﻿WEBVTT

00:00:01.890 --> 00:00:05.700
‫خوشبختانه، جراحت ارباب براون سطحی بوده.

00:00:05.700 --> 00:00:10.260
‫مایلن که بعد بهبودشون، هرچه سریع‌تر
‫ مراسم امضاء رو شروع کنیم.

00:00:10.260 --> 00:00:13.190
‫بگو ببینم، صورت ضارب رو دیده؟

00:00:13.810 --> 00:00:18.560
‫نه، تبهکار خودشو زیر
‫یه ردای کلاه‌دار مخفی کرده بود.

00:00:18.560 --> 00:00:25.010
‫اما مردی جوان، کمی بلندقدتر
‫از ارباب براون، و با یک چشم بود.

00:00:25.240 --> 00:00:30.740
‫اعلی‌حضرت مقاومت کرد و
‫دسته‌ای از خزِ ضارب رو پاره کرد،

00:00:30.740 --> 00:00:33.900
‫اما اون خز، رنگ غیرمعمولی نداره.

00:00:34.540 --> 00:00:36.970
‫پس پیدا کردنش از روی ظاهر سخته.

00:00:36.970 --> 00:00:39.420
‫چطور تونسته وارد بشه؟

00:00:39.750 --> 00:00:41.430
‫محافظ‌ها چیکار می‌کردن؟

00:00:41.430 --> 00:00:44.020
‫این شکست رو شرح بده، کاپیتان تیرین

00:00:44.020 --> 00:00:45.670
‫قربان، خیلی معذرت-

00:00:45.670 --> 00:00:46.890
‫لطفاً صبر کنید!

00:00:48.400 --> 00:00:52.190
‫ما معتقدیم که می‌تونیم ضارب رو شناسایی کنیم.

00:00:52.190 --> 00:00:53.200
‫چی؟!

00:00:56.530 --> 00:00:59.120
‫چیه سرصبحی قشقرق به پا کردین؟

00:01:01.460 --> 00:01:04.630
‫لانت، کجا بودی؟

00:01:04.630 --> 00:01:06.840
‫اوه، خب، چیزه...

00:01:06.840 --> 00:01:10.860
‫مشاهده کنید؛ از دیشب
‫ هیچ اثری از این مرد پیدا نمی‌شد.

00:01:10.860 --> 00:01:11.800
‫ها؟

00:01:11.800 --> 00:01:17.120
‫کاپیتان محافظین ملکه، متهم هستش؛
‫ شکی توش ندارم.

00:01:17.740 --> 00:01:18.330
‫ها؟

00:01:18.330 --> 00:01:19.280
‫چی؟!

00:01:19.300 --> 00:01:39.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:51.020 --> 00:02:56.030
‫اتهامی دروغین و کفتاری تنها

00:03:01.580 --> 00:03:03.580
‫پس اون ضارب ماست؟

00:03:04.120 --> 00:03:07.040
‫ترمز بابا؛ درباره چی حرف می‌زنین؟

00:03:07.040 --> 00:03:10.540
‫درسته، ارباب اشاره کرد که اون مرد
‫ یک چشمش رو مخفی کرده بود.

00:03:10.760 --> 00:03:16.250
‫و اون از قبل داخل بوده، پس نیازی
‫ به عبور از حراست نداشته.

00:03:16.250 --> 00:03:19.880
‫پس واقعاً اون بوده که ارباب حمله کرده؟!

00:03:20.410 --> 00:03:21.440
‫ها؟

00:03:22.080 --> 00:03:25.000
‫فکر کردین من بودم که اون پیری رو نفله کردم؟

00:03:26.250 --> 00:03:28.730
‫ولمون کن بابا؛ مسخره‌ست.

00:03:28.730 --> 00:03:30.720
‫چه رفتار بی‌‌شرمانه‌ای.

00:03:30.720 --> 00:03:34.060
‫پس بگو؛ دیشب کجا بودی و چیکار می‌کردی؟

00:03:35.100 --> 00:03:39.080
‫خب، حوصله ندارم به کسی بر بخورم،

00:03:39.610 --> 00:03:42.450
‫پس یه‌جورایی بالای این
‫ سالن اجتماعات خستگی در کردم.

00:03:42.450 --> 00:03:44.160
‫یک دروغ مشهود!

00:03:44.160 --> 00:03:45.130
‫عه؟

00:03:45.130 --> 00:03:46.420
‫مشکوکه.

00:03:46.420 --> 00:03:48.040
‫حقیقت رو بگو!

00:03:50.420 --> 00:03:53.320
‫هی! گفتم که چیزی نمی‌دونم!

00:03:53.320 --> 00:03:54.880
‫انقدر گیر سه‌پیچ ندیدن و-

00:04:00.710 --> 00:04:02.490
‫این مرد رو دستگیر کنید!

00:04:08.480 --> 00:04:10.610
‫لانت گفت که چیزی نمی‌دونه!

00:04:11.130 --> 00:04:15.560
‫پس بی‌گناهه؛ خودم ثابتش می‌کنم.

00:04:15.560 --> 00:04:17.350
‫چـ ـ چی؟!

00:04:18.550 --> 00:04:22.850
‫همنشین پادشاه، منظورتون اینه که
‫ خودتون متهم رو دستگیر می‌کنید؟

00:04:22.850 --> 00:04:27.660
‫می‌تونه با پاپوش دوختن
‫ برای یه‌نفر از مسئولیت فرار کنه!

00:04:27.660 --> 00:04:32.180
‫در این صورت، بنده ایشون رو همراهی می‌کنم.

00:04:33.480 --> 00:04:36.590
‫خودم برای اجازه به وقوع این جنایت مسئول هستم.

00:04:37.490 --> 00:04:41.450
‫باید قبل از مراسم فردا صبح،
‫این مسئله رو رفع کنم.

00:04:41.970 --> 00:04:43.730
‫قبل از مراسم فردا صبح...

00:04:44.300 --> 00:04:47.410
‫اما قبل از اینکه کاپیتان از اتهام تبرئه بشه،

00:04:47.410 --> 00:04:50.620
‫باید ازشون بخوام که تحت محافظت بمونن.

00:04:50.620 --> 00:04:51.520
‫هوی!

00:04:52.790 --> 00:04:54.240
‫ولم کنین!

00:04:54.240 --> 00:04:54.800
‫لانت.

00:04:56.600 --> 00:04:58.980
‫من بهت اعتماد می‌کنم، لانت.

00:04:59.280 --> 00:05:01.930
‫پس تو هم بهم اعتماد کن و منتظر بمون.

00:05:07.080 --> 00:05:08.310
‫چرا...

00:05:10.600 --> 00:05:13.020
‫چرا به‌طور کامل بهش اعتماد دارید؟

00:05:13.020 --> 00:05:15.170
‫چون کاپیتان محافظین منه!

00:05:15.750 --> 00:05:18.500
‫ولی شنیدم که تنها داوطلب بوده،

00:05:18.500 --> 00:05:23.580
‫و در مسیر اینجا، تمام گروهتون رو به‌خطر انداخته.

00:05:23.580 --> 00:05:29.250
‫بهم قول داده که دیگه جون هیچ‌کس رو به‌خطر نندازه.

00:05:29.810 --> 00:05:34.850
‫واقعاً نامعقوله که اینقدر چشم‌بسته
‫ به هرکسی ببینید اعتماد کنید.

00:05:37.230 --> 00:05:43.400
‫حتی منم کسایی که نتونم
‫بهشون اعتماد کنم رو دیدم.

00:05:44.490 --> 00:05:49.260
‫ولی حسم بهم می‌گه که
‫ لانت فرق داره و قابل‌اعتماده.

00:05:50.080 --> 00:05:51.180
‫چون...

00:05:52.030 --> 00:05:56.260
‫بذار ساریفی کاپیتان محافظین خودش رو انتخاب کنه.

00:05:57.020 --> 00:05:59.590
‫...این بخشی از اعتماد داشتن به عالیجنابه.

00:06:02.920 --> 00:06:05.720
‫شخصاً، ابداً نمی‌تونم تحملت کنم.

00:06:06.210 --> 00:06:11.960
‫ولی برای کمک به تو داره تلاش می‌کنه؛
‫می‌تونم از چشمای «کی» ببینم.

00:06:13.070 --> 00:06:18.190
‫ساری واقعاً بهت اعتماد داره.

00:06:19.570 --> 00:06:20.650
‫پس...

00:06:22.130 --> 00:06:24.450
‫تو هم باید بهش اعتماد داشته باشی.

00:06:26.040 --> 00:06:28.800
‫چرا؟ نمی‌فهمم.

00:06:29.540 --> 00:06:32.590
‫اون... عادی نیست.

00:06:34.960 --> 00:06:38.230
‫هیچ‌کس تا حالا اونطوری ازم محافظت نکرده بود.

00:06:39.890 --> 00:06:41.220
‫نه حتی اون موقع.

00:06:42.410 --> 00:06:46.850
‫مامان، طاقت بیار! قول می‌دم برات دارو بخرم!

00:06:48.960 --> 00:06:54.020
‫مدت‌ها پیش، ما کفتارها تبدیل به خائن شدیم
‫ و در مقابل پادشاه قرار گرفتیم،

00:06:54.020 --> 00:06:58.320
‫پس مجبور شدیم خارج از
‫محله‌ی مستقل خودمون زندگی کنیم.

00:06:58.570 --> 00:07:03.860
‫اگه پامون رو بیرون می‌ذاشتیم،
‫همه به‌عنوان خائن بهمون نگاه می‌کردن.

00:07:03.860 --> 00:07:05.270
‫دوباره اومد.

00:07:05.270 --> 00:07:08.980
‫اوه، خدا؛ یه کفتار بیرون از محله‌شونه؟

00:07:08.980 --> 00:07:11.400
‫شاید اومده چیزی ازمون بدزده.

00:07:12.490 --> 00:07:18.250 line:20%
‫اما بقیه کفتارها هم، من و مامانم رو
‫ خیانتکار خوندن و طردمون کردن.

00:07:19.410 --> 00:07:24.420
‫همه‌ش به‌خاطر اینه که مامانم منو
‫همراه مردی که بیرون محله بود به‌دنیا آورد.

00:07:27.920 --> 00:07:31.420
‫کفتارها تقریباً هیچ کمکی از پادشاهی نمی‌گیرن،
‫حتی بیشتر گوشه‌گیر شدیم.

00:07:31.420 --> 00:07:37.470
‫پس مادرم داره از بیماری‌ای که
‫ می‌تونست راحت با دارو درمان بشه، می‌میره.

00:07:38.550 --> 00:07:40.080
‫مامان، طاقت بیار!

00:07:41.320 --> 00:07:43.970
‫بالأخره از کارم به‌قدر کافی پول جمع کردم!

00:07:44.550 --> 00:07:46.770
‫خیلی زود برات دارو می‌خرم!

00:07:47.960 --> 00:07:49.680
‫آقا! بهم یکم دارو بده!

00:07:50.060 --> 00:07:51.840
‫مادرم مریضه!

00:07:52.440 --> 00:07:55.780
‫پسر، بهتره پولشو داشته باشی.

00:07:56.470 --> 00:07:58.360
‫معلومه که دارم! ببین!

00:07:58.630 --> 00:08:01.140
‫این کافیه؟ یالا، زود باش!

00:08:07.380 --> 00:08:08.410
‫کافی نیست؟

00:08:14.150 --> 00:08:16.510
‫بیا، بگیرش.

00:08:18.360 --> 00:08:21.630
‫بده آروم بخورتش، هربار یک‌سومش.

00:08:21.630 --> 00:08:23.180
‫بپا نندازیش.

00:08:23.180 --> 00:08:25.130
‫باشه! ممنونم، آقا!

00:08:29.610 --> 00:08:30.760
‫همون‌جا وایسا!

00:08:30.760 --> 00:08:31.350
‫ها؟

00:08:31.690 --> 00:08:33.660
‫اونکه دستته داروئه؟

00:08:33.660 --> 00:08:38.280
‫پول‌توجیبیِ یه بچه به اون نمی‌رسه؛
‫چطوری گرفتیش؟

00:08:38.690 --> 00:08:41.360
‫خـ ـ خب، رفتم و...

00:08:41.360 --> 00:08:43.790
‫به‌نظر مشکوکه؛ دزدیدیش؟

00:08:44.750 --> 00:08:47.390
‫نه! پولشو دادم!

00:08:47.390 --> 00:08:49.770
‫کار کردم و با پول خودم خریدمش!

00:08:49.770 --> 00:08:52.360
‫با پول خودت؟ دروغ نگو!

00:08:52.360 --> 00:08:55.990
‫دروغ نمی‌گم! اصلاً از داروفروش بپرسین!

00:08:56.320 --> 00:08:58.730
‫راست می‌گم! حرفمو باور کنین!

00:08:58.730 --> 00:09:02.110
‫آخه کی حرف یه کفتار رو باور می‌کنه؟

00:09:02.110 --> 00:09:03.830
‫چی؟ ولی...

00:09:04.320 --> 00:09:05.350
‫یه‌نفر...

00:09:05.350 --> 00:09:07.780
‫همیشه فکر می‌کردم حقه‌باز باشه.

00:09:07.780 --> 00:09:10.510
‫حتماً اجناسی که اون روز
‫ گم کردم کار خودش بوده.

00:09:10.510 --> 00:09:15.270
‫سربازهای پرافتخار اوزمارگو هیچ‌وقت
‫ بی‌دلیل به یه بچه تهمت نمی‌زنن.

00:09:18.140 --> 00:09:19.980
‫من اینو توقیف می‌کنم.

00:09:19.980 --> 00:09:22.140
‫پسش بده! اون مال منه!

00:09:22.140 --> 00:09:23.070
‫پسش بده!

00:09:24.280 --> 00:09:25.120
‫ای بچه...

00:09:28.980 --> 00:09:29.960
‫پسش بده.

00:09:30.340 --> 00:09:31.790
‫پسش بده!

00:09:32.420 --> 00:09:34.820
‫اونو می‌خوام! وگرنه مامانم...

00:09:34.820 --> 00:09:37.300
‫مامانم... مامانم...

00:09:37.940 --> 00:09:41.250
‫مامانم می‌میره!

00:09:49.330 --> 00:09:53.710
‫چرا هیچ‌کس حرفمو باور نکرد؟

00:09:54.730 --> 00:09:58.360
‫چون یه بچه‌م؟ چون یه کفتارم؟

00:10:00.250 --> 00:10:01.300
‫نه.

00:10:02.860 --> 00:10:05.960
‫چون مقام اون‌ها از من بالاتره.

00:10:06.630 --> 00:10:09.540
‫همه حرف کله‌گنده‌ها رو باور می‌کنن.

00:10:10.040 --> 00:10:13.100
‫معلومه اینطوریه؛ این عادی‌ـه.

00:10:13.650 --> 00:10:15.960
‫هیچ‌کس بهم اعتماد-

00:10:17.530 --> 00:10:19.300
‫من بهت اعتماد می‌کنم.

00:10:23.870 --> 00:10:27.270
‫من که می‌گم کسایی مثل تو،
‫غیرقابل اعتمادتر از همه‌ان.

00:10:27.580 --> 00:10:32.250
‫و از اونجایی که می‌تونم خیلی خونسرد دروغ بگم،
‫به‌نفعته بهم اعتماد نکنی.

00:10:33.180 --> 00:10:34.360
‫می‌دونستم.

00:10:35.770 --> 00:10:38.240
‫فقط یه دورغگوی بزرگم.

00:10:38.790 --> 00:10:43.140
‫حقیقت اینه که همیشه
‫می‌خواستم یکی بهم اعتماد کنه.

00:10:44.170 --> 00:10:50.050
‫یه‌نفر که به من، یه بچه کفتارِ بی‌سروپا اعتماد کنه.

00:10:52.290 --> 00:10:55.750
‫یه‌نفر مثل تو، ساریفی.

00:11:05.180 --> 00:11:06.650
‫ا ـ ای وای!

00:11:06.650 --> 00:11:09.490
‫هی! اوضاع بده! دیگه وقتمون تموم-

00:11:10.190 --> 00:11:11.110
‫هان؟

00:11:15.340 --> 00:11:16.500
‫لانت...

00:11:19.500 --> 00:11:20.670
‫بیا بیرون.

00:11:20.670 --> 00:11:22.940
‫از اتهامات تبرئه شدی.

00:11:27.460 --> 00:11:31.420
‫متهم یه گورکن جوان به نام ناگما بود.

00:11:31.420 --> 00:11:34.330
‫ظاهرش با تفسیر ارباب براون مطابقت داره.

00:11:34.810 --> 00:11:37.240
‫و به جرمش اعتراف کرده.

00:11:37.240 --> 00:11:40.810
‫چطور تونستید پیداش کنید، کاپیتان تیرین؟

00:11:40.810 --> 00:11:43.740
‫این به لطف همنشین پادشاه بوده.

00:11:43.740 --> 00:11:44.890
‫ساری!

00:11:45.940 --> 00:11:47.720
‫لانت! لاپ-چان!

00:11:47.720 --> 00:11:49.250
‫ساری!

00:11:50.090 --> 00:11:52.740
‫خیلی خوشحالم که آزادت کردن!

00:11:54.470 --> 00:11:58.080
‫ساری، آخه چطوری ضارب واقعی رو پیدا کردی؟

00:11:58.080 --> 00:12:00.030
‫خب، راستش،

00:12:00.030 --> 00:12:01.870
‫با استفاده از این.

00:12:04.440 --> 00:12:07.450
‫خزی که به‌عنوان مدرک برداشته شد.

00:12:07.940 --> 00:12:12.400
‫از چشم من، رنگش کاملاً با خزِ لانت فرق داره.

00:12:12.400 --> 00:12:13.300
‫چی؟!

00:12:13.300 --> 00:12:14.540
‫ببخشید؟!

00:12:15.060 --> 00:12:22.560
‫به‌نظر میاد همنشین پادشاه، به‌عنوان انسان، می‌تونن
‫ رنگ‌هایی که ما قادر به تشخیص‌شون نیستیم رو ببینن.

00:12:22.560 --> 00:12:24.220
‫غـ ـ غیرممکنه!

00:12:24.220 --> 00:12:28.250
‫امکان نداره چشمای انسان‌ها از ما برتر باشه.

00:12:28.250 --> 00:12:30.780
‫مسئله برتری نیست.

00:12:30.780 --> 00:12:34.240
‫در هرحال، سرنخ دیگه‌ای نداشتیم،

00:12:35.530 --> 00:12:40.720
‫پس از همنشین پادشاه خواستم تا با چشماش،
‫ فردی که با رنگ خز مطابقت داره رو پیدا کنه.

00:12:41.850 --> 00:12:46.080
‫بعدش، اعضای اون نژاد رو گرد هم آوردم؛

00:12:47.820 --> 00:12:51.510
‫و اونی که مشکوک رفتار می‌کرد رو پیدا کردم.

00:12:56.260 --> 00:13:01.560
‫همونطور که هنگام بازجویی اعتراف می‌کرد،
‫بلافاصله تا اینجا اسکورتش کردم.

00:13:02.940 --> 00:13:09.260
‫با بررسی پیشینه‌ش، سابقه اعتراض
‫ ضد سلطنتی‌ش مشخص شد،

00:13:09.260 --> 00:13:15.170
‫و ادعا کرد که در ازای جلوگیری از مراسم،
‫یک ترفیع بهش وعده داده شده بود.

00:13:15.530 --> 00:13:17.340
‫همم... که اینطور.

00:13:17.340 --> 00:13:19.890
‫به‌هرحال، کارتون خوب بود.

00:13:20.270 --> 00:13:28.330
‫همنشین پادشاه، از اینکه کاپیتان محافظین‌تون رو
‫ به اشتباه زندانی کردیم بسیار پوزش می‌طلبم.

00:13:28.740 --> 00:13:32.210
‫شما نیاز نیست از من عذرخواهی کنید.

00:13:32.700 --> 00:13:37.300
‫اما خب می‌خوام کسایی که به لانت
‫ تهمت‌زده بودن، ازش معذرت بخوان.

00:13:39.240 --> 00:13:44.500
‫البته؛ بنده به‌خاطر بی‌احترامی
‫ افرادم ازتون عذر می‌خوام.

00:13:45.010 --> 00:13:50.390
‫اما در زمان جاری، بگذارید مراسم رو
‫ برگزار، و این مسئله رو رفع کنیم.

00:13:50.990 --> 00:13:55.240
‫متوجه هستم استراحت نداشتید و
‫ باید خسته باشید، اما ممکنه آماده بشید؟

00:13:55.240 --> 00:13:56.950
‫باشه، فهمیدم.

00:14:02.080 --> 00:14:03.680
‫ساری، بجنب.

00:14:03.680 --> 00:14:04.600
‫بجنب.

00:14:04.600 --> 00:14:05.360
‫باشه.

00:14:08.260 --> 00:14:11.250
‫پس تو از اول هم یه سور داشتی.

00:14:11.820 --> 00:14:14.500
‫پس الکی نبود هی راحت
‫ می‌تونستی بگی بهم اعتماد داری.

00:14:15.170 --> 00:14:17.480
‫برای همچین چیزی نگفتمش.

00:14:18.340 --> 00:14:23.220
‫اما داری می‌گی، «خوش‌شانسم که یه انسانی»، مگه نه؟

00:14:24.380 --> 00:14:25.840
‫این دختر...

00:14:29.380 --> 00:14:31.630
‫حدس می‌زدم از اون حقه‌بازا باشه.

00:14:33.020 --> 00:14:34.290
‫حریفش نمی‌شم.

00:14:38.130 --> 00:14:42.650
‫ارباب براون بروز، به‌نام
‫ اعلی‌حضرت، شاه اوزمارگو،

00:14:42.650 --> 00:14:47.400
‫من شما رو به حکومت شهر ماسیا منصوب می‌کنم.

00:14:52.600 --> 00:14:58.200
‫من، براون بروز، با کمال افتخار
‫ این مقام رو می‌پذیرم.

00:15:09.530 --> 00:15:12.680
‫امیدوارم زندگی توی ماسیا
‫بعد از این راحت‌تر بشه.

00:15:13.390 --> 00:15:15.550
‫از شما هم ممنونم، کاپیتان.

00:15:15.550 --> 00:15:19.430
‫بدون شما نمی‌تونستم
‫ بی‌گناهیِ لانت رو ثابت کنم.

00:15:19.430 --> 00:15:21.020
‫بنده کاری نکردم.

00:15:21.900 --> 00:15:26.150
‫چرا مدرکی که فقط من
‫می‌‌تونستم ببینم رو باور کردین؟

00:15:27.320 --> 00:15:32.450
‫خب، بخشی به‌این دلیل بود که
‫ مدرک موثق دیگه‌ای نداشتم.

00:15:33.370 --> 00:15:37.670
‫اما زمانی که دیدم ملکه
‫ به فردی پایین‌رده کمک می‌کنه،

00:15:37.670 --> 00:15:41.880
‫و وقتی دیدم انسانی تمام تلاشش رو
‫ برای کمک به یه هیولا انجام می‌ده،

00:15:43.300 --> 00:15:47.030
‫صرفاً به‌نظر درست‌ترین کار ممکن بود.

00:15:48.940 --> 00:15:53.300
‫ممنون؛ امیدوارم بازم ببینمت.

00:15:53.530 --> 00:15:56.770
‫متأستفانه، احتمال این موضوع پایینه.

00:15:56.770 --> 00:15:57.520
‫چی؟

00:15:57.930 --> 00:16:00.730
‫بزهکارِ متهم‌شده در این حمله

00:16:00.730 --> 00:16:03.790
‫از مکانی وارد شده که باید نگهبانی می‌شد.

00:16:04.150 --> 00:16:08.790
‫به عبارتی، افرادم بدون اجازه
‫ پست‌شون رو رها کردن.

00:16:09.710 --> 00:16:14.560
‫و احتمال می‌دم برای سرپوشانی حقیقت،
‫تقصیر رو برسر محافظ شما انداختن.

00:16:15.970 --> 00:16:18.740
‫عدم تشخیص این موضوع
‫ کم‌کاری از جانب بنده بوده.

00:16:19.170 --> 00:16:22.020
‫در بهترین حالت کسر مقام، و بدترین حالت...

00:16:24.350 --> 00:16:28.370
‫به‌هرجهت، انتظار ندارم
‫ مقام فعلی‌م رو حفظ کنم.

00:16:29.200 --> 00:16:30.550
‫چقدر بد...

00:16:30.550 --> 00:16:32.170
‫چه مسخره.

00:16:32.170 --> 00:16:34.490
‫هیچ‌کدومش که تقصیر تو نبود.

00:16:35.950 --> 00:16:38.370
‫می‌خوای گناه افرادتو گردن بگیری؟

00:16:39.040 --> 00:16:42.630
‫کار یه فرمانده این نیست که
‫ خودش رو بالاتر از بقیه ببینه.

00:16:43.530 --> 00:16:46.330
‫داشتن قدرت و اختیار همچین معنایی داره.

00:16:48.770 --> 00:16:52.670
‫که اینطور؛ اما بعداً باز می‌خوام ببینمت.

00:16:54.290 --> 00:16:56.410
‫پس بعداً می‌بینمت، کاپیتان.

00:16:59.310 --> 00:17:02.330
‫درسته، تا دیداری دوباره.

00:17:14.180 --> 00:17:16.150
‫می‌دونی، من...

00:17:18.080 --> 00:17:22.730
‫می‌خوام مقام خودمو بالاتر ببرم،
‫تا بتونم یه گوشه وایسم غصه نداشته باشم.

00:17:24.760 --> 00:17:26.240
‫این چیزیه که همیشه می‌خواستم.

00:17:26.950 --> 00:17:31.490
‫چون بدون زیردست، کسی مثل من
‫ مفت نمی‌ارزه و زیر پا می‌مونه.

00:17:33.770 --> 00:17:34.410
‫ولی...

00:17:39.310 --> 00:17:43.160
‫تو به غرورم باور دا‌شتی.

00:17:47.690 --> 00:17:54.330
‫همنشین پادشاه، ملکه ساریفی،
‫ لانتولتِ کفتار هرگز این لطف رو از یاد نمی‌بره.

00:17:55.580 --> 00:18:00.750
‫بنابراین، بنده زندگی و
‫ وفاداریم رو وقف شما می‌کنم.

00:18:07.120 --> 00:18:08.770
‫و چاخان هم نبود.

00:18:10.550 --> 00:18:14.670
‫معلومه که نبود! حرفتو باور می‌کنم، لانت!

00:18:31.000 --> 00:18:36.110
‫همنشین پادشاه و همراهانش از ماسیا برگشتن.

00:18:38.720 --> 00:18:41.100
‫چی؟! توی راه چه اتفاقی افتاد؟!

00:18:44.750 --> 00:18:47.180
‫ساری، حالت خوبه؟

00:18:49.570 --> 00:18:51.220
‫اوه، مراقب باش!

00:18:55.530 --> 00:18:57.610
‫ساری! ری!

00:18:55.530 --> 00:18:58.680
‫ساری، چیزیت شده؟!

00:18:57.610 --> 00:19:00.950
‫خیلی شلوغش می‌کنین؛ فقط خوابیده.

00:19:00.950 --> 00:19:02.350
‫ساری!

00:19:02.350 --> 00:19:03.560
‫ری!

00:19:05.380 --> 00:19:09.650
‫از جانب احتیاط، ساریفی-ساما رو
‫ به درمانگاه بردم تا استراحت کنن.

00:19:09.650 --> 00:19:16.720
‫و ایشون هم مردی هستن که ساریفی-ساما به‌عنوان
‫ محافظ انتخاب کردن، اسمش لانتولت هست.

00:19:17.090 --> 00:19:19.920
‫تو یه کفتاری؟

00:19:21.520 --> 00:19:23.880
‫آره؛ مشکل داری؟

00:19:24.980 --> 00:19:26.960
‫هوی، جایگاهتو بدون!

00:19:26.960 --> 00:19:30.710
‫نمی‌خواد گارد بگیری؛ قرار نیست
‫ از پشت بهتون خنجر بزنم.

00:19:30.710 --> 00:19:32.860
‫راستش، خیلی هم به چپم نیستی.

00:19:32.860 --> 00:19:36.020
‫!چطور جرئت می‌کنی
‫اعلی‌حضرت رو اینطوری خطاب کنی؟

00:19:36.020 --> 00:19:38.560
‫تو اصلاً خفه‌خون نمی‌گیریا، مگه نه؟

00:19:39.530 --> 00:19:44.530
‫من کاپیتان محافظین ملکه‌م؛
‫حتی واسه سلطان هم کار نمی‌کنم.

00:19:44.530 --> 00:19:46.830
‫د ـ داری چه چرندیاتی می‌گی!

00:19:48.390 --> 00:19:51.490
‫مثل اینه که اون دخترک دوتا شده باشه!

00:19:51.900 --> 00:19:56.150
‫به‌عنوان شهروند این سرزمین، سوگند وفاداری
‫ به اولیاحضرت از ابتدایی‌ترین وظایفته!

00:19:56.150 --> 00:19:58.220
‫این‌چیزا دیگه قدیمی شده.

00:19:58.570 --> 00:20:01.500
‫حداقلش باید بتونی اربابی که می‌خوای
‫ بهش خدمت کنی رو انتخاب کنی.

00:20:01.500 --> 00:20:02.820
‫چـ ـ چی گفتی؟!

00:20:02.820 --> 00:20:03.940
‫من-

00:20:10.950 --> 00:20:12.970
‫ا... از حضورتون عذر می‌خوام.

00:20:15.420 --> 00:20:17.470
‫لانتولت بودی دیگه؟

00:20:18.380 --> 00:20:19.730
‫به یک سؤال جواب بده.

00:20:19.730 --> 00:20:21.180
‫چـ ـ چی؟

00:20:21.970 --> 00:20:26.110
‫به خون توی رگ‌هات افتخار می‌کنی؟

00:20:28.390 --> 00:20:31.580
‫داری امتحانم می‌کنی؟

00:20:31.890 --> 00:20:36.530
‫خب، شرمنده‌تم، اما من به اینکه
‫ یه کفتارم افتخار می‌کنم.

00:20:37.040 --> 00:20:40.060
‫هیشکی از چیزی که واقعاً هست بدش نمیاد.

00:20:40.550 --> 00:20:44.300
‫اینکه بقیه دستشون میندازن و توهین می‌کنن
‫ باعث می‌شه از خودشون متنفر بشن.

00:20:45.210 --> 00:20:47.870
‫من نمی‌خوام به همچین سرنوشتی دچار شم.

00:20:48.410 --> 00:20:52.260
‫حتی اگه شما بخوای دستور بدی
‫ که از این غرورم دست بکشم.

00:20:53.740 --> 00:20:56.410
‫ساریفی تنها کسیه که می‌تونه بهم دستور بده.

00:20:56.980 --> 00:21:00.930
‫اون تنها کسیه قلبم به حرفاش گوش می‌ده.

00:21:05.080 --> 00:21:07.290
‫بسیار خب، لانتولت.

00:21:07.920 --> 00:21:12.780
‫بدینوسیله تو رو به‌عنوان کاپیتان
‫ محافظین شخصیِ همنشین پادشاه تأیید می‌کنم.

00:21:13.440 --> 00:21:19.260
‫تبدیل به شوالیه‌، شمشیر، و سپرش شو؛
‫ هم در نام و هم در عمل.

00:21:20.230 --> 00:21:21.610
‫خب دیگه، مرخصین.

00:21:21.610 --> 00:21:22.300
‫بله، سرورم.

00:21:22.320 --> 00:21:32.320
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:33.910 --> 00:21:37.000
‫من، یه شوالیه‌؟

00:21:42.370 --> 00:21:45.190
‫خیلی‌خب؛ چرا که نه؟

00:21:47.050 --> 00:21:48.400
‫انجامش می‌دم!

00:23:25.960 --> 00:23:28.260
‫یک، دو...

00:23:28.260 --> 00:23:31.100
‫آمیت-سان، چرا داری بشقاب‌ها رو می‌شماری؟

00:23:32.420 --> 00:23:35.840
‫گل هستن؛ یه روش سنتی
‫ مورگان برای پیشگویی عشقه.

00:23:35.840 --> 00:23:39.480
‫دعا می‌کنم سالم و سلامت برگرده.

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
<font size="70">‫قسمت بعد</c>

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
‫ملاقات تصادفی یک پسر و یک کودک