﻿WEBVTT

00:00:01.960 --> 00:00:04.710
‫می‌تونی پیداشون کنی، گویبر؟

00:00:04.710 --> 00:00:08.470
‫بله، اما حضور انسان‌ها ضعیفه.

00:00:08.470 --> 00:00:10.480
‫ممکنه ردیابی‌شون کمی-

00:00:10.480 --> 00:00:14.190
‫جونم؟ آبروی هرچی
‫اژدهای سفیده رو بردی، گویبر.

00:00:15.680 --> 00:00:17.020
‫بسپرش...

00:00:17.020 --> 00:00:18.480
‫به آقات.

00:00:18.480 --> 00:00:20.700
‫مـ ـ ممکنه شما...

00:00:20.700 --> 00:00:22.570
‫ققنوس کبیر، بنّو-ساما؟!

00:00:22.570 --> 00:00:24.500
‫آره؛ حال و احوال؟

00:00:24.500 --> 00:00:26.930
‫از دنیا بازنشسته نشده بودید؟

00:00:26.930 --> 00:00:31.380
‫داستانش درازه، ولی دختری که
‫دنبالشی، ارباب جدید منه.

00:00:31.380 --> 00:00:34.130
‫جانور مقدس و اربابش، یه روحن تو دو بدن.

00:00:34.130 --> 00:00:37.000
‫پس هرجایی باشه می‌تونم پیداش کنم.

00:00:37.340 --> 00:00:41.050
‫جانور مقدسِ ساریفی؟ داره چی می‌گه؟

00:00:41.050 --> 00:00:47.070
‫دارم می‌گم به این پادشاهی که عرضه نداشته
‫جلوی قاپیدن زنش رو بگیره، کمک می‌کنم.

00:00:47.070 --> 00:00:49.250
‫پس یکم قدردان باش، مشنگ‌خان.

00:00:50.410 --> 00:00:55.450
‫قـ ـ قسم می‌خوره بانوی انسانی رو
‫براتون پیدا کنه، سرورم.

00:00:55.450 --> 00:00:56.690
‫که این‌طور.

00:00:57.270 --> 00:00:59.650
‫خیلی پیاز داغشو کم‌کردی، ها؟

00:00:59.950 --> 00:01:02.410
‫ازت ممنونم، ققنوس بنّو.

00:01:02.780 --> 00:01:07.420
‫واس خاطر تو نیست؛
‫چون دلم می‌خواد انجامش می‌دم.

00:01:07.730 --> 00:01:12.310
‫اگه دخترک نباشه، بیرون اومدنم
‫از بازنشستگی دیگه معنایی نداره.

00:01:12.310 --> 00:01:14.390
‫اوه، همین‌طور مستقیم برو طرف شمال.

00:01:16.290 --> 00:01:18.660
<i></i><i>‫ساریفی، منو ببخش.</i>

00:01:19.050 --> 00:01:22.650
<i></i><i>‫حتی اگه همراه اون مرد بودن خوشحالت می‌کنه،</i>

00:01:23.380 --> 00:01:29.640
<i></i><i>‫من دیگه بیش‌تر از این نمی‌تونم
‫دوری ازت رو تحمل کنم.</i>

00:01:29.664 --> 00:01:49.664
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:39.600 --> 00:01:43.070
‫اگه سرنوشتم اینه که جونم رو تسلیم کنم

00:01:43.070 --> 00:01:47.070
‫اراده‌ی مقاومت رو خیلی وقت پیش از دست دادم

00:01:47.290 --> 00:01:51.490
‫نگاه چشمان پدر و مادرم توی قلبم

00:01:51.590 --> 00:01:53.170
‫تبدیل به یه نفرین شده

00:01:53.290 --> 00:01:56.640
‫نفرت زاده شده و مصیبت همراه هر تضادیه

00:01:56.710 --> 00:02:00.730
‫درحالی که دنیا توی پیچشی گیج‌کننده گیر کرده

00:02:00.970 --> 00:02:03.460
‫در این زندگی بی‌ارزشم

00:02:03.610 --> 00:02:07.760
‫بهم دلیلی برای زندگی دادی

00:02:10.800 --> 00:02:14.090
‫برای ریاکارانی مثل ما، سرنوشت مرگ از قبل تعیین شده

00:02:14.250 --> 00:02:16.430
‫من تا آخرین لحظه دعا می‌کنم

00:02:18.140 --> 00:02:21.460
‫این افکار، این قلب

00:02:21.620 --> 00:02:24.800
‫اگه اونا رو به تو ببخشم

00:02:25.030 --> 00:02:28.270
‫نه تسلی و نه تأسف

00:02:28.470 --> 00:02:31.540
‫بهشون نیازی ندارم

00:02:31.870 --> 00:02:35.190
‫این زندگی، این دنیا

00:02:35.350 --> 00:02:38.490
‫اگه می‌تونی اونا رو بپذیری

00:02:38.680 --> 00:02:42.010
‫پس کاری کن صدای این زندگی تا دوردست‌ها بره

00:02:42.190 --> 00:02:45.440
‫این عهد، این سرنوشت

00:02:45.590 --> 00:02:48.800
‫اگه تو خواستارش باشی

00:02:49.030 --> 00:02:52.260
‫در میان عذاب و مصیبت‌ها

00:02:52.470 --> 00:02:57.140
‫تو رو محکم در آغوش می‌گیرم

00:03:00.950 --> 00:03:05.950
‫پسری از عشق و نفرت

00:03:09.990 --> 00:03:14.500
‫راه درازی رو از قصر اومدیم؛
‫اینجا منطقه‌ی متروکه‌ست؟

00:03:14.740 --> 00:03:16.010
‫اوه؟

00:03:18.040 --> 00:03:23.040
‫مونده بودم کی اونقدر احمقه که
‫تو قلمرو کفتار‌ها پرسه بزنه.

00:03:23.690 --> 00:03:25.860
‫ببین اینجا چی داریم؟

00:03:25.860 --> 00:03:27.730
‫بوی انسان حس می‌کنم.

00:03:27.730 --> 00:03:29.730
‫و اونجا رو باش...

00:03:29.730 --> 00:03:32.680
‫یه ماده! خیلی‌وقته از اونا ندیدم.

00:03:33.370 --> 00:03:39.140
‫بعد از صلح، ما تفاله‌ها انسان‌های
‫زیادی به چشممون نخورده.

00:03:39.380 --> 00:03:42.650
‫ما مهربونیم، پس می‌ذاریم قسر در بری، آق پسر.

00:03:42.650 --> 00:03:48.110
‫فقط اون ماده رو بذار بمونه؛
‫تا مغز استخون مزه‌مزه‌ش می‌کنیم.

00:03:57.130 --> 00:03:58.150
<i></i><i>‫ایلیا؟</i>

00:04:01.170 --> 00:04:03.140
‫لـ ـ لعنتی! طرف قوی‌ـه!

00:04:03.140 --> 00:04:04.660
‫بی‌خیالش! فرار کنید!

00:04:05.130 --> 00:04:06.110
‫بابا!

00:04:11.970 --> 00:04:13.730
‫تـ ـ تمومش کن، انسان!

00:04:13.730 --> 00:04:15.520
‫بابام رو نکش!

00:04:23.340 --> 00:04:24.920
‫فرار کن! زود باش!

00:04:31.050 --> 00:04:32.320
‫ایلیا، چرا؟

00:04:32.660 --> 00:04:34.990
‫چرا باید به یه بچه‌ی کوچیک حمله کنی؟

00:04:35.220 --> 00:04:39.210
‫شاید الان کوچیک باشه، ولی وقتی
‫بزرگ شه، انسان‌ها رو می‌کشه.

00:04:39.520 --> 00:04:41.560
‫اونا همچین موجوداتی‌ان.

00:04:43.160 --> 00:04:44.600
‫ولی تو گفتی...

00:04:45.280 --> 00:04:50.520
‫با مبارزه با هیولاهای بدی که برای
‫آسیب به شهرای انسانی از مرز رد می‌شن

00:04:51.170 --> 00:04:55.100
‫قوی‌تر می‌شی تا از ضعیف‌ها محافظت کنی، مگه نه؟

00:04:56.260 --> 00:04:59.270
‫اون ایلیائیه که من می‌شناسم.

00:05:00.060 --> 00:05:05.850
‫گفتم، ولی الان می‌دونم اون چیزا
‫برای محافظت از هیچکس کافی نیست.

00:05:06.140 --> 00:05:09.760
‫ساریفی، تو حتماً توسط هیولاها طلسم شدی.

00:05:10.130 --> 00:05:12.250
‫اگه به معنی بازکردن چشمای تو باشه،

00:05:12.860 --> 00:05:16.510
‫با دستای خودم تک‌تک اون هیولاها رو می‌کشم.

00:05:16.980 --> 00:05:17.950
‫چرا؟

00:05:18.570 --> 00:05:21.110
‫چرا برای من تا این حد پیش می‌ری؟

00:05:24.280 --> 00:05:25.150
‫ایلیا؟

00:05:33.580 --> 00:05:35.770
‫ایلیا؟ چی...

00:05:36.600 --> 00:05:37.860
‫چون...

00:05:38.680 --> 00:05:44.100
‫چون دوستت دارم، ساریفی!
‫از همون زمان که بچه بودیم!

00:05:46.460 --> 00:05:47.970
‫کجایی، ساریفی؟

00:05:48.340 --> 00:05:52.600
‫اگه اون‌طرف مرز توی یوآنا قایم‌شده
‫باشن، نمی‌شه پیداشون کرد.

00:05:52.600 --> 00:05:57.880
‫شل کن، حاجی؛ با اون هیکل گنده‌ت،
‫مثل چی بی‌قراری.

00:05:58.480 --> 00:06:02.410
‫اگه واقعاً شاهی، با غرور
‫و اعتمادبه‌نفس خونسرد باش.

00:06:02.810 --> 00:06:04.880
‫چی گفت، گویبر؟

00:06:04.880 --> 00:06:09.210
‫گفت تمام انرژیش رو صرف ردیابی انسان می‌کنه.

00:06:09.560 --> 00:06:11.220
‫گمونم کار تو هم سخته ها.

00:06:11.220 --> 00:06:15.230
‫اگه این‌فکرو می‌کنید، لطفاً به انتخاب
‫کلمات‌تون دقت بیشتری کنید.

00:06:15.230 --> 00:06:16.950
‫باشه، باشه.

00:06:16.950 --> 00:06:18.310
‫ولی باید بگم،

00:06:18.310 --> 00:06:23.410
‫برای انسان با پای پیاده زیادی
‫سریعن؛ شاید اسب پیدا کردن؟

00:06:23.850 --> 00:06:27.040
‫شاید بهتر باشه یکم عجله کنیم.

00:06:31.000 --> 00:06:32.090
‫ایلیا...

00:06:33.020 --> 00:06:35.740
‫متأسفم، الان من،

00:06:36.220 --> 00:06:38.490
‫نمی‌تونم عواطفت رو قبول کنم.

00:06:40.040 --> 00:06:43.220
‫چیزی که الان می‌بینی من نیستم.

00:06:43.520 --> 00:06:46.260
‫تو چشمات فقط نفرت وجود داره.

00:06:47.060 --> 00:06:48.380
‫برام ترسناکه.

00:06:49.370 --> 00:06:50.890
<i></i><i>‫و غم‌انگیزه.</i>

00:06:59.020 --> 00:07:02.700
‫نمی‌تونم تو رو به‌خاطر نفرتی که
‫از هیولاها داری مقصر بدونم.

00:07:03.610 --> 00:07:09.390
‫همین الان هم ممکنه یه‌جا انسان‌ها
‫و هیولاها درحال جنگ باهم باشن.

00:07:09.390 --> 00:07:12.530
‫و ممکنه مردم زیادی به‌خاطرش آسیب ببینن.

00:07:13.380 --> 00:07:18.010
‫ولی همه‌ی هیولاها اینو نمی‌خوان.

00:07:18.420 --> 00:07:22.970
‫بعضی‌هاشون مهربون، بعضی‌هاشون
‫ترسو، همه‌نوع ازشون هست.

00:07:23.520 --> 00:07:25.310
‫درست مثل انسان‌ها.

00:07:26.320 --> 00:07:32.340
‫ساخت دنیایی که انسان‌ها و هیولاها
‫توش نجنگن، ممکنه واقع‌گرایانه نباشه،

00:07:32.950 --> 00:07:37.100
‫ولی عالیجناب سعی می‌کنه تا جایی
‫که می‌تونه به اون دنیا نزدیک شه.

00:07:37.570 --> 00:07:41.090
‫اون قلب مهربونش رو پشت
‫قدرت و ابهت مخفی می‌کنه

00:07:41.090 --> 00:07:43.830
‫چون می‌خواد از هردوی هیولاها
‫و انسان‌ها محافظت کنه.

00:07:45.150 --> 00:07:51.520
‫برای همینه که می‌خوام کنارش
‫هرکاری از دستم ساخته‌ست بکنم.

00:07:52.420 --> 00:07:58.190
‫حتی اگه هنوز از هیولاها متنفری،
‫لطفاً حداقل یکم بهم اعتماد داشته باش.

00:07:58.600 --> 00:08:01.610
‫به قضاوتی که از پادشاه دارم اعتماد کن.

00:08:04.140 --> 00:08:06.420
‫هیولاها و انسان‌ها شبیه همن؟

00:08:06.870 --> 00:08:11.170
‫تو هیچی نمی‌دونی؛ برای همین
‫می‌تونی این چرندیات رو بگی.

00:08:11.870 --> 00:08:15.590
‫درسته، بین انسان‌ها یه‌عالمه
‫آشغالِ بی‌مصرف وجود داره.

00:08:16.070 --> 00:08:19.610
‫ولی هیولاها از پایه و اساس فرق دارن.

00:08:20.190 --> 00:08:24.090
‫مثل وقتی بچه‌ها برای تفریح
‫دست‌وپای حشره‌ها رو می‌کَنن.

00:08:24.090 --> 00:08:26.960
‫یا وقتی بدون هیچ فکر گوشت و ماهی می‌خوریم.

00:08:27.970 --> 00:08:32.080
‫تا حالا تصور کردی چه حسی داره
‫اگه اون‌طرف داستان باشی؟

00:08:32.750 --> 00:08:37.360
‫همین‌طوری بود که هرچیزی
‫برام عزیز بود، ازم گرفته شد.

00:08:37.980 --> 00:08:40.220
‫سی‌سال پیش، توی اون روز...

00:08:40.870 --> 00:08:43.150
‫ای وای، ایلیاست! الفرار!

00:08:43.150 --> 00:08:44.090
‫آخ!

00:08:44.400 --> 00:08:48.670
‫اگه دوباره خواهرمو گریه بندازید،
‫خیلی بدتر از اون سرتون میارم!

00:08:49.430 --> 00:08:52.920
‫حالت خوبه، میشا؟ اونا بهت چی گفتن؟

00:08:53.410 --> 00:09:00.770
‫گفتن چون رنگ موهام با تو و
‫مامان فرق داره، سر راهی‌ام.

00:09:00.770 --> 00:09:05.390
‫و اینکه یکی از قلمرو هیولاها
‫میاد تا منو ببره.

00:09:05.390 --> 00:09:11.130
‫معلومه که همش دروغه؛ بابای مرحوم‌مون،
‫درست مثل تو موهای قرمز داشت.

00:09:11.130 --> 00:09:13.740
‫و حتی اگه واقعاً هیولاها بیان،

00:09:14.150 --> 00:09:17.060
‫داداشت نمی‌ذاره دست‌شون بهت بخوره.

00:09:17.060 --> 00:09:18.860
‫پس نگران نباش، میشا.

00:09:19.950 --> 00:09:22.560
‫باشه! یه قوله، داداش!

00:09:22.560 --> 00:09:23.630
‫نمی‌تونی بشکنیش!

00:09:25.140 --> 00:09:28.810
‫مامان دیر کرده، هنوز وقت خوراکی نشده؟

00:09:29.450 --> 00:09:32.370
‫ایلیا! میشا! بیاید اینجا!

00:09:32.850 --> 00:09:34.890
‫چیه؟ قایم‌موشک بازی؟

00:09:34.890 --> 00:09:39.380
‫آروم باش؛ همین‌جا باشین،
‫و هرچیزی شد صداتون در نیاد.

00:09:39.760 --> 00:09:42.880
‫گوش کن، ایلیا؛ مراقب میشا باش، فهمیدی؟

00:09:54.500 --> 00:09:57.170
<i></i><i>‫چیه؟ بیرون چه‌خبر شده؟</i>

00:10:02.630 --> 00:10:03.600
‫ببین.

00:10:03.600 --> 00:10:05.300
‫فک کردم یه بوهایی میاد.

00:10:04.260 --> 00:10:05.300
<i></i><i>‫هیولاها؟!</i>

00:10:05.300 --> 00:10:08.300
‫پس واقعاً اون زنیکه داشت توله‌ها رو قایم می‌کرد.

00:10:07.320 --> 00:10:09.700
‫داداش... می‌ترسم، داداش.

00:10:09.700 --> 00:10:11.350
‫پس مامان...

00:10:11.350 --> 00:10:14.680
‫این یکی برای دسر عالیه؛ بیا بینم.

00:10:16.820 --> 00:10:18.350
‫میشا!

00:10:18.350 --> 00:10:20.840
‫بس کن! میشا رو ول کن!

00:10:19.990 --> 00:10:20.840
‫دادا-

00:10:27.790 --> 00:10:29.350
‫این‌یکی چطور؟

00:10:29.590 --> 00:10:32.260
‫نرهای جوون مزه افتضاحی دارن.

00:10:32.260 --> 00:10:33.060
‫فهمیدم.

00:10:33.260 --> 00:10:36.910
‫چطوره شرط ببندیم تا وقتی بگیریمش
‫چقدر می‌تونه فرار کنه؟

00:10:36.910 --> 00:10:42.530
‫ایده خوبیه؛ اگه من بردم، نصفِ اون
‫ماده که قبل‌تر گرفتی رو بهم بده.

00:10:42.910 --> 00:10:44.840
‫هی، پاشو ببینم، جغله!

00:10:44.840 --> 00:10:45.940
‫بجنب.

00:10:46.620 --> 00:10:48.200
‫بدو فرار کن.

00:10:59.830 --> 00:11:01.830
‫یالا؛ بدو، بدو.

00:11:01.830 --> 00:11:03.600
‫داریم می‌گیریمت ها!

00:11:04.040 --> 00:11:08.450
‫اونا خانواده‌م، خونه‌م، و غرورم رو ازم گرفتن.

00:11:08.860 --> 00:11:13.920
‫اگه استادم بین راه پیدام نمی‌کرد،
‫مثل یه حشره کشته شده بودم.

00:11:14.750 --> 00:11:18.370
‫و بعد از اینکه همه‌چیزو از دست دادم...

00:11:18.990 --> 00:11:20.960
‫یه روزنه‌ی امید دیدم.

00:11:22.550 --> 00:11:25.500
‫ولی اونا حتی اونم ازم گرفتن.

00:11:26.070 --> 00:11:28.150
‫باید زودتر متوجه می‌شدم.

00:11:28.760 --> 00:11:34.620
‫تا وقتی هیولاها تو این دنیا وجود داشته باشن،
‫ما نمی‌تونیم با آرامش زندگی کنیم.

00:11:35.220 --> 00:11:37.090
‫پس می‌کشمشون.

00:11:37.090 --> 00:11:40.280
‫بچه یا شاه... همه رو می‌کشم!

00:11:40.280 --> 00:11:42.800
‫برای این بود که قوی‌تر شدم!

00:11:43.320 --> 00:11:44.520
‫ایلیا...

00:11:45.460 --> 00:11:50.930
<i></i><i>‫تنفر و غمِ ایلیا از چیزی که
‫فکر می‌کردم خیلی عمیق‌ترن.</i>

00:11:51.440 --> 00:11:53.100
<i></i><i>‫نمی‌تونم جلوشو بگیرم.</i>

00:11:54.340 --> 00:11:55.660
<i></i><i>‫من نمی‌تونم...</i>

00:11:57.810 --> 00:11:59.690
‫به‌نظر خیلی گپ زدیم.

00:11:59.960 --> 00:12:01.610
‫اما خیلی هم خوب.

00:12:03.460 --> 00:12:04.560
‫ایلیا؟

00:12:06.070 --> 00:12:07.090
‫آی!

00:12:07.090 --> 00:12:08.520
‫از همین‌جا تماشا کن.

00:12:09.070 --> 00:12:10.030
‫ایلیا؟

00:12:19.160 --> 00:12:22.340
‫خیلی زود چشماتو باز می‌کنم.

00:12:28.890 --> 00:12:29.940
‫عالیجناب...

00:12:30.990 --> 00:12:33.570
‫مطمئن باشم باهاش بدرفتاری نکردی دیگه؟

00:12:34.520 --> 00:12:37.140
‫ملکه‌ام رو برگردون.

00:12:37.730 --> 00:12:39.890
‫اشتباه قضیه رو نگیر.

00:12:39.890 --> 00:12:44.580
‫ساریفی انسانه، و من کسی‌ام که
‫داره اونو ازت پس می‌گیره.

00:12:44.810 --> 00:12:48.660
‫اگه انقدر دلت می‌خواد بگیریش،
‫همین‌جا باهام بجنگ.

00:12:48.660 --> 00:12:52.330
‫اگه ساریفی رو می‌خوای، به‌زور بگیرش!

00:13:00.040 --> 00:13:01.920
‫ایلیا! تمومش کن، ایلیا!

00:13:01.920 --> 00:13:02.830
‫ایلیا!

00:13:02.830 --> 00:13:04.580
‫یو؛ روالی؟

00:13:05.200 --> 00:13:06.460
‫بنو-چان!

00:13:06.460 --> 00:13:07.300
‫جون.

00:13:07.530 --> 00:13:09.690
‫لطفاً، دستمو باز کن!

00:13:09.690 --> 00:13:12.750
‫باز کنم چی شه؟ می‌خوای جلو اونارو بگیری؟

00:13:12.750 --> 00:13:15.060
‫لازم نکرده قیصربازی دراری.

00:13:15.060 --> 00:13:19.670
‫بعضی‌وقتا لازمه مردا
‫با مشت‌شون قضیه رو فیصله بدن.

00:13:19.670 --> 00:13:21.860
‫اما، اون‌طوری ایلیا...

00:13:21.860 --> 00:13:23.740
‫خب اینکه معلومه؛

00:13:23.740 --> 00:13:27.990
‫چطور قراره یه انسان با پادشاه هیولاها بجنگه؟

00:13:28.260 --> 00:13:32.040
‫اون جغله اینو بهتر از هرکسی می‌دونه.

00:13:32.400 --> 00:13:33.960
‫اما بازم...

00:13:40.500 --> 00:13:44.250
<i></i><i>‫فقط قوی نیست؛
‫تمام حرکاتمو از بَره.</i>

00:13:44.250 --> 00:13:46.170
<i></i><i>‫جلوش شانسی ندارم.</i>

00:13:46.540 --> 00:13:47.750
<i></i><i>‫اما که چی؟</i>

00:13:48.010 --> 00:13:49.200
<i></i><i>‫نمی‌تونم عقب بکشم!</i>

00:13:49.660 --> 00:13:52.900
<i></i><i>‫اگه عقب بکشم، دوباره همه‌چیز مثل اون‌روز می‌شه.</i>

00:13:53.520 --> 00:13:55.500
<i></i><i>‫دوباره چیزی برام نمی‌مونه...</i>

00:13:55.840 --> 00:13:57.200
<i></i><i>‫هیچی...</i>

00:14:01.910 --> 00:14:03.190
<i></i><i>‫گاردش پایینه!</i>

00:14:03.550 --> 00:14:04.370
<i></i><i>‫دیگه گرفتـ-</i>

00:14:20.760 --> 00:14:24.810
‫تمام قدرت ارباب شیاطین همینه؟

00:14:25.260 --> 00:14:28.790
‫حقه‌های کوچیکت قرار نیست جلومو بگیره.

00:14:29.050 --> 00:14:34.800
‫با چنگال‌هات منو چاک بده!
‫با دندون‌هات پاره‌م کن! جونمو بگیر!

00:14:35.700 --> 00:14:36.930
<i></i><i>‫نشونم بده.</i>

00:14:37.480 --> 00:14:42.930
<i></i><i>‫هرچقدر هم بخوای مخفی‌ش کنی،
‫از درون یه هیولای بی‌رحمی.</i>

00:14:42.930 --> 00:14:44.570
<i></i><i>‫به ساریفی نشون بده!</i>

00:14:45.070 --> 00:14:47.750
<i></i><i>‫اگه این چشماتو باز می‌کنه،</i>

00:14:47.750 --> 00:14:51.300
<i></i><i>‫با کمال میل می‌ذارم جونمو بگیره!</i>

00:15:01.560 --> 00:15:03.330
‫چرا...؟

00:15:03.560 --> 00:15:08.400
‫صدمه زدن به تو فقط باعث
‫ناراحتی ساریفی می‌شه؛ همین و بس.

00:15:10.790 --> 00:15:12.800
‫اما منم نمی‌تونم عقب بکشم.

00:15:13.370 --> 00:15:17.560
‫من به ساریفی احتیاج دارم.

00:15:23.170 --> 00:15:24.570
‫عالیجناب!

00:15:24.570 --> 00:15:27.160
‫عالیجناب! دووم بیارید، عالیجناب!

00:15:27.160 --> 00:15:29.120
‫لطفاً، جواب بده!

00:15:29.120 --> 00:15:31.560
‫نه! نمی‌خوام بمیری!

00:15:29.570 --> 00:15:30.820
<i></i><i>‫ساریفی؟</i>

00:15:32.130 --> 00:15:33.320
<i></i><i>‫کی بود؟</i>

00:15:34.470 --> 00:15:36.560
<i></i><i>‫کی گریه‌ت انداخت؟</i>

00:15:37.200 --> 00:15:41.280
‫گوش کن، ساریفی؛
‫اگه کسی اذیتت کرد، بهم بگو.

00:15:41.280 --> 00:15:44.540
‫هرکسی هم می‌خوان باشن،
‫ازت محافظت می‌کنم.

00:15:49.770 --> 00:15:51.010
‫آروم باش.

00:15:51.400 --> 00:15:54.720
‫هیولاها از نظر فیزیکی
‫خیلی مقاوم‌تر از انسان‌هان.

00:15:55.090 --> 00:15:57.270
‫از همچین زخمی نمی‌میرم.

00:15:57.270 --> 00:15:58.340
‫مهم‌تر از اون...

00:16:03.790 --> 00:16:05.290
‫برای چی بود؟

00:16:06.800 --> 00:16:11.770
‫چرا برای اومدن به اینجا خودمو به آب‌وآتیش زدم؟

00:16:13.200 --> 00:16:17.060
‫این‌همه مدت داشتم چه غلطی می‌کردم؟

00:16:22.900 --> 00:16:25.500
‫ایلیا، متأسفم.

00:16:25.780 --> 00:16:30.290
‫من از وقتی کوچیک بودم، اینکه
‫قراره قربانی بشم رو قبول کرده بودم.

00:16:30.790 --> 00:16:34.800
‫پس فکر می‌کردم نیازی به دوست یا خاطره‌ای ندارم.

00:16:35.350 --> 00:16:38.170
‫اما تازه متوجه شدم.

00:16:39.100 --> 00:16:44.270
‫اینکه تونستم تمام روزهامو
‫تا زمان قربانی شدن با آرامش سپری کنم

00:16:45.070 --> 00:16:48.180
‫همش به‌خاطر این بود که کنارم بودی، ایلیا.

00:16:49.470 --> 00:16:52.160
‫تمام این مدت داشتی نجاتم می‌دادی.

00:16:52.490 --> 00:16:53.270
‫پس لطفاً،

00:16:53.780 --> 00:16:55.420
‫خودتو ببخش.

00:16:56.040 --> 00:17:00.290
‫به خودت نگو که نتونستی از چیزی محافظت کنی.

00:17:00.770 --> 00:17:03.000
‫خودتو مقصر ندون.

00:17:03.880 --> 00:17:04.880
‫ایلیا،

00:17:07.920 --> 00:17:11.670
‫ممنون که ازم محافظت کردی.

00:17:22.720 --> 00:17:25.520
‫هی، بالأخره آفتاب بالا اومد.

00:17:34.320 --> 00:17:36.480
‫بفرما؛ کم‌وبیش زخمشو بستم.

00:17:36.480 --> 00:17:39.550
‫اما نه که گنده‌بکی
‫مثل اون بخواد چیزیش بشه.

00:17:39.550 --> 00:17:41.440
‫خیلی ممنون، بنو-چان!

00:17:41.440 --> 00:17:44.640
‫دستور اربابمه دیگه؛ دستم بسته‌ست.

00:17:44.640 --> 00:17:45.820
‫اما...

00:17:45.820 --> 00:17:50.450
‫خیلی جرئت داری که بنده، ققنوس کبیرو
‫مجبور کنی به یه آدم دست برسونم!

00:17:52.610 --> 00:17:56.850
‫بدرقه لازم ندارم،
‫از هیولاها هم کمک نمی‌خوام.

00:17:56.850 --> 00:17:58.530
‫منو با هیولاها یکی نکن!

00:17:58.530 --> 00:18:02.550
‫من جانور مقدس، ققنوس کبیرم
‫که صدها سال زندگی کرده، الاغ!

00:18:02.950 --> 00:18:07.100
‫من تو رو به تبعید نیمه‌دائمی محکوم کردم.

00:18:07.100 --> 00:18:09.730
‫ساریفی قطعاً می‌خواد بازم ببینتت.

00:18:10.320 --> 00:18:12.060
‫ممنون، عالیجناب.

00:18:12.370 --> 00:18:13.850
‫اما دربارش مطمئنی؟

00:18:14.620 --> 00:18:15.600
‫آره.

00:18:16.760 --> 00:18:18.860
‫انگار خیلی به خودت مطمئنی!

00:18:19.290 --> 00:18:23.360
‫اینو بدون، برای قوانین
‫هیولاها هیچ ارزشی قائل نیستم.

00:18:23.750 --> 00:18:26.320
‫اگه دوباره بیام و بگیرمش چیکار می‌کنی؟

00:18:26.570 --> 00:18:29.550
‫تو دیگه قرار نیست همچین کاری کنی.

00:18:29.550 --> 00:18:34.270
‫ساریفی به این باور داره،
‫پس منم به قضاوتش اعتماد دارم.

00:18:36.500 --> 00:18:40.380
‫چه زن‌ذلیلی هستی؛
‫آبروی هرچی ارباب شیاطینه بردی.

00:18:40.610 --> 00:18:44.280
‫این انسان‌ها بودن که خواستن
‫منو با این اسم صدا بزنن.

00:18:44.590 --> 00:18:48.060
‫قلمرو من چنین عنوانی رو نمی‌شناسه.

00:18:48.370 --> 00:18:53.580
‫اسم من لئونهارت‌ـه؛
‫که به معنای «شجاع‌دل»ـه.

00:18:55.110 --> 00:18:57.230
‫اسم باکلاسی هم برا خودت داری.

00:18:57.610 --> 00:18:58.640
‫گوش بده.

00:18:59.320 --> 00:19:03.080
‫اگه کاری کنی که باعث گریه‌ی ساریفی بشه،

00:19:04.060 --> 00:19:06.670
‫کاری می‌کنم خودت پسش بدی.

00:19:07.600 --> 00:19:10.500
‫اینو یادت نره، لئونهارت.

00:19:15.940 --> 00:19:18.680
‫قطع به‌یقین به خاطر می‌سپارم.

00:19:20.970 --> 00:19:23.880
‫خیل‌خب، کاکا، مرز همین جلوئه.

00:19:23.880 --> 00:19:27.930
‫بالاتر از اون جنگل یوآناـه،
‫قلمرو انسان‌ها.

00:19:28.470 --> 00:19:31.050
‫می‌گه تقریباً نزدیک مرزی‌م، ایلیا!

00:19:31.050 --> 00:19:32.030
‫ایلیا؟

00:19:32.610 --> 00:19:34.610
‫نکنه، از ارتفاع می‌ترسی؟

00:19:34.610 --> 00:19:37.620
‫خـ ـ خـ ـ خفه! الان باهام حرف نزن!

00:19:37.620 --> 00:19:40.060
‫حالا نمی‌خواد سرسخت‌بازی دربیاری.

00:19:40.810 --> 00:19:44.330
<i></i><i>‫که این‌طور؛ از آخرین بار که می‌شناختمت،</i>

00:19:44.710 --> 00:19:49.320
<i></i><i>‫یاد گرفتی تا خیلی شاداب‌تر لبخند بزنی، ساریفی.</i>

00:19:50.520 --> 00:19:54.040
‫شرمنده انقدر خودخواهانه رفتار کردم.

00:19:54.040 --> 00:19:56.810
‫نه؛ من باید عذرخواهی کنم.

00:19:56.810 --> 00:19:58.750
‫اینکه بهت نگفتم یه قربانی‌ام.

00:19:59.460 --> 00:20:04.720
‫و اینکه هیچ‌وقت متوجه نشدم
‫بهم احساساتی داری.

00:20:04.720 --> 00:20:06.290
‫خب طبیعیه.

00:20:06.290 --> 00:20:12.610
‫همون‌طور که گفتی، من همیشه بدون توجه به تو،
‫فقط نفرتم به هیولاها رو می‌دیدم.

00:20:13.280 --> 00:20:17.380
‫نمی‌تونم هیولاها رو برای کاری که کردن ببخشم،
‫و شک ندارم که باز به نفرتم ادامه می‌دم.

00:20:18.020 --> 00:20:18.900
‫اما...

00:20:19.650 --> 00:20:23.560
‫تو به اون باور داری،
‫و منم بهت اعتماد می‌کنم.

00:20:29.800 --> 00:20:33.460
‫درباره اینکه دوستت داشتم جدی بودم.

00:20:36.290 --> 00:20:39.460
‫ایلیا،‌ ممنونم!
‫دوباره همو می‌بینیم دیگه، نه؟

00:20:41.390 --> 00:20:42.100
<i></i><i>‫آره.</i>

00:20:43.110 --> 00:20:45.060
<i></i><i>‫به‌خاطر تو هم شده من...</i>

00:20:45.740 --> 00:20:48.120
<i></i><i>‫هرجایی هم باشی به کمکت میام.</i>

00:20:49.780 --> 00:20:52.100
‫واقعاً متأسفم، عالیجناب.

00:20:52.100 --> 00:20:53.970
‫خیلی دردسر براتون درست کردم.

00:20:54.290 --> 00:20:59.640
‫تو نیازی به عذرخواهی نداری؛
‫درواقع، منم که باید عذرخواهی کنم.

00:21:00.090 --> 00:21:03.300
‫یه‌لحظه، برای دنبال کردنت تردید کردم.

00:21:04.430 --> 00:21:06.210
‫اعتماد به‌نفسمو از دست دادم.

00:21:06.670 --> 00:21:11.840
‫فکر کردم شاید زندگی‌ت با اون مرد
‫توی یوآنا، ممکنه خوشحال‌ترت کنه.

00:21:12.550 --> 00:21:17.210
‫پس به خودم گفتم ممکنه
‫با میل خودت باهاش رفته باشی.

00:21:19.430 --> 00:21:24.350
‫خونه‌ای که می‌خوام بهش برگردم
‫توی قلمرو انسان‌ها یا هیولاها نیست.

00:21:24.750 --> 00:21:26.960
‫همین‌جاست، عالیجناب.

00:21:28.190 --> 00:21:30.610
‫ممنونم، لئو.

00:21:31.970 --> 00:21:33.540
‫ساریفی!

00:21:33.540 --> 00:21:36.630
‫کلی نگران بودیم!
‫باید ازت محافظت می‌کردیم!

00:21:36.630 --> 00:21:38.680
‫واقعاً خوشحالم حالتون خوبه.

00:21:39.000 --> 00:21:43.020
‫نه، خیلی شرمنده انقدر نگرانتون کردم.

00:21:43.020 --> 00:21:44.040
‫اوه، فهمیدم!

00:21:44.040 --> 00:21:46.480
‫بیاید با یه مهمونی چای جشن بگیریم.

00:21:46.504 --> 00:21:50.504
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:50.970 --> 00:21:53.130
<i></i><i>‫هرچقدر هم عالیجناب تلاش کنه،</i>

00:21:53.460 --> 00:21:59.030
<i></i><i>‫هیولاهایی هستن که از انسان‌ها متنفر،
‫و کسایی مثل ایلیا که از هیولاها متنفر هستن.</i>

00:21:59.630 --> 00:22:01.540
<i></i><i>‫اینکه نمی‌تونیم باهم کنار بیایم</i>

00:22:02.900 --> 00:22:05.120
<i></i><i>‫یه واقعیت محضه؟</i>

00:22:05.550 --> 00:22:09.100
‫ساریفی-ساما، چای آماده سرو شدنه.

00:22:09.100 --> 00:22:11.310
‫اوه، یه مهمونی باغ!

00:22:11.580 --> 00:22:14.460
‫خیلی هم بد نیست اگه
‫گهگاهی تو فضای باز باشیم.

00:22:14.460 --> 00:22:15.510
‫لطفاً، بفرمایید.

00:22:15.790 --> 00:22:18.160
‫وایسا، کی-چان و لاپ-چان کجان؟

00:22:18.160 --> 00:22:20.980
‫و به‌نظر میاد یه صندلی اضافی‌ـه.

00:22:20.980 --> 00:22:23.200
‫بـ ـ بـ ـ بفرمایید از این‌طرف، سرورم.

00:22:26.320 --> 00:22:27.370
‫عالیجناب!

00:22:27.850 --> 00:22:29.080
‫چرا...

00:22:29.320 --> 00:22:34.760
‫ازم خواستن حتی اگه برای
‫مدت کوتاهی هم شده حضور پیدا کنم.

00:22:36.150 --> 00:22:39.550
‫می‌تونم حدس بزنم چی توی سرت می‌گذره.

00:22:40.620 --> 00:22:45.780
‫ساریفی، تو به تنهایی
‫قادر به تغییر واقعیت نیستی.

00:22:47.240 --> 00:22:51.840
‫اما دور این میز هردوی
‫هیولاها و انسان‌ها گرد هم اومدن.

00:22:52.390 --> 00:22:54.510
‫جانور مقدس هم یادت نره، عقل‌کل!

00:22:54.870 --> 00:23:00.640
‫افراد اینجا به‌راستی از برگشتت
‫خوشحال شدن و امیدوارن درکنارت بمونن.

00:23:01.020 --> 00:23:04.450
‫این هم، واقعیت مسلّم و محضه.

00:23:05.500 --> 00:23:09.820
<i></i><i>‫درست می‌گه؛ چطور این
‫منظره رو از دست داده بودم.</i>

00:23:10.270 --> 00:23:17.700
<i></i><i>‫هیولاها، جانوران مقدس، و انسان‌ها
‫همه می‌تونن دور این میز درکنار هم لبخند بزنن.</i>

00:23:18.290 --> 00:23:20.910
<i></i><i>‫امیدوارم روزی، این میز کوچیک</i>

00:23:21.240 --> 00:23:23.800
<i></i><i>‫به‌قدری بزرگ بشه که تمام دنیا درش جا بشه.</i>

00:23:26.210 --> 00:23:27.880
‫من برگشتم، جناب صدراعظم!

00:23:27.880 --> 00:23:29.330
‫شرمنده نگران‌تو-

00:23:29.920 --> 00:23:31.600
‫چی شده، جناب صدراعظم؟

00:23:31.600 --> 00:23:32.640
‫جناب صدراعظم؟!

00:23:32.640 --> 00:23:34.860
‫هی، جناب صدراعظم!

00:23:35.340 --> 00:23:36.970
‫آنوبیس-ساما...

00:23:36.970 --> 00:23:38.790
‫...یهو ملد.

00:23:36.970 --> 00:23:39.970
‫قسمت بعد

00:23:36.970 --> 00:23:39.970
‫خدای دریا و آزمون دوم