﻿WEBVTT

00:00:01.950 --> 00:00:06.850
‫اولین شرط ملکه شدن، فرمان به یک جانور مقدس،

00:00:07.350 --> 00:00:09.960
‫با موفقیت کامل انجام شد.

00:00:09.960 --> 00:00:12.940
‫ساریفی-ساما می‌تونن تکلیف بعدی رو-

00:00:12.940 --> 00:00:16.320
‫ساریفی تازه آزمایشت رو تموم کرده.

00:00:16.320 --> 00:00:19.410
‫لزومی نیست بهش فشار بیاریم.

00:00:19.650 --> 00:00:21.560
‫امر، امر شماست، سرورم.

00:00:21.560 --> 00:00:27.280
‫بنده تنها تصور داشتم ساریفی-ساما
‫هرچه سریع‌تر قصد ازدواج با شما رو داشتند.

00:00:27.550 --> 00:00:33.790
‫مهم‌تر از اون، آنوبیس، درباره متجاوزین
‫در قصرِ من اطلاعاتی کسب کردی؟

00:00:33.790 --> 00:00:37.180
‫هم‌اکنون مجازاتی برحق برای
‫به حرف کشیدنشون درحال انجامه.

00:00:38.220 --> 00:00:45.180
‫چنین جنایتکاران ناچیزی امکان نداشت
‫بتونن بدون کمک داخلی وارد بشن.

00:00:45.380 --> 00:00:49.330
‫نمی‌تونیم از هیچ‌گونه تهدیدی
‫علیه اعلی‌حضرت چشم‌پوشی کنیم.

00:00:50.670 --> 00:00:55.180
‫از قطعِ این مجلس پوزش می‌خوام،
‫گزارشی در اون مورد در اختیار دارم.

00:00:55.620 --> 00:00:56.930
‫چی شده، سِت؟

00:00:56.930 --> 00:01:01.740
‫مطابق دستور اعلی‌حضرت،
‫بزهکاران رو تحت بازجویی قرار دادم،

00:01:01.740 --> 00:01:05.660
‫اما اکنون هردوی آن‌ها جون خودشون رو گرفتن.

00:01:06.840 --> 00:01:08.570
‫این قابل‌قبول نیست، ست!

00:01:09.000 --> 00:01:10.950
‫بسیار پوزش می‌طلبم.

00:01:11.290 --> 00:01:13.350
‫اما لطفاً نگران نباشید.

00:01:13.350 --> 00:01:17.390
‫در پشت جنایت‌هاشون نشونه‌ای
‫از هیچ مغزمتفکری نیافتم.

00:01:17.600 --> 00:01:22.210
‫با اطمینان می‌تونیم فرض کنیم
‫نفوذ اون‌ها برای غارت قصر بوده.

00:01:22.470 --> 00:01:29.620
‫معتقدم اینکه درمقابل دیدن یک انسان ناخودآگاه
‫دست به شلیک زدن، ادعایی صادقانه باشه.

00:01:30.110 --> 00:01:35.460
‫متأسفانه، مردمانِ این سرزمین،
‫انسان‌ها رو موجوداتی منفور تلقی می‌کنن.

00:01:35.860 --> 00:01:38.840
‫با این‌حال، اون بانو ملکه‌ی آینده‌ی ماست.

00:01:38.840 --> 00:01:41.860
‫پس بنده به‌عنوان خدمتگزارِ خاندان سلطنتی،

00:01:41.860 --> 00:01:46.090
‫ممکنه برای بازجویی‌م از این افراد
‫خیانتکار، بیش‌ازحد خشن بوده باشم.

00:01:47.550 --> 00:01:48.960
‫اینو یادتون باشه:

00:01:49.470 --> 00:01:55.280
‫حتی اگه از جنایتکاران قبیح باشه،
‫هرگز قتل عجولانه رو نمی‌بخشم.

00:01:55.280 --> 00:01:58.590
‫کیفری بدتر از مرگ رو نشون بده،

00:01:58.590 --> 00:02:02.850
‫تا هیچ تخطی‌گری دیگه هیچ‌وقت
‫فکر سرپیچی از من به‌سرش نزنه.

00:02:03.750 --> 00:02:04.900
‫اطاعت.

00:02:04.924 --> 00:02:24.924
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:14.590 --> 00:02:18.060
‫اگه سرنوشتم اینه که جونم رو تسلیم کنم

00:02:18.060 --> 00:02:22.060
‫اراده‌ی مقاومت رو خیلی وقت پیش از دست دادم

00:02:22.280 --> 00:02:26.480
‫نگاه چشمان پدر و مادرم توی قلبم

00:02:26.580 --> 00:02:28.160
‫تبدیل به یه نفرین شده

00:02:28.280 --> 00:02:31.630
‫نفرت زاده شده و مصیبت همراه هر تضادیه

00:02:31.700 --> 00:02:35.720
‫درحالی که دنیا توی پیچشی گیج‌کننده گیر کرده

00:02:35.960 --> 00:02:38.450
‫در این زندگی بی‌ارزشم

00:02:38.600 --> 00:02:42.750
‫بهم دلیلی برای زندگی دادی

00:02:45.790 --> 00:02:49.080
‫برای ریاکارانی مثل ما، سرنوشت مرگ از قبل تعیین شده

00:02:49.240 --> 00:02:51.420
‫من تا آخرین لحظه دعا می‌کنم

00:02:53.130 --> 00:02:56.450
‫این افکار، این قلب

00:02:56.610 --> 00:02:59.790
‫اگه اونا رو به تو ببخشم

00:03:00.020 --> 00:03:03.260
‫نه تسلی و نه تأسف

00:03:03.460 --> 00:03:06.530
‫بهشون نیازی ندارم

00:03:06.860 --> 00:03:10.180
‫این زندگی، این دنیا

00:03:10.340 --> 00:03:13.480
‫اگه می‌تونی اونا رو بپذیری

00:03:13.670 --> 00:03:17.000
‫پس کاری کن صدای این زندگی تا دوردست‌ها بره

00:03:17.180 --> 00:03:20.430
‫این عهد، این سرنوشت

00:03:20.580 --> 00:03:23.790
‫اگه تو خواستارش باشی

00:03:24.020 --> 00:03:27.250
‫در میان عذاب و مصیبت‌ها

00:03:27.460 --> 00:03:32.130
‫تو رو محکم در آغوش می‌گیرم

00:03:35.980 --> 00:03:40.990
‫یک پسر و پادشاه هیولاها

00:03:43.060 --> 00:03:44.810
‫هوی! وسط کاریم ها!

00:03:45.110 --> 00:03:47.110
‫شرمنده، حواسم نبود.

00:03:47.460 --> 00:03:52.040
‫ای بابا؛ اگه اوباش بیشتری بیان داخل،

00:03:52.040 --> 00:03:55.770
‫تنزل مقامِ کاپیتان دیدبانی به مرز،
‫جلوش هیچی نیست.

00:03:55.770 --> 00:03:57.200
‫پس خوب چشماتو باز کن!

00:03:57.200 --> 00:03:58.920
‫می‌دونم بابا.

00:03:58.920 --> 00:04:02.880
‫بستن راه ورودی به قصر،
‫وظیفه‌ی ما... دربان‌ها...

00:04:07.750 --> 00:04:12.180
‫پادشاهت رو نشونم بده؛
‫من باهاش تسویه‌حساب دارم.

00:04:15.620 --> 00:04:21.040
‫اینا رو برای جشنِ سربلندی ساریفی-ساما
‫در اولین آزمون‌شون، درست کردم.

00:04:21.720 --> 00:04:23.300
‫چه ترد و سوخاری!

00:04:23.300 --> 00:04:24.580
‫خوشمزه‌ان!

00:04:24.580 --> 00:04:25.740
‫خوشمزه!

00:04:26.750 --> 00:04:29.030
‫خوشحالم که خوشتون اومده.

00:04:29.430 --> 00:04:32.880
‫منم دلم می‌خواد یه‌چیزی
‫درست کنم، برای عالیجناب.

00:04:32.880 --> 00:04:33.620
‫عه‌وا!

00:04:34.360 --> 00:04:39.820
‫ساریفی-ساما سخت تلاش کرد
‫تا بتونه ملکه بشه، مگه نه؟

00:04:39.820 --> 00:04:41.050
‫درسته!

00:04:41.050 --> 00:04:46.550
‫پـ ـ پس... اون پادشاه ترسناک،
‫مردی‌ـه که ساریفی-ساما عاشقش شده؟!

00:04:46.550 --> 00:04:48.230
‫اینو تازه فهمیدی؟

00:04:52.090 --> 00:04:55.210
‫خدایا، عجب هیاهویی شده.

00:04:56.890 --> 00:04:58.670
‫لطفاً مراقب باشید، سرورم.

00:04:58.670 --> 00:05:02.960
‫این به‌تازگی با تمام دیدبان‌های قصر مبارزه کرده،

00:05:02.960 --> 00:05:05.870
‫و همچنان سرکش باقی مونده.

00:05:06.100 --> 00:05:09.330
‫به هرصورت، این پیش‌آمدی بی‌سابقه‌ست.

00:05:09.810 --> 00:05:12.780
‫نه‌تنها پیمان عدم مداخله‌ی
‫دوجانبه رو نقض کرده،

00:05:13.020 --> 00:05:18.050
‫بلکه به تنهایی به قصر حمله، و با
‫خشونت اعلی‌حضرت رو تهدید کرده.

00:05:18.450 --> 00:05:20.340
‫مثل یک حیوان می‌مونه.

00:05:23.270 --> 00:05:25.280
‫پس تو پادشاه هیولاهایی؟

00:05:25.900 --> 00:05:28.690
‫تو بودی که ساریفی رو کُشتی؟

00:05:29.370 --> 00:05:30.540
‫عالیجناب!

00:05:31.320 --> 00:05:33.610
‫شنیدم یکی به قصر وارد شده.

00:05:33.610 --> 00:05:35.480
‫می‌شه یه صحبتی با-

00:05:38.860 --> 00:05:39.910
‫ایلیا؟

00:05:40.860 --> 00:05:42.180
‫ساریفی...

00:05:42.740 --> 00:05:44.490
‫ساریفی، خودتی؟!

00:05:44.490 --> 00:05:46.730
‫ایلیا، اینجا چیکار می‌کنی؟!

00:05:46.730 --> 00:05:49.250
‫این شخص رو می‌شناسید، ساریفی-ساما؟

00:05:49.250 --> 00:05:52.130
‫آره! الیا برای من...

00:05:52.510 --> 00:05:54.000
‫که این‌طور.

00:05:54.910 --> 00:05:58.740
‫تو... هنوز... زنده‌ای.

00:06:00.910 --> 00:06:02.130
‫الیا...

00:06:04.640 --> 00:06:05.910
‫خواهش می‌کنم!

00:06:06.520 --> 00:06:08.640
‫لطفاً ایلیا رو ببخشید.

00:06:08.940 --> 00:06:10.790
‫امکان ناپذیره، سرورم!

00:06:10.790 --> 00:06:14.440
‫حتی دیوها هم اجازه تجاوز
‫به کاخ سلطنتی رو ندارن!

00:06:14.440 --> 00:06:17.890
‫عرف ایجاب می‌کنه که به اَشد مجازات برسه!

00:06:18.280 --> 00:06:19.490
‫در این صورت،

00:06:19.840 --> 00:06:21.940
‫من به‌جاش مجازات رو قبول می‌کنم.

00:06:22.230 --> 00:06:23.640
‫منو مجازات کنید.

00:06:24.920 --> 00:06:25.880
‫آنوبیس.

00:06:25.880 --> 00:06:26.520
‫سرورم!

00:06:26.520 --> 00:06:29.870
‫اون مرد زمانی مقابل دروازه‌هام اومد چی گفت؟

00:06:30.440 --> 00:06:32.580
‫براساس گزارش دربان‌ها،

00:06:32.580 --> 00:06:36.270
‫گفت، "پادشاهت رو نشونم بده؛
‫باهاش تسویه‌حساب دارم."

00:06:37.170 --> 00:06:38.520
<i></i><i>‫عالیجناب؟</i>

00:06:39.310 --> 00:06:42.960
‫به عبارت دیگه، اون مرد مهمانِ منه.

00:06:42.960 --> 00:06:46.920
‫فقط بلد نبود زنگ در رو بزنه.

00:06:47.890 --> 00:06:50.040
‫ا ـ امکان نداره منظورتون...

00:06:50.310 --> 00:06:53.510
‫با فرمانِ من مخالفتی داری؟

00:06:54.760 --> 00:06:56.090
‫خیلی ممنونم، عالیجناب.

00:06:57.720 --> 00:06:59.010
‫عالیجناب؟

00:06:59.010 --> 00:07:03.190
‫چرا برای نجاتش تا این حد پیش می‌ری؟

00:07:03.190 --> 00:07:05.480
‫اون مرد برای تو چیه؟

00:07:08.380 --> 00:07:10.130
‫دوستای بچگی هستیم.

00:07:10.940 --> 00:07:15.690
‫وقتی ایلیا کوچیک بود، دیوهای شیطانی
‫به زادگاهش حمله کردن.

00:07:15.690 --> 00:07:20.170
‫پس کنار جنگجویی که نجاتش داده بود،
‫سفر رفت و تمرین کرد.

00:07:20.840 --> 00:07:22.210
‫بعد، یه‌روز...

00:07:22.210 --> 00:07:23.940
‫آخ!

00:07:27.720 --> 00:07:29.200
‫به چی زل زدی؟

00:07:29.510 --> 00:07:32.210
‫همیشه داری دزدکی نگاه می‌کنی.

00:07:34.340 --> 00:07:36.220
‫هی، درد داشت!

00:07:41.030 --> 00:07:42.430
‫گیاه دارویی؟

00:07:42.430 --> 00:07:46.350
‫چون... همیشه صدمه دیدی.

00:07:47.900 --> 00:07:49.720
‫این هیچی نیست.

00:07:49.720 --> 00:07:52.500
‫این زخم‌ها به‌خاطر تمرینن.

00:07:52.940 --> 00:07:54.160
‫تمرین؟

00:07:54.470 --> 00:07:57.870
‫تا به یه مرد بزرگ و قوی‌ای تبدیل شم
‫و هرکسی رو شکست بدم.

00:07:58.540 --> 00:08:01.150
‫پس اگه تو هر دردسری افتادی، فقط بیا پیشم.

00:08:03.580 --> 00:08:08.270
‫حتی اگه مقابل دیوها باشه،
‫من ازت محافظت می‌کنم.

00:08:10.680 --> 00:08:13.980
‫ساریفی! سوغاتیِ باحال برات آوردم!

00:08:14.730 --> 00:08:18.550
‫ایلیا نمی‌دونست من قراره یه قربانی باشم،

00:08:18.950 --> 00:08:22.870
‫پس حتماً فکر کرده نتونسته ازم محافظت کنه.

00:08:25.250 --> 00:08:29.360
‫از اونجایی که تقصیر من بود
‫که اون جونشو به‌خطر انداخت،

00:08:30.000 --> 00:08:32.590
‫حس کردم باید کمکش کنم.

00:08:32.590 --> 00:08:34.510
‫واقعاً همش برای همینه؟

00:08:37.500 --> 00:08:38.960
‫منظورتون چیه؟

00:08:41.470 --> 00:08:43.570
‫اگه نمی‌دونی، مهم نیست.

00:08:43.570 --> 00:08:45.710
‫برو سریع‌تر ببینش.

00:08:46.000 --> 00:08:47.500
‫اوه، باشه!

00:08:50.460 --> 00:08:52.170
‫ممنونم، عالیجناب!

00:08:58.780 --> 00:09:02.400
<i></i><i>‫من چقدر حقیر.</i>

00:09:03.930 --> 00:09:06.880
‫این از استثنائی‌ترین استثناهاست.

00:09:07.180 --> 00:09:10.410
‫اعلی‌حضرت تو رو تحت یک شراط آزاد می کنه:

00:09:10.410 --> 00:09:14.650
‫اینکه دیگه هرگز پات رو
‫در این سرزمین نذاری.

00:09:14.650 --> 00:09:17.610
‫قدردانِ بزرگواری سلطنتیِ ایشون باش.

00:09:19.950 --> 00:09:21.030
‫جناب صدراعظم!

00:09:21.030 --> 00:09:22.370
‫چطور جرئت داری، پست‌فطرت؟!

00:09:22.370 --> 00:09:24.030
‫ همین‌طور داری ور ور می‌کنی.

00:09:24.360 --> 00:09:26.920
‫خودتی که باید قدردانِ ساریفی باشی.

00:09:26.920 --> 00:09:31.810
‫اگه یه مو از سرش کم می‌شد،
‫الان سر تک‌تک‌تون رو بیخ‌تابیخ بریده بودم.

00:09:33.230 --> 00:09:34.340
‫ایلیا!

00:09:34.700 --> 00:09:35.700
‫ساریفی.

00:09:35.700 --> 00:09:37.630
‫خداروشکر، آزادت کردن.

00:09:38.970 --> 00:09:39.850
‫ها؟

00:09:39.850 --> 00:09:42.290
‫و ـ وایسا! ایلیا، چی شده؟

00:09:42.290 --> 00:09:44.070
‫ها؟ مگه معلوم نیست؟

00:09:44.390 --> 00:09:46.020
‫می‌برمت خونه.

00:09:47.090 --> 00:09:51.260
‫اگه حالت خوبه، حتماً دیگه به‌عنوان
‫یه قربانی نمی‌خوانت، درسته؟

00:09:51.630 --> 00:09:54.530
‫پس حق شکایت کردن نداری.

00:09:54.530 --> 00:09:55.930
‫وایسا ببینم!

00:09:56.910 --> 00:10:00.070
‫ساریفی اینجا با ما زندگی می‌کنه.

00:10:00.070 --> 00:10:02.070
‫نمی‌تونی با خودت ببریش!

00:10:02.070 --> 00:10:03.460
‫نمی‌تونی!

00:10:08.520 --> 00:10:10.010
‫کی-چان! لاپ-چان!

00:10:10.010 --> 00:10:10.800
‫بیا بریم.

00:10:16.110 --> 00:10:17.200
‫عالیجناب!

00:10:17.550 --> 00:10:18.790
‫عوضی!

00:10:18.790 --> 00:10:21.430
‫نمی‌تونم بذارم با این دختر بری.

00:10:21.430 --> 00:10:24.150
‫این دختر ملکه‌ی منه.

00:10:28.240 --> 00:10:31.320
‫فقط همین یه‌بار از اعمالت چشم‌پوشی می‌کنم.

00:10:31.800 --> 00:10:34.230
‫تا وقتی هنوز زنده‌ای، از اینجا برو.

00:10:34.460 --> 00:10:37.480
‫نگهبان‌ها! از جلو چشمام دورش کنید!

00:10:37.480 --> 00:10:38.830
‫اطاعت، الساعه!

00:10:38.830 --> 00:10:39.670
‫وایسا!

00:10:42.490 --> 00:10:44.020
‫تقاصشو می‌دی.

00:10:44.670 --> 00:10:48.930
‫قسم می‌خورم، کاری می‌کنم...

00:10:50.110 --> 00:10:51.150
‫ایلیا!

00:11:02.590 --> 00:11:04.880
‫باور دارم تنها به‌خاطر خستگی‌ـه.

00:11:05.110 --> 00:11:06.590
‫خداروشکر.

00:11:06.590 --> 00:11:12.010
‫با این وجود، ساریفی-ساما درباره فرستادش
‫به خونه با این وضع، نگرانی‌هایی دارن.

00:11:12.410 --> 00:11:19.530
‫این چطوره؟ مایلید قبل از تبعیدش،
‫در طول شب ازش پرستاری کنید؟

00:11:19.530 --> 00:11:21.870
‫چی؟ واقعاً می‌تونیم، جناب صدراعظم؟

00:11:21.870 --> 00:11:26.910
‫البته، تنها درصورتی که اعلی‌حضرت موافقت کنن.

00:11:27.850 --> 00:11:30.270
‫مشکلی ندارم؛ هرکار می‌خوای بکن.

00:11:30.270 --> 00:11:32.110
‫ممنونم، عالیجناب!

00:11:32.110 --> 00:11:35.300
‫پس بنده فوراً مقدمات لازم رو فراهم می‌کنم.

00:11:37.610 --> 00:11:41.060
‫ایلیا، باید حداقل یه چیزی بخوری.

00:11:41.540 --> 00:11:42.770
‫نمی‌خوام.

00:11:42.770 --> 00:11:44.910
‫اما حتماً باید گشنه باشی.

00:11:44.910 --> 00:11:46.260
‫گرسنه نیستم.

00:11:53.460 --> 00:11:55.990
‫دیدی؟ شکمت خودش زبون درآورد!

00:11:56.700 --> 00:11:59.220
‫اصلاً عوض نشدی، ایلیا.

00:12:00.340 --> 00:12:02.510
‫همش می‌خوای سرسخت‌بازی دربیاری.

00:12:02.510 --> 00:12:03.940
‫تمرینه.

00:12:04.500 --> 00:12:09.400
‫واقعاً یادش به‌خیر؛
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت، ایلیا.

00:12:10.420 --> 00:12:14.530
‫خیلی ممنون که تا اینجا برای من اومدی.

00:12:15.380 --> 00:12:19.120
‫چیزی نبود؛ برای تو هرکاری می‌کنم.

00:12:20.940 --> 00:12:24.480
‫به‌هرحال، ساریفی،
‫اون چیزی که گفتی حقیقت داشت؟

00:12:24.840 --> 00:12:27.810
‫اون چرت‌وپرتایی که می‌گفت
‫با شاه هیولاها ازدواج می‌کنی؟

00:12:27.810 --> 00:12:30.410
‫اوه... آره، راستش...

00:12:30.900 --> 00:12:32.290
‫که این‌طور.

00:12:32.290 --> 00:12:37.410
‫اما نگران نباش؛ بهت قول می‌دم
‫که از اینجا بیرونت ببرم.

00:12:37.750 --> 00:12:38.780
‫چی؟

00:12:39.170 --> 00:12:43.250
‫فراری دادنت از اینجا برای من کاری نداره.

00:12:43.680 --> 00:12:44.900
‫یه‌لحظه وایسا.

00:12:44.900 --> 00:12:47.420
‫نمی‌خواد نگران جای زندگی‌ت باشی.

00:12:47.420 --> 00:12:49.870
‫من رابطه‌م با خیلی از روستاها خوبه.

00:12:50.270 --> 00:12:51.200
‫پس...

00:12:51.920 --> 00:12:53.560
‫بیا با من زندگی کن.

00:12:56.130 --> 00:12:57.550
‫ایلیا، من...

00:12:57.550 --> 00:12:58.610
‫می‌بخشید.

00:13:00.150 --> 00:13:01.550
‫آمیت-سان!

00:13:01.550 --> 00:13:03.810
‫ساریفی-ساما دربارتون بهم گفتن.

00:13:04.090 --> 00:13:07.020
‫خب... حالتون بهتره؟

00:13:07.400 --> 00:13:10.720
‫فکر می‌کنم شیرینی
‫بهترین چیز برای رفع خستگی‌ـه.

00:13:11.260 --> 00:13:14.680
‫پس یه‌سری مافین با آجیل‌هایی
‫که امروز صبح برداشتم پختم.

00:13:15.120 --> 00:13:16.720
‫لطفاً هردو میل کنید...

00:13:21.520 --> 00:13:23.180
‫از جلوی چشمم گمشو.

00:13:24.760 --> 00:13:25.870
‫هیولا.

00:13:28.580 --> 00:13:30.640
‫خـ... خیلی عذر می‌خوام!

00:13:31.820 --> 00:13:33.150
‫آمیت-سان!

00:13:34.760 --> 00:13:36.410
‫این چه کاریه، ایلیا؟!

00:13:36.410 --> 00:13:38.020
‫آمیت-سان این‌همه وقت صرف-

00:13:40.330 --> 00:13:42.700
‫چه اتفاقی برات افتاده؟

00:13:42.700 --> 00:13:44.890
‫چرا انقدر با هیولاها خودمونی شدی؟

00:13:46.220 --> 00:13:52.350
‫نکنه فکر کردی شاه‌شون
‫واقعاً‌ قراره زنده نگه‌ت داره؟

00:13:52.990 --> 00:13:54.440
‫منظورت چیه؟

00:13:54.860 --> 00:13:57.880
‫تمام این داستان‌های ملکه‌کردنت دروغ محضه.

00:13:57.880 --> 00:14:01.340
‫هیولاها هیچ‌وقت آدما رو
‫برابر با خودشون نمی‌دونن.

00:14:01.700 --> 00:14:06.500
‫تو چیزی بیشتر از یه حیوون‌خونگیِ
‫عجیب‌غریب براشون نیستی.

00:14:06.820 --> 00:14:10.610
‫وقتی ازت خسته بشه،
‫مثل آشغال بیرونت میندازه.

00:14:11.820 --> 00:14:16.870
‫اونا مارو چیزی بیشتر از شکار یا سرگرمی نمی‌بینن.

00:14:19.060 --> 00:14:23.150
‫از اینکه هیولاها به
‫زادگاهت حمله کردن خبر دارم.

00:14:23.790 --> 00:14:28.190
<i></i><i>‫من نمی‌تونم بگم که از هیولاها
‫کینه به‌دل نداشته باشه، اما هنوزم من...</i>

00:14:28.700 --> 00:14:30.730
‫اما حداقل سعی‌کن درک کنی.

00:14:31.720 --> 00:14:33.590
‫پادشاه همچین آدمی نیست.

00:14:35.600 --> 00:14:37.360
‫اینکه درمانت کرده

00:14:37.360 --> 00:14:42.330
‫همین کمک‌کردن ساده ممکنه
‫به جایگاهی که داره آسیب بزنه،

00:14:42.330 --> 00:14:44.690
‫اما اون هنوزم تو رو استثنا قرار داد.

00:14:45.940 --> 00:14:49.690
<i></i><i>‫سلامتی و آسودگی‌خاطرش رو قربانی کرد.</i>

00:14:50.720 --> 00:14:53.670
‫اون همین‌طوری هم از من محافظت کرد.

00:14:54.450 --> 00:15:00.500
‫من به عالیجناب اعتماد دارم، و تصمیم گرفتم
‫تا بقیه عمرم رو باهاش سپری کنم.

00:15:02.750 --> 00:15:06.090
‫پس من نمی‌تونم برم، ایلیا.

00:15:16.760 --> 00:15:18.670
‫الان با غذای بیشتری برمی‌گردم.

00:15:35.710 --> 00:15:36.860
‫ساریفی-ساما.

00:15:38.920 --> 00:15:40.330
‫آمیت-سان...

00:15:41.200 --> 00:15:45.560
‫مشکلی پیش اومده؟ رنگ و روتون پریده.

00:15:45.560 --> 00:15:47.800
‫نگران نباش؛ چیزی نیست.

00:15:48.180 --> 00:15:51.220
‫مهم‌تر از همه، بابت ایلیا خیلی شرمنده.

00:15:51.220 --> 00:15:54.480
‫نه؛ خودم خیلی گستاخ بودم.

00:15:55.170 --> 00:15:57.220
‫واقعاً مهربونی، آمیت-سان.

00:15:57.550 --> 00:16:01.060
‫می‌دونی، ایلیا هم ته قلبش آدم مهربونیه.

00:16:01.280 --> 00:16:05.720
‫وقتی بچه بودم،
‫چون می‌دونستم قراره قربانی باشم،

00:16:05.720 --> 00:16:08.070
‫سعی کردم با کسی دوست نشم.

00:16:08.640 --> 00:16:09.830
‫اما ایلیا...

00:16:14.070 --> 00:16:18.150
‫گوش کن، ساریفی؛
‫اگه کسی اذیتت کرد، بهم بگو.

00:16:18.150 --> 00:16:21.240
‫هرکسی هم می‌خوان باشن،
‫ازت محافظت می‌کنم.

00:16:22.040 --> 00:16:26.170
‫گمونم هیولاها فقط...
‫یکم خاطراتی بدی به‌یادش میارن.

00:16:27.120 --> 00:16:31.530
‫حتی با اینکه قوی بود،
‫کسی نبود که بی‌دلیل خشن باشه.

00:16:32.310 --> 00:16:33.420
‫ولی...

00:16:36.020 --> 00:16:37.590
‫ساریفی-ساما؟

00:16:38.750 --> 00:16:40.350
‫طوری که ایلیا رفتار کرد...

00:16:43.060 --> 00:16:44.750
<i></i><i>‫اون نگاه چشماش...</i>

00:16:46.500 --> 00:16:48.990
‫...یکم ازشون ترسیدم.

00:16:52.650 --> 00:16:55.070
‫و این خاتمه گزارش گویا هستش.

00:16:55.420 --> 00:16:59.080
‫گارد سلطنتی به احتمال بالا
‫تا پسفردا از گاماکاس برمی‌گرده.

00:17:01.450 --> 00:17:02.530
‫اوه.

00:17:02.530 --> 00:17:07.490
‫حتماً برای اون مرد غذا می‌بره؛
‫واقعاً چه فداکاری قابل‌تحسینی.

00:17:08.010 --> 00:17:11.590
‫حتی با اینکه ساریفی-ساما زادگاهش رو ترک کرده،

00:17:11.590 --> 00:17:14.880
‫حتماً باید محبت خاصی
‫نسبت به دوستان قدیمی داشته باشن.

00:17:15.430 --> 00:17:19.220
‫و بالاتر از همه، حتماً براشون تسلی‌خاطری‌ـه...

00:17:19.930 --> 00:17:22.560
‫که با هم‌نوع انسانی‌شون وقت بگذرونن.

00:17:25.330 --> 00:17:27.760
‫کی-چان، لاپ-چان، اینجا منتظر بمونید.

00:17:28.070 --> 00:17:30.090
‫ایلیا شاید بهتون بپره.

00:17:30.090 --> 00:17:33.490
‫خودمون می‌دونیم؛
‫دیگه نمی‌خوایم لگد بخوریم.

00:17:33.490 --> 00:17:34.160
‫نمی‌خوایم.

00:17:34.920 --> 00:17:36.120
‫شرمنده.

00:17:39.090 --> 00:17:43.880
<i></i><i>‫دارم از ایلیا می‌ترسم؟
‫یعنی چم شده؟</i>

00:17:45.210 --> 00:17:49.930
<i></i><i>‫اگه سعی‌کنم دوباره باهاش حرف بزنم،
‫مطمئنم همون ایلیائی می‌شه که می‌شناسم.</i>

00:17:52.970 --> 00:17:54.090
‫ایلیا.

00:17:54.600 --> 00:17:56.290
‫برات شام آوردم.

00:17:56.750 --> 00:17:58.900
‫این‌بار سعی‌کن یکمشو بخوری.

00:18:00.250 --> 00:18:04.000
‫می‌گم، ایلیا، می‌شه سعی‌کنیم
‫دوباره یه صحبت دیگه داشته باشیم؟

00:18:04.700 --> 00:18:07.550
‫فردا قراره از هم خداحافظی کنیم ها.

00:18:08.550 --> 00:18:14.440
‫نمی‌دونم دفعه بعدی کِی همدیگه رو می‌بینیم؛
‫نه، شاید هیچ‌وقت قادر نباشیم هم رو ببینیم.

00:18:14.860 --> 00:18:17.180
‫نمی‌خوام این چیزا با یه خاطره تلخ تموم بشه.

00:18:17.690 --> 00:18:18.630
‫آره.

00:18:19.150 --> 00:18:20.350
‫ایلیا...

00:18:20.350 --> 00:18:24.340
‫درست می‌گی؛ منم به همین فکر می‌کردم.

00:18:30.800 --> 00:18:33.270
‫واقعاً معذرت، ساریفی.

00:18:33.950 --> 00:18:38.920
‫تو رو با خودم می‌برم؛ به جایی که
‫اون هیولا نتونه دستش بهت برسه.

00:18:40.360 --> 00:18:43.100
‫چی؟! ساریفی غیبش زده؟!

00:18:43.100 --> 00:18:46.350
‫ازش تو اتاق بیرون نیومد،
‫اما توش هم نبود!

00:18:46.350 --> 00:18:49.170
‫ا ـ اون مرده ساری رو با خودش برد!

00:18:49.170 --> 00:18:50.700
‫دزدیدش!

00:18:50.700 --> 00:18:52.110
‫عـ ـ عذر می‌خوام، سرورم!

00:18:52.370 --> 00:18:55.560
‫اون انسان سلاح‌هاش رو بازپس گرفت و فراری شد!

00:18:58.180 --> 00:19:00.340
‫یه گروه رو برای تعقیب اعزام کنید!

00:19:01.720 --> 00:19:03.850
‫نه، خودم می‌رم.

00:19:04.790 --> 00:19:07.900
‫لطفاً صبر کنید، سرورم! شما یک پادشاه هستید.

00:19:08.110 --> 00:19:10.450
‫نباید عجولانه عمل کنید.

00:19:10.450 --> 00:19:12.870
‫سکوت! اگه سریع کاری نکنم،
‫ساریفی عذاب می‌بینه!

00:19:12.870 --> 00:19:17.410
‫شما واقعاً به این باورید که ساریفی-ساما
‫برعلیه میل خودشون اسیر شدن؟

00:19:20.270 --> 00:19:22.690
‫می‌خوای به چی برسی؟

00:19:23.100 --> 00:19:25.540
‫ساریفی-ساما انسان هستن.

00:19:25.540 --> 00:19:32.010
‫در این شرایط، کاملاً طبیعی هست که
‫ساریفی-ساما یک مرد انسانی رو انتخاب کنن.

00:19:32.740 --> 00:19:37.020
‫و حتی اگه این مسئله نبوده باشه،
‫اینجا سرزمین دیوسانانه.

00:19:37.020 --> 00:19:39.530
‫زندگی براشون بسیار دشوار خواهد بود.

00:19:42.060 --> 00:19:50.540
‫اگه با یه مرد انسانی به سرزمینی انسانی برگردن،
‫به‌نظرتون ساریفی-ساما خوشحال‌تر نیستن؟

00:19:51.410 --> 00:19:52.520
‫عالیجناب!

00:19:52.520 --> 00:19:54.360
‫کاری نکنیم ساری ممکنه...

00:19:55.440 --> 00:19:56.790
<i></i><i>‫ساریفی...</i>

00:19:57.290 --> 00:20:00.330
<i></i><i>‫اگه اونجا جاییه که خوشحالی‌ت قرار گرفته...</i>

00:20:00.680 --> 00:20:05.900
<i></i><i>‫اگه قرار باشه منعی برای رسیدن بهش باشم، من...</i>

00:20:05.900 --> 00:20:06.840
‫اعلی‌حضرت!

00:20:08.510 --> 00:20:13.150
‫تـ ـ تمنا دارم سریع‌تر به دنبال ساریفی-ساما برید.

00:20:13.930 --> 00:20:15.200
‫پرنسس آمیت؟!

00:20:16.020 --> 00:20:17.160
<i></i><i>‫چیکار می‌کنی؟</i>

00:20:17.380 --> 00:20:23.660
‫من باورم نمی‌شه ساریفی-ساما
‫انتخاب‌کرده باشن که با اون مرد فرار کنن.

00:20:24.480 --> 00:20:29.310
‫ساریفی-ساما زندگی‌شونو
‫به‌خطر انداختن تا در آزمون‌ها شرکت کنن

00:20:29.930 --> 00:20:33.490
‫چون با تمام وجودش آرزو داره تا با شما باشه.

00:20:34.250 --> 00:20:37.800
‫این مسئله درست نیست، سرورم؟

00:20:38.670 --> 00:20:43.510
‫پرنسس آمیت، لطفاً از بروز چنین احساساتی
‫در حضور شاهنشاه خودداری کنید.

00:20:44.790 --> 00:20:47.570
‫قصر همین الان هم در آشفتگی‌ـه.

00:20:47.570 --> 00:20:50.180
‫اگه اعلی‌حضرت بخوان
‫در چنین زمانی قصرو ترک کنن...

00:20:50.180 --> 00:20:51.510
‫در این‌صورت...

00:20:52.330 --> 00:20:54.660
‫لطفاً‌ پیگیری این قضیه رو به من بسپارید.

00:20:55.870 --> 00:20:57.940
‫کاپیتان یورمونگاند!

00:20:58.690 --> 00:20:59.740
‫یور!

00:20:59.970 --> 00:21:02.920
‫اما تو که قرار نبود تا دو روز دیگه برگردی!

00:21:02.920 --> 00:21:06.290
‫تونستم مأموریتم رو زودتر از موعد تموم کنم.

00:21:06.690 --> 00:21:10.850
‫شاها، من خدمتگذار وفادار شما هستم.

00:21:10.850 --> 00:21:13.090
‫فقط امر کنید، تا عمل کنم

00:21:13.090 --> 00:21:15.090
‫هر دستوری که بفرمایید.

00:21:28.020 --> 00:21:30.220
‫جانور مقدس اعلی‌حضرت...

00:21:30.940 --> 00:21:33.930
‫در غیابم مسئولیت رو بر عهده بگیر، یورمونگاند.

00:21:34.260 --> 00:21:35.100
‫اطاعت.

00:21:35.970 --> 00:21:37.820
‫لطفاً صبر کنید! سرورم!

00:21:37.844 --> 00:21:57.844
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:57.868 --> 00:22:17.868
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:25.950 --> 00:23:30.910
‫خـ ـ خبر بد، آنوبیس-ساما!
‫اون مرد انسانی ساریفی-ساما رو دزدیده!

00:23:30.910 --> 00:23:32.270
‫بد! بد!

00:23:36.670 --> 00:23:38.180
‫آنوبیس-ساما...

00:23:36.930 --> 00:23:39.930
‫قسمت بعد

00:23:36.930 --> 00:23:39.930
‫پسری از عشق و نفرت

00:23:38.180 --> 00:23:39.430
‫...رد داد.