومدي ، " ميونگ -
. سلام -

00:15:01.290 --> 00:15:02.650
مامان ، حالت چطوره ؟

00:15:04.190 --> 00:15:05.920
. بيا بشين

00:15:08.660 --> 00:15:11.220
، از ديدنِ رويِ دخترم خجالت ميکِشم
. برو بالا و استراحت کن

00:15:11.950 --> 00:15:15.700
با عروسِت ميتوني حرف بزني ، اما . . به من که
ميرسه خجالت ميکِشي ؟

00:15:15.700 --> 00:15:19.630
سويونگ " همه جور سختي اي که بگيُ "
، تو زندگي کِشيده

00:15:19.630 --> 00:15:22.640
. اون که مثلِ تو زندگيش آروم و راحت بوده

00:15:35.770 --> 00:15:38.220
برگشتي ؟ -
. آره -

00:15:39.620 --> 00:15:40.530
مادرم کجاست ؟

00:15:41.920 --> 00:15:44.560
. ميونگ " داره باهاش حرف ميزنه "

00:15:44.560 --> 00:15:45.720
. برو بالا

00:15:49.290 --> 00:15:54.120
مادر دلنگرانِ " سونگجه " بود ، منم بهش گفتم
. تو خونه يِ " هوتِه " مونده

00:15:54.120 --> 00:15:57.470
مهم ترين چيز اينه که
. خيالِ مادر راحت باشه

00:15:58.470 --> 00:16:03.080
واقعا " هوتِه " هيچ تماسي نگرفته ؟
. سونگجه " حتما تا الان ديگه پولي براش نمونده

00:16:03.080 --> 00:16:04.640
. کارت اعتباريش همراهِشه

00:16:04.640 --> 00:16:07.360
محض احتياط يه مقدار پول
. پيشِ " هوته " براش گذاشتم

00:16:07.360 --> 00:16:09.870
سونگجه " خونه يِ " هوته " نيست ؟ "

00:16:10.780 --> 00:16:12.980
چطور ميتونيد اينقدر آروم بشينيد سرِ جاتون ؟

00:16:14.280 --> 00:16:15.840
دلنگرانِ "سونگجه"ـيي ؟

00:16:17.320 --> 00:16:19.780
. . دلم براي مامان ميسوزه و درموردِ " سونگجه " هم

00:16:20.340 --> 00:16:23.270
. يه کم عجيبه ؛ اما ، اون که تقصيري نداره . .

00:16:23.270 --> 00:16:26.880
اوني که اين وسط کار اشتباهي کرده پدرِ و
. مدير " يون " هم کارِ بي شرمانه اي کرده

00:16:26.880 --> 00:16:28.390
چطور ميتونيم پيداش کنيم ؟

00:16:29.290 --> 00:16:31.120
. گوشيش همَش خاموشه

00:16:32.730 --> 00:16:36.170
. نميذارم مدير " يون " از کارِش قِسِر دربره

00:16:36.170 --> 00:16:38.740
اونوقت اين بابا داره چکار ميکنه ؟
کجا غيبِش زده ؟

00:16:56.360 --> 00:16:58.920
زنم بهم خواهش و التماس ميکرد که
. بذارم اون بچه رو بزرگ کنه

00:16:59.690 --> 00:17:03.770
. منم با خودم گفتم حالا که بد معامله اي نيست

00:17:06.820 --> 00:17:09.740
، درواقع من نبودم که بزرگش کردم
. پولم اونو بزرگ کرد

00:17:11.550 --> 00:17:15.740
حالا که فهميدي پسرِ خودته ، عذاب وجدان گرفتي ؟

00:17:15.740 --> 00:17:17.480
. خيلي عجيبه

00:17:19.990 --> 00:17:24.290
. فکرميکردم هرگز تو زندگيم هيچ اشتباهي نميکنم

00:17:25.480 --> 00:17:27.250
. . اشتباهت

00:17:27.250 --> 00:17:32.280
اينه که فکرميکني هيچوقت بابت کارايي که . .
. ميکني گير نميفتي ، اشتباهت اينه

00:17:32.280 --> 00:17:34.680
بابت تمام کارايي که
. تا الان کردي ، اين چيزا حقِته

00:17:36.470 --> 00:17:38.370
حالا داري منو مقصر ميدوني ؟

00:17:38.370 --> 00:17:42.620
! هِي . . مرتيکه يِ خر
مگه " سونگجه " چه کارِ اشتباهي کرده ؟

00:17:42.620 --> 00:17:45.560
ميدوني اون بچه چقدر پاک و بي ريائه ؟

00:17:45.560 --> 00:17:48.880
هِي ! اصلا چطور ميشه
اون پسرِ تو باشه ؟

00:17:49.930 --> 00:17:51.150
چي ؟

00:17:51.150 --> 00:17:53.980
اصلا حس نميکنم هيچ ژني از تو
. تو وجودش باشه

00:17:53.980 --> 00:17:56.780
چرا اينقدر زياده روي ميکني ؟

00:17:59.040 --> 00:18:00.890
. دلم به حالِ " جيسون " ميسوزه

00:18:01.540 --> 00:18:03.630
حالا اين خيانتي که حس ميکنه
بهش شده رو ميخواي چکار کني ؟

00:18:03.630 --> 00:18:06.260
. سونگجه " الان به چه وضعِ بدي افتاده "

00:18:07.990 --> 00:18:09.810
. . ميدونم

00:18:11.550 --> 00:18:15.770
. حس ميکنم يه صاعقه صاف زده تو کله ام

00:18:15.770 --> 00:18:21.660
براي بيش از بيست سال پسرِ خودمو
. تحقير ميکردم و بهش بي اعتنا بودم

00:18:22.970 --> 00:18:24.060
ميدوني الان چه حس و حالي دارم ؟

00:18:25.870 --> 00:18:30.250
براي همينه که مَردا بايد بيشتر
. احتياط کنن

00:18:40.390 --> 00:18:44.850
. براي همينه که نميشه بهش دسترسي پيدا کرد

00:18:49.770 --> 00:18:51.740
« سونگجه »

00:18:57.770 --> 00:19:07.420
، سونگجه " ، هروقت که خواستي و هرزماني که بود " »
« . . بهم زنگ بزن ، دوستِ جوونِ من

00:19:23.530 --> 00:19:24.930
ميدوني داري چکار ميکني ؟

00:19:24.930 --> 00:19:27.450
. خطرناکِ وقتي بخاري ماشين روشنِ ، خوابِت ببره

00:19:28.970 --> 00:19:30.600
. فقط داشتم يه چُرت ميزدم

00:19:39.380 --> 00:19:41.620
« گُل رز : 500 هزار / کلوبِ " جوي " : 430 هزار »

00:19:45.020 --> 00:19:47.440
. از کارت اعتباريش استفاده نميکنه

00:19:56.090 --> 00:19:57.990
. چقدر سرده

00:20:00.100 --> 00:20:02.750
. بيا ، سوپِ رفعِ خُماريه

00:20:02.750 --> 00:20:07.660
، نه . . ممنون
. سوپ باعث ميشه صورتِ آدم پُف کنه

00:20:09.060 --> 00:20:12.570
، پس . . ديشب که گفتي هيچ مشروبي نخوردي
. داشتي راس ميگفتي

00:20:14.240 --> 00:20:17.860
اينقدر باور کردنِ حرفام برات سخته ؟

00:20:17.860 --> 00:20:21.140
با " کانگ گيبوم " بيرون بودي و
. با اينحال هيچي مشروب نخوردي

00:20:21.140 --> 00:20:22.520
اصلا مگه ميشه ؟

00:20:23.140 --> 00:20:24.930
. هرجور دوس داري فکرکن

00:20:26.940 --> 00:20:27.900
. . عزيزم

00:20:29.480 --> 00:20:30.930
نکنه با کسي رابطه اي چيزي داري ؟ . .

00:20:33.160 --> 00:20:34.450
رابطه ؟

00:20:35.260 --> 00:20:38.890
. آره ، آخه همَش گيرِ قيافه ـتي

00:20:38.890 --> 00:20:40.750
. هيچوقتَم که بهم نميگي کجا ميري

00:20:40.750 --> 00:20:42.870
وقتيَم که با کسي براي مشروب خوري
. ميري بيرون ، هيچي مشروب نميخوري

00:20:42.870 --> 00:20:45.450
. عينِ آدماي ديوونه هم که با خودت قاه قاه ميخندي

00:20:46.240 --> 00:20:50.450
من مَرديَم که کاملا از دستِ تمام زناي دنيا
. خسته و بيزارَم

00:20:51.680 --> 00:20:55.980
! حالا نه که يه عالمه خاطرخواه داري

00:20:55.980 --> 00:21:00.400
براي سال هاي زيادي بدستِ يه زن
، اينقدر اينور و اونور کِشيده شدم و سرَم غُر زده که

00:21:00.400 --> 00:21:05.000
حتي اگرم يه دخترِ جذاب و تو دلبُرو بهم ميگفت
. خاطرخوامه . . بهش ميگفتم نخير ؛ نميخوامت

00:21:05.740 --> 00:21:07.770
فکرکردي دختراي جذاب کورَن ؟

00:21:07.770 --> 00:21:09.840
مگه ديوونَن که بيان سراغِ يه پيرمردِ احمقي
مثلِ " چوي مينسوک " ؟

00:21:10.780 --> 00:21:14.000
. نميخواد نگرانم باشي

00:21:16.940 --> 00:21:18.900
چرا به " جيسون " يه زنگ نميزني ؟

00:21:20.480 --> 00:21:22.030
چرا بايد بهش زنگ بزنم ؟

00:21:26.800 --> 00:21:31.650
، " موسسه ي بازيگري ، دانشگاه ، خونه يِ " هونه
. دوستاي دانشگاهش . . همه جارو خوب بگرد

00:21:32.530 --> 00:21:33.850
. بله ، مديرعامل

00:21:37.780 --> 00:21:39.620
. " سلام ، مدير " يون

00:21:39.620 --> 00:21:41.620
. " خيلي وقته نديدمت ، منشي " کيم

00:21:47.850 --> 00:21:51.520
چرا باهام تماس گرفتيد ؟
سونگجه " زنگ زده ؟ "

00:21:54.310 --> 00:21:56.180
. وسايلتُ جمع کن و از سئول برو

00:21:57.100 --> 00:21:59.580
، چه بخواي موسسه بزني يا کارِ جديدي شروع کني

00:21:59.580 --> 00:22:02.300
. بدون که بي پول و بيچاره نميذارم بموني

00:22:02.300 --> 00:22:03.800
سونگجه " چي ؟ "

00:22:03.800 --> 00:22:06.830
بايد وسايلتُ ببندي و از اينجا بري تا
. . حالِ مادرِ " سونگجه " خوب بشه و

00:22:06.830 --> 00:22:08.840
. سونگجه " هم بتونه برگرده خونه " . .

00:22:09.660 --> 00:22:11.730
. من مادرِ " سونگجه " هستم

00:22:11.730 --> 00:22:14.080
. . " هِي ، " سومي

00:22:14.080 --> 00:22:17.930
، حالا ديگه خودم مادرشم
. زنِ شما حتي سراغشَم نميگيره

00:22:17.930 --> 00:22:19.890
. حق با خودم بود

00:22:19.890 --> 00:22:23.870
فکرکردي الان تو وضعيتيِ که
سراغ "سونگجه"ـرو بگيره ؟

00:22:23.870 --> 00:22:25.860
خودتي که باعث شدي
. سونگجه " به اين حال و روز بيفته "

00:22:26.960 --> 00:22:29.480
درسته ، چون فکرميکردم عاشقتونم بود که
، اونکارو کردم

00:22:29.480 --> 00:22:34.160
سونگجه"ـرو به دنيا آوردم و"
. گذاشتم پيشِ شماها بزرگ بشه ؛ از اين بابت هم متاسفم

00:22:35.760 --> 00:22:39.120
. هرچند . . من هرگز از اينجا نميرم

00:22:40.030 --> 00:22:42.120
هميشه اينقدر آدمِ مسخره و احمقي بودي ؟

00:22:44.990 --> 00:22:45.760
« استعفانامه »

00:22:48.060 --> 00:22:51.890
. خودم به بقيه ي چيزا ميرسم

00:22:51.890 --> 00:22:56.350
. الان بايد نگرانِ " سونگجه " باشيد ، نه من

00:22:57.290 --> 00:23:00.700
. سونگجه " حتي از کارت اعتباريشَم استفاده نميکنه "

00:23:23.530 --> 00:23:25.300
« يون سومي »

00:23:27.070 --> 00:23:28.370
بله ، مدير " يون " ؟

00:23:28.370 --> 00:23:32.760
، الان جلوي موسسه ي حقوقي هستم
. لطفا يه کم وقت بذاريد همديگه رو ببينيم

00:23:33.780 --> 00:23:35.400
. بايد يه چيزي بهتون بگم

00:23:38.610 --> 00:23:42.500
. کجايي ؟ . . الان ميام پايين

00:23:51.050 --> 00:23:52.480
چيه ؟

00:23:54.610 --> 00:23:58.000
، مديرعامل " گو " ميخواد باهم ناهار بخوريم
. آخه خيلي وقته باهم غذا نخورديم

00:23:58.000 --> 00:24:01.560
. با يکي قرار دارم -
. ميخواي با " يونهي"  ناهار بخوري -

00:24:01.560 --> 00:24:02.760
. نه ، اينطور نيست

00:24:03.430 --> 00:24:07.660
، عجيبه
. معمولا هميشه فقط با " يونهي " غذا ميخوري

00:24:07.660 --> 00:24:11.040
، هروقتم که ازت ميخوام باهام ناهار بخوري
. ميگي با يکي قرار داري

00:24:12.030 --> 00:24:14.120
. بخاطرِ اينه که الان با يکي قرار دارم

00:24:14.120 --> 00:24:15.280
مطمئني ؟

00:24:17.060 --> 00:24:22.250
داري چکار ميکني ؟ -
سويونگ " ، چرا اينقدر ازم طفره ميري ؟ " -

00:24:22.250 --> 00:24:24.330
فکرميکردم بخاطرِ اينه که
، قبلا رقيبِ همديگه بوديم

00:24:25.420 --> 00:24:27.790
مطمئني دليلِ ديگه اي نداره ؟

00:24:30.190 --> 00:24:34.270
. انگار هنوز مونده تا با حقيقت کنار بيايي

00:24:35.290 --> 00:24:37.180
چي گفتي ؟

00:24:37.180 --> 00:24:41.010
معمولا آدم بزرگا وقتي از يکي خوششون نمياد
، يه فاصله ي مشخصيُ از اون آدم حفظ کنن

00:24:41.010 --> 00:24:42.910
و معمولا هردوطرف پيشِ خودشون
: همچين فکري دارن

00:24:42.910 --> 00:24:47.060
، اون حتما ازم خوشش نمياد »
. « بهترِ فاصله امُ ازش حفظ کنم

00:24:47.060 --> 00:24:49.500
اينطوري ديگه هيچکدوم پيشِ همديگه
، احساس معذب بودن نميکنن

00:24:49.500 --> 00:24:50.930
. اينا اصول اوليه يِ رفتار درست با بقيه ـست

00:24:51.850 --> 00:24:55.290
گفتي اصول اوليه يِ رفتار درست ؟

00:24:56.540 --> 00:24:59.660
، ما دوتا کلا نميتونيم کنار هم راحت باشيم

00:24:59.660 --> 00:25:02.730
اونوقت با اينحال وانمود ميکني کنارم راحتي و
، همَش ميخواي تو کارام فضولي کني

00:25:02.730 --> 00:25:04.220
خيلي عجيبه ، مگه نه ؟

00:25:07.720 --> 00:25:10.380
، يه جوري رفتار ميکني انگار آدمِ بزرگي هستي
. " لي سويونگ "

00:25:13.000 --> 00:25:17.750
رازِت همين بود ، مگه نه ؟
. حتي با " ووجه " هم همينطور هستي

00:25:19.610 --> 00:25:23.150
. . " جونگ سونوو " -
چرا اينقدر با اعتماد به نفس رفتار ميکني ؟ -

00:25:23.150 --> 00:25:25.140
واقعا اينقدر بي نقصي ؟

00:25:27.430 --> 00:25:29.620
که خيلي طول ميکِشه تا با حقيقت کنار بيام ؟

00:25:29.620 --> 00:25:31.780
فکرميکني ممکنه ديگه چقدر طول بکِشه ؟

00:25:33.440 --> 00:25:37.430
جونگ سونوو " ، داري چکار ميکني ؟ "

00:25:37.430 --> 00:25:39.850
. ببخشيد ، وکيل " لي " . . بيا بيرون

00:25:41.930 --> 00:25:43.270
. با يکي قرار دارم

00:25:49.090 --> 00:25:50.200
چرا اينطوري ميکني ؟

00:25:50.760 --> 00:25:52.370
چون حس ميکنم در حقَم بي انصافي شده و
. بدجور آتيشيَم

00:25:53.620 --> 00:25:54.930
. اينطوري آخرسر يه دردسري درست ميکني

00:25:57.840 --> 00:26:00.640
. نگران نباش ، به خانوادشون چيزي نميگم

00:26:00.640 --> 00:26:01.860
. . هرچند

00:26:03.500 --> 00:26:05.020
. نميتونم اين چيزارو تحمل کنم . .

00:26:14.630 --> 00:26:16.230
چي ميخواستي بگي ؟

00:26:18.670 --> 00:26:21.060
. ميخوام ازت يه خواهشي بکنم

00:26:22.470 --> 00:26:24.420
خواهش ؟

00:26:25.700 --> 00:26:29.520
لطفا به زنِ مديرعامل بگو که
. هرچي زودتر خودشُ جمع و جور کنه

00:26:29.520 --> 00:26:31.600
. اون حتي نميدونه " سونگجه " کجاست

00:26:31.600 --> 00:26:34.550
، اون زيادي خيالِش از اين بابت راحته
. حتي مديرعاملَم همينطوره

00:26:35.500 --> 00:26:38.080
چطور ميتونن اينقدر درموردِ
سونگجه " بي تفاوت باشن ؟ "

00:26:39.180 --> 00:26:41.430
گفتي " بي تفاوت " ؟

00:26:43.330 --> 00:26:47.280
. از نظرِ من که همينطوره

00:26:48.150 --> 00:26:52.690
فکرميکني اين حقُ داري که
درموردِ اين قضيه از ديدگاه خودت صحبت کني ؟

00:26:54.030 --> 00:26:57.280
. اين همه سال مادرشوهرمُ داشتي فريب ميدادي

00:26:57.280 --> 00:27:00.000
اصلا چطور ميتوني به فکرِ پس گرفتنِ
سونگجه " باشي ؟ "

00:27:00.000 --> 00:27:02.630
تاحالا شده فکرکني چقدر مادرشوهرم
از اين بابت احساس خيانت ميکنه ؟

00:27:02.630 --> 00:27:07.360
، بيشتر از اينکه نگرانِ مادرشوهرت باشم
. دلنگرانِ " سونگجه " هستم

00:27:11.030 --> 00:27:14.640
. هر مادري همينطور رفتار ميکنه

00:27:15.340 --> 00:27:17.950
چطور ميتوني اينقدر ازخود راضي باشي ؟

00:27:17.950 --> 00:27:21.990
، " مدير " يون
. تو از پشت به مادرشوهر خنجر زدي

00:27:21.990 --> 00:27:25.040
اگه حداقل براي يه بار از ديدگاه اون
، به اين ماجرا نگاه ميکردي

00:27:25.040 --> 00:27:26.630
. سال ها پيش بيخيالِ اين ماجرا شده بودي

00:27:30.770 --> 00:27:34.220
حتي اونايي که بقيه رو فريب ميدن يه دليلي براي
. کارشون دارن و يه رازهايي هست که نميشه برملاشون کرد

00:27:35.090 --> 00:27:41.020
احتمالا چون خودت همچين چيزايي رو
. از سر نگذروندي ، متوجه حرفم نميشي

00:28:08.360 --> 00:28:10.740
. زود برميگردم -
. خداحافظ -

00:28:12.670 --> 00:28:14.940
. خوش اومديد -
. سلام -

00:28:14.940 --> 00:28:16.310
. هرجايي ميخوايد بشينيد

00:28:17.290 --> 00:28:19.610
. اومدم پدرشوهرمُ ببينم

00:28:20.410 --> 00:28:21.660
پدرشوهر ؟

00:28:21.660 --> 00:28:24.390
. ميخواستم بهش يه سلامي هم بکنم

00:28:24.390 --> 00:28:30.580
، " سلام . . من عروسِ آقاي " لي سامجه
. چوي هوجونگ " هستم

00:28:32.270 --> 00:28:35.490
. آقاي " لي " ديگه اينجا کار نميکنه

00:28:35.490 --> 00:28:36.450
چي ؟

00:28:46.620 --> 00:28:48.350
يعني چي ؟

00:28:59.790 --> 00:29:01.690
« عروس »

00:29:04.220 --> 00:29:06.150
. سلام

00:29:06.150 --> 00:29:08.730
پدر ، الان کجايي ؟

00:29:08.730 --> 00:29:11.750
کجا بايد باشم ؟
. رفتم غذا برسونم ديگه

00:29:11.750 --> 00:29:14.170
غذارو به کجا رفتيد برسونيد ؟

00:29:14.170 --> 00:29:19.250
اگه بهت بگم ميفهمي کجاس ؟

00:29:19.250 --> 00:29:21.060
مگه چطور ؟ . . چي شده ؟

00:29:21.060 --> 00:29:23.080
. . خب

00:29:42.650 --> 00:29:43.730
! پدر

00:29:46.320 --> 00:29:48.670
چطوري پيدام کردي ؟

00:29:48.670 --> 00:29:50.780
. اومدم براتون ناهار بيارم

00:29:51.850 --> 00:29:52.680
چي ؟

00:29:59.211 --> 00:30:01.810
از کجا ميدونستي اينجام ؟

00:30:01.810 --> 00:30:03.990
. آخه تو اين چيزا حس ششم دارم

00:30:06.850 --> 00:30:10.190
، حالا که اومدم غذارو بهتون برسونم
. حتما بايد همين بيرون غذارو بخوريد

00:30:10.190 --> 00:30:12.670
. آخه بسته بندي کردنِ غذا خيلي بامزَس

00:30:15.211 --> 00:30:16.660
خودت چي ؟

00:30:16.660 --> 00:30:18.660
. تو خونه غذا خوردم

00:30:19.820 --> 00:30:21.120
. اول يه کم آب بخوريد

00:30:29.520 --> 00:30:33.060
مطمئني اين غذايِ " سانگوو " نيست ؟

00:30:34.740 --> 00:30:37.320
چطور ميتونم اينو ببرم بيمارستان ؟

00:30:39.180 --> 00:30:41.280
ميونگ " اذيتت ميکنه ؟ "

00:30:42.300 --> 00:30:46.260
، اگه اينو ببينه ناراحت ميشه
. سانگوو " هم احساس ناجوري بهش دست ميده "

00:30:49.740 --> 00:30:52.450
فکرميکردم اصلا به اين چيزا فکرنميکني و
. فقط ازخود راضي اي

00:30:54.520 --> 00:30:56.900
. بابت غذا ممنون

00:31:00.430 --> 00:31:02.940
. پدر ، خوبه که اخراج شدي

00:31:03.980 --> 00:31:05.720
چي ؟

00:31:05.720 --> 00:31:09.150
اينطوري راحت تر ميتوني
. خونه داري بهم ياد بدي

00:31:09.800 --> 00:31:14.060
راستش کار سختيِ که آدم هرروز
. تصميم بگيره غذا چي درست کنه

00:31:16.520 --> 00:31:20.200
. . اگه بخاطرِ من نميتونيد تو خونه بمونيد

00:31:22.520 --> 00:31:25.450
. اونوقت من آدمِ کاملا بي خاصيتي ميشم . .

00:31:25.450 --> 00:31:29.390
. اين چه حرفيه . . اينطور نيست

00:31:33.770 --> 00:31:38.410
برات سخت نيست تو خونه بمونم ؟

00:31:38.980 --> 00:31:41.300
. معلومه که سخت نيست

00:31:42.690 --> 00:31:44.450
. اصلا سخت نيست ، پدر

00:31:45.650 --> 00:31:47.410
. جديدا هوا خيلي سرد شده

00:31:47.410 --> 00:31:51.770
فکرميکنيد خوشحال ميشم که ببينم
بخاطرِ من تو اين هواي سرد بيرون ميمونيد ؟

00:31:55.470 --> 00:31:58.800
. ممنون ، دستت درد نکنه

00:32:00.890 --> 00:32:05.880
. نوش جان ؛ رولت تخم مرغُ سوزوندم

00:32:05.880 --> 00:32:07.880
. خودم بعدا بهت درست کردنشُ ياد ميدم

00:32:09.110 --> 00:32:10.010
. باشه

00:32:12.980 --> 00:32:16.600
. خوشمزس -
. لطفا بيشتر بخوريد -

00:32:39.160 --> 00:32:40.420
. از دستِ تو بابا

00:32:50.550 --> 00:32:53.920
« لي سويونگ »

00:33:04.980 --> 00:33:07.310
، اين شماره ي سرمايه گذارا و شرايطِ سرمايه گذاريشونه
. خوب يه نگاهي بهش بنداز

00:33:07.310 --> 00:33:09.180
. تمام کاراي حقوقيشُ کردم

00:33:09.810 --> 00:33:11.930
چرا اين موقع که بايد برگردي خونه ، اومدي اينجا ؟

00:33:11.930 --> 00:33:13.690
. خودمون که فردا جلسه داشتيم

00:33:13.690 --> 00:33:16.710
با خودم گفتم بهترِ قبل از رفتن سرِ جلسه
. اول يه نگاهي به اينا بندازي و آماده باشي

00:33:16.710 --> 00:33:18.040
. درسته

00:33:18.040 --> 00:33:20.670
. ممنونم که اينقدر سريع کار کردي

00:33:21.930 --> 00:33:27.960
، راستش اين يه بهانه براي اومدنم به اينجا بود
. ميخواستم ازت بخوام باهم نوشيدني بخوريم

00:33:30.520 --> 00:33:33.980
، آخه " هيونجِه " باهام بهم زده
نميشه يه کوچولو دلداريم بدي ؟

00:33:33.980 --> 00:33:36.110
باهات بهم زده ؟ . . براي چي ؟

00:33:36.920 --> 00:33:39.040
براي همينه که ميخوام
. موقع مشروب خوردن ماجرارو برات بگم

00:33:42.460 --> 00:33:45.060
، نميتونم مشروب بخورم
. بهترِ فقط شام بخوريم

00:34:01.070 --> 00:34:04.270
گفته بودي ميخواي درموردِ
. بهم خوردنِ رابطه ات باهام صحبت کني

00:34:06.470 --> 00:34:08.240
وقتي هوشيارم چطور ميتونم حرفامُ بزنم ؟

00:34:11.260 --> 00:34:13.090
. الان تو وضعيتي نيستم که مشروب بخورم

00:34:13.090 --> 00:34:14.800
بايد براي جلسه ي فردا تمام مدارکُ
. به خوبي نگاه کنم

00:34:23.380 --> 00:34:25.460
يه ذره هم بابت ازدواجت پشيمون نيستي ؟

00:34:30.590 --> 00:34:35.170
فقط بخاطر اينکه نگرانم قرارِ با چه جور مردي
. آشنا بشمِ که اينو ميپرسم

00:34:40.220 --> 00:34:42.120
. ازدواج بستگي به آدمش داره

00:34:44.550 --> 00:34:49.580
اون "لي سويونگ"ـي که من تو شرکتِمون ميبينم
. يه آدمِ مصمم و جديه

00:34:50.780 --> 00:34:53.880
با اينکه يتيمِ ، اما . . حسابي سرشار از
. اعتماد به نفسه

00:34:55.490 --> 00:34:57.060
براي همينه که خاطرخواش شدي ، آره ؟

00:35:05.360 --> 00:35:08.530
به عبارتي ديگه ، اون زيادي درون گرائه و
. خيلي با بقيه نميچرخه

00:35:08.530 --> 00:35:13.850
نه قلبشُ و نه ذهنشُ به روي بقيه باز ميکنه و
. انگار يه آدمِ پُر از رمز و رازه

00:35:18.940 --> 00:35:22.060
. بنظرِ من که خيلي آدمِ مرموزيه

00:35:25.660 --> 00:35:27.100
. قرار بود درموردِ خودت باهام صحبت کني

00:35:29.830 --> 00:35:32.770
فقط دلم ميخواد مثل تو و " سويونگ " يه
. رابطه يِ رُمانتيک و سرشار از عشق داشته باشم

00:35:35.040 --> 00:35:39.950
هنوزم دلت ميخواد بتوني
سويونگ"ـو بخندوني و به گريه بندازي ؟"

00:35:43.390 --> 00:35:47.820
، خودت سه سال پيش اينارو بهم گفته بودي
. ميگفتي " سويونگ " برات همچين آدميه

00:35:57.830 --> 00:35:59.120
هنوزم همونطوره ؟

00:36:02.730 --> 00:36:05.010
هنوزم مثلِ گذشته دوسش داري ؟

00:36:10.600 --> 00:36:14.170
، اگه غذات تموم شد . . بريم
. بايد به کارام برسم

00:36:15.960 --> 00:36:18.060
. اول ميخوام نوشيدنيمُ تموم کنم

00:36:19.380 --> 00:36:23.340
، پس . . بهترِ من اول برم
. يادت نره زنگ بزني راننده بياد دنبالت

00:37:59.060 --> 00:38:00.960
ميخوايم از يکي از زوج ها بخوايم که
. بيان رو صحنه

00:38:00.960 --> 00:38:04.560
. چقدر امروز زوج هايِ خوشحال اينجا داريم

00:38:04.560 --> 00:38:08.140
يه زوجي اينجا هست که
. انگار به دردِ اينجا نميخوره

00:38:08.140 --> 00:38:09.890
شما مادر و دختر هستيد ؟

00:38:10.880 --> 00:38:14.180
. مادرشوهر و عروس هستيم

00:38:14.180 --> 00:38:18.320
. اونا خاص ترين زوجِ امروزمون هستن

00:38:18.320 --> 00:38:22.130
. از اين زوج ميخوايم که رويِ صحنه بيان

00:38:25.060 --> 00:38:27.290
. ازمون ميخواد بريم رو صحنه ، مادر

00:40:09.670 --> 00:40:11.520
چطور بود ، مادر ؟

00:40:12.030 --> 00:40:17.240
زدنِ اون طبل ها باعث شد تمام استرسم
. از بين بره و به چيزاي ديگه فکرنکنم

00:40:17.240 --> 00:40:21.350
، هم باحال بود و هم سرگرم کننده
. انگار تو يه دنياي ديگه بودم

00:40:21.350 --> 00:40:23.190
. خيالم راحت شد

00:40:23.190 --> 00:40:26.500
، حالا که اين ذهن پُرمشغله امُ آروم کردي

00:40:26.500 --> 00:40:30.390
، منم اين معده ي خاليتُ پُر ميکنم
. بگو چي دوس داري بخوري

00:40:30.390 --> 00:40:32.830
واقعا ميتونم بگم چي دوس دارم بخورم ؟

00:40:32.830 --> 00:40:35.400
بهترِ يه چيزي بخوريم که
. حداقل يکيمون از خوردنش لذت ببره

00:40:36.180 --> 00:40:37.910
. بريم ، مادر

00:41:07.370 --> 00:41:09.040
همبرگرِ دست ساز ؟

00:41:10.000 --> 00:41:12.220
از اينجور چيزا دوس داري ؟

00:41:12.220 --> 00:41:16.410
ووجه " بعد از ازدواجمون بود که براي اولين بار "
. اين غذارو برام خريد ، منم از اونوقت اين غذارو ميخورم

00:41:17.090 --> 00:41:19.120
. تو هم سليقه ات مثلِ بچه هاس

00:41:19.120 --> 00:41:20.350
. فکرکنم همينطوره

00:41:24.090 --> 00:41:26.900
، همبرگر دست سازي که " لي سويونگ " دوس داره »

00:41:26.900 --> 00:41:29.140
. « ليمونادي که " لي سويونگ " دوس داره

00:41:41.500 --> 00:41:44.970
. شايد نبايد پيشنهادِ اين غذارو ميدادم

00:42:00.080 --> 00:42:02.850
هنوزم عصباني و ناراحتيد ، درسته ؟

00:42:05.940 --> 00:42:10.020
فکرميکني بخاطرِ عصبانيتِ که
دارم اينطوري ميکنم ؟

00:42:13.550 --> 00:42:17.930
، بخاطرِ عصبانيت نيست
. اين خيانتِ که برام بدترِش کرده

00:42:19.010 --> 00:42:21.770
. حس ميکنم تو تمام زندگيم داشتم گول ميخوردم

00:42:26.260 --> 00:42:30.640
اِيکاش تا همون آخرش همينطور
. گولَم ميزد و هيچي نميفهميدم

00:42:37.250 --> 00:42:40.610
« جونگ سونوو »

00:42:40.610 --> 00:42:44.230
، دارم ميام نزديکِ خونه اتون »
. « يه چيزي هست که بايد بهت بگم

00:42:51.450 --> 00:42:52.860
. . اين غذارو

00:42:53.860 --> 00:42:55.940
. سونگجه"ـيِ منم اين غذارو خيلي دوس داره"

00:43:04.960 --> 00:43:06.360
. ميشه هزار وُن

00:43:48.420 --> 00:43:51.790
« " تولدِ " سونگجه »

00:44:23.240 --> 00:44:25.030
! بکِش کنار

00:45:17.950 --> 00:45:20.110
. از سرِ راه برو کنار ، زودباش ديگه

00:45:20.110 --> 00:45:22.350
. زودباش

00:45:22.350 --> 00:45:24.840
چرا اينطور ميکني ، مامان ؟

00:45:25.910 --> 00:45:26.970
! بفرما

00:45:30.200 --> 00:45:31.670
! مامان

00:45:31.670 --> 00:45:33.670
. هديه يِ تولدِ بيست سالگيته

00:45:35.740 --> 00:45:38.600
! مامان

00:45:38.600 --> 00:45:40.370
. ممنون . . دستت درد نکنه

00:45:40.980 --> 00:45:42.950
. عجب آدمِ آينده نگري هستي

00:45:47.540 --> 00:45:51.120
مادرت چون تهديدم کرده بود که اگه اينو
. برات نخرم اعتصاب غذا ميکنه ، اينو خريدم

00:45:51.120 --> 00:45:53.380
. هنوزم يعني که مامانم برام خريدتش

00:45:54.480 --> 00:45:55.800
. مامان ، دستت درد نکنه

00:45:57.270 --> 00:45:59.880
. بريم يه دوري بزنيم -
بريم ؟ -

00:46:01.390 --> 00:46:02.660
! بفرما

00:46:35.450 --> 00:46:38.690
. خودت که ميدوني چطور آدميَم

00:46:40.730 --> 00:46:45.350
اينقدر حس ميکنم درحقَم بي انصافي شده که
. نميتونم بيخيال بشم ، براي همينه که الان اينجام

00:46:50.770 --> 00:46:57.230
هميشه فکرميکردم يه چيز خاصي
. درموردت هست

00:47:01.290 --> 00:47:02.810
. برو سرِ اصل مطلب

00:47:06.590 --> 00:47:09.040
من براي شش سالِ تموم نتونستم
، قلبِ "ووجه"ـرو مالِ خودم کنم

00:47:10.600 --> 00:47:13.490
، اونوقت تو درعرض چندماه قلبشُ مال خودت کردي
. براي همينم بدجور درموردت کنجکاو بودم

00:47:16.211 --> 00:47:22.240
براي همينه که خواستم بيايي
. تو شرکت حقوقيمون کار کني

00:47:24.520 --> 00:47:28.990
که اينطور . . خب ، حالا دليلش چيه ؟

00:47:32.440 --> 00:47:38.630
درعجب بودم تو چه جادويي تو وجودت داري که
، من ندارم

00:47:39.790 --> 00:47:42.060
چي تو وجودت داري که
. باعث شده اينقدر اعتماد به نفسمُ از دست بدم

00:47:42.060 --> 00:47:43.300
. . بدجور کنجکاو بودم

00:47:48.290 --> 00:47:50.200
اما ، آخرسر معلوم شد که
همَش بخاطرِ يه مُشت فريب و دروغ بوده ؟

00:47:53.040 --> 00:47:57.430
، لي سامجه " پدرته "
. لي سانگوو " هم برادرِ دوقلوته "

00:48:01.440 --> 00:48:02.860
خيلي حيرت انگيزه ، مگه نه ؟

00:48:06.550 --> 00:48:08.420
حالا ميگي چکار کنم ؟

00:48:16.040 --> 00:48:17.500
. . چي

00:48:18.530 --> 00:48:20.180
خودت ميخواي چکار کني ؟

00:48:25.740 --> 00:48:29.410
. بگو چي از جونم ميخواي

00:48:30.900 --> 00:48:32.670
. دوباره داري اداي آدم خوبارو درمياري

00:48:32.670 --> 00:48:36.330
، الان وقتِ نترس بازي درآوردن نيست
. الان وقتشه بهم التماس کني و به پام بيفتي

00:48:43.780 --> 00:48:46.200
ميخواي بهت بگم چه کارايي ازم برمياد ؟

00:48:47.290 --> 00:48:48.900
. ميتونم همه چيُ به " ووجه " بگم

00:48:48.900 --> 00:48:50.900
. ميتونم حقيقتُ به پدر و مادرش بگم

00:48:50.900 --> 00:48:53.300
: حتي عنوانِ اين خبر همين الان جلويِ رومه

00:48:53.300 --> 00:48:55.270
« " عروسِ متقلبِ گروهِ " وينِرز »

00:48:58.800 --> 00:49:02.550
اين يکي چطوره ؟
چطوره از اون خونه بزني بيرون ؟

00:49:03.610 --> 00:49:07.850
اينطوري ميتوني اين غرورِ حال بهم زنتُ
نگه داري ؛ خوبه ؟

00:49:11.020 --> 00:49:16.620
اين يکي چطور ؟ . . خودت اون خونه رو
ترک کني و منم دهنمُ بسته نگه ميدارم ؟

00:50:31.400 --> 00:50:33.660
راي هيئت منصفه براي پرونده يِ
، لي هيونتِک " هفته ي ديگه مياد "

00:50:33.660 --> 00:50:36.070
. و يه جلسه ي ديگه با " آن جونگها " دارم

00:50:36.630 --> 00:50:39.100
خيلي خب ، تو چطور . . وکيل " جونگ " ؟

00:50:39.100 --> 00:50:41.740
. امروز يه جلسه با شرکت " وينِرز " دارم

00:50:42.780 --> 00:50:44.330
. فکرکنم مدت زيادي طول بکِشه

00:51:07.250 --> 00:51:10.150
بله ، " چا جيسون " هستم ؟

00:51:10.150 --> 00:51:11.680
. از طرفِ اداره يِ پليس تماس ميگيريم

00:51:13.240 --> 00:51:14.900
از پليس ؟

00:51:23.850 --> 00:51:27.450
انگار بنزينِش تموم شده و
. همينجا گذاشته شده

00:51:27.450 --> 00:51:30.860
به شماره اي که روي ماشين بود
. زنگ زدم ، اما . . هيچکس جواب نميداد

00:51:30.860 --> 00:51:33.720
. چون ماشين به اسم شما بود ، با شما تماس گرفتيم

00:51:48.810 --> 00:51:52.680
! مرتيکه يِ بي مسئوليتِ سرد و سنگدل و وحشتناکه

00:51:54.990 --> 00:51:57.670
چطور ميشه حتي به فکرِ پيدا کردنِ پسرتم نباشي ؟

00:51:57.670 --> 00:52:01.690
، پسري که براي بيش از بيست سال تورو پدر صدا ميزده
. حالا چندروزِ که همينطور تو خيابونا سرگردونه

00:52:02.580 --> 00:52:05.410
. تصميم گرفتم هرکاري که تو ميگي بکنم

00:52:05.410 --> 00:52:07.120
چي ؟

00:52:07.120 --> 00:52:10.320
. من گناهکاريَم که منتظرِ قضاوتت هستم

00:52:11.270 --> 00:52:13.810
از کِي تاحالا اينقدر من برات مهم شدم ؟

00:52:13.810 --> 00:52:15.580
. تو که هميشه هرکاري خودت دوس داري ميکني

00:52:15.580 --> 00:52:17.190
. هر غلطيَم که تاحالا دلت خواسته کردي

00:52:17.190 --> 00:52:19.860
، حالا چرا به " سونگجه " که رسيده
منتظرِ اجازه يِ من هستي ؟

00:52:21.020 --> 00:52:22.560
ميخواي پيداش کنم ؟

00:52:22.560 --> 00:52:24.710
. نه ، فکرشم نکن

00:52:24.710 --> 00:52:29.250
خودم پيداش ميکنم و ميندازمش کنارِ " يون سومي " و
. سوارِ هواپيماشون ميکنم و ميفرستمشون از اينجا برن

00:52:35.450 --> 00:52:37.820
چرا اين بچه به آدم زنگ نميزنه ؟

00:52:44.860 --> 00:52:48.670
با کيمچيِ مونده ميشه اين همه چيز درست کرد ؟

00:52:49.770 --> 00:52:52.030
مگه تاحالا با کيمچيِ مونده سوپِ سيب زميني
درست نکردي ؟

00:52:53.400 --> 00:52:57.940
. فقط يه بار اونم وقتي دانشگاه بودم

00:52:57.940 --> 00:53:01.080
، اگه کيمچي مونده رو بذاري تو يخچال

00:53:01.080 --> 00:53:03.690
. به دردِ درست کردنِ سوپ و غذاهايِ بخارپز ميخوره

00:53:04.670 --> 00:53:08.770
خوبه تو خونه هستيد و
. اين چيزارو بهم ياد ميديد

00:53:11.380 --> 00:53:13.620
. پدر ، بذاريد بچِشمِش

00:53:16.720 --> 00:53:18.490
. چه داغه

00:53:22.120 --> 00:53:25.820
! عاليه
. سانگوو " عاشقِ اين غذا ميشه "

00:53:27.930 --> 00:53:30.040
اينقدر "سانگوو"ـرو دوس داري ؟

00:53:30.040 --> 00:53:32.160
. حتي آدمِ خونگرميَم که نيست

00:53:33.040 --> 00:53:39.040
پدر ، ميگن از بينِ صد نفر ، فقط ده نفرشون هستن که
. ميتونن به کسي که عاشقش هستن برسن

00:53:39.040 --> 00:53:42.410
. من يکي از اون ده نفرِ خوش شانسَم

00:53:53.110 --> 00:53:55.520
خونه ايد ؟ -
. آره -

00:54:00.800 --> 00:54:03.040
به اين زودي خوابيده بوديد ؟

00:54:03.040 --> 00:54:04.860
. . نه ، چراغ

00:54:07.050 --> 00:54:08.980
اون چيه ؟

00:54:08.980 --> 00:54:12.270
. سوپ سيب زميني با کيمچيِ که پدرشوهرم درست کرده

00:54:12.270 --> 00:54:13.850
. يه کميَم براي شما آوردم

00:54:14.870 --> 00:54:18.890
. اين پيرمردَم خوب بلده غذا درس کنه ؛ ممنون

00:54:22.660 --> 00:54:24.580
دستتون صدمه ديده ؟

00:54:24.580 --> 00:54:27.820
. آره ، يه کم خراش برداشته

00:54:29.250 --> 00:54:31.240
پدر ؟ -
بله ؟ -

00:54:31.240 --> 00:54:34.930
. لطفا بياييد لامپِ اتاق صاحبخونه رو درست کنيد

00:54:34.930 --> 00:54:36.420
لامپ ؟

00:54:36.420 --> 00:54:38.500
. چون لامپش خرابه ، از شمع استفاده ميکنه

00:54:39.720 --> 00:54:43.660
، اون که از خيلي مَردا سرسخت تره
چرا نميتونه لامپُ درست کنه ؟

00:54:44.670 --> 00:54:46.540
. آخه دستش صدمه ديده

00:54:54.000 --> 00:54:55.390
. خداي من

00:54:57.130 --> 00:54:59.610
. آقاي " لي " از خونه يِ جلويي هستم

00:54:59.610 --> 00:55:04.560
اين موقع شب اينجا چکار ميکني ؟

00:55:13.680 --> 00:55:16.430
. تو که خيلي قُلدربازي درمياري

00:55:16.430 --> 00:55:19.880
. اگه دستم زخمي نبود که فوري درستش کردم

00:55:19.880 --> 00:55:23.240
خودت بودي که داشتي چندلحظه پيش
. از ترس روح با نور شمع با خودت حرف ميزدي

00:55:23.240 --> 00:55:26.500
. اينقدر لافِ خودتُ نزن و برو ديگه

00:55:26.500 --> 00:55:28.060
. باشه ، باشه . . رفتم

00:55:29.190 --> 00:55:32.140
حتما از داشتن همچين عروسِ به اين خوبي
. از خوشحالي بال بال ميزني

00:55:32.910 --> 00:55:34.660
، شنيدم خودتم يه پسر داري

00:55:34.660 --> 00:55:36.540
چرا نميري عروستُ ببيني ؟

00:55:37.360 --> 00:55:41.720
. فقط بدون داشتنِ يه پسر خوب ، نعمت بزرگيه

00:55:46.410 --> 00:55:50.050
ميگن وقتي آدم بچه دار ميشه ، عشقِ اون بچه
. . مثل يه تيکه سنگ کم کم

00:55:50.050 --> 00:55:52.600
تو قلبش شکل ميگيره و . .
. هرگز نميشه اون عشقُ از پدر و مادر گرفت

00:55:53.990 --> 00:55:55.110
. شب خوش

00:56:00.670 --> 00:56:03.160
. خودش خوب پسري داره و از اين حرفا ميزنه

00:56:10.460 --> 00:56:12.170
چرا هوا اينطوريه ؟

00:56:24.810 --> 00:56:27.080
. « کانگ سونگجه " اينجاست " »

00:57:17.270 --> 00:57:18.220
صداي چيه ؟

00:57:25.860 --> 00:57:27.540
! مامان

00:58:02.200 --> 00:58:03.860
چرا اينجا گرفتي خوابيدي ؟

00:58:14.740 --> 00:58:16.660
، نا سلامتي پدرت "کانگ گيبوم"ـه

00:58:18.320 --> 00:58:20.740
چرا بجاي خوابيدن تو خونه يِ اون اومدي اينجا ؟

00:58:29.770 --> 00:58:31.460
چرا زانو ميزني ؟

00:58:34.670 --> 00:58:35.740
. بخاطرِ اينه که متاسفم

00:58:37.620 --> 00:58:39.150
براي چي تو متاسفي ؟

00:58:40.640 --> 00:58:42.800
مگه خودت خواستي که اينطوري به دنيا بيايي ؟

00:58:43.620 --> 00:58:45.900
مگه به خواسته ي خودت بوده که
اينطوري بزرگ بشي ؟

00:58:47.730 --> 00:58:56.930
. بازم ، من نتيجه يِ خيانتِ اونا به تو هستم ، مامان

00:59:01.130 --> 00:59:01.900
. براي همينم . . متاسفم

00:59:12.020 --> 00:59:13.820
اصلا حمام رفتي ؟

00:59:14.910 --> 00:59:17.860
. . ببين خودتُ به چه وضعي انداختي

00:59:27.060 --> 00:59:28.520
. مامان

00:59:31.220 --> 00:59:33.211
. . ببين چه بويي گرفتي

00:59:35.140 --> 00:59:37.430
چرا پسرم اينطوري شده ؟

00:59:41.510 --> 00:59:45.720
، اون " کانگ گيبوم " خيلي عوضيه
. اون " يون سومي " خيلي پست فطرته

00:59:48.940 --> 00:59:52.930
. سونگجه"ـيِ من بخاطرِ اونا حتي نتونسته بياد خونه"

01:00:04.420 --> 01:00:05.590
. مامان

01:00:20.390 --> 01:00:29.280
مديرگروه " اوه " ، وقتي جلسه ات
. با گروهِ " کِي " تموم شد ، يه گزارش برام بنويس

01:00:29.280 --> 01:00:31.080
. باشه -
. فردا درمورد بقيه ي چيزا صحبت ميکنيم -

01:00:31.080 --> 01:00:32.530
. همگي خسته نباشيد

01:00:32.530 --> 01:00:33.470
. ممنون

01:00:39.280 --> 01:00:40.730
خونه نميري ؟

01:00:41.340 --> 01:00:45.670
. تو اول برو ، ميخوام برگردم دفترم

01:00:45.670 --> 01:00:47.670
دوباره ميخواي تمام وقت کار کني ؟

01:00:48.860 --> 01:00:50.990
فکرنميکني داري زياده روي ميکني ؟

01:00:50.990 --> 01:00:53.150
بخاطرِ مشکلات تو خونه ، مجبور بودم
. کاراي زياديُ همينطور بندازم عقب

01:01:13.980 --> 01:01:17.510
. . مطمئنم حتما " ميونگ " بهت گفته که

01:01:17.510 --> 01:01:19.510
. تو خونَمون يه مشکلاتي داريم . .

01:01:21.670 --> 01:01:23.130
ازم ميخواي بهت آسون بگيرم ؟

01:01:24.870 --> 01:01:26.540
. ازت ميخوام صبر کني

01:01:26.540 --> 01:01:28.200
خب ، چه فرقي باهم داره ؟

01:01:29.640 --> 01:01:33.760
. تا زماني که مشکلات تو خونه حل ميشه ، صبر کن

01:01:34.710 --> 01:01:37.090
. خودم حقيقتُ بهشون ميگم و ميرم

01:01:38.110 --> 01:01:40.320
ميخواي قبل از رفتنت از اونجا حقيقتُ بگي ؟

01:01:40.320 --> 01:01:45.170
، وقتي مشکلات تو خونه حل بشه
. ميخوام حقيقتُ بهشون بگم و از اونجا برم

01:01:45.170 --> 01:01:50.420
. تا اونوقت چيزي به کسي نگو

01:01:50.420 --> 01:01:53.030
. تو هيچ حقي نداري که دراينمورد به کسي بگي

01:01:54.100 --> 01:01:58.760
. هِي ، اين وسط منم که دارم بهت آسون ميگيرم -
، نميخواد توهم برِت داره -

01:01:58.760 --> 01:02:01.170
. بخاطرِ تو نيست که دارم از اونجا ميرم

01:02:04.660 --> 01:02:07.400
. طوريَم رفتار نکن که انگار بهم آسون ميگيري

01:02:07.400 --> 01:02:10.620
. تو نميخواي اون رويِ بدتُ به " ووجه " نشون بدي

01:02:10.620 --> 01:02:12.820
هميشه هم طوري رفتار ميکردي که
. انگار تو بودي که بهم فرصت دادي

01:02:16.180 --> 01:02:18.980
، اگه تا وقتي که خودم حقيقتُ بگم صبر کني

01:02:18.980 --> 01:02:23.910
، درموردِ اون اولتيماتومي که بهم داده بودي
. ساکت ميمونم و چيزي نميگم

01:02:24.870 --> 01:02:29.730
واقعا ميخواي حقيقتُ بهشون بگي و
بعدشم طلاق بگيري ؟

01:02:31.060 --> 01:02:33.170
چرا ميخواي همچين کاري بکني ؟

01:02:37.840 --> 01:02:41.830
. . بخاطرِ اينکه ديگه فهميدم فريب دادنِ بقيه و

01:02:43.950 --> 01:02:46.230
. فريب خوردن چه حسي داره . .

01:02:50.960 --> 01:02:53.070
. خيلي طول نميکِشه

01:03:04.000 --> 01:03:15.800
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:03:15.824 --> 01:03:27.624
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.