﻿WEBVTT

00:00:01.320 --> 00:00:05.430
‫در این لحظه، نابسامانی قابل‌توجهی
‫ برای گزارش وجود نداره.

00:00:06.090 --> 00:00:08.640
‫صلح داره به سرزمین برمی‌گرده.

00:00:09.340 --> 00:00:12.100
‫خوشحالم که زخم‌های تو هم ترمیم شدن.

00:00:12.780 --> 00:00:14.570
‫خیلی بهت زحمت دادم.

00:00:15.030 --> 00:00:17.030
‫هرکاری برای والامقام.

00:00:17.810 --> 00:00:18.820
‫که اینطور.

00:00:20.750 --> 00:00:24.130
‫ولی قصر به‌نظر خیلی آروم نمیاد.

00:00:24.590 --> 00:00:28.330
‫این آشفتگی به‌خاطر آمادگی
‫ برای مراسمِ دو روز دیگه‌ست.

00:00:28.900 --> 00:00:34.870
‫متحدین فنریر تحت کنترل در اومدن،
‫و اعلی‌حضرت صحیح و سلامت هستن.

00:00:34.870 --> 00:00:38.350
‫باید به نشانه پیروزی،
‫با راهپیمایی در شهر جشن بگیریم.

00:00:38.610 --> 00:00:40.310
‫نیازی به زرق‌وبرق ندارم.

00:00:40.310 --> 00:00:46.280
‫اما در این پیروزی، همانند مراسم بزرگداشت،

00:00:46.280 --> 00:00:50.550
‫شاید بهتر باشه ساریفی-ساما رو
‫در معرض دید عموم قرار ندید.

00:00:51.370 --> 00:00:56.090
‫پادشاه ما جونشو به خطر انداخت تا
‫ملکه‌ش رو از چنگال دشمن نجات بده.

00:00:56.090 --> 00:00:59.690
‫اگه هردوی شما از دیوسانان بودین،
‫داستانی بسیار تکان‌دهنده می‌شد.

00:01:00.000 --> 00:01:00.920
‫هرچند،

00:01:01.590 --> 00:01:05.220
‫تنها یک اشاره به اینکه عمل شما برای یه دختر انسانی بوده،

00:01:05.220 --> 00:01:10.340
‫لکه‌ی ننگی بر این جَو پیروزمندانه خواهد بود.

00:01:16.640 --> 00:01:18.890
‫کوچکتر از اونم که سخن بیشتری بگم.

00:01:19.440 --> 00:01:22.170
‫قضاوت این مورد رو به حضرتعالی می‌سپارم.

00:01:22.194 --> 00:01:42.194
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:00.550 --> 00:03:01.490
‫آه!

00:03:01.770 --> 00:03:04.050
‫اینا از معمول هم خوشمزه‌تر به‌نظر میان.

00:03:04.050 --> 00:03:06.800
‫به مناسبت بهبود حال اعلی‌حضرت پختمشون.

00:03:06.800 --> 00:03:08.800
‫شما هم میل دارید، لانت-ساما؟

00:03:08.800 --> 00:03:12.470
‫شرمنده چشات، ولی به‌خاطر تمرین‌هام
‫ شیرینی رو ترک کردم.

00:03:12.470 --> 00:03:14.780
‫اوه؛ واقعاً اینطوره؟

00:03:15.120 --> 00:03:16.810
‫عه‌وا، ساریفی-ساما.

00:03:17.130 --> 00:03:19.040
‫حلقه‌ی دستتون چی شده؟

00:03:19.040 --> 00:03:21.550
‫اوه، راستش شکست.

00:03:21.550 --> 00:03:25.260
‫خدای من! مگه اون یه هدیه از اعلی‌حضرت نبوده؟

00:03:25.260 --> 00:03:27.270
‫ازش خبر داشتی، آمیت-سان؟

00:03:27.270 --> 00:03:33.510
‫همیشه دستتون بوده، و سنگش
‫ با رنگ چشمای پادشاه یکیه.

00:03:33.510 --> 00:03:36.480
‫هرکسی با یه نگاه متوجه می‌شه.

00:03:37.350 --> 00:03:40.330
‫برا کی مهمه اگه اون خرده‌سنگ دستت نباشه؟

00:03:40.330 --> 00:03:44.460
‫وقتی جدی‌جدی ملکه شی،
‫چیزای باکلاس‌تری گیرت میاد، مگه نه؟

00:03:44.890 --> 00:03:46.500
‫یهو یکی دلم خواست.

00:03:48.560 --> 00:03:52.360
‫اگه براتون یه هدیه از طرف فرد عزیزی باشه،

00:03:52.360 --> 00:03:56.880
‫حتی یه خرده‌سنگِ کنار جاده هم
‫ از هر جواهری درخشان‌تر می‌شه.

00:03:57.210 --> 00:03:58.580
‫آمیت-سان...

00:03:58.980 --> 00:04:01.790
‫چرا یه چیز گرون‌قیمت‌تر ازش نمی‌خوای؟

00:04:01.790 --> 00:04:05.050
‫فکر نمی‌کنم مسئله قیمتش باشه، ساریفی-ساما،

00:04:05.050 --> 00:04:09.280
‫شاید بهتر باشه از اعلی‌حضرت بخواید
‫ یه‌چیز دیگه برای جایگزینش بهتون بده.

00:04:11.880 --> 00:04:12.860
‫حلقه‌ت؟

00:04:13.140 --> 00:04:15.470
‫اوه، پس شکسته.

00:04:15.910 --> 00:04:19.860
‫ولی اونو برای کاهش تأثیر مِه بهت داده بودم،

00:04:20.250 --> 00:04:23.820
‫و حالا بدنت نسبت بهش مقاوم شده.

00:04:24.090 --> 00:04:25.830
‫دیگه نیازی بهش نداری.

00:04:26.440 --> 00:04:27.780
‫هی، عالیجناب،

00:04:28.230 --> 00:04:32.780
‫یادته وقتی اون حلقه رو بهم دادی، بهت چی گفتم؟

00:04:36.930 --> 00:04:38.410
‫ببخشید! هیچی نیست!

00:04:39.110 --> 00:04:42.390
‫آره دیگه، برای خیلی وقت پیشه.

00:04:42.650 --> 00:04:44.140
‫تعجب هم نداره.

00:04:44.140 --> 00:04:45.070
‫ساریفی.

00:04:46.050 --> 00:04:48.550
‫بیا؛ می‌خوام یه‌چیزی نشونت بدم.

00:04:51.790 --> 00:04:53.730
‫کجا داریم می‌ریم، عالیجناب؟

00:04:53.730 --> 00:04:56.060
‫تا الانم خیلی پرواز کردیم.

00:04:56.720 --> 00:04:57.780
‫رسیدیم.

00:04:57.780 --> 00:04:58.730
‫ها؟

00:05:08.840 --> 00:05:09.900
‫یه درخت...

00:05:10.540 --> 00:05:15.940
‫منو یاد درختی که قصر توش ساخته‌شده میندازه،
‫ولی این‌یکی خیلی تنومندتره.

00:05:16.690 --> 00:05:19.750
‫هاله‌ی جادویی معمولاً این
‫ درخت کبیر رو از دید مخفی می‌کنن.

00:05:20.520 --> 00:05:21.460
‫اینجا فرود میایم.

00:05:22.950 --> 00:05:26.170
‫چه عجیب؛ یه چشمه‌ی آبی رنگ اینجاست.

00:05:26.670 --> 00:05:29.310
‫این آب، به اثر مِه آلوده نیست.

00:05:29.830 --> 00:05:33.390
‫چنین چشمه‌ی پاکی، یکی از عجایب اوزمارگوئه.

00:05:33.920 --> 00:05:40.290
‫میوه‌ی آمبروسیا که حلقه‌ت رو باهاش ساختم،
‫فقط توی این مکان رشد می‌کنه.

00:05:41.010 --> 00:05:42.900
‫گفته می‌شه این چشمه‌ی آبی

00:05:42.900 --> 00:05:49.170
‫باقی‌مونده از روزگاریه که به‌جای ابرهای مه‌آلود،
‫آسمان آبی این سرزمین رو پوشونده بود.

00:05:50.070 --> 00:05:51.740
‫اوزمارگو قبلاً اون‌شکلی بوده؟

00:05:52.100 --> 00:05:55.450
‫این طبق یه افسانه‌ست؛ حقیقت رو نمی‌دونم.

00:05:55.800 --> 00:05:59.170
‫ولی براساس اون افسانه،
‫ این مکان رو مقدس می‌دونن.

00:05:59.640 --> 00:06:05.580
‫تنها خاندان سلطنتی قدرتمند و کشیش‌های برگزیده
‫می‌تونستن از هاله‌ی جادوییِ محافظش عبور کنن.

00:06:05.580 --> 00:06:08.700
‫پس عیبی نداره کسی مثل من اینجا بیاد؟

00:06:09.170 --> 00:06:11.170
‫همیشه می‌خواستم نشونت بدم.

00:06:11.490 --> 00:06:15.890
‫این رنگ آبی پاک و زیبا،
‫ که درست همرنگ چشمای خودته.

00:06:16.730 --> 00:06:18.650
‫مـ ـ ممنون.

00:06:18.930 --> 00:06:22.110
‫ولی رنگ چشمای خودتم قشنگه ها، عالیجناب.

00:06:22.620 --> 00:06:25.050
‫مثل آتیش گرمه.

00:06:26.040 --> 00:06:27.060
‫ساریفی،

00:06:27.760 --> 00:06:28.600
‫دستت رو بده.

00:06:29.490 --> 00:06:30.710
‫اون‌یکی.

00:06:31.530 --> 00:06:34.170
‫مگه انگشت سوم دست چپ نیست،

00:06:34.990 --> 00:06:38.270
‫که حلقه یه معنای خاص داره؟

00:06:41.140 --> 00:06:42.390
‫عالیجناب،

00:06:43.060 --> 00:06:49.090
‫می‌دونید توی سرزمین انسان‌ها گذاشتن یه‌ حلقه
‫رو انگشت سومِ دست چپ چه معنایی داره؟

00:06:49.370 --> 00:06:50.440
‫خب، می‌دونی،

00:06:51.470 --> 00:06:55.590
‫نشونه‌ای از یه قوله که تا ابد کنار هم می‌مونیم.

00:06:56.760 --> 00:06:58.350
‫یادت مونده بود؟

00:07:00.020 --> 00:07:01.510
‫واقعاً خوشحالم.

00:07:01.510 --> 00:07:02.480
‫ممنونم.

00:07:02.810 --> 00:07:07.100
‫اون هنوز فقط یه شیء بداهه ساخته‌شده‌ست؛
‫ یه‌لحظه عقب وایسا.

00:07:24.270 --> 00:07:29.120
‫حلقه‌ی قبلیت رو به‌عنوان ابزاری
‫ برای محافظت ازت می‌دیدم.

00:07:29.540 --> 00:07:30.720
‫ولی این‌یکی

00:07:31.050 --> 00:07:33.680
‫یه نشونه‌ی واقعی از عهدمونه.

00:07:34.980 --> 00:07:39.230
‫اثبات اینکه من و تو هرگز از هم جدا نمی‌شیم.

00:07:41.800 --> 00:07:43.110
‫چیکار کنم؟

00:07:43.570 --> 00:07:47.230
‫اشکالی نداره که خودمو
‫ به دست این احساسات بسپرم؟

00:07:48.070 --> 00:07:52.020
‫دیگه نمی‌تونم به وقتی که نمی‌شناختمشون برگردم.

00:07:53.800 --> 00:07:54.840
‫ساریفی.

00:07:55.770 --> 00:08:00.240
‫تو مراسم فردا، با اون حلقه کنار من بایست.

00:08:00.820 --> 00:08:04.940
‫به‌عنوان تنها ملکه‌ی قانونی آینده‌ام.

00:08:05.560 --> 00:08:08.690
‫من، کنار عالیجناب وایسم؟

00:08:09.040 --> 00:08:10.220
‫پادشاه!

00:08:10.220 --> 00:08:12.160
‫زنده باد پادشاه!

00:08:12.160 --> 00:08:14.250
‫زنده باد اوزمارگو!

00:08:20.400 --> 00:08:23.890
‫من توی مراسم شرکت نمی‌کنم.

00:08:23.890 --> 00:08:25.340
‫ساریفی...

00:08:25.650 --> 00:08:28.810
‫آخه اگه بیام، هیاهوی بزرگی می‌شه.

00:08:28.810 --> 00:08:30.830
‫خودم همه‌شونو ساکت می‌کنم.

00:08:31.130 --> 00:08:33.430
‫تمام حرفای آزاردهنده رو محو می‌کنم.

00:08:33.430 --> 00:08:36.150
‫قسم می‌خورم ازت محافظت کنم!

00:08:36.150 --> 00:08:41.120
‫«حرف آزاردهنده» نیست؛ صدای مردمِ این سرزمینه.

00:08:42.490 --> 00:08:44.490
‫مرسی که به فکرم هستی.

00:08:44.490 --> 00:08:48.820
‫ولی تبدیل به ملکه‌ای می‌شم
‫ که لایقت باشه، عالیجناب،

00:08:49.360 --> 00:08:50.830
‫پس تا اون‌موقع منتظر باش.

00:08:50.830 --> 00:08:52.460
‫ساریفی...

00:08:52.460 --> 00:08:53.560
‫در عوض،

00:08:53.990 --> 00:08:57.960
‫وقتی مراسم تموم شد،
‫دوباره پادشاهِ خودم باش، باشه؟

00:09:00.190 --> 00:09:02.430
‫باشه؛ متوجه شدم.

00:09:02.750 --> 00:09:04.190
‫پادشاه!

00:09:04.190 --> 00:09:07.770
‫شاید یه‌مقدار عجول بودم.

00:09:04.630 --> 00:09:05.950
‫زنده باد پادشاه!

00:09:08.810 --> 00:09:12.530
‫ساریفی، بهت اطمینان کامل دارم.

00:09:16.240 --> 00:09:17.610
‫چه گیری افتادیم.

00:09:17.930 --> 00:09:20.520
‫واقعاً همه‌ی اینا رو تو اتاقت می‌خوای؟

00:09:20.520 --> 00:09:22.100
‫کمک می‌کنیم ببریشون!

00:09:21.440 --> 00:09:22.820
‫کمک!

00:09:22.820 --> 00:09:27.630
‫شرمنده؛ وقتی یه کتاب چشمم رو می‌گیره،
‫تا سریع همه‌شو نخونم، نمی‌تونم استراحت کنم.

00:09:27.630 --> 00:09:32.090
‫اصلاً کجای کتاب‌خونی حال می‌ده؟
‫ تو کت من یکی که نمی‌ره.

00:09:32.550 --> 00:09:35.100
‫کتاب‌ها پر از چیزاییه که نمی‌دونی.

00:09:38.570 --> 00:09:39.300
‫اوه؟

00:09:39.300 --> 00:09:41.260
‫خدای من.

00:09:41.260 --> 00:09:44.530
‫صمیمانه از حضورتون عذر می‌خوام، همنشین پادشاه.

00:09:44.530 --> 00:09:46.230
‫صدمه‌ای که بهتون وارد نشده؟

00:09:46.230 --> 00:09:48.620
‫اوه، نه؛ خوبم.

00:09:49.250 --> 00:09:50.290
‫پس با اجازه شما.

00:09:51.500 --> 00:09:52.510
‫اون کیه؟

00:09:52.510 --> 00:09:57.450
‫قاضی ست-سان؛ البته منم خیلی باهاش حرف نزدم.

00:09:57.450 --> 00:09:59.920
‫ظاهر غلط‌اندازی داره ها.

00:10:00.750 --> 00:10:01.670
‫همش همین بود؟

00:10:02.340 --> 00:10:04.880
‫پس بهتره زودتر برگردی اتاقت.

00:10:05.650 --> 00:10:07.580
‫انگار می‌خواد بارون بگیره.

00:10:13.680 --> 00:10:15.550
‫حالا آروم‌تر شدی؟

00:10:15.930 --> 00:10:18.010
‫آره، دیگه خوبـ ـ

00:10:21.650 --> 00:10:26.630
‫فکر کنم زخم روی قلبت تقصیر من باشه.

00:10:27.030 --> 00:10:28.030
‫منظورت چیه؟

00:10:28.310 --> 00:10:30.780
‫گفتی همه‌چیز از شبی مثل امشب شروع شد،

00:10:30.780 --> 00:10:34.480
‫وقتی متوجه شدی قراره یه قربانی باشی.

00:10:35.850 --> 00:10:41.080
‫اجداد سلطنتی‌م مراسم قربانی رو
‫تصویب کردن، و من ادامه‌ش دادم.

00:10:41.080 --> 00:10:42.330
‫ولی، عالیجناب، تو-

00:10:42.330 --> 00:10:46.680
‫درسته، هیچ‌وقت دخترهای قربانی رو نخوردم،

00:10:47.160 --> 00:10:51.710
‫ولی نمی‌تونم به دخترهایی که ازشون گذشتم
‫ و رهاشون کردم، هیچ کمکی بکنم.

00:10:52.340 --> 00:10:58.620
‫و زمانی که یه‌بار به‌عنوان قربانی انتخاب شدن،
‫ هرگز نمی‌تونن به زندگی قبلی‌شون برگردن.

00:10:59.120 --> 00:11:05.270
‫حتی الانم که در کنارتم،
‫قادر به آروم کردن این طوفان نیستم.

00:11:06.600 --> 00:11:10.000
‫هی، عالیجناب، می‌شه یه داستان برام بگی؟

00:11:10.000 --> 00:11:10.830
‫داستان؟

00:11:10.830 --> 00:11:11.520
‫آره.

00:11:12.170 --> 00:11:13.430
‫بسیار خب.

00:11:13.790 --> 00:11:16.400
‫پس یه داستان در مورد مادرم بهت می‌گم.

00:11:17.100 --> 00:11:17.980
‫مشکلی نداری؟

00:11:18.330 --> 00:11:24.870
‫ناعادلانه‌ست که گذشته‌ی تو رو بدونم
‫ و چیزی از گذشته‌ی خودم نگم.

00:11:26.660 --> 00:11:30.340
‫وقتی بچه بودم، کسی که گفتن «مادر»مه

00:11:30.340 --> 00:11:34.660
‫نقاشی‌ای از ملکه‌ی مرحوم بود که
‫ گفتن کمی بعد از تولدم از دنیا رفته.

00:11:35.660 --> 00:11:37.410
‫اما اون ملکه

00:11:37.860 --> 00:11:39.950
‫مادر من نبود.

00:11:40.600 --> 00:11:44.090
‫پس من واقعاً از کجا اومدم؟

00:11:44.600 --> 00:11:50.070
‫اصلاً مادری دارم؟ هنوز جایی در این دنیا زنده‌ست؟

00:11:50.900 --> 00:11:53.420
‫حتی الانم افکاری ذهنمو مشغول می‌کنه.

00:11:54.390 --> 00:11:59.280
‫آیا پدرم که از دیگر نژادها متنفر بود،
‫ مادرم رو دوست داشته؟

00:11:59.640 --> 00:12:03.620
‫آیا مادرم که هیچ‌وقت ندیدمش، منو دوست داشته؟

00:12:04.500 --> 00:12:10.610
‫آیا کسی بوده که خواستار تولد من بوده باشه؟

00:12:10.960 --> 00:12:12.100
‫عالیجناب...

00:12:12.370 --> 00:12:18.640
‫منو ببخش؛ از برابری حرف زدم،
‫ولی دونستن یا ندونستن این برات فرقی نمی‌کنه.

00:12:19.150 --> 00:12:19.750
‫نه.

00:12:20.430 --> 00:12:22.300
‫ممنون که بهم گفتی.

00:12:23.590 --> 00:12:27.120
‫عالیجناب که با خونِ دو نژاد متضاد به‌دنیا اومده.

00:12:27.940 --> 00:12:31.350
‫منی که والدینم رهام کردن.

00:12:31.890 --> 00:12:36.560
‫حتی اگه هیچ‌کس نمی‌خواست ما به‌دنیا بیایم،

00:12:36.560 --> 00:12:38.380
‫کاریش نمی‌تونیم بکنیم، مگه نه؟

00:12:38.380 --> 00:12:40.270
‫آخه، الانشم اینجاییم.

00:12:41.500 --> 00:12:46.490
‫به‌لطف همون، الان می‌تونیم کسی رو بخوایم،
‫و توسط دیگران خواسته بشیم،

00:12:47.060 --> 00:12:49.700
‫و همین اهمیتش بیشتر از هرچیز دیگه‌ایه.

00:12:50.250 --> 00:12:52.110
‫آره، درست می‌گی.

00:12:52.690 --> 00:12:55.710
‫ارزشِ گذشته، از حال کمتر‌ه.

00:12:56.180 --> 00:12:58.640
‫و همینطور آینده.

00:12:59.290 --> 00:13:00.310
‫ساریفی.

00:13:00.970 --> 00:13:01.900
‫چیه؟

00:13:02.290 --> 00:13:05.810
‫یه‌مدته که یه فکری ذهنمو مشغول کرده.

00:13:07.110 --> 00:13:13.570
‫چند شب آشکارسازیِ بعدی،
‫یوآنا قراره قربانی دیگه‌ای بفرسته.

00:13:14.090 --> 00:13:14.760
‫اوهوم.

00:13:15.340 --> 00:13:19.750
‫فقط هم برای یه مدت می‌شه دربار رو گول زد.

00:13:20.360 --> 00:13:24.890
‫و در هرصورت قربانی‌ها عذاب می‌بینن.

00:13:25.580 --> 00:13:29.130
‫وقتش شده این مشکل رو از منبعش ریشه‌کن کنیم.

00:13:29.830 --> 00:13:31.080
‫داری می‌گی...

00:13:31.750 --> 00:13:34.700
‫می‌خواد مراسم قربانی رو لغو کنه؟

00:13:35.680 --> 00:13:40.180
‫در این جهان، قربانی‌کردن
‫یه تعادل قدرت بین انسان‌ها و هیولاهاست.

00:13:40.180 --> 00:13:44.800
‫نسل قدیمی‌تر که جنگ رو به‌چشم دیدن
‫ قراره با این تصمیم مخالفت کنن؛

00:13:44.800 --> 00:13:48.680
‫اما نسل جدید یاد نگرفته که
‫ از انسان‌ها متنفر باشه،

00:13:48.680 --> 00:13:50.900
‫و تعدادشون هم قطعاً بیشتر می‌شه.

00:13:51.370 --> 00:13:59.100
‫اگه بخوان بدون تعصب و نزاعِ دوران قدیم،
‫به‌طور جدی با انسان‌ها روبرو بشن،

00:13:59.440 --> 00:14:04.330
‫الان باید پایه‌ای برای روابط عادی
‫میان قلمروها ایجاد کنم.

00:14:04.770 --> 00:14:07.390
‫این وظیفه‌ی من به‌عنوان پادشاهه.

00:14:08.070 --> 00:14:09.400
‫عالیجناب...

00:14:09.400 --> 00:14:15.380
‫اما برای اون کار مانعی سد راه‌مون داریم:
‫اصل مصونیت دوجانبه.

00:14:15.900 --> 00:14:18.210
‫اصل مصونیت دوجانبه؟

00:14:18.670 --> 00:14:24.160
‫هرکس در هر جهتی، یا به هر دلیلی
‫ بخواد از مرز عبور کنه،

00:14:24.160 --> 00:14:26.680
‫اینکار رو با پذیرفتن خطرش انجام می‌ده.

00:14:26.960 --> 00:14:31.220
‫برای صلح با یوآنا، باید
‫نماینده‌هایی رو براشون بفرستیم.

00:14:31.660 --> 00:14:35.290
‫اما کسی نمی‌تونه امنیت اون نماینده‌ها رو تضمین کنه.

00:14:36.680 --> 00:14:40.200
‫پس اگه به هردلیلی جونشون رو از دست بدن...

00:14:40.490 --> 00:14:43.570
‫نفرت انسان‌ها روزبه‌روز بیشتر،

00:14:43.570 --> 00:14:46.660
‫و مسیر صلح برامون بلند و بلندتر می‌شه.

00:14:47.270 --> 00:14:50.880
‫درست همونطور که قلمرو هیولاها
‫ برای انسان‌ها خطرناکه،

00:14:50.880 --> 00:14:54.400
‫قلمرو انسانی هم برای هیولاها جای خطرناکیه.

00:14:55.430 --> 00:14:56.320
‫انسان؟

00:14:57.270 --> 00:14:58.420
‫عالیجناب...

00:14:59.290 --> 00:15:02.220
‫می‌شه من نماینده باشم؟

00:15:04.390 --> 00:15:05.570
‫چونکه من...

00:15:05.594 --> 00:15:09.594
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:15:09.590 --> 00:15:11.300
‫بنده مخالفم!

00:15:11.570 --> 00:15:14.760
‫به‌هم زدن مراسم قربانی کاری کاملاً نسنجیده‌ست.

00:15:14.760 --> 00:15:17.670
‫هیچ احدی قرار نیست با این موافقت کنه.

00:15:17.670 --> 00:15:20.390
‫لزومی نیست این تغییر فوری باشه.

00:15:20.730 --> 00:15:26.690
‫خواستار ایجاد فضایی هستم تا
‫قلمروهامون بتونن مستقیم باهم گفتگو کنن.

00:15:26.690 --> 00:15:28.440
‫همین مشکلمونه!

00:15:29.060 --> 00:15:31.550
‫متوجه هستید اگه به سمت یوآنا بریم

00:15:31.550 --> 00:15:34.250
‫دیده‌شدنمون به چه معناست؟

00:15:34.680 --> 00:15:35.440
‫طبیعتاً.

00:15:36.130 --> 00:15:38.850
‫در راستای ترمیم روابط دیپلماتیک‌مون در آینده،

00:15:38.850 --> 00:15:43.980
‫اوزمارگو از این پس با یوآنا
‫به‌عنوان ملتی برابر مذاکره خواهد کرد.

00:15:44.710 --> 00:15:48.190
‫ا ـ اما سرورم، چطور یوآنا می‌تونه با ما برابر باشه؟

00:15:48.190 --> 00:15:52.710
‫سرکوبی شورشی‌ها بهتون اجازه داد
‫اعتبار سلطنتی‌تون رو حفظ کنید،

00:15:52.710 --> 00:15:55.430
‫ولی مردم قرار نیست از این چشم‌پوشی کنن!

00:15:55.430 --> 00:15:59.890
‫این «مردم» که می‌گید،
‫ منظور خودتون نیستید، بابابزرگا؟

00:16:00.270 --> 00:16:05.640
‫بیشتر مردم این دوره‌زمونه،
‫انقدری آدم ندیدن که بخوان ازشون متنفر باشن.

00:16:05.640 --> 00:16:10.430
‫وقتی حرفاشونو به یه‌ورتونم نمی‌گیرید،
‫ لازم نکرده جای ملت حرف بزنید.

00:16:10.430 --> 00:16:12.070
‫چـ ـ چه گستاخ!

00:16:12.070 --> 00:16:13.880
‫مواظب حرف زدنت باش!

00:16:13.880 --> 00:16:15.860
‫صحبت با شماها به هیچ‌جا ختم نمی‌شه.

00:16:16.520 --> 00:16:18.510
‫اگه ساریفی می‌ره، منم باهاش می‌رم.

00:16:18.930 --> 00:16:20.840
‫محافظ برا همین کارا نیست؟

00:16:21.430 --> 00:16:24.460
‫لانت، باید یکم حرف بزنیم.

00:16:25.970 --> 00:16:31.390
‫دکی! اگه من باهات بیام
‫تمام مشکلاتمون حل می‌شه.

00:16:31.670 --> 00:16:37.540
‫اما اگه هیولایی مثل تو بخواد
‫ با آدما دعوا راه بندازه، برامون دردسر می‌شه.

00:16:38.160 --> 00:16:40.230
‫می‌تونی قول بدی دعوا نمی‌کنی؟

00:16:40.230 --> 00:16:41.220
‫نچ!

00:16:41.220 --> 00:16:42.180
‫دیدی؟

00:16:43.050 --> 00:16:47.140
‫البته، گفتنش آسون‌تر از عملی کردنشه.

00:16:47.620 --> 00:16:50.120
‫عالیجناب، مسئله رو حل کردی؟

00:16:50.120 --> 00:16:55.080
‫نه؛ آنوبیس می‌خواد تنها باهات حرف بزنه.

00:16:55.350 --> 00:16:57.040
‫جناب صدراعظم؟

00:17:05.990 --> 00:17:10.630
‫واقعاً که؛ دخترای جوونِ این دوره‌زمونه
‫ حتی نمی‌تونن درست تمیزکاری کنن؟

00:17:11.260 --> 00:17:13.090
‫داری ادای کی رو درمیاری؟!

00:17:15.040 --> 00:17:19.140
‫دخترک، تو واقعاً باور داری
‫ هیولاها و انسان‌ها می‌تونن

00:17:19.140 --> 00:17:21.340
‫باهم به توافق برسن؟

00:17:21.620 --> 00:17:25.320
‫خب، می‌دونم قرار نیست کار راحتی باشه، ولی-

00:17:25.320 --> 00:17:27.360
‫نمی‌خواد برام داستان بگی.

00:17:27.730 --> 00:17:29.310
‫با آره یا نه جوابمو بده.

00:17:30.530 --> 00:17:32.770
‫فکر کنم... بتونیم.

00:17:33.260 --> 00:17:36.240
‫و با داوطلب‌شدن به‌عنوان یه نماینده،

00:17:36.240 --> 00:17:39.870
‫به‌نظرت می‌تونی پلی بین هیولاها و انسان‌ها باشی؟

00:17:39.870 --> 00:17:41.610
‫بهتره راستشو بگی، دخترک!

00:17:41.610 --> 00:17:45.930
‫من پل بشم؟ دیگه خیلی داری
‫ بزرگش می‌کنی، جناب صدراعظم.

00:17:45.930 --> 00:17:47.880
‫منظورم دقیقاً همین بود!

00:17:47.880 --> 00:17:51.600
‫چه آزاردهنده! می‌دونستم
‫حرف‌زدن با انسان‌ها همش اتلاف وقته!

00:17:51.600 --> 00:17:55.080
‫منظورت «انسان‌ها» نیست،
‫منظورت حرف‌زدن با منه، نه؟

00:17:57.020 --> 00:18:02.180
‫این اصلاً مربوط به انسان‌ها یا هیولاها نیست،
‫شما فقط از من بدت میاد.

00:18:03.340 --> 00:18:07.940
‫اگه کسی به کله‌شقیه شما بتونه هرفرد رو
‫ بدون درنظر گرفتن نژاد‌شون ببینه،

00:18:07.940 --> 00:18:09.720
‫پس مطمئنم بقیه هم می‌تونن.

00:18:10.410 --> 00:18:13.390
‫اگه همو ببینن و از هم بدشون بیاد یه چیزه.

00:18:13.390 --> 00:18:18.280
‫اما کاملاً به‌هم غریبه‌ن
‫و بخوان از هم متنفر باشن؟

00:18:19.070 --> 00:18:21.240
‫این چیزیه که ترس به تنم میندازه.

00:18:21.940 --> 00:18:27.030
‫پس اگه رفتن به یوآنا حتی
‫ یه‌ذره هم که شده آینده رو تغییر می‌ده،

00:18:27.030 --> 00:18:30.280
‫براش تمام توانمو به‌کار می‌گیرم.

00:18:31.310 --> 00:18:36.460
‫اگه کاری باشه که بتونم برای رسیدن
‫ به آینده‌ ایده‌آلِ عالیجناب انجام بدم،

00:18:36.990 --> 00:18:40.600
‫اگه این بتونه کمکی به فردی باشه
‫ که منِ الان رو ساخته...

00:18:41.850 --> 00:18:43.150
‫بسیار خب.

00:18:43.630 --> 00:18:50.020
‫من با مأموریت دیپلماتیک به یوآنا و
‫شایستگیِ تو به‌عنوان نماینده موافقت می‌کنم.

00:18:50.490 --> 00:18:53.980
‫این رو شخصاً به اعضای شورا اطلاع می‌دم.

00:18:53.980 --> 00:18:55.840
‫مرسی، جناب صدراعظم!

00:18:55.840 --> 00:18:57.690
‫گمونم هر چندوقت یه‌بار می‌تونی خوب باشی!

00:18:58.140 --> 00:19:00.100
‫الان می‌رم به عالیجناب می‌گم، باشه؟

00:19:01.420 --> 00:19:03.840
‫محض خاطر عالیجناب، ها؟

00:19:04.550 --> 00:19:07.120
‫مثل همیشه یه دختر رو اعصابه.

00:19:08.180 --> 00:19:10.590
‫که اینطور؛ پس آنوبیس قبول کرد.

00:19:11.270 --> 00:19:12.460
‫خیلی‌خب.

00:19:12.690 --> 00:19:15.580
‫پیامم به یوآنا رو به تو می‌سپارم.

00:19:16.360 --> 00:19:17.420
‫عالیجناب!

00:19:17.760 --> 00:19:21.670
‫گرچه لانتولت و چندین محافظ همراهیت می‌کنن.

00:19:21.670 --> 00:19:24.920
‫ها؟ اما اینطوری رفتنم چه فرقی ایجاد می‌کنه؟

00:19:25.340 --> 00:19:27.560
‫به هرحال امنیتِ تو در اولویته.

00:19:28.010 --> 00:19:29.520
‫عالیجناب، لطفاً.

00:19:29.520 --> 00:19:32.320
‫می‌دونم مورد اعتمادترین فرد نیستم، اما-

00:19:32.640 --> 00:19:34.740
‫نه!‌ من-

00:19:34.740 --> 00:19:36.310
‫ترمز بگیرین!

00:19:36.620 --> 00:19:41.350
‫برای جانور مقدس،‌ ققنوس کبیر،
‫ بنّو-ساما راهو وا کنین!

00:19:41.350 --> 00:19:47.230
‫اینجانب نه آدمم، نه هیول،
‫پس احدالناسی به آقاتون گیر نمی‌ده، مغزفندقیا!

00:19:49.420 --> 00:19:50.450
‫بنو-چان!

00:19:50.820 --> 00:19:51.950
‫آخیش.

00:19:51.950 --> 00:19:53.010
‫آره درسته!

00:19:53.010 --> 00:19:56.350
‫قوانین هیولاها و انسان‌ها
‫شامل جانوران مقدس نمی‌شه!

00:19:56.350 --> 00:20:00.690
‫آفرین، دخی؛ راحت پشتم بشین و می‌ریم صفا.

00:20:01.010 --> 00:20:04.720
‫اگه با بنو-چان برم، می‌تونم تا یوآنا امن پرواز کنم.

00:20:04.720 --> 00:20:06.130
‫لطفاً، عالیجناب!

00:20:08.760 --> 00:20:10.570
‫حریفت نمی‌شم.

00:20:11.590 --> 00:20:16.490
‫حدسم درست بود؛ در تمام این سندها هیچ ردّی نیست.

00:20:17.430 --> 00:20:20.700
‫حاملگی ملکه‌ها و صیغه‌های پادشاه.

00:20:20.700 --> 00:20:25.480
‫مکان و زمان تولد، آب‌وهوای وقت،
‫ کشیش حضور یافته...

00:20:25.480 --> 00:20:31.070
‫تمام این جزئیاتی که باید ضبظ می‌شده
‫ به‌طور آشکارا مفقود شده.

00:20:31.650 --> 00:20:34.640
‫و تنها برای یک اشراف.

00:20:34.950 --> 00:20:35.930
‫درسته،

00:20:36.640 --> 00:20:40.410
‫تنها سوابق پادشاه فعلیِ این سرزمین!

00:20:43.140 --> 00:20:47.190
‫ساریفی-ساما، خیلی خیلی مراقب باشید!

00:20:47.190 --> 00:20:50.250
‫اگه دیدین خطری تهدیدتون می‌کنه سریع برگردین!

00:20:49.370 --> 00:20:50.790
‫ساری!

00:20:50.790 --> 00:20:51.680
‫ری!

00:20:51.680 --> 00:20:56.350
‫هنوز ابداً خوشم نمیاد؛
‫انگارنه‌انگار محافظ‌بودن کارمه.

00:20:56.350 --> 00:20:58.740
‫از همه ممنون که بدرقه‌م می‌کنین.

00:20:59.110 --> 00:21:01.450
‫اما شاه هم خیلی سنگدله ها.

00:21:01.450 --> 00:21:04.980
‫باورم نمی‌شه حتی برا یه خداحافظی
‫ ساده هم نیومد؛ هنوز قهره؟

00:21:04.980 --> 00:21:06.780
‫اینطور نیست.

00:21:06.780 --> 00:21:11.600
‫وقتی از قصر بیرون میومدم
‫ باهام خداحافظی‌هاشو کرد.

00:21:12.510 --> 00:21:17.170
‫فقط کافیه نامه‌ت برسونم و با جواب برگردم، درسته؟

00:21:19.740 --> 00:21:21.470
‫خب پس، دیگه می‌رم.

00:21:22.660 --> 00:21:23.750
‫ساریفی.

00:21:24.810 --> 00:21:30.600
‫درحال حاضر نماینده‌کردنِ تو
‫ احتمالاً بهترین انتخابیه که دارم.

00:21:30.600 --> 00:21:36.430
‫این تصمیم حتی ممکنه خودشو در تاریخ هم ثبت کنه.

00:21:37.410 --> 00:21:38.980
‫اما هنوزم من...

00:21:42.360 --> 00:21:46.360
‫عالیجناب، یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

00:21:46.760 --> 00:21:51.640
‫می‌دونم که گفتم چون مورد اعتماد نیستم نگرانم بودی.

00:21:52.090 --> 00:21:53.340
‫اما اشتباه می‌کردم، نه؟

00:21:53.690 --> 00:22:00.870
‫تو فقط چون خیلی بهم اهمیت می‌دی نگرانم بودی.

00:22:02.270 --> 00:22:03.460
‫پس...

00:22:05.690 --> 00:22:07.990
‫نمی‌گم که نگرانم نباشی.

00:22:07.990 --> 00:22:10.580
‫به‌جاش، ازت می‌خوام منتظر باشی.

00:22:12.420 --> 00:22:18.130
‫اگه تو منتظرم باشی،
‫اگه جایی به‌عنوان خونه داشته باشم،

00:22:18.660 --> 00:22:21.230
‫می‌تونم فقط از همین یه‌عالمه شجاعت بگیرم.

00:22:22.360 --> 00:22:23.190
‫باشه.

00:22:25.510 --> 00:22:28.280
‫منتظر برگشتت می‌مونم.

00:22:28.280 --> 00:22:29.020
‫پس...

00:22:29.460 --> 00:22:32.290
‫بذار تا حد مرگ نگرانت باشم.

00:22:33.100 --> 00:22:33.780
‫باشه.

00:22:35.230 --> 00:22:38.020
‫برمی‌گردم، عالیجناب.

00:22:42.160 --> 00:22:46.930
‫تولدِ پادشاه رازی حیاتی رو با خودش داره.

00:22:47.300 --> 00:22:51.900
‫احتمالاً کسی که اونو افشا کنه،
‫باعث دگرگونیِ همه‌چیز می‌شه.

00:22:51.900 --> 00:22:54.180
‫لطفاً مراقب خودتون باشید!

00:22:54.180 --> 00:22:55.620
‫ساری!

00:22:55.620 --> 00:22:57.230
‫بهتره جلدی برگردی ها!

00:22:57.630 --> 00:22:59.700
‫بعداً می‌بینمتون، بچه‌ها!

00:23:01.910 --> 00:23:07.860
‫به عبارتی، اگه ازش پرده بردارم،
‫بالأخره بهش دست پیدا می‌کنم،

00:23:08.160 --> 00:23:10.690
‫جاه‌طلبی دیرینه‌ام!

00:23:10.714 --> 00:23:12.714
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:12.738 --> 00:23:14.738
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:15.610 --> 00:23:24.060
‫به‌عنوان یه انسان و یه قربانی،
‫نماینده‌ی هیولاها برای یوآنا می‌شم.

00:23:25.780 --> 00:23:29.060
‫برای پایان‌دادن به مراسم قربانی
‫ و عادی‌سازی روابط،

00:23:29.370 --> 00:23:31.420
‫با وجود عزم عالیجناب توی قلبم،

00:23:31.420 --> 00:23:34.420
‫به سمت زادگاهم، یوآنا، راهی شدم،

00:23:34.420 --> 00:23:36.080
‫به‌عنوان نماینده‌ی هیولا-

00:23:36.080 --> 00:23:39.680
‫واس خاطر همین می‌گم محکم بگیر، مشنگ!

00:02:55.020 --> 00:03:00.030
‫پلی میان انسان‌ها و هیولاها

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
<font size="70">‫قسمت بعد</c>

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
‫یک نامه سلطنتی و جادوگری کافر

00:01:37.100 --> 00:01:40.810
‫حتی اگه حقیقت پیدا نکنه

00:01:40.920 --> 00:01:44.610
‫بارها و بارها آرزو می‌کنم

00:01:44.670 --> 00:01:52.050
‫فقط به کسی باور داشته باش که می‌خوای باورش کنی

00:01:52.240 --> 00:01:55.390
‫ما همه دردهای زیادی رو به‌دوش می‌کشیم

00:01:56.040 --> 00:01:59.610
‫سرنوشتی جز مرگ نداریم

00:01:59.690 --> 00:02:07.520
‫برای زندگی، قادر به فرار از سرنوشت نیستیم