﻿WEBVTT

00:00:06.140 --> 00:00:08.330
‫التماس‌تون می‌کنم! لطفاً!

00:00:09.230 --> 00:00:11.570
‫چقدر آدم سمجی هستی!

00:00:11.570 --> 00:00:13.320
‫اینقدر محتاج پولی؟!

00:00:14.740 --> 00:00:18.570
‫لازم نیست پسش بدی. فقط گورتو گم کن
‫و دیگه هیچ‌وقت جلوی چشم‌هام آفتابی نشو!

00:00:22.550 --> 00:00:23.910
‫قرضش می‌گیرم...

00:00:23.930 --> 00:00:30.930
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:08.530 --> 00:02:10.510
‫اوه، می‌بینم زود برگشتی.

00:02:27.010 --> 00:02:28.040
‫هولو.

00:02:36.180 --> 00:02:37.130
‫متأسفم.

00:02:50.700 --> 00:02:53.150
‫دست‌تنها فقط همین‌قدر تونستم جور کنم.

00:02:54.730 --> 00:03:00.450
‫هنوز بیشتر از چهل لومیونه نیاز دارم،
‫ولی به بن‌بست خوردم.

00:03:00.990 --> 00:03:04.410
‫تنها راه دیگه‌ای که برای پول درآوردن به ذهنم
‫می‌رسه، امتحان‌کردنِ شانسم توی قمارخونه‌ست.

00:03:04.690 --> 00:03:10.030
‫باور دارم که پول اگه توی دست آدم
‫درستی باشه، به‌سرعت روش میاد.

00:03:10.030 --> 00:03:12.920
‫برای همین، ازت می‌خوام تو این پول رو نگه‌داری.

00:03:13.460 --> 00:03:18.850
‫و، اگه درهرصورت قراره شکست بخوریم،
‫همون بهتر که داروندارمون رو خرج کنیم.

00:03:19.390 --> 00:03:24.050
‫حتی اگه قرضم سنگین‌تر شه، فرقی به حال‌مون نمی‌کنه.

00:03:31.500 --> 00:03:34.820
‫هی! می‌خوام درو قفل کنم!

00:03:52.740 --> 00:03:53.980
‫احمق!

00:03:53.980 --> 00:03:55.630
‫زود باش برگرد بالا!

00:04:01.300 --> 00:04:02.840
‫چیزه...

00:04:04.510 --> 00:04:07.430
‫هم‌سفرم کیسه‌ی پولم رو از پنجره پرت کرد.

00:04:07.430 --> 00:04:09.590
‫ولمون کن بابا.

00:04:13.630 --> 00:04:14.650
‫احمق!

00:04:15.140 --> 00:04:16.150
‫ببخشید.

00:04:17.070 --> 00:04:17.980
‫پول...

00:04:18.980 --> 00:04:20.890
‫چطوری تونستی جورش کنی؟

00:04:20.890 --> 00:04:21.980
‫واقعاً‌ می‌خوای بدونی؟

00:04:24.220 --> 00:04:28.420
‫اگه پول ارزشمندت رو برمی‌داشتم و فلنگ رو
‫می‌بستم، می‌خواستی چیکار کنی؟

00:04:28.420 --> 00:04:31.060
‫من با درنظر گرفتن این موضوع، پول رو جور کردم.

00:04:31.940 --> 00:04:35.780
‫اگه به‌خاطر اشتباهم نتونم سر قولم بمونم،

00:04:36.210 --> 00:04:38.630
‫می‌خواستم حدأقل اگر شده مقداری بودجه‌ی سفر جور کنم...

00:04:40.670 --> 00:04:43.670
‫می‌خواستی بودجه‌ی سفر برام بذاری؟!

00:04:43.670 --> 00:04:45.550
‫آ ــ آره.

00:04:45.550 --> 00:04:49.220
‫بــ ــ با چه رویی همچین شر و وری می‌گی!

00:04:50.900 --> 00:04:52.680
‫مقصرش منم!

00:04:53.170 --> 00:04:55.930
‫اگه من نبودم، می‌تونستی پول قرض کنی!

00:04:55.930 --> 00:04:58.110
‫چرا تو عصبانی‌تر از من نیستی؟!

00:04:58.110 --> 00:05:00.920
‫من...

00:05:00.920 --> 00:05:02.990
‫من بودم که اشتباه کردم.

00:05:02.990 --> 00:05:05.530
‫تو چون نگرانم بودی، همراهم اومدی.

00:05:05.860 --> 00:05:08.070
‫چطور می‌تونم بابتش عصبانی‌ــــ

00:05:08.950 --> 00:05:11.910
‫احمقِ‌ خر!

00:05:16.740 --> 00:05:17.330
‫تو...

00:05:18.500 --> 00:05:19.130
‫بــ
 بپا!

00:05:41.950 --> 00:05:43.110
‫تو...

00:05:46.650 --> 00:05:48.240
‫زیادی خوش‌قلبی...

00:05:49.140 --> 00:05:50.970
‫خوش‌قلب؟

00:05:50.970 --> 00:05:52.330
‫دروغ می‌گم؟!

00:05:52.940 --> 00:05:57.460
‫چون‌که من همراهت اومدم، نتونستی پول قرض کنی...

00:05:58.140 --> 00:06:00.000
‫با این‌حال... با این‌حال...

00:06:00.000 --> 00:06:02.310
‫من دستت رو پس زدم.

00:06:02.750 --> 00:06:04.700
‫کارم اشتباه بود.

00:06:04.700 --> 00:06:08.380
‫ا ــ از روی خودخواهی،‌ مجبورت کردم منم با خودت ببری.

00:06:08.380 --> 00:06:11.640
‫حالا که کارهام به ضررت تموم شد،
‫تو باید عصبانی‌تر از من باشی!

00:06:14.050 --> 00:06:17.890
‫تازه، اگه این‌طوری ازم عذرخواهی کنی،‌ من...

00:06:18.250 --> 00:06:19.290
‫من...

00:06:19.890 --> 00:06:20.890
‫متأسفم.

00:06:21.490 --> 00:06:27.490
‫وقتی دستتو پس زدم، جدی فکر کردم
‫اشتباه جبران‌ناپذیری انجام دادم.

00:06:28.030 --> 00:06:31.410
‫واقعاً می‌خواستم بارها و بارها بابتش ازت عذرخواهی کنم.

00:06:32.030 --> 00:06:35.660
‫برای همین، گفتم باید هرکاری که از دستم برمیاد، انجام بدم.

00:06:35.960 --> 00:06:40.070
‫مثل اینکه کارهام نتیجه‌ی عکس داده. منو ببخش.

00:06:43.820 --> 00:06:44.800
‫تو...

00:06:46.270 --> 00:06:48.750
‫یه سؤال ازت دارم.

00:06:49.210 --> 00:06:54.970
‫چـ
 ــ چرا انقدر آدم خوش‌قلبی هستی؟

00:07:03.870 --> 00:07:05.650
‫احتمالاً‌ به‌خاطر شخصیتمه.

00:07:07.000 --> 00:07:08.530
‫تــ ــ‌ تو!

00:07:09.340 --> 00:07:11.260
‫باورم نمی‌شه!

00:07:11.260 --> 00:07:13.200
‫به‌طرز باورنکردنی‌ خوش‌قلبی!

00:07:13.540 --> 00:07:14.870
‫احمق!

00:07:17.250 --> 00:07:19.580
‫شــ ــ شخصیت؟

00:07:19.580 --> 00:07:21.040
‫گفتی شخصیت؟!

00:07:21.360 --> 00:07:24.200
‫یه مرد زرنگ حتی به دروغ هم که شده باید بگه،

00:07:24.200 --> 00:07:27.720
‫کارهاش از روی عشق و علاقه‌ست! احمق!

00:07:27.720 --> 00:07:29.140
‫بــ ــ ببخشید.
‫راستش، می‌دونی...

00:07:30.500 --> 00:07:32.930
‫گوش کن ببین چی می‌گم.

00:07:33.850 --> 00:07:36.650
‫گاهی اوقات آدم دلش می‌خواد
‫یه‌حرفی رو حتی اگه دروغ باشه، بشنوه...

00:07:36.650 --> 00:07:39.040
‫و گاهی اوقات دلش می‌خواد اینقدر طرف رو بزنه که...

00:07:39.040 --> 00:07:41.560
‫صورتش باد کنه، چون‌که خیلی‌دیر اون حرفو زده.

00:07:42.130 --> 00:07:44.440
‫به‌نظرت الان کدوم یکی از این مواقع ــه؟

00:07:45.370 --> 00:07:46.320
‫دومی...

00:07:46.320 --> 00:07:49.110
‫تاریخ آدمی به خوش‌قلبیِ تو به چشم ندیده!

00:07:49.440 --> 00:07:53.570
‫چندتا مرد توی دنیا پیدا می‌شه که درهمچین
‫موقعیتی، از گفتنِ کلمات عاشقانه به یه زن،

00:07:53.570 --> 00:07:57.510
‫و به‌راحتی اغفال کردنش، خودداری کنن؟

00:07:57.510 --> 00:08:01.290
‫ولی،‌ راحت می‌شه افکارت دراین‌مورد رو خوند.

00:08:02.730 --> 00:08:09.170
‫و، خب، به‌خاطر ذات خوبت می‌تونم
‫با خیال راحت باهات سفر کنم.

00:08:09.170 --> 00:08:13.130
‫شاید بهتر باشه هم خدا و هم خرما رو نخوام.

00:08:16.220 --> 00:08:19.620
‫ولی بازم،‌ واقعاً دلم می‌خواست اون کلمات رو بشنوم.

00:08:20.450 --> 00:08:22.310
‫پس، بیا یه‌بار دیگه امتحان کنیم.

00:08:23.220 --> 00:08:26.530
‫چرا انقدر خوش‌قلبی؟

00:08:29.610 --> 00:08:31.780
‫چون‌که تو با همه برام فرق داری.

00:09:07.740 --> 00:09:10.820
‫ای وای من. معلوم هست داریم چیکار می‌کنیم؟

00:09:10.820 --> 00:09:13.030
‫خودت خواستی انجامش بدیم!

00:09:14.510 --> 00:09:17.740
‫خب، تمرین خوبی برات نشد؟

00:09:18.040 --> 00:09:19.370
‫ای بابا...

00:09:19.370 --> 00:09:21.130
‫ولی می‌دونی چیه...

00:09:22.020 --> 00:09:24.620
‫دفعه‌ی بعد، باید ناراحتم کنی.

00:09:24.620 --> 00:09:27.620
‫خوش‌حالم که آدم باملاحظه‌ای هستی،

00:09:27.620 --> 00:09:32.890
‫ولی شاید اگه از کوره در بریم و باهم جروبحث
‫کنیم، اختلافات‌مون سریع‌تر حل بشن.

00:09:32.890 --> 00:09:33.710
‫خیلی‌خب.

00:09:34.940 --> 00:09:38.840
‫انتظارات بالات از ذکاوت من کاملاً بجا بود.

00:09:38.840 --> 00:09:42.310
‫چون‌که، یه ایده‌ی خوبی توی ذهنم دارم.

00:09:42.310 --> 00:09:43.090
‫چی؟!
‫چه ایده‌ای؟!

00:09:55.310 --> 00:09:56.900
‫لطفاً اینجا منتظر بمونید.

00:10:03.660 --> 00:10:05.890
‫همین‌جا کنارتم.

00:10:09.790 --> 00:10:10.580
‫آره.

00:10:17.830 --> 00:10:20.450
‫شنیدم یه کار مهم باهام دارین؟

00:10:21.670 --> 00:10:24.580
‫قاچاق طلا؟! حتماً شوخی‌تون گرفته.

00:10:24.580 --> 00:10:25.970
‫کاملاً جدی‌ گفتم.

00:10:29.040 --> 00:10:35.030
‫افرادی که در آستانه‌ی ورشکستگی قرار دارن، معمولاً
‫نقشه‌ی نسنجیده‌شون رو با یه نقشه‌ی ایده‌آل اشتباه می‌گیرن.

00:10:35.030 --> 00:10:38.570
‫اگه کسی‌که طلا قاچاق کرده، یه آدم شدیداً ماهر باشه، چی؟

00:10:39.770 --> 00:10:43.280
‫نقشه‌تون به‌هیچ‌وجه عملی نیست.

00:10:43.280 --> 00:10:48.560
‫اگه همچین شخص ماهری وجود داشت،
‫تنهایی خروار خروار پول درمی‌آورد.

00:10:48.560 --> 00:10:52.460
‫اگه این شخص شدیداً ماهر، آنچنان درآمدی نداشته باشه، چی؟

00:10:52.730 --> 00:10:56.740
‫اگه اینقدر که می‌گید ماهره، مطمئناً می‌تونه
‫بدون‌دردسر یه‌جایی توی شهر دستشو بند کنه.

00:10:56.740 --> 00:11:00.630
‫اگه ماهر باشه، درآمدش کم باشه،

00:11:00.630 --> 00:11:04.300
‫و به‌شدت محتاج پول باشه، چی؟

00:11:04.720 --> 00:11:09.820
‫از همه مهم‌تر، این شخص از کارفرمای فعلی‌ش ناراضی‌ــه...

00:11:09.820 --> 00:11:13.610
‫و کارفرماشم کلیساست.

00:11:13.610 --> 00:11:17.360
‫اگه بهش بفهمونم که طلا قاچاق‌کردن
‫عملی علیه کلیسا محسوب می‌شه،

00:11:17.360 --> 00:11:19.400
‫قطع به یقین راضی با این‌کار موافقت می‌کنه.

00:11:19.400 --> 00:11:21.490
‫احتمال خیانت صفره.

00:11:21.490 --> 00:11:25.760
‫پــ ــ‌ پس، چرا فقط خودتون طلا قاچاق نمی‌کنید؟

00:11:25.760 --> 00:11:28.290
‫دلیلی نداره بیاین سراغ من!

00:11:28.290 --> 00:11:30.080
‫دوتا دلیل داره.

00:11:30.080 --> 00:11:35.110
‫اول اینکه، مهلت پرداخت بدهی‌ام به شما امروز تموم می‌شه.

00:11:35.830 --> 00:11:37.310
‫و دوم اینکه...

00:11:39.590 --> 00:11:43.180
‫فعلاً این همه‌ی پولیه که دارم.

00:11:45.470 --> 00:11:47.800
‫بعد یه‌روز صبح تا شب سگ دو زدن،

00:11:47.800 --> 00:11:50.210
‫فقط تونستم سه و دوهفتم لومیونه جور کنم.

00:11:50.210 --> 00:11:52.280
‫این تمام دارایی‌مه.

00:11:52.280 --> 00:11:55.200
‫می‌خوام از این پول به‌عنوان ضمانت برای پیشنهادم استفاده کنم.

00:11:55.200 --> 00:11:59.020
‫و، ازتون می‌خوام بهم مهلت بیشتری برای پرداخت بدهی‌ام بدید،

00:11:59.020 --> 00:12:02.280
‫و سرمایه‌ی کافی برای خرید طلا تأمین کنید.

00:12:02.580 --> 00:12:03.410
‫چی؟!

00:12:06.980 --> 00:12:08.180
‫عالی‌جناب.

00:12:08.830 --> 00:12:10.950
‫وقت واسه تردیدکردن دارید؟

00:12:11.810 --> 00:12:15.460
‫مثل اینکه یه‌نفر دیگه هم همین‌الان رفت.

00:12:15.460 --> 00:12:17.570
‫اشکالی نداره این پا و اون پا کنید؟

00:12:18.630 --> 00:12:23.410
‫از اونجایی که گوش‌های من به‌شدت تیزن،
‫می‌تونم به‌راحتی صدای زمزمه‌هاشون رو بشنوم.

00:12:23.410 --> 00:12:27.290
‫توی اتاقِ طبقه‌ی پایین‌، یه‌سری افراد
‫برنامه دارن ول‌تون کنن و فلنگ رو ببندن.

00:12:27.290 --> 00:12:29.310
‫دوست دارید حرف‌هاشونو مو به مو تکرار کنم؟

00:12:31.820 --> 00:12:35.440
‫که اینطور. سقوط بازار زره، خسارت جدی
‫به این تجارت‌خونه وارد کرده.

00:12:35.960 --> 00:12:42.460
‫دارن می‌گن، «بیاید فرار کنیم. به اینجا
‫امیدی نیست. بیاید بقیه رو هم جمع کنیم.»

00:12:42.890 --> 00:12:44.530
‫با این وضع، این تجارت...

00:12:44.530 --> 00:12:45.830
‫بس کن!

00:12:50.090 --> 00:12:52.290
‫نظرتون چیه جناب رمریو؟

00:12:52.620 --> 00:12:58.370
‫اگر شما صبرکنید تا من پول رو پس بدم و تخفیف معقولی
‫در این معامله بگیرم...

00:12:58.710 --> 00:13:02.550
‫مطمئنم برای شما هم معامله بدی نیست.

00:13:03.230 --> 00:13:05.980
‫نظرتون چیه، جناب رمریو؟

00:13:18.850 --> 00:13:20.230
‫انجامش می‌دم.

00:13:24.990 --> 00:13:27.250
‫باشد که خداوند از اعمال ما چشم‌پوشی کند...

00:13:36.620 --> 00:13:38.380
‫به لیبرت بگو بیاد اینجا.

00:13:39.020 --> 00:13:43.340
‫برام عجیب بود که سرمایه کافی برای خرید طلا داشت.

00:13:43.340 --> 00:13:46.560
‫بیشتر تجارت‌خانه‌ها برای جبران زیان‌های حاد و غیر‌منتظره

00:13:46.560 --> 00:13:49.340
‫سرمایه‌های شدیداً محافظت‌شده و اضطراری‌ای کنار می‌ذارن.

00:13:49.660 --> 00:13:51.800
‫من می‌خواستم از اون سرمایه‌ها برداشت کنم.

00:13:51.800 --> 00:13:53.310
‫که‌اینطور.

00:13:53.310 --> 00:13:54.500
‫خب حالا.

00:13:55.230 --> 00:13:57.560
‫چقدر به گول زدن اون دختر جوون دلگرمی؟

00:13:57.560 --> 00:13:59.610
‫اینجوری نگو.

00:13:59.610 --> 00:14:01.170
‫اشتباه می‌کنم؟

00:14:01.620 --> 00:14:02.940
‫نه خب.

00:14:02.940 --> 00:14:05.410
‫تو زیادی خوش‌ذاتی.

00:14:05.410 --> 00:14:11.210
‫ولی خب، من می‌تونم به‌خاطر خوش‌ذاتی تو سرخوش سفر کنم.

00:14:11.910 --> 00:14:14.950
‫می‌تونم به جای تو برم راضیش کنم.

00:14:15.380 --> 00:14:18.000
‫باید کاری کنم که یکم به‌درد بخورم.

00:14:18.250 --> 00:14:20.300
‫هنوز بابت دیروز اذیتی؟

00:14:20.300 --> 00:14:21.500
‫نه اصلاً...

00:14:21.500 --> 00:14:26.420
‫کی می‌دونه اگه همین یکم پیش رمریو رو تحت فشار نمی‌ذاشتی چی می‌شد.

00:14:26.840 --> 00:14:28.940
‫خیلی هم به‌درد بخور بودی.

00:14:28.940 --> 00:14:30.100
‫واقعاً؟

00:14:31.540 --> 00:14:37.100
‫من کسی‌ام که با طمع محصولی که دیگه تو بازار سقوط کرده بود کور شده بودم.

00:14:37.440 --> 00:14:39.390
‫خودم متقاعدش می‌کنم.

00:14:40.350 --> 00:14:44.050
‫تازه، اگه واسه هر چیز کوچیکی ازت کمک بگیرم،

00:14:44.050 --> 00:14:46.780
‫کی می‌دونه بعداً چقدر می‌خوای ازم سواستفاده کنی.

00:14:49.270 --> 00:14:50.490
‫ای بابا.

00:14:50.490 --> 00:14:54.800
‫امیدوار بودم تا خرخره بدهکارم بشی که بعداً بیشتر گیرم بیاد.

00:14:54.800 --> 00:14:56.080
‫نزدیک بود.

00:14:56.080 --> 00:14:58.180
‫تقریباً خر شده بودم.

00:15:07.070 --> 00:15:08.220
‫سلام!
‫ها؟

00:15:09.970 --> 00:15:11.130
‫عا...

00:15:11.890 --> 00:15:14.650
‫جناب لارنس و خانم هولو؟

00:15:14.650 --> 00:15:16.860
‫باورم نمی‌شه رو‌به‌روی کلیسا بهم برخوردیم!

00:15:16.860 --> 00:15:18.680
‫حتماً خداوند ما رو سر راه هم قرار داده!

00:15:18.680 --> 00:15:21.290
‫حتی منم با همچین حرف‌هایی گول نمی‌خورم.

00:15:21.290 --> 00:15:22.350
‫خوبه که این رو می‌شنوم.

00:15:22.740 --> 00:15:26.690
‫شنیدم افرادی درحین مراسم کلیسا زیادی شراب می‌خورن و...

00:15:27.010 --> 00:15:30.480
‫من نمی‌تونم زیاد بنوشم، برای همین به‌ندرت خودم سمت شراب می‌رم.

00:15:30.480 --> 00:15:31.360
‫پس، عا...

00:15:31.360 --> 00:15:33.320
‫راستش، می‌خواستم کاری بهت پیشنهاد بدم.

00:15:33.320 --> 00:15:34.810
‫واقعاً؟!

00:15:39.080 --> 00:15:41.060
‫بهتره جای دیگه‌ای راجع‌بهش صحبت کنیم.

00:15:41.910 --> 00:15:42.930
‫بله.

00:15:44.660 --> 00:15:46.110
‫به‌سلامتی تجدید دیدارمون.

00:15:54.340 --> 00:15:58.050
‫خب، گفته بودی می‌تونی تا لامترا بری خانم نورا؟

00:15:58.050 --> 00:16:00.360
‫بـ-بله، می‌تونم.

00:16:00.360 --> 00:16:02.300
‫حتی زمان گله‌داری گوسفندها؟

00:16:02.300 --> 00:16:04.270
‫تا وقتی زیاد نباشن...

00:16:07.380 --> 00:16:12.240
‫کاری هست که دوست دارم تو رو براش استخدام کنم.
‫بیست لومیونه حقوقشه.

00:16:12.500 --> 00:16:14.690
‫بـ-بیست؟!

00:16:14.690 --> 00:16:16.990
‫ولی اون مقدار فقط به‌شرطی‌ـه که موفق بشیم.

00:16:17.340 --> 00:16:20.330
‫کار خطرناکی‌
ه، برای همین اگر شکست بخوریم حقوقی درکار نیست.

00:16:23.810 --> 00:16:28.830
‫کار تو اینه که گوسفندهات رو ببری اونجا و سالم همراهشون برگردی.

00:16:29.810 --> 00:16:33.320
‫مهارت‌های گله‌داریت به‌عنوان یه چوپان تنها چیزی‌ـه که لازمه.

00:16:33.320 --> 00:16:34.800
‫پس، چرا...
‫اما!

00:16:35.870 --> 00:16:37.720
‫اما قراره خیلی خطرناک باشه.

00:16:37.720 --> 00:16:40.420
‫اندازه‌ای که به حقوقش بخوره خطرناکه.

00:16:40.720 --> 00:16:44.870
‫در بیشترین حالت، هزینه‌ی پیوستن به انجمن خیاطان یک لومیونه‌است.

00:16:45.260 --> 00:16:46.170
‫اگر بیست لومیونه داشته باشی،

00:16:46.170 --> 00:16:49.110
‫می‌تونی بدون نگرانی راجع‌به هزینه‌های ضروری زندگی کار کنی.

00:16:50.460 --> 00:16:53.860
‫درواقع، ممکنه حتی بتونی تا مرتبه‌ی استاد خیاط راهت رو باز کنی.

00:16:54.140 --> 00:16:57.570
‫بعد، تو می‌شی صاحب فروشگاه لباس نورا.

00:17:03.700 --> 00:17:05.160
‫عا، راستی.

00:17:05.160 --> 00:17:08.690
‫می‌خوای اینجا به انجمن ملحق بشی؟

00:17:08.690 --> 00:17:12.440
‫نـ-نه، قصد داشتم تو شهر دیگه‌ای ثبت‌نام کنم.

00:17:12.440 --> 00:17:13.670
‫که‌اینطور.

00:17:14.010 --> 00:17:17.610
‫از اونجایی که این شهر خیلی بزرگه، بهتر نیست همین‌جا ثبت‌نام کنی؟

00:17:17.610 --> 00:17:21.350
‫زندگی کردن تو یه شهر جدید که هیچ‌کس نمی‌شناستت سخت می‌شه.

00:17:24.430 --> 00:17:29.650
‫البته، مطمئنم نمی‌خوای با کلیسای این شهر درگیر باشی.

00:17:29.650 --> 00:17:34.440
‫هـ-همچین چیزی نیست...

00:17:34.440 --> 00:17:41.740
‫هرچی بیشتر تلاش کنی تا از گوسفندهای ارزشمند اونا محافظت کنی،

00:17:41.740 --> 00:17:45.870
‫بیشتر بهت مشکوک‌ می‌شن که یه مرتد با قدرت‌های شیطانی باشی.

00:17:45.870 --> 00:17:47.060
‫اشتباه می‌کنم؟

00:17:48.500 --> 00:17:52.380
‫اونا با فرستادنت به مناطق خطرناکی که

00:17:52.380 --> 00:17:56.670
‫بقیه چوپان‌ها هیچ‌وقت اونجا نمی‌رن، سعی می‌کنن ظاهر حقیقت رو
‫برملا کنن.

00:17:57.690 --> 00:18:01.660
‫مطمئنم کشیش اینجا انقدر به مکان‌های خطرناک می‌فرستت

00:18:01.660 --> 00:18:05.550
‫تا مورد حمله‌ی گرگ‌ها یا مزدوران قرار بگیری.

00:18:05.550 --> 00:18:10.110
‫همیشه شک‌شون به مرتد بودنت رو ادامه می‌دن.

00:18:10.500 --> 00:18:12.750
‫من هم همچین تجربه‌ای داشتم.

00:18:13.220 --> 00:18:14.400
‫بذار باهات روراست باشم.

00:18:15.650 --> 00:18:17.820
‫کلیسای اینجا حتی از خوک‌ها هم بدتره.

00:18:19.130 --> 00:18:22.200
‫پس، قرارمون رو گذاشتیم.

00:18:25.410 --> 00:18:28.240
‫یکم برای کلیسا دردسر می‌تراشی، یه مقدار پول درمیاری،

00:18:28.240 --> 00:18:29.580
‫و می‌ری به یه شهر دیگه.

00:18:29.940 --> 00:18:31.290
‫نقشه اینه.

00:18:37.110 --> 00:18:38.380
‫طلا قاچاق می‌کنیم.

00:18:42.350 --> 00:18:45.930
‫ولی، من چه فایده‌ای براتون دارم؟

00:18:48.390 --> 00:18:54.880
‫همونطور که می‌دونی، این شهر خیلی درباره‌ی قاچاق طلا سختگیره.

00:18:54.880 --> 00:18:55.780
‫بله...

00:18:56.060 --> 00:19:00.290
‫ما نقشه داریم که طلا رو زیر شکم گوسفندها مخفی کنیم

00:19:00.290 --> 00:19:03.780
‫و مخفیانه بدون اینکه گیر بیفتیم مقدار زیادی طلا وارد کنیم.

00:19:05.530 --> 00:19:06.620
‫که‌اینطور.

00:19:06.620 --> 00:19:12.540
‫اما، قیمت طلا در همه شهرک‌های تحت‌تاثیر این شهر کمرشکنه.

00:19:12.540 --> 00:19:14.880
‫ولی یک استثنا وجود داره.

00:19:15.250 --> 00:19:17.510
‫شهرک ‌بی‌دین، لامترا.

00:19:17.920 --> 00:19:21.090
‫افراد زیادی از راه امن به لامترا سفر می‌کنن،

00:19:21.090 --> 00:19:25.260
‫و اونجا مدت زیادی‌ـه که قلمروی امنی برای چوپان‌های دیگه بوده.

00:19:25.560 --> 00:19:28.220
‫برای همینه که تورو انتخاب کردم خانم نورا.

00:19:28.220 --> 00:19:32.800
‫هیچ‌کس برای سفر کردن از مناطق خلوت با گوسفندهات بهت مشکوک نمی‌شه.

00:19:32.800 --> 00:19:36.980
‫بعلاوه، از کوتاه‌ترین مسیر به لامترا می‌ری.

00:19:36.980 --> 00:19:43.350
‫همچنین، این بهترین فرصته که از کلیسا انتقام بگیری.

00:19:43.620 --> 00:19:46.600
‫واردات و صادرات طلا، به‌همراه کمک‌های مالی،

00:19:46.600 --> 00:19:48.370
‫بزرگ‌ترین منابع درآمد کلیسا هستن.

00:19:48.370 --> 00:19:52.040
‫اما، اگر گیرمون بندازن به‌شدت مجازات می‌شیم.

00:19:52.040 --> 00:19:56.090
‫بعد از تموم کردن این کار، باید این شهر رو ترک کنیم تا
‫امنیت خودمون رو تضمین کنیم.

00:19:56.610 --> 00:19:59.870
‫اما، جایزه‌اش بیست لومیونه خواهد بود.

00:20:13.190 --> 00:20:15.310
‫لطفاً این کار رو به من بسپارید.

00:20:26.010 --> 00:20:27.570
‫مشتاقم باهات همکاری کنم.

00:20:28.330 --> 00:20:29.460
‫همچنین.

00:20:33.080 --> 00:20:35.580
‫پس، بیا راجع‌به جزئیات بیشتر صحبت کنیم.

00:20:36.580 --> 00:20:39.590
‫هی، پس چرا سرحال‌تر نشدی؟

00:20:39.920 --> 00:20:42.010
‫اوضاع که خوب پیش رفت.

00:20:42.830 --> 00:20:48.000
‫مهم نیست پای چقدر سود وسط باشه، هیچ‌وقت ارزشش انقدر نیست که
‫سر زندگیت قمار کنی.

00:20:48.000 --> 00:20:49.640
‫خب، درسته.

00:20:49.640 --> 00:20:54.100
‫و من فقط درمورد سودی که وسطه حرف زدم. این عملاً شیادی‌ـه.

00:20:54.590 --> 00:20:58.800
‫طبیعی‌ـه به تاجری که یه قرارداد نا‌مطلوب رو با کسی امضا کنه بگی احمق.

00:20:58.800 --> 00:20:59.820
‫ولی اون یه تاجر نیست.

00:21:00.420 --> 00:21:02.220
‫فقط یه چوپان جوونه!

00:21:03.950 --> 00:21:07.200
‫واقعاً به شکل ناامیدانه‌ای خوش‌ذاتی.

00:21:07.570 --> 00:21:11.870
‫اون دختر گوسفندی نیست که به‌عنوان طعمه شکار و خورده بشه.

00:21:12.340 --> 00:21:17.960
‫یه گوسفند جسوره که خودش تصمیم گرفته بپره تو قلمروی حیوون‌های وحشی.

00:21:17.960 --> 00:21:22.370
‫ممکنه یه حیوون دیگه باشه که پوست گوسفند به‌تن کرده.

00:21:23.840 --> 00:21:28.150
‫نمی‌خوام اینو بگم، ولی اون یه چوپان بااستعداده.

00:21:28.540 --> 00:21:31.690
‫البته، تو خودتم همچین بد نیستی.

00:21:32.180 --> 00:21:33.290
‫که‌اینطور.

00:21:33.290 --> 00:21:36.690
‫گرچه، تو هم کسی نیستی که دست‌کم گرفته بشه.

00:21:36.940 --> 00:21:38.170
‫معلومه.

00:21:38.170 --> 00:21:40.480
‫مراقب باش خام جذابیم نشی.

00:21:42.340 --> 00:21:43.740
‫مشتاقانه منتظر می‌مونم.

00:21:43.740 --> 00:21:47.860
‫بازم، باید حسابی تلاش کنیم تا مطمئن بشیم تهش همه می‌تونیم
‫به این قضیه بخندیم.

00:21:47.860 --> 00:21:49.460
‫طرز فکر منطقی‌ایه.

00:21:49.460 --> 00:21:50.420
‫هرچند...

00:21:52.080 --> 00:21:56.160
‫به‌نظر من خنده‌ی ما دوتا به‌تنهایی جذاب‌ترینه.

00:21:59.650 --> 00:22:03.960
‫فکر جالبی‌ـه، ولی من امیدوارم همه باهم بتونن بخندن.

00:22:06.010 --> 00:22:09.080
‫تو فقط زیادی خوش‌ذاتی.

00:22:09.080 --> 00:22:09.890
‫خوب نیست؟
‫بچه نشو.

00:22:15.000 --> 00:22:22.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:45.860 --> 00:23:49.670
‫قسمت بعدی: بیشه‌زار گرگ‌ها و باران سرد.

00:00:32.470 --> 00:00:43.150
ادویه و گرگ

00:02:03.260 --> 00:02:08.100
قسمت دهم
خرد گرگ و چرب‌زبانی تاجر

00:23:45.020 --> 00:23:50.030
قسمت یازدهم
بیشه‌زار گرگ‌ها و باران سرد