﻿WEBVTT

00:00:02.390 --> 00:00:05.360
‫در انتهای دنیا، پوشیده‌شده توسط مه،

00:00:05.990 --> 00:00:10.590
‫سرزمینی ممنوعه بود که هیچ انسانی
‫حق ورود به آن را نداشت.

00:00:11.800 --> 00:00:17.730
‫خانه‌ی موجودات مهیبی بود که روزگاری
‫به سلطه و بلعیدن بشریت می‌پرداختند.

00:00:18.410 --> 00:00:22.400
‫و پادشاهی بر آن‌ها سلطنت می‌کرد.

00:00:22.420 --> 00:00:42.420
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:17.800 --> 00:02:18.810
‫بیا بیرون.

00:02:31.160 --> 00:02:32.080
‫برو.

00:02:58.270 --> 00:02:59.360
‫سوار شو.

00:03:08.430 --> 00:03:11.750
‫خدمتتون آوردمش، اعلی‌حضرت.

00:03:11.750 --> 00:03:14.080
‫این دختر آخرین پیشکش هستش.

00:03:14.790 --> 00:03:18.140
‫نود و نه‌مین قربانی.

00:03:23.360 --> 00:03:25.680
‫سرتو بلند کن.

00:03:32.740 --> 00:03:34.560
‫خدای من.

00:03:35.030 --> 00:03:41.390
‫بین تمام قربانی‌هایی که انسان‌ها فرستادن،
‫این دختر از همه لاغرتره.

00:03:41.770 --> 00:03:46.770
‫بلعیدن امثال اون، اشتهای شما رو
‫ارضا نخواهد کرد، سرورم.

00:03:46.770 --> 00:03:51.970
‫شاید بهتره به‌سادگی تیکه‌تیکه‌ش کرده،
‫و به نمایش اشرافیان بگذارید،

00:03:51.970 --> 00:03:55.220
‫و درخواست ارسال هرچه سریع‌ترِ قربانی دیگر-

00:03:55.220 --> 00:03:56.110
‫می‌گم.

00:03:56.830 --> 00:03:59.990
‫فکر نمی‌کنی یکم بی‌ادبی، آقا سگه؟

00:03:59.990 --> 00:04:01.460
‫سـ ـ سگ؟

00:04:01.460 --> 00:04:04.560
‫anubis: یکی از اساطیر مصر

00:04:01.460 --> 00:04:04.560
‫قطعاً منظورت من، آنوبیس کبیر نیستم که؟!

00:04:04.560 --> 00:04:06.930
‫به‌قدری گوشت دارم که بشه خورد.

00:04:07.510 --> 00:04:09.270
‫لطفاً اسراف نکنید.

00:04:09.270 --> 00:04:11.420
‫چـ ـ چطور جرئت می‌کنی؟!

00:04:12.790 --> 00:04:15.340
‫زبونت رو در حضور اعلی‌حضرت بیرون نیار!

00:04:15.340 --> 00:04:16.500
‫ولی تو گفتی-

00:04:16.500 --> 00:04:17.820
‫سکوت کن!

00:04:17.820 --> 00:04:20.030
‫بـ ـ بسیار معذرت می‌خوام، سرورم.

00:04:20.030 --> 00:04:21.730
‫این دختر جایگاه خودشو نمی‌دونه.

00:04:21.730 --> 00:04:25.120
‫موردی نیست؛ تنهامون بذار، آنوبیس.

00:04:25.120 --> 00:04:27.040
‫ا ـ اما، سرورم، اون...

00:04:32.320 --> 00:04:34.700
‫جرئت داری با پادشاهت بحث کنی؟

00:04:35.000 --> 00:04:37.680
‫وقتی می‌گم تنهامون بذار، بگو چشم.

00:04:37.680 --> 00:04:40.930
‫لـ ـ لطفاً منو ببخشید؛
‫از حضورتون مرخص می‌شم.

00:04:44.400 --> 00:04:46.340
‫عجب پادشاه زود رنجی.

00:04:47.140 --> 00:04:51.420
‫نباید اون‌طوری سر بقیه داد بزنی،
‫وگرنه یه‌روز تک‌وتنها می‌مونی‌ها.

00:04:52.560 --> 00:04:55.590
‫اعلی‌حضرت ترسناکه!
‫سریع بگو شرمنده‌ای!

00:04:55.590 --> 00:04:56.340
‫سریع!

00:04:56.770 --> 00:04:58.320
‫و شماها کی باشید؟

00:04:58.320 --> 00:04:59.270
‫کیک.

00:04:59.270 --> 00:05:00.480
‫منم لاپس‌ام.

00:05:00.740 --> 00:05:02.840
‫قراره حواسمون بهت باشه.

00:05:04.360 --> 00:05:06.990
‫ای دخترک انسانی گستاخ.

00:05:07.250 --> 00:05:09.860
‫جسارتت کسی رو گول نمی‌زنه.

00:05:10.940 --> 00:05:17.000
‫تمام قربانی‌های قبل از تو در حضور من
‫از ترس به لرز و ناله افتادن.

00:05:17.310 --> 00:05:20.630
‫اگه می‌خوای درحین مرگ،
‫عذاب کمتری بکشی،

00:05:20.900 --> 00:05:26.650
‫جلوی من زانو بزن، بلرز،
‫و برای جونت التماس کن.

00:05:26.650 --> 00:05:30.080
‫آه، عالیجناب! پنجه‌هات چه نرمالواَن!

00:05:32.110 --> 00:05:34.420
‫گستاخ!

00:05:34.420 --> 00:05:40.010
‫حتی اگه من فرار کنم، خونه یا
‫خانواده‌ای ندارم که منتظرم باشن.

00:05:40.010 --> 00:05:42.960
‫پس اگه منو یه لقمه چپ کنی،
‫دیگه تموم می‌شه.

00:05:43.780 --> 00:05:45.050
‫مشکلی ندارم.

00:05:48.510 --> 00:05:51.600
‫دخترک انسانی، اسمت؟

00:05:52.510 --> 00:05:56.580
‫من ساری هستم؛ ساریفی؛ و شما؟

00:05:59.250 --> 00:06:01.750
‫اسم بخصوصی ندارم.

00:06:01.750 --> 00:06:07.770
‫اگه اسمی داشته باشم، این خونِ رگ‌هامه
‫که سلطنتم رو اثبات می‌کنه.

00:06:09.260 --> 00:06:14.930
‫مراسم قربانی، در شبِ بعد از آشکارسازی،
‫که در اون مه‌ها محو می‌شن خواهد بود.

00:06:16.030 --> 00:06:19.240
‫بیا ببینیم این شجاعت پوچ‌ت تا کِی دووم میاره.

00:06:19.660 --> 00:06:24.210
‫تا اون زمان، استثنا قائل می‌شم
‫و در کنار خودم نگهت می‌دارم.

00:06:26.480 --> 00:06:29.920
‫صدراعظم! صدراعظم آنوبیس اینجاست؟

00:06:29.920 --> 00:06:31.820
‫معنیه این چیه؟

00:06:32.490 --> 00:06:36.780
‫دختر قربانی آزاده و داره تو قصر پرسه می‌زنه!

00:06:37.090 --> 00:06:39.760
‫خواهشاً آروم باشید، سخنگوی اعظم.

00:06:40.080 --> 00:06:43.420
‫اون در زنجیره، بنابراین به‌سختی "آزاد"ـه.

00:06:43.420 --> 00:06:44.710
‫کنایه‌زدن رو تموم کن!

00:06:45.160 --> 00:06:48.510
‫اعلی‌حضرت می‌خواد
‫حیوون خونگیِ انسانی نگه داره؟!

00:06:48.510 --> 00:06:53.170
‫واقعاً که، امان از این هوس‌های سلطنتی؛
‫پادشاه پیشین هم تعریفی نداشت.

00:06:53.900 --> 00:06:56.100
‫در جنگ بزرگ 100 سال پیش،

00:06:56.100 --> 00:07:01.220
‫پادشاه قبلی به‌طور خودسرانه
‫با انسان‌ها پیمان صلح بست.

00:07:01.560 --> 00:07:08.680
‫شورش‌گرانی که از دستوراتش سرپیچی می‌کنن،
‫تا به امروز سرزمین‌مون رو گرفتار کردن.

00:07:08.680 --> 00:07:12.570
‫دقیقاً؛ و برای فروکشیدنِ این عقاید

00:07:12.570 --> 00:07:16.440
‫لازمه‌ی آتش‌بس، وجود یه قربانی‌ـه.

00:07:16.740 --> 00:07:21.210
‫و نشون‌دهنده اینه که
‫انسان‌ها با ما برابر نیستن.

00:07:21.880 --> 00:07:24.330
‫البته که کاملاً ازش آگاه هستم.

00:07:24.330 --> 00:07:26.540
‫فعلاً فقط به اعلی‌حضرت مشاوره بده.

00:07:26.890 --> 00:07:33.210
‫بهش بگو الان وقت برای بازی‌هایی
‫نیست که آسیب‌پذیر قرارش می‌دن.

00:07:35.920 --> 00:07:37.160
‫عالیجناب.

00:07:37.160 --> 00:07:39.860
‫کی بهت اجازه داد که اتاقم رو ترک کنی؟

00:07:40.330 --> 00:07:41.510
‫کیک، لاپس.

00:07:42.360 --> 00:07:44.880
‫پس چطوری حواستون بهش بود؟

00:07:44.880 --> 00:07:47.440
‫خـ ـ خیلی ازتون عذر می‌خوایم، سرورم!

00:07:47.440 --> 00:07:48.740
‫عذر!

00:07:48.740 --> 00:07:51.200
‫صبر کنید، عالیجناب، فکر خودم بود که-

00:07:51.200 --> 00:07:55.140
‫جایگاه خودتو بشناس و برگرد به اتاقم.

00:07:55.140 --> 00:07:56.380
‫عالیجناب!

00:07:57.450 --> 00:08:03.320
‫ولی حوصله‌م سر رفت؛
‫اتاقت متروکه و هیچی توش نداره.

00:08:03.320 --> 00:08:06.380
‫من پادشاهم؛ کمبودی ندارم.

00:08:07.600 --> 00:08:11.640
‫ولی فکر نمی‌کنی چندتا گل می‌تونه
‫همه‌چیزو سرزنده‌تر کنه؟

00:08:11.640 --> 00:08:15.000
‫علاقه‌ای به تحسین چندتا گل ندارم.

00:08:15.000 --> 00:08:18.750
‫درضمن، توی مه‌های این سرزمین،

00:08:18.750 --> 00:08:22.860
‫که در شب آشکارسازی محو می‌شن،
‫گلی رشد نمی‌کنه.

00:08:22.860 --> 00:08:24.420
‫چقدر ضدحالی.

00:08:24.420 --> 00:08:25.660
‫در هرصورت،

00:08:25.660 --> 00:08:30.820
‫انسانی مثل تو اگه یه‌لحظه از جلو چشمم دور شه،
‫تبدیل به گوشت چرخ‌کرده خواهد شد.

00:08:31.300 --> 00:08:35.040
‫اگه می‌خوای تا روز مراسم
‫زنده باشی، به حرفم گوش کن.

00:08:35.040 --> 00:08:36.320
‫که این‌طور.

00:08:36.320 --> 00:08:39.440
‫عالیجناب، شما نگرانم بودید، نه؟

00:08:46.030 --> 00:08:48.030
‫نفرین به تکبرت.

00:08:48.030 --> 00:08:52.470
‫می‌دونی که من نیاز ندارم
‫تا مراسم منتظر بمونم.

00:08:52.470 --> 00:08:56.550
‫اگه دلم بخواد می‌تونم حالا و همین‌جا
‫گلوی نحیفت رو پاره کنم.

00:08:56.550 --> 00:09:01.370
‫تو هنوز هم ازم نمی‌ترسی؟

00:09:02.820 --> 00:09:06.730
‫نه؛ یه‌چیز خیلی ترسناک‌تر می‌شناسم.

00:09:09.490 --> 00:09:14.730
‫یه‌روز، وقتی داشتم تو شبی طوفانی
‫یه کتاب قدیمی رو می‌خوندم،

00:09:15.000 --> 00:09:21.330
‫یاد گرفتم که اسمم در زبان
‫باستانی «قربانی» معنی می‌ده.

00:09:21.720 --> 00:09:23.200
‫اونه-چان.

00:09:23.660 --> 00:09:26.200
‫اونه-چان، بیدار شو.

00:09:27.870 --> 00:09:29.870
‫چی شده، ساری؟

00:09:29.870 --> 00:09:31.910
‫خواب بد دیدی؟

00:09:32.720 --> 00:09:35.890
‫برو پیش مامان و بابا.

00:09:37.120 --> 00:09:40.780
‫حدس می‌زدم؛ قربانی بعدی از روستای ماست.

00:09:40.780 --> 00:09:44.160
‫نگران نباش؛ دخترمون جاش امنه.

00:09:44.160 --> 00:09:45.180
‫ولی...

00:09:45.520 --> 00:09:47.640
‫برای همین یه جایگزین داریم.

00:09:48.290 --> 00:09:51.530
‫برای آماده‌کردنش بود که
‫آوردیم و بزرگش کردیم.

00:09:51.530 --> 00:09:52.380
‫یادت رفته؟

00:09:56.140 --> 00:10:00.360
‫ناگهان متوجه شدم که
‫بزرگ شدم تا یه قربانی باشم،

00:10:00.980 --> 00:10:07.240
‫اما نگاه‌های سردِ کسانی که والدینم بودن،
‫چیزی بود که واقعاً منو می‌ترسوند.

00:10:09.680 --> 00:10:12.300
‫اما چشمای شما ابداً اون‌شکلی نیست، عالیجناب.

00:10:12.910 --> 00:10:15.130
‫پس اصلاً منو نمی‌ترسونی.

00:10:20.640 --> 00:10:25.430
‫عالیجناب، نکنه به خودتون
‫فشار میارید تا عصبانی باشید؟

00:10:26.700 --> 00:10:29.650
‫ساریفی، تو...

00:10:30.830 --> 00:10:32.900
‫یه دخترِ ترحم‌برانگیزی.

00:10:38.290 --> 00:10:43.280
‫اینجا شهر قلعه، گوتائوـه،
‫و نزدیک‌ترین جا به یوآناست.

00:10:43.890 --> 00:10:47.900
‫پس می‌شه آثار آخرین نبرد بزرگ رو مشاهده کرد.

00:10:47.900 --> 00:10:48.990
‫یوآنا چیه؟

00:10:49.250 --> 00:10:52.520
‫این نامیه که برای کشور انسان‌ها گذاشتیم.

00:10:53.180 --> 00:10:56.660
‫حتی الان، 100 سال بعد جنگ،
‫هنوزم اثراتش به‌چشم میان.

00:10:56.960 --> 00:11:00.330
‫پس پادشاه زیاد برای این‌جور بازرسی‌ها میاد.

00:11:00.330 --> 00:11:01.140
‫میاد.

00:11:01.140 --> 00:11:02.470
‫هه.

00:11:02.470 --> 00:11:05.310
‫اوه، اون چیه اونجا؟

00:11:05.310 --> 00:11:08.680
‫آه! اون دخترک دوباره برای خودش رفت!

00:11:08.680 --> 00:11:10.300
‫بذار هرکار می‌خواد بکنه.

00:11:10.300 --> 00:11:11.190
‫اما...

00:11:20.130 --> 00:11:21.490
‫خرابه؟

00:11:21.490 --> 00:11:23.430
‫از این جلوتر نرو.

00:11:23.430 --> 00:11:24.570
‫عالیجناب؟

00:11:24.570 --> 00:11:28.710
‫کیک، لاپس، تا همین‌جا کافیه، برید.

00:11:29.220 --> 00:11:30.260
‫چشم!

00:11:31.400 --> 00:11:35.310
‫برخلاف این مکان، شهر پایینی
‫یه منطقه‌ی بی‌قانونه.

00:11:35.310 --> 00:11:40.680
‫به‌عنوان دورترین شهر از قصر،
‫سرچشمه شورش هستش.

00:11:40.680 --> 00:11:44.050
‫حتی الان هم مردمانش با انسان‌ها درگیر می‌شن.

00:11:44.560 --> 00:11:46.270
‫برای همین اومدی بازرسی‌‌ش کنی؟

00:11:46.690 --> 00:11:52.330
‫یه‌نفر باید جلوی نادان‌ها رو
‫از ریختن خون بیهوده بگیره.

00:11:52.330 --> 00:11:56.360
‫از طریق ترس، که مطمئن‌ترین
‫و قابل‌اعتمادترین روش ممکنه.

00:11:56.950 --> 00:12:01.330
‫یک پادشاه باید قدرتش رو تا این حد به‌رخ بکشه.

00:12:02.220 --> 00:12:06.200
‫این پادشاه بودن باید سخت باشه.

00:12:08.000 --> 00:12:09.800
‫اعلی‌حضرت کجا رفتن؟

00:12:09.800 --> 00:12:13.000
‫قربان، ایشون دختر انسانی رو
‫به تپه‌ای بالاتر از خرابه‌ها بردن.

00:12:13.550 --> 00:12:15.880
‫فکر می‌کنم که به‌زودی برمی‌گردن.

00:12:15.880 --> 00:12:16.460
‫می‌گردن.

00:12:21.460 --> 00:12:24.090
‫ها؟ یه بوی خوبی میاد.

00:12:30.140 --> 00:12:31.810
‫گل‌ها اینجا رشد می‌کنن؟!

00:12:37.840 --> 00:12:40.570
‫در این جای بخصوص مه غلیظ نیست.

00:12:41.040 --> 00:12:44.270
‫تنها جای این کشوره که گل‌ها شکوفه می‌دن.

00:12:44.800 --> 00:12:49.490
‫برای همینه که شما منو اینجا آوردید، عالیجناب؟

00:12:49.490 --> 00:12:54.210
‫نمی‌تونستم بذارم دفعه‌بعد که حواسم نیست
‫برای خودت تو قصر ول‌بچرخی.

00:12:54.680 --> 00:12:56.300
‫ممنونم!

00:12:56.300 --> 00:12:59.160
‫می‌گم، عالیجناب، می‌تونم
‫یه‌سری گل با خودم برگردونم؟

00:12:59.160 --> 00:13:02.730
‫در لحظه‌ای که پا به قصر بذاریم قراره پژمرده بشن.

00:13:03.220 --> 00:13:04.320
‫لطفاً!

00:13:06.380 --> 00:13:07.850
‫هرکار می‌خوای بکن.

00:13:13.310 --> 00:13:17.300
‫همم؛ انسان‌ها از فهم بیزارن.

00:13:17.820 --> 00:13:20.970
‫چرا وقتی قراره بمیری باید از چیزی مثل-

00:13:21.350 --> 00:13:23.990
‫بفرما؛ برای شماست، عالیجناب.

00:13:27.840 --> 00:13:29.690
‫چقدر ناز شدید!

00:13:29.690 --> 00:13:32.810
‫هوی، جرئت داری منو تو پادشاهی خودم-

00:13:32.810 --> 00:13:34.080
‫اما عالیجناب...

00:13:34.300 --> 00:13:36.450
‫همش شما همچین قیافه‌ای می‌گیرید.

00:13:37.120 --> 00:13:40.960
‫اما داشتن چیزای قشنگی مثل اینا

00:13:41.480 --> 00:13:43.950
‫یکم بهت حس بهتری نمی‌ده؟

00:13:52.290 --> 00:13:53.470
‫عالیجناب؟

00:13:54.410 --> 00:13:56.270
‫یه طوفان در راهه.

00:14:02.040 --> 00:14:04.900
‫بعدِ گذشت از این شب‌های طوفانی،

00:14:05.380 --> 00:14:08.370
‫شب پاکِ آشکارسازی فرا می‌رسه.

00:14:08.840 --> 00:14:10.910
‫در اون شب، بالأخره قربانی کردنت-

00:14:12.790 --> 00:14:14.710
‫رعدوبرق!

00:14:15.750 --> 00:14:21.450
‫از هیولاها نمی‌ترسی،
‫اما از یه رعدِ کوچیک حراس داری؟

00:14:22.130 --> 00:14:23.410
‫آخه...

00:14:33.340 --> 00:14:37.150
‫نمی‌تونم بذارم سر هر رعدوبرقی هی ناله کنی.

00:14:37.150 --> 00:14:40.940
‫این باید برای دور نگه‌داشتن صدا و نور کافی باشه.

00:14:41.630 --> 00:14:42.460
‫آره.

00:14:44.920 --> 00:14:47.270
‫اوه، چه پشمالویی!

00:14:47.270 --> 00:14:51.990
‫چه سرخوشی هستی؛ تا یه‌لحظه پیش
‫داشتی از ترس به‌خودت می‌لرزیدی.

00:14:53.130 --> 00:14:56.200
‫به‌قدری گرم هستید که دیگه نمی‌ترسم.

00:14:58.020 --> 00:14:59.530
‫می‌دونید، عالیجناب،

00:15:00.260 --> 00:15:05.550
‫نیازی نیست جلوی من سرسخت به‌نظر برسید.

00:15:16.480 --> 00:15:18.480
‫چون زمان زیادی

00:15:19.500 --> 00:15:21.790
‫تا آخرین شبم نمونده.

00:15:25.550 --> 00:15:27.730
‫ابرهای مه کنار رفتند.

00:15:28.190 --> 00:15:31.690
‫بنابراین بالأخره زمان
‫آشکارسازی به‌سر رسیده.

00:15:31.990 --> 00:15:35.780
‫بادقت گوش بده؛
‫مراسم قربانی‌کردن یک چیز مقدسه.

00:15:35.780 --> 00:15:39.160
‫مراقب زبون و رفتارت باش، و همین‌طو-

00:15:39.160 --> 00:15:43.500
‫یعنی قربانی‌ها می‌تونن از این
‫لباسای خوشگل بپوشن، صدراعظم؟

00:15:43.500 --> 00:15:47.690
‫مسلماً! قربانی مقرر شده که
‫بخشی از اعلی‌حضرت باشه.

00:15:47.690 --> 00:15:48.870
‫آلودگی نمی‌تو-

00:15:48.870 --> 00:15:50.620
‫مثل یه لباس‌عروس می‌مونه!

00:15:50.620 --> 00:15:52.620
‫کی-چان، لاپ-چان، بهم میاد؟

00:15:52.620 --> 00:15:54.280
‫خیلی بهت میاد، ساری!

00:15:54.280 --> 00:15:55.010
‫میاد!

00:15:55.010 --> 00:15:57.360
‫گفتم که گوش بگیر!

00:15:58.690 --> 00:16:00.850
‫راستی، پادشاه کجاست؟

00:16:00.850 --> 00:16:05.310
‫اعلی‌حضرت در شب مراسم قربانی،
‫خودشون رو به ما نشون نمی‌دن.

00:16:05.880 --> 00:16:09.340
‫چرا؟ یه‌جور رسم سلطنتی‌ـه؟

00:16:09.340 --> 00:16:12.150
‫هیچ‌یک از پادشاهان قبلی این‌طور نبودند؛

00:16:12.490 --> 00:16:16.190
‫اما ما در جایگاهی نیستیم که
‫دانش اعلی‌حضرت رو زیر سؤال ببریم.

00:16:18.050 --> 00:16:22.200
‫به هر صورت، تو در این محراب بی‌صدا منتظر باش.

00:16:25.670 --> 00:16:29.610
‫خیلی تاریکه؛ نمی‌تونم چپ و راستو تشخیص بدم.

00:16:30.900 --> 00:16:31.620
‫عالیجناب؟

00:16:35.820 --> 00:16:37.330
‫پادشاه نیست؟!

00:16:37.330 --> 00:16:40.390
‫سـ ـ ساکت باش، دخترکِ قربانی.

00:16:41.020 --> 00:16:44.710
‫امشب فرصتی طلایی برای
‫دور کردن شاه از نگهبانان‌شه.

00:16:44.710 --> 00:16:48.730
‫جای تو رو می‌گیرم و همین‌جا منتظرش می‌مونم.

00:16:49.430 --> 00:16:51.240
‫قصد داری با پادشاه چیکار کنی؟

00:16:51.240 --> 00:16:52.610
‫می‌خوای بدونی؟

00:16:52.610 --> 00:16:57.620
‫پـ ـ پادشاهی بلاتکلیف که به انسان‌ها
‫سر خم می‌کنه، نمی‌تونه ازمون محافظت کنه.

00:16:57.620 --> 00:17:01.480
‫درست در همین شب،
‫از تاج‌وتخت پایینش می‌کشم!

00:17:01.790 --> 00:17:04.870
‫تـ ـ تو به هرحال قراره بمیری.

00:17:04.870 --> 00:17:07.500
‫خودم به زندگیت پایان می‌دم!

00:17:14.460 --> 00:17:16.180
‫یـ ـ یه مأمور از طرف شاه؟!

00:17:16.400 --> 00:17:20.880
‫فـ ـ فقط یه خیانتکار دنباله‌روی اون بزدل می‌شه.

00:17:21.970 --> 00:17:23.790
‫اون یه بزدل نیست.

00:17:24.520 --> 00:17:28.480
‫پادشاه سعی‌ داره تا جای ممکن
‫از تمام کشتارهای بی‌معنی جلوگیری کنه.

00:17:28.480 --> 00:17:31.930
‫خودش رو انکار می‌کنه تا از مردمش محافظت کنه.

00:17:32.240 --> 00:17:35.610
‫عالیجناب یه پادشاه فوق‌العاده‌ست.

00:17:37.360 --> 00:17:41.920
‫و ـ وراجی بسه! می‌تونید باهم بمیرید!

00:18:00.690 --> 00:18:01.710
‫وایسا!

00:18:02.780 --> 00:18:04.940
‫تو پادشاهی، نه؟

00:18:12.850 --> 00:18:13.600
‫صدمه دیدی.

00:18:13.600 --> 00:18:14.510
‫بهم دست نزن!

00:18:17.710 --> 00:18:19.750
‫من پادشاه نیستم.

00:18:19.750 --> 00:18:21.110
‫آره، هستی.

00:18:23.280 --> 00:18:24.930
‫من می‌فهمم.

00:18:27.190 --> 00:18:30.800
‫من... لیاقت پادشاهی رو ندارم.

00:18:31.910 --> 00:18:36.240
‫باوجود اینکه یه هیولا متولد شدم،
‫نیمی از خون‌م انسانه.

00:18:36.690 --> 00:18:38.880
‫هرگز نمی‌تونم به‌راستی یکی‌شون باشم.

00:18:40.140 --> 00:18:46.000
‫زمانی که ماهِ شب آشکارسازی
‫شکل دیگرشو افشا می‌کنه،

00:18:46.000 --> 00:18:51.130
‫مثل یه بزدل در تاریکی مخفی می‌شم
‫و منتظر گذرش می‌مونم.

00:18:53.820 --> 00:18:59.370
‫علی‌رقم وحشت توخالی‌م،
‫حتی نمی‌تونم یه‌دختر ساده رو فریب بدم.

00:19:00.800 --> 00:19:05.410
‫چطور همچین فرد ضعیف و
‫رقت‌انگیزی می‌تونه پادشاه باشه؟

00:19:09.200 --> 00:19:10.880
‫تو ضعیف نیستی.

00:19:12.040 --> 00:19:13.960
‫صدراعظم بهم گفت.

00:19:14.280 --> 00:19:18.120
‫تو همیشه مراسم رو تنهایی انجام می‌دی.

00:19:18.500 --> 00:19:23.390
‫تاحالا کسی ندیده که
‫هیچ‌کدوم از قربانی‌ها رو بخوری.

00:19:25.340 --> 00:19:30.880
‫زمان طلوع خورشید، قربانی رفته،
‫و خونِ انسان همه‌جا ریخته شده.

00:19:32.550 --> 00:19:36.220
‫این تنها راهی بود که همه می‌فهمیدن
‫تو مراسم رو انجام دادی.

00:19:37.650 --> 00:19:38.950
‫یه فرد...

00:19:39.980 --> 00:19:43.810
‫یه فرد وقتی همچین کاریو انجام می‌ده
‫ نمی‌تونه ضعیف باشه.

00:19:45.390 --> 00:19:48.670
‫تو قوی‌تر از هرکس دیگه‌ای هستی.

00:19:49.750 --> 00:19:54.040
‫برای همین خوشحالم که تونستم قربانیِ شما بشم.

00:19:54.870 --> 00:19:56.450
‫ساریفی...

00:19:57.330 --> 00:20:00.790
‫حتی اگه بذارید برم،
‫جایی برای رفتن ندارم.

00:20:01.450 --> 00:20:04.780
‫دوباره نمی‌تونم پیش اون نگاه‌های سرد برگردم.

00:20:05.860 --> 00:20:07.410
‫پس می‌خوام پایان زندگیم

00:20:08.190 --> 00:20:10.380
‫خورده‌شدن توسط شما باشه.

00:20:12.160 --> 00:20:16.950
‫می‌خوام خوراکِ فردی قدرتمند و مهربون باشم.

00:20:31.380 --> 00:20:34.480
‫خوشحالم که آخرین چشم‌هایی که بهم نگاه کردن...

00:20:34.480 --> 00:20:35.560
‫ساری...

00:20:36.250 --> 00:20:38.590
‫...چشمانی گرم بودن.

00:20:39.370 --> 00:20:40.620
‫ساریفی...

00:20:41.440 --> 00:20:44.120
‫ممنونم، عالیجناب.

00:20:45.250 --> 00:20:48.760
‫حالا تو متعلق به منی.

00:20:54.070 --> 00:20:55.850
‫سـ ـ سرورم...

00:20:56.350 --> 00:20:58.340
‫مـ... من متوجه نشدم-

00:20:58.820 --> 00:21:00.340
‫نذار تکرار کنم.

00:21:00.930 --> 00:21:04.780
‫ از این پس، من ساریفی رو
‫به‌عنوان ملکه‌م منصوب می‌کنم.

00:21:05.080 --> 00:21:10.270
‫حرف محال نزنید! شما می‌خواید
‫خاندان سلطنتی رو با خون انسان لکه‌دار کنید؟!

00:21:10.270 --> 00:21:12.260
‫این ‌چیزی بی‌سابقه‌ست.

00:21:12.530 --> 00:21:16.200
‫اگه کسی اعتراض داره،
‫ با مسئولیت خودش بیاد جلو.

00:21:18.610 --> 00:21:21.010
‫دیدی؟ گفتم که  عصبانی می‌شن.

00:21:21.010 --> 00:21:24.780
‫اوه، شکایتی نمی‌کنن؛ من بهشون اجازه نمی‌دم.

00:21:25.300 --> 00:21:26.680
‫ساری!

00:21:26.680 --> 00:21:27.840
‫ری!

00:21:29.080 --> 00:21:30.390
‫اوه، راستی!

00:21:30.390 --> 00:21:34.800
‫عالیجناب، داشتم براتون
‫به یه ‌اسم فکر می‌کردم؛ می‌خواید بشنوید؟

00:21:34.800 --> 00:21:35.950
‫یه اسم؟

00:21:35.950 --> 00:21:38.050
‫درسته، اسم برای خودتون.

00:21:39.550 --> 00:21:40.930
‫لئونهارت.

00:21:41.580 --> 00:21:46.060
‫تو زبان باستانیِ کشورم معنای «شجاع‌دل» رو داره.

00:21:46.830 --> 00:21:48.520
‫لئونهارت...

00:21:50.170 --> 00:21:52.930
‫آره، همچین بدک نیست.

00:21:52.950 --> 00:22:12.950
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:12.980 --> 00:22:32.980
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:25.800 --> 00:23:27.810
‫نفرین بهت، دخترک انسانی!

00:23:27.810 --> 00:23:30.810
‫اول از قربانی‌شدن فرار می‌کنی،
‫و حالا شاه رو فریب می‌دی!

00:23:30.810 --> 00:23:34.020
‫به‌زودی ذات فاسدت رو فاش خواهم کرد!

00:23:34.020 --> 00:23:37.930
‫با اینکه این حرفارو می‌زنه، اما فکر کنم
‫بتونم با صدراعظم دوست خوبی بشم.

00:23:37.930 --> 00:23:38.980
‫عمراً بشه.

00:23:38.980 --> 00:23:39.840
‫عمراً.

00:01:53.000 --> 00:01:58.010
‫قربانی و شب مراسم

00:23:37.060 --> 00:23:40.050
<font size="70">‫قسمت بعد</c>

00:23:37.060 --> 00:23:40.050
‫زنبور عسل و ضیافت قضایی