﻿WEBVTT

00:00:00.790 --> 00:00:07.790
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:08.733 --> 00:00:09.633
‫عصربخیر.

00:00:09.733 --> 00:00:10.967
‫درحال حاضر من روی پشت‌بامی...

00:00:11.067 --> 00:00:13.833
‫در قلب تاریخی مرکز شهر لس‌آنجلس...

00:00:13.933 --> 00:00:15.500
‫در حال نظارت بر آمادگی نهایی...

00:00:15.600 --> 00:00:16.833
‫چیزی هستم که...

00:00:16.933 --> 00:00:18.933
‫می‌تواند یکی از شگفت‌انگیز‌ترین...

00:00:19.033 --> 00:00:21.333
‫برنامه‌های تلویزیونی باشد...

00:00:21.433 --> 00:00:24.500
‫اتفاقی که ممکن است زندگی شخصی
‫ را برای همیشه متحول کند.

00:00:24.600 --> 00:00:25.867
‫این کوریه...

00:00:25.967 --> 00:00:28.900
‫مردی معمولی که زندگی‌ای رو به فروپاشی دارد.

00:00:29.000 --> 00:00:30.467
‫ولی دو هفته پیش...

00:00:30.567 --> 00:00:33.633
‫من مخفیانه هویت کوری رو دزدیدم...

00:00:33.733 --> 00:00:35.533
‫و فقط یک هدف در سر داشتم...

00:00:35.633 --> 00:00:38.633
‫که مردی کاملا عادی رو...

00:00:38.733 --> 00:00:40.800
‫تبدیل به یه قهرمان ملی کنم.

00:00:40.900 --> 00:00:42.333
‫چطور می‌خوام این کار رو بکنم؟

00:00:42.433 --> 00:00:44.833
‫خب اگه همه‌چیز طبق نقشه پیش بره...

00:00:44.933 --> 00:00:47.333
‫چند لحظه دیگر جمعیت پایین...

00:00:47.433 --> 00:00:51.167
‫می‌بینن که کوری از روی این پشت‌بوم...

00:00:51.267 --> 00:00:54.933
‫با حرکتی مرگ‌آور، بخاطر خیریه
‫ روی طنابی قدم می‌زنه.

00:00:55.033 --> 00:00:56.667
‫ولی چیزی که کسی ازش خبر نداره...

00:00:56.767 --> 00:00:59.500
‫اینه که مردی که درواقع
‫روی طناب قدم می‌زنه...

00:00:59.600 --> 00:01:00.733
‫من خواهم بود.

00:01:02.667 --> 00:01:04.700
‫من همیشه باور داشتم که...

00:01:04.800 --> 00:01:06.867
‫درون همه ما یک قهرمان هست.

00:01:06.967 --> 00:01:09.400
‫پس نه ماه پیش برای این‌که
‫ الهام‌بخش شما باشم...

00:01:09.500 --> 00:01:11.400
‫شروع کردم به کار روی یه پروژه مخفیانه...

00:01:11.500 --> 00:01:13.900
‫که ثابت کنم که حتی غیرمحتمل‌ترین افراد...

00:01:14.067 --> 00:01:16.333
‫پتانسیل بزرگی رو دارند.

00:01:16.433 --> 00:01:18.500
‫همه می‌تونن قهرمان بشن؟

00:01:18.600 --> 00:01:20.400
‫خب امشب پاسخش رو خواهید فهمید.

00:01:20.500 --> 00:01:22.933
‫«نیتن در خدمته: قهرمان»

00:01:24.867 --> 00:01:27.633
‫وقتی تصمیم گرفتم زندگی
‫یه نفر رو تغییر بدم...

00:01:27.733 --> 00:01:29.567
‫می‌دونستم باید یه نفر رو پیدا کنم...

00:01:29.667 --> 00:01:31.200
‫که دیگه امیدی براش نمونده.

00:01:31.300 --> 00:01:32.900
‫پس یه گروه تهیه‌کننده رو فرستادم...

00:01:33.067 --> 00:01:36.467
‫که سالن‌های غذا، کافی‌شاپ‌ها،
‫ پمپ‌بنزین‌ها...

00:01:36.567 --> 00:01:38.667
‫و فروشگاه‌های داستان مصور رو...

00:01:38.767 --> 00:01:40.633
‫دنبال افرادی بگردن که زندگی بهتری می‌خوان.

00:01:40.733 --> 00:01:42.433
‫تهیه‌کننده‌ها بهشون گفتن استخدامشون...

00:01:42.533 --> 00:01:44.933
‫بخاطر یه سریال واقع‌گرایانه‌ست
‫که شرکت‌کنندگان...

00:01:45.067 --> 00:01:46.767
‫تحولی در زندگی رو دریافت می‌کنند.

00:01:46.867 --> 00:01:49.267
‫و بعد جستجویی خسته‌کننده
‫ که هفته‌ها طول کشید...

00:01:49.367 --> 00:01:51.133
‫بالاخره یه نفر چشمم رو گرفت.

00:01:51.233 --> 00:01:54.967
‫اسمم کوری کالدرووده و...

00:01:55.067 --> 00:01:58.067
‫و در حال حاضر توی فروشگاه آرکید کار می‌کنم،
‫سه روز در هفته.

00:01:58.167 --> 00:02:00.633
‫کوری مجرد بود و شغل بی‌آینده‌ای داشت...

00:02:00.733 --> 00:02:02.400
‫و همراه والدینش زندگی می‌کرد.

00:02:02.500 --> 00:02:04.967
‫به نظر برنامه‌ای برای زندگیش نداشت...

00:02:05.067 --> 00:02:06.467
‫پس سری بهش در منزلش...

00:02:06.567 --> 00:02:08.067
‫در ونچورای کالیفرنیا زدم...

00:02:08.100 --> 00:02:11.067
‫و بهش پیشنهاد دادم که زندگیش
‫ رو تا ابد متحول کنم.

00:02:11.100 --> 00:02:12.467
‫از جایگاهی که درحال حاضر...

00:02:12.567 --> 00:02:13.967
‫توی زندگیت داری راضی هستی؟

00:02:17.067 --> 00:02:18.433
‫هم...

00:02:18.533 --> 00:02:20.667
‫بیشتر اوقات، می‌شه گفت لحظاتی بودن که...

00:02:20.767 --> 00:02:22.567
‫احساس کردم می‌تونستم بهتر باشم
‫ می‌دونی؟

00:02:22.667 --> 00:02:24.367
‫هنوز یه سری‌چیزها هست که...

00:02:24.467 --> 00:02:25.767
‫گمونم بخوام.

00:02:25.867 --> 00:02:27.300
‫کوری اکثر روز رو صرف
‫ نگهداری از منزل والدینش...

00:02:27.400 --> 00:02:30.200
‫که در اون زندگی می‌کنه می‌کنه...

00:02:30.300 --> 00:02:31.533
‫بازی‌های کامپیوتری بازی می‌کنه...

00:02:31.633 --> 00:02:33.167
‫و کلکسیون کارت‌های...

00:02:33.267 --> 00:02:34.700
‫«مجیک گدرینگ»‌اش رو منظم می‌کنه.

00:02:34.800 --> 00:02:37.733
‫صرفا راه بامزه‌ای برای گذر زمانه.

00:02:37.833 --> 00:02:40.233
‫ولی از اونجایی که مادر
‫و پدرخوانده‌اش بخاطر کارشون...

00:02:40.333 --> 00:02:41.867
‫اکثر اوقات در هاوایی هستن...

00:02:41.967 --> 00:02:44.533
‫پدربزرگ و مادربزرگش سرپرست اصلیش شدن.

00:02:44.633 --> 00:02:47.100
‫و هر دوی اون‌ها مشتاقن
‫ که ببینن کوری موفق‌تر بشه.

00:02:47.200 --> 00:02:48.767
‫پتانسیل بزرگی داره.

00:02:48.867 --> 00:02:52.433
‫فقط صرفا نمی‌دونه که...

00:02:52.533 --> 00:02:55.933
‫چطور به دستش بیاره و یا شروع کنه.

00:02:56.067 --> 00:02:57.433
‫انگار در حال حاضر...

00:02:57.533 --> 00:02:59.733
‫الان داره از زندگی گذر می‌کنه.

00:02:59.833 --> 00:03:02.933
‫- همین‌طوری منتظره ببینه چی پیش میاد.
‫- که چی پیش میاد.

00:03:03.067 --> 00:03:04.900
‫کوری کاندید خیلی خوبی بود.

00:03:05.067 --> 00:03:06.633
‫ولی باید مطمئن می‌شدم که قبول می‌کنه...

00:03:06.733 --> 00:03:08.267
‫با قوانین من پیش بره.

00:03:08.367 --> 00:03:09.900
‫باید بگم که حین این پروسه...

00:03:10.067 --> 00:03:12.633
‫اطلاعات زیادی بهت نمی‌دم.

00:03:12.733 --> 00:03:14.400
‫و وقتی که شروع کنیم...

00:03:14.500 --> 00:03:17.900
‫کاملا از دنیای بیرون قطع ارتباط می‌کنی.

00:03:18.067 --> 00:03:19.067
‫خیلی‌خب.

00:03:19.133 --> 00:03:20.433
‫جالب شد.

00:03:20.533 --> 00:03:22.500
‫ولی می‌تونم بگم که اگه انجامش بدی...

00:03:22.600 --> 00:03:26.533
‫وقتی که کارم تموم بشه...

00:03:26.633 --> 00:03:29.067
‫به عنوان یه قهرمان ملی برمی‌گردی.

00:03:29.167 --> 00:03:30.333
‫پس...

00:03:30.433 --> 00:03:31.667
‫قبول می‌کنی؟

00:03:34.167 --> 00:03:35.700
‫آره.

00:03:35.800 --> 00:03:36.933
‫مطمئنی؟

00:03:37.067 --> 00:03:38.333
‫مطمئنم.

00:03:38.433 --> 00:03:39.633
‫حالا که کوری موافق بود...

00:03:39.733 --> 00:03:41.967
‫و برگه معافیت قانونی امضا شده بود...

00:03:42.067 --> 00:03:44.467
‫حالا می‌تونستم پروسه یاد گرفتن...

00:03:44.567 --> 00:03:47.300
‫همه‌چیز درموردش رو شروع کنم.
‫چون نقشه من نیاز داشت که...

00:03:47.400 --> 00:03:49.733
‫مخفیانه زندگی کوری رو به دست بگیرم.

00:03:49.833 --> 00:03:51.567
‫پدرخوانده‌ام بخاطر شغلش سفر می‌کنه.

00:03:51.667 --> 00:03:52.733
‫نمی‌دونم چرا به نظرم...

00:03:52.833 --> 00:03:54.433
‫ارتودنسی دندان خیلی بامزه‌ست.

00:03:54.533 --> 00:03:56.133
‫پاستای آلفردو رو دوست دارم.

00:03:56.233 --> 00:03:57.567
‫توی مرکز تماس کار کردم.

00:03:57.667 --> 00:03:59.233
‫توی مرکز بازیافت کار کردم.

00:03:59.333 --> 00:04:02.100
‫فیلم موردعلاقه‌ام «تامی‌بوی»ـه.

00:04:02.200 --> 00:04:03.667
‫خیلی پیش میاد که بگم «بزن بریم».

00:04:03.767 --> 00:04:05.667
‫- بزن بریم.
‫- بزن بریم.

00:04:05.767 --> 00:04:08.167
‫ولی یاد گرفتن حقایق
‫در مورد کوری کافی نبود...

00:04:08.267 --> 00:04:11.700
‫چون در نقشه‌ام نیاز بود که به
‫ صورت فیزیکی تبدیل به اون بشم.

00:04:11.800 --> 00:04:13.933
‫پس ازش خواستم اتاقش رو بهم نشون بده...

00:04:14.067 --> 00:04:15.667
‫ولی هدف اصلیم این بود که مخفیانه...

00:04:15.767 --> 00:04:18.067
‫آداب و رفتارش رو یاد بگیرم.

00:04:18.133 --> 00:04:19.633
‫خب معمولا من...

00:04:19.733 --> 00:04:20.967
‫کمی این‌طوری ادامه می‌دم.

00:04:21.067 --> 00:04:22.433
‫ولی برای انجام این کار...

00:04:22.533 --> 00:04:25.267
‫شباهتم به کوری باید بیشتر می‌شد.

00:04:25.367 --> 00:04:27.267
‫پس فرداش بهش گفتم که مجبوره...

00:04:27.367 --> 00:04:30.067
‫آزمایش فیزیکی لازم رو انجام بده
‫که مطمئن بشیم...

00:04:30.167 --> 00:04:31.700
‫می‌تونه توی سریال شرکت کنه.

00:04:31.800 --> 00:04:34.200
‫ولی چیزی که کوری خبر نداشت
‫ این بود که دکتر...

00:04:34.300 --> 00:04:37.467
‫وینسنت ون دایک، چهره‌پردازیه که چهار بار...

00:04:37.567 --> 00:04:39.633
‫نامزد جایزه امی شده و در پوشش...

00:04:39.733 --> 00:04:42.133
‫پزشک اومده تا چند آزمایش پزشکی انجام بده.

00:04:42.233 --> 00:04:43.800
‫این صرفا آزمایش صرعه.

00:04:43.900 --> 00:04:46.067
‫می‌خوام چشم‌هات رو ببندی. خب؟

00:04:46.100 --> 00:04:48.600
‫و موفق شد که مهم‌ترین چیز...

00:04:48.700 --> 00:04:50.333
‫برای تبدیل من به کوری رو گیر بیاره...

00:04:50.433 --> 00:04:53.467
‫یه اسکن سه‌بعدی کامل لیزری از صورت کوری.

00:04:56.433 --> 00:04:57.533
‫خیلی‌خب، خیلی ممنون.

00:04:57.633 --> 00:04:59.100
‫- لطف کردی.
‫- قابلی نداشت.

00:04:59.200 --> 00:05:01.633
‫حالا که نقشه دیجیتالی صورتش رو داشتم...

00:05:01.733 --> 00:05:03.500
‫فرستادمش برای یه پرینتر سه بعدی...

00:05:03.600 --> 00:05:05.967
‫که یه ماکت واقع‌گرایانه ازش ساخته بشه.

00:05:06.067 --> 00:05:09.067
‫و وقتی که تکمیل شد به استودیوی وینسنت...

00:05:09.100 --> 00:05:12.433
‫در بوربانک فرستاده شد تا
‫اون هم کارش رو شروع کنه...

00:05:12.533 --> 00:05:15.267
‫و پروتز لاتکسی که من رو تبدیل به...

00:05:15.367 --> 00:05:16.967
‫کوری کالدروود می‌کنه رو درست کنه.

00:05:17.067 --> 00:05:18.733
‫ولی برای کاری که داشتم می‌کردم...

00:05:18.833 --> 00:05:21.233
‫باید کوری واقعی رو از شهر خارج می‌کردم.

00:05:21.333 --> 00:05:23.133
‫فقط واسه این‌که ندونی کجا می‌ری...

00:05:23.233 --> 00:05:25.133
‫باید این کیسه رو روی سرت بذارم.

00:05:25.233 --> 00:05:26.333
‫مشکلی نداره؟

00:05:26.433 --> 00:05:27.700
‫نه، نه.

00:05:27.800 --> 00:05:30.600
‫باشه.

00:05:30.700 --> 00:05:31.933
‫می‌تونی نفس بکشی؟

00:05:32.067 --> 00:05:33.100
‫آره.

00:05:33.200 --> 00:05:34.733
‫وقتی هویتش رو به دست گرفتم...

00:05:34.833 --> 00:05:36.400
‫نمی‌تونستیم دو تا باشیم.

00:05:36.500 --> 00:05:38.167
‫- خیلی‌خب، راحتی؟
‫- آره.

00:05:38.267 --> 00:05:40.267
‫پس لازم بود که کوری رو...

00:05:40.367 --> 00:05:42.233
‫کاملا از دنیای بیرون دور کنم.

00:05:42.333 --> 00:05:45.633
‫به دور از موبایل، اینترنت
‫و مخصوصا خانواده‌اش.

00:05:45.733 --> 00:05:47.133
‫مسیر اینجا تموم می‌شه، خب؟

00:05:47.233 --> 00:05:49.767
‫واسه همین باید سوار هلیکوپتر بشیم.

00:06:07.133 --> 00:06:09.467
‫خیلی‌خب.

00:06:09.567 --> 00:06:11.633
‫خیلی روشنه.

00:06:11.733 --> 00:06:13.633
‫چشم‌هام درد گرفت.

00:06:13.733 --> 00:06:16.967
‫خب می‌بینی که اینجا همه‌چیز لازم رو داری.

00:06:17.067 --> 00:06:18.633
‫یه تریلی رو کاملا...

00:06:18.733 --> 00:06:20.967
‫با منابع لازم پر کرده بودم...

00:06:21.067 --> 00:06:22.467
‫تا وقتی که کوری رو در صحرای
‫موهاوی مخفی می‌کنم...

00:06:22.567 --> 00:06:23.967
‫زنده بمونه.

00:06:24.067 --> 00:06:25.800
‫از این برند مارکت پنتری خوشت میاد؟

00:06:25.900 --> 00:06:27.133
‫فکر نکنم قبلا امتحانش کرده باشم...

00:06:27.233 --> 00:06:28.433
‫ولی می‌فهمم دیگه.

00:06:28.533 --> 00:06:29.833
‫آره.

00:06:29.933 --> 00:06:31.867
‫بعد این‌که بهش نشون دادم چطور از
‫ مستراح قابل‌حمل استفاده کنه...

00:06:31.967 --> 00:06:33.100
‫آهان، آره.

00:06:33.200 --> 00:06:35.067
‫کارت‌های شناساییش...

00:06:35.167 --> 00:06:36.900
‫کلیدها و تلفنش رو گرفتم.

00:06:37.067 --> 00:06:38.667
‫قاب قشنگیه. از کجا خریدیش؟

00:06:38.767 --> 00:06:40.133
‫مال گوشی قدیمی مامانمه.

00:06:40.233 --> 00:06:42.067
‫آره، گفتم یکم دخترونه‌ست.

00:06:42.167 --> 00:06:43.800
‫- می‌دونم.
‫- آره.

00:06:43.900 --> 00:06:45.300
‫قراره شما مرتبا بیایید...

00:06:45.400 --> 00:06:47.133
‫بهم سر بزنید یا این‌که...

00:06:47.233 --> 00:06:48.300
‫دو هفته اینجا هستم و...

00:06:48.400 --> 00:06:50.100
‫پیداتون می‌شه و با هم برمی‌گردیم؟

00:06:50.200 --> 00:06:51.167
‫آره.

00:06:51.267 --> 00:06:53.067
‫و حالا که کوری رو گذاشتم...

00:06:53.133 --> 00:06:54.067
‫خودم برگشتم.

00:07:30.716 --> 00:07:32.133
‫قدم زدن روی طناب...

00:07:32.233 --> 00:07:34.367
‫یکی از الهام‌بخش‌ترین کارهاییه
‫ که یه آدم می‌تونه انجام بده.

00:07:34.467 --> 00:07:36.067
‫برای همین طی هفت ماه گذشته...

00:07:36.133 --> 00:07:38.200
‫داشتم به خودم یاد می‌دادم که چطور...

00:07:38.300 --> 00:07:40.500
‫روی یه طناب فولادی 2 سانتی وایستم.

00:07:40.335 --> 00:07:45.131
‫[روز اول]

00:07:40.600 --> 00:07:41.900
‫وقتی برای اولین بار امتحانش کردم...

00:07:42.067 --> 00:07:43.233
‫حتی نمی‌تونستم چند ثانیه...

00:07:43.333 --> 00:07:45.800
‫روی طناب بایستم.

00:07:45.131 --> 00:07:46.633
‫[روز هشتم]

00:07:45.900 --> 00:07:47.233
‫ولی بعد گذشت چندین روز...

00:07:46.633 --> 00:07:47.425
‫[روز هفدهم]

00:07:47.333 --> 00:07:49.567
‫و صدها ساعت تمرین بی‌وقفه...

00:07:47.425 --> 00:07:49.719
‫[روز سی و دوم]

00:07:49.667 --> 00:07:51.600
‫موفق شدم که بهش چیره بشم.

00:07:49.719 --> 00:07:51.596
‫[روز پنجاه و نهم]

00:07:51.596 --> 00:07:53.223
‫[روز صد و دوازدهم]

00:07:51.700 --> 00:07:53.467
‫و دقیقا یه هفته قبل ملاقات با کوری...

00:07:53.223 --> 00:07:59.437
‫[روز صد و نود و سوم]

00:07:53.567 --> 00:07:56.133
‫بالاخره انقدر خوب شده بودم که بتونم...

00:07:56.233 --> 00:07:58.800
‫روی یه طناب که یک و نیم متر
‫توی هواست قدم بزنم.

00:07:58.900 --> 00:08:01.400
‫ولی برای این‌که کسی رو تبدیل
‫به یه قهرمان ملی بکنم...

00:08:01.500 --> 00:08:04.233
‫نیاز به منظره‌ای داشتم
‫که خیلی بزرگ‌تر باشه.

00:08:04.333 --> 00:08:07.233
‫برای همین دو ساختمان در
‫مرکزشهر لس‌آنجلس رو انتخاب کردم...

00:08:07.333 --> 00:08:10.167
‫که محل اجرای این طناب‌بازی مرگ‌آور...

00:08:10.267 --> 00:08:12.433
‫در ارتفای 24 متری باشه.

00:08:12.533 --> 00:08:14.300
‫حالا فقط باید مردم رو قانع می‌کردم...

00:08:14.400 --> 00:08:16.567
‫که یه نفر دیگه داره انجامش می‌ده.

00:08:16.667 --> 00:08:18.700
‫و حالا که کوری توی صحرا بود...

00:08:18.800 --> 00:08:21.867
‫تمرین کردم که در تقلید از اون استاد بشم.

00:08:21.967 --> 00:08:24.533
‫مخصوصا عاشق پاستای آلفردو هستم.

00:08:24.633 --> 00:08:25.967
‫و وقتی که نقاب مصنوعی...

00:08:26.067 --> 00:08:28.067
‫و پوشش بدنی مصنوعی حاضر شد...

00:08:28.133 --> 00:08:31.200
‫پروسه چهار ساعت و نیمه‌مون...

00:08:31.300 --> 00:08:33.433
‫برای تبدیل کامل من...

00:08:33.533 --> 00:08:34.867
‫به کوری کالدروود رو شروع کردیم.

00:08:36.333 --> 00:08:39.067
‫سپس به مرکز مطبوعات سر زدم...

00:08:39.167 --> 00:08:41.767
‫و تبلیغ واقعه بزرگ کوری رو رزرو کردم.

00:08:41.867 --> 00:08:44.700
‫95.5 کی‌ال‌او‌اس.

00:08:44.800 --> 00:08:46.200
‫قراره توی مرکز لس‌آنجلس بری روی طناب...

00:08:46.300 --> 00:08:47.700
‫و گفتی طناب‌باز هم نیستی؟

00:08:47.800 --> 00:08:49.067
‫- نه.
‫- شغلت این نیست؟

00:08:49.133 --> 00:08:52.533
‫همین شش ماه پیش طناب‌بازی رو یاد گرفتم.

00:08:52.633 --> 00:08:54.200
‫واسه من کاملا جدیده.

00:08:54.300 --> 00:08:56.300
‫نمی‌تونم تصور کنم که روی طنابی...

00:08:56.400 --> 00:08:58.133
‫و هزاران نفر احتمالا...

00:08:58.233 --> 00:08:59.800
‫کلی از مردم گفتن که...

00:08:59.900 --> 00:09:03.867
‫کاری که من می‌کنم الهام‌بخش
‫ و قهرمانانه‌ست، می‌دونید؟

00:09:03.967 --> 00:09:06.667
‫ولی من چنین دیدی نسبت بهش ندارم.

00:09:06.767 --> 00:09:10.767
‫هدف من اینه که حواس‌ها رو
‫ به سمت سرطان سینه...

00:09:10.867 --> 00:09:14.133
‫و خیریه ببرم. مخصوصا متاویور.

00:09:14.233 --> 00:09:15.467
‫خب پس یه قهرمانی دیگه.

00:09:15.567 --> 00:09:16.800
‫- آره!
‫- امیدوارم بتونی...

00:09:16.900 --> 00:09:18.133
‫من چنین دیدی ندارم.

00:09:18.233 --> 00:09:19.800
‫من واقعا خودم رو قهرمان نمی‌دونم...

00:09:19.900 --> 00:09:22.433
‫ولی ممنون که این حرف رو می‌زنید.
‫قشنگ بود.

00:09:22.533 --> 00:09:24.967
‫سرطان سینه به نحوی روی
‫زندگی خودت هم تاثیری داشته؟

00:09:25.067 --> 00:09:25.967
‫نه.

00:09:26.067 --> 00:09:27.067
‫حضورم در رادیو...

00:09:27.100 --> 00:09:28.267
‫نمی‌تونست بهتر از این باشه.

00:09:28.367 --> 00:09:30.067
‫و حالا که میلیون‌ها نفر بهش گوش کردن...

00:09:30.167 --> 00:09:32.067
‫امیدوار بودم که جمعیت بزرگی جمع بشن.

00:09:32.167 --> 00:09:34.967
‫ولی هنوز یه مشکلی بود که باید حلش می‌کردم.

00:09:35.067 --> 00:09:36.300
‫وقتی که با کوری آشنا شدم...

00:09:36.400 --> 00:09:37.633
‫در مورد چیزی باهام صحبت کرد...

00:09:37.733 --> 00:09:38.900
‫که باهاش مشکل داشت.

00:09:39.067 --> 00:09:41.333
‫حس خوبیه که توی یه رابطه باشی.

00:09:41.433 --> 00:09:43.700
‫وقتی مدتی با کسی نباشی...

00:09:43.800 --> 00:09:45.233
‫ممکنه احساس تنهایی بکنی دیگه.

00:09:45.333 --> 00:09:46.867
‫نگران بودم که اگه زندگی عاشقانه‌‌اش...

00:09:46.967 --> 00:09:49.567
‫همچنان محقق نشده باقی بمونه
‫ممکنه اعتماد به نفس لازم...

00:09:49.667 --> 00:09:52.700
‫برای نقش جدیدش به عنوان
‫یه قهرمان رو نداشته باشه.

00:09:52.800 --> 00:09:54.500
‫برای همین تصمیم گرفتم...

00:09:54.600 --> 00:09:56.667
‫یه حساب دوست‌یابی برای کوری درست کنم...

00:09:56.767 --> 00:09:59.067
‫و عکس‌‌های فیسبوکش رو به اون منتقل کردم.

00:09:59.100 --> 00:10:01.833
‫همچنین چند عکس هم خودم خلق کردم...

00:10:01.933 --> 00:10:04.000
‫که باعث می‌شد کوری آدم احساسی‌ای
‫ به نظر برسه که خانم‌ها...

00:10:04.100 --> 00:10:06.167
‫نتونن جلوش مقاومت کنن.

00:10:04.270 --> 00:10:06.523
‫[یه طرفدار زن واقعی این‌شکلیه]

00:10:06.267 --> 00:10:08.633
‫و کمی بعد ارسال عکس‌ها به حسابش...

00:10:08.733 --> 00:10:09.900
‫ظاهرا جواب داده بود...

00:10:10.000 --> 00:10:12.033
‫چون که فرداش جوابی...

00:10:12.133 --> 00:10:14.200
‫از خانم متشخصی به نام
‫جزمین دریافت کرده بودم...

00:10:14.300 --> 00:10:17.033
‫که به نظر جفت خوبی
‫برای کوری به نظر می‌اومد.

00:10:14.447 --> 00:10:16.950
‫[معمولا جمعه‌شب‌ها تنهایی توی
‫اتاقم مشغول بازی ویدئویی هستم.]

00:10:17.133 --> 00:10:18.933
‫و بعد این‌که بهش گفتم یه
‫خدمه دوربین به دست...

00:10:19.033 --> 00:10:21.067
‫دنبالم هستن چون که قراره...

00:10:21.167 --> 00:10:22.900
‫یه طناب‌بازی خطرناک انجام بدم...

00:10:23.000 --> 00:10:24.833
‫فورا قبول کرد که با هم بیرون بریم...

00:10:24.933 --> 00:10:27.333
‫که برای فرداشبش بود.

00:10:27.433 --> 00:10:29.333
‫هدفم این بود رابطه‌ای خلق کنم...

00:10:29.433 --> 00:10:31.667
‫که بعدها رابطه کوری خواهد شد.

00:10:31.767 --> 00:10:34.033
‫برای همین نهایت تلاشم رو کردم...

00:10:34.133 --> 00:10:37.667
‫که یه نمایش واقعی اما جذاب از
‫ مردی که نقشش رو ایفا می‌کردم ارائه بدم.

00:10:37.767 --> 00:10:40.000
‫من اکثر زندگیم رو توی ونچورا بودم.

00:10:40.100 --> 00:10:41.100
‫می‌دونی؟

00:10:41.200 --> 00:10:43.700
‫- جدی؟
‫- جای خیلی خوبی نیست.

00:10:43.800 --> 00:10:46.700
‫ولی سخته که در مورد خودم حرف بزنم...

00:10:46.800 --> 00:10:48.367
‫مخصوصا وقتی چنین الهه‌ای جلوم نشسته.

00:10:48.467 --> 00:10:49.700
‫وای مرسی.

00:10:49.800 --> 00:10:51.000
‫آره، ببخشید.

00:10:51.100 --> 00:10:53.500
‫حرفم خیلی ضایع بود یا...

00:10:53.600 --> 00:10:54.833
‫نه، راستش خیلی بامزه بود.

00:10:54.933 --> 00:10:56.433
‫تا حالا کسی من رو الهه صدا نکرده.

00:10:56.533 --> 00:10:58.133
‫فورا غافلگیر شدم که این قرار...

00:10:58.233 --> 00:10:59.633
‫چقدر خوب داشت پیش می‌رفت...

00:10:59.733 --> 00:11:01.067
‫چون در این شرایط...

00:11:01.133 --> 00:11:02.967
‫معمولا خیلی مضطرب‌تر هستم.

00:11:03.067 --> 00:11:05.133
‫قدیم توی دبیرستان من توی تیم مذاکره بودم.

00:11:05.233 --> 00:11:06.400
‫- وای.
‫- آره

00:11:06.500 --> 00:11:08.467
‫پس مذاکره کردن باهات چطوریه؟

00:11:08.567 --> 00:11:09.633
‫توش خوبم.

00:11:09.733 --> 00:11:11.300
‫شرط می‌بندم خوب بحث می‌کنی.

00:11:11.400 --> 00:11:12.733
‫آره، توی بحث کردن خوبم.

00:11:12.833 --> 00:11:14.633
‫می‌خوای الان سر چیزی بحث کنیم؟

00:11:14.733 --> 00:11:15.900
‫یا...نمی‌دونم.

00:11:16.067 --> 00:11:17.167
‫یه شوخی مسخره بود.

00:11:17.267 --> 00:11:18.867
‫مجبور نیستیم چنین کاری بکنیم.

00:11:18.967 --> 00:11:20.533
‫و بعد ده دقیقه...
‫نه تنها...

00:11:20.633 --> 00:11:22.400
‫کوری و جزمین با هم کنار اومده بودن...

00:11:22.500 --> 00:11:24.067
‫خب تا حالا واقعا شده که...

00:11:24.167 --> 00:11:25.467
‫سعی کنی بین دو ساختمان طناب‌‌‌بازی کنی؟

00:11:25.567 --> 00:11:26.967
‫- نه.
‫- ای وای.

00:11:27.067 --> 00:11:29.067
‫- آره.
‫- پس خیلی استرس‌آوره.

00:11:29.133 --> 00:11:30.800
‫بلکه خیلی هم وجه اشتراک داشتن.

00:11:30.900 --> 00:11:32.733
‫سیمز هم بازی کردی؟

00:11:32.833 --> 00:11:34.233
‫- آره کردم.
‫- آره، من هم می‌کنم.

00:11:34.333 --> 00:11:35.467
‫خیلی پیش میاد بازی کنم.

00:11:35.567 --> 00:11:36.567
‫آره بابا.

00:11:36.667 --> 00:11:38.567
‫من هم خجالت می‌کشم به کسی بگم بازی می‌کنم.

00:11:38.667 --> 00:11:41.133
‫- عاشق سیمزم.
‫- آره.

00:11:41.233 --> 00:11:43.133
‫بزن بریم.

00:11:43.233 --> 00:11:44.567
‫از این حرفت خوشم میاد.

00:11:44.667 --> 00:11:46.500
‫بعد از یه شب با مکالماتی خوب...

00:11:46.600 --> 00:11:48.400
‫وقتش رسیده بود که تمومش کنیم.

00:11:48.500 --> 00:11:51.267
‫ولی قبل رفتن، می‌خواستم
‫ به جزمین بفهمونم...

00:11:51.367 --> 00:11:53.700
‫که کوری چقدر در مورد اون جدیه.

00:11:53.800 --> 00:11:56.533
‫امیدوارم خواسته خیلی زودی نباشه...

00:11:56.633 --> 00:11:58.933
‫ولی...

00:11:59.067 --> 00:12:02.600
‫می‌تونم ازت اجازه بگیرم که ببوسمت؟

00:12:02.700 --> 00:12:03.767
‫حتما.

00:12:03.867 --> 00:12:05.433
‫ولی قرار نبود الان باشه.

00:12:05.533 --> 00:12:08.533
‫چون بهش گفتم که می‌خوام
‫ اولین بوسه‌مون خاص باشه.

00:12:08.633 --> 00:12:10.333
‫به نظرم می‌تونیم...

00:12:10.433 --> 00:12:12.433
‫وقتی از روی طناب اومدم پایین انجامش بدیم.

00:12:12.533 --> 00:12:15.067
‫- خوب می‌شه.
‫- آره.

00:12:15.133 --> 00:12:16.333
‫باشه.

00:12:16.433 --> 00:12:18.400
‫حالا که جزمین اجازه بوسه رو داده بود.

00:12:18.500 --> 00:12:20.567
‫یه قدم به پیدا کردن یه رابطه واقعی...

00:12:20.667 --> 00:12:22.433
‫برای کوری نزدیک‌تر شده بودم.

00:12:22.533 --> 00:12:24.333
‫ولی بعد این‌که رفت...

00:12:24.433 --> 00:12:27.367
‫خیلی از اعتمادبه‌نفس خودم غافلگیر شده بودم.

00:12:27.467 --> 00:12:30.067
‫وجود در هویت یه شخص دیگه...

00:12:30.133 --> 00:12:32.667
‫باعث شده بود که تمام
‫ اضطراب اجتماعیم از بین بره.

00:12:32.767 --> 00:12:35.467
‫و هنوز حاضر نبودم که برم خونه.

00:12:35.567 --> 00:12:37.233
‫دوستم مارین اهل بوستونه.

00:12:37.333 --> 00:12:38.567
‫بوستون؟

00:12:38.667 --> 00:12:40.067
‫سلام من اهل بوستونم.

00:12:40.100 --> 00:12:41.533
‫عاشق بن افلکم.

00:12:42.933 --> 00:12:45.067
‫تونستم کلی غریبه‌ رو بخندونم.

00:12:45.167 --> 00:12:47.067
‫بخشی از وجودم بود که تا حالا ندیده بودمش.

00:12:47.167 --> 00:12:48.967
‫- ممنون برادر.
‫- حتما بابا. قابلی نداشت.

00:12:49.067 --> 00:12:49.967
‫اسمت چیه؟

00:12:50.067 --> 00:12:51.067
‫کوری.

00:12:51.100 --> 00:12:52.400
‫می‌خوای برقصیم؟

00:12:52.500 --> 00:12:54.167
‫حس خوبی بود که بالاخره...

00:12:54.267 --> 00:12:56.167
‫یه شب از نقص‌هام دور بودم.

00:12:56.267 --> 00:12:57.500
‫و وقتی که تموم شد...

00:12:57.600 --> 00:12:59.600
‫راستش کمی احساس ناراحتی داشتم...

00:12:59.700 --> 00:13:03.567
‫چون می‌دونستم به زودی
‫قرار بود دوباره خودم بشم.

00:13:05.167 --> 00:13:07.667
‫چون که روز طناب‌بازی نزدیک بود...

00:13:07.767 --> 00:13:10.133
‫پدربزرگ و مادربزرگ کوری
‫ رو آوردم لس‌آنجلس...

00:13:10.233 --> 00:13:11.967
‫تا شاهد این ماجرا باشن

00:13:12.067 --> 00:13:13.800
‫تا الان اون‌ها در مورد این ماجرا...

00:13:13.900 --> 00:13:15.533
‫از هیچی خبر نداشتن.

00:13:15.633 --> 00:13:17.167
‫ولی فورا بعد رسیدنشون...

00:13:17.267 --> 00:13:19.167
‫پیام‌های مشکل‌سازی...

00:13:19.267 --> 00:13:20.667
‫در تلفن کوری دریافت کردم.

00:13:20.767 --> 00:13:23.067
‫چند روزی می‌شه که ازت خبری نشده عزیزم.

00:13:23.133 --> 00:13:24.233
‫همه‌چیز مرتبه؟

00:13:24.333 --> 00:13:25.433
‫ما داریم نگران می‌شیم.

00:13:25.533 --> 00:13:26.867
‫پدربزرگ و مادربزرگش...

00:13:26.967 --> 00:13:28.267
‫به واسطه آگهی‌های روزنامه‌ای...

00:13:28.367 --> 00:13:29.967
‫از ماجرای طناب‌بازی خبردار شده بودن...

00:13:30.067 --> 00:13:31.967
‫که انقدر نگران شده بودن که...

00:13:32.067 --> 00:13:34.367
‫اصرار داشتن نوه‌شون رو شخصا ببینن.

00:13:34.467 --> 00:13:36.067
‫این مشکل بزرگی بود.

00:13:36.133 --> 00:13:38.800
‫می‌دونستم که پوشش و
‫تقلیدم از کوری خوب بود...

00:13:38.900 --> 00:13:40.300
‫ولی برای گول زدن خانواده خودش...

00:13:40.400 --> 00:13:42.333
‫تلاش بیشتری می‌خواست.

00:13:42.433 --> 00:13:44.967
‫برای همین صدابردارمون رو
‫ فرستادم صحرای موهاوی...

00:13:45.067 --> 00:13:47.467
‫و ازش خواستم که صدای کوری رو حین گفتن...

00:13:47.567 --> 00:13:49.633
‫ چندین جمله خاص که
‫یادداشت کرده بودم ضبط کنه.

00:13:49.733 --> 00:13:51.833
‫باشه حتما. نگران نباش.

00:13:51.933 --> 00:13:53.933
‫همه‌چیز درست می‌شه.

00:13:54.067 --> 00:13:56.200
‫کوری نمی‌دونست چرا به این نیاز داشتیم...

00:13:56.300 --> 00:13:58.333
‫ولی من تونستم از اون کلیپ‌های صوتی...

00:13:58.433 --> 00:14:00.833
‫یه جدول صوتی ایجاد کنم
‫که بهم اجازه می‌داد...

00:14:00.933 --> 00:14:04.200
‫هر مکالمه‌ای که می‌خوام
‫رو با صدای اون برقرار کنم.

00:14:04.300 --> 00:14:05.633
‫موافقم.

00:14:05.733 --> 00:14:07.467
‫و بعد موافقت کردم که با پدربزرگ...

00:14:07.567 --> 00:14:09.067
‫ و مادربزرگ کوری در هتلشون دیدار کنم.

00:14:09.100 --> 00:14:11.100
‫ولی از اونجایی که نمی‌خواستم
‫من رو از نزدیک ببینن...

00:14:11.200 --> 00:14:13.933
‫یه بازیگر خانم رو استخدام کردم
‫ که نقش مدیر هتل رو بازی کنه...

00:14:14.067 --> 00:14:17.067
‫و بهشون اطلاع بده که
‫ کسی حق ورود و خروج نداره.

00:14:17.100 --> 00:14:19.067
‫یه مرد مظنون رها شده.

00:14:19.133 --> 00:14:20.333
‫داریم الان بررسیش می‌کنیم.

00:14:20.433 --> 00:14:21.700
‫پس لطفا توی اتاقتون بمونید.

00:14:21.800 --> 00:14:24.067
‫سپس از اون‌طرف خیابون بهشون پیام دادم...

00:14:24.133 --> 00:14:26.167
‫و بهشون گفتم که برن روی بالکن.

00:14:26.267 --> 00:14:28.600
‫حالا باید دعا می‌کردم که جواب بده.

00:14:28.700 --> 00:14:29.733
‫سلام مامان‌بزرگ.

00:14:29.833 --> 00:14:30.867
‫سلام بابابزرگ.

00:14:30.967 --> 00:14:31.867
‫- کوری!
‫- اونجاست!

00:14:31.967 --> 00:14:33.067
‫- سلام!
‫- سلام کوری!

00:14:33.133 --> 00:14:34.567
‫خوشحالم می‌بینمتون.

00:14:34.667 --> 00:14:36.667
‫- ما هم خوشحالیم می‌بینیمت.
‫- خوشحالیم که اینجاییم.

00:14:36.767 --> 00:14:38.600
‫هتل رو مسدود کردن.

00:14:38.700 --> 00:14:40.133
‫نذاشتن من بیام داخل.

00:14:40.233 --> 00:14:42.367
‫باید اینطوری حرف بزنیم.

00:14:42.467 --> 00:14:44.533
‫خوبی؟

00:14:44.633 --> 00:14:46.100
‫آره.

00:14:46.200 --> 00:14:47.667
‫نگران من نباشید.

00:14:47.767 --> 00:14:49.067
‫من کلی تمرین کردم...

00:14:49.133 --> 00:14:50.700
‫و کاملا هم امنه.

00:14:50.800 --> 00:14:53.100
‫بهتره که باشه!

00:14:53.200 --> 00:14:54.400
‫آره.

00:14:54.500 --> 00:14:56.067
‫حالا دیگه باید برم.

00:14:56.100 --> 00:14:57.067
‫باشه.

00:14:57.100 --> 00:14:58.067
‫ولی بدونید که جام امنه...

00:14:58.100 --> 00:14:59.300
‫و احساس خوبی دارم.

00:14:59.400 --> 00:15:01.300
‫هر دوتون رو حین انجامش می‌بینم.

00:15:01.400 --> 00:15:02.833
‫دوستت داریم.

00:15:02.933 --> 00:15:04.067
‫دوستت داریم کوری.

00:15:04.167 --> 00:15:05.533
‫باشه.

00:15:05.633 --> 00:15:06.533
‫خداحافظ!

00:15:06.633 --> 00:15:08.067
‫خیلی خوب جواب داده بود.

00:15:08.100 --> 00:15:10.567
‫و پدربزرگ و مادربزرگش به چیزی شک نکردن.

00:15:10.667 --> 00:15:12.233
‫توی اون ون اونجاست؟

00:15:12.333 --> 00:15:13.267
‫نمی‌تونم ببینم.

00:15:13.367 --> 00:15:14.400
‫گمونم.

00:15:14.500 --> 00:15:15.667
‫و وقتی که از صحنه خارج شدیم...

00:15:15.767 --> 00:15:18.367
‫به مدیر تقلبی گفتم که شرایط
‫ رو به حالت اولش برگردونه.

00:15:18.467 --> 00:15:20.100
‫تیرانداز کشته شد.

00:15:20.200 --> 00:15:21.767
‫و حالا آزادید که...

00:15:21.867 --> 00:15:24.200
‫هر طور مایلید توی هتل قدم بزنید...

00:15:24.300 --> 00:15:27.267
‫کسی توی هتل کشته شد؟

00:15:27.367 --> 00:15:29.400
‫حالا که پدربزرگ و مادربزرگش
‫ خیالشون راحت بود...

00:15:29.500 --> 00:15:31.067
‫حالا می‌تونستم تمرکز کنم و...

00:15:31.167 --> 00:15:32.933
‫تمرینات نهاییم رو...

00:15:33.067 --> 00:15:34.133
‫به صورت خصوصی با...

00:15:34.233 --> 00:15:36.467
‫متخصص هنرهای بندبازی
‫ یعنی ریچی گئونا انجام بدم.

00:15:36.567 --> 00:15:39.233
‫ولی چیزی که پیشبینی نکرده بودم،
‫شوک روانی...

00:15:39.333 --> 00:15:41.133
‫به سیستمم هنگام افزایش ارتفاع...

00:15:41.233 --> 00:15:42.900
‫طناب تمرینیم بود.

00:15:43.067 --> 00:15:45.900
‫مغزم اجازه نمی‌داد که حتی یه قدم بردارم.

00:15:46.067 --> 00:15:47.733
‫و واقعا نگران شده بودم که وقتی...

00:15:47.833 --> 00:15:49.467
‫رفتم روی پشت بام...

00:15:49.567 --> 00:15:52.067
‫بدنم ممکنه کنترل خودش رو از دست بده.

00:15:52.167 --> 00:15:53.900
‫ولی چون تیمم رفته بودن...

00:15:54.067 --> 00:15:55.900
‫و داشتن محل طناب‌بازی رو آماده می‌کردن...

00:15:56.067 --> 00:16:01.133
‫دیگه راه برگشتی وجود نداشت.

00:16:01.233 --> 00:16:02.467
‫روزش بالاخره فرا رسیده بود...

00:16:02.567 --> 00:16:04.600
‫که کوری جلوی چشم ملت...

00:16:04.700 --> 00:16:06.567
‫تبدیل به یه قهرمان بشه.

00:16:06.667 --> 00:16:08.733
‫پس اون روز صبح افرادم رو فرستادم...

00:16:08.833 --> 00:16:10.200
‫که اون رو از صحرا بیارن...

00:16:10.300 --> 00:16:11.567
‫همراهمون بیا.

00:16:11.667 --> 00:16:14.833
‫و مخفیانه به شهر منتقلش کردیم.

00:16:14.933 --> 00:16:16.467
‫در همین حین روی پشت بام...

00:16:16.567 --> 00:16:20.067
‫گروهی از متخصصین طناب دو سانتی‌متری...

00:16:20.100 --> 00:16:22.900
‫که تنها تکیه‌گاه من حین...

00:16:23.067 --> 00:16:25.933
‫قدم زدن در این ارتفاع 24 متری بود
‫ رو آماده می‌کردن.

00:16:25.651 --> 00:16:27.862
‫[کوری کالدروود]

00:16:26.067 --> 00:16:28.333
‫و حالا که آخرین ملزومات درحال انجام بود...

00:16:28.433 --> 00:16:31.167
‫مطبوعات خبری هم پیداشون شده بود...

00:16:31.267 --> 00:16:34.833
‫و جمعیتی از تماشاچیان زیر
‫ ساختمان جمع شده بود.

00:16:34.933 --> 00:16:38.333
‫نقشه من این بود که از پشت بام
‫ شمالی به جنوبی برم...

00:16:38.433 --> 00:16:40.600
‫و تعویضی مخفیانه رخ می‌داد...

00:16:40.700 --> 00:16:44.200
‫و کوری واقعی برای بوسیدن جزمین ظاهر می‌شد.

00:16:44.300 --> 00:16:47.133
‫یه هفته از آخرین ملاقاتم
‫با اون گذشته بود...

00:16:47.233 --> 00:16:49.567
‫پس امیدوار بودم که وقتی
‫ با کوری تعویض می‌شم...

00:16:49.667 --> 00:16:51.767
‫متوجه تفاوت‌های ریز ظاهری...

00:16:51.867 --> 00:16:53.400
‫بینمون نشه.

00:16:53.500 --> 00:16:56.167
‫حالا که جزمین سرجاش روی سقف بود...

00:16:56.267 --> 00:16:58.967
‫و پدربزرگ و مادربزرگ کوری
‫ از پایین تماشا می‌کردن...

00:16:59.067 --> 00:17:00.767
‫کوری رو از ون...

00:17:00.867 --> 00:17:03.167
‫به ناحیه انتظار طبقه پایین بردم.

00:17:03.267 --> 00:17:06.100
‫و وقتی که لباس طناب‌بازیش رو پوشید...

00:17:06.200 --> 00:17:08.133
‫وقتش بود که بدونه.

00:17:08.233 --> 00:17:10.133
‫پارچه رو بردار.

00:17:14.833 --> 00:17:16.067
‫سلام.

00:17:16.167 --> 00:17:17.867
‫سلام.

00:17:17.967 --> 00:17:19.200
‫حالت چطوره؟

00:17:19.300 --> 00:17:20.933
‫هم... خوبم.

00:17:21.067 --> 00:17:22.100
‫یکم گیج شدم که...

00:17:22.200 --> 00:17:23.667
‫الان اینجا چه خبره، ولی...

00:17:23.767 --> 00:17:25.700
‫منم، نیتن.

00:17:25.800 --> 00:17:27.067
‫آره.

00:17:27.133 --> 00:17:29.267
‫- می‌دونستی؟
‫-آره.

00:17:29.367 --> 00:17:30.933
‫تونستم صدات رو...

00:17:31.067 --> 00:17:32.167
‫اون زیر بشناسم.

00:17:32.267 --> 00:17:33.567
‫زمان خیلی مهم بود.

00:17:33.667 --> 00:17:35.800
‫پس نقشه‌ام برای بندبازی رو...

00:17:35.900 --> 00:17:37.467
‫به کوری توضیح دادم.

00:17:37.567 --> 00:17:39.933
‫پس این کاریه که قراره بکنیم...

00:17:40.067 --> 00:17:41.800
‫یعنی قراره که تو انجامش بدی...

00:17:41.900 --> 00:17:43.700
‫و بعد تظاهر کنیم که من انجامش دادم؟

00:17:43.800 --> 00:17:44.800
‫آره.

00:17:44.900 --> 00:17:48.667
‫کوری، حاضری که یه قهرمان بشی؟

00:17:48.767 --> 00:17:51.200
‫هم...

00:17:51.300 --> 00:17:52.400
‫گمونم حالا که انجامش دادین...

00:17:52.500 --> 00:17:56.067
‫پس مجبوریم که انجامش بدیم دیگه.

00:17:56.167 --> 00:17:57.533
‫هم...

00:17:57.633 --> 00:18:00.067
‫حالا که کوری موافق بود،
‫در مورد تمام اتفاقاتی که...

00:18:00.167 --> 00:18:02.067
‫حین غیابش رخ داد بهش توضیح دادم.

00:18:02.167 --> 00:18:03.533
‫این دوست دخترته.

00:18:03.633 --> 00:18:04.733
‫جزمین.

00:18:04.833 --> 00:18:07.233
‫قبول کرده که ببوست.

00:18:07.333 --> 00:18:08.400
‫- خب؟
‫- باشه.

00:18:08.500 --> 00:18:10.233
‫من اگه جات بودم توی بوسه
‫ از زبانم خیلی استفاده نمی‌کردم.

00:18:10.333 --> 00:18:11.867
‫آره، احتمالا اصلا ازش استفاده نکنم.

00:18:11.967 --> 00:18:12.967
‫- آره، صرفا فقط...
‫- باشه.

00:18:13.067 --> 00:18:14.433
‫- خواستم مطمئن بشم که...
‫- فقط ببوسش.

00:18:14.533 --> 00:18:15.633
‫باشه، خوبه.

00:18:15.733 --> 00:18:17.300
‫حالا باید بدون این‌که دیده بشه...

00:18:17.400 --> 00:18:18.633
‫می‌بردمش روی پشت‌بام.

00:18:18.733 --> 00:18:19.733
‫خب واسه این‌که ببرمت اون بالا...

00:18:19.833 --> 00:18:21.233
‫باید بذارم توی این کیسه.

00:18:21.333 --> 00:18:23.400
‫باشه.

00:18:23.500 --> 00:18:26.100
‫به کوری گفتم که بعد بوسه‌اش با جزمین...

00:18:26.200 --> 00:18:28.100
‫یه سخنرانی از قبل برنامه‌ریزی
‫شده انجام می‌ده...

00:18:28.200 --> 00:18:30.767
‫و چکی رو به موسسه خیریه
‫ سرطان سینه تقدیم می‌کنه...

00:18:30.867 --> 00:18:32.533
‫که باعث می‌شه تبدیل به یه قهرمان بشه.

00:18:32.633 --> 00:18:34.100
‫و حالا که همه سرجاشون بودن...

00:18:34.200 --> 00:18:36.500
‫وقتش بود که نمایش شروع بشه.

00:18:52.067 --> 00:18:53.700
‫زودباش کوری.

00:19:36.400 --> 00:19:39.300
‫هیجان‌انگیزترین لحظه عمرم بود.

00:19:39.400 --> 00:19:42.067
‫و با این‌که نقشه این بود
‫که یه بار رد بشم...

00:19:42.133 --> 00:19:44.225
‫هنوز آمادگیش رو نداشتم که دیگه کوری نباشم.

00:19:44.225 --> 00:19:46.477
‫می‌خواد دوباره بره!

00:19:47.895 --> 00:19:49.563
‫خدای من!

00:20:09.633 --> 00:20:12.200
‫پنج بار دیگه از روی طناب گذر کردم...

00:20:12.300 --> 00:20:13.867
‫و می‌تونستم ادامه بدم.

00:20:13.967 --> 00:20:16.033
‫ولی باید به قولم عمل می‌کردم.

00:20:16.133 --> 00:20:17.967
‫پس وقتش رسیده بود که وارد چادر بشم...

00:20:18.067 --> 00:20:21.967
‫و زندگی کوری رو بهش پس بدم.

00:20:22.067 --> 00:20:23.600
‫خیلی‌خب، از اینجاش با تو. باشه؟

00:20:23.700 --> 00:20:25.467
‫- خیلی‌خب، باشه.
‫- باشه.

00:20:30.147 --> 00:20:31.281
‫هی.

00:20:31.381 --> 00:20:32.747
‫وای. خیلی بهت افتخار می‌کنم.

00:20:32.847 --> 00:20:35.481
‫خیلی خفن بود. دیدی همه تشویقت کردن؟

00:20:35.581 --> 00:20:36.647
‫- آره.
‫- چطور بود؟

00:20:36.747 --> 00:20:37.814
‫خیلی عجیب بود.

00:20:37.914 --> 00:20:39.347
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت جزمین.

00:20:39.447 --> 00:20:42.114
‫من هم خوشحالم که می‌بینمت.

00:20:42.214 --> 00:20:44.481
‫ای وای. خیلی بهت افتخار می‌کنم.

00:20:44.581 --> 00:20:46.481
‫خیلی کار خفنی کردی.
‫چند بار رفتی.

00:20:46.581 --> 00:20:48.081
‫هی می‌رفتی و می‌اومدی.

00:20:49.981 --> 00:20:50.881
‫خیلی گرمه.

00:20:50.981 --> 00:20:52.381
‫- آره.
‫- هم...

00:20:52.481 --> 00:20:54.347
‫می‌خوای...حالا هم رو ببوسیم؟

00:20:54.447 --> 00:20:57.347
‫- قطعا.
‫- باشه.

00:20:59.681 --> 00:21:02.581
‫لب‌هات خیلی نرمن.

00:21:02.681 --> 00:21:05.914
‫مرسی.

00:21:06.014 --> 00:21:07.047
‫خیلی‌خب، بذار...

00:21:07.147 --> 00:21:10.347
‫- برم سراغش.
‫- باشه.

00:21:12.347 --> 00:21:14.481
‫خیلی‌خب...

00:21:18.547 --> 00:21:20.614
‫خب دیگه...

00:21:20.714 --> 00:21:23.014
‫عجب لحظه‌ای...

00:21:23.114 --> 00:21:25.981
‫از همتون ممنونم که ازم حمایت کردید...

00:21:26.081 --> 00:21:28.481
‫که روی طناب قدم بزنم که
‫ الهام‌بخشتون باشم...

00:21:28.581 --> 00:21:30.481
‫و توجه رو به سمت سرطان سینه ببرم.

00:21:31.581 --> 00:21:32.581
‫همچنین...

00:21:32.681 --> 00:21:36.047
‫اوه...

00:21:36.147 --> 00:21:39.481
‫مایلم از دوست‌دختر خوشگلم،
‫جزمین تشکر کنم...

00:21:39.514 --> 00:21:41.647
‫که جرئت لازم برای این‌کار رو بهم داد.

00:21:41.747 --> 00:21:42.947
‫اون سنگ صبور منه.

00:21:44.947 --> 00:21:46.681
‫اوه...

00:21:46.781 --> 00:21:48.181
‫دوستت دارم جزمین.

00:21:48.281 --> 00:21:49.547
‫چی؟

00:21:49.647 --> 00:21:52.781
‫من مدرکی بر این مبنی هستم
‫که هرکسی می‌تونه قهرمان باشه.

00:21:52.881 --> 00:21:54.114
‫از رویاهاتون دست نکشید.

00:21:54.214 --> 00:21:55.281
‫ممنون.

00:22:10.281 --> 00:22:11.547
‫خب هیجان‌انگیز بود.

00:22:11.647 --> 00:22:14.081
‫آره، من...

00:22:14.181 --> 00:22:16.914
‫قطعا حاضرم که برم پایین سمت زمین.

00:22:17.014 --> 00:22:19.014
‫آره.

00:22:49.347 --> 00:22:51.981
‫ممنونم.

00:22:52.081 --> 00:22:54.081
‫امروز بعدازظهر در لس‌آنجلس
‫ منظره جالبی داشتیم...

00:22:54.181 --> 00:22:56.914
‫بندباز غیر‌حرفه‌ای کوری کالدروود...

00:22:57.014 --> 00:23:00.481
‫اهل ونچورا با آرامش تمام
‫از پشت‌بامی به پشت‌بامی دیگر...

00:23:00.581 --> 00:23:03.481
‫در ارتفاع 24 متری رفت.

00:23:03.547 --> 00:23:05.514
‫خوشحالم می‌بینمت.

00:23:05.614 --> 00:23:07.481
‫- من خوشحالم می‌بینمت.
‫- کوری، باورم نمی‌شه...

00:23:07.547 --> 00:23:09.247
‫باورم نمی‌شه.

00:23:09.347 --> 00:23:11.181
‫- باورم نمی‌شه.
‫- دیگه امتحانش نکن.

00:23:14.081 --> 00:23:16.147
‫باورم نمی‌شه.
‫باورم نمی‌شه.

00:23:16.247 --> 00:23:17.481
‫باورم نمی‌شه.

00:23:17.514 --> 00:23:20.581
‫مثل غریزه حافظه عضلانیه دیگه...

00:23:20.681 --> 00:23:22.247
‫ذهنم کاملا خالی بود.

00:23:22.347 --> 00:23:23.581
‫اینطوری بود که...

00:23:23.681 --> 00:23:24.681
‫حین انجام دادنش...

00:23:24.781 --> 00:23:26.147
‫حس می‌کردم که آدرنالین زیادی توی خونمه.

00:23:26.247 --> 00:23:27.981
‫و حس می‌کردم افکار واقعی‌ای
‫ توی سرم نیست...

00:23:28.081 --> 00:23:30.481
‫و فقط صرفا داشتم انجامش می‌دادم.

00:23:30.581 --> 00:23:33.281
‫کالدروود می‌گه که این کار رو کرده...

00:23:33.381 --> 00:23:36.114
‫که توجه‌ها رو به سمت متاویور،
‫یه سازمان ملی که...

00:23:36.214 --> 00:23:37.781
‫روی سرطان سینه تحقیق می‌کنه ببره.

00:23:37.881 --> 00:23:39.847
‫- پس بهش آفرین می‌گیم.
‫- وای.

00:23:39.947 --> 00:23:40.914
‫آفرین پسر.

00:23:41.014 --> 00:23:42.381
‫مامان‌بزرگ، بابابزرگ، این جزمینه.

00:23:42.481 --> 00:23:43.814
‫- سلام.
‫- جزمین!

00:23:43.914 --> 00:23:45.247
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، حال شما چطوره؟

00:23:45.347 --> 00:23:46.714
‫سلام جزمین. خوشوقتم.

00:23:46.814 --> 00:23:48.047
‫من هم خوشوقتم.

00:23:48.147 --> 00:23:49.614
‫خیلی به نوه‌تون افتخار می‌کنم.

00:23:49.714 --> 00:23:51.281
‫- خب...
‫- محشره دیگه.

00:23:51.381 --> 00:23:52.947
‫- ما هم بهش افتخار می‌کنیم.
‫- آره.

00:23:53.047 --> 00:23:55.147
‫کاری کردی که فکرش هم نمی‌کردم...

00:23:55.247 --> 00:23:57.347
‫یه روزی بتونی بکنی.

00:23:57.481 --> 00:23:59.014
‫خب حالا...

00:23:59.114 --> 00:24:01.047
‫حالا چی می‌شه؟

00:24:01.071 --> 00:24:05.071
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:24:06.445 --> 00:24:07.488
‫اصلا...

00:24:07.488 --> 00:24:08.781
‫شک نکن.

00:24:11.150 --> 00:24:12.383
‫هر وقت کسی کاری می‌کنه که...

00:24:12.550 --> 00:24:14.383
‫جانش رو بخاطر کار خوبی به خطر می‌اندازه.
‫من طرفدارشم.

00:24:14.550 --> 00:24:16.750
‫جلب توجه به سرطان عالیه.

00:24:16.850 --> 00:24:18.850
‫این روزها خیلی‌ها با این مشکل
‫ دست و پنجه نرم می‌کنن.

00:24:18.950 --> 00:24:20.783
‫به نظر من که خیلی شجاع بود.

00:24:20.883 --> 00:24:22.916
‫یعنی دلیل داشت دیگه.
‫دلیلش سرطان سینه بود، نه؟

00:24:24.075 --> 00:24:26.503
‫آره، پس خوب بود.