﻿WEBVTT

00:00:03.410 --> 00:00:07.750
‫منبع آب جنوب حتماً مال پادشاهه.

00:00:08.250 --> 00:00:12.250
‫لابد این فنچ‌های آبی هم همونجا می‌رن.

00:00:12.330 --> 00:00:15.500
‫حتماً یه رازی پشت این منبع آب وجود داره.

00:00:15.580 --> 00:00:20.080
‫در هر صورت بیاین بریم ببینیم چیه!
‫به‌نظرت چیز خطرناک و باحالی میاد!

00:00:20.080 --> 00:00:22.950
‫شاهزاده، پیک‌نیک که نیومدیم!

00:00:24.290 --> 00:00:26.790
‫واسه من کابل نگیرینا.

00:00:27.000 --> 00:00:35.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:58.940 --> 00:02:01.130
‫چ‍ ـ چی گفتی؟!

00:01:59.470 --> 00:02:04.450
‫قسمت 3: «مردی ملقب به افسانه»

00:02:01.550 --> 00:02:05.910
‫اینکه خیلی بده!
‫به هیچ‌وجه نباید مخزن آبو پیدا کنن!

00:02:06.000 --> 00:02:10.830
‫اعلی‌حضرت، هر تدبیری اتخاذ می‌کنیم
‫که نذاریم چنین اتفاقی بیفته.

00:02:10.910 --> 00:02:14.500
‫با استفاده از رسانه،
‫شهروندها رو با خودمون همراه می‌کنیم.

00:02:15.080 --> 00:02:19.540
‫خیالتون راحت، ژنرال عاره
‫ یا افرادمون دستگیرشون می‌کنن.

00:02:19.620 --> 00:02:21.040
‫باشه پس.

00:02:21.810 --> 00:02:25.830
‫بیشتر نگران اینم که ما چیزی درمورد

00:02:25.910 --> 00:02:28.870
‫مجرمین یا اهداف‌شون نمی‌دونیم.

00:02:43.450 --> 00:02:45.040
‫اوی، اونجا کارتو نکن.

00:02:46.190 --> 00:02:48.500
‫چه فرقی داره کجا کارمو بکنم؟

00:02:49.080 --> 00:02:50.290
‫به‌جاش اینجا دستشویی کن.

00:02:50.790 --> 00:02:51.870
‫این چیه؟

00:02:51.950 --> 00:02:54.830
‫آب تبخیرشده رو از ادرار جمع می‌کنه.

00:02:54.830 --> 00:02:57.120
‫چی؟ می‌خوای شاش خودمو بخورم؟!

00:02:57.200 --> 00:02:59.830
‫آب تبخیرشده تمیزه. نگرانش نباش.

00:02:59.910 --> 00:03:04.660
‫اصلاً همچین کاری لازمه؟
‫هنوز کلی آب توی تانک مونده.

00:03:05.250 --> 00:03:07.370
‫اگه نتونیم چشمه رو پیدا کنیم،

00:03:07.450 --> 00:03:10.370
‫باید هرچقدر می‌تونیم آب برگردونیم.

00:03:11.620 --> 00:03:12.830
‫گرفتم چی می‌گی.

00:03:16.080 --> 00:03:20.040
‫برنامه‌مون رو قطع می‌کنیم تا
‫ اخبار فوری رو به عرض شما برسونیم.

00:03:20.540 --> 00:03:25.320
‫در ساعت 3 بعدازظهر امروز،
‫یکی از تانک‌های ارتش سلطنتی ربوده شد.

00:03:24.120 --> 00:03:25.750
‫دنبال‌مونن.

00:03:25.830 --> 00:03:31.360
‫مجرمین درحال دزیدن آب شهروندان
‫و ایجاد آشوب هستند.

00:03:31.120 --> 00:03:32.230
‫چی؟

00:03:32.250 --> 00:03:36.880
‫لطفاً درصورت مشاهده تانک ناشناس یا افراد مشکوک،
‫ارتش سلطنتی رو مطلع کنید.

00:03:37.500 --> 00:03:39.450
‫چه دری‌وری‌هایی سرهم کردن.

00:03:39.540 --> 00:03:41.520
‫ما اصلاً هم این‌کارا رو نمی‌کنیم.

00:03:41.540 --> 00:03:47.370
‫پادشاه برای دستگیری زنده یا مرده‌ی مجرمین،
‫30 میلیون جایزه درنظر گرفته است.

00:03:47.080 --> 00:03:47.770
‫چی؟

00:03:48.760 --> 00:03:53.750
‫لعنتی، حاضرن تا این حد پیش برن.
‫حالا همه دنبال‌مون میفتن.

00:03:53.830 --> 00:03:57.370
‫اگه چشمه رو پیدا نکنیم،
‫فقط یه‌مشت تبهکار محسوب می‌شیم.

00:03:57.450 --> 00:04:02.080
‫بیاین تانک رو ول کنیم و بریم خونه.
‫هنوز هویت‌مونو نمی‌دونن.

00:04:02.160 --> 00:04:05.790
‫اگه تنها وسیله نقلیه‌مونو ول کنیم.
‫همین‌جا تلف می‌شیم.

00:04:05.870 --> 00:04:08.410
‫درسته! انقدر ترسو نباش، ثیف.

00:04:08.500 --> 00:04:11.540
‫چقدر دیگه مونده به جنوب برسیم؟

00:04:11.620 --> 00:04:13.660
‫حدود پنج روز راه نبود؟

00:04:14.160 --> 00:04:16.160
‫اون تخمین رفت و برگشت‌مونه.

00:04:16.250 --> 00:04:18.700
‫امروز تا حد خوبی پیشرفت کردیم،

00:04:19.200 --> 00:04:21.370
‫پس شاید تا فردا برسیم.

00:04:21.450 --> 00:04:22.660
‫فردا...

00:04:27.750 --> 00:04:30.830
‫تو تا حالا جنوب زندگی کردی؟

00:04:30.910 --> 00:04:34.190
‫خب، آره. حدوداً برمی‌گرده به 30 سال پیش.

00:04:34.200 --> 00:04:40.000
‫اون زمان هنوز پیچّی‌ها
‫ تو این منطقه زندگی می‌کردن.

00:04:40.080 --> 00:04:45.080
‫فکر کنم تقریباً زمانیه که
‫ توسط ارتش سلطنتی نابود شدن.

00:04:47.200 --> 00:04:49.290
‫آره، حدوداً همون زمانه.

00:04:49.370 --> 00:04:52.330
‫اون حادثه که برای من...

00:04:52.410 --> 00:04:56.680
‫جزو ده‌تا از احمقانه‌ترین اتفاق‌های عمرم بوده.

00:04:56.910 --> 00:05:01.830
‫احمقانه؟ باعث جلوگیری از نابود شدن
‫ سندلند به دست پیچّی‌ها شد.

00:05:01.910 --> 00:05:03.000
‫نابودن شدن؟

00:05:03.520 --> 00:05:05.000
‫اشتباه فهمیدی.

00:05:05.330 --> 00:05:08.830
‫منظورت همون وسیله‌ست که باعث انفجار شد؟

00:05:08.910 --> 00:05:12.410
‫آره، داشتن یه اسلحه مرگبار توسعه می‌دادن.

00:05:13.000 --> 00:05:15.250
‫و از ته قلب باورش می‌کنی؟

00:05:15.790 --> 00:05:20.660
‫پیچّی‌ها داشتن ماشینی می‌ساختن
‫ که آب تولید می‌کرد.

00:05:20.750 --> 00:05:23.540
‫آ ـ آب؟ گفتی آب؟

00:05:24.040 --> 00:05:26.480
‫نه، امکان نداره. دروغ می‌گی.

00:05:27.000 --> 00:05:34.120
‫دروغم کجا بود. پیچّی‌ها باهوش بودن
‫ و داشتن راه‌هایی برای ‫حمل حجم زیادی از آب توسعه می‌دادن.

00:05:34.660 --> 00:05:38.370
‫و چون این روی نقشه درآمدزای پادشاه تأثیر داشت،

00:05:38.450 --> 00:05:41.080
‫دستور نابودیشو داد.

00:05:42.200 --> 00:05:44.600
‫ا ـ امکان... نداره.

00:05:45.110 --> 00:05:46.290
‫ازش مدرک داریم که...

00:05:46.290 --> 00:05:51.620
‫ارتش سلطنتی با تهیه آکوانیوم،
‫عنصری که برای تکمیل دستگاه ضروریه،

00:05:51.700 --> 00:05:55.500
‫وانمود می‌کرده با پیچّی‌ها همکاری می‌کنه.

00:05:58.080 --> 00:06:04.000
‫در واقع ارتش سلطنتی بوده که
‫ باعث و بانیِ انفجار آکوانیوم،

00:06:04.080 --> 00:06:06.830
‫و منقرض شدن پیچّی‌ها شده.

00:06:06.910 --> 00:06:08.330
‫چی شده، پیری؟

00:06:10.290 --> 00:06:15.000
‫فرمانده‌ی اون عملیات...

00:06:19.410 --> 00:06:20.410
‫من بودم.
‫چی؟

00:06:23.540 --> 00:06:25.040
‫آتش!

00:06:35.040 --> 00:06:39.080
‫با دونستن تمام اینا،
‫هنوز برای حمله فرستادن‌مون؟

00:06:39.160 --> 00:06:40.330
‫پیری...

00:06:40.410 --> 00:06:46.940
‫چرا وقتی اصل قضیه رو می‌دونستن،
‫گذاشتن نیروهات به اونجا حمله کنن؟

00:06:47.500 --> 00:06:49.660
‫چون یه تیر و دو نشون می‌شد.

00:06:49.750 --> 00:06:54.870
‫زئو می‌خواست منو از سر راه برداره،
‫چون اغلب با دستوراتش مخالف بودم.

00:06:55.450 --> 00:06:59.950
‫حالا خیلی به خودت سخت نگیر.
‫تو که روحتم خبر نداشت.

00:07:00.040 --> 00:07:03.560
‫درسته! فکر کردی داری دنیا رو نجات می‌دی.

00:07:26.950 --> 00:07:28.250
‫شیطان.

00:07:34.290 --> 00:07:36.040
‫پناه بگیرین!

00:07:39.330 --> 00:07:41.330
‫شیطان واقعی...

00:07:49.750 --> 00:07:51.790
‫خود منم.

00:08:13.620 --> 00:08:15.370
‫اونجا چیکار می‌کنی؟

00:08:15.870 --> 00:08:18.620
‫دارم قدرت تاریکی رو جذب می‌کنم.

00:08:19.120 --> 00:08:20.580
‫قدرت تاریکی؟

00:08:21.450 --> 00:08:24.580
‫چون انتظار مبارزه‌ی سختی رو دارم.

00:08:27.910 --> 00:08:29.000
‫درست نمی‌گم؟

00:08:39.830 --> 00:08:40.910
‫ها؟
‫چی شده؟

00:08:42.660 --> 00:08:46.250
‫چیه اول صبحی انقدر سروصدا می‌کنی؟

00:08:46.330 --> 00:08:47.400
‫راه میفتیم.
‫ها؟ به این زودی؟

00:08:48.750 --> 00:08:52.790
‫وقتی هوا خنکه، به موتور کمتر فشار میاد. آماده شین.

00:08:53.290 --> 00:08:56.830
‫ای خدا، این یارو زیادی گیره.

00:08:57.950 --> 00:08:59.700
‫می‌تونی توی تانک بخوابی.

00:08:59.790 --> 00:09:01.660
‫آخه چطوری می‌شه اینجا خوابید؟

00:09:02.160 --> 00:09:05.080
‫ها؟ اون چیه؟

00:09:05.790 --> 00:09:08.080
‫آه، طلسم خوش‌شانسی‌مه.

00:09:08.160 --> 00:09:12.200
‫طلسم؟ اون که فقط یه عکس مجله‌ست.

00:09:12.290 --> 00:09:14.950
‫هوی، هوی. این انسان رو می‌شناسم.

00:09:15.040 --> 00:09:19.870
‫یه بازیگر جذاب از قدیم ندیم‌ها،
‫به اسم سکسی تریرـه.
‫m 913.6 20.4 l 1246 22 1246 81 896 81
‫تریر: یک نوع نژاد سگ شکاری

00:09:20.250 --> 00:09:23.500
‫انگار اول و آخرش، یه پیرمرد منحرف بیشتر نیستی.

00:09:23.580 --> 00:09:25.080
‫پیری ناقلا.

00:09:26.000 --> 00:09:28.580
‫ساکت شین و سرجاتون بشینین. راه میفتیم.

00:09:29.870 --> 00:09:33.660
‫گمونم این طلسم خوش‌شانسی
‫ یعنی نمی‌خوای این تانکو ول کنی، نه؟

00:09:34.160 --> 00:09:35.700
‫چی گفتی؟

00:09:35.790 --> 00:09:39.660
‫مگه نمی‌خوایم تو روستای بعدی
‫ تانک رو بذاریم و بریم؟

00:09:39.750 --> 00:09:41.290
‫مگه دوزاریت نیفتاده، ثیف؟

00:09:41.370 --> 00:09:46.080
‫پیری می‌خواد از ارتش سلطنتی انتقام بگیره.

00:09:46.160 --> 00:09:52.660
‫نه، اولویتم پیدا کردن چشمه‌ست،
‫ولی اگه سر راهم بیان، مبارزه می‌کنم.

00:09:52.750 --> 00:09:56.160
‫وقتی رسیدیم روستا، شما تنهایی برگردین.

00:09:56.250 --> 00:09:58.910
‫از اینجا به بعد،
‫ این مأ‌موریت فقط مربوط به خودمه.

00:09:59.000 --> 00:09:59.850
‫باشه پس!
‫کور خوندی!

00:10:00.830 --> 00:10:03.160
‫قول دادیم باهمدیگه پیداش کنیم.

00:10:03.750 --> 00:10:06.910
‫قسم می‌خورم هرطور شده چشمه رو پیدا کنم.

00:10:07.000 --> 00:10:10.330
‫حرف نباشه. فقط زودتر موتور رو آتیش کن!

00:10:10.410 --> 00:10:13.660
‫تا وقتی با چشم خودم چشمه رو نبینم برنمی‌گردم.

00:10:13.750 --> 00:10:16.250
‫ثیف، اگه دل و جرئتشو نداری، می‌تونی برگردی.

00:10:16.330 --> 00:10:20.790
‫نه، شاهزاده. اگه بدون شما برگردم،
‫خیلی بد می‌شه.

00:10:22.000 --> 00:10:24.620
‫خیلی‌خب، حرکت می‌کنیم. محکم بچسبین.

00:10:35.040 --> 00:10:38.080
‫بابا! دارم صدای یه تانک رو می‌شنوم!

00:10:38.660 --> 00:10:41.580
‫خوبه، پایک. همونطوره انتظار داشتم.

00:10:42.580 --> 00:10:44.330
‫فاصله دقیق‌شون چقدره؟

00:10:45.870 --> 00:10:50.910
‫85 کیلومتر. و دارن میان این‌سمتی.

00:10:51.000 --> 00:10:53.150
‫هی، شارک، دفتر نقاشیو بده.

00:10:53.150 --> 00:10:53.580
‫باشه.

00:10:57.660 --> 00:10:59.580
‫همین یاروئه، بابا.

00:10:59.660 --> 00:11:03.580
‫چند نفر دیگه هم هستن،
‫ولی نمی‌تونم خوب ببینمشون.

00:11:04.160 --> 00:11:08.660
‫آفرین. ولی این یه‌جورایی آشنا نمی‌زنه؟

00:11:08.750 --> 00:11:09.350
‫نه.

00:11:09.350 --> 00:11:11.250
‫انگار کلانتره.

00:11:11.330 --> 00:11:12.660
‫ببین، این علامت.

00:11:14.160 --> 00:11:18.370
‫خب، شارک، این نقاشی رو
‫برای دو میلیون زِنی به دفتر خبری بفروش.

00:11:18.450 --> 00:11:20.330
‫ولی موقعیت‌شونو لو ندیدی ها، فهمیدی؟

00:11:20.330 --> 00:11:21.110
‫حله.

00:11:32.040 --> 00:11:34.330
‫برگشتم بابا. اینم دو میلیون.

00:11:34.410 --> 00:11:36.290
‫آفرین. سریع برگشتی.

00:11:36.370 --> 00:11:37.730
‫پایک، تلویزیون رو روشن کن.
‫باشه.

00:11:39.790 --> 00:11:45.200
‫برنامه رو قطع می‌کنم تا آخرین خبر
‫ درمورد تانک ربوده‌شده رو به عرض‌تون برسونم.

00:11:45.290 --> 00:11:47.200
‫همینه. داره شروع می‌شه.

00:11:47.290 --> 00:11:52.290
‫یکی از مجرمین توسط نقاشی‌ای
‫که به‌دستمون رسید شناسایی شده.

00:11:53.200 --> 00:11:54.200
‫چی؟

00:11:54.290 --> 00:11:57.500
‫تأیید کردیم که این طراحی به مرد 61 ساله،

00:11:57.580 --> 00:12:02.370
‫کلانتر روستای آپاتو، به نام رائو تعلق داره.

00:12:02.450 --> 00:12:05.200
‫چطوری نقاشی منو کشیدن؟

00:12:05.790 --> 00:12:09.830
‫نام و اطلاعات این فرد که در بانک اطلاعاتی بررسی شده،

00:12:09.910 --> 00:12:12.250
‫نشان می‌دهد رائو یک هویت جعلیه.

00:12:12.330 --> 00:12:16.410
‫هویت واقعیش در سراسر سرزمین آشناست.

00:12:16.910 --> 00:12:21.660
‫در 27 سالگی، به عنوان
‫ ژنرال ارتش سلطنتی منصوب شد.

00:12:21.750 --> 00:12:26.290
‫کسی نیست جز سرباز نابغه‌ای
‫ که ناجی سندلند بود.

00:12:26.370 --> 00:12:28.290
‫ژنرال شیوای بی‌همتا.

00:12:28.570 --> 00:12:29.400
‫تچ.
‫چی؟!

00:12:30.910 --> 00:12:33.580
‫چی گفت؟ ژنرال شیوا؟

00:12:33.660 --> 00:12:35.870
‫به‌راستی که غیرقابل باوره.

00:12:35.950 --> 00:12:41.450
‫ژنرال شیوا به‌نظر می‌رسید
‫در سال نوزدهم شنی

00:12:41.540 --> 00:12:45.580
‫هنگامی که مقابل شورشِ پیچی‌ها می‌جنگید،
‫ از دنیا رفته بود.

00:12:46.160 --> 00:12:50.830
‫آن انفجار بزرگ که در نزدیکی خانه‌ی ژنرال رخ داد،

00:12:50.910 --> 00:12:55.830
‫منجر به مرگ همسرش، هنرپیشه‌ای جذاب و معروف،

00:12:55.910 --> 00:12:57.580
‫خانم تریِر شد.

00:12:59.210 --> 00:13:01.830
‫خب چرا نگفتی اون زنته؟

00:13:01.910 --> 00:13:05.000
‫خیلی کم‌حرفیا. ما اصلاً‌ نمی‌دونستیم.

00:13:05.500 --> 00:13:08.580
‫چرا از زنت فقط یه عکس روزنامه داری؟

00:13:10.040 --> 00:13:13.080
‫عکس‌هام توی اون انفجار از بین رفتن.

00:13:14.120 --> 00:13:16.160
‫اون شیواـه؟

00:13:16.910 --> 00:13:18.950
‫غ‍ ـ غیرممکنه.

00:13:19.040 --> 00:13:21.820
‫به ژنرال عاره سریعاً اطلاع بدین!

00:13:21.820 --> 00:13:22.500
‫اطاعت!

00:13:22.620 --> 00:13:24.650
‫شیوا، چه فکری تو سرت داری؟

00:13:24.650 --> 00:13:26.160
‫این یعنی چی، زئو؟

00:13:26.160 --> 00:13:28.910
‫شیوا که باید مرده باشه.

00:13:29.000 --> 00:13:31.950
‫صداتونو پایین بیارین، اعلی‌حضرت.

00:13:32.700 --> 00:13:33.870
‫شیوا کیه؟

00:13:33.950 --> 00:13:36.000
‫ژنرال شیوای ملعون.

00:13:36.080 --> 00:13:39.450
‫به‌خاطر اونه که ارتش انقلابی‌مون شکست خورد.

00:13:40.040 --> 00:13:42.440
‫چ‍ ـ چی؟ ژنرال شیوا؟

00:13:42.790 --> 00:13:43.790
‫اون؟

00:13:46.750 --> 00:13:51.080
‫این یعنی با یه افسانه سروکار دارم.

00:13:52.290 --> 00:13:54.830
‫گرچه همچنان مشخص نیست...

00:13:54.910 --> 00:13:58.200
‫چرا ژنرال شیوا در این جنایت دست داشته است.

00:14:02.660 --> 00:14:04.670
‫بابا، بازم تانک!

00:14:04.830 --> 00:14:06.950
‫کلی تانک داره اینوری میاد.

00:14:07.910 --> 00:14:08.950
‫ارتش سلطنتی‌ـه!

00:14:09.540 --> 00:14:13.620
‫چرا باید تانک‌های ارتش سلطنتی اینجا جمع بشن؟

00:14:16.130 --> 00:14:18.450
‫شارک، اون گردنبند چیه انداختی؟

00:14:18.540 --> 00:14:22.910
‫از دفتر خبری به‌عنوان یادگاری بهم دادن.
‫مال خودمه ها.

00:14:23.000 --> 00:14:25.540
‫کله‌پوک! یه دستگاه ردیابه!

00:14:27.580 --> 00:14:31.790
‫ما شناگرها قراره
‫شیوا رو گیر بندازیم و جایزه‌شو بگیریم.

00:14:31.870 --> 00:14:34.040
‫نذارین ارتش سلطنتی اول بهش برسه.

00:14:34.120 --> 00:14:35.620
‫سرجای خود!

00:14:35.700 --> 00:14:36.830
‫- اطاعت!
‫- اطاعت!

00:14:36.910 --> 00:14:39.950
‫تا کِی می‌خوای کپه‌ی مرگتو بذاری، گاپی؟

00:14:40.040 --> 00:14:42.370
‫وقتشه خودی نشون بدی، تانک انسانی!

00:14:47.790 --> 00:14:51.620
‫خیلی‌خب، بریم نشونشون بدیم شناگرها چندمرده حلاجن!

00:14:51.700 --> 00:14:52.700
‫آره!

00:14:57.150 --> 00:15:01.580
‫دفتر خبری؟
‫شیوا صحبت می‌کنه. ژنرال شیوا.

00:15:01.660 --> 00:15:04.040
‫چی؟ ی‍ ـ یه‌لحظه گوشی.

00:15:04.120 --> 00:15:09.910
‫کسی از یک گیرنده تماس گرفته
‫و ادعا می‌کنه ژنرال شیواـست!

00:15:10.000 --> 00:15:10.830
‫چی؟

00:15:10.910 --> 00:15:13.450
‫موتورها رو خاموش کنین! نمی‌خوام صدایی بشنوم!

00:15:14.410 --> 00:15:19.700
‫شیوا صحبت می‌کنه. اول ‫عذرخواهی می‌کنم
‫که باعث چنین هرج‌ومرجی شدم.

00:15:20.200 --> 00:15:23.620
‫حقیقت داره که یه تانک رو دزدیدم
‫و مسئولیت کاملشو قبول می‌کنم.

00:15:23.700 --> 00:15:28.910
‫ولی باتوجه به گزارش اخبار،
‫قصدم نابودی روستاها نیست.

00:15:29.540 --> 00:15:32.700
‫هدفم ایجاد هیچ‌گونه اغتشاش و آشوبی نیست.

00:15:32.790 --> 00:15:36.910
‫فقط و فقط به‌دنبال چشمه آبی هستم
‫ که باور دارم یه‌جایی اون بیرونه.

00:15:37.500 --> 00:15:39.580
‫چشمه؟ اون الان گفت چشمه؟

00:15:39.660 --> 00:15:41.980
‫این چه خزئبلاتیه می‌گه؟

00:15:42.830 --> 00:15:46.540
‫ازتون درخواست می‌کنم
‫ در این سفر سد راهمون قرار نگیرید.

00:15:46.620 --> 00:15:51.330
‫اگه بتونم چشمه رو پیدا کنم،
‫اطلاع‌رسانی کرده و تانک رو برمی‌گردونم.

00:15:51.410 --> 00:15:52.410
‫قول می‌دم.

00:15:53.040 --> 00:15:57.790
‫درضمن یه‌چیز دیگه.
‫یک پیام برای شخص بخصوصی دارم.

00:15:57.870 --> 00:16:03.410
‫سی سال گذشته، ولی
‫ به حقیقت پشت انفجار بزرگ پی بردم.

00:16:04.000 --> 00:16:05.870
‫ژنرال کل، زئو...

00:16:05.950 --> 00:16:08.750
‫به‌هیچ‌وجه نمی‌بخشمت.

00:16:08.830 --> 00:16:10.160
‫تمام.

00:16:10.250 --> 00:16:12.410
‫عا، یه‌سؤالی داشتم، شیوا-سان!

00:16:12.500 --> 00:16:14.910
‫سریعاً با دفتر خبری تماس بگیر!

00:16:15.000 --> 00:16:18.160
‫بگو اگه باز بذارن یه تبهکار
‫روی آنتن حرف بزنه خودشون می‌دونن.

00:16:18.250 --> 00:16:21.200
‫اگه دوباره ببینم از بیخ ساقطشون می‌کنم!

00:16:21.290 --> 00:16:21.980
‫بله قربان!

00:16:21.980 --> 00:16:24.080
‫این خیلی بده، زئو.

00:16:24.160 --> 00:16:29.040
‫حقیقت درباره انفجار رو فاش کرد
‫و اعلام کرد چشمه رو پیدا می‌کنه.

00:16:29.120 --> 00:16:32.250
‫یعنی داره همون مخزن آب ارتش‌مونو می‌گه؟

00:16:32.330 --> 00:16:35.350
‫چه خاکی سرمون کنیم؟ بدبخت شدیم!

00:16:35.370 --> 00:16:38.290
‫قربان، ژنرال عاره روی خطه.

00:16:39.010 --> 00:16:40.250
‫وصلش کن.

00:16:40.870 --> 00:16:45.290
‫توی منطقه‌ای هستم که
‫ ژنرال شیوا احتمال می‌ره توش باشه.

00:16:45.370 --> 00:16:49.350
‫اون روح خاک‌گرفته‌ی عهد بوق رو ژنرال صدا نزن!

00:16:49.870 --> 00:16:53.290
‫گوشاتو باز کن، حتی سعی نکن
‫ زنده گیرش بیاری،‌ شیرفهم شدی؟

00:16:53.370 --> 00:16:57.580
‫بکشش! بفرستش کف قبرستون.
‫این یه دستوره!

00:16:57.660 --> 00:16:59.540
‫امم، عذر می‌خوام، قربان.

00:16:59.620 --> 00:17:01.630
‫اجازه هست یه‌سؤال ازتون بپرسم؟

00:17:01.630 --> 00:17:02.210
‫چیه؟

00:17:02.370 --> 00:17:07.540
‫شیوا... از حقیقت پشت انفجار بزرگ چه منظوری داشت؟

00:17:08.160 --> 00:17:11.080
‫پدر من هم توی اون حادثه کشته شده بود.

00:17:11.160 --> 00:17:14.790
‫ابله! هیچ حقیقتی پشتش نیست!

00:17:15.370 --> 00:17:18.290
‫فقط نقشه شیوا برای آشوب به‌پا کردنه!

00:17:18.370 --> 00:17:19.910
‫حالا بجنب برو شرشو بِکن!

00:17:20.410 --> 00:17:22.290
‫معذرت می‌خوام، قربان.

00:17:22.370 --> 00:17:27.660
‫اون واسه چی بود؟
‫حالا کل ارتش سلطنتی رو انداختی دنبالمون.

00:17:27.750 --> 00:17:32.080
‫شرمنده، ولی از این فرصت‌ها
‫کم پیش میاد که حرفمو به‌زبون بیارم.

00:17:32.620 --> 00:17:34.700
‫قصدم ندارم شما رو تو هچل بندازم.

00:17:35.660 --> 00:17:37.290
‫دیگه واسه این خیلی دیره.

00:17:38.120 --> 00:17:40.290
‫تانک‌ها دارن میان اینوری.

00:17:44.620 --> 00:17:47.870
‫انگاری سنگ‌قبرش قراره اینجا باشه.

00:17:47.950 --> 00:17:51.250
‫ولی بابا، شیوا گفت داره می‌ره دنبال یه چشمه.

00:17:51.330 --> 00:17:53.080
‫کله‌پوک، گولشو نخور!

00:17:53.160 --> 00:17:56.540
‫کی می‌تونه به کسی که
‫می‌خواد به همه کمک کنه، اعتماد کنه؟

00:17:57.040 --> 00:17:58.040
‫- راست می‌گه!
‫- راست می‌گه!

00:17:58.120 --> 00:18:02.910
‫ولی با این‌حال، از اینکه گفت
‫زئو رو نمی‌بخشه خوشم اومد.

00:18:03.000 --> 00:18:08.040
‫گاپی، بین شیوا و ارتش سلطنتی شلیک کن.

00:18:08.120 --> 00:18:09.410
‫خیلی‌خب، فهمیدم.

00:18:09.500 --> 00:18:11.330
‫چرا حالا بینشون؟

00:18:11.410 --> 00:18:16.120
‫به‌جون هم میندازیمشون،
‫و آخرم می‌پریم وسط و جایزه رو می‌گیریم.

00:18:17.080 --> 00:18:18.410
‫- مرحبا!
‫- مرحبا!

00:18:21.000 --> 00:18:22.910
‫شلیک کــن!

00:18:28.750 --> 00:18:31.620
‫شیواـه! برای درگیری آماده شید!

00:18:33.120 --> 00:18:34.750
‫ای خدا!

00:18:34.830 --> 00:18:37.830
‫ارتش سلطنتی اینجاست!
‫دارن بهمون شلیک می‌کنن!

00:18:37.910 --> 00:18:40.160
‫خیلی دربارش مطمئن نیستم.

00:18:40.250 --> 00:18:42.450
‫ثیف، این کللاهو بذار سرت.

00:18:42.950 --> 00:18:43.480
‫ها؟

00:18:44.080 --> 00:18:46.410
‫تانک رو همونطوری که می‌گم حرکت بده.

00:18:46.500 --> 00:18:49.290
‫چرا به‌جای من کارو می‌دی ثیف؟

00:18:49.370 --> 00:18:51.950
‫با اون شاخ‌ها نمی‌تونی کلاه ایمنی سرت کنی.

00:18:52.040 --> 00:18:53.410
‫به‌هرحال، بجنب.

00:18:53.500 --> 00:18:57.790
‫یه‌لحظه وایسا ببینم،
‫گفتی مارو قاتی ماجرا نمی‌کنی که.

00:18:57.870 --> 00:19:00.910
‫خواهش می‌کنم. اگه می‌خواید زنده بمونین
‫کاری که می‌گمو بکنین.

00:19:01.000 --> 00:19:04.500
‫ای بابا، این انسان‌ها هی حرفشونو عوض می‌کنن.

00:19:06.700 --> 00:19:08.000
‫کجان؟

00:19:09.040 --> 00:19:11.000
‫بذار ببینم...

00:19:13.000 --> 00:19:14.040
‫اون طرف.

00:19:15.000 --> 00:19:18.410
‫یک، دو، سه، چهار.

00:19:19.000 --> 00:19:20.080
‫چهارتا تانک، ها؟

00:19:20.160 --> 00:19:23.910
‫ثیف، یکم بچرخ چپ، با تمام سرعت برو.
‫دریچه هم ببند.

00:19:24.500 --> 00:19:25.910
‫باشه، باشه.

00:19:26.500 --> 00:19:30.080
‫تحسین‌برانگیزه.
‫از دوربین زیردریایی هم دیدِ بهتری داری.

00:19:31.620 --> 00:19:34.910
‫تانک‌های 3 و 5،
‫از پشت به دشمن حمله کنید.

00:19:35.620 --> 00:19:37.910
‫تانک 2 و من، از راست نزدیکشون می‌شیم.

00:19:38.790 --> 00:19:43.500
‫خیالتون راحت، رادار فلزی
‫ قطعاً برتری بیشتری بهمون می‌ده.

00:19:46.120 --> 00:19:50.040
‫شیوا قراره از دو طرف ضربه بخوره.

00:19:50.540 --> 00:19:52.910
‫انگار داره طبق نقشه پیش می‌ره.

00:19:53.900 --> 00:19:56.590
‫ب‍ ـ بابا، اون بلزبوب‌ـه!

00:19:56.590 --> 00:19:57.480
‫چ‍ ـ چی؟

00:19:57.500 --> 00:20:00.410
‫بلزبوب توی تانکِ شیواست!

00:20:01.000 --> 00:20:03.120
‫ب‍ ـ ب‍ ـ بلزبوب؟

00:20:03.200 --> 00:20:07.410
‫چرا شیوا داره با دیو...
‫تازه اونم شاهزاده شیطانی می‌گرده؟

00:20:07.500 --> 00:20:09.080
‫حالا چیکار کنیم؟

00:20:09.160 --> 00:20:12.040
‫بلزبوب یه‌دفعه بدجور شکستمون داد.

00:20:12.120 --> 00:20:13.410
‫الانم با شیواـه!

00:20:13.500 --> 00:20:15.080
‫ترس برت نداره،‌ بزدل!

00:20:15.160 --> 00:20:18.330
‫ما بدترین شرورهای سندلند، شناگرهاییم!

00:20:18.410 --> 00:20:19.480
‫در هر صورت...

00:20:19.500 --> 00:20:23.200
‫فعلاً قایم می‌شیم ببینیم اوضاع چطور می‌شه!

00:20:23.290 --> 00:20:24.370
‫باشه!

00:20:28.450 --> 00:20:30.450
‫دوتایی که پشتمونن دارن نزدیکتر می‌شن.

00:20:34.750 --> 00:20:35.830
‫زیگزاگ حرکت کن!
‫گرفتم!

00:20:40.000 --> 00:20:43.200
‫نامنظم‌تر برو، وگرنه ضربه می‌خوریم!

00:20:43.290 --> 00:20:44.910
‫خیلی داری دستور می‌دی!

00:20:50.900 --> 00:20:54.000
‫دوتا تانک سمت راستمونن!
‫اینطوری قراره محاصره شیم!

00:20:54.080 --> 00:20:55.750
‫چیکار باید بکنیم؟

00:21:01.660 --> 00:21:04.500
‫با تمام سرعت برو بالای تپه!

00:21:05.330 --> 00:21:07.910
‫ها؟ اینطوری راحتتر هدفشون می‌شیم که.

00:21:08.000 --> 00:21:09.160
‫زود باش!
‫باشه!

00:21:16.870 --> 00:21:21.080
‫مثل ناشی‌ها رانندگی می‌کنی.
‫حتماً اون افسانه چیزی جز قصه نیست.

00:21:27.120 --> 00:21:28.700
‫ثیف، همینجا وایسا.

00:21:30.080 --> 00:21:33.200
‫مطمئنی، پیری؟ اینجا مارو می‌بیننا.

00:21:33.290 --> 00:21:36.080
‫همینجا بمون و بچرخ سمت راست.

00:21:39.250 --> 00:21:40.660
‫خوبه، وایسا.

00:21:48.420 --> 00:21:49.520
‫الانه که شلیک کنن!

00:21:53.040 --> 00:21:54.750
‫تانک 3 و 5، چتون شده؟

00:21:54.830 --> 00:21:56.520
‫چرا وقتی جلوتونه شلیک نمی‌کنین؟

00:21:57.120 --> 00:22:01.000
‫چ‍ ـ چون خورشید خیلی روشنه
‫دشمن رو نمی‌تونیم ببینیم.

00:22:02.120 --> 00:22:03.450
‫شلیک نمی‌کنن...

00:22:04.040 --> 00:22:06.450
‫آره، برای اینه که خورشید پشتمونه.

00:22:06.540 --> 00:22:09.450
‫احمق‌ها! از اونجا برید کنار!

00:22:17.910 --> 00:22:20.200
‫چی شد؟ جواب بدین!

00:22:20.290 --> 00:22:22.290
‫توپ و شاسی ضربه خورده.

00:22:22.370 --> 00:22:24.080
‫تانک 5 هم قادر به شلیک نیست.

00:22:26.450 --> 00:22:28.620
‫همش فقط توی چند ثانیه...؟

00:22:28.640 --> 00:22:35.640
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.