﻿WEBVTT

00:00:00.300 --> 00:00:02.150
‫دروازه رو باز کنید!

00:00:02.150 --> 00:00:04.480
‫پادشاه اوزمارگو برگشته!

00:00:04.900 --> 00:00:07.150
‫ست-ساما! خیلی فوریه!

00:00:07.150 --> 00:00:09.140
‫متوجه هستم.

00:00:09.140 --> 00:00:13.240
‫دروازه رو باز کنید و فوراً سربازها رو بفرستید.

00:00:13.500 --> 00:00:16.210
‫چرا اومده پیشم؟

00:00:16.210 --> 00:00:20.120
‫یعنی از وجود اون موجود باخبره؟

00:00:16.450 --> 00:00:17.450
‫پادشاه انسانی‌ـه!

00:00:17.450 --> 00:00:18.320
‫برید سمت دروازه!

00:00:18.320 --> 00:00:20.110
‫دستور پادشاه موقته!

00:00:20.134 --> 00:00:25.134
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:25.990 --> 00:00:27.390
‫به‌نظرت شروع شده؟

00:00:27.390 --> 00:00:28.180
‫الاناست که بشه.

00:00:28.180 --> 00:00:29.890
‫بیا زود بریم دفترخاطرات رو برداریم...

00:00:30.490 --> 00:00:31.540
‫ساریفی؟

00:00:32.290 --> 00:00:33.000
‫تو حس نمی‌کنی؟

00:00:33.670 --> 00:00:35.210
‫یه‌چیزی این نزدیکی‌هاست.

00:00:35.950 --> 00:00:38.800
‫مثل این می‌مونه که یکی صدام می‌کنه.

00:00:38.800 --> 00:00:40.230
‫هی... وایسا!

00:00:49.350 --> 00:00:51.590
‫ا ـ اون دیگه چیه؟

00:01:00.010 --> 00:01:01.210
‫یه حیوون؟

00:01:01.710 --> 00:01:02.730
‫بدجور آسیب دیده.

00:01:03.910 --> 00:01:06.460
‫آهای، ساریفی! همینطوری نرو طرفش!

00:01:07.330 --> 00:01:09.030
‫تا به‌حال هیولایی مثل این ندیدم...

00:01:09.520 --> 00:01:12.300
‫این مرد یه هیولا نیست.

00:01:12.570 --> 00:01:13.610
‫«مرد»؟

00:01:14.370 --> 00:01:16.460
‫یعنی فکر می‌کنی یه دیوه؟

00:01:16.790 --> 00:01:21.190
‫هی، بنو-چان، می‌تونی زخماش رو درمان کنی؟

00:01:21.190 --> 00:01:23.690
‫ردیفه؛ الان فقط-

00:01:24.060 --> 00:01:24.640
‫ها؟

00:01:25.130 --> 00:01:29.620
‫شرمنده، دخی، این یارو کار از کارش گذشته.

00:01:31.570 --> 00:01:33.500
‫جونور مقدست چی گفت؟

00:01:33.500 --> 00:01:36.380
‫بنو-چان می‌گه درمانش جواب نمی‌ده...

00:01:36.380 --> 00:01:39.140
‫چون اون دیگه زنده نیست.

00:01:39.650 --> 00:01:40.620
‫ها؟

00:01:40.990 --> 00:01:43.320
‫دخترک انسانی.

00:01:43.590 --> 00:01:46.530
‫چرا جادوی پادشاه رو در اختیار داری؟

00:01:46.530 --> 00:01:49.580
‫اون الان صدای تو بود؟

00:01:49.580 --> 00:01:51.260
‫جادوی پادشاه؟

00:01:55.140 --> 00:01:56.920
‫که اینطور.

00:01:56.920 --> 00:02:00.130
‫پس اعلی‌حضرت تو رو انتخاب کرده.

00:02:00.780 --> 00:02:03.850
‫تو واقعاً کی هستی؟

00:02:04.270 --> 00:02:06.690
‫داری با خودت حرف می‌زنی، ساریفی؟

00:02:07.680 --> 00:02:09.480
‫تو صداشو نمی‌شنوی، لانت؟

00:02:09.480 --> 00:02:13.300
‫همونطور که می‌بینی، بیان کلمات ازم بر نمیاد.

00:02:13.300 --> 00:02:17.110
‫دارم مستقیماً با ذهنت حرف می‌زنم.

00:02:17.740 --> 00:02:21.320
‫من کاهن اعظمِ سابق، کاپل هستم.

00:02:21.320 --> 00:02:25.000
‫به‌عنوان یک شیطانِ زننده و ساکت،

00:02:25.000 --> 00:02:29.210
‫برای یک قرن از رازِ پادشاه حفاظت کردم.

00:02:29.210 --> 00:02:30.890
‫کاهن اعظم...

00:02:30.890 --> 00:02:33.400
‫کاهن اعظم؟! وایسا ببینم!

00:02:34.050 --> 00:02:37.080
‫اون دومین مرد قدرتمندِ اوزمارگو بعد از شاهه!

00:02:37.080 --> 00:02:41.960
‫در زمان سلطنتِ پادشاه قبلی ناپدید شد،
‫و هیچ‌وقت جایگزین نشد.

00:02:41.960 --> 00:02:42.960
‫ولی پس...

00:02:42.960 --> 00:02:46.420
‫چرا کسی مثل تو به همچین وضعیتی افتاده؟

00:02:46.420 --> 00:02:51.600
‫من راز بزرگی رو در رابطه با تولد پادشاه می‌دونم.

00:02:51.600 --> 00:02:55.010
‫پس برای اینکه سهواً
‫به‌طور ناخواسته فاشش نکنم،

00:02:55.010 --> 00:02:59.470
‫روی خودم طلسمی اجرا کردم و مخفی شدم.

00:02:59.470 --> 00:03:03.370
‫اما بعدش یه قاضی به نام سِت منو پیدا کرد.

00:03:03.730 --> 00:03:06.630
‫پس ست اینطوری زخمیت کرده؟! چه وحشتناک!

00:03:06.630 --> 00:03:08.320
‫یه‌لحظه وایسا؛ الان کمکت می‌کنم.

00:03:08.320 --> 00:03:10.060
‫دیگه نیازی به این‌کار نیست.

00:03:11.540 --> 00:03:12.670
‫دستت رو بیار.

00:03:15.820 --> 00:03:20.010
‫برای نجات پادشاه،
‫رازِ تولدش رو برات بازگو می‌کنم،

00:03:20.010 --> 00:03:26.720
‫رازی که از زمان سلطنتِ پادشاه قبلی
‫ ازش حفاظت می‌کردم.

00:03:28.360 --> 00:03:29.500
‫منو ببخشید!

00:03:31.890 --> 00:03:32.870
‫حالتون خوبه؟!

00:03:32.870 --> 00:03:38.520
‫متأسفم؛ همونطور که می‌ترسیدم،
‫حالت انسانیم حریف دیوسانان نمی‌شه.

00:03:38.520 --> 00:03:42.360
‫بقیه‌شو بسپارید به من، سرورم؛
‫شما مقداری استراحت کنید.

00:03:42.590 --> 00:03:43.310
‫نه.

00:03:43.730 --> 00:03:46.550
‫جلوگیری از وحشیگریِ ست، وظیفه‌ی منه.

00:03:47.060 --> 00:03:48.990
‫تا وقتی بهش برسم می‌جنگم!

00:03:48.990 --> 00:03:49.710
‫بله، قربان!

00:03:49.710 --> 00:03:51.780
‫نیازی به این کار نیست.

00:03:52.490 --> 00:03:55.210
‫از بازگشتت حیرت‌زده شدم.

00:03:55.570 --> 00:04:00.920
‫اما ممنون می‌شم اگه از خشونت بیشتر
‫ در قصر من خودداری کنی،

00:04:00.920 --> 00:04:03.130
‫پادشاه دروغین.

00:04:03.750 --> 00:04:05.190
‫ست!

00:04:05.190 --> 00:04:07.490
‫در دورانِ پادشاه پیشین،

00:04:07.490 --> 00:04:13.970
‫ملکه که همیشه بیمار بود،
‫در سکوت از دنیا رفت.

00:04:13.970 --> 00:04:17.330
‫پادشاه پیشین به‌خاطرش بی‌اندازه ناامید بود.

00:04:17.610 --> 00:04:23.650
‫چون در اون زمان، زوج سلطنتی
‫ همچنان وارثی از خود نداشتن.

00:04:24.270 --> 00:04:25.960
‫کاهن اعظم، کاپل.

00:04:26.320 --> 00:04:29.450
‫تا اطلاع ثانوی این موضوع رو مخفی نگه دار.

00:04:29.450 --> 00:04:32.870
‫تنها کسایی که ازش خبر دارن، من و تو هستیم.

00:04:32.870 --> 00:04:34.660
‫منظورتون چیه، سرورم؟

00:04:34.960 --> 00:04:39.510
‫هرچه سریع اون رو پیدا کن
‫و به این سرزمین برگردونش.

00:04:39.510 --> 00:04:42.730
‫اون تنها کسیه که با من هم‌خون‌ـه.

00:04:42.730 --> 00:04:48.260
‫منظورتون اینه که برای یه وارث،
‫می‌خواید دست به دامن برادر کوچکترتون بشید، سروم؟!

00:04:48.650 --> 00:04:50.690
‫پادشاه قبلی یه برادر داشت؟

00:04:50.690 --> 00:04:51.970
‫و تبعید شده بود؟

00:04:52.240 --> 00:04:56.040
‫زمانی که پسرهای دوقلو
‫ در منزل سلطنتی متولد می‌شن،

00:04:56.040 --> 00:05:01.100
‫تنها قُلِ نویدبخش‌تر تعلیم می‌بینه؛
‫این رسم معروفه به «قطره‌ی شیر».

00:05:01.100 --> 00:05:05.640
‫برادر کوچک‌تر به محض تولد،
‫از قصر بیرون فرستاده شد.

00:05:05.640 --> 00:05:10.710
‫و همچین، تنها من و پادشاه قبلی
‫ از این حقیقت باخبر بودیم.

00:05:11.060 --> 00:05:18.250
‫من به سرعت پیداش کردم و
‫متوجه چیز حیرت‌آوری شدم.

00:05:18.610 --> 00:05:23.450
‫در میان جنگ اخیر با انسان‌ها،

00:05:23.450 --> 00:05:28.750
‫اعلی‌حضرت مخفیانه به یوآنا فرار کرده
‫و در اونجا صاحب یک فرزند شده بود.

00:05:29.170 --> 00:05:31.630
‫پس... اون بچه...

00:05:31.630 --> 00:05:32.470
‫درسته.

00:05:32.470 --> 00:05:35.840
‫پادشاه فعلیِ اوزمارگو.

00:05:36.320 --> 00:05:39.550
‫برادرِ پادشاه پیشین قبلاً از دنیا رفته بود.

00:05:39.550 --> 00:05:44.270
‫بدون چاره‌ی دیگه، قبل از اینکه بچه
‫چشمانش رو باز کنه از مادرش جداش کردم.

00:05:44.270 --> 00:05:46.020
‫و به این سرزمین برگشتم.

00:05:46.470 --> 00:05:51.430
‫اون بچه همزمان با خبرِ
‫ مرگ ملکه به ملأ عام فاش شد؛

00:05:51.430 --> 00:05:57.080
‫و مردم با اون به‌عنوان بچه‌ای که ملکه برای
‫ به‌دنیا آوردن جونشو داده بود برخورد کردن.

00:05:57.410 --> 00:06:05.290
‫اما پادشاه پیشین، هیچ‌وقت نتونست
‫ با این حقیقت که وارثش، پسرِ یه انسانه کنار بیاد.

00:06:05.290 --> 00:06:10.080
‫در نهایت، از لحاظ ذهنی به بستر بیماری افتاد،
‫و اون هم به سرنوشت برادرش دچار شد.

00:06:10.510 --> 00:06:15.800
‫این حقیقت تولدِ پادشاهه
‫ که من ازش مطلع بودم.

00:06:16.200 --> 00:06:17.150
‫پس...

00:06:17.600 --> 00:06:22.750
‫اعلی‌حضرت بچه‌ی یه انسانه،
‫ولی واقعاً از خاندان سلطنتی هم هست.

00:06:23.740 --> 00:06:26.400
‫و تنهایی این راز بزرگ رو نگه داشته بودی.

00:06:28.120 --> 00:06:29.150
‫ممنونم.

00:06:29.540 --> 00:06:33.820
‫قول می‌دم چیزی که بهم سپردی رو بهش بگم.

00:06:42.390 --> 00:06:43.390
‫ساریفی.

00:06:44.300 --> 00:06:47.680
‫اگه می‌خوای به پادشاه بگی،
‫بهتره زودتر بریم پیشش.

00:06:47.920 --> 00:06:48.730
‫باشه.

00:06:49.140 --> 00:06:50.840
‫لطفاً صبر کن.

00:06:51.170 --> 00:06:56.550
‫یه حقیقتِ دیگه هم هست که باید بهت بگم.

00:06:57.060 --> 00:06:59.110
‫واقعاً منو غافلگیر کردی.

00:06:59.110 --> 00:07:02.310
‫کی فکر می‌کرد برای
‫مراسم اعدامِ خودت برگردی؟

00:07:02.640 --> 00:07:07.780
‫تو یه شورشی‌ای؛ پس دیگه حتی
‫ مستحق یه محاکمه نیستی.

00:07:07.780 --> 00:07:09.020
‫بنابراین،

00:07:09.510 --> 00:07:12.250
‫همینجا و همین لحظه حکمت رو اجرا می‌کنم.

00:07:14.240 --> 00:07:15.620
‫یکی دیگه؟

00:07:16.040 --> 00:07:18.400
‫برای نجات پادشاه—

00:07:18.400 --> 00:07:25.280
‫برای نجات بچه‌ی کوچیکی که
‫ اون‌روز سرنوشتش رو رقم زدم.

00:07:25.304 --> 00:07:35.304
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:07:39.920 --> 00:07:42.090
‫مثل اینکه طلسم نامیرایی‌ش شکسته شده.

00:07:42.860 --> 00:07:48.320
‫از اونجایی که رازش رو منتقل کرده،
‫بالأخره می‌تونه با آرامش بمیره.

00:07:51.210 --> 00:07:52.490
‫کاهن اعظم،

00:07:53.310 --> 00:07:57.210
‫میراث شما پیش من جاش امنه.

00:07:59.540 --> 00:08:00.200
‫ساریفی.

00:08:00.900 --> 00:08:01.670
‫هوم.

00:08:02.900 --> 00:08:05.630
‫منتظرم باش، لئو؛ زود میام پیشت.

00:08:08.550 --> 00:08:09.960
‫مشکلی پیش اومده؟

00:08:09.960 --> 00:08:12.220
‫طلسمش شکسته؟

00:08:12.220 --> 00:08:13.680
‫یعنی کی تونسته...

00:08:15.000 --> 00:08:16.020
‫نگو که...

00:08:17.860 --> 00:08:18.980
‫جناب صدراعظم،

00:08:19.720 --> 00:08:23.670
‫به‌نظر میاد فریبِ یه طعمه رو خوردیم.

00:08:23.670 --> 00:08:27.380
‫دختر انسانی بی‌سروصدا وارد قصر شده،

00:08:27.380 --> 00:08:30.480
‫احتمالاً توسط کاپیتان محافظینش همراهی می‌شه.

00:08:31.180 --> 00:08:34.110
‫گروهی جمع کن،
‫و تمام سوراخ و سنبه‌ها رو بگرد.

00:08:34.550 --> 00:08:35.940
‫متوجه شدم.

00:08:36.480 --> 00:08:38.790
‫الساعه بهش رسیدگی می‌کنم.

00:08:39.360 --> 00:08:40.250
‫آبی!

00:08:42.400 --> 00:08:43.870
‫ساریفی!

00:08:52.270 --> 00:08:53.080
‫سرورم!

00:08:55.020 --> 00:08:57.740
‫پیشنهاد می‌کنم بیش از حد به خودت فشار نیاری.

00:08:57.740 --> 00:09:02.610
‫حتماً از کاپیتان گاردهات هم بیشتر درد می‌کشی.

00:09:02.610 --> 00:09:06.600
‫انسان‌ها حقیقتاً موجودات غم‌انگیزی هستن.

00:09:06.940 --> 00:09:07.940
‫سرورم...

00:09:07.940 --> 00:09:12.400
‫با این‌حال، اینکه حتی برای لحظه‌ای،
‫حفاظم رو شکستی،

00:09:12.400 --> 00:09:15.400
‫نشون می‌ده چقدر به اون دختر اهمیت می‌دی.

00:09:15.700 --> 00:09:23.120
‫به پاس احترام به عشق‌تون،
‫هردوتون رو باهم به زیر خاک می‌فرستم.

00:09:24.600 --> 00:09:26.920
‫منظره‌ی قشنگیه، اینطور نیست؟

00:09:26.920 --> 00:09:32.250
‫چه حسی داره که از اونجا به پادشاهی‌ای
‫ که زمانی مال خودت بود نگاه کنی،

00:09:32.250 --> 00:09:34.210
‫پادشاه انسانی؟

00:09:40.500 --> 00:09:44.070
‫اوه، جایی برای نگرانی نیست.

00:09:44.070 --> 00:09:48.730
‫من اینو وظیفه‌ی خودم می‌دونم که
‫ این پادشاهی رو به شکل مناسبش برگردونم.

00:09:49.150 --> 00:09:54.140
‫سرزمینی که نژادهاش در
‫ نظام مشخصی طبقه‌بندی می‌شن.

00:09:54.470 --> 00:09:59.030
‫برای پنهان‌کردن خون نفرت‌انگیزت،
‫تمام نژادها رو در کنار هم قرار دادی.

00:09:59.030 --> 00:10:03.760
‫من این قلمرو رو به سرزمینِ
‫ نظم و زیبایی بازسازی می‌کنم.

00:10:04.620 --> 00:10:10.390
‫کبوتر با کبوتر، باز با باز،
‫و شاهی با خون سلطنتی.

00:10:10.390 --> 00:10:13.330
‫این چیزیه که یه پادشاهی باید باشه!

00:10:13.330 --> 00:10:14.300
‫نه!

00:10:15.050 --> 00:10:21.260
‫من برای سرزمینی جون نکندم که توش
‫ نژادهای مختلف فقط کنار هم زندگی کنن؛

00:10:22.010 --> 00:10:25.550
‫برای جایی بود که هرکسی بتونه
‫ به‌عنوان کسی که هست زندگی کنه.

00:10:26.140 --> 00:10:28.690
‫هیچ‌کس نمی‌تونه تبارِ خودشو انتخاب کنه.

00:10:28.690 --> 00:10:36.110
‫بعضی‌ها دُم بلندی دارن،
‫بعضی‌ها هم شاخ، نعل، یا فلس دارن.

00:10:36.520 --> 00:10:41.600
‫ولی هرچی که نژادشون باشه،
‫همه باید به وجود خودشون افتخار کنن

00:10:41.600 --> 00:10:44.810
‫و باید بتونن بدون تحقیر شدن زندگی کنن.

00:10:45.280 --> 00:10:49.280
‫یه پادشاهی باید جایی باشه
‫که این توش امکان‌پذیره.

00:10:49.950 --> 00:10:54.260
‫شاید همونطور که گفتی،
‫من حق حکومت نداشته باشم؛

00:10:54.260 --> 00:10:58.480
‫ولی وظیفه‌ی منه تا جلوی تو رو بگیرم!

00:10:58.480 --> 00:11:00.420
‫تا زمانی که انجامش بدم،

00:11:00.420 --> 00:11:03.170
‫هنوز پادشاه این سرزمینم!

00:11:04.490 --> 00:11:06.550
‫وظیفه‌ی یه پادشاه؟

00:11:06.550 --> 00:11:09.190
‫تو چنین چیزی نداری.

00:11:09.720 --> 00:11:11.620
‫تو فقط...

00:11:12.500 --> 00:11:13.690
‫ست،

00:11:14.260 --> 00:11:18.660
‫حقیقت اینه که توی رگ‌هات،
‫خون سلطنتی جریان داره.

00:11:19.350 --> 00:11:24.610
‫ببین؛ تو حق اینو داری
‫ تا در کنار پادشاه بایستی.

00:11:24.610 --> 00:11:30.450
‫باید پذیرای تو می‌بودن و
‫ به‌عنوان پادشاه بعدی منصوبت می‌کردن.

00:11:31.600 --> 00:11:35.770
‫متأسفم که با همچین ظاهری به‌دنیا آوردمت؛

00:11:36.330 --> 00:11:40.260
‫و متأسفم که نتونستم بهت ظاهری سلطنتی بدم.

00:11:40.790 --> 00:11:44.310
‫من و مادرم همیشه در گوشه‌ی قصر هستیم.

00:11:44.750 --> 00:11:47.450
‫چونکه من شبیه شاه نیستم،

00:11:47.450 --> 00:11:50.630
‫هیچ‌کس بهمون نگاه یا توجهی نمی‌کنه.

00:11:51.750 --> 00:11:54.610
‫اگه من شبیه اون بودم...

00:11:55.070 --> 00:11:56.510
‫تو فقط...

00:11:56.830 --> 00:12:01.400
‫تنها خواسته‌ای که داری فریب،
‫ و ادامه‌ی سلطه‌‌گری بر ماست.

00:12:03.150 --> 00:12:05.170
‫زمانی که تو رو با دستای خودم گردن بزنم،

00:12:05.170 --> 00:12:08.590
‫برای اولین‌بار می‌تونم به وجودم افتخار کنم.

00:12:11.330 --> 00:12:12.800
‫ساریفی...

00:12:18.170 --> 00:12:21.960
‫این نزدیک کلی سرباز هست؛
‫حتماً داریم به سلطان نزدیک می‌شیم.

00:12:21.960 --> 00:12:23.250
‫تو خوبی، لانت؟

00:12:23.250 --> 00:12:24.960
‫ردیف ردیفم.

00:12:24.960 --> 00:12:26.930
‫واسا، بن‌بست خوردیم؟

00:12:28.940 --> 00:12:31.440
‫دیگه تا همین‌جا کافیه، دخترک.

00:12:32.550 --> 00:12:33.530
‫ساریفی-

00:12:33.530 --> 00:12:35.480
‫اوی، لعنتی! ولم کن!

00:12:36.280 --> 00:12:38.470
‫چرا حس می‌کنم انرژیم کم شده؟

00:12:38.900 --> 00:12:42.440
‫متوجه نشدید؟ از قبل جادویی کار گذاشتم.

00:12:42.950 --> 00:12:46.780
‫مسیر رو طوری تعیین کردم تا به این‌سمت بیاید.

00:12:46.780 --> 00:12:50.750
‫پس واس همینه قدرتم داره ته می‌کشه.

00:12:51.670 --> 00:12:53.750
‫خیلی ناامیدم کردی، آق صدراعظم.

00:12:54.230 --> 00:12:57.190
‫نه که از اول ازت خوشم میومد،

00:12:57.190 --> 00:13:00.920
‫ولی لااقل فکر می‌کردم
‫وفاداریت به سلطان راستکی باشه.

00:13:01.310 --> 00:13:05.770
‫اما آخرشم، تو هم یکی از همون نژادپرستای عنتری!

00:13:06.980 --> 00:13:07.910
‫اینم ببرید.

00:13:07.910 --> 00:13:08.500
‫بله، قربان.

00:13:09.580 --> 00:13:10.420
‫ساریفی!

00:13:10.420 --> 00:13:12.670
‫لانت! نگران من نباش!

00:13:15.880 --> 00:13:18.480
‫عجیبه انقدر اعتمادبه‌نفس داری.

00:13:19.080 --> 00:13:21.310
‫اینجا برگشتی چیکار کنی؟

00:13:21.820 --> 00:13:23.650
‫ما گذشته‌ی عالیجناب رو فهمیدیم و-

00:13:23.650 --> 00:13:25.190
‫اون الان دیگه اهمیتی نداره.

00:13:25.190 --> 00:13:26.760
‫خیلی هم داره!

00:13:26.760 --> 00:13:31.020
‫خودت باید بهتر بدونی
‫ بیرون از قصر داره چی می‌گذره.

00:13:31.360 --> 00:13:33.540
‫برای همین عالیجناب برگشت.

00:13:33.540 --> 00:13:36.710
‫و هرجا که اون بره، منم می‌رم.

00:13:37.320 --> 00:13:41.440
‫تا ابد قراره پیشش بمونم،
‫این تصمیمی‌ـه که گرفتم.

00:13:42.880 --> 00:13:45.190
‫حدس می‌زدم.

00:13:45.190 --> 00:13:51.170
‫اینکه اعلی‌حضرت شکل انسانی
‫ به خودش گرفته،‌ به هیچ‌عنوان آشفته‌ت نمی‌کنه.

00:13:51.780 --> 00:13:55.410
‫یه‌چیزو می‌خوام بدونم:
‫از کِی در این‌باره می‌دونستی؟

00:13:56.200 --> 00:13:58.880
‫یعنی... تمام مدت باخبر بودی؟

00:14:00.050 --> 00:14:00.720
‫آره.

00:14:01.620 --> 00:14:05.150
‫از اولین شب آشکارسازی که توی قصر بودم،

00:14:05.150 --> 00:14:07.520
‫و قرار بود قربانی بشم.

00:14:09.160 --> 00:14:10.250
‫که اینطور.

00:14:10.840 --> 00:14:16.110
‫با این‌حال، من کسی بودم که
‫ از همون اول توسطش فریب خوردم.

00:14:16.830 --> 00:14:17.980
‫نه، این درست-

00:14:18.480 --> 00:14:20.620
‫جواب یه سؤال دیگه رو بده.

00:14:20.620 --> 00:14:23.180
‫حوصله‌ی نیرنگ یا طفره‌ای هم ندارم.

00:14:23.180 --> 00:14:25.760
‫حتی اگه یه‌ذره دروغ تو حرفات ببینم، می‌کشمت.

00:14:26.920 --> 00:14:31.720
‫اگه اون شبیه به تو نبود
‫و هیچ خون انسانی‌ای نداشت،

00:14:32.460 --> 00:14:35.460
‫اگه تنها صرفاً یه هیولا بود،

00:14:36.130 --> 00:14:39.430
‫هنوزم از همون اول عاشقش می‌شدی؟

00:14:40.050 --> 00:14:41.470
‫خب...

00:14:42.910 --> 00:14:44.100
‫نمی‌دونم.

00:14:49.110 --> 00:14:50.530
‫بی‌فایده‌ست.

00:14:50.530 --> 00:14:53.330
‫با دست‌وپا زدن فقط
‫بیشتر به خودت آسیب می‌زنی.

00:14:53.700 --> 00:14:57.090
‫انسان‌ها به‌راستی که موجوداتی نحیفن.

00:14:57.090 --> 00:15:02.290
‫هرچقدر تقلا کنی،
‫به چشمِ ما فقط رقت‌انگیزتر می‌شی.

00:15:02.740 --> 00:15:05.170
‫هرچی می‌خوای بگو.

00:15:05.170 --> 00:15:09.760
‫درسته که الان شکل انسانی دارم،
‫اما من هنوز پادشاه هیولاهام!

00:15:11.060 --> 00:15:16.360
‫هرگز قرار نیست به کسی که ارزشی
‫برای این قلمرو و مردمش قائل نیست تسلیم شم!

00:15:17.410 --> 00:15:18.720
‫خواهشاً بس کنید.

00:15:19.210 --> 00:15:21.190
‫ادامه‌ی اینکار بی‌معنیه.

00:15:21.190 --> 00:15:22.690
‫آنوبیس...

00:15:22.690 --> 00:15:23.910
‫ساریفی!

00:15:23.910 --> 00:15:26.870
‫همون‌طور که از جناب صدراعظم انتظار می‌رفت،
‫سریع کارو انجام می‌دید.

00:15:27.340 --> 00:15:29.040
‫هرچند...

00:15:29.040 --> 00:15:32.330
‫هنوز نکشتمش؛
‫درحال‌حاضر بی‌هوشه.

00:15:32.730 --> 00:15:36.410
‫بسیار خب؛ حالا که شما هم اومدید،

00:15:36.410 --> 00:15:39.950
‫بذارید اعدام این دختر رو آغاز کنیم.

00:15:39.950 --> 00:15:42.530
‫به دستان شما، صدراعظم.

00:15:44.190 --> 00:15:45.260
‫من؟

00:15:45.610 --> 00:15:49.430
‫این دختر همدستِ پادشاهی شیاد شد
‫ تا تو رو به بازی بگیره.

00:15:49.430 --> 00:15:52.470
‫اون‌ها غرور و شأنت رو پایمال کردن.

00:15:52.810 --> 00:15:55.690
‫تو از هر نظر حق داری.

00:15:59.040 --> 00:16:00.320
‫نمی‌دونی؟

00:16:00.320 --> 00:16:01.970
‫منظورت از این چیه؟!

00:16:02.420 --> 00:16:05.820
‫پس نمی‌تونی عاشق هیولایی اصیل‌زاده بشی؟

00:16:05.820 --> 00:16:07.910
‫همه‌تون مثل همید.

00:16:07.910 --> 00:16:11.940
‫فقط می‌تونید عاشق انسان‌هایی مثل خودتون بشید!

00:16:11.940 --> 00:16:15.320
‫اشتباه می‌کنی؛ درست نمی‌دونم داری چی ازم می‌پرسی.

00:16:16.090 --> 00:16:18.410
‫منظورم اینه که عالیجناب هردو شه.

00:16:19.880 --> 00:16:26.630
‫اون هم خون انسان، و هم خون دیوسانان رو داره،
‫و به‌خاطرش کلی عذاب می‌کشه.

00:16:26.630 --> 00:16:28.340
‫با این‌حال از هرکسی مهربون‌تره.

00:16:28.740 --> 00:16:30.300
‫عالیجناب همچین کسیه.

00:16:32.280 --> 00:16:34.910
‫کسی که من عاشقم؛

00:16:35.440 --> 00:16:37.840
‫لئونهارتِ من.

00:16:40.370 --> 00:16:41.510
‫چی؟!

00:16:41.510 --> 00:16:43.140
‫چـ ـ چطور جرئت...؟!

00:16:53.470 --> 00:16:54.350
‫لئو!

00:16:55.480 --> 00:16:56.610
‫آنوبیس!

00:16:56.610 --> 00:17:02.590
‫فقط به خیانت به من راضی نشدی،
‫پیش شاهِ سابقت هم برمی‌گردی؟!

00:17:02.590 --> 00:17:04.700
‫برمی‌گردم؟ خیانت کردم؟

00:17:05.330 --> 00:17:07.030
‫داری چی برای خودت می‌گی؟

00:17:07.500 --> 00:17:10.740
‫تا حالا شده تو رو شاه خطاب کنم؟

00:17:11.140 --> 00:17:13.460
‫من تنها به پادشاه حقیقی خدمت می‌کنم.

00:17:13.910 --> 00:17:18.440
‫ممکنه شکلی برفرض انسانی داشته باشه، اما پادشاهِ من

00:17:18.440 --> 00:17:20.380
‫این مرد، و تنها این مرده!

00:17:21.850 --> 00:17:23.850
‫پست‌فطرت!

00:17:27.000 --> 00:17:27.560
‫آبی!

00:17:31.150 --> 00:17:33.110
‫حالا دیگه کارتو تموم-

00:17:34.880 --> 00:17:36.160
‫چـ ـ چی؟!

00:17:36.390 --> 00:17:41.780
‫ما مردمانِ آبزی، در زمان مشقتِ شاهنشاه‌مان
‫ بیکار نخواهیم نشست.

00:17:41.780 --> 00:17:48.040
‫اینجاییم تا این قلمرو و مردمانش را
‫ از جانب پادشاه‌مان بازپس بگیریم.

00:17:48.430 --> 00:17:52.390
‫قوای کاملِ نیروی دریایی ایستانس، در خدمت شماست.

00:17:52.390 --> 00:17:55.700
‫عمو گالوا! جوز-سان هم هست!

00:17:55.980 --> 00:17:57.310
‫به پیش!

00:18:01.660 --> 00:18:03.440
‫هی، وضعیت اضطراریه!

00:18:03.440 --> 00:18:05.570
‫ست-ساما دستور دادن همه‌ی نگهبان‌ها بالا برن.

00:18:05.860 --> 00:18:07.150
‫چه‌خبر شده؟

00:18:07.150 --> 00:18:08.900
‫با این چیکار کنیم؟

00:18:08.900 --> 00:18:10.140
‫فقط زودتر بیاید!

00:18:16.180 --> 00:18:18.760
‫نمی‌دونم چه‌خبر شده، اما انگار الان شانسمه.

00:18:18.760 --> 00:18:20.860
‫لـ ـ لطفاً یه‌جا وایسید.

00:18:20.860 --> 00:18:21.620
‫ها؟

00:18:22.090 --> 00:18:23.280
‫پرنسس آمیت؟

00:18:24.730 --> 00:18:26.360
‫حباب‌ها هم همینطور.

00:18:26.360 --> 00:18:29.590
‫چرا اینجا اومدین؟
‫مگه نگفتیم بیرون منتظر وایسین؟

00:18:29.590 --> 00:18:34.210
‫خـ ـ خیلی عذر می‌خوایم،
‫اما نمی‌تونستیم بیکار منتظر باشیم.

00:18:34.720 --> 00:18:39.260
‫وقتی هم به قصر رسیدیم،
‫یه‌سری آقایون رو از نیروی دریاییِ ایستانس دیدیم.

00:18:39.260 --> 00:18:40.610
‫نیروی دریایی ایستانس؟!

00:18:40.610 --> 00:18:42.470
‫پس واسه همین قشقرق به‌پا شده!

00:18:42.470 --> 00:18:44.140
‫خیله‌خب! بهتره ما هم-

00:18:44.140 --> 00:18:46.180
‫یه‌لحظه صبر کنید!

00:18:46.470 --> 00:18:50.400
‫مـ ـ می‌شه اول کمک کنید چیزی که
‫ دنبالش اومدیم رو پیدا کنیم؟

00:18:50.730 --> 00:18:54.520
‫اگه موفق بشیم، ممکنه بتونیم
‫اعلی‌حضرت رو از مخمصه نجات بدیم.

00:19:01.200 --> 00:19:03.710
‫آقاجون، نمی‌خواد به خودت فشارمشار بیاری.

00:19:03.710 --> 00:19:06.360
‫انگارنه‌انگار دیروز داشتی
‫ واس کمرت آه‌وناله می‌کردی.

00:19:06.360 --> 00:19:08.410
‫لازم نکرده نگران من باشی.

00:19:11.930 --> 00:19:17.080
‫شاید الان فکستنی شده باشم،
‫اما من، گالوا رو زمانی به‌اسم خدای دریا می‌شناختن.

00:19:17.080 --> 00:19:19.960
‫حالاحالاها مونده این تازه‌کارا بهم برسن!

00:19:21.420 --> 00:19:24.060
‫از هیولاها نه ترسی داشته باشید، و نه نفرتی.

00:19:25.010 --> 00:19:27.390
‫پناهجوها رو فوراً به جای امن ببرید!

00:19:27.740 --> 00:19:30.340
‫این دستور پادشاهِ ماسکویاناـست!

00:19:30.810 --> 00:19:33.930
‫از انسان‌های کثیف طلب کمک می‌کنید،

00:19:33.930 --> 00:19:35.820
‫ای نژادهای پست؟!

00:19:38.410 --> 00:19:39.930
‫زودتر از اینجا ببریدشون!

00:19:39.930 --> 00:19:40.540
‫بجنبید!

00:19:40.540 --> 00:19:41.350
‫این‌طرفی!

00:19:41.850 --> 00:19:42.660
‫مـ...

00:19:44.630 --> 00:19:46.150
‫مرسی!

00:19:50.700 --> 00:19:53.080
‫لعنت بهت، انسان!

00:19:54.570 --> 00:19:56.950
‫بیا جلو، هیولا.

00:19:57.250 --> 00:19:58.430
‫چرا انقدر معطل می‌کنید؟!

00:19:58.790 --> 00:20:01.560
‫چرا برای عقب‌روندنِ
‫این آبزیان پست تقلا می‌کنید؟!

00:20:01.560 --> 00:20:03.520
‫ست-ساما، اضطراریه!

00:20:03.520 --> 00:20:06.040
‫پادشاهیِ ساربول یه پیغام فوری فرستاده!

00:20:07.170 --> 00:20:08.770
‫ساربول؟

00:20:08.770 --> 00:20:10.550
‫خونه‌ی تترا-چان...

00:20:10.550 --> 00:20:14.450
‫ای مردم من، تمام مناطق اوزمارگو

00:20:14.450 --> 00:20:17.180
‫با انتخابی به‌شدت سخت مواجهن.

00:20:17.600 --> 00:20:23.420
‫در زیر سیستم جدیدِ پادشاه،
‫ما شهروندهایی بالارتبه محسوب می‌شیم.

00:20:23.420 --> 00:20:27.650
‫پذیرشِ این مقام می‌تونه
‫رفاهِ این سرزمین رو در آینده تضمین کنه.

00:20:28.140 --> 00:20:29.400
‫با این‌حال، من

00:20:29.900 --> 00:20:31.620
‫باهاش مخالفت می‌کنم.

00:20:32.820 --> 00:20:36.700
‫بعضی ممکنه این تصمیم رو حماقت بشمرن.

00:20:36.940 --> 00:20:39.910
‫اما برای آینده‌ی جوانانمان—

00:20:40.260 --> 00:20:42.400
‫برای آینده‌ی کودکانمان—

00:20:42.400 --> 00:20:46.670
‫باید از دنیایی که یک نژاد، بودن یا نبودنِ
‫ نژادی دیگر رو معین می‌کنه، فاصله بگیریم!

00:20:47.120 --> 00:20:50.740
‫ما، ساربول، از پادشاه حقیقیِ اوزمارگو،

00:20:50.740 --> 00:20:54.750
‫کسی که از زمان سلطنت، برابری رو
‫ در میان نژادها برپا کرده، حمایت می‌کنیم!

00:20:56.550 --> 00:20:57.910
‫ساریفی-چان،

00:20:58.390 --> 00:21:01.020
‫ما همه طرف توییم!

00:21:01.020 --> 00:21:04.750
‫همینطور فرمانروای ماسیا،
‫ ارباب براون بروز،

00:21:04.750 --> 00:21:07.700
‫رهبر بولستوباس، شاه اور، و بقیه گفتن،

00:21:07.700 --> 00:21:10.750
‫اگه شاه اوزمارگو به سلطنت ادامه نده،

00:21:10.750 --> 00:21:14.200
‫همگی حاضرن به‌خاطرش جنگ کنن!

00:21:17.370 --> 00:21:18.460
‫اینجاست!

00:21:18.710 --> 00:21:23.560
‫یه طلسم جادویی ثابت؛ این چیزیه که
‫ مه سمّی رو از آسمون پاک کرده.

00:21:23.560 --> 00:21:25.200
‫خوب زیروبم‌شو در آوردیا.

00:21:25.200 --> 00:21:28.310
‫از جایی که زمان زیادی طلسم درحال اجرا بوده،

00:21:28.310 --> 00:21:30.940
‫حس کردم ممکنه یه ترفندی داشته باشه.

00:21:30.940 --> 00:21:33.780
‫پس اگه ما اینو بترکونیم-

00:21:34.560 --> 00:21:36.550
‫آخ! سوختم!

00:21:36.550 --> 00:21:38.490
‫چشه این؟! باز حفاظ داره؟!

00:21:38.910 --> 00:21:40.970
‫این یه پیمانِ خونی‌ـه.

00:21:40.970 --> 00:21:45.240
‫خونِ اجراکننده‌ی طلسم به‌عنوان
‫ واسطه‌ای برای کنترلِ طلسم عمل می‌کنه.

00:21:45.590 --> 00:21:48.650
‫اگه خونِ کافی برای بازنویسیِ پیمان داشته باشیم...

00:21:49.610 --> 00:21:50.910
‫پرنسس آمیت؟!

00:21:51.860 --> 00:21:53.380
‫معنی این کارا چیه؟

00:21:53.670 --> 00:22:00.180
‫شاید شورش اون آبزیانِ پست رو درک کنم،
‫اما اکثر شهروندای اینجا رو در طبقه‌ی بالا گذاشتم!

00:22:00.180 --> 00:22:01.840
‫ای خودنماهای پست‌فطرت!

00:22:01.840 --> 00:22:03.330
‫خودنمایی نمی‌کنن!

00:22:03.600 --> 00:22:04.790
‫ساریفی...

00:22:05.470 --> 00:22:10.290
‫می‌دونم که بعضی‌ها از
‫پایین نگه‌داشتن دیگران لذت می‌برن،

00:22:11.090 --> 00:22:15.660
‫ولی هرکسی که به‌دنیا میاد
‫لایق پایین کشیده‌شدن نیست.

00:22:16.130 --> 00:22:20.100
‫عالیجناب سخت تلاش کرد
‫ تا جلوی این اتفاق رو بگیره!

00:22:20.530 --> 00:22:23.580
‫کسایی که حاضرن دوشادوش عالیجناب بجنگن،

00:22:23.580 --> 00:22:26.580
‫کسایی هستن که اینو متوجه شدن.

00:22:28.270 --> 00:22:31.350
‫اگه واقعاً می‌خوای پادشاه باشی،

00:22:31.350 --> 00:22:35.950
‫به صدای همه گوش بده،
‫و به مردمِ این سرزمین نگاه کن.

00:22:35.950 --> 00:22:40.920
‫وقتی حتی سعی نمی‌کنی نگاهشون کنی،
‫چطور انتظار داری بقیه بهت نگاه کنن؟!

00:22:43.020 --> 00:22:44.220
‫ساکت شو.

00:22:44.940 --> 00:22:45.670
‫ساریـ ـ

00:22:45.670 --> 00:22:48.280
‫ساکت شو!

00:22:54.520 --> 00:22:55.650
‫ساریفی.

00:22:56.230 --> 00:22:57.170
‫تو...

00:22:57.670 --> 00:22:58.400
‫همه‌تون...

00:22:59.520 --> 00:23:02.480
‫به مرد ضعیفی مثل من قدرت دادید!

00:23:03.040 --> 00:23:04.150
‫پس...

00:23:04.730 --> 00:23:06.400
‫پس من...

00:23:10.770 --> 00:23:11.530
‫چی؟!

00:23:11.554 --> 00:23:14.554
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:14.578 --> 00:23:17.578
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:18.280 --> 00:23:21.690
‫...فداکاری‌تون رو جبران می‌کنم!

00:23:25.990 --> 00:23:31.670
‫هی، لئو، اولین‌باری که به‌عنوان
‫ یه قربانی اینجا اومدم رو یادته؟

00:23:32.360 --> 00:23:35.340
‫تو قوی‌ترین و مهربون‌ترین فرد بودی.

00:23:35.720 --> 00:23:39.650
‫امیدوارم احساساتت به گوش
‫ تمام مردمِ این سرزمین برسه.

00:00:54.030 --> 00:00:59.030
‫کاهن اعظم و حقیقت درمورد پادشاه

00:23:37.060 --> 00:23:40.050
<font size="70">‫قسمت بعد</c>

00:23:37.060 --> 00:23:40.050
‫یک ملکه و آینده‌ پادشاهی