﻿WEBVTT

00:00:04.390 --> 00:00:07.740
‫پس اینجا بزرگ‌ترین پادشاهیِ یوآنا، ماسکویاناـست.

00:00:07.740 --> 00:00:09.480
‫چقدر آدم اینجاست.

00:00:09.480 --> 00:00:12.390
‫تنها حرفی که درمورد خونه‌ت داری اینه؟

00:00:12.870 --> 00:00:15.850
‫زادگاه من؛ قلمرو انسان‌ها.

00:00:16.290 --> 00:00:19.610
‫اینجا واقعاً جاییه که من...

00:00:20.250 --> 00:00:21.890
‫دختر خانومی که اونجایی!

00:00:22.320 --> 00:00:24.980
‫به‌نظر میاد اینجا مسافر باشی.

00:00:24.980 --> 00:00:27.430
‫و اگه می‌خوای سفر کنی،
‫چی بهتر از یه رداء؟

00:00:27.430 --> 00:00:28.000
‫ها؟

00:00:28.000 --> 00:00:30.980
‫این لباس گرانبها، بافته‌شده از نخ زیتون،

00:00:30.980 --> 00:00:36.240
‫توسط بهترین دوست خواهر زن برادر
‫ ماسکویس-ساما پوشیده‌شده بود، وقتی که...

00:00:35.740 --> 00:00:36.820
‫ببخشید...

00:00:36.240 --> 00:00:38.910
‫پس اجازه بده من خریداریش کنم.

00:00:38.934 --> 00:00:58.934
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:19.450 --> 00:02:23.070
‫صدامو نشنیدی؟ اگه قدری
‫ ارزشمند باشه که می‌گی، حتماً می‌خوامش.

00:02:23.330 --> 00:02:25.750
‫هدیه‌ی مناسبی برای اولیاحضرت خواهد بود.

00:02:25.750 --> 00:02:27.550
‫نـ ـ نه، اصلاً فراموشش کنید.

00:02:27.550 --> 00:02:29.660
‫خب، اگه منو ببخشید، با اجازه.

00:02:30.220 --> 00:02:31.720
‫خیلی ازتون ممنونم.

00:02:31.720 --> 00:02:33.600
‫تو درحال سفر هستی؟

00:02:33.600 --> 00:02:34.800
‫نه، من-

00:02:34.800 --> 00:02:41.750
‫من اوسلوت هستم، و افتخار خدمت به‌عنوان فرمانده موقتِ
‫شوالیه‌های تطهیرگرِ پادشاهی ماسکویانا رو دارم.

00:02:42.020 --> 00:02:43.160
‫آه...

00:02:43.940 --> 00:02:48.110
‫برای رسیدن به کلیسای لووا،
‫دو خیابون جلوتر، سمت شمال برو.

00:02:48.110 --> 00:02:49.560
‫نه، من-

00:02:49.560 --> 00:02:51.810
‫پس صومعه‌ی آتریا؟

00:02:51.810 --> 00:02:56.700
‫اون توی تپه‌ی بیرون شهره،
‫ولی یه‌مقدار دوره که بخوای الان بری.

00:02:56.700 --> 00:02:59.240
‫این یارو اصلاً گوشش بدهکار نیستا.

00:02:59.240 --> 00:03:02.140
‫امم، راستش من دنبال قصر می‌گردم.

00:03:02.140 --> 00:03:04.650
‫اومدم تا با پادشاه اینجا دیدار کنم.

00:03:04.650 --> 00:03:08.620
‫دیدار؟ اعلی‌حضرت با هرکسی ملاقات نمی‌کنن.

00:03:08.620 --> 00:03:11.370
‫اما اگه مشکلی نباشه،
‫خودم به حرفت گوش می‌دم.

00:03:11.370 --> 00:03:12.770
‫ممنون!

00:03:15.000 --> 00:03:17.330
‫من ساریفی هستم.

00:03:17.330 --> 00:03:20.620
‫یه نماینده از قلمرو هیولاها
‫ و پادشاه اوزمارگو هستم،

00:03:20.620 --> 00:03:24.550
‫و نامه‌ای برای پادشاه ماسکویانا،
‫ که نماینده‌ی یوآنا هستش دارم.

00:03:27.010 --> 00:03:28.470
‫دستگیر شدم.

00:03:28.470 --> 00:03:30.120
‫پَ نه پَ.

00:03:30.120 --> 00:03:34.640
‫انتظار داشتی تو کَتشون بره که
‫ از طرف قلمرو هیولاها هستی؟

00:03:34.910 --> 00:03:41.590
‫ولی وقتی بفهمن نامه واقعی بوده،
‫ حرفمو باور می‌کنن، نه؟

00:03:41.590 --> 00:03:43.360
‫من که مطمئن نیستم.

00:03:43.880 --> 00:03:45.530
‫امیدوارم اوسلوت-سان

00:03:46.320 --> 00:03:50.720
‫واقعاً نامه رو به پادشاهش برسونه.

00:03:51.750 --> 00:03:55.710
‫اوه، یعنی واقعاً اتفاقی
‫ برای ساریفی-ساما نمی‌افته؟!

00:03:55.990 --> 00:03:58.560
‫چـ ـ چیزیش نمی‌شه، پرنسس آمیت.

00:03:58.560 --> 00:04:02.510
‫ساری که انسانه توی سرزمین انسان‌هاست!
‫ خطری تهدیدش نمی‌کنه!

00:04:02.510 --> 00:04:03.410
‫تهدید نمی‌کنه!

00:04:03.720 --> 00:04:07.840
‫مطمئن نیستم؛ شاید شنیدن اینکه
‫از طرف هیولاهاست زهره‌ترک‌شون کنه.

00:04:07.840 --> 00:04:10.210
‫ممکنه الان گوشه هلفدونی باشه.

00:04:12.110 --> 00:04:14.440
‫قـ ـ قوی باش!

00:04:14.440 --> 00:04:15.390
‫قوی!

00:04:16.930 --> 00:04:20.150
‫نباید به این‌کارم ادامه بدم.

00:04:20.630 --> 00:04:26.500
‫هرچی نباشه، کسی هست که
‫ قطعاً بارها بیشتر از من نگرانه.

00:04:27.450 --> 00:04:28.740
‫منظورم اعلی‌حضرته.

00:04:30.720 --> 00:04:32.690
‫شب شد.

00:04:33.360 --> 00:04:36.020
‫اگه اینجا ولمون کنن چیکار کنیم؟

00:04:36.020 --> 00:04:39.340
‫دیگه چاره چیه؟
‫مجبوریم تا آخر عمر، وَر دل هم بشینیم.

00:04:39.340 --> 00:04:41.500
‫آخه نمی‌شه که!

00:04:41.500 --> 00:04:43.200
‫ساریفی کلِینوئل.

00:04:44.600 --> 00:04:46.180
‫بابت تأخیر عذر می‌خوام.

00:04:46.180 --> 00:04:50.890
‫تأیید کردم که اسمت واقعاً در لیست
‫قربانی‌های اخیر وجود داشته.

00:04:51.470 --> 00:04:55.410
‫بدین ترتیب، موقتاً قبول می‌کنیم
‫که از قلمرو هیولاها به اینجا اومدی.

00:04:55.410 --> 00:04:57.600
‫خب، محتوای نامه چطور؟

00:04:57.890 --> 00:05:02.440
‫متأسفانه، هم‌اکنون دست‌خط هیولاها
‫در این پادشاهی منع شده.

00:05:02.440 --> 00:05:04.320
‫بنابراین، هیچ‌کس قادر به خوندش نیست.

00:05:04.950 --> 00:05:09.620
‫و بدون دونستن محتواش، نمی‌تونم
‫ این نامه رو به اعلی‌حضرت منتقل کنم.

00:05:09.620 --> 00:05:10.500
‫چی؟

00:05:10.500 --> 00:05:11.590
‫هوی، بی‌خیال.

00:05:12.290 --> 00:05:16.160
‫با این‌حال، شنیدم که یه زن در یه روستای مرزی

00:05:16.160 --> 00:05:19.160
‫به تنهایی مشغول به مطالعه‌ی خط هیولاهاست.

00:05:29.050 --> 00:05:30.350
‫اون ممکنه بتونه-

00:05:30.350 --> 00:05:31.230
‫می‌رم!

00:05:31.560 --> 00:05:33.230
‫می‌خوام برم ببینمش!

00:05:33.230 --> 00:05:34.450
‫تو...

00:05:39.250 --> 00:05:43.980
‫بسیار خب، اونو بیار اینجا
‫تا نامه رو رمزگشایی کنه.

00:05:43.980 --> 00:05:47.810
‫اگه همونطوری که می‌گی باشه،
‫مطمئن می‌شم به دست پادشاه برسه.

00:05:50.550 --> 00:05:53.840
‫بابتش مطمئنی، دخی؟
‫بدجوری سریع قبول کردی.

00:05:54.260 --> 00:05:58.610
‫آره؛ گفت با وجود ممنوع‌بودنش
‫ داره خط هیولاها رو مطالعه می‌کنه.

00:05:59.080 --> 00:06:02.960
‫اگه واقعاً همچین زنی وجود داره،
‫می‌خوام ببینمش!

00:06:04.080 --> 00:06:09.850
‫برام سؤاله چی باعث شد به فرهنگ هیولاها
‫ علاقه‌مند شه، و درموردش چه فکری می‌کنه.

00:06:10.430 --> 00:06:11.410
‫چی؟!

00:06:11.410 --> 00:06:15.520
‫دختر جون، منظورت که
‫جادوگرِ روستای شیدای نیست، نه؟

00:06:15.760 --> 00:06:16.870
‫جادوگر؟

00:06:16.870 --> 00:06:21.240
‫دختری که تنهایی اون‌طرف زندگی می‌کنه.

00:06:21.240 --> 00:06:25.970
‫شنیدم این اطراف جادوگر صداش می‌کنن،
‫ چون می‌تونه دست‌خط هیولاها رو بخونه.

00:06:28.370 --> 00:06:29.690
‫همین‌جاست؟

00:06:30.510 --> 00:06:34.690
‫امم، ببخشید! سلام!

00:06:37.500 --> 00:06:38.980
‫شاید رفته بیرون؟

00:06:52.840 --> 00:06:55.210
‫هوی! داری چه غلطی می‌کنی؟!

00:07:00.170 --> 00:07:01.090
‫اون صورت...

00:07:05.420 --> 00:07:06.810
‫گفتم که،

00:07:06.810 --> 00:07:08.500
‫بکش بیرون دیگه!

00:07:11.340 --> 00:07:13.870
‫حق با من بود! ظاهرش...

00:07:14.910 --> 00:07:19.560
‫درست شبیه حالت دیگه‌ی عالیجناب— لئوـه.

00:07:22.130 --> 00:07:24.510
‫بنو-چان، دیگه کافیه.

00:07:28.520 --> 00:07:29.420
‫تو-

00:07:29.420 --> 00:07:33.370
‫تو دیگه کی هستی؟ چطوری این هیولا رو رام کردی؟

00:07:33.370 --> 00:07:35.580
‫به کی می‌گی هیولا، چش‌سفید؟!

00:07:35.580 --> 00:07:37.060
‫آروم، آروم.

00:07:37.480 --> 00:07:39.380
‫من ساریفی ام.

00:07:39.380 --> 00:07:41.790
‫قبلاً یه قربانی بودم،

00:07:41.790 --> 00:07:45.180
‫ولی خیلی اتفاقا افتاد،
‫و الان نماینده‌ی قلمرو هیولاهام.

00:07:46.490 --> 00:07:47.680
‫چی گفتی؟

00:07:48.060 --> 00:07:50.520
‫اومدم یه درخواست ازت داشته باشم.

00:07:50.520 --> 00:07:53.610
‫شنیدم می‌تونی دست‌خط هیولاها رو بخونی، پس...

00:07:54.370 --> 00:08:00.540
‫نمی‌دونم اهالی روستا چی بهت گفتن،
‫ولی هیچ ربطی به من نداره.

00:08:01.410 --> 00:08:02.370
‫برو.

00:08:02.620 --> 00:08:04.220
‫اوه، وایسا!

00:08:04.220 --> 00:08:06.270
‫هنوز سؤالای بیشتری ازت دارم...

00:08:07.670 --> 00:08:12.330
‫نمی‌خوام هیچ دخلی با هیولاها داشته باشم،
‫ نه حتی به‌عنوان شوخی.

00:08:12.760 --> 00:08:16.580
‫چیزی برای گفتن بهت ندارم،
‫و نمی‌خوام داستانت رو بشنوم.

00:08:17.840 --> 00:08:18.900
‫گمشو.

00:08:19.290 --> 00:08:21.110
‫دفعه بعد، واقعاً می‌کشمت.

00:08:24.530 --> 00:08:27.970
‫آبجی‌مون از انتظارم هم اعصابش داغون‌تره.

00:08:28.460 --> 00:08:30.870
‫بیراه نیست می‌گن جادوگره.

00:08:33.800 --> 00:08:38.580
‫یه قربانی؟ نماینده‌ی هیولاها؟
‫داستان چیه...؟

00:08:40.730 --> 00:08:44.090
‫اما هیچ ربطی به من نداره.

00:08:48.190 --> 00:08:50.530
‫شوخیت گرفته، دخی؟

00:08:50.530 --> 00:08:55.270
‫می‌خوای تا وقتی باهات حرف بزنه،
‫بالای تپه اتراق کنی؟

00:08:55.270 --> 00:08:58.130
‫آره؛ نمی‌تونم دست‌خالی برگردم.

00:08:58.650 --> 00:09:02.000
‫شاه اگه بشنوه، قلبش میاد تو دهنش.

00:09:02.000 --> 00:09:04.220
‫برای همین بهش نگو، باشه؟

00:09:04.220 --> 00:09:06.360
‫اصلاً حرف من حالیش نمی‌شه.

00:09:06.600 --> 00:09:10.610
‫البته نه که آبجی‌مون هم
‫حرف حساب حالیش بشه.

00:09:11.190 --> 00:09:15.190
‫راستی، گفتی سؤالای بیشتری ازش داری، نه؟

00:09:15.720 --> 00:09:16.770
‫آره.

00:09:17.500 --> 00:09:19.930
‫نمی‌تونم حتی به بنو-چان هم بگم،

00:09:20.400 --> 00:09:24.070
‫که چون شبیه حالت انسانیِ عالیجنابه، کنجکاو شدم.

00:09:24.790 --> 00:09:25.860
‫درضمن...

00:09:26.690 --> 00:09:28.060
‫گمشو.

00:09:28.060 --> 00:09:29.530
‫اون چشمای سرد.

00:09:30.590 --> 00:09:35.480
‫برای یه‌لحظه، مثل اینکه
‫عالیجناب بهم گفته باشه، ترسیدم.

00:09:40.670 --> 00:09:42.230
‫صبح به‌خیر!

00:09:42.230 --> 00:09:43.300
‫سام علیک.

00:09:45.840 --> 00:09:48.260
‫وایسا! به حرفم گوش بده!

00:09:48.284 --> 00:10:03.284
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:10:05.530 --> 00:10:08.630
‫واقعاً که! گوشت‌تلخی هم حدی داره.

00:10:08.630 --> 00:10:09.700
‫هوم.

00:10:13.590 --> 00:10:15.170
‫کجا داره می‌ره؟

00:10:24.040 --> 00:10:25.600
‫ادلوایس.

00:10:26.720 --> 00:10:27.920
‫مگه نه؟

00:10:28.610 --> 00:10:30.850
‫داری این گل‌ها رو پرورش می‌دی؟

00:10:31.450 --> 00:10:32.990
‫اگه بدم چی؟

00:10:33.500 --> 00:10:36.160
‫اشکالی داره یه جادوگر گل پرورش بده؟

00:10:36.160 --> 00:10:37.710
‫«یه جادوگر»؟

00:10:38.170 --> 00:10:40.140
‫این فقط لقبه.

00:10:40.140 --> 00:10:42.450
‫اسم واقعی‌ت چیه؟

00:10:46.690 --> 00:10:48.060
‫یادم رفته.

00:10:59.150 --> 00:11:00.120
‫بارون...

00:11:02.040 --> 00:11:03.910
‫ما هم باید برگردیم.

00:11:03.910 --> 00:11:04.760
‫آره.

00:11:13.820 --> 00:11:14.570
‫ها؟

00:11:21.420 --> 00:11:22.670
‫دارین چیکار می‌کنین؟!

00:11:24.360 --> 00:11:26.180
‫تو دیگه کی‌ای؟

00:11:26.180 --> 00:11:27.580
‫خودتون کی هستین؟

00:11:27.940 --> 00:11:30.310
‫اینجا باغچه‌ی جادوگره!

00:11:30.310 --> 00:11:36.470
‫درسته! اون اینجا سمّ پرورش می‌ده تا
‫ما اهالیِ روستای شیدای رو بکشه!

00:11:37.450 --> 00:11:38.520
‫چی؟

00:11:38.890 --> 00:11:41.540
‫گل ادلوایس هیچ مسمومیتی نداره!

00:11:41.870 --> 00:11:44.980
‫نه، امکان نداره!

00:11:44.980 --> 00:11:47.530
‫خونِ اون زنیکه نفرین‌شده‌ست!

00:11:47.530 --> 00:11:49.170
‫یه جادوگر وحشتناکه!

00:11:51.830 --> 00:11:53.530
‫چـ ـ چه مرگته؟!

00:11:53.530 --> 00:11:55.780
‫هوی! خودتو قاطی نکن!

00:11:55.780 --> 00:11:58.730
‫باید سریع این زمینِ سمّ رو نابود کنیم!

00:11:58.730 --> 00:12:01.200
‫هیچ‌وقت نمی‌ذارم این‌کارو کنین!

00:12:01.200 --> 00:12:04.520
‫نکنه یکی از نوچه‌های جادوگری؟!

00:12:04.830 --> 00:12:06.000
‫دست و پاشو ببند!

00:12:07.030 --> 00:12:07.820
‫ها؟

00:12:08.550 --> 00:12:09.760
‫عالیجناب...

00:12:12.820 --> 00:12:13.910
‫خـ ـ خون!

00:12:14.330 --> 00:12:17.500
‫درسته، اینجا باغچه‌ی جادوگره.

00:12:18.220 --> 00:12:22.600
‫وقتی بهش پا می‌ذارین، آماده‌ی مرگ باشین.

00:12:23.380 --> 00:12:25.030
‫خـ ـ خودشه!

00:12:37.240 --> 00:12:39.450
‫مـ ـ ممنون.

00:12:40.360 --> 00:12:42.940
‫فقط از دست آفت‌های زمینم خلاص شدم.

00:12:43.870 --> 00:12:47.660
‫اگه تو هم بخوای زیادی اینجا بچرخی،
‫ همینکارو باهات می‌کنم.

00:12:50.840 --> 00:12:52.620
‫چرا انقدر به خودت دردسر دادی؟

00:12:53.100 --> 00:12:54.290
‫اونا فقط گلن.

00:12:55.540 --> 00:12:56.570
‫خب...

00:12:57.410 --> 00:13:03.300
‫این گل‌ها... گل ادلوایس،
‫ نشونه‌ی خاطرات باارزشه.

00:13:03.950 --> 00:13:06.460
‫پس گفتم احتمالاً‌ اینارو رشد دادی

00:13:06.460 --> 00:13:12.970
‫تا چیزی که برات باارزشه رو
‫برای خودت یادآوری کنی.

00:13:19.510 --> 00:13:22.520
‫چیزایی که روستایی‌ها می‌گنو به دل نگیر.

00:13:22.520 --> 00:13:24.530
‫تو یه جادوگر نیستی.

00:13:24.530 --> 00:13:26.750
‫انقدر قوی می‌شم که به همه ثابت کنم.

00:13:29.230 --> 00:13:32.840
‫شمشیرزنی رو کلی تمرین می‌کنم
‫و اسب‌سواری هم یاد می‌گیرم.

00:13:32.840 --> 00:13:36.320
‫هرروز می‌دوئم و انقدری حموم می‌رم که برق بیفتم.

00:13:37.270 --> 00:13:39.410
‫عمراً بتونی تمام اون کارا رو بکنی!

00:13:40.450 --> 00:13:44.250
‫بچه‌ننه‌ای مثل تو، چی رو می‌تونه ثابت کنه؟!

00:13:44.520 --> 00:13:45.870
‫فقط تنهام بذار!

00:13:46.320 --> 00:13:47.990
‫دیگه پیشم نیا!

00:14:02.780 --> 00:14:05.400
‫نمی‌دونستم این گل‌ها همچین معنی‌ای دارن.

00:14:05.880 --> 00:14:10.350
‫یکی از دوستای قدیمیم از روستا اینارو پرورش می‌داد.

00:14:12.480 --> 00:14:13.670
‫فقط همین.

00:14:15.490 --> 00:14:18.450
‫گفتی اسمت ساریفی بود دیگه؟

00:14:19.970 --> 00:14:22.320
‫یه‌چیزی ازم می‌خواستی،‌ نه؟

00:14:22.770 --> 00:14:25.140
‫می‌تونم بشنوم، اما قولی نمی‌دم.

00:14:25.540 --> 00:14:26.590
‫راست می‌گی؟!

00:14:26.590 --> 00:14:28.270
‫آفرین،‌ دخی!

00:14:28.270 --> 00:14:30.980
‫وقتی به حرف بیفتن، بقیه‌ش آب‌خوردنه.

00:14:31.350 --> 00:14:33.810
‫باشه پس؛ اسمتو بهم بگو.

00:14:34.080 --> 00:14:34.980
‫ها؟

00:14:34.980 --> 00:14:36.510
‫اسمت.

00:14:37.090 --> 00:14:37.890
‫عا؟

00:14:38.970 --> 00:14:42.560
‫چی؟ چیزی که می‌خوای بدونی همینه؟

00:14:42.560 --> 00:14:43.230
‫اوهوم.

00:14:44.340 --> 00:14:47.620
‫آخه، تو واقعاً یه جادوگر نیستی.

00:14:48.330 --> 00:14:51.600
‫پس می‌خوام بدونم چی صدات بزنم.

00:14:55.530 --> 00:14:57.020
<font size="55">‫آناستاشیا.</c>

00:14:58.260 --> 00:14:59.820
‫اسمم آناستاشیاـست.

00:15:01.630 --> 00:15:03.200
‫آناستاشیا...

00:15:05.760 --> 00:15:06.900
‫هی، چت شد...

00:15:08.030 --> 00:15:08.910
‫عا؟

00:15:14.890 --> 00:15:16.850
‫خوبی تو، دخی؟

00:15:19.500 --> 00:15:22.430
‫بیا؛ با این خودتو خشک کن.

00:15:22.430 --> 00:15:26.370
‫مـ ـ ممنون که ازم مراقبت می‌کنی.

00:15:26.950 --> 00:15:31.230
‫اگه اونجا می‌مردی،
‫جسدت فقط دردسر می‌شد.

00:15:32.970 --> 00:15:35.330
‫خیلی مهربونی، آشیا.

00:15:36.100 --> 00:15:37.870
‫هی، آشیا.

00:15:39.050 --> 00:15:40.500
‫«آشیا»؟

00:15:40.500 --> 00:15:43.590
‫اسمت مگه آناستاشیا نیست؟
‫پس کوتاهش می‌شه «آشیا».

00:15:46.760 --> 00:15:48.550
‫بهتره یکم بخوابی.

00:15:50.010 --> 00:15:51.050
‫باشه.

00:16:04.840 --> 00:16:09.250
‫تب‌ت پایین اومد؟
‫از چیزی که به‌نظر میاد سرسخت‌تری.

00:16:10.940 --> 00:16:12.820
‫نصف‌شب بیداری، آشیا.

00:16:13.410 --> 00:16:14.910
‫چی داری می‌خونی؟

00:16:16.470 --> 00:16:17.280
‫این...

00:16:18.010 --> 00:16:19.720
‫یه کتاب با خط دیوسانان.

00:16:20.790 --> 00:16:25.770
‫من اومدم دنبالت چون یه دست‌نوشته از
‫ دیوسانان بود که می‌خواستم بخونیش.

00:16:26.200 --> 00:16:27.040
‫این چیه؟

00:16:27.750 --> 00:16:29.490
‫فقط یه دفترخاطراته.

00:16:30.140 --> 00:16:34.600
‫یکی از نیاکانِ مؤنثم برای گفتن حرفاش
‫ اینو به زبون هیولاها نوشته.

00:16:35.290 --> 00:16:38.230
‫حتماً نمی‌خواسته کسی از روستا اینو بخونه.

00:16:38.760 --> 00:16:40.790
‫اما چطوری زبون هیولاها رو یاد گرفت؟

00:16:42.770 --> 00:16:45.140
‫اوه، اگه دوست نداری بگی...

00:16:45.140 --> 00:16:46.400
‫برام فرقی نمی‌کنه.

00:16:47.480 --> 00:16:50.160
‫نسل‌ها پیش، یکی از اجدادم

00:16:50.160 --> 00:16:54.530
‫مرتکب گناهی نابخشودنی شد
‫ که تمام دودمان‌مون به‌خاطرش خوار شمرده شدن.

00:16:55.560 --> 00:16:57.350
‫با اینکه فقط یه انسان بود

00:16:57.990 --> 00:17:00.630
‫عاشق یه هیولا شد و ازش بچه آورد.

00:17:01.840 --> 00:17:05.880
‫یعنی ممکنه که اون هیولا...

00:17:06.510 --> 00:17:08.130
‫از اجداد عالیجناب باشه؟

00:17:08.590 --> 00:17:10.300
‫یک-دو، یک-دو.

00:17:10.300 --> 00:17:11.710
‫یک-دو، یک-دو.

00:17:11.710 --> 00:17:13.100
‫یک-دو، یک-دو.

00:17:13.100 --> 00:17:14.900
‫آهای، خدمتکارا.

00:17:14.900 --> 00:17:16.240
‫دارید چیکار می‌کنید؟

00:17:16.580 --> 00:17:19.800
‫مگه چند دفعه بهتون نگفتم
‫ از کتابخونه کلی کتابو یه‌جا برندارید؟

00:17:20.000 --> 00:17:23.750
‫خب، مسئله اینه که،‌
‫ساری می‌خواست اینارو بخونه.

00:17:24.130 --> 00:17:26.930
‫ما هم خواستیم سریع‌ ببریمشون کتابخونه.

00:17:26.930 --> 00:17:27.780
‫سریع.

00:17:30.150 --> 00:17:34.360
‫این کتابو از کجا برداشتی؟
‫اینم توی کتابخونه بود؟

00:17:34.630 --> 00:17:37.040
‫ها؟ به‌نظر آشنا نمیاد.

00:17:37.040 --> 00:17:39.180
‫چه عجیب.

00:17:39.700 --> 00:17:40.500
‫اوه!

00:17:40.900 --> 00:17:43.070
‫باید برای ست-ساما باشه.

00:17:43.070 --> 00:17:46.030
‫احتمالاً اون‌سری که به ساری خورد
‫ باهم جابه‌جا شده.

00:17:48.520 --> 00:17:50.300
‫جدّت و یه هیولا...

00:17:50.840 --> 00:17:54.330
‫پس آشیا... تو هم خون هیولاها رو داری؟

00:17:54.550 --> 00:17:55.800
‫نمی‌دونم

00:17:56.160 --> 00:17:59.810
‫کسی که با جدّم ازدواج کرده هم
‫ هنوز یه معما به‌حساب میاد.

00:18:00.430 --> 00:18:06.350
‫اما این دفترخاطرات ثابت می‌کنه که
‫ خاندانِ من به یه هیولا پیوند خورده.

00:18:06.870 --> 00:18:10.740
‫برای خوندنش زبون هیولاها رو رمزگشایی کردم،

00:18:11.430 --> 00:18:14.510
‫اما فقط توش چیزای روزمره و کسل‌کننده‌ست.

00:18:15.780 --> 00:18:19.230
‫دفترخاطرات کسی که عاشق یه هیولا بوده.

00:18:19.590 --> 00:18:21.490
‫اگه می‌خوایش، بهت می‌دم.

00:18:21.840 --> 00:18:23.820
‫به هرحال قرار بود بندازمش دور.

00:18:23.820 --> 00:18:25.130
‫دربارش مطمئنی؟

00:18:25.970 --> 00:18:30.500
‫آره، اما خب نمی‌دونم چیِ دفترخاطرات یکی دیگه
‫ می‌تونه برات جذاب باشه.

00:18:31.070 --> 00:18:37.480
‫ممکنه ‌چیزی درمورد
‫یکی از عزیزانم توش نوشته‌شده باشه.

00:18:38.260 --> 00:18:40.690
‫حتی الانم افکاری ذهنمو مشغول می‌کنه.

00:18:41.550 --> 00:18:45.520
‫آیا مادرم که هیچ‌وقت ندیدمش، منو دوست داشته؟

00:18:46.720 --> 00:18:52.940
‫آیا کسی وجود داشته که
‫خواستار تولد من بوده باشه؟

00:18:54.380 --> 00:19:02.000
‫ممکنه جوابی پیدا کنم که برای عشق من-‌
‫برای عالیجناب ارزش زیادی داشته باشه.

00:19:02.970 --> 00:19:05.860
‫«عشق»ت؟ عالیجناب؟

00:19:06.880 --> 00:19:08.830
‫پادشاه هیولاهاست.

00:19:09.990 --> 00:19:11.010
‫تو...

00:19:11.280 --> 00:19:15.570
‫باورم نمی‌شه عاشق یه هیولا شدی.

00:19:16.000 --> 00:19:17.800
‫راستشو بخوای، حالمو بد می‌کنه.

00:19:18.850 --> 00:19:19.850
‫ولی...

00:19:22.080 --> 00:19:25.420
‫به هرحال، می‌خوای برات چیکار کنم؟

00:19:25.690 --> 00:19:26.440
‫ها؟

00:19:26.440 --> 00:19:27.180
‫دخی.

00:19:27.650 --> 00:19:32.150
‫می‌خوام یه نامه که با خط هیولاها
‫ نوشته‌شده رو رمزگشایی کنه.

00:19:32.690 --> 00:19:35.100
‫لطفاً باهام به قصر بیا.

00:19:37.060 --> 00:19:39.680
‫منتظرم باش، عالیجناب.

00:19:44.130 --> 00:19:45.210
‫صبر کن.

00:19:46.410 --> 00:19:48.070
‫فکر کردی داری کجا می‌ری،

00:19:48.310 --> 00:19:49.310
‫ست؟

00:19:51.110 --> 00:19:53.520
‫بابت نادونیم عذر می‌خوام.

00:19:53.520 --> 00:19:56.740
‫این مسیر تنها به یک مکان ختم می‌شه.

00:19:57.080 --> 00:20:03.010
‫کتابخونه‌ی ممنوعه، جایی که تنها اشراف و
‫ تعداد کمی کشیش اجازه ورود بهش رو دارن.

00:20:03.280 --> 00:20:09.460
‫شما به این موضوع اِشراف دارید؛
‫برای همینه که غالباً زیرنظرم دارید؟

00:20:09.460 --> 00:20:11.750
‫از قبل فهمیده بود.

00:20:11.750 --> 00:20:13.440
‫اوه، ‌اون کتاب.

00:20:13.860 --> 00:20:17.330
‫همونیه که اون‌روزی گمش کردم.

00:20:17.330 --> 00:20:18.630
‫که اینطور.

00:20:19.160 --> 00:20:23.940
‫کتابی ممنوعه که تنها اشراف
‫ و کشیش اعظم، شخص دست‌راستِ پادشاه

00:20:23.940 --> 00:20:26.620
‫مجاز به خوندنش هستند.

00:20:27.430 --> 00:20:31.340
‫حتی با اینکه کشیش اعظم
‫در زمان فوت اعلی‌حضرت ناپدید شدن،

00:20:31.340 --> 00:20:33.940
‫و این مقام‌شون برای مدت زیادی خالی بوده.

00:20:34.680 --> 00:20:38.630
‫چیزی که چنین افراد بزرگی
‫قادر به خوندنش هستن رو به‌دست گرفتم.

00:20:39.000 --> 00:20:45.700
‫صرفا ورود به این زمین ممنوعه مستلزم مهارت‌هاییه که
‫ تنها خاندان سلطنتی و کشیش‌ها ازش دارا هستن،

00:20:45.700 --> 00:20:48.470
‫و با این‌وجود من پا درش نهادم.

00:20:49.130 --> 00:20:53.540
‫و حالا که به این موضوع پی بردید،
‫برای مقابله باهام پیش‌قدم شدید.

00:20:53.540 --> 00:20:55.410
‫درست حدس زدم؟

00:20:55.900 --> 00:21:00.120
‫پست‌فطرت، چطور می‌تونی انقدر آروم باشی؟

00:21:00.120 --> 00:21:03.020
‫هنوز نمی‌دونی که داری پا به یه حریم ممنو-

00:21:03.020 --> 00:21:03.620
‫بله، می‌دونم.

00:21:03.980 --> 00:21:09.490
‫زیرپا گذاشتن این رسم، به معنای خیانت،
‫ و توهین به کرامتِ سلطنت محسوب می‌شه.

00:21:09.490 --> 00:21:10.570
‫مگر اینکه...

00:21:10.880 --> 00:21:14.540
‫مجرم، خود جزئی از سلطنت باشه.

00:21:15.920 --> 00:21:19.010
‫ست،‌ چی داری...

00:21:19.420 --> 00:21:26.520
‫جناب صدراعظم، خاندان شما
‫ناچار به خدمت در زیر سایه‌ی اشراف شده.

00:21:26.950 --> 00:21:30.300
‫این درسته، اما من با میل خودم
‫ پادشاهم رو انتخاب کردم.

00:21:30.300 --> 00:21:33.650
‫اعلی‌حضرت تنها فردیه که همه‌چیزم رو براش می‌دم!

00:21:34.040 --> 00:21:37.140
‫بله، واقعاً قابل تحسینه.

00:21:37.630 --> 00:21:40.850
‫هرچند تاحالا به ذهنتون خطور کرده...

00:21:40.850 --> 00:21:44.320
‫این پادشاه‌تون، واقعاً کیه؟

00:21:45.180 --> 00:21:46.820
‫صدراعظم،

00:21:46.820 --> 00:21:51.740
‫این حقِ توئه که حقیقت رو
‫ راجع به فرمانروای مطلق بدونی.

00:21:52.730 --> 00:21:54.940
‫کسی که همه‌چیزتو براش می‌دی.

00:21:54.964 --> 00:22:14.964
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:14.988 --> 00:22:34.988
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:25.950 --> 00:23:31.270
‫خداروشکر آشیا بعد از اون
‫خوش‌آمدگویی سرد، به حرفام گوش داد.

00:23:31.270 --> 00:23:35.520
‫اما واقعاً باید این دفترخاطرات رو قبول می‌کردم؟

00:23:35.520 --> 00:23:39.480
‫اگه چیزی باشه که عالیجناب نخواد فاش بشه چی؟

00:02:13.980 --> 00:02:18.990
‫یک نامه سلطنتی و جادوگر گناهکار

00:23:36.970 --> 00:23:39.970
<font size="70">‫قسمت بعد</c>

00:23:36.970 --> 00:23:39.970
‫صلح و فاش‌شدن یک راز

00:00:56.140 --> 00:00:59.850
‫حتی اگه حقیقت پیدا نکنه

00:00:59.960 --> 00:01:03.650
‫بارها و بارها آرزو می‌کنم

00:01:03.710 --> 00:01:11.090
‫فقط به کسی باور داشته باش که می‌خوای باورش کنی

00:01:11.280 --> 00:01:14.430
‫ما همه دردهای زیادی رو به‌دوش می‌کشیم

00:01:15.080 --> 00:01:18.650
‫سرنوشتی جز مرگ نداریم

00:01:18.730 --> 00:01:26.560
‫برای زندگی، قادر به فرار از سرنوشت نیستیم

00:22:00.460 --> 00:22:05.380
‫تو دست‌های گرمی داری

00:22:06.600 --> 00:22:12.030
‫اینو هیچ‌کس نمی‌دونه

00:22:12.470 --> 00:22:24.020
‫چون موجوداتی هستیم که در زمان نزدیکی، به‌هم صدمه می‌زنیم

00:22:24.370 --> 00:22:30.010
‫یک حرف قادر به نجات هرفردیه

00:22:30.420 --> 00:22:37.120
‫یک حرف می‌تونه هرفردی رو به تنگنا ببره

00:22:37.360 --> 00:22:45.630
‫واقعاً چه دنیای غمگینی برای زاده شدنه

00:22:46.350 --> 00:22:52.010
‫با گرفتن دست تو، دیگه غمگین نیستم

00:22:52.090 --> 00:22:58.040
‫در دنیای تاریکی که حتی ستارگان نامرئی‌ان

00:22:58.060 --> 00:23:00.980
‫حتی اگه طوفانی از راه برسه

00:23:00.980 --> 00:23:04.150
‫حتی اگه تیربارانی از کلمات بهم برخورد کنه

00:23:04.530 --> 00:23:13.780
‫همچنان به صدا زدن اسمت ادامه می‌دم

00:23:16.370 --> 00:23:23.840
‫همچنان به صدا زدن اسمت ادامه می‌دم