﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:08.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:22.460 --> 00:00:33.140
ادویه و گرگ

00:01:53.000 --> 00:01:57.010
قسمت پنجم
شکل انسانی گرگ و بره‌‌ی رام

00:02:00.690 --> 00:02:02.600
‫شکل انسانی گرگ؟

00:02:02.600 --> 00:02:06.410
‫پس این نامه قطعاً یک تهدیده.

00:02:06.410 --> 00:02:11.730
‫اگر ما تا زمانی که همه چیز تموم می‌شه از این قضیه عقب نکشیم
‫میفرستنش کلیسا.

00:02:11.730 --> 00:02:16.110
‫بله، اما تضمینی وجود نداره که بعد از اون نفرستنش.

00:02:16.110 --> 00:02:18.120
‫بعلاوه، ما همین الان هم روی مقدار زیادی سکه‌ی ترنی که

00:02:18.120 --> 00:02:21.700
‫افزایش قیمت داشتن، سرمایه‌گذاری کردیم.

00:02:22.030 --> 00:02:25.490
‫اگر در این مرحله عقب‌بکشیم ضرر زیادی می‌کنیم.

00:02:25.490 --> 00:02:27.500
‫این یعنی ما باید مقابله به مثل کنیم!

00:02:30.980 --> 00:02:34.670
‫با این حال، فرض کنیم که ما همراه شما رو پس می‌گیریم و
‫تحت محافظت خودمون می‌گیریم...

00:02:35.000 --> 00:02:38.200
‫اگر گزارش‌‌مون رو بدن و کلیسا جلو بیاد،

00:02:38.200 --> 00:02:41.180
‫چاره‌ای جز تسلیم شدن نداریم.

00:02:41.540 --> 00:02:44.370
‫نمی‌تونیم اون رو جایی در این شهر پنهان کنیم.

00:02:44.370 --> 00:02:46.460
‫خب فرار کردن از شهر چطوره؟

00:02:46.460 --> 00:02:48.860
‫اینجا تا جایی که چشم کار می‌کنه علف‌زار وجود داره.

00:02:48.860 --> 00:02:51.310
‫فرار کردن شانس زیادی رو می‌طلبه.

00:02:51.310 --> 00:02:57.780
‫اون بازم ممکنه در یک شهر دیگه لو بره. پس کاری نیست که از دست ما بربیاد.

00:02:58.260 --> 00:03:02.780
‫با در نظر گرفتن سود احتمالی اون‌ها، نمی‌تونیم این موضوع رو
‫با پول حل کنیم.

00:03:03.200 --> 00:03:07.570
‫سودی که اون‌ها می‌تونن به‌دست بیارن، احتمالاً می‌تونه ما،
‫شرکت رقیب‌شون رو، نابود کنه.

00:03:07.570 --> 00:03:12.460
‫پس، ما فقط می‌تونیم اجازه بدیم اونا این معامله رو تکمیل کنن
‫و ببینیم که آیا گزارش‌مون رو به کلیسا می‌دن یا نه؟

00:03:12.850 --> 00:03:15.400
‫اگه فقط یه جور برگ برنده داشتیم...

00:03:15.400 --> 00:03:17.340
‫یک راه هست.

00:03:17.700 --> 00:03:23.220
‫می‌تونیم برای نجات دادن همراه شما بازرگانی مدیو رو گزارش کنیم.

00:03:23.830 --> 00:03:26.930
‫اما، شما با این موضوع مشکل خواهید داشت، مگه نه؟

00:03:26.930 --> 00:03:30.640
‫حتی ممکنه علیه ما شهادت بدید.

00:03:31.970 --> 00:03:33.560
‫معلومه که ‌می‌دم.

00:03:47.980 --> 00:03:50.620
‫بزرگ‌ترین مزیت اون سکه‌های ترنی

00:03:50.620 --> 00:03:54.320
‫گرفتن یه جور امتیاز ویژه از پادشاه ترنی‌ـه، درسته؟

00:03:54.320 --> 00:03:55.090
‫بله.

00:03:55.090 --> 00:03:59.740
‫طبق تحقیقات ما وضعیت مالی خانواده سلطنتی در حال حاضر به‌شدت کساده.

00:03:59.740 --> 00:04:01.010
‫می‌تونم تصور کنم.

00:04:01.520 --> 00:04:04.540
‫هرچی نباشه اونا دارن تلاش می‌کنن تا سکه‌های نقره فعلی خودشون رو آب کنن

00:04:04.540 --> 00:04:08.110
‫تا سکه‌های بیشتری با خلوص کم‌تر تولید کنن و به گردش بندازن.

00:04:08.610 --> 00:04:10.660
‫سود کوتاه مدت به‌همراه میاره،

00:04:10.660 --> 00:04:14.310
‫اما اعتبار خانواده سلطنتی رو نابود می‌کنه و بیشتر مضره تا سودمند.

00:04:14.740 --> 00:04:19.980
‫وضعیت مالی‌شون باید خیلی وخیم باشه که همچین کاری بکنن.

00:04:23.810 --> 00:04:27.010
‫برای مبادله‌ٔ سکه‌ها با خلوص بالاتر،

00:04:27.010 --> 00:04:29.980
‫احتمالاً حق استخراج، حق تعیین تعرفه،

00:04:29.980 --> 00:04:34.580
‫و حق مدیریت بازار رو به ما واگذار می‌کنن.

00:04:34.580 --> 00:04:39.660
‫این بزرگ‌ترین سودی‌ـه که ما از خرید سکه‌های نقره‌ی اونا به‌دست میاریم.

00:04:39.660 --> 00:04:40.750
‫پس...

00:04:41.120 --> 00:04:45.940
‫نظرتون راجع‌به اتمام معامله‌مون قبل از اینکه بازرگانی مدیو گزارش‌مون رو بده،

00:04:45.940 --> 00:04:49.810
‫و استفاده از اون سود بزرگ به‌عنوان برگ برنده چیه؟

00:04:51.470 --> 00:04:53.600
‫می‌خواید بهشون اجازه بدیم که امتیاز رو از ما بخرن؟

00:04:53.600 --> 00:04:58.500
‫بله، اگر خرید رو از نابود کردن شما سودمند‌تر نشون بدیم،

00:04:58.500 --> 00:05:02.130
‫بازرگانی مدیو ما رو گزارش نمی‌کنه.

00:05:02.130 --> 00:05:08.560
‫اما برگ برنده‌ی اونا می‌تونه کار ما رو تموم کنه.

00:05:08.560 --> 00:05:10.720
‫قبول می‌کنن؟

00:05:10.720 --> 00:05:14.610
‫البته، لطفاً شرایط پادشاه ترنی رو در نظر بگیرید.

00:05:15.750 --> 00:05:19.740
‫پادشاه نمی‌خواد عموم مردم بفهمن که با یه شرکت بازرگانی

00:05:19.740 --> 00:05:21.460
‫که در شرایط پرخطری قرار داده همکاری کرده.

00:05:21.460 --> 00:05:23.000
‫که اینطور.

00:05:23.000 --> 00:05:29.720
‫اگر ما هدف کلیسا قرار بگیریم، پادشاهی ترنی هم هدف قرار می‌گیره.

00:05:29.720 --> 00:05:32.260
‫اگر ما اول معامله‌مون رو تموم کنیم،

00:05:32.260 --> 00:05:36.280
‫بازرگانی مدیو از ترس پادشاه ترنی نمی‌تونه گزارش‌مون رو بده.

00:05:36.280 --> 00:05:39.030
‫اگر اینکار رو بکنن، همراه ما پایین کشیده می‌شن.

00:05:44.990 --> 00:05:48.650
‫اگر در چنین شرایطی ظاهر بشیم و حقوقی که می‌خوان رو پیشنهاد بدیم،

00:05:48.650 --> 00:05:52.620
‫در ازای یک قیمت منصفانه و همراه شما...

00:05:53.300 --> 00:05:56.650
‫بله، مطمئنم که موافقت می‌کنن.

00:05:56.650 --> 00:06:00.310
‫این تنها راهی‌ـه که بازرگانی مدیو می‌تونه حقوق رو به‌دست بیاره.

00:06:12.730 --> 00:06:17.770
‫استدلال شما منطقی‌ـه. هرچند، هنوز یک مشکل بزرگ باقی مونده.

00:06:18.120 --> 00:06:19.980
‫طبق تحلیل من،

00:06:19.980 --> 00:06:23.230
‫بازرگانی مدیو تمام سکه‌های نقره‌ای که نیاز داره رو جمع‌آوری نکرده.

00:06:23.230 --> 00:06:24.850
‫چرا اینطور فکر می‌کنید؟

00:06:24.850 --> 00:06:27.440
‫این معامله‌ای‌ـه که از ضعف یک پادشاه بهره می‌بره.

00:06:27.940 --> 00:06:32.180
‫به‌همین دلیله که بازرگان‌ها رو فریب می‌دادن و مخفیانه سکه‌ها رو جمع می‌کردن.

00:06:32.180 --> 00:06:35.080
‫تا بتونن سکه‌های نقره‌ رو تا جایی که می‌شه ارزون گیر بیارن.

00:06:35.390 --> 00:06:37.820
‫اگه به اندازه‌ی کافی نقره جمع کرده بودن،

00:06:37.820 --> 00:06:40.750
‫بلافاصله هولو رو به کلیسا می‌فرستادن.

00:06:40.750 --> 00:06:43.860
‫این نکته که دارن ازش استفاده می‌کنن تا حرکات ما رو متوقف کنن

00:06:43.860 --> 00:06:46.340
‫کمبود اعتماد به نفس‌شون رو می‌رسونه.

00:06:46.340 --> 00:06:50.130
‫به عبارت دیگه، تا این لحظه نقره‌ی کافی جمع نکردن.

00:06:50.130 --> 00:06:51.340
‫که‌‌اینطور.

00:06:52.080 --> 00:06:55.560
‫در این صورت، قصد دارید چیکار کنید جناب لارنس؟

00:06:57.060 --> 00:07:01.230
‫هولو رو می‌دزدم و تا زمانی که معامله شما کامل بشه فرار می‌کنیم.

00:07:02.440 --> 00:07:03.620
‫بی‌احتیاطی‌ـه!

00:07:03.620 --> 00:07:06.940
‫حتی اگر نتونم ازشون فرار کنم، بازم می‌تونم کمی وقت بخرم.

00:07:06.940 --> 00:07:10.480
‫لطفاً تا اون موقع باقی نقره رو جمع کنید و معامله رو تموم کنید.

00:07:10.480 --> 00:07:11.740
‫این غیرممکنه!

00:07:12.630 --> 00:07:14.780
‫پس، باید هولو رو گزارش کنیم؟

00:07:15.090 --> 00:07:18.120
‫من قطعاً بر علیه شما شهادت می‌دم!

00:07:19.730 --> 00:07:23.380
‫با کمک شما، مطمئنم می‌تونیم برای یکی دو روز از دستگیری اجتناب کنیم.

00:07:23.650 --> 00:07:26.460
‫شکل انسانی یک گرگ همراه من فرار می‌کنه.

00:07:26.460 --> 00:07:30.380
‫اون این بار به‌خاطر فرار من اجازه داد گیرش بندازن.

00:07:30.380 --> 00:07:34.530
‫اگر از قدرت واقعیش استفاده کنه، هیچ انسانی حریفش نمی‌شه.

00:07:37.570 --> 00:07:38.890
‫بذارید این رو ازتون بپرسم.

00:07:39.290 --> 00:07:43.940
‫چقدر طول می‌کشه تا شما نقره‌ی کافی برای مذاکره با پادشاه رو گیر بیارید؟

00:07:46.530 --> 00:07:49.420
‫اگر به قلعه‌ی ترنی اسب بفرستیم،

00:07:49.420 --> 00:07:51.700
‫باید بتونیم قبل از غروب فردا معامله رو تموم کنیم.

00:07:51.700 --> 00:07:54.020
‫اگر با موفقیت معامله رو به اتمام برسونیم،

00:07:54.020 --> 00:07:57.340
‫سریع‌ترین زمانی که می‌تونیم برگردیم سحر پس‌فرداست.

00:07:57.340 --> 00:07:58.410
‫همین الان؟

00:07:58.730 --> 00:08:02.180
‫حتی بااینکه هنوز تمام نقره رو ندارید؟

00:08:02.180 --> 00:08:05.120
‫می‌تونیم با استفاده از اعداد تخمینی مذاکره کنیم.

00:08:05.120 --> 00:08:09.420
‫تا وقتی که سکه‌ها رو در زمان تحویل داشته باشیم مشکلی وجود نداره.

00:08:09.420 --> 00:08:12.380
‫فکر می‌کنید تو همچین وضعی بتونید با پادشاه مذاکره کنید؟

00:08:13.860 --> 00:08:19.470
‫اگر تجارت‌خانه‌ی میلونه عزمش رو جزم کنه، می‌تونه هر مذاکره‌ای رو
‫فوراً انجام بده.

00:08:21.060 --> 00:08:24.480
‫پس، حتماً می‌دونید که هولو الان کجا نگهداری می‌شه.

00:08:27.010 --> 00:08:30.230
‫ما تجارت‌خانه‌ی میلونه هستیم.

00:08:30.230 --> 00:08:32.680
‫مورد حمله قرار گرفتن کارکنان ما در تاریکی،

00:08:32.680 --> 00:08:37.000
‫و آتش گرفتن ساختمون‌هامون یک اتفاق روزمره‌است.

00:08:37.000 --> 00:08:40.300
‫اقدامات اضطراری ما بی‌نقصه.

00:08:40.300 --> 00:08:43.250
‫هرچند، دیوار بزرگی مانع راه ماست.

00:08:43.250 --> 00:08:44.720
‫کلیسا.
‫درسته.

00:08:45.880 --> 00:08:49.400
‫اون‌ها ارتباطات بیشتری نسبت به ما در کشورهای مختلف دارن.

00:08:49.400 --> 00:08:51.630
‫آماده‌ان که در هر زمانی وارد عمل بشن.

00:08:51.630 --> 00:08:56.130
‫به‌خاطر همینه که ما باید قبل از اینکه تصمیم بگیرن حرکتی کنن
‫قضیه رو فیصله بدیم.

00:08:56.740 --> 00:09:02.560
‫معمولاً تا زمانی که نمی‌فهمیدیم چه کسی از بازرگانی مدیو
‫پشتیبانی می‌کنه حرکتی نمی‌کردیم.

00:09:02.560 --> 00:09:09.120
‫در اون صورت، می‌تونستیم برنامه مناسبی طرح کنیم و شاید حتی
‫از سرمایه اون‌ها هم بقاپیم.

00:09:09.120 --> 00:09:10.860
‫واقعاً جای تاسف داره.

00:09:12.690 --> 00:09:15.700
‫برای موفقیت و سلامتی‌تون دعا می‌کنم.

00:09:16.530 --> 00:09:18.450
‫مطمئناً از پسش برمیام.

00:09:19.580 --> 00:09:23.140
‫اسم رمزهای ما پیرئون و نومای هستن.

00:09:23.140 --> 00:09:24.720
‫دو تا از بزرگ‌ترین سکه‌های طلا؟

00:09:24.720 --> 00:09:26.160
‫بخت‌آور به‌نظر نمی‌رسه؟

00:09:40.230 --> 00:09:42.140
‫راه رو به‌خاطر سپردین؟

00:09:42.140 --> 00:09:43.340
‫وقتی برم زیر زمین،

00:09:43.340 --> 00:09:46.480
‫باید با لمس دیوار سمت راست به جلو پیش برم، درسته؟

00:09:46.480 --> 00:09:47.140
‫بله.

00:09:47.450 --> 00:09:49.730
‫لطفاً در پایان مسیر منتظر ما بمونید.

00:09:49.730 --> 00:09:52.940
‫ساختمان بالای اون نقطه، جایی‌ـه که هولو رو نگه می‌دارن درسته؟

00:09:52.940 --> 00:09:55.170
‫بله. اطلاعات ما موثق هستن.

00:09:55.170 --> 00:09:58.450
‫ما عملیات پس گرفتن‌شون رو با زنگ افتتاح بازار شروع می‌کنیم.

00:09:58.820 --> 00:10:03.660
‫اگر موفق بشیم، پوشش بالای سرتون باز می‌شه و
‫همراه‌تون به شما ملحق می‌شه.

00:10:03.660 --> 00:10:07.900
‫در اون لحظه اگر کلمه‌ی «راهه» رو شنیدید، صبر کنید تا همکارم
‫به شما بپیونده.

00:10:07.900 --> 00:10:12.000
‫اگر کلمه‌ی «پروسو» شنیدید، لطفاً بلافاصله از
‫مسیر برنامه‌ریزی شده فرار کنید.

00:10:12.000 --> 00:10:14.100
‫پس یا «سود» می‌کنیم یا «به خاک سیاه» می‌شینیم؟

00:10:14.100 --> 00:10:15.540
‫فهمیدنش آسونه نه؟

00:10:19.750 --> 00:10:21.330
‫دیگه وقتشه.

00:10:34.310 --> 00:10:35.780
‫خطرناک بود!

00:10:36.370 --> 00:10:37.570
‫بیشتر مراقب باش!
‫شرمنده!

00:10:40.590 --> 00:10:41.540
‫جناب لارنس.

00:10:42.030 --> 00:10:43.430
‫وقتشه.

00:10:52.890 --> 00:10:53.870
‫بجنبین!

00:11:04.220 --> 00:11:06.680
‫باورم نمی‌شه همه‌ی این‌ها رو آماده کردن...

00:11:08.540 --> 00:11:12.920
‫شنیده بودم کلیسا با تظاهر به گور کندن،

00:11:12.920 --> 00:11:15.750
‫مجراهای زیرزمینی برای جاسوسی و فرار مالیاتی حفر می‌کنه...

00:11:25.220 --> 00:11:26.810
‫باید همین‌جا باشه...

00:12:04.070 --> 00:12:07.430
‫خواهش می‌کنم، سختش نکن...

00:12:13.620 --> 00:12:15.730
‫برای چی دارم می‌لرزم؟!

00:12:40.910 --> 00:12:42.070
‫خیلی دارن لفتش می‌دن...

00:12:42.630 --> 00:12:44.980
‫نکنه جای اشتباهی اومدم؟

00:12:45.410 --> 00:12:46.430
‫راهه.

00:12:48.310 --> 00:12:49.280
‫راهه.
‫نومای!

00:12:51.140 --> 00:12:52.200
‫پیرئون.

00:13:01.710 --> 00:13:02.670
‫هولو!

00:13:03.950 --> 00:13:07.090
‫می‌خوای این‌ها رو برداریم و یه سرقت جلوه‌ش بدیم؟

00:13:07.090 --> 00:13:08.020
‫بجنب!

00:13:08.730 --> 00:13:11.050
‫اگه از سر راه نری کنار، نمی‌تونم پایین بیام.

00:13:11.050 --> 00:13:11.520
‫هــــــــه؟

00:13:12.150 --> 00:13:14.470
‫با ــ باشه.

00:13:19.420 --> 00:13:20.300
‫هوــــ

00:13:20.980 --> 00:13:22.810
‫برای چی اونجا وایسادی؟

00:13:23.910 --> 00:13:27.410
‫این سهم توـــه. یالا برش دار و برو.

00:13:27.410 --> 00:13:29.030
‫با ـــ باشه!

00:14:09.670 --> 00:14:10.450
‫پیرئون.

00:14:12.250 --> 00:14:13.610
‫پیرئون!
‫نومای.

00:14:26.450 --> 00:14:28.340
‫مثل اینکه همه‌چی مرتبه...

00:14:33.580 --> 00:14:36.350
‫دنیای تجارت همیشه مملو از شگفتی‌هاست!

00:14:38.580 --> 00:14:40.100
‫یه‌نفر دیگه هم بود.

00:14:40.100 --> 00:14:42.440
‫اون از یه راه خروجی دیگه بیرون می‌ره.

00:14:42.830 --> 00:14:46.780
‫بعد اینکه یه‌سری اطلاعات درمورد بازرگانی مدیو
‫رو به یکی از رفقام رسوندم، شهر رو ترک می‌کنیم.

00:14:46.780 --> 00:14:48.140
‫خیلی تمیز بود.

00:14:48.140 --> 00:14:49.860
‫برای جفت‌تون آرزوی موفقیت می‌کنم.

00:14:51.890 --> 00:14:52.860
‫خالیه.

00:15:03.510 --> 00:15:05.150
‫خوش‌حالم که سالمی.

00:15:06.100 --> 00:15:08.660
‫خوش‌حالی که سالمم؟

00:15:09.210 --> 00:15:10.220
‫آره.

00:15:11.250 --> 00:15:13.220
‫اسممو بگو.

00:15:13.220 --> 00:15:14.760
‫هولو نیست دیگه؟

00:15:14.760 --> 00:15:16.310
‫هولو گرگ خردمند!

00:15:16.780 --> 00:15:22.720
‫می‌تونم اسم تمام افرادی رو که تابه‌حال
‫توی کل عمرم شرمگینم کردن، بگم!

00:15:22.720 --> 00:15:25.440
‫و حالا باید یه‌ اسم دیگه رو به‌خاطر بسپرم!

00:15:25.900 --> 00:15:27.400
‫و اون کسی نیست جز تو!

00:15:28.190 --> 00:15:30.400
‫صراحتاً بهت گفتم دیگه، نه؟

00:15:30.690 --> 00:15:32.820
‫که بیای دنبالم!

00:15:33.160 --> 00:15:34.890
‫آ ــ آره.

00:15:34.890 --> 00:15:36.330
‫من...

00:15:36.860 --> 00:15:40.410
‫من مطمئن بودم کسی که اومده دنبالم توئی و...

00:15:42.050 --> 00:15:44.830
‫فقط با فکر کردن بهش کفری می‌شم!

00:15:44.830 --> 00:15:47.130
‫نگو که، تو...

00:15:47.130 --> 00:15:51.800
‫اگه اسم خودت رو مرد می‌ذاری، باید
‫سینه سپر می‌کردی و هجوم می‌آوردی!

00:15:51.800 --> 00:15:54.840
‫به‌جاش رفتی توی سوراخ موش قایم شدی!

00:15:55.290 --> 00:15:59.110
‫باعث شدی بیخودی خار و خفیف بشم!

00:16:00.150 --> 00:16:02.310
‫اما، در امانی، مگه نه؟

00:16:06.870 --> 00:16:08.780
‫خوش‌حالم که در امانی.

00:16:14.740 --> 00:16:18.940
‫تاوقتی اون گندم رو دو دستی نگه داری، نمی‌تونم بمیرم.

00:16:19.740 --> 00:16:23.460
‫من ناز و خوشگلم. مردها آنی عاشقم می‌شن.

00:16:24.330 --> 00:16:28.880
‫اگرچه، هیچ مردی نتونست از پسم بربیاد.

00:16:28.880 --> 00:16:31.880
‫وقتی بهشون گفتم اگه بهم دست بزنن
‫اون چیزشون کنده می‌شه،

00:16:31.880 --> 00:16:34.420
‫همه‌شون از ترس رنگ‌شون مثل گچ سفید شد.

00:16:34.830 --> 00:16:36.260
‫هی...

00:16:38.550 --> 00:16:39.660
‫از دست تو.

00:16:40.210 --> 00:16:41.890
‫یه تافته‌ی جدابافته بود.

00:16:43.060 --> 00:16:47.150
‫به‌نظرت کی میون کسایی بود که منو دزدیدن؟

00:16:49.420 --> 00:16:51.060
‫کی بود؟

00:16:52.630 --> 00:16:53.650
‫یاره.

00:16:54.060 --> 00:16:55.160
‫می‌شناسیش، مگه نه؟
‫یاره؟!

00:16:56.410 --> 00:16:57.660
‫از دهکده‌ی پاسلوئه.

00:16:58.150 --> 00:17:00.910
‫گویا اسمم رو از دهن زرن شنیده.

00:17:01.300 --> 00:17:03.670
‫باهاش حرف زدی؟

00:17:04.420 --> 00:17:05.910
‫فقط یکم.

00:17:08.340 --> 00:17:10.670
‫به‌نظرت یاره چی بهم گفت؟

00:17:20.970 --> 00:17:24.730
‫اون یارو زرن گفت اسمت هولوــه.

00:17:26.180 --> 00:17:29.150
‫اون‌لحظه بود که فکر کردم ممکنه...

00:17:30.170 --> 00:17:32.610
‫خدای محصول دهکده‌ی ما باشی.

00:17:34.300 --> 00:17:36.070
‫واقعاً خودشی.

00:17:43.530 --> 00:17:46.660
‫من... راستش، من...

00:17:48.070 --> 00:17:50.490
‫رقت‌انگیز بود، ولی بابتش خیلی خوش‌حال شدم.

00:17:51.870 --> 00:17:55.220
‫ولی بلافاصله این حرفو بهم زد:

00:17:57.240 --> 00:18:00.970
‫دوران تلاش برای جلب محبتت به سر رسیده.

00:18:00.970 --> 00:18:04.310
‫دیگه لازم نیست نگران خلق‌وخوت باشیم.

00:18:04.860 --> 00:18:09.270
‫به کلیسا تحویلت می‌دیم و به دوران قدیم بدرود می‌گیم.

00:18:14.230 --> 00:18:18.230
‫به‌شدت رنجیده و غمگین شدم...

00:18:28.750 --> 00:18:31.390
‫خب، از یه منظر دیگه بهش فکر کن.

00:18:35.300 --> 00:18:38.970
‫درهرصورت، باید دهکده رو ترک می‌کردی تا به شمال برگردی.

00:18:39.330 --> 00:18:41.250
‫اگه از رفتنت ناراحت نیستن،

00:18:41.250 --> 00:18:43.390
‫پس موقع رفتن، به باد دشنام بگیرشون.

00:18:43.730 --> 00:18:45.780
‫این‌طوری می‌تونی راحت‌تر ازشون دل بکنی.

00:18:46.300 --> 00:18:48.640
‫اما وقتی می‌ری، تلافی‌ش رو سرشون دربیار.

00:18:48.640 --> 00:18:52.220
‫ما تاجریم. به‌شرطی که کاسبی کنیم، هیچ مشکلی نداریم.

00:18:55.150 --> 00:18:59.480
‫تاوقتی پول به‌دستمون نرسیده، نمی‌خندیم،
‫و تاوقتی ورشکست نشدیم، گریه نمی‌کنیم.

00:18:59.480 --> 00:19:00.510
‫و تو و من،

00:19:02.270 --> 00:19:03.910
‫قطعاً می‌خندیم.

00:19:12.470 --> 00:19:14.290
‫آه، حالم سرجاش اومد.

00:19:15.830 --> 00:19:19.300
‫صدها سال بود با کسی درست‌درمون حرف نزده بودم.

00:19:20.580 --> 00:19:23.140
‫توی کنترل احساساتم ضعیف شدم.

00:19:23.140 --> 00:19:25.570
‫اگرچه دوبار جلوی تو گریه‌م گرفته،

00:19:25.570 --> 00:19:27.810
‫اما مطمئنم تو چه کنارم بودی چه نبودی، من گریه می‌کردم.

00:19:28.120 --> 00:19:30.540
‫متوجه منظورم می‌شی؟

00:19:30.540 --> 00:19:32.180
‫سوءتفاهم نشه؟

00:19:32.180 --> 00:19:32.940
‫اوهوم.

00:19:33.290 --> 00:19:36.200
‫من فقط به‌خاطر پوله که دارم خودمو به آب و آتیش می‌زنم!

00:19:36.200 --> 00:19:40.200
‫کار ما اینه که تاوقتی تجارت‌خانه‌ی میلونه
‫معامله رو جوش نداده، دائم در فرار باشیم.

00:19:40.200 --> 00:19:43.200
‫اگه دم به دقیقه آبغوره بگیری، وبال گردنم می‌شی.

00:19:43.620 --> 00:19:47.660
‫برای همین حتی اگه تو نبودی، من...

00:19:51.070 --> 00:19:52.970
‫اصلاً منصفانه نیست.

00:19:53.540 --> 00:19:55.310
‫از موهبت‌های زن بودن، ها؟

00:19:59.330 --> 00:20:00.920
‫رسیدیم.

00:20:00.920 --> 00:20:03.820
‫شما دوتا سنگ‌هاتونو وا کندین؟

00:20:03.820 --> 00:20:04.930
‫نه هنوز.

00:20:05.890 --> 00:20:09.930
‫حامی بازرگانی مدیو، کنت اِرندوت ــه.

00:20:10.210 --> 00:20:12.730
‫تاجرهایی که توی قلمروی کنت، به خرید و فروشِ
‫گندم می‌پردازن، همون کسایی هستن که...

00:20:12.730 --> 00:20:14.650
‫برای جمع‌آوری سکه‌های نقره، هدف قرار گرفتن.

00:20:14.650 --> 00:20:16.650
‫لطفاً جناب مارل‌هایت رو درجریان بذارید.

00:20:16.650 --> 00:20:18.060
‫مشکلی نیست.

00:20:18.550 --> 00:20:21.820
‫الحق کسایی که ایده‌های پول‌ساز به ذهن‌شون می‌رسه،

00:20:21.820 --> 00:20:23.150
‫یه تفاوت‌هایی با بقیه دارن.

00:20:23.150 --> 00:20:25.380
‫منظورتون گوش‌های منه؟

00:20:26.680 --> 00:20:31.750
‫بعد از دیدن شما دوتا، هوس کردم دوباره بزنم تو کار تجارت.

00:20:32.990 --> 00:20:34.420
‫بهتره صرف نظر کنید.

00:20:35.250 --> 00:20:37.670
‫دست آخر گیر یکی مثل اون میفتین.

00:20:38.180 --> 00:20:41.970
‫بهتر، گاریِ یه گاری‌چی برای یه‌نفر زیادی بزرگه.

00:20:42.760 --> 00:20:44.840
‫والا به‌خدا از خدامه.

00:20:55.450 --> 00:20:58.530
‫منم از وقتی گیر تو افتادم، وضعیتم تعریفی نداشته.

00:21:00.060 --> 00:21:01.780
‫می‌دونستم، عادلانه بازی نمی‌کنی.

00:21:01.780 --> 00:21:04.070
‫ولی بازم نازم، مگه نه؟

00:21:05.660 --> 00:21:08.570
‫خب، درخصوص ناز بودنت حرفی نیست.

00:21:12.590 --> 00:21:13.750
‫خوش‌حالم.

00:21:16.100 --> 00:21:19.130
‫تو خودتم پسر نازی هستیا.

00:21:19.150 --> 00:21:26.150
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::

00:23:45.060 --> 00:23:50.070
قسمت ششم
تاجر و خدای بی‌منطق
‫قسمت بعدی: تاجر و خدای بی‌منطق