﻿WEBVTT

00:00:00.470 --> 00:00:02.980
روز ۱۷

00:00:05.100 --> 00:00:06.780
‫گوبوجی، بیدار شو.

00:00:07.520 --> 00:00:09.490
‫چی شده؟

00:00:10.450 --> 00:00:12.500
‫یه اتفاق بد افتاده.

00:00:17.250 --> 00:00:21.750
‫چه بد. تمام زنای آدم...

00:00:22.560 --> 00:00:25.500
‫احتمالاً چون اُمیدشون رو از
‫دست داده بودن اون‌کارو کردن.

00:00:26.370 --> 00:00:29.500
‫بعد از خوردن سمی که باعث می‌شد
‫در آرامش بمیرن،

00:00:29.810 --> 00:00:32.460
‫منو گوبوجی براشون مراسم آرومی گرفتیم.

00:00:36.430 --> 00:00:38.930
روز ۲۶

00:00:40.640 --> 00:00:42.940
‫گوبوئه-چان، داری عقب میوفتی!

00:00:43.280 --> 00:00:45.390
‫خب چیکار کنم!

00:00:45.390 --> 00:00:51.080
‫چند روز بعدش، شروع به تمرین دادن گابلینای
‫هم‌نسلم کردم.

00:00:51.450 --> 00:00:54.820
‫و همون‌حین، هر دشمن اُمیدبخشی
‫که دیدم رو خوردم

00:00:54.820 --> 00:00:57.750
‫تا بتونم توانایی‌های بیشتری یاد بگیرم.

00:01:00.210 --> 00:01:01.850
‫یه‌چی داره میاد.

00:01:01.850 --> 00:01:02.960
‫آره.

00:01:05.820 --> 00:01:08.410
‫انگار گابلینن، ولی...

00:01:09.720 --> 00:01:11.970
‫صـ ـ صبر کنید!

00:01:11.970 --> 00:01:14.630
‫اونا مهاجم‌هامونن!

00:01:14.630 --> 00:01:15.850
‫مهاجما؟!

00:01:15.850 --> 00:01:18.850
‫درواقع پدرای نسل شمان!

00:01:24.300 --> 00:01:31.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:58.020 --> 00:03:01.540
‫هوبوکِن، خوشحالم برگشتی!

00:03:01.540 --> 00:03:05.040
‫تازه چی هم اوردی برامون!

00:03:06.060 --> 00:03:09.540
‫اونا... آدمن، نه؟

00:03:10.390 --> 00:03:12.440
‫چقدرم سرحالن!

00:03:12.440 --> 00:03:17.130
‫اون دسته آخری‌ای که گرفتین مردن.
‫به موقع‌ شد.

00:03:17.130 --> 00:03:19.550
‫دی‌ان‌ای گابلینا خیلی قویه

00:03:19.550 --> 00:03:23.560
‫برای همین وقتی با گونه‌های
‫دیگه هم جفت‌گیری می‌کنن، بچه بازم گابلین می‌شه.

00:03:24.440 --> 00:03:27.810
‫می‌تونم غریزه‌ی تولیدمثل رو درک کنم...

00:03:27.810 --> 00:03:31.070
‫ولی به این معنی نیست باهاش مشکلی نداشته باشم.

00:03:32.610 --> 00:03:36.460
‫مشکلی نداره من مواظب اون زنا باشم؟

00:03:37.850 --> 00:03:39.200
‫تو کدوم خری‌ای؟!

00:03:39.200 --> 00:03:41.260
‫بچه ننر!

00:03:41.260 --> 00:03:42.200
‫گوبورو!

00:03:48.210 --> 00:03:50.210
‫ای وای...

00:03:54.160 --> 00:03:57.220
‫خب، آدم باشید.

00:03:57.220 --> 00:04:01.380
‫خوشحال می‌شم جنگ داخلی پیش نیاد.

00:04:01.380 --> 00:04:03.710
‫آره واقعاً. چه دردسری.

00:04:03.980 --> 00:04:05.220
‫اونا کی‌ان؟

00:04:05.220 --> 00:04:09.310
‫هوبوساتو و جادوگرمون، هوبوسه‌ان.

00:04:09.310 --> 00:04:13.230
‫چطوره رهبرای هر دو نسل با هم مبارزه کنن،

00:04:13.230 --> 00:04:17.740
‫و بعد برنده برای روستا تصمیم بگیره؟

00:04:17.740 --> 00:04:20.290
‫البته بدون هیچ سلاحی.

00:04:20.290 --> 00:04:24.380
‫مشکلی نیست. باید به این
‫ننر یه درس حسابی بدم.

00:04:24.380 --> 00:04:26.300
‫مشکلی نیست.

00:04:26.300 --> 00:04:27.750
‫پس تصمیمش گرفته شد.

00:04:30.710 --> 00:04:32.750
‫این نخ چیه!؟

00:04:32.750 --> 00:04:35.220
‫انگار درس دادن تموم شد.

00:04:35.220 --> 00:04:38.980
‫گوبورو، اونو از کجا اوردی؟!

00:04:38.980 --> 00:04:41.030
‫سلاح که نیست.

00:04:41.480 --> 00:04:44.840
‫بدنم می‌سازتش، برای همین
‫مثل تُف می‌مونه.

00:04:45.290 --> 00:04:50.020
‫خوب شد از عنکبوت شیطانی یاد گرفتم
‫چطوری می‌شه تار عنکبوت درست کرد.

00:04:50.960 --> 00:04:52.270
‫جالبه.

00:04:52.270 --> 00:04:57.740
‫تعجب کردم دیدم وقتی نبودیم
‫یکی مثل اون به دنیا اومده.

00:04:58.530 --> 00:05:03.530
‫و خب من به‌شکل رسمی رهبر
‫این روستام. مشکلیه؟

00:05:06.200 --> 00:05:07.170
‫باشه...

00:05:07.170 --> 00:05:08.840
‫فهمیدیم.

00:05:11.670 --> 00:05:15.540
‫به بقیه گفتم بهتون کاری نداشته باشن.

00:05:16.080 --> 00:05:21.550
‫و قصدم ندارم باهاتون کاری کنم،
‫مواظبتون هم هستم.

00:05:21.970 --> 00:05:25.580
‫و یه‌روزی هم به شهر آدما برتون می‌گردونیم.

00:05:26.130 --> 00:05:27.150
‫ببخشید...

00:05:27.720 --> 00:05:30.910
‫پس ما باید چیکار کنیم؟

00:05:30.910 --> 00:05:35.370
‫برای نجات‌شون دلیلی داشتم.

00:05:35.370 --> 00:05:36.420
‫چون...

00:05:36.780 --> 00:05:38.460
‫چیزی نیست.

00:05:42.230 --> 00:05:44.820
‫صرفاً دانش انسانی‌تون رو می‌خوام.

00:05:47.390 --> 00:05:50.070
‫انگار عضو یه گروه تجاری دوره‌گرد بودن

00:05:50.070 --> 00:05:53.460
‫و بعد گابلینای بزرگ‌تر بهشون حمله کردن.

00:05:53.460 --> 00:05:56.090
‫مردا همه کشته شدن،

00:05:56.090 --> 00:05:59.480
‫و تنها بازمانده‌ها همین پنج‌تا بودن.

00:06:18.360 --> 00:06:20.860
روز ۲۸

00:06:21.350 --> 00:06:22.790
‫صبح بخیر!‍

00:06:26.370 --> 00:06:28.710
‫عا، صبح بخیر...
‫فکر کنم جای اینکه سریع باهاش
‫کنار اومده باشن،

00:06:29.770 --> 00:06:33.650
‫فهمیدن رو به جلو پیش رفتن
‫باعث رفع شدن مشکلات می‌شه.

00:06:30.170 --> 00:06:31.370
‫ممنون.

00:06:34.320 --> 00:06:37.120
‫با مواد اولیه و وسایلی که بین
‫چیزای دزدی بود

00:06:37.120 --> 00:06:39.310
‫براشون غذا درست کردم.

00:06:40.130 --> 00:06:42.770
‫برای زنده موندن به غذا نیازه.

00:06:42.770 --> 00:06:48.140
‫و هرچقدرم خوشمزه‌تر باشه،
‫بیشتر باعث آروم شدنت می‌شه.

00:06:48.450 --> 00:06:54.140
‫آدما مثل ما تکامل پیدا نمی‌کنن،
‫ولی انگار جاش کلی شغل دارن.

00:06:54.140 --> 00:06:57.630
‫اون دختر حواس‌پرته یه آهنگر و ارزیابه.

00:06:58.150 --> 00:07:00.610
‫دوتا خواهرا هم آشپز و خیاطن.

00:07:01.150 --> 00:07:04.650
‫و اون عینکیه هم کیمیاگره.

00:07:05.550 --> 00:07:08.560
‫اون دختر سرحاله که موهاش
‫قرمزه و صبح‌بخیر گفت

00:07:08.560 --> 00:07:10.660
‫انگار یه مبارز تازه‌کاره...

00:07:11.010 --> 00:07:15.670
‫ولی الان زیاد به‌درد نمی‌خوره، بعداً
‫مجبورش می‌کنم تمرین کنه.

00:07:15.670 --> 00:07:19.670
‫سن مهم نیست! از الان قدرت مهمه!

00:07:20.670 --> 00:07:22.710
‫دیـ ـ دیگه نمی‌کشم...

00:07:22.710 --> 00:07:26.460
‫چی شده؟! تا الان شانسی زنده موندین!؟

00:07:26.460 --> 00:07:27.240
‫چی گفتی؟!
‫عوضی!

00:07:31.180 --> 00:07:35.180
‫و تا چند روز بعدش، جای شکار؛
‫تمرکزم رو روی تمرین گروهی گذاشتم.

00:07:35.500 --> 00:07:38.500
‫البته مجبورشون کردم قوانینی که
‫طرح کردم رو هم یاد بگیرن.

00:07:39.940 --> 00:07:42.440
روز ۳۱

00:07:43.240 --> 00:07:45.200
‫اون روز بارونی بود...

00:07:45.200 --> 00:07:49.360
‫منو گوبوکیچی-کون داشتیم خیلی
‫جدی تمرین می‌کردیم.

00:07:49.360 --> 00:07:51.450
‫گوبوکیچی-کون بد نیستی!

00:07:53.010 --> 00:07:54.230
‫همه‌ش همین بود؟!
‫نه!

00:07:55.080 --> 00:07:56.470
‫بیا جلو، گوبورو!
‫خوبه!

00:08:06.490 --> 00:08:09.970
‫و حین شب اون اتفاق افتاد.

00:08:12.470 --> 00:08:14.110
‫مطمئنی؟

00:08:14.110 --> 00:08:17.050
‫پنج‌تا جیگر اونجان،

00:08:17.050 --> 00:08:19.980
‫و انتظار داره کاری نکنیم؟

00:08:23.720 --> 00:08:25.980
‫چه خوبم خوابیدن.

00:08:25.980 --> 00:08:27.990
‫شما هم باید بخوابید.

00:08:44.150 --> 00:08:47.970
‫اون‌روز گفتم بهشون دست نزنید.

00:08:47.970 --> 00:08:50.380
‫توی بچه نمی‌فهمی...

00:08:50.380 --> 00:08:52.800
‫نمی‌فهمی مزه‌ی آدمای زن چه خوبـ-

00:09:02.910 --> 00:09:04.730
‫ببخشید ترسیدید.

00:09:15.240 --> 00:09:16.610
‫صدای چی بود؟

00:09:16.610 --> 00:09:21.060
‫چه به موقع. گوبوکیچی-کون،
‫همه‌ی اینا رو ببر بیرون.

00:09:21.060 --> 00:09:22.750
‫بـ ـ باشه.

00:09:23.070 --> 00:09:26.100
‫گوبومی-چان، همه رو بیدار کن
‫و جمع‌شون کن.

00:09:26.450 --> 00:09:30.410
‫نیازه خوب ببینن می‌خوام چیکار کنم.

00:09:59.090 --> 00:10:03.170
‫خب عزیزان، فهمیدین قوانین روستا چی‌ان؟

00:10:04.860 --> 00:10:06.170
‫پس برید دیگه!

00:10:08.670 --> 00:10:10.670
‫رو مرز مرگ نگهش داشتم،

00:10:11.170 --> 00:10:15.050
‫که یعنی هوبوکِنی که شدیدتر از
‫بقیه مجازات شد،

00:10:15.050 --> 00:10:17.300
‫صبح فرداش مرد.

00:10:17.800 --> 00:10:20.310
روز ۳۲

00:10:23.520 --> 00:10:25.020
‫چه پولکای سفتی!

00:10:30.370 --> 00:10:31.130
‫گوبوکیچی-کون!
‫باشه!

00:10:39.670 --> 00:10:43.370
‫شکست دادن اسب سه‌شاخ سخت بود.

00:10:43.790 --> 00:10:45.240
‫ولی یعنی...

00:10:46.540 --> 00:10:51.250
‫نیروی حرکت پولکی. ناله‌ی پولکی اسب.
‫شفاء سریع.

00:10:46.540 --> 00:10:48.540
‫توانایی «نیروی حرکت پولکی» را یاد گرفتید

00:10:48.670 --> 00:10:49.960
‫توانایی «ناله‌ی پولکی اسب» را یاد گرفتید
‫توانایی «شفاء سریع» را یاد گرفتید

00:10:50.130 --> 00:10:52.420
‫عجب چیزایی!

00:10:51.250 --> 00:10:55.220
‫مهارت لگد. مهارت بیشتر شکافتن.
‫رخنه‌ی سه‌تایی.

00:10:51.380 --> 00:10:52.670
‫توانایی «مهارت لگد» را یاد گرفتید
‫توانایی «مهارت بیشتر شکافتن» را یاد گرفتید

00:10:54.050 --> 00:10:55.220
‫توانایی «رخنه‌ی سه‌تایی» را یاد گرفتید

00:10:56.930 --> 00:10:58.600
‫رخنه‌ی سه‌تایی.

00:10:58.600 --> 00:11:04.360
‫نمی‌دونم چطوریه، ولی تکون
‫دادن شمشیر باعث سه‌بار حمله می‌شه.

00:11:04.360 --> 00:11:07.850
‫که یعنی اسب سه‌شاخ عجب دشمنی بود.

00:11:33.400 --> 00:11:36.420
‫حتماً دیشب خیلی ترسیده بود.

00:11:36.960 --> 00:11:41.680
‫برای همین آخرش، شب رو در کنار
‫دختر مو قرمز گذروندم.

00:11:43.470 --> 00:11:45.980
روز ۳۳

00:11:51.170 --> 00:11:55.870
‫وقتی بیدار شدم، گوبومی-چانم اون‌ورم بود.

00:11:56.380 --> 00:12:00.370
‫و به‌خاطر اینکه رو دستام خوابیدن،
‫دوتاشون یه‌مدت درد می‌کردن.

00:12:04.540 --> 00:12:06.300
‫گوبوئه-چان...

00:12:07.330 --> 00:12:08.780
‫پشمات ریخت، نه؟

00:12:08.780 --> 00:12:13.160
‫گوبوئه-چانی که اخیراً وسایل‌مون
‫رو حمل می‌کرد،

00:12:13.160 --> 00:12:16.010
‫خودش هم به یه هوبوگابلین تکامل پیدا کرد.

00:12:16.890 --> 00:12:22.010
‫تمریناتم خوب پیش می‌رفت.
‫گوبوکیچی-کون هم فرمانده‌ی مبارزین زره‌دار شد.

00:12:23.000 --> 00:12:25.520
‫گوبومی-چانم فرمانده‌ی واحد دوربُرد.

00:12:26.270 --> 00:12:29.520
‫بخش نیمه‌زره‌ای که تمرکزشون
‫روی چابکیه هم با هوبوساتو-سانه.

00:12:30.270 --> 00:12:34.520
‫گوبوئه-چانم مسئولیت بخش حمایتی
‫که بیشتر کاراش خرحمالیه رو قبول کرد.

00:12:35.170 --> 00:12:38.570
‫و تنها جادوگرمون، هوبوسه-سان،

00:12:38.570 --> 00:12:42.180
‫قراره فرمانده‌ی واحد جادویی‌مون باشه...

00:12:42.630 --> 00:12:45.000
‫ولی الان ارتش تک‌نفره‌ست.

00:12:46.450 --> 00:12:50.050
‫اون‌روز تصمیم گرفتم تمرینات
‫رو به هر فرمانده بسپارم،

00:12:50.050 --> 00:12:55.210
‫و خودم برای شکار برم تو اعماق جنگل.

00:13:02.000 --> 00:13:03.720
‫ارزش امتحان کردنو داره.

00:13:03.720 --> 00:13:07.400
‫مرحله اول جادوی مرگ...
‫دائه دِرگ!

00:13:14.440 --> 00:13:19.900
‫شاید چون برای بار اول از جادوی
‫تهاجمی استفاده کردم، یکم پررو شدم.

00:13:20.620 --> 00:13:23.880
‫و به سمت شمال جنگل رفتم.

00:13:27.760 --> 00:13:30.450
‫مسیر طولانی‌ای رو اومدم.

00:13:37.040 --> 00:13:40.700
‫و بعد یادم اومد...

00:13:40.700 --> 00:13:42.780
‫خوب گوش کنید...

00:13:42.780 --> 00:13:47.730
‫هرگز وارد جنگلای شمالی نشید.

00:13:47.730 --> 00:13:54.100
‫اون‌تو یه هیولای به‌شدت گنده
‫و ترسناکِ سرخ به‌اسم خرس سرخ زندگی می‌کنه!

00:13:54.580 --> 00:13:59.360
‫درسته... و اینجا هم اعماق جنگل
‫شمالیه‌ایه که گفت.

00:14:00.030 --> 00:14:04.130
‫ما که نمی‌تونستیم یه اسب سه‌شاخ
‫رو راحت سوراخ کنیم، ولی...

00:14:17.130 --> 00:14:21.360
‫اون خرس سرخه!

00:14:27.410 --> 00:14:31.920
‫هر آدم بامنطقی، درجا فرار می‌کنه.

00:14:31.920 --> 00:14:33.300
‫ولی من...

00:14:34.330 --> 00:14:38.220
‫شروع کردم به یه نقشه برای شکست دادنش فکر کردم.

00:14:39.700 --> 00:14:43.710
‫می‌خوام باهاش بجنگم. شکستش
‫بدم و بخورمش.

00:14:43.710 --> 00:14:46.640
‫حس کردم غرایزم دارن تشویقم می‌کنن.

00:14:49.060 --> 00:14:52.130
‫مرحله اول جادوی مرگ: گائه دِرگ.

00:14:52.130 --> 00:14:58.600
‫و برای همین از تمام توانم استفاده
‫می‌کنم تا اینو شکست بدم!

00:15:05.950 --> 00:15:07.730
‫گوبومی-چان چی شده؟؟

00:15:07.730 --> 00:15:10.130
‫گوبورو هنوز برنگشته.

00:15:10.130 --> 00:15:12.720
‫راستی، ندیدمش.

00:15:12.720 --> 00:15:15.250
‫وایسا از بقیه بپرسم.

00:15:15.600 --> 00:15:19.760
‫نه. امروز ندیدمش. کل
‫روز داشتم تمرین می‌کردم.

00:15:20.110 --> 00:15:24.760
‫نمی‌دونم. ولی گوبورو-چان
‫قویه، نباید مشکلی باشه.

00:15:25.110 --> 00:15:29.120
‫تمام روز داشتم کتاب جادو می‌خوندم.

00:15:29.120 --> 00:15:30.570
‫و شنیدی که.

00:15:31.020 --> 00:15:32.290
‫مرسی.

00:15:41.500 --> 00:15:42.630
‫این...

00:15:46.050 --> 00:15:49.890
‫دست راستشو فدا کرد تا جلوی جادو رو بگیره!

00:15:49.890 --> 00:15:51.550
‫عجب غریزه‌ی تیزی!

00:15:56.140 --> 00:15:57.600
‫و اون پنجه‌ها...

00:15:57.600 --> 00:16:01.310
‫فکر نمی‌کنم زره خالص پولکی‌ای
‫که از اسب سه‌شاخ گرفتم کمکی کنه!

00:16:02.480 --> 00:16:03.320
‫پس...

00:16:13.000 --> 00:16:15.120
‫از انتظارمم محکم‌تره!

00:16:20.380 --> 00:16:21.540
‫این چطوره؟!

00:16:33.100 --> 00:16:34.400
‫هوی!

00:16:57.020 --> 00:16:59.160
‫دماش دو هزارتایی بود...

00:16:59.160 --> 00:17:04.280
‫تو زندگی قبلیم نه خرسی رو دیده
‫بودم که آتیش تنفس کنه، و نه راجع بهش شنیده بودم.

00:17:04.720 --> 00:17:08.430
‫باید برای تموم کردنش آمادگی
‫آسیب دیدنو داشته باشم.

00:17:15.600 --> 00:17:17.110
‫اومدم!

00:17:19.110 --> 00:17:21.100
‫خب، بذار اون آتیشتو ببینم!

00:17:23.910 --> 00:17:25.860
‫شاید از بیرون محکم باشی...

00:17:39.950 --> 00:17:42.460
‫ولی توی دهنت چطوره؟!

00:18:03.270 --> 00:18:05.710
‫می‌شه گفت مساوی شدیم.

00:18:07.860 --> 00:18:10.640
‫شمشیرم هنوز توی دهنشه.

00:18:10.640 --> 00:18:12.740
‫الان نباید بتونه آتیش بده بیرون.

00:18:16.910 --> 00:18:19.070
‫عجب غرشی.

00:18:19.680 --> 00:18:23.480
‫بیشتر موجودات زنده به‌خاطر
‫صداش خشکشون می‌زنه...

00:18:24.160 --> 00:18:30.760
‫اصلاً قصد افتادن نداره،
‫ولی اگه من یه ضربه‌ی دیگه بخورم، تمومه.

00:18:30.760 --> 00:18:33.380
‫شرایط به‌شدت به ضررمه...

00:18:35.890 --> 00:18:39.350
‫ولی همین باعث می‌شه مزه‌ی غذا خوب باشه!

00:18:48.700 --> 00:18:49.770
‫گشنمه!

00:19:02.000 --> 00:19:03.000
‫من...

00:19:05.060 --> 00:19:06.460
‫می‌خوام...

00:19:08.280 --> 00:19:09.630
‫بخورمت!

00:19:19.050 --> 00:19:21.560
روز ۳۴

00:19:37.610 --> 00:19:40.330
‫فک کنم... بردم.

00:19:50.340 --> 00:19:52.380
‫توانایی «ضربه‌ی سنگین» را یاد گرفتید
‫ضربه‌ی سنگین. قدرت مغلوب‌گر.

00:19:52.460 --> 00:19:53.760
‫توانایی «قدرت مغلوب‌گر» را یاد گرفتید

00:20:01.010 --> 00:20:04.020
‫میزان لول پیشی گرفته‌ است

00:20:04.020 --> 00:20:07.020
‫حالا که شرایط ویژه‌ی
«قاتل قهرمان»
«حالت سلطه‌گر»
‫«■خدا■■»
‫تکمیل شده‌است

00:20:07.020 --> 00:20:13.020
‫امکان «پیشروی تکامل»
‫به «نوع: اوگر کمیاب» می‌باشد.

00:20:10.190 --> 00:20:12.650
‫درحالی که داشتم بیهوش می‌شدم...

00:20:12.650 --> 00:20:16.010
‫بله رو انتخاب کردم.
‫مایل به «تکامل» هستید؟

00:20:16.030 --> 00:20:23.030
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:46.530 --> 00:21:49.040
روز ۳۵

00:21:50.420 --> 00:21:52.900
‫خیلی گشنمه...

00:21:58.050 --> 00:22:03.220
‫غرش ارباب کوهستان. درخشش تهدیدگر.
‫مقاومت دربرابر همه‌چیز.

00:21:58.050 --> 00:22:00.470
‫توانایی «ارباب کوهستان» را یاد گرفتید

00:22:00.630 --> 00:22:01.970
‫توانایی «درخشش تهدیدگر» را یاد گرفتید
‫توانایی «مقاومت دربرابر همه‌چیز» را یاد گرفتید

00:22:03.220 --> 00:22:07.300
‫راستی... باید خزش رو بکَنم.

00:22:07.920 --> 00:22:11.980
‫عه. چاقوم همیشه انقدر کوچیک بود؟

00:22:19.760 --> 00:22:22.860
‫فک کنم... اوگر شدم.

00:22:25.870 --> 00:22:27.790
‫یـ ـ یه اوگر حمله کرده!

00:22:27.790 --> 00:22:28.920
‫همه فرار کنین!
‫قبل از اینکه کاری کنه
‫دخلشو بیارید!

00:22:29.940 --> 00:22:32.350
‫می‌گم...

00:22:35.880 --> 00:22:37.490
‫داره می‌خنده!

00:22:37.490 --> 00:22:40.610
‫چرا همچین موقعی گوبورو-سان نیستن؟!

00:22:40.610 --> 00:22:41.630
‫گوبورو؟!

00:22:43.320 --> 00:22:45.890
‫آره. چیزه... من برگشـ-

00:22:45.890 --> 00:22:48.390
‫عوضی کجا بودی؟!

00:22:48.830 --> 00:22:50.890
‫آخ آخ آخ آخ...

00:22:51.560 --> 00:22:54.140
‫واقعاً نگرانم کردی!

00:22:54.140 --> 00:22:56.160
‫بله، درسته.

00:22:56.160 --> 00:22:58.400
‫دست چپت کو؟!

00:22:58.400 --> 00:23:01.630
‫گوبورو، خدایی عالی‌ای!

00:23:01.630 --> 00:23:03.720
‫باورم نمی‌شه.

00:23:03.720 --> 00:23:07.410
‫اون خرس سرخی که گفته می‌شه
‫می‌تونه اوگرا رو بکشه و بخوره...

00:23:07.410 --> 00:23:11.090
‫یک ماه بعد از تولدت، ارباب جنگل‌های
‫شمالی رو شکست دادی،

00:23:11.090 --> 00:23:13.410
‫و به یه اوگر تکامل پیدا کردی...

00:23:14.170 --> 00:23:20.430
‫گوبومی-چان یه مدت سرم غر زد،
‫و بقیه هم سوال پیچم کردن.

00:23:20.920 --> 00:23:25.200
‫ولی... تونستم زنده بمونم و برگردم.

00:23:30.010 --> 00:23:40.020
‫قسمت بعدی «استفاده مجدد»